Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اون... بیا اینجا. اون «بارون»ـه
بجنب، بری - بجنب - [ مخفف «بارون» که آنها «بَرون» تلفظ میکنند ]
ما خیلی نئشهایم
ما تحت تأثیر خون موادیایم
...کلاه رو بذار سرت. اوه، آره
اوه! اه، نه - تُف -
نیمتنهش رو شکستم - جسدش نصف شده -
نه، نه، نه، فقط از کف زمین زده بیرون
گییرمو؟
کمکمون کن! همونجوری واینستا اونجا
فکر نکنم اون گییرمو باشه
گییرمو؟ - نه -
نه، نندور، اون «استیر مستر»ـه
مَسترِ استیرها [ ارباب پلهها ]
گند زدیم. این خوب نیست - ...گییرمو کجـ -
!گییرمو
،اوه، خدای من، اوه، خدای من ...اوه، خدای من، اوه، خدای من
♪ Norma Tanega - You're Dead ♪
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
« منزل خونآشامها، شب بعد »
ما امشب اینجا در حیاط پشتیمون دور هم جمع شدیم
تا دومین مرگ «بارون» رو گرامی بداریم
داریم یه مراسم برگزار میکنیم تا
درگذشت «بارون» رو گرامی بداریم
،اما مشکل اینجاست که
،یادمون نمیاد چجوری مُرد
چون به کلی با خون موادی نئشه بودیم
و به نشانۀ احترام، تصمیم گرفتیم در بین :دو مهبل مورد علاقۀ من دفنـت کنیم
که مال همسر و مادرمه
بارون»، چه دوران شگفتانگیزِ قبیحانهای داشتیم»
،چه نحوهای واسه گذروندن زندگیـت بعد از مرگ
و چه نحوهای برای مُردن
ما به قتل رسوندیمـش؟
ما... ما ممکنه ایدۀ بهقتلرسوندنـش رو داده باشیم، ولی انجامـش ندادیم
دادیم؟
اوه، به نظرم یه اتفاق وحشتناک افتاد
تُف
شاید بهتر باشه این رو بین خودمون نگه داریم
...اگه خونآشامی از این باخبر بشه، اونوقت
به «بارون» آخرین جرعهش رو بدیم
البته
پس فقط بذاریمـش داخل؟
آها - «خداحافظ، «بارون -
ارباب، یه کلاغ بهمون خیره شده
طالع نحسه. به این معناست که بدشانسی در نزدیکیه
سلام، دارودسته
!چه خبرا؟ اوه
اوه، خدای من
شما کُشتیدش؟
نه! کسی به قتل نرسوندش - ...نه! چی... اون فقط - ما اونتو پیداش کردیم -
دارم سربهسرتون میذارم
،و... فقط محض اطلاعتون الان دارم ازتون تغذیه میکنم
تو میتونی خیلی بیشعور باشی، کالین
اون رو شنیدم
«تُف. مستخدم «بارون
.کلاغهای بیشتری وجود داره دارن وحشتزدهام میکنن
گییرمو، در مقابل کلاغها اَزمون محافظت کن
آسمون پُر شده ازشون
نه، بیاید فقط بریم تو - بیاید بریم تو -
چاله رو پُر کن. به پُرکردن ادامه بده
...ولی کلاغها
!اونا همهجان
الان روی چمن جلویی هم پُر کلاغ شده
سعی دارن ما رو وحشتزده کنن. ولی نتیجهبخش نیست
اه! چه خبر شده؟
ارباب - اه! اوه، پسر -
یه زن شناور روی ایوان جلوییه
باید باهاتون حرف بزنه
...احضار شدهاید
که در «معبد خونبلعندگان» در مقابل... شورای خونآشامی حضور به عمل بیارید
نمیشد راحت تلفن بزنید؟
کلاغ فرستادیم
!500 تا کلاغ فرستادیم
آره، ولی ما تلفن داریم
شوکه و وحشتزدهام که با کلاغ جوابمون رو ندادید
بلد نبودیم
فقط میگی: «کلاغ، ما اونجا «خواهیم بود. ممنون. پرواز کن
دعوت شدهاید
نمیشد راحت تلفن زد؟
شورای خونآشامی» سازمان خیلی کهنیه»
،خیلی قدرتمند. و، ظاهراً
خیلی ترسناک
از تمام گوشههای کُره سفر میکنن
تا عدالت محض و بیچونوچرا رو در حق هر خونآشامی که
قانون خونآشامی» رو زیر پا گذاشته برقرار کنن»
لازلو زمانی که یه بچه رو تبدیل به خونآشام کرد، که اصلاً قابل قبول نیست، چیزی نمونده بود احضار بشه
حقیقت داره. نباید اونکارو بکنی
ولی، بخوام روراست باشم، کسل شده بودم
دادمـش به یه آشنا توی ،برانکس»، جایی که، معتقدم» از شمالیترین محلات شهر نیویورک و در شمال ] [ محلۀ منهتن که آمار تنفروشی و اعتیاد بالایی دارد
تا به امروز پابرجاست
اون بچه اگه الان باشه، 90 سالـشه
سر اون واقعاً گند زدی
مسلماً زدم
شاید بهتر باشه بهش سر بزنیم
من ترجیح میدم نزنیم
« معبد خونبلعندگان »
ایناهاشش
باشه، خب، مشخصه که همهمون مضطربـیم
این میتونه دربارۀ هر چیزی باشه، پس نباید چیزی - راجع به چیزی که میدونید بگیم - بدیهیه
،وایسا، وایسا، وایسا، وایسا ...وایسا، وایسا، وایسا
اون زنهست
فکر کنم اَزمون میخواد بریم تو
سلامی مجدد
دنبال من بیاید
خیلی خوشحال هستم که تونستید خودتون رو برسونید
« زیرزمین: شورای خونآشامی، طبقۀ ب »
اوه
داخل شوید
چجوری اونکارو کرد؟
اوه
و رسیدیم
و دنبال من بیاید
چجوری اونکارو میکنه؟
،دیوان دادرسی در اتاق قضاوت گرد هم آمده و در آنجا مورد محاکمه قرار خواهید گرفت
چرا این سرسرا تمومی نداره؟
خب، فقط یه سرسرای به طرز غیرعادیای طولانیه
فکر میکردم شورا بزرگتر از اون باشه
شاید بتونیم باهاشون مبارزه کنیم - !هیس -
داخل شوید
انسانه نه
محاکمۀ مختص خونآشامهاست، گییرمو
سر من چه بلایی میاد؟
اوه، خودت میبینی
ببخشید، من یه... حباب خونی کوچولو توی گلوم دارم
...انتهای سرسرا
اتاقی مخصوص مستخدمها خواهی دید
لادویگ تو رو به اتاق استراحت مستخدمها خواهد برد
لادویگ. لادویگ
!لادویگ
خودم میبرم. دنبال من بیا
جلوی پات رو بپّا
من مجبور نیستم، پرواز میکنم
شببخیر، عالیجنابها
این واسیلیکای بیعفتگرـه
سلام
...و من
گرتام
...گرتِ
خونآشام
ساده. زیبا
سلام، گرتِ خونآشام
حالا، با «بارون» چه اتفاقی افتاد؟
اون مُرده - ...اوه -
شرمندۀ همه - ما... ما مُردهش نکردیم -
نه، حقیقت داره. سؤتفاهم بود
:آم... بعنوان شوخی، گفتیم «چرا بارون رو نکُشیم؟»
و اگه در اون لحظه اونجا بودید، شما هم میخندیدید - آره -
حالا متوجهایم که شاید چیز احمقانهای ،واسه گفتن بود، و حقیقتاً متأسفـیم
و این رو خیلی جدی میگیریم
و اینا چهرههای جدیمونه
جدی، جدی، جدی
دنبال کن
چیکار داری میکنی؟
.دارم صورتـم رو گرم میکنم اینجا خیلی سرده
خب، لامپ اِلایدیـه
اوه - امکان نداره بتونیم آتش داشته باشیم -
اونجوری سرآتشنشانها جوش میارن
باید بگم
ما عمیقاً از داستانتون تحت تأثیر ،قرار گرفتیم، و... و شاید فقط منم
ولی من فکر نمیکنم شما بههیچوجه گناهکار باشید. واسیلیکا؟ - اوم، نه، فکر نمیکنم گناهکار به نظر بیاید -
فکر میکنم... ممکنه اونا ولتون کنن
ببخشید، منظورتون از «اونا» چیه؟
شورای خونآشامی
مگه شما «شورای خونآشامی» نیستید؟
اوه
...نه. نه، ما
...ما اینجا زندانیایم - اوه - نه، ما فکر کنم - هزار ساله که توی این اتاق کسلکننده زندانیایم؟
اوه، واقعاً وحشتناکه - از 1932 -
هوم
اون که هزار سال نمیشه
الان چه سالیه؟
2019ـه
ما 90 ساله که اینجائیم
اوه، تُف - چیکار کردید؟ -
اوه، من؟ کُلی بیعفتی
میگن یه بچه رو تبدیل به خونآشام کردم و توی «برانکس» رهاش کردم
کی همچین کاری میکنه؟ ،اگه یه وقت بفهمم کار کیه
،یه خنجر برمیدارم و با این دست 5هزارتا زخم بهش میزنم !بعد دست رو عوض میکنم و 5هزارتای دیگه زخم میزنم
میتونم این دفتر رو با روشهایی که اون خونآشام رو شکنجه میکنم، پُر کنم
من باشم دلـم نمیخواد جای اون باشم
اون بچۀ طفلکی - بچۀ طفلکِ بیچاره -
حالا «شورای خونآشامی» شما رو خواهند دید
حالا لزومی نداره همین الان باشه - ...منظورم اینه، همین الان -
همین الان. من... یه استراحتی کردن، ولی حالا آمادهان - ...اون -
هی. تو هم یه مستخدمی؟
بله
خوش اومدی
اینجا اتاقیه که درش محاکمه خواهید شد
میتونید اینجا وقت بگذرونید... تا محاکمه شروع بشه - حلقآویز بشیم؟ - [ ایهام: ممکنه اینجا حلقآویز بشید ]
فکر کنم حاضریم
نه... حاضر نیستیم - چرا. حاضریم -
...نه، نیستیم - ...چی؟ چه خبر -
مراسم شکوهمند قضاوت آغاز میشود
این دیگه چه بساطیه؟
اون خیلی پُرنقشونگاره
،از اونجایی که ممکنه امشب، شب آخر زندگیتون باشه شورای خونآشامی» دوست داره کاری کمی ویژه انجام بده»
اونا چندین دهه تمرینـش کردن
این خیلی غیرعادیه
این دیگه چه بساطیه؟
احترامات تاریک شبانه
،به تمام اعضای «شورای خونآشامی»، از تمام قارهها
که اینجا در ... گرد هم اومدن
استیتن آیلند - ...در استـ -
در استیتن آیلند
،خوش اومدید، خونآشامهای از دور و نزدیک
،به این «شورای خونآشامی» باشکوه
برای قضاوت این سه متهم
ممکنه بپرسید متهم به چی
...قتل - قتل خونآشام -
قتل خونآشام - ببخـ... قتل خونآشام -
پس به این خاطر اینجائیم
،حالا رهبران شورا رو معرفی میکنم
از اینجا با تیلدا شروع میکنم
تقریباً رهبرمونه
اون کسیه که تمام تصمیمات مهم رو میگیره - سلام -
خوش اومدی، تیلدا
من ویاگو وُن دُرنا اشمارتن شیدین هایمبورگ هستم
این دیکن بروکهست
سلام - ولادیسلافِ سقلمهزن -
ما همچنین اوان، شاهدخت نامردۀ فناناپذیر رو داریم
مجبور نیستی اسم کاملـم رو بگی. میتونی - فقط بگی اوان، مشکلی نداره - یا اوان خالی
دیگه کی رو داریم؟ دنی
سلام، دنی. طبق معمول لباس تنـش نیست
خالکوبیهای مکزیکی باحال سر و روی سینهـشه
احترامات تاریک به همگی - خوش اومدی، دنی -
همچنین پائول رو داریم - احترامات تاریک به همگی. احترامات تاریک -
حس خیلی خوبی داره که اینجا باشم
...راب... چی... راب اینجاست؟ چیزه - نتونست خودش رو برسونه -
نتونستیم راب رو گیر بیاریم؟ - ...آ... نه، من با راب صحبت کردم، دل -
.دلـش نمیخواست بیاد میخواد... پشت سرش بذاره
اشکال نداره. نه، دلـش نمیخواست - اینجا باشه. کیفر؟ - کیفر رو نمیبینم
،کیفر گفت که دلـش میخواست ولی نتونست بیاد
مشغله داشت؟ - ...تام و بِرد -
تام، نـ... نه - علاقهمند نبود -
...تام و بِرد... خب - علاقهای نداشتن -
اونا مثل ما متعهد نیستن
قضیه فقط دردسترسبودنه
خب، کی اینجاست؟ - اونجا وسلیِ - روزرو رو داریم که با «اسکایپ» تماس میگیره
وسلی! - سلام، وسلی - این کار میکنه؟ -
...ببینـش آخه - اوه، خدا، این مردکه نه -
!اون یه خونآشامکُشه
هی، اون نصفهخونآشامه
هنوزم نظرش حسابه
آره، خب، من فقط به نصف نظراتـش گوش میکنم
ببینـش توی آفتاب - خودنمایی میکنه -
میتونید صدام رو بشنوید؟ - وسلی، میتونی صدامون رو بشنوی؟ -
هی، میتونید صدام رو بشنوید؟ - یه تأخیر وجود داره -
به نظر میرسه «اسکایپ» عیب فنی داره
دکمۀ قطع صدا رو فشار بده - آهای؟ - شبیه یه میکروفن کوچولوئه. یه حلقه دورش داره -
دارم فشارش میدم - حالا میتونی صدامون رو بشنوی؟ -
میتونم صداتون رو بشنوم. احترامات تاریک
خیلیخب. عالیه
،ادامه میدیم. طبق قانون خونآشامی
ما امشب اینجا در شورا یک خونآشام بومی هم داریم، کالین رابینسون
سلام
تو اینجا چه گُهی میخوری؟
...خیلیخب، حالا
خب چرا در «استتی» آیلند گرد هم اومدیم؟ - چون یکی از برادرانمون از این دنیا رفته -
بارون آفاناس»، که با نام» نمردنی» هم شناخته میشه»
خب، مُرد. به همین خاطر اینجائیم
شاهد رو احضار کنید
شاهد اول
ای بابا - اوه، تُف -
اون از کجا پیداش شد؟
ایشون مستخدم «بارون آفاناس» هستن
شاهد شمارۀ یک، صحبت کن
عیب نداره. اون حرف نمیزنه
...روز قبل از مرگ ارباب من
خب، حالا دیگه حرف میزنه
...این سه خونآشام «بارون آفاناس» رو بردن... - داره حرف میزنه -
و اجازه دادن خوراک انسان بخوره...
ما نمیتونیم خوراک انسان بخوریم. تهوعآوره
شماها چتونه؟
،قبلترش
به گوشـم خورد که داشتن نقشۀ بهقتلرسوندنـش رو میریختن
اون زر مفت میزنه
ما فقط ایدهش رو دادیم
ایدۀ بهقتلرسوندنـش رو دادید؟
بله - ایدهش رو ندادید، نقشهش رو کشیدید -
ایدهدادن و نقشهکشیدن خیلی شبیه به همـه - ،وایسید -
بارون» مُرده؟» - ،اوه، خدای من، وسلی -
ما دیگه از اون بحث گذشتیم - وسلی، خودت رو برسون، از اون گذشتیم -
شاهد رو مرخص کنید - آره - خیلی ممنون -
خدافظ، هرزهخانوم - خوراک انسان؟ مثل، مثل، مثل همبرگر یا همچین چیزی؟ -
وسلی. ما از بحث خوراک انسان گذشتیم. ببند - ما دربارۀ اون حرف نمیزنیم، وسلی -
وایفای بهتری لازم داری
رایانه رو ببر بغل رهیابـت، داداشی
هی، هی، هی. مشکل از وایفایـم نیست
من بهترین وایفای رو دارم. خیلیخب؟
من راجع به یه مستخدم شنیدم که تبدیل به ...خونآشام شد، و حالا یه کاخ بزرگ داره و خیلی موفقه
ارباب من میگه تا چند روز دیگه قراره خونآشام بشم
فقط هفت دهه شده
پس، هیچکدومتون با مستخدمی که تبدیل به خونآشام شده باشه آشنا شُدید؟
،شخصاً نه
تابحال با چنین مستخدمی آشنا نشدم
خب، من بزودی خونآشام میشم، و بعد میشناسی
و بعد میتونی مستخدم من بشی
اصلاً کسی از «بارون» خوشـش میومد؟
خب، من... نه، من ازش خوشم نمیومد. چندش بود - ...منظورم اینه، من نـ -
دیوونه بود - به نظر من خیلی پُرّو و نامرد بود -
یه خرده بیشعور بود - دیوونه -
یه دیوانۀ روانپریش بود
اما مگه همهمون نیستیم؟ یه خرده؟
خلوچل بود، دیوونه بود، ولی قوانین قوانینه
حالا چی؟ - اونیکی شاهد رو داخل کنید -
حالا بیاید شاهد بعدی رو احضار کنیم - کدوم شاهدِ دیگه؟ -
یه شاهد دیگه - شاهد شمارۀ هر چندی که هست -
اوه، زندگیـم - گییرمو -
این موجود لذیذقیافه کیه؟
این چیه؟ این ناهاره؟
آره، ناهاره - نه، ناهار نیست -
ناهاره
،این یکی از مستخدمینشونه اعضای شورا. شهادت میده
این سه خونآشام «بارون» رو به قتل رسوندن؟
نه، اینکارو نکردن
ایده»ش رو دادن؟»
مورد بحث قرارش دادن، ولی فقط داشتن حرف میزدن. قرار نبود واقعاً انجامـش بدن
پس کی «بارون» رو به قتل رسوند؟
...آم
اونا... کار من بود. من کُشتمـش
کار تو بود؟ - بله -
کار من بود. من انجامـش دادم
خیلیخب. بعیده
بهت برنخوره، ولی به کسی نمیخوری که قادر به کشتن یه خونآشام باشه
ولی من انجامـش دادم - آ... باورش سخته -
خب، انجامـش دادم - ...شاید یه مرد زمختتر بگه، حرفـش رو باور کنم، ولی -
به نظرم داری دروغ میگی تا از اربابـت محافظت کنی - البته که همینطوره. این آقاکوچولو نمیتونه خونآشام بکُشه -
نه، بود، کار من بود. من در رو باز کردم و ...طلوع آفتاب بود و بعد خورشید دراومد و
و بعد اتفاق افتاد
اون خیلی مندرآوردی به نظر میرسه
منظورم اینه، نمیدونم، بچهها
هیچکدوممون زیاد از «بارون» خوشمون نمیومد، پس شاید فقط این آقاکوچولوی ناز رو بکُشیم و سه تای دیگه رو ول کنیم برن
روحـش رو بفرستیم جهنم
کس دیگهای هوس یه میانوعدۀ دهندریدۀ - کوچولو نکرده؟ - میانوعدۀ موذی؟
نظرت چیه، وسلی؟
این ننهخراب کیه دیگه؟ این ننهخراب عینکی؟
ناهاره، وسلی
!نه - اوه، آره - ناهار -
من نمیتونم از این تبعیت کنم
اوه - برو سر اصل مطلب -
مطلبی داری که بری سر اصلـش؟ - گوش کنید چی میگم -
گوش همهمون باهاته - گوش همه باهاته -
...همه - ،همه دست از کاری که داشتن میکردن کشیدن -
همهمون قرار بود این یارو رو بخوریم، و بعد «تو گفتی: «اوه، من میخوام یه چیزی بگم
حرف بزن - ...ما بودیم که -
نه - بارون» رو کشتیم» -
!همین فکر رو میکردیم ما هم همین فکر رو میکردیم
...ما - ما همه داشتیم در اون مورد بحث میکردیم -
شما مرتکب قتل خونآشام عمدی شُدید
حکم رو بده، تیلدا
من این سه نفر رو گناهکار اعلام میکنم
موافقین نیشتون رو بیارید بیرون
مجازاتشون اینه که به همون طریقی که قربانیشون کشته شد، کشته میشن: قرارگیری در معرض آفتاب
!اوه - آخ، وای بر من -
پسر، خیلی سخته
قراره کمکمون کنی، کالین رابینسون؟
من چه گُهی میتونم بخورم؟
به سمت سرنوشت شومتون دنبالـم بیاید
نگران نباشید. من یه نقشۀ فرار سرّی هماهنگ کردم
!خفاش
!لازلو، بیشعور احمق - ...چطوری -
...چطوری - لادویگ، بگیرش -
دن، زنه رو بگیر
!حواسـت به دستهات باشه، آقای دستدراز
!لعنت بر شیطون
تیغۀ من رو رها کن
اوه - جوش داده شده به اونجا، یا...؟ -
خب، بیشتر حالت دکوری داره
ممنون، لادویگ، خیلی خوب بود - لعنتی -
!اون چیه؟ آ... هی
اون یه خونآشامه، اونوقت نتونست یه تبر رو از روی دیوار جدا کنه
خب، باید ببینیـش
انگار جوشی چیزی داده شده به اونجا
باید یه راه خروج از اینجا پیدا کنیم
،این چیزیه که ما... خیلیخب
من این رو خراب کردم، چرخیدیم ...راست، و بعد چرخیدیم چپ به
!جلو نیا
...اوه
اتفاقی بود
اتفاقی بود. اتفاقی بود
!اتفاقی بود
...پس، اونا دارن فرستاده میشن داخل یه چاه، و
خورشید قراره رفتهرفته بیاد بالا، و بعد تا حد مرگ - میسوزن - نحوۀ خیلی ناخوشایندی برای مردنه
نحوۀ خیلی دراماتیکی واسه مردنه - آره -
خیلی هولناکه
حداقل میتونستن قبل از اینکه ما رو اینجا قرار بدن، تخلیهشون کنن
ایکاش از مهارتهای رهبریـم استفادۀ بهتری کرده بودم
به جای اینکه با دو تا منحرف توی یه چاه بمیرم میتونستم بر کشورهای خیلی بیشتری حکمرانی کنم
من جکِ قصاب بودم
این رو تابحال به کسی نگفتم
و ایکاش بیشتر عشقبازی میکردم
خب، اونکارو زیاد انجام دادی. زیاد
به گمونم همینطوره - آره، خیلی زیاد -
دلـم واسه اسبـم جان تنگ شده
ایکاش بهتر باهاش تا میکردم. و با هر دوی شما
...مهربونی زیادت رو میرسونه، نندور، که این رو میگی، و ...میدونم طی سالهای اخیر با هم کنار نیومدیم، ولی
نچ، همین
متنفرم به زبون بیارمـش، ولی به نظرم قراره درد داشته باشه
!اوه، نه - کالین رابینسون سگپدر -
اوه، تُف - !نه! نه -
!نجاتـم بده! اوه، گرگور، دوستـت دارم - !نه! نه -
!گرگور
...اوه، عشق من، عشق من - !دارم میسوزم -
کسوفه - اون چیه؟ -
سلام، رفقا. منم، کالین رابینسون، همخونهایتون - کالین رابینسون؟ -
،آره، گییرمو هم اینجاست. داشت میدوئید اینور اونور - میشاشید توی شلوارش - من نشاشیدم توی شلوارم، ارباب
وحشت کرده بود - نه، نکرده بودم -
پس، بگذریم، من... داشتم از دم این ابزار آلاتیه رد ...میشدم و به خودم گفتم: «کالین، باید بری داخل و
«ببینی چتری واسه چاه دارن یا نه
خاطرجمع شید رسیدش رو نگه دارید، احتمالاً پسـش میدم
با اقلام غیرخوراکی میشه اونکارو کرد
داره انرژیمون رو از بین میبره؟ - داره اَزمون سؤاستفاده میکنه -
اونکارو نکن - خفه -
دلتون نمیخواد من بمونم؟ میتونم... من میرم
!نه، نه، نه، نه، نه! نه - !نه، اونکارو نکن! نه -
فقط دارم سربهسرتون میذارم
آره، نجاتتون میدم
بیدارید؟
آهای؟
اوه، نه، یه ترن هوایی برای خونآشامها
اوه، نه، اوه، نه! دوباره ترن هوایی - بس کن، کالین رابینسون -
و شرمنده بابت گروه فیلمبرداریِ ته چاه
دیر یا زود باید درشونبیارید
در خطر جدیای قرار دارن
تو هم روز پُرماجرایی داشتی، هان؟ - آره -
چند ساله با مائی؟ - ده سال -
به گمونم قولوقرار همینه دیگه، درسته؟
اینکه، میدونی، براش کار میکنی، و اون عاقبت تبدیلـت میکنه به یه خونآشام؟
آره
قرارمون همینه
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
♪ Tol-Puddle Martyrs - Time Will Come (1967) ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.