Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این زیرنویس شامل 29 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد «ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
سال 2054 میلادی] [سیاره نیفِلهایم
با چه متر و مبنایی ازش جون به در بردم؟
پای یه سقوط لعنتی وسط بود
به خشکی. سیستم ارتباطیم داغون شده
سیستم گرمایشیم هم داغون شده
من باید از وسط ،دو شقه میشدم
،و حین افتادن میمردم
عوض اینکه آروم آروم ازم آلاسکای گوشتی دربیاد
تیمو؟
تیمو
تیمو، من این پایینم
تیمو
میکی؟
تـ... تیمو
تیمو، من این پایینم - میکی. عجبا -
نمردی هنوز؟
نه - صبر کن -
اَی ریدم
شعلهافکنت هنوز وضعش ردیفه
تو بگو یه خط و خش روش افتاده بشه
یه چی میدونستم گفتم بیام این پایین
بخش تسلیحات چه خوشحال میشه اینو ببینه
هی، من اینو تحویل میدم، باشه؟
خودم میتونم ببرمش
دلخور نیستی دیگه، درسته؟ که فقط اینو میبرم؟
یعنی، اوضاع تو که آخه چندان تعریفی نمیاد، درسته؟
اینم هست که، طناب فقط تا اینجا میاد
نه، آره، اوضا... اوضاعمون رواله
نباید هم دست به این قمار بزنی
آره، روی صحبت منم همینه
تازهشم، فردا به هر حال چاپ مجددت میکنن
آره
هی میکی
چیه؟
مُردن چه حسی داره؟
شک ندارم دیگه تا الان ...بهش عادت کردی. ولی باز
بار چندمه این؟
تو میکیِ... 16 ای؟
.هیفده. پَلَشت
هیجده هم بعد این یکیه
،خب، مطلع شدن ازت مایه مسرت بود مرگت به خوشی
فردا میبینمت
همینو کم داشتیم
چرا هم نه؟
قشنگ گندهبکی هم هست
به امید اینکه، با یه لقمه چپه بشم بره
باید به آروم آروم یخ زدن تا مرگ، بچربه
به گمونم
یا شایدم نه
،ولی هر بار که میمردم
راحت دوباره چاپم میکردن
تمام اطلاعات و دادههام ذخیره میشه و فقط یه بدن به کل جدید میگیرم
،اونا تموم این کارای، به نوعی بارگذاری منظم خاطرات
...و ویژگیها شخصیتیم رو انجام میدنُ
و دوباره تو مغزم... جاشون میدن
فناوریِ عقلپرونی هستش، مرد
...بهتره در یه کلام گفت که پیشرفتهست
خیلی هم پیشرفته
آره
زودباش، زودباش
وایسین. میشه فقط یه لحظه وایسین؟
...کلا مثلا آروم باشین. آروم
فقط آرامش داشته باشین، نفس بکشین همینه، نفس بکشین
اینه
کل بساط این چاپ بدن
،و پیوند حافظه
راستش رو بخواین، اونقدر دیگه مسخرهطور غیرقابل باور از زمان خودش جلوتر بود که
کُلی، مثلا، کشمکشهای اخلاقی
و مذهبی و فلانُ فلانُ بهمان ،به پا کرد
،که راستش هم تو زمین قدغن شد
و الان فقط تو فضای بُرونی با "بیمصرفها" اجازهشو دارن
مثل من
پس، به ثانیهای که ،از جو زمین خارج شدیم
مجبورم کردن کل راهو تا این سیاره تا پاره شدن کونم، حمالی کنم
یکی پشت بند اون یکی بهم ماموریت میدادن
بخش فنی، ماجرا چیه؟ سیم اضافی که همین الانشم اینجاست
...قضیه اینه که، میکی
هی بخش پزشکی، میخواین شما بهش بگین؟
چی رو بهم بگن؟
سلام میکی. حال و اوضاعت چطوره؟
دچار هیچ سرگیجه، حالت تهوع یا منگی شدی؟
گمونم یکم حالت منگی دارم
تازه از اینجا به بعد ،بدتر هم میشه، میکی
با یه تب حسابی هم تنگش
حقیقت امر اینه که، تو این الانی
تو معرض سطوحِ ،از قوه فکر و تصور خارجه تشعشعی
که سر همینم در وهله اول فرستادیمت بیرون
باشه
اگه میشه، یه شرح پر و پیمون
از علائمت بهمون بده
خب، اول یه چندتایی چیز هستن که
میخوام تو فهرست بررسی تشعشع کیهانیمون مروری برمش
که چقدر طول میکشه تا پوستت شروع کنه به سوختن؟
بعد، چقدر طول میکشه که کور بشی؟
،و البته هم که چقدر طول میکشه که بمیری؟
اینا همون گِرههای کورِ اصلیَن که پِیشونیم
،یه بار
،تو کلاسِ علوم چهارم ابتداییم
زدم یه قورباغه آزمایشگاهی رو بیچاره کردم
تازه شستم خبردار شده که همه اینا، حتما حکایت چوب خوردنمه
،میکی، دستکشت رو دربیار
تا بتونم ببینم زیر لباس فضاییت چه خبره
وای! دیدین شما هم؟
صبح بخیر
صبح بخیر - نذار آب بدنت بیفته، میکی -
قراره کم کم شدیداً تشنهت بشه
آرکادی، فکر کنم دوزش زیادی بالا بود
فدای عمام، دوروتی اون که تا ده دقیقه دیگه میمیره
فقط حواستون رو بذارین رو گرفتن همهی نمونه خونها
،قراره از چشماش
دماغ، دهن، گوش و مقعدش خون دربیاد
حواستون باشه از هر سوراخ نمونههای سوا جمع کنین. باشه؟
و همزمان، بارگذاری حافظه رو هم پِی بگیرین
،این میکی خاصه میدونی که، درسته؟
از بین همه میکیها، تو قراره کوتاهترین طول عمر رو داشته باشی
شنیدمش هم. ده دقیقهست - ...خب -
،راستش، یه خبر خوب بیشتر حدودای یه ربعه
خیلی بهتره، مگه نه؟
تا الان با بیمه عمرم
...خرپولی شده بودم واسه خودم، سوای اینکه
،تابلوارانه... بیمصرفها بیمه عمرشون کجا بود
،نه خبری از بیمه حوادث کاری هست نه اتحادیهای و نه مزایای بازنشستگیای
خاطرنشون کنم که، جا هم نمیخورم اگه
تو این مقطع :رفتین تو فکر که
خب پس، چه کاری... چه کاری بود آخه" "این بلا رو سر خودت آوردی؟
خب، به این برمیگرده که ،من یه دوستی داشتم که بهم گفت
یه روز فروش شیرینی لطیفی رو دست همبرگر بلند میشه
لطیفی] [یک گناه نیست
و به این هم برمیگرده که ،من این دوست نکبتم رو قبول داشتم
و یه وام هنگفت از
یه جنابِ گُلِ گلاب واسه باز کردن یه لطیفیفروشی گرفتم
چهار سال و یک سوم سال پیش] [زمین
ای لعنتی
،خیلیخب، خیلیخب
آروم باشین
قشنگ در جریان هستم که چهار هفته فرصت براتون مونده
فقط اینو به اسم یه اردوی علمیِ کوچولو در نظر بگیرین
یه زبون زدنی به اینکه ،چی قراره رقم بخوره
اگه تو برگردوندن پول بهمون سر وقت بمونین
،افزون برش با این مغازه لطیفیِ محقرتون هم که
به زمین خورده، یه عالمه وقت برای به بطالت گذروندن واسه خودتون دارین
بزنم به تخته با این نمایشی که اینجا .برام ردیف کردین، بزنیم به تخته با این نمایش
.پیغومه روشنه برام، به گوشم میاد :رسا و واضح به گوشم میاد که
دیرکرد دارم. دیرکرد دارم" "تو پول دیرکرد افتاده
پول تو راهه ...دو نفرِ پشتِ
داریوس بِلَنک اسمی که ای کاش هیچوقت به گوشم نمیخورد
جناب بِلَنک، اونقدرا حرص و جوشی بابت پول ندارن
قد یه دنیا ازش دارن
این ساختمون، فقط یکی از خیلِ داراییهاشونه
،تماشای مرگ وامگیرندههای بد حسابشون
...لذت بردن از مزهی ریز به ریز مرگ
با ایناست که، حقیقتا خوش آمدشون میشه
پیغومه روشنه برام دیگه میتونین بس کنین. میتونیم بس کنیم، میدونین؟
چیزه... چیزه... به گوشم میادش
،میدونین، دو هفته دو هفته همش میطلبه
الان همش اینو میطلبه ،و بیشتر هم تو راهه
،بیشتر هم تو راه هست ...پول بیشتری تو
...پول بیشتری تو، تو، تو
ما این جنابان رو چهار روز پیش
در شهر اولانباتورِ مغولستان گیر انداختیم
قیمتی میاد
،خاطرتون قرص که ،هر کی که از ضربالعجلش جا بمونه
ما تا تهِ زمین هم دنبالشون میافتیم
پس بر آن شدیم که از رو زمین بزنیم به چاک
یگانه و یکتا] ماموریت نیفِلهایم [سفر شما از اینجا آغاز میگردد
[زندگانی در نیفِلهایم]
هیچ دری برام باز نمیشد و خونوادهای هم نداشتم که پشتشون به من گرم باشه
پس، برای هیئتی اعزامی به مستعمره ،تقاضا دادم
ولی حدودای یه میلیون نفر دیگه هم
با همین فکر، ریخته بودن
از قرار معلوم از اول تا تهِ این سیاره گندزده
از دست یه چیزی فراری بودن
به گمونم همه گیر و گورای مالیای دارن
،ولی بگذریم ،ما باید سوار این سفینه میشدیم
چون آخرین سفینه فصل بود
فوج روی فوج مَردم به هر دری میزنن تا از زمین برن
این قضیه عیانه که ،مخالفان مهاجرت انگار دارن با دیوار حرف میزنن
وقتی که پافشاری میکنن زمین رو ،سر و سامون بدین
،به جای اینکه با مهاجرت به سیارهای دیگه جون خودتون رو به خطر بندازین
این حس میرسه که این متقاضیان پر شور و اشتیاق
همین الان هم در فضان
،مهمتر از اون این هیئت اعزامی
،توسط نماینده سابق کنگره، کِنِت مارشال
نیفِلهایم] - مارشال - [یگانه و یکتا
که در دو انتخابات اخیر خود شکست خورده بود، رهبری میشه
آیا این سیاستمدار ناکام
اکنون در تلاشه تا پادشاهیای وَرای ستارهها پایهگذاری کنه؟
آیا کار طرفدارای افراطیش بود که
دل یک سازمان یا شرکت مذهبی خاص رو
با حمایت مالی دست و دلبازانه براش، بردن؟
هزاران سوال بیپاسخ باقی مونده
بیاین برین با مردم حرف بزنیم
ببخشین، شما یه حامیِ کِنِت مارشالـین؟
من هستم. هستم چجور
یه حامیام که از جونم میذارم وسط
من اساساً یگانه و یکتا ام
از کانال رسمیِ مارشالی؟
...من از کانالِ ایسی 20 - مگه داریم -
پس مارشال این الانی داره اینو میبینه؟
وای خدا - باید منو انتخاب کنین -
تو رو خدا، جون من منو انتخاب کنین
برای این هیئت اعزامی به افراد جوان و تندرست نیاز است
،خانمها و آقایون
امروز با طوفان شنِ ملایم دیگری هم در کار هستیم
دسترسی اکنون به گِیت سه محدود شده است
لطفا برای عینکهای ایمنی و ماسکهای تخفیفخورده از غرفههای ما بازدید فرمایید
همانند همیشه نیز، پنج درصد تخفیف اضافهتر ."با کارت "تخفیف مارشال
هیئتهای اعزامی دیگه ،منو قبول نمیکنن
ولی در اشتباهن، حرفم رو وسط میذارم
من توالت تعمیر کردن بلدم شیرینی زنجبیلی درست میکنم
،باید منو ببرین یه مجالی بهم بدین
مارشال و یِلفا، ما را به ستارههای پاک و تمیز ببرین
ما را با خودتون ببرین
هیئت اعزامیِ نیفِلهایم] فرم تقاضانامه نام خانوادگی: بارنز نام: میکی [بیمصرف
بیمصرف
واسه بیمصرف شدن تقاضا دادی؟
جدی؟
کلِ تقاضانامه رو مفصل خوندی؟
آره
باید مفصل میخوندمش
خب آخه، هزار تا حق انتخاب هم که برام نریخته بود
من هیچ گواهینامه معتبری ندارم
خدایی هم که هیچ مهارتی یا هر چی اصلا بارم نبود
بعد خبردار شدم که تیمو جلوتر
"سر موقعیت خلبان وسیله "تندرو ادعای حق آب و گِل کرده بود
اون تازه همش گواهینامه آموزشیش رو
یه چند هفته قبلترش گرفته بود
هیچ اگه بدونم چیا باید از خودش ردیف کرده باشه تا ،این کار رو دربیاره
ولی باید براش کفَ رو زد
ببخشید
چیزه، ساخت و سازی در کاره؟
ببخشین، چی؟
...شما صدای مثلِ یه
مثل یه ارهبرقی رو نمیشنوین؟...
نه
من میخواستم از اونجا گم و گور برم
یه جایی که اون صدا نتونه دنبالم کنه
به دوردستی پرت تو فضا
اسناد رو از اول تا آخر خوندین؟
بله
خوندینش، پس میدونین دیگه، درسته؟
قراره شغلی دربیاد که قشنگ جون برای آدم نمیذاره
ولی در کنارش قراره... خوش هم بگذره
صفر تا صد جزئیاتش رو توضیح میدم
،اون بو، بدجور حواسم رو پرت کرده بود
.بوی موی این زنه
انگار که به یه خاطرهی
دور و قدیمی یا همچین چیزی دوباره جون داده بود
به اون مخزن غولپیکر پایین بازیافتگر" میگن"
پسامند آلیِ به وجود اومده ،تو سفینه فضایی رو دربرمیگیره
،پوست سیب، استخوون مرغ، تخم مرغ گندیده
...جسد، فضولات انسانی و همینجور بگیر و برو
بعد با هم مخلوط، تصفیه ،و بازیافتشون میکنه
و یه جزئی ازش رو برای این چاپگر میفرسته
که مواد اولیه مورد نیاز برای بدن انسانه
همین که بمیری ،و کمیته هم تاییدش کنه
در عرض 20 ساعت یه نسخه جدید از بدنت چاپ میکنه
،لباساتو دربیار با این عوضشون کن
اصلا نتونستم یه واو از حرفایی که میزنه رو بشنوم
انگاری هر چی حواسه که داشتم رو حول دماغم میچرخیدن
،انگار یه حالت آشناپنداریِ واقعی بود .منتهی با بو
ما یه اسکن کامل از دادههای زیستیت انجام میدیم
که یعنی مو به موی همونطوری که این الان هستی، مجدد چاپ میشی
تا همیشه هم
بهتره اینو بترکونم
،وگرنه هر بار اونجا هستش
خب، خوشحالم از اونی که
رو باسنم بود خبر نداشت
[فعال کردن حالت اسکن کردن]
[اجرا - بارگذاری]
،خب، بعد اینکه اسکن بدن رو رفت
حافظهم رو بارگذاری کرد
"بهش میگفت: "پشتیبانگیری از شخصیت
و باید یه هفته بار ،این کارو انجام میدادم
تا هر بار که چاپم میکنن هیچ خلاء فاحشی نداشته باشم
،اون قدیم یه هارد دیسک قدِ
یه یخچال مغازه واسه
کپی کردن یه مغز بزرگسال لازم داشتی
.الان، این آجرِ کوچولوئه عقل توش ریخته، درسته؟
پس، یه فلان محلول خاصی
بهم تزریق شد
که به سِیلی از خاطرات قدیمی دوباره جون داد
خاطراتِ دیگه... خیلی زیاد
داشتیم از سوپرمارکت میرفتیم خونه
خواستم که رو صندلیِ جلو بشینم
"گفتم: "دیگه مَردی شدم
و اون موقع بود که چشمم به اون دکمه قرمز افتاد
همینجوری فشارش دادم و اون تصادف کرد
بذارش رو پیشونیت و ماشه رو بکش
این شرط نهایی واسه یه بیمصرف شدنه
ثابت کن بهم که به سیستم اعتقاد و باور داری
،مِن بعد باید به مردن خو بگیری
کارت اینه
من، سفر چهار سال و نیمه رو
در قالب میکیِ 1 شروع کردم
وقتی هم واسه همچین مدت آزگاری ،تو یه سفینه فضایی گرفتار بشی
غذا، حرف اول و آخر رو میزنه
هشدار به میکیِ 1
هفت کالری بیش از جیره تخصیصی فعلی داری
،تو همون روز اول تو غذاخوری
:گمونم کم کم یه کوچولو افتاد تو فکرم که
"چیکار کردم من؟"
کل اتاق کیپ تا کیپ از آدمایی بود که ،داشتن این غذای ناسزا رو میخوردن
،و سکوت محض هم در کار بود انگار که گرد مُرده پاشونده بودن
تا وقتی که، کِنِت مارشال و همسرش، یِلفا پا گذاشتن تو
و یه فَله آدم یهو از فرط هیجان افتادن به از خودشون خارج شدن
:رفته بودم تو فکر که
"آخه منو اینجا چه غلطیه؟"
ولی همون موقع بود که اونو دیدم
ناشا
اون بار اول بود که ناشا بِریج رو دیدم
.تو روز اول این سفر دور و دراز
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی
خیلیخب، کافیه. کافیه
،یه دقیقه که بند کنین رو این کار پنج کالریتون هدر میره
که دو درصد از وعده غذاییِ ارزشمندیه که
این الان دارین میخورینش
،همونطور که در جریانین اولویت اول ما
صرفهجویی منابع غذایی ،تا زمان رسیدنمون به "نیفِلهایم"ـه در اساطیر اسکاندیناوی، یکی از نه بخش جهان در کیهانشناسی نورس هستش) (به عنوان سرزمین یخ و سرما شناخته میشه و سردترین و تاریکترین سرزمین در جهان به شمار میاد
تا میزان بقامون تا اونجا رو به حداکثر برسونیم
پس، گوش بدین
.به طور مثال، مقاربت جنسی
...هر - .دورهش -
دورهش به طور برگریزونی صد کالری میسوزونه
کمِ کمش هم - کمِ کمش هم -
،بسته به افراد دخیلِ توش
...مدت زمان مالش و سایش، برابرِ با
،لب کلام اینه که کِنِت با کمیته مشغول صحبت بر سرِ
ممنوع کردن تمامی فعالیتهای جنسی در سفینهست
چی؟
والا، من که باهاش مشکلی ندارم
عزیز دلم، مطمئنی زمان بجایی واسه پیش کشیدنشه؟
عزیزم، ببخشید فقط سعیم بود کمکت کنم
نه. اشکال نداره
اوکیطور دارم انجامش میدم؟ باید محکمتر برمش؟
آره! آره، محکمتر برو - باشه -
،همپیشقدمان من
،وقتی به نیفِلهایم برسیم
و تولید مواد غذاییمون رو ،تضمین شده کنیم
بزرگترین پویشِ ترویج و تشویقِ
[دَویدن ممنوع داد زدن ممنوع]
جنسیای که تاریخ به خودش دیده رو بر پا میکنیم
شما بذر خودتون رو این سرُ اون سرِ سیاره پخش میکنید
نخست زنده موندنمون سپس رشد کردنمون
بعد میریم به پیش و زاد و ولد میکنیم
گونهها و موجودات زنده رو تکثیر میدیم
مثل مور و ملخ بر سر اون سرزمین میریزیم
مارشال! مارشال! مارشال
و پس افتادیم به مثل مور و ملخ ریختن
با عشق اونم
حالتهای کلیدی سیارات] بی6 - ناشای پرنده سی3 - بچهآوری اِی3 - موشک جیبی [اِی1 - رو دور شانس اِی2 - رقص مدرن
،و بعدش، بدبختانه ...این
آره حالا این قسمتش رو برو
حالتهای کلیدی سیارات] بی6 - ناشای پرنده سی3 - بچهآوری اِی3 - موشک جیبی [اِی1 - رو دور شانس اِی2 - رقص مدرن
آره - چه خبره، اِنقدرم بزرگ نیست -
ببخشید
،اون چهار سال حس چهل سال رو میداشت اگه
ناشا نبود
اون تو بهترین دوران ...همراه من موند
و در بدترین دوران هم... پام وایساده بود
همه اونقدر بخت باهاشون یار نیست که
همچین نیمه گمشدهای پیدا کنن
،خبری از هیچکدوم اینا هم نبود
اگه من هیچوقت ،پا تو این سفینه نمیذاشتم
،پس درود و رحمت بادا نزولخوار والا داریوس بِلَنک
قربانت، داریوس
ولی هرچند دیگه اینجوریا هم نبود که واسه خودم ولچرخ باشم
،هر روز سر هوای ناشا رو داشتن ،ده هزارتا کار سرم ریخته بود
و اونم که یه مامور نخبه همه کارهش بود
و آسون هم نیست پشتیبان کسی باشی که
یه سرباز، یه افسر پلیس و یه آتشنشانه
،ولی اینکه اون چی تو من میبینه تا هفت پشتمم نمیدونه
فقط شاکرم
،ولی تا از در اتاقمون پامو میذاشتم بیرون
از سر و روی سفینه اغلب... کله کیری بالا میرفت
سلام! میکیای، درسته؟
...میشه راحت بپرسیم که
خب... مردن چجوریاست؟
میدونی، وقتی هم مجدد چاپ میشی؟
آره، حسش چجوریائه؟
بیخیال، بگو دیگه راحت بهمون خدایی میخوایم بدونیم
،گذرِ چندین سال رو
تو حلق این بَبوها بودن متصور شین
بهمون بگو نیست
واسه لبریز شدن کاسه صبر هر کسی، بسه
"باید اول بکشیتم" - "مگه از رو نعشم رد شین" -
،گاهی اوقات حتی ناشا
...که یه شهروند نمونهست - مگه از رو نعشت رد بشم؟ -
ناچار بود پا بذاره وسط... ...و یادمون بندازه که
که مگه از رو نعشت رد بشم؟
ماها همگی... یه خونوادهی بزرگِ شاد بودیم
کجا به خیالت میری؟
که برای دست هم رو گرفتن حضور داریم
که برای پشت هم وایسادن، حضور داریم
یک جامعهی همدل و همصدای به هم تنیده
چی میگی خب؟
و کمیته تا اطلاع ثانوی
جیرههای غذایی میکیِ 9 را ،به نصف کاهش داده
و به نظافت دستیِ دستگاه بازیافتگر
مُکَلَف کرده است
مبارکا باشه، مرد
سلام میکی
حتما گشنته یه مقدار بیشتر بخور
...ممنون، کای
شامپوت رو عوض کردی؟
شامپو؟
سر تا تهِ این سفینه رو بگیری فقط یه شامپو هست
با تشکر - خیلیخب -
این یه سفر بسیار دور و دراز
در جامعهای زیبا بود - سلام -
ولی حاجت به بیانی نبود که ناشا یگانه عشق من بود، میدونین
به جون خودم
،و سرِ یگانه کارمم سرم بابتش بالا بود
حس میکردم جزئی از تیم حسابم
متیو! متیو
بابا مرحله آخرم - زود باش، بجنب -
تند باش
...برادران مسافر من
و خواهران - و خواهران -
مدت زمان مدیدی رو ،ما به پیش رفتهایم
چهار سال با هم در این سفینه هستیم
و من، ما، شما رو چون خانواده خود دوست داریم
،و اینجاییم
سیاره پاک و ناب خود ما درست زیرمون در انتظارمونه
چه کیری درش رفته؟ خیلی رو مخه
شاید آنفولانزایی چیزی گرفته؟
همچو یه بستنی وانیلیِ خالص و دست نخورده
برای نخستینِ نخستین بار بهش دست زده شده
چه سرمای استخوونشکنی دربیاد
هر کی نفر اول بره اون پایین از سرما یخ میزنه میمیره
همینه میکی نفسای عمیق بکش. ریههات رو ازش پر کن
،تصور کن یه ویروس ناشناخته تو هوائه
و داری یک به یکِ
هر چی دزات میکروسکوپی شناور در اطراف رو میکِشی درونت
همه ویروسها هر کیسه هواییت رو پر میکنن
خیلی خوبه
خیلی خوبه! شاهکار کردی
راست راستی هم یه ویروس ناشناخته تو هوا بود
یه کشندهش
دوروتی! دوروتی
وایسین. زندهست
خب به کیرم چیکار کنم؟
من خوبم
دمتون گرم
،آخر سر ،با دست بوسی از موشهای آزمایشگاهی
،میکیِ 12، 13، 14، 15 و 16
که چاقو خوردن، گاز گرفتشون و افتادن دور و سوختن، ما به یه واکسن رسیدیم
برگ زرین بزرگ من به نسل بشر
،و بدین ترتیب ،ما ماسک اکسیژن احتیاج نداشتیم
و میتونستیم هر چقدر که دلِ تنگمونه نفسمون رو ببینیم
اونجا رو نگاه، جنیفر مسخرهستها
باورم نمیشه هنوز تو اون چیز خونه و زندگیمونه
همینو بگو، درسته؟
،فرودمون یه قرن پیش بود بعد هنوز داریم
همون غذای آمادهی آشغالِ تو پرواز رو میخوریم
دقیقاً به چرایی همینم ما باید مجتمعهای مسکونی بنا کنیم
عرضم به حضورتون که، در اسرع وقت محصولات رو بکاریم و پرورش بدیم
آره، حتما - ،جونم بگه که، بذرمون رو پخش کنیم -
،مثل مور و ملخ بر سر سرزمین بریزیم گونهها و موجودات زنده رو تکثیر بدیم
هوا یخبندونه
رنگَ رو نگاه
آره - ...قشنگه -
عجب چُلمنگی هستش باید یه چندتا حرکتِ "افتادن نرم" یاد بگیری
خوبی؟ - آره، طوریم نیست -
بیا
افتادن نرم دیگه چیه؟
کای رو نگاه مصداق بارزِ بیکم و کاستِ افتادن نرمه
آره؟ - خفه بابا -
کای. چیه؟
وای خدا! اون دیگه چیه؟
خدایا
بِکَنیدش! بِکَنیدش
میکی
چه کیریه، مرد؟ چه کوفتیه؟ چه کوفتیه؟
اون دیگه چی بود؟ اون دیگه چه جک و جونوری بود؟
،نمیدونم ولی تو اون سوراخه بیشتر هم هست
...چی - بیاین از اینجا گم و گور بریم -
زود باش میکی، بزن بریم
برو، برو، برو. راه بیفت! راه بیفت
جنیفر
ممنون
میکی. میکی، مارشاله
مرتیکهی عوضی چُسونهی کوندهی به درد لای جرز هم نخور
تو یه بیمصرفی
واسه مصرف شدن هم اینجایی، ای لعنت بهش بیاد
،اونوقت چرا جنیفر چیلتون ،یه زنِ گرانمایه و قابل بارور
مُرده بعد تو نمردی؟ - بیا تو اتاقم -
عزیزم، اینو بچش - ولم کن -
اینو من میخوام بدونم. آدم انزجارش میشه
واقعا؟ از سسـم خوشت نمیاد؟
نه، نه، نه، نه، عزیزم
این چیزا رو میگم، نگاشون کن - چه بگایی شده؟ -
وحشیای هستن، مگه نه؟
بیشتر گرسنه میان
اوهوی تو! سر جات بمون ببینم جم نخور
لَهلَهِ گوشت انسان رو دارن
مورمور میدن بهت
عزیزم، عالیه این
"باید اسمشون رو بذاری، "مورموری
اسمشون رو "مورموری" خواهم گذاشت اسمشون رو "مورموری" میگم
پِرِستون، داری گوش میدی؟
بیمصرف، من و کمیته به این تصمیم رسیدیم که
،از این پس جیرههای تو نصف میشه
پس، شیفت کاریم دو برابر شد
چهارده ساعت در هر روز ،و هفت روزِ هفته
تا وقتی که یه نمونه مورموری بیارم خونه
تیمو! تیمو
میکی، غذای سفتشده سکسی، که دوست داری
خودم انتخابش کردم. حالش رو ببر
با چه متر و مبنایی ازش جون به در بردم؟
میکی
نمردی هنوز؟
مُردن چه حسی داری؟
حتی تو دور هیفدهممم، جدی از مردن متنفرم
.هنوز هم
.همیشه
.هر بارش
گوشت بشه به تن
|| میکیِ 17 ||
|| میکیِ 18 ||
|| میکیِ 19 ||
من کجام؟ چه خبره؟
از چاپگر بیرون نمیام؟
من هنوز 17ـهَم
چرا اون جونور منو نخورده؟ غش کرده بودم
به قد کافی آب از لب و لوچه بنداز نمیومدم؟
...خدا. نگهم
نگهم داشته بود واسه بچه مَچههاش
مامان رو برم چه جور
تو رو خدا فقط سیم ثانیهای سر و تهشو هم بیارین
یالا بچهها، گازهای گنده بزنین گازهای گندهها
الان داری کجا میبریم؟
گوشتم بعد اون همه چاپ شدن فاسد شده؟
هی
من هنوزم گوشت مرغوبیم
من گوشت مرغوب بی کم و کاستیام
مزهم هم خوبه
اینجا وسط پرت آباد شرم رو کم کردن
نامردیای هستش
هی! هی
نگردار
هی
هی. هی
همینجور بیا
هی وایسا! نگردار - بیارش تو -
نه، نگردار نمیتونی ردش کنی
چی؟ - گفتم نگردار -
مشکل چیه؟ - باز چی شده؟ لعنتی -
هی، نگاه اون سنگه چقده گندهست مگه کور تشریف داری؟
نمیتونی راحت اختیار اینو داشته باشی که
همچین چیزی رو بیاری داخل
آخه فکر کردی میتونی چیزِ به این غولی رو اینجا بچپونی؟
،بخش علوم درخواستشو داده پس سرش نرین رو اعصاب من
،بخوای که بچپونیش تو و هر جایی رو
،تو این ورودی، ورودی من خط بندازی پای تو نوشته میشه
پای من؟ چجوری آخه؟ یقه آدمای بخش علوم رو بگیر
،اونا بودن که اون محل رو کندن و بُریدن
ولی من دستورات بخصوصی گرفتم که سنگ رو همونطوری که هست بیارمش
خب، به تخم چپمه بابا، باشه؟
،اونا الان اونجا تو یه جلسهن از دسترسمم خارجن
من گناه این کارو گردنبگیر نیستم
،هر بار که میای اینجا
،تو ورودی من، ورودی سه یه جور رفتار میای که انگار اینجا مال باباته
آخه من این گُهدونی رو بخوام که بگم چند مَنه؟
باید کیر ببندی به دهنت، باشه؟
میدونی چیه؟ باید حرص نخوری، آب بخوری
برو نگاییدمت
اَی لعنت، میکی
توقع نداشتم امروز بیرون ببینمت
وایسا. ساعت همینه؟
سه و نیمه؟ اینکه با عقل نمیخونه
درسته، همینه
مستقیم بیا، همین مسیرت رو بگیر همین مسیرت رو بگیر
...یادته یادته من کِی رفتم؟
چی گفتی؟ - همین مسیرت رو بگیر -
"نه. نه، نه، وایسا، "سارگَپه اینجوری انجامش نمیدن که. ای بابا (یه نوع پرنده شکاری)
از برق اصلی خاموشش کن کلید رو بزن. هی
نه، نه، نکن. نگردار! نگردار
گندش بزنم! بابا مگه بهت نگفتم؟
مردهشورت عن مغز
دارم رد میشم. راه رو باز کن - سلام استیو -
بازم اون وقتِ رسیده
شام رویاهاتون در جوار کِنِت مارشال
چه کسی مهمون افتخاریِ خوششانس این ماه میشه؟
غافلگیری در انتظاره چه غافلگیری
،سفت بچسبین تو سفینهتون چون کفتر شانس
کلا شاید زد و با بالهای بال بالزنش
با دعوتنامهای براتون بیاد
،از سوی کفتر، با عشق تمام
این دیگه چیه؟
چرا تو نمردی؟
نه. وای خدا. وای خدا
نه، نه، نه
تو 18 ای؟ امروز چاپت کردن؟
این دیگه چه بگاییایه؟ ،اینجور که تیمو گفت
تو قاعدتا دیگه این الانی داری از سوراخ کون یکی از اون مورموریها
سُر میخوری میای بیرون
حالا مجبورت کردن اینجوری به زبون بیاریش؟
وای خدا. به گای هر دو عالم رفتم
منظورت چیه؟
ما "چندتایی"ایم
باید بکشمت
بکشیم؟
،خب، تویی که باید احتمالا خودتو بکشی
اگه به مردن یکیمونم باشه
از چاپ شدن من یه حدودای دو ساعت گذشته
من با ارفاق یه جونی تومه
،خب، من که اصلا نمرده بودم پس تو حساب نیستی
برو برگرد تو بازیافتگر
."چندتایی" اصلا از کجا شروع کنم؟
نسل بشر آمادگی مقابله با
پیامدهای قانونی و اخلاقیـه
بکارگیریِ فناوری چاپ انسان رو نداره
چهار سال و دو سوم سال پیش] [زمین
:لطفا اینو بهم بگین که
آیا هر کدوم از شما میتونه صادقانه تضمین کنه که
از این فناوری سواستفاده نخواهد شد؟
هیچ کَس تو بخش تحقیق و توسعهشون
نتونست یه جواب دندونشکن رو کنه
ولی مشکل اصل کاری این بود که
یکی از مغر متفکرای پشتِ فناوری چاپ انسان
کاشف به عمل اومد که :یه جامعهستیزِ روانیـه
آلن مَنیکووا
فکر کنم خودشه
مطمئنی؟
یه سری قتلهای
فوقالعاده وحشیانه
که سیبل هدفش آدمای بیخانمان بودن ،در کار بود
و فقط هم گزارش یه شاهد عینی میبود
ولی از لحاظ تطابق با ظاهر آلن مَنیکووا مویی نمیزد
پلیسا فکر میکردن ،مَرد مورد نظرشون رو گرفتن
جز اینکه مَنیکووا یه عذر موجهِ مو لا درزش نرو داشت
،تو زمان قتل
اون داشت برای یه نمایشِ علمی بچهها گریمش رو میکرد
بیا سرِ گلبولهای قرمز و
،گلبولهای سفید به دادم برس تو رو خدا؟
.ولی پلیسا دستش رو خونده بودن
،وقتی به خونه مَنیکووا یورش بردن
دو فقره دستبند و دو حکم بازداشت آورده بودن
،آمار اونو درآورده بودن. یا به تعبیر دقیقتر آمار اونا رو درآورده بودن
مَنیکووای اصلی کدوم یکیه؟
تویی؟
یا تویی؟
بعله، دوتا بودن
یکی واسه قتلها و یکی هم واسه عذر موجه
مَنیکووا پشت سرِ شرکت
یه مَنیکووای دیگه چاپ کرده بود
و پس :اینم یه سوال خدمتتون
آیا اونا شریک جرم بودن یا یکیشون به دستور اون یکی عمل کرده بود؟
آیا اینها جرایمِ سوا ،و بیوابستگی به هم بودن
یا از همون بِ بسمالله کار یه نفر بود؟
تو زندون فقط ،نصفِ پُرس غذا گیرشون میومد
یا هر کدوم یه وعده غذایی کامل گیر میاوردن؟
پلیس، کارشناسای حقوقی ،و فیلسوفها
همه عین چی تو گل گیر کرده بودن
ولی در حالی که مَنیکووای 1 و 2، جفتشون
،تو اتاق بازجویی حبس شده بودن
یه مَردِ بیخانمان دیگه وحشیانه به قتل رسید
بنگرین و کُپ کنین، مَنیکووای 3
فکر کنم یه فلان خبرنگارِ یه روزنامه زرد دوزاری بود که
،"اسمشون رو گذاشت "چندتایی یا هم یه فلان پروفسوری چیزی
،هر کی که برداشت اسمَ رو از خودش در کرد دیگه پاگیر شد
،"و از زود هم زودتر، واژهی "چندتایی
چندتاییها، شوک و ترس بیسابقه] [برای نژاد بشر
به بساط ترس و بیاحترامی دامن زد
برای همین چندتاییها، مایهی نفرت و پلیدیان اونا نظم طبیعی رو از بین میبرن
هر روح تنها بایست یه کالبد داشته باشه. درست میگم؟
یک روح، یک کالبد
پروردگار، ایشان تنها به این همبستگیِ یک به یک برکت میرسانه
،ولی نماینده سابق کنگره، مارشال
دیدگاهی دارن که قابل تأمله
حیف درمیاد که کاربرد بالقوهی
این فناوری پیشرفته رو نشکافیم
خوشحال شدم که از این کمیته، دعوتنامهای دریافت کردم
برای شما حکم احضاریه اومد، جناب مارشال
،اون که بله، اون که بله. به هر روی
میخوام این فرصت رو برای صحبت به عنوانِ
فرمانده هیئتی اعزامی غنیمت بشمارم
چاپ کردن انسان، گُنه هست
چندتاییها اثری از شیطانه
با این حال، بنده غوطهور در این بودم که چطور میتونیم
از این مایه نفرت و پلیدی به هدف منافع اقتصادی مشترکمون، بهره بجوییم
...بنده یک
اجرای آزمایشی از چاپ انسان رو فرسنگها دور از زمین
تحت شدیدترین نظارت ممکن پیشنهاد میدم
چنین افرادی رو هم ،محدود به یک نفر در هر هیئت اعزامی و هر سیاره میکنم
"اونم تحت عنوان: "بیمصرف
،چندتاییها، در خصوص چندتاییها هم
ما هر فرد متخلف رو بی هیچ از قلم افتادگی
هم از نظر جسمی و هم بدنی از ریشه میزنیم، همه هم محض خاطر خدمت به عموم
،در این هیئت اعزامی به نیفِلهایم
تمامی چندتاییها فیالفور
دستگیر، اعدام و از هست و نیست ساقط میشن
سرم
این بابا دیگه مال کجای شهره؟
ناشا بهم گفته بود که میکیِ 3 یه آدم نِقُ نُقی و آویزون بود
پنج، سست عنصر بود
و از قرار معلوم، 8 هم ،قشنگ روی مخ و یجورایی خنگ بود
ولی هیچکدومشون یه رد دادهی به تموم معنا نبودن
هر چند حتی این سودا زده هم از چندتایی بودن میترسید
این، از هست و نیست ساقط شدن حسابه
میخواد تو دستگاه بازیافتگر بریزتم دور
...اگه باید هم که یکیمون بره
قرار نیست من باشم...
نصف میکنم! نصف میکنم
نصف، نصف، نصف
چی؟ - نصف میکنم. نصف -
من باهات نصف میکنم
جیرههای غذایی رو باهات نصف میکنم میتونیم حجم کاریمون رو هم، تقسیم کنیم
و میتونیم نوبتی هم بمیریم
،و تو 18ـی ،پس میتونی عددای زوج رو برداری
و کلا، چیزه، 19، 21 و عددای فرد هم با من
از مردن میترسی؟
یه جورایی، آره
تو که به کرات مردی ترس چی رو داری؟
...تا الان، من میمردم و
راحت دوباره بدنیا میاومدم، میدونی
حسش اینجوری بود که انگار خودم دارم کار رو از سر میگیرم
...ولی الان
...وقتی بمیرم
قضیه برام به سر میرسه
تو هم هستی که زندگی رو پِی میگیری
میگیری چی میگم؟
ازت خوشم نمیاد
لاشی ذلیلی هستی بدجور
ولی من توئم
من تو نیستم
قرار نیست مثل تو زندگی کنم
قراره بکشمت
این چه کیرشه، آقا جون؟ همت کردی بیاریمون تو چشم؟
اونا حتی دوربین هم ندارن درش بیار، اسکل جون
ای ناشی. بار اولته؟
نه، نه
جنسِ خالصه دیگه، درسته؟ رقیق نشدهست؟
فکر کردی طرف صحبتت کیه تو؟
این... "اُکسی"ـه خالص و فشرده نشدهست
عین چی کمیابه
تو هر شعلهافکن
فقط دوتا "اُکسیزوفول" گیر آدم میاد
این دیگه چه کاریه؟
حسش میکنم
چیکار میکنی تو؟
از اینجور بساط ها نیست که. بازش کن
بزنیم راحت اون ولدزنا رو بکشیم؟
فقط داشتم مسخره بازی درمیاوردم - چی؟ -
ادای جاخوردهها رو درنیار خاطرات تو، خاطرات منم هست
پولی که اون به باد داد
اون تخم حروم، بیشترِ اون وام رو به پای اسم ما زد
،تو دفتر حساب و کتاب داریوس بِلَنک ما اوناییم که پا رو خِرخِرَشونه
این حرفا باید صحتسنجی بشه
برو صفا کن، مرد
بیا دخلش رو بیاریم
دیوانهای تو؟ اون، چیزه، تنها دوستمه
دوست؟ تو یه یتیم خونه بودن کَشک هم حساب نیست
وایسا، وایسا
تیمو
میکی، چی...؟
انگار نون کار و کاسبی افتاده تو روغنِ حیوانیش هم، نه؟
چی داری میگی تو؟
یه موفنگی دیگه داره پا میذاره تو
تیمو
هی! مریضی تو؟
وایسا از اینجا بیام بیرون کشتمت
این چه شخمی وضعیه؟
بیا پایینتر! مرتیکهی کصخل
خیلیخب
خیلیخب. زود باش
میکی، کمکم کن
اون چیه؟ چرا اینقد قرمزه؟ انگار داغ میاد
چیکار میکنی؟
،میخوام یه دست مردن رو امتحان کنی
مرتیکهی حرومزاده
چی؟
بیخیال
بس کن. بسه
میکیـه؟ هی، چه خبره؟
میکی، اینجا چیکار میکنی؟
تیمو اتفاقی افتاد پایین ولی، الان روبراهه
میخوای همینجور جنس آب کنی، مادرجنده؟
مراقب زبونت باش
چی شده؟ خوبی؟
دستت چی شده؟
فقط داشتم آشغالها رو میبردم بعد پام گیر کرد افتادم تو سوراخ
اگه میکی نبود رخت بسته بودم
چیزی نمونده بود خاکستر بازیافت بشم
هی
خوبی؟
گفتم تو رختخواب بمون همش چند ساعت شده چاپ شدی
آره، باید همین کارو میکردم
این شایعات رو شنیدی؟ - ها؟ -
یه بابایی هست که داره اُکسیزوفولِ رقیق نشده آب میکنه
چی؟ چه کار بیمغزانهای خیلی کارِ داغون و بیریختیه
،بین خودم و خودت، تیمو
هر از گاهی یه قطره ازش قبل خواب واسه حالی سبک کردن رو، حالیمه
ولی جنس خالص و رقیق نشدهش دیگه خط قرمز رو رد کردنه
آره، صد در صد کار ناجوریه
ناشا، میکی رو ببر خونه خودم اینجا رو جمعش میکنم
باشه. ممنون فردا میبینمت
خب، امروز تو فازِ "ب6"ام
ب6؟ - آره؟ -
ناشای پرنده؟
قطع به یقین هم جای درستش واسه این یکیه
چت شده تو؟
تو که از این اهلش نیستی
ب6؟
ب6 مال ما بود، ناشا
میکی؟
سلام برادر
،الان داشتم میاومدم اتاقت تا بیارمت ولی ایناهاشی
روپا میای، میکی
بله جناب خیلیخب
همینجا وایسا دستتو بنداز دورش، بیزحمت
عالیه. خوبه، یه لبخند گشوده بزن، میکی، باشه؟
اینو نگهدار - آره، لبخند گشوده. عالیه -
...ببخشید. میشه فقط وایـ عالیه، ممنون
خیلیخب، و شروع
تبریک میگویم
،برنده خوششانس این ماه ،این فرد کامیاب
...که از سعادت شامی خصوصی
...سمت دوربین که از سعادت شامی خصوصی
با کِنِت مارشالِ یگانه و یکتا ...بهرهمند میشه، هست
چشم تو لنز
میکیـه
عالیه. لبخند گشوده بزن
لبخند بزن
خودشه. بسیار معرکه. خیلیخب، کات
،خب حالا مارشال هر چی زودتر میخوادت، باشه؟
اون یه ضیافت مفصل فقط مختص تو، به پا کرده
حقا که پروردگار امروز تو رو نظر کرده، میکی
اول، باید برگردم تو اتاقم
فرصت گیرت اومده اینقدر بخوری از کونتم بزنه بیرون، میکی
[یگانه و یکتا مهمان افتخاری این ماه]
شرط میبندم اون روانی دیگه تا الان
احتمالا آبِ لب و لوچهش رو سر تا ته ناشای قشنگ من سرازیره
آدم چندشش میشه
چندش آورترش حتی اینه که منم آبِ لب و لوچهم
با فکرِ استیک فیلهای که
واسه شام با مارشال سفارش دادم، سرازیره
این از پایه غلطه
خیلی خوشحالم که به نظر داری لذتش رو میبری
سس چطوره؟
شرمنده، ببخشید خواهش میکنم، بخور
...آره، آره، میکی
گوش کن، در مورد همه قضایایی که ...پیش اومد با
جنیفر
آره، جنیفر
...جنیفر
چیلتون
میدونم، میدونم
وقتی ما ،جنیفر چیلتون عزیزمون رو از دست دادیم
من شاید کمی عصبانی شدم و
یه چیزای وحشتناک نامهربانانه رو به زبون آوردم
،میدونم دیر شده ولی میخوام عذرخواهی کنم
تا بوده همین بوده
خیلی مرد دلنشینیـه و بعد یهو ناغافل به کل قاتل جانی میشه
عزیز دلم، من دارم زور میزنم اینجا جونی به در ببرم. باشه؟
ببخشید. هنوز نرم و خیسی و تازه از چاپگر دراومدی
به سیر کردن شکمت برس
راستی، ما یه مهمون ویژه دیگه هم اینجا داریم
سلام کای
ببخشید، دیر کردم
چه خانمی شدی - لطف دارین -
بیا. بیا
خوشحالم میبینمت - بشین -
خوبی؟ از نظر احساسی میگم؟
آره، حالم خوبه، قربان ممنونم
شنیدنش باعث خوشحالیمه، کای بابت جنیفر عمیقا تسلیت میگم
شنیدم با هم جیک تو جیک بودین دوست صمیمیت بود
ولی میدونم که سوای از همه چیز قوی میمونی
مچکرم، خانم
ولی ما اینجا دعوتت نکردیم که صرفا بهت دلداری بدیم
ما چشممون بهت بوده، کَتز
به من، قربان؟
میشه دلیلشو بپرسم؟
تو یکی از خودمونی
،با ژنت که کم و کاستی درش نیست
تو یه نمونه کمال برای مستعمرهای هستی که چشماندازش رو دارم
خب، ممنونم قربان
،برای همین هم کلیسا، یعنی شرکت
من رو برای رهبری این هیئت اعزامی برگزیده
کار زمین با همهی مردمان چرکینش از نجات دادن گذشته
،ولی تو ،تو یه چیز خاصی
و من هم دارم دنیایی
در سیارهای سفید محض مالامال از اشرف مردمان خلق میکنم
.از قبیلِ تو. و ما درست نمیگم، عزیزم؟
آره. این چشماندازشه - چشماندازمه -
احساسات و درکهاشه - احساس و درکمه -
ولی بیا روراست باشیم، خودِ تو با ،سوابق پزشکیت تو دستت
بدو بدو اومدی تا ،به هیئت اعزامی ما ملحق بشی
اونم به جای یکی از اون سیارههای اسفناکی که
ریزتراشهها رو تو جنین نوزادهای با
روش آبستنشدهی مصنوعیشون میذارن
تو واقعا یه کاندید تمام
،برای برنامه زایمان طبیعی نیفِلهایمی
نه، عزیزم؟
آقای مارشال، من فقط براتون حکم یه بچهدونی رو دارم؟
نه! نه، نه، نه هیچ اینجوری نیست که، کای
نه، این مرد از اونا نیست که زنا رو به چشم کالا ببینه
تموم حرفی که شوهرم قصد داره بگه اینه که اون برای خودش معیارهای سختگیرانهای داره
تنها امید و آرزوش سیارهای، منحصراً برای
نژادی پاک و ناب انسانیه
،که محصولات واقعی، گوشت واقعی
و شامهایی با سسهایی دلپذیر و لذیذ صرف میکنن
سس، سنگ محکِ راستینِ تمدنه
آدمایی که گوشت سوخته رو با ولع میبلعن، وحشی و پشت کوهیان
سس رو بچش، کای بفرما، دستسازِ خودمه
ممنون
ولی اول، دوست دارم چند کلمهای به یاد جنیفر بیان کنم
دعا
همیشه برای دعا دستم بالائه
جنیفر، بار اول که باهات ،تو غذاخوری آشنا شدم
...چهار سال پیش
...تو
...پروردگار عزیز
روح یکه و بیمانندِ جنیفر چیلتون
از دوست فوقالعادهش، کای، ستانده شد
...پروردگار عزیز
...جنیفر چیـ - ♪ پا پروردگار باش و شادکام باش ♪ -
♪ پروردگار یگانه و یکتای ما ♪
ای قادر متعال، بُگذار از برای ♪ ♪ فیض پدرمان نغمه سر دهیم
خداوند را شاکر، ای قادر متعال ♪ ♪ عاقبت آزادیم
♪ به سرزمین موعود عازمیم ♪
♪ دریایی سپید زیر نور تو ♪
♪ در فراروی چَشمان ماست ♪
♪ خدا را حمد باد، خدا را حمد باد ♪
ما با قلبان گزیده شدهی خداوند ♪ ♪ خادمی میکنیم
بخش پزشکی
در همینجا در همیکنون ♪ ♪ تا همیشه و تا ابد
♪ آمین - ♪ ♪ آمین - ♪
عذر میخوام قربان آدم دلش میخواد آب بشه بره تو زمین
،گوشت آزمایشگاهی که اون الان خورد
.حاوی یه هورمون رشدِ آزمایشیه
پیداست که، هنوز خطر داره واقعا متاسفم، قربان
مطمئنی پای اینکه کیلو کیلو داشت میخورد وسط نیست؟
داشت عین قحطیزدهها میچپوند تو دروازه واموندهش
نه، کاملا که نه، قربان میبینید که جوشهای قرمز رو گردنشه
که یه عارضه جانبی هورمون رشده
اصلا سرمو نمیتونم بگیرم بالا
بنده مسئولیت کامل رو قبول کرده و بلادرنگ از سِمَتم استعفا میدم
نه، نه، نه، نه اصلا یعنی، گوشت مصنوعی خب آشغاله
،چجوری هم قراره بهبودش بدیم
مگه اینکه با شکست پُلی به سوی حد کمال نسازیم؟
...نه. آرکادی
در ناکامیهات چون من... سینه سپر باش، دوست من
بله قربان. ازتون ممنونم، قربان
فرمانده
پس دارین غذای آماده تو پروازتون رو روی اون آزمایش میکنین؟
غذای آماده تو پرواز؟
سربازای جوون الان بهش این میگن؟
ببخشید
خیلی درد داری؟
دارم چوب کار بدمو میخورم
چی؟ - این چوب کار بدمه -
باید میرفتم پیش ناشا و اینجا نمیومدم
اَیی
دوروتی، جوء ارغوانی رو برام بیار
قربان، اون مسکن خاصی که
سرِ توسعهش بودیم رو یادتونه؟
آره، جوء ارغوانی
یه درمون سریع و مقطعی برای مامورهای آسیبدیدهست، درسته؟
آره. از اونجایی هم که ،میکی اینجا داره چنین از درد به خودش میپیچه
اینم یه فرصتِ بس عالیـه که ...یه آزمایش کوچیک رو امتحان کنیم، پس
بزن بهش - عالیه، باشه -
زودباش جوء ارغوانی
خیلیخب، برو که رفتیم
بهش دست نزنین، لطفا
میکی، منو میبینی؟
میکی؟ میکی
ببخشید - برگرد این پایین -
میکی؟ میکی؟
خدایا. خدایا
خدایا
چیکار کنیم؟
معذرت میخوام، قربان مسکنِ اثری نداره
،اینو فیلم نگیر، پِرِستون خواهش میکنم، خاموشش کن
این کار بهتره، درسته؟ انسانیتره
بله قربان. انسانیتره
نه، نه، نه. چیکار میکنی تو؟ - ها؟ -
حق نداری یه سوراخ بذاری تو فرش شخمی من
خب، راحت از پسِ سرش بهش شلیک میکنم
ولی خونش رو چیکار میکنی؟
این ناسلامتی یه فرش فارسیِ تبریزیـه
عسلم، آروم باش
الان بزن
بابا چه درد بیدرمونیه آخه؟
این مثلا قرار بود یه شام زهرماری باشه
اون مهمونتونه
مامور کای کَتز، این غلطا چیه میکنی؟
اون یه قالبِ گوشته یه فرآیند چاپیِ لعنتیـه
یه بیمصرفه
خودش پای این کارو امضا کرده
بله قربان
این کار محض خاطر سیارهمونه، مامور
ببخشین، قربان
فرمانده
تو رو خدا نزن
الان حالم خوبه
بعید میدونم
هنوزم که میخوره خیلی درد داشته باشه
بله که داره
واقعا حالت خوبه؟
فقط... دستتون درد نکنه بابت شام
اتاق من صاف اونجائه باید یه تر و تمیزی کنی و استراحت کنی، میکی
نگران من نباش میتونم راه برم
فقط باید برگردم تو اتاقم ...ناشا الانائه که
راستش، میریم اتاق من
بیا. خشکه
هر موقع دل درد دارم اینو میخورم
مال زمینه. چیز ارزشداریه برا همین سرش صرفهجویی میکنم
ولی یه مقدار برات دم کردم
دستت درد نکنه - بشین -
،میدونی میکی نمیخواستم اینو ازت بپرسم
ولی فقط همین یه بار، باشه؟ و خیلی معذرت هم میخوام
چجوریه... مردن؟
بخاطر جنیفر میپرسی؟
آره
تو آخرین لحظه... چشم تو چشم شدیم
وقتی همهی اون یخها روش فرو ریختن چه حسی داشت؟
فکرش از سرم نمیفته
...فکر نکنم همون چیزی باشه که من ...من معمولا حس میکنم. چیزه
...خب، من آخه به دفعات میمیرم
چون با علم اینی که دوباره قراره بیدار شی، درسته؟
چون با علم این، میمیری
...نه
من همیشه ترسم میگیره
وحشتناکه، مردن. ازش متنفرم
هر چند بار هم که حالا از سر بگذرونمش... ترسناکه
.هنوز هم. همیشه، هر بارش
ولی تو اینجایی
و جنیفر نیست
اون بیرون
از بالا تا پایین کیهان
جنیفر تو هیچجاشه
اینجور نمیخوره که چاپ شده باشی
تو هم فقط یه آدمی
تو و ناشا رابطهتون تکپَرِ هم نیست؟
باید برم
ناشا، خواهشا منو ببخش
اون بابایی که ...باهاش مشغول سکسی
اون من نیستم...
اون من نیستم
ای مادرخراب تو غلط میکنی دستمالیش میکنی
17!
میدونستم دیر یا زود این اتفاق میافته
...صبر کن، صبر کن! کنار، کنار کنار هم وایسین
صبر کن، اینو دربیار
چی؟
آره، میخوام عین هم بشین
خدایا
ناشا، چطور میتونی تو این لحظه بخندی؟
این یه تخطی چندتاییه من...من رسماً مرده حسابم
بابا گندهش نکن
ببین چی به چی بشه دوباره این موقعیت گیرم بیاد یعنی، یه لحظه فکر کن
اگه دو تا از من بود، تو حسابی خَرشاد میشدی
".این "میکی ملایمه "و اینم "میکی فلفلی
آدم ذوق مرگ میشه
مرزهای عجیبی، کنار رفته
ناشا، تو هم عجیب شدی انگار خودت نیستی
یا مسیح
تو الان با این یارو اُکسیزوفول زدی؟
،فقط یه ریزیله با یه گالن آب
تو هم میخوای؟
آره، آره، آروم باش
سخت نگیر بابا
ناشا
این آشغال کثافت چند دقیقه پیش میخواست منو بکشه
!همینجا، توی همین اتاق ببین، داشت خونم میرفت
نیست خودت هم تو فکرش نبودی همچین چیزی رو امتحان کنی
دیدم داشتی یواشکی از پشت بهم نزدیک میشدی
هی، هی، هی، خفهشین
بشینین
خب، گوش کنین
از این به بعد، تا جایی که بتونم ،بهتون غذا میدم
،پس پسرای خوبی باشین و نیفتین به جون هم
خب حالا، 18 میگه که شماها قبلاً قضیه رو درشآوردین
نصف بخورین، نصف کار کنین
،مرگهای نوبتی زوج و فرد
سیستم خیلی خوبیه
،مذاکرات بسته شد پس همگی کلا راحت باشین
باشه؟
میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟
چرا؟ مشکل چیه؟
لعنتی، من رفتم
!چه نازکنارنجیای هستی رفیقمون یه ذره اُکسیزوفول لازمه
ریلکس کار کن
صدای در بود؟
ای کیر بهش
کای
صبر کن، بیا حرف بزنیم
درباره چی؟
من هیچ کاری به زندگی شخصی تو ندارم
باشه، قبوله. ولی چی شده؟
مگه انداختن دنبالت؟ کجا میری؟
همین الان با چشمای خودم شاهد یه تخطی چندتایی بودم
بهعنوان مأمور، وظیفه هم دارم گزارشش بدم
خیلیخب، باشه
ولی از کِی تا حالا تو میای تو اتاق میکی؟
این اولین بارت بود، درسته؟
بین تو و کای خبریه؟ اومده بود اینجا چیکار؟
.وای پسر حالا چه خاکی باید تو سرمون بریزیم؟
اون یه راست میره پیش مارشال و
راپرتمون رو میده، نه؟
شل کن بابا ناشا داره قضیه رو جمع میکنه
اون رگ خواب هر کی سر هر چی دستشه
...خدایا، تازهشم
امشب با] [کِنِت مارشال
این کودن سرش گیر دلقکشوـشه
که در غبار سرگردونن و اونها رو مینهند روی
امشب با] [کِنِت مارشال
،این خوشتراشِ، مردانهی ...خوشنمای، عظلانیـه
.این کصکش رو فاحشهایِ که فقط عقده جلب توجه داره
...گیرایی ازش میتراود... !سنگ
اون عوضی برای شام چی داد؟
باز حداقل خوب بود؟
واقعاً میخوای بدونی سر اون شام چی گذشت؟
پس اون که شماره 17 ،روی سینهش بود
همون میکیِ که یه دقیقه پیش تو اتاق من بود؟
و اون یکی که دودستی گرفته بودیش؟
اون 18 بود، درسته؟
آره
باشه
،این 18 واسه تو منم 17 رو برمیدارم
بعله؟
دو تان، چرا تقسیم نکنیم؟
♪ یگانه و یکتا ♪
خب، بذار ببینم دوزاریم صاف افتاد
،داشتی کف زمین میریدی تو تومبونت
بعد اون سر رسید و یه سرنگ زد تو گردنت؟
همین شد؟
من، چیزه، نریده بودم تو شلوارم
فقط یه خرده بالا آوردم
مگه موضوع اینه
دیدمت که تا فرصت گیرت میاد خودتو ،به میکی میمالونی
تخمیفِیس
میدونی، همیشه دلم میخواست جوری بزنمت که جونت با عن و گوهت درآد
،ناشا، بیخیال دیگه من دارم زور میزنم ملاحظه کنم
میکیِ 17 دیگه داشت ،هم از توبره میخورد هم از آخور
اگه آنتنت میده
.از تو نقل مکان کنه به من ...حقیقتش، ما دیگه دمای
هم از توبره هم از آخور؟ خفه بابا
میکی کلوچه نیست که نصفش کنیم
هیفده و هیجده جفتشون میکیان میکیِ من
پس، بعد از این که مارشال ،به هفت روش سامورایی گاییدت
پوست از سرش واقعا کندی دیگه، درسته؟ درست؟
چی گفتی؟
"فقط گفتم، "دستتون درد نکنه بابت شام
چی گفتی؟
"دستتون درد نکنه بابت شام"
دستتون درد نکنه بابت چه زهرماری؟
...بابت اینکه ،قبل از اینکه مغزتو بپاشونه بیرون...
یه تفنگ گذاشته روی شقیقهت؟
خدایا، عینهو یه جنده ذلیلی
یه بدبختِ تا خود گا
...گمونم گمونم بگی نگی هم بدبختم
چی؟
همین هستی؟
ها؟ واقعاً؟
♪ عاقبت آزادیم ♪
♪ به سرزمین موعود عازمیم ♪
♪ خدا را حمد باد، خدا را حمد باد ♪
این تقصیر تو نیست
آمین
بیا دخل اون کصکشو بیاریم
امان ازدست این بابا با کشت و کشتارش
.فلانُ بکش. بهمانُ بکش" "چرا از دم همه رو نکشیم؟
تو اگه خواستی، بشین همینجا تلویزیونتو ببین
صبر کن، صبر کن
با این طرز فکر که عنی هم نمیتونی چک و چونه بزنی
یعنی، یا پیغمبر
نشئه اُکسیزوفولی
میکی؟
هی، این دیگه چه...؟
تفنگتو برداشته - تفنگ؟ -
باید جلوشو بگیریم
چی؟ کجا داره میره؟
،چرا؟ چرا که چرا فرمانده مارشال داره
اون سنگ بزرگ، خوشتراش و خوشترکیب رو میشکافه؟
.خوشتراش صیقلی، جذبهدار، ظریفـه
ظریف
اینجا جاییه که اسمهای ما حک میشه
اسم من و شما. و شما
و شما! و شما! و شما
و تو، ای یِلفای زیبای من
[دَویدن ممنوع داد زدن ممنوع]
،تقریباً یک به یک شماها
در گذر تاریخ بهعنوانِ
بنیانگذاران سرفراز اولین نسل نیفِلهایم در خاطر خواهید ماند
آره
سنگبنای الماس سیاه ما
با پاکی و نابی خوشتراش و درخشانت
،این سنگ به سمبُل یادبود نیفِلهایم
این یگانه و یکتا سیارهی مستعمرهی پاک و ناب تبدیل خواهد شد
...یگانه و یکتا - یگانه و یکتا -
نیفِلهایم
یگانه و یکتا
نیفِلهایم - یگانه و یکتا -
یگانه و یکتا
نه، بهش دست نزنین قربان
شاید واگیردار باشه
واگیرداره
بهش دست بزنین، مردین
میکی؟ - همه فرار کنید -
وایسین! وایسین - میکی -
وایسین! برگردین - میکی -
درب خروجی رو مهر و موم کنید اتاق رو قرنطینه کنید
آروم باشین، لعنت بهش
عملیات گندزدایی
مرحلهی اول رو اجرا کنید! مأمورها
لباس ایمنیتون رو بپوشین
آرکادی؟ - بله -
لشتو بجنبون - باشه -
بگیریدش
زنده بگیریدش
اینجائه! اینجائه! همینه
همینه
بگیرش، بگیرش، بگیرش
بگیر... بگیر... ای خدا لعنتش کنه
،هی، بیمصرف تو لباس ایمنی میخوای چیکار
بگیر جونورِ لعنت بهش بیاد رو
زود اون جونور رو بگیرش، احمق
بگیرش
میکی
اون یکی میکیِ کجاست؟
نمیدونم
میکی، اینجا بیا اینجا. زود باش
زود باشین، گرفتیمش! گرفتیمش
نه، نه، نه - تفنگ رو بردار -
میکی، نه
چندتایی
شلیک نکنین تو کنترلمه
شلیک نکنین
آره. آروم باش. آروم باش
همهچی تحت کنترله
شاهکار کردین، مارشال! احسنت
،اون چندتاییهای سفله ...زدن نابود کردن سمبلِ
بکشیدش
بخوابین زمین، قربان
شلیک کنین
منم گندزدایی کنین
بگیرینش! این چندتاییِ کیرمصب رو
به کمیته بگو نشونه گرفته بودی سمت اون مورموریِ پشت مارشال
وگرنه ممکنه از هست و نیست ساقط بشی
کون لق این حرفا هم بشه
واقعاً فکر میکنی اون کاپیتان منیِ پس زده شده میذاره زنده بمونیم؟
خودش احتمالاً یه تیر خلاص میزنه بهمون
طرف رد دادهست
حرف به گوشش نمیره
بین همهی میکیها اعظمترین و کودنترین رد دادهست
و این خودش توش کلی حرفه
کل زندگیِ منو به یغما داد
جدی؟
همه ما از همون لحظه که عزم نمردن کردی و سینهخیز
اومدی خونه پیش مامان جونت به گا رفتیم
تقصیر من نبود تقصیر اون مورموری بود
مورموری؟
اگه اون مورموری منو میخورد ،که بایدم میخورد
،الان تو این وضع و حال نبودیم
ولی همهشون منو شوتم کردن بیرون و
الانم من یه چندتاییِ لعنتیام
شوتت کردن بیرون؟
آره
همهشون داشتن هلم میدادن ،و میکشیدنم
و خب، دوباره پرتم کردن تو برف
،شاید اونقدا خوشمزه نمیومدم یا بوم یجوری بود
نمیدونم
حالا اگه یه سس خاصی روم بود
وایسا ببینم
داری میگی اونا نجاتت دادن؟
برو تو کارش
تو باید تو اون شکاف یخی میمردی
ولی مورموریها نجاتت دادن
خب، آره، گمونم اگه ...اینجوری به زبون بیاریش
بفهمی نفهمی داشتن بدرقهم میکردن
شاید باید ازشون تشکر میکردم
آره
فکر نکنم میخواستن بخورنت
درسته؟
خدایا
باید اینو به دانشمندها گزارش بدیم اون مورموریها آدما رو نجات میدن
آره. مردم باید اینو بدونن
اونا منو نجات دادن
هی، نردبون بیصاحاب کو؟
قرار بود یه نردبون بیصاحاب بیاری
...نمیدونم
بیا، بذار کمکت کنم
،ولم کن، ولم کن خودم میام
خودم میام پایین گورتو گم بده
د یالا دیگه - هی تیمو -
اینجا چیکار میکنی؟
جلالخالق
پس شما دوتا واقعاً چندتایی شدین، آره؟
،ولی کار تو بود. آره تو قیافه شاسگولت پیداست برام
تو اونی هستی که این بلا رو سرم آوردی، درسته؟
عه خاک عالم
بفرمایین بچهها حتما دارین از گشنگی هلاک میشین
خیلی مَردی، آقایی میدونستم بالاخره میای سراغمون
چیکار داری میکنی؟
این بند و بساط چیه؟
...خب
...قضیه از این قراره که
باید یه ویدیو ضبط کنم .و بفرستم زمین، سه سوته
ویدیو؟ به زمین؟
...آره
...برای
...داریوس بِلَنک
داریوس بِلَنک؟ کیه این؟
امروز اینو پشت در اتاقم پیدا کردم
با دست نوشته شده
خوشخط هم هست
اینو دستنشونده داریوس بلنک فرستاده؟
آره، دستنشوندهش
دستنشوندهی کیر به کیریش
میفهمی چی میگم؟ چیزه، بله دیگه
،بله که نزولخورِ هر چی نزولخورِ بیشرفه
یه راهی پیدا میکنه که یکی از آدماشو بفرسته که
،تا اینجا بکوبه دنبالمون بیاد
،به نیفِلهایم به جایی که هستیم، همین الانی
اینجا حدود یه میلیون کیلومترِ بدمصب با اولانباتور فاصلشه
میگیری حرفمو؟ اصلاً میفهمی چقدر دوره؟
فرقی نداره چه چندرغازی با" ،هزار بدبختی رو هم گذاشتین
ما فهمیدیم که برای فرستادنش به زمین
یه هزینهی انتقال بین کهکشانی پیاده میشین
...بیشتر از ".نصف کل مبلغ
!اون دستنشونده بیشرف روحمم خبر نداره کی هستش
نمیدونم کیه برق از کون نمیپرونه؟
.یه اثر هنری بصری بفرست"
یه فایل ویدیویی که ".ریز به ریز مرگ رو بگیره
پشتشو بخون
"اومده که "حداقل به 13 تیکه قیمه قیمهش کن
قیمه قیمه؟ این چه کصشِریه دیگه؟
هی! سرِ نمای نزدیک چی گفتم؟
نمای نزدیک حرف اول رو میزنه، خب؟
،پس دوربین وضوحِ 32کِی رو بردار
،و بذار اینجا برای آقای داریوس بلنک
فهمیدی؟
ببخشید، میکی
خب حالا، خودت میبینی که، سیر تا پیاز اون توئه درست؟ تو نامه
اگه این ویدیو رو ضبط کنم ،و بفرستمش بهش
میذاره زنده بمونم
،اگه هم نفرستم که، آدمشونو میفرستن
که اول منو بکشه
خب دستم به کجا بنده؟
.بیخیال رفیق .اگه من بمیرم، دیگه رفتم که رفت
ولی تو یه بیمصرفی
راحت دوباره تند و سریع چاپت میکنن
تو رو خدا، میکی، من دوستتم
خواهش میکنم، این کارو در حق دوستت بکن. فقط یه بار
،باید این کارو برام بکنی مرد من داداشتم
متأسفم
متأسفم
خیلی متأسفم
خیلی متأسفم
گندش بزنم
،باید همون موقع که فرصت بهمون رو کرد این بابا رو میکُشتیم
فقط همین یدفعه این کارو باید برام کنی
فقط همینو ازت میخوام متأسفم
!گریهتو بِبُر، مرتیکه الدنگ رو مخه لعنتیم داره ویراژ میره
چطوره شما دوتا سنگکاغذقیچی برین، باشه؟
،بعد به اونی که باخته راحت تیر بزنیم، قبوله؟
نه؟ خیلیخب. اینو بزن
اینو؟
آره، اینو
،انتظارشو نداشتم فکر کردم اون یکی رو انتخاب میکنی
آره، راست میگی، ولی اون سِره، راحتتره. بجنب - باشه -
،تو یه کصمشنگ لاشیای تیمو
اگه این کارو بکنی ،و اون مجهولالهویه، بذاره زنده بمونی
فکر کردی قضیه به آخر میرسه میره؟
فکر نمیکنی خودم بزنم عین چی قیمهقیمهت کنم؟
وای خدایا این از کاه کوه ساختنا چیه؟
منو جاش بگیر خلاص
ببندش
چی؟
راحت منو قیمهقیمه کن، نه اونو
نگاش کن
،فقط یه بار با شوکر زدیش انگار هم که الان
یه مارماهی برقی تخمی قورت داده، مرد
ولی میتونین کل بدن منو به ده تا شقه میکی، قیمهقیمه کنین و
هنوزم تازه، مثل ماهی ساشیمی تازه از دریا دراومده میمونم
مثل کوه سرم بالائه
داریوس، هلاک این میشه
فقط یه کم کمکتو لازم دارم
کمک من؟
یخورده بازم از اون لازم دارم... اُکسیزوفول
آره، یکم اُکسی تو بساطم دارم
ولی رقیقنشدهس
...الان
اُکسیِ رقیقنشده میخوای؟
آره
...کلا به حسابش بیار مثِ
...به حسابش بیار مثِ آخرین
سیگار قبل از اعدام
این کمترین کاریه که میتونی در حق یه دوست انجام بدی
مال خودتو بده بهش - چی؟ -
زود باش - نه -
،دفعه بعد مجانی بهت میدم .میشناسی منو که
این گرون دراومده بود
کلیدا
ناشا
نکن
بکن
ناشا، داری چیکار میکنی؟
اینجا چه خبره؟
ناشا. از جات تکون نخور
با اون کار یه جورایی یه کم شوکه شدم
یعنی، عیناً میخواست سرشو
با ارهبرقی قطع کنه
،ولی بعدش که بهش فکر کردم خیلی... سر ذوق اومدم
اون تنها کسیه که تا حالا اینجوری به خاطر من از کوره در رفته
و این اولین بار هم نبود
سلام؟ کمکی از دستمون برمیاد؟
ناشا، فقط برو
درش بیار - ...هی، هی، هی -
باید برم تو - داری چیکار میکنی؟ -
درش بیار میخوام برم اون تو
اون تو تنهاش گذاشتین
خب، کارش اینه
به درک که کارش اینه
،خیلیخب، خیلیخب الان حراست رو خبر میکنم
...نمیدونم دیگه چیـ
من خودم از حراستم! لباسو بده
سه انگشتی، سه انگشتی، سه انگشتی
آرکادی 3.0 - آره، آره، آره -
حالت خوبه
،ناشا تنها کسیه که
همیشه کنارم بوده
همیشه دوستم داشته
همهی نسخههای منو
حتی اون یکی
اون "منی" که خودمم توش موندم
این چیه؟ - تو ازش خبر نداری -
از شبِ دارن دور میزنن
هنوزم دارن بیشتر میآن
دارن چیکار میکنن؟
نمیدونیم. میتونن یخِ محکم و سنگ رو بشکافن
فکر کن همشون بیاین سر وقت سفینه. وحشتناکه
ولی اون یکی که حتی نتونست اون کیسه رو
تو غذاخوری پاره کنه
میشنوی؟ از همونی که دیروز گرفتیم میاد
برین واینسین، برین واینسین
صبر کن، چیـ... منظورت اون بچهست؟
آره دیگه، داره عین یه بچه جیغ میزنه و گریه میکنه
و همون موقع هم همشون شروع کردن به جمع شدن
وایسا
هی - میکی، واینستا -
...اون ...اون همونیه که منو -
برو واینسا - ولش کن -
سلام! چطورین؟
معذرت میخوام
بیاین
ببخشید، داریم رد میشیم
هی، چرا "اتاق مدیریت بحران" رو اونجا راه انداختن؟
چه میدونم والا. به من که فقط گفتن زندانی رو بیارم
ظاهراً یلفا برای خودش معرکهای به پا کرده
الانم مورموریِ رو میخواد
،دوروتی من اطلاعاتِ حیاتیای
دربارهی اون مورموریها دارم
میکی باید یه گزارش رسمی برای سرپرست بخش علوم ثبت کنه
وایسین
آره. میدونستم
،دیروز توی غذاخوری
وقتی بچهِ رو بغل کردی، دیدمش
دیدی اونو؟
ولی نمیدونم معنیش چیه
پس فقط داری اداشونو درمیاری
...خب، در اصل، من
دوروتی، عین مردهها نباش
الان اوضاع خیلی قاراش میریشه بعداً حرف میزنیم
،داریم صدای این موجودات رو ضبط میکنیم
تا ببینیم میتونیم هر جور الگوی خاصی ازشون دربیاریم یا نه
کمیته اعلام وضعیت اضطراریِ
سطح سه کرده
فرماندهی انحصاری به
مارشال سپرده شده ...با رأیِ
سی و شش به بیست و یک...
ممنون
چه پیشآمدی! این یه مادهی اولیهی کاملاً بدیعه
یه دنیای به کل تازه از سسهای بالقوه جلوی پامونه
...یه جور چطور بگم؟
.فرصت، خانوم! آره، یه فرصت تمام عیاره .در یه کلام اعلاء
بله، این یه فرصت اعلائه
احسنالخالقین
یه نعمت خدادادی هم هست
از عوامل بیماریزای مضر که عاریه دیگه، درسته؟
بله خانوم، خیالتون راحت
کدوم کلهکیریـه؟ میکی 18؟
سرشو ثابت نگه دار
حالا میتونم شما دوتا رو از هم تشخیص بدم چندتاییهای کثیف
آره، این به اون در
خدا بد نده. گوشت سوخته
خب، اینکه چیزی نیست، عزیزم
حالا وایسا تا این دوتا توی بازیافتگر سوسیس جزغاله ازشون دربیاد
بوی گندشونو میخواین چیکار کنین؟
تا جایی که میتونم سریع انجامش میدم
میکی، خیلی متأسفم
شما دوتا. این آجر خاطراتتون رو ذخیره میکنه دیگه، درسته؟
حالا تماشا کنید که چطور برای همیشه وجودیَتتون رو ازش حذف میکنم
اینجوری مفهوم و وحشتِ به آخر رسیدن رو میفهمید
دیگه از چاپ دوباره خبری نیست
[پاکسازی بخشهای حافظه]
این باید آخرین فکری دربیاد که جفتتون دم مرگ به ذهنتون میاد
پاکسازی بخشهای حافظه] [در حال حذف شدن
مردن تا ابد
،حالا که حافظه پاک شد کدوم بدن اول میره؟
یکییکی یعنی دو برابر هم خوش گذروندن
مورمورم میشه - فرمانده مارشال، قربان -
اجازه دارم چند کلامی بگم؟
،فرقی نداره کدومشون اول بسوزه ،اما یه واقعیت ساده اینه که
الان اینجا دو تا میکی جلو رومون داریم
اونم بدون هیچ تقصیری از طرف خودشون
یکی از اینا داره به ناحق متهم میشه که
که به شما شلیک کرده
،ولی واقعیت امر اینه که اون نگران امنیت شما بود
اون اولین کسی بود که متوجه شد مورموری دوم
،داره از سنگ پشت سرتون بیرون میاد
و همونطور که ،خودتون خوب میدونید
...وقتی یه بیمصرف چاپ میشه - کافیه -
داری طرف این احمقا رو میگیری؟
باید به جای این کار، گندکاری خودت رو تِی بکشی
مالکیت غیرقانونی اُکسیزوفول
پنهانکاری در باب نقض قوانین چندتاییها
مایوسکنندهست
و بعدش هم اقدام به قتل با یه ارهبرقی لامصب؟
،یعنی، بزنم به تخته چه پروندهی پررنگ و لعابیه
اینطور فکر نمیکنی، خانوم بِریج؟
ابرهای جنگ در حال تنوره کشیدنن
این دستهی جک و جونورای موذی رو نگاه
بشر باید تو این لحظهی حساس متحد بشه
چرا داریم وقتمون رو با این تهموندههای اجتماع تلف میکنیم؟
مثل یه فرماندهی واقعیِ زمان جنگ صحبت میکنید، قربان. خیلی تأثیرگذاره
،و یه جملهی عالی
،برای اضافه کردن به مجموعهی نقلقولهای جنگیتون اگه اجازه بفرمایین
خوشت اومد؟ - بله -
بازم رو کنم؟ - منت بذارین -
شما مدام تأکید میکنین که ما توی وضعیت جنگی هستیم
اگه حمل بر گستاخی نباشه، دو نکته رو مطرح کنم، قربان؟
راحت باش
اول اینکه، جنگیدن حجم زیادی
انرژی و کالری رو میطلبه
حالا که ما هنوز توی مراحل اولیهی سکونت هستیم و
،بقامون در وضعیت پا در هوائه
برام سواله که این صرف هزینه سنجیدهست؟
دوم، دشمنای ظاهری ما مورموریها هستن
ولی آیا میدونیم که اونا واقعاً قصد جنگ دارن؟
چندین ساعته که فقط دارن دور خودشون میچرخن و
هیچ کاری جز منتظر موندن انجام ندادن
خدایا، مأمور بریج
تو یه زمانی پنح دوره قهرمان "جام مارشال" بودی
"مامور ماه"
و حالا، برای یه مشت حشرات فضایی عرق کردی؟
!تا کجا سقوط کردی
وقتی اینا بدنهی سفینه رو پاره کنن و
کونتو جر بدن، چیکار میکنی؟
این میمونهای دست درازِ عننمای قناس
،قناس باشن یا نه
اینا ساکنین بومیِ این سیارهان
و ما مدرکی هم داریم که اونا جون یکی از ما رو نجات دادن
اونا نه بهش حمله کردن، نه خوردنش
کی رو نجات دادن و نخوردن؟
من رو
اونا منو نجات دادن
بیا و بخورنت؟ تو که یه غذای آشغالی
تو یه کنسرو خوکِ بازیافتیای
،جویده میشی و عن میشی میای بیرون اونم بارها، بارها و بارها
خب، پس گمونم اینا خیلی هم حشرات احمقی نیستن، عزیزم
میدونستن که آت و آشغالا رو پس بزنن
حتما یه حداقل توانایی شناختی دارن
دقیقاً
در واقع، نشونههایی از هوش بالا دارن
شاید حتی بتونن گفتوگوی هدفمند هم انجام بدن
و ما هم مشغول تحلیل ...و بررسی این قضیهایم و
قربان، شما خودتون باید سعی کنید باهاشون ارتباط برقرار کنید
داریم روی ابداع و تهیه یه نوع مترجم کار میکنیم
مثل این، منظورت اینه؟ به خیالت من احمقم؟
چهار سال و نیم از این سر به اون سر ،این سیاره کیری
فقط برای این که بشینیم صدای جیغ و جوغ این فضاییهای ملعون رو گوش بدیم؟
،بگین ببینم این متر و منطقش کو، مردهشورش؟ ایهاالناس
متر و منطقش کو؟
کصشرای تو، متر و منطقش کو؟
اون ریخت کیریِ کیرمصب توئه که
،در اصل متر و منطقش کو، مردهشورش
مرتیکهی حرف آدم تو کونش نرو
".تو بهشون میگی: "فضاییها ولی فضاییها ماییم، پشگلمغز
،اونا قبل از ما اینجا زندگی میکردن ...و میکی هم
میکی هم تا بوده فقط "میکی بارنز" بوده
اصلاً میفهمی این یعنی چی؟
اونا فقط سرشون به زندگیشون بود
قبل از این که تو با این بساط کصشرت، سر برسی
و خیال کردی به توئه که کی زنده بمونه و کی بمیره؟
تو یه مشنگِ تخمی شخمیای
،بگو چرا توی اون انتخاباتها گند زدی
مردک کصمغز
نه! نه، نه. نه، وایسین
آخه تو مرضت چیه؟ داری یه بچه رو آزار میدی
گاز بگیر
چی؟
میافته تا سه، دو، یک
چه عجب، خفهخون گرفت
،این سوءرفتار روشن و مبرهن اونم مورد رو مورده
ضبط میکنم
با کیفیت 32کِی
مطمئن شو که همهچیز ثبت بشه
دندوناش آدمو به حظ میندازه - آره -
به افراد بیشتری نیاز داریم
قربان، الان میتونه بهترین زمان برای آغاز "نسلکشی مطلق" باشه
،اونایی که بیرونن، خودشون تنها از کافی هم کافیترن
از چی حرف میزنین؟
،میخوایم گازیشون کنیم میخوایم همشونو گازی کنیم
این نگاه دیگه چی میگه؟ هنوز از شکستهات درس نگرفتی؟
،نه. نه. قربان، آرکادی 3.0
چندین مرحلهی آزمایشیِ ریزبینانه رو پشت سر گذاشته
آرکادی 3.0 بهترین گاز اعصابه
من ازهرنظر درس پسداده میدونمش، قربان
باید هم بدونی، آرکادی این کار باید جواب بده
سر نماز دعاگوتونم
امروز روزیه که منتظرش بودیم، قربان
تاریخنگاران آینده امروز رو به عنوان عصر سرنوشتسازی برای
پاکسازی گونههای خطرناک در سیارات مستعمره رقم خواهند زد
چرا بعدا خودتون با تندرو نمیرین؟
یعنی وقتی گاز رو میپاشیم؟ - آره -
خودم روبان افتتاحیه رو قیچی کنم؟ - عیناً، قربان -
اگه سوار تندروی پیشرو بشین و
،به نظر بیاین که فرمانده عملیاتین
فیلمی که بنده میگیرم، تاریخساز میشه
...و اعضا، اعضای کلیسای زمین
ها؟ - تحسینتون میکنن -
آره، آره، شرکت رو میگی
خیلیخب، وقتشه که عملیات نسلکشی مطلق شروع بشه
عزیزم، میتونم چند کلامی باهات حرف بزنم؟
آره، عشقم
یه فکری دارم
امیدوارم هر دوتای شما قدردون این باشین که چه افتخار بزرگی همسرم
به شما لکههای عن ارزونی داشته
و پس میتونم هر دو دکمه رو همزمان فشار بدم؟
،بله قربان. فشارشون که بدین همزمان میترکن
همچنین اگه از محدودهی
،کنترل از راه دور هم خارج بشن خود به خود منفجر میشن
شنیدین؟ ،بیخ گلوتون رو گرفتم
پس حتی فکر فرار کردنم به سرتون نزنه
هر کدومتون حین بیرون رفتن یه اسلحه ساده میگیرین
تا هر چقدر که میتونین ،دم مورموریها رو میبرین
و اولین میکی که 100 تا دم بیاره، برندهست
،و برنده زنده میمونه ...ولی بازنده درمیاد
بومش - بومش -
بومش
ما از اینجا حساب میکنیم
کار شما اینه که وادارشون کنین اونقدر بلند جیغ بزنن که
دونه به دونه مورموریها با سر بیان نجاتشون
با یه تیر دو نشون میزنیم، درسته عزیزم؟
.دقیقاً صد تا دم میتونه
اونقدی سس درست کنه که کفاف چند سال رو بده
بهتره حواستون جمع باشه
،یه قدم کج بردارین ازتون آدمبِرگِر درمیاد
دوزاریم افتاده
اینا همه چوب کارای بده
چی گفتی؟
سر تا پای زندگی ما حکایت چوب کارای بد لعنتیه
همهش به خاطر اینه که پنج سالگیم اون دکمه رو زدم
باز همون آش و کاسه
،تصادف سرِ یه نقص فنی ماشین بود خودتم میدونی
نمیدونم
خب، به خاطر فشار دادن اون دکمه مسخره هم نبود
تقصیر رانندگی مامان هم نبود
چند بار باید بهت بگم؟
شرمنده، میکی... میکیها باید راه بیفتین، اینجوریا که الان
میشه لااقل سکو رو پایین بیاری؟
این الانی نمیتونیم شرمندهتم
باید بپری
میکی
میکی
صبر کن میکی
اینو بگیر
،هنوز کارش تموم نشده ولی شاید زد و
سر گفتگو با مورموریها کمکت کرد - بزن بریم -
...مثل یه مثل یه بیلبیلکِ مترجمیه؟
آره. موفق باشی
،نمیدونم گفتنش دردی رو دوا میکنه یا نه - ولی بعید میدونم مارشال جفتتون رو بکشه بیا -
بیا
بزن بریم - ...خب، من -
،به هر حال، الان با این وسیله یه کاری برام افتاده
،خیلیخب. اونا منو نجات دادن حالا هم من نجاتشون میدم
این کونکشا دارن چی کار میکنن؟
حتی منم میتونم دوجین دوجین دمِ تازه که دارن جا میذارن رو بشمرم
زده به سرشون؟
عزیزم
بهتر نیست همین الان دکمه رو فشار بدم؟
بهتره بشینیم و تماشا کنیم
همینکه دستگیرشون بشه یکیشون باید
سر عمر بیشتر رو دست اون یکی بلند شه میافتن به دُم قطع کردن
هی
منم! وایسا
باید فرار کنین باید همشونو از اینجا ببری
باید برگردین توی غارتون
برگردین تو غارتون
وگرنه همهتون میمیرین
چی؟ - سلام -
...آره، فقط، میخواستم ...راجع به بار آخر، من
میخواستم ازت تشکر کنم
منو که یادته، نه؟
میکی
اسم منو از کجا بلدی؟
رازه
صبر کن ببینم، اینا دارن با هم حرف میزنن؟
آره. همین الان توضیح دادیم
چطور ممکنه؟
،خب، هنوز یه نمونهی اولیهست
ولی مثل یه دستگاه مترجم میمونه
دوروتی؟ وای نه! دوروتی کجاست؟
با اینهمه پارازیت یه واو هم به گوشم نمیاد
یعنی، حتی تصویر هم ریدمانه
عذر میخوام قربان، این کولاک ...داره تشدید میکنه جذبِ
این چطور؟ این چاشنی کار میکنه؟
،بله قربان، این یه سیگنال موج کوتاه خاصه پس مشکلی پیش نمیاد
بعد اون گولاخه کیه؟
زنبور ملکهی دستهست؟
شبیه یه کروسانه که توی عن غلطونده شده
،گزارشای رسمی هنوز در دست تهیهن
ولی فکر میکنیم همه چی ،حول اون یکی میچرخه
"یعنی: "مورموری مامان
پس رئیس اونه. مثل تو
چی گفتی؟
،شما باید فرار کنید
وگرنه با یه گاز مرگبار همتونو میکشن
،اون گاز، آرکادی 3.0 من خودم بهم خورده
به شدت و دیوونهوار دردناکه
میدونی گاز چیه؟ ...گاز. اینجور
اینجور گاز؟
تو سرت تو کار خودت باشه، احمق
سرم تو کار خودم باشه؟ خودتو چی میگی پس؟
چرا توی غار نجاتش دادی؟
باید میکشتیمش؟
نه، نه
من... ما واقعاً مدیونتیم. همین
پس چرا؟
چرا لوکو رو کشتین؟
لوکو؟
بچه لوکو
گروهتون. متلاشیش کرد
خون
...آره
...اون
اون لوکو بود
ما تو رو نجات دادیم
شما لوکو رو کشتید
خب، اسم اون یکی بچه چیه؟ همونی که توی سفینهست
زوکو
زوکو رو هم میکشین؟
اگه زوکو بمیره چی؟ چیکار میکنین؟
مرگ
همه
همهی انسانها رو میگی
انقراض - چطوری؟ -
آسونه
گوشتو بگیر
ولی تخم چشمها منفجر میشه
مغز هم منفجر میشه
همتون
ناشا
ناشا
ناشا
ناشا! منو ببین
دهنمو ببین
اینا چشونه؟ اون چشه؟
و دارن یه چیزی هم میگن اون احمق چی بلغور میکنه؟
زبون اشاره که نیست
سی3
سی3
سی... 3؟
3?
سی3؟ سی3 دیگه چیه؟
سی3؟
حالتهای کلیدی سیارات] بی6 - ناشای پرنده سی3 - بچهآوری اِی3 - موشک جیبی [اِی1 - رو دور شانس اِی2 - رقص مدرن
[سی3]
[بچهآوری]
بچهآوری
بچه رو بیارین
بچه رو بیارین
،اگه پسش ندیم
هممون میمیریم
عزیزم، این کار به دلم نمیشینه
چرا این دوتا بدبخت دارن
با رئیس این حشرهها صحبت میکنن؟
خیال برشونداشته زبون مذاکرهی
...همهی مَردها همهی مردم شدن؟...
،شما باید اونجا بایستین قربان
و طلیعهدار این لحظه تاریخی باشین
ملاقات رودروی دو رئیس
در نقطه اوج یه کولاک رو به چشم میبینی؟
یه لحظهی سرنوشتساز؟
فقط هم کافیه به اونجا برین
میدونم که میتونم یه صحنهی ماندگار خلق کنم
یه لحظهی نقشآفرین در تاریخ سکونتگاهِ نیفِلهایم
بچه رو بیارین - الانشم میتونم تو ذهنم تصویرسازیش کنم -
زینتدهندهی سقف و دیوارای کلیسای جامع شده
بله خانوم، بله
و فقط مونده شمع روی کیک، قربان
به نظر من اگه قبل از پاشیدن گاز ،بهشون پیغامی بدین
نور علی نور درمیاد
پیغام؟
،با فقدان چنین تأثیرگذاریِ رسوخکنندهای امروز یه سورچرونیِ درجه سه
که توش یه حشرهکش بنجل رو روی سوسکا میپاشیم، درمیاد
بله، اونا کرمهای چندشآور، کثیف ،و پلیدیان
،ولی این لحظهی آخرشونه
،و شما میتونین همچو کشیشی خردمند و رادمند چند کلام مهربانانه
به عنوان وداعی شایسته و به جا نثارشون کنین
یه تیم فیلمبرداری بیارین
به جوخهی اول بگو که تا دندون مسلح منو ببینن - بله، قربان -
عشقم، اتاق مدیرت بحران دست تو تا دیدار دوبارهمون
سی3. ناشا میدونه یعنی چی
یه داستان مفصله
زوکو رو سالم برمیگردونم جدی میگم
کافی نیست
چی دیگه؟
ما لوکو رو از دست دادیم
یکی
پا رو حق نذارین
پا رو حق نذاریم؟ یعنی ما هم باید تو مرگ یه سهمی داشته باشیم؟
بله
عدالت
یکی از گروه شما. باید بمیره
پس، اگه زوکو رو سالم برگردونیم ...و یه آدم هم بمیره
صلح
حرکت کن
میشنوین؟
،گروه فیلمبرداری، واحد سه صدامو دریافت میکنی؟
،باشه، سیگنال رادیویی الان یه کم قطع و وصله
برای همین بلندگوی ماشین راه ارتباطیِ مستقیممونه
واحد دو، صدامو داری؟
دستورات ما اینه که فرمانده مارشال رو ...صحیح و سالم همراهی کنیم
!کی بهتون گفت آتیش به پا کنین این مورموریها رو انگولک نکنین
.سیفون رو بکش .برای فیلم گرفتن از تو اینجا نیستیم که
حقا که عالیه
خب، درست بعد از ،سخنرانی شما، قربان
،درجا سایبان ماشین رو میبندیم
و این علامتی میشه برای جوخهی هوایی که گاز رو پخش کنن
یک نابودسازی شکوهمند، قربان
،تو. آره، خود تو. بیا اینجا اسمت چیه؟ متیو؟
متیو، قیافه تو مثل امامزادههاست بیا، سُسم رو یه مزهای کن
آ باریکلا بگو نظرت چیه
ناشا
نه! نه! وایسا
صبر کنین! برای شکستن ستون فقراتش آماده عمله
گردن این جنده رو میشکونم
نه، نه، نه آروم باشین. آروم باشین
یه حرکت شتابزده که کنید، به آنی میمیره
ناشا بریج، چی میخوای؟
بچه رو. باید ببریمش پیش مادرش
فقط همین؟ - آره -
یه خروج امن و راحت برامون تضمین کن
مگه اینکه بخواین ببینین گردنشو میشکونم
نه. ناشا، لطفاً این کارو نکن
،گوش کنین، طبق توافقمون خروج ناشا رو تامین میکنیم
ناشا، میتونی بااحتیاط ولش کنی؟
من میرم بچه رو بیارم مراقب باشین
ناشا، حالت خوبه؟
.باید عجله کنم میشه یه تندرو بگیرم؟
بعید میدونم. باید بدویی
اون جنده لعنتی رو دستگیر کنین
خانوم، امروز شما و فرمانده طیف گستردهای از
،سوءرفتارهای کلامی
فیزیکی و اعمال وحشیانه رو نشون دادین که
فرسنگا فراتر از اختیاراتی بود که بهتون محول شده
هوس کردی به جرم شورش اعدام بشی؟
،تمام مدارک ویدیوییِ این سوءرفتارها
برای بررسی به کمیته ارائه میشه
پیشنهاد میکنم پاسخهاتون رو برای جلسه بازپرسیتون آماده کنید
ممنون، زیک
اوضاع رو اینجا تحت کنترل نگهدارین
،وقتی به سی متریِ مورموریِ مامان برسیم، قربان
شروع میکنیم به آرومی دور اون موجود حلقه زدن
این علامت شروع سخنرانیِ نهاییتونه - آره -
دوربینِ دیگه شما رو از فضای خارجی صحنه ،دنبال میکنه
که صحنه رو بی هیچ کم و کاستی تماشایی از آب درمیاره، قربان
سخنرانی رو کوتاه و قاطع نگه میدارم
.یه نطق حیرتانگیز نیازی به ویرایشش نیست
بعدش هم میزنم اون میکیها رو میپوکونم
یه پایان دیدنی
تو میتونی، ناشا
ما اوضاع داخل رو کنترل میکنیم
دروازه رو باز کنین - باشه -
میبینمت - موفق باشی -
ناشا یه راهی برای همه اینا پیدا میکنه
زوکو رو سالم برمیگردونه
اون کیه؟
کیه داره میاد؟
گندش بمونه
برگهام
صبر کن
این چه مسخرهبازیه؟
کدومشون مامانهست؟
قراره به چه کیر یا کونی
موقع سخنرانیم نگاه بندازم؟
من میخواستم با یه عزت و احترامی از این دیار راهیشون کنم
الانم اون وحشیا اصلا برن گم و گور بشن
اون بازوکا آمادهست؟ - بله قربان. الان داره پر میشه -
جوری اون مامانه رو میپوکونیم که از یاد و دیده بره
سخنرانی کیری چند؟
محکم میرم، عزیزم
مامانه اونجاست، قربان، میبینینش؟
شکلش فرق داره
آره، خودشه. هدف بگیر
اون نیست که، چُلمن
معذرت میخوام، قربان
میکی
ناشا! ناشا
میکی؟
وقت وداعه
چی؟
بزنید نزدیکترین کُپه رو منفجر کنید
.همهشون رو تیکهپاره کنید تا برسیم به مامانه درهم بکوبیدشون
دوربین، حواست باشه که خون و دل و رودهها رو بگیری
صبر کن. اون یکی که اونجائه
اول اون یکی رو بزن. بزرگتره
آتش
آتش، همین حالا - بله قربان -
آتش
نه قربان، جلیقهی بمبگذاریشده
خو میزنم به سرش، کصمشنگ
نه! نه قربان. خیلی نزدیکه
وایسین قربان! صبر کنین، وایسین
نه... کجا... خدایا
میکی
ناشا! هی
میدونستم از پسش برمیای بچه حالش خوبه؟
نه، نه، نه
چی شده؟
نگاه کن
زوکو دستمونه ناشا برشگردوند
ببین
،ناشا
زوکو که حالش خوبه، درسته؟
هی
اینو میبینی؟
یه انسان
تو هم ترسیدی
جفتمون ترسیدیم
آره، ترسیدم
این یعنی تو انسانی
تو مهمی
بیا به پیش من، پسرم
شش ماه بعد] [بهار
...خب، بچهها
بچهها، خجالت نکشین اگه ممکنه بشینین. برید سر جاهاتون
مراسم کلنگزنی ،متعاقباً برگزار میشه
ولی اول میریم سراغ بحث بیمصرف
میکی. میکی، بیا جلو رفیق
میشه یکی لطف کنه ،ردیف جلو بشینه
ای درونگراهای مردهشوری؟
سلام به همه
من ناشا بریج هستم، عضو کمیته
،بعد از هفتهها بحث و جدل
بالاخره به این روز مهم و سرنوشتساز رسیدیم
روزی که برنامهی بیمصرفها رو برای همیشه منسوخ میکنیم
میخوام از اعضای همکمیتهایم برای حمایتشون تشکر کنم
واقعاً حس عشق رو ازشون گرفتم
،و علیالخصوص ،به پاس جنگیدن تا لحظهی آخر
و قانع کردن کمیته برای اینکه
چاپ انسانها رو ...برای همیشه منسوخ کنه
میخوام از میکی بارنزِ خودمون هم تشکر کنم
،و راستش رو بخواین من اصلا تو همه جام عروسیه که
میتونم پا به پای میکی پیر بشم
تنهایی پیر شدن اصلِ وضع تِرمال بود. خب دیگه
...علیرغم ساعتها بحث مسالمتآمیز
خیلی خب
خب، تو دکمه رو میزنی
صبر کن
ناشا علامتش رو میده بعدش تو دکمه رو میزنی
وایسا. و بعد اونجا، بوم
...پاشمُ بزنمش یا نه، از سرجام، درسته؟
راستُ مردونه بخوام بگم به نیمکره شمالیِ تخم چپمم نیست
،از این لحظه به بعد ،در نیفِلهایم هم مثل زمین
چاپ انسان دیگه به طور دائم منسوخ میشه
امروز اینجا، چاپگر انسانی ،تا خاکستر سوخته
و از یاد و حافظه پاک میشه
ناشا ذاتاً یه رهبره
به نظرم حتی میتونه انتخابات بعدی برای ریاست کمیته کاندید بشه
هنوزم که فکر میکنم این زن محشر
،همین شش ماه پیش داشت با بقیهی ما
،تو اون زندون گند و گه میپوسید مخم سوت میکشه
،روزی که مارشال پودر شد رفت هوا
یلفا شوکه شد و بردنش بخش روانی
چو افتاد که اونجا رگ خودش رو زده
،بقیهی کسایی که تو ماجرا دخیل بودن تِپونده شدن هلفدونی
ولی به هر کلکی تیموی خوششانس با عفو مشروط خودشو فشار داد بیرون
،ولی به محض اینکه آزاد شد
هر روز رو با ترس و وحشت این لحظه میگذروند که
با کسی که
اون نامه رو آورده بود رو در رو بشه
،همون دستنشوندهی داریوس بِلَنک که بالاخره هم یه روز خراب شد سرش
پای جنگیدن تا مرگ وسط بود
،آخر سر
از اون دستنشونده یه سوپ بازیافتگر بار اومد
البته، بهجز یه گوشش
حتی توی دادگاه، تیمو تصمیم گرفت خودش از خودش دفاع کنه
،اون لحظه که منو تو چنگش گرفته بود چاقوش رو
،آورد سمت شکمم صاف اینجا ...و برید
و به جرم دفاع از خود، آزاد شد
تیموئه و این کارهاش
،اما دادگاههای ما از طرفی دیگه تمومی نداشتن که نداشتن
دِیمیِن، بشین! بشین سر جات
تبدیل شده بودن به یه جنگ سیاسیِ حسابی بین همه طرفدارای مارشال و
ضد مارشال
،ولی تا اون موقع ناشا واسه خودش به جمعبندی رسیده بود
،که کمیته رو پیاده و دوباره سوار میکنه و خودش تغییرش میده
،پس وقتی آزاد شد واقعا تو انتخابات شرکت کرد
و با یه اختلاف فاحش، پیروز شد
تو اولین روزش توی ،جلسهی کمیته
ناشا سرِ همه چیز خیلی خونسرد بود
ولی من از فرط استرس داشتم هلاک میشدم
البته فکر نکنم اون اصلاً این به چشمش اومده باشه
میکی. یه مترجم ارتقایافته برات دارم همین امروز از تنور در اومده
،خیلیخب، بیا از در روراستی وارد شیم میتونم یه سؤال بپرسم؟
بپرس
،اون حرفایی که قبلاً زدی
،دربارهی انقراض و این چیزا ...وقتی که همتون داشتین اونطوری
و اونطوری صدای گوش خراش درمیآوردین و اینا...
واقعاً میتونست باعث بشه مغزمون بترکه؟
بهخاطر مثلا فرکانس صدا؟
میترکه
...ولی تو گفتی
که تخم چشمهامون میترکن
حالا چرا پردهی گوشهامون نه؟
چون اینجوریا که صدائه دیگه
همشون میترکن
جدی؟
خب، همینجا امتحانش میکنی؟ همین حالا؟
کی گفته کشکبافی فقط کار آدماست؟
حتما عاشق اون صورتِ سنگیـش میشی
.آره و اون آروغ قشنگش هم
سلام؟
تو اینجا چیکار میکنی؟ اونم نصفه شبی
...خب، من فقط
فکر میکردم کل این مدت توی بیمارستان بودی
هی، بپا. پایینو نگاه کن
پات نره روش
این یه خوراک لذیذه که نمیشه روش قیمت گذاشت
بیا، یکم بزن
یه مزهای کن
واه واه؟ حالا دیگه برای سسِ رو زمین ناز میکنی؟
فکر میکنی کس دیگهای اجازه میداد یه پسموندهای مثل تو
همچین چیز تا این حد تصفیه شده رو بچشه؟
از چی... از چی درست شده؟
چشم سفید! روال کار که اینجوریا نیست
،یه چشیدن از رو ایمان تو درجه اوله بعد بهت میگم توش چیه
میکی، هوا که برت نداشته بخاطر احترام زیاد به ذائقهت
دارم می ذارم اینو بچشی دیگه، نه؟
دقیقاً برعکسه
یه شاهکار واقعی باید سسی باشه که
بتونه حتی به مذاق عقبافتاده جاهلی مثل تو هم خوش بیاد
به جهنم. کون لقت
مزهش کن، حرومش کن، مگه مهمه برام
دیگه به درد لای جرز هم نمیخوری
خیلی بهتره که ،مزهگَرِ اصلی همیشگیمو برگردونم
همون والامقامی که الحق یه ذائقهی ناب داره
...وایسا، این
حتی کلیههاش هم از تو خوشترکیبترن
نه... این نمیتونه حقیقت داشته باشه
بله که میتونه
قبول کن، این همون چیزیه که میخوای
همونیه که همه میخوان
هی، یِلفا
همین الان یه چیزی یادم اومد
تو درست یه روز بعد از مرگ مارشال مُردی
بفرما. لمسم کن
ببین روحام یا آدم
از بچگی همیشه خوابای ترسناک میدیدم
ولی این دفعه رو نترسیدم
:فقط با خودم گفتم
"اگه 18 بود، چیکار میکرد؟"
گم بده هیکل رو
چیکار میکنی؟ دکمه رو بزن
میکی، بزنش
بزنش
،خوشحالم که اون چاپگر دیگه نافور شد
ولی یه بخشی از وجودم عذاب وجدان نمیذارتش که
نذاشتم بقیهی میکیها هم یه فرصت برای زندگی داشته باشن
اما باید این عذاب وجدان رو کنار بذارم
میکی
من حق دارم شاد باشم
|| میکیِ 18 ||
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
|| میکیِ 17 ||
«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
|| میکی بارنز ||
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.