Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهاي از کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141
مترجم : بامداد bamdadnaderi@yahoo.com اينستاگرام و تلگرام: Bamdad141
...وقتي باد خمسين شروع به وزيدن ميکند
،و به سوي شما ميآيد .هيچچيز نميتواند آن را متوقف کند
.همچون تودهاي از گرد و غبار است
... :سال 1942، اينگونه بود
... ،پيشروي رومل به سمت اسکندريه
.اجتنابناپذير بود
... :او به روزنامهنگاران گفت
"!کليد اسکندريه، در دستان من است"
... :و هيتلر اعلام کرد
"!اسکندريه! تو از آن من هستي"
...اداي کلارک گيبل رو درنيارين
.دلمون واسه تام و جري تنگ ميشه
ده هزار مايل کوفتي راه !نيومدم که ازم دزدي بشه
،کسي تکون نخوره !احمقها
کي بطري منو برداشت؟
،برگردين حرومزادهها !وگرنه هر سهتون رو ميکُشم
!چهارتا هستين؟
!حرف بزن، کوتوله
.بيست و پنج هزار قرباني در خارکف
.دو هزار و پانصد کُشته
...واسه اينکه مثل بقيه به موقع بياي
.بايد از کالج ويکتوريا باشي
!زهر مار
کوچوک! مشکلي داري؟ .اين رفيقمونه
!آره، کوچوک
سيگار ميکشي؟
!الان دو سال شده
!يحيي، يکي بردار
.پر از سرباز شده
.خوب شد جا گيرمون اومد
چرا دير کردين؟
.سمير سرگرم دخترها بود
همون استراليايي که نزديک بود !صورتت رو از ريخت بندازه
!ولش کنين !اون رفيق منه
اون الاغ داره چي ميگه؟
.دل خوشي از مصر نداره
.ما که براش کارت دعوت نفرستاديم
.دورانتون اينجا سر اومده
،قراره هيتلر از شماها .رقاصههاي شکمي بسازه
.بستني
.يه خانم بلوند داشت منو نگاه ميکرد
!آروم باش، رفيق
.اندوهي دارم که بسيار زيباست
.کفشها، حرکت کنيد و مرا به آنجا ببريد
...پلکاني به بهشت خواهم ساخت
...هر روز با يک پلهي جديد
...با يک پلهي جديد
...هر روز
.زنده باد قرمز، سفيد و آبي
.ارتش و نيروي دريايي تا هميشه
.زنده باد قرمز، سفيد و آبي
!آمريکاييها !معجزهگران
.برترين مردم جهان
!امروز و تا هميشه
.ديروز فيلم جديد استر ويليامز رو ديدم
.استر، مبهوت کنندهست
به نظرت آمريکاييها کمک ميکنن که از شر بريتانياييها خلاص بشيم؟
.البته، اگه به صلاحشون باشه
.بياين يه چرخي بزنيم و يه دختر سوار کنيم
الان؟
توي ماشين پيش همديگه؟
.ميتوني نگاه نکني
.نميخوام کسي بهم نگاه کنه !نميتونم
.معلومه نميتوني
!ببين کي داره ميگه
بريتانيا و ايالات متحده با هم .همپيمان هستن
.متحدين امروز، دشمنان فردا
...دشمنان امروز
!متحدين فردا
دشمنان امروز، متحدين فردا؟
.معرکهست
اينو کجا خوندي؟
کجا خوندم؟
.الان يهويي اومد تو ذهنم
.چه موضوع حال بهم زنيه
!خفه شو
.از سکس حرف نميزنم .فقط انجامش ميدم
.آخه شما تجربهاي ندارين
.بياين يه دختر بلند کنيم
.بيخيال .ميخوام دوباره فيلم رو ببينم
.چند جاشو نفهميدم
.اينقدر سرت تو فيلم نباشه
.بيا راهي که همه ميرن رو بهت ياد بدم .اينجا و نه توي هاليوود
.ورق ننداختي
!البته که انداختم .فقط تو نديدي
واسه چي داد ميزني؟
.با اين سروصدا نميتونم درس بخونم
...به جاي اينکه بشيني و دوبار فيلم رو ببيني
.بايستي زودتر ميومدي خونه
يعني نميشه بيسروصدا ورق بازي کرد؟
...گير افتاديم
.با اين خاموشيها خفه شديم
نميتونيم کمي خوش باشيم؟
.فقط به آلبرت بگو که داد نزنه
.اينجا آبرو داريم
اين چيه؟ يه بيبي، درسته؟
مگه يه دست ورق، چند تا بيبي داره؟
!هر چي دلم بخواد ميندازم
.انگار دعوا شده
.چراغها رو خاموش کن
.پنجره رو باز کردن
.اون آباژور رو خاموش کن
!نميخوام
!مُرسيه .باز شروع کرده
!الهي بميري، مُرسي
.مرد بيچاره... شبيه فرشتههاست
فرشته؟ .اين يه الاغ استرالياييه
.هواپيماها ما رو هدف ميگيرن
.مُرسيِ هيولا، مدام تو صورتش ميزد
چي انداختي، صالحه؟
.سرباز
.فقط يکي انداختم
ميخواي خال حکم بندازم؟
!در رو باز کن !زودباش
!يه دختر ميخوام
.گمشو! اينجا يه خونهي آبرومنده !کاباره، طبقهي پايينه
.ديگه نميدونم چيکار کنم
،براشون دلسوزي کني ...وقتي دارن کتک ميخورن
يا بکُشيشون وقتي فاحشه ميخوان؟
!بالاي يه کاباره زندگي ميکنيم
از کجا بدونن ما آدمهاي نجيبي هستيم؟
!عاشق ستارههاي روي شانهي تو هستم، فرمانده
!عاشق اونيفورم تو هستم، فرمانده
!اوه، فرمانده! اوه، فرمانده
.اين ويسکي رو با من بنوش .خودم پولش رو ميدم
!گمشو، احمق
!بيخيال، حرومزاده .بهت پيشکش کردم
،ببين، من حرف ميزنم .تو گوش کن و بنوش
.فردا ميرم خط مقدم
.بايد با يکي حرف بزنم
.اينو بگير
ميخواي از ريخت بندازمت؟
.بنشين و حرف بزن !بنشين
برا تامي دختر مياري؟
!صورتت رو له ميکنم
!لعنتي هميشه بايد درحال جنگ باشم؟
چرا نميبريش پيش عادل بي؟
.اصيله
.عادل بي يه افسر نيوزيلندي ميخواد
!يه افسر
تو اهل نيوزيلندي؟
.من اهل دوور هستم تا حالا اسمشو شنيدي؟
...پرندههاي آبي داره
.روي صخرههاي سفيد دوور
.مامانم يه خرازي کوچيک داشت ...چيز زيادي نبود. فقط کمي دکمه
.من روي اسکله کار ميکردم
"!تامي، تو ديگه توي ارتشي"
.پس دويدم خونه تا به مامان بگم
...مغازهاي نبود
...هيچ سوزني نبود
.ماماني نبود
...ولي
...شادي و خنده ميشه
،فردا !وقتي که جهان آزاد ميشه
اين صداي آژير حملهي هوايي نيست؟
!چراغ رو خاموش کن
.درسته، خودشه
!يحيي! حمله هوايي !زودباش
.هيچ صداي آژيري نيست
!مگه صداي تو ميذاره بشنويم، صالحه
،داد و هوار واسه اون سرباز مسخره .نزديک بود به کشتنمون بده
.اين ساندويچ رو بگير و خودتو باهاش خفه کن .بهتر از اينه که با بمب بميري
.بمبها فقط روي سر تو ميخورن
.من حلوا ميخوام
.برو واسه پدرت بيار، ناديا
آخه الان وقتشه؟
.بفرما داخل، فرمانده
!بيا، تو از پدرت هم خلتري
!بنواز، الدنگ
...داخل
اين همه بطري ميخواي چيکار؟
با مواد وان حموم پرشون ميکني؟
شبيه قاچاقچي به نظر ميايم؟
...با اين قيمتها که دارن بالا ميرن
.هر کس هر کاري بتونه ميکنه
.لاستيکهاي خيلي خوبي داريم
واسه خانمت جوراب حرير ميخواي؟
.نايلون خالصه
.داري يه معامله رو از دست ميدي
.ما بايد از شر انگليسيها خلاص بشيم
باورت ميشه يا نه؟
.تو بدترين مشتري مني
...بيشتر با طبقه مرفه سروکار دارم
.ظرف چند دقيقه يکي رو ميبيني
.کمي خل وضع هست، ولي واقعاً مرفه
چي ميخره؟
لاستيک؟
!نه رفيق .گوشت و خون
.يه افسر نيوزيلندي ميخواد
نيوزيلند؟
...که اون رو بکُشه .ايدهي ميهن پرستانهش همينه
...اون رو به عمارت خودش ميبره
.بعد با ظرافت، قطعه قطعهش ميکنه
!بهت ميگم که آدم حسابيه، رفيق
.دايي عادل، يکي ميخواد شما رو ببينه
...حيرتآوره! درمورد اون ژنرال خوندم
.که جسدش رو زير تانک پيدا کردن
!ميهنپرستي واقعي همينه
واسه چي اومدي اينجا؟
.يه افسر اصيل نيوزيلندي براتون پيدا کردم
،اشخاصي که اونو در اختيار دارن .قيمت گزافي ميخوان
.پنجاه پوند بهت دادم
!دوتا پنجاه تا ميخوان
...يکي الان
.و اون يکي موقع تحويل
.صد پوند برام بيار
.اول قول بده به شاکر تبريک بگي
اين تواضعه؟ يا تغيير ايدئولوژي؟
سارا سورل مياد که نشان پاشاي جديد رو تبريک بگه؟
.خواهر شما، سوزان، دوست منه
.و شاکر، شوهرش
.دوست کارگرهايي که شما دوست دارين
ميخواي بحث سياسي کني؟
اجباريه؟
باشما؟ کي جرأتش رو داره؟
.خيلي از افراد شما توي خيابون کشته ميشن
...آقاي کووالسکي، لهستانيه .زبون شما رو نميدونه
چطور ارتباط برقرار ميکنين؟
.با زبان اشاره
،زماني که فرد مورد نظر شما اومد .خبر ميدم
.آزادي به هر قيمتي
.حتي اگر هزاران نفر رو از دست بديم
.شيوهي زندگي، اينطوريه
.البته، موافقم - !آدم باهوش -
.بايد به پاشا تبريک بگي
،اگه پدر خواهرزادهم نبود .ميکُشتمش
،حرومزادهها .تا زنده هستين، آواز بخونين
!شايد فردا ديگه مُرده باشين
.عاليجناب با ماشين شما مياد
.تحويل تا بيست دقيقه ديگه
.نوش جان
.گوشت نيوزيلندي
!اينم از تامي فريسکين
!ولي فردا، جهان آزاد ميشه
!لعنتي
...يا خدا
!حالم خوش نيست
!مامان بينوا
...اون با يه بمب لعنتي
!کارش تموم شد
.و من به خاطر يه ويسکي تخمي ميميرم
.زودباش، خودتو جمع و جور کن !مثل يه مرد باش
چند سالته؟
:ما ميخونيم "Lady be good"
.سمير هنوز اشتباه ميخونه
.از پنج تا هفت يه دختر سوار ميکنيم
.بعد ميريم مهموني
.بعد از تنيس ميبينمتون
باشه؟ .ساعت پنج جلوي خونهي يحيي
...اومديم دنبال دختر يا اومديم مسابقه بديم؟
...يکي اونجاست .راحت تور ميشه
.بفرمايين داخل
.خوش اومدين، من ديويد هستم
.اينها از دوستان هستن
بهم بگو دوستم داري !که تحريک بشم
مخت عيب داره؟ .کارتو کن
.بوي پياز ميدي
.مثل حيوونها
.من که نميتونم کاري بکنم
!به رونهاش دست بزن .دستت بهشون ميرسه
.نميتونم، پاهات روي گردنمه
بايد رونهاي تو رو حس کنم؟
.کافيه
.تعدادتون زياده
.سه نفرمون که کاري نميکنن
هي، تو خوبي؟
.نه، نيستم
تو چي؟
!منِ احمق که رانندگي ميکنم
"!گفت: "ولم کن وگرنه شهر رو بهم مي ريزم ..چند ثانيه بعد
.داشت توي بغلم آب ميشد
.خانم سارا يه کراوات واسه ابراهيم ميخواد
چرا سعي نکردي کاري باهاش بکني؟
امشب ميري مهموني محسن؟
.اگه نري دهنتو سرويس ميکنه
...ابراهيم، پسرم
.اعتصاب فقط به ضرر پاشا نيست
بلکه ميتونه تسليحاتي که ...به شدت مورد نياز هست
واسه زماني که نازيها به اينجا ميرسن .رو به تعويق بندازه
،منافع کارگرها ...مهمتر از آمريکاييها
.بريتانياييها و روسهاست
،کارگرها با کار واسه بريتانياييها !پول درميارن
.شايد موقتي باشه
.هيچکس به خاطر اين کار شما رو نميبخشه
...نه پاشا، نه روسها
موضع تو چيه؟
.ايدههاي جديدي دارم
.لازمه فکر کنم
فکر کني؟ برنامهت واسه امروز چيه؟
ميرم خونه و روي ...پروژهي دانشگاه کار ميکنم
.بعد ميخوابم که خواب تو رو ببينم
وقتي که بيدار شدي، چي؟
...به تو فکر ميکنم
.و منتظر ميشم
.فردا يه سر بهت ميزنم
امشب چي؟
.اينها رو بگير .گرم نگهت ميدارن
،دارم بهت هشدار ميدم ...اگه زيادي باهوش بشم
.همهچيز رو درمورد عشق از ياد ميبرم
!اونوقت ميکُشمت
کتابهاي درست و حسابي .از طرف کاخ ممنوع شدن
چطور انتظار داري که چيزي ياد بگيرن؟
.سادهست
.نگران به نظر مياي چي شده؟
...آمريکاييها، ذخاير عظيم نفتي رو
.توي عربستان سعودي کشف کردن
چه چيزش تو رو اذيت ميکنه؟
.هيچي
با اين حال، عقل سليم ميگه که .جايي به حضور نظامي احتياج دارن
.واسه حفظ نفت
!فلسطين ...بعد ما تو فکر اينيم که چرا ايالات متحده
.و بريتانيا به دنبال مصلحت ما هستن
.فلسطين، اوه، سرزمين موعود
به جاي اينکه نمونهاي عالي از ...عشق و برادري باشي
.تبديل به عرصهي وحشت ميشي
...انسان برادر خودش رو ميکُشه
.درست مثل پيدايش (در کتاب مقدس)
.اورشليم
.قاتل بيگناهان و پيامبران
.بهت گفتم که نميتونم به مهموني بيام
.بپوشش... خوب درستش کردم
.فايده نداره... بيخيال
.نميرسم بيام
.بايد به کارم برسم
چي شده؟
.يحيي به خاطر کُتش ناراحته
.ديگه نميدونم چيکار کنم
.بچهها چيزهاي زيادي نياز دارن
شوهرت بايد نگرش خودش .درمورد پول رو عوض کنه
،سانيه دسوکي که ميخواد طلاق بگيره ...رو فرستادم پيشش
،و به جاي گرفتن پرونده ... :ميگه
."برگرد پيش شوهرت"
.حق داره .هردوشون دوستان ما هستن
.تو که از اون هالوتري
.خوشت مياد عذاب بکشي
...سانيه رفت سراغ يه وکيل ديگه
،که پول رو ازش گرفت ...و پرونده رو باخت
.بعد گفت که قاضي آدم احمقي بود
.اين پول ميتونست مال تو باشه
.هوا گرمه، ميدوني
.همينطوري بندازش روي دستت
.همه بهترين لباسشون رو ميپوشن .خودت اينو ميدوني
.و من عين يه گدا ميشم
.يه لباس جديد واسه خواهرت تهيه کرديم
.به زيبايي هيدي لامار شده
.و تو توي بهترين مدرسهي مصر هستي
.بهترين تحصيلات انگليسي
.بهترين بهترينها
با معيارهاي کي؟
دوستانت؟
...و اين بهترين مدرسهاي که ميگي
لباس مناسب نميخواد؟
.فقط لباسهاي ساده و مناسب
وقتي بزرگ بشي .با نخبهها تحصيل ميکني
...پدرت واسه تضمين شهريهي مدرسهت
.شغل خودش رو فدا کرد
خب؟
!باشکوه
.از هيدي لامار خوشگلتر شدي
اجازه هست؟
.يحيي، تو رو خدا برو مهموني محسن .اونها دوستت دارن
،مامان، راستشو بخواي ...مسئله اين نيست که نميتونم برم
.فقط نميخوام برم
...يه شنا ميکنم
!بعد شکسپيرم رو ميخونم
...ميخواي پليس نظامي رو با خودت
تا اينجا بياري؟
.باز برميگرده سر حرف خودش
مگه صد درصد موافقت نکرده بودي؟
.دوباره فکر کردم
.آلمانيها از بريتانياييها خطرناکتر هستن
،اگه اون يارو رو بکُشيم .بهشون کمک کرديم
.عمل ما به 75 سال اشغال پايان ميده
!با يه فوت کوچولو
از اين گذشته، مُرسي رو گذاشتم ...که يه افسر اطلاعاتي رو
.در يه مأموريت مخفي دنبال کنه
ميدونيم زيردريايي چرچيل .کجا قرار ميگيره
...به محض پيدا شدن زيردريايي
.ما چرچيل رو هدف ميگيريم
!وحشت انگليسيها
!حملهي آلمانيها
!خداحافظ انگليسيها
.تکون بخوري مغزتو ميريزم بيرون
من کجام؟ - .وحشت نکن -
.وگرنه من وحشت ميکنم و تو رو ميکُشم
تو کي هستي؟
.تو رو صد پوند خريدم
کي لباسهامو درآورد؟
.من درآوردم
.نميخواستم با پوتينهات تختم رو کثيف کني
يعني کجا ميري؟
.برميگردم به يگان خودم
.به زودي به خط مقدم ميريم
.اراده کنم، مُردي
!عادل اين کيه؟
.فقط يه دوست
گرسنهاي؟
.زودباش، دنبالم بيا، يه لقمه بخوريم
...ابراهيم ...در اولين ملاقاتمان
.دوست داشتم صدايت را بشنوم
.بعد ميخواستم چشمانت را ببينم
.با يک نگاه... از آن تو ميشدم
،سارا، هميشه احساس کردهام .که تنهايي سرنوشت من است
...اين مسئله همچنان درست بود
...تا اينکه به اسکندريه آمدم
.و تو را ديدم
...سارا
...من جاهل بودم
...تو ذهن مرا روشن کردي
.راه را به من نشان دادي
.پشتت به تخته سياه باشه
.خيلي بيشعوري
.مهموني بدون تو خيلي خستهکننده بود
...خجالت ميکشيدم اون کُت پاره رو بين
.اون همه آدم پولدار کثيف بپوشم
،دخترها به خاطر رقصت تو رو دوست دارن .نه واسه اون کُت مسخره
.خيلي خستهکننده بود
شرمنده، چيکار ميتونستم بکنم؟
.روي تخته همهش به زبان عربي نوشته شده
.تمام عمرتون، احمق باقي ميمونين
!نميخوام ريختتو ببينم، برو بيرون
ميخواستم اين نطق رو بدون .نگاه به تخته، از حفظ بخونم
بهتون گفته بودم وقتي حرف ميزنم .وسط حرفم نپرين
،خواهش ميکنم، آقا .بذارين بخونم
... :يه صحنهي ديگه رو ميخونم
."مادر هملت"
ترجمه متن اين قسمت از هملت، برگرفته از .نمايشنامهي هملت به ترجمهي آقاي به آذين است
اينجا، به اين تصوير و سپس !به اين يک بنگريد
.دو تصوير از دو برادر
ببينيد، چه فر و شکوهي .بر اين سيما بود
.کاکلهاي يپريون، پيشاني ژوپيتر
...به راستي هيئت و ترکيبي
که گويي هر يک از خدايان، مهر خود .را بر آن نهادهاند
.چنين کسي شوهرتان بود
.و اکنون بنگريد چه چيزي در پي او است
اين شوهر تازهي شماست، خوشهي سنزدهاي .که خوشهي سالم را پژمراند
آيا چشم داريد؟
چگونه توانستهايد کوهستان سرفراز را ...ترک کنيد
و در چنين مردابي بچرخيد؟
ها؟ آيا چشم داريد؟
نميتوانيد بگوييد که اين ...از سر دلباختگي بوده است
،زيرا در سن و سالي که شما هستيد ...شور سرکشي خون فروکش ميکند
.و رام ميشود
و کدام خرد پس از آن يکي به اين يک روي ميآورد؟
رام ميشود و خود را .به دست خرد ميسپارد
...و کدام خرد
کدام اهريمن بود که چشمتان را بست و چنين فريبتان داد؟
کو سرخي تو، اي شرم؟
،در برابر شعلههاي شور جواني ...همچون موم باشد
!و در آتش خود بگدازد
آري، در بستري آلوده ميان ...بوي تند عرق
،زندگي کردن ...و در تباهي فرورفتن
و در آن خوکداني پلشت .تن به نوازش و آميزش دادن
...يک آدمکش فرومايه
...يک زرخريد که بيست يک از ده يک
.خداوندگار پيشينتان هم ارزش ندارد
کيسه بر قدرت و فرمانروايي ...که افسر گرانبهاي شاهي را
.از قفسهاش دزديده و در جيب نهاده است
!نجاتم دهيد و زير بالهاي خود بگيريد
.اي نگهبانان آسماني
اعليحضرتا، چه فرمايشي داري؟
مبادا براي سرزنش پسر کاهل کوش خود ...آمده باشيد
،که فرصت را و شور سودا را ...به هدر داده
در امر مهم اجراي فرمان هراسانگيزتان تأخير روا ميدارد؟
!اه، بگوييد
!اه، بگوييد
!صحنهاي که توي کلاس خوندي رو تکرار کن
!برگردين
.نبايد جلوي کشتيها، قايقراني کنين
،ترسي ندارن ...ميدونن آلمانيها توي مطروح هستن
.مثل زنها، حس ششم دارن
روند مطالبات اونها رو ميبيني؟
به طور حتم، بريتانياييها .جلوشون رو ميگيرن
.نميذارن وارد اسکندريه بشن
بر چه اساسي ميگي که سفير بريتانيا در نمايش شما شرکت ميکنه؟
...آقاي هيدن گفت که مياد - کِي؟ -
.نمايش دو هفتهي ديگهست
کِي هيدن از سفير اسم برد؟
.ديروز
پس ديروز؟ .باشه، حالا برو
...اگه سفير به نمايش بياد
!يعني اينکه: همه چيز روبراهه
چي شده؟
.پنج پوند لازم دارم
.اين حقوق پنج نفر هست
.دستمزدشون کمه
شنيدي؟ .فکر ميکنه کمونيسته
.ولش کن، نميخواد
،برو پيش صندوقدار .کارِت رو راه ميندازه
چرا واسطه؟ .بيا، بگير
.توفيق، به کارگرها بگو برن
اضافه کاري چي؟
!گفتم نه
آقا، فکر نکنم لازم باشه .زيادي هوش به خرج بديم
!خداي من .تو مايهي دردسري، توفيق
.اونجاست... داره ماهيگيري ميکنه
.در اين صورت بعداً برميگردم
.نه، فقط چند کلمه با بابا حرف دارم
.بابا، امروز کلاس رو خيلي تحت تأثير قرار دادم
!خوبه !پسر به پدرش ميره
.منم همينطور بودم .هميشه توي کلاس بهترين بودم
.اولين بار هست که مدرسه رو دوست دارم
...شغل آزاد خودم رو ول کردم
فقط به خاطر اينکه بهترين مدرسه .رو برات تدارک ببينم
.بايد بري دانشگاه
.ميخوام مهندس بشي
...خودم هميشه ميخواستم مهندس بشم
.ولي وضع مالي خوبي نداشتيم
.تو اون رويا رو عملي ميکني
.ولي کار من توي بازيگري خوبه
چرا که نه؟ ...اگه ميخواي نمايش بازي کن و خوش باش
.ولي تحصيلاتت يه کار مهم باشه
.بازيگري کار مهميه
.پدرت واقعاً يه مرد هست
.هميشه يا در حال شکار يا ماهيگيري
.در حالي که پدر تو سکههاي جنگي صيد ميکنه
شبها ميشينه و اونها رو شمارش ميکنه .و از منم ميخواد همين کار رو بکنم
،فکرشو بکن! پدر اون و پدر من .مثل ما، به همون مدرسه ميرفتن
به نظرت ما هم مثل اونها متفاوت ميشيم؟
اين کي بود؟
يه صورتحساب. اگه قسط رو .پرداخت نکنيم، مبلمان رو ميبرن
دورهمي خانوادگيم چي ميشه؟
.بايد به ما ميگفتي
.هر سه ماه اولين پنجشنبه
دارم از دادگاه و صورتحساب حرف ميزنم و تو ميگي دورهمي خانوادگي؟
تقصير خودمه که وسايلم رو فروختم .که به تو کمک کنم
انتظار دارين با اينها سوپ درست بشه؟
!اينها موش هستن نه خرگوش
!بگيرينش... دزد... کيفم
.به شرفم قسم دارم راستشو ميگم
.زنه فوراً عاشقم شد
.دلم براش سوخت و بهش کمي پول دادم
.بايد اون مرد رو ميکُشتي
.نميخواستم بهش آسيب بزنم
.حاضر جوابي کرد... منم با مشت زدم تو چشمش
چيزي که نياز داشتي رو پيدا کردي؟
!خودشه
...چ - ر .حروف اول اسم چرچيل
."بعدش کلمهي "خانه
.خانهي چرچيل
.محلي که چرچيل مستقر ميشه
.بذار ببينم
!يه زيردريايي
.به ديدن ابراهيم برو .تاکتيکها
،فوق محرمانه .واقعاً بايد همينطور باشه
.حالا پول رو رد کنين بياد
.الان يه افسر نيوزيلندي رو 150 پوند فروختم
.حساب کن قيمت چرچيل چقدر ميشه
داري با ميهنپرستاني صحبت ميکني .که در حال انجام وظيفهي مقدس خودشون هستن
و منم اينجا گاگولم؟
مدالش واسه شما و تباهيش واسه من؟
.ما که هنوز چيزي نگرفتيم
!ميگيرين
...اينها رو بگير
.فقط همين؟ امکان نداره ...وقتي ارزش واقعي اين چيزها
.رو فهميدين، اونوقت بياين و منو ببينين
!مُرسي... خجالت بکش
ميخواين چرچيل رو با ده پوند بخرين؟
.خيلي پست هستين
.بياين بزنيمش و اونو ازش بگيريم
.نيازي نيست .همهش رو به خاطر سپردم
.نقشهمون اجرا ميشه
.چيزي که ميخوان رو بهشون بده
.وضعيت جنگمون بحراني شده
.اين تأخيرها رو نميتونيم تحمل کنيم .اينطوري واسهت بيشتر آب ميخوره، پاشا
.اين دفعه نميتونم هواتو داشته باشم
کارت تموم شد؟
.تازه شروع شد
خوشحالم که از اين به بعد" "...مطالبات شما رو برآورده ميکنم
!از اين به بعد" و درد"
.هي، سمير، کسي مجبورت نکرده برقصي .ريتم رو دنبال کن
چرا وقتي همچين رقاص بدي هستي .چسبيدي به ما؟ بيا
.اينجا بمون و جُم نخور
.داري ما رو ديوونه ميکني
.يک، دو، سه، چهار !و دارم ميرقصم، بيا
شونزده فرم مختلف؟
فکر ميکني زيگفلدي؟
...تامي
.به سلامتي تو .واسه سالم برگشتنت
،به سلامتي تو. نگران نباش .من از اونها نيستم که بميرم
.تو تنها اشتباه بزرگ من توي اين جنگ هستي
.و لحظهاي که ديدمت بايستي ميکُشتمت
خب چرا نکُشتي؟
کشتن کسي که اسمشو ميدونم؟
،هيچوقت نبايستي اسمتو ميپرسيدم ...يا اينکه به رختخوابم بيارمت
.يا اينکه تمام شب رو صرف نگاه کردنت کنم
.و پنجاه پوند ديگه پسانداز ميکردي
و اون حرومزاده که منو فروخت ...يه احمق ديگه رو گير مياره که بکُشي
.خواهرزادهم يه نابغهست
.آواز و شعر و موسيقي مينويسه
.به خودت رفته
.اينو به عنوان تعريف در نظر ميگيرم
!پاشا داره مياد
بايد مخفي بشيم؟ - .پاشا يکي از خودتونه -
وقتي تو رو ببينه ...احتمالاً تو رو روي زانوهاش ميذاره
.و پشتت رو نوازش ميکنه
.ازش خوشت نمياد
.شوهر خواهر من آدم حريصيه
.يه نوکيسه - و خودت؟ -
يه اشرافي که افتخار زندگي .به خرج اون رو داره
،نسبت به اين دهاتيها شما زندگي خيلي خوبي دارين، درسته؟
دهاتيها؟
...زماني که ما در حال ساخت اهرام ثلاثه بوديم
جد مادريت داشت دست جد پدريت .رو واسه صبحونه ميخورد
...تا آخرين سکهاي که داشتيم رو خرج کرديم
که ازش بشنويم ميخواد بازيگر بشه؟
هميشه يه فيلم رو سه بار .در يه روز ميبيني
.اين يعني اينکه هنرپيشهها پول درميارن
.من ميخوام مهندس بشه
.قدري، منو بازي نده .ميدونم چي اذيتت ميکنه
اومدن اينجا؟
بچهها ميدونن؟
.فروش دفترم هم کافي نبود
...مبلمان رو ميخوان ...اين آپارتمان
!جنگ باعث شده تورم سر به فلک بِکِشه
شهريهي پسرمون، خودش يه .بودجهي جداگانه ميخواد
عاقبت چي ميشه؟
جواب بچهها رو چي بدم؟ ...که مبلمان غيبش زد
.مادرت حتماً بهشون گفته
.دختر که مسئلهاي نداره .شوهر ميکنه
.ولي يحيي بايد تحصيلاتش رو ادامه بده
و اونم پاهاشو کرده توي يه کفش .که ميخواد بازيگر بشه
.يه دلقک
.ميدونم که بايد مهندس بشه
چه آفتي افتاده توي زندگي ما؟ چرا هيچ شانس نداريم؟
.شايد بيشتر از وسعمون داريم خرج ميکنيم
.تلاش واسه زندگي بهتر که جرم نيست
خودمون رو به آب و آتيش ميزنيم .تا سطح زندگيمون رو حفظ کنيم
.تو چيزهاي شيک دوست داري .که خودت و اطرافيانت برازنده باشين
.و وضعمون اين شکليه .برازندگي و مبلمانمون توي خيابونهاست
...ننه ميگه واسه مرباي به
.هيچ شکري نداره
.و بدون ميخک و مريم گلي نميتونه درستش کنه
.نگران عمه المپياست
عمه المپيا، نه تنها ...مرباي به گيرش نمياد
بلکه حتي يه صندلي پيدا نميکنه .که بنشينه و غذا بخوره
!خيلي هم بهتر
ننه بهتون گفت؟
.معلومه
چيه؟ چي شده؟
بابا کجاست؟
...نازيها ظرف چهار روز از طُبرُق
.به مَرسي مَطروح پيشروي کردن !ميتونن وارد اسکندريه بشن
.همهچيز رو جمع کن .فردا به آفريقاي جنوبي ميريم
.بابا... من توي اسکندريه ميمونم
.از ابراهيم باردار شدم
.ابراهيم بايد اينو بدونه
!نازيها، تمام يهوديها رو از بين ميبرن
.مصري بودن، ما رو مستثني نميکنه
.بايد از دست آلمانيها فرار کنيم
.به آفريقاي جنوبي... فوراً
،بعد از جنگ، اگه اوضاع خوب پيش رفت .شايد به حيفا بريم
.ابراهيم هيچوقت قبول نميکنه
درمورد حاملگيت بهش گفتي؟
!"به سلامتي "از اين به بعد
!"و به سلامتي "برآوردن مطالبات
!لايق يه ميليون هستي
!هرگز
!ما بايد واسه يه جامعهي منصف تلاش کنيم
تلاش واسه يه جامعهي منصف؟
!"مثل "از اين به بعد
چرا شماها عربي صحبت نميکنين؟
.پسرم رو ميخوام .بايد نگهش داري
.اسمش رو بذار ابراهيم
اگه دختر باشه، چي؟
.اسم اينم بذار ابراهيم
قبل از رفتن، ميبينمت؟
.البته، به محض اينکه بفهمم، بهت خبر ميدم
...خدايا، وحشتناکه
.ولي جنگ همينه
چي شده، رفيق؟
.پدر ميشم
اين ناراحتت ميکنه؟
.پسرم هنوز متولد نشده
.و آلمانيها به زودي به اينجا ميرسن
الان يه خانواده بخواد سوار تراموا بشه ...که به مرکز شهر برن
.حداقل به ده پني نياز دارن .ظالمانهست
.دادخواست رو امضاء کن، آقا .يا تو امضاء کن، آيدا
،طاقت بيارين ...موسوليني به زودي به اينجا مياد
.تا بيعدالتي رو نابود کنه
.اول امضاء کن
.واسه انگليسيها نامه نوشتم
پسرم بايد توي اردوگاه زندانيان .راحت باشه
...وگرنه
!لعنت به انگليسيها
به چي زُل زدين؟ آتش جهنم؟
.لعنت به همهتون
...اگه آلمانيها رسيدن
!بهشون نگين که واسه انگليسيها کار کردين
!هردوشون برن به جهنم
،هر احمقي يه پول و پله بهم زد .جز پدر تو
...اگه يه معامله با انگليسيها ميکرد
.الان وضعمون خوب بود
...المپيا و اون شوهر ذليلمُردهش چي ميگن
وقتي ببينن مبلمان نداريم؟
.نگران نباش ...صاحبخونه خودش رفت
.و بابا رو مسئول اجاره کرده
!خدايا .حالا اونم حروم ميکنه
،باشه ننه !تو بترس
!بزن قدش، ناديا
.در ضمن، هيچ فروشي در کار نيست !مبلمان و پيانو هم ميمونن
!اين پيرمرد رو به حال خودش بذارين
موسوليني سوار بر اسب سفيدش مياد .و ما رو از شر شما آزاد ميکنه
،يحيي، کوچوک رفته .اونم از اينجا رفت
.محمد ميتونه جايگزينش بشه
.اون از پسش برنمياد
.زيادي کار ميکنه
و به نظر مياد که آلمانيها .ديگه دارن شهر رو تصرف کنن
.پس نه نمايشي در کار هست و نه سفيري
کي اهميت ميده؟
!باباي من اهميت ميده !و چطوري
!خيلي، خيلي، خيلي زياد
.رديفهاي جلو
آخه چرا سفير بايد رديف سوم بنشينه؟
،آقاي سفير، حضور شما اينجا .باعث دلگرمي همه ميشه
!مامان کلاه موسوليني کجاست؟
.همه اينجان
اين يعني چي؟
يعني چي "همه اينجان"؟
.انگليسيها دارن فرار ميکنن
...يه عده ميان و يه عدهي ديگه ميرن
!ولي مردم شايسته، هيچوقت جابجا نميشن
.شعر رو بخون
،خونوادهي منو قال ميذارين .که به يه نمايش مسخره برين
ميخواين منو جلوي خونوادهم روسياه کنين؟
.يحيي خيلي اصرار کرد
يعني يحيي از من مهمتره؟
هيچوقت نبايد خونهم رو ميفروختم .که پولش رو به شماها بدم
.نمکنشناسها
چي شده، ديويد؟
.من ديگه بچه نيستم
.ميتونستي بهم بگي که داريم ميريم
.ترتيب همه چيز رو برات داديم
بوسهي خداحافظي با دوستانم چي؟
.سارا... اسکندريه تمام زندگي منه
.نسل اندر نسل ما اينجا زندگي کردن
،همينطور... جوونيم .تمام افکارم، اينجا ريشه کرده
.مادرجانت اينجا دفن شده
.ترک اينها يعني محروم شدن از تمام خاطراتم
.تا ابد سرگردان ميشم
ديوانگي بود که تنهايي .و بدون حفاظ سراغ چنين کاري رفتي
.هر بار که ميخوام، ميگي بعداً
برو از اونها بخواه که .عقبنشيني رو به تعويق بندازن
.گلوله تقريباً خارج شده
.اينجا راحت باش .سارا حتماً تا حالا رفته
...خب
!رسيديم
.بيا، اينو بگير
چرا من؟
کسي نزديکتر از تو ندارم، درسته؟
.اگه برگشتم، پسش ميگيرم
...تو از اونها نيستي که بميره
در غير اين صورت، اينو بده ...به اونها که نيازش دارن
لعنت خدا به اون کسي که .ما رو با هم آشنا کرد
اين يعني "خداحافظ"؟
...البته که نه
يعني واقعاً قبل از من کسي رو کُشتي؟
.آره، ميهنپرستي حرف اول رو ميزنه
!اين هيچ ربطي به ميهنپرستي نداره
...کُشتن چندتا آدم مست
.جلوي اشغال انگليسيها رو نميگيره
.اينکار رو محض لذت خودت انجام دادي .مثل سکس
.به خاطر اين بود
بهتر بود هواشون رو داشته باشي .همونطور که هواي منو داشتي
.به جاي اينکه اونها رو بکُشي
...احتمالآً مايلها دور از خونه
.به اندازهي من تنها بودن
...و حالا به اندازهي تو
.تنهايي ديگه منو آزار نميده
.ديگه نه، و اين به خاطر وجود منه
...ممکنه که يه آدم بيارزش از اسکلههاي دوور باشم
...ولي هنوز هم يه بريتانيايي هستم
!يا شايد... اوه، لعنتي
.مهم نيست قراره چي بشم
چيزي که مهمه اينه که .برا يکي مهم باشم
ولي بايد بهت بگم که .تو يه مادرجندهاي
و منم بايد بهت بگم که .يه بينزاکت آسموني هستي
.مطمئن بودم که ماشين سالم ميمونه
.کمي هلش بديم، درست ميشه
.ما واقعاً آماده هستيم .آب، غذا
.آلمانيها به مطروح رسيدن
!من ميگم به اسکندريه رسيدن
حالا چرچيل چطور ميخواد بياد؟
.واسه تقويت روحيهي نيروهاش
...روزنامه که ميگه امشب
.توي مجلس عوام صحبت ميکنه
.مطمئن باش که اون بدلشه
.حقههاي قديمي جنگي ...يکي اونجا صحبت ميکنه
.اون يکي از اينجا ديدن ميکنه
.اميدوارم نقشهمون کار کنه
.تو آدم باخدايي هستي .اميدت به خدا باشه
مادرم ميگه انگليسيها .دارن عقبنشيني ميکنن
!سفير که آروم به نظر ميرسه
!به هر حال نمايش بايد اجرا بشه
.مادرم ميگه دارن فرار ميکنن
.سفير که خيلي آرومه
.شايد داره تظاهر ميکنه
.آقاي هيدن ميگه قطعهي هيتلر رو حذف کنين
.خيلي دير شده، ديگه آمادهست
تو کي هستي؟
.من هيتلرم - پس من کيام؟ -
...نيروهاي ما آخرين تلاش خود را براي"
."متوقف کردن دشمن در العلمين به کار ميبندند
،با تشکر از سفير که با حضور خودشان .ما را مفتخر نمودند
.آروم باش .خبرها بايد درست باشه
.افراد ما جلوي آلمانيها رو گرفتن
.انگليسيها خيلي وحشت کردن
.فاجعه در راهه
.جهنم شده
،بايد خودمون رو به آلمانيها برسونيم .و رازمون رو بهشون بگيم
...ناپديد شدن چرچيل
!فوراً به جنگ خاتمه ميده
.اينجا همه رو مجبور به پرداخت عوارض ميکنم
.بايد عوارض بدين - چطور مگه؟ -
،انگليسيها دادن، ايتالياييها دادن .آلمانيها هم همينطور
.ولي ما مصري هستيم
،باشه خب، واسه شما نيمبها .مثل بچهها
!قربان .با توپ به مشکل کوچيکي خورديم
.نه، نه... اول قوري چايي رو گرم کن
،ايتالياييها تسليم شدن قراره با اينها چيکار کنيم؟
دعا کنين که تا مأموريت ما تموم نشده .اين مکان رو تصرف نکنن
...اين يعني اينکه
شما دارين عليه نازيها حمله ميکنين؟
.اين کار قبلاً انجام شده
،تو را ميبينم که هفتتير در دست ...در رختخواب آرميدهاي
.و اين نامه را با احساس ميخواني
،اکنون همهچيز روبراه است .و سايهي مرگ از من دور شده است
من هم به اندازهي تو و ساير ...مردم جهان زنده هستم
...سرشار از تمايلات ناکام
،همچون شرايطي که در آن .سيگار، حياتي ميشود
،و هميشه، زماني که جيره تمام ميشود .پيش ميآيد
،بيخيال، جو .يه پُک هم برا ما بذار، زودباش
،افسران ...همچون تو، اشرافيهاي کثيفي هستند
که اگر بخواهند، در خواب هم ...ميتوانند سيگار دود کنند
.و در جبهه هم نميميرند
...ما، حرامزادههاي بيچاره هستيم
.که به خاطر يک پُک ميميريم
.يحيي روي صحنه، معرکه بود
.از خنده، رودهبر شديم
.بايد بره هاليوود - !واسه هاليوود به دنيا اومدي -
شرط ببنديم که يحيي اومده؟
.مثل گربهها هفت جون داره
.من يه فکري دارم
!مطمئنم که فکر بديه
کي به من رأي ميده؟ کي؟ کي؟ !زودباشين! زودباشين
...اينجا يه نابغه ايستاده
،با ايدههاي بکر .ايدههاي آمريکايي
.انواع و اقسام ايده !زودباشين! زودباشين
.انتخابات انجمن بازيگران
.پاشو بريم
...چرا همه بايد بدونن
که داريم همهچيز رو گرو ميذاريم؟
.همه دارن همين کار رو ميکنن
.توي جنگ هستيم به هر حال کي اهميت ميده؟
اگه شوهرت پروندهي .سانيه رو قبول کرده بود، الان پول داشتين
هنوز طلاق نگرفته؟
چرا وکيلش يکي براش گرفته؟
.اون که مثل شوهر تو نيست
تو به اين ميگي درستکاري؟
آره ميگم. اگه قدري هر پروندهي ...خلافي رو قبول کرده بود
.الان تمام ساختمونها مال ما بود
.بهترين مشتري خودم، صفا آوردي
.نمايش فوقالعادهاي ميشه
.مثل توي فيلمهاي موزيکال آمريکايي
.با يه گروه اپرا و رقص باله
چرا يه سيرک زنده نباشه؟
.و يه پليس واسه کنترل ترافيک
.ميتونم هر کاري بکنم
.بابام از اين خوشش نمياد .خودمم دلم نميخواد شکست بخورم
شکست؟ .امکان نداره
.ميريم ديدن شاهزاده شاهينور .از نمايش ما حمايت ميکنه
.دورهي خصوصيت، الان شروع ميشه
.هزينهي هر جلسه، دو پوند ميشه
ببينين چي ميگه، من از خانواده ...سلطنتي حرف ميزنم
.و اون نگران دو پوند پول شده
!با کمال ميل .حتما
.فقط برنامه رو به منشي نشون بده
نميدونم چطور بابت اين بزرگواري ...از شما تشکر کنم
...منظورم اينه سرکار عليه خانم ...يعني
.ايدهي خيلي خوبيه
...اگه اين مرد به ما ملحق بشه
.مشکل نيروي انسانيمون حل ميشه
.هزاران نفر رو با خودش داره
،مشکل ما، انگليسيها هستن .عاليجناب
اگه اين افراد رو به ما بدين .ميتونيم از پسشون بربيايم
چرا شما به ما ملحق نميشين؟
.اونوقت کسي قادر به شکست ما نيست
.اهداف سياسي مشترکي داريم ...با اين حال
:گوش کن پسرم .ما آدمهاي متعصبي نيستيم
،ما از راه دين .روي اهداف سياسي دقيقي تمرکز ميکنيم
.هدف نهايي، سعادت و رفاه مصر هست
... :همون مصري که پيغمبر فرمود
.مصريان، برترين سربازان هستند"
."چرا که به راستي وفادارند
...از خدا ميخوام که شما رو براي مصر
...و مصر رو براي شما
...در پناه خودش بگيره
،و بهمون کمک کنه تا بر نفرت ...حسادت و کفر غالب بشيم
.چرا که او قادر متعال است
.آدم بزرگيه، بهترينه - .چه ذکاوتي داره -
آخرش فهميدي که ميخواد بهمون کمک کنه يا نه؟
يعني چي؟ مگه ازش نخواستيم؟
.مهم نيست ...حرفهاش باعث شد
.يه ايدهي فوقالعادهي ديگه به ذهنم بياد
.هنوز ايدهي بزرگ قبليت رو نشنيديم
اونجا چيه؟
.کاخ فاروق
اينو بيرون ميارم و .مغز فاروق رو ميترکونم
چهارصد و پنجاه پوند واسه يه شب؟
.اين بيشتر از درآمد يک هفتهست
.کاسبي همينه
...آخه اينها فقط يه مشت بچهن
.و والدينشون از دوستانمون هستن
.نمايش اينها واسه هلال احمر هست
.ببين، ما توي جنگيم
.تا ابد که ادامه نداره
ننه، پيانو کجاست؟
...خواهرت نامزد داره
.واسه جهازش نياز به پول داريم
.واسه تمرين نمايشم بهش نياز داشتم
.با مال محسن تمرين کنين
.جهاز مهمتره
و اين کوسکوس هم مهمتره؟
!اين يه رسم سالانهست
.بايد به آرومي پخته بشه
.توي مؤسسهي رهني بودم
.حلقهي جديدم رو گرو گذاشتم
.و منم توي کاخ شاهزاده شاهينور بودم
.قبول کرد که حامي نمايش ما بشه
.شاهزاده ميخواد بره
يه مشت اوباش دارن به سمت صحنه و .تماشاچيها، برنج پرتاب ميکنن
.بهت گفتم اين کار بينتيجهست
.يه بار هم نتونستيم تمرين کنيم
.سالن رو پونزده دقيقه قبل از نمايش به ما دادن
.بايستي لغوش ميکرديم
ميشه اينقدر نق نزني؟
اپرا رو قطع کنين .و برنامه ملوان رو شروع کنين
اپرا رو قطع کردي؟
!هي تو، پردهها رو بکش بالا
!نه، اون يکي نه
.شاهزاده رفت
.و پاشا صبحِ فردا به من نياز داره
.باشه، بياين بخش پاياني رو شروع کنيم
من که ميگم از مردم .عذرخواهي کنين
.فقط دوتا برنامهي ديگه مونده
.ساعت دو صبحه
.مسئوليت اين دخترها با منه
.ما تاکسي ميگيريم
.باشه، برين به جهنم
.واسه رقص آماده شو
.محسن، به بخش پاياني ميريم
.باقيش رو نميخواد
!ولي تو بايد توش برقصي
.خودم رو واسه اين برنامه جر دادم .انجامش ميدم
.کسي نمونده که تماشا کنه
!مسيح رو آتيش زدي
!مسيح رو آتيش زدي
.کار من نبود، کار اين بود
.پس حتماً ميميره
!به خاطر آتيش زدن مسيح، ميميره
.ملحفه رو بيار و دور پسرم بپيچون
.اين آخرين شانسش هست
.ملحفه رو توي آب گرم خيس کن
.کامل از سر تا پا دورش بپيچ
!پسر بزرگتر فوت کرد
!پسر بزرگتر فوت کرد
.واسه آتيش زدن عيسي، مُرد
.توي اتاق حبسش کن
.پسر کوچيکتر بايد به جاش ميمُرد
چرا همچين جاي شومي مخفي ميشي؟
...اگه تمام دنيا هم مقابلم قرار بگيره
.باز ميخوام بازيگر بشم
.همه حمايتت ميکنيم
... :ننه يه بار گفت
!پسر کوچيکتر بايد ميمُرد
اين برادرته؟
.يه نابغه
تو واقعاً اين فيلم رو ساختي؟
.با دوربين خودم
.پروژکتور مال منه
!فوقالعادهست
اينها کي هستن؟
،عصام و نيکلاس .بازيگران پرشور
اين تويي؟
.ميشه اينطور گفت
.پسرم محسن، يه نابغهي موسيقيه
...ولي دارم مي فرستمش لنکستر
.تا اقتصاد سياسي بخونه
.عاليه، يحيي .خيلي حرفهايه
.پسر، بايد از من يه ستاره بسازي
!يه اسپنسر تريسي جديد
،بس کن .اين پسر خيلي بااستعداده
شايد بايد بره و توي .تئاتر پاسادينا تحصيل کنه
!يه "بوم تاون" عربي مي سازيم .اينجا که نفت زيادي هم داره
.کلارک گيبل شريک من ميشه
.من کن تريسي ميشم
،بعد از ديک تريسي و اسپنسر تريسي !ميشه کن تريسي
نظرت چيه، پاشا؟
چرا محمود تريسي نباشه؟
فوراً يه نامه واسه .تئاتر پاسادينا مينويسم
بهترين دانشگاه هنرهاي دراماتيک .توي دنياست
!پاسادينا؟
.از پس هزينهي سالن تئاتر برنيومدن .مايهي آبروريزيه
.يارو رو ورشکست کردن
...بهترين دانشگاه هنرهاي نمايشي، قطعاً
.آکادمي سلطنتي لندن هست
.آدرس دانشگاه رو توي دفترچهم دارم
اين تحصيل در خارج ديگه چيه؟
!پدرش يه پول سياه هم نداره
.کاش فقط بابام اجازه ميداد به آمريکا برم
!من موسيقي ميخوندم و تو سينما
آمريکا؟
...بيپولي... بيپولي
...اوه، اين چه درديه
.سمير داره با هزينهي پدرش ميره
.پدرش واسه بابات کار ميکنه
.يحيي، هم آمريکا و هم بريتانيا خواهان تو هستن
ميشه به يحيي کمک بشه که به آمريکا بره؟
.يه بار سفير بريتانيا رو به نمايش دعوت کردي
.نمايش فوقالعادهاي بود
...يکي ديگه ترتيب بده
.سفير آمريکا رو دعوت ميکنم
.روزولت، برگ برندهست
.هملت، گزينهي خوبيه
!نبوغت رو به دايي عادل نشون بده
!نور
!دوربين
،اي فرشتگان و کارگزاران رحمت .ياريمان کنيد
باري با چنان ...هيئت اسرارآميزي آمدهاي
...که ناچار با تو سخن خواهم گفت
...تو را شاه
...و پدر خود
...هملت خواهم خواند
.فرمانرواي دانمارک
.اوه، پاسخم ده
.ما هملت رو پيشنهاد ميکنيم، آقا
.هيئت ما تصميمش رو گرفته
.همه با هم
.اين يه انتخاب مشترک بود
!يه تصميم دموکراتيک
!کرامول به ياد دارين؟
مثل اولين پارلمان شما؟
.اين چيزيه که به ما ياد دادين
يه معاملهي خوب رو رد ميکنين؟
.شاکر پاشا، همهي ما رو اخراج کرد
...حالا که بريتانياييها پيروز شدن
.ميتونه تلافي کنه
.مادرقحبهي موذي
...بيا از اين خشم کارگرها استفاده کنيم
.و تشکيلات خودمون رو راه بندازيم
.به من ارتباطي نداره .دستمزدم رو ميگيرم و ميرم
.ترک مبارزه، دور از مردانگيه
.خيلي بزدل هستين
.اون اخراج کرد و شما هم قبول کردين
!سرنگونش ميکنيم
...تمام همدستها
.بايد سرنگون بشن
.مطمئن باشين، تقريباً ضدگلولهست
.آقاي الي پشت خطه
.سالن رو واسه يه تمرين بهشون ندادين
...اينها بچه هستن و اينم
.يه نمايش واسه خيريهست
.ميدونم شما مؤسسه خيريه نيستين
،اگه چيزي از بندر خواستين .کافيه بهم بگين
.مبلغ رو به ده قسط تقسيم ميکنه
پول از کجا بياريم؟
.از پول توجيبي خودت .اگه موفق نشين بايد بدين
.اون بايد بهمون کمک کنه
و پنجاه پوند ضرر کنه؟ .مگه نميدوني الان جنگه
.مردم دارن واسه پول همديگه رو ميکُشن
...اگه آلمانيها پيروز ميشدن
...و کسي ما رو متهم ميکرد
.الان همهمون توي خيابون بوديم
.بدتر از وضع يحيي و پدر ورشکستهش
و اگه ماشينت رو توقيف ميکردن چي؟
...چرا؟ من مصريام
.نه انگليسي
.اونها اهميتي نميدن، منم نميدم ...حاضرم هرچيزي باشم
...قرمز، آبي يا سبز
!که خودم و ثروتم رو نجات بدم
.تو، شايد .من، نه
مثل دايي عادلت، از اين ژستهاي .ميهنپرستانه به خودت نگير
پاشا، بعدازظهر برميگرده؟
چه ميتوانم بنويسم، عشق من؟
.اين جهنم است
.زندگي به دور از تو، قابل تحمل نيست
.به دور از مصر
.مصر، فقط يک واژه نيست
.مهرباني و سخاوت است
.من آن را از ميان چشمان تيرهي تو ميبينم
،عليرغم تمام کم اقباليها .ميبينم که ميخندد
...بازگشت من به اسکندريه
.به يک روياي وسواسي بدل گشته است
.ولي رويايي که هر روز، رنگ ميبازد
...بسياري سعي در متقاعد کردن پدر دارند
...که خانهي ما
.فلسطين است
.سرزمين موعود
صهيونيستها، افکار پدر را ...تحتالشعاع قرار داده
.و قلب ديويد را به دست آوردهاند
تمام اينها مال توئه؟
ابراهيم، درسته؟
همدستهات کي هستن؟
.همدستي ندارم
،اگه کمونيست باشي .محکوم ميشي
...اگه حکم ناجوري باشه
.واسه والدينش سخت ميشه
واسه تحصيلش از .هيچي دريغ نکردن
!ولي آخرش سر از اينجا درآورد
.پسرم تازه مزهي بيعدالتي رو چشيده
آدمهاي مورد اعتماد، درمورد شما .و ميهنپرستيتون بهم گفتن
ميگن شما سر يکي ...رو له کردين چون گفت
.شما مصري نيستين
دوستت، پدر و مادر داره؟
بذارين همهچيز رو از اول .صاف و پوستکَنده بگم
.يک: اسم من هيچوقت نبايد ذکر بشه
.وگرنه از تشکيلات اخراج ميشم
.دو: هيچ دستمزدي براي شما وجود نخواهد داشت
!هم والدينش و هم من، آه در بساط نداريم
نظر شما چيه؟
.خيلي خوبه، خواهش ميکنم بلند نشين
انگليسيها، شکار توي .درياچهي مريوط رو ممنوع کردن
.احتمالاً برم ادکو
.اردکهاي خوبي اونجا داره
.هر گلوله، سه پني ميشه
محسن ميخواد کجا تحصيل کنه؟
.توي انگلستان
.انگار جنگ تموم شده
.همراه پسر عموش، سمير ميره
.سمير و پدرش، همهچيز رو واسه سفر آماده کردن
.خوبه
.هيچکدوم تنها نيستن
.سفر به تنهايي، چندان جالب نيست
آلبرت ميگه بالاخره يه کار .واسهت توي بانک گير آورد
...اگه من پول شاکر پاشا رو داشتم
.تو رو ميفرستادم پاريس ."منشاء تمام هنرها"
ميدوني؟
...زماني که ليسانسم رو اونجا گرفتم
.با دوستداشتنيترين بالرين آشنا شدم
...فقط اين فُرم رو پُر کن
.بعد توي بانک پذيرفته ميشي
.آلبرت، يه آشنا توي بانک داره
از فردا، آموزشت رو .اونجا شروع ميکني
...بعد از يه امتحان جزئي
.تو رو به عنوان کارمند رسمي، استخدام ميکنن
.فقط اين فُرم رو پُر کن
ميتوني منو برسوني؟ - .البته -
.فردا ساعت نه صبح، توي بانک !يادت نره، جوون
...شما منو به عنوان کارمند بانک ميبينين
.در حالي که اون، منو يه مفتخور تصور ميکنه
هنوز هم ميخواي بازيگر بشي؟
آره، تصور ميکني؟
...باوجود
با وجود شکستم؟
.شايد به خاطر شکستم
شهامت داري، آره؟
اونقدر شهامت که ميدونم .هنوز هم بايد ياد بگيرم
نميخوام مثل شماها، ناله کنم .و جنگ رو مقصر بدونم
،همه ما رو مسخره کردن .حتي دوستان خودمون
دوست؟ با اينکه تو رو مسخره ميکنن باز هم بهشون ميگي دوست؟
...با اين وجود
،اگه کسي رو هم مسخره ميکنن ...اون منم
.نه شما
.برادرت رو که از دست داديم
تو رو هم بايد از دست بديم؟
...نابغه که رفته
چرا بازنده بمونه؟
.حقيقت همينه
.فکر ميکنين من و بابا، بازندهايم
!بهتره خفه شي
...شماها ترجيح ميدين ما دزد باشيم
!مثل اونهايي که توي جنگ وضعشون خوب ميشه
!اين موفقيته
!خدايا !واقعاً هرکي صادق باشه، تنهاست
... :الان دارم بهتون ميگم
!يا پاسادينا يا خودکشي
چيزي نميگين؟
.فکر خوبيه
کدوم؟ پاسادينا يا خودکشي؟
.اينکه بذاري آرايشم رو تموم کنم
.ميتونستين يه نقشي بهم بدين
.فرانسهت ضعيفه
.اول يادش بگير
،فرانسويم ضعيفه، انگليسيم معموليه !نمايشم لنگ ميزنه
.اين يه واقعيته .شماها همه معمولي هستين
!دانش نباشه، موفقيتي نيست
...پول هم نباشه !دانش نيست
!ليزت، نوبت توئه
!دارم ميام
...بذار اول توي پاسادينا پذيرفته بشي
.بعد ببينيم چي ميشه
...خدا بهت استعداد داده
.مراقبش باش
.مال تو نيست
.به ميليونها نفر تعلق داره
.من وکيل نميخوام
...از محکمه به خاطر تعيين شما
.تحت نام عدالت دروغين، ممنونم
.خواهش ميکنم برين، جناب
.به کسي نياز ندارم
.ميتونم از خودم دفاع کنم
تموم شد؟
!اين سهم توئه، مرد
،چه خوشت بياد چه نياد .من وکيل مدافعت هستم
.گفتم به شما نيازي ندارم
!گروهبان
ميترسي توي پرونده برنده بشم؟
.خيالت رو راحت کنم .پرونده رو ميبازم
.نود و نه درصد ميبازم
.بالاترين حکم رو ميگيري
،و واسه هزارمين بار .منو وکيل الاغ خطاب ميکنن
!سهم ما همينه، مرد
.يه الاغ، وکيل يه الاغ ديگهست
خب چرا اينقدر اصرار داري؟
.يه مهلت
.يه مهلت واسه هردوي ما
،ممکنه من دفاع خوبي بکنم ...يه روزنامهنگار، ممکنه يه کلمهي محبتآميز بگه
.يه قاضي ممکنه عذاب عدالت رو احساس کنه
!يه مهلت واسه همهست
!دوران سخت
دوراني که پرتاب بمب روي سر بيگناهان ...توجيه ميشه
انتظار داري برنده بشم؟
وقتي انسانها به خاطر رنگ پوستشون ...زنده زنده سوزونده ميشن
انتظار داري برنده بشم؟
...وقتي بچههاي 16 يا 17 ساله رو به کار ميگيرن
و اونها رو تحت آزاديهاي چهارگانه ...توي ماسهها دفن ميکنن
انتظار داري برنده بشم؟
وقتي يه شخصي در يک دقيقه ...پنجهزار پوند درمياره
در حالي که تهيهي بليت تراموا واسه فقرا، کار مشکليه، انتظار داري برنده بشم؟
...تنها چيزي که ميتونم بهش اميد داشته باشم
.يه حکم کمتر ظالمانهست
...اين دادگاه، ابراهيم شارقاوي را
.به 15 سال حبس با اعمال شاقه محکوم ميکند
.آروم، مرد، آروم باش
پونزده سال؟
.ظالمانهست
.ابراهيم، خودش هم مقصره
.آدم خيلي بيفکريه
کي مدادتراش منو دزديده؟
رئيست رو دزد خطاب ميکني؟
...همون قدر که پدر از تموم شدن جنگ، ناراحته
...و همون قدر که من از اين مسافرت خوشحالم
.همچنان دلم ميخواست همراهم بودي
."سايهي مرگ از من دور شده است"
ميبينين؟ .ممکن نيست کُشته شده باشه
.عکسش رو نگاه کنين
اسمش چيه؟
،اون يه سربازه ...و از زمان نبرد العلمين
.هنوز مفقود هست
.ممکنه مُرده باشه .خيليها مُردن
...بعد از نبرد برام نامه نوشت
.تا بگه هنوز زندهست
چي شده؟
.خونهمون رو واسه تابستون اجاره داديم
بابات و ناديا بايد ...به بيروت برن
قبل از اينکه دختر ديگهاي .دل نامزدش رو بدزده
اين ريخت و پاش چيه؟
.الان داريم ميريم
،بعد از اينکه رفتن بيروت .ما به مکزيک ميريم
.يه کلبهي کوچيک کنار ساحل اجاره کرديم
...مدتي تحت فشار هستيم
.تا زماني که ناديا و بابات عازم بشن
يحيي، محسن ميخواد که .فوراً باهاش تماس بگيري
.محسن، الان ميخواستم بهت زنگ بزنم
فوراً ميري؟
.برو، منم به بقيه ملحق ميشم
.نه، لطفاً همراهم بيا
.گفتم نزديک محسن بمون
و حتماً ميخواي چمدونش رو هم ببرم؟
...بعد از اينکه روماتيسمش درمان شد
.با اولين کشتي برميگردم
.ضمناً، تمام پرداختيها رو تعليق کن
.ترمز خوبي بود
.تو بهتر از مني
شوخي ميکني؟ .نه، نيستم
.اين دومين باره
.زودباشين، حالا سومي
.ناخداي کشتي ما رو ميکُشه
!به جهنم، ولش کن
يه بار ديگه؟
.نه، ديگه کافيه
.دوباره واسه پاسادينا نامه بنويس
.همونطور که گفتي
.ميخوام به زودي توي هاليوود ببينمت
.خداحافظ حرومزاده
خوب درس بخون، باشه؟
.توي چند قدمي سمت راستت هست
.نبايد اين کلبه رو از دست بدي
.نماي فوقالعادهاي از بندرگاه داره
.و آلبرت داخلش داره خرچنگ ميپزه
چي داري ميگي؟ !قسم بخور
.قسم ميخورم
اينجا؟ طبقه پايين؟ همين الان؟
!رو خودت مسلط باش، مرد
...اسمش
!سارا
.تو سزاوار اينها هستي
.شبيه خارجيهاست
.پسرمونه، ابراهيم
فکر ميکردم که از ...جهنم نازيها فرار کردهام
.ولي در حيفا با جهنم ديگري روبرو شدم
...نازيسم مُرد، ولي در فلسطين
نبردها آغاز شده .و ممکن است صد سال به طول بينجامد
...پدر قول داده بود
.که جامعهي سالمي را نشانم دهد
...يهوديت را ديدم که با خون و خشونت
.به مليت تبديل ميشود
...هر يهودي در هر نقطه از جهان
...اکنون يک ملت دارد
که متفاوت از کشوريست .که در آن متولد شده است
.صريحاً، تروريسم رو محکوم ميکنم
...و از تاييد يک حق
.به قيمت حق ديگري، پرهيز ميکنم
...در بين تمام اينها
روياي هيچ چيزي، جز اتاق .کوچيکمون روي پشتبوم رو نداشتم
.با چشمهات
.با تو
.ابراهيم، تو رو ميخوام
ابراهيم، ميدوني اين يعني چي؟
.اوه، خدا
.چشمهاش، آبي خالص هستن
.شبيه تو شده
.بعدي درست شبيه تو ميشه
ما رو کامل فراموش کردي؟
چه خبر از محسن؟
.آدرست رو واسهم فرستاد
.درمورد سفرت ميپرسه
.بله، خانم .حسابتون رو بررسي ميکنيم
ببين، اگه من بتونم از حقوق ماهيانهي خودم ...شش دلار پسانداز کنم
...به 533 ماه نياز دارم
.که ميشه 44 سال
،سن خودم که 18 سال هست رو هم اضافه کن ...و به اين نتيجه ميرسيم که
وقتي 62 سال شدم ميتونم ...هزينهي تحصيلم
.توي آمريکا رو پرداخت کنم
به اين مي توني حداقل ...سه سال تحصيل اضافه کني
رو هم رفته چقدر ميشه؟
.دقيقاً 65 سال
!سن عالي واسه شروع يه حرفه
.ديوونه شدي
هذيان؟
...اوه، مادر، براي خدا
روح خود را به اين روغن .چرب و نرم نيندازيد
...که گويا ديوانگي من است که در سخن آمده
.نه خطاکاري شما
!آخرش هملت ديوونهت ميکنه
اين کارها واسه چيه؟
.حق با توئه
.چيزي ندارم به کسي ارائه کنم
من چي؟
!تحملم ميکني
جز گله و شکايت چي دارم؟
و بيشتر شکايات ...درمورد اين کشتي پر از بدبختيه
.اين قبري که اسکندريهست
!اوه، اسکندريه
چرا اصلاً اينجا به دنيا اومدم؟
...زمان خيلي کمي مونده
.کشتي توي بندره
.بايد کارهاي ويزات رو انجام بدي
.دوباره بگو
واسه گرفتن ويزا .بايد بري کنسولگري
!تئاتر پاسادينا منو پذيرفته
.بيا! اينها رو بسوزون
.به اون کشتي لعنتي ميرسم
.الان وقت تعلل نيست
.به موقع نميرسي
!حداقل ميتونيم سعيمون رو بکنيم
.ولي پدرت توي لبنانه
تمام آيندهي من به چيزي که توي .اين تلگرام مينويسي بستگي داره
پونزده ساعت با قطار ...از بيروت تا فلسطين
که فقط اين پرت و پلاها رو ازت بشنوم؟
چي باعث شد بياي؟ .ميدوني که تصميمش رو گرفته
.ميدونستيم تو رو ديوونه ميکنه
.حقيقت رو بگو، قدري
.برگشتي که يه راهحل پيدا کني
.که کمکش کني
کي مي دونه؟ ...ممکنه موفق بشه و تبديل به
چيزي بيش از يه منشي پشت ميزنشين ...توي يه بانک نکبتي بشه
که هيچي هم ازش گيرش نمياد؟
چقدر پول برامون مونده؟
.چهل و پنج پوند
.اينو واسه بيست تاي ديگه گرو ميذارم
.الان از مؤسسه رهني پسش گرفتي
.اينها رو هم بگير
فکر کنم فردا بتونم .سه پوند برات گير بيارم
در کل چقدر لازم داريم؟
...هشتاد پوند واسه وزارت بورس تحصيلي
.وگرنه ويزايي در کار نيست
.کرايهي کشتي رو هم اضافه کن
هزينهش چقدره؟
.صد و بيست پوند
.نود پوند توي حسابم دارم
،چهل و پنج پوند به علاوهي چهل تا .ميشه هشتاد و پنج پوند
هشتاد پوند سپرده و .پنج تا واسه سفر به قاهره
.واسه بليت، به وقتش يه کاري ميکنيم
،ولي فردا جمعهست .همه جا تعطيله
!از شاکر پاشا قرض ميگيريم
!نه، اون نه
.يه قرض 24 ساعته که ورشکستهش نميکنه
.دفترچه حساب رو بهش نشون ميديم
يه پروندهي ديگه رو هم باختي؟
خيلي از اين کار لذت ميبري، آره؟
...پاشا با وام موافقت کرده
.فقط صندوقدار هيچ پول نقدي نداره
هشتاد پوند واسه 24 ساعت هم نداره؟
.نگران کرايهي کشتي نباش
.چمدونم رو جمع کن، مامان
!اون پيراهن آبي يادت نره
لباسهاي شنا، کهنه شدن .ولي ميشه استفادهشون کرد
.به موقع برميگرديم که به کشتي برسم
.دير نکني
...ناديا، برو به کنسولگري
و بهشون بگو باز بمونن ...و مهرها رو بيرون نگه دارن
.تا ما برگرديم
.قول دادن منتظر بمونن
پول بليت گيرمون مياد؟
.هرطور شده گير مياريم
از ولگردها دفاع ميکنه و ميخواد .يه وام واسه پسر دورگهش بگيره
!دفترچه حساب، چه مزخرفاتي
پسرش بره آمريکا؟
.انگار آمريکا، سر کوچهست
.انگار بخواي بري ساحل
چرا در حد و حدود خودشون زندگي نميکنن؟
.شايد دنبال چيز بهتري هستن
وقتي آدم ورشکسته شده .بهتره سرنوشت خودشو بپذيره
،پدر که يه بيعرضهست .پسرش هم جا پاي خودش ميذاره
.اون پسر دقيقاً ميدونه چي ميخواد .موفق ميشه
.مطمئن باش
.برادرت خُل شده
چه خبر؟
!اينها رو بشمر .هنوز 35 پوند ديگه ميخوايم
.مطمئنم ميتونم سه پوند برات گير بيارم
چقدر نياز داري؟ - .سي و دو پوند ديگه -
.بيا، اين 17 تا .از حقوق خودمه
!امکان نداره - .از قدري قرضشون گرفتم -
ديگه چي؟
.نه، ديگه نميدونم از کي بخوام
.يکي رو ميشناسم !آقاي دياب
.يه لحظه صبر کنين
!بابا !ايناهاش
.خواهش ميکنم، فقط نيم ساعت ديگه
.آروم باشين، منتظر ميشيم تا بياد
.شوخي ميکني
.دو تا پيراهن نو داري - دو تا پيراهن واسه دو سال؟ -
،فردا قبل از سفر .دو تا ديگه ميخريم
.فردا مغازهها بستهن
.يه مشت لباس کهنه، فقط همين
،ميدونم! يهويي داره ميره ...و بعد
...بليت... و پسانداز
...و بعد خداحافظ و بعد
.دو سال ...دو سال آزگار
!از من دور ميشه
.بيا پسرم، اينو بپوش
.اميدوارم اندازهت باشه
!برادرم خوشگله
ابراهيم خوب ميدونه که .تمام تلاشتون رو کردين
.پرونده رو باختم
...اگه دو روز پيش اين پول رو ميدادين
.امروز همهچيز به خوبي حل شد
.تونستيم پسرمون رو بفرستيم آمريکا
...خواهش ميکنم بذارين
.وجدانم آسوده باشه
.باعث افتخاره، آقاي قدري
آدمهايي که ميدونن .چطور "نه" بگن رو تحسين ميکنم
.شما رو تحسين ميکنم
.پسرم، فردا داره ميره
يحيي؟
!ديويد با شما برگشت
ديويد داره توي دانشکدهي نظامي .توي آمريکا تحصيل ميکنه
.پس شايد همديگه رو ديديم
.شايد
.تاکسي هنوز نيومده
با اينکه بهش گفتم .دقيقاً به موقع بياد
.از کشتي جا ميمونيم
.ماشينم در اختيار شماست
...خيلي ممنونم، آقا .جناب... مُرسي پاشا
.اين چه حرفيه، آقا
.يه دنيا ممنون
.در خدمت هستم
.اين کارت منه
...بهم اطلاع بده .باهم کار ميکنيم
.سلام منو به روزولت برسون
نگراني که نکنه برنده بشم؟
!مامان ...همهچيز اونقدر سريع پيش رفت
.که وقت نشد ببينمت
شجاع باش ولي زياد .اونجا نمون
پدرت داره پير ميشه ...و ميخواد که
همهمون ميخوايم که وقتي .برميگردي، آدم مهمي شده باشي
.موفق
.برگرد پيش ما، يحيي
.برگرد به اسکندريه
...اينطوري دست تکون ميدم
.که بتوني منو به جا بياري
،يحيي، در مقابل اين کشتي بزرگ .خيلي کوچيکه
ديگه چي داري بهش ميگي، مامان؟
،که قبل از رسيدن به نيويورک .موهاشو کوتاه کنه
مترجم : بامداد bamdadnaderi@yahoo.com اينستاگرام و تلگرام: Bamdad141
خواهش ميکنم به هر نحوي که از اين زيرنويس استفاده ميکنيد .نام مترجم را پاک نکنيد چون براي اين زيرنويس زحمت زيادي کشيده شد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.