Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::WWW.KINGDVD.CO::. تهيه و تنظيم : R.E.KIA
دانلود فیلم و سریال با هاردساب فارسی .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.
براي سفارش فيلم هاي جديد ايميل بدهيد KINGDVD2015@GMAIL.COM
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
.همه عجله کنید وگرنه از قطار جا میمونیم
کسی "راجر" رو دیده؟
.مراقب باش! دزدان دریایی در سمت راست کشتی هستن - .یکی بره راجر رو بیاره-
!آماده برای پرتاب توپ - !تاکسی منتظره -
!چشم قربان! بوووم
.خطا رفت، عوضیا
.تاکسی اومده
.شماها هرگز من رو زنده نمیتونید بگیرید
!پس خداحافظ. تابستون خوبی داشته باشی
.اگه چشمام رو ببندم، دیگه پس این کثیف کاری اینجا وجود نداره
.برین جلو
.زودباشید. رسیدیم
.قطاری که در سکوی یک وایستاده، قطار ساعت 9 گلاسگو هستش
.... به سمت سوث همپتون و اکسفورد - اوه -
.باید مراقب جایی که داری میری، باشی
.وگرنه شاید به اونجا نرسی
!وووف
.برو
.خب رسیدیم. باید بشینم - .من سمت پنجره میشینم -
دختر خوب. گرفتیش؟
.راجر بس کن - .نه -
.راجر، کاری که گفت رو انجام بده
.ای کاش بابا اینجا بود - .میدونم عزیزم. همه همینو میخوایم -
.ولی اون باید با کشتیش بره. ناخدا بودن یعنی همین
کشتیش کجاست؟ - .هنگ کنگ -
هنگ کنگ کجاست؟ - .در دریای جنوبی چین -
دریای جنوبی چین کجاست؟ - .در جنوب چین -
.با اینحال، اینا رو براتو گذاشته
.تا تعطیلات رو تبریک بگه
.بهم کتابه، "کتابی بر روی ستاره ها" داده
.یک دفترچه. حالا میتونم صدها داستان بنویسم
.این چاقوی پدره - .یک یادداشت برات گذاشته -
...،جان عزیز، من چاقوی خودم رو بهت میدم تا بتونی تکهچوب ها رو ببُری، طناب رو ببُری "
."و با دزدان دریایی "تتی" مبارزه کنی
."خیلی متاسفم که نمیتونم درکنارتون باشم تا اینکارو بکنم. پدر "
!همه سوارشید! قطار آماده ی حرکته
.منم یک چاقو میخوام - .هروقت که همسن "جان" بشی -
:مترجم Amir.P :آیدی تلگرام @amirpe75
.اوه
.ببخشید- .بخشیدمت -
.ببخشید ولی این کوپه پُره - .مادرمون به زودی برمیگرده -
.خوش بحالش
!هی
.شرمنده رفیق. اینجا جا نیست
.مگراینکه بخوای با 5تا از بچه های پر سروصدای من همخواب بشی
.اوه نه. مشکلی نیست. ممنون
.بذارش پایین
.دراین مورد به هیچکس هیچی نمیگی، وگرنه پیدات میکنم و دهنتو سرویس میکنم
!و دزدان دریاییم رو به سمت تو و تو میفرستم. حواستون باشه
داره چیکار میکنه؟
!سریع پنجره رو ببند
اون کی بود؟ - !معلومه که یک دزد دریایی بود -
!از اون مرد خوشم نمیاد
همه چیز مرتبه؟
....مادر... یک
!تتی
!اینجوری با راجر رفتار نکن
.عذرمیخوام خانم، من دنبال شوهرتون میگشتم
!شوهرم؟ اون توی هنگ کنگه
!اوه عذرمیخوام! اشتباهی اومدم
."رینگمن"
.سَبُک، سفر کردین
بقیه بارتون کجاست؟ - .با ماشین داره میاد -
.سلام آقای جکسون - .سلام آقای جکسون -
.ممنون
کی میخواد سوار عقب وانتم بشه؟
!من !نه. من-
.اینم از هالیهو - .ببین راجر. یکی اینجاست - (هالی به معنای درخت راج هم هست)
.ببین جان
.رسیدیم. سلام خانم جکسون
.بیا
.راجر، گوسفندها رو ببین - .واستا رفیق -
واو
.اون سیاهه رو ببین - .همه حاضرن و شمارش شدن -
.یکم بزرگ شدی - .خانم جکسون منم یکم بزرگ شدم -
.واقعاً؟ البته می بینم ساکت تر که نشدی
.پدرم توی هنگ کنگه
.جداً؟ انتظار داشتم با بقیه باشه
همون اتاق های پارسال؟
میشه اول به "دارین" بریم؟ - ."شانس آوردی اینقدر خسته ام که نمیتونم بگم،"نه -
.تا قله داریان مسابقه بدیم - .ساعت 6 وقت چای ـه. یک دقیقه هم دیر نکنید -
.این حرف شامل شما هم میشه، آقای جکسون - .شما که خودت منو میشناسی، خانم جکسون -
.زودباش
.اونم از دریاچه ی ما
.این دریاچه ی ما که نیست .فقط به دیدن "ابود" تعطیلاتمون اومدیم ("ابود: محل سکونت)
ابود" چیه؟" - .یک خونه. "سوزان" فرهنگ لغت رو قورت داده -
!جزیره ناشناخته! هنوز اونجاست
.جزیره ها که نمیتونن جایی برن .تو باید بری اونجا
.پدر گفت که امسال ما رو اونجا می بره
.پدر اینجا نیست
.من یک فکر عالی دارم
.زودباشید - .میدونم که چطوری بریم اونجا -
اون قشنگه مگه نه؟
.بدون هیچی میتونه بره
.این روزا دیگه خیلی وقت ندارم
.یکسره درحال دنبال کردن گوسفندام
.عجب
.مادر خواهش میکنم .تا ابد اونجا زندگی می کنیم
.نه برای همیشه. فقط برای تعطیلات - .میتونیم اونجا کمپ بزنیم -
.زیر ستاره ها می خوابیم
.با برگ و چوب برای خودمون کلبه درست می کنیم
.بزها رو شکار می کنیم و پوستشون میکنیم .بعدش روی آتیش اونا رو کباب می کنیم
.من از بزها خوشم نمیاد
.اگه اونا رو روی آتیش کباب کنی دیگه دوستت نخواهند داشت
.جان، ناخداست. ما خدمه ی کشتی هستیم .فردا به سمت جزیره "پرستو" حرکت می کنیم
اوه جداً؟ و آقای جکسون در این مورد چی میگه؟
.اون مشکلی نداره. اون خیلی مهربونه
.من خیلی مهربونم - !!آره ولی نه از اون مهربونا -
.جان قبلاً شما رو از یک دریاچه عبور نداده
.و تا جزیره حدود سه مایل فاصله است
.نه من میتونم انجامش بدم .پدر گفت که سال پیش خیلی خوب کارمو انجام دادم
.نمیتونم قبل از بحث کردن با پدرتون، بهتون اجازه بدم که به یک جای ناشناخته برید
نظرتون چیه درعوضش توی باغ کمپ بزنیم؟
نمیشه به پدر نامه بزنی و باهاش صحبت کنی؟
.همه ی ما میتونیم بنویسیم !خواهش میکنم مامان. این سرنوشت ماست
.خیلی خب پس - !بریم مدادها رو بیاریم -
.این قسمت "سرنوشت" رو یادتون نره
.اول شام. بعدش نامه نگاری. مدادها رو بذارید کنار
!مراقب باشید! داغه
این چیه؟
.بز
نامه چقدر طول میکشه تا برسه؟ - به یک کشتی در دریای چین جنوبی؟ -
.تا سه هفته طول میکشه
!ولی این قضیه ی مرگ و زندگیه
.خب در شرایط مرگ و زندگی، پیشنهاد اینه یک تلگرام بفرستید
.من بهتر انجامش میدم، عزیزم .پیام تلگرام باید کوتاه باشه
.زودباش راجر. بیا بریم یک تور ماهیگیری بگیریم
!دارم میام
!یواش تر
.سلام
.سلام
.متوجه شدم که شما اتاق برای اجاره دارین
.متاسفانه فقط یکی دیگه مونده .به خاطر کارناواله
.اوه خب، یکی کافیه
.میتونم بهتون اطمینان بدم که خیلی هم کافیه
دوتا تخت داره؟ - .معلومه -
صبحانه هم شاملش میشه؟ - .صبحانه لازم نیست. ممنون -
شما برای ماهیگیری اومدین؟ - .یجورایی -
!ما نویسنده هستیم که به دنبال یک داستانیم ولی... این قضیه بین خودمون باشه
...اگه میدونستین که من چقدر راز میدونم
.من مثل یک مقبره میمونم
.شاید یک روزنامه نگار پیر که همکار ماست رو بشناسید. فکر میکنیم این اطراف زندگی میکنه
."فقط یک روزنامه نگار این اطرافه. "جیم ترنر
.ولی خب معلومه اینجا نیست. در سفر، نویسندگی میکنه. خودش که اینطور میگه
!آره خودشه. همون جیم خودمون
.نه حتماً باید یک جیم دیگه باشه
.من نمیخوام که غیبت کنم ولی این یکی خیلی گستاخه
مجبوریم که باهاش، با خشونت صحبت کنیم. اخیراً اونو دیدین؟
.نه دیدمش و نه چیزی ازش شنیدم. اون روی یک خونه قایقی زشت بر روی دریاچه زندگی میکنه
.روی دریاچه؟ رومانتیک بنظر میاد
.با وجود شرایط درست
قایقش رو کجا نگه می داره؟ - .میتونه هرجایی باشه -
.همیشه اونو جا به جا میکنه
.اونجا یک دریاچه بزرگه
.یک چیزی اون پایینه
.برا منم صبر کن. برا منم صبر کنید
!میگیرمت، راجر
اون چیه؟ .یک خونه قایقی -
.اون متروکهست. خدمه ی کشتی حتماً در یک طوفان ترسناک، غرق شدن
.من دوست دارم که روی یک قایق زندگی کنم
!پدر روی قایق زندگی میکنه
!اون روی یک ناوشکن زندگی میکنه
.دنبال سنگ های صاف باشید
اون صافه؟
!جان
.تقصیر خودمون بود
.اون یک قایق قدیمیه .کسی داخلش نیست
.ممنون بچه ها
.ممنون
.فکر میکنه توی قطار ما رو گمراه کرده
.خب بذار فعلاً همونطور فکر کنه
!سوزان
.سوزان
.اون مرد توی قطار بود
.اون یک دزد دریاییه
!اینقدر الکی چیزی از خودت درست نکن - !ببین -
.اون قایق عجیب رو ببینید. اون ناخدا "فلینت" و طوطیشه. فرار کنید
خانم واکر، میشه یه دیقه بیاین پایین لطفاً؟
.خانم ترنر من بابت قایقتون عذر میخوام ولی نمیدونم این چه ربطی به ما داره
.خانم جکسون میگه شما چندتا بچه دارین و منم 4تا بچه رو دیدم
.معنیش این نیست که اونا بچه های من بودن - .خیلی خب، ثابت کنید که اشتباه میکنم -
شما همیشه اینقدر بی ادبین؟ - .الان من با ادب بودم -
شما توی قطار ما نبودین؟
.نه، من هرگز با قطار سفر نمیکنم
.این دروغه - .ساکت باش -
.جان، به آقای ترنر بگو که شماها پنجره رو نشکستید
.این باید مال شماها باشه
.جان، همین الان عذرخواهی کن
.یه اتفاق بود. جان قصدی نداشت
....و اون مردی هستش که - .عذرمیخوام -
.خیلی خب
.خب دیگه در موردش صحبت نمی کنیم
.ولی حواستون باشه ...اگه به قایق من نزدیک بشین
.دیگه اوندفعه اینقدر با درک، رفتار نمیکنم
.ممنون
.جان، پول خسارتش رو میده
.عجیب نیست که اون هنوز مجرده. حتی خواهرش هم نمیتونه اونو تحمل کنه
خدامیدونه که توی اون قایق چه خبره؟ .کارای مشکوک
.و منظورم با تورها نبود
.با همون موقع بهم میگفتی
.ببخشید
.جان، تو باید مسئولیت پذیرتر باشی. همونطور که میدونم هستی
.برو دیگه. برو بخواب. همتون
.من بهت که گفتم اون دزد دریاییه
.دستت درد نکنه!! حالا مامان اجازه نخواهد داد که به جزیره بریم
.این بدترین تعطیلاته
.پستچی
.در
.بفرما رفیق - .ممنون -
!رسید
.مال منه - .بس کن. من یک کشتی ام -
.من میخوام بدمش به مادر
.عجب کشتی رانی ای
ارسال شده؟ - میتونم بخونمش؟ -
.این به زبون مخصوص ناخداها نوشته شده
.بهتره اجازه بدیم جان اونو بخونه
کجاش خنده داره؟
."غرق شدن بهتر از دافرهاست. اگه دافر نباشین، پس غرق نخواهید شد "
دافر چیه؟
.این اسمی هست که پدر برای کسانی استفاده میکنه که..... که هیچکاری نمیتونن انجام بدن
.پس من دافر نیستم
.پس غرق نخواهی شد. واگه غرق شدی، پس هستی. و راحت خلاص میشی
."ولی بدون "راحت خلاص شدن - ولی گفته آره؟ -
.این به مادر بستگی داره
پدر من به اعتماد داره وگرنه تلگرام رو برام نمی فرستاد مگه نه؟
ولی من میتونم بهت اعتماد کنم؟
.بله و قول میدم که مراقب همه باشم
.و شما میتونید از دست سروصداهای ما راحت بشین
.لطفاً بگید بله
.شما به چندتا چادر نیاز دارین
!ایول! هورا - .و یه عالمه لوازم مورد نیاز -
از کجا چادر گیر بیاریم؟ - .آقا و خانم جکسون چندتا دارن -
.راجر واستا
.تو، من و "ویکی" مدت خوبی رو کنار هم میگذرونیم
.عزیزم تو نمیتونی خوب شنا کنی
.راجر
!راجر
.خب اگه بیفتی، اونموقع در لباس شنا که نیستی
.زودباش راجر. زودباش
.آفرین راجر. نگاه من نکن عزیزم. به سوزان نگاه کن
.زودباش. خیلی خوب داری میای. نمیدونستم که اینقدر خوب میتونی شنا کنی
.زودباش! زودباش راجر
.بیا. یکم دیگه مونده .تقریباً رسیدی
.ایول -
.راجر، شنای خوبی بود
!من میتونم برم
.خانوما همونجا بمونید
!!بتی، برگرد اینجا وگرنه میری تو دیگ
.بکش، بکش. بکش. بکش
.اون میره اونجا. بعدش گره بزن
خب اینم از این. خانم جکسون، نظرت چیه؟
.من که نمیدونم چطور اینکارو میخواید انجام بدین میخواید با اینا از حیاط خارج بشید؟
.یک، دو ، سه
.و جیب ها رو با سنگ پُر کنید
نمیخوای کمک کنی؟
.یادت باشه، فقط چیزهای اساسی
.بعد از اینهمه کار، حالا هیچ بادی نیست
.باید براش سوت بزنیم
.زودباش جان. مجبوری اینکارو بکنی
.نه. این کار احمقانه ست
.پرستوها برای همیشه
.برا منم صبر کنید
.اون دریازده میشه
.ناخدا "جان" حالا خدمه ی کشتیش رو معرفی میکنه
.ملوان توانا، تتی واکر .مسئول ثبت سفرنامه کشتی (ملوان توانا در قرن 19 به کسانی گفته میشد که بیشتر از 2 سال در کارشون تجربه داشتند)
.این خیلی مهمه که یک گزارش از سفر دریایی برای آیندگان نگه داری
.شاگرد کشتی، راجر واکر
.من نمیخوام شاگرد باشم. من میخوام دیده بان باشم
.خب وظیفه ـت همینه .چشماتو باز نگه دار
.مهناو سوزان واکر
مهناو، مطمئنی که همه چیز رو برداشتی؟ - .اوهوم -
.اوه - .یادت باشه که تتی نمیتونه از کبریت استفاده کنه -
اه
.ناخدا، شما خدمه ی خوبی دارین - .بله مادر -
.اینم از باد، رفقا - .همه سوار شین -
.این رو هم ببرید. اگرچه میدونم که شماها چقدر از کیک متنفرید
...به سلامتی خانم جکسون. هیپ هیپ
!هورا
.اینم به سلامتی پرستو(نام کشتی) و تمام کسانی که در داخلش سفر میکنن
.خدافظ
.خدانگهدار
.یادتون باشه، چشمتون به پرچم باشه و اونموقع جهت باد رو از دست نمیدین
.میخوام که اون قایق سالم برگرده
.وگرنه آقای جکسون از روده هاتون به عنوان کش جوراب استفاده خواهد کرد
!و موقع شب سفر نکنید. این یکی از عمیق ترین دریاچه های انگلیسه
.اونا قبل از موقع چای برمیگردن
.ملوان تتی، نقشه رو آماده کن
!چشم قربان
این دریای چین جنوبیه؟
.فکر میکنم ما اینجاییم
.هنوز یک عالمه راه مونده
.باد
.ببین مجبورم کردی چیکار کنم .تقصیر من که نبود -
.تقصیر تو بود. تو باید حواست به پرچم باشه
.هی من ناخدام. تو فقط معاونی. نمیشه بهم دستور بدی
!اون همه ی غذای ما بود
.صبر کن، فکر میکنم بتونم بگیرمش
.مثل یکی از امتحانات روی دریا بود که پدرم یادم داد
همه آماده اید؟ - !آماده -
.به سمتی برید که کشتی در پناهه
.سوزان، وقتی که بهت علامت دادم، جعبه رو بگیر و گند نزنی
.من هرگز گند نمیزنم
.آروم. آروم
.آروم، عجله نکنید
!سوزان حالا- .نه. جان -
!داره غرق میشه
.اگه اون یک آدم می بود، الان غذای ماهی ها شده بود
.حالا ببین چیکار کردی، احمق. حالا از گرسنگی میمیریم
.این تقصیر تو بود .تو یک ناخدای افتضاحی
.تو هم خدمتکار افتضاحی هستی
.من دلم نمیخواد که از گرسنگی بمیرم
.میخوام برم خونه
.نه. فقط بزدل ها عقب نشینی میکنن
.جان، این سرنوشت ماست
.اینم از جزیره. ببینید
.جایی برای پیاده شدن نداره - .باید نزدیک تر بشیم -
.اونجا! یک ساحل کوچیک اونجاست
!ما تونستیم
.زودباش تتی. تو اسمشو بذار
.بدین وسیله من اینجا رو، جزیره واکر نامگذاری می کنم و اونو برای خودمون مطالبه می کنم
!پرستوها برای همیشه
!بالاخره
!وووهوو
!ویییی
.ما روی یک جزیره در وسط یک اقیانوس غول پیکریم
.همینجاست
برام سواله که خرس هم اینجا زندگی میکنه؟
.ببینید چی پیدا کردم
.این جای آتشه - !میدونید که معنی این چیه؟ دزدان دریایی -
اونا برمیگردن؟
.نه. این یک آتشگاه کوچکه که خیلی وقته ازش استفاده نشده
میتونم روشنش کنم؟ - .تو اجازه نداری که از کبریت استفاده کنی -
.کبریت ها توی اون جعبه همراه غذاها بود
!عالی شد .من گشنمه -
.خب این جالبه
.وقتی که برسن اینجا، غذای گرم میخوان
.وقتی که همسن اونا بودم، روزهای زیادی رو کمپ میزدم
جداً؟ اونا به شهری ها اجازه میدن که توی پارک کمپ بزنن؟
.نمیدونم. من توی کوهستان بزرگ شدم. تپه ها، پارک من بود
.اونها پارک بزرگین. یادت باشه که نیازی به نگهبان پارک نداره
.خیلی سخته افرادی این اطراف پیدا کنی که چمن رو بزنن
.خانم جکسون، ما واکر هستیم
.ما به این راحتیا تسلیم نمیشیم
.اوه خدای من، خیلی خیسه - .سریع سریع -
!نه نه! اونا مال منه
!نه
.سریع سریع - !کار تمومه. تمومه -
!کار ما تمومه - !ما برنده شدیم -
.شما داخل نرفتید
.فکر میکنم ما برنده شدیم
.دارم از گشنگی میمیرم
.منم
!کیک خانم جکسون
.اوه غذا! کیک
!من عاشق کیکم .بذار منم یه تیکه بکنم -
.عجله نکنید
.ببینید
.آتیش
.خاموش شد
.کاش ما هم آتیش داشتیم
پس هیچ خبری ازشون نیست؟
.ازونی که فکر میکردم، جرئتشون بیشتره
.خیلی خوشحالم که میتونن بیان اینجا و تمام کارهایی که بهشون محول شده رو انجام بدن
.توی خونه محبوسن. براشون خوب نیست
.نمیخوام که از دنیا بترسن
.آره تو راست میگی دخترجون
.اگه همیشه زندگی به زود خوابیدن خلاصه میشد، اونموقع هیچی یاد نمیگرفتیم
!هووو
.مامان اینو بهم داد
.شب بخیر - .شب خوش -
.باید ستاره ها رو ببینی
.توی "پورتس موث" هیچوقت اینطوری نیستن
.ای کاش یک چاقو داشتم
.تا با دزدان دریایی مبارزه کنم
.هیچ دزد دریایی ای وجود نداره
!این فقط بازیه
!همگی شب بخیر
Alloallocallacazabraoolatcasoola
چی گفت؟ - .به زبون جزیره ای میشه: شب بخیر-
.پس خدمه ی خسته برای اولین شب بر روی خشکی ساکن شدند
.ملوان تتی نگهبانی می داد، سایه خطر همیشه بالای سر آنها بود
.قرار بود شب طولانی ای باشه
هوا تاریکه، اون تنهاست. منتظر چی هستیم؟
.اینقدر بی صبر نباش. اون باید بزودی با بالادستی هاش ارتباط برقرار کنه
!!ما به اون اسم نیاز داریم و سرویس مخفی همینجوری اینو تقدیم شما نمیکنه
.خب میتونیم بریم داخل و ازش بپرسیم. بعدش بُکشیمش. بریم خونه. یک شام خوب بزنیم
.تو دستورات ما رو که میدونی
...اونو زنده بیارید
!وگرنه کارمون ساخته س
.ما فقط دنبال این که نیستیم. کاغذها یه جایی توی اون قایقه
...جان
.ما روی جزیره ایم
پس فکر کردی کجاییم؟ میای؟
داری کجا میری؟
.به یک ماموریت خیلی محرمانه. خودت می بینی
بقیه رو هم بیدار میکنی؟ - .نه -
.یه دیقه بصبر
ماموریت چیه؟
.تا راز آتش رو پیدا کنیم
اونا کجان؟
.از کجا بدونم؟ هیچکس هیچی به من نمیگه
.باید دندونات رو تمیز کنی. مسواکت رو میارم
راجر؟
راجر؟
!سوزان
!دزدان دریایی، جان و تتی رو کشتن
.اونم از جمجمه ی تتی
.اون که تتی نیست
."!وارد نشوید! خطر مرگ "
.بد بنظر میاد
."امضا: " آمازونی ها
چقدر دیگه مونده؟
.خدا میدونه. باید به راهمون ادامه بدیم
.من میخوام که برگردم
.زودباش تتی تو میتونی. نمیدونستم که اینقدر خوب میتونی بیای بالا
کی اینجا زندگی میکنه؟
!اوه! اه
مار زبونتون رو خورده، هان؟
...اون به شماها صدمه نمیزنه مگراینکه شما بهش آسیب بزنید
.و اون موقع خیلی خوب شما رو نیش میزنه
.خودتون رو معرفی کنید
.من جان واکر هستم - .ناخدا جان واکر -
ناخدا؟
.من ملوان توانا تتی واکر هستم و 9.5 سالمه
.کشتی ما بر روی یک جزیره ناشناخته به خشکی نشست ولی در روی دریا، ما تمامی ذخیرمون رو از دست دادیم
.این بی دقتی ناخداتون بوده
.ما آتش های شما رو دیدیم و باید بدونیم که چطور باید یکی از اونا درست کنیم
.این قضیه مرگ و زندگیه
.یه چیزی گرفتم
.منم یکی گرفتم. بچرخون داخل
اون چیه؟- .مطمئن نیستم -
.اَه. این یک کت قدیمیه
.خب اینو که نمیتونیم بپزیم
.به یک تکهچوب صاف راست خوب و یک پوست خشک درخت نیاز داریم
.بین دستات محکم بگیرش
.و به داخل فشارش بده
می بینی؟
.داره دود میکنه
.خاکستر گرم
.جرقه زندگی
.حالا این رو به داخل دسته ذره چوب ها میندازی
.و بعدش بلندش میکنی
بلند کنم؟ - .نترس -
ببین. دیدی؟
.مثل جادو میمونه
ناخدا، شما روی قایق هستید؟
.یک خونه ی قایقی قدیمی بر روی دریاچه ست
میشه یک پیام برای کسی اون داخله، ببرید؟
منظورتون ناخدا فلینت ـه؟
!پس اسمش اینه
.ما اونو به اسم مستعار می شناسیم. جیم ترنر
.بهش بگید دوتا غربیه اومدن دنبالش و یه عالمه سوال پرسیدن
.بهش بگید "بیلی پیر" فکر کرده که شاید اون بخواد بدونه
.ولی اونجا زیاد نمونید. اون از ملاقات کننده ها خوشش نمیاد
.پس یادتون نره. یک چوب خوب راست و یک تکه پوست درخت
.و اگه جواب نداد... اینا رو امتحان کنید
اونو باید با سرش خورد؟
.نمیدونم
.با اینحال، مردم مغز میخورن
.فکر میکنم بهتره باشه دربیاریمش
اون دردش میگیره؟
.اون مرده. هیچی حس نمیکنه
.با اینکار داری غذای سگ درست میکنی
!اه
.بیا پایین
اونا کین؟
.آمازونی ها
.همون اسمی که روی علامت بود
.راجرِ خوشحال
.من که حس خوشحالی ندارم
.اون در رو باز گذاشته
.این فرصت ماست. من قایق رو میگردم، تو برو دنبالش
.ببین که سعی میکنه تا ارتباط برقرار کنه یا نه
.همینجا بمون. طولش نمیدم
.لعنتی
سلام؟
.سلام - .سلام-
!پس تو فقط یک خرابگر نیستی! یک جاسوس هم هستی
.من خرابکار یا جاسوس نیستم
پس چرا داری توی چیزهای من سرک میکشی؟
.اومدم تا یک پیام برسونم - .معلومه -
.تو یک دروغ گویی
.تو شیشه ی من رو شکستی و اعتراف هم نکردی
دروغگویی خیلی کار شجاعانه ای نیست، مگه نه؟
.شرط می بندم پدرت حتماً خیلی ناامید شده
.من دروغگو نیستم - .بله هستی -
و ترسیدی. مگه نه؟
.جان، من در مورد ترس میدونم و میتونم اونو در چشمات ببینم
.حالا هم داری به یک ملک خصوصی تجاوز میکنی که اینکار یک امر مجرمانه ـست
من فقط اومدم که یک پیام بهتون بدم. میخواید بشنوید؟
.نه نمیخوام دیگه یک کلمه از تو بشنوم
.برو دیگه
.تو بودن توی قطار رو انکار کردی .تو یک دروغگویی
.داری از یکی پنهان میشی
....اگه من جای تو بودم، اون قضیه
.و هرچیزی که اینجا دیدم رو فراموش می کردم
.این بازی نیست
!میفهمی؟ این یک بازی نیست
.پسره دید که اون چی پنهان کرده
.اون حالا باید با مافوقش ارتباط برقرار کنه
جان، اون بهت چی گفت؟
.هیچی
.اونا به سمت ما شلیک کردن
.دزدان دریایی ناخدا فلینت .اون، اینا رو فرستاده دنبال ما
.نمیتونن فرار کنن. میریم تا بقیه رو خبر کنیم
.به تمام خدمه نیاز داریم
.اونا توی یک قایق بودند - .این از طرف همون دزدانی هستش که به سمتمون شلیک کردند -
.ببینید
این یعنی چی؟
!این یعنی جنگ
.تو نمیتونی بدون مشورت کردن با معاونت، اعلان جنگ بدی. یعنی من
.تو باید همه چیز رو بهم میگی
.و اینجوری نباید میرفتی. این کارت غیرمسئولانه بود
.ما به یک ماموریت خیلی محرمانه رفته بودیم
چه ماموریت محرمانه ای؟
.تا راز آتش رو کشف کنیم
.فقط بیا. خواهش میکنم
.زودباشید، باید اونا رو پیدا کنیم، بهشون نشون بدیم که جزیره مال ماست
.اونجان - .من میخواستم اینو بگم -
.اون دزدان دریایی، بدجنس بنظر میان
!هی
.زودباش، میتونیم اونا رو بگیریم
.میتونیم بگیریمشون
!زودباش دیگه
!داریم نزدیک میشیم
.اونا رو بده من
.جان سریعتر
.باید به سمت باد حرکت کنیم
.داریم اونا رو از دست میدیم
.دارن فرار میکنن
.خدای من، اونا واقعاً کارشون درسته
.اونا خیلی از ما سریعترن
.گمشون کردیم
!دارم می بینم ولی ممنون که گفتی
.ببینید، اونا دارن جهتشون رو تغییر میدن. شاید دارن به سمت ریو میرن
.مسیر رو به سمت ریو تغییر میدیم
.ما بهش "ریو" میگفتیم، تتی
.من یک نویسنده ام. ما همه چیز رو سرهم میکنیم
.امروز روز کارناواله
.اونا اینجا نیستند
.خب حالا که اینجاییم و باید غذا بخریم. همه گرسنه ان
.خب بهتره سریع اینکارو بکنیم
.صبر کن، یکی باید مراقب قایق باشه
.راجر، تو مسئول مراقبت از قایقی .همینجا بمون. زیاد طولش نمیدیم
.ولی تو مراقب هستی و این یک وظیفه مهمه
...انجامش میدم
.اگه بذاری که چاقوت رو نگه دارم
.مراقبش باش و همینجا بمون
مشکلی پیش اومده؟
.نه .خوبه -
.حالا برو دیگه
.درسته. چهارتا از اونا
....میشه دوتا و شش تا
.بیا چندتا قوطی پمیکان بخریم (کنسروی که حاوی پروتئین و چربی هستش )
!مشروب رو یادت نره
از پایینش نه! هیچی در مورد قوانین جاذبه نمیدونی؟
.ممنون - .تشکر-
.دوپنس برای تافی سیب
این امسال مورد علاقه ی کیه؟
.خیارشور و چاشنی
.کیک های خونگی
.خیارشور و چاشنی
!اون تفنگ داره! من میخوام برم خونه
.راجر تو قرار بود که از پرستو مراقبت کنی
....ولی یک مردی بود و اون - .بهتره که پرستو سرجاش باشه -
.صبر کنید. دفترگزارش کشتی رو یادم رفت
آقای ترنر، چیکار میتونم براتون بکنم؟
.میخوام که یک تلگرام بفرستم، لطفاً
.بفرمایید - .ممنون -
.براتون چندتا نامه دارم. فقط باید یک نگاهی بندازم ببینم میتونم پیداش کنم
.این که نیست
.اوه بله. این مال شماست
اوه آقای ترنر، از سفرتون برگشتید؟
لنینگراد، درسته؟ توی روسیه ـست درسته؟ (لنینگراد، نام قدیمی سن پترزبورگ هستش)
به خاطر اینکه لنین اونجا بدنیا اومده درسته؟ (تئوریسین و انقلابی کمونیست روسی)
.شما زیاد اونجا میرید. هرکسی شاید فکر کنه... که یک زنی اونجا دارین
...خب این برا من بود که بدونم
.و برای شما که متوجه بشید
.ام عزیز، من نور رو دیدم. ما باید به آسمون نگاه کنیم
.من به زودی پیش تو خواهم آمد. ارادتمند تو. اس76
.اوه نه
.اوه خدایا! تمامی قوطی ها ریخت
.من اینو یادم رفته بود
.زودباش سریع برو. میمون گستاخ
نکته ی اینکار چیه؟
.من همین الان دیدم که ناخدا فلینت یک تلگرام مرگ یا زندگی فرستاد
.ولی دزد دریایی، اونو دزدید
.ما حرفت رو باور میکنیم. هزاران نفر دیگه نه
....ما اسم مستعار و رابطش رو داریم
حالا چی؟
.حالا به ملاقات اس 76 میریم
.حتماً داری اشتباه انجامش میدی
تو که اونجا نبودی. از کجا میدونی؟
.خب بیا از کبریت ها استفاده کنیم
.نه ما کاشف هستیم .اینجوری باید آتیش درست کنیم
.حال میتونیم غذا بخوریم
مطمئنی که اون ماهیه؟
.نُچ. خیلی شبیه "ویکی سیک" میمونه
.اینجوری ماهی رو نمیپزن
.خب پس تو انجامش بده - .من که نمیتونم اینو بخورم. من گیاهخوارم -
.خب منم نمیخورم
.خب بیا پمیکان بخوریم
.راه بیفت. راه بیفت اسبی جون
!خوشمزه ست (!!!!آره کاملاً مشخصه )
.سریعتر - .خوبه -
!ایست
!فرار کنید
.این پایین. سریع
.راجر از این طرف
.باید بپریم
.راجر قایم شو. وقتی که اونا رفتند برای تو برمیگردیم
.بپرید
.به این راحتی نمیتونید فرار کنید
مگه چهارتا نبودن؟
.شاید ولی خیلی سریع می رفتند
.چهارتا بودند چون اونا رو شمردم
.خب از پشت نقاب نتونستم ببینم
صبر کن. اون قدکوتاهه کجاست؟
.پرستو رو دزدیدن
ناخدا، چیزی رو گم کردی؟
تو کی هستی؟
.من "نانسی بلکت" هستم. صاحب نیمهی آمازون. وحشت دریاها
.من "پگی" هستم. من صاحب نیمه ی دیگه هستم
.راستش اسم اون "روث" هستش ولی فکر میکنه که این مثل یک اسم دزد دریایی نیست
.خفه شو پگی وگرنه مجبور میشی روی تخته راه بری
.جزیره رو به ما پس بدین - .قایقمون رو پس بده -
.و برادرمون رو
.اینجا جزیرهی گربه وحشیه
...و شما... سگ های پست
.دارین تجاوز میکنید
.پگی حالیشون کن
.شماها ده دقیقه وقت دارین تا وسایلتون رو جمع کنید و بزنید به چاک
وگرنه چی میشه؟
.اصلاً اینجا اسمش جزیره گربه وحشی نیست .پس نمیتونه مال شما باشه
پس اسمش چیه؟ - .جزیره واکر -
!چقدر بکر
.مذاکره می کنیم. بندرگاه مخفی. همین حالا
تو یک دزد دریایی هستی؟ - .فقط خفه شو و تکون بخور -
گنجی هم داری؟ - همتون هستید؟ -
مادر داری؟
.اونجا رو! بندرگاه مخفی
اون سنگ ها رو ببینید. چطوری وارد اونجا شدین؟
.ما هم بالاخره اینو پیدا می کردیم
....راستش خیلی ساده ست. شماها - .خفه شو پگی -
.زودباشید دیگه
.اینجا جزیره ماست. ما اینجا رو کشف کردیم و تا لحظه ی مرگ برای حفظ اون می جنگیم
.الان ما روی اون زندگی میکنیم. پس مال ماست و تا لحظه ی مرگ برای دفاع از اون می جنگیم
.با چی؟ من که اسلحه ای نمی بینم
.ما از شماها نمی ترسیم
.یا اون دزد دریایی ای که شما رو فرستاده
.کدوم دزد دریایی؟ هیچکس ما رو نفرستاده
."ناخدا فلینت. بدنام ترین دزد دریایی در تمام خلیج "هوس بوت (هوس بوت همون خونه قایقی هستش که اینجا اسم خاص شده )
.منظورش دایی "جیم"ـه - .خفه شو خر-
...حواست باشه داری با کی حرف میزنی، روث بلکت
.وگرنه دیگه باهات سفر نمیکنم
.فقط یک راه برای خاتمه اینکار وجود داره .روی آب
.ناخدایی که کشتی دشمن رو بگیره، جزیره رو مال اونه
.و هردو کشتی
.نمیتونیم. پرستو مال ما نیست
.پس ما برنده ایم - .نه -
.ما موافقیم
یک سوال: چطوری قایق ها رو به بندرگاه مخفی رسوندین؟
.این به خودمون مربوطه و شما باید بفهمید
.بندرگاه، علامت داره - !پگی -
.فقط همینو میخواستم بگم .اونا هرگز نمیفهمن
.جنگ فردا شروع میشه
.صبر کن، ما نمیدونیم که شما، آمازون رو کجا نگه میدارین. شماها برتری دارین
.به سمت رود آمازون برید. ما رو گم نمیکنید
.فقط به سمت درخت مشخص شده تمرکز کن - .یک علامت کافی نیست -
.به دوتا نیاز دارم تا بتونم در یک مسیر مستقیم بمونم
.اون یک کنده ست
.باید کنده و درخت در امتداد همدیگه باشن
.باریکلا ناخدا
.مثل غذای گربه میمونه
.مراقب باش - .هستم -
!هی
.اینطوری اونا رو شکست میدیم
.با هدایت نور. پدر در مورد این بهم گفت
...ما بر روی درخت های مشخص شده و کنده ها فانوس میذاریم
.و شب میتونیم به بندرگاه برگردیم. قبل از غروب آفتاب، آمازونی ها رو دستگیر می کنیم
.جنگ فردا شروع نمیشه .امشب شروع میشه
.یکی باید بمونه و فانوس ها رو روشن کنه
.دوباره من رو جا نمیذاری - .من انجامش میدم -
.نمیتونی. اون موقع خودت تنهایی
.همینو میخوام - .تو اجازه نداری که از کبریت استفاده کنی -
.یکی باید اینکارو بکنه
.و راجر که نمیتونه
.من ناخدام. بهت اجازه میدم که از کبریت استفاده کنی
.فقط همین یکبار .پس مشکل حله -
.زودباشید، بیاین چراغ ها رو آماده کنیم
.راجر چاقوم رو بده
کجاست؟
.یک اتفاق بود. از جیبم افتاد توی قایق
تو چاقوی بابا رو گم کردی؟
.ای احمق! تو بی فایده ای
.میدونستم که نباید تو رو بیاریم. تو یک دافری
.امیدوارم غرق بشی
.اون بچه ـست
.دایی جیم ـه
.حتماً یه چیزی میخواد
.عصر بخیر خانوما
.سلام دایی جیم - .سلام عزیزم -
.تو دیگه شروع نکن
.خب پس زنده ای
...تقریباً. اگه اون تمساح به نویسنده های مسافر با استعداد حساسیت نداشت
.زنده زنده من رو میخورد
.من هیچی برات درست نکردم چونکه نمیدونستم داری میای
.چونکه تو هیچی به ما نمیگی .چونکه ما فقط خانواده ی توییم
!و واقعاً عجب خانواده ای هم هستین
الان داری طعنه میزنی؟ - .نه اصلاً خواهر عزیزم -
.یک مقاله دارم که باید سریع تمومش کنم و به کمک نیاز دارم
."یک فنجون چای برای "پلسکی
.دیگه خبری از پذیرایی طوطی نیست - .ولی من دارم میرم -
.دوباره نه - .فقط برای چند روز -
میشه چندکلمه باهات حرف بزنم؟ - .آره -
!جیم دفعه قبلی هم همینو گفتی و سه ماه رفتی
.دخترا دلشون برات تنگ میشه
گمون میکنم این برات هیچ معنی ای نداره درسته؟
.چونکه کار همیشه مقدم تره
.میدونم
.براشون جبران میکنم -
.قول میدم
.به اون هرزه شلیک کن
.سگ پست
این چیه؟
یک نقطه سیاه. پس من نشانه گذاری شدم درسته؟ ...خب
.اگه هربلایی به سر من اومد، مراقب پلسکی باشید
.جیم
.فقط... مراقب باش
.از دستش راحت شدیم. الان دیگه بهش نیازی نداریم .الان کار مهم تری داریم
چکار مهم تری؟ - .واکرها. ما در جنگیم -
.چراغ ها راهنما رو یادت نره
.وقتی که صدای سه هو کردنه جغد رو شنیدی، اونا رو روشن کنی. اون علامت ماست
.ما روی تو حساب کردیم
...خدمهی شجاع در جستجوی یافتن خانه قایقی آمازون ها حرکت کردند
.این خطرناک ترین مامویت آنها بود
...در این حین، ملوان توانا، تتی واکر
...که 9.5 ساله بود
...مثل رابینسون کروزوئه، بر روی جزیره ی خودش تنها بود (کتابی نوشته دانیل دفو در سال 1719 )
.ولی بدون خدمتکارش که همراه او باشد
.راجر، حواست به خونه قایقی آمازون ها باشه
.ولی داد نزنی
.راجر خوشحال! اون علامت اوناست
.حالا آمازون رو میگیریم
اون کیه؟ - .حتماً خودشونن -
.زودباش راجر
.اونا سرکارین، احمق و این قایق آمازون ها نیست
.این یک حقه ی قدیمی دزدای دریاییه
.احسنت ناخدا
.راجر انقدر اذیت نکن
.دافر - .اینو بهش نگو -
.ما تو این مخمصه افتادیم چون تو نمیخواستی که از یک دختر شکست بخوری
.اگه کسی دافر باشه، اون تویی
!راجر
.راجر .راجر
.راجر
!راجر
!راجر
راجر !راجر
.راجر !راجر
.راجر
!میگیریمت، راجر
.باد داره شدید میشه - !کمک -
.داریم میایم راجر .الان می گیریمت
!سوزان
.مراقب باش. مواظب باش
.خیلی نزدیک نشو وگرنه بهش میخوری
.نزدیکیم
!روی کشتی تو دافری وجود نداره
.اینجا من دارم تمام کارهای سخت رو انجام میدم - .دستشون درد نکنه که چراغ ها رو روشن گذاشتند -
خب در مورد اینکه امشب حرکت میکنند درست میگفتی مگه نه؟
خیلی تاثیرانگیزه، اینطور فکر نمیکنی؟ - .هرچی تو بگی -
.همینو میگم - .فخرفروشی کار درستی نیست -
.من فخرفروشی نمیکنم. فقط دارم حقیقت رو میگم
.اگه تو میگی باشه
.پس چادرهاشون رو خراب میکنیم بعدش به اینجا فرار میکنیم
.لازم نیست یکسره اینو بهم بگی
.و وقتی که برگشتند، ما پرستو رو می دزدیم و برنده میشیم
دارم از گشنگی میمیرم. میتونم یک تافی بخورم؟
اون چی بود؟ - .خر. من بودم -
.زودباش دیگه - .دارم میام رییس -
.برگردین عوضیا
.قایق رو برگردونید
!سگ های پست
!فرزندان ماردریا
!شما بر روی تخته راه خواهید رفت (یک نوع مجازات )
.من تسلیم میشم
خب حالا میخوایم چیکار کنیم، عقل کُل؟
.ای بچه ی کوچولوی بدجنس
.تماس با صاحب بندرگاه 4-5-1. جواب بده لطفاً. جیم ترنر هستم
.سلام آقای ترنر
.از تو چه خبر؟ تمام - .بهم دستبرد زدن -
.متاسفم که اینو میشنوم. چه چیزی دزدیده شده؟ تمام
.یک چمدون که تمامی کارهای من داخلش بوده
.خب چرا کسی باید اونو بدزده؟ تمام
به سرعت بیا اینجا. در حین مسیر، میتونی جان واکر رو دستگیر کنی؟
اون در هالیهو هستش. میشه بهش بگی که چاقوش دست منه؟
.متاسفم، من تا فردا صبح به هیچ جایی نمیرم
.مسابقات دارت شهر در "ّبلک بول" در حال برگزاریه و من کاپیتان تیمم
.تمام و پایان
.چاقو رو بنداز
.بندازش
!عجب کشوری
.بنظر میاد بخصوص خیلی جذب کارخونه کشتی سازی ما شدی
.آره من عاشق قایق هام
مطمئنم که تو تحت تاثیر طرح های موشکی که دزدیدی هم بودی؟
.نه تحت تاثیر قرار نگرفتم. نه. من ترسیدم
تو هرکاری میکنی تا از کشورت دفاع کنی درسته؟
.نه، من جلوی توسعه ی سلاح هایی رو میگیرم که میتونه یک شهر رو با خاک یکسان کنه
.خب متاسفانه من و تو نمیتونیم کارهای دولتمون رو کنترل کنیم
.هردو دولت
.راستی ما جلوی ارسال تلگرام به مافوقت رو گرفتیم
.اس 76
.به نظر میاد آدم قانونمندی هستی
.ما روسی ها اینو قسمت می کنیم .احتمالاً راهی هست که با هم کار کنیم
سعی داری که من رو شکار کنی؟
شکارت کنم؟ - استخدام. سعی داری که منو استخدام کنی؟ -
اینقدر مسخره ست؟
....در خونه شاید آوازه ام طوری پیچیده که من آدم آزاردهنده ای هستم
.ولی خیانت... متاسفانه جزو گزینه ها نیست
.حیف شد
.خیلی پس. وقت رفتنه
.خیلی خب. سفر خوبی داشته باشی
.نه نه نه. تو با ما میای
.ما باید بفهمیم که تو دقیقاً چقدر میدونی
...پس...یا میتونیم از روش آسون اینکارو انجام بدیم یا
.از روش سخت
.کاملاً به خودت ربط داره
!دزدان دریایی
.اونا ناخدا فلینت رو کشتن و گنجش رو دزدیدن
.قایق اون جلویه
اون آمازون نیست؟
.مراقب باش، شاید یک حقه ی دیگه باشه
تتی؟
.یک جغدی بود و فکر کردم که شمایید ولی شما نبودین
...و من فانوس ها رو روشن کردم و آمازونی ها به بندرگاه مخفی اومدند
.و جزیره رو گرفتند
.تتی، تو آمازون رو گرفتی
!تو ما رو پیروز کردی. ما برنده شدیم
.ما بردیم - !برنده شدیم -
ناخدا بلکت، شما تسلیم میشید؟
.ما تسلیم میشیم، ناخدا واکر
بدون حیله گری؟
.بدون حیله گری - .الان اینجا جزیره واکرهاست -
.اینجا همیشه جزیره گربه وحشی خواهد بود
.به افتخار آمازونی ها، وحشت دریاها
.این اسم بهتریه
تو اینو پختی؟ - .نه. خانم جکسون پخته -
.من نمیتونم بپزم. اینو همه میدونن
.زودباش راجر
!همتون پاشید. همین حالا
!زودباشید. سریع
.دزدی یک جرم جدیه رفیق
.آقای ترنر وقتی دیشب قضیه رو گزارش داد خیلی عصبانی بود
.اعتراف کن. به نفعته
.من هیچکاری نکردم - دیشب روی دریاچه بودی؟ -
چرا اینکارو کردی؟ .تو اجازه نداری در شب سفر کنی
این چاقوی تویه؟
.دیروز اینو توی ریو گم کردم - .خب عجیبه -
.چونکه امروز صبح بر روی قایق آقای ترنر پیدا شده
.و حالا عجیب تر اینه که نمیتونیم آقای ترنر رو پیدا کنیم
.خب اینکه عجیب نیست
.نمیدونم چاقو چطور رفته اونجا
بس کن جان. تو چت شده؟
.تو قرار بود که مراقب بقیه باشی نه اینکه اونا رو توی دردسر بندازی
.بهم گفتی که میتونم بهت اعتماد کنم
.عصبانی نشید. وقتی که توی دریاچه افتادم، جونم رو نجات داد
.هیچکدومتون دیگه هیچی نگید. فقط دارین قضیه رو بدتر می کنید
.خانم بلکت، جان به سرعت دارایی برادرتون رو برمیگردونه
.و اجازه نداره که دوباره در این تابستون با کشتی سفر کنه
فکر میکنی دایی جیم کجاست؟
.رفته دیگه. مثه همیشه
اگه جان صندوقچه ی اونو ندزدیده، پس کار کیه؟
.نمیدونم و برام مهم نیست
.چرا اهمیت میدی
.باید بفهمیم که کاری کی بوده
.کار دزدای دریایی بوده. من دیدم که ناخدا فلینت رو انداختن توی قایقشون
.فلینت یک دزد دریایی نیست. اون یک جاسوسه
از کجا میدونی؟
.وقتی که رفتم پیام رو بهش بدم، داخل قایقش رو دیدم
.کاغذهای محرمانه همه جا پخش بود... فکر میکنم به زبون روسی بود
.و یک تفنگ داشت
چرا بهم نگفتی؟ - .چونکه اون من رو تهدید کرد -
.من اول یک تفنگ دیدم. همون دزد دریایی توی ریو یکی داشت
.خفه شو راجر
.ولی من دزد دریایی رو توی ریو دیدم
.همونی که یک کلاه مسخره داشت و توی قطار بود و یک تفنگ داشت
کدوم مردی که تو قطار بود؟
.همونی که داخل کوپه ما اومد وقتی که ناخدا فلینت داشت تظاهر می کرد که پدر ماست
اون توی ریو بود؟ - .من اینو 100میلیون بار گفتم -
.یک دزد دریایی دیگه هم بود و داشت ناخدا فلینت رو تعقیب میکرد
.توی قطار اونا دنبال فلینت بودند. حتماً تا اینجا تعقیبش کردن
.برای همونه اونایی که آتیش درست کرده بودند میخواستند که ما بریم به اون هشدار بدیم
تتی، اون قایقی که دیدی اونا انداختنش داخل. قایق موتوری بود؟
.اوهوم
.اونا روی جزیره ی ما بودن. وقتی که داشتیم می رفتیم، قایقشون رو روی ساحل دیدم
.اونا فلینت رو گرفتن
.فکر میکنم میخوان اونو بُکشن
.شما دوتا همینجا بمونید. سوزان، مشعل رو بیار و پایین بیا پیش من
چرا، داری کجا میری؟ - .میتونیم نجاتش بدیم -
.باید به آمازون ها بگیم. هنگام طلوع آفتاب حرکت میکنیم
.لطفاً اجازه بدین منم باهاتون بیام
.وسیله مون اومد
.من پرواز نمیکنم. نمیشه به این اختراعات نوظهور اعتماد کرد
.آسمان، آینده ست - .خب پس من بین دایناسورها میمونم -
.ولش کنید بره
.ولش کنید بره - !جان -
.خیلی خب
.جان بیارش پایین
.زودباش
.آخرین فرصتتون. جدی میگم
.تو شجاعی
.ولی اگه میخوای اینکارو بکنم باید ماشه رو بِکشی
پس به اندازه ی کافی شجاع هستی؟
.کشیدن اون ماشه، شجاعت نیست
.نکِشیدنش، شجاعانه تره
.جان به من نگاه کن
.منو ببین
.تو به بیش از اندازه زحمت کشیدی
.حالا بیخیال
.بیخیال پسر
.بیارش پایین. مشکلی نیست
.آفرین رفیق
.نانسی، پگز رو ببر خونه .قبل اینکه بفهمید من برمیگردم
.حالا برید دیگه
.مراقب همه باش
!حالا برو دیگه. برو
.زودباشید! هنوز میتونیم جلوشون رو بگیریم
.برید سمت قایق ها
.نگران نباش، اونا بزودی از سر راه ما خارج میشن. زودباش
.دوباره همون بچه هان
!اونا میخوان یکاری بکنن
.ولشون کن! لطفاً راه بیفت
چی شده؟ چرا نمیتونیم تکون بخوریم؟
.نمیدونم
!ایول
.ما تونستیم
.خب، قدرت موتور رو بیشتر کن
.بازش کن
.سوزان! سُکان رو بگیر - !برو -
!ما غرق میشیم
.مراقب باش! زودباش جان
!زودباش - .سریع -
.شکست خوردیم
.حداقل سعی که کردیم
.اون سقوط میکنه - .اوه نه -
.میتونیم اینکارو یا به روش آسون یا به روش سخت انجامش بدیم
.اون ناخدا فلینته
!وووهووو
.همه چیز مرتبه پگ. بیشتر از اینا لازمه تا بخوان از شر من خلاص بشن
.و من بهت بدهکارم، ناخدا بلکت
.بیا بغلم
!همینه
...حالا من آدمی نیستم که مشهور به تواضع باشم
.ولی بنظر میاد من واقعاً در مورد پسرتون بدقضاوت کردم
.شما تنها نفر نیستین
.جان من اعتراف میکنم
.من اشتباه کردم و خیلی متاسفم
.اون کار شجاعانه ترین کاری بود که دیده بودم
.نه به اون اندازه وقتی که تو به داخل دریاچه افتادی
.برا مدتی نگهش دار
جداً؟
.و ماجرای بزرگ ما به خوبی به پایان رسید
.فاتحان به جشنی که بر روی قایق ناخدا فلینت بود، دعوت شدند
...اون به یک ماموریت خیلی محرمانه رفته بود
.و از من درخواست کرد تا مراقب پلسکی باشم چونکه اون به نویسنده ها عادت داره
!اونا من رو به طوطی تبدیل کردن
.ولی هنوز یک سوال برای پاسخ دادن باقی مونده
شما واقعاً یک جاسوس هستید؟
بله. واقعاً؟
...نه
.من واقعاً یک دزد دریایی ام
.بر روی تخته برو. بر روی تخته راه برو
روی تخته راه برو.روی تخته راه برو
.ناخدا فکر کنم این مال شماست
.من برمیگردم... ای آدمهای بداخلاق
.زودباشید دیگه. بهم ملحق بشید
وییییییی
!پرستوها و آمازونی ها برای همیشه
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.