Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.:: زیرنویس از مصطفی ::.
.:: Telegram: @MoFaBox ::.
«هرگونه کپیبرداری بدون ذکر نام منتشرکننده ممنوع است»
...افسانههایی هست دربارهی آدمهایی
...که با استعداد موسیقی چنان خالصی به دنیا میان
که میتونن پردهی بین زندگی و مرگ رو سوراخ کنن
و ارواح رو از گذشته و آینده احضار کنن
تو ایرلند باستان، بهشون میگفتن فیلی
تو سرزمین چوکتاو، بهشون میگن نگهبانان آتش
تو غرب آفریقا هم بهشون میگن گِریوت ها
...این استعداد میتونه شفا به جوامعشون بیاره
ولی شر رو هم جذب میکنه
!سمی روثی!
نه، نه
بیا پسرم
اشکالی نداره
!سمی
...پسرم ندای گناه رو حس کرده
...ولی خدای مهربون از ما خواسته که صیاد آدمهای گناهکار باشیم
و راه رو نشونشون بدیم
میخوام پیش من و جلوی این جماعت قسم بخوری
که راههای گناه رو همونجا که هست ول میکنی
میخوام همین حالا قول بدی
گیتارو بنداز، ساموئل
به نام خدا!
ولش کن، ساموئل
بذارش زمین
امشب گیتار میزنی؟
صبح بخیر، خانم بئاتریس
...میخوای بهم بگی کجا میری اجرا کنی
یا باید از این و اون بشنوم؟
روز خوبی داشته باش، بئاتریس
فردا صبح تو مراسم می بینمت
خب، پس از این و اون میشنوم
صبح بخیر، مامان
صبح بخیر، عزیزم
اونو نزن به بدنت، سمی
بیخیال مامان، صابون صابونه
پوستتو خشک میکنه
تا خیسه اینو میمالم بهش
پسر، تو عقلت به اندازهی یه غاز هم نیست
هی، مامان گفت پاشو
صبح بخیر، سمی
نمیخوام بیدار شم
جورج، یادت رفت
تو هاگوودیای؟
شماها دوقلو اید؟
نه، ما پسرعمو ایم
خب، اینم از این
اون قدیما تو اوج کارش یه عالمه چوب جابجا می کرد,
کارگرا طبقهی بالا زندگی میکردن
هی، شماها میخواین با این جا چیکار کنین؟
این کفها رو شستین؟
آره
چی روش بود؟
فکر کردم حسابی قصد خریدشو دارین
،هر چی بیشتر با شماها حرف میزنم کمتر مطمئنم
که شما پسرا جدی هستین
اینجا هیچ "پسر"ی نیست
همه مرد گنده ایم
پول مردونه و گلوله مردونه
منظوری نداشتم
اینجا پایین شهر اینجوی حرف می زنیم
میخوایمش
کارگاه چوببری، تجهیزات، و زمینی که روش وایسادی
خب، لعنتی
حالا، خوب بفهم، این آخرین پولیه که از ما میبینی
و اگر تو یا هر کدام از رفقایت را در گروه "کیلن" ببینیم
که از مرزهای املاک ما رد بشه همونجا میکشیمشون
لعنتی,
کلین" دیگه وجود نداره"
صبح بخیر، بابا
زود پاشدی، پسر
،همونطور که خودت میگی بپر رو کار
نذار کار بپره روت
درسته
سهمیه امروزم رو تموم کردم
آره، من آوردمش اینجا
میخوام فردا کمکم کنی موعظهمو بخونم
اول قرنتیان، فصل ده، آیه سیزده
بخون
هیچ وسوسه ای به سراغ شما نیومده، جز اونایی که
برای همه آدما معمولیه
خدا وفاداره
نمیذاره بیشتر از توانت وسوسه بشی
ولی وقتی وسوسه شدین، یه راه فرار هم میذاره
که بتونین تحمل کنین
حالا بابا، اگه اشکالی نداره، دیرم شده
برای چی دیرت شده، پسر؟
کجا باید بری که مهم تر از اینه که تو خونه خدا باشی؟
تمام هفته رو کار کردم، پدر
میخوام یه روز از اینا آزاد باشم
...برای اینکه موسقی بزنی؟ برای مست ها؟ برای زنبازا؟
و از زیر بار مسئولیت خونوادشون شونه خالی می کنن
که برن رو همدیگه عرق بریزن
فردا صبح برای مراسم برمیگردم
پسرم،
اگه به رقصیدن با شیطان ادامه بدی،
یه روز دنبالت تا خونه میاد
هی، پسر عمو کوچولو، بیا بیرون
دو دلار اینجا منتظر یه ده سنتیه
سم
نگران نباش عمو جید
سالم برش میگردونیم
حالت چطوره؟
بابات باهات خوب رفتار می کنه؟
یعنی دست روت بلند نمی کنه که؟
نه بابا
نه خیلی
با کوچیکا چطور؟
فقط وقتی حقشونه
خب، معمولاً مامان کتکشون میزنه
خوبه
عمو جید همیشه خوب بوده
آره
خب، از شیکاگو بگو
شنیدم اونجا دیگه جیم کرو نیست (اشاره به قوانین جیم کرو)
سیاهپوستا هر جا دلشون بخواد میتونن برن
گوش کن پسر، نمیتونی هر چی میشنوی رو باور کنی
شهر با این رویاپردازی ها سرت رو پر میکنه
من و پسر عموت، راستشو بهت میگیم
شیکاگو هیچ گهی نیست جز میسیسیپی با ساختمونای بلند
جای مزرعههای پنبه
واسه همین برگشتیم خونه
گفتیم با همون شیطونی سر و کله بزنیم که میشناسیم
تکون نخور
چطوره اون کامیون رو به ما بدی؟
لعنتی
...سفید پوسته دیر اومد
برنامهمونو عقب انداخت
فکر کنم امشب فقط آماده کنیم
افتتاحیه رو آخر هفته بذاریم
نه، به درک
باید امشب باشه,
افتتاحیه بزرگ
باید با یه سر و صدا شروع کنیم
یا با یه تیر خطا شروع کنیم.-
آسمونو نگاه کن
چه روز خوبیه برای آزاد بودن، نه؟
یه جوکجوینت برای خودمون (مکان تفریحی غیررسمی برای آفریقایی-آمریکاییها)
مال ما، برای ما همونی که همیشه میخواستیم
تنها راهمون اینه که جدا بشیم
خب، کی قراره مراقب کامیون باشه وقتی من اونجام با چاوز حرف میزنم؟
فقط بذار ببینن تویی
استک، ما خیلی وقته غیبمون زده
هفت سال اونقدر زیاد نیست که ما رو فراموش کنن
باشه
مراقب این احمق باش که دردسر درست نکنه
حالا دیگه اونقدر بزرگ شدی که با من روبرو بشی؟
کاری که از دستم بر بیاد رو میکنم
نه، کاری رو می کنی که بهت گفتم
چشماتو باز نگه دار، هر کی زیاد زل زد رو زیر نظر بگیر
این سیاه پوست بلد نیست از خودش مراقبت کنه
- دوستت دارم منم دوستت دارم-
مراقب باش
حتما
تو با من بیا
هی، دختر کوچولو
بیا اینجا
اهل کجایی؟
شلبی
اسم دوقلوهای اسموک استک رو شنیدی؟
معلومه
خوبه
من اسموکم
نه، نه، نه، نه، نه
تو دردسر نیستی
ببین، می خوام یه پولی بذارم تو جیبت
میخوام بیای تو این کامیون بشینی
اگه کسی اومد، یه کم زیادی نگات کرد
می خوام رو این بوق فشار بدی، اوکی؟
می تونی این کارو برام بکنی؟
ساعت بلدی بخونی؟
برای هر دقیقه ای که نیستم ده سنت بهت می دم
به نظرت خوبه؟
بله آقا
نه خانم
حالا داریم درباره عدد حرف میزنیم
و عددها همیشه باید باهم گپ بزنن
متوجه ای؟
باید چونه بزنی
خب، ده سنت به کارت نمیاد
یه قیمت دیگه بگو
پنجاه سنت؟
بیست سنت
بهترین پیشنهادمه. قبوله؟
خوبه
بپر تو
یادت باشه، اون بوق رو بزن
تو لیزا کوچولو نیستی، هستی؟
همونم
بابات اینجاست؟
بابا؟
چیه؟
بو چاو
!ببین کی پیداش شد
چه کاری از دستم برات برمیاد؟
امشب یه مراسم گنده داریم
چی لازم داری؟
برای صد نفر گربهماهی میخوام
شیکاگو خوب حال کردین؟
اوهوم
راجع به یه سری از اون کازینوها شنیدم
کلی سود کردین؟
کردیم
فقط نه اون جوری که تو فکر می کنی
چه جوری منظورته؟
لعنتی
!دارن میدزدن
اوهوم
مواظب انگشتام باش
دارم مطمئن می شم اون آشغالا رو نبینن
برو مال خودتو وردار، مرد
دارم سعی میکنم کمک تو کنم
نگاش کن مرد
کجا داری میری، سیاه؟
شرط می بندم این گلوله زودتر به تو برسه
تو بهم تیر زدی ...مادرجن
او او او
اسموک
تری؟
پسر حالت چطوره؟
قبل از اینکه تیر بزنی تو کونم بهتر بودم
چرا می خواستی از کامیونم دزدی کنی؟
این کامیون توئه؟
نمی دونستم کامیون توئه
قسم می خورم اسموک
!گوه نخور
بهت گفتم مال اونه
وایسا، وایسا، اسموک
فکر کردم دروغ می گه
شماها قرار بود توی شیکاگو برای کاپون کار کنین
آره، حالا برگشتیم
لعنتی!
برای چی اینکارو کردی؟
نمی شه یه سیاه پوست بیاد بگه نزدیک بود از دوقلوها بدزده
بدون اینکه لنگ بزنه
کی منو پانسمان می کنه؟
لعنتی!
من که پولی ندارم
اگه عفونت کنم یا یه همچین کوفتی بگیرم چی؟
شما ها از خیابون برین کنار
یه کم فشار بدین روش
پاشو پسر
!کاکاسیاه کمک میخوام
پاشو احمق
از خیابون برو کنار
دکتر تدی هنوز این دوروبرا زندگی میکنه؟
آره
من چندتا کاکاسیاه رو بیرون با تیر زدم
...اگه قراره زنده بمونن
یه کم پانسمان لازم دارن
آره، ما می تونیم از پسش بربیایم
چیز دیگهای هست؟
آره
یه تابلو هم لازم داریم
فکر میکنی گریس بتونه برامون یکی درست کنه؟
کی لازمش دارین؟
امشب
لیزا، برو مامانتو صدا کن
شماها غذا، رقص، موسیقی دارین؟
خودتون میزنید؟
تو بگو
ورق و تاس حتی رولت هم داریم
هیچکاری نمیکنن جز اینکه با تیر همو بزنن
خداروشکر من با رنگینپوستا دشمنی ندارم،
ولی اگه اونا...
مامان، بابا صدات می کنه
مرسی
می دونی، دو تا مرد اون بیرون هستن که انگار تیر خوردن
اون کار منه
من قبلاً به بو پول دادم که پانسمانشون کنه
چرا باید بیای اینجا و دردسر درست کنی؟
دردسر تنها چیزی نیست که آورده
یا خدا
چجوری داری پول اینو میدی؟
و اون ازت می خواد براش یه تابلو هم درست کنی
کار عجلهایه. گرون تموم میشه
گوش میکنم
بیست
پونزده برای تابلوی در ورودی و پنج برای منو
ده. هفت برای تابلوی در سه برای منو
شونزده
پونزده
قبوله
راستی، ما فقط یه رنگ داریم
چه رنگی دارین؟
قرمز
سیزده
چهارده و نیم
چهارده
این گلها رو هم بنداز روش و معامله کردیم
قبوله
استک کجاست؟
خب، گوش کن
هر زنی یه دکمه داره، به سمت بالا (اشاره به واژن)
،اگه میخوای یه زنو نگه داری
پیداش کن و لیسش بزن
نه خیلی سفت، نه خیلی آروم
تا حالا از اون بستنی وسط شهر خوردی؟
آره
همون قدر فشار روش بیار
یه جورایی خوشمزه است، ولی نمی خوای زود تموم شه
میفهمی؟
این چقدر تند میتونه بره؟
خیلی تند
چرا؟ میخوای برونی؟
بیخیال، میدونی که میخوام برونم
بعدا
تو راه برگشت
باشه، باشه,\
همیشه می گفتی وقتی بزرگتر شدم بهم می گی
چه بلایی سر بابات اومده
فکر کنم حالا بزرگ شدم
واقعاً کشتینش؟
نه، ما نکشتیمش
اسموک کشتش
بابام منو بیهوش کرد
تا به خودم اومدم،اسموک وسط خاک کردنش بود
شماها رو میزد؟
بیشتر منو
ولی منظوری نداشت
میبینم خوب از این مراقبت کردی
هر چقدر تشکر کنم کمه
خیلی خوب میزنه
اصلا اینو از کجا آوردی؟
آره، اون گیتار چارلی پاتونه
من و داداشم تو یه بازی ورق ازش بردیمش
صبر کن، استک.
یعنی می خوای بگی این همه مدت گیتار چارلی پاتون دستم بوده؟
به خدا تو دستاته
نه
حالا ببینیم می تونی مثل اون بزنی؟
همین جا؟
آره، همین الان, زود باش
باشه، بیا
اینو ببین
♪ مسافرم، نمی دونم کجای این دنیا دارم میرم ♪
♪ مسافرم، نمی دونم کجای این دنیا دارم میرم ♪
هوو!
♪ چون زنی هست که عاشقشم ♪
♪ مطمئنم این حس رو نداره ♪
قراره پول در بیارم
یه عالمه پول درمیآریم
بریم, بگیرش
مرسی، دوقلو-
آره
اوه. این دلتا اسلیمه؟
دلتا اسلیم
آره، ممنون از سخاوتت
فکر کنم اون باد شیکاگو
شماها رو دوباره اینجا فوت کرد، نه؟
این پسره کیه؟
این پسرعمو کوچولومه، سمی واعظ
اتفاقاً بهترین نوازنده بلوز
توی کل دلتاست
جورابام از این پسر پیرترن
تو اصلا چی از بلوز می فهمی؟
میتونم نشونت بدم بهتر از اینکه بگم
خیلی خب، حالا
اون لعنتی رو بذار کنار
بذارش کنار
اینجا قلمرو منه
اگه پسر عموش نبودی و تازهکار هم نبودی
!تیکهتیکهت میکردم در حدی که نشه سرخش کرد
و اگه دوباره تهدیدش کنی
اون هارمونیکاتو میدم قورت بدی
هنوز با کلیدا خوب میزنی؟
بستگی داره از کی بپرسی
بیست دلار بهت می دم امشب بیای تو کافه ما بزنی
آره، کاش می تونستم
امشب توی مسنجرز میزنم،
مثل هر شنبهشب
اونا چقدر بهت میدن؟
خب، گنگستر، تو که خیلی سؤال میپرسی
مطمئنم شبی بیست دلار بهت نمی دن
تو هم شبی بیست دلار نمیدی
تو فقط امشب بیست تا می دی، شاید
آره
تا حالا اسم کافه تو رو نشنیدم
شاید امشب باشه، فردا شب هم هست؟
هفته بعدش چی؟
نه
ده ساله هر شنبهشب توی مسنجرزم
مسنجرز ده سال دیگه هم هست حداقل
لعنتی
این بیشتر از عمریه که فکر کنم تو این دنیا برام مونده، استک
میزنم، و هر چقدر مشروب ذرت بخوام میگیرم
یه گناهکار مثل من بیشتر از این نمیتونه بخواد
میدونی چیه، اسلیم؟ به سلامتیت مینوشم
اوه
اونجا چی داری، پسر؟
اوه، این؟
این آبجو ایرلندیه، مستقیم از شمال شیکاگو
ها؟
اوه
یعنی این آبجوئه؟
باد ما رو دستخالی اینجا نیاورد
بده من
نه
خدای من
پونصد بطری دیگه مثل این دارم
خنک خنک
بگیم ما شبی چهل دلار بهت می دیم به علاوه هر چقدر آبجو که بخوای بخوری
بعدش، بدون تعهد
اگه الان قبول کنی، حتی میذارم اون بطری تو دستتو تموم کنی
!ها
این دو تا قراره تو کارخونهی قدیمی بنوازن
افتتاحیه بزرگ کافه جدیدمونه، کلاب جوک
قراره یه رقابت موسیقی بلوز برگزار کنیم
یه بزن و بکوب حسابی راه می ندازیم فقط واسه خودمون
آمادهاید غذا بخورید؟ آره-
آمادهاید مشروب بخورید؟
آره-
شماها حاضرین اونقدر عرق کنین که بو بدین؟
!آرههه
خیلی خب
امشب قراره مثل خر میسیسیپی حسابی حال کنیم
وقتی رسیدید، یه نوشیدنی از طرف دوقلوها بگیرید
خوشم اومد. اینو از کجا آوردی؟
حرفم اینه، باید کاری که لازمه رو انجام بدی
فکر کنم قبلاً جایی دیدمت
شاید
تو خوانندهای، مگه نه؟
گاهی اوقات
هوم
من پسر واعظم
پرلین
پرلین
هوم
راستی، من متاهلم
خوشبختانه؟
مراقب باش پسر
لقمه بزرگتر از دهنت برمی داری
شاید امشب ببینمت؟
هی، هی، هی. یه زن سفیدپوست بهت زل زده
مطمئنی سفیده؟
همین الان داره میاد این طرف
ببخشید، پسرا
این اسموکه؟
یا استکه؟
نگاهش نکن
فقط برو اونجا و ادامه بده به نواختن
آره، اشکالی نداره
می دونی منتظرت موندم
آره، خب، نمیدونم چرا همچین کار احمقانهای کردی
چون بهم گفتی دوستم داری
خب، منم بهت گفتم گورتو گم کن و از من دور شو
ولی فکر کنم اون قسمتش رو نشنیدی، ها؟
شنیدمت
واضح و بلند شنیدمت،
ولی بعد زبونتو کردی تو کصم
و اونقدر سخت منو کردی که فکر کردم نظرت عوض شده
صداتو بیار پایین
دقیقاً اون جوری که من یادمه نیست
نبود؟
یادته با سر رو سینهام خوابت برد؟
نصفهشب بدون یه کلمه رفتی؟
مری، چه غلطی می کنی اینجا؟
دیروز مامانم رو خاک کردم، استک
فکر کردم شاید تو و اسموک رو اونجا ببینم،
با اون همه مراقبتی که ازتون کرد
ولی انگار عشقتون تا وقتی بود که یه چیزی ازش گیرتون میاومد
حق با توئه
همین بود
غذا، یه تخت گرم
تو جهنم بپوس، استک
لعنتی، حتما
برات یه جا کنار خودم نگه میدارم
لعنتی، درست کنارم
لعنت
هی، استک
هوم؟
شاید سفیدپوست نباشه
پسر، بجنب بریم
زود باش، اسلیم
یه جای دیگه هم باید بریم
♪ همه رو با هم بالا ببرید ♪
♪ اوه، خدای من ♪
آروم کن، استک، آروم کن
♪ رالی نمیتونه منو نگه داره ♪
♪ رالی نمیتونه منو نگه داره ♪
♪ رالی نمیتونه منو نگه داره ♪
!سرتون رو بالا نگه دارید
!شنیدید؟ سرتون رو بالا نگه دارید
اسلیم!
هی، بعضیهاشون رو میشناختی؟
همهشون رو
چی شد؟
...من و دوستم رایس
داشتیم تو دلتا اینور و اونور میگشتیم
به جرم ولگردی گرفتمون
اون کلانترای سفید ما رو بردند زندان، و اونجا خالی بود
فکر کردیم حتماً همون شب میکشنمون
سازامونو پس دادن و گفتن بنوازیم
استک، ما نواختیم، پسر واعظ ما نواختیم، میشنوی؟
صدا از پنجره ها می رفت بیرون
مردم تو خیابون وایمیستادن و می اومدن تو
فرداش، یکی از اون کلانترا یه فکر بکر به سرش زد
که ما رو با خودشون ببرن یه دوری بزنیم
مارون بستن،گذاشتن تو ماشین حمل زندانی
ما رو بردن به یه خونه بزرگ
پر از سفیدپوستا بود
کلاهشون رو چرخوندن و گفتن بنوازیم
این سفیدپوستایی که براشون مینواختیم
پول درستحسابی داشتن
داشتید براشون آهنگای قدیمی رگتایم مینواختید؟
آره، مطمئناً
یه کم بلوز هم می زدیم
ببین، سفیدا عاشق بلوزن
ولی از کسی که می زنه خوششون نمیاد
اون سفید پوستا سر تکون می دادن، پا می کوبیدن
بعضیهاشون تقریباً با ریتم همراه بودن، استک
بعدش من و رایس، یهو عوضش کردیم، گیجشون کردیم
با پول چیکار کردین؟
خرج مشروبش کردم,
رایس گفت میخواد اون پول رو بگیره...
بره لیتل راک، یه کلیسای کوچیک راه بندازه
رفت؟
اون احمق لعنتی
همه این پول رو برداشت که پول بلیط دو دلاری قطار رو بده
...متصدی قطار دیدش
کلن گرفتارش کرد (KKK)
جیباش رو گشتن، همه پولا رو پیدا کردن
یه داستان سر هم کرد که یه سفید پوست رو به خاطرش کشته
و به زن اون مرد سفیدپوست تجاوز کرده
و همونجا تو ایستگاه راه آهن کشتنش
و میدونی، مردونگیش رو بریدن
اون گیتار تو دستته، مگه نه، پسر؟
آره، زود باش حالا
هی!
هی، کورنبرد!
اوه!
استک؟
پسر، خیلی وقته ندیدمت
این زنمه، تریز
از دیدنت خوشبختم، تریز
همچنین,
باید یه لحظه باهم تنها باشیم
مردا باید راجع به کار صحبت کنن
نه، نه. من وقت این نقشههای تو رو ندارم، استک
از سهمیه عقبم
مرد، گور بابای سهمیهت
این زنمه که اینجاستا
از تو انتظار دارم احترام بذاری
آره، خب، گور بابای همسرتم
چی گفتی؟
گفتم اگه بدونه چقدر پول گیرت میاد
از این کاری که دارم بهت پیشنهاد می دم،
میذاشت باهاش بخوابی
نه اون مزخرفات آروم و آهسته
که احتمالاً الان بهت میده,
لعنتی، شاید حتی بذاره کیرتو بذاری دهنش
خب، باید دور می موندی
چون الان میخوام انقدر بزنمت که سیاهیت بپره
بس کن حالا
هیچ دردسری نمی خوام,
هی
خب، چقدر پول می خوای بهش بدی؟
اوه، این زن خوبیه
زود باش
برمیگردیم
بابا اینجاست
بابا اینجاست
حالت چطوره؟
بدبختیای که ارزش غر زدن داشته باشه ندارم
تنها اومدی؟
آره. استک اونطرف شهره
برای چی برگشتی؟
اون کارگاه چوب قدیمی رو خریدیم
آره، قراره درستش کنیم
تبدیلش کنیم به یه جوک جوینت
جوک جوینت؟
ایده استکه؟
آره، فکر میکنه امشب افتتاحیه بزرگی میشه
فکر نمیکردم دیگه با دلتا کاری داشته باشید
آخرین بار شنیدم شماها مردای شمالی شدید
نه، ما با شیکاگو تموم کردیم
شیکاگو با شماها تموم کرده
چی داری میپرسی؟
تو و استک کی رو دزدیدید که انقدر پول گیرتون اومد
برای اون سفیدپوستا که یه کارگاه کامل بهتون بفروشن؟
فقط همین، خانم آنی
یه ذره هم از هایجان
خیلی خب
حالا، تو راه خونه هیچکدوم از اینا رو نفروش
نمیخوام مامانت بعداً بیاد سرم غر بزنه
بله خانم
ممنون
باورم نمیشه این چیزای خیالی رو میگیری
اسموک، پولمو بده
وگرنه کون سیاهتو تیکه تیکه می کنم
اون چاقو رو بذار کنار، زن
- معامله می کنم, - پولتو نمی خوام
- احمق نباش حالا, - من احمق نیستم
پول تو با خون میاد
همه پولا به خون آغشته ان، عزیزم
نه مثل مال تو
این لعنتی هیچجای دیگه خرج نمیشه.نگاهش کن
من هیچ جای دیگه ای نمیرم
من اون پول نفرینشدهتو نمیخوام
میدونی، زن، من کل این دنیا رو گشتم
با ماشین
کشتی ها
قطارها
آدمایی رو دیدم که مُردن
به روش هایی که حتی فکرشم نمی کردم ممکن باشه
ولی من هیچوقت ریشهای ندیدم
نه شیاطینی
نه ارواحی
نه جادویی
فقط قدرت
و فقط پول میتونه اونو بهت بده
،احمق، همه اون جنگا
یا هر کوفت دیگهای که تو شیکاگو میکردی
و حالا باز اینجایی جلوی من
دو تا دست، دو تا پا، دو تا چشم، و یه مغز که کار می کنه،
...از کجا میدونی من دعا نکردم
من از هر ریشه که مادربزرگم بهم یاد داده بود استفاده کردم تا از تو
و اون برادر دیوونه ات محافظت کنم
تا از وقتی رفتید در امان باشید
پس چرا اون ریشهها رو بچمون کار نکرد؟
نمی دونم
ولی روی تو جواب داد
هنوز اون کیسه موجو رو داری؟
خاک از خاک من، استخوان از استخوان من،
خون از خون من، تو را برکت می دهم
آمین
واسه چی اینجایی، اسموک؟
از من چی می خوای؟
امیدوار بودیم امشب تو جوک غذا سرو کنیم
می خوایم برامون آشپزی کنی
...الایجا
می خوای مجبورم کنی بگم؟
هنوزم برگشتن اینجا دردناکه
ولی دوستت دارم
و دلم برات تنگ شده
بکش عقب!
باید کمکم کنین
فکر کردم می تونم بهشون اعتماد کنم، ولی می خوان منو بکشن
آروم باش
کی می خواد تو رو بکشه؟
چاکتاو (قبیله سرخپوستی)
مطمئنی فقط یه چندتا سیاهپوست روشن نبودن؟
تا کیلومترها هیچ سرخ پوستی اینجا نیست
ای خدا
زنمو بردن
ای خدا
من یه ترسو ام، مگه نه؟
من... من طلا دارم
اون سرخپوستای کثیف میخواستن ازم بدزدن
همشو نگرفتن
شماها میتونید داشته باشیدش
فقط نذارین دوباره اذیتم کنن
عصر بخیر، خانم
ما دنبال یه نفر می گردیم
خیلی خطرناکه
ممکنه اومده باشه تو ملک شما
اخیراً کسی رو دیدین؟
نه
!برت
اون توئه باهاتون، خانم؟
اون چیزی نیست که به نظر میاد
خدا نکنه بذارین بیاد تو خونه تون
و اگه اینطوره، باید همین الان اقدام کنیم,
برت؟
سرخپوستا اومدن و رفتن
برت!
برت!
برت؟
اوه، اون فقط داره استراحت می کنه
اون الان خیلی بهتره
هی عزیزم
حالا نیفتی
به راست، یکم دیگه
اوه، لعنتی
از این طرف
خانم ها
بفرمایید داخل, خوش اومدین به کلاب جوک
قراره حسابی شلوغش کنیم !مثل روغن ماهی که قلقل میجوشه
ما ویسکی داریم، آبجوی ایرلندی، شراب ایتالیایی
شما ها سیاه های با کلاسید، نه؟
برای من زیادی تجملیه
خانم، من نه یخ میخوام نه هیچی
مشروب ذرتی کافیه
میشه 50 سنت
لعنتی، من فقط 30 سنت دارم
ولی اینا تو فروشگاه عمومی مِیبل حسابی به کار میاد
سرد دوست داری، درسته؟
مطمئناً
الان برات میارم
ممنونم
ذار یه لحظه باهاتون حرف بزنم
عصر بخیر
عصر بخیر-
خیلی شیک به نظر میای
ممنون
بالاخره اومدی
این مهمونی خونه نیست
و مطمئناً کار خیریه هم نیست
پول نقد می گیریم
دلارای لعنتی آمریکا
اینجا شیکاگو نیست اسموک
یعنی چی؟
اون سیاه پوست پیر واسه اون سکه های لعنتی حسابی جون کند
این آدما کل روز تو مزرعه کار کردن
وقتی میان اینجا، بذار خوش بگذرونن
اگه میخوای این کار راه بیفته باید احساس کنن که بهشون اهمیت میدی
اینجا باید حس کنن مال خودشونه
از این طرف
آها
اوه، ببخشید خانم
مطمئنی جای درستی اومدی؟
عجب سؤال لعنتی خوبیه، کورنبرد
مری کوچولو؟
دیگه کوچولو نیستم، مگه نه؟
مری
کی اینجا رو تبدیل به جوک کرد؟
امروز انجامش دادیم
پسرعموهای من صاحبش هستن
دوقلوها رو می شناسی
البته که شنیدم ازشون
اونا پسرعموهای توئن؟
حتماً پسرعموهای صمیمیاید
باباشون برادر بزرگ بابای من بود
پس شماها فامیل خونی هم میشید؟
ولی تو پسر جوون خوبی به نظر میای
همیشه خوب نیستم
و نه خیلی جوون
تسلیت میگم بابت فوت مادرتون
ما می خواستیم بیایم مراسم خاکسپاری ولی تریز و من اون موقع باید کار میکردیم
عیبی نداره
بذار برم تو یه نوشیدنی بخورم قبل از اینکه گریم بگیره
برو, خوش بگذرون
دو دلار برام آوردی؟
ها؟
...وقتی تو لیتل راک خودفروشی میکردی
تا حالا شده بذاری یه مشتری با قولنامه پولی بده؟
به هیچ وجه
ولی ببین، من تو دلتا تنفروشی نمیکردم
میخوای بنوازی؟
میخوای بخونی؟
ببینیم امشب چی پیش میاد
شوهرت میاد؟
لعنتی... یه لحظه صبر کن
ببخشید خانم
فکر کنم نباید اینجا باشین, من با دوقلوهام
با دوقلوها؟
پسر جون، اگه همین الان از جلوی چشمام گم نشی
من باهاشون هستم، خانم, قبلاً تو ایستگاه قطار همدیگه رو دیدیم
من پسرعموی کوچیکشونم
پسرعموی کوچولو؟
فکر کنم بهتره قبل از اینکه ببیننتون برین
صبر کن، تو سمی کوچولو نیستی؟ ...اون گیتار
حالا دیگه بزرگ شدی که مشروب بخوری؟
زود باش، بذار یه نوشیدنی مهمونت کنم
هی مری گریس-
از دیدنت خوشحال شدم
- دو تا ویسکی لطفا, - حتماً
من چیزی از جادوی هودو نمیدونم و نمیتونم قشنگ حرف بزنم، ولی تجارت رو میفهمم
و این برای تجارت بده شب افتتاحیهست-
تازه، فقط چند نفر مثل اینا هستن
- یه سیگار میخوام، لعنتی، - الان میارم
پس اون گیتاری که برات گذاشتن رو میزنی؟
آره
خوبه, باهاش پولی هم درمیاری؟
نه واقعاً, هنوز نه, حداقل
می خواستم بهت بگم مهم نیست تا وقتی که
دوستش داری، ولی این حرف مفت میشه
تو چی هستی؟
من چی هستم؟
من یه انسانم
اوه، منظورم این نبود, منظورم بیشتر این بود...
می دونم منظورت چی بود
پدر مادرم نیمه سیاه پوست بود
اون مامانمو طوری بزرگ کرد که کلن نکشتش (KKK)
می دونی مامانم دوقلوها رو به دنیا آورد
واقعاً؟
وقتی استک تو رحم گیر کرده بود، مامانم جونشو نجات داد
و بعد از مرگش، مامانم مثل بچه های خودشون ازشون پرستاری کرد
و بعد، اونقدر پول به دست آوردن که کل این کارخونه رو خریدن،
با این حال، حتی یه شاخه گل هم واسه مراسم ختم نفرستادن
ما واسه مادرت گل فرستادیم
خیلی زیاد
همهش وقتی هنوز زنده بود که بتونه بوشون کنه
اسموک
مری
چرا نمیری یه سری به اسلیم بزنی؟ ببین اگه نیاز به کمک داره
مواظبش باش وگرنه خودم میام
نه، نه, خودم حلش می کنم
خیلی خب, برو
زود باش, بریم
من برای تو نیومدم
پس چرا اینجایی؟
اومدم بلوز بشنوم
اوه، نه, تو آرکانزاس خیلی خوب بلوز می زنن
بیا، کورنبرد، براش یه ماشین جور کن
ستتو از روم بردار
چی لازم داری؟
ها؟ چقدر باید بدم که گورتو گم کنی؟
نمی تونی منو بخری
باشه، به یکی از این دهاتی ها پول میدم بندازنت بیرون
لعنتی. تو به من یاد دادی چطور دعوا کنم
هر جنده ای اینجا هست رو میزنم، و تو هم میدونی
من بهت یاد دادم وقتی پولت جور شد، بری
برات یه شوهر سفیدپوست پولدار گیر آوردم یه مزرعه برات گرفتم. حالا برو خونهت
من هیچکدوم از اینا رو نخواستم
همه این مزخرفات ایده تو بود من هیچ مرد سفیدپوستی نمیخواستم
نمی خواستم سفید باشم, می خواستم با تو باشم
فقط کافیه یه آدم اشتباهی اینجا تورو ببینه یا به اون سفید پوستا خبر بده
اونوقت سعی می کنن تو رو بکشن
برات مهم بود؟
یه نفر اون بیرون دست بهت بزنه
... اگه بهت صدمه بزنه
من و برادرم همشون رو می کشتیم
پس واسه من می کشی
دقیقاً
ولی تو هنوزم حقیقت رو بهم نمیگی
من اونقدر جوون بودم که باور کنم برمیگردی
منتظر موندم, خیلی وقت منتظر موندم
ولی حالا بزرگ شدم، استک
و میدونم هیچوقت قصد موندن نداشتی
چرا نمی تونی فقط اینو بگی؟
چی بگم؟
ها؟
اینکه عاشقتم؟
اینکه هر روز بهت فکر میکنم؟
فقط می خوام یه جای امن نگهت دارم
و اینجا هیچوقت اون جای امن نبود
و هیچوقت با من اون جای امن نبود
هیچ وقت
باشه
اوه، آره
...هی
کل روزه که دارم درباره یه جوون خاص می شنوم
میگن تو دنیای بلوز یه ستاره اس
پسر واعظ کجایی؟
بیا جلو، مرد
این پسر عموی کوچیکمه، بچه ها,,, اینو ببینین
اوه، اوه، صبر کنید صبر کنید
بگو کی هستی
از کجایی
من سمی مورم
یه کشاورز اجاره ای از مزرعه آفتابگردونم
به من میگن پسر واعظ، به خاطر اینکه بابام کشیشه
این آهنگو واسه اون نوشتم
♪ یه چیزیه که میخواستم بهت بگم ♪
♪ خیلی وقته ♪
♪ ممکنه اذیتت کنه امیدوارم دیوونه نشی ♪
♪ خب، من فقط یه پسر بودم حدود هشت سالم بود ♪
♪ یه انجیل برام پرت کردن تو جاده میسیسیپی ♪
♪ ببین، من عاشقتم بابا تو هر کاری تونستی کردی ♪
♪ میگن حقیقت تلخه، واسه همین بهت دروغ گفتم ♪
♪ آره، بهت دروغ گفتم ♪
♪ من عاشق بلوزم ♪
پاهاتونو تکون بدین حالا, زود باشین حالا
بلوز
مثل اون دین به زور به ما تحمیل نشد
نه، پسرم
ما اینو از خونهمون با خودمون آوردیم
کاری که ما میکنیم جادوییه
مقدسه
و بزرگ
...افسانههایی هست دربارهی آدمهایی
...که با استعداد موسیقی چنان خالصی به دنیا میان
که میتونن پردهی بین زندگی و مرگ رو سوراخ کنن
و ارواح رو از گذشته و آینده احضار کنن
♪ امشب یکی منو تو بغلش بگیره ♪
♪ امشب یکی منو تو بغلش بگیره ♪
♪ امیدوارم بتونی وایسی ♪
♪ بلند شو ♪
♪ امیدوارم بهت ثابت کنم ♪
♪ واسه همین بهت دروغ میگم ♪
♪ و من فقط یکی از اونایی خواهم بود که با یه چیز خاص به دنیا اومده ♪
♪ امیدوارم بهت ثابت کنم ♪
♪ آره، بهت دروغ گفتم ♪
♪ من عاشق بلوزم ♪
♪ من عاشق بلوزم ♪
♪ یکی منو تو بغلش بگیره ♪
با این آیین اینجا، ما مردممون رو شفا میدیم
و ما آزاد می شیم
این در قفل میشه؟
فقط با کلید
حداقل پاتو روش نگه دار
صبر کن
می خوام یه چیزی رو امتحان کنم
صبر کن,
پسر واعظ
بذار اول خودمو بشورم
پیاده اومدم اینجا
خیلی زیبایی
فقط میخوام طعمتو بچشم
ببخشید, حالتون چطوره؟
خوبید؟
یه نوشیدنی دیگه میخواید؟
خیلی خب
اوه، لعنت
پسر اون دکمه رو پیدا کرد، مگه نه؟
هی,
اسموک تو رو می خواد
پسرعموی کوچولوی منو ببین
خودشو کشته، داره به من از پنبه میگه
گفتم لعنتی
...این پسر هیچی حالیش نیست
دوقلوها رو خبر کن
برو, بیارشون
صندوق رو شمردم
خب؟ چقدر شد؟
خب، اون عدد بالایی، اون پول مزرعهست
اون عدد پایینی، اون دلار واقعیه
پس پیشبینی چیه؟
دو ماه، و پول نقدمون تموم میشه
سلام
عصر بخیر
چطور می تونم به شما کمک کنم؟
شنیدیم اینجا مهمونیه
نوشیدنی، غذا، موسیقی بلوز و این جور چیزا
واقعاً؟
ما عاشق نوشیدنیم
اتفاقاً ما موزیسینیم، و پیاده اومدیم
برای همین مثل سگ گرسنهایم
هاپ هاپ
اشکالی نداره بیایم تو؟ نه؟
فکر کنم شماها جای اشتباهی اومدین, چرا اینو میگی؟-
شماها حتماً صاحبای اینجایید
درسته
و شما کی هستین؟
اسمم رمیکه
اینا هم جون و برت هستن
هی، استک، حالتون خوبه؟
...اوه. و تو
حتماً همون صدایی هستی که از بیرون شنیدم
اوه، خیلی زیبا بود
لعنتی چه صدای زیبایی
حتی از پشت این دیوارها
اهل کجایین؟
همین بغل، ته جاده
اونجا چقدر دوره؟
کارولینای شمالی
شماها از کلن هستید؟ (KKK)
...آقا
خب، ما به برابری و موسیقی اعتقاد داریم
ما فقط واسه نواختن اومدیم
یه کم پول خرج کنیم، خوش بگذرونیم
بیا، یه چیزی نشونت میدم
♪ رابین بیچاره رو کاملاً پاک میکنم ♪ (رابین اشاره به نوعی پرنده)
♪ رابین بیچاره رو کاملاً پاک میکنم ♪
♪ سرشو کندم، پاهاشو کندم ♪
♪ بدنشو هم میکندم، ولی ارزش خوردن نداشت ♪
♪ رابین بیچاره رو کاملاً پاک میکنم ♪
♪ رابین بیچاره رو کاملاً پاک میکنم ♪
♪ و من راضی ام ♪
♪ داشتن خانواده ♪
این سفیدپوستا بد نیستن
♪ پروردگارا، مگه اون پرنده جِی نخندید ♪
♪ وقتی من رابین بیچاره رو کاملاً پاک کردم ♪
♪ کاملاً پاک کردم ♪
♪ رابین بیچاره رو کاملاً پاک میکنم ♪
♪ پروردگارا، مگه اون پرنده جِی نخندید ♪
صبر کن، صبر کن، صبر کن
فقط یه دیقه
تازه جاهای خوبش داره میرسه
نه، باورت دارم
ولی اینجا کلاب جوکه
موسیقی بلوز؟
ما پول داریم و حاضریم با شما خرجش کنیم
صدامون تقریباً عالیه و شما میگین ما خوش نیومدیم
نه، میگم از اون جاده برین پایین، برگردین به شهر
اونجا کلی کلاب مخصوص سفیدپوستا هست
اوه، این به خاطر اینه که ما...
خیلی خب
اون چطوری اومد تو؟
...این به تو ربطی اون چون فامیله اینجاست-
خانواده
نمی تونیم فقط برای یه شب، هممون خانواده باشیم؟
نیازی نیست این کارو بکنین، آقا
ما میریم
ولی خیلی آروم راه میریم
شاید نظرتون عوض شد
شب خوبی داشته باشین
اینا حس بدی بهم دادن
آره، خب، سفیدپوستا شب این کارو باهات می کنن
فقط این نیست
فکر میکنی آدمای دیگه همراهشون بود؟
بعید میدونم ولی اگه بودن، ما به اندازه کافی اسلحه داریم
لعنتی، صندوق عقب رو یادمون رفت-
مرد، چرا یادم ننداختی؟
احمق، خودم بهت گفتم یادم بنداز
شماها به صندوق عقب احتیاج ندارین
اونا فقط سه نفر بودن
حالا به حرفم گوش کن
اگه اونا فقط برای آواز خوندن اومده بودن چی؟
اگه یکی روشون چیزی ریخت چی؟
پاشونو له کرد؟
یه کم زیادی به زنشون نگاه کرد؟
یه مشکل بزرگتر از یه دعوا داریم
دقیقا- نذاری بیان تو
گفتن میخوای حرف بزنی
آره. اجرای پایینتو دیدم خیلی خوب بود
نمیتونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم
شماها بودید که اون گیتارو دستم دادید
حالا گوش کن
خب، استعدادشو داری، اینو مطمئنم
ولی این زندگی برای هیچکس خوب نیست
کلی نوازنده می شناسم
هیچوقت یه خوشحالشونو ندیدم
آره، الان بامزهست
ولی قدیمی میشه
اون ولگرد
منظورم اینه که، امروز با شما بودن...
اسموک، حس می کنم دارم پرواز می کنم
امروز تصمیممو گرفتم میخوام تنهایی برم
کجا میری؟
نمی دونم
شاید شیکاگو
چی شده، استک؟
ما غرق شدیم
چطور؟
همه مزرعهها اون پایین با اعتبار پرداخت میکنن
- اون سفیدپوستا چی؟ - اونا چی؟
میتونم برم باهاشون حرف بزنم قبل از اینکه خیلی دور بشن
خودم میتونم باهاشون حرف بزنم
اونا با من بیشتر از با تو حرف میزنن
می تونم بفهمم واقعاً چی دارن
و اگه اهل لیتل راک باشن چی؟
نیستن
یه روز بابام استک رو خیلی بد کتک زد
واسه همین دوتایی تصمیم گرفتیم فرار کنیم
من می خواستم برم مزرعه بغلی
ولی استک، فکر کرد باید بریم ماوند بایو
شهر کوچیک، همین جا تو می سی سی پی
توسط بردههای آزاد تأسیس شده
و همهچیز مال سیاهپوستاست
این حرفا چرت به نظر میاد
آره، خب، من دیدمش
ولی چرا همونجا نموندی؟
شهردار اونجا بابامونو میشناخت
میدونست آدم شروریه
فکر کرد بههیچوجه اون شرارت رو به ما منتقل نکرده
بذار برم این پولو براتون بگیرم
می دونم بهش احتیاج دارین
یعنی چی؟
ببین، بابات یه کشیشه
میتونی بری اون کارو بکنی
موسیقی ساختن دوست داری؟
موسیقی کلیسا بساز
میخوای بری... برو ماوند بایو
با سیاه پوستای درست حسابی زندگی کن
همه این چیزای بیخود رو اینجا واسه ما بذار
آبجو ایرلندی، شراب ایتالیایی
هر دو طرفو غارت میکنید
میذارید اونا همدیگه رو مقصر بدونن وقتی تو و اسموک میاید اینجا و مغازه راه میندازید
به هر پنی که گیرتون بیاد نیاز دارید وقتی اونا دو دوتا چهارتا کنن
ولی نمی کنن
ممکنه بکنن
خب، من به ماوند بایو نمیرم
بابام یه کشیشه
ولی منم پسرعموتونم
و خیلی بیشتر از اینکه بابامو بشناسن، دوقلوهای اسموک استک رو می شناسن
آره
خب، بهتره از بقیه شب لذت ببری، چون این آخرین کلوب جوکتونه
تو در موقعیتی نیستی که به من بگی چطور زندگی کنم
بذار برم باهاشون حرف بزنم و ببینم میتونم یه چیز واقعی تو صندوق بذارم
زود باش
اگه تا فردا بفهمم داشتی مسخره بازی در میاوردی
پسر، خودم می کشمت
ببین، من دارم اون مزرعه رو ترک می کنم، درست مثل شماها
و اگه این برات مشکلیه، همین الان منو بکش
چی شده؟
من یه سربازم، پسر
و تو همین الان بهم دستور دادی
♪ آیا می روی، دخترک، می روی؟ ♪
♪ اوه، تابستون اومده ♪
♪ و درخت ها شیرین شکوفه داده اند ♪
♪ آویشن کوهی وحشی ♪ ♪ دور بوتههای پرگل رشد میکنه ♪
♪ آیا می روی، دخترک، می روی؟ ♪
♪ و همهمون با هم میریم ♪ ♪ تا آویشن کوهی وحشی بچینیم ♪
♪ دور تا دور بوتههای پرگل ♪
♪ آیا می روی، دخترک، می روی؟ ♪
♪ من برای عشقم یه کلبه میسازم ♪
♪ کنار چشمه خنک و زلال ♪
♪ روش یه عالمه گل میذارم ♪
♪ همه گلهای کوهستان ♪
♪ آیا می روی، دخترک، می روی؟ ♪
دنبال هوای تازه می گردین؟
فقط اومدم ببینم آدمای خوبی هستید یا نه
اوه، عزیزم، خیلی مهربونی
خیلی مهربون
ما قطعاً خوبیم
و شماها پول برای خرج کردن دارید؟
اوه، آره، کلی پول
می خوای ببینی؟
آره، می خوام ببینم
این چه جور پولیه؟
از نوع طلای خالص، عزیزم
آره
اینا رو از کجا آوردی؟
مال یه جای دیگه و یه زمان دیگه است
ولی همونجور خرج میشه
می تونی داشته باشیش، ولی به دردت نمی خوره
به دردش نمیخوره
خب، چی باعث میشه اینو بگی؟
چون تو یه درد عمیق، عمیق هستی که پول نمی تونه درستش کنه
درست میگم؟
تو اومدی اینجا برای رفاقت و عشق
رفاقت و عشق
مادرم... تازه فوت کرده
اوه، خیلی وحشتناکه
آه، خیلی وحشتناکه
واقعاً وحشتناکه
از دست دادن مادر خیلی دردناکه
اوهوم
از ته قلبم آرزو می کنم کاش زودتر آشنا شده بودیم
دوست داشتم مادرت رو از سرنوشتش نجات بدم
هنوز می تونم تو رو از سرنوشتت نجات بدم
نه، حتماً منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
من فقط ناراحتم، ولی نیازی به نجات ندارم
آره
اتفاقاً داری
همهتون نیاز دارین
اووه
من الان میرم، و فکرمی کنم شما هم باید برگردید
به همون جایی که ازش اومدین
.:: زیرنویس از مصطفی ::.
.:: Telegram: @MoFaBox ::.
♪ ماه رنگپریده بالا میاد ♪ ♪ بالای کاجها میاد ♪
♪ پروردگارا، منتظر میمونم تا خورشید طلوع کنه ♪
♪ روز رو کنار در میذارم ♪
♪ برام مهم نیست خورشید دیگه نتابه ♪
♪ این چیزیه که میگم ♪
کورنبرد
مری، اینجا چیکار می کنی؟
میذاری بیام تو؟
یا فقط میخوای اونجا وایسی جلوی در رو بگیری؟
نه
بیا
برو تو
♪ پولمو واسه یه چیز شیرین و قوی خرج می کنم ♪
♪ تمام شب بدنمو تکون میدم ♪
ووه!
پسر، اونجا حسابی گرمه
یه لحظه جام درو بپا
باید برم بشاشم
صبر کن، صبر کن
چرا نمیتونی همینجا بشاشی؟
تو هیچی نیستی، ای پیرمرد احمق
درو نگه دار
الیاس
هی، هی
خب چی شد؟
آره، لعنتی
چی، برای این میخوان مشروب بخورن یا چی؟
مطمئنی؟
باشه
میخوای بری اونجا بهشون بگی یه آهنگ بخونن؟
اوه
آه، تو ترسیدی
ترسیدی؟
نه
فقط چون تو مال یه نفر دیگه ای
...پس تو قطار و بانک میدزدی ولی نمیتونی این کص برای یه شب بدزدی؟
اون کورنبرده؟
هی دوستی و عشق. دوستی و عشق
هی، کورن برد
!دالی
اینجا چه خبره؟
این حرامزاده تاس تقلب داشت! ما رو حسابی گول زده!
بهتره اون تیغ رو بذاری زمین
نمیتونم، دوقلو
بهش گفتم دست بهم نزنه
پس منم میخوای تیکه تیکه کنی؟
اگه مجبور بشم. من فقط میخوام بذارین برم
جیبهاشو بگردین
دستای کثیفتو از جیبم بکش بیرون!
هی، آروم باش، پسر
حساب این احمقو برس
عزیزم، آب دهنت راه افتاده
یه کم میخوای؟
آره، باید چندتا بخیه بزنی
برو برادرمو بیار
هی اسلیم
استک رو دیدی؟
اوه، آره، آره، اون پشتِ
اون پشت
برو، می تونی بری
برو
هی، استک، اسموک دنبالته
لعنتی
اوه، مشغولِ، نه؟
رفتی بیاریش؟
نه
واسه چی نه، لعنتی؟
داشت عشقبازی میکرد
برام مهم نیست چیکار می کنه بهت گفتم بری بیاریش، مگه نه؟
تنهایی این کارو نمیکنم
هی کورنبرد کدوم گوریه؟
احتمالاً داره برات یه توالت جدید میسازه
کاکاسیاه دو روز پیش رفت بشاشه
و تو رو گذاشت در رو نگه داری؟
فکر میکنی نمیتونم از پسش بربیام؟
لعنتی
آماده بشید
دارم میام تو
...شماها اینجا دارید بازی میکنید
وات د فاک؟
اونجوری که به نظر میرسه نیست
همتونو تا آخرین نفر میکشیم
!زود برمیگردم، اسلیم
!امشب حسابی خوش میگذرونیم
استک
نه، نه، نه، صبر کن
صبر کن، بمون
چی شد؟
چی شد؟
نه، چشماتو باز نگه دار
اون، اون... منو گاز گرفت
همونه
همون...
خیلی می ترسم
...اسموک
ولش کن. اشکالی نداره
...من کنارتم
دوستت دارم
متاسفم
خیلی متاسفم
اسلیم، همه رو بیرون نگه دار
هی، اسلیم
چه خبره؟
موسیقی رو برمیگردونید؟
الان دیگه چه وقت آهنگه؟
اسلیم، سمی اون توئه؟
آره، آره، سامی الان میاد بیرون
مهمونی تموم شد همگی
نه
آره، باید برید
چرت
خیلی خب، خیلی خب
حرف مرد رو شنیدین
برید
برید
ممنون که اومدین
ما واقعاً از شماها ممنونیم
برو
اوه، به این نیاز دارم
حالا که داشت خوب میشد
زود می بینیمتون
ما یه مشکلی داریم، بچه ها
من... من می تونستم جلوشو بگیرم
این کارو نکن
فکر کردم داشتن عشق بازی می کردن
فکر کردم...
سمی، این تقصیر تو نیست
استک واقعاً مُرده؟
اون چیزی گفت؟
گفت: ما می خوایم... ما می خوایم همتونو بکشیم
ما"؟"
گفت ما؟
اسموک
باید جنازشو ببریم بیرون، فقط فعلا
دست... بهش نزن
هیچکس جابهجاش نکنه
تو بهش شلیک کردی
ولی اون به دویدن ادامه داد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
اون یه روحه که باهاش طرفیم، اسموک یا بدتر
باید همه رو داخل نگه داریم، و جسد رو بیرون
این جنازه نیست
استکه
اون همینجا پیش من می مونه
جادویی داری که برادرمو برگردونه؟
یه کیسه موجو براش داری؟
نمی تونم
خواهش می کنم
نمی تونم, متاسفم
لعنتی
اون رفت
رفت
بهترین چیز تو وجود من اون بود
باید بریم
چی؟
باید از اینجا بزنیم بیرون
این تازه برادرشو از دست داده
ببین، ما اومدیم اینجا تا تو مهمونی بهش کمک کنیم، نه این
باید بریم خونه، باشه؟
باشه
لیزا منتظره
آره
باشه؟ بریم خونه
باشه
ماشینو بیار
خیلی خب, من ماشینو میارم
باشه
ماشینو میارم
مواظبش باش
چی شده؟
من اینجام
!اسلیم! اسموک
کدوم جهنمی بودی، مرد؟
ها؟
رفتم یه مردو ببینم درباره یه سگ همونطور که بهت گفتم، مستِ پیر
و معلوم شد منم باید برم دستشویی
یا خدا، اسموک، چی به سرت اومده؟
استک مرده
کاکاسیاه چه بلایی سر تو اومده؟
متاسفم
خب، بذار برم تو، تا کمک کنم
صبر کن
شماها چیکار میکنید؟
فقط یه کم برو کنار بذار من بیام تو
چرا لازم داری اون این کارو بکنه؟
تو به اندازه کافی گنده و قوی هستی که از ما رد شی
،خب، این خیلی مودبانه نمیشه میشه، خانم آنی؟
اصلاً نمی دونم چرا دارم باهات حرف می زنم
شاید همون ساندویچ ماهی که دادی از اول دل و رودهمو به هم ریخت
با روغن مونده و کهنه-
من هیچوقت روغن کهنه استفاده نکردم، خودت میدونی-
خفه شو، آنی. اسموک-
باهاش حرف نزن, الان داری با من حرف می زنی
چرا نمی تونی همینجوری با اون کون گنده ت بیای تو بدون دعوت، ها؟
ولی، هی، اعتراف کن
به چی اعتراف کنم؟
به اینکه مُردی
که یکی از اون سفیدپوستای اون بیرون تو رو کشته و الان یه روحی
اسموک، داری به این گوش میدی؟
زن، این مرد به من لطف کرده
استخدامم کرده
منو از اون زمینها کشیده بیرون
حالا میگه برادرش کشته شده این مرد به آرامش نیاز داره
نه اینکه ذهنشو پر کنی با اون مزخرفات قدیمی باتلاقیِ لوئیزیانا که توش غرقی
حالا، حالا، ما اینجا داریم بازی می کنیم، داستان های ارواح تعریف می کنیم،
بهجای اینکه کاری که باید رو انجام بدیم
حالا، ما دقیقاً باید چیکار کنیم؟
با همدیگه مهربون باشیم
و مودب باشیم
حالا، ما یه ملتیم
و نباید بدون دعوت بیایم و سرزده وارد خونه های بقیه بشیم، پس...
تو کل روز اینجا تو و بیرون بودی
اون موقع هیچوقت دعوت لازم نداشتی
آره، یه چیزایی منطقی به نظر نمیرسه
لعنتی، استک بود که منو رسوند اینجا, یعنی باید پیاده برگردم؟
این مشکل من نیست
آره دیگه، آخرشم همین آشناها میزننت
فکر میکردم تو بهتر از این باشی
ولی تو هم عین همون سفیدپوستا هستی
حداقل میتونم پولمو بگیرم؟
...اینقدر خوب کار کردی
حالا می خوای واسه کاری که نکردی پول بگیری؟
هیچکی با تو حرف نمی زنه، مست پیر
دهنتو ببند
نه، تو لعنتی خفه شو
هیچی بهش نده، اسموک, هیچی
مراقب باش
اسموک! اسموک! اسموک!
اسموک!
!ببندش! در رو ببند
اون گازت گرفتت؟
من خوبم، خوبم، خوبم
هی, هی
شماها بویی حس میکنید؟
نه
فکر کنم به خودم ریدم
ها...
یه نفر اون توئه؟
اسموک, اسموک!
اسموک؟
زود باش، هی, این درو باز کن, بذار برم بیرون
...استک
کاکاسیاه خودتی؟
نه، احمق, جیم کروئه
سیاه پوست، معلومه منم, درو باز کن
...استک
چطور؟ حالت چطوره؟
خون زیادی از دست دادی
اوه، آره
آره
ترسناک بود، و الان خیلی بهترم
قسم میخورم به قبر مامان
فکر کردم گفتی مرده
همینطور بود, خودم نبضشو چک کردم
پس چه کوفتی داره با ما حرف می زنه؟
ولی این خوبه، نه؟
یعنی حالش خوبه
...اسموک
اون برادرت نیست
اسموک، اون جادوگره بیرون داره چی میگه؟
میذاری بازم بینمون فاصله بندازه؟
...چی کشیدیم ما
سنگرهای آلمان، کاکاسیاه
و کوچههای شیکاگو
خیلی خب, شما عوضیها باید تاوان این گندکاری رو بدین
منو تو کمد قفل کردین، ها؟
ها؟ درو باز کن، اسموک!
بذارید برم بیرون لعنتی، وگرنه به خدا قسم،
همهتونو نقش زمین میکنم
یکی یکیتون رو
چه خبره؟
اسموک
زود باش، مرد, درو باز کن, منم
می دونی از این چیزا خوشم نمیاد، مرد
خواهش می کنم، اسموک، بذار از این اتاق برم بیرون
اسموک، لطفاً
آنی، کلیدو بده من
استک؟
!صبر کن
هی، هی!
توی شیشه چی بود؟
سیر ترشی
اینا روح نیستن
اونا خون آشامن
بو اون بیرونِ
باید بریم بیاریمش
من کسی بودم که فرستادمش بیرون
نمیذارم اینکارو کنی
اون به کمک من احتیاج داره
بو بلده از پس خودش بربیاد
احتمالاً سوار ماشین شده و یه جای امن رفته
شماها نمی تونین منو از شوهرم جدا کنین
گریس، ما الان داریم سعی می کنیم تو رو زنده نگه داریم
فقط باید تا طلوع آفتاب دووم بیاریم، اوکی؟
حالا ما به...
سیر...
چوب...
نقره...
و آب مقدس نیاز داریم
شاید اینا نکشتشون، ولی کندشون میکنه
...چطور میتونه حرکت کنه و مثل استک حرف بزنه
اگه استک نیست؟
من فقط داستانهایی شنیدم
هیچوقت خودم باهاشون روبرو نشدم
چه داستان هایی شنیدی؟
اینکه ارواح چطور کار میکنن
اونا جای خودشونو با روح انسان عوض میکنن
ولی خون آشاما فرق دارن
شاید بدترین نوعشون باشن
روح تو بدن گیر می کنه
نمیتونه به نیاکان ملحق شه
محکومه که اینجا با این همه نفرت زندگی کنه
حتی نمی تونه گرمای طلوع آفتاب رو حس کنه
خب، پس
می تونیم برش گردونیم؟
...اگه اونایی که اینجوریش کردنو بکشم
...اسموک
...اونا یه ارتباط دارن، ولی زنده می مونن
حتی اگه کسی که اونا رو اینطوری کرده کشته بشه
بهترین کاری که می تونیم براش بکنیم اینه که روحشو از این نفرین آزاد کنیم
اونا باید کشته بشن، یکی یکی
چه جوری این کارو بکنیم؟
نور خورشید...
و یه تیر چوبی تو قلبشون
آنی، چه مرگته؟
من سالها اون پسرو در امان نگه داشتم
سرتاسر این دنیا
چرا امشب؟
به خاطر منه
بابام بهم گفت
گفت شیطان به خاطر موسیقیم داره میاد
یه بار یه دختر داشتم، خونآشام بود
اونم پوست روشن داشت
اون دختره همه جامو گاز گرفت جز گردنم
...سمی
تو نگران هیچچیز نباش، شنیدی؟
شیطان هزار بار اومده سراغ من
اگه امشب بیاد,,,
باید اول از رفیق قدیمیش دلتا اسلیم رد شه تا به تو برسه
و این شامل حال همه کسایی که اینجان میشه
اگه یکی از اونا گازم بگیره...
همین الان بهم قول بده که قبل از اینکه تبدیل بشم، منو خلاص کنی
منظورت از "آزاد کردن" چیه؟
من یه نفر رو اون طرف دارم که منتظرمه
منتظر توام هستن
می فهمی؟
هی، من رو نگاه کن
برام مهم نیست اون آشغالا چی میگن
من مطمئن میشم که سالم برسی خونه
!سمی! اسموک
کی این کارو کرد؟ استک بود یا مری؟
نه, اونا مستقیم دویدن بیرون, خودت دیدی
خب، پس کی گازش گرفت؟
باید قبل از اینکه بیدار بشه، ببریمش بیرون
بیا اینو نمیشنوی؟-
دارن آهنگ می زنن
هی، هی
بیاین برگردیم تو
زود باش
♪ یک، دو، سه، چهار، پنج ♪
همهمون باید یه حبه سیر بخوریم
زیاد از مزه اش خوشم نمیاد
هیچکس نگفت باید خوشت بیاد
فقط باید بفهمیم کسی از ما که مونده، یکی از اونا هست یا نه
از اون ترشیش ندارین؟
این مسخره است
اسموک، اسلحه رو بیار پایین خفه شو-
بخور وگرنه شلیک می کنم
اسلحه رو بذار زمین, اسموک، اون خون آشام نیست
تو از کجا میدونی؟
فقط اون سیر لعنتی رو بخور، دختر
اسموک,
من دارم سعی میکنم زنده نگهت دارم نباید از من سوال کنی
تو یه مرد شروری
تعجبی نداره شیطان اومده دنبالمون
اسلیم، چه خبر شده، مرد؟
اسلیم؟
چه خبر شده، اسلیم؟
زیاد مشروب خوردم
اون آبجوی لعنتی از شیکاگو
اعصابم حسابی بههمریخته، اسموک
من خوبم
میبینی؟
مطمئنی اون خون بود؟
هی اسموک، بذار بیام تو، مرد
هه، اینو نگاه کن
اسموک، اسموک، بذار بیام تو
اسموک، قسم میخورم حسابمو دادم، مرد
همه اش سر همینه؟
!اسموک! هی، اسموک
هر چی بخوای، مرد
اسموک، یه چیز عجیبی داره اتفاق میافته
می دونم صدامو می شنوی، اسموک
!اسموک، بذار بیام تو
وای، چی... لعنتی
کمک!
!از روم بلند شو
هی، عزیزم-
بیا بیرون، ماشینو روشن کردم بیا بریم
چیه، گریس؟
داره میکشتش
اوه، درباره اون حرف میزنی؟
نگران کورنبرد نباش-
فقط یه کم گرسنهست، همین
بریم
!بیا دیگه
بیا بریم. ماشینو گرم کردم
یا...
بذار برگردم تو،
میرم تو وسایلمونو برمیداریم و برمیگردیم خونه
به حرفش گوش نده
گریس، ما یه راه خروج از اینجا پیدا میکنیم. قول میدم
من راه خروج توام
این دنیا قبلاً تورو به حال خودت رها کرده
نمیذاره چیزی بسازی
نمیذاره دور هم جمع شی
ما دقیقا همین کارو می کنیم
با هم
برای همیشه
اینطوری بهتره، عزیزم
پس چرا فقط ما رو دعوت نمیکنی بیایم تو؟
باید به حرفش گوش کنی، گریس... یا به حرف من
چون الان هر چی اون می دونه، منم می دونم،
و می خوام بذاری ما بیایم تو
وگرنه میریم به مغازه خواربارفروشی
یه سری به لیزای کوچولو می زنیم
نه، نه، نه، جرئت نمی کنی لعنتی!
اوه، آره، گریس، الان همه چیو می دونم نه-
من خودم میدونم
چطوری دوست داری
که تو رو بلیسن
بهت قول میدم
زیاد گاز نگرین
این نمی تونه واقعی باشه
تو شیطانی
مگه نه؟
!سمی
تو همونی که دنبالش اومدم
حست کردم
می خوام دوباره مردممو ببینم
اینجا گیر افتادم
ولی استعدادای تو میتونه اونا رو پیش من بیاره
همین الان بهم بدینش
فقط سمی کوچولو رو به ما بدید ماهم میذاریم زنده بمونید
وای، وای. هی، هی، هی، آروم
یه چیزی بهت میگم
تو عجب سفیدپوست حرومزادهای...
نمیتونی داشته باشیش
اون مال ماست
اون از ماست، و به ما تعلق داره
و من نمی ذارم این اتفاق بیفته
نمی تونی نجاتش بدی, اسموک
همونطور که نتونستی برادرتو نجات بدی
اینجا امن نیستین
مهم نیست چند تا اسلحه یا چقدر پول
هر وقت بخوان، ازتون میگیرنش
امشب یه چیزی اینجا ساختی
و چه زیبا بود ولی روی یه دروغ ساخته شده بود
هاگوود، اون رئیس بزرگ کوکلاکسکلانه (KKK)
این برادرزاده لعنتیشه
به هر حال قرار بود تورو بکشن
من فقط اتفاقی سر از جای درست درآوردم
در زمان درست
راست میگه، اسموک
میتونم خاطراتشو ببینم
اسموک، اون برادرت نیست
اینجا جوک جوینت نبود
کلاب نبود
این یه کشتارگاهه
این یه جای لعنتی برای کشتنه
ولی چیزی که عمو هاگوود نمیدونه
اینه که ما یه گروه جدید بر اساس عشق و محبت راه میندازیم
و حالا که تعدادمون زیاد شده، شاید بریم سراغ اون نژادپرست پیر
و اونم درستش کنیم
چرا شماها فقط نمیرین؟
چون بدون شماها نمی ریم
ما خانواده ایم
مگه نه؟
میدونم دیوونهوار به نظر میرسه، ولی بعد از اینکه شما رو بکشیم،
بهشت رو همین جا روی زمین خواهیم داشت
اوه
سلام
زود باش,
خوش اومدی
هی، هی، هی
منو نگاه کن
هی، بذار یه چیزی بهت بگم
بذار یه کوفتی بهت بگم، نیگا
اون استکی که من می شناسم،
با هیچ شیطان لعنتی رفاقت نمیکنه
گور بابات نیگا، منم، الیاس مور
و الان دارم با برادر بزرگترم حرف می زنم،
اسلیم، پس لطفا خفه شو
ما هیچوقت قرار نبود آزاد باشیم
ما همه جا دنبال آزادی می گشتیم
و خوب میدونی
که هیچوقت قرار نبود پیداش کنیم
تا این
این راهشه
با همدیگه
تا ابد
و من بدون تو این کارو نمیکنم
من بدون تو وجود ندارم
تصمیمت چیه؟
نه
نه، نه
در رو ببند
نه، مرد
چشم اندازی نداره
گفت دخترمونو میگیره
نمی تونی حرفشو باور کنی, فقط می خواست گولت بزنه بذاری بیاد تو
اون بچههای تو رو تهدید نکرد
فقط باید تا صبح دووم بیاریم
و بعد چی؟
بذارم خانوادمو بکشه
کل شهرو بکشه؟
همه رو تبدیل به هیولا کنه؟
اون شیطان سفید به چینی حرف میزد
رفت تو ذهن بو
باید جلوشو بگیریم، اسموک
باید قبل از اینکه فرار کنن، بگیریمش
آروم باش، یه لحظه
یه ثانیه بهم فرصت بده فکر کنم
چی؟
مگه سرباز نیستی؟
آره
مگه به دو نفر شلیک نکردی چون به کامیونت دست زده بودن؟
اونا برادرتو کشتن
استک رو یکی از خودشون کردن و "بو"ی من
گفتن می خوان لیزا رو بکشن
اگه الان وقت رفتن نیست، پس نمی دونم کِی هست
باید کل شبو منتظر بمونیم تا اونا بیشتر عزیزامونو ببرن؟
تبدیلشون کنن به شیطان؟
به نظر نمیرسه که بخوان برن، گریس
اوه، خفه شو مست لعنتی، اسلیم
الان مست نیستم
باید مواظب حرف زدنت باشی، خانم
داری چیکار می کنی؟
بس کن. بیا- !نه-
شماها اینو میشنوین؟
این همون آهنگیه که میخوندن
♪ اوه، رابین بیچاره رو کامل پاک کردم ♪
♪ رابین بیچاره رو کامل پاک کردم ♪
♪ و من راضی خواهم بود ♪
♪ چون من یه خانواده دارم ♪
♪ مگه اون پرنده جی نخندید ♪
♪ رابین بیچاره رو کامل پاک کردم ♪
♪ رابین بیچاره ♪
♪ رابین بیچاره رو کامل پاک کردم ♪
♪ مگه اون پرنده جی نخندید ♪
♪ رابین بیچاره رو کامل پاک کردم ♪
نه، نه، نه
...گریس، نکن- اینو بده من-
آروم باش
آروم باش
ولش کن
آروم باش
باید فکر کنیم
فقط باید فکر کنیم، گریس، باید اینجا بمونیم
باشه؟
...بیاید تو مادرجنده ها
چه غلطی داری می کنی؟
نه!
لعنت بهت گریس
اوه، لعنت
گریس، چرا این کارو کردی؟
!بهت گفتم دهنتو ببندی
فکر کنم دارن میان تو
باید آماده بشیم
زود باش
زود باش
دستپاچه نشین
تمرکز کنین، همتون
حرومزاده,,,
!اسموک
دردشو حس میکنن
!آنی
!نه
!استک، نه! نه
لطفاً. نه
نه!
!الیاس، آنی نه-
نه!
نه!
حالا همهچیز درست میشه
نه!
!آنی
نه!
نه، نه، نه، نه
الایجا
بهم قول دادی
زود می بینمت
دوستت دارم
!آنی- نه-
!نه!نه
بریم
بریم
زود باش
اسموک
باید پسرو از پشت ببریم، اون اینجا نیست
بیا
اسموک زود باش
شت، مهماتم تموم شد
!منم فشنگ ندارم-
سمی بریم-
سمی
زود باش
بریم
!نه اسلیم-
هنوز حال به هم زنه
هی. هی، شماها از این میخواین؟
آخرین فرصته
دلتا اسلیم
از اینجا برو بیرون
!سمی
نهههه
برو، برو پرلین...پرلین-
برو,
برو,
همینطور بدو
تا طلوع آفتاب
همهچیزو برنامهریزی کرده بودم
بعد تو رفتی آنی رو کشتی
چه مرگته، مرد؟
من داستان های تو رو می خوام
و آهنگ های تو رو می خوام
و تو هم مال منو میخوای
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد
پادشاهی تو بیاید...
اراده ی تو انجام شود...
...در زمین، همانگونه که در آسمان است
نان روزانه ی ما را امروز به ما بده...
و گناهان ما را ببخش...
...همانگونه که ما گناهان دیگران را میبخشیم
...و ما را به وسوسه نینداز
...بلکه ما را از شر نجات بده
آمین
خیلی وقت پیش، مردایی که زمینای بابامو دزدیدن
این کلماتو به ما تحمیل کردن
از اون مردا متنفر بودم، ولی کلماتشون هنوز بهم آرامش می ده
هی، هی، همونجا بمون
اوه، پسر
اون مردا به خودشون دروغ می گفتن، بعد به ما دروغ گفتن
داستانایی گفتن از یه خدا تو آسمون و یه شیطان زیر زمین
و دروغ هایی از تسلط مرد بر حیوان و زمین
ببخشید که نتونستم ازت محافظت کنم
متأسف نباش
تو همیشه این کارو کردی
ما زمین و حیوان و خدا هستیم
ما زن و مردیم
...ما به هم وصلیم، من و تو
...به همهچیز
!لعنتی
تو طعم درد شیرین مرگ رو خواهی چشید
با هم موسیقی زیبایی خواهیم ساخت
گازت گرفت؟ گازت گرفت؟ !نه-
کمک میخوای؟
برو خونه
و اون گیتار لعنتی رو دفن کن
نمی تونم
مال چارلی پاتونه
چی؟
کی اینو بهت گفت؟
!استک
گفت شماها ازش بردینش
دروغگوی لعنتی
این گیتار پدرمونه
بیا اینجا
قوی باش، شنیدی؟
شنیدی؟
یه کارایی دارم باید انجام بدم
قوی باش
و اگه تو یا هر کدوم از رفقای اون کلنت رو ببینیم
از خط ملک ما رد بشن،
همون جا که وایسادن می کشیمشون
کلن دیگه وجود نداره
صبح یه شکار کوچولو داریم، بچهها
عاشق پوست کندن یه سیاهپوست این موقع روز
اینجا دارن زیادی پررو میشن
وقتشه یه درس به اینا بدیم
کلاب جوک، هان؟
افتتاحیه باشکوه و اختتامیه باشکوه
بزن بریم
بازش کن
!سمی
بیا، پسرم
در قفله
در جلویی رو امتحان کن
گیتارو بنداز، ساموئل
اینم قفله
این لعنتی از کجا داره میزنه؟ !سیاهپوستا دارن بهمون شلیک میکنن-
!بکش اون سیاه لعنتی رو
!برو !لعنتی، برو، برو
گیتارو بنداز، ساموئل
به نام خدا بذارش زمین!
بهشون بگو
...قلبم
...صدام
...روحم
متعلق به خداست
سیگار داری؟
برو به جهنم، کاکاسیاه
الایجا، سیگارو خاموش کنی، میتونی بغلش کنی
نمی خوام هیچ دودی بهش برسه
هی، گوش کن
پول دارم، ها؟
بابا اینجاست
.:: زیرنویس از مصطفی ::.
.:: Telegram: @MoFaBox ::.
«هرگونه کپیبرداری بدون ذکر نام منتشرکننده ممنوع است»
هی، رئیس
دو نفر بیرونن
بهشون گفتم بستیم، ولی چند صد دلار پیشنهاد دادن
مشکلی نداری؟
نه، منو اذیت نمیکنه
بیاین تو
خونآشاما فرق دارن
شاید بدترین باشن
ولی حتی اگه کسی که خلقشون کرده کشته بشه هم زنده میمونن
باید دونه دونه کشته بشن
همین چیزی که این پیرمرد میخوره رو برام بیار
اوه
فکر کنم من تنها کسی بودم که اون نمیتونست بکشتش
ازم قول گرفت ازت دور بمونم
که زندگیتو بکنی
دیگه زیاد طول نمیکشه، نه؟
میتونم کاری کنم که زنده بمونی
تور هاتو ادامه بدی
به زندگیت ادامه بدی
بدون درد
فکر کنم به اندازه کافی این دنیا رو دیدم
هوم
میدونی، ما همه رکورداتو داریم
اون مزخرفات برقی رو به اندازه ی اصلش دوست ندارم
آره
دلم برای اون واقعیها تنگ شده
صدای ضبطای اون موقع مثل یه تیکه گوهن
نظرت چیه، سمی؟
هنوز اون حس واقعی تو وجودته؟
♪ من در حال سفـرم ♪
♪ نمی دونم چرا لعنتی اینجام ♪
♪ در حال سفـرم ♪
♪ نمی دونم چرا لعنتی اینجام ♪
♪ چون زنی که عاشقشم، می دونی که واقعا ♪
♪ اون واقعا اهمیت نمیده ♪
مواظب خودت باش، سمی کوچولو
یه چیزی می دونی؟
...شاید هفتهای یه بار، فلج میشم...
و اون شبو دوباره زندگی میکنم
ولی قبل از اینکه خورشید غروب کنه، فکر کنم اون بهترین روز
زندگی من بود
برای تو هم اینجوری بود؟
بدون شک
آخرین باری که برادرمو دیدم، -دوستت دارم
آخرین باری که خورشیدو دیدم، فقط برای چند ساعت، آزاد بودیم
.:: زیرنویس از مصطفی ::.
.:: Telegram: @MoFaBox ::.
«هرگونه کپیبرداری بدون ذکر نام منتشرکننده ممنوع است»
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.