Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانالی برای عاشقان سینما :Cinephilia https://t.me/Video_Archives
به لطف دانیال نصرآبادی
آره
بریم یه آبجویی بزنیم
چند چندن؟ مرینرس ۱ - ۳ عقبه، نیمه دوم
پیاده شین بچهها
!سلام مامانبزرگ
- سلام مامانبزرگ! - دختر خودمه
سلام مامان
- حالت چطوره مامان؟ - خوبم، تو چطوری؟
- روز خوبی واسه جشنه، نه؟ - آره
.سرِ کیفی هری قضیه چیه؟
باز زدم تو کار عرقخوری
سلام بابابزرگ، تولدت مبارک
- سلام عزیزم - تولدت مبارک
- شوهرت کو؟ - نمیدونم، پای تلویزیونه
- حتما داره کارتون میبینه؟ - آره، حتما کارتون میبینه
- آهای کریس، بیا اینجا - بدو کریس
درو باز کن مرد بزرگ
تولدت مبارک بابابزرگ
کارت اول رو میخونم
- برام سوال شده از طرف کیه - من هم همینطور
- حالا بازش میکنیم میبینیم - مال من که نیست
"تولدت رو تبریک میگم بابابزرگ عزیزم.
...و امیدوارم هر لحظهات
.پر از عشق و خاطرات خوش باشه
.دوستت دارم و میبوسمت "از طرف جوآن
از طرف تو بود؟
کسی سالاد میخواد؟
- سیبزمینی که میخوای کیث؟ - آره بابا، میدونی که در حال رشدم
فقط موندم کی میخوای رشد کنی
- بفرما - ممنون
...یه کارت دیگه، از طرف عمو جری از سن دیِگو
سگهای رو جلدش رو ببینین
چه خوشگلان
- حالا سگ چه ربطی به تولد آدم داره؟ - نمیدونم والا
- نژادشون چیه؟ - سگ تولدیان
- عزیزم، ذرت چسبیده به صورتت - عه؟
بذار ببینم. این برای توعه
!زود بازش کن دیگه - آره، از طرف پسرته -
جری خیلی بامحبته
!زود باش دیگه
عجلهای نیست حالا
- چیه؟ - به به
بهت میاد
آره، اگه از مد نیوفتاده بود خیلی خوب میشد
- کیث! - چیه؟
- بس کن - آخه کی دیگه پاپیون میبنده؟
.بفرما خیلی هم خوشتیپ شدی
قشنگه
چقدر هم به این لباست میاد
خب مامان این یکی از طرف توعه. بخونمش؟
.رمان نوشتی ها از کجا همچین کارتی پیدا کردی؟
چرا زحمت کشیدی؟
:برای یک آدم مهربان"
درایت از عشق ...و محبت میروید
و در زندگیای پر از شادی .و بخشندگی شکوفا میشود
تبریکی همراه با آرزوهایی خاص، مخصوص تو
بخاطر خوب بودنت و کارهای خوبی که میکنی...
...برایت آرزو دارم که
که سال جاری ...برایت شادی زیاد
.و بهترینها را به ارمغان بیاورد "تولدت مبارک. با عشق، کیت
!وای، چقدر قشنگه مامان
- دوستش داری عزیزم؟ - آره، معلومه که دارم
- خودت بافتیش؟ - معلومه خودم بافتم
میخوای چیزی که داخلش گذاشتی رو هم بخونم؟
- آره، بخون - بازم هست؟
این رو خودم نوشتم
- مامان خودش این رو نوشته. گوش کنین - یه پا شاعره
"برای جورابها، لباسها و خرخرهای شبانه، برای اینکه کسلکننده نیستی، این یک بهانه
برای پاهای سردت و قوطیهای آبجو، و برای رفیقبازیهای مستانه
برای آشپزیها و تمیزکاریهای تو، و برای دیگر لذتهای این خانه"
شوخی بود
"برای تلویزیونی که نمیشه خاموش، برای هر یکشنبهای که فوتباله
و برای چیزهایی که ...همیشه در قلب توست
مخصوصا برای اون تیم «سیهاوکس» کوفتی."
یه چیز دیگه هست
"این همسر، عشق ...و سپاس قلبی خود را
به مردی که دوستش دارد، شوهرش، تقدیم میکند."
خیلی قشنگ بود مامان
واقعا زیبا بود مامان
ممنون
تولدت مبارک بابا
تولدت مبارک عزیزم
- خب، کی دسر میخواد؟ - من میخوام
- تموم کردی؟ - تمومه
یه دستی بهم میرسونین؟
خب، نتیجه ۱ بر ۱ هست
حالا توپ رو پرتاب میکنه و حالا به انتهای زمین روانه میشه
کیتل بالا رو نگاه میکنه !و توپی که از روی سرش رد میشه
این دیو اندرسون و این سومین هوم-راناش
- چیه؟ - وقت دستشوییه
- هنوز عقبیم؟ - آره
آخه چرا اینا به خودشون نمیان؟
از این شهر فقط دلمون به سیهاوکس خوش بود
هنوز چهار هفته تا شروع فصل مونده
،بیخیال مامان یعنی چی که بیرون نمیری؟
.مثلا شبِ تولد باباست برید مست کنین، با هم جشن بگیرین
عزیزم، خستهام
ازم خواست که برم ولی زیاد از اون بار خوشم نمیاد
.این دفعه رو نمیرم میمونم خونه، تلویزیون میبینم
عمرا بذارم نری
.ناسلامتی زن و شوهرین شما که اصلا هم رو نمیبینین
- از دوشنبه هم شیفت شباش شروع میشه - معلومه میبینمش!
کی میبینیش؟ در حد ۱۰ دقیقه، ساعت ۶ صبح؟
- امان از زودانزالی - سانی، ادب داشته باش
.تقصیر پدرت نیست که شب شیفته خیلی هم خوششانسه که گیرشون میاره
.تقصیر هر دوتونه خودت از سر صبح کجایی؟
توی آرایشگاه، مشغول جارو زدن و رنگ موی آبی درست کردن
.کار کردن توی آرایشگاه رو دوست دارم کار خوبیه و به پولش احتیاج داریم
یه فرصتیه که با آدمهای جدید آشنا بشم و یه پولی هم گیرمون میاد که خرج کنیم
- پس میشه بری بیرون خرجش کنی؟ - خیلی خب، اگه فقط همین رو میخوای
.چیزی نیست که من میخوام چیزیه که شما نیاز دارین
منو ببین
برو بالا، یه آرایشی بکن
ترگل ورگل کن دیگه، خب؟
سانی، خبری از کار کیث نشد؟
نه
نه، ولی خبرهای خوبی قراره به زودی به گوشش برسه
رؤساش با هم حرف زدن
و به کیث گفتن تا دو سه هفته دیگه خبرش میکنن...
یه همچین چیزی
.ببین جدی گفت ها من یکم پول پسانداز دارم
- اگه کمکی میکنه خوشحال میشم بهت بدمش - نه
...از لطفته ولی
.تا دو سه هفته دیگه حل میشه خودت میبینی
- اون یقه هفتی آبیه رو بپوش - جمع کن خودتو!
تولدت مبارک. برات لباس خریدم
--برام کادو هم گرفتی. پس اون - اون رو که خودم برات بافته بودم -
این رو برات خریدم که میری بیرون خوشتیپ باشی
...میدونی چیه - دوستش داری؟ -
نگهش میدارم برای یه موقعیت خاص
دوستش که داری؟
آره، نگهاش میدارم برای یه موقعیت خیلی خاص
باشه
ناراحت که نمیشی اگه باهات بیرون نیام؟
نه، هرطور راحتی
آخه میدونی، سانی گیر داده بهم ولی...
به نظرم با دوستهات بیشتر بهت خوش میگذره، نه؟
نه، ولی خب، اگه دوست نداری بیای...
نه که دوست نداشته باشم فقط به نظرم اینطوری بیشتر بهت خوش میگذره
--نمیخوام دلسردت کنم
- میدونم. برو خوش بگذرون - من مشکلی ندارم
- به شرطی که از دستم ناراحت نشی. باشه؟ - نمیشم
بیا اینجا
تولدت مبارک
- واسه این کارها دارم پیر میشم - نیستی. و هیچوقت هم نمیشی
- یکم کف اینجات مونده. یکم هم اینجا - ممنون
چندتا هم اینجا
نمیخوایم که بچهها فکر کنن داشتیم شیطنت میکردیم
- شاید هم دلمون میخواد - کثافت، نکن!
- فعلا - خوش بگذره
- مطمئنی نظرت عوض نشده؟ - نه. برو
.آخرین فرصتته ...رفتم که برم
!جواَن، منو ببین
بابابزرگ یه چیزی برات داره
.ببین ...این رو میگیری، میدیش به مامانت
و بهش میگی بین تو و کریس تقسیمش کنه
- ولی امروز که تولد من نیست - میدونم. تولد بابابزرگه...
.ولی روز تولد بابابزرگ همه کادو میگیرن مثل کریسمس میمونه
!خداحافظ
- خداحافظ بابابزرگ، کریسمس مبارک! - کریسمس مبارک؟
...یک، دو، سه
- چهار، پنج، شش... - هفت
!تولده
آقایون، امشب !مشروبها به حساب منه
!تولدت مبارک هری
!خیلی خب، جمع کنین خودتونو این بار جای این کارها نیست
- یه بوس بود دیگه - آره، هری. همهچی از همینجا شروع میشه
خوب بلدی کلک
.به حساب هریه. تولدشه امروز ۵۰ سالش شده
نه بابا!؟
!بپا هری چیزی نمونده از من هم بزنی جلو
!به سلامتی، میلی
- چند سالته؟ - هشتاد و هفت!
حالت چطوره رفیق قدیمی؟
نیک!
کجا بودی؟ اینورا پیدات نبود
.تو که همیشه شیفت شبی وقتی خوابی من دارم مست میکنم
!هفته پیش که شیفت شب نبودم کدوم گوری بودی؟
!خودم شیفت شب بودم
بیا اینجا بیا
یه هدیه کوچیک برات دارم رفیق
این رو ببین. میذاریش توی ماشینت
- اصلِ اصله - از کارخونه کش رفتی؟
واسه همین کارهاست که ظرف غذای به اون بزرگی گرفتم داداش
کون لقشون. خودشون میخواستن از وسیلههاشون خوب استفاده کنیم
- من هم قراره خوب حرفشون رو گوش کنم - بفرما
- دمت گرم رفیق - کاری نکردم بابا
- قضیه چیه؟ کیت کجاست؟ - خونه، تلویزیون میبینه
تلویزیون آخه؟ حتی روز تولدت
باور کن این کوفتی داره خانوادهها رو از هم میپاشونه
--نوههام هم خونهمون بودن
وایستا ببینم
یعنی همونجا ولش کردی اومدی؟
- بهش گفتم اگه میخواد بیاد - آره، ما هم باور کردیم
- بذار توضیح بدم. گفتم: «بیا بریم-- - آره. تو که راست میگی
- اصلا مایا کجاست؟ - کی؟
- آره، کی - مایا، آها مایا
خونهست. کجا باید باشه؟ ولش کن، بیاین پیک بزنیم
به سلامتی رفیق خوبم، هری
به سلامتی (به روسی)
!تولدت مبارک هری
تولدت مبارک رفیق. هزار ساله شی
دوستت مشروب نمیخوره؟
- چرا از خودِ دوستم نمیپرسی؟ - باشه
- مشروب نمیخورین؟ - الان یکی خوردم، ممنون
امشب روی دور ولخرجیام
نگران نباش هری. همهمون پول گذاشتیم. همهچی به حساب ماست
تازهکاری اینجا؟
- شب اولمه - آها
به سلامتی ۵۰ سال بعدی زندگیت
کاش این یکی رو نمیشنیدی
.طوری نیست رونالد ریگن هم ۷۰ سالشه. تموم شد
آره ولی موهاش انگار ۲۰ سال جوونتره
!وایستا وایستا
مگه برای تولدت گل نیاوردم؟ ما برگ چغندریم این وسط؟
یالا، معرفیم نمیکنی؟
- نیک، رفیق خوبم. ایشون هم... - آدری هستم
حالت چطوره آدری؟ چه خوشگل شدی امشب
از دیدنتون خوشحالم
--میشه اینا رو بذارین توی
آب. اسمش آبه. آب میخواد
توی گلدون. میشه؟
!چه چربزبونیای هم میکنه
- باشه آب. ممنون میشم - حتما!
چندتا پیک دیگه هم میخوایم آدری. دوتا
- بکنش سهتا - سه پیک
واسه اینجا کار کردن خیلی جیگره
من هم بد چیزی نیستم. نه؟
کاش کونت هم شکل هلو بود
.بفرما، قشنگان حالم رو بهتر کردن
- پس از گل خوشتون میاد؟ - آره
- مرد به مرد گل میده. جالبه - صربستانیها همیشه به هم گل میدن
ما بین زن و مرد فرق قائل نمیشیم
آره، شنیده بودم
وایستا، وایستا
.ما به یه کار دیگه هم معروفیم اسلیوُویتز درست کردن
- اسلیوُویتز؟ - اسلیوُویتز دستساز
بیا این بالا. آفرین
.حالا خم شو. این رو بگیر آفرین. حالا دستهاتون رو غلاب کنین
همینه. آفرین
حالا من هم دستم رو از اینطرف میارم
که وقتی میخوری نیوفتی زمین
خب، بخورین
قشنگ میسوزونه، نه؟ تازه بالا آوردنش هم میسوزنه
- یه بار دیگه - وای نه!
دیگه بسه
عجب تولدی بشه
- صداش کم نیست؟ - نه، خوبه عزیزم
صدات هم شبیه اون عضو مجلسه، سم ایروینگ
خیلی بامزهست
- پاشو برو. جشن تموم میشه ها - نه، امشب رو کنار شما میمونم
دیوونه شدی؟ جشن باباست مثلا
یه فیلم خوب قراره پخش کنه رو ببینیم Sink the Bismarck میخواین
--باید بری باهاش مشروب بخو
- قهوه میخوری؟ - نه، نمیخوام
لوک از دستت خیلی ناراحت میشه اگه نری
هی گروهبان، سخت نگیر
47.75 دلار؟
من کلا ۱ پوند و یه کوپن تخفیف منقضی دارم
چی میخوای؟
گفتم اگه بری خیلی خوب میشه
.من هم دوست دارم برم ولی انگار تو یادت رفته
- چی رو؟ - من پول ندارم
-منم پول ندارم - ما بیپولیم
- بچه نداری؟ - نه
- شغلت چیه؟ - توی موتورخونه کار میکنم
کار خوبیه. گلهای ندارم
- پولش هم خوبه - هر دوش یه چیزه
نمیدونم، هست؟
دائم باید این رو به خودم یادآوری کنم وگرنه دیوونه میشم
دقیقا میفهمم چی میگی
- تو چرا اینجایی؟ - یعنی چی؟ اینجا کار میکنم
میدونم، ولی آخه توی بار؟
.یه مدتی کارمند بایگانی بودم میخوای محض خنده هم شده امتحانش کنی؟
نه، ممنون
- خوشلباسی. از اینجور مردها خوشم میاد - ممنون
پاپیون قشنگیه
به دستمال گردنت هم میاد
میلی، پاپیونم چطوره؟
سلام هری. سلام
بگیر بخواب میلی
هری، روز تولدت نمیخوای برقصیم؟
- چرا که نه - یالا پس!
بفرما. سال خوبی داشته باشی
- میدونی چیه؟ - چیه؟
هدف امسالم همینه
هی بچهها
!به به
!همینه
!وایستید! یه لحظه ساکت
.خیلی خب. آهنگ رو قطع کن بیا اینجا
...یه هدیه کوچیک برات داریم
.برای متولد امروزمون طول نمیکشه
خب میک، بیارش
!بفرمایید
«تولدت مبارک هری. ...از طرف بر و بچ
برای تولد ۵۰ سالگیت.»
ولم کن بابا
- پنجاه! - خوبه هنوز میتونی بخونی
- تولد رو با «ط» مینویسن. درسته؟ - آره
- خیلی خب، بذار بازش کنم - حالا صبر کن تا ببینیش
!بپوشش
با پاپیونت عالی میشه
بچه پاپیونی
!تعویضم کن مربی
خیلی ممنون
!خیلی خب، بیاین برقصیم
!وایستید
مواظب باش
- آدری! - چیه!؟
- باهام میرقصی؟ - ترجیح میدم ببوسمت
!برو هری برو
!برو، برو، برو
تو میتونی هری. یالا
خیلی بامزه شدی
بهترین بوسهی کل عمرم بود
!این شد
خب، یه کار ۱ روزه داریم
...پیو، ناپکاسکی، بورلی
...مارکوس، هریس، همرین
...وایواری، کالورت
مولن و چسنی
- داداش، پس من چی؟ - لیست رو خوندم دیگه
- نمیتونی بهش اضافه کنی؟ - من مسئول استخدام نیستم
مسئول استخدام کوفتی کیه؟ !دو ماهه بیکارم
چه وضعشه؟
- کار نگرفتی؟ - همه گرفتن جز من
شرمنده
نظرت چیه لوندم؟
- لوند؟ این رو از کجاش درآورد؟ - بزرگ شدی میفهمی
ساعت ۷:۳۰ عه
- قهوه آمادهست - ممنونم
یکم استراحت کن
- شب بخیر - خداحافظ
- سلام - سلام
- حالت چطوره؟ - خوبم
- بالاخره اومدی - نزدیک بود نتونم بیام
امروز صبح که از خواب پا شدم یه حسی بهم میگفت بگیر بخواب
چرا گوش نکردی؟
.چون دختر بالغیام خودم برای خودم تصمیم میگیرم
من خودم نزدیک بود گم شم تا رسیدم اینجا
.ولی آخر سر پیداش کردم خوب آدرس میدی
گفتی کنارش مرکز فروش پرندههای غیربومیه
- مرکز خریدهای خوبی اینجا دارین - آره
.از مال ما که بزرگتره خیلی بزرگتر
ممنون
- باید پمپ بنزینهامون رو ببینی - کنجکاو شدم
.فکر نمیکردم بیای خوشحالم که اومدی
ولی واقعا فکر نمیکردم بیای
- اومدم - آره اومدی
خوشگل شدی
- شما هم بد نشدی - ممنون
پیراهن قشنگیه
- پیراهنهای قشنگی داری - ممنون
سلیقهت توی لباس خوبه
- بریم؟ - آره
- کجا بریم بهنظرت؟ - نمیدونم
حالا یه جایی پیدا میکنیم
میخوای ببرمت یکی از پمپ بنزینهامون رو ببینی؟
سوزی، بتی رو بفرست داخل
.کار جین تقریبا تمومه میتونی بری داخل
- جشن چطور بود؟ - خیلی خوب بود
...سانی و کیث اومدن خونهمون
.هلن و تیم هم بودن خیلی بهمون خوش گذشت
- هری بردت بیرون؟ - نه، با رفیقهاش رفت بیرون
میدونی که زیاد اهل مشروب نیستم
،یعنی کنار غذا بد نیست ولی تنها زیاد خوشم نمیاد
خب چرا نرفتین رستوران؟
میریم، احتمالا هفته بعد اینا
- خداحافظ کیت - ممنونم
- جای خوبی به ذهنت زد - ممنون
- میدونستم خوشت میاد - تا حالا اینجا نیومدم
من هم از دوره دبیرستان ...اینجا نیومده بودم. یادمه
- اینجا شبهاش خیلی رمانتیک میشه - حتما اینطوره
- میدونی این یکم برام غیرعادیه - چی؟
خیلی وقته نسبت به مردها گارد داشتم
وقتی با تونی بودم، به مردهای دیگه نگاه هم نمیکردم
انقدر که باهام خوب رفتار میکرد
و...
.بهت که گفتم یه اتالیایی خیلی احساسی بود
«بهم میگفت «بانوی من
از همون اول ستایشم میکرد و هیچوقت از عشقش بهم کم نشد
- این برای یه الهه خوبه-- - ولی نه برای یه زن
دقیقا
...و وقتی بیمار شد
سعی کردم تا ...جای ممکن بهش برسم
و اینکه حالش رو بهتر کنم
از اون موقع تلاش کردم کمکم از لاکم بیرون بیام
و حالا اینجا نشستم، با تو حرف میزنم، درد دل میکنم و اینها رو بهت میگم
اگه ۱۵ سالم بود، بهتر این شرایط رو درک میکردم، میدونی؟
...امروز صبح که بیدار شدم
.حداقل ۵ تا کراوات زدم ...هی میزدم، هی درمیآوردم
حس میکردم یه بچهام
یکی بود که میخواستم ازم خوشش بیاد
...مدت خیلی زیادی میشد که
به تکراری بودنِ روزهام عادت کرده بودم
- خیلی مهربونی، میدونستی؟ - ممنون
ببین من نمیخوام به تو یا هر کس دیگهای صدمه بزنم
- شاید این اصلا ایدهی خوبی نیست - منظورت چیه؟
بعد از مرگ تونی مجبور شدم با خیلی چیزها خودم رو وفق بدم
و تازه دارم دوباره به این وضع عادت میکنم
- آره، خب-- - خیلی خوبه که دوباره احساس خوشحالی میکنم
حالا برنامههای زیادی برای زندگیم دارم که باید عملیشون کنم
خب بیا شروع کنیم
اولین برنامهت چیه؟
- یه بستنی قیفی. از پسش بر میای؟ - فکر کنم بتونم
- یه لحظه ترسوندیم - میدونم
...میخواستم بگم
- سلام - سلام
سلام، چی داری؟
پیشنهاد خودتون چیه؟
مگه نگفتی میخوای این پیراهن رو بذاری برای یه موقعیت خاص؟
چطور بود حالا؟ اندازه بود؟
- این پیراهن رو نپوشیدم - نپوشیدیش؟
پوشیدم؟
راست میگی، پوشیدمش
من که ندیدم بپوشیش
نه، اشتباهی پوشیدمش
اشتباهی؟
برای مسئله اتحادیه رفتم پیش والتر
موقعیت خاص همین بود؟
- قضیه معاونت و اینا - آها
- چطور پیش رفت؟ - اتفاق خاصی نیوفتاد
- فایدهای نداشت - پیراهنه چطور بود؟
بد نبود
باور میکنی لنگستون دیشب سهتا ضربه موفق داشته
.خیلی قوی شده احتمالا بفروشنش
- رنگش چطور بود؟ - خوب بود
- اندازه بود، نه؟ - آره
- کاملا اندازه بود - خوبه
.دوباره پوشیدیش بهم بگو میخوام توی تنت ببینمش
لباس راه راه بهت میاد
باشه
دخترا قراره با کروکی جدید بابایی برن دور دور
ماشینه رو ببین
- وای چقدر خوشگله! - کروکیه!
چند مدته دیگه کروکی نمیسازن
خب ادنا، قیمت رو چقدر حدس میزنی؟
- ۱۱ هزار دلار - ۱۱ هزار دلار، رند؟
حدسش ۱۱ هزار دلاره
۱۳ هزار دلار باید باشه
- ۷ هزار - ۱۱ هزار
!دیگه نمیتونم نگاه کنم
- وایستا! - ببخشید
.نگرانش نباش زنها کلا احساساتیان
.میخواد بگه ساکت یه لحظه
خب ادنا، حدست ۱۱ هزار دلار بود
قیمت واقعی این ماشین هست...
.11 هزار و ۹۲۷ پوند برنده شدی
.من گفتم، من گفتم من میتونستم ببرم
- زیادی گرونه - نخیر نیست
!خدای من
یه ماشین دیگه هم از دستمون پرید
- یعنی همهی بازیهای سیهاوکس رو میری؟ - یکیشون رو هم از دست نمیدم
تمام انگیزهی زندگیم همینه
نمیتونم دلم رو به کارخونه فولاد خوش کنم
وقتم رو پر میکنه ولی شور و اشتیاقی توش نیست
وقتی که ازم میگیره با پولش جبران میشه
پس کیت و بچهها چی؟ اونها بهت انگیزه نمیدن؟
بچهها که دیگه بزرگ شدن. رفتن پی خونه و زندگیشون
کیت هم...
...فقط خونه و
بچههای سانی براش مهمان
کل فکر و ذکرش همینه
به همین راضیه
ولی تو نیستی
سخته آخه
برام کنار اومدن باهاش سخته
پمپبزنین با سرویسدهی کامل همین بود؟
والا
- در باک کوفتی... - سانی؟
- سلام سوزی - خانواده چطورن؟
بد نیستن
سلام هلن
.سلام جواَن دخترت هم که اینجاست
- آره، بزرگ شده، نه؟ - آره
- کیث خوبه؟ - آره، اونم خوبه
- موی کوتاه بهت میاد - ممنون
شنیدی زنیکه راجعبه موهام چی گفت؟
اگه واسه کوتاه کردنشون میرفتی پیش خودش اینطوری نمیگفت
موی کوتاه بهت میاد
این به نوعی از اولین
ترکیبهای غذا در کنار کوکتل بود
چون چند سال بعد، در اوایل...
مردم موقع نهار به اونجا میرفتن
و طبیعتا به طور رایگان براشون نهار سرو میشد
من خیلی نزدیک گفتم
جدی، اگه اونجا بودم برنده میشدم
خیلی توی این کار خوبم. یعنی خوششانسم
اگه یه روز برم لوس آنجلس حتما توی یکی از این برنامهها شرکت میکنم
فکرش رو بکن
- خیلی خب، تمومه - ممنون کیت
خواهش میکنم
لحظهی برنده شدنش رو دیدی؟
گفتم الانه که غش کنه
با یه حدس یه دوج کروکی نو صاحب شد. ای خدا
میدادنش به من میفروختمش بره
- یه ماه برای خودم میرفتم آکاپولکو - آکاپولکو؟ با هری؟
.گفتم خودم یه ماه میرفتم آکاپولو !اونم باشه که با زندان فرقی نداره
من بودم نگهش میداشتم برای هری
- دروغ نگو کیت! - نه، جدی میگم
پارکش میکردم جلوی خونهمون
تا نشون بدم که اجر زحمات زندگیم رو گرفتم
شب بخیر سوزی
شب بخیر سوزی. فردا میبینمت
- کیت؟ - بله؟
- یه دقیقه وقت داری؟ - حتما
...ببخشید اینقدر طول کشید
به چی میخندی؟
هیچی. فقط خیلی جیگر شدی
- عینک توعه؟ - آره
باهاشون دلربا شدی
میخوای لباس راحتیات رو هم بده بپوشم؟ اونوقت ببین چی میشم
اصلا من نباید این کارها رو بکنم ها
زنها این روزها خودشون تعمیرات خونه رو انجام میدن
میدونم
اصلا آپارتمان خودت هم که نیست
گیاهها که مال خودمه؛ و ضبط صوت
تازهشم، دوست دارم حین انجامش نگاهت کنم
نمیدونم، انگار خونه بدون تو یه چیزی کم داشت
- عجب ها! - دارم تعریف میکنم ازت!
خوبه که دوباره یه مرد توی خونه هست
میخوای سطل آشغال رو هم برات خالی کنم؟ میخوای--
وقتی عصبی میشی محشری
- دیگه دیره. قبل تو یکی این جمله رو گفته - کی؟
نمیدونم. توی فیلم شنیدمش
- یادمه شنیدمش. کاترین... - هپبرون؟
آره، به یه مردی داشت میگفت
- مرده هم از این عینکها زده بود؟ - ای خدا! عینکم چشه مگه؟
شوخی میکنم؟ شوخی سرت نمیشه؟
- خیلی سکسیای، میدونستی؟ - چرند نگو!
آره، هستی
راحت باش
تو فقط خودتی
داری من رو وارد زندگیت میکنی. عین خیالت هم نیست، نه؟
نه
واسه همینه دوستت دارم
هری، بیدار شو
نیم ساعته هوا تاریک شده. دیرت میشه
هری
این آدری کیه؟
پس همه در موردمون میدونن؟
آره
من پنهونکاری نکردم
میدونستم فایدهای نداره
رفیقم نیک قرار بود ماستمالیش کنه
تا اگه کیت چیزی پرسید، باعث رنجشش نشه
بعضی وقتها رنجش لازمه...
تا به همه تلنگر بزنه
بهش گفتم یه چیز جداست و چیزی رو عوض نمیکنه
چیزی رو عوض نمیکنه؟
راجع بهمون گفتی چیزی رو عوض نمیکنه؟
کنار میایم با شرایط
توی چه دنیایی زندگی میکنی هری؟
دنیا اینطوری نیست هری
نمیشه هم خدا رو بخوای هم خرما رو
باشه، درست میگی
.اینطوری نیست --برای بعضیها اینطوریه ولی
ما بعضیها نیستیم. ما ماییم!
ببین، من حالم خوب بود
.من تنهایی حالم خوب بود به هیچکس نیاز نداشتم
بعد با یه نفر توی بار آشنا میشم. حرفی ندارم. حقم همین بود
من یه نفر توی بار نیستم. من عاشقتم
- واقعا؟ - واقعا
ثابت کن
ثابت کن بهم
دیگه حرف درست شدن رو نزن، نگو همهچی درست میشه...
چون میدونی چیه؟ هیچی درست نمیشه
اگه قراره ادامه بدیم، باید فقط من و تو باشیم...
.فقط خودمون. من تحمل این وضع رو ندارم باید فقط خودمون باشیم
اولا، این لاشی واسه این کارها دیگه پیر شده
کلا ۵۰ سالشه
- ازش دفاع هم میکنی؟ - سر من داد میزنی؟
ببخشید
- چند وقته باهمان؟ - از روز تولدش
عالیه
- یه بسته «رایس کریسپی» بهم میدی؟ - «پافد رایس» بگیر
- نه، رایس کریسپی میخوام - هیچ فرقی ندارن به خدا!
بابات کریسپی دوست داره
باورم نمیشه
- من هم رایس کریسپی میخوام - ما پافدش رو داریم جواَن
من هم مثل بابابزرگ رایس کریسپی میخوام
بیا، این کریسپی. روی اعصاب من نرو!
خیلی سادهای، میدونستی؟
چیزی نمونده بگی «درکش میکنم»
نه، واقعا درکش نمیکنم
نمیدونم چی میخواد
من تلاشم کردم ازم راضی باشه
فکر میکردم توی دنیا فقط من براش مهمام
.از هیچی براش کم نذاشتم هیچوقت
مامان، چرا مامانبزرگ داره گریه میکنه؟
مامانبزرگ طوریش نیست. سرت به کار خودت باشه
بیا، این رو بخور. صدات در نیاد!
- من دینگ دانگ دوست ندارم - مجبوری دوست داشته باشی جواَن
سر بچه خالی نکن سانی
کی سر بچه خالی کرد؟ دینگ دانگ دادم کوفت کنه
میشه زودتر بریم فقط؟
- میشه اسنیکرز برام بخری؟ - دینگ دانگ گرفتم برات دیگه!
من دینگ دانگ دوست ندارم!
- جواَن، داری مامانی رو دیوونه میکنی - تو هم داری من رو دیوونه میکنی
- بسه دیگه. بیا بریم - من اسنیکرز میخوام
روز خوبی داشته باشید
متاسفم خانم مکنزی، ولی بدون برگه نمیتونم پیداشون کنم
عقل واسهم نمونده. نمیدونم چیکارش کردم. ببخشید
کی آورده بودینشون؟
- هفته پیش. به پدرتون دادمشون - خیلی خب، بذارین یه نگاه دیگه بندازم
چقدر احمقم
کی بهت خبر داد؟
- سوزی - ای وای
توی یه ماشین با هم دیده بودشون
بهتر از این نمیشه
اصلا باهاش حرف زدی در این مورد؟ حرفش چیه؟
.میگه یه چیز جداست چیزی رو عوض نمیکنه
عجب. که چیزی رو عوض نمیکنه؟
تو رو چی فرض کرده؟ کلفتش؟
- پاشنه و لژ داشت؟ - نه، فقط لژ
- مطمئنین؟ - مطمئنه!
باشه، شرمنده
هنوز دوستش داری؟
معلومه دارم
- خب میخوای چهکار کنی؟ - چهکار میتونم بکنم؟
نباید بذاری ازت سوءاستفاده کنه. باید از حقت دفاع کنی
چهکار کنم؟ توی خونه زندانیش کنم؟
- گفتین پوتین بودن دیگه، درسته؟ - آره پوتین ایمنی بودن
- پوتین قهوهای بزرگ - خیلی خب. پوتین ایمنی قهوهای بزرگ
خب الان کجاست؟
احتمالا رفته شمراک پیشش. دختره اونجا کار میکنه
خدایا، پس کل شهر باید خبردار شده باشن
- مطمئنین نمیتونین برگهاش رو پیدا کنین؟ - بله، متاسفم
ولش کن. بیا بریم، خب؟
پوتینهای مامانبزرگم رو چهکار کردی؟
هیچی. ببین، بدون برگه نمیتونم پیداشون کنم
بیخیال پوتینها شو. پیداشون هم کردی بسوزونشون جرج
- هری، انتظار بیجایی ازم داری - که اینطور؟
چند وقته تو و کیت رو میشناسم؟
حالا میخوای ماجرا رو ماستمالی کنم؟ به خاطرت دروغ بگم؟
چه دروغی؟
مگه کیت رو دیدی؟ باهاش حرف زدی؟ دروغی بهش گفتی؟
بحث این نیست. اگه میدیدمش باید میگفتم دیگه. کار درستی نیست
کار درست؟ این چیزها هم سرت میشه؟ دزد کثیف
حرف از تهمت زدن میزنی؟
خودت که مثل نقل و نبات از کارخونه وسایل میدزدی
کیر تو کارخونه. اون بحثش فرق میکنه. اون مثل این شخصی نیست
فقط دارم میگم انتظار بیجا ازم داری
دیگه ندارم. برو درت رو بذار
طرف عالیه. نگاهش که میکنم یاد خودم میوفتم
یه چیزی بهت بگم؟ بهنظرم داری در حق کیت ظلم میکنی
- بذار من یه چیزی بهت بگم، خب؟ - چی؟
خبر داره. بهش گفتم
- چی رو بهش گفتی؟ - همهچی رو. با تمام جزئیات
خدا لعنتت کنه
باشه. اصلا خبر داشته باشه. بازم کار درستی نیست هری. گوش کن
نه، تو گوش کن. تو حسودیت شده
- حسودیم شده؟ به کی حسودیم شده؟ - به آدری، پس کی
چون من رو داره، و به من، چون اون رو دارم
- کسشر نگو! - عین حقیقته. خودت هم میدونی
من و تو سالهاست داریم مثل کونیا با هم میگردیم
اینقدر که با من وقت میگذرونی توی تخت با زنت نمیگذرونی
توی این بیست سال گذشته کی شده واسه شام یا تفریح ببریش بیرون؟
کِی؟ ها؟
بگو دیگه. کِی؟
- زیاد میبرمش بیرون - بیخیال، کسشر نگو
بس کن. ما بحثمون این نیست
.دقیقا همینه حالا برو درت رو بذار
گل گفتی هری
فکر میکردم کَری میلی
خیلی خب آقایون، قضیه چیه؟
- من و میلی داشتیم شوخی میکردیم - نه. میدونی منظورم چیه
داشتم سعی میکردم یه خورده سر عقل بیارمش
متوجهی داری چهکار میکنی؟ داری همه روابطتت رو خراب میکنی
شماها مدت زیادیه با هم رفیق بودین، مگه نه؟
دوباره رفیق میشیم
- مطمئنی؟ - نگران نباش
- قول؟ - قول میدم
خوبه. نگران شدم آخه
سلام بابا
اگه یادت رفته، ایشون مادر بندهست
منظورت چیه؟
زن توعه. منظورم اینه
البته که میدونم زنم کیه، بله
حالا دوست دارم بدونم ایشون کیه؟
ایشون خانم مینلی هستن. اگه برات سوال شده یا ربطی بهت داره...
- که قطعا نداره - که اومدم اینجا که بگم داره
هری ازت میخوایم که بیای خونه و این بازی رو تموم کنی
خیلی خب. میشه بعدا در موردش حرف... سلام عزیزم
به خیالت چه بازی کثیفی راه انداختی اینجا؟
معلومه سر پیری حرومزادهگیهات شروع شده
- اینطوری حرف نزن - هر طوری دلم بخواد حرف میزنم
جلوی همه. همهی همسایهها، که اینقدر به خانواده مکنزی اهمیت میدن
پشت سرمون میشینن حرف میزنن. مگه نه نیک؟
نه! بازی دیگه تمومه، حالا نوبت ماست
- نه نوبت شما نیست - آره، هست
نه وقتش الانه، نه جاش اینجا
اینجا چشه؟ مگه همه چیز از همینجا شروع نشد؟ از همین کاباره؟
- مگه اون دوست دخترت نیست اونجا؟ - بسه دیگه. بیا بریم
.معلومه بس نمیکنم --مامان، ما اومدیم اینجا که
دلخوره؟ یعنی چی که دلخوره؟
- من دلخورم! - اصلا برام مهم نیست!
- همین الان میرین خونه - ما هیچجا نمیریم. عین خیالت هم نیست
بچه رو بده به من
خونه و زندگیت برات مهم نیست. واسه همین اینجایی
بیا برو بیرون
من به جای اون میگم
پات رو از زندگی پدرم و خانوادهمون بکش بیرون
شنیدی چی گفتم؟
آدری، بهتره به فکر یه کار دیگه باشی
همگی داشتیم داد میزدیم و بابا مامان رو میکشه بیرون
جواَن من رو بغل کرده بود و داشت گریه میکرد
خیلی افتضاح بود
- بابا قراره ترکمون کنه؟ - نه
هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته
میدونی، زندگی مشترک سختیهای خودش رو داره. مامان هم سرسخته
عشق زیادی توی خانواده جاریه
ما بچهها رو دارن و مدت زیادی هست که با همان
این خانواده به این راحتی از هم نمیپاشه
ای خدا، هلن. چهکار دارم میکنم؟ ۲۸ سالمه
دوتا بچه دارم
حتی سقف بالای سرمون مال خودمون نیست. و هیچوقت هم قرار نیست باشه
و من دارم خودم رو سر این مسئله خانوادگی جر میدم
اینم شد زندگی؟
فقط دارم خودم رو گول میزنم
اگه میتونستی با چیزی عوضش میکردی؟ خودت و کیث و بچهها رو؟
نه
فقط خیلی سخته
میدونی، ازدواج اصلا چیزی که آدم تصور میکنه نیست
- اینجا چهکار میکنی؟ - عزیزم، باید باهات حرف بزنم
نمیتونم این قضیه رو هضم کنم. خیلی وحشتناک بود
خدای من، ما داریم خانوادهت رو رنج میدیدم
زود برداشت کلی نکن، خب؟
سانی الکی بزرگش کرد، همین
من تا حالا همچین رنجشای ندیدم. توی زندگی کسی سرم داد نزده بود!
دیشب نتونستم بخوابم. نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم
- عزیزم، گوش بده. کیت خبر داره. بهت که گفتم - بهم نگفتی!
من که دیدمش. دیدم چه بلایی سرش آوردیم
من سرش آوردم، نه تو مسئول این رابطه منم
مشکل بین من و کیت هم مشکل منه. خودش میدونه
- پس سانی چی؟ - بره به درک سانی!
- وایستا. از دستمون رنجیده بود - میدونم رنجیده بود. میدونم
سانی بچه خوبیه. فقط بیش از اندازه دوستمون داره، همین
گوش کن هری. شاید چیزی که بینمون هست...
یعنی بود؛ شاید توقعمون باید همینقدر باشه
شاید قسمتمون همینقدره
- ببین، ما دوباره طعم زندگی رو چشیدیم - محض رضای خدا، اصلا ارزشش رو داره؟
- خدایا، ارزش این همه اتفاق رو داره؟ - ارزشش رو داره؟ مگه تو
یعنی چی که ارزشش رو داره؟ معلومه ارزشش رو داره
خدایا، نخوام ازم که توضیح بدم برات
چیزی که بینمون هست، ما باید دو دستی بچسبیمش
شکرگذارش باشیم
عزیزم، مطمئنی؟
ببین، برای من راحته. من کسی رو ندارم
تو خانم گرد و خوشبوی خودمی
هر روز زندگی سگیم تو رو زندگی میکنم، نفس میکشم، مینوشم و میخورم
- خونه و زندگی نداری؟ - تو چی؟
اونطور که شنیدم دیگه زیاد نمیری اونجا
- دیگه چی شنیدی؟ - همهچی رو
تا الان سانی رو اینقدر آزرده ندیدهم
متاسفم
الکی طلب بخشش نکن، چون بخششی برای تو وجود نداره
چطور اونوقت؟
داری دستی دستی خانوادهت رو بگا میدی
پس نگو متاسفی
ببین، سر سانی درکت میکنم. حله. دیگه سر چی اینقدر عصبیای؟
چون میخوام زن و بچههام رو نگه دارم
و بدون کار نمیشه نگهشون داشت
سخته هری
بیشتر برای سانی سخته
باید باور داشته باشه که رابطهمون ارزش داره
و دختر بازیهای تو کمکی که نمیکنه هیچ، بدترش هم میکنه
اگه قراره به کسشرهای تو گوش کنم ترجیح میدم برم خونه، حله؟
- من برای دعوا نیومدم اینجا - پس برای چی اومدی؟
اومدم ازت بخوام یه کاری بکنی
- چهکار کنم؟ - نمیدونم
- حرفت رو بزن - میخوام این رو بهت بگم که...
داری زنم رو دیوونه میکنی و زنم داره رو دیوونه میکنه
تو هم داری من رو دیوونه میکنی، میدونستی؟ زنت؟ پای زنت رو نکش وسط
اگه قراره در مورد زنت حرف بزنیم، من هم حرف دارم
- میخوای در مورد زن من حرف بزنی؟ - نه نمیخوام، خب؟
هی دوستان! آروم باشید
به تو مربوط نیست مردک
- البته همچین بیربط هم نیست بهش - الان دیگه به همه مربوطه
- یالا - ای پیری، آدم نمیشی نه؟
- یالا کسکش! - آرنجت رو صاف کن!
- آرنجم؟ - آرنجت رو صاف کن!
پای خودت رو ببین!
- دو دستی! - یالا
- سلام - سلام آبجی
خیلی خوشحالم که اینجایی
- حالت چطوره؟ - نپرس
- ۵۰ سالشه جری - کلینت ایستووده هم ۵۰ سالشه
بس کن. طعنه نزن. قضیه شوخیبردار نیست
- پس میخواد بره؟ - آره، از قرار معلوم
- آخه این لاشی واسه این کارها دیگه پیر شده - متوجه نیستی تو
اگه از دید اون به قضیه نگاه کنیم زمانش بهتر از این نمیتونست باشه
یعنی چی از دید اون نگاه کنیم؟
یعنی میگم ما دیگه بزرگ شدیم. دیگه مسئولیتی نسبت بهمون نداره
پس مامان چی؟ مسئولیتی نسبت به اون هم نداره؟
- مامان هم مسئولیتی نسبت بهش نداره - بس کن جری!
تو بس کن. این مدت کجا زندگی میکردی؟ توی غار؟
کجا بودی؟
دلزدگی توی نامههایی که مامان برام میفرسته موج میزنه
فقط وقتی اوضاع خیته شاید یه اسمی از بابا ببره
سانی، هر حسی بینشون بوده...
سالهاست که از بین رفته
من فقط یه عادتم، همین. یه عادت بد، برای هر دومون
.اینطوری نگو تو بهترین دوستمی
آره، هستم
ولی کافی نیست
.هنوز میتونیم با هم ادامه بدیم بقیه هم باید کنار بیان
ولی من نمیتونم
.یه فرصت گیرم اومده اون زن فرصت منه
نمیتونم از دستش بدم
پس من چی؟
من لایق یه فرصت دوباره نیستم؟
...آخه پس
احساساتمون چی؟
کیت، من هم احساس دارم. خودخواه نیستم
- دوستم داری؟ - معلومه دارم. ولی این فرق داره--
- اون جدیده. جوونتر از منه - جوونتر نیست
فقط ذهنیتش جوونتره، همین
...جوری نگاهم میکنه من هم آدمم
نه که با گچ دیوار فرقی ندارم
من اینطوری نگاهت نمیکنم
نگاهمون کن. دیگه به هیچ درد هم نمیخوریم
هیچ حسی بینمون نیست
ما اینجاییم چون جای دیگهای برای رفتن نداشتیم
!من که ازت خواستم نقل مکان کنیم
خونه جدیدی چیزی بگیریم. چند بار ازت خواستم؟
بحث خونه نیست
.بحث سکسه برای سکس میخوایش
معلومه بحث سکسه. چیز مهمیه
ولی سکس تمام ماجرا نیست
چیزهای دیگهای هم این وسط مهمه
...زن باید بهش توجه بشه
تا سکس داشته باشه
...همیشه منتظر شنیدن
صدای پات هستم
...میبینم که میای روی تخت
بعد پشتت رو بهم میکنی و میخوابی
من هم سکس بلدم هری. فقط یه فرصت بهم بده
خواهش میکنم
نه
نمیتونم کیت، خب؟
...آخه. بین ما
دیگه اون حس نیست
گریه نکن
ای خدا
گریه نکن
.همه چیز درست میشه زنگ میزنم، باشه؟
- موفق باشی - ممنون
خواهش میکنم
بیا ببینم
- مراقبت کن مرد - باشه
تو بزرگترینشونی. بیشتر میفهمی
.باور کن قصدم رنجوندن کسی نبود قسم میخورم
نگران نباش بابا
میدونم. درک میکنم
- واقعا؟ - آره
- فعلا - فعلا
شنیدی چی گفتم؟ تخممرغ
یه دفعه دیگه یادت بره !توی سرت خوردشون میکنم
- سلام - سلام
- اسبابکشی خوب پیش میره؟ - آره، خوبه
- چیزی لازم داشتی داد بزن - باشه
فقط تخممرغ نباشه
دنبال عشق و حالی عزیزم؟
- تو از کجا پیدات شد؟ - خودت چی فکر میکنی؟
- گفتی تا ساعت ۷ نمیای - میدونم، ولی طاقت نیاوردم
- خورد توی ذوقت؟ - آره، تقریبا
میخواستم برم گل بذارم
...میخواستم وسایل بچینم ...یکم مرتب
- نظرت چیه؟ - راهپله رو پسندیدم
راهپله اضطراری رو ندیدی!
این راهرو ورودیه
با یکم نور عالی میشه
لامپ اینجا رو عوض کنم خونه به رنگ و رو میاد
و اینجا اتاق نشیمنه
.هنوز یه خرده کار داره کوچیکه، ولی دنجه
این قسمت گلخونهست
این هم چارلیه
سلام چارلی
اگه یه وقت چیزی لازم داشتی، این همیشه اینجاست
همینقدر از دستم بر میومد
اتاقخواب کجاست؟
ببخشید زنگ زدم بیای واقعا نمیدونستم باید چهکار کنم
اشکال نداره
هنوز یه گوشه نشسته حرف نمیزنه؟
آره
خیلی نگرانشم. واسه همین زنگ زدم
- برات صبحانه آوردم - ممنون عزیزم. نمیخوام
- حالا بیا یکم-- - نمیخوام سانی
باشه
گوش کن مامان. میدونم ازت خواستم برای حقت بجنگی
و جنگیدیم ولی باختیم
- بابا رفته. دیگه هم برنمیگرده - برگرد سر زندگیت مامان
میدونم حالت بده، حالت گرفتهست ...ولی نمیشه اینطوری
- پاشو برو بیرون یه کاری بکن! - شاید بهتر باشه برگردی سر کار
میشه اینقدر بهم سرکوفت نزنین؟
باهام مثل یه بچه رفتار نکنین لعنتیا!
...من بزرگتون کردم
،پوشکتون کردم، راه رفتن یادتون دادم حالا برای من نطق میکنین؟
من لیاقت کاری که پدرتون باهام کرد رو نداشتم
من لیاقتم این نیست!
رنج کشیدهم، رنج واقعی. رنجیدهم. میفهمین؟
نمیتونم راحت باهاش کنار بیام، خب؟
- ولی-- - نمیتونم برگردم سر کار
هنوز آماده نیستم. وقتی بودم برمیگردم
نمیدونم چطور با مردم حرف بزنم
نمیدونم کیام. هدفم از زندگی چیه
نمیدونم اینجا چهکار میکنم
وقتی جواب این سوالها رو فهمیدم، اونموقع دوباره میتونم برگردم سر کار
ولی الان، نمیتونم
پس یه لطفی کنین، یکم زمان بهم بدین. باشه؟
!راحتم بذارین
- چی فکر میکنی؟ - حقیقتا فکر میکنم حالش بهتر میشه
چشمت به شماره ۱۰ تیم باشه. کورت وارنر. هیچکس جلودارش نیست
دختر خوب. این رو میخوای؟ !دوناتت رو میخوای؟ برو بگیرش
چند وقته جینجر رو دارین؟
.وقتی جوآن به دنیا اومد گرفتیمش میشه پنج سال. باورت میشه؟
- بیا اینجا - جینجر رو دوست دارم. خیلی بامزهست
یه جورایی
.کیث عاشق جینجره کیث از من و بچههاش هم بیشتر عاشق جینجره
- فکر نکنم - روی تخت میخوابه
- کی؟ جینجر؟ - آره
سانی ببین. من تصمیم گرفتم برم سر کار
- پس دانشگاه چی میشه؟ - نه، نمیخوام برم. شبانه میخونم
الان واقعا هزینهش رو نداریم، مامان دیگه سر کار نمیره
من و تیم تصمیم گرفتیم بیایم اینجا زندگی کنیم
میخواین با مامان همخونه شین؟
- قبلش ازدواج میکنیم - ازدواج؟
.من و تیم کار میکنیم اینطوری به کارهای خونه هم رسیدگی میکنیم
نه هلن. نمیتونی ازدواج کنی
وقت برای ازدواج زیاده. اول باید درسات رو تموم کنی
تو اولین عضو خانوادهای که همچین فرصتی داری
.خواهش میکنم، از دستش نده خیلی مهمه
نمیشه وام بگیری؟
کی به من وام میده؟ گفتم که، شبانه میخونم
.هیچ مشکلی پیش نمیاد چرا نمیتونی فقط تصمیمم رو قبول کنی؟
.یعنی هیچی اینجا سر جاش نیست همهچی داره از هم میپاشه
خدا مرگت بده جینجر. بیا بیرون از توی سطل آشغال!
!حقوق گرفتم
- برنامهت چیه؟ - بریم نقدش کنیم
خیلی خب. میخوام برات یه چیزی بخرم. چی میخوای؟
- قایق بادبانی - میشه جدی باشی؟ بگو
...خب پس... همبرگر
با سس و پیاز زیاد
اصلا عشق و عاشقی حالیت نیست مکنزی
روحمم خبر نداره
کیک خیلی پر زرق و برقی نمیخوام
مثل انجلز دیلالت
دنبال یه چیز خاص و جذابم
یه چیزی که ارزش پخش کردن بین مردم رو داشته باشه...
بین دوست و آشنا
تیم میگه اصلا مهم نیست. مهم مزهشه
دارم با یه مرد بیکلاس ازدواج میکنم مامان. هیچ خلاقیتی نداره
.به من نگو عزیزم خودم به اندازه کافی دردسر دارم
همچین چیزی؟
جای عروس، عروسک میشی اینو بپوشی
نگاه کن مامان. این چطوره؟
- خیلی خوشگل شدی - میتونی این رو بدوزی مامان؟
فکر کنم بتونم. فقط باید لبهش رو بگیرم و به توری بدوزم
- فکر نمیکنم سرپوشش کاری داشته باشه - آره
- به نظرم خوبه - به نظرم عالیه!
واقعا دوست دارم این ساعت رو برات بگیرم
- شوخیت گرفته؟ - نه، خیلی بهت میاد. یالا
میتونم کمکتون کنم؟
بله. میخواستیم اون ساعت طلایی زیبایی که توی ویترین گذاشتین رو ببینیم
پتک فیلیپ؟ عین همون ساعت رو اینجا دارم
ساعت عالیایه. بسیار زیباست
ساخت سوئیسه. از طلای خالصه. به نوعی رولز رویسِ ساعتهاست
مشخصه. واقعا زیباست. ببین چقدر ظریف--
- آره، قشنگه - بیا. بکن دستت
- قیمتش چقدره؟ - ۸۳۰۰ دلار با مالیتش
ضد آبه؟
.بهت میخوره ورزشکار باشی یه رولکس بینظیر اینجا دارم
ضد آب، ضد ضربه
چکش هم بکوبی روش باز هم برات کار میکنه
خیلی قلچماقه
- این قیمتش چقدره؟ - فقط ۲۳۰۰ دلار با مالیات
فقط ۲۳۰۰ دلار. چطوره؟ من که خوشم اومده
.منم خوشم اومده به نظرم بهتره در موردش فکر کنیم
- میتونیم باهاش دوش بگیریم - عالیه
کاملا ضدآبه. اصلا باهاش برین غواصی
- جدی خوشم اومده ازش - باشه عزیزم
- خیلی ممنونم - خواهش میکنم
فروش اقساطی هم دارین؟
بله. فروش اقساطی با شرایط عالی داریم
- اگه هنوز مایل به خرید بودین - خیلی ممنون
- قیمتشون چقدره؟ - اینها ۱۵.۹۵ دلاره
.بگیرشون خیلی به لباس عروسیت میاد
برای گوشهای سوراخ شدهست
- که چی؟ سوراخشون میکنیم خب - نه
خودتون اینجا انجام میدین، نه؟
- به من نمیاد - آره، رایگان انجام میدن. بهت میاد
چرا هر بار یه چیزی به تو پیشنهاد میشه...
خود به خود میگی نه؟
- واقعا اینطوریام؟ - آره، همیشهی خدا
متوجهش نبودم
باشه. گوشهام رو سوراخ کنین
با این میخواین بکنین؟
- این دستگاه گوش سوراخ کنه - مطمئنین درد نداره؟
نه. فقط یه سوز کوچیکه
- آماده؟ - میترسم. خب خب
!ای وای
- شد؟ - آره!
- قشنگ شده - خیلی قشنگ شده!
دوستش دارم. خب این یکی رو هم بکنین
- یهو پریدی هوا! - ترسیدم خب
۸۰۰۰ دلار! با پولش میرم ماشین میخرم
- حتی روش الماس هم نداشت - اصلا میخوام ندونم ساعت چنده
.ولی بازم میخوام برات یه چیزی بخرم خیلی خوشحالم میکنه
همون همبرگر چطوره؟ هر دومون رو هم خوشحال میکنه
تا همینجاش هم خیلی برام زحمت کشیدی
ببین، تو پولت رو میفرستی خونه ...چون مسئولیت خانوادهت با توعه
و به فکرشونی
من هم توی مخارج کمک میکنم چون تو خانوادهی منی و عاشقتم
!ببخشید
A-29
29 ردیف A
G-49 49 ردیف G
O-66 66 ردیف O
!بینگو
- بردم! - یکی بینگو کرد
!ببینین
- B-10 - B-10
- I-29 - I-29
- يک آزاد - یک آزاد
G-49 - - 49 ردیف G
- 0-66 - بینگو درسته
بیاین بالا و ۱۰۰ دلارتون رو بگیرین
از اینطرف
- $20, $40, $60, $80, $100. - ممنون
بهتون بگم، وقتی کیت مکنزی برنده میشه، همه برنده میشن!
- تبریک میگم! - ممنون
- خیلی خوشحالیم که برگشتی - منم خوشحالم که برگشتم
- کیت، دیگه کی شب میری بیرون؟ - امشب، میریم دیسکو
- سانی و هلن دارن میبرنم - دیسکو؟
کیت، نمیدونی از کی منتظر همچین فرصتیام
امشب شب توعه. بدویین بچهها
!آره آره
سرویس کامل، همهچی! به حساب خودمون!
عشق میکنی. فقط بشین
-ماسک صورت، پدیکور، مانیکور! - هیجانزدهام
- موهات رو هم رنگ کنیم؟ - آره، فقط چه رنگی؟
،خیلی نمیخوام توی چشم باشه ولی بلوند به نظرم خوبه
.من هم کار و زندگی دارم پس تن لشت رو بردار بیا خونه
پس وقتی اومدی اثری از من نمیبینی
گوه
- من حرفش رو باور کردم - تعجبی نداره
سلام، منزل مکنزی. بفرمایید
سلام تیم
هلن پیشته؟
.متاسفم. فقط من اینجام هلن رفته شهر
بفهمه نبوده زنگ زدین ناراحت میشه. میشه بعدا تماس بگیرین؟
- باشه. حال هلن چطوره؟ - خوبه، سرش خیلی شلوغه
خانم مکنزی چطور؟
- خوبن - خوبه
- توی بینگو برنده شده شدن - جدی؟
آره، ۱۰۰ دلار
تیم، شنیدم دارین ازدواج میکنین
آره، عالی نیست؟ مطمئنم به خیر و خوشی میگذره برامون
واسه مراسم که میاین آقای مکنزی؟
- نمیدونم - امیدوارم بیاین
گوش کن تیم
به هلن بگو دوستش دارم و اینکه زنگ زدم
حتما بهش میگم
- موفق باشی تیم - ممنون قربان
- خداحافظ - خداحافظ
!درش بیار
مگه لخت نبودن؟
،نه، لباسهاشون رو درآوردن ولی یه جی استرینگ داشتن فقط
- چیزی که از اون بین ندیدی؟ - چی فکر کردی؟ دیدم اتفاقا!
...اومد پشتش رو کرد بهم
!بعد من رو بوسید !قیافهت دیدنی بوده
- پول هم گذاشتی براش؟ - شوخیت گرفته؟ نه!
- سانی گذاشت، دخترم - من یه بار گذاشتم
- دروغ نگو کثافت - خیلی خب، پاشو بریم
باید شوهر روشنفکری داشته باشی
- حقیقتش، یه جورایی جدا شدیم - من هم همینطور
.بهترین اتفاق زندگیم بود تو چی؟
فکر نمیکنم بهترین اتفاق زندگیم بوده باشه
ولی همیشه فکر میکردم اگه شوهرم ترکم کنه...
میمیرم
و کرد، و هنوز نمردم
شوهر من آدم عوضیای بود و با رفتنش راحتم کرد
به گمونم شوهر تو اینطوری نبود
نه، فکر نمیکنم ...آدم عوضیای بود، ولی
نمیدونم
انگار یه چیزی توی رابطهمون مُرد
من نمیدونم چی، ولی اون میدونست
...صبح بخیر عزیزکم
بیرون رو دیدی چه روز قشنگیه؟
من میگم پاشیم بریم بیرون، باشه؟ خوش میگذره، نه؟
آره
گفتم اگه بشه بریم سوار یکی از اون قایقهای فرابر بشیم
همونهایی که همیشه بهت میگم
آره
...عزیزم، میدونم نگران هلنای
ولی اونقدر که فکر میکنی هم اتفاق وحشتناکی نیوفتاده
آره، باشه
ولی اگه من اونجا بودم اصلا نمیذاشتم اتفاق بیوفته
شاید، شایدم نه
اصلا کی گفته بعد اینکه با تیم ازدواج کنه نمیتونه بره دانشگاه؟
بیخیال آدری، روی هم پول یه آپارتمان رو ندارن!
بعد چطوری میخواد بره دانشگاه؟
- پاپیونهاش رو دوست دارم - یکم زیادهروی نیست؟
فوقالعاده شده
به نظرم اگه همهجاش پاپیون باشه خوشگل میشه
بذار ببینم
- نه، نمیخوام. خوشم نیومد - باشه
حالا فکر کنم از اینجا باید یکم تو بدیم
آره، حتما باید از کنارهاش تو بدی
به نظرم عروسی محشری میشه
مامان، هزینهی اینها روی هم زیاد نمیشه؟
نه عزیزم، نمیشه
۳۵ دلار پول فابریک ...برای لباس خودم شد
۱۵ دلار هم پول توری تاج عروس تو
سانی که لباس خودش رو میپوشه. تو لباس عروس سانی رو میپوشی
.ساقدوشها پول لباسشون رو میدن همسایهها هم توی درست کردن غذا کمک میکنن
- تیم هم شامپاین میگیره - که میشه سه بطری ریپل (ارزانترین برند موجود)
- سانی! - چی گفتی؟ این چه حرفی بود؟
منظورم اینه که پول زیادی در نمیاره
خب که چی؟
نمیتونی کل عمرت رو اینجا با مامان زندگی کنی
معلومه میتونه. تا هر وقت دلشون بخواد میتونن اینجا بمونن
تو هم دیگه دخالت نکن. گفتم مشکلی نداره
البته اگه پدرت برگرده باید در موردش حرف بزنیم
.وایستا ببینم فکر کنم گوشهام مشکل پیدا کرده
یعنی چی «اگه پدرت برگرده»؟
همیشه آدم رو غافلگیر میکنی
خودت و کل خانواده رو به امون خدا ول کرده رفته...
و باز هم میگی اگه برگرده چی میشه
باورم نمیشه
ببین
،اگه پدرت الان از در بیاد تو نمیدونم برمیگردم باهاش یا نه
معلومه برمیگردی باهاش
گفتم نمیدونم برمیگردم باهاش یا نه
.ولی اینکه چهکار میکنم به خودم مربوطه فهمیدی؟
اون پدر توعه. ...شوهر منه
و من تصمیم گیرندهم، خب؟
هلن، برگرد اینجا ببینم
- تموم شد؟ - تموم شد؟
- گذشت و رفت - گذشت و رفت. آره تمومه. بیا اینجا
هنوز دوستم داری؟
- بله - بفرما، خودت گفتی گذشت
باید سوتین جکدار بپوشی
- خفه شو! - سانی، چرا بس نمیکنی؟
باورش برام سخته که داره عروس میشه و من کنارش نیستم
بعضی وقتها فکر میکنم بچهها جوری نگاهم میکنن انگار غریبهام
طول میکشه عادت کنن
- عشق خانواده به هم ابدیه - آره
این روابط تاریخ انقضا نداره
اون بچهها از گوشت و خون خودتن
برای مراسمشون که میری، مگه نه؟
- آره، دلم میخواد برم - پس برو. دلم میخواد داد بزنم برو
برو پیش هلن، کنارش باش
بهت احتیاج داره، میدونی که
و وقتی اونجایی...
خوب دور و برت رو نگاه کن
منظورت چیه؟
این ده ماه اخیر شگفت انگیز بوده
اصلا فکر نمیکردم دوباره بتونم چنین حسی رو تجربه کنیم
ولی بعضی اوقات حس میکنم...
بخشی از وجودت هنوز سردرگمه
داره مقابله میکنه
ازت میخوام برای مراسم که میری...
ببینی اونجا احساس آرامش میکنی؟
و ببینی دلیلی...
- برای موندن پیدا میکنی؟ - صبر کن ببینم. چی داری میگی؟
که مشکلی نداری ترکت کنم؟ حرفت اینه؟ به همین راحتی؟
اگه برنگشتی، خب...
نمیدونم
شاید اصلا قسمت همدیگه نبودیم
- خودت این رو درست کردی کیت؟ - آره
- دستور پختش رو از کجا آوردی؟ - از خودم درآوردم
- از خودت؟ - آره، چطوره؟
- خوب شده نه؟ - آره، خوبه
میدونین، چیز میخوایم. یه کاسه کوچیک برای خردل
دیگه کاسه نداریم
چرا داریم. توی کمد بالایی
- من تا حالا سه بار رفتم - من دستم بنده!
اصلا کاسه نداریم
- اینم کاسه - باشه، کاسه داریم
- این کاسه؟ - آره، همین خوبه
بذارش اونجا
- قاشق؟ - ممنون
کیت، میخوای روی اینها فلفل دلمهای هم بریزیم؟
آره، یکم فلفل دلمهای داریم، توی یه شیشه کوچیکه
- کی فلفل دلمهای میخواست؟ - من. ممنون
- میخوای این رو ببرم؟ - آره
- یه چنگال میاری؟ - چنگال؟ باشه
میخوام یکم هنر به خرج بدم
- یکی دیگه هم بگیر که میخوام ببرمشون - استرس داری؟
نه، اصلا
جون عمت
- ثابت نگهشون دارین، خب؟ - باشه، وایستا
همینطوری
- آمادهاین؟ - آره
بزن بریم
- به به! - ایول!
- دست خوش! - بابا برقی واقعی تویی!
- برو به مامان بگو بیاد ببینه - باشه، باشه
- ژامبون رو برای ساندویچها آوردن؟ - نه، میشه لطفا بیاریش؟
مامان ژامبون برای ساندویچها چی شد پس؟
- نمیدونم چهکارش کردم. پیداش نمیکنم - پس نمیتونیم درستشون کنیم
بده با تن ماهی درست کنن
- الان باید سالاد تن ماهی درست کنیم؟ - آره، ژامبون رو پیدا نمیکنم
باید سالاد تن ماهی درست کنیم. میتونین؟
خب کیتی. ظرف آوردم و لیوان آوردم
مایا هم بعدا میاد چیزهای دیگه رو میاره...
وقتی کلاس آموزش تایپش تموم بشه
- کجا کلاس میره؟ - کلاس آموزش بزرگسالان توی دبیرستان
.باید در موردش باهاش حرف بزنم خودم هم میخواستم توی چندتا کلاس شرکت کنم
- مواظب باش، داغه - راست میگی، داغه
- چطوره؟ - خیلی خوبه
- کلاس شراب درست کردنش رو چهکار کرد؟ - کلاس شراب درست کردنش رو تموم کرد
- عه؟ شرابش کو؟ - توی زیرزمینه
- نمیخوای یکم برامون بیاری؟ - میخوای امتحان کنی؟
- آره - جدی میخوای امتحان کنی؟
فکر کردی چرا گذاشتیمشون توی زیرزمین؟
.سه روز پیش یکم به گربهمون دادیم تا الان پیداش نکردیم
چرا به گربه شراب دادین دیوونهها؟
- خوشحالم که دوباره لبخند روی صورتت میبینم - ممنون
چیز دیگهای لازم داشتی فقط یه زنگ بزن. مثل برق خودم رو میرسونم
تو بهترینی
...تیکههای هویج و چیز بریزیم روش. بهنظرت به قدر کافی داریم؟
سلام
حالت چطوره؟
چی میخوای؟
میخوام با هلن صحبت کنم
باشه، ولی ناراحتش نکن
بابا دم دره. میخواد باهات صحبت کنه
چیزی نیست
- حالت چطوره؟ - خوبم
میخواستم باهات صحبت کنم. زنگ زدم نبودی
آره، میدونم. خودم هم خیلی ناراحت شدم
...زنگ زدم
میخوای بیای داخل؟
- میشه بیرون صحبت کنیم - آره، باشه
نمیتونستم بذارم فردا بگذره...
بدون اینکه ببینمت و باهات صحبت کنم
این برای توعه از طرف من
ممنون، دستت درد نکنه
- میخواستم باهات صحبت کنم - خب
خب، میخواستم باهات صحبت کنم...
میدونی...
در مورد فردا
مطمئنی؟
آره
.تو خیلی جوونی داری ترک تحصیل میکنی
- نه، برای همیشه که نمیکنم - خیلی زود داری ازدواج میکنی
آخه...
مثل من و مامانت. ما هم همین کار رو کردیم
سخته عزیزم
ازدواج خوبه...
ولی کاری که فردا داری میکنی داری براش عجله میکنی
آخه اینطوری ازش لذتی نمیبری
- شاد بودن از یادت میره - بابایی
- میدونم صلاحم رو میخوای بابایی - معلومه
میدونم
میدونم این حرفها رو از ته دلت میزنی
ولی حرفهات مال گذشتههاست بابایی
حرفهات مثل دیالوگهای یه فیلم خیلی خیلی قدیمیه
- دستت درد نکنه - خب هست
من و تیم داریم ازدواج میکنیم چون همدیگه رو میخوایم
من عاشقشم و میخوام باهاش باشم
قرار نیست اشتباههای شما رو ما هم تکرار کنیم
با هم برای حفظ رابطهمون تلاش میکنیم
من و تیم مثل تو و مامان نیستیم
چیزهایی که سی سال طول کشید شما بفهمید رو ما همین الان میدونیم
- زندگی شادی خواهیم داشت - آره
و بچهمون، همین ذاتِ خانوادهی مکنزی رو به ارث میبره
- میشه بازش کنم؟ - آره
ای وای
مامان سر به تنت نمیذاره
- خیلی خوشگله. ممنونم - خواهش میکنم
باهات چهکار کنم عزیزم؟
اگه بخوای دوست دارم فردا اونجا باشم
بیشتر از هر چیزی
حتما میام
مرسی
عزیزان دل، امروز اینجا جمع شدهایم...
تا در محضر خدا و در برابر این جمع...
پیوند ازدواج این زن و این مرد را جاری کنیم
...اگر شخصی اعتراض موجهی
...به مشروع شدن این ازدواج دارد
اکنون سخن بگوید یا تا ابد خاموش بماند
تیم، آیا این زن را به همسری برمیگزینی؟
آیا سوگند میخوری که دوستش بداری، حمایتش کنی، احترامش بگذاری...
و تا روزی که زندهاید به او وفادار بمانی؟
بله
هلن، آیا این مرد را به همسری برمیگزینی؟
آیا سوگند میخوری که دوستش بداری، حمایتش کنی، احترامش بگذاری...
و تا روزی که زندهاید به او وفادار بمانی؟
بله
چه کسی اجازه ازدواج دخترش با این مرد را میدهد؟
بنده
از این رو که ...هلن و تیم عهدِ خود را
در محضر خدا ...و در برابر این جمع بستهاند
اکنون آنها را زن و شوهر اعلام میکنم
میتوانی عروس را ببوسی
عالیه، حالا لبخند، همه لبخند بزنین
یه لبخند حسابی! همینه
- تیم - خیلی خوشگل شدی
- باهاش خوب رفتار کنی - چشم
- تبریک میگم تیم - ممنونم
میخواستم به هر دوتون تبریک عرض کنم. خیلی طولش دادن
ممنون
بگو دیگه، چرا؟
مردم حرف درمیارن
- همچنان متأهلی؟ - ۳۰ ساله
عالیه
فقط سریع یه چیزی بگی، مهم نیست درسته یا نه
- عروس فوقالعاده زیبا شده بود - لطف دارین
لذت بردیم واقعا. خیلی خوش گذشت
خودم زیاد توی دوخت و دوزش نقش نداشتم
توی همین پُست بازی کنه فعلا
وقتش الانه
طرف هم موقعیتهای زیادی داشت
- شاید اسم بچهمون رو بذاریم نیکولاس - اسم قشنگیه
روحمم از این قضیه خبر نداشت
واقعا محشر بود. خیلی عالی بود
- هری، چه خبرا؟ - سلامتی
- خوشحالم از دیدنت - من هم همینطور
- چطوری؟ - خوبم
درگیر کارم. هر از گاهی، توی پمپبنزین
- مسئول پمپبنزین شدی - آره
خوشحال شدم از دیدنت
.عروس قشنگیه هلن زیبا شده
خوشتیپ شدی
- شراب درستکنی یا تایپ؟ - نه، تایپ
.خیلی محیط صمیمی و آرومیه ...همه زنهای هم سن خودمونن که میان
- چشم، ممنون. خداحافظ - سلام عزیزم
حالت چطوره؟
اون بالا عالی بودی
خیلی قشنگ بود، نه؟
کیث گفت بهش کار دادن
خوبه
میشه باهات حرف بزنم؟
در موردِ؟
در مورد...
...در مورد اتفاقهایی که افتاده
و سوء تفاهمها رو کنار بذاریم و...
نه وقتش الانه، نه جاش اینجا
حالت چطوره رفیق قدیمی؟
- به این راحتی کوتاه نمیاد - همینش رو دوست دارم
- نمیدونم این اخلاقش به کی رفته - خدا میدونه
- میخواستم یه چیزی بهت بگم - میخواستی یه چیزی بهم بگی؟
برو درت رو بذار
- دقیقا همین رو میخواستم بگم - که اینطور؟
کونی خان
ببین هری
- این چیه؟ - مراقبت کن
- مامانبزرگ؟ - جانم عزیزم؟
جشن کی شروع میشه؟
- یعنی از اینجا خسته شدی؟ - آره
باشه عزیز دلم. چند دقیقه دیگه میریم
- بیا بریم کریس - باشه
والدینشون کجان؟ میشه والدینشون برن بالا لطفا؟
- واقعا از گرفتن عکسهای خودم بدم میاد - عاشق این کاره
نه، اصلا! متنفرم ازش
- کجا وایستم؟ - شما اینجا وایستید
شما اینطرف
شما هم این بالا کنار همسرتون وایستید
برید پشت همسرتون
لباسم زیر پاته
- ببخشید - طوری نیست
حالا همسرتون رو بغل کنین
- حالت خوبه؟ - بله، ممنون
خوبم
بابا یکم صمیمیتر، خب؟
- مامان؟ - بله؟
به بابا بگم برای جشن بیاد خونه؟
.نمیدونم عزیزم میتونی بهش بگی
بهنظرم خودش اونجا معذبه
نه، صبر کن. دل خودم نمیخواد
من معذب میشم، خب؟ بهش نگو
یه لحظه
- خوش گذشت، نه؟ - عالی بود
- در مورد جشن توی خونه... - نه
واقعا معذبم اونجا
باشه. درک میکنم
- خیلی خوشحالم که اومدی - امکان نداشت از دستش بدم
- خوشحال شدم از دیدنت - همچنین
- در تماس باش - باشه
- باهاتون تماس میگیرم - باشه. آدرس خونهمون رو که داری؟
دو تا از اون...
- ۸ در ۱۰ها - ۸ در ۱۰ها
- به روی چشم! - ممنون. خسته نباشید
چه گلهای قشنگی. ...یه لحظه
بذارین چندتا کِش برم
ممنونم
ترجمه و تنظیم: دانیال نصرآبادی
♪Paul McCartney - Twice In A Lifetime♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.