All language subtitles for Vingt.Dieux.2024.FRENCH.1080p.WEB-DL.H264-Slay3R-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ترجمه و زیرنویس: ‫یوســف کارگر

‫تشنه‌ایم!

‫هنوز اینجاست؟

‫دارم با تو حرف می‌زنم!

‫این‌بار کارمون سخته!

‫بجنب!

‫سه تا آبجو!

‫توتون می‌خواد رقص لیموزین رو اجرا کنه!

‫توتون قراره لیموزین برقصه!

‫لیموزین گفت، تیشرتت رو در بیار!

‫لیموزین گفت، تیشرتت رو در بیار!

‫توتون قراره لیموزین برقصه!

‫توتون قراره لیموزین برقصه!

‫لیموزین گفت

‫شلوارتو در بیار!

‫لیمووزین گفت شلوارتو در بیار!

‫توتون قراره لیموزین برقصه!

‫توتون قراره لیموزین برقصه!

‫لخت شو!

‫لیموزین گفت شورتتو در بیار!

‫وای خدا

‫آروم.

‫رو گل‌های مامانم نشاش!

‫- ببخشید. ‫- عجله کن!

‫اسمت چی بود؟

‫اسمت چیه؟

‫آرور.

‫حتما به خاطر اینه که مستم.

‫معمولاً میتونم راستش کنم.

‫عیب نداره، برای همه پیش میاد.

‫مسئله اون نیست، فقط خسته‌ام.

‫ولی اینجا نمی‌تونی بخوابی.

‫نمی‌تونم؟

‫نه. تازه، مامانم دو ساعت دیگه بیدار میشه.

‫پس من کجا برم؟

‫نمی‌دونم.

‫متاسفم.

‫ببخشید.

‫فردا میری رقص؟

‫فکر کنم آره.

‫باحاله.

‫شماره‌ات رو می‌زنی؟

‫بیا.

‫می‌بینمت.

‫- فردا. ‫- آره.

‫میخوای بالا بیاری؟

‫نه.

‫خوبی؟

‫- کمک بابا می‌کنی؟ ‫- نه.

‫کارش فقط مشروب خوردنه.

‫میشه حرف زد!

‫سلام

‫قهوه میل داری؟

‫بذار انتقال رو شروع کنم.

‫زود باش، پنیرم داره آب میشه!

‫محصولات لبنی پیمورین

‫- داری چیکار میکنی؟ ‫- هیچی.

‫برو گمشو.

‫میشه عکس رو ببینم؟

‫گمشو.

‫خواهرتو ببر مدرسه.

‫نمی‌تونم. باید برم.

‫کجا؟

‫مثل شاش گرمه.

‫دیشب حال کردی باهاش؟

‫کی؟

‫ندیدی مگه؟ ‫توتون با یه خوشگله زد به چاک.

‫هیچی نفهمیدم، خیلی داغون بودم.

‫چیه؟

‫رفتی پایین براش؟

‫من کارای چندش این مدلی نمی‌کنم.

‫خوشم میاد.

‫کی‌ کون لیسیدی، فرانسیس؟

‫تو چطور؟

‫هر وقت بخوام.

‫درسته، چه سینه هایی داری، ‫از مامان منم بزرگترن.

‫مسابقه‌ات کی هست؟

‫یه ماه دیگه.

‫اون کیه؟

‫- دخترخاله‌شه؟ ‫- نه بابا، کله‌خر.

‫هی، فرانسیس!

‫فامیل که بشه بهتره، ‫یه ترفند بزن!

‫دخترت کجاست؟

‫الان دیگه می‌رسه.

‫امید زنده‌ست.

‫هنوزم دارین ادامه میدین بچه ها؟ ‫امشب خیلی خوشتیپ شدین!

‫تو قیافه‌شو داری

‫بدون شک، عزیزم.

‫تیپت منو دیوونه کرده.

‫توتون!

‫باباتو دیدی؟

‫جون و دل مهمونی! از همین الآن مسته!

‫گمشو.

‫بیا دیگه.

‫افتادم.

‫فقط افتادم.

‫کفشات کو؟

‫نمی‌دونم.

‫فقط افتادم زمین.

‫فهمیدم.

‫افرین پسر.

‫برو خونه، بابا.

‫یکی دیگه؟

‫ببخشید

‫دو تا آبجو لطفا.

‫آبجوتو بده من!

‫می‌خوام براش یه نوشیدنی بگیرم!

‫یالا.

‫هی.

‫خوبی؟

‫نوشیدنی میل داری؟

‫سلام بچه ها، خوبین؟

‫- به سلامتی خواهرم. ‫- مرسی، ماری-لیز.

‫خواهش می‌کنم.

‫- یه کم اون‌ورتر. ‫- اینجا بشین.

‫بذار واسه بعد.

‫چیپس و یه لیوان، عالیه.

‫بذار واسه بعد.

‫بی خیال، سیریل.

‫رید به خودش!

‫بابا، الاغ!

‫فرانسیس، تکون بخور!

‫اونا کین؟

‫فکر کنم بچه های ارژله باشن.

‫تو دیوونه‌ای!

‫چه خبره؟

‫میشه بری یه نگاه بندازی؟

‫داری با بچه کوچیکه کنار میای؟

‫بد نیست، داره پیش میره.

‫اگه کمک خواستی بگو.

‫میشه بهم پول قرض بدی؟

‫خانواده‌ای نداری که ازش بخوای؟

‫مطمئن نیستم بتونم کمک کنم.

‫پس چرا پیشنهاد دادی؟

‫صابون نیست.

‫- شامپو بزن. ‫- اونم نیست.

‫کمکی میخوای؟

‫نه.

‫تمومش کردم.

‫چه کار کنم؟

‫خشکم کن.

‫آبگرمکن رو هم می‌بری؟

‫نه، خیلی قدیمی شده.

‫- توتون؟ ‫- بله.

‫تراکتور رو می‌فروشی؟

‫می‌تونم.

‫سوییچ رو بچرخون، گاز رو ‫تا آخر بده، بعد دکمه رو فشار بده.

‫مواظب باش، اگه دور موتور ‫رو بالا ببری دنده‌ها می‌شکنه.

‫توتون!

‫توتون!

‫ساعت چنده؟

‫ساعت هشت و چهل و پنجه.

‫- کی باید بریم؟ ‫- هشت‌و‌نیم.

‫الان میام.

‫- میبینمت بعدا. ‫- باشه!

‫اینها...

‫اینها. من میرم آندره رو بیارم.

‫من اینو نمی‌پوشم.

‫شروع نکن، توتون.

‫این پسره؟

‫خودشه.

‫- آنتونی، درسته؟ ‫- توتون.

‫سرژ در مورد پدرت بهم گفت.

‫دنبال من بیا.

‫همون‌طور که به سرژ گفتم،

‫ما یه نفر رو می خوایم که دیگ‌ها ‫رو تمیز کنه، مرتب کنه، نمک بزنه.

‫چیز جدیدی برات نیست.

‫- چقدر؟ ‫- ساعتی ۱۰ یورو. اوکیه؟

‫این به نظرش خوبه.

‫عالیه. پسرم می‌برتت اظراف رو نشونت میده

‫سیریل!

‫دارم میام.

‫توتون با ما کار خواهد کرد.

‫یه کم محیط رو نشونش میدی؟

‫دنبالم بیا.

‫برو دیگه.

‫اینجا چیکار میکنه؟

‫ولم کنین.

‫دهنتو سرویس می‌کنم.

‫زود باش، بگیرش.

‫بسه.

‫وایسا. آروم باش.

‫برو عقب.

‫بسه دیگه.

‫بگیر، حق امروزته.

‫و سوییچ کامیون هم برای فردا.

‫گواهینامه ماشین سنگین داری؟

‫نه.

‫میتونی کامیون برونی؟

‫ماشین بابامو روندم.

‫شروعِ ساعت چهار صبح ‫برای رفتن و شیر گرفتن.

‫لیست مزرعه ها روی داشبورد هست.

‫زیاده‌روی نکن، دیگت تمیزه.

‫زیاد طول نمی‌کشه.

‫چه بلایی سرت آوردن.

‫صبر کن دوباره ببینمشون.

‫برمی‌گردی؟

‫آره.

‫انتخابی نیست.

‫یالا!

‫راه بیفتین.

‫شنیدم داداشام حسابی کتکت زدن.

‫بهش عادت می‌کنی.

‫- نمی‌تونی یه شیر رو ببندی؟ ‫- می‌تونم.

‫خب ببند ببینیم.

‫وای خدا!

‫تو دیگه آخرشی!

‫ـ تو پسر تازه‌واردی؟ ‫ـ آره.

‫دیر کردی. باید شیر بدوشم.

‫من تمام روز وقت ندارم.

‫زود باش پسر، اینجا داریم کم میاریم.

‫- برادرت کجاست؟ ‫- نمی‌دونم.

‫اون بچه‌ی لعنتی.

‫تی‌شرتم کو؟

‫می‌تونی همونو نگه داری.

‫من با لباس خواب نمی‌رم مدرسه.

‫هیچکس نمی‌فهمه این تاپ، لباس خوابه؟

‫بجنب!

‫مراقب قدمت باش.

‫باشه.

‫ از این یکی واقعاً راضی هستیم.

‫این همون پنیر دو ساله‌ی ماست که میخوای...

‫سال پیش نقره بردی یا طلا؟

‫- هردو. ‫- پول زیادیه.

‫چی زیاده؟

‫سی هزار تا برای طلا.

‫بیست هزار تا برای نقره.

‫وای خدا!

‫میشه مزه‌اش رو بچشیم؟

‫البته.

‫یه جور عطر گلی حس میشه.

‫گاوات یونجه می‌خورن؟

‫این یک پنیر بهاریه.

‫گاوها از گل‌های چمنزار تغذیه شدن.

‫این چیزیه که میتونی مزه‌اش رو حس کنی.

‫شما شیر خیلی با کیفیتی دارید.

‫ممنون.

‫نظرت چیه؟

‫- من؟ ‫- اون فقط یه نظافتچیه.

‫خفه شو!

‫- آروم باش. ‫- ولش کن.

‫- کافیه! ‫- ولش کن.

‫گمشو بیرون از اینجا!

‫روانی.

‫سوار شو!

‫نه.

‫گفتم بپر تو!

‫قیافه‌ات داغونه.

‫می‌تونی منو همینجا پیاده کنی.

‫کامیون کو؟

‫مهم نیست. ‫بیا اینجا.

‫می‌دونستم.

‫چی رو؟

‫اخراج میشی.

‫پول رو چطوری جور می‌کنی؟

‫نمی‌دونم.

‫درست میشه.

‫واقعاً؟

‫اگه من اینجا نبودم، از بچه مراقبت میکردی؟

‫کجا می‌خوای بری؟

‫نمیدونم. همینجوری پرسیدم.

‫این کارو میکردی؟

‫نه، فکر کنم ولش می‌کردم.

‫حق با توئه، اون یه دردسره.

‫من تو دردسر بزرگی افتادم.

‫اگه کمک خواستی بگو.

‫اگه می‌خوای درباره‌ی پدرت حرف بزنی...

‫باشه.

‫می‌خوای دست‌دوم فروشی تو گاراز راه بندازی؟

‫این چیزهای اوبلیکسی چیه دیگه؟ ‫(اشاره به شخصیت اوبلیکس در کمیک‌استریپ محبوب فرانسوی «آستریکس و اوبلیکس»)

‫برای درست کردن پنیر.

‫بهت گفتم اون پنیرسازِ اهل اورژله ‫کلی پول برنده شده!

‫پنیر کُنتِ مدال طلایی (درجه یک) یعنی سی هزار تا!

‫- کمک کن. ‫- مدال طلا...

‫یکم قدیمی نیست؟

‫چرا بلندش کنیم؟

‫- برای درست کردن آتیش ‫- بلدی؟

‫یا پنیر درست کردن؟

‫بیا دیگه. دستگیره رو بگیر.

‫هیچ وقت نمیبری، توتون.

‫چرا؟

‫من به تراکتورم نیاز دارم.

‫هنوز تراکتور بابامو داری؟

‫نمی‌شنوم.

‫- تراکتور بابام رو گرفتی؟ ‫- آره، چطور؟

‫می‌خوام دوباره بخرمش.

‫پولش رو داری، توتون؟

‫ماه دیگه بهت میدم.

‫بیخیال.

‫گفتم که پرداخت می‌کنم!

‫برای موتورم.

‫همون 50 سی سی خودت؟

‫اون تراکتور بابام بود.

‫متاسفم، توتون.

‫- صبر کن. ‫- چرا؟

‫همینجا وایسا.

‫- مال توئه؟ ‫- آره.

‫تا ۱۷۰۰ تقویت شده.

‫آماده‌ی حرکت.

‫حله.

‫- لعنتی. ‫- کلید نیست؟

‫- فکر کردم باز باشه. ‫- احمق.

‫- در رو بشکنیم؟ ‫- همسایه بغلی‌مونه.

‫- شیر دیگه‌ای هم هست؟ ‫- نه.

‫چرا؟

‫ما اون شیر سی هزار دلاری رو می‌خوایم، ‫نه این چیزای به درد نخور.

‫دقیقا.

‫قفله.

‫منتظر بمونین.

‫تو هم.

‫سلام.

‫سلام.

‫میشه بیام تو؟

‫آره، بیا تو.

‫- برادرات اینجان؟ ‫- نه.

‫- چیز دیگه ای داری؟ ‫- نه.

‫چرا اینجایی؟

‫تنها زندگی می‌کنی؟

‫دو ساله. یه کم زشته ولی خب، خوبه.

‫و این مزرعه‌ی توئه؟

‫آره.

‫خوش به حالت.

‫تو هم تنها زندگی می‌کنی؟

‫با خواهرم.

‫پدرت فوت کرد، درسته؟

‫آره.

‫توالت کجاست؟

‫طبقه بالا، سمت راست.

‫چیکار می‌کنی؟

‫مگه نمی‌خوای؟

‫مگه با لباس سکس می‌کنی؟

‫- چیه؟ ‫- هیچی.

‫خوشگلی‌ات آدم رو می‌کُشه.

‫واقعا؟

‫تو هم.

‫صبر کن.

‫- چیه؟ ‫- نمیشه، ببخشید.

‫مهم نیست.

‫همین؟

‫چی؟

‫شاید تو نتونی، ولی من می‌تونم.

‫چه جوری؟

‫می‌تونی بخوری.

‫لعنتی، نمی‌دونم چجوری.

‫امتحان کن.

‫- چیه؟ ‫- بوی گاو میدی.

‫لعنتی، یه ساعته اینجاییم.

‫- امکان نداره! ‫- چی؟

‫عجب حرومزاده‌ای. رفت زدش زمین!

‫خفه شو، کلیر ممکنه بشنوه.

‫به هر حال، برام مهم نیست.

‫تو قهرمانی!

‫نه پریز رو نزن، همه‌جا رو کثیف می‌کنه.

‫زود باش، عجله کن دیگه.

‫ببخشید.

‫برو کنار.

‫دما؟

‫۲۵ درجه سانتیگراد. تا کجا بالا میریم؟

‫۳۰ یا ۳۵.

‫یا خدا...

‫مگه نباید بخوابه؟

‫- خسته‌ای؟ ‫- نه.

‫ساعت‌هاست داریم این کارو می‌کنیم.

‫چی باید بشه؟

‫معمولاً غلیظ میشه تا تبدیل به پنیر بشه.

‫خیلی داغه.

‫روش کار می‌کنم.

‫لعنتی!

‫متاسفم، توتون.

‫چرا اینجایی؟

‫اگه بخوای، می‌تونم برم.

‫نه، حالا که اینجایی بمون.

‫چه خبر؟

‫هیچی.

‫حرفتو بزن. چیه؟

‫گند می‌زنم به همه‌چی. ‫به درد نمی‌خورم.

‫با این طرز فکر به هیچ جا نمی‌رسی.

‫گفتنش آسونه، وقتی یه مزرعه بزرگ به ارث ببری.

‫آره، آسونه. من هر روز ساعت پنج صبح بیدارم.

‫ ساعت ده شب دست از کار می‌کشم.

‫نه آخرهفته‌ای، نه تعطیلاتی.

‫آخر هفته‌ها مست نمی‌کنم.

‫داری دفاع می‌کنی؟

‫ولی خب، درسته.

‫آره، من یه تیکه آشغالم.

‫بی‌خیال شو دیگه، باشه؟

‫دست از ناله بردار ‫و یه تکونی به خودت بده.

‫خیلی بامزه‌ای.

‫و تو عجیب و غریبی.

‫چیه؟

‫فکر کنم داره راست می‌شه.

‫لعنتی، کاندوم ندارم.

‫بذار مثل دفعه قبل انجامش بدیم.

‫- ماری-لیز! ‫- کیه؟

‫گندش بزنن!

‫یادم رفت، برادرمه.

‫برو! اونجا نمون.

‫شیرمون داره به دمای مناسب میرسه.

‫امروز خورشید خیلی کمک کرده.

‫اون چیه؟

‫این ماده اسمش مایه پنیره.

‫باعث میشه شیر دلمه ببنده،

‫و در نتیجه غلیظ میشه تا تبدیل به پنیر بشه.

‫کلی باید منتظر می‌موندیم.

‫خفه شو.

‫اون از معده گوساله‌هاست.

‫هر پنیرساز ترکیبی مخصوص به خودش رو داره

‫که پنیرش را منحصر به فرد می‌کنه.

‫خب، خردش کردیم،

‫تیکه‌تیکه‌ش کردیم و گرمش کردیم.

‫ببینید، الان چیزی که داریم تقریبا پنیره.

‫فقط نشونتون میدم.

‫می‌بینین؟

‫حاضره.

‫خانوم...

‫دختر جوون...

‫بفرما.

‫اینجاست که همه‌چی می‌تونه نتیجه معکوس بده.

‫شیرمون ۵۲ درجه‌ست.

‫فقط پنج ثانیه وقت دارم تا این پنیر دلمه رو

‫یک‌دفعه‌ای با پارچه بردارم

‫ایناهاش!

‫ممنون.

‫همینه دیگه.

‫داره چیکار میکنه؟

‫الان؟

‫به آماده کردن خمیر پنیر ادامه میده.

‫دوباره دیگ رو روی آتیش می‌ذاره

‫تا 40 درجه سانتیگراد گرمش کنه.

‫همينطور به هم زدنش ادامه ميده...

‫وای خدا!

‫یه جا وایسا.

‫نمی‌شه بریم تو اتاقت؟

‫ترکش نمی‌کنم.

‫لازم نیست بمونی.

‫نه، می‌مونم.

‫یه کم می‌خوابی؟

‫من می‌تونم مراقبش باشم.

‫عیب نداره، عادت دارم.

‫هر چی بادا باد.

‫ولی خیلی خسته به نظر میای.

‫زود باش، دختر گنده.

‫انقدر طولش نده.

‫پس بیست دقیقه.

‫آره، برو بخواب.

‫اگه نفسش تند شد یا تکون خورد، بیدارم کن.

‫نگران نباش.

‫ممنون

‫بیدار شو.

‫توتون.

‫- چه مرگت بود این همه دیر کردی؟ ‫- باید برگردم.

‫- جداً؟ ‫- لو می‌رم!

‫- بدون من شروع کنید. ‫- گورت رو گم کن!

‫متاسفم.

‫ماری-لیز...

‫باید زودتر بیدارم می‌کردی!

‫می‌دونم.

‫می‌دونم...

‫باید کمکش کنیم.

‫گیر کرده؟

‫پاهاشو نگه دار.

‫ولش نکن.

‫برو کنار.

‫سعی کن آرومش کنی، من می‌کشم.

‫اون کیه؟

‫ماشین جمع‌آوری زباله.

‫واقعاً؟

‫برادرهام از مزرعه‌ام شروع می‌کنن.

‫باید باهات حرف بزنم.

‫چی؟

‫من ازت شیر دزدیدم.

‫می‌خواستم مدال و اون سی هزار یورو رو ببرم.

‫چون می‌دونستم شیرت بهترین کیفیته،

‫با گل‌های چمنزارش و همه‌چیز،

‫خب، دزدیدمش.

‫بجنب دیگه دختر، زور بزن.

‫رفیقام شیر رو بردن وقتی که...

‫من با تو بودم.

‫الان اینجا هستن؟

‫بله.

‫می‌دونم، دختر...

‫زود باش، فشار بده.

‫کمک کن از پا آویزونش کنم.

‫زود باش، میشه؟

‫همین‌جا نگهش دار.

‫یک، دو، سه.

‫کی اون توئه؟

‫باز کن!

‫حرومزاده!

‫حرومزاده، درو باز کن!

‫این دیگه چه وضع کوفتیه؟

‫دست به من نزن!

‫گندش بزنن...

‫چه خبره؟

‫وایسید،مریض‌های روانی!

‫مچشونو موقع دزدیدن شیرت گرفتیم.

‫پر از فشنگ مشقیه.

‫- اینجا چیکار می‌کنه؟ ‫- تو دخالت نکن!

‫خفه شو!

‫حالا شما احمق‌ها می‌خواین چیکار کنین؟

‫- رفیقاتو بردار و برو. ‫- رفیقاش؟

‫این چه مسخره‌بازیه؟

‫توتون!

‫فرانسیس، کلیر رو ببر بیرون. برو دیگه!

‫- بریم دیگه. ‫- عمراً، باید این عوضی‌ها رو لت و پار کنیم!

‫ما رو انداختی تو دردسر!

‫تمومش کن!

‫توتون، این چیه؟

‫گمشو بابا.

‫عیب نداره، داریم میریم.

‫داری می‌ذاری برن؟

‫چرا با اون یارو دلقکی؟

‫اون عوضی باهاش می‌خوابه، کله‌خر.

‫اجازه میدی این حرومزاده‌ها بهت توهین کنن؟

‫بیخیال، باشه؟

‫بهمون شلیک می‌کنن، بهمون ‫می‌گن جاکش، بعد ما فرار کنیم؟

‫آره، فرار کن!

‫گمشو!

‫ماشینمو فروختم ‫واسه پنیر کوفتیت!

‫من ازت نخواستم که!

‫گمشو.

‫حالت خوبه؟

‫کلید تراکتور رو گرفتی؟

‫می‌بینمت.

‫- می‌خوای بمونم؟ ‫- نه.

‫من باید تو رو به مدرسه ببرم؟

‫نه، امروز یکشنبه‌ست.

‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

‫- یالا. ‫- نه، ولش کن، کلیر.

‫نه.

‫تو خیلی کله‌شقی.

‫نه.

‫خوبه.

‫هوا گرمه.

‫- بفرما. ‫- مرسی.

‫- بیا. ‫- عالیه.

‫بریم.

‫بکش.

‫خودشه.

‫می‌تونم کمکتون کنم؟

‫من میخوام تو مسابقه شرکت کنم.

‫بله.

‫اجازه بدین ببینم.

‫شما از کدوم لبنیاتی پنیر هستید؟

‫پیمورین.

‫- ببخشید؟ ‫- پیمورین.

‫استاندارد اروپایی رو تازه گرفتین؟

‫چی؟

‫گواه تایید

‫نه.

‫متاسفم، بدونِ گواهی استاندارد، ‫نمی‌تونم ثبت‌نامت کنم.

‫چطوری گیرش بیارم؟

‫این فرایند ممکنه چندین سال طول بکشه.

‫متخصصان بررسی می‌کنن که آیا ‫این مشخصات رو رعایت کردی:

‫ترکیب شیر از سه تولیدکننده مختلف ‫و منشأ جغرافیایی شیر

‫کیفیت پنیرت، فرآیند تولیدش،

‫وزن قرص پنیر

‫و مدت زمان به عمل اومدنش.

‫بعد از تایید توسط هیئت داوران،

‫گواهینامه رو دریافت می‌کنی ‫و می‌تونی اسم پنیرت رو کمته بذاری.

‫اگه همه‌ی این کارا رو بکنی، ‫نباید مشکلی باشه.

‫- از مشخصه‌ها پرینت بگیرم؟ ‫- نه.

‫برات پرینت می‌گیرم. همینجا وایسا.

‫خب، خوبه؟

‫چی؟

‫کمته.

‫قابل خوردن نیست.

‫ولی این عادیه.

‫خیلی جوونه.

‫هنوز زوده مزه‌اش رو چشید.

‫به هر حال، خوب ساخته شده؟

‫خوب و جمع و جوره.

‫بافت خوبی داره.

‫می‌بینی؟

‫وای خدا، چه وروجکی!

‫چرا خودتو گاز می‌گیری؟

‫چرا خودتو گاز می‌گیری؟

‫هیچ فایده‌ای نداره خودتو گاز بگیری.

‫قراره خیلی بیشتر به من زل بزنی؟

‫کمک نمی‌خوای؟

‫نه، تنهایی خیلی بهتر کار می‌کنم.

‫- یه سوال دارم. ‫- بله؟

‫چطوری خودتو نمی سوزونی ‫وقتی از تور استفاده می‌کنی؟

‫- منظورت پارچه‌ست؟ ‫- آره.

‫دستام کلاً قرمز شدن.

‫تو توی دیگ کمته درست کردی؟

‫یه بار، با خواهر کوچیکم.

‫فکر کردم می تونم جایزه مسابقه رو ببرم.

‫خب؟

‫جواب نداد.

‫چرا می‌خوای وارد اون مسابقه بشی؟

‫این یه رسم قدیمیه.

‫نمی‌دونم.

‫بابام قبل از اینکه بمیره این کار رو می‌کرد.

‫نمی‌دونم دیگه باید چیکار کنم.

‫اول دستات رو توی آب سرد خیس کن.

‫اونوقت خودتو نمى‌سوزونى.

‫باشه.

‫یه دقیقه بیا اینجا.

‫پارچه رو نگه دار و اینطوری ‫چنگ بزن وگرنه خرابش می‌کنی.

‫ادامه بده.

‫همینه. خوب بساب، نترس.

‫پاک میشه؟

‫خیلی خوش‌تیپ میشی.

‫تقریباً آماده‌ایم.

‫امروز هوا خیلی گرم می‌شه.

‫کلاه کاسکت تو دست،

‫رانندگان مسابقه امروز.

‫اوناهاش!

‫اونا یه فینال رویایی بهمون میدن.

‫آدرنالین داره می زنه بالا.

‫آماده!

‫برو ببینش.

‫دخالت نکن.

‫مسابقات اتومبیل‌رانی استوک

‫یعنی سرعت و تماشایی بودن.

‫راننده‌ها فقط دو هدف دارن،

‫حداکثر چرخش

‫و استقامت در طول مدتِ

‫یه مسابقه سه دقیقه‌ای.

‫سه دقیقه.

‫و حرکت!

‫پشتک اول، عالی!

‫بیاین یه دست درست حسابی براش بزنیم!

‫فوق العاده‌ست!

‫اونجا رو نگاه کن.

‫آفرین، ۳۲۵!

‫اولین پشتک ژان-ایو برتین.

‫بزن بریم...

‫خب، چند تا راننده حذف شدن.

‫عجب ضربه ناجوری بود!

‫ولی نمایش باید ادامه پیدا کنه!

‫یه چرخش دیگه برای ۳۲۵!

‫این یه پرچم قرمزه.

‫پرچم قرمز. بایست!

‫ایست!

‫دوباره حرکت کردن!

‫خوش‌شانس بود، دوباره روی چهار چرخ برگشت!

‫۳۴۵ هم دوباره روی چرخ‌هاش برگشت.

‫مرد جوون!

‫از مسیر برو کنار!

‫گم شو، مرتیکه!

‫ولم کن!

‫دوباره 325 رفت.

‫یه کم این‌ور اون‌ور سر خوردن...

‫هنوز هفت نفر تو مسابقه هستن.

‫فوق العاده‌ست! شماره ۳۲۵ چه فرمی داره!

‫امکان نداره! از جلو ایستاد!

‫چه منظره‌ی فوق‌العاده‌ای!

‫تموم شد! تموم شد!

‫تو پیچ آخر یکم آروم‌تر برین.

‫می تونیم برنده اعلامت کنیم.

‫و این اولین برد برای ۳۲۵ است.

‫ژان-ایو برتین،

‫جوان‌ترین راننده‌مون، اهل پیمورین.

‫در ژورا.

‫چه اجرای فوق العاده ای!

‫کف مرتب بزنید، بچه‌ها!

‫زود باش، منتظر چی هستی؟

‫هی، توتون!

‫ترجمه و زیرنویس: ‫یوســف کارگر

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.