Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بسیار خوب بیا یه دست دیگه بازی کینم یادت باشه اگه من بردم تو نباید بری پاریس باشه ؟؟
باشه باور نمیشه که دوباره دارم رو این قضیه ریسک میکنم ولی فعلا حرف حرفه شماست
بسیارخوب جویی تو قوانین رو میدونی شیر بیاد من بردم خط بیاد تو باختی
فقط بندازش
شیر شاه سیاه - لعنتی -
سلام خوب ما فکر کردیم یه مهمونی خداحافظی برات ترتیب بدیم
چه ایده قشنگی
سلام ریچل تو فردا میخوای بری الان نباید در حال بسته بندی وسایلت باشی
همه چیز انجام شده
آره باشه حتما
و من بعد از اینکه دوش گرفتم حوله ام رو انداختم رو زمین
آه خدا این قضیه وحشتناک تر از اونه که بخوام دربارش جوک بسازم
میدونم...عزیزم باور کن من همه کارا رو مرتب کردم
تمام وسایلی که برای مسافرت نیاز داشتم رو بسته بندی شده گذاشتم تو اتاق خواب این وسایل "اما"ست برای پاریس
این وسایلی که با خودم نگهشون میدارم و این ساندویچ رو هم برای تو راهی درست کردم
خوبه پس تو قسمتی از کار رو انجام دادی درباره چیزهای مهمتری که نیاز داری چطور ؟
خوب هر چیزی که من نیاز دارم اینجاست و مدارک و بلیط مسافرت هم روی پیشخونه
که براساس نیاز دسته بندی شده
خدای من چیزی نمونده که بخوام بهت یاد بدم
پاسپورتت کجاست ؟
اون باید دقیقا بعد از بلیط باشه
خوب نیست - چی -
شاید گذاشتمش اینجا
نه اینجا نیست شاید گذاشتمش تو یکی از جعبه ها
بیا بزار کمکت کنم
لعنتی باور نمیشه اینکارو کرده باشم
فکر میکنی تا کجا این شوخی رو ادامه بدم حال میده ؟؟
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
باورت میشه سه هفته دیگه کار تمومه
می دونم
تو که با دست زدن به شکمت مشکلی نداری،داری ؟
نه من با دست زدن به شکمم مشکلی ندارم ولی تو الان قسمتی رو که بچه قراره ازش بیرون بیاد رو بستی (اشاره به دست های مونیکا که روی واژن قرار گرفته)
سلام - سلام اریکا، خوشحالم که برگشتی -
ببین چقدر شکمت بزرگ شده
آخه من حامله ام
درسته...من میدونم
میدونم ولی من همیشه میترسم مردم فکر کنن که من یه زن چاقم با سینه های گنده
نه..نه..میفهمم
باشه...دست از خیره وایسادن بردار
خودش اونا رو بالا آورده
فکر نمی کردم اینقدر زود برگردی
خوب تو چند هفته آینده من نمیتونم تو مسافرت باشم
آره و من ازش خواستم که با دکتر ملاقات داشته باشه و تو یه هتل آروم بمونه
هتل ؟ چرا با شماها نمیمونه
چون ما تو چند روز آینده اسباب کشی میکنیم و فکر نمیکنم بودن اون اینجا کار درستی باشه
بعلاوه اینکه تو هتل خیلی خوش میگذره
اتاق من یه یخچال کوچیک پر از هله هوله داره
اریکا اونا همش مجانیه
...در واقع اونا کلکسیونی از بهترین محصولات رو
راس اون داره بچشو به ما میده اگه بخواد میتونه تو رو هم بخوره
من الان بر می گردم
مرد باورم نمیشه شما دارید از اینجا میرید - میدونم -
میدونی تو میتونی اینجا رو برداری اینجا هنوز به اسم "نینا"ست
نه...اینجا همیشه ماله شما بود زندگی توش بدون شما خیلی ناراحت کننده است
بعلاوه اینکه خرج شکم جویی تو ماه معمولا چقدره ؟؟
آره...تو باید درآمدت رو دو برابر کنی
سلام چندلر اینجاست ؟ ما میخواستیم با هم بریم فیلم ببینیم
نه...اون واسه اینکار وقت نداره
اما اگه دوست داشته باشی میتونی بری و بهشون برای بسته بندی وسایل اتاق مهمون کمک کنی
بسته بندی....دختر سکسی کمدی
برادری که کمک میکنه...یه اسکل تنها تو سالن نمایش یه فیلم تینجری
شماها دارید چیکار میکنید
امتحان کن من هیچ دردی احساس نمیکنم
حتما داری با من شوخی میکنی ؟؟ دارید وسایل رو جمع جور میکنید ؟؟
ما داشتیم یه مقدار استراحت میکردیم
از ؟؟
پریدن روی تختخواب
بسیار خوب...پارتی ریچل تا چند ساعت دیگه شروع میشه و کارای زیادی هست که باید انجام بشه
خوب راس تو خون گلرها تو رگته تو باید این موجودات انسان نما رو سر به راه کنی
گرفتم - خوبه -
بسیار خوب حق با اونه ما باید جدی باشیم
بیاید یه مقدار از این چوب پنبه های ضربه گیر بریزیم تو شرتش و بعد بهش لگد بزنیم
نه...نه...حق با مونیکاست ما باید برگردیم سر کارمون
من وسایل تو کمد لباس رو درمیارم جویی تو بسته بندی میکنی و راس تو بسته بندی های جویی رو دوباره بسته بندی میکنی
شماها صدای زنگ میشنوین ؟؟
این دیگه چه آشغالیه - یه دست بنده...با یه لایه خز...باحاله -
من نمیدونستم شماها از اینکارا هم میکردین
چندلر تو خواهر نداری و نمیدونی که این کارت چه ضربه بدی به من زد
من نمیدونستم مونیکا از این چیزا داره
شاید با یکی دیگه از دوست پسراش از این کارا میکرد مثلا ریچارد
چرا اون باید با ریچارد از این کارا بکنه و با من نه؟؟
منم میتونم اون آدم باحاله باشم من یه بار براش با شال گردن پشمی براش رقص لختی کردم
تحملش سخته بچه ها تحملش سخته
مایک کجاست ؟
درگیره یه کنسرته
انگار دارم با یه ستاره راک ازدواج میکنم، میدونی
شوهرم یه برنامه داره
آره؟...خوب کجاست ؟
یه اجرا داره برای بچه های اسکیت باز
قرش بده
چه سفره رنگینی اینا چی هستن ؟
...خوب، من فکر کردم این فرصت خوبیه برای تمام غذاهایی
که من دوست ندارم تو خونه جدید با من همراه باشن
پس لذت ببرید
صدف دودی اعلا همراه با ترکیب ویژه سبزیجات
حبوبات همراه با آب میوه خونگی و برای دسر هم یک عدد پرتقال سوال برانگیز
ریچل کجاست ؟
اون داره "اما" رو میزاره سرجاش تا چند ثانیه دیگه میاد
فقط اون یه مقدار گرفته است از اینکه داره میره و یکم احساساتی شده
پس کسی چیزی نگه که حالش رو بدتر کنه
سلام ریچل - ببین کی اینجاست -
سلام بچه ها
من الان چی گفتم ؟؟
نه..نه..ایرادی نداره..من خوب میشم
بیا اینجا...بزار یه چیزی بهت بدم بنوشی
مرد باورم نمیشه اون واقعا داره میره من چجوری باید باهاش خداحافظی کنم
میدونم اون یه قسمتی از یکی از بزرگترین اتفاق های زندگیه من بود و الان من دقیقا همون حسی رو دارم که وقتی پخش "مل رز پلیس" متوقف شد منظورم اینکه...فراموشش کن...من اونو رو از دست دادم (سریال مل رز پلیس : سریال محبوب و سکسی)
میدونی منم یه شانس برای نگهداشتنش داشتم آخه کی 57 بار تو مسابقه شیر و خط میبازه
میدونی...اگه شیر میومد اون میبرد و اگه خط میمومد من می باختم یه لحظه صبر کن
بله...جویی ؟؟
یادم رفت لباسام رو از خشک شویی بگیرم
حالت خوبه ؟
خوب آره بهتر میشیم شماها میاید پیشم نه؟؟
آره میدونی تا شش ماه دیگه محدودیت پاسپورت من تموم میشه و میتونم دوباره سفر بین کشوری داشته باشم
دلم خیلی برات تنگ میشه - میدونم -
میدونی یه چیزایی هست که من میخوام تک تک بهتون بگم و باهاتون خداحافظی کنم
و میخواستم تا امشب صبر کنم ولی باهام بیا
فکر میکنی اونا اونجا چیکار میکنن ؟؟
فکر میکنم ریچل میخواد دوره سرش کاور حبابی بپیچه و فیبی بهش مشت بزنه
فیبی نمیدونم باید از کجا شروع کنم
خوب قبل از اینکه تو شروع کنی، من میدونم که ما به فکر یه هدیه خداحافظی برای تو نبودیم ولی من یه چیزی برات آوردم
خوب چی هست ؟؟
خوب این یه سوراخ بازکنه همراه با بزاق دهن من
خوب هر وقت که دانشمندها تونستن تو پروسه تقسیم سلولی و شبیه سازی موفق بشن تو میتونی با این "دی ان ای" یه فیبی برای خودت بسازی
من اینو از بین میبرم ولی به خاطر این حرکتت ازت ممنونم
من رفتم تو اتاق خواب و ببین روی بالشم چی پیدا کردم ؟؟
آره من مصمم به خاطر تو این قضیه رو تموم کنم و محض احتیاط ریچارد هم باید این بردگی دلنشین و بازی با سبیل هاشو تموم کنه (منظور از بردگی دلنشین سبک استفاده از این نوع دستبندها توسط ...هاست)
درباره چی حرف میزنی ؟؟ اینا ماله من نیست
آره حتما اگه پشت گوشت رو دیدی یه بار دیگه رقص لختی منو میبینی
و تکرارش با تنبیه سنگینی همراه خواهد بود
ولی جدی میگم، من هیچوقت اینوندیدم - جدا -
پس کی از این کارا تو اتاق مهمون ما انجام داده ؟؟
ریچل از اتاق مهمون استفاده میکرد
ریچل همراه با دستبند جالبه
کون لخت جویی
بازی خوبی بود
دوستت دارم فیبی - منم دوستت دارم -
لطفا...لطفا...مثله...میدونی که چی میگم مثل جنده های فرانسوی نشو
خوب...سعی میکنم اینکارو انجام بدم - خوبه -
مونیکا میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم
تو از ریمل ضد آب استفاده کردی ؟؟ - نه -
خوش به حالت
قضیه چی بود ؟؟
اون میخواد با هرکدوم از ما اختصاصی خداحافظی کنه
جدی نمیگی ؟؟ خدای من
آره میدونم فکر کنم واسه تو از همه سخت تر باشه
راس خودتو واسه یه گریه اساسی آماده کن
مرد من نمیتونم خودم رو واسه این یکی آماده کنم
حالا درک میکنم که دانش آموزام آخر هر سال چه حسی پیدا میکنن
و بعد با دادن درجه بد به من جبرانش میکردن
مونیکا...خوب..من فقط میخوام بگم
هیچکدوم از اتفاق های فوق العاده ای که تو ده سال قبل برای من اتفاق افتاد پیش نمیومد اگر من با تو برخورد نمیکردم
تو حتی از یه خواهر هم برام بیشتری
منظورت رو میفهمم تو هم برای من مثل خواهر بودی
من نمیدونم چجوری باید بدون تو ادامه بدم
تو بهترین دوستی هستی که من تا حالا داشتم
چی ؟؟
این خیلی قشنگه
نه...اون اشک مونیکا رو درآوره من تو خانواده مون از همه بیشتر گریه میکردم
خدا...حتما من نفر بعدیم
شاید اون بی خیال من بشه اگه ببینه که من درگیر یه مکالمه مهم هستم
خوب اون چیزی که تو درباره این چیز گفتی خیلی فکرمو به اون یکی چیز معطوف کرد
خوب به خیر گذشت...میخواد با چندلر صحبت کنه
من واقعا کمکت کردم که درباره اون چیز فکر کنی نه ؟؟
ریچل...فکر کنم من چیزی دارم که متعلق به توئه
من مطمئنم دلم برای شوخی های تو که هیچوقت معنیشونو متوجه نمیشدم ولی وانمود میکردم که دارم میخندم تنگ میشه
نه...نه...این واقعا ماله توئه ما اینو تو اتاق تو پیدا کردیم
خوب...این ماله من نیست
...شاید مونیکا ازش استفاده میرد وقتی با
اسم ریچارد رو نیار
خوب اگه این ماله مونیکا نیست و ماله تو هم نیست پس ماله کیه ؟؟
خوب فکر کنم تو اون خانمه که یه مدت صاحب اون اتاق بود رو فراموش کردی
من فکر میکردم این ماله شماست
اینا ماله من نیست...ببین چقدر شله...بی خیال
پرودگارا...اگه میخواستی با این یه نفر رو به لوله آب ببندی این مثل یه تیکه شیرنیه
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم - حتما -
تو که واقعا یه نفر رو با دستبند به لوله آب نبستی، بستی ؟؟
فکر میکنی مایک الان کجاست ؟؟
عزیزم
بزار اول من یه چیزی بگم...وقتی که ما تازه با هم آشنا شده بودیم من خیلی آدم خوشایندی نبودم و حتما شوخی های بی مزه ای میکردم
من فقط میخوام بگم که دوستت دارم دلم برات تنگ میشه و خیلی ناراحتم که تو میخوای بری
میدونی چیه ؟؟ بزار دیگه حرفی نزنیم دوستت دارم
خیلی فشار نده
ببخشید...یه فرصت دیگه بهم بده
من شرم...فقط برو...من نمیتونم
فکر کنم تو نفر بعدی هستی آماده ای ؟؟
فکر نمیکنم - کاملا مشخصه -
من یک سال که اینجوری گریه نکردم
تو دیروز ساعت 6 گریه کردی
اون مکانیکه، پیرزن رو اغفال کرده بود
خدا...باورم نمیشه اون میخواد با من آخر از همه خداحافظی کنه چرا اینقدر طولش میده ؟؟
نمیدونم...ولی فکر کنم جویی خیلی خوب داره با قضیه کنار میاد
خوب...فکر کنم تموم شد
فکر کنم باید خودمو واسه رفتن آماده کنم
شب فوق العاده ای بود...از همتون ممنونم...دوستتون دارم...شب به خیر
چی ؟؟ با من خداحافظی نکرد ؟؟
حروم زاده خوش شانس
باورکردنی نیست اون با همه خداحافظی کرد جز من
خوب شاید اون فکر کرده ، با در نظر گرفتن تمام اتفاق های که بین شما افتاده این قضیه زیاد نمیتون دلنشین باشه
خوب این قضیه باید دلنشین باشه
باشه بزار دربارش فکر کنیم حتما یه توضیحی وجود داره تو کاری نکردی که ناراحت شده باشه ؟؟
نه فکر نمیکنم
میدونی شاید به خاطر مکالمه هایی که با ما داشته خیلی خسته شده میدونی اون مکالمه خیلی سخت بود
آره ماله منم همینطور
ماله من که دیگه خیلی سخت بود
باشه
منظورم اینکه یعنی من حتی در این حد هم لیاقت نداشتم حتی در حده یکم گریه...در حد یه بغل سرسری
نه از طرف تو
راس اگه اینقدر اذیتت میکنه...بهتر بری و باهاش صحبت کنی
و چی بگه ؟؟ تو به من یه خداحافظی بدهکاری راس مغرورتر از این حرفاست
من اینکارو میکنم
با من خداحافظی نمیکنی ؟؟
چی ؟؟
با همه خداحافظی کردی
من باید چیکار میکردم که با منم خداحافظی میکردی ؟؟
بهترین دوستت باشم ؟؟ باهات برم بیرون و بگردم ؟؟
باهات بچه دار بشم یه لحظه صبر کن...یه لحظه صبر کن...من همه این کارها رو انجام دادم
نه...مشکل از منه...حتما برای تو به اندازه کافی اعتبار ندارم
یعنی گفتن خداحافظ به 5 نفر خیلی سخت بود
خداحافظ....خداحفظ از لحاظ فیزیکی که امکان پذیر نیست
میدونی چیه ؟ بعد از این همه اتفاقی که بین ما افتاده فکر نمیکردم که رابطه مون اینجوری تموم بشه امیدوارم پاریس بهت خوش بگذره
امیدوارم راس خیلی درگیر نشده باشه
مطمئنم اون به اندازه من حالش گرفته نمیشه
واسه من بدتر
خوب شما ها نمیتونید بگید ما چطور میتونیم یه پارتی رو نابود کنیم
بسیارخوب...ما باید باهاش کنار بیام
داری کجا میری ؟
میخوام برم خونه و برم تو رختخوابم براساس ظواهر موجود من اینجا زیاد بهم خوش نمیگذره
ما تا چند روز دیگه میخوایم اسباب کشی کنیم و وسائل زیادی برای بسته بندی مونده خیلی عالی میشد اگه شماها یه مقدار بیشتر کمک میکردید
من و جویی میتونیم اتاق مهمون رو تموم کنیم
آره...ایده خوبیه
نه...تو و فیبی اینجا به من کمک میکنید
بهت خوش نمیگذره
بسیارخوب...ما از آشپزخونه شروع میکنیم
بشقاب ها رو داخل کاور پیچیده و هر ده تا رو توی یه جعبه بزارید
ظروف نقره ای رو داخل کاور ابریشمی و حبابی بپیچید
متوجه شدید - آره -
خوبه...شما باید با دقت و ظریف کار کنید
و یادتون باشه...اگه من باهاتون خشن برخورد میکنم فقط به این خاطره که شما دارید کارتون رو اشتباه انجام میدید
مونیکا فکر کنم فهمیدم کی از دست بندها استفاده میکرده
آره...کی؟؟
خوب من داشتم بیرون کمد رو تمیز میکردم که یه عکس ازش پیدا کردم که داشت از اون کارا میکرد
خدا...بزار ببینم
این زنیکه پیر کیه ؟؟
مادربزرگ مونیکا
نانا چقدر بدهیکل بود
سلام
بیا اینجا...بشین
شبت چطور بود ؟
خوب بود...من با دختر عموم رفتم سینما و بعد رفتیم شام خوردیم
...ما رفتیم یه جایی که بگذریم رفتیم یه جایی که چیزبرگر های فوق العاده ای داشت
اریکا حالت خوبه ؟
میدونی شاید زیاد خوردم معده ام درد گرفته درد هر چند دقیقه یه بار میاد و میره
خدا
آروم باش...ما فقط باید یه مقدار داروی معده بهش بدیم
اون درد معده نداره اون داره بچه رو به دنیا میاره
خدا
آره تو باید بری بیمارستان
خوب چندلر برو کتتو بردار اریکا بریم بیمارستان فیبی و جویی به بسته بندی ادامه بدید
خدایا...ما داریم بچه دار میشیم ما داریم بچه دار میشیم خدایا...من باید بشینم
عزیزم همه چیز درست میشه
تو میتونی...فقط نفس بکش
خوبه...حالم بهتر شد
مطمئنی ؟؟
آره مطمئنم - بریم -
خداحافظ بچه ها
چندلر صبر کن
چیه ؟؟
اگر فرصتی پیش اومد ازش بپرس اون چیزبرگر کجا بود
تو واقعا فکر میکنی من باهات خداحافظی نکردم چون برام مهم نبودی
این چیزیه که به نظر میرسه
نمیتونم باور کنم بعد از 10 سال تو حتی یه نکته کوچیک رو درباره من نمیدونی
باشه پس چرا تو چیزی نمیگی ؟؟
چون خیلی برام سخته راس
من حتی نمیتونم برات توضیح بدم که چقدر دلم برات تنگ میشه
هر وقت به این فکر میکنم که دیگه نمیتونم هر روز ببینمت بیشتر به رفتنم شک میکنم
حالا اگر تو فکر میکنی من باهات خداحافظی نکردم چون به اندازه بقیه برام مهم نبودی
تو اشتباه میکنی ارزش تو برای من خیلی بیشتر از بقیه است
خوب اینم از این...اینم از خداحافظیه من وتو
ریچل - چیه ؟ -
تو باید...تو نمیتونی
چی ؟؟
یه کم - باشه -
یه کم بیشتر
خوبه...شروع کنیم
خوب...آماده ای ؟؟
بسیار خوب...حالا میخوام بهترین ضربه تو ببینم
باشه...بگیر که اومد
جواب نداد
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.