Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:آنچه در دوستان گذشت
اریكا"، حالت خوبه؟"- .آره،میدونی، شاید زیادی خوردم-
.هِی این شكم دردها رو دارم .هرچند دقیقه میرن و میان
.اوه، خدای من- .آروم، چندتا ضد ترشیِ معده بهش میدیم-
!شكم دردِ معمولی نداره !دردِ زایمانه
!خدای من
...پس اگه فكر میكنی ازت خداحافظی نكردم
.چون به اندازه بقیه واسم مهم نیستی، اشتباه میكنی
.واسه اینه كه برام مهمتری
!"ریچ"- چیه؟-
.سلام- .ها، ها-
.هیس. برگرد بخواب .من باید برم خونه
.اوه، خدا. شگفتانگیز بود
.واقعاً بود
.چندتا حركتِ جدید یاد گرفتی
آره،خب،آه، یه یارویی سر كارم كتابِ سكس .واسه احمقها رو واسه شوخی داد بهم
.آه- الان كی میخنده؟-
.من
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
.نفس بكش.نفس بكش.نفس بكش
.باشه. خوبه
دفعه بعد، میشه من بگم "نفس بكش"؟
،نه.آخرین دفعه، مثل دراكولا گفتی .و ترسوندش
چیزی لازم داری بیارم؟ بازم تیكه یخ میخوایی؟
.نه، خوبم- .خیله خب.الان برمیگردم-
كجا میری؟- .میرم دستشویی-
.نمیتونی منو باهاش تنها بذاری- چی؟-
...این دقیقاً از اون مُدل موقعیتهای اجتماعیه
.كه باهاش احساس راحتی ندارم
با چه مُدل وضعیت اجتماعی احساس راحتی داری؟
،فقط اینه كه هیچوقت، میدونی .تنها با هم نبودیم
،چیزیت نمیشه. میشه .ولی 2 دقیقهای برمیگردم
.باشه
خب،آه، واسه تابستون برنامه داری؟
.نمیدونم. شاید كمپِ كلیسا
...ها
.شاید بهتر باشه اشارهای به این نكنی
تاحالا فكر كردی كدوم بدتره؟
میدونی، گذشتن از زایمان یا خوردن به تخمها؟
چی؟- .اوه، فقط جالبه-
میدونی، چون هیچكس هیچوقت نمیدونه .چون هیچكس نمیتونه جفتشُ تجربه كنه
.یكی از بزرگترین سوالهای بیجوابِ زندگی
یعنی، كی میدونه؟
.شاید یه چیزی دردناكتر از اون چیزهام باشه
.مثل این
.بیا تو- .صبح به خیر-
.سلام- اون چیه؟-
اوه، كادوی "خونه ی نو مباركی"ـم .واسه "مانیكا" و"چندلر"ـه
.یه بچه جوجه و اردكه- .آها-
.و اسمشونُ گذاشتم جوجهی كوچیك و اردكِ كوچیك
.انتظار اینو نداشتم- .آها. آره-
.فكر كردم عاشق اون خونهی جدید میشن .حیاط پشتیِ گندهای داره
،و وقتی پیر شدن ...میتونن برن اون مزرعهی مخصوص
.كه "چندلر" اون یكی جوجه و اردكُ برد
.بله- .آره-
.حیف كه مردم نمیتونن برن ملاقاتی اونجا- .اگرچه قانونه-
.حدس بزن چیه.تقریباً عمو شدی- چی؟-
.اریكا" دیشب درد زایمانش شروع شد" .مانیكا" و "چندلر" همین الان تو بیمارستانن"
!اوه، خدای من- .یه حسِ قطعی دارم كه قراره دختر باشه-
.فیبی"، مطمئن بودی "بن" قراره دختر باشه"
توپ پرت كردنشُ دیدی؟
ریچل" اینجاست؟"- .آه،فكر كنم هنوز خوابه-
هی،هی،هی.دیشب بحثتون چطور پیش رفت؟
.به نظر خیلی از دستت عصبانی بود
..ما، آه .میدونی، درستش كردیم
اون لبخند دیگه چیه؟ اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟
.هی،از اونایی نیستم كه ماچ كنن بعد بگن
آه،ولی از اونام نیستم كه سكس داشته باشم .و خفه شم. كاملاً انجامش دادیم
اوه، خدای من. تو و"ریچل"؟
.میدونم، خیلی عالی بود- خب، این یعنی چی؟-
دوباره برمیگردین پیش همدیگه؟- .اوه، نمیدونم-
.واقعاً نشستیم حرف بزنیم- ولی میخوایی برگردین پیش همدیگه؟-
.نمیدونم
.معركه بود .یعنی، حسِ خیلی درستی داشت
،وقتی بغلش كرده بودم .یعنی، نمیخواستم هیچوقت ولش كنم
.میدونی چیه؟ آره، میخوام .میخوام باهم باشیم
!آره- !هیس-
!آره
پس هنوزم میره پاریس؟
.واو، فكر اینو نكرده بودم .امیدوارم نره
.این مثل بهترین روز ِ تاریخه. تاریخ .شما ممكنه باز برگردین پیش هم
.مانیكا" و "چندلر" دارن بچهشونُ میگیرن" ...جوجهها و اردكها
.بازم تو دنیا هستن
.اوه.حس میكنم تو یه فیلمِ موزیكالم
وقتی خورشید میاد بالا ...روشن و قویی
...و ماه میاد
.صبح به خیر- .گمونم هیچوقت نمیفهمی چطور تموم میشه-
.سلام- .سلام-
سلام. چطور خوابیدی؟- خوب. تو؟-
.خوب- .شرط میبندم خوب بوده-
آم، اشكال نداره یه دقیقه بهمون وقت بدین؟
.حتماً.آره.فقط حواسمون به جوجه و اردكه
جوجه و اردك؟ مگه نمُرده ...؟
.شیرجه. آره، شیرجه زدن .با كله رفتن تو صفای مزرعه
...خب
.صبح به خیر- .همینطور-
.دیشب شگفتانگیز بود- .اوه، واقعاً بود-
.امروز با بزرگترین لبخندِ ممكن از خواب بیدار شدم
...میدونم، منم. چیز بود
میدونی، مثل چیزهایی بود .كه فكر میكنی هیچوقت اتفاق نمیُفته
،و بعد كه میافته .تمامِ چیزهاییه كه میخواستی باشه
...میدونم. فقط خیلی
.راهِ معركهای واسه خداحافظی كردن بود
.فقط یه ذره بیشتر، عزیزم- !اوه،مرد، درد داره-
واقعاً اینقدر بده؟- .آها-
.فكر كنم وقتشه بزنن تو تخمهات تا ببینی كدوم بدتره
.سر ِ بچه داره مشخص میشه
.خدای من! اون قشنگترین بالای سریِ كه تاحالا دیدم
.چندلر"، باید اینو ببینی"- .من خوبم-
.چندلر"، نمیخوایی از دستش بدی" .تولدِ بچه ته
.معجزهی زندگیه- .خیله خب-
.واو، عجب معجزهی حال بهم زنیه
.شروع كن فشار دادن. اینم از این
.شونههاش داره میاد
.پسره
خوبه؟- .حالش خوبه-
.تونستی
.یه بچهس
.یه بچهی كوچیك و خوشگل .و یه سری چیزهای دیگه كه میخوام تظاهر كنم ندیدم
دوست داری بندِ ناف رو قطع كنی؟- .باشه-
.اوه، چه نرم بود
...اوه
.سلام، خوش تیپ
میخوام اونقدر دوسِت داشته باشم كه .هیچ زنی به اندازه كافی واست خوب نباشه
.خیلی خوش شانسیم- .میدونم-
.چشمهاش به تو رفته
،یعنی، میدونم ممكن نیست .ولی رفته
.فقط یه خورده تمیزش میكنیم- .باشه-
.خدای من، خوشگله
.خیلی ممنون- .واقعاً براتون خوشحالم-
چه حسی داری؟- .خستهم-
.اونقدر وقت نداری كه بخوایی استراحت كنی .اون یكی تا یه دقیقه دیگه میاد
ببخشید، كی قراره تا چند دقیقه بیاد، گفتی؟
.بچهی بعدی باید تا یه دقیقه دیگه بیاد
.ما فقط یكی سفارش دادیم
میدونید دو قلوـه، درسته؟- .اوه،آره-
.اینا قیافهی كساییه كه میدونستن
.باورم نمیشه نمیدونستین دو قلوـه .قبلاً هیچوقت اینجوری نشده بود
.خب،خدا. این خیلی حس خاص و خوب بودن بهم میده
تو میدونستی كه دو قلوـه؟
.آره،اینا كاغذهاییه كه از كلینیكِ تو اوهایو گرفتیم
كسی بهت گفت؟- .فكر نكنم-
...اگرچه، یه چیزی درباره دوتا ضربان قلب گفتن
.ولی فكر كردم فقط مالِ من و بچهس
".گفتن،"جفتِ ضربان قلبها واقعاً قویه
،و فكر كردم،"خب، خوبه ".چون میخوام بچه دار بشم
.باور كردنی نیست- .راستش دوقلو تو خانوادهمون زیاده-
.جالبه
میشه یه ثانیه ببینمت؟
چی كار كنیم؟- "یعنی چی، "چی كار كنیم؟-
!دوقلو
.چندلر"، وحشت كردی"- آها! تو هم بكن، میتونی؟-
چی میگی یكی رو نگه داریم و یه گزینه دیگه واسه اون یكی پیدا كنیم؟
.نمیتونیم جداشون كنیم- چرا نه؟-
.میتونیم به هركدوم نصفِ یه مدالیون بدیم
،و بعد سالها بعد ...همدیگه رو پیدا میكنن
،و دوباره بهم میرسن.یعنی .واسه هركسی این روز ِ خوبیه
باشه.اگه كسایی كه اون یكی رو به فرزندخوندگی بگیرن وحشتناك باشن چی؟
اگه نباشن چی؟ اگه یه شاه بگیرتش چی؟
.آره.چون شنیدم شاه دنبال فرزندخوندگی ـه
.مانیكا"، واسه دوتا بچه آماده نیستیم"
.مهم نیست .خیلی وقته منتظر بودیم
.برام مهم نیست دوتا بچه باشه .مهم نیست حتی سه تا بچه باشه
"اگه كُلِ دستاندر كارهاری سریالِ"هشت تا كافیه .هم از اونجا بیاد بیرون واسم مهم نیست
.میبریمشون خونه چون بچههای مان
.باشه. هیس
.باشه- !باشه-
.باشه
."به نظر دیگه حاضریم اینجا.زودباش،"اریكا
.حالا شروع كن فشار دادن
.خانمی داره میاد- خانم؟ یه دختره؟-
.آره
.خب، حالا از هركدوم یكی داریم
.و كافیه
.و بعد گفت واسه خداحافظی كردن راهِ معركهایه
.خدای من
تو چی گفتی؟
هیچی. تو بودی چی میگفتی؟- .راس"، باید بهش بگی چه حسی داری"-
.عمراً- .خب،نمیتونی راحت تسلیم بشی-
یه دایناسور همچین كاری میكرد؟
چی؟- .فقط سعی میكنم به زبون خودت حرف بزنم-
راس"، "ریچل" نمیدونه كه" .میخوایی برگردین باهم باشین
.اگه میدونست، شاید حسش عوض میشد .حتی ممكنه نره
اینجور فكر میكنی؟- !دارم بهت میگم-
اوه، باشه، این قسمتی از موزیكالِ كه .باید یه آهنگِ خوب و قانع كننده داشته باشه
جواب "نه" قبول نكن
نذار عشق از دستت بپره
.سلام- نمیشه یه دختر اینجاها آهنگشُ تموم كنه؟-
.سلام- .خب.الان "اما" رو گذاشتم خونهی مامانم-
.باشه- امشب با خودت نمیبریش؟-
نه، تصمیم گرفتیم كه من ...اول برم و همه چیزُ درست كنم
.بعد مامانم "اما" رو یكشنبه میاره پاریس
.واو.یه پرواز 8 ساعته با یه بچهی یه ساله .موفق باشی، مامان
شوخی میكنی؟ 8 ساعت با مامانم كه ."درباره رژیم غذایی حرف میزنه. موفق باشی، "اما
.خیله خب.میدونی چیه؟ راست میگی .حداقل باید بهش بگم چه حسی دارم
.راس".صبركن.صبركن"- چیه؟ چیه؟-
میشه یه كیك برام بگیری؟
ریچل"؟"- ها؟-
،میدونم امشب داری میری .ولی فقط باید بگم بهت
.دوسِت دارم
.حالا، نمیدونم این برنامههاتُ عوض میكنه یا نه
.ولی فكر كردم باید بدونی
."گانتر"
.منم دوسِت دارم .احتمالاً نه مثل تو
...ولی دارم. و وقتی تو كافهم و قهوه میخورم
...یا مردی رو میبینم كه موهاش روشنتر از خورشیده
.بهت فكر میكنم
.بای، بچهها- .بای-
!اوه، خدای من
.باورنكردنیه
هی،میدونی چی ممكنه كمك كنه؟- !واست یه كیك نمیگیرم-
فكر میكنی از وقتی اون تو بودن همدیگه رو میشناسن؟
شاید.مگه اینكه مثل دو نفر باشن ...كه سال ها تو یه آپارتمان
،كنار همدیگه زندگی كردن ...بعد یه روز از تو یه واژن بیرون داده میشن
.و آشنا میشن
.میخوام "اریكا" رو به بخشِ ریكاوری ببریم
.یه چیزی هست كه میخواستم بهت بگم
.تصمیم گرفتیم اسمِ دختر بچه رو "اریكا" بذاریم
!اوه، خدای من، درست مثل اسمِ منه
.مادر به خطا، هست
.هرچی، میخوام برم یكم استراحت كنم
.واقعاً خوشحالم شماها رو انتخاب كردم .والدینِ معركهای میشین
."حتی "چندلر
.باشه،خب، بای- .بای-
.بهت زنگ میزنیم- .باشه-
.كمپِ كلیسا خوش بگذره
.این خرگوش كوچولوها رو ببین- .میدونم-
واسه عوض كردن حاضری؟
.باشه- .باشه-
.خب.بذار ببینم
.میتونیم بعداً عوض كنیم- .آره، من خوبم-
هی، رو چی كار میكنی؟- .یه تابلوی "به خونه خوش اومدی" واسه بچهس-
چقدر قشنگ! اوه، اون بچهس؟
.نه، نشستم رو نقاشی
.هی- خب با "ریچل" حرف زدی؟-
.نه. و نمیخوام هم بزنم- چی؟-
چرا نه؟- .چون فقط میزنه تو ذوقم-
.دیدین چه اتفاقی با "گانتر" افتاد .به نظر جالب نمیاومد
چطور خودتُ با "گانتر" مقایسه میكنی؟
.یعنی،حتماً، یه لحاظِ تابلویی جذابتره
.تو باهاش رابطه داری .دیشب با همدیگه خوابیدین
.آره، و هنوزم میخواد بره .كاملاً واضحه كه وضعش كجاست
.آره، میدونم چی میگی ...یعنی، بعضی وقتها
."آه، "جو- !لعنت-
،حتی اگه میخواستم بهش بگم .الان همچین كاری نمیكردم
.خب؟ دوباره میبینمش .وقت داریم
!نه، نداری. داره میره پاریس .قراره با یكی آشنا بشه
میدونی چندتا مردِ جذاب تو پاریس هست؟ .مثل یه شهر از "گانتر"هاست
.سلام- .سلام-
اونجا چی داری؟- .اوه، یه چیز كوچیكی درست كردم-
،اگه بیشتر وقت داشتم روش كار كنم ...بهتر میشد، ولی
خدای من، خودت این كارُ كردی؟- .عزیزم، خیلی قشنگه-
."میدونی، بچه نمیتونه بخونه، "مایك
.سلام.ماشین الان رسیدش اینجا !باورم نمیشه هنوز خونه نیومدن
.باید به هواپیمای مسخرهم برسم .میخوام بچه رو ببینم
.مانیكا" الان از تو تاكسی زنگ زد" .گفت هرلحظه ممكنه برسن
.و ظاهراً، یه سوپرایز بزرگ هم هست- آره، به نظر به خاطرش خوشحال بود؟-
"چون بچهی دوستم "اتل .با یه ریشِ كوچولو موچولو دنیا اومد
.به خونه خوش اومدی- .اوه، خدای من-
.خدای من- .هی-
.سلام
هی،خب، سوپرایز بزرگ چیه؟
!اوه، خدای من- چطور این...؟-
.باشه، یه سوالِ ضایع بیمارستان میدونه دوتا برداشتین، درسته؟
.آره. دوقلوـه- .اوه، یا...خیلی نازن-
حالا، نوعشون چیه؟- .این پسره.و اونم دختره-
.اسمش "اریكا"ست
.هی،اسم اون دختر حاملهِ "اریكا" بود
آره.حیف شد كه نتونستین .بیشتر با هم وقت بگذرونید
،آره، اسم پسره رو "جك" گذاشتم .بخاطر بابا
.خیلی خوشحال میشه- .جك بینگ".دوستش دارم"-
.شبیه یه روزنامه فروشِ دههی 40 ـه .میدونی، "جك بینگ، خبرهای داغ
".میخوام 180 درجه این خبر ِ رو باز كنم
.اوه، خدای من
.خیلی خوشگله- .منم یكی میخوام-
.اوه،آره؟ خب، بگو كدوم یكی .سعی میكنم زیر لباسم قایمش كنم
،جدی. یعنی میخوایی یكی از اونا درست كنی؟
یكی؟ یه مُشت چطوره؟- جدی؟-
،آره.میتونیم خوندن یادشون بدیم .و میتونیم مثل اون خانوادهی آلمانیِ خواننده بشیم
.فقط بدونِ نازیها .اگرچه انگار اینجوری هیجانش كمه
،باورم نمیشه.اگه الان نرم .از هواپیمام جا میمونم
.خیلی خوشحالم كه تونستی بچهها رو ببینی- .منم-
فقط متأسفم كه نیستم ببینم .چطوری سعی میكنید از پسش بر بیایید
.خیله خب.اوه، نمیتونم دوباره ازتون خداحافظی كنم
.همهتونُ خیلی دوست دارم- .دوسِت داریم-
.دوسِت داریم- .وقتی رسیدی بهمون زنگ بزن-
.میزنم."راس"، بیا اینجا
...فقط میخواستم بدونی
...دیشب
.هیچوقت یادم نمیره
.منم نمیره
.خیله خب.حالا واقعاً باید برم
.خب، خدا نگهدار (به فرانسه)
آه
.اونجا بدجور ازم متنفر میشن
پس میذاری همینجوری بره؟
.آره
.هی،شاید بهترین كار باشه- آره؟-
...آره.میدونی، تو فقط ...ببین، باید
.باید مثل "ریچ" به دیشب فكر كنی
...خب؟ میدونی، شاید
شاید با هم خوابیدن راهِ معركهای .واسه خداحافظی كردن بوده
.ولی حالا هیچوقت نمیدونه "راس" چه حسی داره- شاید اشكال نداره، میدونی؟-
.شاید اینجوری بهتر باشه
.یعنی،حالا...الان میتونی بگذری
.یعنی، خیلی وقته داشتی سعی میكردی
...شاید الان كه تو اقلیمهای متفاوتی هستین
درست بود؟- .آره-
،شاید الان واقعاً بتونی ازش بگذری .میدونی
.بالاخره میتونی فراموشش كنی
.آره، درسته
.جز اینكه
.نمیخوام فراموشش كنم- چی؟-
.نمیخوام. میخوام باهاش باشم- واقعاً؟-
.آره.میخوام برم دنبالش- !آره، میری-
!وایسا! وایسا! كُتت رو ببر! كُتت رو ببر
.كُتم- !خیلی باحاله-
،اصلاً نمیدونم چه خبره !ولی هیجان زدم
فكر میكنی چی میخواد بگه؟- .نمیدونم-
،ولی،ببین، حتی اگه بزنه تو ذوقم ...حداقل بقیهی عمرمُ درحالی نمیگذرونم
.كه ندونم اگه میرفتم چی میشد كُتم كجاست؟
.با خودت نیاوردی! تاكسیم پایینه .تا فرودگاه میرسونمت
.آرزوی موفقیت كنید- !عجله كن-
!موفق باشی
!كمربند ایمنی نداره- ...عیب ندار.اگه خوردیم به چیزی-
،موتور منفجر میشه .پس بهتره كه از ماشین پرت شی بیرون
.خیله خب، خیله خب. بریم انجامش بدیم- !باشه-
!هی- .خیابون800ـم خروجی شرقی-
.نه. مسافر قبول نمیكنم- .قانون میگه باید هركسی رو قبول كنی-
.نه، حالیت نیست .این تاكسی واقعی نیست
الان گزارش میدم.شمارهی مدالت چیه؟ (یه نشانی كه تاكسیها دارن)
،شمارهی مدالم اینه !از تاكسی گمشو بیرون
چی؟- !از تاكسی گمشو بیرون-
اوه،هی، میشه الان كادوی خونه جدیدتونُ بدم؟
.حالا، این كارُ میتونی بكنی- .خیله خب-
جوجه كوچیك؟ اردك كوچیك؟
!از دستِ مامانی قایم نشین
.الان میتونی چشمهاتُ باز كنی
از پُل رد شدیم؟- !آره-
اون پیرزنه رو دوچرخه هنوز زندهس؟- .آره، سریع پرید عقب-
!اوه، خدای من."فیبی"، یواشتر- میخوایی به موقع به "ریچل" برسی؟-
.آره، ولی نمیخوام تو تاكسیت بمیرم
!باید قبل از اینكه سوار میشدی فكرشُ میكردی
.عوارضی- چی؟-
!عوارضی
.چهار دلار. تو داشبورد سكه هست
!عجله كن
!باشه.آه
.لعنتی، پنجره چه تمیزه
...مونده بودیم چرا اینقدر آوردنِ كادو رو طول دادی
.ولی الان درك میكنیم .داشتی این كارُ میكردی
...باشه، میخواستم سوپرایزتون كنم، ولی
،واسه كادوی خونهی جدیدتون .یه جوجه مرغ و یه بچه اردك گرفتم
جدی؟ یه جوجه و یه اردك گرفتی؟
اوه،عالیه. دقیقاً چیزی كه واسه یه خونه ی جدید !و بچههای تازه دنیا اومده لازم داری. مدفوعِ پرنده
.ولی باید از رو میز پریده باشن پایین !حالا نیستن
.نگران نباش، پیداشون میكنیم
.من میرم یه سر به دوقلوها بزنم- .خیله خب-
اوه، خدا! الان رو چی پا گذاشتم؟
.چیزی نیست.فقط یه رولِ تخم مرغه- .اوه-
پا گذاشتی رو رولِ تخم مرغم؟
ببخشید. نمیدونستم باید حواسم .به غذا چینی رو كف زمین باشه
.فقط بذارش تو بشقاب و برو
.خب.بیا این پرندهها رو پیدا كنیم- .خیله خب-
وایسا،وایسا. شنیدی؟
!توی میزن- .خب، این نمیتونه خوب باشه-
!باید درشون بیاریم- چطوری؟-
.شاید بتونیم بكشونیمشون بیرون صدا پرنده ای بلدی؟
.اوه،كُلی.یه پا جنگل بانم
.خب،شاید بتونیم میزُ یه خورده كج كنیم
!جویی"، صبركن! توپه"
خب،حالا چی كار كنیم؟
.نمیدونم،شاید بتونیم یه جوری بازش كنیم
.باشه
.نه. همهش چسب كاری شده
پس یعنی باید بشكنیم و بازش كنیم؟
.نمیدونم. شاید- .اوه، خدای من-
.میدونم..میز فوتبال دستیه
خیله خب، میدونی چیه؟ .راهِ دیگهای نداریم
مثل چیزیه كه اگه اون نقشِ تو .فیلمِ علمی تخیلی رو قبول میشدم باید میگفتم
،اونا افراد مان اونجا ...و باید درشون بیاریم
حتی اگه مجبور باشم ...مهمترین چیز تو زندگیم رو فدا كنم
.ماشینِ زمانم
اون فیلم اصلاً ساخته شد؟- .نشد-
،"جك واینبرگ" ."به تلفنِ بخشِ فرودگاه. "جك واینبرگ
راس"، كجا میری؟"- .آه، با "ریچل" حرف بزنم-
واسه همین سوار اون تاكسیِ مرگ نشدیم؟
میخوایی تا نزدیكِ گیت باهاش بری؟
قبلاً تو فرودگاه دنبال كسی نیفتادی؟
.نه از وقتی برنامهی پلیسیم كنسل شد
.باید یه بلیط بگیری تا از نگهبانی رد بشی
.چی؟ هیچوقت از پسش بر نمیاییم- !نه با این رفتار.حالا، بجنب-
،خب،اگه همه تون بتونید یواشتر برین .عالی میشه
.خانم، پاسپورتتون، لطفاً- .اوه، خدای من-
میترسیدم هیچی از .كلاس فرانسهی دبیرستانم یادم نیاد
.ولی تك تكِ كلماتی كه گفتی فهمیدم
.كارت پروازتون، لطفاً- .اوه، حتماً-
...اوه
.لعنتی،داشتمش.اوه، باورم نمیشه
...خانم، اگه نداری- !دارمش، دارمش-
...اوه
...خب، پیداش نمیكنم،ولی یادمه صندلیم 32 سی بود
.چون سایز ِ سوتینم اینه
...خانم باید كارت پروازتونُ داشته
،ولی میدونی چیه؟ اگه 36 دی بودم .همچین مشكلی نداشتیم
(بزرگتر بود)
.سلام.یه بلیط لازم دارم- فقط یكی؟-
،این همه راه تا اینجا آوردمت و نمیتونم ببینم چطوری پیش میره؟
.باشه.دوتا بلیط. دوتا بلیط میخوام- .میریم ماه عسل-
و مقصدتون چیه؟- .مهم نیست. هركدوم ارزونتره-
.خیلی خوش شانسم باهات ازدواج كردم
اوه،لعنتی.لعنت. كجاست؟
.پیداش كردم. پیداش كردم .بهت گفتم پیداش میكنم
.چشمت در بیاد. تو یكی دیگهای
.ببخشید
.خب.پرواز 421، پاریس
نمیبینمش. تو میبینیش؟- نه. از دستش دادیم؟-
.نه،نه، غیرممكنه .تا 20 دقیقه دیگه نمیره
.شاید شماره پروازُ اشتباه گرفتیم
.خدا
.سلام- ."هی، منم. اینم "راس-
چی؟
...هی.هی، گوش كن
.باورت نمیشه دوقلوها چه صدای نازی در میارن .وایسا، گوش كن
..."ولی، "مانیكا
.مانیكا. مانیكا. مانیكا. مانیكا
.ببخشید. قبلاً داشتن میكردن
.اشكال نداره.گوش كن، گوش كن- .اوه،وایسا، وایسا. دوباره شروع كردن-
.مانیكا. مانیكا. مانیكا. مانیكا
مانیكا"؟"- ناز نبود؟-
...فوقالعادهس! گوش كن
.اطلاعات پرواز "ریچل" رو لازم دارم- .اوه، باشه-
.خیله خب، پرواز 421. ساعت 8:40 میره- .منم دارم اینو. تو صفحه نیست-
.اینجا همینُ میگه. پرواز 421 .ساعت 8:40 میره. فرودگاه نیوآرك
چی؟- .فرودگاه نیوآرك-
چرا؟ تو كجایی؟- .فرودگاهِ جان اف.كندی-
!نگران نباشین، بچهها !از اونجا درتون میاریم
.و براتون سمعكهای كوچیكِ پرندهای هم میخریم
.خب. اینم از این
موضوع چیه؟
.اول باید با میز خداحافظی كنم
.میفهمم
.باشه
...میز
.وقتهای خوشِ خیلی زیادی بهمون دادی
..."و شما پسرها، "جوردن، "ویكتور"، "جوئل
همهتون. چی میتونم بگم؟
.شما كاری میكنید ما خوب به نظر بیایم
میخوایی چیزی بگی؟- .نمیدونم-
...جز اینكه، واسه آخرین بار
.بازیِ خوبی بود.بازیِ خوبی بود. بازیِ خوبی بود
.بازیِ خوبی بود- .آره-
.خب. اینم از این
.نمیتونم
.خب، منم نمیتونم
هی.پیداشون كردین؟- .آره.تو میز گیر كردن-
،و باید بشكنیم و بازش كنیم .ولی هیچكدوم از پسش بر نمیایم
.اوه،خب، حتماً. باید خیلی سخت باشه
.من میرم. بدش
!فیبی"! نه، نه، نه"
.واو، قبلاً هیچوقت اینقدر سریع نرفتم
فیبی"، ولش كن، باشه؟" .نیوآرك، نزدیك یه ساعت فاصله داره
.عمراً نمیتونیم به موقع برسیم
.موبایلش باهاشه. میتونی بهش زنگ بزنی- .این كارُ پای تلفن نمیكنم-
.راهِ دیگهای نداری
سلام؟- .ریچل".اوه، خوبه"-
،راستی الان تازه سوار هواپیما شدی؟
.آره- ...اگه ارزش داره،اگه تو فرودگاهِ درست-
.بودیم بهش میرسیدیم- .آره-
.آم،"ریچل". وایسا
.نه. نه. نه
فیبی"، همه چیز درسته؟"
...آم
.راستش، نه. نه .باید از هواپیما پیاده بشی
چی؟ چرا؟- ...یه حسی دارم كه-
.انگار یه مشكلی داره .فلنجیِ چپ یه ایرادی داره
.اوه،عزیزم، مطمئنم هواپیما هیچ مشكلی نداره
،ببین، باید برم. دوسِت دارم .و به محض اینكه رسیدم پاریس بهت زنگ میزنم
...آم، اهم
اون چی بود؟- .اوه، فقط دوستِ روانیم بود-
بهم گفت باید از هواپیما ...پیاده بشم چون یه "حسی" داشته كه
.فلنجیِ چپ یه ایرادی داره
.خب.آه، اون به نظر خوب نیست- .اوه، من بودم نگرانش نمیشدم-
،همیشه از این چیزها میگه .و میدونی چیه؟ تقریباً هیچوقت درست نمیگه
.ولی بعضی وقتها میگه- ...خب-
چی كار میكنی؟- .الان نمیتونم با این هواپیما بیام-
ببخشید،قربان. چی كار میكنی؟- .باید از این هواپیما پیاده بشم-
دوستش یه حسی داشته .كه فلنجیِ چپ یه ایرادی داره
میشه یكم بادوم زمینی داشته باشم؟
مشكلِ هواپیما چیه؟- .هواپیما مشكلی نداره-
.فلنجیِ چپ- .فلنجی"ای وجود نداره"-
.اوه، خدای من. این هواپیما یه فلنجی هم نداره
.من باهاش پرواز نمیكنم- .لطفاً بشینید-
چه خبره؟- !همه پیاده میشیم. اصلاً "فلنجی"ای وجود نداره-
...مسخرهس.من
.آره، باشه
.خیله خب.كارم اینجا تمومه
.تحت تأثیر قرار گرفتم
.آره.واسه بیشترش از ابزار هم استفاده نكردی
.آره،سرعتم رو كم میكردن
.خیله خب. باید برگردم پیش بچهها .شما دخترها رو بعداً میبینم
.بخاطر میز متأسفم، مرد- .آره-
میخوایی یه جدید بخری؟
.احتمالاً نه. نه
.نمیدونم بعد از رفتنِ تو بخوام بازی كنم یا نه
.خب، حداقل این آقا كوچولوها رو در آوردیم- .آره-
.آو، نگرانتون بودیم
.هم
گمونم بهتر باشه به ریدن تو دستم عادت كنم، ها؟
.دلم واسه این كوچولوها تنگ میشه
.خوب بود كه باز پرنده دورم داشتم
هی، میدونی چیه؟ .شاید باید اینجا پیش تو نگهشون داریم
چی؟- .آره.الان خیلی سرمون شلوغه-
،و تازه، اینجا .اتاقِ خودشونُ دارن
!میتونم یه غاز بگیرم
.میدونی، به نظرم با همین پرندهها باش
مرسی،مرد. شنیدین، بچهها؟
.میتونید اینجا بمونید ...و خوبه
...میدونی، چون، آه
.چون حالا یه دلیل داری كه بیایی سر بزنی
.فكر كنم ممكنه یه دلیل دیگه باشه
...خب، آه
یه بغلِ ضایع یا یه دستِ مردِ ریلكس؟
،آره،خب، میدونی .دستِ آدمِ ریلكس
.خانم، بهتون اطمینان میدم، هواپیما مشكلی نداره- و فلنجی رو درست كردین؟-
.بله.فلنجی درست شده
،درواقع، یه عالمه فلنجیِ اضافه گذاشتیم .فقط محض احتیاط
اون كجاست؟- .نمیبینمش-
!"ریچل"! "ریچل گرین"- !اوناهاش-
!"ریچل"! "ریچل"
وا، كارت پرواز دارین؟- .نه.فقط باید با یكی حرف بزنم-
.ببخشید.بدون كارت پرواز نمیتونی جلوتر بری
...نه،نه. ولی نمیدونی- !"ریچل"-
.چی؟ اوه، خدای من شما اینجا چی كار میكنید؟
.خب. نوبتِ توـه
.چی؟ چیه، "راس"؟ باشه، داری میترسونیم چه خبره؟
...خب.قضیه اینه- .آره-
.نرو- چی؟-
.لطفاً،لطفاً باهام بمون.بدجور دوسِت دارم .لطفاً نرو
.اوه، خدای من- .میدونم. میدونم-
،نباید تاحالا صبر میكردم كه بگمش .ولی،آم...احمقانه بود، باشه؟ ببخشید
.ولی الان بهت میگم. دوسِت دارم
.سوار این هواپیما نشو- خانم، سوار هواپیما میشی؟-
...هی، هی
.میدونم دوستم داری. میدونم داری
...خانم- ...من-
.من...باید سوار هواپیما بشم
.نه، نباید- .آره، باید-
.نه، لازم نیست- ."مجبورم. منتظرمن، "راس-
.الان نمیتونم این كارُ بكنم، ببخشید .متأسفم
."ریچل"
.خیلی متأسفم
.واقعاً فكر كردم میمونه
.میدونم
.متأسفم
.خب، تمومه
.همه چیز جمع شده
واو
.عجیبه- .میدونم-
.آره
آه، این یعنی چیزی واسه خوردن نیست؟
.سه تا لازانیا گذاشتم تو یخچالت
.دوسِت دارم
.سلام- هی. به موقع رسیدین؟-
،آره،آره. باهاش حرف زد .ولی،آم، به هرحال سوار هواپیما شد
راس" كجاست؟"
.رفت خونه .نمیخواست كسی رو ببینه
.راس".سلام، منم"
،الان برگشتم هواپیما .و حسِ افتضاحی دارم
.اصلاً نمیخواستم اوضاع اینجوری بینمون تموم بشه
.فقط انتظار نداشتم ببینمت
.و یه دفعه اونجا بودی و این چیزها رو میگفتی
...حالا فقط نشستم و فكر میكنم
.به تمام حرفهایی كه باید میزدم و نزدم
.یعنی، حتی نتونستم بهت بگم منم دوسِت دارم
.چون معلومه كه دارم. دوسِت دارم
.دوسِت دارم
.دوسِت دارم
.چی كار میكنم؟ دوسِت دارم
.باید ببینمت .باید از این هواپیما بیام بیرون
.خدای من
.خب، ببخشید- .خانم، لطفاً بگیر بشین-
،نه، واقعاً ببخشید.من واقعاً متأسفم .ولی باید از این هواپیما برم بیرون
.باید به یكی بگم دوستش دارم- .نمیتونم بذارم از هواپیما بری بیرون-
!بذار از هواپیما بیاد بیرون
.متأسفانه باید بشینید سر جاتون
.اوه،لطفاً، خانم .حالیت نیست
!سعی كن حالیت بشه
بیخیال، خانم، هیچ راهی نیست كه بتونی بذاری برم بیرون از...؟
!نه! نه
اوه، خدای من. از هواپیما اومد بیرون؟ از هواپیما اومد بیرون؟
.از هواپیما اومدم بیرون
.از هواپیما بیرون اومدی
.دوسِت دارم
.منم دوسِت دارم، و دیگه هیچوقت نمیذارم دوباره بری
.خوبه.چون جایی كه میخوام باشم اینجاست .باشه؟ دیگه خرابكاری نداریم
.نمیخوام دوباره خرابش كنم- .منم نمیخوام. احمق بودنمون دیگه تموم شده-
باشه. من و توییم، خیله خب؟ .همین
.تمومه. مگه اینكه یه مدت جدا شده باشیم
.الان جُك نگو
.باشه،لطفاً مواظب اون باش .واسه مادربزرگمه. مواظب باش
.ممنون
،اگه اون از كامیون بیُفته .خیلی اتفاقِ بدی نیست
.واو
.میدونم
.یه جورایی انگار كوچیكتره
همیشه بنفش بوده؟
.ببینید، بچهها .این اولین خونهتون بود
،و جای شادی بود .پُر از عشق و خنده
،ولی مهمتر، بخاطر كنترلِ اجاره بها .یه دزدیِ وحشتناك بود
،هی، حواستون هست، این موقع یا اون یكی همهمون تو این آپارتمان زندگی كردیم؟
.اوه،آره. درسته
.آه، من نكردم
اون تابستون موقع دانشگاه ...كه با مامان بزرگ زندگی كردی
و سعی میكردی یه رقاص بشی چی؟
میدونستی نزدیك 10 سال بدون اینكه این مطرح بشه سر كردیم؟
.اوه،عزیزم، یادم رفت .به "تریگر" قول دادم كلیدها رو بهش میدیم
.اوه، باشه
.پس گمونم تمومه- .آره-
.فكر كنم
.از اونی كه فكر میكردم باشه سختتره
.اوه، درست میشه
.بیا
،سریع مجبورین برین خونه جدیدتون یا یه خورده وقت دارین؟
.یه خورده وقت داریم
باشه.باید بریم قهوه بزنیم؟- .حتماً-
كجا؟
"پایان"
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.