Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(ولیعهد گمشده)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همه شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها و حوادث در) (این سریال از نظر تاریخی ساختگی و بی ربط هستند
دستور العمل های تولید هنگام فیلمبرداری با) (حیوانات و کودکان رعایت شده
::::::::: آيــــ(قسمت8)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ارباب جوان
گب سوک
ارباب جوان
!اعلیحضرت! اعلیحضرت
بیاین الان فرار کنیم. چطوره؟
نمیتونیم
اگه الان فرار نکنیم پس کی؟
گفتم نمیتونیم
(فحاشی)
!آیگو! آیگو، دارم میمیرم
اعلیحضرت
!چیکار میکنین؟ بلندشون کنین
!چشم
چه خبره؟
جناب محقق
بریم- پس بانوی من چی؟-
...او.. اوه وول- الان وقتش نیست-
گب سوک حواسش به بانوت هست
شما تعقیبشون کنین !بقیهتون با من بیاین
!چشم
(درمانگاه)
عذر میخوام که یه آدم مریض رو به چنین جایی آوردم
جای امنتری به ذهنم نرسید
مطمئنم برگشتی اینجا چون فکر نمیکنی بتونن
حدس بزنن دوباره اینجا مخفی شدین
یه لحظه اینجا بمون
بیا اینجا
حالت چطوره؟
خوبم
مطمئنم گب سوک و بانوی تو سالم و سلامت فرار کردن
پس خیلی نگران نباش
تو هم دیدی اون چقدر سریعه دیگه؟
راستش، تو هنرهای رزمی هم بهتر از منه
خیلی سرده؟
مشکلی نیست
ببخشید که مایه زحمت شدم
یه کم بخواب
منم یه کم استراحت میکنم
آیگو، مگه سگ شاشبند شدهای چیزی هستی؟
چی؟
صدای فکر کردن خودم رو هم نمیشنوم پس لطفاً اینقدر تکون نخور
دارم اینجوری میکنم چون نمیتونم ثابت وایسم
فکر کردی من تکون نمیخورم چون آرومم؟
منم الان از چیزی که بنظر میاد ناراحتترم
کی بهت گفت بیای دنبالم؟
کی رو داری سرزنش میکنی؟
فکر میکنی چرا اوه وول مریض شده؟
...غار و کلبهای مثل این
مگه من بهت گفتم بیای؟
!وقتی بهت میگفتیم برگردین چسبیدین بهمون
چسبیدیم بهتون؟
فکر میکنی ما میخواستیم اینو؟
پس چرا اومدی؟
چون نمیدونستم شما آدمدزدهای هستین !که زنها رو میدزدن
فقط من آدم دزدیدم؟
!اول بابات شروع کرد
پدرت نه تنها آدم دزدید
!بلکه سعی کرد ارباب جوان رو بکشه
!اگه ما آدمدزدیم بابات قاتله
دستات خیلی سردن
بک گو، صدام رو میشنوی؟
♫ توی خاطرات قدم میزنم ♫
♫ دنبال کوچکترین اثری از تو میگردم ♫
♫ دلتنگی به اعماق قلبم رسوخ کرده ♫
♫ موندن تو خاطرات گذشتهاس ♫
♫ کجا ممکنه باشی؟ ♫
♫ مثل کودکی گمشده، پرسه میزنم ♫
♫ آرومتر ♫
♫ نزدیکتر به تو ♫
♫ تا بتونم به انتهای باد گذرا برسم ♫
♫ دارم سعی میکنم به سمت تو بیام ♫
♫ هر جایی که باشه ♫
♫ توی خاطرات قدم میزنم ♫
♫ دارم به لحظات محو نگاه میکنم ♫
♫ تو اعماق قلبم، همهی اون خاطرات باقی موندن ♫
♫ چرا برای همچین دلتنگیای اشتیاق دارم؟ ♫
تو هم سختی میکشی
مشکلی نداری؟
♫ مثل کودکی گمشده، پرسه میزنم ♫
♫ آرومتر ♫
چی بیشتر از همه آزارت داده، جناب محقق؟
پدرم؟
میخوام طرف تو باشم
هر چند قدرتی ندارم، بذارین به عنوان خدمتکار بک گو باقی بمونم
و بهتون کمک کنم
احتمالاً من رو نمیبخشین
ولی فقط بذارین کنارتون بمونم
♫ تو زمانهایی که نمیتونم بهشون برگردم، میخوام با تو باشم ♫
♫ بعد تموم روزهای تیره و تاری که گذشت ♫
♫ آرومتر ♫
♫ نزدیکتر به تو ♫
♫ تا بتونم به انتهای باد گذرا برسم ♫
♫ دارم سعی میکنم به سمت تو بیام ♫
♫ آرومتر ♫
♫ نزدیکتر به تو ♫
♫ چون تویی ♫
حالت چطوره؟ هنوز سردته؟
نه، خیلی بهترم
معذرت میخوام
همین که الان بهتری کافیه
هنوز هم اصرار داری باهام بیای؟
چی؟- تو دیشب تقریباً داشتی میمردی-
...ممکنه دوباره تو خطر بیفتی، پس
باهاتون میام
اگه مشکلی نداری
میخوام با بانوت صحبت کنم تا دیگه خدمتکارشون نباشی
نظرت چیه؟
بخاطر این میگم که استعدادت حیف میشه
اگه خدمتکار نباشی میتونی آزادانه هر کاری میخوای بکنی
خوشبختانه، اونقدر ثروت دارم که این کار رو بکنم
پس اگه مایل بودی بهم بگو
بخاطر پیشنهادتون ممنونم
ولی الان باید از اینجا بریم بیرون و اون دوتا رو پیدا کنیم
فکر نمیکنم الان زمان مناسبی برای فکر کردن به این موضوع باشه
میتونم بعدا بهتون بگم؟
درست میگی
میتونی تکون بخوری؟
بله
داری میگی دنبال مهر سلطنتی نگردیم؟
انتصاب ولیعهد بدون مهر امکان پذیر نیست
باید تا جایی که میتونیم انتصاب رو عقب بندازیم
وزیر جناح چپ توانایی کشتن پادشاه رو داره
اون میخواد شاهزاده دوسونگ رو جانشین و به تخت بنشونه
حرف های ولیعهد خلع شده رو باور داری؟
...بله، بخاطر همینه که من
دنبال مهر سلطنتی نیستم
اگر بتونیم همونطور که برنامه ریزی کردیم سالم از قصر فرار کنیم
بانوی من، وزیر جناح چپ رسیدن
بیاد داخل
اون مهر سلطنتی نیست؟
ملکه برش گردونده؟
دارین سر به سر ملکه مادر میذارین؟
این مگه تقلبی نیست؟
خب تقلبی باشه مگه چیه؟
اگر ایشون بگن این مهر اصلیه، پس اصلیه
شاید برای مهر سلطنتی جواب بده
ولی میخوای درمورد مهر ملی چیکار کنی؟ (مهر عطا شده توسط امپراطور)
اگر بعد از فرستادن نامه انتصاب ،ولیعهد متوجه تقلبی بودن مهر بشن
چطور خشم امپراطور رو آروم می کنین؟
پس به نظر شما باید چیکار کنیم؟
میخواین همه باهم بمیریم؟
من زندگیم رو برای این ماجرا به خطر انداختم
و اینطور که بنظر میاد شما دونفر اینکار رو نکردین
اگر چیزی اشتباه پیش بره ما به عنوان خائن می میریم
واسه همینه که من شمشیرم آمادهس که تا حد مرگ بجنگم
میخواین امتحان کنین؟
گوان سانگ گام اعلام کرده دفتری در زمان چوسان که وضعیت) (آب و هوایی و ستارگان رو بیان می کرد
روز اول ماه آینده، روزی پر از انرژی های خوبه
در اون روز، انتصاب ولیعهد انجام خواهد شد
این یک رویداد شاده که باعث ادامه راه چوسان خواهد بود
شما باید هرچه زودتر فکری برای تیم آماده سازی بکنید (تیمی موقت برای نظارت بر مراسم)
و به طور کامل برای استقبال از ولیعهد آماده بشین
!بله، ملکه مادر
مشکل چیه؟
بانوی من، بانوی دربار چو هستم
تبریک میگم سرورم
تاریخ انتصاب شاهزاده مشخص شده
مطمئنی؟
بله شهردار هانیانگ همین الان برای استقبال ایشون از قصر خارج شدن
بانوی من، مشکلی پیش اومده؟
لطفا بمیر
اگر به دستور تو بمیرم، وزیر جناح چپ
پدر هدف بعدی شما میشه
اشتباه میکنم؟
چون تا زمانی که پدر زنده هستن
دوسونگ نمیتونه پادشاه بشه
قربان مجرم ها رو آوردیم
باید شخصا اونهارو ببینم، بفرستینشون داخل
بله؟
!آه، بله
!مجرم هارو اینجا بذار و برو
بله؟
گفتم برو بیرون، داری چیکار میکنی؟
!گب سوک
زخمی که نشدین؟
من خوبم
از کجا میدونستی دستگیر میشیم؟
قبل از اون، چطور اومدی اینجا؟
دیشب وقتی هیچکس اینجا نبود، اومدم
این یعنی تمام دیشب، اینجا مخفی شده بودی؟
آره
...مجبور بودم نخوابم
...تا به محض اینکه
قاضی وارد شد
گروگان بگیرمش
دوباره نجاتم دادی، ممنونم
یه در دیگه از اینطرف هست
بیاین بریم ارباب جوان
ببخشید اما بانوی من چی؟
...اون مرد- اون دست راست چوی سانگ روکه-
واقعا؟
بله
من فقط به حرف محقق گوش میدم
!لطفا فقط برو
...بخاطر تو
من مطمئن میشم که مشکلی پیش نیاد
نه کمکتون میکنم
چه کمکی؟- اون مرد برای من مثل برادرمه-
میتونید از من در صورت نیاز به عنوان گروگان استفاده کنین
!زخم دانشمند
اگر دوباره عفونت بکنه چی؟
من باید کنارشون باشم تا بلافاصله درمانشون کنم
من توی جنگیدن هم خوبم
من از اورابونی مهارت های رزمی یاد گرفتم
میتونم خیلی راحت با چندتا مرد مبارزه کنم
لطفا اجازه بدین همراهتون باشم
دنبالمون نیا
...بیا باهم بریم
...بک گو- ارباب جوان-
ممنونم هوانگ گونیم
جناب محقق
کجا مخفیاش کردی؟
شما واقعا باهوشین
از کجا میدونستین دستگیر میشین؟
ما نمی تونستیم این موقعیت رو از دست بدیم
بخاطر همین، برای بدترین حالت آماده بودم
شما برای بدترین حالت ممکن آماده بودین
پس چرا سعی میکنین اون دختر هم باهامون بیاد؟
اون خدمتکار پزشک سلطنتیه
..حتی اگر فقط یه خدمتکار باشه- بله یه خدمتکار-
اون بدون هیچ اراده ای به ...عنوان یه خدمتکار بدنیا اومده و
از شانس بدش کسی که بهش خدمت میکنه چوی سانگ روکه
این تقصیر اون نیست، هست؟
گب سوک
من انتقامم رو هرطور که شده میگیرم
تمام چیزهایی که متعلق به چوی سانگ روکه رو میگیرم و
نابودش میکنم
وقتی که عصبانیت من دامن تمام افراد اون خونه رو میگیره
از ته قلبم دعا میکنم که اون دختر اونجا نباشه
وقتی چوی سانگ روک رو کشتم
نمیخوام اون دختر هم بخاطر خدمت به اون، همراهش بمیره
انقدر بک گو رو دوست داری؟
...چی شنیدی؟ این چیزی نبود که من گفتم
مهم نیست آره یا نه بذارین اون باهامون بیاد
این تنها کاریه که باید انجامش بدیم، درسته؟
اینو بندازین پشتتون
بریم
بک گو منتظرمونه
لطفا روی تخت روان بشینید
چرا؟ میترسین قبول نکنم برم؟
باهام بیا
منو میفرمایید؟- بله-
همیشه از اینکه چقدر به گب دول حسودیت میشه میگفتی؟
حالا که موقعیتش پیش اومده خودتو بالا بکش
!آیگو، خیلی ممنونم، شاهزاده
اشکال نداره؟
...به محض اینکه روی تخت پادشاهی بشینین
تمام سرزمین چوسان مال شما میشه
موقعیت یه محافظ که مسئلهی مهمی نیست
لطفا هرکاری میخواین بکنین
پس، تخت روان رو ولش کنین چون خیلی طاقتفرساست
بیاین با اسب بریم
ولی، یه سری قانون برای نحوهی استقبال از ولیعهد توی قصر وجود داره
گفتین هرکاری میخوام بکنم
فقط حرف بود؟
!عقب بمونید
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
!به گوش باشید
!عقب بمونید
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
!به گوش باشید
!عقب بمونید
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
!به گوش باشید
!عقب بمونید
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
ولیعهد بودن کار آسونی نیست
حرف منم هیمنه
ولی به طرز غافلگیرکنندهای، نگفتی تسلیم میشی
میگن رنج من به تنهایی، آرامشِ مردم چوسان رو تضمین میکنه
چطور میتونم تسلیم بشم؟
تو...من برادر بزرگترتم
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
!به گوش باشید
!عقب بمونید
!ایشون شاهزاده دوسونگ هستن
به نظر میرسه گل آلو در اوایل امسال شکوفا میشه، بانوی من
هرچیزی یه وقتی داره
نگرانم چون با عجله شکوفا شده، پژمرده بشه
لطفا نگران نباشید
مطمئنم تمام تلاشش رو میکنه تا زحماتتون رو جبران کنه
به نظر میاد نور لازم داره
بیا یکم بذاریمش توی آفتاب
چشم، بانوی من
...این همون درخت آلوییه که ملکه مادر مثل
شاهزاده گوانگ چانگ دوستش داره؟
بله
بده ببینمش
میشه بپرسم چرا؟
ملکهی مادر، فکر میکردم هر چیزی که شما لمس کردین نابود شده
ولی این یکی به طرز معجزهآسایی نجات پیدا کرده
لطفا بدینش بهم
بانوی من یه طور خاصی دوستش دارن
که اینطور؟
فکر میکردم فقط با علاقهی بینِ زن و مرد آشنایی دارین
اما فکر کنم به درختم علاقه دارین
!دارین از حدتون رد میشین
از حدم رد میشم؟
من از حدم رد میشم؟
الان داری چیکار میکنین؟
اون به راحتی جسارت کرد که برای ولیعهد وارث این سرزمین، پاپوش درست کنه،
واسه همین فکر کردم بانوی دربار کیم گستاختر و پوست کلفتتر از این باشه که خونریزی کنه
ولی انگار اشتباه میکردم
حالا که برگشتم به قصر، بیشتر بهتون سر میزنم
دوباره میبینمتون
خوبی؟- بله، سرورم-
یه خراش کوچیکه، لطفا نگران نباشید
داره از قصد اینکارو میکنه تا عصبانیتون کنه
لطفا اجازه ندین بره روی اعصابتون
اگه اذیتتون میکنه، به وزیر جناح چپ اطلاع میدم
میخواستین منو ببینید؟
شنیدی که فرماندهی موکچون یه پیغام فرستاده، درسته؟
بله
از اونجایی که داره به سمت شمال میره
حتما داره پیش پدربزرگِ مادریش توی مونگیونگ میره
فکر میکنم قبلا یه پیامرسان به مونگیونگ فرستادیم
!اوهوع، مرد
فکر کردی نمیدونم؟
واسه این بهت میگم چون فقط دستگیر کردنش کافی نیست
...منظورتون اینه که
من ترتیب بعدش رو میدم
!آیگو، آسیب میبینی
آیگو، چی شده؟
همین الان برگرد پیش مو بک و بهش بگو بره مونگیونگ
چشم
...میونگ یون
حالش خوبه؟
بله، ارباب
اون مرد سعی کرد برای انتقام بهش آسیب بزنه؟
نه، اونا فکر میکنن من بانو هستم
پس، تو چی؟
اتفاقی برای تو هم نیفتاد؟
بله، منم خوبم
...به نظرت
اون چطور بود؟
منظورتون چیه؟
میونگ یون واقعا به خاطر دوری از انتخابات همسر ولیعهد از خونه فرار کرد؟
بله
گفت به محض اینکه ممنوعیتِ ازدواج تموم بشه، برمی گرده
...احیاناً ولیعهدِ
ولش کن
معلماتون اومدن
چرا اومدین اینجا؟
دلیلی داره که سر کلاساتون نمیاین؟
خوابم برد
...اینا
جون میدن واسه خوابیدن
چطور میتونین با کتابایی که حاوی کلماتِ ارزشمند مقدسیاند اینجوری رفتار کنین؟
...کشور ما توی این وضعیت تاسف باره چون ما
به این سخنان مقدس احترام زیادی میذاشتیم؟
!شوخی میکنم
از اونجایی که به نظر میاد دربارهی ...دنیای پر از صلح کنجکاوین
توی کلاس فردا در مورد دوران صلح صحبت میکنیم
هرچی شما بگین
تازه، به نظر میاد سختتونه اینهمه راه تا یونگهوادونگ بیاین
پس ما فردا میایم به اتاق ولیعهد
چی شده؟
بانوی من، جونگ یونگ هستم
!برین کنار
!چه خبره
...چ..چرا اون
چیکار میکنین؟ فورا جلوش رو بگیرین
...به چچه حقی
بهتر نیست بهجاش همه رو مرخص کنیم؟
خوبه
!همگی، فورا بیرون
منتظر چی هستین؟ ...بیرونشون کنین و
!فورا عمارت ولیعهد رو ببندین! زود باشین
،اگه احیانن در نهایت برگردم قصر
دیگه برادر نیستیم دشمن هم دیگه میشیم
ولی بازم، نمیذارم که بمیری
هیونگ نیم تو باید قوی باشی
من بهترین تلاش خودم رو برای حفاظت از خانواده انجام میدم
تو هم قوی بمون
!چقدر سبکی
لطفا شاهزاده بزرگ دوسونگ رو به دلیل نقض قوانین کنفسوسیسم مجازات کنین
!لطفا مجازات کنین
لطفا شاهزاده بزرگ دوسونگ رو به دلیل نقض قوانین کنفسیوسیسم مجازات کنین
!لطفا مجازات کنین
اینا همه نامههای تجدید نظر برای مجازات شاهزاده بزرگ دوسونگ هستن
از زمان تاسیس چوسان همچین اتفاق ویرانگری رخ نداده
و در آینده هم رخ نمیده
از اونجا که اعلیحضرت هنوز در بستر بیماری هستن
حتما شاهزاده بزرگ به شدت ناامید شدن
...اگرچه که این مسیر درست نیست
ولی اگه به عنوان نتیجهی فضیلت احترام به والدین بهش نگاه کنین درکش میکنین
شاهزاده به زودی ولیعهد میشن
ایشون باید الگو برای تمام شرافتمندان این کشور باشن
ولی اصولا دارن به تمام بزرگانی که !در مکتب کنفسیوس هستن توهین میکنن
حرف بازرس درسته
ایشون باید از خرافات و عقاید بیهوده که مردم رو اغفال میکنه دوری کنن
ولی شمنی رو به کاخ مقدس آوردن
لطفا آروم باشین
من از شاهزاده درخواست میکنم که قول بدن دیگه همچین کاری انجام ندن
میخوام که این اتفاق رو تموم شده بدونم
ولی، بانوی من، شاهزاده حتی در کلاسهای خودشون حاضر نمیشن
من شنیدم که ایشون بانوی درباری از قصر ملکه مادر رو هم آزار و اذیت کردن
این درسته؟
بانوی من، من، کیم ده سونگ، زندگی خودم رو تو خطر میندازم که عاجزانه ازتون درخواست کنم
لطفا انتصاب شاهزاده دوسونگ به عنوان ولیعهد رو پس بگیرین
اینطوری بهم نگاه نکنین
دیگه هیچوقت گول نمیخورم
جرأت کردی به اعلیحضرت آسیب برسونی
!اونم بدتر از همه با استفاده از من، همسرش
با پاپوش درست کردن، ولیعهدی که انقدر خوشذاته رو عزل کردین
هر وقت صورتت رو میبینم، میخوام بالا بیارم واسه همین نمیتونم انجامش بدم
اگه خوب پیش نره، به هر حال هممون به عنوان خیانتکار میمیریم
!دهنت رو ببند
لحظهای که با چه سانگ ...روک رابطه نامشروع داشتی
شانت رو به عنوان ملکه مادر از دست دادی شدی هرزه دیونه مردها
فکر میکنی نمیتونم بزنم؟
منو بکشین
واسه اینکه همونطور که برنامه داشتیم صحیح و سالم از قصر خارج شیم
تمام لحظاتی که تا الان با من گذروندی
همه تظاهر و دروغ بود؟
اگر آدم بودی هیچ وقت اینکارها رو انجام نمیدادی
!تو انجامشون دادی چون تو یه هیولایی
انقدر برات سخته؟
الان خودمم دیگه نمیدونم کی هستم
چطور به اینجا رسیدم؟
چطور تبدیل به همچین زن بیرحمی شدم؟
نه تو اصلا تغییر نکردی
اگر تغییر کرده بودی انقدر عذاب نمیکشیدی
هنوز به وضوح یادمه
تو میای دوسولام تا من رو پیدا کنی
...تو
...هنوز هم
همون آدم قبل هستی
متاسفم و
ممنونم
به زودی تموم میشه
پس لطفا یکم دیگه صبر کن
اورابونی
این دفعه حتما تو آزمون دولتی قبول میشم
...باهات ازدواج میکنم و مطمئن میشم که
همه کارایی که تا الان برای کردی رو تا آخر عمرم جبران میکنم
حتی با اینکه هنوز به طور رسمی ازدواج نکردیم
ولی من خیلی وقته که به تو به چشم همسرم نگاه میکنم
فکر میکردم که تو هم مثل من حس میکردی
ولی باید اشتباه کرده باشم
نه، معلومه که منم همین حس رو دارم
نمیدونی از همون لحظهای که ...شروع کردم به دوست داشتنت
به تو به چشم همسرم نگاه میکردم؟
پس چطور میتونی مثل غریبهها بگی جبران میکنی؟
من فقط وظایفم رو به عنوان همسرت انجام دادم
دیگه میرم
حتما دوباره یه چیزی رو اشتباه گفتم
منظورم این نبود
ناراحتت کردم؟
دفعه بعد اول من میام تا پیدات کنم
یه لباس رسمی با طرح گل سلطنتی روی سرم
با ساجودانجا پشتم فال نوشته شده) (برای داماد که نشانه خواستگاریه
در خونهتون رو میزنم
اورابونی
پیشنهاد میکنم عجله کنی و عروسی کنی
قبلا بهت گفتم
مگه اینکه بخوای بانو سو ریون رو از دست بدی
اول باید باهاش ازدواج کنی
ازدواج میکنم ،وقتی که این امتحان دولتی رو قبول بشم
اگر قبول نشی، قرار نیست باهاش ازدواج کنی؟
مطمئنم که قبول میشم
اگر به هرحال قبول میشی
پس مشکلی نیست که اول باهاش ازدواج کنی
آزمون دولتی به زودی برگزار میشه
ممکنه اتفاقاتی توی این چند روز بیافته؟
اتفاقات بد مثل دزد شبانه !ناگهانی به سراغت میان
اگر بیشتر از این پشت گوش بندازی ممکنه !بانو سو ریون رو برای همیشه از دست بدی
یا ارباب جوان اول تو آزمون دولتی قبول بشن
خیلی خوب میشه
میفهمم که ازدواج دوممه، ولی اون به هر حال ملکهس
من باید تشریفات و مراسمها رو پشت سر بذارم درسته؟
سرورم شما با محبت به دنبال دختر حقیر من اومدین و شخصا به دیدار ما اومدین
من بسیار قدردان هستم طوری که نمیدونم چطور قدردانتون باشم
ولی دختر من درحال حاضر نامزد داره و قول و قرار ازدواج بهش داده
اوه اینطوریه؟
چیکار میکنی؟ زود باش بیا و به اعلیحضرت سلام کن
بله
ایگو زمین سرده
از اینکه امروز چهره شما رو دیدم خرسندم
پس، تشریفات رو بذاریم کنار
بله سرورم
ببین چه کسی نامزد این دختره
چشم، اعلیحضرت
!اجازه بدید بریم
بانوی من
حداقل نباید به ارباب جوان اطلاع بدین؟
امتحان دولتی نزدیکه
...بانوی من، ولی بازم
حتی اگر اورابونی همین الان بفهمه
چیکار میتونه بکنه؟
این فقط ممکنه آرامشش رو بهم بزنه و ممکنه باعث شه 10 سال تلاشش رو از دست بده
حالا میخواین چیکار کنین؟
فعلا باید هر طور شده صبر کنم
تا امتحانات دولتی تموم بشه
!درود بر اعلیحضرت
!ارباب جوان
!ارباب جوان
چرا اومدین اینجا؟
یه فرمان سلطنتی گرفتیم که بانو سو تا آخر امروزساجودانجا رو بفرستن
ولی با فرستادن ساجودانجا، همه چیز تموم میشه
چیکار کنیم؟
اتفاقات بد مثل دزدهای شب !ناگهانی به سراغت میان
اگر بیشتر به تأخیر بندازیش، ممکنه !بانو سو ریون رو برای همیشه از دست بدی
اورابونی- آره-
قبل از اینکه کسی شما رو ببینه باید سریعتر برید
...تو سزاوار مردن هستی که جرات کردی
!من رو مسخره کنی و چیزی که مال منه رو بدزدی
تو همین الانش هم جرمت رو میدونی
من حقیر هیچوقت تو زندگیم دزدی نکردم و چشمم دنبال اموال کس دیگهای نبوده
دختر این خانواده معشوقه منه ...که مدتهاست اون رو دوست دارم و
نامزد کردیم، بهش قول ازدواج دادم
!چطور جرات میکنی
!پاهای جنایتکار رو بپیچونید- !بله-
!بانوی من
!اعلیحضرت
!لطفاً اون رو عفو کنید، اعلیحضرت
!سو ریون، این کار رو نکن. برگرد
اعلیحضرت، اون کار اشتباهی نکرده
اینا همه تقصیر منه
!کافیه! گفتم بس کن
باید زبونم رو گاز بگیرم بمیرم تا بری؟
میبینم با ابن وجود هنوز زبونش تکون میخوره
دارید چیکار میکنید؟
!اعلیحضرت
این حقیر نادون بود و مرتکب گناه بزرگی شد
لطفا رحم کنید
فقط همین یک بار، لطفا رحم کنید
لطفا جون اون مرد رو نجات بدید
از جونش بگذرم؟
اگر از جونش بگذرم
در عوض برای من چیکار میکنی؟
!اعلیحضرت
جنایتکار اینجاست
لباسات رو در بیار
!سو ریون
سو ریون- !عقب وایستا-
سو ریون
!عقب وایستا
!اورابونی
!از سر راه برو کنار- سو ریون-
!اورابونی
سو ریون
!اورابونی
سو ریون
سو ریون
اورابونی
سو ریون- اورابونی-
!سو ریون. سو ریون
سو ریون
اورابونی
!سو ریون
سو ریون
اورابونی
،وقتی بعد از مدتها دوباره دیدمت
،اگر تغییر کرده بودی
ازت دست میکشیدم
چون تو هنوز مثل همون موقع هستی
من کنارت میمونم
اورابونی
چطور میتونستی این کار رو انجام بدی؟
علاقه ای به ولیعهد شدن ندارید؟
همه چیزهایی که اون روز به من گفتی، همه دروغه؟
گوش کن، شهردار یون
بله- چرا باید ولیعهد بشم-
و دستام رو کثیف کنم؟
دستاتون رو کثیف کنین؟
منظورتون چیه؟
مهر سلطنتی جعلیه
مهر ملی هم جعلیه
حتی اگر فعلاً به نحوی این کار رو انجام بدیم
اگر کسی به مشروعیت من اعتراض کنه
و امپراطور در نهایت دربارهاش بشنوه
من چطور به نظر میرسم؟
وقتی با عجله غذا میخوری حتما خفه میشی
،بعد از حذف ولیعهد خلع شده
کی جز من توی این کشور میتونه پادشاه بشه؟
حالا بهم گوش کن
نمیخوام کوچکترین ذرهی گرد و غبار هم تو مسیر تاج و تختم باشه
من نتونستم افکار عمیق شما رو درک کنم و
عجول و احمقانه بودم
شهردار، لطفا این نگرانی های بیهوده رو کنار بذارین
و برید ولیعهد خلع شده رو پیدا کنین
این یک فرمان از ملکه مادره
!همین حالا برید- !بله-
!بیاین بیرون
!بیاین بیرون
!پدر بزرگ
گون هستم
گون اینجاست
پدر بزرگ
اعلیحضرت
اعلیحضرت؟
!والاحضرت ولیعهد
چقدر باید براتون سخت بوده باشه
♫ این سرنوشت ماست ♫
♫ ما باید مسیری رو که بهمون داده شده طی کنیم ♫
♫ زندگی مدام تکرار میشه، مسیر پیوسته ♫
♫ دقیقاً همونطوره، اما ما به هم نزدیکتر شدیم ♫
♫ میخوام همین الان اینجا باشم ♫
::::::::: آيــــ(ولیعهد گمشده)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
من میونگ یون هستم، دختر پزشک سلطنتی که تو رو دزدید ::::@AirenTeam::::
هیچوقت اسم پدرت رو جلوی من نیار ::::@AirenTeam::::
اعلیحضرت در وضعیت بحرانی هستن ::::@AirenTeam::::
چه سانگ روک تنها کسیه که میتونه اون رو درمان کنه ::::@AirenTeam::::
تصمیم گرفتم هر طور که اونا میخوان ولیعهد بشم ::::@AirenTeam::::
لطفا من رو ببخش که بدون خداحافظی رفتم ::::@AirenTeam::::
!لی گون خائن، تو بازداشتی ::::@AirenTeam::::
ولیعهد مخلوع دستگیر شده ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.