All language subtitles for Friends.S10E02.fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

. (خیلی خوب ، ( راس

میدونم ، انتظار نداشتی که بیایی تو . . . و همچین چیزی ببینی

بزار توضیح بدم ، باشه ؟ - ! ما هیچ کاری نمیکردیم -

. ریچ ) ؛ اون دیدمون ) - . ساکت -

ولی ، چیزی که دیدی ! همه چیز بود ! فقط یه بوسه

. دروغه ! ما توی ( باربادوس ) هم معاشقه کردیم - ! پسر ؛ آروم باش -

. . . خیلی خوب ، توی ( باربادوس ) هم معاشقه کردیم

. ولی از قبل براش نقشه نکشیده بودیم . . . . . . تنها دلیلی که اون اتفاق افتاد

! این بودکه دیدم داشتی ( چارلی ) رو میبوسیدی

! آره ؛ تو شروع کردی . باید آروم بگیرم

ببین ، باید قبل از اینکه با هم دیگه . رابطه برقرار میکردیم باهات حرف میزدیم

. . . ولی - . (حس خیلی بدی بهش داشتیم ؛ ( راس -

. آره ؛ ولی این اتفاق افتاده

. . . خوب

راس ) ؟ )

راس ) ؟ )

میتونیم در رو ببندیم ؟

ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir

. راس ) ؛ یه چیزی بگو )

. هرچیزی

. . . پس ، شما دوتا

. آره - . آره -

و تاحالا اون کارو . . . ؟

. نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه - . نه ؛ نه -

ولی ، اگه الان من نیومده بودم اینجا میخواستین . . . ؟

. . . شاید . نه ، نه

. راس ) ، نمیخواستیم اینطوری از ماجرا خبردار بشی )

. تو کاملا حق داری که قاطی کنی

. من نمیخوام قاط بزنم به نظر شما دارم قاطی میزنم ؟

. نه ؛ ولی خودت که میدونی چی میگم

. . . اگه شما دوتا خوشحالین

. پس ، منم براتون خوشحالم . . .

. من خوبم

راستی ؟ - . کاملا -

. من خوبم

. کاملا خوب

نمیدونم چرا این قدر دارم بلند . . . و با فریاد حرف میزنم

! چونکه ، راستی راستی حالم خوبه . . .

نمیگم که یه خورده جا نخوردم از اینکه دیدم . داشتین همدیگه رو میبوسیدین

منظورم اینه که ، اولش اینطوری بودم ؛

ولی حالا که وقت گذشته و ضربه اولیه رو جذب کردم ؛

! عاشق این ماجرام

. . . (راس ) - . حالا داره همه چی درست میشه -

. من و ( چارلی ) و شما دوتا

میدونی باید چکار کنیم ؟ - خودمون رو آروم کنیم ؟ -

. نه

. باید با همدیگه شام بخوریم

. آره ؛ فردا شب این کارو میکنیم ! من ، غذا میپزم

ببین ، فکر نمیکنی یه کم عجیب و غریب باشه ؟

عجیب و غریب ؟ چی رو میگه ؟ چیش عجیب و غریبه ؟

تنها چیزی که عجیب و غریبه اینه که یکی . . . غذای مکزیکی دوست نداشته باشه

! چونکه میخوام ( فاهیتا ) بپزم . . .

. من که ( فاهیتا ) دوست دارم

این کارای به فرزندی پذیرفتن هم . خیلی طاقت فرسان

به فرزندی پذیرفتن داخل کشوری هست . نوع مستقل هست

کلی راه داره که میشه رفت و این ماجرا . مثل اینه که مهمترین تصمیم زندگیمونه

! توی قهوه من مو افتاده

. سلام بچه ها - . سلام -

فرانک ِ کوچیک ) ؛ رو دیدین ؟ ) . با سه قلوها این جا باهام قرارداره

بامزه است ؛ هردفعه که میگی سه قلوها ؛

! فکر میکنم میگی سه تا دختر بلُند خفن نوزده ساله

. حرف قشنگیه

! موتو بخور

این فرم ها چیه ؟

! یه سری بروشور از دفاتر مختلف فرزندخواندگیه

. بچه ! این یکی خیلی بانمکه

. این یکی رو. انتخاب کنین

. این راهش نیست

راهش چیه ؟ - ! نمیدونم -

اگه براتون سخته ، باید با دوستام ؛

بیل ) و ( کالین ) حرف بزنین ؛ اونا یه بچه رو به ) . فرزندخواندگی انتخاب کردن ؛ حتما کمکتون میکنن

. عالی میشه - . آره -

عزیزم ؛ عالی نمیشه ؟

. خیلی خوب ؛ خیلی خوب . یادتون باشه چه حرفایی زدیم

وقتی توی اماکن عمومی هستیم ؛ . یه قوانینی اونجاها وجود داره

! این چیزی نبود که حرفشو زده بودیم

. (سلام ( فرانک - . سلام -

. از دیدنت خوشحالم - . منم از دیدنت خوشحالم -

. (سلام ( فرانک - سلام ، حالتون چطوره ؟ -

. خدای من ، همشون خیلی بزرگ شدن دوباره بگو ، کدومیکی ، کدومه ؟

. . . اون یکی ( فرانک کوچیک کوچیک ) هست

که داره اون تامپون ها رو از . . . ! توی کیف اون خانم بیرون میکشه

و اون هم ( چندلر ) هست که داره از ! سروکولِ ( چندلر ) بالا میره

! اونم ( لزلی ) هست که داره نون بهش پرتاب میکنه

میخواین سه قلو به فرزندی قبول کنین ؟ ! نه

فقط میخوام بگم ، میدونم که داریم این کارو . به خاطر ( راس ) میکنیم و کار خوبیه

ولی اگه دست من باشه ، این کاری نیست که ! توی قرار اولمون باید انجام بدیم

خوب ، باید چکار بکنیم ؟

. من میبرمت بیرون برای یه شب رومانتیک

با شامپاین و یه شام گرون قیمت . تو راه برگشت توی یه کالسکه لمست میکنم

لمسم میکنی ؟

! توی یه کالسکه

! (سلام ، ( چارلی - . سلام -

. هی ، سلام - . سلام -

. . . خوب

از این وضعیت میترسین ؟ - ! شک نکن -

تو یه چیز کوچولویی برای ( راس ) آوردی ؟

راستشو بخوای اینا خرت و پرتای تو هستن . که توی آپارتمان من جامونده بودن

. خوب ، ممنون

و تو هم میتونی خرت و پرتای منو هر وقت که . خواستی بهم بدی

! آره ؛ من که هیچی از اونا رو دور ننداختم

. فکر کردم یه صداهایی شنیدم

. (سلام ( چارلی - . سلام -

. (سلام ( جویی - . سلام -

و ؛ میخوای منو به دوست دختر جدیدت معرفی کنی ؟

. شوخی کردم ؛ من ( ریچل ) رو میشناسم . . . میشناسم

. بفرمایین ؛ لطفا بیایین تو . بیایین تو

. خیلی خوب . برات یه کم ( مشروب ) آوردیم

! خیلی کار لطیف و اندیشمندانه ایه

! باید نگهش داری

و ؛ تو چی برام آوردی ، هان ؟ - . . . راستشو بخوای ، اون -

. . . لباس زیر ، یه مسواک

! (و یه سی دی از ( ون هلن . . .

! میتونم از همه اینا استفاده کنم

راس ) ؛ میدونی ) . . . تو یه خورده

! چی ؟ خوب ؟ چونکه سرحالم

تو خوب نیستی ؟ تو خوب نیستی ؟ تو نیستی ؟ میبینی ؟

دیگه کی خوبه ؟

. یالا - . خیلی خوب -

. گوش بده ، چرا سعی نمیکنی آروم باشی . چطوره یه نوشیدنی بخوری

. میدونی ، فکر خیلی خوبیه

! میخوام برم یه پارچ ( مارگاریتا ) درست کنم

. خدایا

. خیلی خواستنین

نگاشون کن ؛ . مثل فرشته ها خوابیدن

. . . آره ، واقعا قدر این لحظات رو میدنم

چونکه ؛ تا به خودت میایی یه دفعه . . . . میبینی از خواب بلند شدن

. . . خوب ، ممکنه یه کم اذیت کنن

. ولی خیلی بانمکن . . . - . آره -

آخرین باری که ازشون نگهداری کردم . با مزه ترین کارو انجام دادن

. چهارساله که نخوابیدم

. مدت طولانییه

! (نمیدونی چقدر سخته ، ( فیبی

! اونا زیادی ؛ زیادن

! میدونی ، از پس دوتا برمیام

. دوتا ، عالیه . توی هردستت یکیشون رو نگه میداری

اون وقتو چکار کنم که سومی در حالی که کلاه دوچرخه سواری سرشه میخواد بپره توی بغلم ؟

دیگه دست اضافی که ندارم تا ! از فضای اطرافم حفاظت کنم

. (اونا سه تا هستن ( فیبی . سه تا

. (آره ، میدونم چی میگی ( فرانک

وقتی داشتن از اونجام بیرون میومدن ! شمردمشون

. . . بعضی وقتا ؛ فکر میکنم که

! نه ، نه ، نه ؛ نمیتونم بگم ! خیلی وحشتناکه ؛ نه

چیه ؟

. نه ، نه ، نمیتونم بگم

، ( خدای من ؛ ( فرانک داری فکر میکنی که بزاریشون و بری ؟

فکر کردی چون اون سه قلوها رو ندارم میتونی بزاریشون پیشم و بری به امون خدا ؟

. نه ؛ هیچوقت همچین کاری نمیکنم . . . نه ، من فقط

داشتم فکر میکردم که ، میدونی . . . ! شاید بتونی یکیشون رو نگه داری

چی ؟

! نمیتونی از هم جداشون کنی ؛ وحشتناکه حالا کدوم یکی ؟

. خیلی ممنون از اینکه بهمون سرزدین

فیبی ) ؛ چیزای خیلی خوبی از ) . شماها برامون تعریف کرده

. خواهش میکنم ، از کمک کردن خوشحال میشیم

ما هم وقتی میخواستیم بچه رو به فرزندی قبول کنیم . همین مراحل رو گذروندیم

پس ، یه عالمه گریه و زاری و نق و نوق ! بی فایده توی این اتاق جمعه ؛ هان

. منظورم اینه که ؛ خونه دوست داشتنی ای دارین

خیلی ممنون میشیم از اینکه هرچیزی میدونین . رو بهمون بگین

! خوب ، راستشو بخواین ، فکر کنم این میتونه کمکتون کنه

. . . تا حد زیادی

. هر اطلاعاتی رو که بخواین توش داره . . . - ! خدای من -

. همه چیز بر حسب عنوان و مرجع طبقه بندی شده

بعدش ، بر اساس تشابه با موارد قبلی . موارد مشابه رنگی شده

. خیلی ممنون

! فکر کنم یه اورگاسم کوچولو بهم دست داد

میدونم که روش کارش خیلی سخت و طاقت فرساست . ولی خیلی به زحمتش می ارزه

به فرزندی قبول کردن ( اوون ) بهترین . اتفاقی بوده که در زندگیمون افتاده

عالیه ؛ میتونم کتاب رو ببینم ؟

میخوای اول دستامو بشورم ، آره ؟

. خواهش میکنم ؛ این کتاب خیلی قشنگ و سفیده

. دستشویی پایین راهرو سمت چپه

. منم میخواستم همینو بهش بگم

میتونم تو رو به فرزندی قبول کنم ؟

. سلام ؛ تو باید ( اوون ) باشی - . آره -

. من ( چندلر ) هستم . منم پیش آهنگ بودم

پیش آهنگ بودی ؟ - . درواقع ، پدرم سردسته گروه اکتشاف بود -

چی ؟ - بلدی چطور از قطب نما استفاده کنی ؟ -

. به خاطرش مدال گرفتم

. راستی ؟ جالبه - میخوای ببینیش ؟ -

. دوست دارم ، ولی باید برگردم اون طرف پیش مامان و بابات

دارن درمورد اینکه چطور تو رو به . فرزندخواندگی قبول کردن برامون توضیح میدن

چی ؟

چی ؟

من به فرزندی قبول شدم ؟

. هیچی نمیدونم

. . . اون سری اول ( مارگاریتا ) خیلی خوب نبود

. ولی این سری دوم خوبه . . .

شاید تو دور بعدی ؛ ! گیرهممون یه چیزی بیاد

چقدر باحاله ؛ نه ؟

. میدونی ؛ هرچهارتامون

. داریم خوش میگذرونیم

پسر ؛ حالت خوبه ؟

و کِی قراره اون غذای ( فاهیتا ) آماده بشه ؟

. من خوبم ؛ باشه ؛ من فوق العاده خوبم

. . . فقط ! به خودمون افتخار میکنم

. میدونی ؟ هیچ چیز عجیب و غریبی نیست . هیچ فشاری روم وجود نداره

! بدون هشدار

. ما یه تیم گلف چهارنفره فوق العاده درست میکنیم . باید کارای بیشتری باهمدیگه انجام بدیم

! بیایین بریم مسافرت

فکر میکنین کجا میتونیم بریم ؟

! " فاهیتاهام "

. . . ببین ( چارلی ) ؛ فقط میخوام اینو بدونی

که ( راس ) یه کم مشکل داره که خودش رو با . رابطه من و ( جویی ) وفق بده

! میدونی ، معمولا اینهمه مشروب نمیخوره

. میدونی ، این که چیزی نیست . پدرم یه سوپر الکُلیه

ببخشین ، این شب شاد رو غمگین کردم ؟

! فاهیتا ؛ مواظب باشین ! ماهیتابه خیلی داغه ! خیلی داغ

! راس ) ، تو حتی دستکش فِر رو دستت نکردی )

! فردا بدجوری درد میگیره

. خیلی خوب ؛ این دیوونگیه

ما که نمیتونیم جدی در مورد اینکه من یکی از این بچه ها رو بزرگ کنم حرف بزنیم ، میتونیم ؟

. نه ؛ البته که نمیتونیم

! دیوونگیه محضه - . میدونم -

. آلیس ) ؛ که عمرا قبول کنه )

. نمیدونم ، ولی الان خیلی خسته است . فکر کنم میتونیم بزاریمش روی میز مذاکره

خوب ، اینو فقط به این خاطر که چیزی . . . گفته باشیم میگم ، میدونی ؛ فرضا

میخوای کدوم یکی رو بدی بهم ؟ . . .

فرانک ) ؛ کوچیک کوچیکه ؟ )

. با انتخاب اون ، یه خیلی خوبشون رو انتخاب کردی

منظورم اینه که ، میدونی ؛ . اون خیلی بامزه است

مثل چندروزقبل ؛ : این جُک رو ساخت که

اون چیه که سبزه و میگه ؛ هی ، من یه قورباغه هستم " ؟ "

!! یه قورباغه سُخنگو

نه ، نمیتونی اونو برداری ؛ . اون خیلی بامزه است

. خیلی خوب ؛ ایرادی نداره با ( لزلی ) چطوری ؟

. نه ، نه ، نخ ؛ ( لزلی ) ، نه

! فقط اونه که بلده حروف الفبا رو با ( آروغ زدن ) بگه

. (خیلی خوب ، پس ، فقط میمونه ( چندلر

. نه ، نه ؛ نمیتونی ( چندلر ) رو داشته باشی . نه ، نه ، اون کوچولوی نابغه منه

! کلی آرزو براش دارم

. اون یه دکتر یا یه دلال معاملات ملکی میشه

! فرانک ) ؛ فکر کنم بچه ها تموم شدن )

. فکر کنم حق با توئه - . . . خوب -

فیبی ) ، فکر نمیکنم بتونم ) . هیچ کدومشون رو بیخیال بشم

میدونی ، اونا دیوونه ام میکنن . ولی بچه هام هستن

. (متاسفم ( فرانک . نمیدونستم این قدر بهت سخت میگذره

. میدونی ، بیشتر کمک میکنم . هروقت بخوای برات ازشون مراقبت میکنم

. تو بگو چه روزی و من خودمو میرسونم

فردا چطوره ؟ - . خوب ، فردا خوب نیست -

ولی میتونم چندتا از قرارها رو عوض کنم . و بعدش میام اونجا

. اون وقت میتونی با ( آلیس ) یه روز کامل با هم باشین

اون کارو برامون میکنی ؟

شوخی میکنی ؟ . خواهرا به همین درد میخورن دیگه

! نگاشون کن

. خیلی دوستت دارم

! اَه ؛ بلند نشو ! از خواب بلند نشو

بیل ) و ( کالین ) کجا هستن ؟ ) - . توی آشپزخونه ، دارن یه چیزی برای خوردن میارن -

باورت میشه چقدر مهربونن ؟

. باید بریم

چرا ؟ توی دست شویی چه دسته گلی به آب دادی ؟

. اصلا به دستشویی نرسیدم . توی راه با ( اوون ) برخورد کردم

. اون نمیدونست که به فرزندی قبول شده . . . یه احتمال بسیار ناچیزی وجود داره

. که ممکنه من بهش گفته باشم . . .

خدای من ، کیفم کو ؟ . نه ، میتونم هرچی توش هست رو جایگزین کنم

! اون پرونده رو بردار و بزن بریم - . سلام -

. یه کم غذای ساده برای همه

. مجبور نیستین اون کِرمهای تُرش رو بخورین . اونا رو برای ( اوون ) گذاشتیم

. الان میرم میارمش

ضمنا ، باید اینو بدونین که ؛ . هنوز بهش نگفتیم به فرزندی قبولش کردیم

. ولی بچه ها خیلی سریع چیزها رو میفهمن

فکر نمیکنین از یه مرحله ای به این طرف ؛ اون این موضوع رو میدونه ؟

من به فرزندی قبول شدم ؟ - ! میبینین ، بچه ها خودشون میفهمن -

چی ؟ کجا همچین چیزی شنیدی ؟

. اون بهم گفت

. و 50 دلار هم بهم داد که حرفی نزنم

! که از لحاظ عملی باید الان برش گردونی

تو بهش گفتی به فرزندی قبول شده ؟

متاسفم ، ولی باید یه نشونه ای یا . علامتی چیزی اونجاها میزاشتین

یا لااقل توی گوش آدمایی که . . . از درخونتون میان تو واش بگین

اوون ) ؛ نمیدونه به فرزندی قبول شده ) ! و همچنین اون فکر میکنه که " بابانوئل " واقعیه

واقعی نیست ؟

. باید از اینجا بریم بیرون ، عزیزم

. . . همگی ، میخوام لیوانم رو بالا ببرم

. (به سلامتی ( جویی ) و ( ریچل . . .

. و به سلامتی ، عشق

! عشق

. ع ؛ ش ؛ ق . . . عشق

حرف اولش ، برای زندگی

و زندگی بدون عشق چه معنی داره ؟

باید جوابشو بدیم ؟

. . . حرف دوم برای

" او ، واووو "

. . . حرف سوم برای

. . . اتفاقات خیلی متعجب کننده . . .

. که البته هنوزم باهاشون مشکلی ندارم

و ، یه حرف دیگه هم اضافه کنیم برای ؛

. . . این که چطوری . . .

. . . خیلی معمولی فهمیدم . . .

. . . که شما دوتا . . .

. با همدیگه هستین . . .

. . . و اینکه یه روزی ممکنه باهمدیگه ازدواج کنین

. و بچه دار بشین . . .

پسر ، حالت خوبه ؟ - . کاملا -

. راس ) ، تو خوب به نظر نمیایی )

متاسفم ، لابد به خاطر فشار اینه . که میخوام سرگرمتون کنم

فکر کنم اگه یه کم تفریح داشته باشیم . همگی حالشون بهتر میشه

. . . (وایسا ، ( راس ) ؛ ( راس . من دیگه باید برم

! نه - . متاسفم -

. صبح زود کلاس دارم

. ولی این مهمونی ، دوست داشتنی بود

نبود ؟ و تو فکر میکردی که با وجود جویی . مهمونی خجالت آوری میشه

! و دیگه اینکه هیچوقت واقعا از ( ریچل ) خوشت نمیومد

! تو عصبانی هستی صبح بهت زنگ میزنم ، باشه ؟

. باشه - . خیلی خوب -

ریچل ) ؛ اون چیزایی که ( راس ) میگفت ؛ ) . . . فقط

. ایرادی نداره ! دخترا ، دوست ندارن از من خوششون بیاد

. خوبه

. خیلی خوب ، فکر کنم دسر واسه سه نفر داریم

. هی ، هی ، قافیه اش جور بود

. (میدونی چیه ، ( راس . فکر کنم ماهم دیگه زحمتو کم میکنیم

. البته . من خیلی احمقم

. شماها حالا زوجین

. حتما میخواین باهمدیگه تنها باشین

. . . نه ؛ فقط دیگه دیروقته - . ایرادی نداره ، هیچ مشکلی نیست -

. من یه عالمه ( مارگاریتا ) درست کردم . کاملا خوبه

. اصلا نمیدونم اون صدا برای چی بود

میدونی ؟

فکر کنم بهتره اینجا بمونم و . مطمئن بشم که حالش خوبه

. فکر خوبیه - . صبح میبینمت -

. خیلی خوب - . باشه -

. . . آره ، میدونی ( جویی ) ؛ من

. فکر نکنم هیچوقت اون با این موضوع کنار بیاد

خوب به نظر نمیاد ، درسته ؟

. صبح به خیر

. بفرما - . متشکرم -

همه شبو اینجا موندی ؟ - . آره -

پس ، تو شلوار و کفش منو درآوردی ؟

. نه ؛ نه ؛ نه

راستشو بخوای وقتی داشتی با آهنگ فیلم شیکاگو ! میرقصیدی ، درشون آوردی

. . . (ببین ، ( راس

در مورد ( ریچل ) و من ؛ گوش کن . . . نمیخواد درموردش نگران باشی

. چونکه ؛ هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته . . .

منظورت چیه ؟

. . . من و اون ، از اولش قرارگذاشتیم

که هیچ کاری نمیکنیم مگر این که . تو با رابطمون مشکلی نداشته باشی

. . . و واضحه که

چی داری میگی ؟ . من مشکلی ندارم

. (ایرادی نداره ، ( راس . میدونی ، کاملا درکت میکنم

. . . البته که تو مشکل داری ، تو

. شماها ، ( راس ) و ( ریچل ) هستین

. آره ، به استثنای اینکه دیگه نیستیم

. . . منظورم اینه که ما حدود

. شش ساله که دیگه یه زوج نیستیم . . .

خدای من ، درسته ؟

اینهمه وقته ؟

. این چیزیه که شنیدم ، آره

. این دیوونگیه . . . منظورم اینه که ، شش سال گذشته

و به خاطر من . . . شماها نمیخواین باهمدیگه باشین ؟

میتونم یه چیزی ازت بپرسم ؟

. . . واقعا

این موضوع تو و ( ریچل ) چیه ؟ . . .

بی خیال ؛ تو که منو میشناسی ؛ . . . میدونی

. ( جویی )

. من بدجوری دیوونشم

و اونم همین حس رو بهت داره ؟

. فکر کنم

. . . خوب ؛ پس

. شاید دیگه وقتشه که همه به زندگیشون ادامه بدن

، ( آره ، ولی ، ( راس . . . تو راضی نیستی ، پس

. نه ، ولی میخوام باهم باشین

. و . . . راضی هم میشم

گذشته از اینا ، من با ( چارلیم ) درسته ؟

خدای من ، هنوز با ( چارلی ) هستم ، درسته ؟

اون که رقصمو ندید ، هان ؟ - . نه ؛ نه ؛ نه -

. . . نه ؛ اون رقص . فقط مال من بود

هی ؛ تو . . . ؟

تو بابت این موضوع مطمئنی ؟

. آره ؛ مطمئنم

. . . و

ما با همدیگه مشکلی نداریم ؟ . . .

. (سلام ( فیبز - . سلام -

. فقط میخواستیم بهت بگیم حواست باشه

. بیل ) و ( کالین ) ازمون متنفرن )

اوون ) ؛ نمیدونست که به فرزندی قبول شده ) ! و ( مونیکا ) بهش گفت

چی ؟

. به هرحال که باید یه موقعی میفهمید

آره ، ولی چه حسی بهت دست میده اگه یه روز یکی به سه قلوها بگه که تو به دنیا آوردیشون ؟

! میرم به ( اِما ) بگم یه بچه ناخواسته بوده

کانال تلگرام Deutschwebvip

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.