Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مترجم: پيمان صالحي فرد IMDB-DL کاري اختصاصي از تيم ترجمه ي
تو هفت سالته. ديگه مرد شدي
.اسباب بازي و عکس مادرتو خاک کن
موش کور
موش کور، زير زمين تونل حفر مي کُند
.براي يافتن نور خورشيد
.گاهي اوقات، به سطح زمين مي آيد
.وقتي او نور خورشيد را ديد، کور شد
منو بکش، تو رو خدا منو بکش
کي اين کارها رو کرده؟
منو بکش
کي؟
اون کيه؟
.کلنل بود - چند نفر اون جا بودن؟ -
پنج نفر ديگه
کجا؟
.توي محل فرانسيسکان
کلنل خودخواه نيس
يه بار وقتي کارشو با زن ها تموم کرد .اون وقت زن ها رو داد به ما
.کلنل گفته هر کي به من دست بزنه مي کشمش
کي به اينا گفت بيان؟
انتظارشو نداشتم
ما رو ببخش
اينا جون ندارن
ولي بعضي وقت ها خسته مي شن .منم کمکشون مي کنم
التماس کنين سگ ها
وايسيد
ببوسشون
ادامه بده
اون يکي هم ببوس
بريد کنار سگ ها
اين حيوون ها مي خوان نگات کنن
اونا مي خوان سينه هاتو ببينن
بخوريدش سگ ها
تو کي هستي که مي خواي منو محاکمه کني؟
! من خدا هستم
نه، اين نه. هر چيز ديگه اي باشه. ولي اين نه
همين جا رو زمين ترتيبشو بده
رو پاي خودت وايسا
گريه کن پسر، گريه کن .چون اون به ما لطف کرده
تلخه
حضرت موسي توي يه صحرا آب پيدا کرد
ولي مردم نتونستن ازش بخورن .چون تلخ بود
"اونها اسم اون آب رو گذاشتن "مارا
شيرين شد
من اسمتو مي ذارم مارا .مثل يه آب تلخ
چه جور اين جا زنده بمونيم؟
از تشنگي مي ميريم
همچون گوزني ماده ،در آرزوي رودخانه هاي جاري
.من هم در آرزوي تو هستم، اي خدا
با روح و جانم .تشنه ي خدا هستم، خداي جاويدان
هيچي
هيچي
.هيچي،هيچي،هيچي
منو دوست داري؟ - آره -
ولي من ندارم. براي اين که دوست داشته باشم تو بايد بهترين باشي
.چهار ارباب جنگ توي اين صحرا زندگي مي کنن
.تو بايد اونها رو پيدا کني و بکشي
.صحرا شبيه دايره س
.براي پيدا کردنشون بايد مارپيچي حرکت کنيم
.من ديگه نمي تونم. بيا برگرديم
.من هروقت چيزي رو شروع مي کنم، بايد تمومش کنم
.ما هيچ وقت پيداشون نمي کنيم
اگه اونا واقعا ارباب باشن .پس بايد برامون يه علامت بفرستن
.الان ماه هاست که داريم راه ميريم
چه جور مي توني همچين اعتقادي داشته باشي؟
اونها منتظر ما هستن
! علامت
.تو اون نور رو وسط روز دنبال مي کني
.مي دونم براي چي اومدي .منتظري که اونو ببيني
فقط مي مونه اون زن
ارباب نمي خواد که با اون زن مبارزه کنه
.ارباب بزرگ مي خواد همين الان ببينتت
.عجيبه. اون هميشه مهمون ها رو منتظر مي ذاره
.بعد از اين تپه ي شني يه آبادي هست
.زنت بايد همون جا بمونه
بريم
.تفنگ و کلاهتو بده
.به نور احتياجي ندارم. من کورم
.تا سه بشمار و بعد سعي کن که بگيريش
...يک، دو، سه
چه طور؟
،سعي نمي کنم که برنده بشم .فقط مي خوام به يه حيطه کامل دست پيدا کنم
.از گلوله ها ترسي ندارم
! شليک کن
.فقط کمي خونريزي دارم
.در مقابل گلوله ها مقاومتي نمي کنم
مي گذارم که از مواضع خالي گوشت بدنم رد بشند
هنوز هم طالب مبارزه اي؟
آره
از کشتن تو ترسي ندارم .چون اين مرگ نيست
.مي گذارم اول تو شليک کني
اون خيلي از من ماهرتره - تو برنده مي شي -
.با اين وجود يا مي برم، يا مي بازم
.مي خوام برنده بشي. هر طوري شده بايد دستشو بخوني
.صاف و ساده مبارزه نکن
يه کلکي جور کن. .حتما يه راهي هست که ببريش
.يه راهي پيدا کن
.ديدي گفتم برنده مي شي .بهت افتخار مي کنم
.فقط سه تا ديگه از ارباب ها مونده
.من مي دونم نفر دوم کجا زندگي مي کنه
اگه بذاري باهات بيام مي برمت اون جا
اين جاس
وايسيد
.منتظرت بوديم .اين کارت ها پيش گويي کرده بودن
تو شکست مي خوري
شکست مي خوري
ترسو، قاتل .اراده ي خدا غير قابل توضيحه
من و پسرم بايد به تو احترام بذاريم
مي توني باهاش مبارزه کني
.بيا نزديک تر
دوئل از همين حالا شروع مي شه
هر وقت خواستي مي توني شليک کني
بمير
درواقع
.تو مردي
.دلم مي خواد با يه آدم مرده حرف بزنم
بيا دنبالم
ساختن اشياي مسي رو چند وقته شروع کردم
.و همين طور انگشتام قوي شدن
الان اشياي ظريف مي سازم
قدرت انگشتام زياده
.ولي بدون اين که بشکنن، باهاشون بازي مي کنم
بزن
يه شليک دقيق
ظرافتشو از بين برد
تو با تيراندازي مي خواي خودتو پيدا کني ولي من اين کارو براي ناپديد شدن مي کنم
کمال و بي نقصي از بين رفته
براي از بين رفتن بايد عاشق باشي
تو عاشق نيستي. کارت نابود کردن و کشتنه. کسي تو رو دوست نداره
چون وقتي که به دادن چيزي فکر مي کني
واقعا داري اون چيز رو از دست مي دي
من متعلق به اونم
همه چيزمو به مادرم دادم
اون درون منه
عشق بي اندازه ش، تموم وجودمو در برگرفته
هر کاري که مي کنم و هر چي که مي گم
.از صدقه ي سر اونه
متنفرم از اين که چيزي رو مال خودم بکنم
چون اين کار منو از حضورش دور مي کنه
يک دست صدا نداره دو نفر بهتر از يه نفره
چون اگه اولي چيزيش بشه دومي کمکش مي کنه
ولي اون آدمه تنهاي بيچاره کسي نيس کمکش کنه
وقتي اينو ساختم اصلا فکر نمي کردم خوب از آب درآد
فقط تموم تلاشمو کردم تا بسازمش
تفنگتو دوباره بگير
.پسرم مي خواد آخرين شانس رو بهت بده
پيامبران
.نزديکش نشو چرا ما رو دنبال مي کني؟ برو گم شو
.نيازي نيست اسلحه بکشي
بهت اعتماد دارم
تو يه فلوت داري
با نواختن موسيقي، همديگر رو خواهيم شناخت
تو از خودت بيزاري
ديگه نمي خواي حقه بزني
.حالا مي خواي به قانون احترام بذاري
يکي بهت گل ميده
بقيه، چيزهاي با ارزش ديگه اي بهت ميدن
تو زندگي خودتو برام آوردي
تو ديگه از مرگ ترسي نداري
چون يه دشمن خطرناک هستي
وقتي هفت مايل دورتر از اين حصار بودي
خرگوش هام شروع کردن به مردن
.تقريبا همه شون مردن
الان که تو اين جايي .يکي شون هم زنده نمي مونه
اينو خودم ساختم
ببين خوبه
فقط يه بار شليک مي کنم
همين يه بار بسه
.يه گلوله، اغلب کشنده س
بزن
مي توني بگي کدومو زدي؟
اين يکي ماله توئه توي سرش زدي
اين يکي ماله منه توي قلبش زدي
.قلب، و سر
عوضشون کن
ديگه وقتشه
.کمال بيش از حد يه اشتباهه
تو بردي
منو ترک نکن، تو عالي اي
کمکت مي کنم. فقط يه نفر ديگه مونده
مي خواي با من مبارزه کني؟ چه طور مي خواي اين کارو کني؟
ديگه اين تفنگو نمي خوام
.اين تفنگو ميدم به تو، در عوض من تور پروانه گيري رو برمي دارم
مي خواي با مشت هات بجنگي؟
حمله کن، حمله کن
ديدي، قدرت تور من از گلوله هاي تو بيشتره
اگه دوباره شليک کني گلوله برمي گرده ميره توي قلبت
چه جور برنده مي شدي؟
.تا نجنگي، چيزي به دست نمياري
،با وجوديکه تقلب هم مي کردي .نتونستي چيزي به دست بياري
آره، من تونستم زندگيتو ازت بگيرم
.زندگي! برام مهم نيست
نشونت ميدم
تو باختي
تو بردي، تو بهتريني
مثل آب سرازير شده ام و استخوان هايم جا به جا شده اند
قلبم شبيه يک شمع مومي شده است .که از درون، مرا ذوب مي کند
و توان سخن گفتن ندارم
در غبار مرگ بيمار گشته ام
خدايا چرا ترکم کرده اي؟
چرا نجاتم نمي دهي؟ چرا به فرياد هايم توجه نمي کني؟
آه، خدايا، روزهنگام مي گريم .اما تو مرا پاسخي نمي دهي
.شب هنگام مي گريم، و خواب ندارم
اون يا من؟
مرا با راه و رسمت آشنا کن پروردگارا، طريق و مسلک ات را به من بياموز
.مرا به حقانيت ات هدايت کن و بياموزم
خدايا، تو ناجي من هستي
تمام روز انتظارت را کشيدم
.راه گناه کاران را نشانم دادي
ما را به حکم نهايي راهنمايي کردي
PSALMS (نام کتاب داوود پيغمبر، که شامل دعاها و سرودهاي ايشان است)
من خدا نيستم
من يه انسانم
چند وقته که اين جام؟
وقتي تو اينجا اومدي .من هنوز به دنيا نيومده بودم
.از زماني که بچه بودم از تو مراقبت مي کردم
پيرزني مي گه که تو مارو آزاد کردي
ما چندين سال اين جا زنداني بوديم
.اون سوراخ تنها راه خروجه
چند روز طول مي کشه که بالا بري و بهش برسي
.بيرون، پايين کوه، يه شهره
.اونا نمي خوان کمک کنن که ما از اين جا دربيايم
ما ناقص و زشت شديم به خاطر اين که اونا با نزديکانشون زنا مي کنن
ازشون متنفريم
.بايد سخت باشه که منو اون جا ببري
چرا خودت نميري؟
بانوي پير مي دونه
اون دنبالت فرستاده
مي خواد الان ببينتت
من اين نيستم، اين چهره ي من نيست
من پول رو به دست ميارمو يه تونل مي کنم
تونلي که ما رو از اين غار به اون شهر وصل مي کنه
وقتي تمومش کردم، شما ديگه آزاديد
از اين جا بيرون ميريد
پس اون جا شهر بزرگيه
براي گدايي مي ريم
فر موهامو درست کن
ناخن هامو آرايش کن
کرم
بادبزن
اين عوضي فاسد داره لاي پاهاي منو نگاه مي کنه
! کمک، اون منو بغل کرده
تو شاهدي اون منو به زور بوس کرد
برده ي کثيف، چه جور جرأت مي کني؟
.کمک، اون بهم تجاوز کرد
! بگيريدش، قاتل
بگيريدش. نذارين فرار کنه
متجاوز، اون فاسده
قاتل، قاتل
فکر مي کني ارزش داره قوم و خويشام بيان اين جا؟
اين جا افتضاحه
من کندن رو ادامه ميدم
چند متر بايد بکنيم؟
مي کنم
تماشاچي هامون رو از دست داديم
.هي هيولا، بياين اين جا بينم
يه پول خوبي بهتون مي ديم
.دوتاشون مرده ن
کدومشون اول مرد؟ - اين يکي -
اين يکي قهرمانه
پروردگارا، ما را حمايت مي کني پروردگارا، ما را حمايت مي کني
خدا ما را دوست دارد و حمايتمان مي کند
اگر ايمان داريم پس هيچ اتفاقي برايمان نمي افتد
بايد با پروردگار قمار کنيم
شرط ما بر سر مرگ است
و مي گذاريم هر کس ايمان ندارد بميرد
معجزه
! معجزه
معجزه
.نترس، خاليه
.اين يه معجزه س
معجزه
مکاشفه
ديگه کسي نمياد
نمايش تموم شد
منم ميرم
بيا تو، بيا تو
،مثل هميشه مجمع زنان محجوب
بعد از بازبيني ماهيانه، به شوهرانشان خوش آمد مي گويند
اين جا همه چيز يعني نجابت
مي خواي يه کم پول دراري؟ بيا، بيا
برو پايين
برو تو
شيرين کاري کنين
.مي خوايم که روي تشک ببينيم تون
لباساتونو دربياريد. شب عروسيه
دوسِت دارم. اين جا کسي نيست
اين جا جز تو کسي نيست
ما تنهاييم. لمسم کن
مي تونيم ديناميت بخريم
تونلو درست کنيم
چرا خودتو قايم مي کني؟
من شرمنده ام
بايد ازم بيزار باشي
بايد بري و ترکم کني
نه، باهام مياي
بهش بگو مي خوايم ازدواج کنيم
برو
پدر، ما مي خوايم ازدواج کنيم
نبايد بکشيش اون کارهاي بزرگي کرده
اون قول داده يه تونل بکنه تا اونا رو آزاد کنه
.صبر مي کنم تا وقتي کارتو تموم کردي، بعدش مي کشمت
ولي حواسم بهت هست يه موقع فکر فرار به سرت نزنه
هيچ وقت تمومش نمي کنيم .خيلي وقت مي بره
اگه مي خواي زودتر تموم بشه
بايد کمکمون کني
براي اين که سريعتر تموم شه
بايد تو کندن کمکمون کني
سنگ محکميه
ما هزار بار سعي کرديم ولي نتونستيم
مطمئني هزار بار؟
بايد خيلي درد داشته باشه
.اين بدن درد مي کشه، نه من
هيچ وقت تمومش نمي کنيد. ديگه بسه
بالاخره تموم شد. تموم شد
.فعلا بهشون نگو هنوز آماده نشدن
من نمي تونم اربابمو بکشم
ترجمه و زيرنويس از پيمان صالحي فرد www.imdb-dl5.in
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.