Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
قربان، فقط یک دقیقه مونده
مجدداً تبریک عرض میکنم
از دخترم بتی خبری نداری؟
خیر، قربان. چندین بار باهاش تماس گرفتیم.
خیلیخب
ممنون
خیلیخب، نیوهمپشر،
فقط چند لحظه مونده
آمادهاید؟
آماده برای راس! آماده برای راس!
آماده برای راس!
آماده برای راس!
خانمها و آقایان،
رئیسجمهور بعدی ایالات متحدهی آمریکا،
تادیوس راس!
ممنون
امشب، مردم آمریکا توی یکی از
مهمترین انتخاباتهای عمرمون، عرض اندام کردن
ما به اهمیت این لحظه پی بردیم
از ناپدید شدن نیمی از بشریت گرفته،
تا ظهور یک موجود سلستیال
در اقیانوس هند،
تهدیداتی که باهاشون مواجهیم، همچنان پابرجا هستن
اما تنها راه غلبه بر اونا، همبستگیـه!
امشب، رئیسجمهور راس در سخنرانی پیروزیاش
بر موضوع همبستگی تأکید کرد،
ولی گذشتهاش با سخنانش در تناقضـه،
مخصوصاً موقعی که حرف از همکاری با قهرمانانی مثل کاپیتان آمریکا به میون میاد
این دو نفر جزو مهمترین رهبران کشورمون هستن
ولی بعضیها تردید دارن که
آیا میتونن به گذشتهی پر تلاطمشون غلبه کنن
تا با چالشهای پیش رو مواجه بشن یا نه
بفرما، کاپیتان
موقعی که...
دست توی جیبت نکن. مهمون مایی.
ممنون، چارلی
...این باعث شد که به راس
لقب «شکارچی هالک» رو بدن
پس از ویرانی هارلم
توسط هالک و ابامینیشن،
راس به دلیل آنچه برخی «واکنش غیرموجه» توصیف کردند،
در یک کنفرانس مطبوعاتی مورد انتقاد قرار گرفت
در واقع، بسیاری راس را مقصر خسارات جانبی میدانستند و
باور داشتند که تعقیب بیوقفهی
هالک بنر توسط وی باعث ایجاد این ویرانی شده است
این موضوع همچنین منجر به شکراب شدن
رابطهی رئیسجمهور منتخب با دخترش،
دکتر بتی راس، دوستدختر سابق بروس بنر، شد
اما در یک چرخش غیرمنتظرهی اتفاقات،
او توانست روایت را تغییر دهد و
با دستگیری فرد مسئول ایجاد ابامینیشن،
منتقدان سرسخت خود را ساکت کرد
« ترجمه و زیرنویس از امیر ستارزاده، امیر فرحناک و آریـن » .:: Cardinal & FarahSub & H1tmaN ::.
« پنج ماه بعد »
اوضاع اون پایین چطوره؟ « مکزیک، اوآخاکا »
خب، حدوداً یه ساعت پیش
مزدورهای «سرپنت» با یه محموله وارد شدن
الانهاست که تحویل خریدار بدنش
میدونیم چی دستشونـه؟
کاخ سفید گفته محرمانهست
البته که هست
ایگل۱ کجاست؟ اجازهی حمله صادر شده
ایگل۱ داره وارد حریم هوایی هدف میشه
نقاط ورودی مخفی ساختمون رو براش بارگذاری کن
مخفی؟ خدایی؟ لابد تازهواردی
یه لحظه
سم، تکاورها شش دقیقهی دیگه میرسن
دریافت شد
یا خدا، چطوری این کار رو کرد؟
تجهیزات کاپیتان هدیهی واکانداییهاست واسه کمکی که بهشون کرد
شنیدم حتی کاغذکادوش هم از جنس وایبرینیوم بوده
نه رفیق. شوخی کردم. بیخیال
خواکین، ردوینگ نشون میده که داخل گروگان هست
- من میرم داخل - منفیـه
اولویت با محمولهست
به تکاورها بگو برن دنبال محموله
من میرم سراغ گروگانها
ردوینگ، یه اسکن از ساختمون براشون بفرست
چیه؟
اون «سایدوایندر»ـه
اون سرکردهی سرپنتـه
قرار نبود اینجا باشه
پس دعا میکنی، پدر
خریدار بهم گفت اینجا باهاش ملاقات کنم
تا پولم رو نگیرم جایی نمیرم
پدر
پدر، پدر، پدر، پدر
این همه راه نیومدیم دعا بشنویم، پدر
خریدار کجاست؟
نمیدونم
- نمیدونم - نه. نمیدونم... نه. نمیدونم...
بکُشیدشون
- نه! نه! - دونه دونه بکُشیدشون
نه! خواهش میکنم...
ساکت!
کاپیتان آمریکا اینجاست. میشنوید؟
حرکت کنید، برید، برید!
یالا، یالا!
محموله رو از اینجا ببرید بیرون
افراد سرپنت دارن محفظه رو میبرن، سم
الان یه مقدار سرم شلوغـه!
ردوینگ، با علامت من
وایسا
جلو نیا! وگرنه بهشون شلیک میکنیم
نگران نباشید
خیلی شجاعت به خرج دادید
ممنون، کاپیتان آمریکا. ممنون
- خیلی ممنون - خواهش میکنم
نیروهای سرپنت دارن با محفظه دورتر میشن، سم،
سایدوایندر هم رفت سمت کلیسا
میدونم چه فکری توی سرتـه
نمیشه که در آنِ واحد دو جا باشی
خیلیخب، فقط این دفعه
ولی خودت رو به کُشتن نده
مُردن بی مُردن. گرفتم
خریدار نیومد
انگار مشتریهای بهتری لازم داری
تو لازم نیست نگران باشی
اونی که وقتم رو تلف کرد پیدا میکنم
تو مشکلات بزرگتری داری
کاپیتان آمریکایی که آرزوی کُشتنش رو داشتم
گندهتر از تو بود
خوشحالم که ناامیدت کردم
شرط میبندم مثل آب خوردن وا میدی
مثل آب خوردن نه
اونقدرا هم سخت نبود
صدای شکستن دندهات رو شنیدم
میخوای یه نفسی چاق کنی؟
نه. نه، بیا قال قضیه رو بِکنیم
امروز کلی کار دارم
یوهو!
لعنتی
هیچکس ندید
سم، محموله در امانـه
ستارهات رو به کلکسیونم اضافه میکنم
میخوای یه نفسی چاق کنی؟
مطمئن بودم
یه چندتا هم واسه ما هم نگه دار، کاپیتان
بازوش شکسته، پس یواشتر ببریدش
« کارن لی راس، مادر و همسری مهربان »
«همیشه روی خوشبختیها تمرکز کن،
مشکلات به مرور زمان از بین میرن.»
این نقل قول ایدهی بتی بود
هنوز باهاتون حرف نمیزنه؟
نه
باورش نمیشه که تغییر کردم
واقعاً تغییر کردم
فکر نکنم فرصت دیگهای نصیبم بشه
صد روز اول مسئولیتم داره به آخراش میرسه، لیلا
همین روزها شخصیتم رو توی تاریخ تعریف میکنن
این معاهده باید موفق ظاهر شه
الو
آقای رئیسجمهور، مأموریت موفقیتآمیز بود
خیلیخب، کامل توضیح بده
کاپیتان و تکاورها گروگانها رو نجات دادن
محموله جاش امنـه و توی راه آمریکاست
برادرت چطوره؟
عه، پس یادتـه
- توی نیروی هواییـه - آره
احتمالاً از صدقهسری تو
سعی میکنم از این بابت از دستش دلخور نباشم
اینجا مکان عجیبی برای مبادلهست
- مگه نه؟ - اوهوم
کاملاً باز و قابل دسترسی
به نظرت خریدار اصلاً قصد داشته بیاد؟
فکر میکنی سرپنت رو گول زدن؟
چی میگن؟
همون حرف. قرارداد ناشناس بوده.
پنجاه میلیون دلار برای دزدیدن محفظه توی راه ژاپن
بعدش بیان اینجا و خریدار رو ببینن
اگه ردی از سایدوایندر گرفتی خبرمون کن
- خسته نباشی - ممنون
نگاه، نمُردم
،تازه بقیه میگن نه تنها نمُردم بلکه شاهکار کردم
کی میگه؟
- بقیه - کدوم بقیه؟
همه
همه میگن
تجهیزات عهد بوقت تنِ من انگار جدیدن، نه؟
ساقبندهات رو برعکس پوشیدی
شوخی میکنم
ردیفی، رفیق
خیلیخب. حرفی نیست
این یعنی بالاخره قراره منو به انتمن معرفی کنی؟
نه
خب، اقلاً لگد هواییات رو یادم بده، رفیق
ببین، اگه من قراره فالکون باشم، باید همه چی رو بدونم
صد سال سیاه، آمادگیشو نداری
ولی یکی رو میشناسم که
اصول پایهای رو از صفر بهت یاد میده
حتماً
زیاد اهل معاشرت نیست
پس باید یاد بگیری چطوری دهنت رو بسته نگه داری
ازت بر میاد؟
منو ببینه عاشقم میشه، داداش! شوخیت گرفته؟
- جوابت درست نبود - عاشقم میشه
♪ Flex and M.O.P - Ante Up ♪
« مریلند، بالتیمور »
چطوری، رفیق قدیمی؟
این بچهخوشگل کیه؟
«بچهخوشگل»؟ منو به بابابزرگ معرفی نکردی؟
من فالکون جدیدم
- نه، نیستی - چرا، هستم
این خواکین تورزـه
سه سالـه همکاریم
هنوز نفهمیدم چطوری خفهاش کنم
خب، اینجا چیکار میکنیم؟ ارتوپدی؟
یاد میگیریم چطوری بعد از شکستن لگن دوباره راه بریم؟
اوه، لعنتی...
وای، لعنتی
ایشون آیزیا بردلی هستن
همون... آیزیا بردلی معروف؟
منو آوردی پیش کاپیتان آمریکای فراموششده؟
چرا هیچی نگفتی؟
آشنایی با شما باعث افتخارمـه
مأموریتهاتون توی کُره افسانهای هستن
بعدش دیگه سپر رو گذاشتی کنار؟
یعنی، دنیا خیلی بالا پایین داشته
یه اَبرسرباز دیگه خیلی به کارمون میاد
دولت ایالات متحده
سی سال منو زندانی کرد
دهها سال روم آزمایش کردن
لعنتی، این... خیلی بده
میشه شروع کنیم؟
بریم براش
بدون بالهای وایبرینیومی،
بدون سپر، بدون سِرم اَبرسرباز
ببینم میتونه به سه برسه یا نه
اون روبانها رو بگیر، سم!
کاپیتان در برابر کاپیتان!
این یکی
بزن بریم!
ارتوپدی
شد دوتا
ببخشید. چی میفرمودید؟
دیدی؟ اهل معاشرت نیست
- توی مبارزه، آخرین ضربه... - تنها ضربهایـه که مهمـه
میدونم. خفه شو، ولی ممنون
خیلیخب. حالا نوبت منـه. آمادهام
پنج دقیقه استراحت به کاپیتان آمریکا نمیرسه. بزن بریم
باید جواب بدم
پنج دقیقه استراحت در کار نیست
- هنوز پلاستیکش رو برنداشتی - نه! من نـ...
شاید میخواستم روش باشه
میخوای فونت متن رو بزرگتر کنم؟
تا بتونی بخونیش؟
آره، گوشی رو نگه میدارم تا رئیسجمهور بیاد پشت خط
کجا میری؟
میخوای درموردش حرف بزنی؟
توی کَت من نمیره
اینکه کاپیتان آمریکا به رئیسجمهور جواب پس بده
رئیسجمهور کشوری که زندگیت رو دزدید؟
فقط این نیست
داریم درمورد تادیوس راسِ «گاز انبری» صحبت میکنیم
الحق که این لقب برازندهی اون تخم سگـه
ببین، من که اینا رو بهتر میدونم، آیزیا
یادت نیست؟ راس منو انداخت توی زندانِ «رفت»
سالها دنبال من، استیو و ناتاشا بود
پس چرا داری براش کار میکنی؟
مادامی که براش کار میکنی،
کاپیتان آمریکا میشه نماد امثالِ اون
هیچ خط و ربطی به دولت نداری که براش کار کنی
میبینی اون بیرون چه خبره؟
کشور از دست رفته
ایستادن کنار رئیسجمهور،
حتی اگه راس باشه...
به مردم امید میده
بیخیال، اینقدر منو دستکم نگیر
یه دوستی دارم که توی کاخ سفید کار میکنه
اگه راس هوایی بشه، بهم خبر بده
اصلاً معنیش این نیست که تو رو فراموش کردم
میدونم قصدت چیه
چیه؟
داری تکنیکهای مشاوره رو روم پیاده میکنی
ببین، باور کن
حواسم کاملاً جمعـه، خب؟
میدونم راس محاله عوض بشه،
ولی اون رئیسجمهوره
خب، بهم میگی چی میخواست
یا میخوای حدس بزنم؟
اون من و خواکین رو به کاخ سفید دعوت کرد،
من هم گفتم فقط به یه شرط
که تو رو هم دعوت کنه
میدونم جوابت منفیـه،
ولی اومدنت برام یه دنیا ارزش داره
فقط باید...
برات یه کتشلوار جور کنیم
کتشلوار دارم
جدی؟
پس چرا همیشه
این گرمکن ورزشی کهنه رو میپوشی؟
زود باش، میای یا چی؟
♪ Blackway - Get It Done ♪
دیدی، آیزیا؟ همین درستـه
الان داری میری کاخ سفید. اینجا رو نگاه.
- خفن شدی، رفیق - بنازم، رفیق
گفتم که قراره از اون لباس ورزشی خلاصت کنم
الان ببین چی شدی
آره، نمیدونستم «منز ورهاوس» این سایز لباس رو هم داره
آهای، توی عروسیم با «فیت» همین تنم بود
باشه، خیلیخب
مطمئنم اگه بود بهت افتخار میکرد
امیدوارم
یه راست توی شکم هیولا رفتن، حس عجیبی داره
مطمئنم آسون نیست
آره، نیست
واسه همین باید جشن بگیریم
رئیس بودنِ راس برام مهم نیست
ما مهمونهای افتخاری کاخ سفیدیم!
- چند وقت یه بار همچین اتفاقی میفته؟ - آره
تازه برامون لیموزین هم فرستادن
چی؟
خوشتیپ هم شدیم
- آره - چی؟
مثل قدیما، شیک و پیک کردی و عطر زدی
چی؟
لباس چهارخونهات رو هم پوشیدی
تازه اصل جنس رو هم اینجا داریم
وقت جشن گرفتنـه!
کاپیتان آمریکا!
کاپیتان، کاپیتان، اینجا
- کاپیتان، اینجا رو نگاه کنید! - آقای بردلی
اینجا!
- آیزیا. نگاه - اوه
رفیق، اینجا رو نگاه!
باید یه عکس بگیریم
بریم براش
سه دوست با سه شماره
یک، دو، سه!
آره، شد عکس والپیپر جدیدم. نگاه
- خوب افتادیم - خوبه؟
میشه برام بفرستیش؟
آره، الان برات ایردراپش میکنم
میدونی ایردراپ چیه دیگه؟
البته که میدونم ایردراپ چیه
ایردراپ چیه؟
باید داشته باشیش
فقط «قبول» رو بزن تا بیاد
- زدم - ببخشید، آقایون
رئیسجمهور با آقای ویلسون کار دارن
داخل میبینمتون
- سلام - سلام
سم، فقط تعصب رو بذار کنار
چرا؟ مگه چه خبره؟
این... عکسی نیست که گرفتی
وای، عکس رو اشتباهی فرستادم
وای خدا
خب، نکتهی خیلی خوبی بود
بهش فکر میکنم
ویلسون
عزیزان، میشه تنهامون بذارید؟
آ...
ممنون
دستور پزشکـه
سیگار نمیشه، ولی بهتر از اون آدامس کوفتیـه
ممنون که اومدی
به کاخ سفید خوش اومدی
خب، ممنون که دعوتم کردید، قربان
باید اعتراف کنم، هنوز به تیپ جدیدتون عادت نکردم
آره خب، گفتن یا از خیر سبیلت بگذر
یا از خیر انتخابات
ممنون بابت کمکت توی مکزیک
یجورایی پس گرفتن اون محفظه این معاهده رو نجات داد
انجام وظیفه بود، قربان
من و تو سرِ حد و حدود آزادی
افراد قدرتدار همیشه همنظر نبودیم
ولی دستاورد تو
بهم دلیلی واسه تجدید نظر داده
واسه همینـه که میخوام تو، کاپیتان آمریکا،
کمکم کنی انتقامجویان رو دوباره بسازیم
- انتقامجویان؟ - بله جناب
خب، با کمال احترام قربان،
وقتی «پیمان سکوویا» رو تصویب کردید،
انتقامجویان رو از هم پاشوندید
چرا الان نظرتون عوض شده؟
من الان نمایندهی همهی آمریکاییهام
نصفشون از صدقهسری انتقامجویان الان زنده هستن
کشور بهش نیاز داره
اگه سر مدیریت اوضاع اتفاق نظر نداشتیم...
اونموقع چی میشه؟
با همدیگه حلش میکنیم
ببین، لازم نیست الان بهم جواب بدی
فقط بهش فکر کن
نخستوزیر اوزاکی
- از دیدنتون خوشحالم، جناب - من هم همینطور
ممنون که تشریف آوردید
بفرمایید
سم ویلسون، نخستوزیر اوزاکی
بد نبود
میخواید یه عکس بگیریم؟
حتماً
سم، خواهش میکنم
یکم نزدیکتر بایستید
- ممنون، آقایون - ممنون
ممنون
باهام همکاری کن، سم
ما راه بهتری به دنیا نشون میدیم
غیرمنتظره بود
شاید فرصت خوبی باشه
خب؟
چطور بود؟
ازم خواست انتقامجویان رو دوباره راه بندازم
وایسا، چی؟
- خیلی مهمـه - نمیدونم
اونوقت مجبوریم براش کار کنیم
خانمها و آقایان،
رئیسجمهور ایالات متحده، تادیوس راس
شب بخیر همگی. شب بخیر
افتخار بزرگیـه که در این شب تاریخی،
توی کاخ سفید میزبان شما هستم
وقتی موجود سلستیال توی اقیانوس هند ظاهر شد،
کاری رو کردیم که اغلب میکنیم
سرش جر و بحث کردیم
کشورها به سرعت وارد عمل شدن تا تصاحبش کنن و
مراکز تحقیقاتی برای بهرهبرداری از منابعش تأسیس کردن
چیزی که توی اون جزیره پیدا شد،
قطعاً بزرگترین کشف این هزارهست
کاربردهای بالقوهاش توی فناوری، پزشکی و دفاع،
بیحد و مرز هستن
مقاومت و تخریبناپذیریش حتی از وایبرینیوم هم بیشتره
ضمناً کنترلش دست یه کشور انزواطلب نیست
خانمها و آقایون،
این شما و این...
آدامانتیوم
اولین و تنها نمونهی خالصشدهاش
از یه معدن توی ژاپن به سرقت رفت
ولی خوشبختانه، پس گرفته شد و توی محل امنیـه
بابتش هم باید از دو مرد فوقالعاده شجاع ممنون باشیم
خواکین تورز و کاپیتان آمریکای خودمون، سم ویلسون
کاری که در ادامه با این کشف میکنیم
قضاوت تاریخ رو دربارهمون تعیین میکنه
اگه این معاهده رو تصویب کنیم،
با همدیگه میتونیم به اندازهی کافی آدامانتیوم تولید کنیم
تا بهصورت عادلانه توی کل دنیا پخش بشه ( ♪ Mr. Blue - Fleetwoods ♪ )
♪ ...من آقای پریشونم ♪
جناب، باید بشینید
آیزیا! چیکار میکنی؟
سم!
- قربان، صدمه دیدید؟ - نه
برو، برو، برو!
آقای رئیسجمهور، با من بیاید
لعنتی
آیزیا!
- بخواب روی زمین! - تکون نخور!
چه خبره؟
نمیدونم. ولی باید دست نگه داری
- ایست! - نه!
نمیتونم برگردم زندان، سم
فرار کنی بدتر میشه
خواهش میکنم، آیزیا
آهای، آرومتر!
مراقب کتشلوارم باشید
خواهش میکنم، مواظب کتشلوارم باشید
کاپیتان، نمیتونم بهتون اجازهی ورود بدم
آهای!
سم!
قربان، نمیتونید... نباید...
قربان!
- شرمنده، آقای رئیسجمهور - آهای، آهای
اون میمونه
بقیه بیرون
« تیراندازی در کاخ سفید آیزیا بردلی - اَبرسرباز بازداشت شد »
مأمور تیلور، تو هم بیرون
حالت خوبه؟
من باید اینو بپرسم، قربان
اولین بارم نیست که بهم تیراندازی میشه
میدونم چطور به نظر میاد، ولی...
میشه یه لحظه تنها باشیم؟
اون میمونه
با روث بتسراف آشنا شو، مشاور امنیتیام
قربان، محاله آیزیا همچین کاری بکنه
- ولی کرد - شاید یکی رفته توی نخش
داری از مردی دفاع میکنی که
میخواست رئیسجمهور رو بکُشه جلوی...
- ما نمیدونیم چه اتفاقی افتاد - کافیه
چی میدونیم؟
پنجتا ضارب بودن
آیزیا یکیشون بود
اعضای سرویس مخفی و نیروهای نظامی هم بودن
این یه حملهی تروریستی هماهنگشده بود، قربان
دیگه چی میدونی؟
آهنگی که باهاش تیراندازی شروع شد،
فکر میکنیم علامت شروع حمله بود
قربان، انگار آیزیا کنترلش دست خودش نبود
اصلاً نمیدونست کجاست
خب، به چی میخوای برسی؟
بذارید ته و توش رو در بیارم
به نظرت قضیه یکم زیادی برات شخصی نیست؟
قربان، به حلقهی افراد نزدیکتون نفوذ شده
همین الان هم احتمال یه حملهی دیگه هست
اونوقت تو دقیقاً چیکار میتونی بکنی که
کل دستگاههای اطلاعاتی و دفاعی ما نمیتونن؟
خب، دست روی دست نمیذارم که آیزیا...
ببین، میدونم بردلی چقدر برات عزیزه
ولی به جلوهی عمومیاش هم فکر کن
کاپیتان آمریکا یه تحقیقات شخصی انجام میده
روی دوستی که سعی کرد رئیسجمهور رو ترور کنه
آیزیا همه چیزش رو برای این کشور فدا کرد
اون یه سربازه. یه وطنپرست
هیچ دلیلی نداشت که این کار رو بکنه
تا دلت بخواد دلیل داشت
بردلی بهخاطر نجات افرادش توی زندان بود،
سی سال روش آزمایش شد
اون بلاها سر هر کسی میومد دیوونه میشد
قربان، منو دعوت کردید اینجا که همکاری کنیم
- پس بیاید همکاری کنیم - متأسفانه موقعی که دوستت
سعی کرد منو بکُشه، اون پیشنهاد باطل شد
سم، تو اصلاً نباید توی این موقعیتها قرار بگیری
تو استیو راجرز نیستی
روث
از طرف من اختیار تام داری که این قائله رو بخوابونی
قبل اینکه این معاهده بیشتر از این خدشهدار بشه
پس تهش همین بود؟
من دیگه توی بازی نیستم؟
دیگه نیستی
این مزخرفـه و خودت هم میدونی
سیاستـه
پس بهتره سر عقل بیای، پسرم
«پسرم». به کی میگی «پسرم»؟
سم. چه غلطی میکنی؟
آیزیا رو تبرئه میکنم
حمله به اونجا کمکی بهش نمیکنه
- باید راس طرفت باشه - راس؟
چشمات رو باز کن
بهش پیشنهاد کمک دادم ولی اون منو پس زد
راس طرفِ خودشـه. همیشه همین بوده.
یا متوجهش نیستی یا خودت رو زدی به اون راه
آهای
نشو اون آدم
کدوم آدم؟
همونی که فقط دنبالِ راه سختـه
انگار همون آدمم
کشور همچنان در حالت آمادهباش است
وزارت دادگستری اعلام کرده که پروندهای برای
مجازات اعدام علیه آیزیا بردلی پیگیری خواهد شد
فقط پنج دقیقه، کاپیتان
ممکنه سرِ این، کارم به دادگاه نظامی کشیده بشه
ممنون، پیامو
بله، قربان
احوالت چطوره؟
زیاد خوب نیستم، برادر سم
آیزیا
توی چشمام نگاه کن
بهم بگو که واسه کُشتن راس توطئه نکردی
البته که نکردم
آخه چی شد که
به رئیسجمهور شلیک کردی؟
نمیدونم
از «نمیدونم» آبی گرم نمیشه
هیچی یادت نمیاد؟
رفتم آرایشگاه،
کتشلوارم رو از خشکشویی گرفتم و اومدم پیشت
با لیموزین رفتیم،
عکسمون رو گرفتیم
ولی موبایلم قاتی کرده بود
بعدش رفتیم «اتاق شرق»
همونجا نشسته بودم،
یهویی به خودم اومدم وسط پارک بودم
باید توی خونهی کوفتیام میموندم،
سرم به کار خودم میبود
نه، تقصیر تو نیست
یکی پشت این قضایاست
سم، اصلاً دلم نمیخواد این قضیه دامنگیر تو بشه
بعلاوه...
این دفعه دیگه خلاصبشو نیستم
همین تو میپوسم
نه، اینطور نیست
میارمت بیرون
- میخوای کمکم کنی؟ - معلومـه
پس دیگه برنگرد
نگهبان
سرگروهبان پیامو، یه نسخهی رونوشت از مکالمهشون بهم بده
میخوام یه دور دیگه نگاه کنم
بله، خانم
خوب تونستی ویلسون رو فریب بدی
اگه یه بار دیگه واسه ملاقات اومد خبرم کن
دریافت شد
وارد شدی؟
حس میکنم خیانت و جاسوسی کردم اما
بالاخره تصاویر امنیتی کاخ سفید رو گیر آوردم
قراره دنبال چی بگردم؟
وقتی آیزیا توی کاخ سفید کنترلش رو از دست داد،
منو یاد یکی از دوستام انداخت
با گفتن یه سری کلمات کلیدی میشد کنترلش کرد
ببین غریبهای اونجا با آیزیا صحبت نمیکنه
نه، خب، ما فقط رفتیم یه عکسی گرفتیم و
من عکس رو براش اِیردراپ کردم، هیچ اتفاق عجیبی نیفتاد
آره، ولی گفت گوشیش قاتی کرده بود
واو، واو، واو
سم، فکر کنم یه چیزی دیدم
چیه؟
صفحهی گوشیش داره فلش میزنه
لعنتی، دقیقاً همین اتفاق
واسه یکی از ضاربین هم افتاده
« هانتر بارکرافت »
« آیزیا بردلی »
این دیگه چه کوفتیـه؟
سرپرست کوپر، منم راس
زندانی جاش امنـه؟
تأیید میکنم که زندانی توی سلول خودشـه
میخوام بدونم شخصاً حواسمون
به اون حرومی هست؟
همین الان جلومـه، قربان
ممنون، کوپر
خواهش میکنم، جناب رئیسجمهور
همش ذهنم میره سمت مکزیک
ما واسه این رفتیم کاخ سفید
چون خریدار پیداش نشد
اگه قصدت تحویل گرفتن نیست، چرا باید سرپنت رو اجیر کنی؟
شاید حدس میزدن که کاپیتان آمریکا پیداش بشه
اگه خریدار هدفش این بوده که کاپیتان آمریکا پیداش بشه چی؟
اگه خودشون میخواستن کاخ سفید بریم چی؟
ولی خریدار چطور حدس میزده که
ما رو دعوت میکنن یا تو آیزیا رو همراه خودت میاری؟
خریدار حتماً از یه طریقی ما رو زیرنظر داره
یه مورد دیگه
روث بتسراف، مشاور امنیتی راس
آمارش رو در بیار
دریافت شد
بعداً باهات تماس میگیرم
هدف نابود شد
منتظر مدرک اثبات مرگش باش
عمراً اگه این همه راه رو از مکزیک اومده باشی تا
فقط ماشینم رو منفجر کنی
حتماً با خریدار دستبهیکی کردی
بهش زنگ بزن
بذار ببینم خودم میتونم حلش کنم یا نه
حلش کنی؟
خریدار همه چی رو بهم گفت
حتی این هم گفت که اگه از انفجار نارنجک جون سالم به در بردی،
۷۷ درصد احتمالش هست که بخوای با گفتوگو منو قانع کنی
پُر بیراه نمیگفت
راستش رو بخوای خریدار خیلی چیزا رو بهم گفت
بعد از اینکه مکزیک نیومد،
توافق کرد در ازای جونت دو برابر بهم پول بده
بیخبر از این که من حاضرم مفت و مجانی سربهنیستت کنم
مگه چقدر فرصتش پیش میاد کاپیتان آمریکا رو بکشی؟
بدون تجهیزاتت بیچارهای
نه
فقط یکم بداخلاقترم
الو؟
باریکلا، کاپیتان
اما اصلاً از چیزی که در انتظارتـه خوشت نمیاد
تو کی هستی؟
چطور میتونیم روی رهبری شما حساب باز کنیم
درحالی که حتی نمیتونید کاخ سفید رو مدیریت کنید؟
ما ضاربین رو دستگیر کردیم
فقط ازتون میخوام که صبر داشته باشید
صبر؟
از شکارچی هالک؟
اون واسه قدیمها بود
خب، جناب رئیسجمهور،
چیزی نمونده بود که دیروز توی کاخ شما کشته شم و
امروز هم میبینم که هنوز توی پناهگاهتون محبوسید
شما در جایگاهی نیستید که ازمون چیزی بخواید
موافقم
باید این گفتوگو رو به یه وقت دیگهای موکول کنیم
آقایون، صبر کنید
خواهش میکنم
اهمیت این معاهده اونقدری هست که نخوایم ازش صرفنظر کنیم
ما به ملتمون قول دادیم
به مردم جهان قول دادیم
باید پیروز بشیم
برای ادامهی مذاکره نمایندهی ژاپن هم باید باشه
و غیبت نخستوزیر اوزاکی
خودش گویاست
من ژاپن رو به میز مذاکره برمیگردونم
من و اوزاکی سالهاست نون و نمک هم رو خوردیم
اون میخواد نامزدِ انتخابات مجدد بشه
لازمـه که توی این مذاکرات قدرت رهبری خودش رو اثبات کنه
بسیارخب، جناب رئیسجمهور، تا شما ژاپن رو به میز مذاکرات برگردونید،
ما منتظر میمونیم
ولی اگه موفق نشید،
مجبوریم تا خودمون کنترل اوضاع رو بدست بگیریم
« کاخ سفید » « مرکز عملیات اضطراری ریاست جمهوری »
باید از اینجا برم
راحت باشید
قربان، هنوز تمام افراد رو بررسی نکردیم
هر چقدر بیشتر اینجا بمونم،
درموندهتر به نظر میرسم
چه بلایی سرت اومده؟
سایدوایندر ردمو زد
گمونم بیشتر از یه ردزنی ساده بوده
پلیس دستگیرش کرده
- پشمام، خوبی؟ - چیزیم نمیشه
آخرین تماسش رو ردیابی کن
خیلیخب
هی، گوش کن
مشاور راس، روث بتسراف
توی اسرائیل بهدنیا اومد و داخل «اتاق سرخ» آموزش دیده
قبلاً بیوه بوده
پس رسماً یعنی نباید سد راهش بشی
باور کن
خیلیخب
اینجاش عجیبـه
آیزیا اسلحه رو سمت راس نشونه رفته بود
امکان نداشت خطا بزنه
نمیفهمم
چرا باید این همه دردسر رو به جون بخره که تهش راس رو نکُشه؟
من هم نمیدونم
گندش بزنن
فکر کنم موقعیت تماس آخر سایدوایندر رو ردیابی کردم
ویرجینیای غربیـه، وسط ناکجاآباد
به نظر نزدیک یه جنگلـه
پایگاه داده فقط یه اسم رو میاره
اردوگاه اکو یک
بدون هیچ تصویر ماهوارهایای،
دور از تردد هوایی
هیچ زیرساختی هم توی منطقه نیست
- به نظرت پایگاه نظامیـه؟ - آره
از اون جاهاییـه که وقتی میفرستنت دیگه ازش برنمیگردی
راس گفت وارد این ماجراها نشم
رئیسجمهور آمریکاست دیگه. حالا انگار چه عنیـه
مجبور نیستی باهام بیای
غیب گفتی؟ خودم میدونم. .واسه همین کار شرافتمندانهایـه
هر چقدر که میتونی تجهیزات آماده کن
برگشتنمون با خداست
منظورت چیه؟ یعنی همین الان پاشم؟
آره
پشمام، خیلیخب
تا ویرجینیای غربی کلی راهـه،
پس کلی خوراکی میخوایم
منو بگو تو رو دعوت کردم!
چی؟ وایسا، وایسا، وایسا
صبر کن!
روث بتسراف
آیزیا بردلی توی سلول ۱۴ هستش
- مابقی ضاربین توی سلول ۱۵ هستن - خیلیخب
نگهبان بفرستم؟
خودم تنها راحتم
- ممنون - چشم، خانم
میخوام به نوبت باهاشون صحبت کنم
میشه... ببخشید؟
!پیامو، با تو دارم حرف میزنم. هی
دست نگه دار! اسلحهات رو بنداز!
پیامو، چیکار میکنی؟
گفتم بندازش
♪ منو آقای پریشون صدا کن ♪
♪ منم، آقای پریشون ♪
♪ وقتی که میگی... ♪
ریتم و مقاومتتون رو
افزایش بدید
یا هر کاری که لازمـه بکنید تا به اون درجه برسید
خب؟
حواستون شیش دنگ جمع باشه. شیش دنگ. آفرین.
!رسیدیم کیلومتر پنجم
تمرکز روی هدف. ازش چشم برندار، خوشگله.
- دیگه کافیـه - خیلی ذهنتو درگیر سرعت نکن
حواست به مسیر باشه. هدفت رو از یاد نبر.
اگه دکتر اکلز خبری گرفت،
بهش بگو هشت کیلومتر رو تا آخر پا زدم
چپچپ نگاهم نکن
ساعت شیش توی توکیو فرود میایم
هنوز هم به نظرت فکر بدیـه؟
قربان، سوءقصد توی کاخ سفید،
کار هرکی که بوده، هنوز اون بیرون داره ول میچرخه
سفرهای بینالمللی تهدیدات امنیتی
غیرمنتظرهای رو به همراه دارن
با هزار بدبختی رضایت اعضای کنگره رو جلب کردیم
اگه شرکای بینالمللیمون هم از دست بدیم،
باید فاتحهی معاهده رو خوند
باید درستش کنم
پنج کیلومتر و خُردهای
دکتر اکلز رو در جریان میذارم
بگو هشت کیلومتر
- هشت کیلومتر - هشت کیلومتر
خبری از ویلسون نشد؟
چند ساعت پیش با خواکین تورز مقر رو ترک کرد
گوشیهاشون رو نبردن
نمیتونیم ردشون رو بزنیم
خب، نمیخوام اون بیرون متغیری باشه که
نتونم کنترلش کنم
یه تیم جمع کن، برید دنبالش، دستگیرش کنید
- بله، قربان - خیلیخب
یک خبر فوری از واشینگتن
رئیسجمهور راس تنها یک روز پس از
از سر گذراندن سوءقصد، حالا در مسیر سفر به ژاپن هستن
شرط میبندم تو هم همیشه این بازی عهد بوق رو بازی میکردی
به خشکی. سخته
حتماً
دیدار پرمخاطرهی دیپلماتیک...
چقدر تا اردوگاه اکو یک مونده؟
...بر سر کنترل جزیرهی سلستیال
تقریباً یک ساعت دیگه میرسیم
سم، گندش بزنن. توی زندانِ آیزیا تیراندازی شده.
خودش خوبـه؟
آره، آیزیا سالمـه، ولی بقیه...
مُردن
گندش بزنن
میخوای برگردیم؟
نه
به راهمون ادامه میدیم
خریدار آدم باهوشیـه ولی ما توی دامش نمیفتیم
تنها راه کمک به آیزیا اینه که بفهمیم کی پشت این ماجراهاست و
کار هر کی که هست،
اصلاً دلش نمیخواد که نزدیکتر بشیم
« سرپرست کوپر »
کوپر
چی شده؟
جناب رئیسجمهور، در جهت انجام اقدامات پیشگیرانه،
محل حبس زندانی رو...
رئیسجمهور راس، یادش بخیر، یه زمان میومدی دیدنم
بگو ببینم
تابحال شده از خودت بپرسی که
این آهنگ رو کی پخش میکنه؟
پس کار توئـه
اتفاقی که توی کاخ سفید افتاد
سوءقصد
اینجوری هم میشه گفت
من بیشتر از هر کسی کمکت کردم
فقط برای اینکه به خواستهات برسی
تو چی میخوای؟
،اولش میخواستم زندگیم بشه مثل سابق ولی دیگه کار از کار گذشته
تو باید...
باید موقعیت من رو هم درک کنی
- من... - درک میکنم
تو به امون خدا ولم کردی تا توی این زندون بپوسم و
تماشای خیانتت به من توی احتمالات
سرنوشت شوم من بود
اما حالا دیگه خودم واسه خودم تصمیم میگیرم
برات کلی سورپرایز دارم
وقتی کارم تموم شه،
همه بالاخره ذات واقعیِ تو رو میبینن
نفرت بتی هم ازت چندین برابر میشه
خداحافظ، آقای رئیسجمهور
اینجا چه خبره؟
میفرستمت انفرادی
آره
من عمراً پامو دوباره توی انفرادی بذارم
برای محافظت از خودتـه
بذار یهبارِ دیگه واسه جون خودت اینو بگم،
من دیگه پامو توی اون قفس نمیذارم
هیچ ضمانتی واسه امنیت جانیت نیست
امنیت اون چیزی که ملت فکر میکنن نیست
تو هنوز فکر میکنی که
من یه دستی توی این ماجراها داشتم؟
نمیدونم
جناب رئیسجمهور
آب دستتـه بذار زمین
اردوگاه اکو یک به خطر افتاده
بله، جناب رئیسجمهور
« وارد منطقهی دستگاههای اخترشناسی رادیویی میشوید »
همینجاست
اردوگاه اکو یک
تلسکوپها حتماً واسه سیاهکاریـه
باید ببینیم زیرشون چهخبره
دوربین و نگهبان دارن
ردوینگ، حصار رو باز کن و پخش زندهی تصاویر رو از کار بنداز
۲۸ ثانیه بیشتر وقت نداریم تا از نگهبانها رد بشیم
باید در رو دستی باز کنیم
سه، دو، یک،
حالا
۱۵ ثانیه
دارم سعیم رو میکنم
گوه توش
اینجا که زندانیای نیست
آزمایشگاه توی زندان چی میگه؟
اینجا دیگه کدوم خرابشدهایـه؟
« کارشناسی ارشد از کالج گریبرن » « ساموئل استرنز »
« آیزیا بردلی »
« تادیوس راس »
« مصرف قرص: روزی سه عدد » « از حد مجاز بیشتر مصرف نشود »
یعنی چی؟
جناب اوزاکی،
میخوام خیالت راحت باشه که
آمریکا سر عهدش توی به اشتراکگذاری آدامانتیوممون (ژاپن، توکیو)
با تمام دنیا میمونه
باور دارم که ژاپن هم پای این عهد هست
این مذاکرات برای دنیا لازم و ضروریـه
مطمئناً دیپلوماسی برات چالش بزرگیـه
مردی که توی کشورش
عادت کرده همه چی رو به زور مال خودش کنه
ببخشید؟
وگرنه چطور میخوای دزدی آدامانتیوم رو توجیه کنی؟
ازمون دزدیدیش تا توی واشینگتن بهمون پسش بدی
این تهمتهایی که میزنی بیپایه و اساس و
توهینآمیزه
پس میخوای بگی اخباری که تیم اطلاعات من دریافت کرده و
تأیید شده...
اشتباهـه؟
چـ...
چه احمقیام
احمقم که دارم با آدم سادهلوحی که
حتی نمیفهمه بازیچه شده اومدم مذاکره کنم
سادهلوح؟
اگه من نمونه رو دزدیده بودم،
چرا باید به کاپیتان آمریکا دستور میدادم که اونو پس بگیره؟
گمونم هرگز حقیقت رو نمیفهمیم
هر نقشهای که توی سرتـه، ژاپن نمیخواد توش سهیم باشه
ما خودمون زغالفروشیم، جناب رئیسجمهور
«دیجــــی موویـــــز»
دادههای اپتوژنتیک خیلیها رو داره
ذهنم رو درگیر کلمات قلمبهسلمبه نکن، خواکین
گمونم تونسته راهی پیدا کنه که باهاش به کمک فلشهای نور
به بخش ناخودآگاه مردم
فرمان بده
به نظر میرسه آهنگ «آقای پریشون» مثل یه محرکـه
کنترل ذهن
آره
این رفتار آیزیا رو توجیه میکنه
و این از همه مهمتره
ریسکپذیر باشید
از ذهنهای خارقالعادهتون استفاده کنید
اونقدرها هم بیریخت نبودم، مگه نه؟
ساموئل استرنز
من به این سادگی غافلگیر نمیشم
اگه جون آیزیا بردلی رو به خطر میانداختم
۸۹ درصد احتمال داشت که برگردی
ولی با اینحال روبروی منی
تو همون خریداری
درسته
اجیر کردن سرپنت یک قدم الزامی
برای ایجاد زنجیرهای از قطعیات آماری بود
شاید اونقدرها که فکر میکنی باهوش نیستی
اتفاقاً هستم
ذهنم همه چی رو محاسبه میکنه، هر نتیجهی احتمالیای رو
پس سرپنت رو اجیر کردی تا آدامانتیوم رو بدزده،
ترتیب یه عملیات تروریستی توی ،اجلاس راس برای معرفیش رو دادی
الان هم اینجا دست روی دست گذاشتی و منتظری؟
چرا میخوای راس رو بکُشی؟
چرا همه فکر میکنن که میخوام راس رو بکُشم؟
نکنه به این خاطره که بعد از تزریق پرتوی گاما که
ساختار مغزم رو تغییر داد،
منو بدون محاکمه اینجا زندانی کرد؟
لامصب
راس به محض اینکه فهمید چقدر بدردش میخورم،
منو ۱۶ سال اینجا حبس کرد و
از ذهنم برای حل مشکلات خودش استفاده کرد
راهحلهای من بود که اون رو به این مقام و منصب رسوند
اگه میخواستم راس بمیره، تا الان مُرده بود
خب، قصدت هر چی که هست،
به خیلیها داری صدمه میزنی، ازجمله دوست من
پس این آخرین باریـه که این فرصت رو بهت میدم تا تمومش کنی
چرا شدی سپر بلاش؟
راس خودش میدونه که من مسئول اتفاقات کاخ سفیدم
ولی بازم گذاشته تا آیزیا توی زندون جور منو بکشه
خودت هم خوب میدونی اون عوض بشو نیست
بذار کارمو تموم کنم
شرمنده ولی نمیتونم
خواهش میکنم انقدر حوصلهمو سر نبر
فکر کردی اونا میتونن جلومون رو بگیرن؟
اونقدری میگیرن که فرار کنم
تو مسئلهی جذابی هستی
ولی به زودی از معادله کنار میری
تا دیگه غافلگیرم نکنی
خیلی ناجوره، پسر. حتی به خواست خودشون هم اینجا نیستن.
میدونم. فقط سعی کن از پا درشون بیاری
چاقال
دست نگه دارید
خودم میبرمشون
این دوتا رو بسپرید به خودم
میل خودتونـه
شماها اینجا چیکار میکنید؟
من هم همین سوال رو ازت داشتم
استرنز کجاست؟
اگه استرنز فرار کرده، پس باید اقدامات پدافندی رو انجام بدیم
ایست بازرسی، پشتیبانی هوایی
باید همین اطراف باشه
چرا داری کمکمون میکنی؟
چون حق با تو بود. فکر میکردم واضحـه.
- ایست! - مشکلی نیست
به ما دستور دادن که کاپیتان آمریکا رو بازداشت کنیم
یه کاپیتان آمریکا رو بازداشت کردید کافی نبود؟
اومدید سراغ دومیش؟
به جرم ورود غیرقانونی
به املاک تحتنظارتِ دولتی بازداشتید
همیشه وقتی حق با تو باشه دستگیرت میکنن؟
اغلب اوقات
من دسترسی کامل دارم. روز سختی داشتیم.
طرف قبلاً بیوه بوده. چرا نمیزنه ناکارشون کنه؟
این دستورات رو خود رئیسجمهور صادر کردن
ببریدشون
پس بهش زنگ میزنیم
♪ منم، آقای پریشون ♪
روث، دستمون رو باز کن!
♪ وقتی که میگی... ♪
گندش بزنن. دوباره نه!
- فرار کنید! - برید، برید، برید، یالا.
راه بیفت
جناب رئیسجمهور،
به نظر میرسه که ادعای ژاپن درست بوده
سعی داریم ببینیم که از کجا ضربه خوردیم
قربان، باید یه جوابی به تیم اوزاکی بدیم
جلوی ضرر رو هر وقت بگیرید منفعتـه
میخوام یکم تنها باشم
زمان زیادی نداریم، قربان
اوزاکی تصمیم گرفته تا ناوگانش رو توی جزیرهی سلستیال پیش ببره
میخواد آدامانتیوم رو مال خودش کنه
خدایا
فرانسه و هند درحال برنامهریزی راهبردهای اشغالی هستن
جناب رئیسجمهور، پیشنهاد میکنم که فوراً به واشینگتن برگردیم
- نه، مخالفم - فوراً
اونوقت دیگه شانسی با اوزاکی نداریم
باید تجدید قوا کنیم و دنبال یه راهحل تازهای بگردیم
نمیتونیم همچین کاری کنیم. نه، به هیچ وجه.
باید یه قرار ملاقات دیگه بذاریم، قربان
اگه الان با اوزاکی تماس بگیریم و
بخوایم باهاش ارتباط برقرار کنیم، میتونیم...
فرصت رو از دست نمیدیم
باید یه بار دیگه باهاش ملاقات کنیم!
میخوام ناوگروه ضربت پنج فوراً اعزام بشه
بهشون بگید دارم میام
قربان، واقعاً قراره که آدامانتیوم ژاپن رو
تصرف کنیم؟
من دست خالی برنمیگردم آمریکا
اگه قرار باشه آدامانتیوم ،تنها تحت کنترل یک کشور باشه
اون کشور ماییم
برید تماس بگیرید!
تیلور!
رئیسجمهور به من اطلاع دادن که...
باید ناوگروه ضربت پنج رو فوراً
به جزیرهی سلستیال اعزام کنیم
میخوام تا یک ساعتِ دیگه به سمت اقیانوس هند حرکت کنیم
جناب رئیسجمهور، این کار بشدت خطرناکـه
اگه جنگ به پا شه،
من ژنرالِ دوران جنگ بودم
الان هم رئیسجمهور دوران جنگم
بله، جناب رئیسجمهور. اطلاعت میشه
« ویرجینیا، نورفک »
اینجا چیکار میکنیم؟
گفتی راس دستور بازداشتمون رو داده
منم گفتم برم سراغ یکی که یه لطفی در حقم کنه
ممنون که قبول کردی
خواهش میکنم، کاپیتان. .فرماندهها هرگز این پایینها نمیان
سیستم حاضر و آمادهست
مطمئنی میتونی جلوی کنترل ذهن استرنز رو بگیری؟
احتمالاً بتونم یه نرمافزاری رو اجرا کنم که...
بتونه جلوی سیگنالهای نوری که
استرنز واسه کنترل ذهن مردم ازش استفاده میکنه رو بگیره
اگه از قبل ذهن یکی رو کنترل کرده باشه چی؟
به نکتهی ظریفی اشاره کردی
مگه عقل تو کلهات نیست؟
♪ منم، آقای پریشون ♪
♪ وقتی که میگی دوستم داری، ♪ ♪ اوه، آقای پریشون ♪
لاأقل اینجا کسی رو نداره
یه نیروی معتمد داری که
بدی یه نگاه به اینا بندازه و بهم بگه توشون چیـه؟
چرا که نه؟ یکی رو میشناسم
ردیفش میکنم
- مرسی. طرف همینجاست؟ - اونجا
شنود کن
باورم نمیشه هنوز سرپایی
کمتر کسی از ضربهی تبر به شکم جون سالم به در میبره
الیاف کولار بود گمونم
از مزایای کارمـه
گفتی قراره کسی که وقتت رو تلف کرده پیدا کنی
میخوام ببینم چی دستگیرت شده
ساموئل استرنز
آدم مخوفیـه، مگه نه؟
بدتر از ایناش هم دیدم
ولی نه بدون انتقامجویانت
بهم مصونیت کامل بده تا بگم
حتماً زده به سرت
سر کیو شیره میمالی؟
الان اینجایی چون نه راه پیش داری، نه راه پس
خودت شنیدی توی زندان چه بلایی سر ضاربین آورد
یکی مثل استرنز اصلاً دلش نمیخواد کارش با کسی نیمهتموم بمونه
توی حکمم تخفیف میخوام، توی آلنوود، داخل سلول خودم
اول بگو ببینم چه اطلاعاتی داری
یگان سابق من استرنز رو
توی خرابههای نبرد هارلم پیدا کرد
میگفتن اون تحتتأثیر خون بروس بنر قرار گرفته،
اما بهش قدرتی نداده
پس بهش چی داده؟
یه ذهنی که میتونست محاسبات غیرممکن رو انجام بده
و راس هم مثل همیشه
فرصت رو غنیمت شمرد
جای اینکه پرتوی گاما رو از خون استرنز خارج کنه،
دوزش رو بالا برد
استرنز رو اتاق فکر شخصیِ خودش کرد
تا برای دولت فناوری و تسلیحات بسازه
لعنت بهش
چرا استرنز باهاش راه اومد؟
با اردوگاه اکوی یک تنبیهاش میکرد و
با فرمان عفوش هم تشویق
راس به استرنز قول داد که وقتی رئیسجمهور بشه آزادش میکنه
با این حال، ببین الان به کجا رسیدیم
پس استرنز تو رو اجیر کرد تا آدامانتیوم ژاپن رو بدزدی
چون میدونست دو کشور به اختلاف میخورن
اون با بودجهی سرّی سازمان سیآیای دستمزدمون رو داد
این ممکنه پایان مذاکرات و شروع جنگ باشه
همچنین تمام این هرج و مرج گردن راس میفته
به نظرت یکی با اخلاق تند راس
وقتی ببینه توی مخمصهست چیکار میکنه؟
اگه از آلنوود فرار کنی، میام پیدات میکنم
کاپیتان، زمانی که فرار کنم،
زندهات نمیذارم
- تو خبر داشتی؟ - معلومـه که نه
اما راس دیگه اون آدم سابق نیست
گذشتهی آدم هویتش رو تعریف نمیکنه
کاپیتان، آدمم ۲۴ ساعت زمان میخواد تا روی قرصها کار کنه
خیلیخب. باید بریم واشینگتن و
به راس بگیم استرنز چه نقشهای توی سرشـه
رئیسجمهور راس واشینگتن نیست
سوار کشتی یواساس میلیوس شده
به سمت اقیانوس هند حرکت کردن
ناوهای جنگی ژاپن هم توی منطقهان
گندش بزنن. آماده شو. باید راه بیفتیم.
میتونم کمکتون کنم؟
سلام، دریاسالار
میتونم گوشیت رو قرض بگیرم؟
عزیزم، کی پشت دره؟
پشمام
تابحال همچین چیزی دیده بودی؟
نه، اولین باره
« جزیرهی سلستیال »
صحبتها رو بسپر به خودم. تو بگی گوشش بدهکار نیست.
از زمان ارتش تابحال راس رو این شکلی ندیده بودم
بهتره که از خر شیطون بیاد پایین
چون هر خوابی که استرنز واسهمون دیده به زودی به واقعیت تبدیل میشه
میخوام یه ناوگان از جنگندههای اف۱۸ آمادهی پرواز باشن
اگه کشتی چرخید، میخوام...
اون اینجا چیکار میکنه؟
بهت گفتم دخالت نکن، ویلسون
خودم آوردمش، قربان
ببریدش بیرون!
قربان، شما مسئولیت تحقیقات پرونده رو به خودم سپردید و
- حالا وضعیت جوریـه که... - نمیخواد بهونهتراشی کنی
یه کار ساده بهت سپردم و ناامیدم کردی
جناب رئیسجمهور
توی اردوگاه اکو یک اطلاعاتی بدست آوردیم که
میتونه جون میلیونها آدم رو به خطر بندازه
ما هر دو میدونیم که آیزیا بیگناهـه
اگه شما بخواید، مشکلی ندارم که این گفتوگو رو
به صورت علنی انجام بدیم
این دیوونگی محضـه. ناسلامتی ژاپن باید باهامون...
جکال؟
جکال، صدامو میشنوی؟
♪ من آقای پریشونم ♪
سریع حرفتو بزن، ویلسون
الان با ناوگان ژاپن درگیرم که
میخوان قبل از ما برسن به اون جزیره
اون هم دقیقاً همین رو میخواد
تمام اینا نقشهی استرنز بوده
،اینکه سرپنت آدامانتیوم رو دزدید
حمله به کاخِ سفید
درز اطلاعات سیآیای به ژاپن
شما و ژاپن رو انداخته به جونِ هم
تا دقیقاً این اتفاقات بیفته
چطوری تمام اینا رو از زندان فهمیدی؟
کنترل ذهن. اون تکنولوژیای ساخته که باهاش
میتونه ذهن تمام اهدافش رو کنترل کنه
احتمالاً شما هم جزو اون اهداف هستید، قربان
اخیراً حس نکردید یکی دیگه داره کنترلتون میکنه؟
معلومـه که نه
ولی اون اطلاعات شما رو داره، قربان. چرا؟
نمیدونم
،اگه میتونه ذهن ملت رو کنترل کنه لابد میتونه اطلاعات هم هک کنه
طبق اسناد، شما چندین بار رفتید اردوگاهِ اِکو یک
تا مطمئن بشم یه زندانیِ مهم امکان فرار نداره
،بله، ولی اسکنها، نوار قلب
،نمونههای خون همه رو اونجا گرفتن، قربان
حرفهات مسخرهست
آقای رئیسجمهور، جواب سؤالم رو بدید
!من به تو جواب پس نمیدم
،چرا رفتید یه سایت سیاه
...وسطِ ناکجاآباد - !ویلسون، بس کن -
!بهت دستور میدم تمومش کنی
تا این آزمایشات رو انجام بدید؟... - !بهت دستور میدم بس کنی -
چرا؟ - !چون یه پام لبِ گور بود، لامصب -
!چون قلبم داشت از کار میفتاد
قبل از اون هیچکس نتونست درمانم کنه
این قرصها من رو زنده نگه داشتن
من هم در عوض بهش امید دادم که
زندگیش مثل سابق میشه
یه آزمایشگاه بهش دادم تا کارشو بکنه
...حتی سعی کردم منتقلش کنم ولی
ولی نمیتونستید خطر از دست دادن قرصها رو به جون بخرید
بعد اینکه رفیقت هالک و ابامینیشن
،هارلم رو خراب کردن !تقصیرها باید میفتادن گردن یکی
...استرنز فقط
خسارت جانبی بود
من کل عمرم رو گذاشتم پای خدمت به این کشور
...ولی تنها کسی که برام مهمـه
انگار درک نمیکنه
بتی هیچوقت بابت اینکه ارتش رو فرستادم سراغ بنر، من رو نبخشید
...من باید زنده میموندم
...تا دخترم بفهمه که
پدرش انسان بزرگیـه
که من همون مردیم که میبردش دیدن شکوفههای گیلاس
هنوز هم وقت هست، قربان
...من خوب میدونم این احساس که
باید یه چیزی رو ثابت کنید چجوریـه
همه فقط یه چیز میبینن
،ولی اگه میخواید نشون بدید انسان بزرگی هستید
سر تصمیمات راحت شدنی نیست
توی همچین لحظاتیـه که میتونید
الان توی این موقعیتیم چون استرنز دنبال انتقامـه و
راه انداختن جنگ اصلاً براش مهم نیست
داریم میفتیم توی تلهاش
جناب رئیسجمهور، دوتا از اف۱۸هامون الان به سمت ناوگان ژاپن شلیک کردن
سعی کنید با خلبانها تماس بگیرید
آسیب زیادی به ناوگان ژاپن وارد نشده
سیستمهای تدافعی هوایی رو آماده کنید
اون خلبانها چه مرگشون شده؟
بهشون بگید برگردن
سعیمونو کردیم، قربان
جکال و ویسکی جواب نمیدن
باید پرندههای خودمون رو بفرستید
دوتا از پرندههاتون آمادهی پروازن، قربان
برید
،استرنز قبل اینکه سیستم رو از کار بندازم خلبانهامون رو تحت کنترل درآورده
باید ژاپنیها رو از آسمون بیاریم پایین
نزدیکم بمون و خودت رو به کُشتن نده
مُردن بی مُردن. گرفتم
برگرد ناوگانت
یاماموتو، مهمون داریم
اشتباه شده. ما دشمن شما نیستیم
جکال داره میره سمت ناوگان ژاپن
!لعنتی! سمتشون شلیک کرد
جناب رئیسجمهور، دیگه جنگنده نفرستید
ژاپن باید بفهمه که میخوایم قضیه رو جمعش کنیم
مرکز، اجازه دارم به آمریکاییها شلیک کنم؟
اجازه داری
قربان، شش موشک ژاپنی دارن میان به سمتمون
موشکهای ضدبالستیک رو پرتاب کنید
لعنتی. دوتا رد شدن
برو سراغ راستی
!ردوینگ، یکم کمک
قربان، باید ژاپن رو راضی کنید جنگندههاشون رو فرود بیارن
از ریاست جمهوری راس همین انتظار هم میرفت
جناب نخستوزیر، دوتا از خلبانهامون از ما حرفشنوی ندارن
.بگید جنگندههاتون برگردن .دارن ما رو بازی میدن
صد البته
تو داری بازیمون میدی
آدمکُشهاتون رو پُشت کاپیتان آمریکا قایم کردی
اون داره سعی میکنه جلوشونو بگیره، قربان
،اگه اون خلبانها از شما دستور نمیگیرن
پس کی بهشون فرمان میده؟
سکوتت گویای همه چیزه
جناب رئیسجمهور؟
این شد یه چیزی
این آتیشِ توی وجودت. خشمت
چرا همه رو نمیریزی بیرون؟
قربان، حالتون خوبـه؟
فقط یه لحظه وقت میخوام
خواکین، ویسکی داره میاد سمتت
دریافت شد
،سم، کارمون که تموم شد !باید تکنیکهات رو یادم بدی
ارتفاع. ارتفاع
ارتفاع
ویسکی خارج شد. تیم نجات بفرستید
دریافت شد. اعزام میکنیم
دوتا جنگندهی ژاپنی دارن میان سمتتون
چرا هنوز افتادن دنبالمون؟
ما که میخوایم کمکشون کنیم
چون راس بهشون نمیگه واقعاً کی پشت ماجراست
تمام نفرتی که سعی میکنی پنهان کنی
اون همه زشتی...هنوز توی وجودتن، راس
پشت چشمهات کمین کردن
خواکین، من میرم سراغ جکال
دریافت شد. من سر اینها رو گرم میکنم
چه بلایی سرم آوردی، حرومزاده؟
.چیزی که سرش توافق کردیم .شاید یه کوچولو بیشتر
!تو مسمومم کردی
پس دیگه قرصها رو نخور
ولی جفتمون میدونیم که بازم میخوریشون
.چیزی که میخوام رو نشونم بده .مقاومت نکن
!نه
!سم، جکال آخرین موشکهاش رو شلیک کرد
.یکی رو زدم .میرم سراغ اون یکی
!برگرد! خودم ترتیبشو میدم - !نه، نه! طوری نیست -
!برگرد - میزنمش -
!خواکین
!خواکین سقوط کرد میرم دنبالش
تیم جستجو و نجات میفرستیم
باید جلوی جکال رو بگیری
!لعنتی
همین الان تمومش میکنم
تسلیم خشمت شو
دارم اسم و رسمت رو نابود میکنم
یالا، راس. چیزی نمونده
میتونی دستِ خالی ناوگانشون رو تیکه و پاره کنی و
کاپیتان آمریکا رو بکُشی
وای، تُف توش
هیولای توی وجودت رو آزاد کن
ارتفاع، ارتفاع، ارتفاع
ارتفاع، ارتفاع، ارتفاع
خشمت رو بریز بیرون
نفرتت رو بریز بیرون
!ردوینگ، جلوی چرخشش رو بگیر
هیچی جلودارت نیست، راس
!میتونی همشونو نابود کنی
جناب رئیسجمهور؟
قربان. حال شما خوبـه؟
کاپیتان آمریکا جلوی خلبانهایی که نافرمانی میکردن رو گرفت
ژاپن دستور برگشت جنگندههاشون رو داده
دوباره با اوزاکی تماس بگیر
میتونیم درستش کنیم
مرکز، کاپیتان آمریکا ناوگانمون رو نجات داد
خلبانهای آمریکایی دیگه حمله نمیکنن
خواکین کجاست؟
هلیکوپتر امداد الان رسید بهش
خدا رو شکر
پس از یک درگیری هوایی بین نیروهای نظامی ژاپن و ایالات متحده
،برفراز جزیرهی سلستیال بحرانی از بیخ گوش تمام مردم گذشت
ستوان خواکین تورز از نیروی هوایی آمریکا ،داخل این درگیری سقوط کرده
و اکنون در مرکز ملی نظامی پزشکی والتر رید زیر تیغ جراحی است
وضعیت ایشان وخیم گزارش شده
گیره رو بده
!باید این رو ببندیمش
فشار ثابتـه
!ساکشن
هیچی نمیبینم. دوباره ساکشن
انقباضگر
اینجا اتاق خصوصیـه
برو پی کارت
من هم دلم برات تنگ شده بود
اعترافش سختـه ولی...خوشحالم اینجایی
توی اخبار ساعت شیش اوضاع و احوالت به ظاهر خوب بود
ولی این رو که دیدم نظرم عوض شد
دکترها قلبش رو دوباره راه انداختن
...نمیدونن که
تقصیر تو نیست
یاد استیو افتادم
چند بار جلوی حملهی فضاییها رو گرفته؟
دو بار
دو بار
عجب
چرا خیال میکردم میتونم پا جای پای اون بذارم؟
.باید سرُم رو میزدم .عین خودت و استیو
چرا؟
چون کمکم دارم حس میکنم در حد و اندازهی این داستانها نیستم
راس ازم خواست دوباره انتقامجویان رو راه بندازم، باک
،ولی خواکین اینجاست
...آیزیا توی زندانـه، استرنز هم
توی مشتم بود. استرنز توی مشتم بود
ولی فرار کرد
،به خاطرش تا یه قدمی جنگ رفتیم
...چون من نتونستم
هر چی لازمـه بگو
استیو اشتباه کرد
نه، نکرد
اون سپر رو به خاطر این نداد بهت ،چون از همه قویتری
بلکه چون سم ویلسونی
،تو خیال میکنی اگه اون سرُم رو میزدی
میتونستی از تمام عزیزانت حفاظت کنی
استیو سرُم رو داشت و نتونست
تو آدمیزادی و داری تمام تلاشت رو میکنی
استیو مایهی امید ملت بود
...ولی تو
تو الگو و الهامبخش مردمی
نویسندههای سخنرانیهات این رو برات نوشتن؟
.آره، همینطوره .یه ذره این آخراشو
خب، دوست داشتی؟
.نه، نه، خوب بود .بهت ۱۸ میدم
احساسی بود - آره، خیلی. حسش کردم -
ولی نه زیادی
آره
گوش کن، من پرواز دارم
.باید واسه کمپینم پول جمع کنم .خیلی مسخرهست
همه چی درست میشه، پسر
ممنون، باک
دوستت دارم، رفیق
...اون - آره -
،نمایندهی آیندهی کنگره جیمز بیوکنن بارنز
،از نزدیک قدبلندتره ،خوشخنده هم هست
،دندونهاش درستحسابیـه خوش قامت و رعنا
خیر سرش ۱۱۰ سالشـه
میشه یه کاریش کرد
علیرغم تحقیقات ناتمام پیرو حملهی تروریستی در کاخ سفید و
تیراندازی تکاندهنده ،در پایگاه مشترک آناکوستیا بولینگ
آیزیا بردلی فردا راهی دادگاه نظامی میشود
باید یکم هوا بخورم
ما شاهد سقوط حیرتبرانگیز مردی از عرش به فرش هستیم که
همه او را از طریق کاپیتان آمریکا میشناسند
بردلی تنها دو سال پس از تبرئه شدن ،به دلیل اتهامات ناعادلانه
اکنون در سلول انفرادی و در انتظار حکم اعدام احتمالی به سر میبرد
خیلیخب، برگردید از اول
بگو ببینم
دانفی، گزارشم رو دیدی؟
خیلیخب، اینا چیـه؟
اون قرصهایی که بهم دادی پُر از تشعشعات گاما هستن و
طوری ساخته شدن که جذبِ خون بشن
اینا رو از کدوم گوری آوردی؟
لعنتی. باید یه زنگی بزنم
این صدا داره تعادل جسمانیت رو مختل میکنه
،وقتی این دکمه رو بچرخونم
قلبت رو از کار میندازه
،مرگ تو دردی رو از من دوا نمیکنه
ولی نمیتونم بذارم زنگ بزنی کاپیتان
تو کی هستی؟
معلوم نیست؟
من قهرمان داستانم
قربان
مأمور تیلور
فقط میخواستم اطلاع بدم که تمام مهمانها رو بررسی کردیم و
سه بار «رز گاردن» رو کامل جستجو کردیم
ممنونم
میبینمت - چشم، قربان -
الو؟
سلام. سلام
من... حالت چطوره؟
شرمنده. باید بعد حمله به کاخ سفید زنگ میزدم
حالت خوبـه؟
...اوه
خوبم
واقعاً خوشحالم صداتو میشنوم
فکر نمیکردم جواب بدی
بتی، من...میدونم اشتباهات زیادی کردم
ولی سعی دارم عوض بشم و آدم بهتری باشم
...آم
...میشه یه روزی با هم...بریم پیادهروی
دیدن شکوفههای گیلاس؟ مثل قدیما
آره. خوب میشه
باشه. دوستت دارم
خداحافظ، بابا
بفرمایید
بعدازظهر همگی بخیر
،وقتی من رئیسجمهور شدم
وعدهی یک صلح واقعی و طولانی رو دادم
امروز داریم به سمت محقق کردن این وعده قدم برمیداریم
...کاپیتان آمریکا
میشه لطف کنی و به یه مرد بداخلاق مشاوره بدی که دیگه چیزی برای از دست دادن نداره؟
کارت همینـه، مگه نه؟
گمونم پنج دقیقه قبل اینکه پلیسهای نظامی بیان دستگیرت کنن، وقت داریم
تو نقشهی بزرگم روی اقیانوس هند رو خراب کردی
پس الان مجبورم واسه رسیدن به خواستهام خودم رو تحویل بدم
،خب، اگه میخوای ازت عذرخواهی کنم
باید وایسی زیر پات علف سبز شه
من منتظرم تا متوجه بشی که جفتمون دنبال یه چیزیم
جفتمون میخوایم دنیا ذات واقعی راس رو ببینه
در کمال افتخار اعلام میکنم که معاهدهمون بالاخره امضا میشه
سؤالی دارید بپرسید
قربان، پاسختون به گزارشاتی که میگن روابط با ژاپن به خاطر واکنشهای شما
نسبت به عملیات تروریستی کاخ سفید خراب شدن چیـه؟
علیرغم مدارک جعلیای که عدهای سعی کردن ،باهاشون روابط دوستانه ما رو به هم بزنن
اتحاد ما به قوت خودش باقی موند
تو سالها راس رو زنده نگه داشتی
وقتی توی کاخ سفید فرصتش رو داشتی، نکُشتیش
،از دید من
هدف توی اقیانوس هند راه انداختن جنگ نبود
تو میخوای اسم و رسمش رو از بین ببری
دقیقاً
ولی هنوز نفهمیدی چجوری
قرصها
یکی داره روشون کار میکنه
دیگه نه
درستـه علت درگیریها داخل اقیانوس هند این بود که
ژاپنیها فهمیدن در واقع دولت شما بود که
به گروه مزدور سرپنت پول داده بود تا آدامانتیومشون رو بدزدن؟
ما بهشون پول ندادیم
راس من رو یه هیولا کرد
درستش اینـه که من هم تلافی کنم
چرا دیگه نمیخندی؟
!روی زمین - !ایست -
تا به حال با اون مغز گندهات
به این فکر کردی که شاید دربارهی راس اشتباه میکنی؟
حاضری شرط ببندی؟
آره
کجا میری؟ - میرم همه چی رو تموم کنم -
بخواب روی زمین. یالا
...حق داری سکوت اختیار کنی
!کاپیتان آمریکا
،اگه دربارهی راس حق با من باشه !فاتحهات خوندهست
!فاتحهات خوندهست
جناب رئیسجمهور، دکتر ساموئل استرنز الان خودشون رو تحویل دادن
ادعا کردن در ازای کار کردن برای شما روی پروژههای
سرّی دولتی، بهشون وعدهی عفو دادید
دروغـه
،رئیسجمهور راس
یادش بخیر، یه زمان میومدی دیدنم
تو چی میخوای؟
،اولش میخواستم زندگیم بشه مثل سابق
ولی دیگه کار از کار گذشته
...قربان
من بیشتر از هر کسی کمکت کردم
خب، بذار توضیح بدم
باید حقیقت رو بدونن
باید موقعیت من رو هم درک کنی
درک میکنم. تو به امون خدا ولم کردی تا توی این زندان بپوسم
!ولم کنید
!ولم کنید! بذارید برم - !قربان! قربان -
بهتون اجازه نمیدم
اجازه نمیدی؟ به من اجازه نمیدی؟ - نمیتونم -
همه بالاخره ذات واقعیِ تو رو میبینن
نفرت بتی هم ازت چندین برابر میشه
قربان، خواهش میکنم
قربان
خدای من
از کِی تا حالا قرمزن؟
رئیسجمهور راس؟
مأمور تیلور، شلیک کنیم؟
استرنز همینو میخواست
یا خدا
سم، باید مردم رو از اینجا ببرم
اطراف کاخ سفید رو ببندید
نه
!عقبنشینی کنید! عقبنشینی
!بخوابید زمین
!سم، پهپادها دارن میان
روث، میخوام «هینز پوینت» رو تخلیه کنی
راس رو میکشونم اونجا
سم، زده به سرت؟ میکُشتت
!زودباش
هنوزم میتونی مقاومت کنی، راس
میبینی اینجا کجاست؟
اینجا رو یادت میاد؟
قدیما با بتی میومدی اینجا
نشد که
خیلیخب
میخوای منو بکُشی؟
!بیا ببینم چند مرده حلاجی
سم؟ سم، صدامو میشنوی؟
سم، حالت خوبـه؟
بگو که اون حرومی رو از پا در آوردم
به خشکی شانس
پشتیبانی پنج دقیقه دیگه میرسه
نه، بگو صبر کنن
چی؟
باید سرُمـه رو میزدم
باکی کسشعر میگه
شرطم رو میبازم
راس
،جفتمون میدونیم با یه مشت دخلمو میاری
ولی فکر نمیکنم بخوای همچین کاری بکنی
میدونم کارهای وحشتناکی کردی
...شاید زده به سرم
ولی به نظرم میخوای عوض شی
الان وقتشـه این رو به دنیا هم ثابت کنی
به بتی ثابتش کن
ارتش داره استرنز رو منتقل میکنه به یه تأسیسات امن
بهتره ببریمت بیمارستان
قبلش باید بریم یه جای دیگه
این هم از سومی، پیرمرد
گفتم که آزادت میکنم
چقدر لفتش دادی
ممنونم، سم
قربونت
...چندتا از استخونهام شکستن پس
بیاید، آقای بردلی
،باید چندتا فرم پر کنیم
بعدش آزادید
،همزمان با ورود به عصر جدید آدامانتیوم مذاکرات جهانی
پیرو مسابقه تسلیحاتی برای این عنصر جدید شکل گرفته
در پایتخت کشور، پروژهی بازسازیِ کاخ سفید کلید خورد
این قدمی بزرگ در راه بازگشت به وضعیت عادیِ کشور است
« زندانِ رَفت »
از این طرف
جناب رئیسجمهور. سلولتون راحتـه؟
عمداً برعکسشـه
شنیدم غذاش هم بهتر نشده
درست شنیدی
بردلی آزاد شد؟
بله، قربان
خوبـه
جناب رئیسجمهور، دربارهی آزمایش خونتون
گویا استرنز سطح گامای داخل قرصها رو به مرور بیشتر کرده
طی این سالها توی بدنتون جمع شده
...همین باعث شد که
باعث شد اونطوری قاتی کنم
واسه همین باید اینجا بمونم
دیوارهاش خیلی محکمـه ها
آره
،ولی باید بگم
از اینکه عواقب تمام کارهاتون رو قبول کردید، خوشحال شدم
اینکه کنارهگیری کردید و حکمتون رو قبول کردید
کشور باید این ماجراها رو پشتِ سر میذاشت
راستی، ژاپن تصمیم گرفته سر معاهده بمونه
ما هم همینطور
پیمان اوزاکی-راس
شما موفق شدید
سم، اینجا چیکار میکنی؟
متوجه نمیشم
ما تمام این مدت توی جبهههای مخالف بودیم
،ببینید، اگه خوبیهای همدیگه رو نبینیم
قبل از شروع جنگ رو باختیم
ضمناً، میخواستم جویای احوال برادر نظامیم بشم
دوست داشتم بمونم، ولی انگار یه ملاقاتی دیگه دارید
سلام، بابا
گمونم پیادهرویمون باید بمونه برای بعد
عیبی نداره
میتونیم یکم بشینیم و صحبت کنیم
خیلی خوب میشه
آره
پسره در چه حالـه؟
هنوز یکم هوش و حواسش سر جاش نیست، ولی بهتره
تنهاتون میذارم با هم صحبت کنید
هی، کجا میری؟ برمیگردی بالتیمور؟
نه
برای بازی امشب واسه خودم و روث بلیت گرفتم، خودشم کنار زمین
به خاطر آزاد کردنم، کمترین کاری بود که میتونستم براش بکنم
میدونی، خوشحالم یه دوست به بداخلاقی خودت پیدا کردی که باهاش میتونی بری بسکتبال ببینی
جرأت داری دوباره بگو
شوخی کردم. قیافه رو
شاهین بیدار میشود
نمیشد که بذارم تنهایی کِیف کنی
ببخشید گند زدم
گند زدی؟ این چه حرفیـه؟
حقیقتـه خب
تو هیچوقت عین من گند نزدی
هیچوقت از آسمون با کله سقوط نکردی وسط اقیانوس هند
همیشه عملکردت بینقصـه
آره
...چون اگه اینطور نباشم
حس میکنم تمام کسایی که
میخواستن جای من باشن رو ناامید کردم
این بار بزرگیـه، پسر
روی دوش آدم سنگینی میکنه
آدم رو به این فکر میندازه که ...به درد این کار میخوری
یا نه
،جایی که بزرگ شدم
قهرمانها رو فقط توی اینترنت میدیدم
یا توی تلویزیون
همیشه حس میکردم خیلی ازشون دورم و
پیش خودم میگفتم شاید ...اگه از میامی برم
...میدونی، شاید یه روز تونستم بشم
نگو یکی مثل انتمن
نه، پسر
میخواستم مثل تو باشم
...خب
سم ویلسون
چون سم ویلسون کسیـه که هیچوقت تسلیم نمیشه
این بار و مسئولیتی که گفتی؟
من هم همون رو میخوام
میدونی که باید زمانش رو درست تنظیم کنی دیگه؟
،چرخشت رو کنترل میکنی بعد قبل ضربه پیشرانههات رو فعال میکنی
نه - چرا -
...نه. این
راهش همینـه
باید بیشتر از اینا از آسمون سقوط کنم
آره، بازم میکنی
باشه
میدونی، بالاخره دوباره سرِ پا میشی
میدونم
،وقتی هم که کامل خوب شدی ،مطمئن شو لباست آمادهست
چون سر یه چیز حق با راس بود
دنیا به انتقامجویان نیاز داره
خدایی؟ - آره -
ایول
،قبلاً به فکرش نبودم
...ولی حالا که بحثشو پیش کشیدی
- ای وای - حالا که بالهام خراب شدن،
...گفتم خیلی خوب میشه که
نه
هنوز که حرفمو نشنیدی - نه. هر چی میخوای بگی، نه -
...میخواستم بگم شاید
با واکانداییها در ارتباط باشی و ...بتونی واسم
دوتا بال جدید و بهتر جور کنی
میخوای به واکانداییها بگی واست بال درست کنن؟
آره
الحق که اهل میامیای
شوخی میکنی؟ کمکم میکنن ها
« ترجمه و زیرنویس از امیر ستارزاده، امیر فرحناک و آریـن » .:: Cardinal & FarahSub & H1tmaN ::.
ارائهشده توسط وبسایت دیجیموویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.:
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« بعد از تیتراژ ادامه دارد »
♪ i - Kendrick Lamar ♪
گفتم که شرط رو میبازی
میخوای بدونی جالبیش چیـه؟
حوصلهی مزه ریختنهات رو ندارم
برای انتقام گرفتن آدمای خوب زیادی رو کُشتی
مطمئن باش حس شوخطبعیمون اصلاً عین هم نیست
ولی جفتمون توی یه دنیاییم، مگه نه؟
این دنیا که حاضری برای نجاتش جونشو بدی؟
چیزی نمونده
توی احتمالات دیدمش
عین روز روشنـه
تمام شما قهرمانهایی که ...از این دنیا حفاظت میکنید
خیال میکنی فقط شماهایید؟
خیال کردی فقط همین یه دنیا هست؟
ببینیم چطوری میخواید از این دنیا ...در برابر بقیهی
دنیاها حفاظت کنید
« کاپیتان آمریکا باز خواهد گشت »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.