Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این زیرنویس شامل 72 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
♪ Take That - Greatest Day ♪
♪ Dunnï - Ha Ha ♪
سلام
سلام. اسمِ من اَنیـه
نمیخوای؟ منتظرِ کسی دیگه هستی؟
باشه. مطمئنی؟
خیلیخب
سلام سلام!
- چطوری؟ - سلام
- سلام. اسمِ من اَنیه - خوشوقتم
- خیلی از دیدنت خوشحالم - آره
- اوضاع چطوره؟ - بدک نیست
- جدی؟ - مرسی. چه قشنگی شما!
میتونی اونجا بشینی، خب؟
♪ Aïcha Fall - A1 ♪
باشه
هنوز با خانوادهت در ارتباطی؟
- میدونن کارت اینه؟ - اوهوم
- میدونن؟ مشکلی باهاش ندارن؟ - نـه
من بودم مشکلی نداشتم!
خانوادهی خودت میدونن اینجایی؟
- امیدوارم ندونن - جدی؟
- سلام. اسمِ من اَنیه - خوشوقتم اَنی
- خوشوقتم - من ریکیام
- ریکی؟ - آره
سلام. خوشوقتم
همینجا بغل دستت میشینم
- آهان، آره - خیلی دنجه، نه؟
خیلی جدیه
- آره - کلی کار دارم ولی میدونی
- برای همینه که اینجام - آدمِ زحمتکشی هستی؟
گفتم بیام اینجا یکم ریلکس کنم، میدونی چی میگم؟
آره خب میتونیم بریم توی اتاق خصوصی ریلکس کنیم
خیلیخب، شیش عدد شانسه
عدد شانسمـه
مرسی. اوه...
آره
- اَنی؟ - بله؟
اون شب که رابرت اومده بود اینجا
بهت گفت براش برقصی؟
آره
بعد تو هم براش رقصیدی؟
آره
باشه
- خیلیخب - خیلیخب
جنده!
- ایول! - یوهو!
رفتارش واقعا عجیبغریب بود
خیلی عجیبغریب بود
- یعنی مثل قاتلهای سریالی بود؟ - یعنی یهجوری دست میزد که...
آره انگاری جفری دامر هندی بود
و یه سره
- دست میکشید روی پاهام... - ای بابا!
دایرهوار!
این چیه؟ پروانهست؟
- آره، پروانهست - خیلی باکلاسی
خودم میدونم!
من مثل یه جندهی واقعی علامت دلار زدم
نه ولی اینم یه راهِ جذبِ پولـه
بهم گفت شبیه دختر 18 سالهشـم
و بعد بهم پول داد پنج بار براش برقصم
واقعاً حالبهمزنـه!
خب حداقل پول رقصها رو داد
آره
مترجمین: «سحر، امیر فرحناک و فائزه شاهمرادی» « Sahar Frb & FarahSub & FSH294 »
- میتونی بهم دست بزنی. اشکال نداره - جدی؟
برات یه کمربند درست میکنم
آره، برام کمربند درست کن
کمربند پول؟
پول نقد نداری؟ بیابریم از عابربانک بگیریم
میخوای الان بری از عابربانک بگیرِی؟
- خب، نمیتونم زیاد خرج کنم - آره، باشه
- بیا بریم دم عابربانک - خیلی هم عالی
بیا بریم برات پول نقد بگیریم
خدایی یه بار از دستشویی اومد بیرون
و زیپِ کوفتیش رو نکشیده بود بالا
آخه اگه بعد شاشیدن
بلد نباشی زیپِ واموندهت رو بکشی بالا،
منم نمیتونم توی انتخابِ موزیک بهت اعتماد کنم
رفیق، طرف 40 سالشه
دیگه عملا پیروپاتاله
- نه، میدونم. آخه... - اَنی
یه پسره داره دنبالِ یکی میگرده روسی حرف بزنه
ببین جیمی، من و دخترها الان داشتیم صحبت میکردیم
و اگه پسرعموت یاد نگیره بهمون احترام بذاره،
ما هم دیگه درصدت رو نمیدیم
- خیلهخب، باهاش حرف میزنم - باشه
منظورت کیه؟ دیجی؟
- خدایی؟ - خیلی لاشیه
پلیلیستم رو بهش دادم
و خیلی رفتارش زشت بود و محل نذاشت
دیوونهم کردی!
بیا بریم. بیا دیگه
نه. نه. دارم غذا میخورم
ظرفِ در دار واسه همین موقعهاست
- که غذا رو تازه نگه دارن - داره غذا میخوره!
پسره خوب خرج میکنه
- پاشو. بیا بریم - ولم کن بابا!
وقت طلاست، قشنگم. بجنب دیگه
بدون شلوار، هیچیِ هیچی!
و بعد یهکم...
- سلام پسرا - بعد... یه لحظه، داداش
پسرها! پسرها! حواستون کجاست؟!
- ایشون اَنیِ زیبای ما هستن! - عجب!
- سلام - ایشون امشب دربست...
- در اختیار شمان! - اَنی
اَنی، رو سفیدم کن!
باشه. من... آره
چقدر خوشگلی!
آم... چیزه... من ایوانم و...
ولی تو میتونی وانیا صدام کنی
- وانیا. باشه - آره
خوشوقتم وانیا
و ایشون رفیقِ صمیمیه...
رفیق شیشِ لاشیم، تام!
- سلام. اسمِ من اَنیه - چه خبرا؟
خوب چیزی هستی! چیزه...
شنیدم روسی حرف میزنی، درسته؟
آم نه، من بلد نیستم روسی حرف بزنم ولی متوجه میشم
یعنی چی؟
بلدم صحبت کنم
صرفاً ترجیح میدم صحبت نکنم
ولی تو روسی صحبت کن
متوجه میشم
من که نفهمیدم چی شد!
یعنی چی؟
آم...
- خیلیخب - آره
سلام ایوان
اسمِ من اَنیـه
روسی حرف زدنم اینجوریه
میخوای بازم روسی حرف بزنم؟
آره جونِ من ادامه بده!
نه آخه... روسیم افتضاحه
اصلا بلد نیستم «ر» رو درست تلفظ کنم
نه، نه، واقعاً بد نیست
روسی حرف زدنت بد نیست. روسیت عالیه. عالی!
- جدی؟ باشه - آره
خب من مخالفم ولی مرسی
قربونت. راستی از کجا روسی یاد گرفتی؟
مادربزرگم هیچوقت انگلیسی رو یاد نگرفت واسه همین...
آهان
- آره - خب دیگه من رو بیخیال
شما دوتا اهل روسیه هستین؟
آره من اهل روسیهم ولی اون اینجا زندگی میکنه
آره
هوم...
خب اومدی مسافرت یا...
آره، مسافرت
گمونم بشه اینجور گفت. آره
ولی من صحبت میکنم...
میشه روسی حرف بزنم؟
- خب؟ حله؟ - آره. هر چی تو بخوای
آره چون انگلیسیم افتضاحه
- افتضاحه - نه، نه، نه
- انگلیسیت خیلی هم خوبه - آره
واسه همین باید یه نوشیدنی باز کنیم
و بزنیم به سلامتیِ
لهجهی تخمیمون!
آره و میخوای بریم اتاقهای ویآیپی؟
آره، عالی. میخوام!
♪ Michele Wylen - Not Sorry ♪
وای!
چه جای باحالی کار میکنی!
آره، جای باحالیه
و اتاقی که میخوام ببرمت خیلی قشنگه
اوهوم
- وای! - همینجاست
- هوم - تو خیلی خوبی، جدی میگم
و یکی دیگه. آره
مرسی
کجا میری؟
نه، جایی نمیرم
میشه دستهات رو بذاری زیرت؟
- چی؟ - دستها رو بذار زیرت و بشین
- دستهات رو بذار زیر پاهات - یعنی...
اوهوم
این یکی ممنوعه
ولی باهات حال میکنم
خدا آمریکا رو حفظ کنه!
♪ Crokeyon10 - Try Again ♪
به سلامتی کیرِ راستشده و کلی پول
در تلگرام: t.me/FarahSub t.me/FSH294
آم...
یه سؤال داشتم. بیرون کلوپ هم کار میکنی؟
گوشیت رو بده
آم...
هوی!
هوی! هوی! شیر خریدی؟
توی یخچال شیر بود؟
نه
پس شیر نخریدم
خیلی هم عالی
زحمت کشیدی!
سلام. من اومدم دیدنِ آقای زاخاروف
- ایوان؟ - آره. اوهوم
سلام سلام. چطوری؟
- آم... - سلام
بیا تو. بیا تو لطفاً
به کلبه درویشیِ من خوش اومدی
آم...
- بغل؟ - آها آره
بغل
کُتت رو بگیرم؟
- هوم - وای. ممنون
وای، چقدر خوشگلی!
- محشری! - آخی! مرسی!
نوشیدنی میخوری؟
آره. آب میخورم
- آب؟ مطمئنی؟ - اوهوم
هر چی بخوای برات میارم
ودکا، تکیلا، ویسکی، ویسکی کولا
کوکاکولا چطوره؟
نه، همون آب خوبه
- آره. ممنون - آها
فکر کن خونهی خودته، اَنی
آب گازدار یا معمولی؟
آم، فرقی نداره
وای!
این بطری آبِ کیری رو کجا گذاشتم؟
پشمام!
همچینم دربوداغون نیست
دربوداغون یعنی چی؟
دارم شوخی میکنم!
منظورم اینه که خونهی قشنگی داری
خونهم بدک نیست، دختر
آم، آب گازدار آوردم
ممنون
اتاق خواب طبقه بالاست. بیا بریم
باشه
وای ببخشید. وایمیستم تا بیای
اوه
زود میام
هنوز تختم رو مرتب نکردن
کیرم دهنتون! یعنی اینقدر سخته؟
شرمنده
وای!
چه ویوی قشنگی داره!
ویویِ من بهتره
خیلیخب. خب، چی مد نظرته؟
آم... سکس
آره، اونو که میدونم
منظورم اینه که چیز خاصی مد نظرت نیست؟
چرا، سکسِ خاص!
- سکس خاص؟ - اوهوم
باشه
خب یعنی ترکیبی از همهچی باشه؟
یه ترکیبی از...
آره! اینجوری خوبه!
تو هم میخوای لباسهات رو در بیاری؟
آره
وای! خیلیخب
- میخوای این رو بذاری؟ - هوم؟
یا میخوای خودم برات بذارم؟
تندتر
تندتر، تندتر
تندتر، تندتر، تندتر
- وایسا، وایسا، وایسا - باشه
- خب یعنی کافیه؟ - وایسا، وایسا، وایسا
- گفتم... - خیلیخب
آم، تو هم میخوای؟
چرا که نه!
چـ...چـ... چـرا که نه!
ولی حواست باشه، خب؟
راستی...
♪ Mnogoznaal - Z-PAM ♪
اینم تقدیمِ شما
انعام
- مرسی - قربونت
چقدر دستودلبازی!
و میخوام یه چیزِ دیگه هم بگم
چی؟
واقعاً عالی بود
وای اینو!
من عاشقِ اینام. میشناسیشون؟
نه
وا! باید بشناسیشون
خب حالا چند سالته؟
21 سال
خودت چند سالته؟
از تو بزرگترم
چند سالته؟ 25؟
نه، من... من 23 سالمه
که اینطور!
بهت میخوره 25 باشی
خیلیخب
آدمِ بامزهای هستی
آره، میدونم
خب، چرا بامزه؟
نمیدونم
آخه تو... یعنی...
بامزهای دیگه
بامزه و باحال، درسته؟
- آره! صدالبته! - باشه
خیلی بامزه و باحال
فضولی نباشهها ولی
کارت چیه که اینقدر مال و اموال داری؟
فکر میکنی من چیکارهام؟
خب به نظرت من فکر میکنم چیکارهای؟
وای! کیرم تو انگلیسی!
آم باشه. میتونم بهت بگم
ولی... یه رازِ بزرگه
باشه
من یه قاچاقچی مواد کلهگندهم!
جدی؟
باور کردی؟
نه
ولی جدی من یه قاچاقچی اسلحهی کلهگندهم
هوم. باشه
بس کن دیگه!
وای خدای من!
خب یعنی سازندهی اَپلیکیشنی چیزی هستی؟
- اینجوریاست؟ - آره. آره. درسته
یه سری ایدهی خفن برای اَپلیکیشن دارم...
نه... ولی نه، نه! من... نه!
باشه
بابام...
خب؟
سرت رو درد نیارم...
بابام نیکلای زاخاروفـه
- وای! - ببخشید!
نمیشناسمش
اسمش رو گوگل کن
- گوگل؟ - آره
وایسا، گفتی اسمش چی بود؟
نیکلای زاخاروف
میتونم برات هجی کنم
ن-ی-ک-و-لای...
نه، فهمیدم
- ردیفه؟ - ممنون
آره، بذار ببینم
«فرزندان»
آره. وانیا زاخاروف
منم
پشمام!
«پشمام»
نه. امکان نداره
- خوبشم داره - داداش!
و قراره امشب دوباره ببینمش پس...
باورم نمیشه!
گمونم خیلی بهش خوش گذشته
آره، همه میدونیم چقدر آدمِ باحالی هستی، عزیزم
نمیخوای سرت توی کون خودت باشه؟
خب اینقدر زندگیت رو جار نزن
- آروم باش، دایموند - زنیکه وراج
حالم بهم خورد
پتیاره مو قرمز
ایول!
وای!
وای
♪ Brooke Candy - Drip ♪
حرف نداره!
بیا، بیا، بیا اینجا
وای، عالی بود
اینم جایزهت چون حرف نداری!
خیلیخب
برو بریم!
راستی
میخوام مهمونی بگیرم
جشن سالِ نو
و باید بیای
خیلی حال میده
شاید اون شب مجبور بشم برم سرِ کار
وای نه! نباید اون شب بری سر کار
کیرم توش!
- میشه کسی رو همراهم بیارم؟ - نه
اگه پسر باشه، نه
نمیخوام مجلس مردونه باشه
کیری!
نه، دختره
باشه پس میبینمت
چرا شلیک نمیکنی؟
چی شد؟
میگما، تو واسه یه ساعت پول دادی
و هنوز 45 دقیقه دیگه مونده
اگه بخوای میشه یه راند دیگه رفت
اصلاً راه نداره!
خوبم داره!
- بهت که گفتم - دختر!
- خب؟ میدونم! - دختر!
و داخلش واقعاً پشمریزونه!
- آسانسور داره - وای خدای من!
- آسانسور داره لامصب! - وایسا
- تا حالا همچین چیزی ندیدم - ممههام یهجوری نیست؟
نه، ممههات حرف ندارن!
- باشه - عالین
- ممههای من طوریشون نیست؟ - نه
♪ SuperPitch - Hot Pursuit ♪
- داداش - داداش
میدونم. بهت که گفتم. نگفتم؟
- دختر - باورنکردنیه
و طبقه بالا قشنگترم هست
آهای. چطورِی؟ سلام
- سلام - آره
عـه!
لولو، ایشون ایوانه
آره، ایشون هم لولوئه
از آشناییتون خوشحالم
خیلی خوشحالم که اینجایین
و بریم نوشیدنی بزنیم
- آره؟ آره، برو بریم - باشه
- بریم نوشیدنی بگیریم؟ - برو بریم!
حاضری؟
اَنی، دهنت رو بذار اینجا
از ممههاش
این همون جندهایه که با ایوان میخوابه
- امکان نداره! - باور کن!
- دافِ حقیه، نه؟ - صد در صد!
هوی! هوی! هوی!
بیا پایین. شهربازی که نیومدی
هفده! شونزده! پونزده!
- ایول! - چهارده! سیزده!
دوازده! یازده! ده!
نه! هشت! هفت! شش!
پنج! چهار! سه!
دو! یک!
اَنی، اَنی، اَنی، بیا بریم!
آره، آره!
بریم آتیشبازی
اگه اون ارمنیها رو دیدی، بهم خبر بده
من که کسی رو نمیبینم
در ضمن همچین کوکائینی توی مسکو گیر نمیاد
لباست خیلی قشنگه
- آره - مرسی
هوم
راست میگفتی
- چی؟ - راست میگفتی
واقعاً حال میده!
- جدی؟ - جدی!
خوش میگذره؟
آره. تو چی؟
آره، آره. دقیقاً همینطوره!
میخواستم بپرسم...
امشب وقت داری؟
آم... شاید
چه غلطا! یعنی چی شاید؟
- خب سالِ نوئه دیگه - آها!
خب یعنی چی؟
نرخ تعطیلات فرق میکنه
آهان
بله؟
ایوان، ما دیگه میریم. اوضاع خوبه؟
رفیق، این کسشعربازیا چیه؟ الان سرم شلوغه!
این کسکشا اصلاً حدِ خودشون رو نمیدونن
- ردیفه؟ - رواله
جون!
وای، خارشو!
صبح بخیر
نه. نه رفیق، صبح بخیر کجا بود؟!
ساعت پنج عصره
باشه پس عصر بخیر!
وایسا ببینم، میخوای بری؟
ای بابا، نرو. هنوز زوده
نه پسر، باید برم سرِ کار
کار و زندگی دارم، حالیته؟
ولی اگه بازم خواستی منو ببینی، بهم پیام بده. باشه؟
چی؟ نه
چیزه...
یه سؤالی دارم
- سؤال داری؟ - آره بابا
باشه. یه دقیقه وقت داری
یه دقیقه، یه سؤال
- آم... - خب؟
میخوام یه پیشنهادی بدم
میخوای اختصاصی با من باشی؟
منظورت از اختصاصی چیه؟
نمیدونم. میتونیم با رفیقام بریم بیرون
صرفاً یه هفته دوستدخترم باش
این هفته دوستدخترِ حشریم باش!
خب...
ده هزار دلار چطوره؟
پونزده
نقد، پیش میگیرم
قبوله
قبوله
میدونی، با همون ده هزارتا هم قبول میکردم
خب اگه من جات بودم
به کمتر از 30 راضی نمیشدم
خدافظ
♪ Mpax ft. Brit Fox - Frosty ♪
پشمام!
رفیق، لامصب چقدر سکسیه
همینه، جیگر!
- تولدِ کیه؟ - ایشون که اینجا نشستن
تولدت مبارک
مرسی که اومدین. بازم بیایین
- بازم بیایین پیشمون - خداحافظ!
همراهم بیا
یالا. بهش بگو
باشه. ممنون
خودت بهش بگو، من ترجیح میدم نگم
- خودم بهش میگم - چی شده؟
- اصلاً بهتره بدونی - سلام جیمی
بهتره ندونی، جیمی
- اوضاع چطوره؟ - یه هفته مرخصی میخواد
خیال کردم میخوای من بهش بگم
دیدی باید با چه کسشعرهایی سروکله بزنم؟
من نشستم برنامهریزی کردم
بعد خانم واسه من ادا و اطوار در میاره
واسه ما برنامه ریخته!
شب سال نو رو مرخصی بودی دیگه
وای از دستِ تو، جیمی
هر وقت بهم بیمه درمانی،
خسارت کاری و حقوقِ بازنشستگیِ درستوحسابی دادی
اونوقت میتونی بگی کِی کار کنم و کِی نکنم
خب از این خبرا نیست پس...
- واقعاً شوکه شدم! - خداحافظ
سهشنبه برمیگردم
سهشنبه که امروزه
درسته
- یعنی یه هفته میری - چشم بسته غیب گفتی!
مرسی
- خوشت میاد؟ - نه
میدونی اَنی، این گیلاس شامپاین مادرمه
مالِ مامانِ عوضیمـه
و از الان دیگه گیلاسِ شامپاینِ خودت میشه
خب حالا مناسبت چیه؟
به مناسبت حضور دوستدختر جدیدم
- آره. به سلامتیِ اَنی - آره
به افتخار محشرترین دافِ دنیا!
آره
- یکی دیگه. یکی دیگه - باشه
زود. زود!
ریدم توش!
کلارا، میخوای یکم بِکِشی؟
ببخشید ایوان! امروز نه
هوم
آخرین بار که کلارا یه کام گرفت، خیلی باحال بود
مامانم توی اتاقک انجماد مچش رو گرفت
چی؟
هیچی، به کارت ادامه بده
- شما اتاقک انجماد دارین؟ - آره
پشمام
آره ولی من اجازه ندارم سوارشون بشم...
چون ننه بابام لاشیان!
- چطوری؟ - خوبی؟
- من خوبم - آره، چطوری رفیق؟
- چه خبر ایوان؟ - خوش اومدین
بچهها هر چی خواستین بخورین
بستنی داریم
از اینا که نمیدونم چه کوفتیان هم داریم
آبنبات داریم
عملاً من اینجا علّاف میچرخم
رئیسمون یه پیرسگ لاشیه و کور و کَره
مرتیکه دیگه صدامونم نمیشنوه
کسکش عینِ هلن کلره
- هر غلطی خواستین بکنین! - باشه
- آره، آره، آره - برو بالا
میخوای؟ ایول رفیق! تا آخر برو
نیفتی بمیری بمونی رو دستمون، کونی
ردیفی؟
چند بار باید بهتون بگن که...
اینجا مواد نزنین؟
ولی بیلی، ما معتاد علفیم
اذیت نکن دیگه
یه استراحت بریم. ده دقیقه، رفیق
♪ سلام آقا بیلی ♪
♪ دوباره داریم علف میکشیم ♪
- ♪ علـف ♪ - ♪ علـف ♪
♪ توی آبنباتفروشیت ♪
اَنی!
- چه غلطی میکنی؟ - پشمام!
چیکار میکنی؟ نـرو!
- نه، برگرد. - وای!
- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه! - برگرد!
- چیکار میکنی؟ - بدجوری سرده
- چه گوهی میخوری؟ - داری چیکار میکنی؟
- چیکار میکنی؟ - برگرد
میشه به فالوورهام سلام کنی؟
اَنی
هوم
خوشحالی؟
آره، خیلی
تو چی؟
آره، من همیشه خوشحالم
نه، خط خوبی از آب در اومد ولی خانوما مقدمترن
خانوما مقدمترن
آره، آره، آره، همینـه... میشه...
بچهها،
بهترین کتامینی که زدم
توی وگاس بود!
وگاس. چه فکر بکری!
میریم وگاسِ لامصبا!
به وگاس خوش اومدین
ما توی وگاسیم، سلیطه!
- آم... - خوش برگشتین آقای زاخاروف
سوئیتتون تقریباً آمادهست
نمیدونستیم قراره تشریف بیارین
- و سوئیت رزرو شده بود - آها
ولی الان خالی شده
و نظافتش الانهاست که تموم بشه
این دیگه چه وضعیه؟ مگه مسخرهی پدرتم؟
یعنی باید منتظر بمونم؟
داداش یعنی الان باید منتظر بمونیم؟ آره؟
- آره؟ - دهنشو سرویس کن، ایوان
- آره، پارهش کن وانیا - پارهش کن
داداش دارم سربهسرت میذارم!
همینجا منتظر میمونیم
- چه حس خوبی داره دوباره اینجا بودن - خیلی هم عالی
بریم این کازینوی تخمی رو بترکونیم
خوش بگذره
کسخل منتظر چی هستی؟
آره! اوه!
میشه یکی موزیک پخش کنه؟
- میشه... تام! تام! - موزیک پخش کن!
حله. حله
از این بخور، از این بخور، بخور!
وانیا! من این یکی رو میخوام!
- نه، نه، نه. نـه! نه، نه، نه! - این یکی مالِ منه!
- وانیا! - نزدیکِ اتاق من نشو!
اگه بخوای این اتاق رو برداری خواهرت رو عروس میکنم
اونوقت منم ننهتو بلند میکنم
اگه الان آمادهای، آره، میتونیم...
- تو آمادهای؟ - خیلیخب، آره. من آمادهم
میخوای...
بیا بلکجک بازی کنیم، چرا که نه
«همهشو میذاریم وسط»
- رواله؟ حله؟ - باشه، تو بگو
- همهشو میذاریم وسط - مادرجنده
بیست و دو، همهش
مهم نیست. مهم نیست بچهها
- چقدر پوله؟ - چی؟
دُزش رو بیشتر کن
چون امشب میخوایم سنگتموم بذاریم
باشه؟
آخ... کیرم توش
ممنون
تام، یه سیگار بده
- وای! - یه دونه سیگار
میدونی چیه؟ کیرم دهنت
هر روز همین بساطِ کسشعره
خیلی خوشحالم که اینجاییم
- و آم... نمیدونم والا - ممنون
لعنتی! شماها حرف ندارین بچهها!
شما لامصبا حرف ندارین
وانیا. وانیا
وانیا
- وانیا، صبر کن - چی شده؟
اگه به خودت فشار نیاری
میتونه طولانیتر و بهتر باشه
یعنی چطوری؟
بده. بذار من انجامش بدم
آخ!
اوهوم
وای فکر کنم عاشقت شدم
لعنتی
امیدوارم این هفته بهت خوش گذشته باشه
امیدوارم به تو خوش گذشته باشه
من که خیلی حال کردم!
بازم باید از این کارها بکنیم
آره
حتماً
هوم ولی...
من مجبورم برگردم روسیه چون به بابام قول دادم
توی شرکت کیریش کار کنم
که اینطور
پس واسه همین اینقدر بریزوبپاش کردی؟
نه بابا، عشقوحالم کلاً این مدلیـه
هوم
خیلی خوب بود
خب من دلم برات تنگ میشه
- چی؟ - چیه؟
یعنی اینقدر عجیبه؟
نه، نه
دلت واسه خودم تنگ میشه یا پولای مفتم؟
پولای مفتت
- صد البته - آره، خوشم اومد
ولی اگه با یه آمریکایی ازدواج کنم،
دیگه لازم نیست برگردم روسیه
- واقعاً؟ - اوهوم
خیلیخب
حالا میخوای با کی ازدواج کنی؟
نمیدونم
شاید با کریستال
یا دوستت لولو
خیلی سکسیه
شایدم تـو
«تـو»
اینجا وگاسه
لامصب اینجا وگاسه
مگه ملت توی وگاس ازدواج نمیکنن؟
کسکلکبازی بسـه!
کسکلک نیست!
باشه
باشه، بفرما
- برو ازدواج کن - آره
آره، بیا ازدواج کنیم
کیرم دهنت! مرتیکه لاشی!
- واسه چی؟ - نکـن!
با این کسشعرها سربهسرم نذار، باشه؟
- بسه - اصلاً جالب نیست!
دست بردار دیگه!
- اَنی - چیه؟
زنم میشی؟
- خدایی؟ - خدایی!
اوهوم
وانیا، واقعاً میخوای باهام ازدواج کنی؟
میخوای خانومیِ کوچولوت باشم؟
آره؟
آره
به نظرم خیلی بهمون خوش گذشت و آم...
وای، استرس گرفتم! به روسی میگم
به نظرم اگه بیپولم باشم
بازم خوشبختیم
و بالأخره منم آمریکایی میشم
ننه بابامم میتونن بیان کیرم رو بخورن!
داری جدی میگی؟
جدی میگم
تازه دو دفعه گفتمش
♪ Take That - Greatest Day ♪
سه قیراط
چهار یا پنج چی؟
یا شیش؟
متعهد میشی که تا آخر عمرت، اون رو دوست داشته باشی، محترم بشماری
و قدردانش باشی؟
بله
و شما، آنورا، آیا
این مردِ خوشتیپی که در مقابلت ایستاده رو
به عنوان بهترین دوست، حامی و همسرِ خود قبول میکنی؟
متعهد میشی که تا پایان عمر، اون رو دوست داشته باشی، محترم بشماری
و قدردانش باشی؟
- بله رو بگه دیگه! - آره بابا! قبوله!
حالا با افتخار
شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
حالا میتونید با یه بوسه، عهد و پیمانتون رو رسمی کنید
الان دیگه زنمـه!
- رفیق، زنمـه! - ما ازدواج کردیم!
زنمـه. حرف نداره!
زنمـه، رفیق!
آره دادا، پنج دقیقه پیش ازدواج کردیم
الان دیگه آمریکایی حساب میشی، وانیا
- لاشیا، من دیگه آمریکایی شدم! - لاشیا، ما ازدواج کردیم!
من آمریکاییام، لامصبا!
خب این واقعیه؟
آره، واقعیه
- منظورت چیه؟ - چون اگه واقعی باشه،
دیگه نمیذارم این بچه مایهدارها بیان تو کلوپم
دارن بهترین دخترهام رو میدزدن
بیا بغلم
خیلی خوششانسی
وای خدایا! میدونم! مرسی!
هورا!
عجب شانسی آوردی، جندهخانوم!
آخی! خدایا!
میخوای بزنی زیر گریه؟
بس کن! نمیخوای که...
خب برای شام میای دیگه، آره؟
میدونی، داشتم به ماهعسلمون فکر میکردم
و به نظرم باید بریم تفریحگاه دیزنی ورلد
چون از بچگی آرزو داشتم
- برم اونجا - بس کن
آره. دیدی بعضی سوئیتها
تِمِ پرنسسهای دیزنی رو دارن؟
- سیندرلا - آره، خودِ سیندرلای لامصب
عزیزم، تو خیلی خوب منو میشناسی
خداحافظ اَنی. بهتره بهمون سر بزنی، سلیطه
حتماً سر میزنم، جنی
- خدافظ جیگر! - نهنگ شکار کردی؟
ظاهراً که آره، نه؟
من که میگم دو هفته بیشتر دووم نمیاری، سلیطه
وای دایموند! آخی عزیزم!
واقعاً امیدوارم یه روز خوشبخت بشی!
- واقعاً امیدوارم... - منم امیدوارم...
یه جراح پلاستیکِ درستوحسابی پیدا کنی
- چه گوهی خوردی؟ - خیلیخب اَنی. اَنی، بس کن دیگه!
یه بار دیگه از این گوهها بخور،
ببین چی میشه، پتیاره!
- زنیکه جنده! - به حسادت ادامه بده، قشنگم!
حسودی کن، عزیزم
حسادت یه مرضـه
اینو یادت نره، دایموند
من که میرم توی عمارتم استراحت کنم!
میدونی، عیبی نداره
هِــی
امکان نداره!
اینا همهش شایعهست!
من خودم دو هفته پیش پیشش بودم
ازدواج نکرده
در کمال احترام بگم، گالینا استپانوا،
اینا فقط شایعهست
نه... ولی همین الان میرم اونجا
گارنیک. گارنیک
الان؟
- آره - الان؟
اینو بگیر. با اون روسه برو اونجا
باز چیکار کرده؟
بمیر، بمیر، بمیر
همینه
بسه دیگه
یا جواب بده یا خاموشش کن
- وانیا - هوم؟
وقتی بهشون گفتی، واکنششون چی بود؟
واقعاً دلم نمیخواد راجع بهشون حرف بزنم
خب بهشون گفتی دیگه؟
آره بابا!
راستش...
خبر خوبیه، نه؟
مادر و پدرها معمولاً دوست دارن سروسامون بگیره
آره
ولی ننه بابای من آدمای تخمیای هستن
ولش کن اصلاً!
در هر صورت،
امیدوارم وقتی منو دیدن...
میدونی...
ازم خوششون بیاد
راستی...
کِی قراره مامان بابای تو رو ببینیم؟
خب، اگه میخوای باید بری میامی
مامانم با دوستپسرش اونجا زندگی میکنـه
و هر وقت بخوای میتونی خواهرم رو ببینی
هرچند مطمئنم که سعی میکنه تو رو بُر بزنـه
عاشق پسرهای روسیـه
«عاشق پسرهای روسیـه»
چیه؟ داری مسخرهم میکنی؟
دارم از جون مایه میذارم، عوضی
نه، روسیت حرف نداره! جدی میگم
روز به روز داری بهتر میشی
دیگه کمکم شبیه روسهای بومی شدی
خیلیخب
- دروغگو - نه، نه، نه
الان نه. اَنی، الان نه
دارم بازی میکنم، وسط مرحلهم
دسته رو بده من ببینم
باختم!
- خیلیخب - خیلیخب
خبرگزاری «آرگیومنت اند فکت»
یه عکس ازش با یه دختره
توی یه بازی انبیای پخش کرده
برگشتن گفتن دختره فاحشهست
اصلاً بامزه نیست، پسر
این چیزها که خنده نداره
اگه حقیقت داشته باشه، من و توروس به گا رفتیم
هرچند توروس بیشتر از من به گا میره، ولی بازم!
به نظر میاد از اون روزنامههای کسشعر زرد باشه
احتمالاً
ولی ببین، اگه اوضاع قاراشمیش شد
خیلی به ایوان سخت نگیر
اصلاً به ایوان دست نزن، بذار خودم باهاش صحبت کنم
ردیفـه. ولی اونوقت منو میخوای چیکار؟
شاید رفیقهاش اونجا بودن و...
یه دست بازی کردیم
هی، ایوان هست؟
نمیدونم
از وقتی اومدم نرفته
ولی شیفتم تازه شروع شده
میدونی ازدواج کرده یا نه؟
ازدواج کرده؟
خبر ندارم. من تازه رسیدم
خیلیخب، در رو باز کن
برو داخل، دست راست پارک کن
همونجا
- کسی قرار بود بیاد؟ - نه، اصلاً
اوه
هی، چی میخوای؟
ایوان، منم گارنیک
میدونم. چیکار داری؟
ایوان، لطفاً در رو باز کن
- سرم شلوغه. نمیشه - باید باهم صحبت کنیم
چرا باید همیشه یه حرف رو صد بار بهت بزنم؟
میگم سرم شلوغه، مهمون دارم
ایوان، مهمه. باید باهم صحبت کنیم
نه، ما حرفی باهم نداریم. از اینجا گم شو برو
اون دیگه کی بود؟
نوچههای بابامن
حرومزاده
یعنی چی!
ما رو گیر آوردی؟
چه غلطی میکنی؟ فکر کردی میتونی سرت رو بندازی پایین و بیای خونهی من؟
وانیا، این اینجا چی میگه؟
آروم، پام رو میشکنی
به کیرم هم نیست
وانیا، زنگ بزنم پلیس؟
- ایوان، پدرت ما رو فرستاده - چیزی نیست، چیزی نیست
درسته، پدرم شما رو فرستاده. منو خر فرض کردی؟
خب، ما رو نفرستاده. پدرت توروس رو فرستاد، توروس ما رو
خب، توروس خودش کجاست؟
سرش شلوغه
ولی اگه این ماجرا حقیقت داشته باشه خیلی از دستت ناراحت میشه
کدوم ماجرا؟
همین که تو با یه فاحشه ازدواج کردی
جانم؟
همینـه؟
با اون ازدواج کردی؟
مگه عقل تو کلهی کیریت نیست؟
آره، ازدواج کردیم و زندگیمون هم خیلی خوبه
امضا زدید و کارهای اداریش هم کردید؟
آره. حالا گم شو از خونهی من برو بیرون
توی بد دردسری افتادی، برادر!
اگه پای کوفتیت رو برنداری تویی که توی بد دردسری میفتی
وانیا، چه خبر شده؟
ما همینجا میمونیم. باید سند ازدواج رو ببینیم
ریدم بهش. شوخیت گرفتـه؟
دادا، هرچی زودتر قال قضیه رو بکنیم، زودتر شرّمون رو از اینجا کم میکنیم
ننه بابای ما هم دیوونهن ها!
خیلیخب
اگه اونا سند و مدرک میخوان بگو منم بهشون سند و مدرک میدم
مدارک ازدواج کجاست؟
- مدارک... - منظورت سند ازدواجـه؟
- سند، آره - سند...
توی دفترته، داخل کشو. چطور مگه؟
- خیلیخب. آه... - میخوای منم باهات بیام؟
نه، نه، نه. تو همینجا بمون
همینجا بمون
سلام
بگیرش. شرّت کم، رفیق
اسم من ایگوره
شما؟
اَنی
من همسرم وانیام
تبریک میگم
چیکار میکنی؟
ازم خواستن اگه سند ازدواجی وجود داشت ازش یه عکس بگیرم
این دیگه نوبرشـه
ننه بابام اینو ازت خواستن؟
توروس خواستـه
ما رو گیر آوردی؟
نه
اینجا چه خبره؟
منم نمیدونم
- تمومه، برو، برو، برو، برو... - وایسا
وایسا
- همهچی روبراهه؟ - آره، چیزی نیست
اینجا چه خبره؟
آره، فقط وقتش رسیده که با پسرها خدافظی کنیم
من و خانمم یکم حریم شخصی میخوایم
به نظر خسته میای، گارنیک. برو خونه
باید وایسیم توروس جوابمون رو بده
منتظرم فقط تنِ لشِ ارمنیت رو...
از خونهی من ببری بیرون
متأسفم
واقعاً متأسفم
واقعاً متأسفم، ببخشید
منتظرم راهت رو بکشی و بری. عزت زیاد، دادا!
ایوان
توروسـه
وایسید
چی رو وایسیم؟
پیام داده «وایسید» ما هم وایمیستیم
خب برید تن لشتون رو بیرون خونهم وایسید، مادرجندهها
- آره - مشکل چیه؟
خب، ظاهراً حقیقت داره
آره. سند ازدواج رو دیدیم
گالینا استپانوا، خواهش میکنم گریه نکن
ایوان، با کمال احترام
پدرت ما رو فرستاده
تو رو توروسِ کیری فرستاده!
توروس واسه من کار میکنه! آدم منه!
اونوقت تو یه گوپنیک رو آوردی خونهی من
قول میدم همهچی رو درست کنم
گالینا استپانوا. بله، گالینا استپانوا
فاتحهت خوندهست، دیگه اخراجی! واسه این غلطی که کردی کارت تمومه!
کسکش!
خیلیخب، ببینید، ببینید. شما واسه خانوادهی ایوان کار میکنید،
پس حدسم اینه که از ایوان هم حرفشنوی دارید، درسته؟
پس اگه بهتون میگه ببریدش بیرون،
پس ببریدش بیرون، لامصبها
گم شید ببریدش بیرون! هرچی همسرم گفت بگید چشم
مگه شوخی داریم؟
- شوخیت گرفته؟ - همگی، واقعاً شرمندهم
باید برم
یه مورد فوری پیش اومده، متأسفم
میگه باید همینجا بمونیم
برید، برید...
برید، خیلی ممنون
وایسا، وایسا
توروسـه
سلام، توروس
گوشی رو بذار روی بلندگو
تا اون فاحشه هم صدام رو بشنوه
فاحشه رو با من بود؟
صدات روی بلندگو بود
رقاص شهوانیـه. سلام، توروس
تو چیکار کردی، ایوان؟
چیکار کردی؟
تا دو هفته ازت...
بیخبر میشم،
میری با یه فاحشه ازدواج میکنی!
خدا بگم چیکارت کنـه!
من کارگر جنسی نیستم، مرتیکهی حرومزاده
آره، ارمنی بیشرف حرومی
ارمنی بیشرف!
میفهمی این کارت چقدر خجالتآوره؟
- توروس - مادرت داشت خون گریه میکردی، میشنوی؟
توروس!
مادرت یهبار هم توی عمرش گریه نکرد
پشت تلفن داره اشک میریخت
- توروس! - باید خجالت بکشی!
- کون لقت، کسکش! - ایوان!
مرتیکهی کونی
و حدس بزن چی؟
حدس بزن چی، دیوثِ بچهسال!
بگو چی؟ غافلگیرم کن ببینم!
این دفعه واقعاً کار خودت رو کردی
چی شده؟
ننه بابات دارن میان!
ننه بابات دارن میان
صدام رو میشنوی؟
کجا میان؟
اینجا. کجا میخواستی بیان؟ دارن میان اینجا
دارن عینهو بچههای شیطون مدرسهای میان دنبالت
شنیدی چی گفتم؟
فردا ظهر قراره همدیگه رو ببینیم
وانیا، چه خبر شده؟
میخوان برگردونت روسیه
پس بار و بندیلتو جمع کن
ایوان، چی میگه؟ یعنی چی؟
حالیت شد؟
دیگه به ته خط رسیدی. همین
وانیا، ما ازدواج کردیم. باید باهاش کنار بیان
- آره میدونم! - آره
کنار بیان؟
خیلی بامزهست. چرا که نه!
ایوان، خوب گوشهاتو باز کن
من تا 10 دقیقهی دیگه اونجام
تو و اون جندهت با من میاید
جنده رو با من بود؟
مادرت جندهست!
- فکر کرده کدوم خریـه؟ - هی، تا 10 دقیقهی دیگه...
خودم رو میرسونم، شنیدی؟
تا 10 دقیقهی دیگه جفتتون باهام...
تا ساختمون شهرداری میاید
میریم این ازدواج رو باطل میکنیم
شنیدی؟ این ازدواج باطل میشه!
اوه، من از جام جُم نمیخورم
ما با حرفِ تو طلاق نمیگیریم!
برو درتو بذار!
نظرت چیه که خودت بری درتو بذاری؟
من درمو بذارم؟ من بذارم؟
تو و ننهت برید درتون رو بذارید، مادرجنده!
دهن کیریت رو ببند! دهن کیریت رو ببند!
تو روحت هم خبر نداره من کیام
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. توروس، توروس، آه...
تو گفتی ننه بابام...
دارن میان آمریکا؟
آره. آره. مگه کری؟
تا یک ساعت دیگه از روسیه حرکت میکنن
فردا ظهر میریم ملاقاتشون، شنیدی؟
- اینجا چه خبره؟ - یالا
- چیو یالا؟ - یالا، بجنب، زود!
چرا باید از خونه بریم؟
حق ندارن همینجوری سرشون رو بندازن پایین و بیان تو
ببخشید. لطفاً نزدیک من نشو
- توروس 10 دقیقهی دیگه اینجاست - گارنیک، اون جنده رو خفهش کن، لطفاً
- کجا میریم، ایوان؟ - ایوان، ایوان...
نمیدونم کجا میریم، ولی داریم میریم
کجا میره؟
چرا ما باید بریم و اونا باید بمونن؟
- ایوان... - اصلاً با عقل جور درنمیاد
ایوان، کجا میری؟
- باید به پلیس خبر بدیم - تا 10 دقیقهی دیگه توروس...
- وانیا - گارنیک
گفت داره میره؟
- ایوان، ما... - بیا بریم، بجنب، بیا بریم
خیلیخب! ولی باید لباس بپوشم!
- لباسهای کوفتیم بالاست. لعنتی! - منتظر توروس میمونیم
گارنیک، بگیرش. گارنیک، نذار بره
توروس تا 10 دقیقهی دیگه میرسـه
- وانیا، وایسا. یه لحظه بمون - وایسا، وایسا
کجا میری؟ نه. ما وقت نداریم
باید لباس بپوشم، ایوان
- شلوار پام نیست! - خدایا
خیلیخب، خدافظ
- خدافظی کرد؟ - یعنی چی؟
- منو گیر آوردی؟ - خدافظی کرد؟
- ایوان! - لعنت بر شیطون!
- گارنیک! - ایوان، این چه کاری بود؟
اوه...
گم شو کنار
ایوان!
گفتم گم شو رد کارت، کسکش!
- ولی تو... - دست به من نزن!
نه. نه، نه، نه
وایسا!
ایوان! ایوان!
- دست کیریت رو به من نزن! - آروم، آروم!
- چیزی نیست - خودت آورم!
چه خبر شده؟
یکی لطفاً باهام حرف بزنه
- دست به من نزن، کسکش! - نه، فقط...
چه مرگتـه؟
- آروم، چته! - کسکش!
همهچی روبراهه؟
چی؟
باریکلا
- خیلیخب - نزدیک من نمیشیها!
نه، نه. چی؟ نه، نه، نه، نه!
بذارش زمین. این راهش نیست
- فقط بشین - جرئت داری بیا!
جرئت داری یه قدم دیگه بیا جلو، کسکش!
نه. فقط... من... بهت دست نمیزنم
نه، نه، نه، نه، نه، نه! نرو!
چیزی نیست
فقط بذارش زمـ...
وایسا
خواهش میکنم وایسا
وایسا، خواهش میکنم
نه، نه. وایسا
وایسا. وایسا، خواهش میکنم
گارنیک، چیکار میکنی؟
میخوای بکشیش؟
- تمومش کن! - گه توش!
باز ایوان از کوره در رفت، هان؟
صبر کن، چیزی نیست
اگه آروم نگیری...
میبندمت!
منو ببند تا نشونت بدم، مادرجنده!
از رو من بلند شو!
خل شدی!
هی، هی!
کمک! بهم حمله کرده!
دادا، چه گهی داری میخوری؟
ولم کن! یکی کمکم کنـه!
- از من جداش کنید! - منظورت چیه؟ خودت گفتی نذارم فرار کنه
منم همینجا نگهش داشتم
آره، ولی آخه چرا داری میبندیش؟
چون یهو دیوونهبازی درآورد
اینور و اونور پرید
- کمک! - دیگه چیکار میتونستم بکنم؟
- چرا اونجا وایسادی؟ - ایگور، چه غلطی میکنی، مرد؟
شمعدونی رو سمتم پرت کرد
بیا پاهاش رو ببندیم
نه، نه، نه، نه! لطفاً، لطفاً، لطفاً این کارو نکن
همچین کاری نمیکنیم، بازش کن
ولم کن، کسکش عوضی!
- حرومی بیشرف! - دادا، فرار میکنه. بهت قول میدم
کجا میخواد فرار کنه؟
ما اینجا دوتا آدم بالغیم. خل شدی؟
خیلیخب
- مادرجندهی خلوچل! - هی
به نفعتـه نزدیک من نشی، عوضی!
وایسا، وایسا. گوش کن. قرار نیست جایی بری
برگرد، خواهش میکنم برگرد...
داره فرار میکنـه!
جدی میفرمایید؟
هی، وایسا
برو بگیرش دیگه!
ولم کن!
منو بذارم زمین، مادرجنده!
کسکش!
کسکش!
کسکش!
- این چه کاری بود، پسر! - منو گاز گرفت، مرد
بیشرف!
بیا، پاهاش رو ببند
چی؟ چطوری؟
مادرجنده!
- منظورت چیه چطوری؟ - تف!
- کسکشِ چهلپدر. بیشرف حرومی - یهجوری ببند دیگه، رفیق
با چی ببندم؟
با هرچی!
- نه، نه. نکن، نکن - با اون سیم!
من اصلاً نمیدونم اینجا چه خبره
من که کاری نکردم. منو نبندید
فرار نمیکنم. قول میدم
خونسردم. کاری نمیکنم
- فرار نمیکنم - چی؟
- لازم نیست منو ببندید - شوخیت گرفته؟ ببندش!
نه، بیشرف حرومزاده. لازم نیست منو ببندی
- آروم باش. گوش کن، گوش کن. - من آرومم، من آرومم
پدر ایوان میخواد این ازدواج باطل بشه
تو اینجا میمونی و جداییتون رو رسمی میکنی
شنیدی رئیسم چی گفت
رئیست هم گاییدم
به خداوندی خدا قسم!
گارنیک، عجب کودن پلشتی هستی!
بر پدرت لعنت!
فقط میخوام بدونم اینجا چه خبره
یکی بگه چه خبر شده!
فرار نمیکنم. دستم رو باز کنید
لعنتی شکستـه
فکر کنم دماغم رو شکوند
آره. دلم خنک شد دماغ تخمیت رو شکوندم
زنیکهی جنده، زدی دماغم رو شکوندی!
آره؟ دفعهی بعد یه لگد حوالهی خایههات میکنم!
خدایا، منو باز کنید!
گارنیک، کودن بیخاصیت، بگو چی شده!
- منو باز کن، حرومزاده! - الو؟
- یه لحظه وایسا، توروس. وایسا - کسکش عوضی
وایسم؟
- روانی عوضی. منو باز کن، عوضی - یالا، مرد. صبر کن! لعنتی
- گارنیک، به خدا اگه گند زده باشی... - تقلا نمیکنم
- گارنیک! مادرجنده... - منو باز کن
تقلا نمیکنم
فرار نمیکنم. فقط منو باز کن، لعنتی
نه
نذار بره
به خدا...
قبرت کندهست
میفتی گوشهی هلفدونی
یخهاتون کجاست؟
فقط منتظرم ایوان بیاد ببینه با من چیکار کردید
پولدارها یخ ندارن؟
ایوان که همین الان از خونه رفت
نرفت
رفته کمک بیاره
فکر نکنم
گارنیک!
عجب دیوثهایی هستید
آره، حتماً خوشت اومده، هان؟
آره، خوشت اومده، عوضی مریض؟
مطمئنم جواب این کارت رو میگیری
خلوچل عوضی
تور، کجایی؟
رسیدم، کودنِ خر
در رو باز کن
بله، قربان، ولی ایوان تازه...
میگم درِ تخمی رو باز کن!
تقلا نمیکنم، ولم کنید برم
نه
از جات جُم نمیخوری
تحت هیچ شرایطی نذار بره
بخاطر این کارتون خودتون رو مُرده بدونید!
من همسر ایوانم، احمقها
وانیا؟
تو اون ارمنی کسکشی هستی که باهاش حرف میزدم؟
چه خبره؟
گندهشون توئی عوضیای؟
- اینجا چه اتفاقی افتاده؟ - همهش تقصیر دخترهست
هی، آقا
میشه به این یارو بگی منو ول کنه؟
- چی؟ - آره، اینا همهش کار دخترهست
- آهای - ایوان کجاست؟
ایوان در رفت
- چرا هیچکس... - در رفت؟
ببخشید قربان، آهای
- جلوش رو نگرفتی؟ - سعی خودم رو کردم
ولی بعدش... روی زمین یخ بود
- سعی کردم جلوش رو بگیرم - آهای!
- سعی کردی؟ - آهــای!
- سعی کردی؟ قرار نیست سعی کنی - میشه یکی گوشش با من باشه؟
فقط میگیریش تو مشتت. منظورت چیه سعی کردی؟
- منظورت چیه؟ فکر کردی من... - پس الان رفته؟
اجازه ندارم به اون حرومی دست بزنم
- ببخشیدا! آهــای! - دهن کیریت رو ببند!
نه، منو ول کن برم
به این یارو بگو منو ول کنه برم
- چیکار میکردید؟ چرا گذاشتی بره؟ - تو رئیسشونی؟
- چی؟ اون بهم گفت به پسره دست نزنم - رئیس کوفتیشون تویی؟
- بهش بگو منو باز کنه برم - منم درگیر دختره بودم
کسکش... ببخشید!
مادرجندههای عوضی
- لطفاً پیام خود را... - جواب نمیده
برنمیداره
هی، کله کیری!
معلومه که برنمیداره
میتونی به این حرومزاده بگی دستم رو باز کنه برم؟
چرا دختره رو روی پات نشوندی، پسر؟ جریان چیه؟
منم نمیدونم جریان چیه
میشه بهش بگی منو ول کنه؟
- چرا روی پات نشسته؟ - گرفتمش در نره
بـ... بذارش زمین، لطفاً
- نه، این کارو نکن - آره، منو بذار زمین
نه، این کارو نکن
بهش بگو منو بذاره زمین، لطفاً
بذارش زمین
- چرا اینجوری گرفتیش؟ - آخ
- نه، نه، نه. مراقب باش، دادا - بخشکی، گه توش!
- مراقب باش - چرا...
حالا میتونی بگی منو باز کنه؟
چرا شما... چرا دستهاشو بستید؟
- بازم کن - منو ببین!
چیه؟ نکنه از این دختربچه میترسید؟
- میشه بهش بگی منو باز کنه؟ - دختره وحشیه
اون فقط یه دختربچهست! میخوای بگی...
- یه گوشمالی حسابی به جفتتون داد؟ - ولی مثل دختربچهها دعوا نمیکنـه
- میرم گوشیم رو بیارم - میشه بازش کنی؟
اگه بازش کنی من میرم، دادا
خیلی مسخرهست، پسر. بازش کن
- خجالتآوره - بازم دیدی یهو یه حرکتی زد
این کارو نکن
میتونم بازش کنم ولی اونوقت به چیزی که میخوای نمیرسی، چون دیگه نمیشه کنترلش کرد
- کون لقت - دختره وحشیه، دادا
نه، اینا همهشون...
- یه مشت دروغگوئن - خیلیخب، گوش بده چی میگم
گوشیت کجاست؟ میشه لطفاً گوشیت رو بدی من؟
گوشیم توی اون یکی اتاقـه
اگه منو باز کنی میرم میارمش
- ازت میخوام منو باز کنی - کجاست؟
کدوم اتاق؟ اونجاست؟ میشه... میشه...
برو گوشیش رو بیار، لطفاً
نه، خودم گوشیم رو میارم. خودم گوشیم رو میارم...
- به وانیا زنگ میزنم - دستت رو باز میکنم
- یه لحظه دندون رو جیگر بذار - نه! نه، این کارو نکن!
فقط میخوام با گوشیت به ایوان زنگ بزنم
- میدونم، منم گوشیم رو میارم - میگم برو اون گوشی تخمی رو بیار!
بیا یه لحظه خونسردیمون رو حفظ کنیم
- مراقب باش - یه لحظه آروم باشیم
- فقط آروم باشیم - آرومم
- از جام تکون نمیخورم - فقط بهم گوش بده
خیلیخب، ببین، اینجا یه مورد اضطراری برامون پیش اومده
خیلی حیاتیـه
خیلیخب، ازت میخوام همکاری کنی. دارم التماس میکنم
آدمهات اومدن اینجا
ایوان رو از خونه فراری دادن
دستم رو بستن، بهم حمله کردن
اون حرومی مجبورم میکرد روی پاهاش بشینم
آدمهات همهشون دیوونهن
من واقعاً متأسفم که اینجوری شد، خب؟
من واقعاً متأسفم
ولی الان باید فقط آرومش کنیم، خب؟
بیا. دست برسون، لطفاً
شمارهش رو داری؟
آره، ذخیرهش کردم «همسرم»
خیلیخب، آره
«همسرم»
پیداش کردم
لطفاً پیام خود را...
میره روی حالت پیغامگیر
چه همسر ماهی هم داری!
اولش که ولت کرد، الانم که جواب تماست رو نمیده
ازدواج واقعی بیاد بره توی کونم، پسر
مرغ از قفس پرید
مرتیکهی بچهسال
نمیدونم الان اینجا...
چه بگاییِ خانوادگیای پیش اومده،
ولی من و ایوان زن و شوهریم، خب؟
ازدواجمون واقعیه و منم قصد طلاق ندارم
ازدواج واقعی این نیست
معلومه که هست!
خب؟ و قراره طلاقتون رو بگیریم
و توام حق اظهار نظر نداری
من ناسلامتی همسرشم!
پس حق اظهار نظر هم دارم
فکرش هم نکن
خوب گوش کن چی میگم
ازدواج شما غیرقانونی بود
کلاهبرداریه و...
- الساعه طلاقتون رو میگیریم - کلاهبرداری؟
نخیر، ما دوتا آدم بالغیم که با رضایت خودمون توی رابطه رفتیم و قانوناً ازدواج کردیم و...
شما هم هیچ گهی نمیتونید بخورید
نه، ایوان فقط داره خوشگذرونی میکنه
- توام انقدر جدی نگیر - نه، اینجوریها نیست
- روحت هم خبر نداره - جداً؟
کِی باهم آشنا شدید، هان؟
- کِی دیدیش؟ - کلوپ برهنگی
از من بشنو، تو این آدم رو نمیشناسی
- میشناسمش - من دارم بهت میگم نمیشناسیش
- وقتی میگم همسرم رو میشناسم، یعنی میشناسم - نه، نمیشناسی
ایوان همیشه اینجوری بوده
همیشهی خدا درگیر این مسخرهبازیهاش بودم از وقتی که...
- شیش سالش بود - ایوانِ همیشگی
حالا والدینش منو میکشن و...
خانوادهم دیگه هیچوقت باهام صحبت نمیکنـه
حرومی بچهسال
اونوقت واسه این آدم غسل تعمید رو نصفه ول کردی اومدی
- خدا از دهنت بشنوه - خدای من
من عاشق همسرم هستم و میخوام تا ابد پاش بمونم
نه، این کسشعرها رو تحویل من نده
این کسشعرها رو تحویل من نده. تو عاشقش نیستی
نه تو عاشقشی نه اون عاشق توئـه
فهمیدی؟ اینا همهش فکر و خیالـه
دل تو دلم نیست که بچهی ایوان رو به دنیا بیارم
در واقع فکر کنم حامله هم باشم
مسلماً امیدوارم حرفت دروغ باشه،
چون اونوقت باید ترتیب بچه هم بدیم
- بهت قول میدم - گوهِ اضافه!
- بله، قول میدم - منم ازتون میخوام...
منو باز کنید و از خونهی من برید بیرون!
- وگرنه مجبورم ازتون شکایت کنم - از خونهت؟
- آره، خونهم - اینجا خونهی ایوان نیست
اینجا خونهی پدرشه
ایوان هرچی داره از باباشـه
فهمیدی؟ ایوان هیچی نداره
اون اتاقی که توش سکس کردید رو یادته؟
اتاق پدر و مادرشه
میدونی اتاق ایوان کجاست؟
انتهای سالن، همونی که روی دیوارهاش سفینهست
میدونی چرا؟
- میدونی چرا؟ - بترک بگو چرا
- بخوام نخوام قراره بگی دیگه - چون ایوان یه بچهست. دلیلش اینـه!
پسرهی بچهسال!
تو نمیفهمی. اون با ازدواج با یکی مثل تو
آبروی خانوادهش رو برده
اگه حتی یه ثانیه هم فکر کردی خانوادهش اجازهی چنین کاری رو میدن
سخت در اشتباهی
در واقع اگه کمکم نکنی این قضیه رو حل و فصل کنم،
میدم دستگیرت کنن
آره
- میدم دستگیرت کنن - دستگیر؟
آره
- خیلی مسخرهست - آره
- به چه جرمی؟ - چه جرمی؟
- آره - بهت میگم به چه جرمی
- ورود غیرمجاز - «ورود غیرمجاز»
کلاهبرداری، خیانت
- سرقت - سرقت؟
- آره، سرقت - تعرض
و... راستش همهچی مثل روز روشنـه
یه فاحشهی کلاهبردار که با ایوان ازدواج کرد و...
ایوان رو... اغفال کرد باهاش ازدواج کنـه
تا خودش پول و پلهی خانوادهش رو بالا بکشه
- تمام - هوم، شک نکن
و مطمئنم که سوءپیشینه هم داری، پس...
حتماً اتفاق افتاده
آره سه سوته میندازنت گوشهی هلفدونی
- به همین راحتی - آره
ایوان ازم خواستگاری کرد
خودش میخواست ازدواج کنیم
دستم حلقه انداخت
- این کوفتی رو میبینی؟ - کدوم حلقه؟
برام یه حلقهی چهار قیراطی خرید
این هم به نظرت الکی بود، مادرجنده؟
ولی تو تاحالا یکی از اینا ندیده بودی، مگه نه؟
- حلقه رو از دستش دربیار - نه، نه
- درش بیار - این حلقهایه که ایوان بهم داده
- اون حلقه رو بده من! - حلقه رو بهت نمیدم - چرا؟
- اون حلقه رو دربیار! - دستت بهم بخوره جیغ میکشم، حرومزاده
نزدیک من نمیشی!
اون حلقه رو ازش بگیر
- مراقب باش - پاهاش رو بگیر
دادا، مراقب باش!
اینجا ملک زاخاروفـه
- کون لقت! کون لقت! - خفه شو، خفه شو!
دارن بهم تجاوز میکنن!
هی، هی، داد نزن
هی، چی داره میگه؟
- دارن بهم تجاوز میکنن! - خفه شو! ببند دهنتو!
داره میگه «تجاوز؟» داره...
چی؟ چی؟ ببند دهنتو!
دختره گاز میگیره!
- آخ! - نزدیکش نشو
دهنش رو ببند! الانه یکی به پلیس زنگ بزنـه!
- چطوری ببندم؟ - باید خفهش کنی!
- چطوری؟ یه پارچهای چیزی میخوام - مادرجنده!
خفهخون بگیر
انقدر جیغ و داد نکن
خواهش میکنم داد نزن
جـون مـادرت داد نـزن!
فردا صبح اول وقت...
ما رو پیش اون قاضیه میبری
وگرنه شرکت روابطش رو باهات قطع میکنـه
به همین سادگی
نه، نه، نمیخوای سعی کنی!
همهچی درست میشه
آره
وقتشه این هرزهخانم رو به حرف بیاریم. بیا بریم
حالا آرومی؟
اذیت نمیکنی دیگه؟
مراقب باش
باور کن، میدونم
میدونم داری به چی فکر میکنی
فکر میکنی این تولهسگ بهت خیانت کرده
خب، حدس بزن چی! به منم خیانت کرده، خب؟
به منم!
بفرما
به همهمون خیانت کرده
چون یه بچهی سرتق و لوسـه که نمیخواد بزرگ شه
آره به خدا
الانم توی منجلابی گیر افتادیم که باید...
باید باهم ازش بیرون بیایم
فهمیدی؟
ولی من هوات رو دارم
خب؟ من هوات رو دارم
جوری که من به مسئله نگاه میکنم، این ازدواج بخاطر گرفتن گرین کارتـه
بنابراین ایوان باید هزینهی ازدواج بابت دریافت گرین کارت رو بهت پرداخت کنه
اینجوری منصفانهست
پس وقتی که ازدواجتون باطل شد،
من خاطرجمع میشم که تو به 10 هزار دلار دستمزدت برسی
چطوره؟
حالا اینو پایین میکشم ولی داد و بیداد نمیکنی، خب؟
اگه بخوای داد بزنی دوباره میذارمش سر جاش
فهمیدی؟
10 هزارتا
از این بهتر گیرت نمیاد، عزیزم
نظرت چیه؟
میخوام قبل از اینکه سر این چیزها به توافق برسم، با ایوان صحبت کنم
حتماً، البته
همهمون میخوایم که با ایوان صحبت کنی
ما همه خواستهی مشترکی داریم
خیلیخب، پس بریم ایوان رو پیدا کنیم
خیلیخب، ولی ببین
منو نگاه کن
به محض اینکه ایوان رو پیدا کنیم، و مطمئنم که میکنیم،
و به محض اینکه ازدواج رو باطل کردیم، که اون کار هم میکنیم،
اون 10 هزار دلارت رو برمیداری و میری
و دیگه حتی خواب زنگ زدن به ایوان رو از سرت بیرون میکنی
مفهومه؟
باشه
بازش کن
سند ازدواج و گذرنامهشون رو داری؟
در تلگرام: t.me/FarahSub t.me/FSH294
ببخشید، باید برم لباس بپوشم
میشه یکم حریم شخصی داشته باشم؟
آنورا میخیوا؟
اَنی. اسمم اَنیه
اینجا نوشته آنورا
میدونم، ولی اَنی صدام میکنن
- ممنونم - خیلیخب، سوار شو
پس کارم تمومه؟
تا پیداش نکردیم توام باهامون میای. بشین
وایسا ببینم، این چرا داره پشت میشینـه؟
- من پیش اون روانی کوفتی نمیشینم - روانی هفت جد و آبادتـه
- میتونم جلو بشینم؟ - آره، برو جلو
- نمیخوام پیش تو بشینم - من پیش تو نمیشینم
یعنی من ریدم به این زندگی
کلارا، بیا اینجا
خونه امروز از روزهای قبل یکم شلوغتره
این واسه تو، دیگه سؤالی نپرس
به نظرت اونجاست؟
روحم هم خبر نداره
بهتره که باشه
خیلیخب، راه برو دیگه!
باید برم بیمارستان
نه، چیزیت نیست. نگران نباش
نه، وضعم خرابـه، دادا
حس میکنم ضربه مغزیای چیزی شدم
- بابت اتفاقی که... - بزن بریم!
بزن بریم، بجنب!
...اونجا افتاد متأسفم
- کی فکرش رو میکرد... - نمیخوام رفیقت باهام صحبت کنه، خب؟
دست از سرش بردار، مرد!
سرم داره منفجر میشه، دادا
نمیتونی یه...
ببند دهنتو، گارنیک!
خدای من، الانه که...
با این دستفرمونت تصادف کنیم
- انتحاریای چیزی هستی؟ - فقط اون دهنتو ببند!
چیزی نمونده بود اون پیرزنه رو زیر بگیری
تو آخه چی از رانندگی میدونی؟
- خودت دهنتو ببند! - نزدیک من بشه نشونش میدم
از لحظهای که سوار شدیم مدام داری راجعبه خراشی که روی صورتتـه
- در گوشم نق میزنی و ناله میکنی - چیو نشونش میدی؟
- هرچی که نیاز داره - خایهفنگتر از تو توی زندگیم ندیدم
فقط همهشو باهم بالا ننداز
این دیگه چه کوفتیه؟
خیلیخب، بریم. مهم نیست
- بزن بریم - بزن بریم
یکم تندتر
بجنب
- سلام، کریستال - سلام، اَنی
هی، امروز وانیا رو ندیدی؟
- نه، چطور؟ همهچی روبراهـه؟ - ندیدی؟
آره، همهچی روبراهه
میشه یه زنگ بهش بزنی؟
باشه. چی شده؟
فقط میخوام یه زنگ بهش بزنی
میشه یه لطفی کنی و بهش زنگ بزنی؟
خیلی سین جیم نکن. فقط گوشی رو بردار و بهش زنگ بزن
خیلیخب. تام؟
- تام، اَنی اینجاست... - خانم؟
- هی، تام - چی شده، اَنی؟
امروز وانیا رو ندیدی؟
نه، ندیدمش
خیلیخب. بهت پیامی نداده یا زنگی نزده؟
نه، هیچی. نه
خیلیخب، میشه الان یه زنگ بهش بزنی؟
- وایسا ببینم. اینا کی هستن؟ - دوستام. میشه...
- چیزی نیست، فقط... - میشه به ایوان زنگ بزنی؟
- همهچی ردیفـه؟ - وایسا، چه خبر شده؟
- همهچی روبراهه - واسه چی به ایوان زنگ بزنم؟
- فقط گوشی رو بردار و زنگ بزن - زنگ نمیزنم
- تو کی هستی؟ - مهم نیست من کیام
- فقط ازت میخوام که باهاش تماس بگیری - مهمه. من گوشیم رو به تو نمیدم که...
ایوان توی دردسر بزرگی افتاده. باید پیداش کنیم
هی، هی، یکی از شماها بهتره بیاد با ایوان تماس بگیره
پشت خط؟
- پشت خط - بگو ما هم بخندیم!
- اینا دیگه کدوم خرهایی هستن؟ - کجاش خنده داشت، پسر؟
دارم بهت میگم به ایوان زنگ بزن. مشکلش چیه؟
واسه خودت داستان درست نکن. پسر، من برمیگردم داخل و
- میرم به کارم... - اتفاقاً یهجور برات داستانش میکنم
که اونسرش ناپیدا، مادرجنده
- چرا؟ - اصلاً فکر خوبی نیست
- گورت رو از اینجا گم کن - این کارت اصلاً فکر خوبی نیست
- گم شو از اینجا برو - تام
چیه، پسر؟
گردنکلفت. با اون میخوای چیکار کنی؟
اگه بیرون نری قلم پاتو خرد میکنم
- گفتم فکر خوبی نیست - تام
پس گوشیت رو بردار و همین الان بهش زنگ بزن
تام
سیکتیر!
هرچی هست رو بزن خرد و خاکشیر کن
- چه گهی میخوری؟ - گه، گه، گه توش!
بگو دست نگه داره! چه گهی میخوری؟
- وای، نه! - گم شو به ایوان زنگ بزن!
- این چه کاری بود کردی، پسر؟ - خیلیخب، خیلیخب
خدایا!
- رد دادی؟ - خدایا!
- بذارش روی بلندگو - به گا رفتم
فاتحهم خوندهست
لطفاً پیام خود را...
- گوشیت کجاست؟ - وایسا، پسر
فقط چیزی رو نشکون، خب؟
- باهاش تماس بگیر - چه غلطی کردید؟
- بذارش روی بلندگو - بیا، بیا
فقط چیزی رو نشکون، پسر
جواب نمیده، جواب نمیده
- میدونم، میدونم نمیده - لطفاً پیام خود را...
جواب تماس رو نمیده
اون یکی رفیقش کجاست؟
پیش الکسـه؟
الکس الان مشغوله
- نمیتونه پیش الکس باشه - کجا کار میکنـه؟
پیش تاتیانا
- لعنتی - بزن بریم
نه. اوه، نه
این چه وضعشـه!
- خدایا خداوندا! - کجا میری؟
- سمت ماشین - پیاده پنج دقیقهای میرسیم
نه، نه، نه. من تا اونجا قدم نمیزنم
- بیا تا اونجا رانندگی کنیم - هوا کیری سرده
نه، من دنبال یه پارکینگِ دیگه نمیگردم بیا بریم!
- چرا با ماشین نریم؟ - همین گوشهست، قدم بزن
- بجنب، راه بیفت - یخبندونـه، پسر. منو نگاه
از قصد این کارو میکنی؟ چه مرگتـه، دادا؟
[تیانا گریل]
خیلی بیشتر از پنج دقیقه شد
سلام
یه میز چهار نفره؟
الکس اینجاست؟ الکس؟
الکس؟
همینجا کار میکنـه
- همون دستیار سرآشپزه؟ - آره
- بریم - نه، وایسید. صبر کنید
- شماها نمیتونید داخل برید - نه، مشکلی نیست. مشکلی نیست
اونا کار خودشون رو بلدن. تو خونسرد باش
- خدایا، الکس - اَنی!
- وانیا رو ندیدی؟ - نه. چه خبر شده؟
دنبال وانیا میگردیم. یه مورد اضطراری خانوادگیـه
- ایوان رو ندیدی؟ - داستان چیه؟
- ایوان رو ندیدی؟ - نه
- مشکلی نیست. نه، مشکلی نیست - آخه ممکنه اخراج شم
نمیخواد نگرانش باشی
- میشه بهش زنگ بزنی، لطفاً؟ - من ندیدمش
- زنگ بزنم؟ جدی؟ - آره، بهش زنگ بزن
آره، لطفاً بهش زنگ بزن. بهش زنگ بزن
تو بازیگری؟ جایی دیدمت؟
- هان؟ - بازیگر نیستم، نه
نیستی؟ ولی خوشگلی
اهل کجایی؟
یه لحظه گوشیت رو بده من
یه لحظه. وانیا انگار آب شده رفته توی زمین
- امروز باهاش صحبت کردی؟ - نه، ندیدمش
احتمالاً خونه باشه
نه، خونه نیست. تام و کریستال هم ندیدنش
میشه گوشیم رو پس بدی، لطفاً؟
ممنون
- دنبال عکس ایوان میگردم - خیلیخب
- حتماً عکس همسرت باید توی گوشیت باشه - نه، من گوشیم رو بهت نمیدم
یه لحظه گوشیت رو میخوام
- فقط میخوام با گوشیت... - من... نه، اصلاً میدونی چیه؟
اگه یهبار دیگه دستت به من بخوره جیغ میکشم
اینستاگرامش رو بزن
اینستاگرامم کجا بود. بچه نیستم که، مرد
چی میگی؟
دارید کاری میکنید اخراجم کنن!
پیداش کردم. بیا
- بچهها - اوه، خیلیخب
- اَنی، چه خبر شده؟ - داریم دنبال...
دنبال وانیا میگردیم. نمیدونیم کجاست
ولی انگار این کاکاسیاه دیوونهست
خیلیخب. ممنون. کجا...
کجا میرید؟
به نظرت پیش داشاست؟
مگه اینکه با داشا و اون دوستپسر هولش
رفته باشه باهاما
یه لحظه آهنگ رو قطع کن. آهنگ رو قطع کن
ببخشید، واقعاً شرمنده
ولی یه لحظه توجه کنید
ما دنبال یه پسر گمشده میگردیم، ناخوشه
الان عکسش رو بهتون نشون میدم
هر اطلاعاتی دربارهش بهم بدین، ممنون میشم
ما داریم پول میدیم بعد آقا میگه توجه کنین؟
من شرمندهم ولی این بچه اصلاً حالوروزِ خوشی نداره
لطفا اگه دیدینش، بهمون بگین
شما جایی ندیدینش؟
- یه سیگار بده - شوخیت گرفته؟
دارم یخ میزنم بعد آقا سیگار میخواد
توروس، از دستِ تو!
اگه گردنت رو نپوشونی سرما میخوری
اینو چرا آوردی؟
چرا اینو آوردی، کسخل؟
چرا؟ باز میخوای دهنمو ببندی؟
ننه کیردزد
کس خارش، شال رو بده بیاد
نه! نه! نــه!
بهخدا قسم که...
هی، هی. اون ماشین منه!
نه، نه، نه، نه، نه
- نه، نه، نه - رفیق یگه بکسلش کردیم
- خواهش میکنم - دیگه بکسل کردیم
باید ببرمش، باید ببرم تحویل بدم
- ماشین منو نبر - این کارو نکن
این ماشین منه
هی، گوش بده چی میگم. هی، تقصیر خودته!
رفتی وسط خیابون پارک کردی، خب؟
رفیق، فقط خواستم یهجا پارک کنم
تابلوی پاک ممنوعی نداره!
- بهت پول میدم. چقدر میخوای؟ - گوش بده چی میگم
- صد؟ دویست؟ سیصد؟ بگو چقدر - ببین، میری توی محوطه
- با آدمها صحبت میکنی - پول رو بگیر
- خب؟ باهاشون حرف میزنی - پول رو بگیر
پس کون لقت، کون لقت!
- چرا کون لق من؟ - کون لقت
من... اصلاً به کیرم هم نیست
از سر راه من برو کنار
گفتم از ماشین کیری پیاده شو!
خودت همینو خواستی
من تازه دو هفتهی کوفتیه که این کارو شروع کردم داداش!
چه غلطی... شوخیت گرفته؟
شوخیت گرفته!
- خدای من - یا خدا!
واقعاً...
همهش تقصیر توئه. همهش تقصیر توئه
- لعنت بهت! - سوار ماشین شو!
- یالا! یالا! - دهنت سرویسه
شماره پلاکت رو برداشتم
اگه سوار اون ماشین بشی دهنت سرویسه
نه نه نه نه نه!
چه غلطی داری میکنی؟
لعنت به شما روسها!
- تو دیوونهای! - خدای من. وای
شماها دیوونهاین
ما این لاشی رو پیداش میکنیم...
حتی اگه تموم شب زمان ببره
به جونِ مادرم...
چه گهی بود خوردی؟
یالا یه سرنخی بهم بده. یه چیزی بگو
- یه چیزی... مثلاً کجا... - نمیدونم
- نمیدونم - فکر کن. فکر کن. کجاست؟
اون... گیم. اون گیم دوست داره
شاید آرکیدی جایی باشه. نمیدونم (آرکید: بازی سکهای)
بجنب، حواست کجاست رفیق؟
دوستان، کسی امروز این پسر رو ندیده؟
شما وانیا زاخاروف رو ندیدین؟
رفقا، این پسر رو ندیدین؟
آهان! سالن بیلیارد!
اونجاست... سالن بیلیارد اونجاست
یادته پنج سال پیش ما...
تو... تو داشتی بهش بیلیارد یاد میدادی؟
ما اینجا بازی کردیم، دقیقاً همینجا سر نبش
- یادته؟ - پنج سال پیش؟
من یادمه
بیا بیا. یه لحظه رفیق
این عکس رو ببین. این آقا رو ندیدی؟
ایوان، ایوان
- اون وانیاست؟ - آره
امروز اونو دیدینش؟
- نه امروز نه - نه
ولی مهمونیایی که میگیره بهترینن
آره اون خیلی خفنه
وای از این زنیکه متنفرم
قیافهش رو میبینم میخوام بالا بیارم
لطفاً پیغام خود را...
بچهها این آقا رو ندیدید؟
اون... اون گم شده
مطمئنید؟
بذار ازشون بپرسم
- وایسا ببینم، کجا؟ - یه لحظه صبر کن
بچهها، امروز این آقا رو ندیدید؟
نه
احتمالاً گم نشده، لابد دزدیدنش
آره حتماً! میگه دزدیدهنش!
فکر کن، فکر کن، فکر کن، فکر کن
میشه پشت سر هم بهش زنگ بزنی لطفاً؟
چه غلطی میکنی؟
- وای خدای من - وای باورم نمیشه...
ای وای من!
متوجهی که فردا قراره زن من...
با این ماشین رانندگی کنه دیگه؟
متوجهی؟
چه جوری از شر این بو خلاص شم؟ هان؟
تو بهتره برگردی همون ایروان!
از شرِ توی کسکش خلاص شیم حداقل!
میخوای گند بزنی به همهچی؟
- مراقبم - ببند دهنتو!
برو گورت رو گم کن!
ایوان برات مهمتره تا من
بگیر تمیز کن
کی مهمتره؟ ایوان یا داداشت که داره جون میده؟
- من برنمیگردم اونجا - گور بابای ایوان!
- اوهوم - ریدم دهنِ اون پسرهی کونی!
اینجا هنوز بوی گند میده
لعنتی، میدونم. گندش بزنن!
باهاش کدوم کلوپها رفتی؟
- نمیدونم. ما... - هان؟
نمیدونم. کلوپهای زیادی رفتیم
منو ببر تک تکشون رو نشونم بده
سلام، امروز این آقا رو ندیدید؟
آره، دیگه مشروب بهش ندادیم. سیاهمست بود
کی؟
تقریباً 20 دقیقه پیش
تازه رفت
امروز این آقا رو ندیدید؟
نه؟
دنبالِ ایوان زاخاروفی؟
- 800 دلار خرج گذاشت روی دستم - الان کجاست؟
من از کجا بدونم؟ ولی یکی باید پولِ منو بده
- باشه. خداحافظ - نه صبر کن، اما شما میشناسیش
من ازش عذرخواهیم رو کردم
میتونی یه بار دیگه بهش بگی
حتماً برات جبران میکنم
یا برای اونا یا برای تو
چی کار میتونم بکنم؟
میخوای چی کار کنم؟
اون مشکلی نداره
به مامانش بگو همهچی مرتبه
بگو همین الان بغل دستم نشسته
اون یه مینک واقعیه؟ (مینک: حیوانی شبیه راسو)
ببین من دیگه نمیتونم صحبت کنم. باید برم
- نه - توروخدا، التماست میکنم
- اوه - تو رو خدا بس کن
انگار یه مینک واقعیه
آره پس چی فکر کردی؟ تو چرا...
- منم شرمندهم - آره واقعیه. اما مینک نیست
- من پدرخوندهی اون بچهم - یه سمور سیبری لعنتیه خب؟
که خیلی بیشتر از مینک میارزه
معلومه که شرمندهم
نه، درمورد... درمورد اون بچه حرف نزن
رفقا امروز این آقا رو ندیدید؟
برو ته صف
من فقط یه سؤال دارم
این پسر رو ندیدین؟
چرا، نیم ساعت پیش همینجا بود
مستتر از اون بود که بذارم بره داخل
- میدونی کجا رفت؟ - من از کجا بدونم آخه؟
کارت شناسایی، لطفاً
چه پدرخوندهی داغونی هستی!
جای اینکه مراقبِ بچه باشی، ولش کردی به امونِ خدا
شوخیت گرفته؟
لابد رفته یه جا تا خرخره مشروب بخوره
خودت که اینقدر کارت درسته،
چرا گذاشتی فرار کنه؟
شما چی میگین؟
«یه دورهی سنگین خوشی و مستی»
یه دورهی سنگین مستیه. آره
تور، چه ربطی به کاردرستبودن داره
ریدم توی این وضعیت! قرارمون از اول این نبود
من فقط میخوام برم ارمنستان. چه اوضاعِ تخمیای شده!
♪ t.A.T.u. - All the Things She Said ♪
به گا رفتم
بدجوری به گا رفتم!
میدونی، اون منو خیلی محکمتر از تو گایید
- جدی؟ - صد درصد
باور کن
اگه تا الان پیداش نکردیم دیگه پیداش نمیکنیم
من از تو سؤال کردم؟ از تو سؤال کردم؟
رفیق، صرفاً نظرمو گفتم
نظرتو واسه خودت نگه دار
اصلاً من دیگه یه کلمه هم حرف نمیزنم
شوهر میلیاردر اَنی...
همین الان سلانه سلانه اومد تو و دنبال داستانـه
منم براش داستان جور میکنم
وانیا؟
وانیا
میدونی، خیلی غمانگیزه
اون ازدواج حتماً از حالا به گُه کشیده شده
وانیا اینجاست؟
ببخشیدا!
- امروز این آقا رو ندیدید؟ - نه
شما چطور آقا؟
ایگور، مرسی بهم قرص دادی
من از اون قرصها میخوام. رد کن بیاد
شنیدی چی گفتم؟ گفتم یکی از اونا میخوام
نه
نه؟
یعنی چی؟ چرا؟
چون من مواد نمیفروشم
یه گوپنیکی که پولش میرسه توی «برایتواتر» زندگی کنـه
مواد نمیفروشه؟
دو بار
خونه و مواد مال مادربزرگمه
دیگه ندارم، گوپنیک هم نیستم
آره درست میگی
یه لاشیِ کونی هستی
سلام رفقا، امروز این آقا رو ندیدید؟
نه
لاشیِ کونی دیگه یعنی چی؟
کونی دیگه
آره، همون که اون گفت
- برو ردِ کارت! - چرا اینقدر بیادبید؟
یه سؤالِ ساده پرسیدم.
اونوقت چرا من یه لاشی کونیام؟
نمیدونم
میگن همینجوری به دنیا میایید
میدونی چیه، دیگه از نسل شما حالم به هم میخوره، پسر
آخه ببینید خودتون رو!
نه احترامی برای بزرگتر قائلید
نه برای مقام دولتی احترام قائلید، نه هدفی دارید
یعنی تنها هدفتون اینه...
که یه جفت کتونی خفن بخرید. همین
بیخیال بابا
شماها چتونه، هان؟
چرا گوش نمیدین چی میگم؟
نه اخلاق کاری داری
تنبل، مشنگ
نمیفهمم
من از 16 سالگی دارم کار میکنم
شماها دردتون چیه؟
کارِتون شده فقط تیکتاک، اینستاگرام تیکتاک، اینستاگرام
همین!
تو «اچکیو»ـه!
چی؟
«هدکورترز» دیگه!
سلام، سلام
- آدرسش کجاست؟ - خیابون 38اُم غربی
وای! من عاشق اونجام
منظورت منهتنـه؟
آره، توی منهتن کوفتیـه
وای خدای من
- بجنب! - وای پول نقد لازم دارم
- توروس! - 45 دقیقه راهه. بجنب
چه زیبا
تو وانیایی درسته؟
آره خودم هستم
آنورا. آنورا!
آنورا نه. اَنی
به دوستت بگو به هر قیمتی شده اونجا نگهش داره
حتی اگه مجبور باشن فیزیکی نگهش دارن
یعنی واقعاً بگیرنش
- بیشتر؟ بیشتر؟ - بیشتر، بیشتر
آخه تو بهترین پوستی رو داری که تا حالا لمس کردم
- دوستت دارم. دوستت دارم - به روسی...
چی میشه؟
[هدکورترز]
یه وقت سکته نکنی،
ولی وانیا با دایموند طبقهی بالا توی اتاق خصوصیه
اَنی، اینا دیگه کی هستن؟
♪ Mnogoznaal - JUD ♪
وانیا؟
کجاست... توی یکی از این اتاقهاست؟
آره
لعنتی. ببخشید
- متأسفم. ببخشید، دیزی - سلام، اَنی
وانیا؟ گندش بزنن
کارلا، دایموند رو ندیدی؟
فکر کنم توی اتاق رقص میلهست. آهای چه خبره...
- اتاق رقص میله چیه؟ - اتاق رقص میله دیگه!
- وانیا؟ - یعنی چی؟
از روی پایِ شوهرم پاشو، زنیکه!
دیوونه شدی؟
آره دارم دیوونه میشم جنده
- گم شو بیرون جنده - بیا بریم!
- عه میخوای بری؟ - جندهی آشغال
آره بیا بگیر، جنده
کل شب داریم دنبالِ آقا میگردیم بعد مرتیکه اومده اینجا دنبال عیاشی
خوشحالم میبینمتون بچهها
لاشی، کل شب داشتیم دنبالت میگشتیم! کلِ شب!
وانیا، داشتیم دنبالت میگشتیم
من بهت پیام دادم. زنگ زدم
چرا هیچکدوم از تماسهام رو جواب ندادی؟
حرومزاده
چرا از پیشم رفتی وانیا؟
سعی کردم دنبالت بدوئم
این عوضیها دستهام رو بستن
- حلقهم رو ازم گرفتن - برای چی داداش؟
اونا بهم حمله کردن، وانیا
خیلیخب بلند شید. بیاید بریم. میتونید توی ماشین حرف بزنید
- بلند شید - نه من پیداش کردم،
پس من میتونم باهاش حرف بزنم
باشه؟ قرارمون همین بود
وانیا، یه ساعتمون تموم نشده
تن لشش رو از اینجا ببرید بیرون!
از اتاق شخصی من گم شو بیرون، جنده!
- وانیا منو نگاه - دارم نگاهت میکنم
من برمیگردم، جنده
گور بابات، دایموند
این خیلی مهمه
وانیا منو نگاه
فقط بهم گوش کن عشقم. گوش کن
اینا میخوان ما طلاق بگیریم، خب؟
طلاق نیست
- صد بار بهت گفتم - برو عقب. بذار من...
ابطاله، ابطال
- اَه - وانیا بهشون بگو...
که ما قرار نیست طلاق بگیریم، خب؟
بهشون بگو این اشتباهـه
ننه بابام هنوز نیومدن؟
عشقم این خیلی مهمه
- بهم گوش کن - نه، نه، نه. ما...
والدینت ساعت 12 میان
من کمکت کردم پیداش کنی پس بذار باهاش حرف بزنم
- همچنان باید بریم دادگاه! - وانیا فقط بهم من نگاه کن، خب؟
اونا رو نادیده بگیر
ربطی به اون نداره
به هیچی ربطی نداره خب؟ فقط...
ازت میخوام بهشون بگی...
وانیا، این وضعیت خندهدار نیست
میدونم. خندهدار نیست
وانیا منو ببین، عشقم
- بیا ازدواجمون رو حفظ کنیم، خب؟ - باشه
تو اینا رو میشناسی؟ آره، عاشقشونم. عاشقشونم
وای خدا، وانیا
باید در موردش حرف بزنیم، خب؟
این مسئله خیلی مهمه، باشه؟
نمیخوام الان در موردش حرف بزنم
باشه، اما فقط...
ببین اون...
نه، نه، نه وانیا، الان نمیتونیم مشروب بخوریم
باید بهشون بگی... بچهها اون مستـه
نمیتونیم درست حرف بزنیم... نه
هنوز حرفهامون تموم نشده
- من میخواستم باهاش حرف بزنم - یالا
برو بریم!
وانیا، وانیا
وانیا، وانیا، باید بازم درموردش حرف بزنیم
وانیا!
به من دست نزن! وای!
وانیا ما... باید بازم حرف بزنیم
اونا میخوان یه کاری کنن ما طلاق بگیریم. ما نمیتونیم...
نکن...
از جلوی چشمام گم شو!
جیمی، اَنی با سه تا مرد داره اینجا شر به پا میکنـه
همون اَنی روسیه؟
♪ DMX - Where the Hood At ♪
بهت که گفتم
گم شو از جلوی چشمام!
مگه نگفتم؟ دو هفته
دقیقاً دو هفته!
اشتباه کردی، جنده
بچهها اینجا دعوا شده!
- امکان نداره! - ای بابا!
خدای من، عاشقشم
من توصیه نمیکنم
آهای، آهای، آهای
گارنیک، یه کاری بکن!
هی، هی، هی، جدا شید. جدا شید
ببرید بیرون. دعواتون رو ببرید بیرون
توی «اچکیو» دعوا نداریم!
باشه، آروم باشید
- آروم - پسر. گورتو گم کن! نه
گم شو بیرون!
سوار شو!
برگرد. گم شو از اینجا برو
تو بهم گفتی اَنی یکی از دخترهای ماست
- برو، برو - تو ماشین
پیدات کردیم! پیدات کردیم!
باورم نمیشه مثل بچهنینیها دوییدی رفتی
اما اشکال نداره. والدینت دارن میان
دیگه میری. بالاخره میری
- تمومه لعنتی - وانیا، وانیا
میدونی الان چه اتفاقی داره میفته؟
میدونی الان چه خبر شده، وانیا؟
- اوهوم - ولم کن، پسر
اون سیاهمسته. اون...
باید هر وقت تو حالت طبیعی بود باهاش حرف بزنم
- نمیتونم اینجوری باهاش حرف بزنم - حرف زدنتون تموم شد
حرف زدنمون تموم نشده
معلومه که هر کاری بهش بگی میکنـه
- اون سیاهمسته - دیگه حرف زدن کافیه
سه ساعت دیگه کارو یهسره میکنیم
- نه قرارمون این نبود - چرا، همین بود
آروم برو بالا میارم
باید این کارو تمومش کنیم
تو پولت رو میگیری...
و میری... همین
قرارمون این بود
لعنتی
چی؟ میدونی، تو حتماً...
حتماً خیلی ازم بدت میاد، پسر
جدی میگم
اونم بعد این همه کاری که واسهت کردم
بعد همهچی
چند بار برات وثیقه گذاشتم؟
هان؟ چند بار؟
اونوقت تو این کارو باهام میکنی؟
میدونی، دلمو میشکنـه
میدونی... میدونی این چقدر...
چقدر برام شرمآوره؟
هان؟
اصلاً گوش میدی چی میگم؟
اون از حال رفته، عابد
حالا صبر میکنیم
خیلیخب. اومد. آهای
بیدار شو. بیدار شو
اومدش. بیا بریم
وانیا
پاشو دادا، پیاده شو لطفاً
میخوام توی ماشین بمونم
- وانیا، وانیا، منو نگاه کن - جریمه نشی ماشین رو ببرن پارکینگ
باید قبل این که بری اونجا باهم حرف بزنیم، خب؟
وانیا؟
- گوشیت روشن باشه - وانیا، وانیا، هیچی نگیها
وقتی رفتی اونجا هیچی نگو
وانیا
وانیا، من درستش میکنم، خیلیخب
- حلش میکنم - چی رو درست میکنی؟
- باهاش حرف نزن. - گهخوریش به تو نیومده
- بیا بریم - سلام به همگی
- حالتون چطوره، آقا؟ - توروس
بسه، بسه، بسه
آهای، آهای. اون حالش خوبه؟
به نظرت حالش خوبه؟
- حالش خوبه - هیچم حالش خوب نیست
- به زور میتونه سر پا وایسه - چطوری؟
خوبم، مرسی
قاضی خیلی داره بهمون لطف میکنـه،
کارمون رو زودتر انجام میده
- خوبه - سلام، ایوان
ایوان، من میکل شارنوف هستم، وکیلِ پدرت
منو یادته؟
عمو میکل رو یادت نیست؟
اون یه کمی خستهست
- اشکال نداره - عجب
خسته؟
و این...
بانوی خوششانس هستم
- باشه. و ایشون کی باشن؟ - اون رو لازمش داریم
اومدم اینو نگه دارم
خیلیخب، نمیدونم چه معنیای میده
و نمیخوامم بدونم
بیاید بریم. کارتهای شناساییتون رو آماده کنید
من باهاش صحبت کردم
و واضحه میخواد قضیه تموم بشه
ولی میدونه پسرش مسته؟
مست نیست بابا، تازه از خواب بیدار شده
توروس، لطفاً. بس کن، پسر
من سر مجوزم ریسک نمیکنم به خاطر این که تو نمیتونی...
میخوای به کار کردن برای خانوادهی زاخاروف ادامه بدی یا نه؟
اوه
آقای شارنوف
- بدون که خیلی خوششانسی - جناب قاضی
امروز سرمون خیلی خلوته، حالا...
کار ضروریتون چیه؟
جناب قاضی، ما اومدیم تا یه شکایتنامه...
و درخواست ابطال فوری ازدواجی رو تنظیم کنیم
که بالاجبار انجام شده
ایوان زاخاروف و آنورا میخیوا ازدواج کردن...
بالاجبار! آره ارواح عمهت!
- خیلیخب - آهای!
ببخشید
ببخشید جناب قاضی، ولی چرت میگه
- مزخرفه - جناب قاضی من...
- این آقایون سعی دارن... - بس کن
نمیتونید... نمیتونید اینجوری حرف بزنید
باشه متأسفم. اونا سعی دارن...
به من دست نزن!
این مرده که کت شتری پوشیده کیه؟
نگهبان، لطفاً این آقا رو ازم دور کن
شما کی هستین آقا؟ آقای شارنوف پیش شماست؟
- اونو... اونو ازم دورش کنید - یالا، یالا
- یالا، یالا - سرکار، ببرش...
جناب قاضی، عذر میخوام
ممنون سرکار. لطف کردی
- خیلیخب، بفرمایید بشینید - متأسفم
و متشکرم جناب قاضی
- واقعاً ممنونم - خواهش میکنم
خواهش میکنم. با همین لحن ادامه بده
- باشه - خواهش میکنم
جناب قاضی، مشخصه...
که الان شوهر من مسته
الان اصلاً شرایط تصمیمگیری نداره
اعتراض دارم جناب قاضی. اون نباید حرف بزنه
به حرفاش گوش ندید، لطفاً
- کت شتری، بشین. بشین - آخ دلم
کاملاً مشخصه که اون مسته، جناب قاضی
- چرا اون داره حرف میزنه؟ - عذر میخوام، جناب قاضی
جناب قاضی، چیزی که سعی داشتم...
براتون توضیح بدم اینه که... ما قانونی ازدواج کردیم
اعتراض دارم جناب قاضی. اونا قانونی ازدواج نکردن،
- و این خانم نباید صحبت کنه - آقا، آقا
- من نباید صحبت کنم؟ - کت شتری، بشین
- عذر میخوام - من معذرت میخوام، جناب قاضی
موکل من نمیدونه چی داره میگه. متأسفم
و اونا سعی دارن مجبورمون کنن که نامهی ابطال بگیریم...
- من مستم - یا ساکت بشینید یا تشریف ببرید
ما توی یه محضر معتبر...
- قانونی ازدواج کردیم... - لطفاً
- توی لاس وگاسِ نوادا - خانم، لطفاً صداتون رو بیارید پایین
- آروم صحبت کنید - واقعیه
ما سند ازدواج داریم
آقای شارنوف مسئولیت رو به عهده بگیرید
ما امضاش نمیکنیم...
اونا توی نوادا ازدواج کردن؟
خب که چی؟
اینجا نمیشه باطلش کرد
- آقای شارنوف - بله؟
- ممنون که گوش دادید، جناب قاضی - میتونیم درخواست بدیم
آقای شارنوف
ولی اگه بخوای فوری انجام بشه، باید بری همونجا
- آخرین باره - میبینی...
- که من با چی درگیر بودم؟ - منو مسخره کردی؟
برید بیرون آقایون. خیلیخب دیگه کافیه
دلم درد میکنه
- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه - بفرمایید بشینید
- بفرمایید بشینید - نه، نه، نه
سرکار، از سر میز ببریدش اونور تا بالا نیاورده
- یه چیز لازم دارم... - لعنتی!
- یالا - از سر میز ببریدش اونور
- ببریدش بیرون - گندش بزنن!
همگی از دادگاه برن بیرون
یالا
دادگاه رو تخلیه کن، سرکار
- وقت رفتنـه - بیاید بریم. بریم
- بریم - سرکار، دادگاه رو تخلیه کن، لطفاً
چرا رفتید وگاس؟ چرا همینجا توی نیویورک عقد نکردید؟
بچهها، نیازی نیست اونو دنبال خودتون بکشونید
چرا همینجا توی نیویورک نه؟ میتونید برام توضیح بدید؟
ما توی وگاس ازدواج کردیم...
چون اونجا ازم خواستگاری کرد
پس حالا میریم دیدن والدینت
- وانیا - قراره براشون توضیح بدی...
که بدون اجازهی من رفتی وگاس
نه ما هیچجا نمیریم
- فهمیدی؟ چون تقصیر من نبود - وانیا
- تو هم همینطور - نخیر، من هیچجا نمیرم
باید بهشون بگی که بدون اجازهی من...
- اونو بردیش وگاس - نخیر... نه، نه
- نه، نه، نه، من... - تقصیر من نیست
- نه، ما... ما خیلی... - سوار شو
- سوار شو - من سوار اون ماشین کوفتی نمیشم،
چون دیگه کاری باهم نداریم و من حلقهی کوفتیم رو میخوام، مادرجنده
جریمه شدی؟
- وانیا، مجبور نیستی... - چه خبر شده؟
وانیا، از ماشین پیاده شو، باشه؟
مجبور نیستی به حرفهای اینا گوش بدی
باشه؟ مجبور نیستی به حرفهاشون گوش بدی
چون تو یه آدم بالغی، وانیا
- تو یه آدم بالغی، خب؟ - حتماً خوابم برده بود
خوابت برد؟ مگه نگفتم خوابت نبره؟
- آره، تموم شد؟ - بچه که نیستی
واسه خودت مردی هستی
بیا بریم
فقط میخوام با ننه بابام حرف بزنم
باشه
باشه، خیلیخب
ما با والدینت حرف میزنیم، خب؟
ما با والدینت حرف میزنیم...
و اونا درک میکنن چون دوستت دارن
سوار شو
چی شد؟
رفتن وگاس ازدواج کردن، همین
اونا دوستت دارن و این وضعیت رو درک میکنن، باشه؟
باشه وانیا؟ مگه نه؟
- اونا درک میکنن، مگه نه؟ - سوار ماشین شو
- سوار شو - حالا چیکار کنیم؟
این بدبختی تمومی نداره
مگه نه وانیا؟
درسته؟
سوار ماشین شو
میخوام تا ده دقیقهی دیگه تمیز و آراسته باشه
و تو، مؤدب باش
یه بار
این کسخل و دوستهاش تصمیم گرفتن توی کولاید شنا کنن
وانیا
میدونی چیه؟ آبمیوهست
مواد زده بودن
دو کیلو
کولاید ریخته بودن تو استخر
گند زده بودن به همهچی
87 هزار دلار خسارت زدن
سلام گالینا استپانوا
کجاست؟
باشه
وقتشه
نیکلای زاخاروف، پرواز چطور بود؟
بدترین حالتِ ممکن رو تصور کن!
خبر بدی دارم
بگو ببینم
- بگم ناراحت میشین - همین الانشم ناراحتم
چی شده؟
وانیا، وانیا
چه مرگته؟ منو نگاه کن
مستی؟
خاک بر سرت
گارنیک، این که مسته
بله، گالینا استپانوا
هنوز مسته ولی تقصیر ما نیست
مامان، فهمیدم. همین الانشم شرمندهم
- شرمنده هم هستی؟ - آره
پس شرمندهای؟
خانوادهمون رو رسوای عالم کردی
گالینا زاخاروفا
من آنورا هستم
خیلی خوشحالم که بالاخره دیدمتون
باعث افتخارمه که همسرِ ایوان
و عضوی از خانوادهی زیباتون هستم
ایوان شوهر تو نیست،
و تو عضو این خانواده نیستی
زبان روسیت هم خجالتآوره
- این از کالکشن جدیده؟ - بله، از کالکشن جدیده
خانم؟
خانم؟
بله؟
من و وانیا، عاشق همیم،
و ازتون میخوایم که این رو بپذیرید
وانیا عاشق تو نیست
فهمیدی؟
ما اینو نمیپذیریم، خب؟
گالینا
توروس باید یه چیزی بهت بگه
تف توش
همهتون احمقین
وانیا، الان نمیتونیم سوار اون هواپیمای کوفتی شیم
توروس، بعداً درمورد آیندهت توی شرکتمون صحبت میکنیم
وانیا، چرا به حرف والدین لعنتیت گوش میدی؟
تو چه مرگتـه؟
وانیا، همین الان باید حرف بزنیم، خب؟
کولیا، قطع کن دیگه
وانیا، باید حرف بزنیم
نه، نه، نه، نه. برگرد توی هواپیما
ده دقیقهای دوباره سوختگیری کنید و راه بیفتیم
وانیا، منو نگاه. وانیا
وانیا، مرد باش و باهام حرف بزن!
دختره رو هم باید با خودمون ببریم؟
بله، جفتشون باید باشن
چی میخوای بگم؟
متوجهی که الان باید سوار هواپیمای کوفتی شیم
و بریم وگاسِ لعنتی؟
میفهمی؟
میفهمی؟
یعنی داریم طلاق میگیریم؟ تو...
معلومه! دیوونهای؟
ایوان، بجنب
یه لحظه
و ازت ممنونم...
که آخرین سفرم به آمریکا رو انقدر لذتبخش کردی
جدی؟ بهت خوش گذشت؟
آره
بیا بریم
دختره کو؟
نمیدونم، بیرونه
همین حالا سوار هواپیما شو
نه
نه من این کارو نمیکنم
تو سوار این هواپیما میشی و طلاق میگیری
آره، طلاق میگیریم،
اما قبلش من یه وکیل میگیرم
بعدش از تو و ایوان شکایت میکنم
بعدش نصف اموالش رو میگیرم و میرم...
چون شروط ضمن عقدی امضا نکردم
این کارو بکن تا همه چی رو از دست بدی
هر چقدر که پول داری...
هرچند شک دارم چیز زیادی داشته باشی...
همهش دود میشه میره هوا
خونه داری؟
ماشین داری؟
همهش از بین میره
زندگی خودت و خانوادهت و دوستات...
همه چی نابود میشه
حالا میخوای دربارهش حرف بزنی؟
- آره - چون من نمیخوام
چرا احترام سرت نمیشه؟ الان خمارم
اگه ما توی سن و سالِ تو همهچی داشتیم...
گوش کن، توله سگ
هفتهی بعد...
میای شرکت
آهان.
فهمیدی توله سگ؟
بیام اونجا چیکار کنم؟
شاید وقت مناسبی نباشه ولی میخوام بگم...
خیلی خوشحالم که بالاخره تونستم
با خانوادهی فوقالعادهتون وقت بگذرونم...
ممنون که به من و توروس اعتماد کردیـ...
بسه. برو گورت رو گم کن. زده به سرت؟
میخواستم یکم فضا رو عوض کن
کاش با یه پسر ازدواج کرده بودی
خب اگه ازدواج کرده بودم فرقی میکرد؟ اینجوری نمیشد؟
این دیگه چهجور آزادیایه؟
اگه مثلاً نتونم با یه مرد ازدواج کنم؟
- گالینا استپانوا، فقط خواستم... - گوش کن!
شرمنده، خواستم از این فرصت استفاده کنم
- تا ازتون تشکر کنـ... - دخالت نکن!
بحث خانوادگیه
خب به نظرت طبیعیه؟
این اتفاقایی که افتاده طبیعیه؟
اصلاً چی شد از وگاس سر در آوردی؟
متوجهم...
و بابت کاری که کردی میبخشمت
- کی بهت اجازه داد؟ - کی جرئت داشت جلوم رو بگیره؟
عالیه
دم از آزادی میزنی بعد میگی چرا رفتی وگاس؟
خیلی ممنونم از بخشندگیت
چرا نمیتونم برم وگاس؟
چون مثلاً اومده بودی درس بخونی
نه که عیاشی کنی و بیفتی به الکلخوردن و خماری
چرا اینقدر شلوغش میکنی؟
چی از جونم میخوای؟ میخوای عذرخواهی کنم؟
بزن بکش راحتم کن، مامان!
مگه من چیکار کردم؟ صرفاً با یه فاحشه بودم
همهش یه هفته باهاش بودم. مگه چی شده حالا؟
چرا اینقدر شلوغش میکنی؟
این که بزرگترین مشکلِ خانوادهی ما نیست
- بگیر بشین - حالا...
قرار نیست دردسر بشه
شیرم رو حلالت نمیکنم!
خیلی خوشحالم که از توی بیمصرف طلاق میگیرم
خیلی بدبختی، پسر
جدی؟
یه مادرجندهی بدبختی
بدبخت
یه مادرجندهی بدبختی
- لعنتی، نه - دیدی؟
دلِ مادرت رو شکستی!
زندگیم رو به پات ریختم
کولیا، دستت رو بده به من لطفاً
فقط یه چند تا امضا لازم دارم
اگه میتونستم اونو پس بگیرم از...
راستش، اگه میتونستم همه چی رو نگه دارم...
- میشه... مرسی - خیلیخب، یه سؤال
- باشه، آره حتماً - این یعنی چی؟
نیازی نیست نگران اون باشیم
- اون برای قاضیه پس... - مطمئنی؟
امم... کاملاً
خیلیخب، فقط یه چند تا امضا اینجا لازم داریم
- بفرما، اینم برای... - بیا اینجا
ببخشید، اسمت رو اشتباه تلفظ میکنم
- امضا کن - خب، آنورا میخیوا،
به امضای تو هم نیاز دارم
ممنون. اوه، اوه
بفرما
اونجایی که کادر قرمز داره
امضا کن، لطفاً
بعدش... اوه ببخشید... فقط یکی دیگه مونده
امم...
عالی شد
اوه. اوه، امم...
میشه کارت شناساییم رو بدید؟
میشه
خیلیخب. بیا بریم. زود باش
شاید دارم پامو از گلیمم درازتر میکنم
ولی به نظرم بهتر باشه ایوان عذرخواهی کنـه
جدیش نگیرید، خستهست
تازه توی هواپیما با شکم خالی مشروب خورد
کل شب داشت کمکمون میکرد
گوش کن ببین چی میگم
پسر من از کسی عذرخواهی نمیکنه، حله؟
شکی توش نیست
آخه پسرت یه بیخایهی لعنتیـه
چی؟
چی؟ چی؟
چیه مگه؟ نشنیدی چی گفتم؟
گفتم چون پسرت...
- یه بیخایهی لعنتیـه - کافیه دیگه
بیا بریم
تو هم یه فاحشهی چندشی
پسر تو هم انقدر ازت متنفره که با یه فاحشه ازدواج کرد تا حالتون رو بگیره
کافیه دیگه
آره
آره، خانوادهت آشغالن
این شالگردنِ منه؟
آره، میخوای...
اونجاست
برو شال عزیزت رو بردار، جیگر
بسه، بسه دیگه. بیا بریم
اوهوم. اوه خودم دارم میرم
- دارم میرم. میدونی چیه؟ - باشه. بیا بریم
به چی میخندی؟
چرا کت کوفتیت رو هم نمیگیری؟
دیگه بسه. بیا بریم
خیلی ممنونم خانم
خواهش میکنم...
خداحافظ آمریکا
خیلیخب
مال توئه
- کادوئه - ببخشید. وای خدا
نه، نتونستم
خیلی ممنون... صبر کن ببینم، جدی گفتی؟
ببرش فرودگاه مککارن، پروازهای داخلی
ایگور برمیگردونتت
امشب رو میتونی توی خونه بمونی
اما فردا صبح باید بری
وقتی هم بانکها باز شد پولت رو میدن
برو
و ممنونم
برف هم کم کم داره میشینـه
تا دقایقی دیگر تصویری زنده از جادهها را خواهید دید
اما مقامات رسمیای که امروز با آنها گفتگو کردیم میگویند...
برای هر چیزی که مادر طبیعت برایشان تدارک ببیند آمادگی دارند
هزاران تن از خواهران و برادرانمان
از کارکنان بهداشت به اینجا میآیند...
تا امشب را اضافهکاری کنند
اگر روی هم انباشته شود،
برف و یخ را از خیابانها میزداییم
تمامی بزرگراهها، تمامی مسیرهای دوچرخهی شهر
امشب بیرون میمانیم و شیفت نیمهشب را آغاز میکنیم
در لانگ آیلند، کامیونهای نمکپاش...
تولدم مبارک
هوم؟
امروز تولدت بود؟
ژانویه ماهِ اهداکنندگان ملی خون است...
نه
...و مردم را به اهدای خون وامیدارد
مدافعان میگویند که ماههای زمستان زمانی حیاتی برای...
دیروز تولدم بود
معاون ارشد رئیسجمهور و رئیس ستاد...
در مرکز اهدای خون نیویورک، کلاریسا هیوارد...
دیروز تولدت بود؟
سی سالم شد
هوم
پس تولد لعنتیت مبارک باشه
مرسی
من «آنورا» رو ترجیح میدم
یعنی «آنورا» رو بیشتر از «اَنی» دوست دارم
باشه
اینو یه کلهکیری به اسم ایگور میگه!
ایگورِ لعنتی
چه اسم مسخرهای
نه، اسم خوبیه
معنیش میشه «منگجو»
جنگجو
آره؟
ایگور یعنی «عجیبالخلقهی گوژپشت»، کثافت
میشه لطفاً گاله رو ببندی؟
درشته
- «درشته؟» - درشته
منظورت «درست»ـه؟
درسته مادرجنده؟
میدونی، قبل این که سعی کنی فرانسوی حرف بزنی
باید انگلیسی رو یاد بگیری
باشه. «درسته.»
آره
اسم خودت بهتره؟
نه
اما معنیش چیه؟
توی آمریکا به اینجور چیزها اهمیت نمیدیم
ما به اسامی معنا نمیدیم
اصلاً... اهمیتی نداره
پس یعنی...
«میوهی انار»
«نور»
من علاقهای به گفتگو ندارم، پسر
و «روشن»
خدا رو شکر عضو این خانواده نیستی
من از تو نظر خواستم؟
- نه - نه. دقیقاً
فقط سعی کردم حمایتت کنم
حمایتم کنی؟
پسر تو بهم حمله کردی
تو... حمایت؟
- تو... نه، تو... - اوه چیه؟
نه
من بهت حمله نکردم
نکردی... به اون کارت نمیگی حمله؟
- نه؟ - نه
نه، حق با توئه
بهش میگن ضرب و جرح، مطمئنم مثل ربودن...
و یه عالمه جنایت دیگهست
گور بابات، پسر
ولی بهت حمله نکردم
میخواستم آرومت کنم که به خودت آسیب نزنی
تو منو انداختی روی زمین محکم نگهم داشتی
دستای لعنتیم رو پشتم بستی
تو... دهنمو بستی
اون کبودیهای لعنتی رو...
روی دست و پام دیدی؟
تو بهم حمله کردی، روانی
اولاً به خاطر اینه که پوستت حساسه
نخیر، حساس نیست
به خاطر اینه که تو دیوونهای
دوماً چون تو زیادی دیوونهای
یعنی دیوونه هم هستی
اما میتونم بگم خیلی هم دیوونهای
خندهدار نیست، آره
درسته
درشته
اما به هر حال تو در خطرِ...
جراحت یا آسیب نبودی، مگه نه؟
میدونی، اگه گارنیک اونجا نبود،
مطمئنم بهم تجاوز میکردی
تجاوز؟
شک ندارم
چرا... چرا باید بهت تجاوز میکردم؟
چشمات چشمای متجاوزیه
- چشمای متجاوز؟ - چشمای متجاوز
خودت شنیدی چی گفتم
توی مادرجندهی روانی بهم تجاوز میکردی
باشه ولی من نمیخواستم بهت تجاوز کنم
اوه جدی؟
چرا؟
چی؟
چرا؟
چی چرا؟
چرا بهم تجاوز نمیکردی؟
چون من...
متجاوز نیستم
نه، چون تو یه لاشیِ کونیای
بگیر
شب بخیر
آهای
به توروس نگو
ماشینت هم عین خودتـه
دوستش داری؟
نه
مال مادربزرگمه
مترجمین: «سحر، امیر فرحناک و فائزه شاهمرادی» « Sahar Frb & FarahSub & FSH294 »
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.