All language subtitles for The.Handmaids.Tale.S06E09.Execution.720p.DSNP.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه گذشت

چرا راه دیگه‌ای برای کشتن اون فرمانده‌ها پیدا نمی‌کنی؟

توی عروسی، نگفتی قراره خدمتکارها هم باشن؟

همه‌ی اون خدمتکارها با حجاب؟

یه گروه بزرگ که با هم حرکت می‌کنن، بدون اسم و رسم؟

اینجوری خودمونو قایم می‌کنیم.

اونا هیچ سلاحی ندارن.

- من براشون سلاح قاچاق می‌کنم. - چقدر طول می‌کشه؟

یکی دو ساعت. می‌رن خونه

و سریع خوابشون می‌بره... بعدش ما شروع می‌کنیم.

بمب‌ها هنوز سر جاشونه. حیف نیست ازشون استفاده نکنیم؟

تو شهر همه‌چیز به‌هم‌ریخته. بهترین موقع برای آوردن نیروی نظامیته.

عجب!

یه اتفاقی داره می‌افته. دخترا حالشون خوبه؟

باید برم ببینم دخترا حالشون خوبه.

اون به ما کمک می‌کنه وظیفه‌مون به خدا رو انجام بدیم.

نه، من تو خونه‌مون خدمتکار نمی‌خوام.

فکر می‌کردم مرد بهتری هستی، ولی تو هم مثل بقیه‌شونی!

بس کن!

فکر می‌کنی خدا همچین ازدواج کثیفی رو می‌خواد؟

- جون آزبورن. - از آشناییت خوشبختم.

جون آزبورن کجاست؟

- من اینجام. - می‌دونستم. تو این کارو کردی.

تو ما رو به اونا فروختی. اگه می‌خوای نجاتمون بدی، بذار بریم.

اول فرمانده‌ها رو می‌کشیم، بعد بمب‌هامون منفجر می‌شن.

بعد نیروی نظامی میاد.

اونا هیچ‌وقت نمی‌فهمن ما داریم میایم.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

MoviePovie. Com

♪ از بازی‌های کوچیکت خوشم نمیاد ♪

♪ از صحنه‌ی کج و معوجت خوشم نمیاد ♪

♪ از نقشی که مجبورم کردی بازی کنم ♪

♪ نقش یه احمق نه، ازت خوشم نمیاد ♪

♪ از جرم بی‌نقصت خوشم نمیاد ♪

♪ از خنده‌هات وقتی دروغ می‌گی خوشم نمیاد ♪

♪ گفتی تفنگ مال منه ♪

اونا رسیدن. درا رو باز کن.

♪ باحال نیست نه، ازت خوشم نمیاد ♪

♪ ولی من زیرک‌تر شدم تو لحظه آخر سخت‌تر شدم ♪

♪ عزیزم، از مرده‌ها بلند شدم من همیشه این کارو می‌کنم ♪

♪ یه لیست از اسما دارم و اسم تو با خط قرمز زیرش خط کشیده ♪

♪ یه بار چک می‌کنم بعد دوباره چک می‌کنم، اوه ♪

♪ اوه، ببین چی باعث شدی بکنم ♪

♪ ببین چی باعث شدی بکنم ♪

♪ ببین تازه چی باعث شدی بکنم ببین تازه چی باعث شدی... ♪

فرار کن!

حالا!

♪ دنیا پیش می‌ره یه روز دیگه، یه درام دیگه، درام ♪

♪ ولی نه برای من، نه برای من فقط به کارما فکر می‌کنم ♪

♪ و بعد دنیا پیش می‌ره ولی یه چیز مطمئنه ♪

♪ شاید من مال خودمو گرفتم ولی همه‌تون مال خودتونو می‌گیرید ♪

♪ ولی من زیرک‌تر شدم تو لحظه آخر سخت‌تر شدم ♪

♪ عزیزم، از مرده‌ها بلند شدم من همیشه این کارو می‌کنم ♪

♪ یه لیست از اسما دارم... ♪

نه! کمک!

کمک! کمک!

- لعنتی متجاوز! - آف‌جاکوب، لطفاً!

نه!

♪ اوه، ببین چی باعث شدی بکنم ♪

♪ ببین چی باعث شدی بکنم ♪

♪ ببین تازه چی باعث شدی بکنم ببین تازه چی باعث شدی ♪

♪ اوه، ببین تازه چی باعث شدی بکنم ببین تازه چی باعث شدی بکنم ♪

مِیدِی باید تا حالا پست بازرسی رو گرفته باشه.

همه‌ی این کامیون‌ها قراره رد بشن؟

همه‌مون قراره از مرز رد بشیم؟

کامیون ما باید اول یه جا وایسه. خدمتکارهای اعزامی سوار می‌شن و ما پیاده می‌شیم.

تو می‌مونی؟

ما از این مبارزه دست نمی‌کشیم.

امشب فقط شروعه.

تا آخرش تو این جنگیم.

خاله خیلی خوبی از آب دراومدی.

فکر کنم بالاخره تئاترهای محلی به دردم خورد.

من آوام.

آه، آوا.

از آشنایی رسمی باهات خوشبختم.

منم می‌مونم.

ببین، شارلوت هنوز اینجاست.

مثل هانا.

اونا دیگه نمی‌تونن تصمیم بگیرن تو کی باشی.

باشه؟

برید، زندگی‌تونو بکنید.

اون پایین چه خبره؟

برگرد بخواب.

مثل یه مرده خوابیدم.

جوزف! جوزف، لطفاً.

سرینا؟

- بیا تو، بیا تو. - خدا رو شکر!

سرینا، چی شده؟

گابریل کجاست؟

ترکش کردم.

شب عروسیت؟

همین الان دیدم یه خدمتکار یه زن رو جلوی چشمام کشت.

شنیدم تو شهر بمب منفجر شده.

- بمب؟ - باید بریم.

نمی‌تونیم اینجا بمونیم. باید بریم و به نیو بثلهم بریم.

اون بیرون خیلی خطرناکه.

چرا؟ چی داره می‌شه؟

شورش.

نیک.

نیک.

نیک، بیدار شو.

بلند شو، بچه‌ست.

- یه مشکلی پیش اومده. - چی شده؟

زوده هنوز.

ماشینمون اومد.

جا باز کن.

بقیه زن‌ها کجان؟

می‌رسن اینجا.

دوباره چک می‌کنم. همین‌جا بمون.

سلام؟

دستا بالا! بریم! حرکت!

حالا!

- پیاده شو! زانو بزن! - حالا پیاده شو!

- حرکت کن! - بشین زمین!

- بریم، بریم! - حرکت کن، لعنتی!

تو، بریم.

بریم، بریم. صف بکشید. صف بکشید.

حرکت!

حرکت!

خائن، برو اون‌جا!

- خفه شو! - برو کنار دیوار.

جون آزبورن.

نه.

خودتو نشون بده.

جون آزبورن!

نه.

دیگه نمی‌پرسم.

نه، نه! من جون آزبورنم. من جون آزبورنم.

تگ‌مو چک کن.

بیا. تگ‌مو چک کن.

1185.

ببرش.

- جون، نه! - دوستت دارم.

- دوستت دارم. - دوستت دارم.

- سوارشون کن! حرکت! - دوستت دارم.

نباید می‌ذاشتیم بیان تو خونه‌هامون.

این زن‌ها از ما متنفرن، سرینا. همه‌شون.

آره، تو که جای اونا بودی، نبود؟

اونا 37 تا فرمانده رو کشتن.

وحشتناکه، ولی می‌دونی اونا چه سختی‌هایی کشیدن.

ما هر فرصتی برای رستگاری بهشون دادیم.

هر چیزی که لازم داشتن بهشون دادیم. اونا وحشین.

دیگه بس کن با این چرت و پرت‌های لیبرالت.

باید با شوهرت آشتی کنی.

فکر نمی‌کنم بتونم.

خب...

بهش زنگ زدم. اینجاست.

چی؟

الان به مردامون نیاز داریم که ازمون محافظت کنن.

شکر کن که با یه مرد خوب ازدواج کردی.

حرفمو گوش کن، هر خائنی

باید پاسخگو باشه.

آره، کاملاً. قتل‌عام بود...

خب، ما...

شما رو تنها می‌ذاریم.

نائومی.

دیشب که انقدر ناراحت بودی، دلم برات سوخت.

لطفاً منو ببخش که اون‌جوری باهات حرف زدم.

ازدواجمون...

یه پیوند مقدسه.

ما جلوی چشم خدا قسم خوردیم.

تو همون لحظه که یه خدمتکار رو آوردی تو خونه‌مون، اون قسم‌ها رو شکستی.

ما عشقمونو با اعتماد ساختیم

و احترام متقابل.

اگه...

خودمون برای بچه‌دار شدن تلاش کنیم؟

بدون خدمتکار. بدون مراسم. فقط من و تو.

اگه خدا بهمون بچه نده؟

ما راه خودمونو پیدا می‌کنیم.

نور خدا...

راهو بهمون نشون می‌ده.

الان مهم‌ترین چیز ایمنی تو و نوئه.

و من اسکورت ترتیب دادم

برای همه‌ی زن‌ها و بچه‌ها به یه جای امن بیرون بوستون.

- نه. نه. - سرینا.

نه، من نمی‌رم عمق گیلیاد.

خب پس باید اینجا بمونی. ما نگهبانا رو بیرون خونه مستقر می‌کنیم.

عشقم متأسفم، ولی من می‌رم دی‌سی. شورای عالی رو تشکیل دادم.

برنامه‌مون برای پاسخ دادن رو می‌چینیم.

- الان داری می‌ری؟ - امشب.

ساعت 7 از بدفورد پرواز دارم.

اول باید با اون زن‌های بی‌خدا اینجا برخورد کنم.

چطور همچین چیزی ممکنه اتفاق بیفته؟

وقتی ما خواب بودیم.

خب...

حداقل کسایی که از کیک عروسیمون خوردن.

کیک پر از آرام‌بخش بود.

چاقوهایی که استفاده کردن، تو مراسم مقدس و مهمونی پخش شده بود،

همه‌چیز رو اون مرتد، جون آزبورن، برنامه‌ریزی کرده.

نه، این ممکن نیست. اون... اون تو آلاسکاست.

نه، تو بازداشت ماست. همین الان خبرش بهم رسید.

فکر می‌کردم دوست بودیم.

عشقم خیلی متأسفم.

خیلی دردناکه وقتی یکی از قلب مهربونت سوءاستفاده می‌کنه.

ولی دیگه لازم نیست نگرانش باشی.

عدالت خدا

اجرا می‌شه. قول می‌دم.

سلام، جون.

می‌دونی من کیم؟

معلومه که می‌دونم.

من تو عروسیت بودم، پس...

مراسم قشنگی بود.

خب عروس بود که فهمید؟

سرینا بود که منو لو داد؟

نه، خانم وارتون از خیانت تو شوکه شده بود.

آره، حتماً.

اون خیلی زحمت کشید تا شرایط خدمتکارها رو بهتر کنه.

کاش فقط یه کم صبورتر بودی.

آره، مشکل تجاوز مورد تأیید دولته.

صبر کردن یه گزینه نیست.

پس به جاش قتل‌عام.

گناهای شریرانه‌ات توهین به خداست.

تو از کجا می‌دونی چی خدا رو ناراحت می‌کنه؟

من می‌دونم گیلیاد پادشاهی خدا روی زمینه.

یه نمایش وحشته.

مردایی اداره‌ش می‌کنن که حرفای خدا رو تحریف کردن.

دروغگوها.

همتون.

هیچ‌وقت درباره‌ی تقوا نبوده.

همیشه درباره‌ی... قدرت بوده.

خب...

الان انگار خیلی احساس قدرت می‌کنی.

این شروع پایانه.

هوم.

ولی حالا اینجاییم.

گیلیاد پابرجا می‌مونه.

بهت فرصت می‌دم قبل از مجازات با خدا آشتی کنی.

چه لطف بزرگی.

خب...

از زنت تشکر کن.

پر از لطف و مهربانی.

می‌دونم اون می‌خواد رحمت خدا شامل حالت بشه.

هوم.

ببین...

فکر کنم اون می‌خواد رحمت خدا شامل تو بشه.

برای...

همه‌ی اون زن‌های زیبا و بی‌گناه

که تو دستور دادی بکشنشون.

که تو جزبل گیر افتاده بودن.

خونشون...

رو دستای توئه.

خدا قاضیت می‌شه.

لطفاً، لطفاً.

خدای من،

خدای سرینا...

خداییه که عشق می‌ورزه.

و اون که تو عشق زندگی می‌کنه،

تو خدا زندگی می‌کنه.

عشق رو انتخاب کن.

مردی باش که اون باور داره می‌تونی باشی.

فقط چند روزه تا همه‌چیز رو آروم کنم.

چطور می‌خوای این کارو بکنی؟

ما باید چیزی که شورش رو به راه انداخت حل کنیم

وگرنه بازم و بازم تکرار می‌شه.

بقیه فقط انتقام می‌خوان.

رنگ و مداد رنگی‌هاشو براش بردی؟

آره، بردم.

- کاغذ داری؟ - آره، کاغذ دارم.

قبل خواب دوست داره اینو بشنوه.

ببین، این بچه...

بیشتر از هر چیزی،

دوست داره یاد بگیره.

ما باید بهش یاد بدیم.

ما پدر و مادرشیم.

تا کجای کتاب رسیدی؟

فصل نه.

بیا بریم.

ایناهاش. عزیزم.

قراره کلی خوش بگذرونی.

قول می‌دم.

دوستت دارم.

منم همین‌طور.

خب، بریم. بیا، زود باش.

- بریم. بیا حالا. - بفرما.

برام بازم نقاشی بکش.

پر از رنگ.

تو مراسم شرکت می‌کنی؟

من...

با فرمانده‌هایی که زنده موندن می‌رم.

بشنوم چه برنامه‌ای برای پاسخ دادن دارن.

همینه؟ فقط ادامه می‌دی.

مثل همیشه.

جون قراره بمیره.

من اینجا نبودم...

نوئه اینجا نبود...

اگه اون نبود.

می‌تونیم...

براش دعا کنیم؟

چشمامو به کوه‌ها بلند می‌کنم.

کمکم از کجا میاد؟

کمکم از خدا میاد، سازنده‌ی آسمان و زمین.

خدا منو از همه‌ی آسیب‌ها حفظ می‌کنه.

اون مراقب زندگیته.

خدا مراقب رفت و آمدته.

حالا و برای همیشه.

بیاید دعا کنیم.

ای پدر ما که در آسمانی.

نام تو مقدس است.

پادشاهی تو بیاد، اراده‌ی تو روی زمین اجرا بشه،

همون‌طور که تو آسمانه.

خدا می‌گه...

"من شریران رو برای گناهاشون مجازات می‌کنم."

"و غرور وحشتناک‌ها رو نابود می‌کنم."

"چون مزد گناه مرگه."

زن‌های بارور؟

خدمتکارها رو دارن نمی‌دارن، مگه نه؟

نه. نه.

- خدمتکارها؟ - این برخلاف خواست خداست.

اونا مقدس‌اند.

شهروندان گیلیاد.

فرزندان خدا.

ما جمع شدیم تا شاهد باشیم...

و این مرتدها رو محکوم کنیم.

این ترسوهای منفور

که شریف‌ترین خدمتگزاران خدا رو کشتن.

خاله لیدیا.

ما نظارتشونو به تو سپردیم.

و اونا قاتل شدن.

بدون اخلاق و بدون پشیمونی.

این تقصیر توئه، خاله لیدیا.

با لطف خدا، می‌تونی کفاره بدی قبل از اینکه قضاوتشو ببینی.

خدای عزیز...

منو ببخش.

و لطفاً اونا رو ببخش.

دخترای عزیزم.

برای کارایی که کردن رحم کن.

چون اونا زندانی مردای بی‌خدا و شریر بودن!

نه! نه!

نه، نه، نه.

تو به گیلیاد خیانت کردی.

تو خدا رو رها کردی.

جون آزبورن

فرصت داشت تا به گیلیاد خدمت کنه

و رستگاری الهی رو دریافت کنه.

راه درست رو بهش نشون دادن.

و نور رحمت خدا روش تابید.

ولی اون تصمیم گرفت این زن‌ها رو با فریب مسموم کنه.

تو اونا رو تو این مسیر خطرناک هدایت کردی.

تو اونا رو به این مسیر خطرناک بردی.

تو کلام خدا رو خراب کردی.

تو اسم خدا رو ناپاک کردی.

لطفاً...

می‌تونم برای بخشش خدا التماس کنم؟

برای همه‌ی گناهام...

و خطاهام.

خدا داره گوش می‌کنه.

ممنون.

ممنون.

خدای عزیز...

من تو رو ناامید کردم.

من، اِ...

دوستامو ناامید کردم.

و خانوادمو.

و مردم گیلیاد رو ناامید کردم،

با روش‌های خودخواهانه و بی‌پروام...

کارام.

خدا...

لطفاً دعامو بشنو...

الان.

لطفاً محافظت کن

از بنده‌های فروتنت.

بذار بدونن زندگیشون...

ارزش داره.

و آرزوهاشون

و رویاهاشون...

یه معنی‌ای دارن.

چون اونا آدمای خوبی‌ان.

که خیلی وقته

تحت ظلم شیطان بودن

و کسایی که اسمتو ناپاک کردن.

بلند شید!

برای آزادی‌تون بجنگید!

نذارید این حرامزاده‌ها له‌تون کنن!

برو، برو، برو، برو!

- فرمانده، این‌طرف. - برو!

جون!

برو!

بیندازش زمین!

لعنتی بگیرشون!

بیارش پایین!

وایستا!

جون! جون!

جون.

حالت خوبه؟ خوبی؟

هی، خوبی؟

همه‌چیز روبراهه. روبراهه.

اومدن. اومدن.

اینا هواپیماهای آمریکان!

خونه رو پاکسازی کن.

لارنس کجاست؟

رفت.

کجا رفت؟ با بقیه فرمانده‌هاست؟

- خونه پاکه! - بیا.

نه، کجا دارید مارو می‌برید؟

یه جای امن.

نیک.

بچه حالش خوبه، عشقم.

حالا حالمون خوبه.

خدا رو شکر.

چه نعمتی که تو کنارمی.

دیگه کجا می‌تونستم باشم؟

گزارش‌ها رو شنیدیم.

گیلیاد زیر حمله‌ست.

پدرم تقریباً توسط اون شورشی‌ها لینچ شد.

الان در امانه.

باید این حمله‌ی گستاخانه رو تموم کنی.

اونو نابود کن.

دکترا گفتن داروهای آرام‌بخش توی اون کیک

ممکنه این عوارض رو ایجاد کرده باشه.

اون مسئول اینه.

باید وفاداریت رو نشون بدی.

به گیلیاد...

و خدا.

و من.

و پسرمون.

اینجا به کمک نیاز دارم.

سه نفرتون پایین هستین، اینجا در امانید.

جون، جون! هی، ببخشید.

- داری چی‌کار می‌کنی؟ - حالم خوبه.

- نه، باید استراحت کنی. - نه، بعداً. تو خوبی؟

خب، آویزونم نکردن، پس خوبم.

- مویا حالش خوبه؟ - بیرون داره به امدادگرا کمک می‌کنه.

باشه، سرت شلوغه. نگران من نباش.

خب، کلی مارتا و آدمای معمولی هستن که به کمک نیاز دارن، پس...

- مرسی. - باشه.

هی، جون. خوبی؟

- آره. می‌دونی مارک کجاست؟ - آره، اونجاست.

نظامی هستی؟

سیا.

شاگرد اول کلاسش، که همیشه سریع اینو بهم یادآوری می‌کنه.

مطمئنی باید بلند شی و راه بری؟

آره، چی به چیه؟

یه جای پای کوچیک توی شهر داریم.

ولی باید اون فرمانده‌های تندرو رو پیدا کنیم،

اونایی که جون سالم به در بردن، و کارشونو تموم کنیم.

نمی‌خوان یه شیکاگوی دیگه بشه. این‌قدر غافلگیر شدن.

- حالا دنبال خونن. - پس نمی‌خوایم درگیری طول بکشه.

ممکنه بوستون رو بمباران کنن،

یه عالمه آدمو بکشن، و کامل اونجا رو بگیرن.

لارنس باید بدونه کجا پیداشون کنیم.

نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم. سربازا رو گذاشتم اونجا اگه برگرده خونه.

کسه دیگه‌ای رو می‌شناسی که از نقشه‌هاشون خبر داشته باشه یا...

فکر کنم سرینا بیشتر از اون چیزی که بهم می‌گه می‌دونه.

سرینا؟

تحت حفاظت، اون‌طرف خیابون.

سرینا.

جون.

خدا رو شکر.

فکر کردم ترجیح می‌دی من مُرده باشم.

چطور می‌تونی اینو بگی؟

آه، نمی‌دونم. بهت دروغ گفتم و عروسیتو خراب کردم.

درسته، اوم...

آره، من...

فکر کنم همه‌چیز حالا خیلی پیش‌پاافتاده به نظر میاد، بعد از، اوم...

کاری که با اون مردا کردی.

اون مردا سزای کارشونو دیدن.

تو نیستی که باید تصمیم بگیری.

ولی تو گرفتی، نه؟

تو بودی که وقتی گیلیاد شروع شد تصمیم گرفتی کی زنده بمونه و کی بمیره.

من اون تصمیم‌ها رو نگرفتم.

آره، ولی تو...

می‌دونی چیه؟

بی‌خیال، وقت نداریم.

باید بدونم فرمانده‌هایی که زنده موندن کجان.

می‌دونی کجا دارن ملاقات می‌کنن؟

نه، نمی‌دونم.

نمی‌دونم.

فکر کنم یه جای امن.

همین‌قدر می‌تونم بهت بگم.

نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

واقعاً فکر کردم عوض شدی.

واقعاً فکر کردم شاید حرفایی که زدی واقعی بود، نه...

اون...

چرندیات همیشگیت، همه‌چیزایی که گفتی،

نقشه‌هات، آرزوهات.

آزادی بیشتر، عدالت بیشتر، این...

فقط یه مشت حرف لعنتیه.

من هنوز اون چیزا رو می‌خوام.

با اون مردا که مسئولن، بهشون نمی‌رسی.

نمی‌بینی؟ گیلیاد هی آدمای مثل اونا رو می‌فرسته.

بعد ما بازم می‌جنگیم. تسلیم نمی‌شیم.

داری از من می‌خوای

یه هدف روی کمر شوهرم بذارم.

اون یه ظالمه، سرینا.

و خودت اینو می‌دونی.

امروز سعی کرد منو بکشه.

مثل یه هیچ‌چیز منو آویزون کرد.

اینجور پدری برای پسرت می‌خوای؟

می‌دونی، خدا به ما لطف کرد

با این بچه‌ها.

این بچه‌های زیبا...

بچه‌های سالم و قشنگ.

به ما اعتماد کرده که ازشون محافظت کنیم.

و بزرگشون کنیم

توی دنیایی

که پر از عشقه.

اون فرمانده‌ها براشون جز دنیایی پر از غم چیزی نمی‌آرن

و رنج بیشتر.

سرینا.

دارن می‌رن واشنگتن.

امشب.

ساعت ۷ غروب، از بدفورد.

مرسی.

فرمانده، مرسی که اومدی.

مگه انتخابی داشتم؟

سربازای جو اینجا توی پذیرایی‌م بودن.

شنیدم امروز حسابی سرت شلوغ بوده.

گلو درد دارم. زنده می‌مونم.

خب، منو گذاشتن رو نیمکت،

فرستادن رختکن.

منطق و مصالحه رو پیشنهاد دادم،

ولی رینولدز، کالهون و بقیه تیم الف،

آماده‌ان بوستون رو نابود کنن.

وارتون چی؟

اونم پر از خشم و گوگردِ.

ظاهراً وظیفه مقدسه،

که شهر رو دوباره برای صالحین امن کنه.

یه دوره جدید وحشته.

خب، امشب دارن می‌رن واشنگتن،

تا شورای عالی رو متقاعد کنن.

از کجا می‌دونی؟

سرینا.

حالا یکی از ماست.

عجایب تمومی ندارن.

باید جلوشونو بگیریم، فرمانده.

و می‌تونیم.

بمبه، درسته؟

با ارتفاع فعال می‌شه.

لطفاً ادامه بده.

فقط کافیه بذاریش توی هواپیما،

بعد قبل از اینکه اونا برسن پیاده شی.

ببخشید، وقتی گفتی "تو" ، فکر کردم... داشتی منو نگاه می‌کردی.

تو یه فرمانده ارشد هستی، هنوز دسترسی داری.

هواپیما رو لعنتی بزنید پایین.

فضای هوایی بسته‌ست. گیلیاد تو حالت آماده‌باشه.

همه‌مون دیدیم موشک‌های دفاعیشون چطور کار می‌کنن.

دوست دارم نابودشون کنم، ولی...

من اقتصاددانم.

جیمز باند نیستم.

میدونم از محدوده راحتیت خارجه.

خیلی خارجه. منو دیدی؟ محدوده راحتی من یه نقطه‌ست.

اگه بذاریم در برن...

همه‌چیز تمومه.

اونا قطعاً می‌برن.

فرمانده، اگه تصمیم بگیری این کارو بکنی،

باید همین حالا بری.

قبل از اینکه بقیه فرمانده‌ها برسن.

باهات میام. من راننده فرارت می‌شم.

نه.

نمی‌تونی این کارو بکنی.

بالاخره در امانی، جون.

هیچ‌کس در امان نیست.

تا وقتی اون مردا زنده‌ان.

بیا اینو تا آخرش بریم.

با هم.

شجاعت بهت میاد، جوزف.

از بهترینش یاد گرفتم.

زود برمی‌گردم.

سعی می‌کنم گند نزنم.

آقایون.

فرمانده لارنس.

شما هم زود اومدین؟

بعد از امروز نمی‌تونیم وقت تلف کنیم.

آره، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

خب...

خدا بهمون رحم کنه. باز یه پیشنهاد دیگه برای آشتی با آمریکایی‌ها.

نه، نه. حالا می‌خواد نیو بتلهم رو گسترش بدیم

چون قبلاً خیلی برامون خوب جواب داد.

بمون اینجا، لارنس. ببین چطور اون جای لعنتی رو با خاک یکسان می‌کنیم.

بسه دیگه.

تو واشنگتن باید متحد باشیم.

خوشحالم که بهمون ملحق شدی. بیا.

باهامونی، فرمانده؟

فرمانده؟

بفرمایید.

فرمانده.

پسر، بالاخره رسیدی.

رز چطوره؟

حالش خوبه. قویه.

اون، اوم، اصرار کرد امشب بهتون ملحق شم.

دختر باهوشیه.

همه، فرمانده بلین و نوه‌م

آینده گیلیاد هستن.

خدا رو شکر.

بیاین یه چندتا سیگار برگ بگیریم.

فکر کنم تصمیم گرفتی با برنده‌ها باشی.

آره، می‌دونی چطوره.

برای زنده موندن هر کاری لازم باشه می‌کنی.

واقعاً نمی‌خوام بدونم.

نقشه‌هات چی؟

یکی بهتر از من باید اونا رو به سرانجام برسونه.

شب بخیر، فرمانده‌ها. برای پرواز آماده بشید.

حالش خوبه؟

یه زن خوب رو نمی‌تونی زمین بزنی.

اون، اوم... بهم گفت همه‌چیزو ول کنم.

چندبار بهم گفت.

کاش بهش گوش کرده بودی.

MoviePovie. Com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.