Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
من اخیراً مجدداً عشقـم به پیکرتراشی گیاهی رو کشف کردم
هنر دستکاری بوته
ما آنوبیس رو داریم، خدای مرگ مصری
این یه کیمراست
من بیشتر از همه به اینیکی افتخار میکنم
این خرگوشـه، صرفاً بهخاطر اینکه دقیقاً همونجوری که توی ذهنـم بود از کار دراومد
...و اینبالا - !هی، لاز -
خوبی، شان؟
زنکه دوباره من رو انداخت بیرون. باورت میشه؟ - « شان، همسایۀ انسان » -
اون باید با عضلۀ تنگکنندۀ خودت تا حد مرگ خفهت کنه
الان چی گفتی؟ - یه چیزی گفتم که تو از ته دل باهاش موافقی -
آره، موافقـم، داداش. اون ناجوره
شب خوبی داشته باشی
احتمالاً زنـش میکُشدش
که من رو به سکس رضایتبخشتر میرسونه
،چیزی که قراره ببینید تندیسگریهای گیاهآرایانه از
فرجهای برخی از فاحشههای مورد علاقۀ من و زنهایی هستن که دوستشون داشتم
پالی نیکولز از «وایتچپلز»، 1888 [ یکی از محلههای لندن ]
اوه، اون همسربانوی خوب من ناجائه
فکر نمیکنم دوست داشته باشه اون رو ببینید، ولی چه اهمیتی داره؟
زیبا
اون آخریه نانسی ریگانـه. یه خرده شلختهست
،و اینجا اصل کاری رو داریم
مادرم
...یعنی چـ
شوخی میکنی
!اه
اون شاش گرگینهست
شاش گرگینه
این جعبه حاوی تمام تلههای گرگینهایـمه
«اون چیزیه که دنبالـشیم، «ولفزفال [ به آلمانی: تلهگرگ ]
اون کار رو راه میندازه
♪ Norma Tanega - You're Dead ♪
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
من یه آدم صبحدوستـم؟
جواب اون یه بلۀ شورمندانهست - « کالین رابینسون، خونآشام انرژی » -
من واقعاً از صبحها لذت میبرم
بیاید ببینیم نندور مشغول چه کاریه
نندور؟
،من گرسنه از خواب بیدار میشم و میتونم کُل روز رو تغذیه کنم
خواهشاً برو ردّ کارـت، کالین رابینسون
نندور، وقتـشه اسم اون آهنگ رو بگی
!گییرمو، از اینجا ببرش بیرون
از اینجا میری بیرون؟ - از خودم درآوردم -
نمیتونی ببینی خوابیدم؟ - خواهشاً برو بیرون -
برو بیرون
اون چیزیه که من «صبح دلپسند»ـم صداش میکنم
دن، چطوری؟
،صبحها برای تغذیه عالیان. میدونی
مردم هنوز زیاد از کُل روز بیرمق نشدن
اگه نمیخوای بچه داشته باشی، در اونصورت من باشم اون تلفن رو توی جیبـت نگه میدارم
آرنی. میدونی، من داشتم راجع به کُل بحث ،گوشپاککنی که داشتیم فکر میکردم
و، میدونی، علم میگه که نباید چیزی کوچکتر از آرنجـت رو فرو کنی توی گوشـت
حرف از آسیب به کانال گوش میزنه
درست نمیگم؟ - واقعاً نمیتونم -
...آره، نه، و
یه آدم جدید توی ادارهست
اگه قبل از اینکه این مکان کسلـش کنه گیرش بیاری، کُلی انرژی تازه به دست میاری
تقتق
بذار من کمیتۀ ویژۀ خوشآمدگویی باشم
من کالین رابینسونـم
قراره خیلی بیشتر راجع به من بشنوی
اوه، احتمالاً نه - اوه، نه -
یاوهست. مردم حرف میزنن
نه با من، حرف نمیزنن - اون رو ببین -
پلاک اسم شخصی، هان؟ - آره، گفتم برام - درستـش کنن چون معمولاً آدمها اسمـم یادشون نمیمونه
اوه
از اونجایی که در شرایط دوستانهای قرار داریم، بذار یه نصیحت کوچولو بکنمـت
فوارۀ آب، دلیلی دارم که باور کنم، تصفیهشده نیست
من جرأت نمیکنم برم دم فوارۀ آب
اگه همه بخندن چی؟
چرا... چرا باید اونکارو بکنن؟
روحـتم خبر نداره من از کِیه که منتظرم تا یه حرف محبتآمیز بشنوم
...از زمانی که مادر مُرد تکوتنهام، پس
...اوه. من فقط دارم باهات حرف میزنم. من
چیزی نیست - ممنون -
بعداً صحبت کنیم؟ - آره -
واقعاً؟ - آره، گفتم که میکنیم -
خیلی دوست دارم بعداً درد دل کنیم
اوه، اون دیگه چجورش بود؟
هیچی ازش عایدم نشد
هیچی
به نظرم یه چیز عجیبغریب نسبت به ایوی وجود داره
این دخمۀ من و لازلوئه
چیدمانـش کار خودمه
اینیکی برام موجود خیلی ویژهایه
،اولینباری که با لازلو آشنا شدم
،داشتم روی چمنزارها باهاش قدم میزدم
و این جغد پرواز کرد اومد و سرم رو چنگ زد، و «من گفتم: «لطفاً اون هرزۀ کثیف رو بکُش، لازلو
،اگه یه زمانی من و لازلو بچهدار بشیم دوست دارم تصور کنم که شبیه اون میشه
کوچولو و سفتوسخت
از این بز متنفرم
اون چیه؟
گرگینهست
از بیرون میاد - یه گرگینۀ گندۀ ملعون روی چمنه -
سریع
اه، اه - اَهاَه -
خیلی گنده هم هست - سریع، باید ببریمـش داخل -
بوی گند میده
چرا پاش توی یه تلهست؟
لازلو، تو تله گذاشتی؟ - چی؟ -
نه، نه، هیچ ربطی به من نداره. بیاید فقط از روی - چمن برشداریم - چیزی نیست. چیزی نیست
چیزی نیست. همسایهها، همسایهها - هیس. داره هوشیاریـش رو از دست میده -
دیگه بگیر بخواب - همینه، همینه -
بگیر بخواب، آقای گرگینه - همینه -
خیلیخب، از این طرف. بریم، بریم
پسره باید کمک کنه - داره کمک میکنه -
کجا ببریمـش، زیرزمین؟ - اتاق مجلل -
ولی تازه خونهتکونی بهاره کردیم
ارباب، محتاطانهست انقدر بهش نزدیک باشم؟ - احتمالاً نه، گییرمو -
خب، زمانی که به هوش بیاد، من رو نمیکُشه؟
چرا، احتمالاً. ولی چیزهای مهمتری وجود داره که باید در موردشون صحبت کنیم
باید شرّش رو کم کنیم
...و وقتی میگم شرّش رو کم کنیم، منظورم اینه
نه! گرگینهـه زنده میمونه
در غیر اینصورت، حرمت آتشبس رو به خطر میندازیم
آتشبس؟ - اه، آتشبس -
من از آتشبس متنفرم
،به مدت دهها و ده سال
جوامع خونآشامی و گرگینهای بهخاطر آتشبس در آرامشی محتاطانه زندگی کردن
تا زمانی که گرگینهها توی مسائل خونآشامی دخالت نکنن، خونآشامها صدمهای به گرگینهها نمیزنن
ممکنه دوستهاش بدونن اون اینجاست
که یعنی همۀ دوستهاش میان به دیدنـش
،خیلیخب، بیاید یه پوزهبند بهش بزنیم ببریمـش پارک، ببندیمـش به یه نیمکت
!داره به هوش میاد. داره به هوش میاد
اوه، خدا
شما چرا یه تلۀ گرگینه دارید؟
منظورم یه تلۀ عادی روی چمنتونه - ما میدونیم تو یه گرگینۀ گندۀ ملعونی -
من دیدمـت که مثل یه سگ گندۀ حالبههمزنِ خیس دور باغ خرخر و خشخش میکردی
آره، پس دستـت رو شده، حرومزاده
از شانس خوب شما، من تواناییهای بهبودی باورنکردنیای دارم
به همین زودی کامل دارم خوب میشم
!آخ
الان میرینه - اوه، نه -
زمانی که اخوان و اخوات گرگینهایـم از این ماجرا بو ببرن، خوشحال نمیشن
اه، تُف
پنجرۀ لعنتی رو شکست - !اونیکی پام -
این بَده. این خیلی بَده
آره، این خیلی بَده
من با گلهام برمیگردم
و تا اونموقع، 100% خوب شدم
نگران اون نباشید
میتونست من رو بکُشه - احتمالاً، ولی، میدونی، این اتفاقها پیش میاد -
سلام، کمال. اینهفته یه خرده وزن اضافه کردی، نه؟
سلام، جینی. اوه
پسر، متضاد «حسود» چیه؟
چون من الان نسبت به میزان کارـت همچین حسی دارم
آرنی. من رو میکُشی، ولی به نظرم موضعـم رو دربارۀ کُل معمای گوشپاککنی که داشتیم تغییر بدم
آرنی، اصلاً گوشـت با منه؟ - هان، کالین؟ -
ببخشید. داشتم با دختر جدیده صحبت میکردم
اون ناراحتکنندهترین داستان در مورد خواهرزادهش رو برام تعریف کرد
با تخمچشمهای برعکس متولد شده
پس میتونه مغزش رو ببینه؟
به نظرم دختر جدیده خونآشام عاطفهست
اونا یه نوع پیشرفته از خونآشامهای انرژیان
ولی به جای بیرمقکردن آدمهای اطرافشون برای انرژی، از ترحم تغذیه میکنن. ببینیدش
زمانی که کارش با دِیو تموم میشه قرار نیست چیزی باقی بمونه، در همین حد بهتون میگم
کُل این ادارۀ لعنتی خالیه
ایوی
ایوی. ایموشنال ومپا... اوه، لعنت [ EV = Emotional Vampire = خونآشام عاطفه ]
شروع شده، ایوی راسل. اوه، شروع شده
بیف! هی
هی، بیف. میشه دو کلمه باهات صحبت کنم؟
بیف، یه لحظه، بیف
فقط قبلـش میخوام از دستشویی استفاده کنم - ...یه سؤال سریع راجع به -
بیف، من یه... راستـش، من یه سؤال سریع داشتم - بیف، ما باید در مورد ... صحبت کنیم -
میشه بمونه تا از دستشویی دربیایم؟
چون یه جورایی زنانهست - ...آ... بیف، میخوای -
...من دقیقاً نمیتـ
بیف، بیف، بیف - ...بیف، من دقیقاً نمیتونم -
صبر کن، صبر کن - !اوه، پسر -
بیف، فکر کنم ممکنه سگـم اوتیسمی باشه، و - یه شونه احتیاج دارم که روـش گریه کنم - بیف
خواهش میکنم، بیف - چه اتفاقی داره میوفته، کالین؟ -
نظرت راجع به دستمال دستشویی جدیدی که اینجاست چیه؟
!کنجکاو بودم بدونم... ول کن - این احمقانهست -
اوه، تو از پوشش محافظ دستمال دستشویی استفاده نمیکنی، هان؟
بیف، من واقعاً باید باهات صحبت کنم، خواهش میکنم
از محافظ نشیمنگاه استفاده نمیکنی، هان؟
من خیلی ناراحتـم، و نمیدونم چیکار کنم
من حال خوشی ندارم. من... من خیلی احساس ضعف میکنم
«میدونید، واژهبندی یونانی «اغما
خواب عمیق»ـه»
بیف بیچاره
یک، دو، سه تا گلولۀ نقره
چجوری میخوایم یه گلۀ کامل گرگ رو با سه تا دونه گلولۀ نقره بکُشیم؟
بدتر از اون حرفهاست... ما اصلاً تفنگ نداریم
تفنگ نداریم؟
گلۀ گرگ
اون اینجاست
یعنی چی آخه؟
ببینید، دو تا گرگینه، بسیار گستاخ
و حتی میتونم یه دونه پشتـم حس کنم
!داره فرج گرگیـش رو سر و روی بوتهها خالی میکنه
بسیارخب، منظورتون رو رسوندید. بیاید تمومـش کنیم
اوه، نه. ما تازه داریم شروع میکنیم
باریکلا، دب. خوبه، با فشار
آره. شاشمون رو کردیم
حالا خون لازم داریم - بالأخره یه نفر داره به زبون من حرف میزنه -
«آماده شو تا چسی بیای هرزۀ «عقل و احساس [ با نام «حس و حساسیت» هم شناخته میشود ]
انج، انج، انج - چیکار داری میکنی؟ -
خیلی سریع داری بهش شدت میدی
.بذار مقدمهچینی کنیم بذار اول مقدمهچینی کنیم
ولی چیزی که متوجه نمیشم اینه که چرا به همهمون پیامک دادی، بیدارمون کردی، و بهمون گفتی بیایم اینجا که چی کنیم
فقط بشاشیم روی همهچی؟
قرار هست این رو ادامه بدیم؟ - کمبود برنامهریزی، پسر... -
من فقط یه ثانیه لازم دارم
دوباره داری اونکارو میکنی. داری برام سوسه میای - نه، تو باعث شدی ما مثل سنده جلوه کنیم، پسر -
میشه دست از گریه روی چمن من بردارید، لطفاً؟
بیا بعداً در موردش صحبت کنیم - باشه. بیا بعداً انجامـش بدیم -
سرانجام
یه خرده بهم فضا بدید
تو به چیزی بیشتر از فضا احتیاج داری، آقای عزیز
شروع کن، لازلو
اوه، نه
خرگوش من نه. ببینید
نه، اون خرگوش منه. اون بهترینـمه
سیاتیکـم - نگران نباش، عزیزم -
!هی، هی، هی، هی، هی، هی، هی، هی
ضدحال اومد
نمیتونید روی چمن با گرگینهها بجنگید
همسایهها رو خبردار میکنید
و یه ایستگاه اتوبوس بیرون خونهست
خب، پس بهعنوان یه مه روی چمن ظاهر نشو، مردکه
اونجا چه خبره، لاز؟
هیچی، شان
هیچ مشکلی روی این چمن نیست
درست همونجوریه که من دوست دارم. و من میرم داخل
فقط همسایهست. ادامه بدید
اگه قراره مبارزه کنیم، باید از تشریفات پیروی کنیم
معلومه که از تشریفات پیروی میکنیم
به افتخار تشریفات - البته -
و حالا کُلی سگ میرن توی خونۀ من - تُف، کلید دارید؟ -
خیلی پُرتنشه
،خونآشامها، گرگینهها
یک لحظه بهم فرصت بدید تا متن مرتبط رو پیدا کنم
پس، همۀ شما گرگینهها هندیاید؟
اوه، باز شروع شد - توآیلایت» وامونده» -
نه، ما همهمون هندی نیستیم
در واقع... خب، من یه هندیام
ولی اون بهخاطر اینه که پدرم اهل هنده. اما فکر کنم اصلاً منظورت اون نوع هندی نیست
به نظرم منظورت یه بومی آمریکاییه ایندیَن هم به معنای «هندی»ـه، هم به معنای ] [ «آمریکایی اصیل و اولیه، یا همون «سرخپوست
مثل مارکوس - آره، ولی من چون بومی آمریکاییام یه گرگینه نیستم -
درسته - خیلیخب؟ یه چیز نژادی نیست -
اون یه نفره - ما همه فرق داریم -
من آفریقایی-آمریکاییام - درسته -
اوه - آره -
من کارائیبی-کاناداییام. «ساسکاتون»، ننهخراب [ شهری در کانادا ]
درسته - آره -
من قفقازیام - درسته -
اون چده - ،اگه کسی علاقهمنده -
من متن مرتبط برای ... رو پیدا کردم - آره، این رو ادامه بده -
این در سال 1993 نوشته شد
عجب - :و بیان میکنه -
«...اگر یک گلۀ گرگینه با یک خانۀ خونآشام نزاع دارد»
ما رو میگه
دو گروه نباید مبارزه کنند، بلکه قدرتمندترین...» .مبارز در میانشان را انتخاب کنند
دو مبارز در نبردی تنبهتن در زمینی بیطرف - با یکدیگر رو در رو میشوند» - نه
خیلیخب. گروه حمایتی گرگینههای استیتن آیلند
آ... خونآشامهای داخل این اتاق
تو نه، گییرمو
شروع شده، ایوی راسل
اوه، شروع شده
ایوی راسل - کالین رابینسون -
تا دیروقت کار میکنی؟ - مجبورم. از کارهام عقبـم -
از دامنـت خوشم میاد
باید مراقب باشی، چون بنفش روشن زنبورها رو به خودش جذب میکنه
زمانی که سرطان خواهرم تشخیص داده شد این دامن تنـم بود
معمولاً سرطان چیزی نیست که آدم رو میکُشه
درمانـشه
اون توسط یه رانندۀ مست کشته شد
طرف نامزدم بود
.خشونت معمولاً از خونه شروع میشه ...پژوهشها حاکی از اینه که
!من هیچوقت یه خونه نداشتم
یادم بنداز یه لینک به یه مقاله دربارۀ بحران مسکن هزارهایها از مجلۀ «اسلیت» برات ایمیل کنم نسل هزاره اشاره به نسلی دارد که در اواخر قرن 20 متولد شده ] [ و بدینصورت بیشتر عمر خود را بعد از سال 2000 میگذرانند
من از زمانی که رایانهام هک شد و هویتـم به سرقت رفت از ایمیل استفاده نمیکنم
هکرها»، با هنرنمایی جانی لی میلر و فیشر استیونز از معدود» !فیلمهای 1995ـه که هنوز تأثیرگذاریـش رو از دست نداده
درحالیکه توی صف منتظر دیدن اون فیلم بودم، اسلحه سمتـم نشونه رفته بود
ولی پولی نگرفتن
!فقط واسه تفریح اونکارو کردن
شکل انسانی
!بجنبید
پنج دقیقه زودتر اومدیم
...میدونی
لزومی نداره ما دشمن باشیم
تابحال شکار به همراه یه شریک رو در نظر گرفتی؟
فکرش همین تازگیها به ذهنـم خطور کرده
راندا
کنجکاو بودم بدونم میتونی به یه شرطبندی فیصله بدی یا نه
امشب شب خوبی برای مردنه
اوه، من دلـم نمیخواد بمیری، ارباب
برای مردن من نه؛
برای مردن اونیکی یارو - اوه -
شاید بهتر باشه اونجوری نگید
باشه
امشب شب خوبی برای مردن اونیکی یاروئه، نه برای مردن من
اونا اینجان
شرمنده دیر کردیم - شرمنده دیر کردیم -
پُل یه کابوس بود
سلام، غیراصیلها
!هرزۀ خونهتسخیرکرده
ما بر طبق متممهای معاهدۀ 1993 گرگینه-خونآشام استیتن آیلند روی بوم این «سرکت سیتی»ِ متروکه با هم دیدار میکنیم سرکت سیتی یا شهر مدار: شرکت ] [ خردهفروشی لوازم الکترونیکی آمریکایی
و در نتیجه آغاز میشه. مبارزتون رو انتخاب کردید؟
اوه، آره
ما توبی رو انتخاب میکنیم
اوه، اون خیلی گندهست - اینیکی رو یادم نمیاد -
جدیده؟ - اوه، اون یه گرگینۀ غولپیکر جدیده -
این حتی اندازۀ کامل نیست
این تازه توبی در حالت عادیه - ...اه -
اینقدری میشه
آره، خب، ما مبارز خودمون رو داریم
اون با اسم نندورِ بیرحم شناخته میشه
سلام - و قراره بپاچوندت، توبی -
تحریکـش نکن، ناجا
شما به باغ فرجی من بیحرمتی کردید
بهعنوان مثال، به فرج مادرم
قهوهای و چروکیدهش کردید
باعث شُدید مثل فرج خواهرش بشه - دقیقاً -
چجور مردی چنین توهینی از یه گلۀ پنجاهتایی از گرگینههای نخاله رو تحمل میکنه؟
همینه
مشت اول رو پرت کنید دیگه - من تو رو بر زمین میزنم -
حتماً، دانتون اَبی، من ضربهفنیـت میکنم
خیلیخب، بیا اول یه خرده شدت کار رو بیاریم پایین و بعد تا حد مرگ مبارزه کنیم
اه، نمیدونم
این گوشت بوقلمون تازهتازه از سینه بریده شده؟ یا یه رول ازقبلفرآوریشدهست؟
تمام گوشتهای ما در واقع تازهتازه بریده میشن
هوم
من رولی رو ترجیح میدم
خواهشاً شروع نکن
در حال حاضر نمیخوام در نظر عموم وارد یه جدل دیگه بشم
ما بهطور مصلحتی با هم ازدواج کردیم
من «نشانگان مونشهاوزن با وکالت» دارم در این اختلال بیمار یک شرح دقیق و باورکردنی و اغلب ] [ دراماتیک از یک بیماری حادّ میدهد که وجود خارجی ندارد
به مردم میگم اون مریضه تا احساس بهتری پیدا کنم
ولی بعدش من مریض میشم
و زمانی که مریض میشم، مردم باورشون نمیشه که مریضـم
چون میدونن اون تمام مدت نشانگان مونشهاوزن با وکالت» داره»
شما میخواید غذاتون رو بخورید؟
الان داریم میخوریم
خونآشامها... و گرگینهها
این مبارزهایه که هزار... به نظر من هزار ساله داره با شرافت انجام میشه
...و امشب
اگه آدمـت در حال شاشیدن به دیوار باشه اینکارو نمیکنم
گُه نخور، نژادپرست - باشه، نه -
چرندیات رو بذاریم کنار. مبارزه میکنیم
من با سلیطۀ گرگینه موافقم - ممنون -
انجامـش بده، توبی. انجامـش بده - کار خودته، پسر -
به من باشه که میگم تسلیم بشیم، ولی قضیه سر فرج مادرمه
خیلی گندهست - !بجنب، توبی، آره -
بجنب، نندور، تو میتونی
یه قالی نو واسه خونه لازم داریم
آره - فکر میکردم شما دیوهای شلخته - تا زمانی که ماه کامل نباشه اینکارو نمیکنید
.این یارو، اون راحت ماه رو تجسم میکنه قوۀ تخیل خیلی قویای داره
!آره، توبی
خیلیخب، نگران نباش، این با من
این که مبارزۀ برهنه نیست، هست؟ - فکر نکنم، نه -
...آ
...میدونی، میتونیم فقط
گیزمو چی؟
!هیس - کی؟ -
مبارزین، سلاحتون رو انتخاب کنید
نقره نباشه
من اجازه میدم اول رقیب محترمـم انتخاب کنه
اون دندون و پنجه رو انتخاب میکنه
اوه، قراره اون دیلدو رو با پنجه از روی سرت بکّنه، پسر
آ... هی - آره -
...خیلیخب. من
...«نانچیکو، «اسکیمیتار [ نوعی شمشیر خمیده ]
این رو انتخاب میکنم - چیه؟ -
اوه، نه - اوه، نه -
نندور
!هی - !چی؟ نه! توبی، نه -
!توبی
اوه، اوه، خدا. توبی - چه وضعـشه؟ اون جرزنیه -
آفرین
اوه... اوه، نه - توبی، پسر -
اوه، خدا - نگران نباش، توبی -
برنده شدم؟ - بدون مشکل خوب میشی، پسر -
فکر کنم برنده شدم - حالا هرچی. پس به - گمونم اینیکی میرسه به خونآشامها - خیلیخب
میشه تنهامون بذارید تا زخمهامون رو بلیسیم؟
باشه - توب... توبی، زخمهات رو نلیس -
خدافظ - خونه میبینمـت -
...نه، لطفاً نـ
ظاهرش... به خدا، به همین زودی ظاهرش - از پنج دقیقۀ قبل بهتره - بیا، توبی
از این جون سالم به در میبری، و بعد میریم به اون سفر - !به ساسکاتون که در موردش صحبت کردیم - هی
هی - اوه، سلام، پسر -
به نظرت میتونیم استخونه رو نگه داریم؟
آره. آره. مشکلی نداره - جداً؟ -
.باشه، خوبه. خوبه، بچهها خیلیخب، بچهها، پخش بشید
بیاید اون ولد زنا رو پیدا کنیم
جلوی پاتون رو بپّایید
،اگه یه صدای جیرجیر شنیدید ممکنه روی اسباببازیه پا گذاشته باشید
.من پیش توبی میمونم حالـش خوب میشه
به همین زودی داره خوب میشه
قرارگذاشتن با ایوی هیچوقت کسلکننده نیست
اون مسلماً میدونه
چجوری توجه آدمها رو جلب کنه
ایوی
چه غش باشه چه مشکلات ماشینی
خیلی اتفاقات برای
خودش و گربهش میوفته
همونطور که خیلیهاتون میدونید، من هزینۀ ،درمان آبسیاه گربهام رو دارم از جیب میدم
و هزینهها کاملاً پساندازم رو از بین بردن
از زمانی که باهاش آشنا شدم، حداقل شش جفت پدربزرگمادربزرگـش مُرده
مثل اینکه قراره تا اطلاع ثانوی... - ...توی اتاقکـم بخوابم - نه
از دوستپسرم کالین پرسیدم میتونم پیشـش بمونم یا نه
چی گفت؟
گفت آمادۀ اون نیست
اوه، خدای من
من شش ماهه از اون کارت اعتباری استفاده نکردم
بعداً باهات تماس میگیرم
اوه
سلام، ایوی - سلام -
،آم... گوش کن
این چند هفتۀ اخیر شگفتانگیز بوده
من، آ... نمیدونستم میتونم چنین عمقی از احساسات رو حس کنم
یا چنین درد و رنج محضی رو
ولی فکر نمیکنم این سالم باشه
اوه، کالین - متأسفم -
آرزویی جز موفقیت مداوم در خصوص تغذیه از احشام بیمغزی ،که زندگیشون رو اطراف ما حروم میکنن برات ندارم
ولی من دیگه نمیتونم اطراف ما باشم
...اگه ترکـم کنی، من
من خودم رو میکُشم
میکُشم. اگه تو رو نداشته باشم چیزی ندارم که بهخاطرش زنده باشم
اینطور نیست. داری، ایوی
تو کُلی زندگی دیگه برای بیرونکشیدن از این مشنگها داری
بیا اینجا، یه فکری براش میکنیم
دست خودت نبود، آره؟
فقط آخرین مزه رو میخواستم
خداحافظ، ایوی راسل
خداحافظ، کالین رابینسون
کالین، ترکـم نکن
...شوخی میکنم، میتونی
کالین
میتونی بری
توروخّدا
...ولی
سلام. ببخشید، دوستپسرم الان باهام به هم زد
آره، در رابطه با خشکشوییـم تماس گرفتم
بفرما، مادر
دوباره خوشگل شدی
:یا، همونطور که بتهوون قبلاً میگفت
بوتهها همدیگه رو نمیبُرن [ به آلمانی ]
این بوتهها خودشون رو هرس نمیکنن
ولی خب از طرفی، اون همیشه زیاد از این گُهخوریها میکرد
کــاری از هـــومـــن صـــمـــدی Raylan Givens
♪ The Castells - Little Sad Eyes ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.