Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
گیرمو، میخوام بری فردا
از اون چیزهایی برام بگیری
که انسانها برای بو کردن ازش .استفاده میکنن
.با شلنگ همقافیهست
پلنگ؟
.نه. یه تیکه چوب سبز، میخداره
.میدونید، که بالاش رنگ داره
.قرمزش رو میخرید ،عاشقتم"
"...اینم - .رُز -
.رز، آره
اتاق زیرشیرونی بارون یهمقدار .بو رطوبت گرفته
،از وقتی بارون اومده
.اوضاع خیلی استرسآور بوده
.اون آشنامونه
در حال حاضر توی اتاق زیرشیرونیمونه، و
و فضای انبار خیلی بزرگیه که .نمیتونیم استفاده کنیم
اصلاً، کِی میخواد بره؟
!هیس، نادجا
.گیرمو
.خب، پس، ببندش
!چقدر صدا
.باید صداش رو کم کنی - .آره -
کِی میره؟ - .هیس -
.نادجا، باید صدات رو بیاری پایین، عزیزدلم
،محض رضای خدا .من ازش نمیترسم
بارون بزرگ بیدار شدن؟
ببخشید، این یعنی آره؟
سر تکون داد؟ - ،نه، سوال پرسیدم بعد -
.اینطوری کرد
،سر تکون داده .دیدم قبلاً اینطوری کرده
چی، این؟ اینطوری؟
.بیداره - .بیداره -
.بیداره
خب، میتونم انرژیش رو
حس کنم، خیلی تاریک و عصبانیه، و فکر میکنم
.روی شماها متمرکز شده
.دوست ندارم جای شماها باشم
رسانهی اینترنتی نایتمووی تقدیم میکند NightMovie.Co
ترجمه از شقایق و امیرعلی کارهایی که در تاریکی انجام میدهیم
توی اروپا، چندین قرن پیش، بارون .شخص باحالی بود
.و کارهای خیلی کثیفی باهم کردیم
.آره - ،مشکل اینجاست که -
اخیراً به ایدههایی که
فقط میشه گفت خیلی قدیمی .روی آورده
به این موضوع که خونآشامها به تمام ،انسانها حکومت کنن گیر داده
،که، اولش، شماها میگید "،وای، چه فکر باحالی"
ولی بعد، بعد از مدتی، انگار
"ببخشید، چرا داریم این کار رو میکنیم؟
.آره
شرط ببندید خیلی عصبانی میشه وقتی بفهمه
.نقشهی فتح رو انجام ندادیم
.شاید عصبانی نباشه
شاید فقط بخواد یه گفتگو بکنه؟
.آخرین شایعات خونآشامی رو بخونه
.احتمال این خیلی کمه، ناندور
.طرف یه روانیه کوفتیه
.فکر میکنم قراره همهمون رو بُکشه
.احتمال این بیشتره
.بارون، ما اینجاییم
.ولی نیازی به هیچگونه ورود باشکوهی نیست
...یا کار خودت رو بکن .این هم مشکلی نداره
...خواب من
.کامل شده
عالیه. مطمئن نبودیم
که میخواید کل آمریکای شمالی رو
فتح بکنیم یا، فقط میدونی، چندتا خیابون؟
!ساکت
،خیلی درمورد عجایب این دنیای جدید شنیدم
با این حال چیزی غیر از اتاق زیرشیرونی .ازش ندیدم
میخواید براتون یه تلویزیون بگیریم؟
.نه
.میخوام مناظر رو ببینم
.یه شب توی شهر میخوام
یه شب توی شهر؟
واقعاً؟ منظورم اینه که، یهمقدار سخت نمیشه
با اون، اممـ...؟
میگفتی؟
نه، ولی مطمئنم میتونیم کمکت کنیم .که بین مردم قاطی بشی
.حیرتآوره
.آروم باشید
.خوش میگذره
.نه
.اون از اعضای مستندسازمونه
...خیلی متأسفیم که
.مهمونمون صدابردارتون رو خورد
این ماجرای "فتح آمریکا" چیه؟
.همهمون رو به کُشتن میده
.اگه اول خودش سعی کنه ما رو بکشه نه
.من رو پرت کرد اونطرف اتاق - ...از همه مهمتر ما -
.که صدابردارتون رو خورد
...خیلی
.آره، کار باحالی نبود ،خب، اممـ
.حواسمون رو به شماها میدیم
و چطوری میخوای اینکار رو بکنی؟
...نمیدونم، اممـ
.معلومه که یه تلهست
چرا بارون میخواد شب بره بیرون؟
چون میخواد بدونه چقدر .از آمریکا رو فتح کردیم
و وقتی بفهمه فقط خیابون خودمون
،و بخشی از خیابون اشلی رو فتح کردیم .میکُشتمون
...اگه واقعاً فکر میکنیم قرار "پِخپِخمون" کنه
.که مطمئنیم - .پس اول ما باید "پِخپِخش" کنیم -
میخوای پِخپِخش کنیم؟
اگه فکر میکنی اول میخواد ما رو .پِخپِخ کنه، آره
لازلو، ساکت باش. بیشتر از این .در این مورد صحبت نمیکنیم
این بزرگترین تخطی
.به نظم غیرطبیعیه که توسطش زندهایم
تازه، اصلاً اون میمیره؟
...وای
الان خوشحال شدی؟
هر سهتامون رو زهرهترک کردی؟
هومـ؟ دیگه در نمیزنی؟
جدیداً چنین آدمی شدی؟ هومـ؟
ببخشید، فقط خواستم بهتون اطلاع بدم .بارون آمادهست
...خدایا
.واقعاً ترسناکه
.آره، باشه، خب، همهمون ترسناکیم .خونآشامیم
...خب
.برو بیرون
...باید برای امشب اسم
.تصادفاً کُشتن بارون رو بذاریم
.عمراً، حداقل به یه اسم دیگه فکر کن
.این مکالمه هیچوقت اتفاق نیوفتاده
منزل خونآشامها 8:55 شب
.همهاش بهم خیره میشه
.بهش نگاه نکن
،لعنتی، دوتا یقه گرد پوشیده
اجازه بدید شب بزرگمون توی شهر .آغاز بشه
.بله! خیلی خوبه - .بله -
بله، این رو میخواید بپوشید؟
درست نیست؟
...بله، یعنی، شبیه به .سگکُشها شدید
ولی، جایی که ما ازش میایم، دوتا یقه گرد
.به معنی اینه که میخوای یه کاری بکنی
...فقط بهتره که قاطی بقیه بشیم .مثل الان ما
.بله
.بله، میبینم
میخوام بدون اینکه شناخته بشم .بین مردم عادی قدم بزنم
.بله - .یه شاهزاده در میان فقرا -
.بله، خیلی خوبه .خیلی خوبه، دقیقاً
دوتا یقه گرد باعث .نمیشه کارت درست باشه
.کالین رابینسون
.وای... سلام
احیاناً لباس انسانیای نداری
که به بارون بزرگ قرض بدی؟
.چرا، میتونم یه چیزی جور کنم
چه سایزی هستی؟
.اممـ، این سایز
و دنبال چهجور حسی هستی؟
جین، تیشرت؟ یا از اون مدلهای جین و تیشرتپوش هستی؟
.احتمالاً شلوارک نه
،شاید مخملی .مخمل کبریتی
اون که باهامون میاد، مگه نه؟
.ترتیبش رو میدم
.باشه، ولی بزرگش نکن
.باشه
خونآشامها برای میلیونها سال در میان انسانها
.زندگی کردند
اجتماعهایی هستند که باور دارند
خونآشامها باید بر دنیا .حکومت کنن
یکی از این افراد
.بارون هست
.و تبدیل شده به یه عوضی گنده [ کیر ]
.کاملاً موافقم
،که طعنهآمیزه .چون اون کیر نداره
کجاست؟
.پشتسرمون بود
.آدمهای شهر رو میترسونه
...اممـ - .لعنتی -
تعداد زیادی از این ساختمانها ،میخونه هستن
.یا همونطور که خودشون میگن بار - .مزاحمش نشید -
این رو دیدی؟ - چرا این افراد پیاده -
با دهان باز نگاهمون میکنن؟
.خدای من
.شیطان ریده، مرد
!ما خونآشامیم
هیس! داری چیکار میکنی؟
،رسماً داره بیرون میچرخه
به ملت میگه، "از دیدنتون خوشحالم ".من خونآشامم
،و میدونید بارهای زیادی نمیشه گفت
،داره شوخی میکنه .چون خب صورتش رو ببینید
...هی، لازلو، نادجا
یه سری آبجو خریدم .برای بازی بزرگ
این کیه؟
.نه، نه. این همسایهمون شانـه، ارباب
سطلآشغالهامون رو میاره داخل
.وقتی یادمون میره
چی شد؟ چطور اون...؟
.خفه شو - هیچی از پنج دقیقهی گذشته -
.یادت نمیمونه
.هی، لازلو، نادجا
داشتم میرفتم .چندتا آبجوی بیشتر بگیرم
.نه، نه، نه - ...نه، نه -
اینجا رو پُر از لاشهی
.فتحشدگان خواهیم کرد
.بعضیها انسانها برده میشن
.بقیه، غذا
.برده
.غذا
.خیلی دیوانه است
.باعث دردسره - فکر کنم شاید -
.اگه بمیره بهتر باشه
چطوره فقط تابوتش رو بفرستیم به یه سفر خوب و طولانی اقیانوسی؟
.این طلسم شگفتانگیز رو ببینید
با مالکش چونه بزنم؟
.فقط بذارش توی جیبت - .انجام شد -
.بذار ببینیم، چی بنوشیم
...چی رو
.نه، نه
.از طرف ما خوب بغلش کن
...حالش خوبه؟ من
.وای، عزیزجان .سلام
بارون خیلی سر و صدا مینه و تابلو بازی در میاره
.و خونآشامی و سر به هواست
.خونش خیلی الکل داشت
فکر میکنید شاید بایدد جسد رو جابجا کنیم؟
الان فقط شده یه مست
و خونِ مرد مست رو نوشیده
.که مستش کرده
.باشه ...اون
.فقط یکم سرگیجه دارم. باشه
.یکم سرگیجه دارم، یکم سرگیجه
.حالم بهتره
.برگشتم رو پام
!پای نوشیدن
.مزخرف بود
شماها به اندازه طاعون .باحالید
طاعون رو یادتونه؟ چقدر باحال بود؟
.همینه
.بیاید اینجا رو سرزنده کنیم - .نه خیلی سرزنده -
خیلی مهمه که فقط قاطی بشی .و با جریان پیش بری
.یا میتونیم شات بزنیم
،شات، شات
،شات، شات
،شات، شات
.محض رضای خدا
کی شات میخواد؟
.میتونیم شات بزنیم
.فقط یه دقیقه
،و گفتم
نه، دوست داری ستون فقرات خودت چطوری باشه؟
و فشارش دادم .توی قلب احمقش
.میدونید واقعاً بارون نیستم
.چرا، هستی
.تو بارونی
.نه، نیستم .یه اسم مستعار بود
.برای مسخره کردنم
.نازا، ن ا ز ا
چون نمیتونم بچهدار بشم
.به خاطر نداشتن آلت تناسلی
...سلام - .نداری -
.من دوست دارم
همیشه فقط یه بچه .از خودم میخواستم
.خب، نمیدونم، بارون
.شاید ما بتونیم بچههات باشیم
.آره - .آره -
.آره - همچنین، شاید -
بخوای دیگه شلوارت رو بکشی بالا یا... ؟
.البته
،بارون
.داستان خیلی غمانگیزی بهمون گفت
...شاید حالا دیگه نکُشیمش
.نه، نمیخوایم بکُشیمش
.فقط سخته
قبلاً از کُشتار ،خیلی لذت میبردم
ولی الان... فقط یه کاریه
که میکنم چون... چرا؟
چون به گمونم همیشه انجامش میدادم؟
و خشونتهای تاریکی ،که تصاحبم میکنن
.ذهنم خودش رو هضم میکنه
.به همهمون سخت میگذره
.کاری که میکنیم سخته
...میدونید
قراره عجیب ...به نظر بیاد، ولی
تو فکر این بودم همهتون رو .امشب بکُشم
.آره، آره، جدی
به چی تبدیل شدم؟
.حدس بزن چی
.ما هم قرار بود امشب بکُشیمت
!ما میخواستیم بکُشیمت
.آره، ایدهی لازلو بود
.آره، بود
،چوب رو داشت
...چیز
...چوب
عذر میخوام؟
،فقط شوخی میکرد
فقط یه ایده بود که .تو ذهنمون داشتیم
بیشتر یه وضعیت .اگه" بود"
.انگار اگه؟ و بعد گفتیم نه - .خفه شو -
تو ذهنتون... ایدهی
...کشتن من رو
داشتید؟
.به عنوان شوخی .نه بیشتر
.فقط... برای خندیدن
.چیزی نشد
!قیافههاتون - ...بارون -
.عوضی
.بهتون افتخار میکنم
،اگه منم جای شما بودم .همین کار رو میکردم
بعدی کجاست؟
میدونید همیشه میخواستم چی رو امتحان کنم؟
.مدفوعخواهی - .نه -
.پیتزا پای
به اندازهای که میگن شگفتانگیز... ؟
مدفوعخواهی؟
اعلیحضرت، ایدهی این حتی بدتر از زمانیه
که سعی کردیم .به وین حمله کنیم
مطمئناً حالتون رو .خیلی خراب میکنه
.پیتزا پای میخورم
.نه، نه، نه
،یکم سیرش سوزوندم ...ولی
.رفت پایین
.دوباره اومد بالا
بارون غذای انسانی خورده
و حالا بدنش با استفراغ خودش
.به اینور اونور حرکت میکنه
حالش خوبه؟ حالا، کجا میره؟
خب، اتفاقی که الان داره میافته
.اینه
.اونه
.کاملاً ارزشش رو داشت
بعدش چی؟
،خون بعضیها رو خوردیم
ولی مواد زده بودن
.و حالا من یه جادوگرم
،بارون، مرد ...خیلی عالیایه راستش
.خون موادی رو خوردم
.آره، یکم خون موادی خوردم
.یکم... خون موادی خوردیم
.اون بارونیه که یادمه
،خیلی خوش میگذره
.ولی تقریباً طلوع آفتابه
،فکر میکنم باید زود بریم .وگرنه کباب میشیم
لازلو، میشه ببینی آهنگ
دختر روستایی با یه پای کوچیک
از واسیلیوس بالادیر رو دارن؟
.آره - .ولش کن -
.آکاپلا میخونم
.باشه
.وقتشه به لونهمون برگردیم
.مهمونی تمومه
!گفتم میریم
.باید بریم - .آره، آره -
.خورشید داره طلوع میکنه
.دوباره در گیر کرده
.همگی زود باشید، خورشید داره در میاد
.زودباشید
.فقط هر بار یه قدم بذار، بارون
یکی خیلی بهش خوش گذشته، ها؟
.کالین رابینسون، دلمون برات تنگ شد
.سلام - چی؟ -
مشکلتون چیه؟
.مواد زدیم
پیتزا پای خوردی؟
.میتونم، میتونم
.نه، نور خورشید
!لازلو
.مراقب باش
.مراقب باش
.وای مرد
.اینجا رو باش... صبرکن
.وایسا، وایسا
.نه، نور خورشید
.خیلی میترسم
.نه، نه، نه، بارون
...بارون - !نه، نه، نه -
.نه، نه، آروم باش .خطرناکه، مرد
.داره حماقت میکنه .زودباش، بارون
...یه مشت بیخایهاید
.ببین چیکار کردی
دیدین؟ - .به خودت صدمه زدی -
.زودباش، بارون - لباس خوابت رو بپوش -
.و برو توی تابوت - ،خیلی خب، باشه -
.باشه، باشه - .برو تو تابوت، بارون -
،در بیا .نمیدونم چیکارش کنم
!لعنتی
بارون؟
.خب، غیر منتظره بود
.سلام
.لعنتی - .لعنتی -
مُرده؟ - .نه -
.آخ
.فقط یکم درد گرفت
...خدایا
شانس آوردم به این .چوبها نخوردم
.در امنه
.خوبم
اون چه بوییه؟
...سلام، رُز
.پشمام
ترجمه از شقایق و امیرعلی
.لعنتی
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co
Channel: @illusion_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.