Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
استارک عاقبتعلی تقدیم میکند X استفاده بدون ذکر منبع ممنوع و برخورد خواهد شد X
احساس میکنم یه مشکلی درونم هست
یه خلا
فکر میکردم وقتی که خواهر مرد اینطوری شدم
...ولی
ولی الان انگار یه چیز بزرگتریه
...فقط
تهی
یا شایدم صرفا حوصلم سر رفته
بهم یه کاری رو سپردن،منم قبولش کردم
البته دو دل بودم،میدونید؟
الانم دارم گندکاری هارو تمیز میکنم
این هفته کارم تو مالزی و مکزیکه
..فکر میکردم سرمو با کار گرم کنم
جواب میده
ولی الان نه تمرکز دارم نه خوشحالم حتی هدف هم ندارم
نه که کلا هدفم نداشته باشما،ولی من
انگار مثل یه رود آروم و قویم
یا مثل یه برگ پیر
یا درواقع بهتر.یه برگ پیر روی رود
فکر میکنی کدومش بهتره؟
!هی
چرا به حرفم گوش نمیدادی؟
به کجا فکر میکردی؟
بگذریم
برای من خیلی به درد نخوری مگر اینکه بهم کمک کنی تا مشکلمو حل کنم
سلام کوچولو
میشه کمکم کنی؟
نه؟
انگاری توعم مشکلات خودتو داری
خب،نگفته که چطوری شواهد رو نابود کنیم
قرار بگا بریم
!همونجا وایستا
سلامم:)
حلا اسکنر باز میشه
ولنتینا فرستادتت؟
این تحقیقات مربوط به آکسفورده
باید بهم یاد بدی من نمیفهمم
و چطوری از پسش براومدی
و این قرار کل دنیا رو عوض کنه
نه،نه،نه
میتونه دنیا رو بترکونه
ولنتینا اصلا متوجه نمیشه
...ببین،دولت آمریکا رو مقصر بدون
بابت این تحقیقات دردسر ساز
حالا باید از شر همشون خلاص بشیم
تو فکر میکنی که خوشم میاد هرروز صبح پاشم از سر این کار برم یه کار دیگه دوباره یه کار دیگه؟
نکن خب؟
من جای تو بودم احمق نمیبودم
همیشه انقدر با تفنگ مشکل داری؟
انقدر شلیک کن،منم هی جا خالی میدم
یا لوکی
به ولنتینا بگو داستانو عوضی فهمیده
شما ها هیچوقت به هدفتون نمیرسید
همیشه باعث ضرر میشید
داشتی حرفایه آخرتو میزدی؟
قضیه پروژه سنتری نیست
...چیزی که فکر میکنیم
اَه لعنتی!
ای وای.صورتشو میخواستم:(
خب
...کار اینه که
وایستا ببینم
وایستا
کار انجام شده
کار بعدی چیه؟
نماینده بارنز، به عنوان یک دانشجوی سال اول کنگره در مورد جلسه امروز صحبتی دارید؟ *آخ من قوربون اون قد و بالاش بشم*
خب،من خیلی وارد نیستم ولی این شایعات بی نظمی زیادی رو ایجاد کردن
خیلی خیلی دارن باعث مشکل و نگرانی میشن
و فکر میکنم طرفدار خا توی بروکلین لایق بهتر از این هستن
پس به زودی سعی میکنیم به این شرایط خاتمه بدیم
ممنون
امروز این جلسه رسمی برای بررسی شایعات صورت گرفته تشکیل خواهد شد
مواردی برای استیضاح اون دختر ایجاد شده
و وقتی به استیضاح رای مثبت دادیم برای همیشه برکنار خواهیدش د
لطفا خودتونو کامل معرفی کنید
ولنتینا الگرا دیفانتین
خانوم فانتین
نه،دیفانتین
دی،رو یادتون رفت
مثلا آقای اندرسون وزیر امور خارجه است نه وزیر دفاع
خانوم دیفانتین
شما در حال حاظر،مدیر سازمان سیا حسب میشید درسته؟
درسته
و تا قبل از اون شما رئیس گروه آکس بودید درسته؟
بله
با اینکه از آکس به طور کامل استعفا دادم
ولی الان هم توی هیئت مدیره به عنوان یه مشاور استراتژیک حضور دارم
به دنبال این راهنمایی استراتژیک، گروه آکس سهام قابل توجهی رو توی آزمایشگاه های غیرقانونی در
کشورهای خارجی و شایعاتی در مورد آزمایش های انسانی رو داره
هر آزمایش غیر قانونی برای افزایش قدرت خودت انجام دادی
حالا میشه صحبت کنم،نمیانده؟
بله
اول از همه،من وقت ندارم بخوام به این شایعه های بی اساس جوابی بدم
تا خود امروز،کشور هایی هستن که فناوری قوی تر از ما دارن
و اگر یادتون باشه،آخرین بار رئیس جمهورمون به یه هیولا قرمز تبدیل شد و تقریبا شهر رو خراب کرد
انتقام جویان قرار نیست برگردن و نجاتمون بدن
دیگه قهرمانان قابل اعتمادی نداریم
برای همینه که مسئولیت مراقبت از مردم به عهده من،ما و دولت افتاده
و میدونید که،هرکاری که من توی آکس و سیا کردمپ همش و همش با هدف خاصی بوده
خانوم رئیس
با تمام احترام این شایعات رو رد میکنم
شما فقط دارید وقتتونو هدر میدید و آخرش با دست خالی برمیگردید
حالا هر چقدر که میخواید مثل سگ بو بکشید
پس با ادامه تحقیق این کمیته مشکلی ندارید؟
البته که نه
لعنتی
باید همین الان همشونو خارج کنیم از اینجا
بله
تا اینجا هر چی مطالعه موردی بوده رو حذف کردیم
حالام هرچی سرنخ که در آخر میتونه منو گیر بندازه و دستگیر کنه و ببره زندان فدرال رو حذف کن
چشم
زندان نمیرم من
درمور عملیات سایه چی پس؟
طناب ها محکم بسته شدن؟ (کار به خوبی انجام شد؟)
...آخرش به آتیش کشیده شد ولی خب
طناب ها آتیش گرفتن
چی؟
میشه بدون استعاره حرف بزنی؟
باشه
یه معمور کل ساختمونو به آتیش کشوند
یه ازمایشگاه توی کوالالامپر
هرچی
دستور جدید فرستاده شده؟
بله خانوم.
همشون به جز یه نفر اعلام حضور کردن
اون کجاست؟
رفته خونه
سلام بریجت
!دستم بنده برو یروز دیگه بیا
یکاری نکن به پلیس گزارش مردم آزاریتو بدما
!منم
یلینا
!الان میام
محافظت زا شما دربرابر یه غروب حوصله سربر""
عجب
!یلینا
!خوشحالم از دیدنت
سلام بابایی
ببخشید طول کشید
یه تماس مهم داشتم
خیلی واجب بود
چند سال میشه؟
یه سال؟
..خب،آره فکر کنم
اره حدس میزنم
درگیر کار بودی؟
اره
...آره یه عالمه کار
یه عالمه کار
منم همینطور
کلی حمالی برای کردن
امینیتی
تجارت لیموزین
باورت نمیشه چه آدمایه مهمی رو با لیموزین رسوندم
پس از خودت راضی ها؟
اره
اره،خیلیم راضی
خیلی راضی
تغییر مکانم به دی سی
بهترین تصمیمی بود که گرفته بودم
اینجا مگه بالتیمور حساب نمیشه؟
نه،تو کوچه پایین تر میشه بالتیمور
ولی چرا میپرسی؟
چی تورو کشونده اینجا؟
من..
میخوام باهات درمورد
ولنتینا صحبت کنم
خب
یه عملیات جدید به عهده رد گاردین
کمک میخوای نه؟
نه،درواقع میخوام بیام بیرون ازش
میتونم براش حتی یه شهر رو به آتیش بکشونم
چی؟
تو تازه مگه نگفتی راضی هستی از کارت؟
یلینا داشتم دروغ میگفتم
یه نگاه به دورت بکن
ببین چقدر بدبخت بچیارم
بهم شمارشو بده
نه
بهم بده
بهش زنگ میزنم
...من
بس کن
بس کن
یلینا
یلینا،مشکل چیه؟
داشتم به این فکر میکردم که...میدونی
..چه
...هدفی...
همه اینا داره
هدف از کار شهرت و ثروته
ثروت دوست میاره،کلی عشق و کلی لباس های تازه
خب
باشه،باشه
نه،نه،نه
میخوای بدونی دقیقا کی آخرین بار از ته دلم خوشحال بودم؟
اره،اگر میشه
وقتی داشتم به کشورم خدمت میکردم
به عنوان یه قهرمان
نجات دادن مردم
و تشویق شدن توسط همون مردم
مثل خدا ستایش میشدم
هیچوقت نتونستم اون قهرمان باشم
هیچکسی نیست که کمک کنه
خواهرت یه چیزای یمیدونست
شاید وقتش رسیده که تو مسیر اون رو ادامه بدی
چرا این عکس رو داری؟
خیلی بد افتادیم
تو خوشحال بودی
برات یه چیزی درست میکنم
میدونین که من هنوزم یه ابر سربازم؟
شاید بتونی یکم درمورد من با این چیزا پیش ولنتینا گنده گوزی کنی
خب،ول
معموریت بعدیم چیه؟
مرسی،خانوم بلوور
داشتم کم کم دیگه نگرانت میشدم
بعد از این،میخوام معموریت عوض شه
جدی؟
اره،یه چیزی که بیشتر تو چشم مردم باشه
جالبه
یلینا برای نزدیک تر رفتن آماده شده
اره،این معموریت های قدیمی دیگه برای من جوابگو نیستن
خب،خودتم میدونی من امیتاز دادن به خانومارو بیشتر دوست دارم
آخرین معموریتت رو برای گروه آکس کامل کن بعدش معالمون سرجاشه
باشه
خوبه
یه انبار یه مایل پایین تر تو کوه ساخته شده
توش تمام اسلحه های خطرناک گروه آکس نگهداری میشه
اینتل به حدیاز پیشرفت رسیده که میتونه متوجه سرقت از انبار بشه
ازت میخوام که سرنخ هارو دنبال کنی
بری داخل و ببینی که سعی داشتن چی رو بدزدن
به سیستم اسمتو و مشخصاتت رو میدم
اینطوری به همه چی کامل دسترسی داری
لحظه ای که فهمیدی چی رو میخواستن بدزدن
اجازه این رو داری که خارج بشی
و بعدش،مشکلی هم نداریم
میدونی،ما میتونیم مطلب مستند خوبی رو پیدا کنیم
درواقع،خیلی سادست
فقط یه هدف خیلی ریزه
و بعدشم تموم
استنک عاقبتعلی تقدیم میکند T.me/stank65
چه اتفاقی داره میوفته؟
!تو حتی هدف من نیستی
!ولی تو ماله منی
من برای تو اینجا نیستم
چی؟
پس اینجایی
که چی؟
کونتو سفت بچسب
اون دختره چیزه
عی وای
سلام
سلام
من باب هستم:)
اره،اینا دست بند های چیتارین
از اولین حملشون به نیویورک بدست اومدن
که حالا مالک جدیدی دارن
که البته،یادگاری از دورانیه که ما جنگیدیم
و دوباره سرحال برگشتیم سر شغلمون
بله
الهام بخش بود
مرسی،نماینده
خیلی خوشحالم که اینجایی
اره،اختراع جالبیه
محصول یعنی
Well, the first responders finally found me.
بله
گوگولیه
گوگولی؟
این دستبند ها میتونن کون یه ناجی رو نجات بدن
میشه بری حواست بهش باشه؟
اره
مرسی
این تبلیغات نگهبانان انتقام جویان باعث ناامیدیه راستش
اگر از نظرت واقعا نا امید کننده بود پس اینجا نمیومدی
تو ترسیدی چون تحقیقاتت علیه کار های من به پوچی رسید
خیلی عجیبه که هیچ مدرکی نیست علیهت
انگار که یه نفر کل کثافت کاری هاتو جمع کرده
شایدم این شخص کاملا پاک و بی گناهه؟
بدون مدرک،استیضاح هم توی این زمان قرض گرفته شده به زودی به پایان میرسه
!چقدرم عالی
ممنونم
خیلی ممنونم
خیلی متشکرم
نظرت چیه؟
سلام
مل،درسته؟
احتمالا همه اینا برات مثل یه داستان تاریخی میمونه
میدونی،کییرکگور میگه که زندگی رو فقط به صورت معکوس میشه فهمید
کاملا درسته
جدی؟
نمیدونم دقیقا
منم همینطور فکر میکردم
اون فکر میکرد که ارزش هارو خود انسان ها تعیین میکنن
من کاملا میدونم که کی هستی و چیکار داری میکنی
چیکار دارم میکنم؟
داری با من کار میکنی
داری سعی میکنی که منو بیاری تو تیم خودت
خیلی خب،ببین
تو گفتی که میدونی که من کی هستم
پس داستان منو میدونی
و اینم میدونی که من حق انتخاب نداشتم که برای کی کار کنم
ولی تو داشتی
باید برم به برنامه ولنتینا برسم
این چیه؟
آشغاله؟
کارت کاریمه
اگر نیاز به کمک داشتی یا
خواستی یه سری رمز و راز بهم بگی
خب
خدافظ
کدوم خری هستی دقیقا؟
من بابم
گفتم که اسمم بابه:(
تورو لوکی بس کن این باب گفتنو
کی تورو فرستاده،باب؟
هیچکی بخدا
چرا اصلا کسی منو باید بفرسته؟
الان یعنی همه شمارو یه نفر خاصی فرستاده؟
دقیقا نمیدونم چه خرای خسته کننده ای هستید ولی کار من اینجا تموم شده
شرط میبندم میدونی که کار من چیه
اینه که حواسم بهت باشه
پس اره،هیچ جایی نمیری خانومی
پس قرار بشینی و نگاهش کنی؟
خیلی پوشش خوبیم داره واسه دزدی از وسایل آکس
من دزدی نمیکنم
اون داره دزدی میکنه
باشه
خیلی خب پس انگاری هممون واسه ولنتینا کار میکنیم
که چی
ببین همه اینا معما هی سازمان آکسه
مام خودمون یه معماییم
که این یعنی هر کدوم از ما مسئولیت های ناشناخته ای داریم
واسه خودت حرف بزن
ما ها مدرکیم و اینجام جاییه که مدرک هارو از بین میبرن
اون میخواد که ما از بین بریم
تئوریت به در گوز هالک میخوره
وای بیخیال تروخدا
زرتو بزن
خیلی خب
خب،اول از همه بیایید حقیقت هارو ببینیم
یه روح بدنام داریم اینجا
که از سازمان شیلد پرت شده بیرون و 15 کشور هم دنبالشن
یه دختره مرده که نصف بوداپست رو به گوه کشونده
دهنتو ببند
و تو
یه جاسوس که رد روم آموزشش داده
که فقط خدا میدونه چقدر آدم کشی
توعم یه کاپیتان آمریکاعه گدایی که از یه فروشگاه دوزاری خرید میکنی
ازتون میخوام که مطلع باشید من کاپیتان آمریکا اصلیم
اره صرفا برای 2 ثانیه بودی
عجب،اخه زدی یه آدم بی گناه رو وسط خیابون کشتی
درست نمیگم؟
واسه به معنایه کلمه بی گناهی
ببین
من یه جانباز حساب میشم خب؟
یه زن عسل طلا دارم با یه بچه
بیایید صادق باشیم
شمام یه مشت جنگجوی گدا گدوله این خب؟
دلم نمیخواست البته باهاتون اینطوری حرف بزنم ولی خب
خیلی بامزه بود
مرسی
نیاز داشتیم این نصیحتو
جو اینجا داره یجوری میشه
البته برای چند لحظه
من تا قبل از کامل کردن معموریتم از اینجا نمیرم
ولنتینا بهم به کاری سپرده و منم قرار نیست گندکاری کنم
ولی این احمق جزئی از این معموریت نبود پس بگو ببینم
چطوری وارد اینجا شدی؟
یادم نمیاد
خیلیم عالی
خیلی خب،ببندینش
نه
و خدافظ
شنیدید شماهم؟
من یه نقشه دارم
شاشیدم تو شورتم بابا
اون دختره طرف ماعه
طرف ماعه؟
اره
خب خوبه عالی
تیم من درحال اماده کردن یه پکیجن
پکیج؟
بله باکی
پکیجارو بخون
کل مواردی که گفتید تعیید شدن
همه مهمون ها حضور دارن و
جعبه شماره 5 کاملا مهر و موم شده
خوبه پس
بریم سراغ آخر مراسم؟
اتاق شکنجه
مظمعنید؟
خدای من
هی
هر غلطی که داری میکنی میشه یکم سکوتو رعایت کنی؟
اره،خدایا
بزار ببینم
چیه؟
تو داری از اینا دیگه
منم از اینا نیاز داشتم
چی بودش؟
به نظر نمیاد که بخوان مارو تیکه تیکه کنن
بیشتر انگار قصد سوزوندنمونو دارن
دو دقیقه
بعدشم هر چی مدرک درمورد ولنتینا داری از بین میره
تو که از این بابت مطمعن نیستی
میتونه برای هرچی باشه
شاید اومدن منو نجات بدن
توعم حسش کردی؟
انگار دما هی داره بالا و بالاتر میره
خب چون میخوان اینجارو کوره کنن
اوه پسر
هیچ راه فراری نیست
باب کوچولو،تو دوست داری چطوری از اینجا فرار کنی؟
خیلی خب،روح خانوم
اسمم آواعه
باشه حالا
برام مهم نیست
باید سعی کنی از این دیوار ها رد بشی تا بتونی بری در رو برامون باز کنی
اون قبلشم تلاش کرده
میدونم که تلاششو کرده ولی تاحالا سعی نکردیم که دیوار صوتی رو از بین ببریم
این دیوار صوتی رو فقط برای این ساختن
احتمالا یه منبع تغذیه جدا داره
بجنب باید بریم
دقیقا دنبال چی هستیم
دنبال منبع گرماییم از این سوالایه کص و شعر نپرس باب
فکر کنم پیداش کردم
بیا اینجا
خب،از پسش برمیام
جوک نگو بابا
موفقیت آمیز بود باریکلا
امیدوارم البته
برو،برو،برو،برو،برو
فکر میکنی که برمیگرده؟
باید انتظارشو میداشتم
ببخشید
خوبی؟
اره،من خوبم
انتظار نداشتم که برگردی
مرسی
باید برمیگشتم
اخه یکی برق آسانسور رو قطع کرده
عصر بخیر
خیلی خوشحال میشم که باهاتون ملاقات داشته باشم
خب،چیشده مل؟
سریع بگو چیشده؟
چی؟
درمورد یکی از مهموناست
اونا توسنتن قبل اینکه آتیش اونارو بکشه فرار کنن
وای بیخیال
...و میدونید ممکنه که
ممکنه که بخوان یه تیمی علیه شما تشکلی بدن؟
مل،اونا یه مشت تروسیه بازندن
یه تراژدی آنتی سوشال انسان نمان همین
میدونی،نمیتونم تصور کنم یه مشت احمق بخوان گروه بشن و کار تیمی تشکیل بدن
خدای من
درسته
کل دغدغم همین بود
اینکه دارن باهم کار میکنن
چی؟
این یارو دیگه کیه؟
نمیدونم
من یه اطلاعات کامل از جان دی نیاز دارم
میخوام بدونم این یارو دقیقا چه شکلیه
اون مرتیکه وارد انبار غیر قابل نفوذ من شده
خوبه
و بعدشم زنگ بزن به هولت و بهش آدرس دقیق انبار رو بده
میخوام کل تیم رو این قضیه کار کنن
باید همین الان این گندکاریو جمعو جور کنیم
چشم
الان زنگ میزنم
هولت
همه یه دلیلی دارن که اینجان ولی این باقالی حتی نمیدونه اسمش چیه
بابی..لطف کن کمتر با خودت حرف بزن و یکم به مام بگو چته
لعنتی
بهم بگو چطوری کونتو آوردی اینجا
همین الان میگی زود باش
به خدا راست میگم وقتی چشم باز کردم اینجا بودم
یادم هست که چند دقیقه پیش داشتن خون منو میکشیدن برای یه سری آزمایشات
ولی یهو دیدم اینجام با پیژامه
نمیدونم واقعا چخبره
خب پس حداقل بگو کجا بیدار شدی
بدو
اینجا
همه چی آتیش گرفته
خیلیم عالی شد
آروم باش خرس کوچولو
هیچی یادت نمیاد؟
یه کیسه رو سرت؟ یا مثلا یه سوزنی که بکنن تو گردنت؟
نه
بخوان خفت کنن؟ یا مثلا بزنن تو و صورتت؟
نه
فکر کنم فقط یه شهروند معمولیه
برای یه شهروند معمولی زیادی الان اطلاعات داره
اگر یه معمور هستش که خیلی بی عرضست
به نظرم پرتش کنیم تو همون آتیش
گفتی که کاپیتان آمریکایی
چرا داری میخندی؟
به خاطر این که یه احمق خالصی
خیلی خنده داره ببخشید
هی،وایسا،باشه،باشه،وايسا،وايسا،وايسا
کیراتوونو بهم نمالید خب؟
حیلی صحبت بامزه ای بود بسه
حالا تو برو اونور
باب،با من بیا
بیا اینجا ببینم
کسی اذیتت کرده؟
نه،خوبم
من خوبم
خوب به نظر نمیای
خب اره میدونی تازه همو شناختیم
و من کلا اینطوریم
مثلا با خودت حرف میزنی؟
اره
خیلی خشنی
اخه ببین،اون مرتیکه چلغوز خودش شروع کرد
اره میفهمم
خیلی کیریه
ولی برای اینکه از اینجا بتونیم بریم بیرون باید باهم کار کنیم
باید بیخیال من بشید
اینطوری بهتره
نه اینطوری هممون میریم
هرچی
...فکر میکنم برای همه راحت تر باشه اگر منو همینجا ول کنید
باشه،فهمیدم
هممون یه وقتا حس یه تیکه آشغال بهمون دست میده
و حس تنهایی میفهمم واقعا
درکت میکنم
و بعدش اون تاریکی ...شروع میکنه به گرفتن کل وجودت.یه چیزی مثل
تهی
اره،تهی
تو چیکار میکنی اینجور مواقع؟
نادیدش میگیرم
فقط نادیدش بگیر بزار اون ته بمونه
عالیه
خیلی نصیحت خوبی بود
خواهش میکنم
تراپی ناز نازیتون تموم شد؟
فکر کنم یه راه برای خروج پیدا کردم
ببین،هممون یه جورایی تنهاییم
هممون خب؟
حالا باید بهم تکیه کنیم
و یه راه یپیدا کنیم از اینجا بریم
حالا یا میتونی پاشی بری با اون ابرسرباز بجنگی
یا همینجا بمونی تا بمیری
برام مهم نیست
باشه؟
باشه
اره
استنک عاقبتعلی تقدیم میکند T.me/stank65
سلام؟
سلام،مل هستم
!مل
!سلام
زنگ زدی
البته
میدونم که تازه اومدی دی سی
و میخواستم باهم گپ بزنیم
گپ بزنیم؟
خب نظرت درمورد کار جدیدت چیه؟
خب،عام،عالیه
دوستش دارم
میدونی که یه داستان باستانی نیست خب
من وقتی دبیرستان بودم فضایی ها اومدن
و بعدش انتقام جویان
دبیرستانی؟
منم 90 سالم بودد اون موقع
یکم عجبیه
حالا همه چی تموم شده،نه؟
منظورم اینه که،انقام جویان رفتن
و کسیم قرار نیست برگرده مردمو نجات بده
شاید ما باید بعد از اونا بیایم؟
فقط بیا علیه اون زنیکه شهادت بده
تو جدی هیچی درمورد رئیسم نمیدونی
ما میتونیم ازت محافظت کنیم
جدی میتونید؟
این حرفو همون نماینده کنگره تازه به دوران رسیده داره میزنه؟
کسی که هنوز بلد نیست قبضاشو پرداخت کنه؟
همون سرباز زمستانی؟
بیخیال،مل
فقط بهم اعتماد کن
اره میتونم،ولی خیلی وقته انجامش نمیدم
دیگه نه
مرسی،آقای نماینده
شب خوبی داشته باشی
خب،هیچکدوممون نمیتونه پرواز کنه؟
فقط بلدید بزن بزن بکنید و تفنگ دستتون بگیرید؟
اشکالی نداره،نگران نباشید
بپریدش به من
باید دوباره سعی کنی
ما واقعا اعماق این آشغال هستیم
خب،یکاری کنیم،تو چرا از دیوار رد نمیشی و بری یه طناب بیاری تا بتونی مارو در بیاری؟
باشه،اول از همه اینکه باید از من مودبانه تر بخواید
دوما که،من باید بدونم که کجا دارم میرم
برای اینکه نمیتونم اینو بیشتر از یک دقیقه تحمل کنم
چون اونجوری سر از ناکجاباد در میارم تهشم وسط کویر جون میدم و میمیرم
باشه؟
بله
خفه شو
خدایاااا
خب من یه ایده ای دارم
راست،چپ،راست
کدومتون خیس شدید؟
ببخشید من گرمم شده
یه نفر کونش خیلی سفته
کونم نیست احمق لباسمه
باید بهش عادت کنی
اخی ببخشید کون سفتم اذیتتون میکنه
چون من کل زندگیم رو تو همین لباس گذروندم
مجبور شدم این لباسو تنم کنم تا تک تک سلول های بدنم از هم نپاشن و سرجاشون بمونن
ببخشید بابت این
اره حالا که دوباره این داستانو شروع کردی
من بردم
منم برده ی یه قاتل بودم
اخه تو فقط یه بچه بودی
خب حلا این چیز خوبیه؟
فکر میکنم شاید خوب باشه که بدونی که منو کامل نمیشناسی
مرسی،حالا احساس بهتری دارم
خفه شو فقط
خدایا،باز چرا هوف میکنی؟
تروحدا وسط کار انقدر خسته بازی در نیار
اون جان دو عه
همون پروژه سنتری
نخیر،هرکی که تو پروژه سنتری بوده مرده،مل
برای همینه که توی این مخمصه مسخره افتادیم
اره ولی اینو نگاه کن
این رابرت رینولدز توی مالزی داشته برای محاکمه آماده میشده
تا قبل از اونم خیلی دوران سختیو میگذرونده
یکی از آزمایش ها روش انجام شده
چطوری وارد انبار من شده؟
اون درواقع باید مرده میبود
با بقیه مدارک نزدیک بود بسوزونیش
...اگر تونسته باشه از این پروسیجر جون سالم به در ببره،این یعنی
اره،واقعا امکانشو داره
این واقعا مسخرست حتی نمیتونم زمینو ببینم
قرار نیست درمورد اینکه چقدر بالا اومدیم صحبت کنیم خب؟
البته نمیخوام بی احترامیکنم
هی،فکر کنم میتونم در رو ببینم
خیلی خب
حالا چیکار کنیم؟
فکر کنم یکیمون باید اول بره
و سه تای دیگمون هم میمیرن
ببخشید واقعا،من درمورد بقیه نقشه فکر نکرده بودم
نقشه خوبی بود،بابی
همیشه همه چیو بدتر میکنی
این بوت های لعنتی
فکر نکنم بتونم بیشتر از این تحمل کنم
وسیلتو بده
فکر میکنم دستم بهش برسه
چی؟
نه امکان نداره
تو میخوای مارو همینجا ول کنی
خیلی خب،ببین اینوری بچرخید بعدش خودم همتونو میگیرم
من هیچکسو نمیچرخونم محض اطلاعت
باشه یه نفر باید اول بره
خیار،خیار،خیااااااار
این چرا سیماش قاطی کرد
یه نفر به من قبلا گفته بود اگر حواس مغزتو پرت کنی میتونی جلوی عطستو بگیری
برای همین همیشه میگم خیار:)
خوبه
نیاز دارم عطسه کنم
ولی اخه اگر عطسه
کنترلمو از دست میدم
خدایا دیوونه اید همتون
خب،من میتونم هممونو از اینجا ببرم بیرون
فقط باید اولین نفر برم بیرون
نه،نه،نه،نه،نه،نه
و بعدش اینطوری
اوه نه
خیار،خیار،خیار،خیار
خیار،خیار،خیار
خوبه،حالا همتون در امانید
حال کردی که حرکت تاکتیکی زدم؟ هم خودمو نجات دادم هم شماهارو
خیلی زحمت کشیدم خدایی
ولی زنده موندید دیگه،مگه نه بابی؟
فقط شاید برای یک روز یکم پا درد و قفسه سینتون درد بکنه همین
جان؟
چیه؟
مراقبشم
حواسم بهش هست
جان
چیشده،اولویا
چته؟
لطفا
مراقبش باش
اون خوبه
همش سرت تو گوشیته
میدونی اصلا چیه؟
من میرم پی کارایه خودم
توعم به روش خودت انجامش بده
باشه؟
چیکار داری میکنی؟
من خوبم
خوبه
ما به یه چیز نیاز داریم
نقشه
این کاریه که قرار بکنیم
حالا تو رئیس شدی؟
گوگولی
خب اره
این تنها راهیه که میتونیم از اینجا بریم بیرون
حب
فکر کنم من خیلی مودبانه برم خودمو تحویل بدم
خیلی خب
هرکی پس راه خودشو بره
تو اصلا چرا دستور میدی؟
اونجا داشتی هممونو به کشتن میدادی
خب،بزار ببینم
من از تموم جنگ هایی که این کشور داشته زنده بیرون اومدم
و فقط خدا میدونه من چند تا گروگان رو نجات دادم تازه با دوتا رئیس جمهور دست تکون دادم
دیگه چی؟
قهرمان فوتبال هم تو دوران دبیرستان شدم
وقتی پنچ سالم بود تو یه لیگ فوتبال به اسم وست بودم
توی شهر چسپی که یه فروشگاه لاستیک فروشی اسپانسرمون بود
هیچ بازیم تازه نبردیم
آخرشم اون دختره،میندی با یکی از بازیکن های حمله قرار گذاشت
کسی دیگه ایم هست که خاطرات بی مزه و به درد نخور بچگیشو واسمون بگه؟
من داخل زندان یه آزمایشگاه بزرگ شدم
منم یه معتادی بودم که عاشق کارایه تابستونی و چرخ زدن بود
درسته
این نقشست
یه سری چیز میز میترکونیم تا بکشونیمشون داخل
نمیدونم
ولی خیلی متغیر داریم به جز انفجار
اونا دوربینایه مخصوص دید در شبشونو فعال میکنن
اولین سری که میان رو تو هندل کن
بعدش برای من صبر کن بقیش با من
و باقی افرادی که میان باهاشون میجنگیم
همه ما باید واسه تو صبرکنیم؟
راستش اگر فقط صبور باشی از پسش برمیاییم
بدترین نقشه ی عمرمه
آوا،زحمت بکش یه راه خروج پیدا کن
پس من چی؟
پشت من بمون،باب
بزن بریم
آخرین اخبار چیه؟
داریم سعی میکنیم داخل بشیم،خانوم
از هر زاویه ای بررسی کردم
هیچ راه فراری ندارن
تیم هم از جلو آماده ورود هست
یه پروتکول غیر کشنده گذاشتیم
غیر کشنده؟
هیچکس به من نگفته بود که قرار غیر کشنده باشه
خب حالا دارم بهت میگم هولت
...فقط اینکه
من کلی برنامه کشنده چیدم
پس برنامه رو عوض کن،باشه؟
یه نفر اون تو هست
نمیخوام دست هیچکسی بهش برسه
تیم شماره چهار همین الان وارد بشید
عملیات غیر کشنده باشه
یه دقیقه وایستا پرنسس باربارا
شاید باید تفنگ میداشتم؟
نه فکر نکنم نیازت شه
ولی قرار بجنگیم
باشه؟
من میجنگم
پشتم بمون
آزمایشاتی که روی من انجام شدن قرار بود بهترم بکنن
نمیدونم
احساس میکنم که شاید بتونم کمک کنم
فکر کردم گفتی هیچی از اون موقع یادت نمیاد
فقط یادمه که گفتن قرار بمیرم
گفتن برای مردمیه که میخوان ورژن بهتری از خودشون باشن
میتونی به من اعتماد کنی،باب
واقعا میتونم؟
نه،دقیقا
این مشکلات رو همیشه از بچگیم داشتم
حافظم یه وقتا خوبه یه وقتا بد کار میکنه
یه وقتا کاملا خالی میشه
ولی این سری جدی حس میکنم که یه اتفاق بد افتاده یا یه کار بدی کردم
خب،همه ی ما یه کار بد کردیم
...احساس میکنم این سری یه چیز جدیدی از
وقت بیدار شدنه
نه
چرا کار نکرد؟
باید دوباره روشنش کنی
منظورم اینه که این اونارو کور میکنه
اره،میدونم،باب
این نقشه ی تو بود
باب،تو کمکی نمیکنی
بدش به من
دنبالم بیا
دلم نمیخواد بگم اینو ولی فکر کنم واتر راست میگفت
باب،اسمش واکرِ
برقارو روشن کن،یلینا
همه کارارو باید خودم بکنم
دوباره تکرار میکنم
تانگو فاکستروت لیما درخواست گزارش دارم
تیم بعدی
داخل بشيد
اون کجاست
رفته
هرکی واسه خودش تصمیم میگیره،درسته؟
...پس
بگیرش
میتونم کمک کنم
پشتم بمون
واکر،برگرد
نزدیکشون نشو
میتونم کمک کنم
بگیرش
چطوری کارمیکنه؟
هدف بگیر و شوت کن
بالاتر بالاتر
عالی بود
خیلیم نه
کجا بودی؟
کجا بودی؟
اون انفجار سیم هارو ذوب کرد
بهت که گفتم
کلی متغیر دیگه هم بود
میدونستم
و بعدشم تو صبر نکردی
کردم
...بعدش
چخبره اونجا؟
تقریبا 60 ثانیه وقت داشتیم تا قبل اینکه وارد بشن
اگر روح خانوم کاری که باید میکرد رو کرده باشه احتمالا هممون زنده از اینجا بیرون بریم
دیگه نمیتونم تحمل کنم
خفه شو،باب
باید به یاد بیاری
یه کامیون میخوام
آوا کجاست؟
اون رفته
البته که رفته
از اینور
بیایید داخل
تو اونجا جات خوبه؟
اره
اره؟
من خوبم
لعنتی
این دومین باره که برمیگردی
این تنها راه نجانمونه باشه؟
درسته
لعنت بهش
باشه،خیلی بامزه ای
خدایا
خودتونو معرفی کنید،سرباز ها
عضوی از تیم پزشکی
از اون زخماییه که باید ببریم بیمارستان
تیم پزشکی به سمت ضلع شمالی
حالام از تیم پزشکی میخوان که بجنگن
الانم داریم میریم به سمت کمپ پزشکی
خودتونو معرفی کنید
نه
همین الان ماسک رو بردارید و خودتونو معرفیکنید
سربازان
...دارید با شخص اشتباهی سر و کله
!هی
!وایستا ببینم
مطمعن نیستم چی دارم میبینم
شلیک رو شروع کنید
همین الان این گندو تموم کنید
داری چیکار میکنی؟
!بسه
بجنب،بیا بریم
برای همین اینکارو کرد
مل،نیاز دارم که منو به ماهواره ها وصل کنی
نیاز دارم که بدونم کجا داره میره و نیاز به کمکت دارم
خب،فکر میکنم که قرار دوباره برگرده رو زمین
یا حضرت لوکی
وای نه
اون چی بود دیگه؟
اون بودش
اون اینارو باهاش کرد
اره به یه تاماهاوک تبدیلش کرد
موشک کروز
درست میگفتی
اون زنیکه قطعا میخواد که ما بمیریم
امتحان کردن یه شخصی مثل اون
خطرناکه
اره حالام پسره رو گم کرد
نه
درواقع پیداش کرد
حالام قرار ازش استفاده کنه
این چیه دیگه؟
قدرت هزاران خورشید موقع انفجار
نگهبان طلابی
دهن پر کن بود
سنتری
خیلی درخشان
درموردش چیا میدونی؟
خب شایعه هایی وجود داشت درمورد پیشرفت سازمان آکس
هرچی بود خیلی زیادی گنده کرده بودنش
و آزمایشات مختفلف آکس
و بعدش هم تحقیقات دولت
ول خاموشش کرد
بعدش هم منو مسئول این پروژه کرد
بیایید بریم خونه قبل اینکه بمیریم
یه حای جدید برای موندن نیاز داریم
کسی گشنشه؟
کاکتوس بری
اون خانومه،اونجا..اون
اونو میشناختی؟
اره
زندگی سختی داشت
خیلی آدم کشته و
خودشو کشت
هممونم یروزی مثل اون میشیم
زندگی گوهیه
خب،آره،چه زندگی بهتر از این مگه باید گیرمون میومد
پس آقای راکوِل،خونه خانوادت منتظرتن؟
اره
چطوری انجامش میدی؟
هرروز روش کار میکنم
هیچوقت ناامید نیمشم
زیباست
سخنی از دکتر ویل،خیلیم قشنگ آفرین
اره دیگه اون برنامه پخش نمیشه،درسته؟
چرا پخش میشه
میبینمش
برای یه چند سالی کنسل شد
برنامه خوبی بود
جالب بود ولی الانا دیگه انقدر جالب نیست
خب،این خیلی خوب نیست
هفت تا راسنه محلی داستان انفجار رو پخش کردن
یکیشون مستقیم به انبار آکس وصل بود
و 15 تا پیام هم از خوننه دار هایی که نگران امنیتیشون بود دریافت کردم
میدونی انگار به اندازه کافی اینو بهت نگفتم
ولی واقعا باعث تعجبه که
تو شرایطی مثل الان،میتونی
یه لیوان قهوه به این خوبی برام بیاری
فوق العادست
ممنونم
خب،وقت عوض کردنه
نیاز به یه تیم جدید دارم
از یه سری دانشمند که تا قبل از رسیدنمون اونجا آماده باشن
دی سی؟ نه
یه جای جدید
..ولی ما وسط بازسازی پروژه بودیم و کلا خاموشش کردیم
دقیقا
حالا دیگه نیاز نیست خاموش نگهش داریم
درمورد یلینا و بقیه تیمش چی؟
هیچ خبری نیست هنوز
از شرشون خلاص شو،مل
اونا آخرین مدرک های باقی مونده هستن
بله
بهم خبر بده وقتی پسر خوشگملون داخل جعبه به نیویورک رسید
اون پرنده ها زیادی دارن بالا پرواز میکنن
دارن مدار رو تو فاصله 4000 پا بررسی میکنن
اونا که نمیدونن ما الان چیکار داریم میکنیم
تو هر لحظه 5 یا 10 پا ازتون فاصله میگیرن
باشه بابا فهمیدیم که توی ارتش بودی
پنج یا ده پا مسخره
هیچی نیست نگران نباشید
آبروم رفت خدایا
!یلینا
!باباته
!داخل اون جعبه نرو
!ولنتینا میخواد تور زنده به گور کنه
!یلینا
خب میدونی بالاخره با این زنیکه فانتین رفتم سر یه قرار خوشگل و ترو تمیز
فکر میکردم همکاری باهاش خوب باشه
ولی وقتی مختصات انبار رو بهم داد سریع خودمو رسوندم خونه
نقششو فهمیدم
و بعدشم سریع خودمو رسوندم اینجا
آمریکا واقعا بزرگه
تاحالا از اوکلوهوما تا اینجا خیلی سریع روندی؟
وای راستی یادم رفت بگم از اون پشت نوشیدنی برندارید کپک زدن
الکسی،به اندازه کافی خوابیدی؟
!وقتی میخوابم که بخوام بمیرم
امروز ترجیح میدم نمیرم
خب نظرت چیه یکی دیگه برونه؟
آقای واکر،دومین کاپیتان آمریکا
میدونستی،منو تو نقاط مشترک زیادی داریم؟
منم یه ابر سرباز بودم واسه دولت یه زمانی
تو روسیه البته
ولی با تو فرق داشت اخه اون میدونستی دقیقا چه غلطی داره میکنه
یه روح؟
عجب جادو جمبلیه
یهو غیب میشی دوباره ظاهر میشی
وقتی دوباره ظاهر میشی وسایل مثل اولش ظاهر نشدن درسته؟
...نه،فکر میکنم که بهتر باشه که
ولش کن چرتو پرت میگه
!عجب دوستایه خوشگل موشگلی دور خودت جمع کردی
ما دوست نیستیم،الکسی
اره یه شمت مجرم یکبار مصرفیم
هرچی که هستید امیدتون برای زندگی از من روشن تره
نظرت درمورد این چیه؟
یه تیمی از قهرمانان ضد دولت؟
اره میشه گفت
"صاعقه"
چی؟
تازه یاد گرفتیش؟
خدایا
گروه فوتبال وست تو شهر چسپی ثاندربولتز که توسط برند الکترونیکی دمیتری اسپانسر شده بود
ولی خیلی دوران خوبی باهم داشتیم
یه دختره بود وسط بازی رید به شلوارکش
ولی دیوونگی بود
بعد از اونور سر داور داد میزدم
ولی مغازه لاستیک فروشی شین اسپانسر بود
شین؟
شین چیه دیگه چی میگی؟
تو اون قدرام پول نداشتی
شین نبود چرت نگو
واقعا نیاز که بخوابی
پس هی باب باب میکردی کو؟
نقشه چیه؟
کجا دارم میرونم؟
این شکلی نیست
باید هم فرار کنیم هم قایم بشیم
اره،و فکر میکنم بهتر باشه از هم جدا بشیم
یه فرودگاه همین نزدیکی ها هستش
بهتر که ازش دور بشیم
جدا بشیم؟؟؟
نه،نه،نه
ببین ممکنه تو دیدگاه منو نداشته باشی
ولی من مدت زمان زیادی رو تو ایندوران گذروندم
به نظر من این تیم هر چیزی که یه تیم برای درخشیدن رو نیاز داره داره
یه تیمی که میتونه از ته تاریکی، روشنایی رو بیاره
یه تیمی از یه مشت قهرمان که تو ضعیف ترین حالت خودشون بازم میتونن بهترین باشن
نه،نه ببین مگه داری تبلیغ گروهتو میکنی؟
ولنتینا دنبال ماعه و مام قرار نیست چیزیو برنده بشیم
میفهمی یا نه؟
من میفهمم ولی تو نمیفهمی
ببین تو گفتی که،ولنتینا میخواد از قدرت سنتری استفاده کنه تا همه ی مارو نابود بکنه
باید باهاش رو به رو بشی
تو و تیمت
یه مشت کاروان صحرایی دارن با شترشون نزدیک ما میشن
حله
تمام زور لیموزینت همینه؟
خب الان بهتر میشه وایستا
دارم روش کار میکنم
یکم سریع تر
!الکسی
!الکسی
آروم باشید،چیزی نیست همه چی تحت کنترله
شلیک کنید فقط،باشه؟
الان دفاع خودکار رو فعال میکنم *وای عاششقشم:))) احمق*
وای خدایا
چه غلطی داری میکنی؟
چه خبره
گفتی این لیموزین ضد گلولست که
خب چون ضد گلولست دیگه
لوکی نجاتم بده
!خب همه کی عالی نیستن اخه
وقتشه از متود شیشه پرت کن استفاده کنیم
به جنب دختر خوشگلم اون شیشه هارو بهم بده
!خیلی راهکار جالب نیستا
!ودکا
!ودکا همین الان
خدای من
چیزی نیست،دوزتان
تو چه مرگت شده؟
!بابا یه ساتراحت بده به اون سوراخات
الان برمیگردم
استنک عاقبتعلی تقدیم میکند T.me/stank65
این همون چیزی بود که میخواستم باریکلا پسر
....از کمیته
تنها چیزی که برای گفتن دارم اینهکه
یه مدارک معتبر از یههمکار قابل اعتماد دریافت کردیم که به زودی منتشر خواهد شد
و این مدارک بدجوری سر و صدا خواهند کرد
جلسه استیضاح فقط چاشنی کار بود
از الان دارن یه اتاق زندان گرم و نرم فدرال رو برای خانوم فانتین آماده میکنن
همین الان واسه جلسه استیضاح امشب پیام دریافت گرفتم
اوضاع واقعا جدیه،.ل
تونستی دوباره آزمایشاه رو از اول راه بندازی؟
بله،ولی بقیه ساختمون فقط 70 درصدش کامل شده
خوبه،پس همین الان میریم سراغش
به برج مراقبت خوش اومدی *ریدی به برج تونی.واقعا ریدم دهنت زنیکه آشغال*
ول،یه اتفاقی تو مالزی افتاده
این فایل رو خوندی؟
توهمات عجیب و غریب افسردگی حاد
کسی که از لحاظ روحی روانی آروم نیست چطوری میخواد بجنگه؟
مردم داخل ازمایشگاه
فقط داشتن توسط مواد دیگه ازمایش میشدن
تو هیچوقت قرار نیست اون یه نفر باشی
به نظرت به اندازه کافی غنی کننده میرسه؟
خیلی غنی کننده
چطوری،رابرت؟
راحتی؟
اره میشه گفت
اسم من ولنتینا الگرا دیفانتینِ
نه،نه،نه تو سعی کردی مارو بکشی
بزارت برات توضیح بدم
دوست داری؟
برای یه سری آزمایشات پزشکی درخواست داده بودی
که همونطور که نشون داده شد نزدیک به موفق شدن بود
ولی هرکسی نتونست این قدرت رو تحمل کنه
یکی مثل یلینا
یلینا؟
خب،اون آدمایی که باهاشون بودی زیاد قابل اعتماد نبودن
اونا مجرمن
دشمن واقعی اونان
نه،نه.اونا به من کمک کردن
...رابرت،بیا یخ لحظه اونارو فراموش کنیم بیا رو این تمرکز کنیم که تو چقدر عالی و نقص هستی
تو همیشه خودت رو به عنوان یه قربانی میدیدی ولی از پسش بر اومدی
رفتی به مالزی
گم شه بودی،درسته؟
دنبال یه چیزی میگشتی
و بعدش منو پیدا کردی
از کجا همه چیو میدونی؟
من همهچیو میدونم
من حتی مریضی مادرت رو هم میدونستم
حتی از اعتیادت و سابقه درخشان نوجونیت هم اطلاع دارم
...حتی درمورد دورانی که با پدرت
!بس کن
نه،نه،نه بهت نگفتم
چطوری میدونی
رابرت،من همه چیو درموردت میدونم
و هنوزم میخوام که یکی از افراد من بشی
و این چیزی نیست که تو بخوای؟
که بخوای تعیید بشی؟
که دوست داشته بشی؟
که برگزیده بشی؟
هیچکس نمیبینتت
ولی من میبینم
و اعتقاد دارم گذشته ی تو باعث شده که الان عالی باشی
برای چند لحظه میرم میبخشی
نه،صبر کن،وایستا،وایستا
میتونم کنترلش کنم
جلسه مطبوعاتیفردا صبح همینجا خواهد بود
وقتشه که به همه نشون بدم این مدت درگیر کار کردن رو چی بودم
ول،تو به یکی سرم دادی
مثل استی راجرز،که کاپیتان آمریکا شد
ولی به یکی دادی که از شرایط روحی پایدار نیست منظورم اینه که میدونی باهاش چیکار میکنه این سرم؟
برای همینه که داریم نگهبانامونو بیشتر میکنیم
به نظرت یه بمب ساعتی درست نکردیم؟
اره،ولی بعدش انداختیمش تو سطل زباله کنار بقیه
و بعدش دوباره درستش کردیم
برام واقعا مهم نبود که این قبلا کی بود
ولی میدونم که قرار کی بشه
برو جلسه مطبوعاتی رو راه بنداز
نه،نه،نه،نه،نه،نه
تازه تیمم رو دورم جمع کرده بودم
آقای سرباز،داری اشتباه بدی میکنی
این حرفارو بزار برای کمیته
کمیته ی چی؟
همه شما یه مدرکی برای ولنتینا هستید
ما دیگه برای ولنتینا کار نمیکنیم
اون سعی کرد مارو بشه
به ما گفته شده بود از شر همه راز هاش خلاص بشیم
درواقع مارو به جون هم انداخت تو انبارش
ولی بعدش با باب ملاقات کردیم
یه آقایی تو انبار بود
یه کاری باهاش کرده بود
بهش میگن پروژه سنتری
یهو پرواز کرد بعدش منفجر شد بعدش تو کوه فرود اومد آخرشم مرد یعنی درواقع نمرد
آره،باشه فهمیدم
اون خیلی خیلی ترسناکه
خوبه
نماینده بارنز
آروم باش،واکر
منظورت از این جرف چی بود؟
این یعنی تو منو میشناسی،باکی
پس دهنتو ببند و گوش بده ببین چی میگیم
اره،باشه،میشناسمت جان
و توعم تصمیماتت رو گرفتی
میدونم حتما زمان سختی بوده از زمانی که اولویا بچتو گرفت و بعدشم ولت کرد.ولی اینا همش تقصیر خودته
باکی،هیچ کمیته ای قرار نیست باشه
باشه؟
حتی ممکنه هیچ دولتیم نباشه
...اون یه چیز بزرگ
اره باشه فهمیدم
اسمش باب یا سنتریِ و پرواز میکنه
درسته؟
و شمام همتون یه مشت قهرمان به دنبال گرفتن ول هستین
و دارید باهم دیگه میگیریدش
میخواستیم فقط بریم خونه
زنده البته
این واقعا دیوونگیه
دهنتو ببند
خب،هواپیما تا دقیقه دیگه فورد میاد
بله؟
باکی،به کمکت نیاز دارم
چیشده؟
ول دیوونه شده
دارم درمورد پروژه سنتری صحبت میکنم
مسئله شکست این پروژه نیست؛این واقعا خطرناکه
پروژه سنتری؟
و این مرد مثل یه ساعت بمبی میمونه که هر لحظه ممکنه بترکه
کی؟
باب
!باب؟
تو محوطه قدیمی انتقام جویانیم
جلسه فردا صبح برگذار میشه
یه نفر باید یه حرکتی بزنه
لعنتی،باشه،الان باید برم
ولی زودی بیا باشه؟
هرکسیو مکه میتونی بیار،هرکس
باب؟
باب
اون دیوونست،باکی
میزارم که برید
با من میایید
چرا؟
برای روز درخشان
خب میدونی ولنتینا
یه سری چیز میز اون بیرون اره
مردم ممکنه آسیب ببینن
و من باید جلوی اون زنیکه رو بگیرم
و شماها باید به من کمک کنید
وایستا ببینم،ما؟
چطور؟جای خاصی باید میبودی؟
باکی،تو آدمایه اشتباهیو برای این کار پیدا کردی
ببین،من قبلا جایی که الان هستی رو بودم
میتونی فرار کنی بری،ولی خیلی جای دوری دستتو نمیگیره
دیر یا زود،دوباره بهم برمیخوریم
و اون موقع که بهم بربخوریم،دیگه دیر خواهد بود
الان میتونی یه کاری درموردش بکنی
الان انجامش بده و برای همیشه هم زندگی کن
جلوی اونو بگیر و باب رو نجات بده
اره
!قبولههههههههههههه
!قبولههههههههههههه
فکر میکنی کاری که الان کردی چی بود؟
نمیونم
امیدوارم یه کار خوب کرده باشم
خوبه
دختر خوب
به اندازه کافی خوبه
میخوای خوب باشی؟
یا میخوای یه کسی باشی که همه چیو عوض میکنه؟
نمیشه جفتش باشمش؟
منظورم اینه که،فکر میکردم که جز اون دسته ای هستی که میخوای دنیا رو عوض کنه
مل،عدالت بدون قدرت مثل یه نظر خالی میمونه
ببین،همه ما اینطوری بزرگ شدیم که باور کنیم یه آدم خوب وجود داره و یه آدم بد
ولی بعدش،با گذر زمان،متوجه میشی که
یه آدم بد داریم و یه آدم بدتر
و هیچی جز این نیست
بهم بگو وقتی سر عقل اومدی
نمیدونم
اشکالی نداره،دوباره امتحان کن
اره
سعی کن تمرکز کنی
من بهت اطمینان دارم
میتونم انجامش بدم؟
هرکاری میتونی
مردم فکر میکنن که میشناسنت
همه تورو به عنوان باب میبینن
برای باب احساس تاسف میکنن
من تنها کسیم که میدونه قدرت واقی تو چقدرِ،رابرت
و هیچ محدودیتی هم نداره
برای درس بعدی آماده ای؟
و بعدش این چیزایه سفید رو دارم
بله میدونم
و بعدش این کولت 19
45
طویل تر
بزرگه،بلنده
اره،یکم طویله
و درمورد کلاهت چی؟
کلاه؟
کلاه خود؟
اره،هرچی که بهش میگی
خب،خفن به نظر میاد
دوستش داری؟
کلاهتو دوست داری؟
اره،فکر میکنم قشنگه
از چه اَبَر سرمی استفاده کردی؟
نمیدونم،ورژن استانداردش
هایدرا
عجب
ماله من برای شوروی بود ولی بازم...
خوبه
منو تو،مثل همیم
...منظورم اینه که،متفاوتیم ولی بازم
مثل همیم
میتونیم باهم تو این همکاری کنیم
وقتی خسته شدی،من میتونم برونم
نه من خسته نمیشم
نه منظورم یعنی هماهنگ کنیم باهم
چقدر دیگه مونده؟
!تقریبا
!تقریبا
!تقریبا
خوبه
خب آقای سرباز،نقشه چیه؟
نقشه؟
!من عاشق این نقشم
این مسخره نیست که الکی اونجا با افرادم بجنگید درحالی که من در رو خیلی راحت رو بهتون باز میکردم؟
واقعا اهمیتی نمیدم
...منظورم اینه که،اینجا خیلیم آشغال دونی نیست ولی خب
هنوز امکانات خوبشو داره
خب،همه چی دیگه تموم شده،ولنتینا
امروز دیگه پایانشه
!اینجارو،آقایه نماینده بارنز
میدونی،من هیچوقت فکر نمیکردم حتی برای یه دوره ی کوتاهم که شده یه شغل سیاسی خوبی پیدا کنی
عجب
آنابل رو میبریم
فکر نمیکنم
کاپیتان آمریکاعه شماره 2
واکر
باعث افتخارِ،ملاقات کردنت آوا
یلینا
خیلی بد به نظر میای
مطمعنی واسه اون کاری که دوست داشتی بیشتر چهرتو به مردم نشون بدی آماده ای؟
گوه بخور فقط،ولنتینا
باب کجاست؟
نگاش کن
چقدر ناز شدی
فکرشو بکن،من شماهارو فرستادم اون زیر میرا که همو بکشید
ولی در حق من یه لطف خیلی بزرگ کردید
این بابانوئل پیر دیگه کیه؟
من الکسی شوستاکو
رد گاردین اعظم
چی؟
مل کجاست؟
مل؟
اها،آره مل
مل یکم دچار مشکلات وفای به عهد شده میدونی
ولی خیلی خوشحالم که تونست به یه حرکت همه ی شمارو جذب کنه
من تنها نیستم
رابرت
خدای من
اون بابِ
اره یکم عوض شده
بزارید شمارو بهش معرفی کنم این شما و
سنتری
سلام رفقا
عالی شد
قدرتمند، شکست ناپذیر، قوی تر از همه انتقام جویان و به زودی به عنوان قدرتمندترین قهرمان زمین شناخته میشه *Eat my ass, the only mightiest hero is Hulk*
موهایه اون بدبختو رنگ کردی؟
...اره،خب،یجورایی
اره،ایده ی من بود
مردم یه قهرمان کلاسیک میخوان
باشه قبوله
نقشه چیه
هنوز نفهمیدی،باکی؟
خب حداقل کیوت شدی
تو قرار نیست به مردم آسیبی بزنی
نه،من قرار نیست به مردم آسیبی بزنم
من قرار به تو آسیب بزنم
...میدونید کنفرانس مطبوعاتی اونجا
نزدیکن که برسن و تو راهن
و قرار شاهد قدرت خالص و زیاد سنتری باشن
و شروع یه عصر جدید از ما
که تصمیم گرفتم با استفاده ازش
از مردم آمریکا محافظت کنم
بدون نیاز به جواب دادن به حرف مردم
من غیر قابل تماس میشم
هیچوقت این اتفاق نمیوفته
سنتری اولین معموریت تو اینه که
این مجرم هارو بیرون کنی
من نمیخوام به شماها آسیب بزنم
چرا فقط تسلیم نمیشید؟
نه تو دلت نمیخواد که اینکارو بکنی
میتونی به من بگی سنتری
خواهش میکنم،اینکارو نکن
لازم نیست که به حرف اون گوش بدی
رابرت،اونا فکر میکنن تو به اندازه کافی خوب نیستی
این درست نیست،یادت میاد؟
میتونی به من اعتماد کنی،من تورو میشناسم
فکر نمیکنم
!صحبت کردن بسه
هیچکس با گروه وست چسپی در نمیوفته
ثاندربولتزززززززززز
صاعقه؟؟؟
!نه،نه،نه،نه
!وایستا
!الکسی،صبر کن
!وایستا
!بس کن،بابی
خیلی خوشحالم که یه دعوایه مختصرانه از قبل از دوران بازنشتگیتون داشتید *فقط کون باکی:)*
گروه فیلمبرداری دارن آماده میشن
کارو تموم کن رابرت
کارو؟
نه
چی؟
اونا دشمن من نیستن
پس چرا باید بکشمشون؟
تو باید کاریو بکنی که من بهت میگم
رابرت
چرا؟
چرا؟؟؟
خب،یکم باید ننفس تازه کنیم
نه،هیچ نقشه ی جدیدی درکار نیست
اون مرتیکه خیلی قوی شده
بیایید دوباره جمع شیم و فکر کنیم
باید یه راهی باشه که بتونیم جلوشو بگیریم
....قرار نیست دوباره جمع بشیم این حتی یه تیمم حساب نمیشه
!البته که ما یه تیم هستیم
!ما ثاندربلوتز هستیم
حتی نمیدونم معنیش چی میشه
باید بریم یه جایی درموردش حرف بزنیم
درمورد چی حرف بزنیم؟
!باید دوباره جمع بشیم
!خدایا بس کنید
هیچ مایی وجود نداره باشه؟
...ببین،حالا که باب تبدیل به اون یارو شده دیگه هیچی جلو دارش نیست
و دقیقا تو چه کاری براش کردی؟
چون تا جایی که میدونم کون تورو بدتر از من سرویس کرد
اره،اره،من آشغالم
من افتضاحم
ما هممون افتضاحیم
و تو قهرمان نیستی تو حتی آدم خوبی نیستی
جنده
آروم باش
الکسی،من دوست کوچولوت نیستم
یه سالی بود که من نه صداتو شنیده بودم نه دیده بودمت
باشه،درست صحبت کن باهاش
تازه،چیشده آدم خوبه شدی؟
نوبت منه؟
نه میدونی چیه،تو خودت یه تیکه آشغالی واکر و همینطور خانوادت
خدای من
همه ی ما بازنده ایم
هممون گم شدیم
باید باهم بیشتر از یه همکار ساده باشیم
اخه مثلا مو
اخه اونا اونطوری گفتن
نزار اون احمقا مغزتو بهم بریزن
بلوند خیلیم خوب بود
مطمعنی؟
نمیدونم،فکر میکنم دوستش داشتم
و الان خیلی مطمعن نیستم
دیگه درمورد مو بسته
اخه فقط صرفا مو نیست
هنوزم داری درمورد مو صحبت میکنی؟
نه،الان همه چیه
اسمم،لباسمو معموریتم
اخه کهچی
...چرا اصلا یه خدا باید از یکی دستور بگیره؟
داری از خدا به عنوان استعاره استفاده میکنی دیگه؟
نه،نه اخه خودت گفتی که من یه خدام
قدرتمند، شکست ناپذیر، قوی تر از همه انتقام جویان که گروهشون شامل یه خدا میشه
...پس فکر میکنم داشتم شروع میکردم به
فکر میکنم که تو نمیدونی من دقیقا چی هستم
لعنتی
یا چه ظرفیت هایی دارم
باید نشونت بدم
دیگه داری اذیت میکنی
داری کم کم علیه من میشی درست مثل اونا
من از تو نمیترسم،رابرت
این چیزی نیست که باید ازش بترسی
دختر خوب
به نظر میاد سر عقل اومدی
بیا اینجا،کمکم کن
افزایش حقوق میخوام
باشه باشه
اون بدنو تمیز کن بعدشم به هولت بگومیتونه معموریت کشندشو شروع کنه
برو گمشو
نه نمیرم
پس تا ابد دنبالم بکن
باشه من دنبالت میکنم چون این کاریه که یه خانواده میکنه
خدایا،بس کن
اگر برات مهم بود،زنگ میزدی
من هیچ خبری ازت نداشتم
من دوباره خواهرمو از دست دادم
و تو بعدش غیب شدی
ببخشید
نمیدونستم باید چیکار کنم
من تو این چیزا خوب نیستم
اصلا فکر نمیکنم که اون دوستم داشت
خواهرم دوستت داشت
متوجهم
من دیر کردم،ولی الان اینجام
من خیلی تنهام بابا
دیگه هیچکسیو ندارم
تنها کاری که میکنم
اینه که بشینم و به گوشیم نگاه کنم
و به کار های بدی که کردم
و بعدش برم سر کار و
نوشیدنی بنوشم و بعدش برم خونه
اونجام بشینم بدونم هیچکس
دوباره و دوباره به کار های بدم فکر کنم
و کل چرخه از اول
بسه،بسه
همه ماها پشیمونی های خودمونو داریم
من بیشت راز همه دارم
اولین آزمونم توی اتاق قرمز
آنیا،فقط یه بچه بود
خیلی بچه بود
توهم همینطور
میدونم همه ی ما دوران تاریک خودمونو داشتیم ولی تو هنوز یه بچه خاصی بودی
میدونستی؟
وارد اتاق شدی
و اون اتاق رو درخشان کردی
تو پر از احساس خوشی بودی
اون احساس رو یادم نمیاد دیگه
خیلی خیلی مهربون بودی
یادت هست چرا میخواستی دروازه بان تیم داغون قوتبالت بشی؟
اینطوری لازم نبودخیلی بدوعم؟
ممکنه این بوده باشه ولی تو به من گفتی
میخوام اون آدمی باشم که
همه میتونن بهش اعتماد کنن حتی اگر دچار اشتباه بشن
من هنوز اون یلینا رو درونت میبینم
من هنوز میبینمش
نه
تو گیر کردی
تو تنهاییت
به گوشیت زل میزنی
...ولی وقتی من بهت نگاه میکنم
من اشتباهاتت رو نمیبینم
برای همینه که به هم نیاز داریم
خب،این خوب بود یجورایی
ول؟
بله؟
پنت هاوس رو تازه تمیز کردن
و اونا گفتن هیچکس اینجا نبوده
چی؟
از جنگیدن خسته شدی؟
بزار کمکت کنم
توعم میبینیش؟
تو گیر کردی
!دنبالم بیا
!برو داخل برو داخل
!کمک
تو در امانی
کوچولو
همه ی شما حقیقت رو میدونید
نمیتونید از تهی فرار کنید
فکر نکنم ورژن تاریک باب قدرت جدیدی گرفته باشه
ببرش تو خیابون
بریم،بریم
داری چیکار میکنی؟
همونکاریو که گفتی
همه ی ما تنهاییم
هممون
!یلینا
!یلینا،بجنب
!نهار به زود یتموم میشه
چرا انقدر دور آوردیمون؟
!آنیا،بای اینجا
ببخشید
یلینا
این چیه؟
نه،نه،نه
باب ما وقتی برای این نداریم
من باید برم دنبالش
و بعدش که چی؟
اگر اینکارو کرده حتما دلیلی داشته
خب،چی میشه اگر مرده باشه؟
اگر برنگرده چی؟
اگر نمرده باشه چی؟
نمیدونم
نه،نه،نه
وایستا وایستا
فکر میکنم راست میگفت
وقتی برگشتم انبار یه چیزی دیدم
یه جایی رفتم
نمیدونم چطوری توضحیش بدم
چی دیدی؟
کافیه،باب
بسته
یلینا؟
میخوام فقط حرف بزنم باشه؟
درمورد چی؟
درمورد چیزایی که باهم تو انبار حرف زدیم
چیز خاصی نیست
فقط یهو مردم نیویورک تبدیل به یه سایه سیاه شدم
تاحالا همچین چیز عجیبی دیدی؟
نمیفهمم منظورت از این چیزا چیه
خواهش میکنم بس کن
اخه..اون من نیستم
اون اون
تهیه
قبلا این روزایه خوب رو داشتم
جایی که احساس قدرت میکردم
ولی بعدش کلی روز بد داشتم
و بعدش یادم میاد که هیچی،واقعا هیچی مهم نیست
حالا میخوای اینجا بشینی و هیچکاری نکنی؟
جنگیدن باهاش هیچ کمکی نمیکنه
حداقل یه اتاق ناز پیدا کردم
اتاق های دیگه خیلی بدن
اینجا ساکت و آرومه
ببخشید
نه،اوکیه
چیزی که قبلا بهت گفته بودم
اشتباهه باب
تو نمیتونی جلوشو بگیری
نمیتونی همشو خودت انجام بدی
هیچکس نمیتونه
باید بندازیمش بیرون
باید باهم وقت بگذرونیم
و حتی اگر نشه
نتونیم تهی رو بندازیم بیرون بهت قول میدم که
همه چی روشن تر خواهد شد
از کجا میدونی؟
به خاطر اینکه برای من اینطوری شد
میخوای سعی کنی از اینجا بری؟
باشه
چه اتفاقی داره میوفته؟
خب
خوبه
چی دیدی؟
تو خوبی؟
خوبم خوبم
گذشته ی خیلی خوبی داشتم
عالیم
اره
اینجا آشغال دونیه
ما هممون اینجا جمع شدیم
ممنونم از همتون
واقعا؟
البته
هممون اینجاییم
گروه الکترونیکی شین ثاندربولتز
اون ماله شین نبود
هرچی
چطوری از اینجا بریم بیرون؟
تا جایی که میدونم یه مشت اتاق بی انتهان
وایستا،تو گفتی این بهترین اتاقی بو که پیدا کرده بودی و بقیشون خیلی افتضاحن
آره
باشه
حب،بدترینشو نشون بده
به نظر بامزه میاد
از اینور
بزن بریم
من قبللا اینجا بودم
شروع شد
داشتم از حنوب آسیا سفر میکردم
فکر میکردم یه چیزی کشف کردم
حداقل مواد مخدر بیشتری پیدا کردم
بعدش این اقاعه بود
شروع کرد درمورد آزمایش هاش به من گفت
یه جور مخدری که میتونست قوی ترم بکنه
مثل یه معجزه
و بالاخره...میتونستم به همه نشون بدم که یه چیزی هستم
و حالا ببین چی درست کردی
شرم آور ترین قسمت این بود که فکر میکردی قرار واسه خودت کسی بشی
ما داریم میریم
نه
!نه
بزار اونا برن
فکر کردی اونا بهت اهمیت میدن؟
...تو هیچ اهمیتی نداری
برای هیچکس
!این خقیقت نداره
!بهش آسیبی نزن
رابرت دِ نیرو
من از تو قوی ترم
بیا امتحانش کنیم
!نه
بلند شو،بابی
فکر کردی حالا قرار خفن باشی؟
یه چیزی مثل ناجی مردم؟
تو حتی نمیتونی خودتو نجات بدی
...ما
...برای همیشه
تنها خواهیم بود
من اینجام
تو دیگه تنها نیستی
کارت عالی بود اونجا،باب
مرسی،واکر
واسا منظورت کجاست؟
اینجا چه اتفاقی افتاده
ببخشید یکم بهم ریختم
خب
جدی هستی؟
خوبی؟
اره
خوبم من
خیلی ادم کیوتی بود
وایسا وایسا
چی میشه وقتی حافظشو بدست بیاره؟
بیا دیگه
منم همینطور؟
اره
از این به بعد باهم انجامش میدی
چه ناز
تو نمیتونی اونو بکشی
باید اون زنیکه رو بکشیم
تو نمیتونی اونو بکشی
شاید بتونیم... مثل یه سوسک سیاه بندازیمش دور
دلم میخواد بکشمش
بهتره وقتی حافظش برگشت این کیریو درست کنه
بسیار خب،همگی
مرسی،عسلم
میدونم الان هممون پر از احساساتیم
منم همینطور
میفهمم
یه لحظه وقت بده
برنامه زندست؟
عالی
سال ها مخفی کار میکردم
تا یه گروه محافظتی جدید درست کنم
که امروزه مردم آمریکا نیاز به این تیم محافظتی ویژه داشتن
به لطفا زحمت هایی که من کشیدم
خانوم ها و آقایان این شما و انتقام جوی جدید
استنک عاقبتعلی تقدیم میکند T.me/stank65
حالا تو مال مایی
استارک عاقبتعلی تقدیم میکند X استفاده بدون ذکر منبع ممنوع و برخورد خواهد شد X
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.