Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این یک فیلم تخیلی است که توسط انیمیشن سی جی آی, پروتز و تکنولوژی های دیگر ساخته شده است.
بیشترین احترام در حین فیلم برداری به تمام مخاوقات خداوند از جمله کودکان و حیوانات و غیره شده است.
جوابو پیدا کردی؟
سوال خیلی سخت بود؟
باشه. بهت میگم.
چهارمین حرکت از سمفونی شماره 9 بتهوون...
"قصیده خوشی" است.
حتما شما اینو میدونستید.
میدونستی که بتهوون بعضی از اشعار رو هم نوشته بود؟
خوشی...
"جرقه نورانی خداوندی"
"دختر الیسه"
ما به مامن مقدس و بهشتی وارد میشویم"
مردم همه چیز رو به دو گروه تقسیم میکنند.
بعد تصمیم میگیرند که به کدوم گروه تعلق دارند.
این به اونا یک هویت و حس امنیت میده.
خب, این چیزیه که من میکنم و بمن احساس زنده بودن میده.
شاید اون همون "قصیده خوشی" من باشه.
سلام
سلام
سلام!
دارین میرین؟
بازی در کلوب ما انجام نمیشه.
ما شادمانی در زندگی روزانه شما ایجاد میکنیم.
من مطمئنم که خیلی ناراحت میشی اگه ندونی که...
کار ما چقدر رضایت بخشه.
قرارداد یکساله
انواع دومیناتریکس ها در شرایط مختلف ظاهر خواهند شد.
لطفا بخاطر بسپارید که قراداد ما در نیمه راه فسخ میشود.
یک نکته دیگر این که...
شما باید همیشه مطیع باشید.
کلوب ما برای آقایان هستش.
تماس فیزیکی وجود نخواهد داشت.
بدون خشونت
شما همچنین از آغاز کردن هر نوع حرکتی منع شده اید. رنگ واقعی ما زمانی آشکار میشه که در وضعیت فوق العاده و ویژه قرار بگیریم.
طبیعت واقعی شما که در اعماق وجودتان بمدت طولانی مخفی شده, نهایتا بیدار خواهد شد.
نترس . بدن انسان یک چیز شگفت انگیزیه.
رنج کشیدن معمولا درد بهمراه داره
اما وقتی درد بیش از حد میشه...
ما احساس خوشی میکنیم.
آیا در چشمه شهوت موج ایجاد میکنی؟
آیا شما یک برگزیده هستید؟
آیا میتونید وارد محدوده احساسات و تجارب بی نظیر نشئگی بشوید؟
دوست نداشتی اون در ممنوعه رو باز کنی؟
چرخها بحرکت درآمده اند.
کلید در لذائذ ناشناخته در دستان توست.
حالا برو!
جایی که هیچکس تا حال نرفته, آنور آن در .
تاکافومی کاتایاما
من خونه ام.
بابا
منم اینجام
به به! کیک!
پسر خوش شانس
ببخشید من دیر کردم
باید کارت شلوغ باشه
خب, فصل اوج کاری ما هستش
و برای مربا هم ممنونم. آراشی و من همشو خوردیم در یک چشم بهم زدن
امروز بیشتر آوردم. توی یخچاله.
خیلی ممنونم...
گلخونه من پر از توت فرنگیه.
برای یک کشاورز تفننی بد نیست, نه؟
برای صبحونه نون برشته داریم, با توت فرنگی میچسبه
چیه, چی شده؟
به کمرت فشار آوردی؟
از پله ها افتادم پایین
ترافیک چطور بود؟
از اون چیزی که فکر میکردم بهتر بود
اوه؟
بابا, چیکار میکنی؟
عجله کن
دارم میام. زود باش
دارمشون
دارم از گشنگی میمیرم.
ببخشید
عجله واسه چیه؟
بفرمائید
تولدت مبارک آراشی
حاضری,فوت کن
دوباره
من تونستم
بخوریم
زود خوابش برد
ممنونم. اون همیشه دوست داره که پدربزرگش لوسش کنه.
مشکلی نیست فکر کنم کم کم باید برم خونه.
ولی خیلی دیره. لطفا شبو اینجا بمونید.
خیلی دوست داشتم بمونم ولی گلخونه ام بمن احتیاج داره
شب بخیر
من رفتم
باقی غذا رو توی ظرف ریختم رسیدی خونه بزار تو یخچال
ممنونم
زمین لرزه شده؟
آلارم اشتباهیه
آروم رانندگی کنید.
شما هم مواظب خودتون باشید.
آراشی, صبحونه و شیرتو بخور. فروش مدارس بزودی شروع میشه
ما منتظر خیلی از والدین و مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها هستیم.
ما بهتر از رقبای خود هستیم.
ما به کیفیت بالا اهمیت میدیم و اجازه میدیم که مشتری ها هم اینو احساس کنند.
میخام در همه طبقات این کار انجام بشه.
تمام تلاشتون رو بکنید تا به اهداف تعیین شده در فروش برسید.
برید و بهترین تلاشتون رو انجام بدین. بله قربان
اینطرف ربان.
ما به مشتری های دارای بچه پیشنهاد میکنیم که از روکش های پارچه ای دوری کنند.
روکش های چرمی نگرانی کمتری دارند وقتی پای ریخت و پاش در میان باشه.
کدوم یکی رو می پسندید؟
انتخاب دشواریه
ببخشید
خواهش میکنم بفرمائید اینور, قربان
اجازه بدین کت شمارو بردارم.
چی دوست دارین؟
آبجو لطفا
یک آبجو بیارین برای آقا.
با چی شروع میکنید؟
به شما واگذار میکنم.
چیزی هست که دوست نداشته باشید؟
نه
بفرمایید
بابا, چی شده؟
میتونم برم بیرون؟
آره, حتما
لطفا خمیر دندانو بمن بده
ممنونم
بابا؟
میتونی بگی که بزرگ شدم؟
من الان سومین کوچولوی کلاسمون هستم.
واقعا؟ این خبر خیلی خوبیه.
فکر میکنی مامان تعجب کنه؟
بابا؟
مامان هرگز میاد خونه؟
البته که میاد.
کی؟
بزار ببینم...
در تعطیلات بهاری؟
تقریبا درسته.
میاد؟
نمیتونم بیشتر منتظر بشم.
آره
پدرت بمن گفت که چقدر دوست داری نقاشی کنی.
بهمین خاطر بود که کارت های سال نو رو تو درست میکردی.
پرستارها خیلی نقاشی های آراشی رو دوست دارن.
باید از تو ارث برده باشه.
میدونی چی برای تولدش میخاد؟
یک برادر کوچولو
بچه اس دیگه!
سلام
سلام
این پارچه های مشکی بهترین پیشنهاد ماست.
این پارچه ضخیم مانند عایق عمل میکنه.
شما در زمستان آینده گرمتر خواهید بود.
مثل اینا؟
بله
اینا؟
عالیه
سلیقتون خیلی خوبه.
واقعا
Safety Hrs!
این خطوط مستقیم یک هوای خاصی از ظرافت رو به انسان منتقل میکنه.
در این اتاق تعریفی از هر دو سبک ژاپنی و غربی دیده میشه.
در هر رنگی که دوست داشته باشید تقدیم میشه.
حمل اینا 40 دوز طول میکشه ولی شما میتونید از 12 رنگ موجود انتخاب کنید.
چی فکر میکنید؟
چرا قهوه ای نباشه؟
ولی من میخام اتاق خواب سفید باشه.
سلام؟
ما یک وقتی تعیین کردیم ولی کسی نیومد و اتفاق خاصی رخ نداد.
میخواستم بدونم پس چی شد؟
سکوت و غفلت بخشی از بازی هستش قربان.
نگران نباشید
ملکه شما زیاد دور نیست.
داشتم به نمودار عملکردش نگاه میکردم.
پیشرفت خاصی ندیدم.
اون یک ذره هم تغییر نکرده؟
یک ذره تغییر کرده ولی بزار...
بمن راستشو بگید,دکتر
خب...
دختر شما در حالت "رشد مداوم" قرار داره.
بعبارت دیگه یعنی به کما رفته.
من متاسفم که بگم نتایج آخر...
نشون میده که دخترتون پیشرفت خاصی نکرده.
آیا راه دیگری وجود داره که ما انجام بدیم؟
ما روش های زیادی را در طی سه سال آزمایش کردیم.
ها؟
زمین لرزه هستش؟
متاسفم
بزارید با شما روراست باشم...
در کل ما تمام روشها رو آزمودیم.
هرچند, خبرها جدیدی از یک قرص خواب آور بگوش میرسه.
اسم این قرص "زولپیدم" هستش
ممکنه به برگشت هوشیاری دخترتون کمک کنه. من میخام به درمان تحریک الکتریکی همچنان ادامه بدم.
و صلاح میدونم که اینکارو هم انجام بدیم.
آیا واقعا کمکی میکنه؟
راستش نمیتونم نظری بدم.
ولی امکان اینکه موثر واقع بشه هست.
لطفا به ما ایمان داشته باشید...
چند سال دیگه باید مثل یک تن لش باشه؟
خب, ما دقیقا نمیدونیم.
متخصصین نمیدونن؟
چقدر این طول میکشه؟
چند سال باید ستسوکو اینجوری بمونه؟
من احساس شمارو درک میکنم.
ولی هرروز پیشرفت های علمی جدیدی داریم.
ما داریم تلاش خودمونو میکنیم.
اجازه بدین این مبارزه رو باهم انجام بدیم.
ستسوکو
میتونی منو بشنوی؟
تمام این دستگاههرو بتو وصل کردن...
برای این همه سال
تو خیلی شجاع بودی.
وقتی به بدنت نگاه میکنم که هرروز لاغرتر میشه... خیلی برام سنگینه.
که نمیتونم کاری بکنم.
خیلی زجرآوره.
چرا تو؟
این خیلی ناعادلانه است.
ستسوکو
برای امروز کافیه.
برای مبارزه سخت آماده باش.
و تاکافومی بیچاره...
اون بخت برگشته هرروز اینجاست...
برای اون هم خیلی سخته.
ستسوکو
وقتشه که این دستگاههارو ازش جدا کنیم.
من مطمئنم که مادرت هم همین فکرو در بهشت میکنه.
اوکی؟
ستسوکو
سلام
بابا
من برگشتم.
اینجا
بابا
چیزی اتفاق افتاد؟
نه, همه چی خوبه.
اما
این کوفته برنجی ها خراب شدن.
You're right.
همشون خراب شدن.
متاسفم
همه چی خرابه.
همشو دوباره درست میکنم.
قول میدم.
میشه برای حمل صندلی های راحتی اینجارو امضا کنید؟
البته
آقای لیدا توجه
لطفا فوری به بخش وسایل خواب مراجعه کنید.
سلام
چیکار میکنید؟
چی بنظر میرسه؟
من اینجا کار میکنم
الان, منم کار میکنم.
مگه دیوونه شدی؟
هیجان میخای؟
تمومش کن
همین الان میخواستم به کلوب شما زنگ بزنم.
دیگه از این جلسات نمیخام.
میخام قراردادو فسخ کنم.
خودت خواستی. حالا میخای بهم بزنی؟
پس اینجوری میخای بازی کنی؟
نه
میخام دست نگهداری
اگه یک نفر بیاد تو چی؟
حتی بیشتر بهت میچسبه.
برو بیرون. همین الان
تو فکر میکنی با کی داری حرف میزنی؟
داری حال میکنی؟
نه. تمومش کن
وقتی آدمهای هرزه التماس به ترحم میکنن منظورشون اینه که بیشتر میخان.
آقای لیدا, به بخش وسایل خواب لطفا
اون گفت که فنرهای این تخت سفت تر از حد معموله.
گفت هر لحظه روش بشینم بهش علاقمند میشم.
اما نمیزاره آزمایش کنم.
چرا؟
اینو بعهده من بزار.
لطفا آزمایش کنید.
اون گفت که فنرهای این تخت سفت تر از حد معموله.
گفت هر لحظه روش بشینم بهش علاقمند میشم.
الان با اون خانوم هم عقیده ام.
باهاش موافقید؟
این برای دو نفر کمی کوچیک نیست؟
این یک تخت مخصوص پهن هستش برای دو نفر خوبه.
میتونم؟
بیا اینجا
دراز بکش
خب؟
بنظر خوب میرسه.
حالت خوبه؟
تو توی یک کلوب خطرناک هستی,درسته؟
چی؟
هستی, نه؟
دروغ نگو
من همه چیرو میدونم.
تو کی هستی؟
اونش مهم نیست.
از من چی میخای؟
اومدم بهت اخطار بدم.
بمن اخطار بدی؟
بله
ممکنه از این کارها لذت ببری
ولی داری خانوادتو هم وارد این بازی میکنی.
این چجور بازیه؟
این جلسه بازی نیست, رفیق.
اگه همین الان فسخش نکنی, دچار دردسر میشی.
از من چی میخای؟ پول؟
من نمیدونم تو در این مورد چی شنیدی, ولی دخالت نکن.
آراشی برات مهمه؟
اسمشو از کجا میدونی؟
کاتایاما,چیکار داری میکنی؟
میبخشید
بابا
من برگشتم
تو باید گرسنه باشی. بریم بخوریم.
اون چیه؟
چی؟
اون عروسک
سر راهم به خونه یک خانم با لباس سیاه اینو بهم داد.
اون چه کاری بود؟ آراشی رو بحال خودش بزار.
اما تو الان هیجان زده نیستی؟
مسئله این نیست.
و این آدمهای عجیب رو هم به محل کارم نفرست.
در مورد چی حرف میزنی؟
ادای آدمایه بیگناه رو درنیار.
قواعد بازی رو بهم نزن.
ستسوکو, گلفروش پیشنهاد کرد که این گلهارو برات بیارم.
توی شعر و شاعری اینا سمبل امید هستش.
اواخر خیلی سرم شلوغه.
ستسوکو
بیا اینو باهم شکست بدیم.
چقدر عاشقانه
منم حالم برای شکست دادن خیلی خوبه.
زن خوشگلی داری.
برو بیرون, همین الان.
اینجا جای تو نیست.
تاکافومی؟ چیکار داری میکنی؟
ستسوکو؟
این زن کیه؟
تو همه چیزو اشتباه فهمیدی.
لباسات چرا اینجوری شده؟
تاکافومی
خوشت اومد؟
بهت حال داد؟ تاکافومی
من ملکه صداها هستم
اون زمین لرزه ها, اون آلاارم های اشتباه اونا قسمتی از یک توطئه هستن؟
اوه, نه
خب,پس چی هستن؟
کارگردان گفت که اونا سمبل "واقعیات در زندگی مدرن ژاپن" هستند.
نکته خوبیه.
آراشی,منم بابا. من یک ذره دیر میام خونه.
در رو واسه هیچکس باز نکن.
باشه؟
بمحض اینکه کارم تموم شد میام.
ببخش
آقای کاتایاما, دیر وقته. میتونیم جمع بندی بکنیم گزارشو؟
بله, لطفا
شما به یک فاحشه خونه مازوخیستی بنام "بردگی" رفتین, درسته؟
فاحشه خونه نیست.
غیرعادی دوست داشتی, بعد خیلی غیرعادی شد و حالا ناراحتی.
نه, خب, همونطور که گفتم...
اون گفت: "میخای در چشمه شهوت موج ایجاد کنی؟"
اون مرد در مورد کلیدها, درها, چرخها و "نشئگی" صحبت کرد.
معنی "نشئگی" چیه؟
اون مرد ماشین بهت فروخت که اسمش "نشئگی" بود؟
نه
انتظار نداشته باش که من به همه واژگان غیرعادی جنسی آشنایی داشته باشم.
بهرحال, تو آگاه بودی که اعمال عجیب و غریب قراره اتفاق بیوفته. درسته؟
بله
تو با اراده خودت رفتی و اصراری در کار نبوده, درسته؟
بله
و شما صدمه جسمی ندیدید؟ و کاملا سالم هستید؟
پس مشکلت چیه؟
چیزی برای تشکیل پرونده نیست. میخای ما چیکار کنیم؟
کاری که اونا میکنند بیش از اندازه هستش
اونا بیش از اندازه غیرعادی هستن. و شما بیش از اندازه غیرعادی دوس دارین.
منظورم اینه...
اونا کارهای غیرمنتظره میکنن و این شمارو هیجان زده میکنه, درسته؟
آقای کاتایاما, بزارید اینجوری بگم.
این چیزیه که ما میبینیم.
کشتی گیرهای حرفه ای به همدیگه حمله نمیکنن. اونا "جنگ بازی" میکنن. شما هم دارین "جنگ بازی" میکنید.
در این مورد فکر کن
اگر یک کشتی گیر یک چیزی رو "بیش از اندازه" در "حین بازی" انجام داد...
آیا رقیبش میاد اینجا شکایت میکنه؟ البته که نه
اما...
چی؟
خب, اونا کشتی گیر حرفه ای هستن.
تو هم همونی!
تو ادای جنگ در میاری. بعد شروع میکنی به آه و ناله کردن.
فرقش چیه؟!
تو یک توافق دوجانبه انجام دادی.
قواعد بازی این بوده که قاعده ای وجود نداره.
دست ما در این مورد بسته است.
اگه یک فرد غیربالغ در این ماجرا درگیر بود, اونوقت ما باهاشون مشکل داشتیم.
اما شما همه افراد بالغ هتید.
من باور ندارم که هیچ فرد بالغی چنین کاری رو بکنه,اما من چقدر در این مورد واردم؟
شما هیچ کاری نمیتونید بکنید؟
خب, ببینیم چی پیش میاد.
در ما همیشه بازه.
زمین لرزه؟
فکر نمیکنم.
سلام عزیزم
تمومش کن لطفا پسرم بیدار میشه.
بابا,چیکار داری میکنی؟
این خانوم کیه؟
چرا داره تورو میزنه؟
ببر صداتو. به اندازه کافی از این شبیه سازی های صدا شنیدم.
بابا؟
ایندفعه واقعیه.
آراشی...
امروز برات یک هدیه دارم.
میتونی اینجا منتظرم بمونی؟
مشکلی نیست.
اینهاش
عصر بخیر
ملکه "آب دهن" عصر بخیر
ملکه "آب دهن"
شما همیشه سروقت هستین.
متشکرم خانوم
در مناسبات تجاری وقت شناسی حیاتی هستش.
هی
چیکار کردی؟
منظورت چیه؟
کارت کمی بی ادبانه بود. شما تازه همدیگه رو دیدین.
از آقای کاتایاما عذرخواهی کن.
ببخشید.
در این مورد داشتم میگفتم.
دیگه تکرار نمیکنم.
تمومش کن.
تمومش کن.
تمومش کن.
پس...
فکر میکنم که وقتشه تا شروع کنیم.
تاکافومی
باقی غذا رو توی ظرف ریختم.
بابت همه چیز ممنونم.
میخام این کار در تمام طبقات انجام بشه.
در ما همیشه بازه.
چه احساسی داری؟
بنظر میرسه که وسط خال خورده.
خب, اون همه ش ماله تو.
ما هنوز باهات کار داریم.
بعد, مقداری...
طعم بهت اضافه میشه.
چیکارش کردی؟!
چیکار کردم؟ هیچی
هیچی نکردی؟!
من به "قتل" هیچی نمیگم.
من اونو نکشتم.
من حتی اونوزنده ندیدم.
حرف بیخود نزن.
من گفتم که بمن دست نزن.
چطور از زیر مسئولیت میخای شانه خالی کنی؟
مسئولیت؟ من که مسئول نیستم.
به واقعیات نگاه کن. اون مرده, آقای کاتایاما.
در خانه شما
خودش اومده و خودش مرده.
اگه اینجوری میخای, ما حرفی نداریم.
خانواده محترم شما باید با درد و رنج اعمال شما شریک بشن.
منظورت چیه؟
بعد از تولد ترکش کردن.
اون توی یک یتیمخانه بزگ شد.
اون در یتیمخانه "استراحتگاه آبی" بزرگ شد. واتر لانج
کسی میتونه تصور کنه که این دختر چه زجری کشیده بود؟!
یتیمخانه "استراحتگاه آبی"
اون خیلی تحمل کرد.
اون سخت جنگید.
در نهایت, به کمی شادمانی خواهد رسید.
کاتایاما
از این روز پشیمون میشی.
ملکه "آب دهن" کی بود؟ شاید من نباید اینو بگم
ملکه "آب دهن" کی بود؟
اون عاشق حیوانات بود.
اگه کارش توی کلوب نمیگرفت, میخواست یک دامپزشک بشه.
وقتی ما نتونستیم که از یک بچه گربه سرگردان در خوابگاه نگهداری کنیم, اون گریه کرد.
و...
یک روز یک تخم رو با پیراهنش گرم نگهداشت که از توش یک مار بدنیا اومد.
اون این ماجرا رو به همه میگفت.
اون این اواخر داشت وزن کم میکرد.
اون بخودش میبالید.
اون خیلی دختر جاه طلبی بود.
همه بالا دستیها و پایین دستی ها دوسش داشتن.
این بمعنای جنگه.
ما انتقام خونشو میگیریم.
جاده بن بست
تو
تسلیم شو رفیق
چی میگی؟
تو با این شرایط نمیتونی از دستشون در بری.
راس میگی؟!
احمق
درک نمیکنی؟
اونا دارن آب دهن بچه رو تعقیب میکنن.
پدر زنت در خطر بزرگیه.
من بچه و زنت در بیمارستان رو قایمشون میکنم.
تو باید پدرزنت رو نجات بدی. تو کی هستی؟
من ماموریت دارم.
ماموریت؟
ما آژانس مبارزه با عناصر ضد اجتماعی هستیم.
ما از حکومت هستیم. این همه اون چیزیه که فعلا میتونم بهت بگم.
تو از طرف حکومتی؟
وقت توضیح بیشتر نیست.
عجله کن.
اما...
عجله کن, وقت کمه.
باشه. مواظب آراشی باش.
باشه
اینم بردار.
خبرهای بد قربان.
چیه؟
رئیس بزرگ از سنگاپور داره میاد.
رئیس بزرگ؟
تو خیلی شجاعت نشون دادی.
الان در امنیت هستی.
هی بچه؟
هی بچه؟
هی پسر
هی پسر
رئیس بزرگ کیه؟
رئیس بزرگ کیه؟ هیچ چیزی قابل مقایسه با رئیس بزرگ نیست.
رئیس بزگ بی همتاست.
وقتی که من هنوز داشتم کار با طناب رو یاد میگرفتم...
اتفاقی سوار یک آسانسور شدیم...
من که عددی نیستم, فقط ساکت اونجا ایستادم.
بعد رئیس بزرگ منو با اسم کوچیکم صدا زد.
اون فوق العاده است.
اون جسور و در عین حال ظریفه.
اون یک ملکه واقعیه.
رئیس بزرگ داره میاد
بالاخره توجه ستاد فرماندهی رو به خودش جلب کرد.
کاتایاما, دعاتو بخون.
ملکه "بلعیدن"
تموم شد.
کافیه.
این دیگه خیلی زیاده.
ملکه "بلعیدن" چیه؟
این فرمی از مازوخیست نیست, هستش؟
میتونیم همیشه در آخر اصلاحش کنیم.
به نکته خوبی اشاره کردی.
اما,اگه چیزهای بیشتری بلعیده بشه, ادامه کار خراب میشه.
نکته خوبیه.
این کارگردان 100 ساله مازوخیسم را موضوع آخرین فیلمش قرار داده.
مگه تو مازوخیسم چه خبره؟
اون گفت میخاد این فیلمو بسازه, به هر قیمتی که شده.
نکته خوبیه.
فیلم قبلیش چی بود؟
"شاهزاده کوچولو"
شما فکر نمیکنید که یهو سلیقه اش خیلی فرق کرده؟
تغییرات سلیقه ای؟
اینجا خیلی چیزها مشکل داره, تنها سلیقه نیست.
برای شروع, اون تشکیلات و کلوب "بردگی".
من یک سئوال ساده دارم.
این دیگه چه جهنمیه؟
اصلا چرا باید یک کلوب مازوخیستی "رئیس بزرگ" داشته باشه؟
من فکر کردم که اساس کار بر پایه "چرخ و فلک" هستش.
الان شده "استراحتگاه آبی" این استخر از کجا اومد؟
اونا کجا هستن؟
و ملکه "صداها"؟
اینو دیگه نمیفهمم.
اون یک تقلید کننده صداست؟
اون چطور میتونه صدای خانم اون آقارو تقلید کنه وقتی هرگز صدای خانمو نشنیده؟
برای کارگردان این چیزا مهم نیست؟
حالا وارد جزئیات ریزتر نمیشم.
اما کارگردان گفت که کسی این فیلمو نمیفهمه...
تا اینکه 100 ساله بشه.
پس چرا باید پخش بشه؟!
با همه این اوصاف...
مگه چند نفر آدم 100 ساله داریم؟
اصلا چند نفر هستند که بتونن...
به سینما برن؟
درسته؟
به نکته خوبی اشاره کردی.
خیلی زیاده.
پدر؟
عالیه!
لطفا در و پنجره هارو قفل کن.
بعدا توضیح میدم.
باز نکن تا من برسم.
باشه.
داره دیر میشه.
با احتیاط رانندگی کن.
مواظب باش بچه.
پسر کوچولو.
اگه مواظب نباشی... ...زیرت میگیریم.
بیایید یک آهنگ شاد بخونیم.
دستایه همدیگه رو بگیریم و برقصیم.
اردکه میگه...
بزه میگه...
بیایید بخونیم و برقصیم با هم برای همیشه. امروز خیلی روز خوبیه.
رئیس بزرگ رسیدند.
پدر
الان اوضاع امنه.
خطر
نهایتا,مازوخیست به سادیست تبدیل میشه.
تسلیم شدن به یک بالادستی سادیست, که آخرین در رو اون باز میکنه.
نهایتا,مازوخیست به سادیست تبدیل میشه.
تسلیم شدن به یک بالادستی سادیست, که آخرین در رو اون باز میکنه.
و یک سادیست بوجود آمده است.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.