All language subtitles for The.Road.2009.720p.BluRay - MeryHeartless

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho Download
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Mery Heartless ترجمه و زیرنویس از :::Meryheartless@yahoo.com:::

چه اتفاقی داره میفته؟

چرا داری حموم می کنی؟ - .حموم نمی کنم -

.لعنتی

.باید یه راهی به بیرون پیدا کنیم .همگی عجله کنید

کجایی؟

!بابا

.چیزی نیست. فقط یه زمین لرزه ی دیگه است

.من اینجام

.همینجام. خیلی خب

"جاده"

.ساعت ها روی 1:17 ایستادند

...شکاف بلندی از نور روشن بوجود آمد

.و بعد، چند سری تکان خفیف

.فکر کنم اکتبره

.اما نمی تونم مطمئن باشم

.سالهاست که تقویمی نداشتم

.هر روز، خاکستری تر از روز قبل میشه

سرده، و درحالی که دنیا می میره .سردتر هم میشه

هیچ حیوانی زنده نمانده .و همه ی محصولات از بین رفتن

.به زودی همه ی درخت های دنیا می افتند

جاده ها پر از پناهندگانی است ...که سبدی را با طناب می کشن

...و جنایتکارانی که اسلحه حمل می کنن

.و به دنبال غذا و سوخت می گردن

...در طول یک سال، زمین های حاصلخیز آتش گرفتن

.و نوای مناجات هارو برهم زدند

.آدمخواری بوده

.آدمخواری، بزرگترین ترسه

.من بیشتر نگران غذام، همیشه غذا

.غذا و سرما، و کفشهامون

گاهی، برای پسرک داستان های قدیمی ...از شجاعت و عدالت تعریف می کنم

.همونقدر که به خاطر آوردنشون سخته

...فقط می دونم که این بچه، تضمین منه

و اگر اون، کلام خدا نیست .پس خدا هیچوقت صحبت نکرده

کک، تو می تونی روی مشعل" .مجسمه آزادی بشینی

...اگر زبونت رو مثل یه سوسمار بیرون بیاری"

...می تونی غذارو از تو بشقابت بقاپی

.بدون اینکه از دستهات استفاده کنی

ولی اونوقت، مادرت چی میگه؟

...اگر گردنت رو مثل مرغ ماهیخوار می کشیدی

...باید دستت رو یه عالمه میاوردی بالا

.تا سرت رو بخارونی

اگر چشم های عقاب رو داشتی "...می تونستی یه خرگوش رو درحال دویدن ببینی

.بیا یه نگاهی بندازیم

.یه چیزی باید اینجا می بود .ذرتی چیزی

.نه

.غذاشون تموم شده

.شاید یه کم بذر تو انبار علوفه باشه

.شک دارم

.اون چیزی نیست که فکر می کنی

.اونها خودکشی کردن

چرا؟

.خودت می دونی چرا

.دوتا مونده. یکی برای تو، یکی برای من

می ذاریش توی دهنت ...و بالارو نشونه می گیری

.درست همونطور که نشونت دادم

.باشه

.اینطوری - .نه -

.بعد فقط ماشه رو می کشی

فهمیدی؟

اشکالی نداره؟

.باشه

گرسنه ای؟

.مرسی - .بفرما -

.تشنمه - تشنه؟ یه کم آب؟ -

.باشه

.خیلی خوشگلی

.اوه، نه

.نه

.نه، ما مجبور نیستیم اینکارو بکنیم

.نمی خوام اینکارو بکنم - .فکر کنم مجبوریم -

.نه، من نمی خوام این کار رو بکنم

این چه نوع زندگی ایه؟

.باید فشار بدی

.نه

...زودباش

.فشار بده

!سریع! بلند شو

.باید بدویم. برو. پایین بمون. برو، برو

.بابا. بابا - .بریم -

.اون آت و آشغال هارو بگردید

.لعنتی

حواست کجاست؟

.مراقب اون ماشین های لعنتی باش - .آروم کنارشون حرکت کن -

.لعنتی

.به اونها نگاه نکن. به من نگاه کن

.صدات دربیاد، مردی

اهل کجایی؟

مهمه؟

تو اهل کجایی؟

واسه اون تفنگ ها مهمات دارین؟

.گفتم اون طرف رو نگاه نکن

چی می خورید؟

.هرچی که پیدا کنیم

.هرچی که پیدا کنید

.آره

.تو شلیک نمی کنی

.دوتا گلوله بیشتر نداری. شایدم یکی

.و اونا صداش رو می شنون - ...شاید، ولی تو نمی شنوی -

.چون قبل از اینکه بشنوی، توی جمجه و مغزته

...برای اینکه بشنویش، به قسمت میانی مغز

...و برجستگی ها و چین های سینوسی مغز احتیاج داری

.ولی دیگه اونارو نخواهی داشت چون به سوپ تبدیل می شن

تو دکتری؟

.من هیچی نیستم

.ما یه مرد زخمی داریم. به زحمت و وقتش می ارزه

.یه بار دیگه نگاش کنی، به سرت شلیک می کنم

.اون پسر به نظر گرسنه است چرا نمی آید توی ماشین؟

.بهتون یه چیزی برای خوردن میدیم

.لازم به اینهمه یکدندگی نیست

.شما چیزی برای خوردن ندارید

.زود باش. بریم

.من هیچ جا نمی رم

فکر می کنی نمی کشمت؟

.اشتباه می کنی

می دونی من چی فکر می کنم؟

.فکر می کنم تو یه جوجه ای

.هیچکسی رو تو زندگیت نکشتی

صدا از کجا بود؟ - !اونجا -

کی داره شلیک می کنه؟

.بریم. زودباش

!تو مسیر درخت ها - !زود باش -

.هردوتاتون، از اونور - .سریع تر حرکت کن -

!حرکت کن - !فکر کنم دیدمش. بریم -

!اونجا

.حالت خوبه. من همینجام

.بریم

.سعی می کنم مثل بقیه ی مسافرهای قاتل معمولی به نظر برسم

.ولی قلبم به سرعت می تپه

...وقتی مسئله به پسرک می رسه

.فقط یه سوال دارم

...وقتی زمانش برسه

می تونی انجامش بدی؟

خیلی خب؟

.نمی ذارم هیچ اتفاقی برات بیفته

.من ازت مراقبت می کنم

...و هرکسی رو که بهت دست بزنه، می کشم

.چون کارم همینه

.باید گریه رو تموم کنی

.باید الان بریم

.باید بریم چرخ رو پیدا کنیم

.زودباش

.تفنگ رو بگیر

.فقط همین برامون مونده

.باید خیلی وقت پیش اینکارو میکردم

.باید وقتی گلوله های بیشتری داشتیم اینکارو می کردم

.نمی دونم چرا به حرفت گوش دادم

.اونا پیدامون می کنن و می کشنمون

.به من تجاوز می کنن و بعدم به پسرت

.و مارو می کشن و می خورن

...هرچی بشه - .بسه -

...بهت گفتم - !تمومش کن -

.من هرکاری می کنم .هرکاری

مثلا چی؟

.اصلا نمی دونم چرا از تو می خوام ...باید خودم دست به کار شم

و همه ی گلوله هارو تو مغزم خالی کنم .و برای تو هیچی نذارم

.باید اینکارو بکنم - .خواهش می کنم اینطوری حرف نزن -

.راست میگی .چیزی نمونده که دربارش صحبت کنیم

.شبی که اون به دنیا اومد، قلب من از بدنم اومد بیرون

.باید اینکارو بکنیم. ما نجات پیدا می کنیم

.ما تسلیم نمی شیم .ما تسلیم نمی شیم

.من نمی خوام فقط نجات پیدا کنم

نمی فهمی؟

.نمی خوام

چرا نمی ذاری با خودم ببرمش؟

.بهش دست نزن

اگه به خاطر تو نبود، با خودم می بردمش .خودت اینو می دونی

.به خودت گوش کن

...به نظر

.دیوونه میای

.بقیه خانواده ها دارن اینکارو می کنن

.بریم حموم

...گوش کن

.باید صحبت کنیم

...اون مَرد، اونجا

.آدمای خوب زیادی باقی نموندن، فقط همین

.باید مراقب آدم بدا باشیم ...باید فقط

.آتش رو روشن نگه داریم

کدوم آتش؟

.آتش درونت

ما هنوز آدمای خوبی هستیم؟

.آره، هنوز آدمای خوبی هستیم

.معلومه که هستیم

و همیشه خوب می مونیم؟

فرقی نمی کنه چه اتفاقی بیفته؟

.همیشه خوب می مونیم

این چیه؟

.یه جایزه برای تو

.زودباش

.خیلی خوبه

.باید یه کم بخوری - .نه، تو بخورش -

.می خوام یه کم بخوری

.حباب داره

.برای توئه

.بیا

.دارم میام

.گشنمه

.می دونم. منم همینطور

هنوزم می ریم جنوب؟

.معلومه

.اونجا ممکنه غذا باشه

همه چیز بستگی به رسیدن به ساحل داره، خب؟

.خب

.کاش پیش مامان بودم

منظورت اینه که کاش مرده بودی؟

.آره

.نباید اینو بگی. حرف بدیه

.دست خودم نیست

.دیگه نباید به اون فکر کنی

.هردومون نباید فکر کنیم

چطوری اینکارو بکنیم؟

.درست انجامش دادی. درست انجامش دادی

نمی خوای حداقل ازش خداحافظی کنی؟

.نه - نه؟ -

.نه

چرا نه؟ - .نمی تونم -

چرا نمی تونی تا صبح صبر کنی؟

.چون نمی تونم

نمی تونی یه شب دیگه با من باشی؟

.نه، باید برم - چرا؟ -

چرا باید بری؟

چرا؟ چرا باید بری؟

من باید بهش چی بگم؟

.خدایا

.برو جنوب

.نه

.گرم نگهش دار و برید جنوب

.دیگه زمستون، اینجا دووم نمیارید

چرا تو به من کمک نمی کنی؟

کجا می ری؟ .حتی نمی تونی بیرون رو ببینی

.احتیاج ندارم. احتیاجی ندارم ببینم

...التماس می کنم - .نکن -

.خواهش می کنم - .نه -

.نکن

...اون رفته بود

.و سرماش، آخرین هدیه ی او بود

.ولی یه جایی تو تاریکی مرد

.دیگه داستانی برای گفتن باقی نمی مونه

.ببین، اونجا رنگ هست

می خوای بری توش؟

!هواتو دارم

.بیا

.بابا

.یه دلیلی داره که این قفله

.بیا کمک کن

.هیچ اتفاقی نمیفته

.چیزی نیست

اون چیه؟

.اوه، خدای من

کمکون کن. خواهش می کنم، کمکون می کنید؟

.کمکمون کنید - !بریم! بریم -

.کمک کن

!صبر کن! صبر کن

.اونا مارو می برن به دودخانه

!برو، برو

!صبر کن - !وایسا -

!نه. نه. نه

.نه

.آدمای بد. مردای بد

.مردای بد. آدمای بد

کی این پنجره رو باز گذاشته؟

.به خاطر بو باز گذاشتمش - کدوم بو؟ -

دیگه حسش نمی کنی؟ - کی نوشیدنی می خواد؟ -

.شراب رو هدر نده

.آره، بازم بارون میاد .تمام روز بارون میاد

.من می رم بالا لباس عوض کنم

.اونا آدمای بدن

.آدمای بد

.بگیرش - .نه. نه -

.بگیرش! بگیرش. بگیرش - .نه -

.نترس. نترس

وقتی گرفتنت، باید اینکارو بکنی .درست مثل بقیه

!باید شجاع باشی. باید .تو می دونی چطور باید انجامش بدی

.می دونی چطور - .میام بالا -

.آدمای بد. مردای بد

چیکار می کنی؟

.خیلی متاسفم

دوباره می بینمت؟

.کی می بینمت؟ نه

چه خبره؟

این دیگه چه کوفتیه؟

!هی

!لعنتی

.از سرداب اومده بود بیرون. من هلش دادم تو

.خدا لعنتش کنه

!زودباش - فکر می کنی کدوم گوری داری می ری؟ -

.هی، نگهش دار - !دارمش -

!حرومزاده

.هی، زودباش. بلند شو

.بلند شو. بلند شو

.باید از اینجا بریم بیرون

.باید بریم. باید دور شیم - .به من دست نزن -

.زود باش

.بیا بدویم

.آخریش

ما که هیچوقت کسی رو نمی خوریم، می خوریم؟

.نه، معلومه که نه

فرقی نداره چقدر گرسنه ایم؟

حتی اگر قحطی زده باشیم؟

.الان قحطی زده ایم

.چون ما آدمای خوبیم

.آره

.و آتیش رو روشن نگه می داریم

.آره

.از این طرف

اینجا کجاست، بابا؟

.این خونه ایه که من توش بزرگ شدم

.این منم

.وقتی پسربچه بودم، درخت کریسمسمون رو اینجا می ذاشتیم

.و اینجا جوراب هارو آویزون می کردیم

....همین

.فکر نکنم اینکار لازم باشه

می خوای بیرون منتظر بمونی؟

!نه، وایسا

!هی - !صبر کن -

!صبر کن. وایسا

.من بهت آسیب نمی زنم - .هی. هی -

چیکار می کنی؟ - .نه -

چیکار می کنی؟

چیکار می کنی؟ - چیه؟ -

!اونجا یه پسر بچه است، بابا - ...کدوم پسربچه؟ چی می -

!من یه پسربچه دیدم - چه غلطی داری می کنی؟ -

.یه پسربچه دیدم

هیچ پسری نیست. کدوم پسر؟ - .ولم کن. هست! درست مثل من -

.بیا - !نه -

!هی

.تمومش کن! منو خیلی ترسوندی - !نه -

.زود باش، بیا بریم. تمومش کن - !لازمه که ببینمش -

...هی! چیکار می

چه غلطی داری می کنی؟ - چی؟ -

!لازم دارم - چرا؟ -

!فقط لازم دارم

.تمومش کن

.اون، اونجاست

.درک می کنم

.متوجهم. چیزی نیست - .اونجا -

.همه چی درست میشه

...اون تصور می کنه که همه چیز در ساحل چطوریه

.و اینکه بچه های دیگه اونجا خواهند بود

...ازم می پرسه که سر دوستام چی اومد

و من بهش می گم که اونها مردن .و اینکه دلم براشون تنگ میشه

...وقتی هیچ چیز دیگه ای ندارم

.سعی می کنم رویای رویاهای، تصورات یک کودک رو ببینم

حالا می میریم؟

چرا فکر می کنی این اتفاق میفته؟

فکر می کنی یهو غش می کنیم و بعد می میریم؟

...خیلی طول می کشه

.تا از گشنگی بمیری

...هر روز، یک دروغه

.ولی من کم کم دارم می میرم

.این یک دروغ نیست

.سعی دارم اون رو برای روزی که می رم، آماده کنم

.چیزی نیست که قبلا ندیده باشی

!بابا

چیه؟ - .بابا -

مشکل چیه؟

.نگاه کن

.ما پوست استخونی به نظر می رسیم

.ما پوست استخونی هستیم

.زودباش. بیا از اینجا بریم بیرون

.مادرت خیلی خوب می زد

.یادم نمیاد

...خب، اون

.قبل بود

.نکن - .چیزی نیست -

.خواهش می کنم، بابا

.خواهش می کنم

.چیزی نیست

.اوه، خدای من

.بیا این پایین

.بیا پایین

چی پیدا کردی؟

.همه چیز

.همه چی پیدا کردم

اینا چی هستن؟

.غذا

.غذاست

بیا. می بینی؟ می تونی روشو بخونی؟

".گ-لابی"

.آره، گلابی

برای صبحونه چی می خوای؟

چیه؟

.هیچی

درسته که ما همه ی اینهارو استفاده کنیم؟

.آره

.اونها راضی هستن

نباید ازشون تشکر کنیم؟

.چرا، تشکر کن

اینطوری؟

...ممنون برای

...سوپ

.و چیتاز

.چیتوز

...و همه ی این چیزها

.مردم

.خوبه

.نوبت توئه

.ممنون، مردم

دوست داری؟

خوب انجامش دادیم، نه، بابا؟

.آره

.بخواب

چیه؟

...به

.به وسایل من دست نزن

.باشه، ببخشید

.حالا بهت یه جایزه می دم

چی؟ - .چشمات بسته بمونن -

چه حسی داره؟

.شامپو

بهتر شد؟

.آره

چطور به نظر میام؟

چی فکر می کنی؟

میشه یه کم امتحان کنم؟

چرا؟ - .خوشت نمیاد -

.بهت حس خنده داری میده

خوبی؟

فکر می کنی من از یه دنیای دیگه اومدم، نه؟

.یه جورایی

اون چی بود؟

.مثل صدای سگ بود

.سگ نیست

.هست

.یه سگه

...اگر سگه

.پس یه نفر باهاش هست

ولی کی؟

.نمی دونم

.صبر نمی کنم تا بفهمم

.زود باش - .نه، من نمی خوام برم -

.اینجا دیگه امن نیست

...اما - .ما می ریم -

با اینهمه وسیله چیکار کنیم؟

.فقط باید هرچیزی رو که می تونیم، ببریم

.تو همیشه فکر می کنی اتفاقات بد داره میفته

.ولی ما اینجارو پیدا کردیم

.پتوها، توی چرخ

.می بینمش

.من هیچ چیز برای شما ندارم

.اگر بخواید، می تونید بگردید

.هیچی ندارم

.ما دزد نیستیم

چی؟

.گفتم، ما دزد نیستیم

پس چی هستید؟

.ما هم مثل تو هستیم

خب، برای چی تعقیبم می کنید؟ - .ما تعقیبت نمی کنیم -

.ما غذا داریم، می تونیم بهش بدیم - .اون هیچ غذایی نمی گیره -

.اون ترسیده، بابا - .همه ترسیدن -

.خواهش می کنم، بابا

.خیلی خب

.فقط یکی

...بیا

.بگیرش

قاشق چی؟ - .هیچ قاشقی نمی گیره -

...باید

.بکشیش

...باید

.بخوریش. خوبه

.اون گرسنه است

.دارم می بینم

.و می دونم چی می خوای بپرسی، ولی جوابت نه هست

سوال چیه؟

.نمی تونیم نگهش داریم

می خوای شام رو با ما بخوری؟

نمی دونم. چیکار باید بکنم؟

.لازم نیست کاری بکنی

می تونی راحت راه بری؟ - .آره، می تونم -

.کمکش کن - .خودت کمکش کن -

.من نمی تونم

.می تونم راه برم

.نه، می تونم راه برم

چند سالته؟

.90سال

.نود، بره به درک

اینو به مردم می گی که اذیتت نکنن؟

جواب میده؟ - .نه -

اسمت چیه؟

.ایلای - "ایلای؟" -

مگه ایلای چشه؟

.دستشو نگیر

این پسربچه، پسربچه ی توئه؟

پسرت؟

.آره - چی به نظر میاد؟ -

.نمی دونم. خیلی خوب نمی تونم ببینم

که اینطور؟ - .آره -

می تونی منو ببینی؟

.نه، ولی می تونم بگم یه نفر اونجا هست

.آره

.خیلی خب - .پسر کوچولوی خوب. آره -

.خیلی خب، وقتشه که بخوابی - .نه -

.آره

.شب بخیر - .شب بخیر -

.شب بخیر - .بخواب -

.شب بخیر، پسرم

اینو می تونی ببینی، نه؟

.آره

...وقتی اون پسر رو دیدم

...فکر کردم که مُردم و

.و اون یه فرشته است

...منم یه روزی پسر داشتم

.پسر خودم

.فکر نمی کردم هیچوقت دوباره یه بچه رو ببینم ...فکر نمی کردم

.این اتفاق برام بیفته

.اون یه فرشته است

.برای من، اون یه خداست

.ولی امیدوارم این حقیقت نداشته باشه

...اینکه با آخرین خدا، اینطوری توی جاده باشی

...هیچی نیست جز

.یه موقعیت خطرناک

سر پسرت چی اومد؟

.نمی تونم دربارش حرف بزنم

.حداقل، با تو نه

می دونستم این اتفاق میفته .این، یا یه چیزی مثل این

.هشدارهایی بود

.آره، بعضی از مردم فکر می کردن شایعه است .من همیشه باور کردم

.آره

سعی کردی براش آماده بشی؟ - خودت چیکار می کردی؟ -

حتی اگر می دونستی چیکار کنی .نمی دونستی چیکار کنی

...با فکر اینکه

.آخرین مردی هستی که زنده می مونه

از کجا می دونستی، که آخرین مرد زنده ای؟

.خب، فکر نمی کنم بدونی .فقط سعی می کنی باشی

.شاید خدا بدونه

خدا چی رو بدونه؟

.خدا نمی دونه چی می دونه

اگر خدایی اون بالا هست .تا الان به ما پشت کرده

و هرکس که انسانیت رو خلق کرده .هیچ انسانیتی اینجا پیدا نمی کنه

.نه، آقا. نه، آقا

.پس آگاه باش

.آگاه باش

هیچوقت آرزو کردی بمیری؟

.نه

.ابلهانه است تو چنین شرایطی تقاضای تجملات کرد

.اون می میره و تو اهمیتی نمی دی - .به اندازه کافی اهمیت دادم -

شاید وقتی غذامون تموم بشه .اونوقت بیشتر دربارش فکر کنی

آره، خب، تو همیشه می گی ".مراقب آدم بدا باش"

.اون پیرمرد آدم بدی نبود .دیگه حتی نمی تونی تشخیص بدی

.اینطوری امن می مونه

می دونی کجاییم؟ - ...حدود 100 مایل دورتر از ساحل -

.همونطور که کلاغ ها پرواز می کنن

"همونطور که کلاغ ها پرواز می کنن؟"

...یعنی اگر از یه مسیر مستقیم حرکت کنیم

.که نمی تونیم

اونجا هیچ کلاغی نیست، هست؟

.فقط تو کتاب ها - .آره، فقط تو کتاب ها -

فکر می کنی ممکنه یه جایی کلاغ باشه؟

.به نظرم بعیده

می تونن به مریخ یا جایی پرواز کنن؟

.می دونی چیه؟ بیا برگردیم

این چیه؟

.بریم. بریم. بدو. بدو

!برو! برو

!نه. نه

.بیا بریم

!نه - .بریم. بریم. بدو -

!هی! هی! صبر کن

!وایسا

!اون تو

!سرت رو پایین نگه دار

.چیزی نیست. چیزی نیست

.چیزی نیست - !نه -

.چیزی نیست

.دیگه تموم شد

.خواب بد دیدم

.تمومش کن

بهش می گم "وقتی خواب می بینی که ...چیزهای بدی اتفاق میفته

.نشون میده که هنوز داری می جنگی .هنوز زنده ای

...وقتی درمورد چیزهای خوب خواب می بینی

".اونوقته که باید کم کم نگران شی

اینجا؟

...نه

.از اون چیزی که فکر می کنی، نزدیک تریم

...این ماییم

.و همه ی این، دریاست

این؟

آبیه؟

دریا؟

...نمی دونم

.قبلا بود

.صبر کن

.متاسفم، آبی نیست

.مشکلی پیش نمیاد .بازم می ریم سمت جنوب

طرف دیگه چیه؟

.هیچی

.باید یه چیزی باشه

...شاید یه پدر باشه

با پسر کوچیکش .و اونها هم توی ساحل نشستن

تو حالت خوبه؟

چی شده؟ چی شده؟ - ...حالم خیلی خوب -

!یا مسیح

.داری می سوزی

.متاسفم

.اشکالی نداره. تو که کار اشتباهی نکردی

.من همینجام

میشه یه سوال ازت بپرسم؟

.البته

اگر من می مردم چیکار می کردی؟

...اگر می مردی

.اونوقت من هم می خواستم بمیرم

که بتونی با من باشی؟

...آره

.که بتونم با تو باشم

چیکار می کنی؟

.می رم تو اون قایق

می خوای چیکار کنی؟

.ببینم چی می تونم برای خودمون پیدا کنم

.بیا. خوب حواست باشه

باشه؟

.باشه

.گرم بمون

هی! چه اتفاقی افتاد؟

!متاسفم - !همه چی رو بردن -

...غذامون

.کفشهام

!حرومزاده

.اشکالی نداره، گوش کن. اشکالی نداره - .متاسفم -

.اشکالی نداره - .نمی خواستم اینطوری بشه -

.اشکالی نداره - .خوابم برد -

.گوش کن، امیدت رو از دست نده .ما برش می گردونیم

.از سبد دور شو. چاقو رو بذار پایین

.لعنت به تو. من هیچ کوفتی رو زمین نمی ذارم

.خدا لعنتت کنه - !بابا، خواهش می کنم این مرد رو نکش -

.خواهش می کنم

.خیلی خب

.خیلی خب، کاری رو که گفتی انجام دادم

.خواهش می کنم، بابا - .به حرف پسره گوش کن -

چه مدت تعقیبمون می کردی؟ - تعقیبتون می کردم؟ -

چه مدت؟ - .هیچکس تعقیبتون نمی کرد -

چرخ رو تو ماسه ها دیدم و برش داشتم .همین. به پسره دست نزدم

.لباسهات رو دربیار - .نه -

.درشون بیار! هر ذره اش رو - .تو نمی خوای اینکارو بکنی -

.انجامش بده - .خیلی خب. خیلی خب. خیلی خب -

.فقط سخت نگیر - .می کشمت -

.درست همونجایی که ایستادی

.من هیچ دردسری نمی خوام

.خواهش می کنم، آقا

.شما اینکارو با من نمی کنید

.و کفش ها. بندازشون توی چرخ

!بندازشون توی چرخ

.انجامش بده

.تو اینکارو با من نمی کنی، مرد

.اینطوری، اینکار رو با من نمی کنی

.تو ناراحت نمی شدی اینکارو با ما بکنی - .التماس می کنم -

.التماس می کنم، خواهش می کنم - !بابا -

.به پسره گوش کن، مرد

.دارم از گشنگی می میرم

.تو هم دقیقا همینکارو کردی

.من اون بیرون می میرم

.من اون بیرون می میرم، مرد

.حالا ترکت می کنم، درست همونطور که تو مارو ترک کردی

.کمکم کن چرخ رو بکشم

!چرخ رو بکش

فکر می کنی چه اتفاقی میفتاد اگر نمی گرفتیمش؟

.باید یاد بگیری - !نمی خوام یاد بگیرم -

!من برای همیشه اینجا نیستم

.دیر یا زود، باید خودت مراقب خودت باشی

!منو با این چرخ لعنتی کمک کن

میشه قهر رو تموم کنی؟

.اون رفته

.نرفته - می خوای چیکار کنم؟ -

.فقط کمکش کن، بابا

.فقط کمکش کن

.اون فقط گرسنه است

.اون می میره

.اون به هر حال می میره

.خیلی ترسیده بود

من ترسیدم. می فهمی؟

.منم ترسیدم

.تو نیستی که باید نگران همه چیز باشی

.من هستم

چی؟ چی گفتی؟

!چرا، هستم

!هستم

خب؟

.خیلی خب

.کمک کن هل بدم

سلام؟

.بابا

چیه؟ اونجا چی داری؟ - .ببین -

این چیه؟ - .یه سوسکه -

.ببین

!بیا پایین

!بابا

!حرومزاده

!نه. نه! بابا

!عوضی حرومزاده

دیگه کی اینجاست؟

!آشغال

چرا مارو تعقیب می کنید؟

.ما هیچکسی رو تعقیب نمی کردیم

.شما داشتید مارو تعقیب می کردید

.اینجا

.اینجا. اینجا

.لعنتی

.صبر کن

.نه

.باید ولش کنیم

.دیگه نمی تونم بیارمش

...اگر من خدا بودم

...همه جهان رو برابر می ساختم

.بدون تفاوتی

.و من تو رو دارم

.من تو رو دارم

خوبی؟

.اینجا خیلی احساس راحتی نکن

.باید به رفتن ادامه بدی

.نمی دونی چی ممکنه پایین جاده باشه

.نه

.نه، تو حالت خوب می شه، بابا

.باید خوب بشی - .خیلی وقت بود که این اتفاق داشت میفتاد -

.فقط بازم...بازم برو به سمت جنوب

.هرکاری رو که می کردیم، انجام بده

...تفنگ رو همرات

.نگه دار، همیشه

.نذار هیچکس ازت بگیرتش

باید آدمای خوب رو پیدا کنی .ولی نمی تونی خطر کنی

می شنوی؟

.ولی من می خوام با تو باشم

...منم می خوام با تو باشم

.ولی نمی تونم

.باید... باید بذاری برم

.نه

...منم با خودت ببر

.خواهش می کنم

.فکر کردم می تونم

.خواهش می کنم، بابا - .نمی تونم اینکارو بکنم -

من باید چیکار کنم؟

.فقط دستم رو بگیر

.گفتی منو ترک نمی کنی

.می دونم

.متاسفم

.اوه، پسرم

.پسرم

.تو، تمام قلبم رو داری

.همیشه داشتی

.بابا

.نه

.بابا

اون مردی که باهاش بودی، کجاست؟

پدرته؟

.آره، بابام بود

.فکر کنم باید با من بیای

تو یکی از آدم خوبایی؟

.آره، من یکی از آدم خوبا هستم چرا هفت تیر رو رو نمی ذاری کنار؟

.من نباید بذارم کسی ازم بگیرتش، فرقی نمی کنه چی بشه

من هفت تیرت رو نمی خوام .فقط نمی خوام به سمت من نشونه بگیریش

.ببین، الان دوتا حق انتخاب داری

می تونی اینجا با بابات بمونی .یا می تونی با من بیای

.اگر اینجا باشی، باید از جاده دور بمونی

از کجا بدونم تو یکی از آدم خوبا هستی؟

.نمی دونی. فقط باید امتحانش کنی

هیچ بچه ای داری؟

.آره، داریم

یه پسربچه دارین؟

.ما یه پسربچه و یه دختربچه داریم

چند سالشه؟

.تقریبا هم سن تو، شاید یه کم بزرگتر

و شما نخوردینشون؟

.نه

پس، شما آدم هارو نمی خورید؟

.نه، ما آدم هارو نمی خوریم

...و

آتش رو روشن نگه می داری؟

چیکار می کنم؟

.آتیش رو روشن نگه می داری

یه جورایی عقلتو از دست دادی، نه، بچه؟

خب، روشن نگه می داری؟

.آره، آتش رو روشن نگه می دارم

و من می تونم باهات بیام؟

.آره، می تونی

.هر روز باهات حرف می زنم

...و هیچوقت فراموش نمی کنم

.فرقی نمی کنه چی بشه

.فرقی نمی کنه چی بشه، بابا

.خیلی خوشحالم که می بینمت

ما داشتیم تعقیبتون می کردیم. می دونستی؟

.با بابات دیدیمت

.من خیلی خوش شانسم

...خیلی نگرانت بودم

.و حالا لازم نیست نگران چیزی باشیم

چطوره؟ اشکالی نداره؟

.باشه

Mery Heartless ترجمه و زیرنویس از :::Meryheartless@yahoo.com:::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.