Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« منزل خونآشامها، 19:45 » - گییرمو، ازت میخوام فردا بری، و ازت میخوام چندتا از اون -
چیزهایی که انسانها برای بوکشیدن ازشون استفاده میکنن بگیری
همقافیه با «هوز»ـه [ شلنگ ]
نوز؟ [ دماغ ]
نه. یه شاخۀ سبز نوکتیز داره
میدونی، روـش رنگیه
«...قرمزش رو میگیری. «دوستـت دارم. بفرما چندتا - رُز -
رُز، آره
اتاق زیر شیروانی «بارون» یه خرده بوی نموری به خودش گرفته
،از زمانی که «بارون» اومده اوضاع خیلی پُرتنش بوده
اون مستخدم ماست
اون در حال حاضر توی اتاق زیر شیروانی ما اقامت داره، و
اونجا فضای ذخیرهسازی زیادیه که نمیتونیم ازش استفاده کنیم
اصلاً کِی میخواد بره؟
!هیس، ناجا
گییرمو
خب، بکِشـش دیگه
!اوه - !خیلی گوشخراش بود -
باید سروصدای اون رو بیاره پایین - آره -
کِی میره؟ - هیس -
ناجا، باید صدات رو بیاری پایین، عزیزم
اوه، محض رضای خدا، من ازش نمیترسم
...اوه
بارون» بیدار شده؟»
ببخشید، اون یه بله بود؟
یه سرتکوندادن بود؟ - نه، من پرسیدم و اون، اون اینکارو کرد -
این یه سرتکوندادنه، قبلاً هم دیدم اینکارو بکنه
چی، این؟ اینجوری؟
بیداره - بیداره -
اوه، بیداره
بسیارخب، من میتونم انرژیـش رو حس کنم، خیلی تاریک و خشمگینه، و به نظرم به سمت شماها نشونه رفته
متنفرم شماها باشم
♪ Norma Tanega - You're Dead ♪
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
توی اروپا، چند قرن پیش، «بارون» مرد باحالی بود
و یه سری کار خیلی ناجور با هم انجام دادیم
آره - ،مشکل اینه که -
اون اخیراً با چیزی که تنها میشه ایدههای نسبتاً کهنه توصیفـش کرد سروکلهش پیدا شده
اون دیوونۀ ایدۀ تحتکنترلدراومدن تمام انسانها توسط خونآشامها شده
:که، در ابتدا، پیش خودت میگی ،«اوه، اون ایدۀ خیلی خوبیه»
:ولی بعدش، بعد از مدتی، پیش خودت میگی «ببخشید، ما چرا داریم اینکارو میکنیم؟»
آره
میتونی روی تخمهات شرط ببندی که خشمگین میشه که یه نقشۀ فتح نریختیم
شاید عصبانی نباشه
شاید فقط یه گپ میخواد؟
با جدیدترین شایعات خونآشامی بلند بشه
اون خیلی بعیده، نندور
یارو روانیه
فکر کنم همهمون رو بکُشه
احتمال اون بیشتره
بارون»، ما اینجائیم»
ولی واقعاً نیازی به هیچ نوع دخول مجللی نیست
...یا فقط کارـتون رو انجام بدید اون هم اشکالی نداره
♪ ...بنام پدر ♪
...خسبیدن من
تکمیل شده
عالیه. ما مطمئن نبودیم که اَزمون میخواستید کُل آمریکای شمالی رو فتح کنیم یا فقط، میدونید، شاید چندتا دونه خیابون رو فتح کنیم؟
!سکوت
،من خیلی از عجایب این «دنیای جدید» شنیدم با اینحال چیزی جز این اتاق زیر شیروانی ازش ندیدم
آ... دوست دارید یه تلویزیون براتون بگیریم؟
نه
میخوام مکانهای دیدنی رو ببینم
یه شب در شهر میخوام
یه شب در شهر؟
...واقعاً؟ منظورم اینه، اون با چیزتون یه خرده مشکل نیست؟
اوه
میگفتی؟
نه، ولی مطمئنـم میتونیم کمکتون کنیم همرنگ جماعت بشید
شگفتانگیزه
اه، آروم باشید
قراره خوش بگذره
نه
اوه، اون گروه مستندسازیه
...خیلی متأسفـیم که
مهمونمون صدابردارتون رو خورد
این... این بساط «فتح آمریکا» چیه؟
ما رو به کشتن میده
نه مگر اینکه قبلـش سعی کنه خودش ما رو بکُشه
من رو صاف پرت کرد اونور اتاق - ...مهمتر از همه، ما -
که اون صدابردارتون رو خورد...
...اون خیلی
...آره. کار زیاد جالبی نبود. ما
خاطرجمع میشیم هوای افرادتون رو داشته باشیم
و چطور قراره اونکارو بکنیم؟
...نمیدونم
« منزل خونآشامها، 20:50 » - البته که تلهست -
چرا «بارون» باید بخواد شب بره بیرون؟
چون میخواد بدونه چقدر از آمریکا رو فتح کردیم
و زمانی که بفهمه فقط خیابونمون و بخشی از خیابون اشلی رو فتح کردیم، میکُشتمون
ولی اگه بیشوخی فکر میکنیم که قراره - قاتقات»مون کنه... - که میکنیم»
در اونصورت ما زودتر باید »قاتقات»ـش کنیم... - از ما میخوای اون رو «قاتقات» کنیم؟ -
اگه فکر میکنید اون قراره اول ما رو «به قتل برسونه»، آره
لازلو، ساکت. ما دیگه در این مورد بحث نمیکنیم
بزرگترین نقض نظام غیرطبیعیایه که ما مطابقـش زندگی میکنیم
همچنین، اون اصلاً میتونه بمیره؟
...اوه، وای
حالا راضی شدی؟ حالا که زدی هر سهتامون رو زهرهترک کردی؟
هوم؟ دیگه در هم نمیزنی؟
تؤ جدید اینه؟ هوم؟
ببخشید، فقط میخواستم بهتون اطلاع بدم که «بارون» حاضره
اوه - ...خدا -
واقعاً هراسآوره
آره، باشه، خب، همهمون هستیم، ما خونآشامـیم
...خب
اِه
برو بیرون
اسم امشب رو خواهیم گذاشت «عملیات... کشتن اتفاقی بارون»
مطلقاً نه. حداقل به یه اسم دیگه فکر کن
این گفتوگو هرگز اتفاق نیوفتاد
« منزل خونآشامها، 20:55 »
اون هی بهم نگاه میکنه
بهش نگاه نکن
لعنت بر شیطون، دو تا یقهچیندار پوشیده
بگذارید شب مجللمان در شهر آغاز شود
آره! بسیار خوب - آره -
آره... این چیزیه که قراره تنتون باشه؟
مناسب نیست؟
چرا، منظورم اینه، مثل... بیضههای سگ شُدید
ولی... از جایی که ما میام، دو تا یقهچیندار یعنی آمادۀ هر کاری هستی
به صلاحـه که یه جورایی همرنگ جماعت بشید، مثل... مثل الان ما
آره
بله، متوجهام
میخوام بدون جلب توجه در بین رعیتها راه برم
آره - یه شاهزاده در بین مساکین -
آره، خیلی خوبه. خیلی خوبه - دقیقاً -
دو تا یقهچیندار درستـش نمیکنه اصطلاح اصلی: دو اشتباه یک صحیح ] [ نمیسازد/بدی را نباید با بدی جواب داد
کالین رابینسون
اوه، عجب. آ... سلام
تو بر حسب اتفاق لباس انسانیای نداری که به «بارون» قرض بدی؟
آ... آره، میتونم یه چیزی جور کنم
چه سایزی هستی؟
هوم، این سایز
و فازت چجوریه؟
شلوار لی، تیشرت؟ اهل شلوار لی و تیشرتـی؟
شاید شلوارک نباشه بهتر باشه
آم... شاید شلوار مخمل، شلوار مخمل کبریتی
اون نمیاد، میاد؟
من بهش رسیدگی میکنم
اوه، باشه. ولی گندهش نکن
هوم؟ - خیلیخب -
خونآشامها به مدت هزار ساله که در بین انسانها مخفی شدن
بعضی افراد در جامعه حضور دارن که معتقدن خونآشامها باید بر دنیا حکمرانی کنن
یکی از این افراد
بارون»ـه»
و بدجوری مایۀ عذاب شده [ پریک» به معنای آلت هم هست» ]
مطلقاً موافقم
که کنایهآمیزه، چون نداره
کجاست؟
درست پشتمون بود
اه
اهالی شهر رو وحشتزده میکنه
اوه
...آم - تو روحـش -
« خیابان تامپکینز، 21:30 » - ،خیلی از این ساختمونها... میکدهان -
یا اونطور که اونا صداش میکنن، بار - بهش توجه نکنید -
اون رو دیدی؟ - چرا این عابرین پیاده با دهن باز نگاهمون میکنن؟ -
اوه، خدای من
شیاطین ریدن، پسر [ «اشاره به تیم هاکی «شیاطین نیوجرسی ]
!ما خونآشامـیم
هیس! چیکار داری میکنی؟
،اون به معنای واقعی کلمه میچرخه
«به همه میگه: «خوشوقتام، من خونآشامـم
و، میدونی، چند مرتبه بیشتر نمیتونی بگی داره شوخی میکنه، چون قیافهش رو ببین
...هی، لاز، نادیا. هی
داشتم چند تا آبجو واسه مسابقۀ بزرگ میخریدم - « شان، همسایۀ انسانی » -
این یارو کیه؟
نه، نه، نه. این همسایهمون شانـه، اعلیحضرت
،زمانی که یادمون بره سطلهای زبالهمون رو میاره داخل
یعنی چی؟ اون چجوری...؟
ببند - از پنج دقیقۀ اخیر هیچی یادت نمیمونه -
هی، لاز، نادیا
من رفتم چندتا آبجوی دیگه بخرم
اوه، نه، نه، نه، نه - ...نه، نه، نه، نه -
این مکان رو با لاشۀ فتحشدگان پُر میکنیم - « بازار هدایا، 21:40 » -
تعدادی از انسانها تبدیل به برده خواهند شد
باقی، تبدیل به غذا
برده
داروخونه، لطفاً خط سه رو جواب بدید
داروخونه، خط سه
غذا
به احمقانگی موم کنسروی موزـه
اون مایۀ دردسره - به نظرم اگه بمیره بهتره -
چطوره که فقط تابوتـش رو بفرستیم به یه سفر خوشایندِ طولانیِ اقیانوسی؟
این بلاگردان شگفتانگیز رو ببینید
لازمه با مالک چونه بزنم؟
فقط بذارش توی جیبـت - هوم. انجام شد -
بذار ببینم، چی بنوشیم
...چی
اوه، نه، نه
اوه، یه بغل قشنگ از طرف ما بهش بده
...حالـش خوبه؟ من - هه هه -
وای، عزیز جان. سلام
بارون» خیلی داره سروصدا و جلب توجه میکنه» و خونآشامبازی درمیاره و بیاحتیاطی میکنه
مقدار بسیار زیادی الکل داشت
به نظرتون بهتر نیست جنازه رو جابجا کنیم؟
حالا رفته سراغ یه مرد مست و خون مرد مسته رو خورده
که خودش رو مست کرده
...خیلیخب. اون
فقط یه خرده سرگیجه دارم. خیلیخب
یه خرده سرگیجه، یه خرده سرگیجه
بهترم
برگردیم سراغ کارمون
!کار نوشیدن
اون چرند بود
« المر گرین، 22:10 » - باحالی شما انسانها در حد طاعونه -
طاعون رو یادتونه؟ و چقدر حال داد؟
این حکم همون رو داره
بیاید به این مکان نشاط ببخشیم - زیاد نشاط نه -
خیلی مهمه که همرنگ جماعت بشی و با جریان پیش بری
یا اینکه میتونیم گیلاس بریم بالا
،گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس
،گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس
گیلاس، گیلاس، گیلاس، گیلاس
محض رضای خدا
اوه، کی یه گیلاس میخواد؟
میتونیم گیلاس بریم بالا
فقط یه دقیقه
« بارِ خیابان کمان، 24:15 » - «و من گفتم: «نه، تو جایزهت رو چجوری دوست داری؟ - [ استیک» به معنای «چوب/میخ چوبی» هم هست» ]
و صاف فشارش دادم توی قلب احمقانهش
میدونید که من واقعاً یه «بارون» نیستم
چرا، هستی
تو تنها «بارون»ـی
نه، نیستم. یه لقب بود
که به سخره بگیرنـم
بارن. ب ا ر ن [ عقیم :barren ]
هاه
چون به دلیل فقدان آلت تناسلیـم نمیتونم توله پس بندازم
...آهای - نیست که -
ازش خوشم میاد
تنها چیزی که همیشه میخواستم بچۀ خودم بود
«خب، نمیدونم، «بارون
شاید ما بتونیم بچههات باشیم
بله - بله -
بله - همچنین، شاید الان دیگه - بخوای شلوارت رو بکشی بالا، یا...؟
هوم؟ اوه، البته
...آ
،«بارون»
داستان خیلی ناراحتکنندهای برامون تعریف کرد
...شاید الان نکُشیمـش
نه، نمیکُشیمـش
آخه سخته
« اتاق ایبیس، 02:07 » - ،من قدیما از کشتن خیلی لذت میبردم -
ولی حالا... فقط یه چیزیه که انجامـش میدم چون... چرا؟
به گمونم چون همیشه انجامـش دادم؟
،و این غضبهای تاریکی که بهم چیره میشن
اوه، ذهنـم خودش رو میبلعه
...آ
همهمون دوران سختی رو پشت سر میذاریم. کار ما سخته
...میدونید
...این عجیب به نظر میرسه، ولی
من توی فکرش بودم که امشب همهتون رو نفله کنم - اه -
آره، آره، توی فکرش بودم - اه -
من به چی تبدیل شدم؟
حدس بزن چیه
ما هم قرار بود امشب تو رو نفله کنیم
!قرار بود بکُشیمـت
قرار بود، ایدۀ لازلو بود
آره، همینطوره
،اون میخ چوبیه رو داشت
...میخ
...چوبیه رو...
عذر میخوام؟
...آ
فقط داشت شوخی میکرد، فقط، فقط یه ایده بود که داشتیم بررسیـش میکردیم
بیشتر یه شرایط «اگه اینکارو بکنیم چی» بود
«مثلا: «اگه اینکارو بکنیم چی؟» و بعد: «نه - خفه -
...شما ایدۀ
کُشتن من رو... بررسی کردید؟
بهعنوان شوخی. نه چیزی بیشتر
فقط واسه... واسه خنده
اتفاقی نیوفتاد
...اوه
!چهرههاتون - ...«اوه، «بارون -
...اوه - احمق -
اوه، بهتون افتخار میکنم
منم اگه جای شما بودم، همونکارو میکردم
جای بعدی کجاست؟
میدونید من همیشه دلـم میخواست چی رو امتحان کنم؟
مدفوعدوستی - نه -
پای پیتزا
در همون حد که تعریف میکنن شگفتانگیز هست...؟
مدفوعدوستی؟
اعلیحضرت، این از اون ایده که سعی کردیم به وین حمله کنیم هم بدتره
قطعاً خیلی بیمارتون میکنه
پای پیتزا میخورم
اوه، نه، نه، نه
اه
هوم
...سیرش یه خرده سوخته، ولی
افتاد
دوباره رفت هوا
بارون» یه مقدار»
غذای انسانی خورده و حالا جسمـش داره توسط استفراغ خودش به اینور اونور رونده میشه
حالـش خوبه؟ - حالا، کجا داره میره؟ -
پس، الان چنین اتفاقی داره
میوفته
اوناهاشش - اوه -
...آ
کاملاً ارزشـش رو داشت
کار بعدی چیه؟
♪ Takorah Ray - I'm Alive ♪
« میدان آزادی صفر، 03:00 »
خون چندتا آدم رو نوشیدیم، ولی اون آدمها تحت تأثیر مواد بودن و حالا من یه جادوگرم
...بارون» خیلی، راستـش... مرد فوقالعادهایه»
من خون موادی رو نوشیدم
آره، من یه مقدار خون موادی نوشیدم
ما... ما یه مقدار خون موادی خوردیم
♪ اون وقت از فصله که ♪
« سوئیتهای کابانا کارائوکه، 04:27 » - ♪ عشق شدت میگیره ♪ -
اون «بارون»ـیه که من یادمه
خیلی داره خوش میگذره، ولی تقریباً طلوع آفتابه
به نظرم بزودی باید بریم، وگرنه سوخاری میشیم
♪ اون وقت از فصل برای مهرورزیه ♪
♪ اه ♪
لازلو، میتونی ببینی «دخترِ توی دِه با یک پای کوچک» از واسلیوسِ عاشقانهخون رو دارن؟
آها - مهم نیست -
آکاپلا میخونم [ بدون موسیقی ]
باشه
♪ دختری در دِه بود ♪
♪ او یک پای بسیار کوچک داشت ♪
♪ پایش را در چاه از دست داد؟ ♪
وقتـشه که برگردیم به خلوتگاهمون - ♪ هیچکس نمیداند ♪ -
♪ ...هیچکس نمیداند ♪ - جشن تمومه -
!گفتم داریم میریم
باید بریم - آره، آره -
خورشید داره میاد بالا - در دوباره گیر کرده - « منزل خونآشامها، 05:53 » -
همگی، سریع، خورشید داره میاد بالا
♪ !میهمانی ♪ - بجنبید -
«هر دفعه یه پا، «بارون
مطمئناً به یه نفر خوش گذشته، هان؟
کالین رابینسون، دلمون برات تنگ شده بود
سلام - چی؟ چتون شده؟ -
تحت تأثیر موادیم
پای پیتزا خوردی؟
من میتونم، من میتونم
اوه، نه، آفتاب
!لازلو
مراقب باش
مراقب باش
...اوه - اوه، پسر -
این رو ببینید... وایسید
.وایسید، وایسید، وایسید، وایسید !اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
نه، آفتاب
من خیلی میترسم
«نه، نه، نه، «بارون
...«بارون» - !نه، نه، نه، نه -
نه، نه، نه، نه، آروم. خطرناکه، پسر
«داره احمقبازی درمیاره. بیخیال، «بارون
...شما یه مشت بیخایهاید
دیدی چیکار کردی؟
اون رو دیدید؟ - به خودت آسیب رسوندی -
«بیخیال، «بارون - دامنهای شبانهت رو بپوش -
و برو توی تابوت - ،بسیارخب، خیلیخب -
خیلیخب، خیلیخب - «برو توی تابوت، «بارون -
درآ، نمیدونم چجوری به کار بگیرمـش
!اوه... اه
اوه، تُف
بارون»؟»
خب، اون غیر منتظره بود
...آ... اوه... اوه
...اوه... آ
سلام. اوه
تُف - تُف -
مُرده؟ - اوه، نه -
آخآخ
یه درد کوچک بیشتر نیست
...اوه، خدا... اوه. اوه
شانس آوردم نیوفتادم روی این میخهای چوبی
اون سالمه
من خوبـم
بوی چیه؟
...هی، من رُزها رو گرفتم
گندش بزنن
...اوه
عجب
اوه، تُف
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
♪ Jack Shaindlin - Let's Go Sunning ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.