All language subtitles for Legacies - 2x01 - Nunca perderé la esperanza

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

انچه در میراث گذشت من هوپ مایکلسون هستم

مدرسه ای که پشت این دروازه ها است

داره از راز های ادمایی مثل من مراقبت میکنه

خون اشام ها.گرگینه ها.جادوگرا و هرچیزی که تو این مایه هاست

چی شده؟ - لندن خنجرو به دست اورده -

الانم هیولاهایی که نباید وجود داشته باشن

از اون موقع تا الان دارن میان

مالیور چیه؟ - اون یه بعد دیگه ای از جهنمه -

موجودات رو می بَلعه و وجودشون رو

از آگاهیِ جمعی پاک میکنه

بابا؟فکر میکنی من صدمه دیدم؟

یه اتفاقی هست که برایِ دوقلوهایی که تویِ محفلِ شما بدنیا میان می افته

مثل تو و جوسی

وقتی 22 سالتون میشه

دو پیکر باید ترکیب بشن

پس یکی از ما باید

اون یکی رو بکشه؟ - ازتون نا امید شدم -

شورای افتخاری تشکیل جلسه خواهد داد تا تصمیم بگیرم که

ایا به عنوان

رئیس شما بمونم یا نه

نمیتونم کنترلش کنم

تعجب میکنیم اگر اون غیر طبیعی باشه

تاحالا افسانه ی ققنوس رو شنیدی؟

نمیتونم خودمو کنترل کنم

از این استفاده کن.فقط اینکه با گرفتن این

تو نمیتونی شخصیت خودتو برگردونی

پدر ما مالیوور هستش

قدرتمند ترین هیولایی که تا الان روی زمین پا گذاشته

پدرمون؟؟

و الان مالیوور میخواد برخیزه مگر اینکه من جلوشو بگیرم

چون وقتی که خودمو بندازم توی اون گودال

هیچکس تو مدرسه دیگه منو یادش نمیاد

از جمله خود تو

.:: ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ::. .:: DigiMoviez.com ::.

زیرنویس و ترجمه : مریم صرافها

اونجارو

سلام برادر کوچولو

تابستون خوبی داشته باشید بچه ها

تو مدرسه سالواتور

پایان سال تحصیلی یه معنیه دیگه داره

اونم برای ادمای متفاوت

برای بعضی ها به معنیه اتحاد هستش

برای بقیه به معنیه خداحافظیه

تابستون زمانیه که میتونی ماجراهای جدیدی رو شروع کنی

دنیا رو ببینی و به طریقی که هرگز فکرشم نمیکردی بزرگ بشی

همه از این مرحله میگذرن

میلتون

به جز اونهایی که جایی برای رفتن ندارن

کسایی مثل من

اسم من لاندن کربی هست

تنها چیزی که من میخوام بدونم اینه که من از کجا اومدم

که یه خونه داشته باشم..یه خانواده...که خاص باشم

اخیرا من همه ی اینها رو داشتم

پس چرا حس میکنم چیزی عوض نشده

به نوعی احساس میکنم انگار مهمترین قطعه ی

زندگیم گم شده

میدونم برای اینکه به جواب برسم باید تحقیق کنم

چون تا جایی که میتونم بگم

جاودانه بودن یعنی تنها بودن

...و تنها بودن یعنی

نا امیدی

تصحیح و هم زمانی نهایی: K1MACLIN

-_-_- میراث -_-_-

مامان چیزی در این باره بهت نگفته؟

فقط گفت که بهش میگن نیاکان

و منو تو اینو ساختیم با خاله بونی وقتی 5 سالمون بود

میشه راجع به ادغام کردنمون کاری باهاش کرد؟

نمیدونم

...اون خیلی راجع به این احتیاط میکرد..من

ببخشید مامان تقریبا منو داشت میزد

میدونی چیه..ما میتونیم مثل ادمای عادی باهم تماس تصویری بگیریم

ما ادم عادی نیستیم

و ما باید تو کل تابستون جادوی خودمون رو حفظ کنیم

جلسه ی درمانت چجوری پیش رفت؟ - خوب بود -

یه پسر سکسیه سوئدی بودش

سه شنبه ها بعد از من جلسه داره اونجا

البته من فکر میکنم سوئدیه شایدم لهستانی باشه

به هر حال .مهم نیست

اون جذابه

و دیوونه کننده است

و زبان حرف زدنمون امکان ارتباط برقرار کردن با همدیگه رو

غیرممکن میکنه

فقط اینکه من واقعا ازش خوشم اومده

باید روش کار کنی - میخوام اون رو -

به لیست قطعات شکسته اضافه کنم تا بهم بچسبونمش

تو چطور؟

با کسی قرار سکسی تو تابستون نداشتی؟

بابا جوریه که انگار زندگیه من به علاوه یه نفر دیگه شده

از وقتی که اون چکمه های مدیریتشو پوشید

راستشو بخوای فکر میکنم اون داره وارد بحران میانسالی میشه

چه چندش.موهاش رشد میکنه هنوز ؟ - پرپشته -

خانم بازی میکنه؟ - کمبود داره شدید-

یعنی اصلا هیچ تفریحی نداری؟

یعنی حتی اهنگ

وی ویلی وینکل هم نداری برای خودت؟ ( اهنگی برای موقع خواب بچه ها ) ( یه لحظه ی ارامش برای خودت نداری؟ )

لاندن بیشتر برای خودش نگه داشته همه چیزو

اون همیشه با راف داره سر و کله میزنه

خب پس همه رو بیخیال بشو و بیا اروپا

نمیتونم. نمیخوام بابارو تنها بذارم

راستشو بخوای نگرانشم اون یهو میره بیرون و

یه ماشین قرمز کوچولو میخره

فکر میکردم دارید تلاش میکنید تا وابستگیتون رو کمتر کنید

داریم اینکارو میکنیم

اما بابا هموابسته است و اخرم مجبور میشم اونو ترک کنم ( نوعی رفتار بیمارگونه که در آن فرد به نیازهای خود توجهی ندارد و نیازهای دیگری را در اولویت قرار می‌دهد و به او خدمت می‌کند که موجب وابستگی طرف می‌شود )

اونم به بهانه اینکه ریشش داره در میاد

اوه چقدر چندش - اره -

چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟

منم‌.دوریان

خب تحقیقات رئیس به کجا رسید؟

محدودیت کارولین تموم شده

واقعا ممنونم که این چیزا رو بهم قرض دادی

من فردا دارم میرم جورجیا میخوام برم یک دور دیگه

روی گودال مالیور ازمایش های پزشکی قانونی رو انجام بدم

اگر چیز جدیدی فهمیدم بهت خبر میدم

میدونم موقع رای گیری یکم عصبی بودم

اره عصبی بودی

اره..خیلی خب..شاید بیش از اندازه واکنش نشون دادم

شاید همینطور بوده - خب راستش من انتظار نداشتم-

که رای خودت رو مثل راز نگه داریی

اون یه رای گیریه مخفی بود ریک - اره -

البته.اما بین رای های تو و جوزی و کیلب و جید

هنوزم متعجبم که چطوری سه به یک اتفاق میوفته

اره من فقط فرض کردم که میتونم روی رای تو حساب کنم

موفق باشی ریک

واقعا امیدوارم که چیزی رو که دنبالشی پیدا کنی

دکتر سالزمن - خیلی وقت بود ندیده بودمت -

میبینم که راف

داره از من بهتر غذا میخوره

اره خب وقتی کلا تو ظاهر گرگینه گیر میکنی

پس تو میتونی هرچقدر که میخوای از بوفه گوشت برداری بخوری

اره.شانسی داشتی که بتونی طلسمی برای برگشتش پیدا کنی؟

دارم روش کار میکنم شانسی داشتید که بفهمید چرا من نمیتونم

به یاد بیارم که گودال مالیور نابود شد؟

دارم روش کار میکنم

همه چیز خوبه؟

کاملا

موفق باشید

اره

اره

برای من اواز بخون عزیزم این چیزیه که دوست دارم بشنوم

مثل خون اشامی برام بخون که حلقه ی روزانه اشو نداره

اونم تو یه روز گرم تابستونیه جورجیا

ممم

فکر کنم باید ازش یادداشت برداری

♪...برگرد به زندگی♪

به نظرم لازم نیست

وقتی تو داری اینجوری داستان رو تعریف میکنی

داستان تعریف کردن بحثش جداست چیزی که تو الان شنیدی یه مکالمه بود

داشتی با اون گوشتت مکالمه میکردی؟ - اون گوشت اسم داره -

دقیقا مثل تو

این گرترود هستش ( فیلمی قدیمی که بر اساس صحبت های گرترود با گابریل، معشوق پیشینش است )

عمو ارل دیوانه ی من صاحب یه مزرعه توی بیرون شهره

روزی که اون به دنیا اومد من اونجا بودم

چه سرنوشت تلخی رفیق

این چرخه ی زندگیه پسر

کاملا طبیعیه

چیزی که طبیعی نیست اینه که تو لب و لوچت اویزونه

تو اینجوری فکر میکنی - نه من مطمئنم از حرفم -

ببین تو قراره که

بهترین تابستون تمام عمرت رو داشته باشی خیلی خب؟

به خاطر همه ی کارایی که برام انجام میدی ممنونم کیلب

واقعا ممنونم.اما این واقعیت رو عوض نمیکنه

اینکه من خانوادمو از دست دادم

حتی اگر اونا مزخرف بودن

یا اینکه وقتی من یه ابر قهرمان کامل شدم

و مدرسه تموم شد اونم زمانی که لیزی سالتزمن

بهم گفت که من باحالم - اوه -

قرار نیست اسم اونو رو بیاریم خیلی خب؟

....حتی دهن خودتو درست نکن برای گفتن لی هیچکدومشو نگو

باشه؟

همونجور که قبلا گفتم

من الان جزوی از خانوادتم

و این یعنی خانواده من ...خانواده تو هم حساب میشه

همچنین این به این معنیه که تو باید شروع کنی به تمرین کردن

برای اشپزی روی این پشت بوم

هر چهارم ژوئن ( 14خرداد ماه )

چون امثال

ما قراره عموی دیوونه ی منو شکستش بدیم اونم تو بازیه خودش

خیلی خب؟

باشه باشه

حالا دلت یکم خون تازه حیوون میخواد؟

این منظره ی خوشگل رو نگاه کن

یه نفس عمیق بکش

اره

به سلامتیه بهترین تابستون توی عمرمون

اره برادر

ممم ممم

اوه اینجا دقیقا گرترود رو داریم میخوریم

اره اره...خود خودشه

من گند زدم تو این

بهترین رفیقم میگفت که

از گرسنگی بمیره بهتر از خوردن چیزیه که ....من سعی کردم براش درست کنم اما

... همین الانشم خودت میدونی اینو

خوبه

میدونم هنوز اونجایی راف

من میخوام یه راهی پیدا کنم تا تورو برگردونم

و دوباره همه چیز خوب میشه باشه؟

من الکی امید نمیدم بهت

سلام ؟

پست تن ایبراس اسپرو لوسم

خوشحالم اینجا میبینمت

واو..تو اینجا چه غلطی میکنی؟

همینطور که معلومه جونت رو نجات میدم

نه من قراره که توی ارامش باشم

خیلی خب...تو ارامش نداری

در حقیقت تو برعکس ارامش هستی

خب ما کجاییم؟

بجنب...عملیات ریاضی انجام بده

به این راحتی ها نیست خیلی خب اینجا سیکلونهای مزاحم وجود داره

و نور هایی که چشم ادمو کور میکنه ....تازه تو هم اینجایی

وای خدایا.ما تو جهنمیم

چنین چیزی نیست البته من اینجور فکر میکنم

ادامه بده

بهترین حدست رو بزن

نه

چرا نه؟

چون نمیخوام چیزی رو بهت بگم که تو خوشحال بشی

و اینکه بگم من شکست خوردم

منظورت اینه که نمیخوای بشنوی که اومدی توی تاریکی ؟

که تو توسط مالیور از پا در اومدی؟ - نه -

تو که نمیخوای من به این اشاره کنم که تمام قهرمان هایی که تو عاشقشونی

برای نادا بودند؟

روی بزرگ و بد زندگی رو دیدی

و روز بعد تمام دوستات

یادشون میره که تو حتی وجود داشتی؟

دیگه حرف نزن - اگر جای تو بودم -

با این موضوع ارامش پیدا میکردم

هوپ

صبر کن

من میتونم کمکت کنم

من که نمیبینم چجوری میتونی کمک کنی

من سالها تو این مکان زندگی کردم

و وقتی که میخوای گوی خودت رو به طرف مالیور پرت کنی

به نظر نمیرسه که بتونی اون رو از بین ببری

باید یک سری چیز هارو تغییر بدی

پس بهتره که دیگه با من بد برخورد نکنی تا منم همه چیز رو برات شرح بدم

باشه من تا حدی سعی میکنم گوش بدم بهت

هر موجودی که توسط پدرم بلعیده بشه

و از قبل اینجا بوده کاملا تنهاست

اما ما الان اینجا پیش همیم و داریم با هم حرف میزنیم

بودن تو توی اینجا به نحوی درهای سلول رو

باز کرده

اگر بتونه اینکارو بکنه

شاید برای ما یه راهی باشه تا بتونیم فرار کنیم

حالا نظرت چیه؟

با هم همکار بشیم؟

قبول نمیکنم

چقدر تو بچه ای جای تعجب نداره که شکست خوردی

کسی داره این حرف رو میزنه که تمام زندگیش راجع به نابود کردن پدرش بوده

من بهت اعتماد ندارم .خیلی خب؟ و هیچوقت هم بهت اعتماد نمیکنم

تو همونی هستی که منو به این اشفتگی اورد

اگر فقط میخوای من عروسک شکل گوشت باشم برات مثل برادر کوچولوی بازنده ام

...پس ما قرار نیست توی

ایمی تانتور پوپولیس

دوباره نه

دوست قدیمیت طلسم تقلید

تو هرکاری که من بخوام رو انجام میدی

و کاری که من قصد دارم بکنم

اینه که این اخرین گفت و گویی هست که ما خواهیم داشت

اگر جای تو بودم با این موضوع ارامش پیدا میکردم و کنار میومدم

ماه جولای ( تیر ماه )

خب بهتره بهت بگم که من ماه پیش اتاق ها رو جابه جا کردم

باید اونجارو رنگ امیزی میکردم و فکر میکنم که باید برگردیم همون جای قبلیمون

...قبل ازینکه تو خودت بهتر میدونی.قراره دوباره خودت بشی

اما اگر به هر دلیلی تو خواستی به حالت قبلت برگردی وقتی من نبودم

یعنی دنبال یه راه باشی تا تبدیل به خود واقعیت بشی من نمیخوام که

بعدش برگردی اون اتاق قبلیمون و ببینی که اونجا دیگه اتاق ما نیست

و فکر کنی که من وسایل تورو به کسی دیگه واگذار کردم

چون من هرگز اینکار رو نمیکنم همونجور که مشخصه

و این خیلی هم بد نیست.درست نمیگم؟

منظورم اینه که میدونم انجام دادن اینکار برامون یکم طول میکشه

اینکه تورو از این اشفتگی دور کنیم و امید داشته باشیم .....اما

تو گرگ درونت رو داری

امشب ...شب فیلم دیدنه

چهارم جولایت مبارک رفیق ( 13 تیر )

مهم نیست از چه مسیری بریم...انگار که اخرش همش میخوریم به بن بست

منظورم اینه که حداقل باید دو نفر دیگه اونجا با لاندن بوده باشن

یک شبه مالیور نابود شد

و الیاف ها رد پاها . موها رو از بین برده

فقط نمیتونم بفهمم اونا کی هستن

این خودش یه مدرک نیست؟ اینکه اگر کسی بیادش داخل

گودال مالیور اونها از ذهن ما پاک میشن

اره خب...این همون چیزیه که داره من رو اذیت میکنه

اینکه چه کسی رو فراموش کردیم؟

ممکنه کسی باشه که میشناختیمش

جایی یادگاریش یا عکسش

یا تخت خالیش هست

خب هرکسی که هستش حتما برای یکی مهم بوده

راستی.پدر من امیدوار بودم که

شاید بتونیم یکم درباره دستگاه نیاکان حرف بزنیم

اون درباره ادغام شدن چیکار میکنه

صبر کن.اون لاندن که اونجاست؟

من کل هفته سرم توی کتاب بوده

هیچی درباره ی بازگشت گرگینه به انسان پیدا نکردم

همش پشت هم دارم به بن بست میخورم

به تیم ما اضافه شدی هی

لاندن میشه از پدرم بپرسی که چرا جواب منو نمیده

اونم برای یه سوال ساده

اینکه چجوری من و خواهرم از سن 22 سالگی زنده بمونیم؟

به خاطر اینکه پدرت

جوابی نداره برای سوالت که بهت بده

دلیلش همینه خوشگلم - جوابی نداری بدی یا دلت نمیخواد جواب بدی؟ -

ببین.هیچ چیزی درباره دستگاه نیاکان نیست که بخوای بدونی

پس چرا هربار که من این موضوع رو بزرگ میکنم تو منو میپیچونی؟

چون هیچکاری درباره ادغام شدنتون نمیشه انجام داد جوزت

بیا این موضوع رو بیخیال بشیم.باشه؟

من میخوام برگردم تو محوطه دانشگاه

وو پس اتیش بازی چی میشه؟

اوه من نگران اینم که اون ها ممکنه راف رو بترسونن

میدونید که دلم نمیخواد اون تنها باشه

منم باهات میام

ناگهان من دیگه حوصله هیچ جشن گرفتنی رو ندارم

از جمله روز استقلال امریکا رو ( همون چهارم جولای )

خیلی خب دیزی امروز .روز بزرگیه

برای همین بیا یکم لطیف فکر کنیم

و خشک ماساژت بدم و میخوام با تو یکی بشم

و ازت ممنونم برای اینکه

برای ما مردی و از این حرف ها میفهمی که چی میگم؟

داری با گوشتت حرف میزنی؟

نه.اینکار...اینکارو بکنم خیلی عجیب میشه مگه نه؟

اگر اینکارو نکنی عجیب میشه یک استیک خوب مثل گیاه میمونه

بهش باید عشق بدی تا اون جواب محبتت رو بده

چی باید بگم؟

خب تو میتونی با گفتن اسمت بهم شروع کنی

میلتون

بابات ازت بدش میومده یا یه همچین چیزی؟

نه تا همین اواخر اما دوستام منو ام جی صدا میکنن

هه

خب..پس از اشنایی باهات خوشحال شدم میلتون

وقتشه به دیزی یه ضربه بزنی

میتونی بگی که میخوام رنگ دود رو بگیری

مثل زمانی که اونها یک پاپ جدید انتخاب میکنند

باشه خیلی خب

هوپ

ما میتونیم اینکار رو انجام بدیم

اینکارو با من نکن

گوش کن ببین چی میگم

این هرچیزی که هست تورو نابود میکنه

تورو از هم جدا میکنه

لطفا طلسم رو از بین ببر تا من بتونم کمکت کنم

هوپ

قابلتو نداره

وای لعنتی

دقیقا انتظار همچین چیزی رو نداشتم

اوه لعنتی فرار کن

من نظرم راجع به مراسم اتیش بازی عوض شد

چیز مهمی نبود

فکر میکنی داری با کی حرف میزنی؟

خواهر من ملکه ی صدمه زدن به خودشه

من وقتی این چیزارو میبینم میفهمم

من به خودم اسیب نزدم.چون نمیتونم اسیب ببینم

نکتش همینه

کجا درباره افسانه ققنوس تحقیق کنی اینو بهت میگه که

تو تا بی نهایت میتونی از مرگ برگردی؟

کجا گفته که تا بینهایت نمیتونم اینکارو بکنم؟

به خودت اسیب بزنی هیچ چیزی رو بهتر نمیکنه

هرگز اینطور نیست

حق با توعه شاید باید روی مشکلات دیگران تمرکز کنم

به جای خودم

من همچین کاری نمیکنم - داری دروغ میگی -

تو از‌کجا میدونی؟

چون وقتی دروغ میگی هر چند وقت یکبار

یه احساسی بهم دست میده

من فقط میدونم- باشه -

ما باید چیکار کنیم؟

تو بهم بگو

چون بخوام باهات صادق باشم من درواقع بازنده ام

شاید باید هردومون ازینکه نگران مرگ هستیم دست برداریم

یکم زندگی رو شروع کنیم؟

اوه ممم سلام کیلب

اروم باش ک ویژه

اون فقط یه باربیکیو هستش

ببین اینجارو باش.من کنارت بودم

زمانی که فکر کردم کسی رو کشتی یکی از دوستامون رو

باشه - اما اگر یکبار دیگه همچین حرف احمقانه ای بزنی -

ما نمیتونیم برادر هم باشیم پسر

باشه

لعنتی

یک رای دیگه برای عموی الاغ و مارمولک من

من ارل هستم

اوه

میلتون...میلتون گریزلی - درسته -

من دربارت شنیدم

امیدوارم که چیزهای خوبی شنیده باشی

اره خونخوار ...همش خوب بود

ایستگاهشو گرفتیا

هی من گوشتتو امتحان کردم

جدی؟ - بعد از من مقام دوم رو داره -

تورو تو جایگاه سلطنت میبینمت

اره اما اینبار بهتره نگاه بزرگتری داشته باشی

واقعا فکر میکنی میتونیم برنده بشیم؟

معلومه که نه پسر جون من میدونم که میتونیم

: همونجور که قبلا گفتم بهترین تابستون کل عمرمونه

بله قربان.بله قربان اینجارو باش

اوم در این باره ممکنه من کسی رو پیدا کرده باشم

پس خبراییه - اره -

اون اینجاست؟ - اره -

اوه.کدومشونه؟ - اونی که تاپ نارنجی پوشیده -

بوووم

....بهترین تابستون

اصلا

داری راجع به کیم حرف میزنی؟

اسمش....اسمش اینه؟

ام جی...مسخره کردی منو؟

من قبلا میلیون ها داستان راجع به کیم بهت گفته بودم

....کیم من

خواهرت؟

همون که دور بود ازتون و داشت برای ادمای بی خانمان خونه میساخت؟

...و بدون این همه - اهوم -

ببین پسر

هرچقدر دلت میخواد تو تابستون عشق کن

منتها با اون کاری نداشته باش

چی؟

ترانه نویسی میکنه؟ بیخیال

دیگه نمیتونم تحمل کنم

جایی تو بلژیک (ماه اوت یا مرداد )

پارک پنلوپه قلب سیاهش منفجر شد

تو و گیزمو هر دوتون گریملین هستین؟ ( گیزمو نام یک شخصیت انیمیشنی -گریملین موجودی که باعث خرابی میشه )

راستشو بخوای گیزمو طرفدار مگویه ( گروه اسکاتلندی موزیک پست راک )

وای خدایا

اون با تو مثل سرپرستا حرف میزنه ( فردی است که به عنوان مهارت های اجتماعی بیش از حد روشنفکر، وسواس، درونگرا دیده می شود.)

بیخیال بابا ما فقط دوستیم - تو فقط دوستش نیستی -

تو یه ادم منتاژ شده ای - ...یه جوری انگار -

خوش میگذشت

واقعا داشت خوش میگذشت

میدونی چی واقعا واقعا حال میده؟

مامان و من قراره

با قطار پر سرعت بریم رم برای این هفته

پس بهتره توام کونتو از این دریاچه تکون بدی و بیای

دوست دارم

فکر میکنی ما چقدر اینجا بودیم؟

گفتنش سخته

یه هفته؟ یک ماه ؟

یک سال؟چه فرقی داره؟

اون چه کوفتی بود؟

اه. یه گارگویله فکر کنم

یه بار یکیشونو با دوستام کشتم

میدونی منظورم دوستای نوجوونمه

خب چه دلیل داره ادم فوق العاده شروری مثل تو بخواد بترسه؟

من شرور نیستم

هیچوقت نبودم

من فقط بچه ای بودم که از پدرش میترسید

و هرکاری میکرد تا از دست اون فرار کنه

کل زندگیه من راجع به این بود که چجوری ازین قضیه خلاص بشم

و با بدبختی شکست خوردم

پاپیلیو لوکس

فکر میکنی اون بلیط رهاییه ما از اینجاست؟

نه این طلسم راحتیه

این قراره افکارمون رو اروم کنه

ممنون

چرا اینکارو کردی؟ - چیکار؟ -

اوه لعنتی

اینویزی کو - معنیش چیه؟ -

من براشون نامرئی شدم

تو نامرئی شدی.پس من چی؟

فکر میکنم بعد از همه ی این جریانا ما دیگه باهم همکاریم

من همچین چیزی رو نمیگم - اما تو همین الان زندگیمو نجات دادی -

چون تو داری یه چیزی رو از من پنهان میکنی و من میخوام بدونم چرا؟

وریتاس تمپوس

میشه دیگه از جادو استفاده نکنی؟ اصلا منصفانه نیست

قبل جواب دادن فکر کن

به نظرت این ناعادلانه است یا تو حقته این بلا سرت بیاد؟

کاملا حقمه این بلا سرم بیاد

چی؟

برا...برای چی من این حرف رو زدم؟

چون من طلسم حقیقت رو روی تو اجرا کردم تو فقط میتونی با صداقت جواب منو بدی

حالا.این چه حسی بهت میده؟

انگار که قرار نیست برای من چیزی خوب پیش بره

من هرروز ساعت 5 برای اون شام میارم البته .بعضی وقتا منظورمه

اون زیاد از جنگل بیرون نمیاد اما همیشه اینجا بود

خب نبودنش به این معنی نیست که حتما اتفاقی افتاده که ...راف یه گرگینه است

اینجوری نیست که بتونه ساعت مچی ببنده و حواسش به ساعت باشه - اما هرروز -

چند ماهه پشت هم هرروز جوزی ....و الان سه روزه که گم شده

شاید من دارم بدترین حالت رو در نظر میگیرم

اما معمولا بدترین چیز اتفاق میوفته و این به اندازه کافی بد هست

که اون توی ظاهر گرگینه اش گیر کرده اما..اما اگر اون گمراه بشه

دیگه کسی رو نداره

نمیتونم اون رو تنها بذارم - لاندن -

همه چیز درست میشه

ما اونو پیدا میکنیم من میخوام طلسم مکان یاب رو اجرا کنم

و ما دنبال حرکاتش میریم باشه؟

من میخوام کمکت کنم

تمام وقت

داشتم روی یک تئوری کار میکردم میدونی منظورم چیه

داشتم سعی میکردم بفهمم چرا طوفان اومد

و بعدش فهمیدم همیشه بعد از جادو کردن

من گرم میشم؟

پوسته پوسته میشی

میدونی چیه این میتونه کلی معنی بده وقتی راجع بهش فکر میکنی

همونجور که گفتم .اشتباه میکردم که فکر میکردم من تنها کسی هستم که

میتونم اون رو نابود کنم اما فکر میکنم درواقع این اشتباه منه

که من...من یک تریبرید کاملاً فعال نبودم

وقتی که وارد اون گودال شدم

من هرگز نمردم.واسه همین هم اون روی ومپایریم هنوز فعال نشده

و چیزی که الان فهمیدم اینه که ایا مالیور

نمیخواد من اینجا باشم

من برای اون سمی هستم

میشه این حرفاتو تموم کنی لطفا؟

مالیور داره تلاش میکنه تورو از اینجا خارج کنه

میخواد تورو به همونجایی که ازش اومدی بفرسته

و هربار که اون سعی میکنه اینکارو کنه - من تورو میگیرم -

تلاش میکنم تا با تو از اینجا ازاد بشم

اما به همون اندازه که پدرم میخواد تو از اینجا بری

همون قدر دوست داره منو اینجا نگه داره تا شکنجه کنه

خب این خیلی رسمی بود

تنها کاری که باید بکنیم اینه که منتظر بمونیم

برای چی؟

این مسیر منه

هوپ همینطور باشه تو نمیتونی منو اینجا تنها بذاری

من نمیتونم با تو از اینجا برم خیلی خب؟

باید برگردم پیش دوستام

باید برگردم پیش لاندن

من نمیتونم دروغ بگم خیلی خب؟

پس اینو میدونی که دارم واقعیتو میگم که من

به کمک تو میتونم برگردم

بعدش تو دیگه منو نخواهی دید

قول میدم

ببخشید

اما متوجه میشی که چرا این ریسک رو انجام نمیدم؟

اره اگر منم جای تو بودم همین کار رو میکردم

خدایا - موفق باشی کلارک -

لعنت بهت هوپ

فکر کن خون من یه خط قرمز برای عبور از نقشه

یه صندوقچه ای که پر از اصرار چیزهای گمشده است

هرجایی که راف رفته باشه رو نشون میده

و اینجوری مسیرش رو هم بهمون نشون میده

به خاطر این ممنونم

قابل نداره واقعیتش این بازیه بچگی هام هستش

من از این طریق تو بازیه قایم موشک تقلب میکردم

و فقط

بهشون چند ثانیه زمان میدادم

میخوام بدونی که من نمیخواستم به خودم اسیب بزنم

تو روز چهارم

من نمیخواستم سعی کنم که

خودمو از بین ببرم یا همچین چیزی

مم.من که این فکرو کردم

نمیدونم.شاید به این قصد اینکار رو کردم

اما وقتی که رفتم زیر اب...یه تصوراتی دیدم

شایدم خاطره بودش

یه چیزی تو مغز من هست که وقتی من مردم

....میتونم اون رو ببینم اما

شایدم چیز خاصی نباشه

شاید هم جواب همه چیز همین باشه ..نمیدونم

هیچ جوابی مهمتر از این نیست که مطمئن بشیم

که تو به طور تصادفی سهمیه ققنوسیه خودت رو تحت الشعاع قرار دادی

خوشحالی؟

منظورت چیه؟ - منظورم اینه که -

..از وقتی که ما شروع کردیم به بیرون رفتن باهم

البته منظورم تا قبل از گم شدن راف هستش...من فکر میکنم که تو

..بالاخره یواش یواش

احساس خوشحال بودن داری

من قطعا خوشحالم

فقط نمیدونم که میشه کاملا خوشحال بمونم حتی اون زمان که

منو لیزی بتونیم از مرحله ادغام شدنمون بگذریم راحت

اره

ببین من نمیخوام برات مشکل ایجاد کنم

اما فکر میکنم که پدرت داره بهت دروغ میگه

درباره ی اون دستگاه نیاکان

تو از کجا میدونی

میدونم دیگه

بازرس پزشکی قانونی هستی؟

نزدیک شدی

من نویسنده رمان های واقعی جرایم هستم

تو یه دروغگویی

جوسی - تو نمیتونی اینجا باشی -

اون اجازه نداره اینجا باشه - اره خودم میدونم -

یه لحظه بهم فرصت بده

چه خبر شده؟ - کل تابستون -

من نگران تو بودم

من باید از پدرم مراقبت کنم مطمئن بشم که اون به

افسردگی مبتلا نشه یا یه موتور سیکلت نخره

بیخیال تابستونم با مامان شدم تا مطمئن بشم

تو تنها نمیمونی و تمام این مدت

تو داشتی بهم دروغ میگفتی راجع به دستگاه نیاکان

....من - من زنگ میزنم به پلیس -

به اون مرد اجازه بده با دخترش حرف بزنه

بابا چطور دلت اومد؟

بابا همه چیز رو بهم گفت

دستگاه نیاکان در واقع یه نوع قفله

برای یه دنیای زندان مانند

داستانش طولانیه اما ما یه عمو داریم

که تو اونجا به دام افتاده و اون تنها عوض دیگه ی

خانواده ی مجنون ما هستش که زنده است

و اون تونسته ادغام بشه برای همین اون کسیه که جواب سوال مارو داره

خب.پس منتظر چی هستی زود برمیگردیم بعدش

لیزی

من دستگاه رو به بابا برگردوندم

تو چی؟ چرا؟؟؟

اون یارو که تو دستگاه به دام افتاده جو رو به قتل رسونده

تو روز عروسیش

همراه بابا

منظورم اینه که این یارو برادر دوقلوشو کشته

برای همین هم بابا گفت این اخرین راه حل ماست که بریم سراغش

و تا اون موقع باید از اون دوری کنیم

درضمن

تو باید لذت ببری

از قطار تندرو خودت و گردش رفتنت با

اون یارو سوئدیه سکسی و اجازه بدی تابستون بهت خوش بگذره

ببین چی میگم

من سه ساعت در روز میرم برای درمانم

زمانی که من شونه خالی نمیکنم من پیش دکترم هستم

و وقتایی هم که پیش دکترم نباشم پیش یه شفا دهنده هستم

من دارم هرکاری میتونم میکنم تا اوضاع بهتر بشه

یعنی واقعا همه چیز خوب بشه

من باید اینو بهت میگفتم نمیدونم چرا تا الان اینکارو نکردم

اما بهم قول بده

تو بیشترین استفاده رو خواهی کرد

از بقیه تابستونت باشه؟

قول میدم

من ندیدمت.حالت خوبه؟

اره دوریان من خوبم

خوشحالم اینو میشنوم اما از کجا اسم منو میدونی؟

از روی کارت عبورت از پارکینگ

همیشه از اون عکسم متنفر بودم

چه چیزی تورو امشب کشونده اینجا؟

یه پسر

خب همونطور که میبینی ما تعطیل کردیم الان

همه رفتن برای تعطیلات تابستونشون

خیلی خب ممنونم اوه ببخشید اگر اذیت شدی

بدون من شروع کردی فیلم رو

نقشت کار کرد

اون الان اینجاست.پس مشکلت چیه؟ - اینجا بود -

اما بعدش وقتی اومدم بیرون تا اونو پیدا کنم این ظاهر شد

راف گم نشده بود

فقط اینکه اون دیگه نمیخواد

اینجا باشه

میدونستم این اتفاق میوفته

منظورم اینه که اون بیشتر مثل یک گرگ میمونه تا شبیه به انسان

و نکته ای که درباره ی گرگ ها هستش اینه که احتیاجی به دوست صمیمیه انسانی ندارن

و شب مخصوص فیلم دیدن؟

شاید اون بیخیال شده

چون دیدش که تو کسی رو داری

کسی که بهت کمک کرد تا

خوشحال باشی

هی

این صندلی برای ادم خاصی هستش؟

لندن

صبر کن ببینم .از کجا اسم منو بلدی

ببخشید

هیچ راهی وجود نداره که وانمود کنم هوپ مایکلسون رو فراموش کردم

اینو برای این داری میگی چون میدونی دلم میخواد این حرف رو بشنوم

خب راستشو بخوای اینجوری جواب نمیده

من اینجام تا یه چیزی رو بهت بگم

که تو دلت نمیخواد بشنوی درسته؟

اره

من واقعا احتیاج دارم ببینمت

منم خوشحال میشم ببینمت

خب راستش منظورم اینه که به صورت کاملا جادویی

و با سند معتبری که از ضمیر ناخوداگاهت هستش این اتفاق میتونه بیوفته

خب نظرت چیه؟

دلم برای چشمات تنگ شده بود

اوه مسلما ..چون چشمام خیلی رویاییه

باید کلی دقت کرد تا فهمید

لاندن هیچوقت از این حرف ها نمیزد - خودت اجازه دادی خلاقانه بشه -

علاوه بر این.بیا با این موضوع رو به رو بشیم که خودتم بهتر میدونی اون چه حرفایی میزد

که اون همش درباره حل مشکل دشوار و اشکار تو حرف میزد

پس شاید من فقط میخوام همین حرف هارو از تویه تقلبی بشنوم - باشه -

خب توی این مورد هیچ حرفی نیست

جز اینکه من دوست دارم بدونم چرا داری شهر رو ترک میکنی

بدون اینکه بگی که تو از مرگ برگشتی

واقعیتش من هیچوقت نمیمیرم

خب پس میخوام در این باره هم بیشتر بشنوم

میخوام راجع به همه چیزت بشنوم

چون من عاشقتم

و تو عاشقمی

داری شهر رو ترک میکنی

این یه حرکت احمقانست و خودتم اینو میدونی

مخصوصا که توافق کردیم که بهم دیگه دروغ نگیم

از این کارا برای من نکن

خیلی خب درضمن بین تو و جوزی چه اتفاقی افتاده؟

اوه

خب الان از دست من شاکی هستی؟ - نه -

ازت شاکی نیستم

نمیتونم ازت شاکی باشم ...خیلی خب؟

تقصیر تو نیست

تو حتی نمیدونی که من وجود دارم

اما با این وجود هنوز برات سخته

معلومه که برام سخته

باشه

خب پس ببین چقدر برای من سخته تا راه حلی پیدا کنم

و جلوی پای تو بذارم

به اندازه کافی عادلانه بود

اگر بتونی به یه سوال درست پاسخ بدی

اونوقت منم قول میدم که برگردم پیشت

و من...من همه ی حقیقت رو بهت میگم

میشه بیخیال بازی کردن بشیم؟

هیچ پاسخی وجود نداره هرکدوممون میتونیم

جلوی تورو بگیریم تا اینکار رو نکنی

الان خوشحالی؟

الان همه خوشحالتر هستن؟

میشه یه لحظه تنهام بذاری؟

نمیخوام کنارت گریه کنم

حتی با وجود اینکه تو تقلبی هستی

خب فکر کنم خیلی بهت حال نداد مگه نه؟

نه...نه

اوه بهترین تابستون عمرمون بود

پسر .چرا همیشه اینجوری میکنی؟

چیکار؟ - حقیقت رو نمیگی -

خیلی خب..این بدترین تابستون بود

منظورم اینه که تو بهم میگی که پیشرفت کنم

و برای اولین بار من واقعا تونستم

اونوقت داری میگی که من نمیتونم هیچوقت باهاش حرف بزنم؟

اون خواهرمه .پسر جون

دقیقا همونجور که تو برادرمی

ببخشید اما من دلم میخواد درخت خانوادم شاخه بده

اما من این رو به تو بستگی میدم اگر بهم یه فرصت بدی

چطوری؟

با بدست اوردن اون چیزی که بیشتر از همه تو دنیا میخوام

لیزی سالتزمن

اما تو گفتی که ما نباید حتی اسم اون رو بیاریم

در طول تابستون

اما همه چیز تموم شده پسر جون

حالا میتونیم دیدمون رو عوض کنیم

بهترین ترم توی عمرمون میشه

باشه؟

بیا بسته بندیمون رو تموم کنیم

و مطمئنم تو باید برای این یه جایگاه درست کنی

اوه لعنتی

باورم نمیشه دوباره داره این اتفاق میوفته

از من چی میخوای پدر؟

چون من به معنای واقعیه کلمه دیگه نمیتونم رنج بکشم

و...نمیتونم اشتباهی کنم

تو من رو به وجود اوردی ...واسه ی همین

لطفا بهم اخرین فرصتمو بده تا بهت خدمت کنم

منو برگردون

منو برگردون

و من میشم همونی که همیشه میخواستی

من ادم بده میشم

کاری میکنم تا بهم افتخار کنی

تو به من احتیاج داری

چون اگر به من اعتماد نکنی نمیتونم تورو از این هلاکت نجات بدم

اعتماد کن و من این کار رو خواهم کرد

من هوپ مایکلسون رو از بین میبرم

تنها کسی که تو این سیاره میتونه تو رو از بین ببره

......منو برگردون تا من

پدر

تویی؟

تصحیح و هم زمانی نهایی: K1MACLIN

زیرنویس و ترجمه : مریم صرافها

.:: ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ::. .:: DigiMoviez.com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.