Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه کننده برترین آثار سینمایی با بهترین کیفیت و ترجمه Pishgum@GmailCom انتخاب و سفارش عنوان برای ترجمه از آقای آذری
! آخ! پام - می خوایی کجا بشینم؟ -
هیس - بشین رو پای اون زن -
ساکت ما قراره مخفی باشیم -
- چقدر خانوم - پسر ، چه برق چشمی داره
من که می گم چشم شیشه ایه - هومم -
" یک عروسی
این یکی پایانشه یه دقیقه صبر کن .
من مطمئن نیستم کی - یه دقیقه صبر کن -
تو مطمئن نیستی؟ فکر می کردم تو می دونی داری در مورد کی صحبت می کنی
آه خدای من
اون چیه؟ - اون یه لکه ی بزرگ رو لباسش داره -
يه لحظه صبر کن شاید چیزی همرام باشهفقط یه لحظه
ببخشید
عصبی هستی عزیزم؟ -
اینجا، من مواظبش هستم يه لحظه ، عزیزم
انگار مگسه به گمونم کسی به مگس رو لباست له کرده
خدای منخواهرت رو ببین خوشگل نشده؟
بزن بریم -
نظرت چیه که ما بفرستیمش با
اگه یه بار دیگه همچین کاری بکنی دستت رو میشکونم
آه، لطفاً بيا دعوا نکنیم
کارگردان : "رابرت آلتمن"
حضار گرامی ما اینجا به اتفاق نزد خدا جمع شده ایم
و در برابر این جمعیت
برای پیوند این زن و مرد به وسیله ازدواج مقدس
که در این مکان شریف
که بنا شده برای خداست - یه مگس بود -
به همین جهت کسی واردش نمیشود
به نادانی و یا به سخافت
، بلکه با احترام احتیاط، دانایی
معقول و با ترس از خدا
در این مکان مقدس
این دو نفر حاضر آمده اند برای به هم پیوستن
اگر کسی بتواند دلیلی ارائه دهد
که شاید این ازدواج مشروع نباشد
بگذارید سخن بگوید
یا از پس دیگر برای همیشه در صلح بماند
اون مثل من لباس پوشیده
- آه
آه -
دینو، آیا این زن را به همسری خود می پذیری
برای زندگی مشترک پس از فرمان خدا به امر مقدس ازدواج؟
، و به او عشق بورزی مایه ی آسایشش بشوی
احترامش کنی و او را از بیماری ها به دور نگه داری و سلامتش داری
و از همه دل ببری و تنها به او دل سپاری
تا زمانی که هر دو با هم زندگی می کنید؟
خواهم بود
- آه
مافین
مافين - اوه، مافین .
آیا این مرد را به همسری خود می پذیری
برای زندگی مشترک پس از فرمان خدا به امر مقدس ازدواج؟
، و به او عشق بورزی مایه ی آسایشش بشوی، احترامش کنی
و او را از بیماریها به دور نگه داری و سلامتش داری
، و از همه دل ببری و تنها به او دل سپاری
تا زمانی که هر دو با هم زندگی می کنید؟
خواهم بود
چه کسی اجازه ازدواج این زن با این مرد را صادر می کند؟
اسنوکس برنر" اسنوکس به معنای بو کشیدن کنایه زدن
" لیام " اسم ایرلندیه"
هوم
( ایشون جرالدین چاپلین فرزند استاد فقید) چارلی چاپلین و نوه ی بزرگ یوجین اونیل") نمایش نامه نویس آمریکایی هستند
پرستار
پرستار بله؟ -
هنوز هیچ نشونه ای ازشون معلوم نیست؟ از کیا ؟ -
مهمونای عروسی - اوه، نه نه نمی بینمشون -
هوم
بله
بیاجوجه، بیا، جوجه ، بیا بیا
بیایین جوجه ها بیایین
خانم ،اسلون بیرون از رخت خواب چه کار می کنید؟
من بهتون گفتم به پرنده ها غذا ندید مگه نشنیدین دکتر "میشام" چی گفتن
دکتر میشام از دوستای منه اما اون نمیتونه یه بز روهم درمان کنه
تو دوباره داشتی سیگار می کشیدی - آه -
حالا تو می دونی که واست بده - بله، خانم اسلون -
از راندولف خواستی که بیاد به دیدنم؟ - بله اون گفت که حتماً میاد
عروسی تمام شد؟
اوه مطمئنم که الان دیگه باید تموم شده باشه، خانم اسلون
از کجا مطمئنی؟ - خب، تقریباً ساعت ۲:۰۰ -
مراسم رسمی عروسی فقط حدود یه ساعت وقت میگیره
خنده داره
با اجرای اون اسقف زهوار در رفته مراسم به روز و نیم طول می کشه
پیرمرد بیچاره
یه ۲۵ سالی تو نفتالین خوابیده بوده
من نباید می داشتم اونو بگیرن
اول باید حلقه ها رو ازش بگیریم حلقه ها رو بگیرید
چی؟ - حلقه ها رو بگیرید -
اوه، بله . حلقه ها حلقه ها
و سپس ما رو به محراب می کنیم
مبارک گردان - - مبارک گردان ، پرودگارا، این حلقه ها را
- به آنها عطا کن که آنها دادن به
باورم نمیشهگلها کجان؟
هیچ گلی رو تمام میزهایی که اینجان نیست زود باشید دخترا
یه ساعت پیش باید انجام میشد
لباست رو درست کن دختر عزیزم؟ اینجا که سیرک نیست عروسیه
یالا ، عجله کنید بدوید دخترا پس پاهاتون به چه کار میاد؟
خوبه ، خوبه ، خو
اینا دیگه واسه چی رو میزن؟ مخلوط "بلادی ماری " ؟ نوعی کوکتل ودکا با آب گوجه
تو به این میگی یونیفرم، راندولف؟
انگار واسه پیک نیک لباس پوشیدی
نه خانم هنوز فرصت نکردم برم پایین لباسم رو بپوشم
چند تا تماس تلفنی داشتم – تعجبی نداره -
رندی
حالا، رندی
انتظار دارم امروز بهترین رفتارت رو داشته باشی
و می دونی که منظورم چیه
- بله ، خانم - جلو مهمونا با دخترم صحبت نمی کنی
نه، خانم - باهاش پچ پچ نمی کنی
حتی نگاه هم نمی کنی
حالا قول بده - بله خانم -
داماد حلقه رو برای عروس بگیره - هاه؟ -
داماد داماد بگیره -
یه راهی واسش پیدا کن - بيا ، بفرما -
خوبه
- همه چیز قشنگه اینگیرید وقت زیاد داریم - فوق العاده به نظر میاد
تو بهتره این آشپزخونه رو به همون تمیزی که دیدی ترک کنی
آه، نگرانش نباش همه چی رو به راه میشه بهتره -
بذار ببینم اون جوجه ها آماده ان؟
آه آه زیبا زیبا زیبا عالی
- اسکار - بله
فکر می کنم واقعاً مریض شدممی دونی
اوه خب زود باشید از این آشپزخونه گرم برید بیرون
برید تو اتاقی که خنک باشه
خوب به نظر نمیایید
سرم دارم میکشتمنمی تونم ببینم
امر دیگه ای ندارید خانم؟ نه -
لطفا به مسئول جشن بگو بیاد بالا به دیدنم
هر لیوان مشروب رو با یک و نیم پیک پر کنید
حالانه یک پیک نه دو پیکتنها یک و نیم پیک
ممکنه یه نفر ازتون در خواست دوبل کرد شما بهش یه دوبل میدین
دوبل میشه دو پیک
"ب" اگر دیدین که "شامپاین کافی" نداری (نوعی نوشیدنی الکلی
دوشیزه بلینگسلی - بله -
خانم اسلون میخوان شما رو ببیننا خانم اسلون -
فکر نکن که خانم اسلون میخوان دوشیزه بلینگسلی رو ببینن مسئله کمیه
هزار و یک جزئیات پشتشه
بیا چند تا دیگهاون قرصا رو نخور اون قرصا اشتباهین
اهمیتی نمیدم اون چی داره میگهبه همین زودی ما رو به راهتون میکنیم دارید می رید خونه
اینا رو بگیر اینا خیلی بهترن - و استراحت کنید —
اونها واقعاً حالتون رو بهتر میکنن
من باید خونه باشم و برم به رخت خواب دارم میمیرمواقعا دارم میمیرم
خانم اسلون
اوه خانم اسلون
بیا اینجا
این عروسی دوست داشتنیه
اوهومچند تا مهمون قراره بیاد؟
مهمونا؟ - اوهوم
خب هیچ مهمونی در کار نیستخانم اسلون قراره به جشن خانوادگی باشه خاطرتون هست؟
مهمونا قراره بیان برای پذیرایی
میخوایید سرش شرط ببندید؟
تلگراف ها چی ؟
معذرت خواهیهای زیادی توشون هست؟
اوه، معذرت خواهی - - اوهوم
اوه چند تایی
بیشتر از صدتا؟
چند تایی بیشتر از صدتا -
امن می دونستم آه
خانواده ی من
مبارک گرداند خدا خدای پدر
خدای پ خدای پدر
خدای پسر خدای روح القدس
،خدای پسر خدا روح القدس
من رسماً شما رو اونها رو زن و شهر قانونی اعلام می کنمآمین
آمین میتونید بایستید
اعیسی مسیح -
جیک، اینور ، جیک
خوبه آم
- ممنونم خدا
وا مصيبتا
- دوشیزه بیلینگسلی اون رفته - اوه ، کیکم
دوشیزه بیلینگسلی اون مرده
اون در مورد پیامهای معذرت خواهی می دونست یکی باید بهش گفته باشه
راندولف راندولف اون رفت
کجا رفت؟ - اون مرده -
خانم اسلون عزیز
بہو این اتفاق افتاد، راندولف
یه دقیقه خوب بود بعدش دیگه مرده بود
منظورم اینه تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
او فقط متوقف شد منظورم رو متوجه میشی؟
راند ولف، هیچ کس تا به حال نمرده بود
یعنی تا پیش از این به فوت هیچ کس اهمیت نداده بودم راندولف
چه کاری باید انجام بدم؟
راندولف چه کاری قراره انجام بدم؟
سلام
خانم کورلی
دکتر میشام - چی شده، راندولف؟ -
یه مسئله خیلی وحشتناک رخ داده که باید باهاتون در میون بذارم
- خب ، نمیشه یه کم صبر کنی؟ ببخشید دکتر نمیشه صبر کرد، آهد کتر میشام
،فقط یه دقیقه راند ولف متصدی بار
بله، آقا - - بهم یه جک دانیلز" دوبل با یخ بده و عجله هم کن
می تونم کمکتون کنم؟ - شما دوشیزه بیلینگسلی هستید؟ نه نهمن خانم کورلی هستممن
اوه نه خانم کورلی تو کلیسا هستن ببینید عروسی هنوز تموم نشده
اوه، به خاطر مسیح - آه، آقانه آقا -
اوه خدای من نکنید لطفا آقا ممکنه به خاطر این اخراج بشم، آقا
دوشیزه بیلینگسلی بهم گفتن اجازه ندم کسی نوشیدنی خودش رو بریزه
شما کی هستید؟ - من با قسمت امنیت هستم -
حالا ، چی شده راندولف؟
خانم اسلون ، دکتر فکر می کنم ایشون
فکر می کنی چی؟ - فکر می کنم ایشون -
من فکر می کنم شما باید ایشون رو ببینید
من صاحب این خونه ام راندولف
- فقط یه لحظه - میتونی به آدم دیوانه بگی که من کی هستم
جولز ، جولز ، جولز
باورم نمی شه - به ماشین دست نزنید ببینیدش -
این واسه توئه پسرم از سمت مادرت و خودم
خوشت میاد؟ - عاليه -
! اوه! زیباست . با اون یکی چه کار کنم؟ -
این واسه مافین این واسه تو
اوه عزیزم خیلی قشنگه
اوه خودت اینکار رو بکن خیلی ممنون
مرد اون رو ببین
یه مقدار شکر بهم بده
امروز به قشنگی عروس شدیمی دونی؟
بیایید اینجا عکس بگیریم باشه؟ نه
تصور کن چند تا از اتاقاش رو می تونن داشته باشن؟ نهبیایید اینجا عکس بگیریم -
خیلی زیادن بہت میگم
آماده ای؟ - دستم رو بگیر -
اوه، هي، لویی اون چه نوع ماشینیه؟
یه مرسدس ، مرسدس ما میگیم مرسدس بنز - مرسدس؟ - (با لهجه ی ایتالیایی)
اوهوم . حالا . من ایتالیایی صحبت می کنم -
طبق معمول، شما فقط همه چی رو به باد میدین
کسی صدامو داره؟ کسی گرفت چی میگم؟
اوه،اینو ببین؟
یه کم شکر بهم بده و برو بالا پیش بقیه ی دخترا
توهم خیلی خوشگل شدی - سلام -
به خانواده خوش اومدی ، پسرم
تو می تونی بهم بگی آه نه ، صدام نکن پدر
صدام کن اسنوکس باشه؟ - باشه -
چه عروسی قشنگی
آره خدا از موقعی که تولیپ و برادرم ازدواج کردن نرفته بودم کلیسا
تمام ازدواج هام "مدنی" بودن (غیر مذهبی)
ویانه چندان مدنی - اشغال شده (به فرانسه)
من عضو یه گروه کلیسا هستم - آه؟ -
ما کارهای خیریه انجام میدیم من رقص تفسیری انجام میدم
من در بیمارستان ها و می رقصم
یه نفر اینجاست، خانم گوددارد همون دختره ی قدبلند فرانسوی
اوه زندانها و تیمارستانها
اون ویکتوریاس فرانسوی نیستدختر عمومونه من واقعا از کمک به مردم لذت میبرم -
باشه، آبجی
- پدر همچین عروسی بودن چه حسی داره؟ - - من افتخار میکنم
" تا اونجایی که میتونم افتخار میکنم " - بریم سرداب پایین واسه یه نوشیدنی مخصوص (اصطلاح ایتالیاییش)
اوه فوق العاده اس متشکرم
سرداب مثل مجرای بزرگ فاضلاب ایتالیایی میمونه
جایی که مسیحیان از دست رومیها مخفی میشدن
اوه، اون زنی که با سر و صدا راه میرفت . آره آره -
عسلم اجازه بده قبل از تو برم
عزیزم بد جور باید برم دستشویی دارم منفجر میشم
اجازه میدی قبل از تو برم، درسته؟ آه، من متاسفم
اوه، مشکلی نیست میتونم منتظر بمونم - اوه، متشکرم -
سلام -
! آه! خدا رو شکر
اوه، خدای من
خب باید باشه
نه ، باید یکی از اینا باشه فقط یه لحظه صبر کنید، همگی
آروم نه –
آه پیداش کردم خیلی خوب
نه نه نه اول مامان
همه ی این چیزا کار نمی کنه مگر اینکه تو اون حلقه ی ازدواج لعنتی رو در بیاری
کامرون من رومی کشه اون که اینجا نیست
علاوه بر این اون احتمالاً یه روزی واسه یه چیزی تو رو می کشه
همچنین ممکنه تویه بهانه ای دستش بدی تا بکشتت
هی این داماده -
- هی ، دینو بعداً می تونم سوار بنز بشم؟ - حتماً
چیز خفنیه - آره مشکلی نیست
با این حال ای کاش اونها واسمون اس ال سی " گرفته بودن يه) مدل ماشین بنز)
چطوریه؟ - یه چهار نفره اس -
می خوایی با چهار نفره چی کار کنی کورلی؟ نکنه به خانواده داری که ما ازش بی خبریم؟
اونها میگن خونه ی مرد قلعه اشه -
جالبه که این همه آدم اومدن زیرزمین واسه سرگرم شدن، نه؟
- | خب ، انگار قراره بریم اتاق شکنجه - اینجا ، اتاق فرمانروایی منه
- OT! لوئیس، می بینم که - يه "جوكباكس" جدید اینجا داری
اوه کجاش سکه می اندازی؟
چی فکر می کنی در مورد پادشاهی من چی فکر می کنی؟
اینجا رو ببینانگار یه غار اینجاس - کاملاً قابل توجهه -
ھی صحبت از تاج و تخت شد لوئیس لوله کشی هنوز هم کار می کنه ؟
هوم؟ اوه بله البته، مک اون گوشه اس
این فوق العاده است لویی اینجا دقیقاً مثل رستوران ایتالیایی درست شده
دلخور نشی - چشم تیز بینی داری ، اسنوک - .
این یه کپی دقیق از کافه ی مورد علاقه ام تو "رمه"
اجدی می گی – - یک اتصال به میراث من -
پس آه شما تو ایتالیا هم تو کار رستورانید؟
آره توتو میتونی اونطور هم بگی
هديه من کجاست؟ اون بزرگتر از اونه که گم بشه جلو آوردنش رو گرفتید؟
حالا چرا من باید همچین کاری بکنم عزیزم البته که نه
من مطمئنم که همین اطرافه
میرم بالا مادر رو ببینم
آم ، خاله بنا، دوست دارید با ما بیایید؟
کجا؟ - — داریم میریم مامان رو ببینیم –
اگر که خواهرم میخواد منو ببینه اون باید از راه پله بیاد پایین
به جای اینکه ملاقات کننده بپذیره مثل یه ملکه ای که سلطنت بهش رسیده
ببینید فکر نمی کنم ایده ی خوبی باشه که مثل یه گروه هوار بشیم سر مادر
من خودم میرم بالا - احمقانه اسمادر خوشش میاد -
نه، عزیز تونی بهتر میدونه
اتاق خوشگلیه
باید اتاق تو و دینو باشه
این اتاق منه دينو اتاق خودش رو داره
اوه ، من هم تو خونه اتاق خودم رو دارم
اما ، آم ، اون ، آه اون فقط یه تخت توشه
من فقط از یه تخت استفاده می کنم
اینجا میبیمنت ، وقتی تمام کردی باشه؟
سلام به همگی ، سلام ، مافین حالت چطوره؟
حالم خیلی بهتره - این چیه؟ خط ؟ -
می تونی اینطور هم بگی - بافی امروز خیلی خوشگل شده بودی -
واقعاً بابا هم همین فکر رو داشت
من میخوام ازت تشکر کنم که ساقدوشم بودی
واقعاً ما می تونیم شادترین روز عمرم رو با هم تقسیم کنیم
من امیدوارم تو هم یه روزی مثل امروز من خوشبخت بشی
من داشتم فکر می کردم که اینا رو زیر لباست بپوشی
زیر لباسم؟ - بهم اعتماد کن می دونی تا حدی خودت رو بالا ببر
خوب
چطور میشه داشتن پسر بچه ای که باید ببریش دستشویی
همه شون یهو میشن مردهای گنده ی ازدواج کرده؟
هیدر مورد بریگز متاسفم ، دینو اون یه حرکت ماهی وار بود ، نه؟
- چه اتفاقی واسش افتاد؟ آه ، می دونم احتمالا دیشب خوش شانس بوده
آره ، میشناسیش ساقدوش زیاد خوب نبود
لیمای مگس
احتمالاً یه نمونه از انگورش ترشه" اسکورلی بعدشم تو دوست دخترش رو بردی
دافنه من میخوام بدونی . اما مخفیشون کن -
- یه جورایی می دونم دو قلو بودن به چه معنیه که چه کار کنی واسش؟ -
من هم با برادرم هاگی صمیمیم می دونی؟
و من نمی خوام که هیچ وقت فکر کنی که تویه "قلت رو از دست می دی
بلکه میخوام بہت اطمینان بدم یه خواهر هم به دست آوردی
و امیدوارم که ما واقعاً بتونیم صمیمی بشیم زمان نشون میده به گمونم -
برو جلو -
ببخشید — وای نه اشکالی نداره -
نمی تونم صبر کنم - نه نه نه مشکلی نیست مستقیم برو داخل -
رجينا حالت چطوره؟ - اوه، سر و صدا نکن، کلاریس -
تونی کجا رفت؟
اون رفت بالا دیدن ماما - اما جولز پیششه
خدا، ننی
تو حتی نمی تونستی صبر کنی تا جشن تموم بشه
دکتر میشام فکر کنم شما تمایل داشته باشید این خبر رو به خانواده بدین
هوم؟ آه اوه اوه، آره
آره بسیار خوب آه، راندولف اوه، از پس بر میام
بسیار خوب، دکتر
اون امروز صبح سرحال تر از همیشه بود
منظورم اینه، من حتى نتونستم – تو رخت خواب نگهش دارم معلومة .
من تو کلیسا داشتم به موهات نگاه می کردم خیلی خوشگلن
واقعاً خوشگلن - متشکرم -
آره من اغلب هوس میکنم موهام رو بلوند کنم
اما یه جورایی میترسم از این مواد شوینده ی شیمیایی استفاده کنممی دونی مثل کاه میشن
اما مال تو طبیعی به نظر میاد ناراحت نمیشی بپرسم چی استفاده می کنی؟
اوه - آه من من متاسفم .
اون احتمالاً یه راز خانوادگیه، نه؟
خب گوش کن هی ما همه دیگه یه خانواده محسوب میشیم در هر صورت
خدا، دستات چقدر سردن
حدس میزنم یه مقدار وقت کشیه نه؟ -
اصلاً خوب نیست
مادر - آه، اون الان نمیتونه صحبت کنه عزیزم -
دارم درجه حرارت بدنش رو می گیرم
فقط من می خواستم بدونی مراسم عروسی كاملاً باشکوه برگذار شد
و ما دلمون واست تنگ شدهدرجه ی حرارت چطوره جولز؟
- آه فکر میکنم کمی کمتر از نرماله - کمتر؟
جایی برای نگرانی نیست آه، تحت نظره
خب پس بعداً میام و میبینمت
عشق و بوسه عزیزم - آه، تونی -
فکر نمیکنم نتی بتونه ملاقات کننده ی دیگه ای رو الان بپذیره
من تمایل دارم که تا جایی که میتونه استراحت کنه
- پس آه، اگه به بقیه هم بگی می دونم ، طفلکی
اون این اواخر تخت فشار بودهنگرانش نباش من حواسم بهش هست
قلعه رو نگه دار تا برگردم جانت . من چه کاری باید بکنم؟ -
هیچ کاری نمی خواد بکنی فقط اینجا بمون
اوه، "خاکستر" روی سینه ت ریخته
تا اونجایی که اگه کسی دیگه خواست بدونه اون فقط خوابیده
آقایان باید به سلامتی یه چیزی بنوشیم؟ -
به سلامتی فرزندانمون و زندگی جدیدشون
آه باشد که اونها زمین رو به ارث ببرند. "اويوا" - (ایتالیایی؛ نوش)
خداوند بزرگ ،عیسی ما روحت را برای این جوانان به یاری می طلبیم
چرا که آنها قلبهایشان ذهنهایشان و جسمهایشان را در این امر مقدس متعهد کرده اند
یه مقدار شامپاین میخواهی؟ - اوه، برو که رفتیم -
ممنونم
لیمای ، مگس - ببخشید -
مسیح اون بدجور به مگس علاقه منده، نه؟ -
آره اون ابنه ای به مگس همه علاقه منده
اوه، پروا اوه من یه مگس رو به یاد میارم مگس ساخته ی (۱۹۵۸)
تصویر سازی فوق العاده ای بود "اوه، " دیوید هدیسون، وینسنت پرایس دو هنرپیشه ی آمریکایی
من پایین می بینمتون . — میاییم پیشت -
فیلم عالی بود علمی تخیلی
هی هاگی - سلام هاگی چطوری؟ -
ذوق زده می شم اگه ما رو دیده باشه - بافی زو دیدین؟ -
آه اون دوباره داره تو آینه نگاه می کنه - آره فقط لهشون کن -
گرفتی؟ - طبیعتاً آره بافی -
بافی - باشه خیلی خوب آماده ای که بری پایین؟ -
بله - خب این هم از شاه پسرمون -
من گلهام رو فراموش کردم الان بر میگردم - خوشحالم که همچین حسی داری -
حدس میزنم این آخرین باریه که اینکار رو واست انجام میدم
اوه، تو نباید اینطوری آب به صورتت بزنی، عزیز
چون این جوری پوستت رو خشک . و چین و چروک میاره کنه می
اشکالی نداره به صورت قابل توجهی سعی می کنم پیر نشون بدم
اوه تو با مزه ای
ای کاش تو خواهر شوهرم بودی
سیگار میکشی؟ - نه، باعث می شه سرگیجه بگیرم -
من هم همینطور واسه همین دوستش دارم - خب -
من سعی میکنم کارای طبیعی انجام بدم
خیلی از افراد فامیلمون با سرطان مردن
خداحافظ
اونا اونا اونا از سرطان ناشی از کشیدن ماری جوانا " مردن؟ (نوعی ماده مخدر)
من یه سورپرایز کوچولو واسه دینو دارم -
یه قورباغه - عالیه صبر کن -
بین خودمون باشه منو تو باید بفهمیم اونا کجا می خوابندینو و مافینباشه؟
برای چی؟ - چون ما باید قورباغه رو بذاریم تو تختشون .
خوب حواست به منه؟ -
آره من با تو هستم عالیه عالیه
خوب
باش خیلی خب هیتا حالا فیلمی به اسم قورباغه ها رو دیدی؟ (قورباغه ها ۱۹۷۲)
قورباغه ها؟ نه . .. - قورباغه ها با هنر نمایی رای" میلاند کارخانه داره توش
بریگز پیر بیچاره اون سر این یکی واقعاً از دست رفت
اون صاحب تمام اون کارخونه ها بود متوجهی
و اون تمام این رودخونهها رو آلوده میکنه و از این داستانا
آمین نوش
به سلامتی بچه ها - - [ ایتالیایی صحبت می کند]
اويوا
هیچ کدوم از شما از تحویل یه نقاشی نسبتاً بزرگ خبری ندارید؟
منفی یعنی، نه، خانم
هیچ چیز نسبتاً بزرگ تحویل داده نشده
خب، پس وقتی تحویل داده شد تمایل دارم فوراً مطلع بشممتشکرم
هومم این کار استادانه رو نگاه کن
جالب نیست؟ - شما نمیتونید به هدایا دست بزنید - —
اینجا نباید به هدایا دست بزنید لطفا از همونجا که بلند کردید بذارید سر جاش؟
متشکرم - نگو خوب -
باید به اطلاعت برسونم که من اوه، ولش کن
باشه مامان ، چی شده مگه؟ . - ی پسر با مادرش اینطور رفتار میکنه - -
بعد از اون همه کار که واسه ات کردم - اگر مشکلی با منو و کریس داری -
می خوام در موردش بشنویم - امن مشکل دارم،پسر،مشکل دارم –
خیلی خوب ما گوش میدیم - شما دو نفر دیشب تو یه اتاق خوابیدین .
اگر زندگیت رو می خوایی به این نحو بگذرونی
من میگم مشکلی نیست، اما نه زیر همون سقفی که من حضور دارم
آیا از کارتون راضی هستید؟
، محافظت، پنهان کردن دزدکی رفتار کردن
جاسوسی همکارت رو کردن؟
اونهم همچین پسر خوشتیپی
تو می تونی یه کار سازنده انجام بدی
کار با همکارات تویه مزرعه یا کارخونه
ما به کارگر نیاز داریم تو کارخونه ها
و توچرا تو میتونی بچه داری کنی - من کارم رو دوست دارم -
خوب پس شرم بر تو
"پینکو" (اصطلاحا لیبرال یا کمونیست)
، اوه! واسه من بلبل زبونی نکن کوین کلینتون که جواب نمی ده
" خانم " كلينتون، لطفا " بهش گوش کنید
کریس زن منه ما با هم ازدواج کردیم
من اهمیتی نمی دمچی
ازدواج کردید؟ - درسته -
تو راه بوستون" این تصمیم رو گرفتیم – - 。T!
تو خنگول اعظم چرا دیشب بهم نگفتی؟
خب ما نتونستیم - ما نمی خواستیم عروسی دینو تحت الشعاع قرار بگیره، مامان
اوه - میتونم صدات کنم مامان مامان؟ -
اصدام کن مامان
اون مردی که اونجا ایستاده کیه درست اونجا قرمز پوشیده
راند ولف
آره آره - خانم شما که نورپردازی استفاده نمی کنید؟
کلاریس الان نه هیچ کس این اطراف نیست .
گوش بده به من
مادرت اون درگذشت
تونی میمیره اگه بفهمه من اول فهمیدم
تو نباید بذاری اون بفهمه . خانم گودارد -
اسم من فلورانس فارمره و من می خواستم بابت اتفاق پیش اومده تو کلیسا ازتون عذرخواهی کنم
در اسرع وقت همه چیز آماده میشه
تا اونجایی که میتونید زودتر، چون مهمونا دارن میان - حتما شما دوست داشتنی به نظر می رسید
مامان رفته نمی تونم باور کنم
خانم فارمر
راندولف من باید برم
عزیزم من تازه بالا بودم واسه دیدن مامان و اون حالش خوبه
اما من فکر میکنم نباید امروز به دیدنش بریممی دونی ، خسته اس
و من بابت عروسی و این مسائل خیلی هیجان زده ام
از اینجا عکس بگیر جیک
سلام خانم گودارد - متاسفم -
آه، آنتوانت - آه -
تونی ما صداش میکنیم تونی - آه خوب این خیلی ساده تره -
حال مادرت چطوره؟
داشتم به کلاریس می گفتم تازه رفته بودم ببینمش حالش خوبه
استراحت میکنهاما فکر می کنم نباید بریم بالا و مزاحمش بشیم
نه - نه نه منفکر نمی کنم اون –
اون تحت فشار زیادی بودهاین همه هیجان - - متوجهم، قطعاً
می دونی ، تو خیلی خوش شانسی که هنوز مادرت رو داری
هومم - من وقتی ۱۳ ساله بودم از دستش دادم -
اوه - آره -
اون زمان وحشتناکیه برای از دست دادن مادر - سخته
شبیه جولی غول سبز " شدی
سبز برای باغبونیه گرفتی؟ - سبز برای باغبونیه کاملاً -
دکتر - چی شده؟ -
میتونید بیایید آشپزخونه؟ نیازتون داریم - - واسه چی
- خب یه خانم اونجا حاشون خوب نیست - مشکلش چیه
اون فیلمه رو دیده بودی، آه، "کری ؟ ساخته ی ۱۹۷۶)
فیلم؟ نه - همون که ، آه، همون فیلم ترسناکه
و همون چیزی که واسه اون دختره تو فیلم اتفاق افتاد واسه من تو مدرسه اتفاق افتاد
دقیقاً همون اتفاق
فقط واسه اون تو کلاس ورزش اتفاق افتاده بود
و واسه من آه، تو کلاس جبر - هومم؟ -
تبدیل شدن به "زن" درست تو مدرسه اوه خدای من -
دارم میمیرم دکتر؟ - - تو با این تب نباید از رختخواب بیرون می اومدی
می دونم باید خونه باشمهمینو به همه گفتم می خوام برم خونه
اما اگه اصرار دارید میتونم چیزی بهتون بدم که سر پا نگهتون داره
نه من نمی خوام دکتر لطفا دیگه نمی تونم قرص بخورم
اپنا بہت صدمه نمی زنن یه لیوان آب بدین لطفا؟
- واقعا ، منظورم اینه - اينا اذیتت نمیکنن من خودم ازشون میخورم
- اما من بهشون آرژی دارم - من "هات تادی" واسش درست کردماما نمی خوره (عرق خرما)
نه نه اون نباید کلاً الكل مصرف کنه
قرص رو بخورید، خانم هلشتروم - خیلی خب خیلی خب -
بفرمایید همه تا عدد سه بشمارن یک، دو، سه
خوب آقا، می تونید چشماتون رو باز نگه دارید لطفا؟
آقا می تونید برید اونور؟ - کی چشماش رو بسته؟ -
این فقط واسه "راهنما" هاست متشکرم
لطفا یک ، آقایون، لطفاً یک، دووسه
آه، کارت دعوتتون، لطفا آقا
ویلیام ویلیامسون
ممنونم، آقا از این طرف ، لطفا
لبخند زیبا با شماره ی سه برو که رفتیم یک دو و
تمایل دارید که دفتر مهمان ها رو امضا کنید آقا؟
یک، دو، سه
اوه
این یه بازیه - آقایان آقایان -
لطفاً برگردید به موقعیتتون؟ رفقا
آقای ویلیام ویلیامسون
خانم اسلون ویلیام ویلیامسون
نه من خانم اسلون نیستم من خانم برند هستم من مادر عروسم
اوه، تبریک عرض می کنم مبارک باشه
از دیدنتون خوشحالم - از بودن در عروسی به اسلون خوشحالم –
من لوئیجی کورلی هستم من شوهر خانم اسلون سابق هستم
اوه متاسفم همسرم امشب اینجا حضور نداره
چون اون نوک انگشتاش رو با قیچی باغبونی زخم کرده
اوه، چه حیف
سلام ویلیام ویلیامسون - آه اسنوکس برند -
خب - پدر عروس -
رئیس هیئت مدیره
اوه، عالی جناب
ویلیام ویلیامسون
بله
اون عصام رو گرفت
وسه
آقا لطفا اون مجله رو پایین نگه دارید
آقایون ، درست همین طور بایستید همینطور بایستید واسه یکی دیگه آقایون
لطفا آقایونیکی دیگهدرست بایستید. همگی سیب -
ممنونم من "اجاره اش کردم - ! آه سیب
سلام من روزی بین هستم - رزی بین -
اون شوهرم راسله که اونجا ایستاده - سلام، راسل -
ام این هم دوستم شلبیه . سلام -
و اون شوهر نکر، آه و اون شوهرش و خونه تنها گذاشته
اون تو عروسی تنهاست از آشناییت خوشحالم، شلبی -
اون یه جورایی آزاده - آه خوبه خوبه -
این هم از این، دوشیزه بیلینگسلی
آخرین مهمان
ريتا - کمکم کن -
موضوع چیه؟ - فاجعه اس .
.. به خاطر من میری جلوی صف استقبال "؟
اوه، خدا - از اون ابتدای صف ،بگیر ملبا -
سلام ما رو هم برسون، فلو - از ابتدای صف بگیر -
و ببینید اگه کسی آراسته و نجیب پیدا کردید بفرستید جلو صف استقبال آه
هی انگار که شما حامله هستید هفت ماهه - —
هفت ماه - من زیاد باردار شدم -
خوب مبارک باشه سلام - کورلی -
شما ایتالیایی به نظر می رسید - نیمه -
نیمه آرهاینو را خیلی ایتالیایی هست
آقای کورلئونه فلورانس فارمر - کورلی، لطفا -
کورلیخونه ی خیلی زیبایی دارید - متشکرم -
خانم کورلی" در مورد ناراحتی پیش اومده در کلیسا متاسفم
ما قبلاً ملاقات داشتیم - اوه بله -
شما دوست داشتنی به نظر میایید متشکرم -
سلام کلاریس . فلورانس فارمر سرپرست تیم فیلم برداری –
آهخوب من اسنوکس برند هستم سرپرست عروس حالتون خوبه؟ -
من با تونی صحبت کردم و استراحت مامان - مبارک باشه -
اوه - برم سر این صف لعنتی .
اوضاع چطوره؟
ممنون، راسل
اون زیبا نیست؟ - آه، اون مطمئناً هست
خوشحالم که میبینمتون - حالتون چطوره؟ اسمم راسله -
لوئیجی - لویی؟ -
لوئیس - ام میری اول صف استقبال ؟ -
من باید تو صف باشم - بله -
اگر که خواهرم طبقه ی بالا مریض نبود ، اون الان تو صف بود خیالت راحت باشه
البته آهاوه، چرا که نه؟ - آه عاليه . -
حالت چطوره "گاوچرون
خانم گدار - گودارد، عزیزم خانم گودارد -
ما به همه ی پست ها هشدار دادیم
خیلی متاسفم که شما رو هم درگیر می کنم - مشکلی نیست -
تمایل دارید برید برای صف استقبال ؟ - البته -
برای عروس . بیا، مک باید با هم باشیم.
خب، به نظر میرسه ما هم باهم باید بریم - پدر -
کشیش . کشیش -
بله باعث سعادته - آه متشکرم -
این یه تشریفات دوست داشتنیه "اینگرید برگمن" - (هنرپیشه شهیر آمریکایی
بله من جوزپه گاریبالدی " هستم. [صحبت به زبان سوئدی] - قهرمان ملی ایتالیا، متوفی ۱۸۸۲)
اوه، اون تدارکات چی سوئدی
من خادم شما هستم - خاله بی -
من نمی دونم چطور جلوی این بچه ها رو بگیرم که به چیزی دست نزنن
- دوست ندارم بزنمشون به اون دست نزن
نذار به هیچ کدوم هدیه ها دست بزنن کونز
اونها فقط بچه انتو باید بتونی با هاشون سر و کله بزنی
معذرت میخوام جف کایو کندال سرپرست انتظامات
خوب شما شغل فوق العاده ای دارید - متشکرم -
از دیدنتون خوشحالم - همه چیز رضایت بخشه
حتما - جواب میده -
میتونید من رو تا دستشویی همراهی کنید؟ البته یه شخصی ش
چرا نریم طبقه ی بالا، آقا؟ از این طرف منو دنبال کنید
من مادر رو دیدم و اون حالش خوبه - .. دنبالم بیایید ، اسقف " -
من فکر می کنم که طبقه ی بالا حری خصوصی تری خواهید داشت
کنترل شلوغی همیشه یکی از مسائل شغلی من بوده
مخصوصاً وقتی شما ۳۰۰ یا ۴۰۰ نفر داشته باشین که بخوان از یه دستشویی استفاده کنن
شما پتانسیل ببخشید، آقا
نمی خواستم فرار کنم و شما رو اینطوری تنها بذارم
به من تکیه کنید اسقف دستم رو بگیرید - نه، نه -
تو فکر می کنی من ضعیفم ؟
میخواهین خودتون این کار رو بکنید من تحسينتون میکنم قربان
شما فقط قدم هاتون رو تنظیم کنید من این دفعه پیشتون میمونم
تو برو جلوبرو جلو میتونم خودم این کار رو بکنم
کایو کندال هستم
آه ، دارم میرم طبقه ی اول به همراه اسقف
من اوه، آبرناتی، تو بهتره جام رو پر کنی ممکنه بیشتر از حد انتظار اینجا باشم
- راحت باشین ، قربان از دیدنتون خوشحالم
هر وقت خواستین بایستین و استراحت کنید فقط به من علامت بدین
بفرمایید چیز زیادی نمونده
با سلام ، بانوی زیبا
اون ، آه، انگار تو صفی - خوب، آره -
خوب ، خوشم اومد خوشم اومد
بفرمایید، آقا
بهترین دستشویی تو این خونه
از روزتون لذت ببرید
!آه
برو
نه در واقع، من آم من خواهر پدر عروس هستم
" مارج اسپار از ملاقاتت خوشوقتم" - مارج -
من ، اوم ، هاربرم و من یه مهندس معمارم، آم
آم ، آه
نهدر واقع من یه باغبونم این اطراف و این فقط یه جور از
آه هیباغبون فوق العاده است - چی؟ واقعا؟ -
آره میدونی چیه؟ شوهر دومم که اسمش هم "جیم" بود
جيم؟ - آره او نمی تونست چمن لعنتی رو هرس کنه -
می تونم درک کنم
بله جولز ؟ چی شده؟
نتی ، لوئیجی اون رفته
آره درست قبل از اینکه ما برگردیم این اتفاق افتاد
[ زبان ایتالیایی]
[ ایتالیایی] اون برنامه ریزی کرده بود
[ ایتالیایی] - انگلیسی بگو، لوئیجی انگلیسی .
این همه وقت حالا؟ — اصلاً موقع خوبی نیست -
در واقع به نفر باید به بقیه ی خانواده بگه
ما کاری نمی کنیم ما چیزی نمیگیم
خب اونها باید یه وقتی متوجه بشن -
ما باید شما رو ببینم
یه دقیقه دیگه پیشتم رجینا
مادرش؛ طبقه ی بالا دراز شده مرده
من بعد از اینکه اونو رو دیدی بهش میگم
اولین رقص توسط عروس و داماد و به همراه آهنگ مورد علاقه شان انجام خواهد شد
و در ادامه پدر داماد با عروس خواهد رقصید در حالی که داماد با مادر عروس میرقصه
بعدش پدر عروس با دخترش خواهد رقصید
در حالی که پدر داماد پسرش رو متوقف می و با مادر عروس میرقصه کنه
و بعدش ، و تنها بعد از اون آقایان و خانم ها شما میتونید در رقص مشارکت کنید
و حالا برای اولین رقصشون به عنوان زن و شوهر
آقا و خانم کورلی جدید
- ملبا - اونها کجان؟
- تو حال چه کار میکنن ملبا؟ من نمی -
بیارشون
اوه ، من عاشق عروسی خوبم هفته ی قبل به یه جذابش رفته بودم
اونها ۲۴ کبوتر سفید آورده بودن می دونی و یه خیمه ی بزرگ برای عروس و داماد و
اما یه تاخیر زمانی اتفاق افتاد و ٢٤ پرنده مرده رو سر عروس و داماد سقوط کردن
اوه، دارن میان ، اومدن
فقط برید جلو و برقصید ، اولین رقص
اینجا رو باش -
خدای بزرگ، آه - هاگ -
هاگی اونها چین؟
چیزی نیست فقط یه مقدار قرصن
تو که مریض نیستی هستی عزیزم؟ - نه، مشکلی نیست من همیشه باید بخورمشون . —
چی هستن؟
"صرع"
جولز - هومم؟ -
جولز، صرع موروثیه؟
لعنت، اگر به خاطر داشته باشم عزیزم من باید اون کلاس رو از دست داده باشم
اما من میتونم واست نگاه کنم
کی صرع داره؟ - اون پسر برادر کوچیکتر مافین -
اوه -
اینگرید
اینگرید.
خواهش میکنم تو داری همه چیز رو خراب می کنی
داری همه چیز رو خراب میکنی لطفاً گند نزن به همه چی
تو این آهنگ رو انتخاب کردی؟
نه اما باید همون باشه چون اونا در موردش ازم سوال کردن
من اونو تو تلویزیون هفته ی پیش دیدم و داشتم می گفتم که چقدر جنیفر جونز" دوست دارم هنرپیشه زن آمریکایی برنده ی اسکار ١٩٤٣)
چون اون دندونای خیلی خوشگلی داره
تو خیلی خوشگل به نظر میایی در این آه
موقعیت سراسر غم انگیز
تو می دونی؟
البته که می دونم
ای کاش که اون صبر میکرد
اون تنها بود
تنها؟ خب خب همه ی ما تنهاییم
می دونی خطوط موازی خطوط موازی
فکر میکنم هیچ کس نمی تونه خودش رو
برای مرگ پدر و مادر آماده کنه
من و مامان خیلی صمیمی بودیم
من من سوگلی اون بودم
مادرت مرده؟ رفته؟ بای بای؟
ما تنها کسایی هستیم که میدونیم
مرگ یک اسب سوار است
مرگ یک دزد شب رواست
مرگ یک کلمه چهار حرفی است مرگ به انگلیسی ۵ حرفه
چی؟
ببخشید خانم برند شما نفر بعدی هستید
آه، الان نوبت مادر عروسه؟ - جدی -
خب مافین خوشحالی؟
آه من خیلی خوشحالم من دينو رو خیلی دوست دارم
دوستش داشته باشاین خوبه فقط زیاد لوسش نکن
می دونی این میتونه واسه کسی تو موقعیت اون سخت باشه
نسل دوم از همه ی این چیزا
خدا، اون رویاییه . اوه، ایتالیایی ها همیشه رویایین .
فکر میکنی اون چطور اینقدر ثروتمند شده؟
خب راسل می گه که اون قطعاً مافیاییه
و راسل هرگز در مورد این جور چیزها - اشتباه نمی کنه آره واقعا این طور فکر می کنی؟ - —
خب هر چی که راسل میگه - میره تو بالا خونه ام هومم -
هي هی تو اون دخمره رو میبینی که اونور؟ ساقدوش عروس
، اون، آه، دافنه فکر کنم
نه یکی بعد از اوناونی که موهای چتری داره اونی که لبای واقعاً قرمزی داره
آرهدرستهآ رهمی دونی کیه؟ فکر نمی کنی که شبیه منه ها؟
اون خواهر کوچولوی منه - نه -
آره - خب، من میدونستم که تو یه خواهر داری -
اوه، برو اون دخترمه دخترته؟ -
هومم - نه من باور نمی کنم -
چه رازی داری؟ - اوه -
خب حدس میزنم ما برای تشکر از شما باید آکادمی نظامی دروموند رو داشته باشیم، نه؟
می دونی وقتی واسه بار اول نقل مکان کردیم درست کنار آکادمی نظامی
اسنوکس واقعاً یه جور نگران بود ، چون
می گفت که فکر میکنه شاید بعضی از شما پسرا تاثیر بدی رو دخترمون بذارید
خب من پامو کردم تو یه لنگه کفش و گفتم
اسنوکس ، هر پسری که مایل به گذروندن اون جور انضباط
و کسی که " اون جور میهن پرست باشه
که تو این روزا بره آکادمی "نظامی
خوب، او شایسته هر کدوم از دختران منه
آره دروموند خوبهمنظورم اینه بعد از اینکه منو از مدرسه شوتم کردم بیرون
خیلی از مدارس دیگه نمی خواستن حتی منو بپذیرن
سلام - خوب .
دوقلو بودن باید واقعاً جذاب باشه
جالبهفکر میکنم چیزی که خیلی توجه منو جلب می کنه اینه که چطور
دو نفر این قدر میتونن متفاوت باشن
— اما تو یه رحم همزمان رشد کردن
صدای قورباغه رو میشنوی؟ -
موضوع چیه؟
فکر کنم صدای قورباغه شنیدم - چی؟ -
قور قور -
نه اون حتماً صدای نوازنده ی ترومپته که یه نت رو خارج زده
صدای قورباغه شنیدی؟ - نه من چیزی نشنیدم نه -
امک - من نبود ممن نبودم .
آقای برند شما بعدی هستید آه -
اوه نه نه نه نه خدای من نه . آه -
موضوع چیه؟ متاسفم نه نه با عروس -
اوه الآن نه الن نه، بافی - متاسفم -
من باید الان با مافین برقصم – متاسفم فکر میکردم تو متوجه شدی -
عالی به نظر میایی
اگر تو مادرم ،نبودی تمایل داشتم ازت درخواست ازدواج کنم
اوه عزیز دلم من می خوام که واقعاً خوشبخت بشی
من خوشبختم من همیشه خوشبختم
می دونم
حس نمی کنی اینجا یه مقدار سرده؟
این از نوع موسیقیهایی که گوش میدم - خب من نمی دونم کی انتخابش کرده -
اونها فکر میکنن موسیقی محبوب منه اما نیست
خوب اون جزء خانواده اس این موسیقی مورد علاقه ی بافیه
من بهشون گفتم - آه -
آخری باید اولی باشه چی؟ -
خوب این یه موضوع جدیه خواهر خواهره حتی اگه مرده باشه
خواهر؟ خواهر من مرده؟
گرفتی رفیق
تو مستی - غیر ممکنه من هیچ وقت مشروب نمی خورم -
خانم، لطفا چرا ما یه مقدار پیاده روی نکنیم؟
چرا که نه؟ - از این طرف
اوه ، اینجایی گناهکار پیر
آه فکر کردی نمی تونم از اون پله ها بیام بالا ها؟
هاه آه
خدای مهربان واقعاً صعودی بود واسه خودش
وانمود بازی می کنی، نه؟"
خوب بذار بہت بگم ننی تو نمی تونی منو گول بزنی
من میدونم که تو یه مراسم سریع می خواستی
بدون تجملات بدون مراسم شیک و پیک
خب من اینجام تا بہت بگم، روباه پیر
نوه ی دختریت
نه نوه ی پسریت آره نوه ی پسریت امروز بهترین اسقف رو واسه مراسم گرفت
من یه حرکت رو هم از دست ندادم
من مراسم عروسی تو این بی
بیست و پنج سال نداشتم
خوب ، خانم مدعی همه چیز دانی ورق برگشت
و من تو دروازه خواهم بود وقتی نوبت تو بشه
فقط یادت باشه من ۲۵ سال بزرگتر از توام
و و همیشه خواهم بود
تو دیگه کدوم شیطانی؟ - آه من فقط پرستارم عالی جناب .
خب تو به در زدن اعتقاد نداری بانوی جوان؟ - - بله
بله، عالی جناب
آه، چی؟ آه اون میگه که پرستار توئه
خوب اشکال نداره آه، اون چیزی که دنبالش بودم رو به دست آوردم
آه ، تو کلیسا می بینمت دختر پیر
این دیگه چه کوفتیه؟ - یه لیوان شیره -
این چیزا می کشتت
دکتر میشام به عنوان یک پزشک شما باید "بدونید که بدن" معبد روح القدس است انجیل نامه اول به قرنتیان (۶:۱۹
منظورت اینه که مشروب نمی خوری؟ - نه -
به عبارت دیگه وقتی صبح از خواب پا میشی حالت به همون خوبیه که کل طول روز هستی
می تونم رقصیدنتون رو قطع کنم؟ - اوه ، البته -
جولز به خاطر خدا سعی داری باهام چه کار کنی؟
باید ببرمت اتاقت؟ - اوه بله لطفا -
ببخشید رفیق بزرگ
خوب - سلام -
خونه ی خوبی اینجا دارین بله ، آقا جان
یه جایی مثل اینجا تو بازار آزاد چقدر پات آب میخوره؟
خب من واقعاً هیچ نظری ندارم - 10-
— همه ی شما اینجا با هم زندگی میکنید نه؟ - نه، نه -
فقط خواهرم و لوئیجی اینجا همراه مادرم زندگی می کنن
مک و من در پالم بیچ زندگی می کنیم - اوه، من شنیدم اونجا عالیه - (شهرکی در فلوریدا
شنیدم فرانک سیناترا" اونجا زندگی میکنه "نه، اون پالم اسپرینگزه - (خواننده) و هنر پیشه شہر جنوب کالیفرنیا)
اوه، درسته
- هی تو - رويقه ات رژ لب افتاده
خوب من داشتم با اون می رقصیدم - بذار دهنت رو ببینم -
دهنش رو ببین . آه، برو گمشو –
حالا بیا منو تو برقصیم - آه باشه -
خوب حالت چطوره ، شیرینک؟
از شامپاین دوری می کنی؟
خب، من فقط حدود یه نصف لیوان واسه خوردن قرصام نوشیدم
اما اشکالی نداره قول می دم که دیگه
هاگی ، تو بهتر می دونی که
مامان
افتخار این رقص رو به من میدین؟ - آه آقای گودارد -
مکنزی — آه، می تونم با خواهرم برقصم ، آقا؟ -
متاسفم
می دونی من همیشه از این واقعیت که نمی تونم برقصم خجالت می کشیدم
البته بر میگرده به خونه تو لوییز ویل بزرگترین شهر ایالت کنتاکی
ما مراسم مناسب رقص زیادی نداشتیم غیر از تجمعات کلیسای برادرم
، وغير اون هم البته عمدتاً رقص "چہار جفتی" بود رقص سنتی بین چهار زن و شوهر)
امیدوار مامید وارم از درخواست رقصم دلخور نشده باشی
چون من تو رو بدجور جذاب دیدم
ممنونممن
اون پایینا تو چی بود پالم اسپرینگز چه کار می کنید؟
نه پالم بیچ - - پالم بیچ میری بیرون دم ساحل و خودت رو برنزه می کنه نه؟
نه من کسب و کار خودم رو دارم - اوه، جدی؟ چه کار میکنی؟ -
من يونيفورم خدمتکارا طراحی میکنم
تو از زنای مستتر خوشت میاد؟ - —
خوب -
من مادرم رو خیلی دوست دارم
شوهرم ، اسنوکس یه رقصنده فوق العاده اس
میدون اون مثل فرد استیر " رقاص، بازیگر و خواننده سینما، تئاتر)
باید اونو دختر بزرگمون رو که با هم می رقصن ببینی
،خب، بہت می گم اونها یا میشن
و اطراف اطاق ورجه وورجه میکنن انگار که دوقلوهای به هم چسبیده ان
خیلی زیبا
!آه
به خوبی خودتون
یه چیزی خورده بودم -
لیمای چته .
حالت خوبه؟ - تو اون قورباغه ی لعنتی رو با خودت آوردی؟ -
نه قربان - صاف بایستراستش رو بگو -
نه قربان - همین الان از شرش خلاص شوید و -
بله قربان - اون جونور رو ول کن تو باغاوه متاسفم
من خیلی متاسفم - چرا فکر کردین که یه قورباغه باهاشه؟ -
خب یه داستان طولانی داره من فقط - - 。T!
خدای من من فقط باید این پا رو قطع کنم - وای نه -
اوه، متاسفم بیا اینجا بنشین
بہم همسر زیبای شما، آنتوانت گفت که شما کلکسیونر آثار هنری هستید
من فکر می کنم که فوق العاده اس
من عاشق هنرم
فقط البته ، چیز زیادی در موردشون نمی دونم میدونم از دیدن تصاویر خیلی لذت می برم
فکر میکنم میتونه عالی باشه که بشه چیزایی مثل اونها رو جمع کرد
شما قطعا شبیه به کلکسیونر آثار هنری نیستید
خوب می دونید اگه آه
شما در حال قدم زدن پایین خیابان هستید و یه نفر بهتون اشاره می کنه
و از من می پرسه که فکر میکنم شما چه کاره ای و من هم اگر نمی دونستم
من یه میلیون سال هم حدس نمی زدم شما کلکسیونر آثار هنری باشید
شما می تونید برید "خط من" کدومه بازی کنید؟ و تابلو رو گیج کنید (یه مسابقه تلویزیونی)
من دیگه بیشتر از این نمیتونم صبر کنم تولیپ یه چیزی هست که باید بهت بگم
خب البته هر چی دوست داری بگو خدای من
من داشتم و راجی میکردم و بہت فرصت ندادم یه کلمه حرف بزنی
تو فقط حرفت رو بزن
من دوست دار متولیپ
خب فکر نمیکنم این زیاد خنده دار باشه آقای گوددارد
می دونم احمقانه به نظر میاد
اما هیچ وقت همچین حسی رو نسبت به کسی تو کل طول زندگیم نداشتم
من یه مرد باهوش تحصیلکرده هستم تولیپ
اما من خودم رو می شناسم و قلبم رو می شناسم
چهار میلیارد نفر تو این سیاره وجود دارن
وقتی که من تو رو تو کلیسا دیدم شیمی عشمون رقم خورد
و من نمیتونم این رو انکار کنم که من آه وای نه -
به طرز مایوس کنندهای عاشق تو شدم تولیپ - آه، نه لطفا -
می دونم ، می دونم لطفا لطفا میدونم که این گستاخانه و بی شرمانه اس
در هر صورت منطقی نیست
من اینو می دونم ، تولیپ اما این واقعیه
من نمی تونم به خودم کمک کنم - وای نه نکن -
من باید با تو باشم من میخوام با تو باشم و لمست کنم
- OT! - حست کنم –
- OT! باهات حرف بزنم -
لطفا نرو لطفا نرو ما می تونیم با هم ملاقات کنیم
ما می تونیم بعداً همدیگه رو ببینیم. آه -
جولز، عجله کن
من حس بدی دارم حس می کنم خیلی سردمه
فقط یه دقیقه صبر کن ، عزیزم
لوئیجی من رو دید می دونی چقدر ناراحت می وقتی من رو تو این حال می بینه شه
وهمه منو دیدن میدونم که همه توجه کردن
همه ی آدما چرا شما این کار رو می کنید؟ مجبور نیستید، می دونی
مسئله ی پول نیست
آخ اوه من نمیتونم بعد این همه سال از دست این سوزن خلاص شم
همه ی مردم
این هم از این -
و عروسی
ما سالها بود که اینجا عروسی نداشتیم یک عروسیاوه
اوه
جولز حواست به دافنه بود؟
دافنه
اون از همه زیباتر بود آه -
خب حالا بیا بیا
بیا بریم پایین قبل از اینکه اونا ما رو فراموش کنن
یه جشنه ، میدونی
اوه، متاسفم شما نمی تونید وارد اینجا بشید خانم اسلون اینجا خوابن
تولیپ دنبال دستشویی می گردی؟
بیانشونت میدم بیا از مال من استفاده کن
خدا جانت اینجا چه غلطی می کنی؟ - مستقیم رو به جلو
تو قرار بود پیش نتی بمونی
می دونم دکتر اما من باید یه سیگار میکشیدم
و می دونی اون دوست نداره - من اینجا سیگار بکشیم - بله ، البته ، بله
اون خاکسترا رو از روسینه ات پاک کن
جولز، بیا به مهمونی ملحق شیم
زن دوست داشتنیه نه؟ - کی؟ -
- تولیپ - خوب آره، اما انگار زیاد حالش خوب نبود
من فکر کردم دوست داشتنی به نظر میاد
!آه
دينو - هاه؟ -
من . حامله ام – چی؟ -
من دارم بچه دار میشم
هاه عالیه
می خوایی واسش چی کار کنم؟ - خوب، تو پدرش هستی .
اوه
احمق
بایست بایست
اهی نگهش دار تو نمی تونی بری
گرفتمش، برن
خیلی خب پسرتو باید کارت شناساییت رو نشونم بدی؟
ووه چه ماشین مال دزدیه
آروم باش هو
اون حرومزاده کی بود جلو در خونه با اون موتور لعنتیش؟
بریگز، عزیزم - رجينا -
باید یه مهمون باشه چه اتفاقی واسه تو افتاد؟ -
ببخشید که دیر کردم من شب رو تو زندان به سر بردم
آه حالتون خوبه؟ - آه، تونی متاسفم که عروسی رو از دست دادم -
- من یه سقوط - سلام ، تریسی، خوش اومدی عزیزم
من امروز صبح به سقوط قابل توجه داشتم - جولز! بیا اینجا
میخوام یه نگاه بهش بندازی - من واقعا الان خیلی بهترم -
اما من حدود ۵ ساعت بیرون بودم
- رفته بودیم به به شکار کوتاهمن داشتم پاش رو تمرین می دادم - سلام تریسی
سلام، دکتر میشام – من فکر می کنم بهتره که معاینه بشه .
می تونی اینجا انجامش بدی؟ - یه سقوط کوچولو داشتی؟ -
بله، من - اجازه بده یه نگاهی بهش بندازم -
من دیروز تو تورنمنت دریاچه ی "ایردیل" بودم
تو یه رستورن متوقف شدم و بعضی از بچه ها پول هام، کارت شناسایی و همه ی مدارکم رو زدن
و سیم کلاچم روهم بریدن پس من هم پلیسا رو خبر کردم
اونها کلید کردن رومن و یه هشدار هم داشتن به اسم یه نفر به نام بریگز
شب رو تو زندان گذروندم - دوست داشتنی -
بیا و به مهمونی ملحق شو
یه یه نفس عمیق بکش هاه؟
حالا ، نگهش دار
حالا ، بذار آروم بره بیرون خوبه
من واقعاً حالم خوبه . — یه یه برگ روسینه ات بود
اوه به هر حال میخواستم عذرخواهی کنم به خاطر اینکه دعوتم کردین و
حالا ، به انگشتم نگاه کن عزیزم به انگشتم نگاه کن
من شما رو تو صف دیدم - سلام عمو جيم
اون حالش خوبه - دیدی؟ من واقعاً خوبم -
تو تریسی هستی که در موردش خیلی شنیدم؟
تو باید مافین باشی - بله من مافین کورلی هستم -
پس، مافین
من هم در موردت خیلی چیز شنیدم
کی آخر تحریک کردنات تموم شد؟
، اوه، یه جورایی تبریک میگم
شما دو تا یه زوج جالبی رو درست میکنید
در هر صورت دینو کجاست؟ باید بهش تبریک بگم
هي ، عجب داستانی بود
کاملاً فرصت مناسبیہتخم حروم آخرش واقعاً کارت رو کردیها؟
- نتونستی گورت رو گم کنی ها؟ - تو این روز بزرگ واسه هم اتاقیم امکان نداشت چیزی را فراموش کردم؟
اوه، نه واقعا
جز بافی بهم گفت که حامله اس
داری شوخی میکنی . هاها -
نه ، اما امیدوارم اون شوخی کرده باشه
خب کار من نبوده -
او می گه کار منه - خب کار تو بود؟ -
دينو - تریسی
تبریک می گم - تشکر -
ممنون - متاسفم که عروسی رو از دست دادم -
اون استعدادهای زیادی داره
و موقعی که صحبت خوردن غذا می شه اون نابغه اس
این خیلی بهتر از لوند بازیه، حالا درسته؟
آه آه
چه اتفاقی افتاد؟
اینجاس همه برن به اتاق هدایا
! مافين دينو بريد اتاق هدايا
بریم هدیه ها رو ببینیم
اهمه به اتاق هدیه ها، خانمها و آقایان
- همینجا بمونید تا اتاق آماده بشه
خب پس تو تریسی هستی ها؟
آره تو کی هستی؟ - ویلسون بریگز -
هم اتاقی! آه - اوهوم -
هم اتاقی سابق آه -
تو گند زدی به وارد شدنم - تو هم کمک زیادی به من نکردی -
از کجا میدونی من کیم؟
تو یه چند سالی تنها دوست دختر دینو بودی - قبل از خانم کوچولو مافت، نه؟ -
قبل و در طولش - اوه، پس اون رو میشناسی؟ -
یه جورایی میشه گفت اون دوست دخترم شد وقتی همه این مسائل شروع شد
6
اوهوم - خب پس یه باشگاه تشکیل بدیم -
تولیپ ، تولیپ ، "تولیپ" با ارزش من معنای گل لاله هم می دهد
لطفا،اوه، لطفاً، لطفاً نكن
شیرینکم گنج من عزیز من
دینو با یه شروع خوب کارو تموم کرد اون تق خواهره روهم زد بافی
چی؟ - ساقدوش -
گندش بزنه - البته من دارم اعتماد میکنم اینو بهت میگم
آه، قطعا چرا من این رو به کسی بگم؟
عشق من برای تو مثل یه معبده
من میتونم جلوی تو تا ابد زانو بزنم
متوجه نیستی که این کاملاً خطاست؟
اوه خدای من لطفا بلند شو
تو باید بلند شی تو داری توجه همه رو جلب می کنی
برام مهم نیست - آه، اما واسه من مهمه .
خیلی ،خب ببین ، ما باید هم رو ببینیم ما به زمان نیاز داریم
ملاقات؟
من نمی تونم تو رو ببینم - گرفتم -
بهترین جا گلخونه اس ما میتونیم اونجا تنها باشیم
چی؟ - گلخونه -
تو این مسیر کنار در رو می گیری و مستقیم میرسی بهش
امکان نداره گمش کنی - — - متاسفم
باید هم ازم معذرت بخوایی دارم قاتی می کنم
من پنج دقیقه دیگه اونجا می بینمت . إنه -
این خیلی زوده - ده دقیقه
بیا، بافی، عزیزم بیا
بیا بریم همه ی هدایای خواهرت رو ببینیم
همونطور که برخی از شما شاید متوجه شده باشین بیشتر امروز رو خیلی بد اخلاق شده بودم
در انتظار ورود هدیه ی من برای دینو و مافین
در این روز ازدواج اونها
خوب اون اینجاس
و من میخواستم همه رو در این اهدا سهیم کنم
چونکه این یه تفسیر خیلی مخصوص از مافینه
که توسط یه هنرمند مهم جوان سوسیالیست اندیش کشیده شده
به نام رائول بنتون
اون اسم این اثر رو گذاشته عروس خلق . —
دوست داشتنیه دوست داشتنیه خیلی خب، مافین –
یه بوتیچلی سوسیالیست . اینجا چه خبره؟ - (نقاش قرن ۱۶ ایتالیا)
تو واسش این ژست رو گرفتی؟ بهتره بگی نه
- چه جور هدیه ای این آخه؟ - بابا من واسه این ژست نگرفتم
این فقط یه عکس از سالنامه امه
یه نفر اون رو بپوشونه محض رضای خدا - این همه داد و بیداد واسه چیه؟ -
هی اسنوکسکاری که باید بکنی اینه که یه نفر رو بیاری
.. که به بیکینی لعنتی رو این نقاشی لعنتی بکشه!
، خانمها و آقایان حالا همگی می ریم به اتاق کیک
خانم ،بیلینگسلی نمیشهمردم گرسنه ان - ملبا، اونی که من میگم -
غذا فاسد میشه
همه میرن به اتاق کیک؟
من که به عنوان مثال مصمم که برمرفتم ما میریم به اتاق کیک
- من متاسفم - دیوونگی بود -
من اونجا می بینمت باشه .
چطوری ، داف؟ - عالی تریس -
برادرتون حتماً کلی جا خوردنه؟
درسته من تازه یه چیز دیگه روهم فهمیدم -
می خواهی بفهمی اون چیه؟ - حتماً -
خب به نظر میرسه اون خواهر عروستون روهم حامله کرده بافی
اوه، ببخشید
خدا منو مرگ بده -
خدای من، خاله بی
، فعلاً، شروع نکن آنتوانت
من آرمانهای خاص خودم رو دارم
که به مراتب برای من مهمتر از صرفاً کنوانسیونها
اوه ،، این اراجیف رادیکال " رو فراموش کن (اصطلاحاً تندروانه)
چگونه میتونی این واقعیت رو نادیده بگیری که خانواده ی ما پول دارن ؟
که ، به هرحال ، خاطر نشان میکنم که تو خودت زندگی مرفهانه ای رو داری
بر خلاف دیدگاههای مساوات طلبانه ات
و تا اونجا که به اشتراک توده مربوط می شود
من کسی هستم که یه کارخونه رو با ۳۰۰ نفر به کار گرفتم
ترسوی فاشیست ۳۰۰ که به جای مبارزه زمین خودشون رو رها کردن
، پناهنده از ۳۰۰ دیکتاتوری دیوانه و خودمدار اما جذاب
- ما هیچ نقطه نظری نداریم ادامه ی بحث بی فایده اس
بزن به سلامتی امشب
باشه کی؟
شب عروسی آه باشه -
این کار رو نکن، آقا
این دختر منه و من میخوام بپوشونمش
ببین من هرگز مچ هیچ زنی رو نپیچوندم اما اگه تو مجبورم کنی
آقا ، من هم نمی خوام شما رو متوقف کنم
لعنتى
- OT! ببخشید
تولیپ عزیز من چه قدر فوق العاده اس که اومدی
بله، اومدم
من فقط به یه علت اومدم و اون هم اینه که ما باید جلوی ملاقاتهای این شکلی رو بگیریم
اما ،تولیپ، من - نه، لطفا لطفا
لطفاً، فقط ، فقط بهم گوش بده
من هیجان زده و ذوق زده شدم به خاطر اون همه چیزهای قشنگی که گفتی
من عاشق توام تولیپ
مثل همین حرف
اما ما نمی تونیم این طوری ادامه بدیم
تو متوجه نیستی؟ تو تو باید تمومش کنی
نه تا وقتی که تو این سوال رو جواب ندی
من باید دوست دارم رو بشنوم که از دهنت خارج میشه؟
در حال حاظر این مهم ترین رویداد تو تمام بدنته
آیا دوستم داری؟
اوه، لطفا اوه خدايا، لطفا نه فقط منو تنها بذار
من باید این رو از لبهات بشنوم ، به هر نحوی
بله
خیلی ترسیدم
،میدونم میدونم عزیزترینم
زندگی یه تجربه ترسناکه
و عشق از اون هم بدتره
پاهام داره میلرزه
نمی ذارم بیوفتی تولیپ نمی ذارم هیچ وقت بیوفتی
اوه نهالان نه
اسلام، عمه تولیپ -
اوه - چقدر شیشه شکسته اینجاس .
من دارم دنبال گوشواره ام می گردم
چرا کمکمون نمیکنید که پیداش کنیم هر کس که اول پیداش کرد ربع دلار گیرش میاد
اون روصد دلار کن
صدابره - خیلی خوب -
صدا -
! آمین -
،بیا، تسورو بشین
، گوش بده من تو رو آوردم اینجا
چون یه حرفایی باید زده بشه
و من مایلم کسی باشم که به تو اون حرف رو می گه
- حالا من بد که نبودم بودم؟ -
البته که نه عزیزم - من خوب بودم؟ -
تو فوق العاده بودی، مثل همیشه
ممنونم آگی دوست داشتنی بود کافیه
یه میز بود تو نور خورشید یادت میاد؟
بله بله یادت میاد اولین باری که ملاقات کردیم؟ -
- ما نزدیک پیاده رو تو نور آفتاب نشستیم - تسورو
تسورو، حواست به منه؟ - بله -
می دونی ما کجا همدیگه رو ملاقات کردیم؟ - نه نیستی -
ما در رم با تونی و - کلاریس همدیگه رو دیدیم
و بعدش تو به ما ملحق شدی
و من بیشتر و بیشتر غذا سفارش دادم که فقط بتونم بیشتر باهات حرف بزنم
حتما - من نمی دونم چی سفارش دادم -
اون مادمازل رو میشناسی که فرانسه یادمون داد - اوهومم
و مامان خیلی دلخور شد
چه بامزه کوچولویی بودی تو
و تو درست همون موقع عاشق من شدی
- هومم
لحظه ای که منو دیدی
هیچ وقت از یاد نمیبرم که به پیشخدمتت پول دادم تا بتونم جاش رو بگیرم
و بعدش
می تونم خانم؟
غلامی تون رو بکنم خانم - ممنونم -
بعدش اولین نامه ای که فرستادی
و ما دو تا بچه خوشگل به دنیا آوردیم
اوهوم
و از مامان خواستم که اگه بتونی بیایی آمریکا
و اون نه
نه، نه اون بهت اجازه داد بیایی اینجا
و بعدش ما دوقلوها رو داشتیم
درسته درسته
تو باید اون نامه و یادت بیاد
تو بهم گفته بودی که اولین کاری که می خوایی بعد از برگشتت به کشورت انجام بدی
دادن به آزمایش خونه
که مطمئن شی
هیچ بیماری نداری
و اونوقت من اجازه دارم بہت ملحق بشم
تو به همه ی اون وعده های اون سالہات پابند موندی
رو قولت به مامان موندی نه؟ - البته که موندم -
تو یه مرد خوبی لوئیجی خیلی خوب
و من میگم یه مرد با درک
من بایدم تو رو خیلی دوست می داشتم چون
چون که اون کار خیلی عجیبی بود مگر نه؟
ارزشش را داشت، نداشت؟ - بله
سراسر درد اون همه درد که موقع بارداری دو قلوها داشتم
من بهت یه پسر دادمندادم؟
بله اما حالا گوش کن تسورو
و اون حالا ازدواج کرده دینو ازدواج کرده
من باید باهات صحبت کنم - پسر من -
حالا، رجينا — ارزشش رو داشت، نه؟ -
من باید باهات صحبت کنم - من کار اشتباهی انجام دادم نه؟ -
نه، من بهت گفتم – من نمی تونم کمکی کنم -
این تقصیر من نبود می دونی که
هیچ کس متوجه نشد بهت قول میدم هیچ کس متوجه نشد هیچ کس اون رو ندید
بیا بریم بیا برگردیم
ما نمی تونیم برگردیم - چرا؟
تو فکر میکردی من زیبا بودم
خانم ها و آقایان
ازدواج تنها رویداد مهم در یک عمر است
منافع جامعه و طبیعت
در این لحظه ترکیب میشن
به طوری که اغلب در طول عمر باقیمانده انسان درگیر خواهد بود
حالا برخی از آداب و رسوم پذیرفته شده وجود دارند که باید رعایت شوند
برخی از اونها چون شامل عوامل اجتماعی و اقتصادی
کشیش من تعجب کردم وقتی متوجه شدم شما علاقه مند به
بعضی مسائل دنیوی مثل کیک" هستید
اوه، خانم گودارد، من - همیشه که خادم خداوند نبودم - اوه ؟
بیست سال ابتدایی زندگی غرق در گناه گذشت
من مست میکردم دود میکردم می رقصیدم
من هر نوع افراط جسمی که تصور کنید رو انجام میدادم
و بعد یه شب
من تو یه مسافرخونه تو "آرکادیا " غرب ويرجينيا تو تعطیلات بودم
تو رخت خواب با یه نفر
و من تصمیم گرفتم که تلویزیون تماشا کنم
پس من بلند شدم اون رو روشن کردم و برگشتم دراز کشیدم تا اینکه گرم بشه
خب هیچ تصویری پخش نمیشد
و به جای یه صدای عادی
صدای خداوند از تلویزیون بر من وارد شد
"و گفت: "دیوید
، و من لرزیدم چون من میدونستم که اون کیه
و من گفت: بله، پروردگار؟ ..
وصدا گفت: دیگه کافیه
پس من از تخت بلند شدم و برگشتم به کنتاکی
و من زنی رو که حامله کرده بودم و ترک کرده بودم پیدا کردم
، و باهاش ازدواج کردم البته
این همسر دوست داشتنیم ، کندیه
سپس حدود پنج ماه بعد پسرمون "متیو" به دنیا اومد
و زندگی اون گواه و سند گناه ماست
- چقدر شگفت انگیز
خداوند به شما برکت بده خانم گودارد
حالا،سعی نکنید که چاقو رو مثل یه اهرم پایین بیارید
یه بار مستقیم واردش کنید بعدش یه سری همونطوری ببرید
فکر میکنم کیک باید شوکولاتی باشه
بریگز
من یه چیزی واست دارم
کجا بودی؟
چطور میتونی منو این همه تنها بذاری؟ - کلاریس -
کارهای زیادی واسه انجام دادن دارم من به مادرت قبل از فوتش قول دادم
ما. می تونیم ازدواج کنیم ما می تونیم اینجا زندگی کنیم
کلید ماشینا و گواهینامه ی ازدواج
تو ساقدوش دامادیمن منتظرت بودم
پس اینا مسئولیتهای تو هستن. باشه حواسم بهشون هست -
ما نمی تونیم مثل زن و شوهر اینجا زندگی کنیم ممما فقط نمی تونیم
گروه به لوئیجی اجازه نمی ده اونا من رو قبول نمی کنن
مسئله ی ما خیلی خاصه
کلاریس بیا و موقع درست کردن ابروش چشمش رو کور نکن
خوشگل نیست؟ افتخار نمی کنی؟
تو چه مرگته؟
زیبا؟ اون نقاشی لعنتی یه توهین به تمام خانواده ی ما بود
- نقاشی؟
مطمئناً هیچ گوهی واسه افتخار کردن نیست مگر اینکه تو سرت رو کردی تو برف
خوب، متاسفم - درستہتو "متاسفترین زنی هستی که من دیدم - (معنای بدبخت هم می دهد)
، و اکنون خانم ها و آقایان
علاقه مندم که مهمان بسیار برجسته ای رو فرا بخونم
برجسته ترین روحانی
مشاور معنوی خانواده ی اسلون
و خانواده کورلی برای سالهای متمادی
اسقف مارتین
آیا شما ما رو با یه دعای خیر مفتخر می کنید؟
در مورد چی داره صحبت می کنه؟ - میخواد که عروس و داماد رو تقدیس کنید.
من که قبلاً این کار رو کردم
اوه میتونه فوق العاده باشه، اسقف واقعاً می تونه جالب باشه
اوه کسی در مورد تقدیس کردن چیزی نگفته بود
باتش با تشکر از شما
همیشه منو صدا می کنن واسه
حضار گرامی ما امروز در اینجا جمع شده ایم
برای تبریک گفتن پیوند
دو نو گل شکفته ، دینو و مافین
به امر مقدس ازدواج
- باد ، طوفان ، باد
زود باشید باد داره قوی تر میشه بریم بریم
بریم به غار من از این ورا
که با مد خاصی تو زیر زمین طراحی شده
به سمت زیرزمین - اهل ندید لطفاً وحشت نکنید -
هیچ جای ترس و وحشتی نیست
برید پایین سمت غار - همه به سمت زیر زمین
وحشت زده رفتار نکن - خودش میزنه بالا عزیزم بعدش آروم میشه .
اوه خدای منفکر می کنم ما یه زن وحشت زده اینجا داریم
خیلی خب تو یه ردیف ند وید! هل ندید
مراقب باشید چیزی نیست -
نترسید!
- تو باید بری زیرزمین میرم بالا مادرو ببینمیه دقیقه دیگه میام
اله و لورده شدیم -
خدا، به نظر میرسه که انگار میخواد
باورت میشه؟ داشتم از دستت می دادم
مکنزی تو نباید بیایی تو اتاق خانوم ها
تولیپ عزیزترینم
اوه، مکنزی
مکنزی ما ما داریم دیوونگی میکنیم
همه ی مردای سالم داوطلب بشن شما! شما
ما باید بقیه زندگیمون همدیگه رو ملاقات کنیم
- هاه؟ فقط یه دقیقه صبر کن
"。T!
خانم برند متاسفم یه مورد اورژانسیه پیش اومده
همه باید فوراً برن به زیرزمین احتمالاً یه تندباد در پیشه
من باید این اتاق روهم چک کنم - نه کسی این توئه، نمی تونید برید داخل .
اما من باید برم - نه آه، شما می تونید مریض هستند -
اونها آره
— می تونید لطفاً عجله کنید ا زود باشید! عجله کنید .
یه مورد اورژانسی پیش اومده همه باید برن به انبار
و من مجبورم که از این امکانات استفاده کنم
می تونید کمک کنید؟ به نظر میرسه گوشوارم رویه جا گم کردم
نمی تونم جایی پیداش کنم
برو زیر زمین و منتظر باش - نه، من نمی تونم بدون گوشواره م برم -
شوهرم می کشتم - من مطمئنم که پیداش می کنیم -
ما همیشه به گوشواره دیگه پیدا می کنیم - نه اینطوری -
یه دقیقه صبر کن زیر پات نیستش؟ -
آه شنیدی؟ - چی؟ -
سر وصدا آه، تندباده -
البته
آیا شما هم گوشوارتون رو گم کردید؟ - نه -
پس چرا دستنون رو گذاشتید رو گوشتون؟
خانم ها ، هوا طوفانیه،استدعا دارم با امنیت کامل همرام بیایید تا زیرزمین
اوه، شما لطفاً دنبال اون شخص بگردید؟
خانمها و آقایان -
!خانمها و آقایان آرام
ساکت! توجه کنید لطفا؟
، خانمها و آقایان این یه مورد اورژانسیه
همگی ساکت
، خانمها و آقایان می خوام بینتون
کپسول خوش بوی آمونیاک پخش کنم
فقط برای استنشاق
ه جلوگیری می کنه از غش کردن
اخدا
پرستارا پرستار
پرستار - بله !؟
- دکتر میشام کجاست؟ - آه دکتر میشام؟
فکر کنم رفته ، آه آه
تو دنبال من میگردی تونی؟
جولز، مادر فکر می کنم اون
متاسفم، تونی
می ترسم او رفته باشه
من اومده بودم اینجا بهش سر بزنم
او لبخند زد یه جورایی دستش رو تکون داد
و من فکر کردم "داره میگه: "سلام
اما داشت خداحافظی می کرد
حالا، جولز تو باید آروم باشی
من مراقب همه چی هستم
حالا، تو برو پایین دنبال رجینا اون نیازت داره
رجینا آره
! و بهش نگو
من میخوام اولین نفری باشم که به خانواده می گه
تولیپ ، گوش بده بهم چیزی هست که باید بدونی
،کندیز ول کن خیلی خوب؟ - مهمه .
این یه بحران خانوادگیه وحشتناکه
داری در مورد چی صحبت می کنی؟
خودت رو کنترل کن ، تولیپ
بافی ، توسط دینو حامله شده
چی داری میگی؟
میدونم وحشتناک به نظر میرسه اما واقعیت داره
دختر تو بچه ی دینو رو بارداره
دختر من
تموم شد؟
تولیپ رانندج برند
کندیز فکر میکنم خیلی مهربونیت رو میرسونه که دوست داری من رو با این خبر هیجان زده کنی
اما من چیزی واسه هیجان زده شدن نمی بینم
بچه ها دارن هر روز هفته از راهروی حامله شدن عبور می کنن
الان دوره عوض شده ما در عصر بی قراری زندگی می کنیم همین
بیایید اجازه ندیم بی رحمی این هوا ما رو از صلح و آشتی محروم کنه
کدوم گوری بودی؟ - من توالت بودم -
باهم آواز نور خورشید آسمانی" رو بخونید باشه (ترانهای مذهبی سروده هنری جی زیلی
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه ) عبارتی مانند (الحمد لله
تولیپ ، با ما ملحق شو
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه - مارج و راسل و اسنوکس و روزی
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه ویولن واسمون بنواز -
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
اوه، خوبه ترومپت
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی - خدا
مثل ده روز آخر هیتلر می مونه " (حتما فیلم (٢٠٠٤) Downfall رو ببینید)
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
من یه عمه دارم عمه "اينا "
اون تو "تالاهاسی" زندگی می کنه شهری در ایالت فلوریدا (آمریکا)
تالاهاسی؟ زیاد از محل زندگی مون تو پالم بیچ دور نیست
میدونم و زمان زیادی از وقتی که رفتم پیشش می گذره
تالاهاسی؟ مثل بهشت میمونه
خب، پس تو
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن این رو بایستی بری بالا -
- باشه پرش کن - دينو ، بيا
چیه؟ - حالت خوبه؟ -
من خوبم -
آه خدای من
تو پام رولگد کردی
البته تو همیشه می تونی اساساً "رامروند ریدلی رو داشته باشی، که پات ایستاده معنی سیخ روهم میده
شاید نقاشی مافین بتونه حواسشو پرت کنه – - ریدلی؟
فکر نمی کنم - چرا؟ مگه چه مشکلی داره؟ –
اون همجنسگر است
هيس. نور خورشید آسمانی . -
اوه تا حالا بهم نگفته بودی -
بهم بگو کجا
خب، آه، اونجا یه
مثل کوچیک هست درست رو به رو "دیاری کوئین" (بستنی فروشی و فست فود فروشی
" "دیاری کوئین" عالی به نظر میاد
کی ، تولیپ؟ کی میتونیم ملاقات کنیم؟ -
اوه، خدا، مکنزی
تولیپ، بهم بگو کی می تونیم همدیگه رو ببینیم
دو هفته بعد از امشب ساعت ۰۶:۰۰
"اوه، "عاليه اصطلاح معادل فارسی؛ خرابات
دو هفته بعد از امشب؟ انجام شده -
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
نور خورشید آسمانی
می بینی؟ من آنتنم رو روی یکی از اون پسرا فرستادم
میتونستم این کار رو یه روز دیگه کنم
خیلی خب مردا ما خودمون رو یکم بیرون کشیدیماون رو از صورت بکش کنار
من تو اتاق اورژانس قوانین - انضباطی رو برقرار کردم - آفرین ، رئیس
توالت زنانه امنه
ما در حال حاضر داریم وارد راهرو میشیم
هشدار قرمز فردی ناشناس در اتاق هدایاست امکان "بی" و
شما چی دیدید؟
خوب بهش رسیدگی کن ردفورد تو دوره ی برخورد با این موارد رو دیدی
لومباردو شناساییش کن
(صحبت به ایتالیایی) کورلی
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
روح من رو با شکوه الهی غرق کن
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
ببخشید
- میدونم که تو احتمالاً سیگار نمی کشی، اما با این حال آیا سیگار همرات هست؟ - اوه، البته
کدوم رو دوست داری؟ تنباکو برای ریه های شما
یا یه معدن برای رویاهات؟
هله لويا " ؛ عیسی متعلق به منه
نور خورشید آسمانی نور خورشید آسمانی؛
- حالت خوب میشه
آفرین ، ردفورد ، لامباردو
- یه لحظه - اون یه خارجیه، خیلی خوب
- پاسپورتش اینجاس - یه لحظه
داره خوب تمیزت می کنه [ زبان ایتالیایی ] -
دينو كورلي "؟ "
خوب چه کردیم ما یه فریبکار رو گیر انداختیم
خونسرد باش ،آه لازم نیست.
برادر - نگهش دار نگهش دار -
بذار ببینمش - لطفا تو این تحقیقات دخالت نکن پسر -
ما تو این مسائل کارشناس هستیم - جدی؟ -
،خب آقای کارشناس محقق
می خوام به استحضارتون برسونم که این دینو کورلی
میشه برادر آقای لوئیجی کورلی
کارفرمای شما
چی؟ - درسته احمق لعنتی
اما این اجازه رو بهت میدم که شخصاً این مسئله رو به آقای کورلی توضیح بدین
یه دقیقه صبر کن - - بی شعور خنگ
یا عیسی مسیح
گه ، گه ، گه
، خانمها و آقایان عروس به ساقدوشش اطلاع میده
که داره میره بالا لباسش رو عوض کنه
حالا در نیمه ی راه به طبقه ی بالا اون دسته ی گل رو پرتاب میکنه سمت . کنه سمت ساقدوش ها
، آقای کورلی یه مشکل کوچیک پیش اومده
برای تجسمی نمادین به نحوی دست نخورده از کسی که اون انتخاب خواهد کرد
[ زبان ایتالیایی] این غیر ممکنه
تو رخت شور خونه
دسته گل معمولاً همیشه از گلهای سفید تهیه میشن
بافی حامله شده
حامله شده؟
چه مرگت شده؟ دیوونه شدی؟
به خدا قسم حقیقته ، اسنوکس
تمام خانواده می دوننن
خب، کی این کار رو کرده؟ - ادينو -
دینو این کار رو کردهاون بوده
این چیزیه که همه میگن
عیسی مسیح
دیوید افرادمون رو جمع کنبه محض اینکه تموم شد ما باید به جلسه خونوادگی ترتیب بدیم
البته در دقیقترین مراسم ازدواج سنتی
تنها دختران مجرد می تونن ساقدوش عروس بشن
پس به شما ساقدوشایی که ازدواج کردین پیشنهاد میدم که
برای گرفتن دسته گل تلاش نکنید
من یه فکر خوب دارم
اوه، دوشیزه فارمر بيا
شاید تو اون فرد خوش شانس باشی
تو مجبور نیستی اینقدر سخت ک آه، عزیزم، من خیلی متاسفم
این برای بانوان ازدواج نکرده اس من . حلقه ت رو دیدم
اوه، بانوی اسب سوار قدم بزنید بیایید جلو درست همینجا
مطمئنم که عروس از دیدن شما خوشحال میشه . آه، مطمئنم که میشه . —
آماده ایم؟ - آه، یه کم دیگه -
جا گیر بشید، دخترا و موفق باشید
خیلی خب ریتا است - اون دختر خوش شانس کیه؟ -
- اوه - اوه ، خدا
اوه، این فلو فارمره
فوق العاده اس فوق العاده اس
بله
من بهش گفتم اینجا بایسته
حالا باید بریم گلخونه؟
- عکس العمل هات رو آزمایش می کنم - اون کجاست ؟
اونا این کار رو کردن آقای کورلی حیوونا - آه، دينو -
الوئيجي - تو حروم زاده -
هان؟ - [ زبان ایتالیایی] -
خدا، لوئیجی من داشتم بخیه اش می کردم
برام مهم نیست بذار خونریزی کنه -
انگلیسی بگو لوئیجی انگلیسی
ی خوام که اون تخم حروم سریعاً از اینجا خارج بشه!
به خاطر مسیح اون برادرته
ممکنه همه چی رو از دست بدم
تو که قواعد رو می دونی
من اینجا با رجینا زندگی می کنم تا زمانی که هیچکدوم از افراد خانواده ام
پاشون رو تو این مجموعه نذارن
لوئیجی ، نتی رفته دیگه اون مرده
دیگه قواعدی وجود نداره هیچ شرایطی نیست
تو مسئولی
حق با توئه
آره من مسئولم - درسته -
من قوانین رو وضع میکنم
درسته
برادرم بیا اینجا
بیا اینجا -
اوه راندولف ایه کم شراب واسم بيار، لطفا
اشرابم، لطفا ما باید به خاطر ورود برادرم جشن
آه - نفرت انگیزه -
برادر کوچیک ترم
- من به سلامتیش می نوشم - دینو کورنی حالت چطوره؟
تولیپ ، بیا اینجا
کونت رو تکون بده
متیو ، اون در رو ببند
بافی من میخوام یه سوال ازت بپرسم
و فقط یه بار ازت میپرسم
آیا تو
با شوهر خواهرت رابطه داشتی؟
اوه خدای من . جواب بده، لعنتی .
از اون سکوتهای همیشگی تحویلم نده من میدونم که تو می تونی صحبت کنی
داشتی؟
تو بارداری خدا لعنت کنه، کندیز
تو زیرزمین بهم گفتی که مافین بارداره
من گفتم: بافی - اخفه شو -
آیا تو بچه ی اون رو بارداری؟
خدا لعنت کنه -
خدای من ، بچه ام
چه غلطی می تونم بکنم؟ اون بچه ی لعنتی پسره رو بارداره
مثل سگ مطمئنم که نمیذارم مافین رو بگیره
اسنوکس، خواهش میکنم - بابا، او در حال حاضر ازدواج کرده -
اما باطله شروط ازدواج باطل شده
تو فقط میخوایی ضربه بزنی این به تو مربوط نیست
یه لحظه صبر کناون راست میگه تو نمی تونی در مورد چیزی مثل این دروغ بگی
این مسئله خیلی بزرگیه
ما میریم که ازدواج رو باطل اعلام کنیم . - دقیقاً همینطور،ها؟ -
تو نمی تونیمن نمی ذار میعنی خدای من گودداردها چی فکر میکنن؟
گودداردها؟ -
می دونی همون مرد چاق گنده ای که همیشه دور و بر عمه تولییه
- اونا چه کار دارن با این ماجرا؟ منظورم کورلی هاست -
کورلی ها به درک من اصلا اهمیتی نمیدم اونا چی در مورد فکر میکنن
این اونا و پسر دماغوشون بود که ما رو تو این دردسر انداختن
اون حتی قبل از رفتن به ماه عسل همه رو خر کرده
گوش کن بهمپس تمام دوست و آشنا چی میشن؟ در موردشون فکر کن
همه ی شهر میدونن که ما بیرون لوییزویل جشن داریم
کمتر جوش بزن ، زن من حواسم به اون هست
ما فقط واسه یکی دو ماه آفتابی نمی شیم - من نمی تونم آفتابی نشم -
یعنی چی ، نمی تونی؟ -
من به خاله آینا قول داده بودم که دو هفته دیگه برم دیدنش
خوب یه موقع دیگه برو - من نمی تونم این کار رو بکنم -
چرا که نه؟ - امن نمی تونم -
یا عیسای مسیح تولیپ می فهمی ما داریم در مورد چی حرف می زنیم؟
در مورد اون کوفتی که داریم حرف میزینم هیچ ایده ای داری؟
سقط جنین چی؟
- البته - چی؟
سقط چنین؟ - اچیزی رو که میشنوم باورم نمیشه –
اداری در مورد قتل صحبت می کنی - به همین سادگی که گفتم امکان پذیره -
- این کار رو می کنم من هر راهی رو امتحان میکنم - تو هر کاری رو می کنی؟
تولیپ را تلدج برند زبونت رو گاز بگیر - مکنزی از من بکشش بیرون -
رفتار امروزت رو یادم میمونه - اهر دوتون خفه شید میشه، میشه، کندیز -
میشه هاگی تو اون دکتر اسمش چی بود میشام رو میشناسی؟
برو بیارش و دینو رو هم بیار
زود باش اون "داگو" کوچولو باید یه سری توضیحات بده به کسی که ایتالیایی یا لاتین صحبت میکنه
شش شما به من دیگه نیازی ندارید آه
خداحافظ، بافي
آه، بشینید، همه ی شما
من مسئله ی مهمی رو باید باهاتون در میون بذارم مسئله ای که زیاد خوشایند نیست
تونی اگر در مورد منه ، من نمی مونم .
این به خودم مربوطه که با زندگی شخصیم چه کار می کنم
کلاریس، خفه شو و گوش بده من قصد صحبت کردن در مورد زندگی شخصی تو رو ندارم
من هیچ اهمیتی برا زندگی شخصیت قائل نیستم – الطفا، شما دو تا -
— در مورد چی میخوایی باهامون صحبت پول، البته .
پول خواهر من - خاله بی خدا -
انکارش نکن عزیزم
تو نمی تونی صبر کنی که رو اون املاک دست بذاری رو
کارخونههای بیشتری بخری و خارجی های غیر قانونی رو اسخدام کنی
خفه شو خاله بی حرفت حتی ارزش انکار روهم نداره
میتونم به همتون اطمینان بدم که نیاوردمتون اینجا تا در مورد مسائل مادی صحبت بشه
خیلی خب خاله تونی تو بهمون بگو و ما بہت گوش می دیم
ممنونم دافنه
من یه سری خبر دارم
که در مورد مادرهاون
مرده - ارجينا -
مامان مرده
میشه حرف تو دهنم نذارید و اجازه بدین چیزی که داشتم میگفتم رو تموم کنم
او مرده است، نه؟ - إنه -
خوب
یعنی ، نه وقتی من اون رو دیده بودم
اما بعدش که رفتم ببینمش و
اوه، خدا چرا این مسئله اینقدر سخته؟
آه، عزیزم تونی
شجاع باش ما با توئیم
بعدش
اون خوب به نظر می رسید
او حتی یه لبخند کوچولو زد و دست تکون داد
من فکر کردم اون داشت سلام میکرد
اما اون واقعا داشت خداحافظی میکرد
این هوشمندی تو رو میرسونه که با ما مطرحش کردی تونی
اوه، متشکرم، عزیز
تونی عزیز به یاد داشته باش هرچه هست هست
تونی ببخشید که فریاد زدم
آه، عزیزم -
چی می تونم بگم؟
می دونم عزیز اصلاً ساده نیست
جولز کجا رفته؟
ممنون که گذاشتید ما بدونیم خاله تونی - دافنه، عزیزترینم - —
نگاه کن چرا حداقل یه دو هفته ای رو اینجا نمی مونی
واست خوبه اوه، مک -
تو خیلی با درک و فهمی
مثل یه دختر جوان کاملاً سالم به نظر می رسه
ما اینو می دونیم محض رضای خدا در مورد سقط جنین چی
- اسنوکس - یه کلام ،فقط کندیز اونهم اینه؛ گاله رو ببند
معمولاً من موافق این کارم اما در این مورد خب چهار ماه کار میبره
حتى واسه من
پس پیشنهاد میدم بهت که ، آه ، برو جلو و این بچه رو نگه دار
اخدای بزرگ - گه -
سلام به همه من
من فقط طبقه بالا داشتم لباس عوض می کردم
اگر اجازه بدین ، آه ، من رو احتمالاً تویه اتاق دیگه نیاز دارن
بیا، پسرم
تو، آه، شاید بیشتر از من بهش نیاز داشته باشی
خب، به سلامتی ، آه
چه گهی پیش خودت خوردی؟
زودباش بهتره بهانه ی خوبی بیاری چون تو بد هچلی افتادی " یکی از معانی اصطلاح ادا شده که مناسبتره
همه ما می دونیم که تو چه کار کردی
تو از دخترم ، بافی، سو استفاده کردی و اون رو حامله کردی
میخوام بدونم تصمیم داری چه غلطی در این مورد بکنی
یه دقیقه صبر کن پدر آقا، من نکردممن نبودم
سعی نکن سریع با من حرف بزنی که بچه گردن لعنتیت رو خرد میکنم
حالا بگو تو با دخترم بافی خوابیدی یا نه؟
اسنوکس ، بسه دیگه خودت میدونی واقعیت نداره
آره یا نه، لعنتی
خوب، بله، آقا اما
اما
من نبودم
یعنی
خوب
مثل هر کس دیگه تو پادگان که این کارو کرد، آقا
بافی ، این واقعیت داره؟
کسای دیگه ای هم بودن؟
اوه ، عیسای ،عزیز بر ما رحمت فرست
- چند نفر؟ کافیه ، اسنوکس
بهتره بهم بگی ، همین الان
چند نفر؟
بافی بس کن کافیه
برو بیرون
از جلو چشم گمشو برو بیرون
من متاسفم آقا
متاسفم
خب همه منتظرن که چه غلطی بکنن؟
هیچ غلط لعنتی نمی تونیم الان در این مورد بکنیم
گور پدر عروسی
دوباره
می دونی ، من
من چهار بار ازدواج کردم
و من هیچ وقت فکر نمی کردم این کار رو دوباره انجام بدم
حداقل اینطور فکر نمی کردم -
خب من هیچوقت ازدواج نکردم
هیچوقت؟ - هیچوقت -
مگر اینکه در رابطه بون با ماشین چمن زنی رو هم تاهل بدونی
آیا
آیا ، مشکلی ، چیزی داری؟
نه
نه هیچ مشکلی ندارم
خوب، آه
تا حالا قصد جدی ، چیزی داشتی، مثلاً
یه سفر داشته باشی به نیوجرسی "ها؟
تو یه سری چمن داری که میخوایی هرسشون - کنم عزیزم؟
تمام چمنم نیاز به هرس داره
چه خوب
چه احساسی داری؟
نمی دونم
بیا از این قهوه بیشتر بخور
زود باش حالا يالا يالا، بخور
بخورش -
- بخورش
همه ش رو
می خوام حواست رو بیارم سر جاش چون تو از این جا بیرون نمی ری
مگه اینکه بتونی روی به خط مستقیم راه بری
تو اون مسافت رو نمی تونی با این شرایط رانندگی کنی
حالا باید حس بهتری داشته باشی
- OT! - فقط همون جا که هستی بمون
فقط میخوام ببرمت زیر دوش و هشیارت کنم
بعد می تونم دستم رو از تمام این چیزا پاک بشورم
لعنتی، کورلی
اجازه بده کمکت کنم - اوه، خوبه -
خانم کورلی -
من جدا امیدوارم بتونم از این فامیلی بامزه استفاده کنم
اما من دوستش دارم
اینم از این - متشکرم -
اوه چه ترسناکه؟ - اون حلقه ی فارغ التحصیلی برادرم هاگیه -
می دونی هدیه ای بهم بده هدیه ای آبی خب این یه جورایی واسه من یادگاری می مونه (قسمتی از یه شعر قدیمی انگلیسی)
خیلی جالبه آره -
می دونی به رغم همه ی اتفاقات ناگواری که پیش اومد
البته تا الان
من فکر میکنم که خاطره ی این عروسی رو گرامی بدارم
بیشتر از هر عروسی دیگه ای که تا حالا برگذار کردم
خب می دونم که به ذهن می سپرم
من هم امیدوارم
ممنون
تو زیبا ترین عروسی هستی که من داشتم
خوب، متشکرم
می دونی من فقط امیدوارم دینو بیش از حد مست نکرده باشه
اون رو به راهه - اینطور فکر می کنی؟ -
خب ممنونم برای همه چیز
آم
می تونمموهات رو
نمی تونی این شکلی جایی بری - نه -
و فکر می کنم این باید این
بیرون از لباس
تو مثل یه بچه میمونی
خوب، ممنونم
عروسهایی که داشتم همیشه مثل بچه های من بودن
ممنون - خواهش میکنم فکر بد نکن -
قبل از اینکه بری می بینمت
دينو؟ دینو آماده ای که بریم
- زود باش
بفرستش پایین مرد - داره میاد - —
جنسش دینامیته –
چند کام بیشتر نگیر مگه اینکه بخوایی واقعاً غرق بشی
کل شب منو میگیره -
نمی خوام برگردم تو حال عادی -
اوه، واو -
هی، مرد
یه جورایی تنده ، مرد
آه، چه باحال
اونا دارن میرن ریتا ریتا تازه عروس و داماد دارن میرن
به همه مهمونا بگو بیان بیرون بالا همه . خداحافظ -
به امید دیدار موفق باشی
اوه، بیایین بیرون و دست تکون بدید بچه ها -
خواستم چند تا نصیحتشون کنم
آه، فوق العاده نیست؟
! آه اوه بچه ها درست بیایین جلو يالا
بالاخره حالا میشه با آرامش استراحت کرد - اوه خدا -
فرصت نکردم که مافین رو برای خدافظی ببوسم - من هم همینطور -
به بچه ها بگو ماشینامون رو بیارن، پسر
اسمم راندولفه
آره دو تا شون واسه مان
چه کار داری میکنی؟ دارید میرید؟ - آره، ما می ریم -
من حتی برادرم رو معرفی نکردم - خب من باید برم -
هي، بیا و خوش بگذرون - من تا اونجای که تونستم خوش گذروندم، ممنون -
هاگی؟ هاگی؟
گفتم ماشینا رو بیارن نزدیک می خواییم بریم خونه
راتلدج ها رو بفرست تو ماشین دوم ما با ماشین اول میریم
- برم بافی رو بیارم؟ - نه بذار با اونا برهنمی خوام دیگه ببینمش
نه، نه، نه، نه صبر کن، فعلاً فکر کنم سوار این یکی بشم صبر کن صبر کن
کمک کن بچه ها رو سوار کنیم
خوبه . آه، خیلی ممنون .
خیلی از دیدنتون خوشحالم آقای گوددارد
امیدوارم که همدیگه رو تو آینده ی نزدیک ببینم
خب، مشتاق اینم که دوباره مسیرمون به همدیگه بخوره
تا اون زمان لحظه شماری می کنم آه
به امید دیدار -
- از دیدنتون خیلی خوش حال شدیم - متشکر، کارتون عالی بود
ممنوناین یه عروسی فوق العاده بود
مواظب لباست باش
خداحافظ - امیدوارم حال مامانت به زودی بهتر بشه .
- ما می رسیم بهتون - خيلي خب عزیز مباشه
!خداحافظ - — - خدا حافظ! خدا حافظ
! خداحافظ - [ زبان ایتالیایی] -
خوب همه بیان تو جشن داره شروع میشه
در واقع جشن شروع شده
من اسپانیایی صحبت نمی کنم - [ ایتالیایی] -
اوه ، اون عالیه
اون داره میمیره - شب بخیر خانم فارمر -
تو تا حالا تو زندان زنان کار نکردی ، لامباردو؟
- آه نه تو چی ؟ - آره
خوبه ، تحرک زیادی داره خیلی سرگرم کننده اس
اما غذاشون به خوبی این جوجه ها نیست این زندگی مسئولیته -
، محرومیت خدمات
من خیلی آدم مذهبی ای نیستم ، اسقف
اما ما هر دو مون می دونیم که هیچ ملحدی در امان نیست (یه ضرب المثل که تو زمان جنگ متدوال شد
حق با من هست یا نه؟
شاید تعجب کنید، آقا
اما من نذر کردم که ازدواج نکنم
وقتی من وارد این خط کاری شدم
این اجباری نبود
من فقط بابت یه جور تعهد این کار رو کردم
- راسل ؟ - شلبی ، حرکت نکن
راسل تو این بیرونی؟ بیا! 33
راسل؟
راسل
- راسل
مافین؟ خودشونن اون مافینه
آقا! هیچ کس زنده نمونده
- اوه ، خدای من اونا رو از اینجا ببر
- مافین نمی تونم بچه ام رو تنها بذارم - خدا من این دخترمه
خیلی خطرنا کہاحتیاجی نیست که شما خودتون رو هم به کشتن بدین
- اگه بتونم نزدیک بشم میتونم بکشمش بیرون نه نه شما نمی تونی
- نگاه نکن ، نه ، نه
ادیوید دیوید اچیزی نیست -
اخدا داره من رو تنبیه می کنه
بیا، بیا، عیسی با ماست عیسی با ماست
- اوه ، خدا بافی کجاست؟
بابا ، باقی مونده تو خونه بیا تو ماشین
بافی - اسوار شو بابا -
- لطفاً ! بابا سوار ماشین شو - نه نه
- چه کار کنیم، هاگی؟ فقط دعا کن ما باهات تو هتل تماس می گیریم
ما میریم پیش کورلی ها تالبوت ، برمون گردون خونه ی کورلی و
اوه مامان
آقای کورلی
- مامان می خوام اینجا بذارمت
همگی کدوم گورین؟
بابا، فقط خفه شو و پیش مامان بمون
میرم دکتر میشام رو بیارم
آقای کورلی؟ - بله؟ -
عزیزم ، تو برگشتی
- دکتر میشام میتونی یه نگاه به مادرم بندازی - چی شده؟
اون مرد
تولیپ مرد؟ - چی؟ -
نه مافین مرده ، دینو مرده
اونها هر دوشون تو تصادف بزرگراه کشته شدن
اسنوکس، چه اتفاقی افتاده؟ - تو این کارو کردی -
واقعیت داره؟ - اتقصیر توئه تو اون ماشین رو بهشون دادی -
ماشین خارجی لعنتی — داری در مورد چی صحبت می کنی؟ -
اتو هم بیش از حد مشروب خوردی -
مافین لعنتی من به خاطر پسرت مرد
محض رضای خدا، فریاد نکش
اشما تو این خونه مهمونید . از این حرفها تحویلم نده -
من ۲۰,۰۰۰ دلار واسه این عروسی لعنتی و دوستای ساختگیتون که حتی خودشون رو نشون هم ندادن خرج کردم
— خوب اگه واقعیت داشته باشه پولتون رو پس میگیرید مزخرفه -
چون خانواده ی ما از راننده کامیونا کمکی نمی گیرن
اوه ،آره من یه راننده کامیونم اما می تونم "کونت" رو بخرم و بفروشم
سال قبل ۵ میلیون دلار در آمدم بوده
خفه شو، توتوی حرومزاده
ابسه دیگه - ا خفه میشی .
همگی خفه شید اونا مردن
بیا بیایید آروم باشیم توتوبگو چه اتفاقی افتاد
ما تو ماشین بودیم داشتیم میرفتیم سمت . هتل
و اونجا وسط جاده یه کامیون حمل بنزین قیچی کرده بود
و ماشین دینو زیر اون کامیون بود
ماشین و پلاکش تو آتیش داشتن می سوختن
و پلیسا گفتن که هیچ کس زنده نمونده
و من لباسای مافین رو رو زمین دیدم
ماف
اون تشنج کرده
آه، عزیزم، آه عزیزم چیزی نیست
مادر؟ مادر؟
مافین دینو کجاست؟
امامان - . - پسرم کجاست؟
دینو کجاست؟ اون کجاست؟
- تو پسرم رو دیدی؟ فکر می کنم طبقه بالاست
- دينو - چیه؟
- اون اینجاست - بله ، اینجام
چیه؟ -
طبقه بالا بود مقبض روح شدم
دينو - اهیمی
اون ،اینجاس اون اصلا نرفته بود - البته
اونا اصلاً نرفتناونا سالمن
- چه اتفاقی افتاده؟
هیچ چی - من به طبقه بالا بودم حالم بد بود .
ادينو - ادينو -
چرا شما همه تون اینقدر هیجان زده اید؟
دینو به این خاطر که تو بالا تو حمام با ریدلی بودی
کی ماشین رو برده بود؟ - کدوم ماشین؟
اگه اشتباه نکنم کلیدا رو دادم به بریگز
اون باید بریگز باشه - و تریسی
بله اونا بریگز و تریسی بودن
بریگز ماشین دینو رو بده؟ - — بله -
اون حق همچین کاری رو نداره
اداری چی میگی؟ دیوونه شدی . بيا، دينو -
اون موتورش رو داره و تریسی هم اسبش رو
ما باید به خانواده ها اطلاع بدیم -
ما باید به خانواده هاشون اطلاع بدیم اونها حق دارن که بدونن
بیایید به مقدار شامپاین بخوریم بیایید -
کاپیتان تو به خانواده ی بریگز تماس بگیر
تو اونو میشناختی - نه واقعا -
چی دینو
اونا دیوونن آره
یا بدتر از دیوونه
خیلی بدتر از دیوونه
!اوه، پسر بیایید جشن بگیریم
بیا پرستار یه کم مشروب می خوری ها؟
پیشخدمتا کدوم گوری رفتن؟ یه چیزی بیارید بنوشیم
دوباره به مقدار خاکستر رو سینه ت نشسته
- ممنونم دکتر اون کار رو باید متوقف کنی
تولیپ، شیرینگ عزیزم
ما باید صحبت کنیم
امروز، آه، وسوسه بر من غالب شد
در قالب تو
و، آه، من تسلیم شدم
و من به خاطر افکار بدم مجازات شدم
- فقط تا لبه لطفاً - خدا بچه ام رو ازم دور کرد
اون به من یه فرصت دوباره داد
اون چه که دارم سعی میکنم بهت بگم اینه که آه من نمی خوام
خاله آینام رو تو تالاهاسی ملاقات کنم واسه همیشه
درست وسط بزرگراه نشتی داشته
یه کامیون بزرگ نفت
خب ننی ، میتونی حالا استراحت کنی
و من خوشحالم
زمان زیادی گذشته
برای من هم همینطور
سال در خدمت کردن مطیعانه ۲۲
حتی تو هم از این راضی خواهی بود امیدوارم
فکر می کنم رو حرفم ایستادم
معامله مون
هیچ کس نمی دونه که من واقعاً کی هستم
من حتی در مورد اسمم هم گیج میشم
لوئیجی؟ لوئیس؟
لویی؟
پدر داماد؟ جوزپه گاریبالدی؟
خیلی گیج کننده اس نتی
اما
اما کار انجام شد
بچه هات در امنیت هستن
بچه های من بزرگ شدن دینو ازدواج کرد
پس اینجا دیگه کاری واسه من نمونده که انجام بدم
نتي ، من
فکر کنم من باید برم مرخصی
به زبان ایتالیایی خنده]
خداحافظ، هیس
خداحافظ
ادينو
بله
می دونی ، عروسی شادترین اتفاقیه که میتونم تصور کنم یا
، و در عین حال به نوعی وقتی تموم میشن همیشه غم انگیزن
بله، متوجه منظورت میشم
تو باید مراسم عروسی زیبایی گرفته باشی
گرفتی؟
اوه ، آره من مراسم عالی داشتم
آه ، هیچ چی مثل اون نبود
ما واقعاً فقیر بودیم
اما مراسم واقعاً زیبا بود
و شوهرم، راسل،خیلی خوشتیپ بود
همه دخترا دنبالش بودن
اما اون منو واسه ازدواج انتخاب کرد
آره، فکر می کنم که اون روز شادترین روز زندگیم بود
اما حق با توئه
زمانی که تموم میشه واقعاً غم انگیزه
مترجم : احمد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.