Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Doc-Uni.com ترجمه اختصاصی
سلسلهها 2
Doc-Uni.com دانلود مستندهای دوبله و زیرنویس فارسی
:کانال تلگرام Doc_Uni
ماکگادیکادی در بوتسوانا
معروف به بزرگترین پوچی
در اینجا، جزایری از علف خشک
توسط بیابان نمک احاطه شدهاند
در نگاه اول
نشانهای از زندگی وجود ندارد
به جز رد پاهای قدیمی که به سفتی در زمین خشک شده اند
اما این جزیره
خانهی یک ملکه میرکت است که به تازگی تاجگذاری کرده است
نام او ماگوگو است
او با یک زخم روی گونهی راستش مشخص میشود
پادشاهی او در حد آنچه که میرکت ها میتوانند تحمل کنند، قرار دارد
در اینجا دما میتواند به 50 درجه سلسیوس برسد
و تا مدتها باران نبارد
اما اینجاست که
ماگوگو باید یاد بگیرد که چگونه یک خانواده میرکت را رهبری کند
او بر دو خواهرش حکومت میکند
پریتی
و دراگون فلای
و سه میرکت نر
با هم
آنها هفت توله جدید دارند
شروع یک سلسه (قلمرو)
برای بزرگ کردن تولهها در سرزمینی به این سختی
ماگوگو باید بر قدرت خانوادهاش تکیه کند
اما این گروه، کوچک
و تازه کار هستند
او نیاز دارد تا آنها را به عنوان یک تیم متحد کند
تنها آنگاه میتواند این تولهها را به بلوغ برساند
تنها آنگاه
میتواند سلسله خود را بنا کند
میرکت
:مترجم Mohida1924
میرکت ها همیشه تحت حکومت یک ملکه بوده اند
موفقترین آنها میتوانند به گروهی به اندازه ۳۰ نفر فرمان بدهند
با دختران و نوهها
که سرزمین را به ارث ببرند
اما ماگوگو همین الآن . در آغاز این سفر است
اکنون او مسئول
تمام تصمیمات کلیدی .گروهش است
امسال جای کمتری برای خطا وجود دارد
فصل خشک بسیار شدید است
و غذا در جزیره رو به اتمام است
حیاتی است که بزرگسالان یکدیگر را حمایت کنند
پریتی نگهبان آنهاست
خواهر و همراه نزدیک ماگوگو
او افق را برای خطر نظاره میکند
و به سایرین اجازه میدهد تا در امنیت
به دنبال غذای مورد نیاز خود بگردند
پریتی همچنین مادر دوتا از تولههاست
ماگوگو هم مادر پنج تای دیگر است
این بسیار غیرمعمول است، چون معمولاً ملکهها اجازه نمیدهند
که مادههای دیگر گروه تولید مثل کنند
زیرا تولههای بیشتر، نیاز به مراقبت بیشتری دارند
به عنوان ملکه، وظیفه ماگوگو نیست که پرستار توله ها باشد
این نقش متعلق به بزرگسالان دیگر است
اکنون آنها باید صبحانه تولهها را پیدا کنند
اما وقتی غذا به این مقدار کم است
داشتن این همه توله
و مراقبت از آنها برای گروه سخت است
حتی پدرشان، نر آلفا به نام تونگا تونا
آمادگی تقسیم غذا را ندارد
اما یک بزرگسال
به گرسنگی تولهها ... بیشتر از خودش اهمیت میدهد
بویپوسو، جوانترین نر گروه
او تنها کسی است که آماده است تا از غذاهایی را که به سختی پیدا کرده، بگذرد
اگرچه آنها تولههای او نیستند
این رفتار مهربان او ، از چشمان بقیه نیز دور نمیماند
اکنون او نمیتواند هیچ کاری را انجام دهد
شاید او بتواند از کمک پریتی استفاده کند
دو تا از تولهها متعلق به اوست
اما پریتی در جایگاه نگهبانی خود حاضر نیست
...به صداهای آنها پاسخ نمیدهد
حتی به صدای تولههای خودش هم جوابی نمیدهد
او پریتی است
انگار خبرهایی هست
او به سختی راه میرود
ماگوگو قبلاً این موقعیت را دیده است
تمام نشانههای مار گزیدگی را دارد
احتمال زیادی دارد که مار هنوز درهمین نزدیکی باشد
ماگوگو باید به سرعت عمل کند
و تا میتواند توله ها را از خطر دور کند
اگرچه این به معنای ترک خواهرش است
تنها کسی که پیش او باقی می ماند
.تونگا تونا است
... میرکتها ارتباطات عمیقی
...در سلامتی
و بیماری دارند
اما او نمیتواند کاری برای کمک به پریتی انجام دهد
به دلیل کمبود غذا و حضور یک مار خطرناک
خانهٔ ماگوگو دیگر امن نیست
او باید یک تصمیم سخت بگیرد
در دوردست یک علفزار دیگر وجود دارد
اما رسیدن به آن به معنی عبور از یک نمکزار
به عرض نیم مایل خواهد بود
آنجا خطرناک است
شکارچیانی وجود دارند و جایی برای مخفی شدن وجود ندارد
ماگوگو باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش ریسک دارد یا نه
او باید رهبری کند
و به بزرگسالان دیگر اتکا کند تا تولهها را هدایت کنند
این آزمونی واقعی برای سنجش همکاری آنها خواهد بود
ساحل امن است ماگوگو تصمیم میگیرد راه بیفتد
و بزرگسالان او را دنبال میکنند
اما فقط یکی از اعضای خانواده منتظر یکی از توله ها مانده است
!!یک شغال
بزرگسالان سرعتشان را بالا میبرند
...و به عقب نگاه نمیکنند
سرگردان و تنها
توله به عقب برمیگردد
ماگوگو و بزرگسالان ممکن است به طرف دیگر رسیده باشند
اما توله ها هیچ جا دیده نمیشوند
بی تجربگی گروه باعث قرار گرفتن تولهها در خطر شده است
...برای یک توله کوچک ،دیگر خیلی دیر شده است
...زیرا در چنگال عقاب خرد شده است
ماگوگو باید اکنون کاری کند
او تنها به سمت جزیره برمیگردد
با غروب آفتاب
هنوز هیچ نشانه ای از تولهها یا ماگوگو دیده نمیشود
صبح روز بعد
ماگوگو جزیره را جستجو کرده است
اما فقط یک توله پیدا کرده است
نشانی از سایرین وجود ندارد
اکنون امید او برای به دست آوردن سلسله خود
تنها در دستان این توله ی باقی مانده است
خانوادهاش او را نا امید کرده اند
اگر میخواهند موفق شوند
باید با هم همکاری کنند
به خصوص زمانی که وارد
منطقهٔ ناشناختهای میشوند
این چمنزارجدید بسیار متفاوت تر از
از جزیرهٔ آنهاست
تا کیلومترها ادامه دارد
و اینجا ممکن است وعده های غذایی بیشتری وجود داشته باشد
اولویت اول ماگوگو
پیدا کردن مکانی امن
به عنوان پناهگاه برای خانواده اش است
این حفره ی ترک شده مناسبترین لانه خواهد بود
و فقط نیاز به کمی تمیزکاری دارد
همسایگان جدیدی وجود دارند
که خیلی از آنها استقبال نمی کنند
و همچنین ممکن است خطرات واقعی نیز وجود داشته باشند
بهتر است آماده باشند
ماگوگو برای حفاظت از خانواده اش زمین سختتر را
برای کندن یک تونل بلند و باریک انتخاب میکند
یک سپر عمیق و آخرین راه حل در شرایط اضطراری
در همین حال، تونگا تونا تولهاش را بیرون میبرد تا غذا بیابد
در این مکان جدید، به نظر میرسد
پیدا کردن عقرب ها کمی آسانتر است
با ساکت شدن توله،
تونگا تونا میتواند نگران معدهٔ خودش باشد
عقرب، یک غذای خوب است
اما طول میکشد تا جویده شود
و زمانی که غذا خوردن توله تمام میشود،
تونگا تونا در بین چمن های بلند گم شده است
...در آخر، یک شکل آشنا میبیند
...اما، در واقع، توله به سمت پدرش نمیرود
بلکه به سمت خانوادهٔ دیگری از میرکتها میرود
تونگا تونا اشتباه بزرگی انجام داده است
این میرکتها رقیب آنها هستند
و ممکن است غریبه ها را بکشند
توله از خطر بی اطلاع است
و به صورت غریزی از غریبهها پیروی میکند
و آنها او را با خود میبرند
این خطرناک است
ماگوگو و خانوادهاش به قلمرو رقیبان
تجاوز کردهاند
ندای هشدار او خانواده را فوراً جمع میکند
اما تونگا تونا قبلاً
دست به کار شده و مسئولیت را به عهده میگیرد
او به عمق سرزمین رقیبان نفوذ میکند
اما او به سمت توله خود نمیرود
او از توله های رقیب میدزدد
این بیپروایی است
وقتی رقبا به لانه خود بازمیگردند
متوجه میشوند که تولههایشان گم شدهاند
...و اکنون نزد خانوادهٔ ماگوگو هستند
ماگوگو این را نمیخواست
اما حالا، به خاطر تونگا تونا
او باید خانوادهٔ خود را به نبرد ببرد
این پرشهای بلند نمایانگر قدرت آنها هستند
اما رقبا وحشت نکردهاند
مبارزه کوتاه، اما تعیین کننده است
رقبا تولههایشان را به دست آوردهاند
و هنوز تولهٔ ماگوگو را هم دارند
اما این درگیری تمام نشده است
ماگوگو هنوز به سرزمین آنها تجاوز کرده است
و آنها باید او را بیرون کنند
خانوادهٔ ماگوگو هنوز خط آخر دفاع خود را دارند
...پناهگاه او
هنگامی که رقبا نزدیک میشوند
آنها تولهٔ ماگوگو را همراه خود دارند
آخرین کسی که داخل میشود، بویپوسو است
ورودی به قدری باریک است که او میتواند
تنها با سرش آن را ببندد
تولهٔ ماگوگو با شتاب به سمت پناهگاه میرود
به هر حال، رقبا نمیتوانند
در دیوارهای پناهگاه رخنه کنند
...و آنها تولههای خود را بدون مراقب ، رها کردهاند
...پس تصمیم میگیرند تا بازگردند
نبرد پایان یافته است خانوادهٔ ماگوگو در امنیت هستند
...و همچنین تولهٔ او
خطر نزدیک بود
آنها زنده ماندند، زیرا با هم ایستادند
و با یکدیگر به عنوان یک تیم مبارزه کردند
ولی فقط یک عضو از گروه بود
که با خانواده در مبارزه همکاری نکرد
تونگا تونا
بی نظمی او تهدیدی برای کل گروه است
خانواده این را تحمل نمیکند
مخصوصا بویپوسو
و یک نر بالغ دیگر، به نام رالبادی
ماگوگو به حمله میپیوندد
رالبادی ممکن است تونگا تونا را بکشد
اما به شگفتی
بویپوسو جلوی او را میگیرد
تونگا تونا شانس داشته است
او بخشیده شده است
اما موقعیت او به عنوان نر آلفا به پایان رسیده است
ماگوگو دیگر او را به عنوان همسرش نمیخواهد
اکنون یک نظم جدید برقرار خواهد شد
با نشانگذاری بویپوسو با بوی بدنش
ماگوگو او را به عنوان نر آلفای جدید انتخاب کرده است
او قوی و وفادار است
دقیقاً همان نوع همسری است که او نیاز دارد
ماگوگو نیاز دارد تا سلسله خود را بسازد
...اما تنها یک توله دارد
بارانها در حال حاضر دو ماه تأخیر دارند
در حقیقت، آنها باید فقط سعی کنند زنده بمانند
جستجوی غذا هر روز طولانی و طولانیتر میشود
اما هنوز امید وجود دارد
باد ، نشانهٔ باران دور است
اما همچنین طوفان های گرد و غبار را بر زمین میآورد
گروه نیاز دارد تا برای یافتن غذا جستجو را ادامه دهد
طوفانهای گرد وغبار ممکن است در لحظهای جهت خود را تغییر دهند
ماگوگو اعلام خطر میکند
زمان آن است تا در مخفیگاه خود پنهان شوند
اما توله ،هشدار را نشنیده است
و آنها نمیتوانند صدا های او را بشنوند
زمانی که طوفان گرد و غبار زمین را فرا میگیرد
تنها کاری که میتوانید انجام دهید، صبر کردن
...و نفس خود را نگه داشتن است
زندگی در اینجا شکننده است
تنها تولهٔ ماگوگو از طوفان جان سالم به در نبرد
خانواده نتوانسته است از او در مقابل این سرزمین سخت
محافظت کند
بدون تولهها
...سلسله ای وجود ندارد
برای هفتهای دیگر
ابرهای بارانی جمع میشوند و ناپدید میشوند
و سپس به جای گرد و غبار
بادها
باران سیلابی را به همراه می آورند
در طی چند روز کوتاه
ماکگادیکگادی سبز میشود
دنیایشان دوباره زنده میشود
نمکزارها با آب پر میشوند
و از مایل ها دورتر به آنها
مهمانانی میآیند
ناگهان، زمینی که به سختی قادر بود
یک خانواده میرکت را حمایت کند
پر از زندگی میشود
این چیزی است که ماگوگو و خانوادهاش
منتظر آن بودند
آنها در زمانهای بد طاقت آورده اند
و اکنون فرصتی برای ساختن سلسله خود را دارند
دو ماه بعد
و ماگوگو از بویپوسو باردار است
ماگوگو همراه وفادار و متعهدی دارد،
اما او به غذا هم نیاز دارد
اکنون، پس از بارانها،
چمن با لاروهایی پر شده است
که از خاک خیس جوانه زدهاند
گرسنگی مداوم ، تنها اثرجانبی
... بارداری نیست
ثونگا تونا نقش جدید خود را پذیرفته است
او برای نگهبانی ایستاده است
تا ماگوگو و بویپوسو بتوانند وقتی برای استراحت داشته باشند
اما تهدید جدیدی برای آیندهٔ سلسله، از درون خانواده
وجود دارد
خواهر کوچکتر ماگوگو، دراگون فلای،
تنها زن دیگر در گروه است
او هم باردار است
آخرین باری که ماگوگو به یکی از خواهرانش اجازهی تولید مثل داد
نگهداری کردن از تعداد زیادی از تولهها برای گروه سخت بود
او نمیتواند دوباره این ریسک را کند
دراگون فلای باید از گروه بیرون شود
در تبعید و تنهایی
دراگون فلای برای پیدا کردن غذا و مراقبت از خود
با مشکلاتی مواجه میشود
ماگوگو آماده است که خواهرش را
برای حفاظت از تولههای به دنیا نیامده اش
که در شکم خود حس میکند ،قربانی کند
پس از سه هفتهٔ دیگر
ماگوگو دوباره دراگون فلای را میبیند
اما چیزی درباره او فرق کرده است
...او دیگر باردار نیست
استرس تنهایی
اثر خود را بر او گذاشته است
اکنون او دیگر تهدیدی نیست
و با تعظیم به خواهرش
او به خانوادهٔ خودش پذیرفته میشود
زمانبندی بسیار مناسب است
ماگوگو چهار تولهٔ جدید به دنیا آورده است
...سه پسر و یک دختر
...شاید ملکهٔ آینده
این تولهها، امید آینده
برای این سلسله هستند
و همهٔ آنچه که این خانواده برای آن تلاش زیادی کردهاند
دراگون فلای شاید کودکان خود را از دست داده باشد
اما غریزهٔ او برای حفاظت از تولههای خواهرش قوی است
او هنوز شیر دارد
و به آنها مانند فرزندان خود شیر میدهد
اکنون، با وجود دراگون فلای به عنوان پرستار کودکان
بقیهٔ خانواده میتوانند بر روی تغذیه تمرکز کنند
و وقتی ماگوگو به خانه میآید
او توسط خواهرش حمایت میشود که اکنون یک پشتیبان کامل
برای خودش و تولهها میباشد
ماگوگو همهٔ چیزی که نیاز دارد را دارد
...تقریباً
چون این قلمروی او نیست
و زندگی کردن در اینجا خطرناک تر شده است
تولهها شروع به پیروی از بزرگسالان برای تغذیه میکنند
آنها در میان غولها، کوچک می مانند
و در میان گلهها
شکارچیانی پنهان شده اند
آنها خوشحال خواهند شد که یک توله را فوراً بگیرند
و برای بدتر شدن اوضاع
گروه رقیب بازگشته است
ماگوگو و خانوادهاش باید بروند
او میداند باید آنها را کجا ببرد
یک مکان که در آن شکارچیان کمتری وجود دارند
و هیچ رقیبی نیست
وقت آن است که ریسک کند
و به جزیرهٔ خود بازگردد
آخرین باری که سعی کردند تولهها را از این محل بگذرانند
هرج و مرجی بوجود آمد
اکنون او باید اعتماد کند
که خانوادهٔ او واقعاً به عنوان یک تیم کار کنند
این دفعه ، آنها نزدیک هم می مانند
و تولهها در دیدشان هستند
سپس، تقریباً در جزیره
چالش نهایی به وجود می آید
لبه بیرونی نمکزار در آب فرو رفته است
میرکتها شناگر نیستند
خوشبختانه، عمق آن فقط تا شکم آنهاست
ماگوگو به خانه برگشت
دوباره به جزیرهٔ سلطنت خود بازگشت
پناهگاهی برای مقابله با شکارچیان
و رقبا
او اکنون نه تنها ملکه است بلکه یک رهبر واقعی
با یک خانوادهٔ وفادار است
و به خصوص، اکنون آنها یک تیم هستند
آنها معلم و محافظ تولهها هستند
و این تولهها فضا دارند
تا یاد بگیرند که بجنگند
...تا شکار کنند
...و به هم بپیوندند
...همه چیزی که برای بقا در این سرزمین سخت لازم دارند
زمانهای خشک دوباره خواهد آمد
و ماگوگو و خانوادهٔ او با هم با آنها مقابله خواهند کرد
آنها ممکن است کوچک باشند
...اما در کنار هم قوی هستند
سرانجام، ماگوگو همه چیزی را که
...برای ادامهٔ سلسله خود نیاز دارد را دارد
...البته فعلا
Dynasties در محل فیلمبرداری
ماکگادیکگادی در بوتسوانا
بزرگترین مجموعهٔ نمکزارها در جهان است
این یک محل بسیار سخت و گرم است
اما در این منطقه بزرگ
تیم "سلسله ها" میفهمد که چالش واقعی
نزدیک شدن به حیوانی
کوچکتر از سنجاب است
آنها تمام تجهیزاتی را
که امیدوارند با آنها بتوانند دوربینها را
وارد دنیای کم ارتفاع میرکات ها کنند، دارند
اما فیلمبرداری از خانوادهٔ ماگوگو سختتر از چیزی بود که تصور کنید
میرکتها میتوانند
با هر تیم فیلمبرداری رقابت کنند و آنها را به چالش بکشند
خوشبختانه، متخصصان مسیر خانوادهٔ ماگوگو را دنبال میکنند
راهنمای محلی ویلا ، به خوبی این چالش را میشناسد
فیلمبرداری از این میرکتها
خیلی خیلی سخت است
هر وقت فیلمبردار سعی میکند دوربین خود را روی زمین قرار دهد
تا شروع به فیلمبرداری کند
!!میرکتها فقط می دوند
و واقعاً خنده دار بود که سعی میکردیم با آنها همراهی کنیم
خوشحالم که در درد ما شریک هستی
اما همینطور که روز گرمتر میشود
حتی میرکتها هم نمیخواهند بدوند
...و آنها از یک منبع سایهٔ جدید استفاده میکنند
یکی زیر پاهایتان است
از کجا آمدی؟
کاملاً روی کفش من هستی، دوست من
!دوستانت را دنبال کن برو دنبال دوستانت
این یک مشکل غیرمنتظره برای فیلمبردار اِد است
ما در یک منطقه بزرگ، باز و صاف هستیم
بنابراین بخشی از تنها سایه موجود، زیر پاهای ما
یا زیر دوربین است
و این یک مکان مورد علاقه میرکتها است
به ویژه توله های کوچکشان که میآیند و استراحتی میکنند
از گرما فرار میکنند
اِد، آنها دوباره زیر دوربینت هستند
باید به جایی که قدم میگذاری دقت کنی
هر فرصتی که به دست میاورند
آنها فقط به سمت پای ما دویده و روی پاهای ما نشستهاند
منظورم این است که وقتی زیر شما هستند
نمیتوانید از آنها فیلم بگیرید
اما خیلی با مزه هستند
بدون شک، این بهترین راه
برای گرفتن بهترین تصاویر نیست
با گذشت زمان، پشتکار مستند سازان به نتیجه میرسد
و آنها شروع به ضبط داستان
سلسله ماگوگو میکنند
با یادگیری پیشبینی رفتار فوقالعاده آنها
علیرغم استفاده شدن به عنوان بخشی از منظره
گاهی اوقات میرکت ها از ما به عنوان نقاط برتر تماشاگاهی استفاده میکردند
فقط به نقاط بالاتری نیاز دارند
که از آنجا دید بازتری از اطراف خود خواهند داشت
اینجا درختی نیست، پس ما جایگزین خوبی هستیم
آنها حیوانات وحشی واقعی هستند
تنها کافیست به آنها فضا بدهید
و کاملاً به عهده آن میرکت خاص است
که آیا میخواهد از شما به عنوان
یک نقطه دید برتر استفاده کند یا خیر
با گذراندن هر روز با خانواده ماگوگو
اعضای گروه نمیتوانند از احساس وابستگی که به وجود میآید، دوری کنند
و این امر وقتی که فاجعه ای رخ میدهد
همه چیز را سختتر میکند
شما درد را احساس میکنید
گاهی فقط نمیخواهید نگاه کنید
احساس میکنید بخشی از خانوادهتان را از دست دادهاید
اوه... واقعاً دردناک است
تمام روز را با چند جانور کوچک و دوستداشتنی که خوشحال روی پاهایتان بازی میکنند، میگذرانید
و زندگی خود را میگذرانند
... و بله، این ناراحت کننده است
اعضای تیم به طور مستقیم شاهد این هستند که
زندگی در ماکگادیکگادی چقدر سخت است
و به خصوص در امسال
زیرا بارانها کمی دیرتر ازانتظار رخ دادهاند
فقط آرزو دارم، وقتی صبح از خواب بیدار میشوم
آب وجود داشته باشد
زندگی به فراوانی وجود داشته باشد
چون حیوانات دارند میمیرند
هیچ غذایی وجود ندارد
و واقعاً اینجا خیلی گرم است
...بالاخره، باران ها هم میرسند
و گروه میبینند که این دوره کوتاه فراوانی
چقدر برای بقای میرکتها حیاتی است
میرکتها میتوانند ماهها بدون باران زندگی کنند
...اما همانطور که آبوهوا گرمتر میشود
...فصلهای خشک ممکن است سخت تر شوند
و زندگی را برای
خانوادهی ماگوگو
و تمامی کسانی که این مکان شگفتانگیز را خانه میخوانند
سخت کند
Doc-Uni.com ترجمه اختصاصی
:مترجم Mohida1924
Doc-Uni.com دانلود مستندهای دوبله و زیرنویس فارسی
:کانال تلگرام Doc_Uni
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.