Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اونطوریکه توی پینگ - پونگ منو شکست دادی . . . خیلی سکسی بود . میخوای
دوست دارم . ولی ، یه خورده خسته ام
! یه متکا میزارم بالای سرم ها - . قبوله -
. سلام - چه خبرا ؟ -
مایک ؛ داره دوش میگیره ، که البته . هیچ قانونی بر ضد دوش گرفتن وجود نداره
. و بعدش میخوایم بریم غذا بخوریم . . . پس اگه ، شما هم میخواین
. بالاخره - صدای ( راس )ِه ؟ -
آره . میتونی هر صدایی رو از بین . این دیوارهای مسخره بشنوی
. اینگار با کسیه - . میتونه ، تنها باشه -
امروز صبح دیدم داشت تمرینات کششی ماهیچه دست . انجام میداد و بعدش با دستش حرف میزد
. وایسا ببینم ، فکر کنم حق با (فیبی) باشه
آره ، من صدای یکی دیگه رو شنیدم . که اونجا باهاش بود
! ( دکتر ( گلر - . تو فوق العاده ای -
حتی مجبور نیستم که ازت بخوام تا منو . اینطوری صدا کنی
! اون ، چارلیه - ! اون داره با ( راس ) ؛ به ( جویی ) خیانت میکنه -
! اون زنیکه هرزه بوالهوس گنده
. خیلی در این مورد مطمئن نیستم - . آره ، حق با توئه -
. این موضوع هیچ ربطی به ماها نداره
مطمئن نیستم که این بهترین راه برای خوب ! گوش دادن باشه ، یه لیوان بهم بدین
نه ، من اینکارو نمیکنم ، باشه ؟ . من ، برای دوستم فالگوش وای نمیستم
. من عاشق باربادوس هستم
. باورم نمیشه دارم میبوسمت ! من دارم ( ریچل ) رو میبوسم
. میدونم . من خودشم
! ( ریچل ) و ( جویی ) ! ریچل ) و ( جویی ) اینجان)
چی ؟ - ! بیا اینجا -
! خدای من ! عاشق این دیوارهای باریکم
. متشکرم
ارائه شده توسط وبسایت Deutschweb.ir
قبلا گفته بودی که هیچی بین ما دوتا نمیتونه اتفاق بیفته ، چی عوض شده ؟
. خوب ، من به خاطر ( راس ) اون حرفو زدم
. و بعدا دیدمش که داشت با چارلی ماچ و بوسه میکرد - چی ؟ -
راس ) و ( چارلی ) ؟ )
واقعا داره راهشو به گروه باز میکنه ، هان ؟
دارم با کی حرف میزنم ؟ - . آره -
! باورم نمیشه ؛ ( ریچل ) و ( جویی ) ؟
پس اون دوقلوهای دایناسور رو چی میگین توی اون یکی اتاق ؟
! هیچ کس هوای اون دیوارو نداره - . من رفتم سراغش -
چیزی میشنوی ؟ - . فکر کنم صدای کشیدن پرده ها رو شنیدم -
! اینجا داره صدای درآوردن و پرتاب کفش میاد
! صدای فنر تختخواب ! بدون هیچ شک و تردیدی
. میدونی که اون برادرته - ! نه تا وقتی تو گفتی ، یکی جاشو عوض کنه -
. یه دقیقه وایسا
. ( راس ) و ( چارلی ) . ( جویی ) و ( ریچل )
فیبی و مایک . ما فقط اونایی هستیم که با همونی که ! اومدیم با همون هم برمیگردیم خونه
درست نیست ، من با ( مونیکا ) اینجا اومدم ولی . با اَلِ خول و دیوونه از اینجا میرم خونه
. باشه ، دیگه مسخره کردن موهای من بسه
. فردا میرم آرایشگاه - . خیلی خوب ، دونه گندم -
! باید اینو بشنوین ، عالیه . مثل فیلم پورن مُفتیه
همه چیز روبراهه ؟ - . آره . . . فکر نکنم بتونم اینکارو بکنم -
به خاطر چیزیه که بالای تخت خوابه ؟
. . . توی اخبار دیدم که نور ماوراء قرمز روی - . نه ، نه -
. نه
. ببین ، باید با ( جویی ) حرف بزنم . شما دوتا همین تازگیها بهم زدین
قبل از اینکه رابطمون جلوتر بره . باید بدونم اون با رابطمون مشکلی نداشته باشه
. کاملا میفهمم چی میگی - . خیلی خوب ، میرم پیداش کنم -
فقط قبل از اینکه برم ، یه خورده باید صبر کنم . . . به خاطر ، میدونی
. مادر بزرگ ، مادر بزرگ ، مادر بزرگ
. خیلی خوب ، بعدا میبینمت - ! باشه -
. صدای در بود . اون رفت بیرون
. . . و اون تلویزیون رو روشن کرده
! و داره سریال میس کینجیالیتی رو میبینه
عزیزم ، اگه از پشت دیوار اون سریال رو میشناسی . پس زیادی گیر اون سریالی
هی ، شماها دارین چکار میکنین ؟
ما . . . خیلی از رفتن ناراحتیم . داریم با هتل خداحافظی میکنیم
. . . دوستت دارم
. ای هتل بهشتی و ای منبع و خاستگاه گُلف
. آره ، بهمون خوش گذشت ، متشکریم
. خداحافظ
شماها ( جویی ) رو اینطرفها دیدین ؟
احتمالا توی اتاقشه به همراه . دوست دختر فعلیش ، چارلی
. تا جایی که ما میدونیم وضعش اینطوریه
اگه دیدیش ، میتونی بهش بگی داشتم دنبالش میگشتم ؟
. بهش میگم - . ممنون -
. ازت متشکرم
! اون یکی دیوار بر و بچ ؛ اون یکی دیوار
ریچ ؛ تو اونجایی ؟ - ! خدای من ؛ ( راس )ه -
چکار کنیم ؟ - . خیلی خوب ، فقط آروم باش -
تا اونجایی که اون میدونه ، ما دوتا اینجا . فقط با همدیگه داریم وقت میگذرونیم
! باشه ؟ خودتو بی علاقه نشون بده
! اون که شکل بی علاقگی نیست
. اصلا نمیدونم بی علاقه نشون دادن یعنی چی
. باشه ، فقط یه جا قایم بشو
ریچ ؟ - . دارم میام ! برو زیر تخت -
. . . زیرتخت که اصلا جا نیست
همه چیز روبراهه ؟ - . آره -
میدونی ( جویی ) کجاست ؟ - . سلام -
. واقعا نمیدونم کجاست
میتونم یه دقیقه باهات صحبت کنم ؟ - . آره ؛ البته -
. باورم نمیشه شماها داشتین . . . ؟
! ساکت ! فقط از این طرف دیوار صدا میاد
بعدش اون بهم گفت که اون و ( جویی ) بهم زدن ؛
و طرف دیگه داستان هم این بود که . . . . اون بهم علاقه داشت
. درسته ؛ آره
میدونی ، از اون روزی که چارلی رو دیدم . میخواستم ازش بخوام باهم بیرون بریم
. میدونم ؛ میدونم . خیلی برات سخت بوده
. . . بعدش حادثه پشت حادثه پیش اومد
قبل از اینکه چیزی بفهمیم . داشتیم همدیگه رو میبوسیدیم
فکر میکنی با این وضع ( جویی ) چقدر عصبانی بشه ؟
. (سخت میشه گفت ، ( راس . خیلی سخته گفتنش
. باید پیداش کنم . باید یه جایی همین ورا باشه
. بایدم فکر کنی
جویی ) ؟ )
رفت ؟ - چطوری این کارو میکنی ؟ -
! چی ، هی
چکار . . . این کارا یعنی چی ؟ همه وقت رو وایساده بودین و گوش میکردین ؟
! آره
حالا ، این دیگه چیه ؟
. این چیه ؟ خوب ، بزار ببینم . . . ده دقیقه همدیگه رو بوسیدیم
و حالا داریم با دوستامون در موردش حرف میزنیم ! در نتیجه فکر کنم این یعنی کلاس ششم
نه ، نه ،به این فکر کردی که این ماجرا چقدر میتونه پیچیده بشه ؟
پس ، ( راس ) چی ؟ - . خوب ، اون الان با چارلیه -
آره ؛ ولی اون میخواست قبل از اینکه رابطش با اون . جدی بشه ، باهات حرف بزنه
و به عنوان دوستش ، فکر نمیکنی اون شایسته همین رفتار از طرف تو باشه ؟
. تو عین درد تویِ کونِ منی ، گلر
بابت نصیحتتون متشکریم ولی . این بین ( جویی ) هست و من
. فکر کنم خودمون از پسش برمیاییم - . باشه -
ما میریم ؛ ولی میشه یه کاری برای مایی که بهتون اهمیت میدیم بکنین ؟
. البته - . هرچی میشه رو اعلام کنین -
! بزن به چاک
حق با اونا بود ؟
احتمالا ، آره ، منظورم اینه که . . . شاید ما باید
. یه کم تحمل داشته باشیم تا با ( راس ) حرف بزنیم
. آره ؛ آره ؛ میتونیم صبر کنیم . مجبور نیستیم امشب کاری بکنیم
. آره ؛ فکر کنم اون بهترین کاره
. پس من . . . میرم اتاقم
. . . ولیکن - . از ( ولیکن ) خوشم میاد -
. . . میدونی
. . . راس ) و من الان )
. شش سال هست که باهم قراری نذاشتیم
شش سال ؟
. تقریبا اندازه یه دوره کامل دبیرستانه
. بعلاوه که ، اون الان با چارلیه
. دقیقا
. اون به تو فکر نمیکنه - . نه -
. من به تو فکر میکنم
. آره
. بیا ( راس ) رو فراموش کنیم - . فراموش شد -
چی شد ؟ - . هیچی -
جدی ، مشکل چیه ؟
. هیچی . . . واقعا هیچی . بیا اینجا . بیا اینجا
مشکل چیه ؟
. . . متاسفم ؛ فقط
. به نظر نمیاد بتونم ( راس ) رو از کلم بیرون کنم
. خوب ؛ شاید بتونم کمکت کنم
. لب هات خیلی نرمن . دوباره اون کارو بکن
. آره ؛ باید با ( راس ) حرف بزنیم ؛ آره - . آره -
. سلام - . سلام -
آماده ای که راه بیفتیم ؟ - . نه کاملا -
مونیکا ) ؛ توی سالن آرایشگاهه ) . و منم دارم چمدونها رو میبندم
پسر ؛ نمیخوای این کتاب مقدس رو برداری ؟
. نباید اونو برداری و ببری
. بعلاوه که ؛ مربوط به دوران جدید مسیحیته چکار میخوای باهاش بکنی ؟
. در مورد ( مسیح ) ازش یاد بگیرم
! سلام - با ( جویی ) حرف زدی ؟ -
. نه ؛ نتونستم پیداش کنم . توی هواپیما باهاش حرف میزنم
. (باشه ، فکر خوبی به نظر میاد ؛ دکتر ( گلر
. بس کن
" پروفسور "
. تو موجود پلیدی هستی
شماها ( مونیکا ) رو ندیدین ؟ - . فکر کنم رفته سالن آرایشگاه -
! آهان ، همین که میگی ، رفته آرایشگاه
! اینو ببین
روز کی قشنگتر شده ؟
! ( چندلر )
! سلام ! آآآآآه
چی فکر میکنی ؟ - . . . فکر میکنم -
! فکر میکنم میتونم پوست کف سرت رو ببینم
دوستش نداری ؟
چرا ؛ چرا ؛ ! توی موهات حلزون گذاشتی
. چیز قشنگیه ! حرف نداری جیگر
. قبلا هیچوقت این کلمه رو توی زندگیت نگفتی - ! حتی یه بار -
. همین فکرو میکردم - . و ؛ به این صدا گوش بدین -
! چه میدونین ؛ این خوشگلا مایه لذت چشم و گوشن
( یه کم عجیب و غریبه که بعداز اینکه با ( چارلی . بهم زدیم ؛ بشینم بغل دستش
آره ؛ به نظر میاد خطوط هوایی باربادوس . به زندگی اجتماعی شماها اهمیتی نمیده
کسی حاضره جاشو باهام عوض کنه و کنار ( چارلی ) بشینه ؟
. آخه . . . من . . . همه کنفرانسو با ( چارلی ) بودم
. میفهمم - . نه ؛ من جامو عوض میکنم -
کاشکی من میتونستم جامو با یکی عوض کنم . اصلا دوست . ندارم بغل دست ( آلن ایورسن ) بشینم
وقتی رفتیم توی هوا . . . و کاپیتان کمربندهای ایمنی رو بازکرد
! میتونی با خیال راحت بیایی توی کلبه من . . .
و تو هم باید حواست جمع باشه وقتی داری . جعبه های بالای سرتو چک میکنی
. . . چونکه ممکنه چیزامون با یکی دیگه عوض - . تو ، توی این چیزا مهارت نداری -
مجبوری امشب بری خونه ؟ - . نه ، فکر کنم میتونم بیام خونَت -
شنبه است ؛ درسته ؟ - . اوه -
چیه ؟
. امشب نمیتونم کاری انجام بدم - چرا نمیتونی ؟ -
. یه " قرار " دارم
. . . تو یه
تو قرار داری ؟ با کی ؟ - . با دوست دخترم -
تو دوست دختر داری ؟ - . آره -
خوب ، وقتی تو و من به هم زدیم . با یکی رفیق شدم
خوب ، چندوقته ؟ - . سه ماه -
سه ماه ؟
. باشه
به من ربطی نداره ، ولی تا کِی میخوای بااون باشی ؟
امشب سرِ شام بهش میگم همه چی . بینمون تمومه ؛ قول میدم
. باشه ؛ خوبه ، این کارو بکن
و دراونصورت ؛ وقتی رسیدی خونه ، شاید ! یه بسته پستی مخصوص انتظارتو بکشه
، شاید امضاش که کردم ؛ بعدش . پاره پورَش کنم و بازش کنم
. . . اون مواد بسته بندی رو بکشم بیرون و - . با هم سکس میکنیم ، بیخیال -
. خیلی خوب ، دارم میرم با ( جویی ) حرف بزنم . فکر کنم الان وقت خوبی باشه
از اون موقعی که ناظر پرواز اعلام کرد این پرواز . از گمرک معافه ، توی مود خوبیه
. باشه ، موفق باشی
. راس ) داره میاد اینطرف ) . فکر کنم الان وقت خوبی برای حرف زدنه
. . . فکر کنم ، من . واقعا عصبیم
خوب ، میتونی به این فکر کنی که . . . وقتی حرفاتو زدی و تموم شد
. دیگه وقت شام شده . . . - . اوووه -
هنوز عصبی هستی ؟
. من ( لازانیا ) میخورم
. ( سلام ، ( ریچ - بله ؟ -
ایرادی نداره من چند لحظه اینجا بشینم ؟ - . باشه ، باشه ، البته ، باشه -
. موفق باشی
. هی - . هی -
. . . خوب ، من
. میخوام در مورد ( چارلی ) باهات حرف بزنم
راستی ؟ - . . . دیشب ، بعداز اینکه باهمدیگه بهم زدین -
به هرحال از این که شنیدم باهمدیگه . بهم زدین خیلی متاسفم
. آره
. . . خوب ؛ ( چارلی ) و من داشتیم حرف میزدیم
. . . خوب
. همدیگه رو بوسیدین
چ . . . چی ؟
چی ؟ چی باعث شده همچین فکری بکنی ؟
. دیدمت - . آره ، همدیگه رو بوسیدیم -
. ولی کار دیگه ای نکردیم اتفاق دیگه ای نیفتاد ، باشه ؟
. راس ) ؛ ( راس ) ؛ ( راس ) ؛ ایرادی نداره ) - چی ؟ -
. . . ایرادی نداره ، میدونی
. من کاملا میفهمم . . . شمادوتا
بیشتر از اونی که من و اون به هم بیاییم . . . . . . به همدیگه میایین و
. من میخوام تو خوشبخت باشی - جدی میگی ؟ -
. آره
. . . حالا من یه چیزی میخوام بگم - . نطقم بنداومده -
. . . این حقیقت که تو خوشبختی منو در اولویت قرار میدی
تو یه دوست فوق العاده ای . . . میدونستی ؟
. . . ببین ، قبل از اینکه بری - . نه ، جدی میگم -
. منظورم اینه که ، تو خیلی باوفایی . و اصلا به خودت فکر نمیکنی و بخشنده ای
. همون چیزا هستم ، آره
چندلر ) ؛ رو از خیلی وقت قبل میشناختم و خوب ) . . . اونو بهترین دوستم میدونستم . ولی حالا
. باید به یه چیزایی از سر فکر کنم . . .
! پسر
. . . اگه هرکاری هست که از دستم برمیاد
. نمیتونم به هیچ چیزی فکر کنم
. ممنون - . آره -
. سلام - . سلام -
با ( جویی ) حرف زدی ؟ - . آره ؛ صحبت خیلی خوبی باهمدیگه داشتیم -
. عالیه - . آره -
پس ؛ همه چیز روبراهه ؟ - ! نه ؛ عالیه -
. عالیه ؛ اون مَرد فوق العاده ایه - . مشخصه که منم همین فکرو میکنم -
. خوب ، من خیلی راجع به این موضوع هیجان زدم
راستی ؟ هیجان زده ای ؟
چیه ، شوخی میکنی ؟ کلی خوابهای کثیف ! در این مورد دیدم
. ببخشین
تو بهش نگفتی ، درسته ؟
نتونستم . داشت کلی چیزای قشنگ . درمورد من میگفت
نمیخواستم عصبانیش کنم تا . اون حرفا رو پس بگیره
! میخوام ( چندلر ) رو بزنم کنار
خیلی خوب ، فراموشش کن ، وقتی برگشتیم . نیویورک ؛ خودم بهش میگم
. متشکرم . دستت درد نکنه
. سلام ، اینجا خونه ی ( مایک ) ه - . سلام ، ( مایک ) هستم -
. خیلی سریع باهاش بهم زدی - . نه ، هنوز نرسیده -
میدونی ، پامیشم میام خونه . و با تلفن باهاش بهم میزنم
. ( نمیتونی اون کارو انجام بدی ( مایک . خوب ، اول یه کم بمالونش
. چرا بهش نمیگی که دوباره باهمدیگه هستیم . زنها صداقت رو دوست دارن
جهت اطلاعت ، قدر اینو هم میدونیم که بعضی وقتا ! یه کم نرم و نورم درکونمون هم بزنین
(یه چیز دیگه ؛ ممکنه یه عکس از ( پرشس . روی میز من باشه
اسمش ، ( پرشس) ه ؟
از اون اصل و نسب دارهاست !یا اینکه از تو آغل گوسفندا پیداش کردی ؟
. فقط خواستم بهت گفته باشم - . . . باشه . و اگه ناراحت شد -
! شکمشو بخارون و جیگرشو ویشگون بگیر
سلام ، من ( پرشس ) هستم ، شما کی هستین ؟
. من ( فیبی ) هستم - فیبی ) ؟ ) -
فیبی ) ؛ دوست دختر قبلی ( مایک ) ؟ ) عشق زندگیش ؟ اون ( فیبی ) هستی ؟
دیگه نمیتونم صبر کنم که برم سرکار ! و همه اینا رو ببینن
فردا برمیگردی سرکار ، درسته ؟ - . آره -
. . . پس اگه میخوای مردم اونا رو ببینن
نمیخوای درشون بیاری تا یه دفعه نشکنن ؟ . . .
خوب ، اگه درشون بیارم . اون وقت دیگه نمیتونم اینکارو بکنم
خوشت میاد ، آره ؟
چه آوازی داری میخونی ؟ - . (آهنگ ( بلرو ) ؛ از گروه ( 10 -
الان دیگه راه رفتن ندیمه ها ! از کتاب مکاشفات یوحنا است
نکته اینجاست ؛ این گیره های صدفی برای . حل مشکل ویزویز شدن موهات بودن
و حالا که برگشتیم خونه ، تو دیگه اون مشکل رو . . . نداری ، اگه خوب بهش فکر کنی
! ازشون متنفرم
. چی ؟ تو که گفتی ازشون خوشت میاد - . گفتم ؟ پس یه تکونی به خاطراتت بده -
فکر کنم چیزی که گفتم این بود که ! میتونم پوست سرتو ببینم
. خیلی خوب ، ازشون خوشت نمیاد . بقیه همه خوششون میاد
. دوباره ؛ بیا به گذشته برگردیم
اونطوریکه یادم میاد ، ( ریچل ) گفت که تااونوقت . ندیده بوده که جمجمه تو چه شکلی داره
و ( جویی ) ؟ خوب ، ( جویی ) اصلا نفهمید ! که چیزی عوض شده یا نه
. میدونی چیه ؟ اهمیتی نمیدم . ازش خوشم میاد و میخوان نگهش دارم
تو فقط حسودیت میشه چونکه با موهای خودت ! نمیتونی همچین کاری بکنی
زدی توی دندونات ؟ - . و چشم -
.( سلام ، اینو باش ، سلام ( اِما . دلم برات تنگ شده بود
. اِما ) ، خیلی دلم برات تنگ شده بود . سلام )
پیش مادربزرگ ( گرین ) بهت خوش گذشت ؟
دوباره یه بطری داروی ضدافسردگی بهت داد که به جای جغجغه ازش استفاده کنی ؟
( اون فقط یه بار بود ، ( راس . و همش هم 5 میلی گرم توش بود
. . . ( هی ، ( اِما
بابا ، برات هدیه خریده . . . . ازت میخوام همینجا منتظر بمونی
. بیا اینجا ، عزیزم
راس ) ، راستشو بخوای یه چیزی هست که ) . میخوام درموردش باهات حرف بزنم
. باشه ، بگو
. باشه ، حرفم اینه - ! نه -
این چیه ؟ - ! انفجار بزرگ شامپو -
. ببین ، ( راس ) ؛ گفتنش واقعا آسون نیست - ! ریخته روی همه چیز -
چرا ؟ چرا من ؟
چونکه 300 بطری شامپو با خودت از اونجا آوردی ؟
متاسفم . معذرت میخوام . داشتی میگفتی ؟
. . . خوب ، آره ؛ موضوع درباره من و - ! دوباره یه بلای دیگه -
! خدای من ، این یکی مرطوب کننده است ! اینقدر سفته که نمیشه تمیزش کرد
چرا ؟ چرا اتفاقات بد ، برای آدمای خوب میفته ؟
. خوب ، واضحه که الان وقت خوبی نیست - این طور فکر میکنی ؟ -
. باشه ؛ خداحافظ
. خیلی خوب ؛ ( مایک ) داره برمیگرده خونه
تو فکر میکردی اینجا همدیگه رو میبینین . . . اون فکر میکرده قرار توی رستورانه ؛ خوب
. مهم نیست حق با کیه . نکته اینجاست که من دارم میزنم به چاک
وایسا ! تا وقتی که بهم نگی اینجا چه خبره . . . نمیزارم بری ؛ منظورم اینه که
شما دوتا دارین دوباره با هم رفیق میشین ؟ . . .
. خیلی خوب
سوزی ) . . . میتونم ( سوزی ) صدات کنم ؟ )
. اسمم ( پرشس ) هست
. نمیتونم اون اسمو بگم
. سوزی ) ؛ میخوام باهات روراست باشم )
. مایک ) و من دوباره با همدیگه ایم ) . . . و بدبختانه
. این کار باعث خاتمه دوران رابطه تو با اون میشه
اون خیلی بابت این موضوع متاسفه و برات آرزوی . موفقیت در تمام کارهاتو میکنه
باورم نمیشه ؛ چرا ؟
. . . خوب ؛ من نمی - چرا باید اینکارو بکنه ؟ -
مگه من چمه ؟ - . تو هیچ ایرادی نداری -
حالا باید چه غلطی بکنم ؟
! لعنت بهش ، زن ! خودتو جمع و جور کن
! به خاطر خدا ، یه کم غرور داشته باش
. خیلی خوب ، من طرفدار محبت خشن نیستم
. باورم نمیشه ( مایک ) قبلش هیچی بهم نگفته بود
اون خودشم نمیدونست . اون با نقشه قبلی نیومده بود ! به باربادوس تا از من خواستگاری کنه
ازت خواستگاری کرده ؟ ! این بدترین روز تولدمه
. . . (ببین ؛ ( پرشس
. مایک ) ارزش این گریه ها رو نداره ) . . . تو ، یه زنِ جذاب و باهوشی
و بیا با حقیقت روبرو بشیم . مایک ) ؛ یه جورایی خُل و دیوونه است )
درحالیکه هنوز با تو بود اومد و ! از من خواستگاری کرد
میخواست توی روز تولدت باهات بهم بزنه ؟
نمیخوام خاله زنک بازی دربیارم ؛ ولی ! اون توی این تعطیلات یه عالمه بهت خیانت کرد
. خدای من ، میدونی ، شاید حق با توئه . شاید بهش احتیاجی ندارم
. من لیاقت دارم که با احترام باهام رفتار کنن
گوربابات ( مایک ) تو یه ترسو و حرومزاده ای ! و امیدوارم توی جهنم بسوزی
. قابلی نداشت
عزیزم ، خیلی وقته که اون تویی ؛ همه چیز روبراهه ؟
. راستشو بخوای ، نه
. یه مشکلی دارم
راستی ؟ چی شده ؟
داشتم میرقصیدم و آواز . . . نه زن ، نه گریه " رو میخوندم "
. و یه دفعه گیرکردم . . .
اصلا نمیتونی حرکت کنی ؟ - . میتونم حرکت کنم -
اگه ازاینجا درت بیارم ، میشه لطفا قول بدی اون گیره های صدفی رو دربیاری ؟
. فکر کنم
. بعضیهاشون به نظر میاد ساییده شدن - ! آره ، سعی کردم با جویدنشون خودمو آزاد کنم -
. سلام - . سلام -
خوب ، به ( راس ) گفتی ؟ - . . . خوب ، سعی کردم -
ولی یه دفعه براش یه مشکل . . . ! اورژانسی شامپو پیش اومد
. پس فکر کنم ایندفعه دوباره نوبت توئه - . نه ، نه ، نه ، نه -
. فکرکنم بهتره تو بهش بگی . میدونی ، مال زنها آسونتره
اونطوری ، اگه اون عصبانی بشه : تنها چیزی که میخواد بگی اینه که
" منظوری نداشتم "
" خیلی متاسفم "
. آره ؛ چون اون کاریه که انجام میدیم
باشه ، خیلی خوب ، این چطوره ؟ . . . فردا
فردا ، هردوتاییمون میریم و . با همدیگه موضوع رو بهش میگیم
. باشه ، منصفانه به نظرمیاد
. . . معنیش اینه که دوباره ، ما نمیتونیم - . میدونم -
. ایرادی نداره ، میتونیم خودمون رو کنترل کنیم . ما که حیوون نیستیم
. نه ! البته ؛ میتونیم منتظر بمونیم - . آره -
باشه ، پس فکر کنم معنیش اینه که . خوب ؛ شب به خیر
. آره ؛ شب به خیر
. . . خوب
. شب به خیر
. شب به خیر
. شب به خیر - . این قدر نگو شب به خیر -
. باشه
. خیلی متاسفم
. ببین چی توی کشو پیداکردم
! گفته بودی هیچ وقت اینو نمیزارم سرم
حالا که من مشکلت رو حل کردم ، چطوره تو یه کار کوچولویی مال من بکنی ؟
البته ؛ چی توی ذهنته ؟ - . فکر کنم ، خودت میدونی -
! راستی ؟ فکر نکنم از فکرت خوشم بیاد - . این کاریه که میخوام انجام بدم -
. باشه
. فقط نمیفهمم چرا اینقدر ازش خوشت میاد
اون یه مامور فدراله که توی ! مسابقه دختر شایسته شرکت کرده
کانال تلگرام Deutschwebvip
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.