All language subtitles for Gre.ta.2018.720p.hd.rp.x265.HEVC.Film2Movie_WS_PER_SUB

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

«:مـتـرجـمـیـن: پریسا نصیری، سینا نمروری:» .::Sina_n_v,__Galadriel__::.

... بفرمایید

سلام؟

خب، از کارت چه خبر؟

... خوب بود، میدونی تا وقتی که بفهمم

با زندگی تو چیکار کنم؟

.هیچ کسی تا حالا نتوسنته

باشه، اون دیگه چیه؟

.توی مترو پیداش کردم

میخوام فردا ببرمش .بزارم سر جاش

اوه، تو میخوای ... تو میخوای فردا بری و بزاریش سر جاش؟

- دیوونه شدی؟ - .نه، اریکا

تو جایی که بزرگ شدم .این کاریه که میکنیم

.باشه ولی اینجا منهتن‌‍ه

اگه یه کیف پیدا کنی .باید به یه گروه خثنی کننده‌ی بمب زنگ بزنی

.بازش نکن

.ایــــش، یه بلیط لاتاری

.قرصای عجیب و غریب

"گرتا هیدگ"

.بزار ببینم

- نه.آ آ - .اوه، اینم از این

.آره

.واسه یه روز سالن اسپا رفتنم کفاف میده

.یا ... بریم باهاش تنقیه کنیم

.بیا، خیلی حال میده

- یعنی واقعا بنظرت باحاله؟ - .آره

.اونا آب مارچوبه میپاشن تو کونت

و فقط‌‌م واسه‌ی پاکسازی بدن نیست؛

.بلکه برای حافظه‌ی کوتاه مدت هم خیلی مفیدِ

- واقعا؟ - .اوهوم

جیسون لارگو خوانش پریشی داشت ،و از وقتی اینکارو کرده

.الان میتونه الفبا رو به ترتیب از آخر به اول بگه

،ببین، اول اینکه ما پولشو برنمیداریم

... و دوم اینکه، من نمیخوام که آبِ مارچوبه

.بره توی کونم، تحت هیچ شرایطی نمیخوام

.هرگز نگو هرگز

هنوز به بابات زنگ نزدی؟

باید بزنم؟

فقط نمیخوام فکر کنه که

.پیام‌هاش رو بهت نمیرسونم

.آره، میدونم

.بهش زنگ میزنم

.هی

.بیخیال

!فیلم‌‍ه که هنوز شروع نشده

... میدونم. فقط

کارمون بود، میدونی؟

... یه سری فیلم مزخرف، فقط

.من و مامان

.بیا، فرانکی

.بزار ببرمت خونه

.همیشه میتونی مامانتو بهم بدیا

.آره، تروخدا بیا ببرش

.مرسی

ببخشید شما؟

.اوه، آ ، فرانسیس مک‌کولن

... من یه کیفی پیدا کردم که

.فکر میکنم متعلق به گرتا هیدگ باشه

.اوه، آ، سلام

.بفرمایید

اوه، خدا خیرت بده .همه جا دنبالش گشتم

- کجا پیداش کردی؟ - .آ، توی مترو

اوه، عزیزم، این همه راه اومدی .اونم توی بارون، که کیفمو برام بیاری

دوست نداری ... یه فنجون قهوه مهمونم شی؟

.تازه درستش کردم، حاضرِ

.خیلی برام ارزش‌‍ه

.خیلی مهربونی به خرج دادی

آره، البته، چرا که نه؟

.میتونی چترتو بزاری اینجا

.باشه. ممنون

اهل نیویورکی؟

.اوه، نه، درواقع اهل بوستون‌‍م

.ولی اینجا با یکی از دوستام زندگی میکنم

.خیلی ممنون

با دوست‌پسرت؟

.نه، با هم‌اتاقیم، اهل اسمیت‌‍ه

باباش به مناسبت فارغ‌التحصیلیش یه واحد .کوچیک توی ترایبِکا(جنوب منهتن) براش خرید

.ماهم دیگه داریم اونجا میگذرونیم

.اوه، خیلی باید سخت باشه

.همسایه‌هان. معذرت میخوام

.دارن تعمیرات انجام میدن

.یکم ادب و احترام، لطفا

.یکمی آروم‌تر لطفا

.مرسی

.بخدا انگار دارن کشتی میسازن

ایشون شوهرتونه؟

.آره

.کریستوف

- .مال جوونیاشه - .اوهوم

و این یکی هم دخترتونه؟

.آره،نیکولا

.اون بهم یاد داد چجوری پیانو بزنم

.یعنی شوهرم

.لیزت، قطعه‌ی مورد علاقش بود

.بعد کم کم شروع کرد به اشتباه زدن نوت‌ها

.دست چپ‌‍ش

.فکر میکرد که آرتروز داره

.شیش ماه بعد، فوت شد

.اونا باهاتن، بعد یهو میبینی که دیگه نیستن

.کسایی که دوسشون داری

"لیبسترام" میدونی معنیش چیه؟

رویای عشق

بخاطر اینکه تموم چیزی که .عشق برای ما میزاره همینه

.یه رویا. یه خاطره

.ببخشید

.تنها رفیقم توی این روزا، همینه

اون سگ شماست؟

.اوه، آره، جوجو

.اونم خیلی وقته که رفته

خب، تا حالا بهش فکر کردین که یه سگِ دیگه داشته باشین؟

.اوه، نه، نتونستم

.نمیدونم چطوری باید انتخاب کنم

.خیلی خب، اگه بخواین میتونم کمکتون کنم

- تو یه سگ‌شناسی؟ - تقریبا

.مامانم همیشه پرورششون میداد

،مرسی، عزیزدلم

اما فکر نمیکنم الان بتونم .از پسِ یه سگ بربیام

.امیدوارم بهت برنخورده باشه

.نه اصلا

اما اگه نظرت عوض شد، میتونی .آ، بهم خبر بدی

شمارتو دارم؟

.نه

هیچوقت نتونستم بفهمم .چجوری باید با اینا کار کنم

.بدینش به من، میتونم کمکتون کنم

.درواقع خیلی تجربه‌ی معنوی‌ای بود

.اونا روحتم پاکسازی میکنن، نه فقط کونتو

به افتخار آواز کاسه‌ها و فلوتِ ماهی‌تابه‌ها

.بگو که داری شوخی میکنی

- .باید دفعه‌ی بعدی باهام بیای - .عمرا

- .از بیرون غذا سفارش دادم - .صبرکن

- ... وقتی که اونا داشتن چیزتو - نه، خدا

.حالم بهم خورد، واسه الان، واسه شاممون

.اوه

آخیش، خداروشکر .دارم میمیرم از گشنگی

.بله، آپارتمان 4 بی

آ، گرتا؟

.اوه

.سلام

،شرمنده که مزاحمت شدم عزیزم

وقت بدی تماس گرفتم؟

.نه، نه، به هیچ وجه حالتون خوبه؟

... داشتم راجع به

حرفات در مورد داشتن ،یه سگ جدید فکر میکردم و

... گفتم شاید، اگه هنوزم دلت میخواد بیای و

.کمکم کنی، به هر حال خیلی خوب میشه

.بله، البته

... کی، آ کی میخوای بری؟

شنبه صبح چطوره؟

ساعت 10 صبح خیلی زوده بنظرت؟

.آ، نه، 10 خوبه .پس میبینمت

،به نظرت من شیشه زدم

یا واقعا با یه خانوم مسن میخوای بری و سگ بخری؟

.میدونم

.این شهر آخرش نابودت میکنه

،خوب، چند وقته که

اینجا نگهشون میدارین؟

- .پنج روز - و بعدش؟

،اگه کسی نیاد دنبال سگ ها .اونا رو پی‌تی‌اس میکنیم

- پی تی اس چیه؟ -.یعنی خوابوندن (با دارو کشتن)

.اوه، چه حسن‌تعبیر وحشتناکی

،و خب، الان کدوم یکیشون قراره که

پی‌تی‌اس بشه؟

.اممم

.این مورتون‌‍ه

.امروز روز آخر مورتون‌‍ه

.اوه

- میتونم بیام تو؟ - .اوهوم

.یالا

.یالا، مورتون

نمیخوای که این حسن‌تعبیر‍ه کارتو تموم کنه، میخوای؟

... مورتون

.با خودم میبرمت خونه

.بخند

.عالیه

.اوه، خدای من

.نمیدونستم این (گوشی) میتونه عکسم بگیره

میدونم. از عجایب تکنولوژی‌‍ه، نه؟

،اوه، ام، اگه میخوای برای دخترت بفرستیش

.خیلی کار راحتی‌‍ه

فقط روی این کلیک میکنی .و بعد ارسال رو میزنی

.اوه

حدس میزنم خیلی با مامانت صمیمی باشی، نه؟

اممم

.درواقع اون فوت شده

.پارسال

.اوه، فرانسیس

.آره

چرا بهم نگفته بودی؟

،مثل همون حرفی که خودت زدی

... من موندم و این

،رویاهایی که ازش دارم

.و نمیخوام که برام ناپدید بشه

.نمیشه

.اگه تو ... اینجا نگهش داری

.تو قلبت

مشکلی نیست اگه یه ... شمع روشن کنی حتی اگه زیاد

.تمرین نکرده باشی

.بله مطمئنم همینطوره

.کریستوف همیشه اینجا ارگ میزد

.هر جمعه

.امروز جمعه‌ست

.میدونم

.به یاد اونایی که رفتن

بله؟

.هیچی عوض نشده

.هنوزم اینجا شلوغ و پرهیاهوئه

.گوش کن

.منم دوست دارم

.میبینمت

- .نیکولا،قبلنا میومد اینجا - .اوهوم

.کوچیکترین برنده‌ی مسابقات پیانوی موتزارت بود

و الان کجاست؟

.پاریس

.من دوس داشتم بره مدرسه‌ی پیانوی جولیارد

... اما، هنوز هم دانشگاه کنسرواتوارِ پاریس

... یجورایی

چجوری بگم؟

ازش شکایتی ندارم؟

.اوه، باید خیلی دلت براش تنگ شده باشه

.اوه، میرم پیشش

.هر طور که شده

.مجبور نیستی همیشه تنها باشی

.اوه، عزیزم

.حتی بعد از یه مدتی تو هم میری

... میدونی دوستام میگن که

.من شبیه آدامس‌ام

آدامس؟

.مثل آدامس بهشون میچسبم

قول میدی؟

.قول میدم

خب، سایمون پورتر رو یادت میاد؟

... آ

... ام

،چونش یکم ته ریش داره، صورتش خط ریش داره

همونی که باباش توی نیویورک تایمز کار میکنه؟

.نه، اصلا یادم نمیاد

.باشه، خیلیم خوب، اون تو رو یادشه

.امشب یه پارتی را انداخته و ماهم قراره بریم

.من اینارو میپوشم

- چیه؟ زشتن؟ -.نه اتفاقا عالین

خیلی حالم بهم زنن .دلت میخواد بالا بیاری

اریکا، اونا فوق‌العادن، باشه؟ .فقط، نمیتونم بیام

.من با گرتا برنامه گذاشتم بریم شام

جدی میگی؟

تو ترجیح میدی با اون شیطان بری شام بخوری ولی پیش دوستات نیای؟

.خیلی بدجنسی .ضمنا اونا دوستام نیستن

.هی، من که دوستت هستم

خیلی خب، معذرت میخوام، اما من ... این برنامه رو هفته‌ی قبل چیدم پس

.بیا، خواهش میکنم .من بهش زنگ میزنم

- میخوای بهش زنگ بزنم؟ - .اریکا، من نمیتونم بیام

.باید نیم ساعت دیگه اونجا باشم، پس نمیشه دیگه

چی؟

چیو چی؟

... نمیخواستم چیزی بگم اما این

.رابطت با اون خیلی داره عجیب‌و‌غریب میشه

.انگار، کاملا خودتو وقف اون کردی

.اون دوستم‌‍ه

.تو که به‌زور میشناسیش

.باشه، من که میرم بهش زنگ بزنم .تمام

،ما توی یه شرایط سخت قرارش میدیم

- از فردا شروع میشه - نه، اریکا، چه مرگته؟

،چرا همیشه فکر میکنی که

میتونی بهم بگی چیکار کنم و چیکار نکنم؟

،باشه، من یه عوضی بی‌مغزم

،اما فکر نمیکنم که دوست شدنت

با یه خانومی که تصادفی باهاش آشنا شدی .و جای مامانتو باهاش پر میکنی، طبیعی باشه

- ببخشید؟ - ... تو میخوای وانمود کنی که

قضیه از این قرار نیس؟

.همه چی خیلی واضحه، خیلیم ناراحت کنندست

.اون مامانت نیست عزیزم

واقعا دلم میخواد حرفیو که .الان بهم زدی، فراموش کنم

.مراقب باش، داغه

.ام، خیلی خوشمزست

.سوپ ماهیه

- و چی توی برنجه؟ -آه

.کدوی تابستونی و ریحون

.دستور پختش رو مامانم یادم داد

- اممم - مزش چطوره؟

خوشمزست، ام؟

شمعا کجان؟

آ، توی کابینتن .کابینت کوچیک‌‍ه

.باشه

پیداشون کردی؟

.آره، پیداشون کردم

.ام، فوق‌العادست

.کاش میتونستم مامانتو ببینم

خوبه، نه؟

.آره خوشمزست

.خب، از دوستت بهم بگو

... آ، همون دوستت که ام، اسمش اریکا بود، نه؟

چی شده؟ .به‌نظر میاد ناراحتی

.آره، حالم واقعا خوب نیست

اوه، عزیزم، مریض شدی؟

.شاید

.نمیدونم، یهویی اینجوری شدم

دلت میخواد دراز بکشی؟

.نه، فکر میکنم بهتره برم خونه

.ما هنوز دسر رو نخوردیم که

.اشکالی نداره

اگه میخوای، یه بشقاب بهت بدم ببری با خودت؟

.نه، نه، واقعا لازم نیست

- .زحمتی نداره که -.گرتا، واقعا میگم، مشکلی نیست

مطمئنی؟ .یه لحظه هم طول نمیکشه

.آره، مطمئنم

کاری از دستم برمیاد؟

.بهم بگو کجات درد میکنه

.فقط نیاز دارم برم خونه

.از کلید استفاده کن

.توی کاسه‌ست

- .اوه، خدای من - .میدونم

... یعنی، حدس میزنم که اون

.عمدا کیف‌ها رو اطراف شهر میذاشته

فقط به امید اینکه، یه نفر بهش برشون گردونه؟

- .و توهم اینکارو کردی - .آره، منم کردم

.وحشتناک‌ترین چیزیه که تا حالا شنیدم

.بفرمایید. میز شماره پنج

.عجله کن

.هی، اون واقعا منو میترسونه

حق داری، بهم بگو چی شده؟

- به اونجاهم زنگ زد؟ - .آره، فکر کنم هشتاد باری زنگ زد

.مجبور شدم سیم تلفنو از برق بکشم

!وای خدا، فقط دوس دارم بره گم شه

.آره خب، متاسفانه اونقدارهم آسون نیست

!مخصوصا وقتی خودش نخواد بره

میخوای بدونی نکته‌ی بد ماجرا چیه؟

چیه؟

.هرچی دیوونه‌تر باشن، بیشتر بهت میچسبن

.وای، نگو تروخدا

... تازه نمیخوامم بگم که چقدر

- .راجع به اون بهت هشدار دادم - .میدونم

خدا لعنتم کنه، چرا بهت گوش نکردم؟

.هیچوقت گوش نمیکنی

،خیلی خب، از این به بعد قسم میخورم که

.هر کاری بگی انجام میدم

.یکی اومده سراغتو میگیره

- کیه؟ - .یه زن

.اوه خدای من، اریکا، فکر کنم اون اینجاست

- .لعنتی - .بعدا باهات تماس میگیرم

میتونی از شرش خلاص شی؟

.امتحان کردم .اون گفت که حتما باید ببیندت

.من نمیخوام که باهاش حرف بزنم

- .ببین، فرانسین - .فرانسیس

من مدیر رابطه‌های اجتماعیت نیستم، گرفتی؟

.فقط از شرش خلاص شو

.و تئاترم نمیخوام

گرتا، اینجا چیکار میکنی؟

.نگرانت شدم .تلفنامو جواب ندادی

- .بهت پیامم دادم -.آره، دیدمشون

- چی از جونم میخوای؟ - ... عزیزم، من

- نگو - چی؟

.اینجوری صدام نکن

مشکلت چیه؟

چی شده؟

- عزیزم (به فرانسوی) - !گفتم اینجوری صدام نکن

خب بگو مشکل چیه؟

!بیخیال گرتا

.من دیدمشون

.کیف‌هارو توی کمد دیدم گرتا

.دیدمشون

چی ... چیکار میکردی؟ ،میرفتی کیف‌هارو این‌ور، اون‌ور جا میذاشتی

به امید اینکه یه سری دیوونه بیارنشون و بهت برگردونن؟

اینکه بزرگترین احمق نیویورک رو پیدا کنی؟

خوبه، تبریک میگم !موفق شدی

- .فرانسیس - !خدایا، خیلی خوبی تو

!تو واقعا خیلی خیلی خوبی

!کاملا منو خر خودت کرده بودی

!خداروشکر که کمد اشتباهی رو باز کردم

- اجازه میدی بهت توضیح بدم؟ - .نه، اجازه نمیدم

!چون همه چی دیگه تمومه

.و دیگه هیچ‌وقت نمیخوام ببینمت

.فرانسیس لطفا

.دیگه هیچ‌وقت برنگرد اینجا

فرانسیس؟

.لطفا بزار برات توضیح بدم

.کاری که کردم اشتباه بود

.الان فهمیدم

.و دیگه هیچ‌وقت اینکارو نمیکنم

،اما، از وقتی که نیکولا رفته

.من اینکارو میکردم که تنها نباشم

.این سیاه چاله

.شاید یکمی منو دیوونه جلوه بده

،ما واقعا همدیگه رو دوست داشتیم فرانسیس

!نه این دوری مسخره رو

.اگه بهم زنگ نزنی، واقعا نمیدونم باید چیکار کنم

شنبه میخوای کار کنی؟ از تا آخر ساعت؟

.بله، البته

... آ

- . تموم شد، برو - .ببخشید

.برو، برو، برو

... اگه اونا مال من باشن

.همینجا از رو لباس، باهات سکس میکنم

.از خدامه

فرانسیس مک‌کولن؟

.نمیتونم قبولشون کنم

... سوسن سفیدن ها

.معذرت میخوام

! اوه

- ... آ ... آ - .خیلی ببخشید

زخمی که نشدین؟

.فورا یه لیوان دیگه براتون میارم

.من خیلی، خیلی، خیلی، شرمنده‌ام

.آ ... آ ... فوری با گیلاس جدیدتون برمیگردم

.به پلیس زنگ بزن

این مشکل نیست؟

پس میتونه کل روز رو ،همونجا وایسه و به من خیره شه

و هیچ مشکلیم نیست؟ همه چی هم خوبه؟

اونور خیابون؟ .آره، خیلیم زیاد

چطور آزار و اذیت نیست؟

،خانم، اون قاعدتا میتونه همونجا وایسه

با یک دوربین از راه دور و سه پایه

.و اگه دلشم خواست ازت عکس بگیره

مکان عمومی‌ایه ... تمامی حقوقش محفوظِ

.عالیه

.بهش توجه نکن

.اون فقط دنبال توجه‌ئه

،هر چی بیشتر بهش توجه کنی .اونم بیشتر میخواد

- .خیلی خب، آسون‌ئه - .خانم

.گفتم که معذرت میخوام

.لطفا باهام حرف بزن

،گفتم که معذرت میخوام ... فقط بگو چی میخوای

.لطفا

یا مسیح، چی...؟

... خدایا، چیکارم دا آخه چی میخوای ازم؟

.میخوام باهات حرف بزنم

.به‌جاش برو با دخترت حرف بزن

.نمیتونم .اون درک نمیکنه

چی؟

- اون چی رو درک نمیکنه؟ - .تنهاییم رو

.گرتا، همه تنهان

ولی به این معنی نیست که تو ،مجبوری بری و مردمو تعقیب کنی

.و بترسونیشون

.همه به یه دوست نیاز دارن

- تو هم دوست خودتو داری، اریکا - .نه

.نه، پای اریکا رو وسط نکش

،تو گفتی همیشه اطراف دوستاتی .مثل یه آدامس بهشون میچسبی

تو عقلتو از دست دادی؟

.لطفا

.بیا امتحان کنیم، بیا از اول شروع کنیم

.دوست دارم

.تو حتی منو نمیشناسی

.من سعی کردم باهات حرف بزنم .واقعا سعی کردم

.اما تو گوش نمیدادی

.کسی حق نداره اینکارو باهام بکنه

.باورم نمیشه که اینکارو باهات کرد

،شکایت جلوگیری از آزار و اذیت

.تحت شرایط معین بررسی می‌شه

- هیچ‌گونه آزار فیزیکی بهت رسونده؟ - .اون توی موهاش آدامس تف کرد

آدامس؟

یه دستور محافظت میخوام

چجوری میتونم یکی بگیرم؟

،یه درخواست استشهادنامه میدی

،و پیش منشی دادگاه میری

،وقتی هزینه‌ی درخواست پرداخت شد

.پرونده برای قاضی فرستاده میشه

،قاضی ممکنه دستور یه بازپرسی بده

و همه اینا چقدر طول میکشه؟

.اینجا منهتن‌‍ه

.دادگاه‌ها بیش از حد شلوغن

- چقدر؟ - . چندماه طول میکشه

.دستوالعمل پرکردن درخواست، به صورت آنلاین هست

... برای اینکه یک سگ رو از صاحبش بگیری

باید به سازمان اس‌پی‌سی‌ای .از بدرفتاری با سگ، مدرک بدی‎

،مثل عکس، یا شهادت شاهد

اگه هیچ مدرکی نداشته باشم چی؟

.اما، من نگران امنیت اون سگ هستم

،تو داری در مورد اون خانوم فرانسوی که

باهات اومد اینجا صحبت میکنی؟

.من فقط ترسیدم

.برای اون سگ‌‍ه

.فکر میکردم تو (نیکولا) توی پاریسی

مشترک مورد نظر

،در دسترس نمی‌باشد

.لطفا بعد از شنیدن صدای بوق، پیغام بگذارید

.سلام، فرانسیس مک‌کولن هستم

.میخوام با نیکولا هیدگ صحبت کنم

.دخترِ، گرتا هیدگ

اوه، میدونی من کمکش کردم که .یه سگ رو به سرپرستی بگیره

.و من نگران اون سگ‌ام

اریکا؟

خدایا

سلام؟

سلام، تو کجایی؟

- کجا باید باشم؟ - .مهمونی چستر

.اوه، گندش بزنن

.من خیلی خستم .ببخشید واقعا

.ما ... ما هنوز اینجاییم

- .بیا اینجا - .نه، همینجوری خوبه

.شب اینجا میمونم

حالت خوبه؟

.آره، خوبم

.فقط، آ...خستم

.اما، وقتی برگشتی باهات حرف میزنم

- .باشه - .بای

.سلام بابا

.خیلی وقته بهم زنگ نزدی

.متاسفم .چیزه ... یادم رفت

،شاید باید استعفا بدم در حالی که .دارم پیشرفت هم میکنم

.آره شاید

حالت چطوره؟

.نمیدونم

.دارم فکر میکنم که شاید کلا برم

،تا یه سری چیزا تموم شن .ممکنه برام خوب باشه

منم میتونم باهات بیام؟

فقط منو تو؟

تو ازم عصبانی‌ای بخاطر اینکه

.یه راهی برای فراموش کردن، پیدا کردم

اینجوری خودتو توجیه میکنی؟

تا حالا بهش فکر کردی که

شاید مامانت هم همینو میخواست؟

.بیخیال

.مـ...منظورم، واسه هر دومونه

.تا بتونیم با زندگیمون کنار بیایم

این الان قراره همه چیو برام بهتر کنه؟

.من مرد کاملی نیستم

آره درسته، بجز الان

... که داری حرفای بیل کلینتون رو میزنی، پس

،ببین

.خیلی بهمون سخت گذشته

.این واسه هیچکدوم از ما آسون نبوده

.منم به اندازه‌ی تو دلم براش تنگ شده

فرانسیس؟

.بابا، من باید قطع کنم، بعدا باهات تماس میگیرم

- همین الان؟ - .آره، ببخشید

- فرانکی؟ - اریکا، خداروشکر

- چی شده؟ - .گرتا ... اونجاست

.اون چند تا عکس ازت برام فرستاد

چی؟

.باید از اونجا بیای بیرون .درواقع، نه نه

.تنها نرو کسی باهاته؟

،من همه جا رو گشتم .هیچکی اینجا نیست

- کجایی؟ - نگران نباش

.دارم میرم بیرون .به هر حال خیلی خسته کننده بود

.اوه، خدای من، اریکا

نه، نه، نه، .اون هنوزم دنبالته

‫- مطمئنی ؟ ‫- آره , مطمئنم

‫نفس عمیق بکش و آروم باش , باشه ؟

‫وای عجب گیری افتادیم .

‫منظورم اینه , اون نمیتونه اینکارو بکنه .

‫من فردا میرم پیش پلیس و

‫- یک وکیل میگیرم ‫- برو سراغ فرانکی مک

‫منظورم اینه که آزار و اذیت کردن من به کنار

‫تهدید کردن دوستم دیگه ...

‫اونجایی ؟

‫اون داره دنبالت میکنه یه جایی بپیچ .

‫- کسی رو نمیبینم ‫- تو ...

‫تو الان تو کوچه ای و اونجا هم

‫پشتت یک بیلبورد تبلیغاتی هست ‫هنوزم تلفن دستته

‫درسته , جلومه .

‫یا مسیح .

‫باید از اونجا دور بشی .

‫اریکا ؟

‫الو ؟

‫آروم باش فرانکی از اونجا دور شدم .

‫الان کجایی ؟

‫دارم میرم تو مترو .

‫اون درست پشت سرته .

. بپیچ

‫نمیتونه .

‫جنده .

‫هنوز داره دنبالت میکنه .

‫نمیبینمش .

‫میرم اوبر بگیرم , باشه .

‫یک اتوبوس ایستاد .

‫باورم نمیشه , دارم سوارش میشم .

‫زودباش برو .

‫- اریکا ؟ ‫- من اینجام

‫- دنبالش بگرد ‫- باشه

‫باشه , دیگه مشکلی نیست .

‫اریکا اون تو اتوبوسه .

‫چی ؟

‫تو باید بری پیش دکتر .

‫اریکا باهاش حرف نزن .

‫تو رقت انگیزی , ببخشید , من باید پیاده بشم .

‫اریکا از اتوبوس پیاده شو .

‫- باشه , پیاده شدم ‫- کجایی الان ؟

‫نمیدونم , یه جایی تو خیابون سی و سوم .

‫یه بار روبرومه و همینطور خونه ی کوپر .

‫خونه ی کوپر , در خیابان سی و سوم .

‫زودباش , خواهش میکنم .

‫جنده ی روانی .

‫خدای من .

‫اریکا .

‫اریکا .

‫خدای من , سلام .

‫عجب دیوونه ایه .

‫باید بگم که عکس های خوبی میگیره .

‫منظورم اینه که , شبیه آدم بدا شدم .

‫اریکا , بیخیال .

‫سلام .

‫سلام .

‫میدونم یکم سخته ولی

‫باید همدیگرو ببینیم .

‫متاسفم .

‫فرانسیس ؟

‫بله ...

‫درمورد نیکولا بهم توضیح میدی ؟

‫من الکسا هستم .

‫الکسا هموند .

‫میخوای ... ؟

‫نیکولا هیدگ مرده .

‫اون 4 سال پیش خودکشی کرده .

‫اونو از انجمن ترک اعتیاد به الکل میشاختم .

‫من 6 سال مشاور اعتیاد

‫اون و دوستش بودم .

‫- ولی هیچوقت نتونستم که ... ‫- امم ...

‫من متاسفم .

‫پاریس چی ؟

‫- پاریس ؟ ‫- آره

‫گرتا میگفت که اون تو پاریس هنرستان میخوند .

‫نیکولا هیچوقت پاریس نبوده .

‫گوش کن , تمام حرف های گرتا در مورد فرانسه

‫فقط توهمه , میفهمی ؟

‫اون اهل مجارستانه .

‫میدونی , گرتا ...

‫ هنوز وانمود میکنه که با اون

‫تلفنی حرف میزنه .

‫اون خیلی مریضه .

‫پس نیکولا پیانو یا چیز دیگه ای نخونده ؟

‫اون تا زمانی که دستاش خونی میشد مینواخت .

‫تو نمیتونی جون مردم رو حفظ کنی .

‫میدونی , من نتونستم نجاتش بدم از

‫چیزی که سرش داشت میومد .

‫میدونی , اون شاید نتونسته از جعبه نجات پیدا کنه .

‫از جعبه ؟

‫یه تشبیه هستش

‫همون چیزی که اونو درگیر کرده بود

‫به عنوان یک بچه یا هر چیزی .

‫ولی قبلش فهمیدم که ...

‫... شاید اشتباه میکردم .

‫داشتم با اریکا حرف میزدم .

‫پدر

‫اون بهم میگفت که چه خبر بود .

‫تو همش بهم میگفتی که همه چی روبه راهه .

‫من خوبم ....

‫دیگه بزرگ شدم .

‫پس باهام مثل بزرگتر ها صحبت کن

‫باشه , مثل بزرگتر ها .

‫این زن ثبات روانی نداره .

‫باید کلا رابطه خودتو باهاش قطع کنی .

‫قبلا اینکارو کردم .

‫ببین پدر , بهت زنگ میزنم .

‫سلام , من فرانسیس هستم , پیش خدمت امروزتون .

‫نوشیدنی الکلی رویال با آب گازدار .

‫نه , من ...

‫ببخشید من نمیتونم .

‫ولی من رزرو کردم عزیزم .

‫- یعنی چی نمیتونی ؟ ‫- مشکلی هست ؟

‫آره , این زن اذیتم میکنه .

‫باید بهش بگی بره .

‫ولی اون رزرو کرده .

‫این دیگه چجور سرویس دادنیه ؟

‫چطور میتونم کمکتون کنم خانوم ؟

‫یک نوشیدنی الکلی با آب گازدار .

‫سفارشم دست اونه .

‫- یکم آرام بخش میخوای ؟ ‫- آره ولی فکر نکنم جواب بده

‫- همونیه که اذیتت میکنه ؟ ‫- آره

‫موفق باشی .

‫با سوپ خرچنگ و سالاد سبز شروع میکنم .

‫- چرا داری اینکارو میکنی ؟ ‫- چون باید حرف بزنیم

‫چیزی برای گفتن بهت ندارم .

‫هیچی ؟ بعد از این همه قضایا هیچی ؟

‫در ادامه هم ماهی میخورم .

‫- خوشمزس ‫- عالیه

‫یه لیوان هم نوشیدنی میخوام .

‫"پوینت گرجیو" میارم . ‫(نوعی شراب سفید)

‫نه , یه چیز فرانسوی میخوام .

‫پس "شابلی" میارم . ‫(نوعی نوشیدنی الکلی)

‫هر چی که بگی .

‫عزیزم

‫- اونطور صدام نکن ‫- چرا که نه ؟

‫این چیزیه که که هستی , عزیز من .

‫چرا فرانسوی حرف میزنی ؟

‫- عجیب غریب حرف میزد ؟ ‫- به پلیس زنگ بزن

‫- هنری دوست نداره ‫- مهم نیست , زنگ بزن

‫به دردسر میفتی .

‫اینم "شابلی" .

‫میشه ... ؟

‫

‫یکم مثل توئه .

‫زیاد قول میده , بعدش ناامیدت میکنه .

‫باشه .

‫یکی بهترش رو میخوام .

‫خدای من , من متاسفم .

‫نمیتونی اینکارو باهام بکنی , باما بکنی .

‫- تو بچه ای ؟ ‫- نه , تو بچه ای

‫تو به یه نفر نیاز داری تا دوست داشته باشه . ‫یک مادر که بغلت کنه .

‫یکی رو از دست دادی و دیگه میترسی ‫ کسی رو دوست داشته باشی .

‫- هردومون حقیقت رو میدونیم ‫- چطور جرئت میکنی

‫در مورد مادرم صحبت کنی .

‫عزیزم , چرا نمیفهمی که

‫اون باید میمرد .

‫اون باید میمرد تا مارو ملاقات میکرد .

‫دیوونه شدی ؟

‫تو فقط نمیتونی قبولش کنی .

‫نگاش کنید , اون پر از

‫غم و اندوهه .

‫اون رفته فرانسیس .

‫قبولش کن فقط , به زندگیت ادامه بده .

‫ولم کنید اون رفت .

‫ولم کنید , ولم کنید .

‫ولم کنید .

‫باید سعی کنم نادیدش بگیرم , آره ؟

‫چطور باید احتیاط کنم وقتی

‫بهم نمیگی که اونو

‫آزاد کردید یا نه ؟

‫خدای من .

‫آزادش کردید , آره ؟

‫باشه , به عنوان آره در نظر میگیرم .

‫لعنت بهت .

‫بابام قراره بیاد دنبالم .

‫باشه .

‫باشه ؟

‫فکر کنم باید بری .

‫چی , برم ؟

‫بیا باهمدیگه بریم اگه مشکلی نیست .

‫میتونیم بریم باهم ساحل باها .

‫ارزونه .

‫آره , ولی اون هنوزم اینجاست

‫وقتی که برمیگردیم .

‫پس , خوب

‫فکر کنم باید یواش یواش محو بشی .

‫یعنی چی ؟

‫عذر خواهی میکنی

‫بعدش میگی مشکلات تو مال اون نیست

‫و باید بری و خودت مشکلاتتو حل بکنی

‫وقتی که برگردی

‫اون رفته سراغ کس دیگه ای .

‫خوب ...

‫پس یعنی دروغ بگم .

‫درست تو صورتش .

‫کمکت میکنم

‫من سلطان یواش یواش محو شدن هستم .

‫امروز جمعه هست .

‫گرتا , من متاسفم .

‫میدونم هستی عزیزم .

‫تو درست میگفتی .

‫من واقعا برام مهمه .

‫من خیلی درمورد مامانم ناراحت بودم .

‫و داشتم تورو سرزنش میکردم .

‫من فردا از اینجا میرم .

‫فقط برای مدت کوتاهی .

‫به این فکر میکنم که دیگه تمومه .

‫تو هم خیلی کمک کردی .

‫همون دوستی بودی که نیازش داشتم .

‫همه به دوست احتیاج دارند .

‫ولی ما بیش از یک دوستیم فرانسیس .

‫مابه هم وصلیم .

‫ما خانواده ایم .

‫میدونم .

‫هر بچه ای به چه چیزی احتیاج داره ؟

‫مادر .

‫وقتی بیای همدیگرو میبینیم ؟

‫برای جمع کردن وسایلت به کمک نیاز داری ؟

‫نه .

‫بهم که دروغ نمیگی دیگه , آره ؟

‫نه .

‫پس این به منزله ی خداحافظی همیشگی نیست .

‫نمیخوای بیای بغلم ؟

‫شاید خداحافظی همیشگی بود , مارتون .

‫اریکا ؟

‫اریکا , تو به گلا آب دادی ؟

‫اریکا اینجا نیست عزیزم ولی خداروشکر

‫من اینجام .

‫به نظر میاد وسایلتو یادت رفته جمع کنی .

‫حالا کدوم کفشت رو میخوای برداری ؟

‫آقا , میتونی کمکم کنی ؟

‫- خواهرزادم مریضه ‫- حتما

‫من میگیرمش .

‫ممنون .

‫میبرمت تخت وقتی برسیم خونه .

‫رسیدیم .

‫اینم اسباب بازی برای اینکه بازی کنی .

‫حتی اگه لیاقتشو نداشته باشی .

‫چون بهم این دروغ بزرگو گفتی .

‫ولی ...

‫ما اینجا تعطیلات کوچیک خودمونو خواهیم داشت .

‫

‫اریکا .

‫نباید وسایلتو جمع میکردی ؟

‫آره .

‫آره , درسته .

‫بابا اینجاست .

‫میترسه بیاد بالا ؟

‫نمیدونم شاید .

‫زیاد تو این موضوع درگیر بوده اخیرا .

‫بهش یه فرصت بده اون دوست داره .

‫دلم برات تنگ میشه .

‫حالت خوب میشه ؟

‫نمیدونم .

‫خیلی دوست دارم ولی باید بری .

‫- بهم زنگ بزن ‫- میزنم

‫- عکس بفرست ‫- باشه

‫چه خبره ؟

‫خدای من .

‫کمکم کنید , خدای من .

‫نه , نه , نه

‫اوه خدای من , کمکم کنید .

‫خواهش میکنم خدای من .

‫نه , نه .

‫کمکم کنید .

‫چی ؟

‫کمکم کنید .

‫خواهش میکنم .

‫نه .

‫بذار بیام بیرون .

‫بذارم برم , نه

‫یه نفر کمکم کنه , خواهش میکنم .

‫اینجا تخت دروغه .

‫تو حتی وسایلتو جمع نکرده بودی .

‫هیچ جایی نمیخواستی بری , آره ؟

‫خواهش میکنم .

‫فقط میخواستی از شر گرتا خلاص بشی .

‫خواهش میکنم .

‫لطفا نبند , نبندش .

‫نبندش , نبندش , خواهش میکنم .

‫میخوای بیای بیرون , بجنب .

‫مثل نیکولایی .

‫نمیتونی تصمیم بگیری .

‫خواهش میکنم .

‫خدای من , بذار بیام بیرون .

‫بذار بیام بیرون .

‫نه .

‫چی ؟

‫چه بلایی سرش آوردی ؟

‫اون کجاست ؟

‫خواهش میکنم .

‫خواهش میکنم .

‫فرانسیس ؟

‫داشتم عکسای قدیمی رو میدیدم .

‫اون جایی که از مارتا اجاره کرده بودیم یادته ؟

‫از پیام صوتی متنفرم .

‫بهم زنگ بزن باشه ؟

‫چقدر دوست داشتی .

‫5.63 متر جابه جایی ...

‫- سه تا پیام دارم ‫- کیه ؟

‫دخترم ...

‫اون با دوستش رفته مسافرت .

‫فرانسیس , ممنونم بخاطر پیامت .

‫خیلی برام ارزش داشت .

‫مثل رفتن ابر های سیاه از بالاسرم میمونه .

‫وقتی برگشتی بیا صحبت کنیم .

‫خیلی باهم مشکلات داشتیم

‫ولی نمیخوام از دستت بدم .

‫فرانسیس دارم میام شهر

‫حتما تا الان برگشتی .

‫بهم زنگ بزن .

‫باشه , میزنم .

‫برای درس آماده ای ؟

‫پس برگشتی .

‫-از کجا ؟ ‫- از جایی که رفته بودید

‫اون داخله ؟

‫نه , با تو رفته بود مسافرت .

‫نه با من نرفته .

‫گریه نکن عزیزم .

‫همه ما اشتباهاتی میکنیم.

‫بجنب .

‫خوبه , یبار دیگه .

‫نه .

‫سی رو بزن ....

‫ادامه بده .

‫یه پرستار بود به نام هیدگ .

‫از بیمارستان بلویو اخراج شده .

‫ب دلیل سوء استفاده از دارو های بیهوشی .

‫هیچ سابقه ای نداره , میتونه اون باشه ؟

‫هرگز ندیدمش .

‫اون برگشته به مجارستان .

‫هیچ آدرسی نداره .

‫فایل ها نشون میده که

‫فقط پیداش کن آقای کودی به هر قیمتی .

‫250 دلار روزانه به اضاقه ی هزینه هام .

‫بنوش .

‫لطفا .

‫عزیزم .

‫دلت که دوباره جعبه نمیخواد ؟

‫برای خواب بهش نیاز داشتی .

‫بخواب عزیزم .

‫شیرینی زنجبیلیم .

‫بعد از من تکرار کن : شیرینی زنجبیلی

‫- شیرینی زنجبیلی ‫- نه

‫شیرینی زنجبیلی

‫باید یکم کشیده تر بگی ... شیرینی زنجبیلی .

‫شیرینی زنجبیلی .

‫یه بار دیگه شیرینی زنجبیلی .

‫شیرینی زنجبیلی

‫خوبه , یاد میگیری .

‫شما حتما بهش میگید بیسکویت .

‫اگرچه ..

‫اگرچه عسل موجود تو خمیرش

‫میتونه که ... چطوری بگم ...

‫به هم چسبیده ...

‫فکر کنم شما میگید چسبناک ...

‫انگشت کوچیکم .

‫نه , باشه .

‫باشه , باشه .

‫خدای من .

‫سامانتا .

‫میتونم از اونم استفاده کنم ولی اول تو عزیزم .

‫

‫خیلی درد داره .

‫مثل اولش میشه .

‫ زن ...

‫ با کفشا و دستکش هاش شناخته میشه .

‫ما هم چیزی نیستیم جز زن .

‫اون هنوز زندس ؟

‫فراموشش کن عزیزم .

‫الان تو بهشته .

‫تنها تو موندی .

‫عجب زوجی هستیم .

‫ولی میتونیم بهتر باشیم .

‫مگه نه ؟

‫عزیز من .

‫میتونم کمکت کنم ؟

‫من دنبال گرتا هیدگ هستم .

‫و ؟

‫بهم گفتند اینجا زندگی میکنه .

‫آره .

‫اگه زندگی کردن در نظر بگیری .

‫متاسفم .

‫- منظورم سرگرم کننده بود ‫- سرگرم کننده

‫تو تعمیرکار سقفی یا دودکش ؟

‫من دنبال اطلاعاتی از ...

‫نگو که مامور مالیاتی .

‫... فرانسیس مک کالین .

‫میشناسیش ؟

‫آره .

‫میشناسمش .

‫مدتیه ندیدمش .

‫خوب , من دوست خانوادگیشونم .

‫اونا هم مدتیه ندیدنش .

‫واقعا ؟

‫میخوای بیای داخل ؟

‫حتما .

‫اون رفت مسافرت

‫با باباش , اون طور که من میدونم .

‫نه نرفته , واسه همین اینجام .

‫زیاد مهمون واسم نمیاد .

‫به خاطر به هم ریختگی متاسفم .

‫داری میری ؟

‫مطمئنی از اداره ی مالیات نیستی ؟

‫نه نیستم .

‫فقط اونا دنبال حقیقت هستند .

‫منظورم مرگ و مالیاته .

‫کی گفته ؟

‫فکر کنم بنجامین فرانکلین بود .

‫ولی این همه راه رو نیومدی بگی که

‫در مورد مالیات صحبت کنی , مگه نه ؟

‫نه , در مورد فرانکلین مک کالین میخوام صحبت کنم .

‫ما مدتی در ارتباط بودیم و بعدش اون رفت .

‫

‫هیچی نگفت .

‫ولی جوونن دیگه .

‫اونا خودشون زندگیشونو رهبری میکنن .

‫لطفا بشینید .

‫ممنون .

‫چاپین دوست داری ؟ ‫(نوازنده ی مشهور پیانو)

‫عاشق چاپینم .

‫شما دوست نداری ؟

‫خیلی دوسش دارم وقتی صداش اتاقو پر میکنه .

‫اون بهم تو انتخاب مورتون کمک کرد .

‫مورتون ؟

‫مورتون دیگه , سگ نگهبانم .

‫برای مدت زیادیه که غذا ندادم بهش

‫نمیدونم چند وقته .

‫منو ببخشید .

‫مورتون , ساکت باش .

‫مورتون میشه ساکت باشی ؟

‫مورتون ؟

‫مورتون ؟

‫مورتون .

‫سر و صدا نکن .

‫تو از اداره مالیات نیستی .

‫مطمئنی ؟

‫- شاید از اداره ی امنیت ملی هستی ‫- روانی

‫برای افرادی مثل تو هم جا داریم .

‫ولی من همه چیزم عادیه , من یک شهروند عادیم .

‫اون اونجاست مگه نه ؟

‫داره چرت میزنه .

‫مثل همونی که قراره تو در 20 ثانیه آینده بزنی .

‫با خودم میبرمش .

‫مطمئنی ؟

‫کمکم کنید .

‫خوب به نظر نمیای .

‫خطا زدی .

‫دوباره خطا زدی .

‫

‫تو بچه داری ؟

‫نه ؟ بیچاره .

‫هیشکی قرار نیست از دستت بده .

‫عجب کثافتی .

‫عجب کثافتکاری .

‫کیف ها راه حل عالی بود .

‫کی فکرش رو میکرد که یه کیف ‫چرمی سبز

‫تنهاییم رو کلا حل میکنه .

‫برای همیشه راحت میشم .

‫من پیداش کردم پس لطفا ...

‫آره , اونا مهمون آوردند .

‫مهمون برای مدتی خوب بود

‫ولی همه چی پایانی داره مگه نه ؟

‫حتی مهمون .

‫نمیتونم لهجم رو عوض کنم .

‫من اهل تگزاسم .

‫نان زنجبیلیه .

‫خودم درستشون کردم .

‫- یکی بخور ‫- ممنون

‫خوب , چی تورو کشونده نیویورک ؟

‫چه جالب .

‫من میخوام مدل بشم .

‫همسایس , عذر میخوام .

‫تغییر دکوراسیون میده .

‫یکم ادب داشته باشید .

‫ساکت بشید .

‫ممنون .

‫انگار دارن قایق میسازن .

‫خوب بهم بگو

‫چطوری یه نفر مدل میشه ؟

‫یه مدیر برنامه میگیری

‫البته اولش نمونه کار میدی ‫ بعدش مدیر برنامه میگیری .

‫خیلی دست و پا چلفتی هستی .

‫میرم حوله بیارم .

‫- تو خوبی ؟ ‫- آره

‫یکم احساس عجیبی دارم .

‫چه احساس عجیبی ؟

‫فکر میکنی چیزخورت کردن ؟

‫فکر کنم به دوستم هم همچین اتفاقی افتاد .

‫ساعت های طولانی

‫دنبال کیف لعنتیت تو مترو گشتم .

‫الان چه اتفاقی میفته ؟

‫پیانو میزنی ؟

‫درمورد "لیست" و "لیبستروم" حرف میزنی ؟

‫اوه نه

‫داری اوردوز میکنی .

‫مقداری خواب آور تو قهوه

‫این بلارو سرت میاره .

‫تو به دکتر احتیاج داری .

‫منم به دوستم نیاز دارم .

‫کجاست ؟

‫فرانسیس ؟

‫فرانسیس .

‫خدای من .

‫اونم بازمیکنم , باشه ؟

‫میتونی راه بری ؟

‫نمیدونم .

‫منو بگیر باشه .

‫بجنب , بجنب .

‫نه , نه , نه .

‫نه , نه , نه .

‫نه , نه , نه , اریکا نه .

‫- اریکا نرو ‫- من باید ...

‫- نرو , نرو ‫- باید برم ببینمش

‫نه اون بهت آسیب میزنه .

‫اون ...

‫اینجا نیست .

‫فقط صدای موسیقیه .

‫اون چطوری ... ؟

‫تو همونی بودی که نیاز داشتم .

‫بس کن , ولم کن .

‫نه .

‫نه ,نکن .

‫یک فکر بهتر دارم .

‫چطور بسته میشه ؟

‫اینو امتحان کن .

‫الان چیکار کنیم ؟

‫به پلیس زنگ میزنیم .

‫چی بهشون بگیم ؟

‫بگیم اون روانی داخل جعبه هست .

‫چه مدته اون توئه ؟

‫زیاد .

‫باید برم هوا بخورم .

‫باشه .

‫بریم .

‫باید به پدرم زنگ بزنم .

.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

«:مـتـرجـمـیـن: پریسا نصیری، سینا نمروری:» .::Sina_n_v,__Galadriel__::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.