All language subtitles for Apocalypse-The Second World War. episode 04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ژاپن در آستانۀ حمله به‌ایالات متحدۀ آمریکاست

"روی ناو هواپیما برِ "زوئیکاکو خلبان‌ها ساعت 4 صبح از خواب بیدار می‌شوند

کاپیتان میتسوئو فوچیدا

آنها را برای رسم سنتیِ نوشیدنِ جام به سلامتیِ امپراتور دور هم جمع می‌کند

فوچیدا حمله به پرل‌هاربر

پایگاه دریاییِ بزرگ آمریکا در‌ هاوایی را فرماندهی می‌کند

طرح این حملۀ جسورانه را دریادار یاماموتو ریخته

یاماموتو می‌خواهد با حمله‌ای قاطعانه

این مانعِ دستیابی ژاپن به اقیانوس آرام را از سر راه بردارد

:فوچیدا تعریف می‌کند

ما به سمتِ پرل‌هاربر پرواز کردیم"

"من کلمۀ رمز را فریاد زدم

Tora, Tora, Tora !

آخرالزمان جنگ جهانی دوم

جهان در آتش

زیرنویس: فرهاد سرشین Farhad.Sarshin@yahoo.com :ویرایش kamalpersis@gmail.com

حمله همه را کاملاً غافلگیر می‌کند

ارل نایتینگیل، سرجوخۀ نیروی دریایی که روی ناو آریزونا بود :صحنه را این گونه شرح می‌دهد

انفجاری مهیب کشتی را به شدت لرزاند"

وقتی به عرشه نگاه کردم همه چیز آتش گرفته بود

به ارشدم اطلاع دادم که کشتی آتش گرفته است

او دستور داد کشتی را ترک کنیم من آخرین نفری بودم که از کشتی خارج شد

اجساد روی هم انباشته بودند و مردانی که بد جوری سوخته بودند به آن طرف عرشه می‌رفتند

آنجا هم یا از پا می‌افتادند و می‌مردند و یا به شدت مجروح می‌شدند

در این حمله که بدون هیچ گونه اعلان جنگی انجام شده بود

2500 آمریکایی کشته و 1200 نفر زخمی‌شدند

در حالی که کمتر از 100 خلبان و ملوانِ ژاپنی کشته شدند

این تصاویر مردم آمریکا را تکان می‌دهد

آنها دیگر با ورود کشورشان به جنگ مخالفت نخواهند کرد

اما نیروهای ژاپنی در ‌هاوایی پیاده نشدند و پرل‌هاربر را تصرف نکردند

آن‌ها فقط بخشی از ناوگان امریکا را غرق کردند اما فقط رزمناوهایی را که امروزه دیگر از مد افتاده محسوب می‌شوند

ناوهای هواپیمابر کلید پیروزی در جنگ دریایی خواهند شد

و 3 ناو هواپیمابری که در پرل‌هاربر مستقر بودند آنجا نبودند

آنها در دریا گشت می‌زدند

و به طرز معجزه آسایی سالم مانده بودند

رئیس جمهورِ ایالات متحده، فرانکلین دی روزولت، انتظار حمله را داشت

تنش بین دو کشور به اوج خود رسیده بود

اما چه کسی تصور می‌کرد یگان‌های هواییِ متعلق به نیروی دریایی ژاپن

5000 کیلومتر دورتر از پایگاه‌شان قادر به حمله باشند؟

روز بعد، روزولت به کنگره می‌رود

دیروز، 7 دسامبر 1941

برای همیشه روزی ننگین باقی خواهد ماند

ایالات متحدۀ آمریکا به طور ناگهانی و عمدی مورد حمله واقع شد

مهم نیست که چقدر طول بکشد تا بتوانیم بر این حملۀ از پیش طراحی‌شده فائق آییم

!مردم امریکا، با نیروی برحق خود، سرانجام راه خود را به سوی پیروزی خواهند گشود

این حمله به معنای واقعی کلمه هم حمله بود

همان روز ژاپنی‌ها به مستعمرۀ بریتانیا، هنگ کنگ، حمله می‌کنند

سپس پایگاه‌های هوایی آمریکا در فیلیپین را بمباران می‌کنند

و در شبه جزیرۀ باتان، نیرو پیاده می‌کنند

ژاپنی‌ها از پیش جا پای خود را در چین محکم کرده بودند

آنها به مستعمرات بریتانیا، برمه و مالزی به خاطر لاستیک این مستعمرات حمله کردند

به مستعمرۀ هلند، سوماترا، به خاطر نفت

و هندوستان و استرالیا را تهدید کرده‌اند

چند ماه قبل وارد مستعمرۀ فرانسه، چین تایپه، شده بودند

پس از شکست فرانسه در سال 1940

رژیم ویشی که قادر نبود کوچک ترین مخالفتی در برابر متحدینِ هیتلر بکند

برخی از پایگاه‌های هوایی و دریاییِ خود را به ژاپنی‌ها داد

ایالات متحده برای تلافی کردن، صادرات نفت را به ژاپن قطع کرد

و دارایی‌های ژاپن را توقیف کرد

این تحریم اقتصادی ژاپن را وارد جنگ کرد

کشوری که جزیرۀ پُر جمعیتی ست بدون منابع طبیعی

و به سرعت در حال توسعه است

به مواد خام نیاز دارد

و تصمیم گرفته مللی را که مواد خام دارند به زور استثمار کند

ژاپن نیرویی دریایی ساخته که دومین ناوگان قدرتمند دنیاست

با بیش از 10 ناو هواپیمابر و هواپیماهای جنگندۀ بسیار پیشرفته

"Zero" مثلاً با هواپیمای فوق العاده‌ای به نام که از هواپیماهای متفقین

از لحاظ سرعت، قدرت مانور و بردِ پرواز برتر است

این نیرو در کنار ارتشی متشکل از میلیون‌ها نفر که سرسختانه حاضرند جان‌شان را فدای امپراتور کنند

هیروهیتو"، 124مین امپراتور ژاپن است"

این پادشاه علم‌دوست در آزمایشگاهی در قصرش زیست شناسیِ دریایی مطالعه می‌کند

او خدایی زنده است

عملکردِ ارتش با قدرت خداییِ او پشتیبانی می‌شود

ارتشِ امپراتوری کشتارهای غیرقابل باوری را در چین مرتکب شده است

از جمله در نانکینگ سال 1937 قبل از اینکه ژاپنی‌ها با غرور در شهر ممنوعه واقع در پکن رژه بروند

زمانی که 300 هزار چینی قتل عام شدند

امپراتور سلطنت می‌کند اما حکومت نمی‌کند

قدرت در دست ژنرال توجو و یک گروه ناسیونالیست افراطی ست

که کشور را به کمک گشتاپوی ژاپن، کِمپِیتای، اداره می‌کند

خبر رسمی‌ اعلان جنگ علیه‌ایالات متحده هم از

از بلندگوهای شهر پخش می‌شود

100میلیون ژاپنی

اکنون برای از جان گذشتگی و فداکاری در راه کشور فراخوانده می‌شوند

تا زمانی که‌ این وفاداریِ میهن پرستانه

به تحقق هدف امپراتور، یعنی صلح در جهان، حفظ کنیم

! ما نه از آمریکایی‌ها می‌ترسیم و نه از بریتانیایی‌ها

این خلبان‌های ژاپنی که در وقت صبحانه از چین تایپه برخواسته‌اند

از بریتانیایی‌ها نمی‌ترسند

آنها به دنبال دو کشتیِ بریتانیایی می‌گردند که برای محافظت از سنگاپور آمده‌اند

کشتی سالخوردۀ «ریپالس» و :یکی از پیشرفته‌ترین کشتی‌های جنگیِ آن زمان

"Prince of Wales" افتخارِ نیروی دریاییِ سلطنتی

هر دوی آنها به دست ژاپنی‌ها غرق می‌شوند در کمتر از یک ساعت

روزی سرنوشت‌ساز روزی که پایانِ سلطنت بریتانیای کبیر بر دریاها رقم خورد

روز بعد در برلین، پیشوا به قصر رایش می‌رود

برای برگزاری نشست سران نازی

او چهار روز سرنوشت ساز، از حملۀ ژاپن به پرل‌هاربر و اعلان جنگ ژاپن به‌ایالات متحده، را

منتظر مانده تا روزولت به آلمان اعلام جنگ دهد

اگر هیتلر طرفِ ژاپن باشد، شاید توکیو او را در روسیه حمایت کند

ژنرال‌های آلمانی علاقه‌ای از خود نشان نمی‌دهند

ریبن‌تروپ، وزیر امور خارجه، سعی کرده هیتلر را منصرف کند

اما هیتلر به ‌ایالات متحده اعلان جنگ می‌کند

ما می‌دانیم چه قدرت‌هایی پشت روزولت هستند "یهودی ابدی"

من از مردم آلمان سپاس گذارم که مرا به رهبریِ این نبرد تاریخی برگزیده است

!نبردی که تاریخ ده قرن پیش رو را رقم خواهد زد

نخست وزیر بریتانیا به واشنگتن تلفن می‌زند

روزولت می‌گوید، اکنون هر دوی ما در یک طرف هستیم

این لحظه‌ای است که چرچیل دو سال است انتظارش را می‌کشد

روزولت می‌خواست به رأی‌دهندگان به او بگوید

که هر چه از دستش برمی‌آمد برای حفظ صلح انجام داد

جنگ اکنون به جنگی جهانی تبدیل شده و چرچیل الآن احساس می‌کند قدرتمندتر شده است

آنها فکر می‌کنند ما چه جور آدم‌هایی هستیم؟

یعنی حتماً باید به آن‌ها درسی دهیم که خودشان و دنیا هرگز فراموش نکنند

تا متوجه شوند که ما هرگز دست از مقاومت در برابرشان نمی‌کشیم؟

چرچیل دشمن را خیلی دست کم می‌گیرد

هنگ کنگ به دست ژاپن می‌افتد تنها در عرض 17 روز

"ژنرال یاماشیتا، معروف به "ببرِ مالزی

تانک‌های ژاپنی را به جنگل‌های مالزی می‌فرستد

او سنگاپور را می‌گیرد مروارید امپراتوریِ بریتانیا

سنگری که تسخیرناپذیر به نظر می‌رسید

یاماشیتا صدها اسیر را به صورت بسیار منظم به صف می‌کند

برای نمایشی با هدف تحت تأثیر قرار دادن و تحقیر

یاماشیتا به سبب حضور دار و دستۀ تبلیغاتچی ژاپن سلام نظامی غرّایی می‌دهد

ژنرال یاماشیتا به خاطر جنایات جنگی در سال 1946 به دار آویخته خواهد شد

ژنرال مک آرتور، فرماندۀ نیروهای ایالات متحده در فیلیپین

که اکنون توسط ژاپنی‌ها محاصره شده‌اند از جانبِ روزولت دستور می‌گیرد که فرار کند

تا اسیرِ دشمن نشود

:وقتی به استرالیا می‌رسد اعلام می‌کند

"باز خواهم گشت"

سربازان مک آرتور به اسارت گرفته می‌شوند

30هزار آمریکایی با کلاه آهنی‌های کهنۀ سربازانِ 1917

و به همین تعداد فیلیپینی

که راهیِ اردوگاه اسرا می‌شوند 100کیلومتر دورتر

این "رژۀ مرگ باتان" است

:یکی از نجات یافتگان به نام سیدنی استوارت به خاطر می‌آورد

10شبانه روز بدون غذا حرکت کردیم"

مرتباً ما را کتک می‌زدند

اگر دیگر نمی‌توانستید به رفتن ادامه دهید، نگهبان‌ها شما را می‌کشتند

با شمشیر سر را از بدن قطع می‌کردند

در عرض فقط پنج ماه، ژاپن نیروهای متفقین را در خاور دور درهم کوبید

و نصف اقیانوس آرام را تسخیر کرد

"Tennouhekai Banzai" "زنده باد امپراتور"

هلهلۀ عظیمی‌ در سراسر امپراتوری به گوش می‌رسد

"به منظور جشن گرفتن برای نسخۀ ژاپنیِ "جنگ صاعقه‌ای

جشنی که در آن ژنرال توجو و امپراتور

همراه با خانواده در معرض عموم ظاهر می‌شوند

"اول آلمان"

چرچیل و روزولت هر دو بر این استراتژی توافقِ نظر دارند

هدفِ اول‌شان شکست دادن آلمان است

:چرچیل می‌گوید "باید بمبارانش کنیم"

او اسکادرانی هوایی به فرماندهیِ ژنرال بورمن هریس، معروف به «ژنرال بمباران»، تشکیل می‌دهد

هریس معتقد است می‌تواند به کمک

هواپیماهای چهار موتورۀ قدرتمندی مثل «هالیفاکس» و «لنکستر» جنگ را ببرد

این استراتژی گران تلقی می‌شود

از لحاظ نفرات و تجهیزات

اما در عوض رفته‌رفته اثر خود را بر شهرهای آلمان نشان می‌دهد

در هشتم مارس 1942، اِسِن بمباران می‌شود راهی برای چرچیل که به استالین کمک کند

در این شهر، تسلیحات برای نیروهای آلمانیِ مستقر در روسیه تولید می‌شود

آلمانی‌ها تازه پیامدهای سیاست‌های هیتلر را می‌بینند

رژیم نازی در ورطۀ جنونی جنایت‌بار فرو می‌رود

هیتلر، گورینگ، هیملر و دستیارش‌ هایدریش

شروع به اجرای طرحی می‌کنند که آن را "راه حل نهایی" می‌نامند

نسل کشیِ یهودیان در اروپا

این طرح بعداً در کنفرانسِ "وانسه"، نزدیک برلین در ژانویۀ 1942 به تصویب می‌رسد

به همین خاطر‌هایدریش به پاریس آمده است

برای سازماندهی جمع آوریِ یهودیان در فرانسه

قطارِ یک طرفۀ آنها به سوی اتاق‌های گاز در "آشویتز" حرکت می‌کند

کنفرانسِ وانسه برای ساختنِ کارخانۀ کشتار جمعی بود

هر بار، هزاران یهودی به حمام‌های قلابی فرستاده می‌شدند

و گاز به خوردشان داده می‌شد

پس از "هولوکاست با گلوله" در روسیه نسل کشی شدت می‌گیرد

در پاریس و سرتاسر اروپا، اشغال سببِ فقر شده است

همه چیز جیره بندی می‌شود هر چیزی که کشورهای تحت اشغال تولید کنند

خرجِ ارتش آلمان می‌شود

پدرانِ بچه‌ها در آلمان اسیرند

برای اسرای بدون درجه "Stalag" اردوگاه‌های برای درجه داران "Oflag" و اردوگاه‌های

گاستون سیرک که از ژوئن 1940 اسیر شده است :می‌نویسد

سپری کردم Stalag پنج سال از بهترین سال‌های عمرم را در" از 20 تا 25 سالگی

"بدون همسرم

با درجه داران بهتر رفتار می‌شد ،Oflag در

"Koenigstein" ژنرال‌های فرانسوی را به قلعۀ نزدیکِ "درِزدن" فرستاده بودند

از جمله رهبران شکست‌خوردۀ نبرد فرانسه مثل ژنرال ژیرو

نگهبانش از فیلم گرفتن از او لذت می‌برد در بازدیدی جالب از درسدن

که بعدها بمب‌های بریتانیایی آن را با خاک یکسان می‌کنند

در سنِ 63 سالگی، ژنرال ژیرو با فراری زیرکانه تبدیل به قهرمان می‌شود

فراری که خشم هیتلر را بر‌می‌انگیزد

برای مدتی، ژیرو به رقیب ژنرال دوگل تبدیل می‌شود

با این وجود، دوگل از لندن نماد مقاومت فرانسه است

در فرانسه، حمله به اشغال‌گران افزایش یافته است

به ویژه پس از حملۀ آلمان به شوروی

که کمونیست‌ها به گروه‌های مقاومت پیوستند

برای تلافی کردنِ حملات ضد آلمانی، گروگان‌ها اعدام می‌شوند

دوگل اکنون ارتش کوچکی دارد که همراه با بریتانیایی‌ها در آفریقا می‌جنگد

"به نامِ "نیروهای آزادِ فرانسه

اعضای آن به دستورِ دولت ویشی به مرگ محکوم شده اند

برخی از آنها از 18اُم ژوئن 1940 دارند می‌جنگند

مشهورترینِ آنها، ژنرال لکلر هست

نام واقعیِ او "فیلیپ دو اوتکلوک" است

اما او این نام را به خاطر امنیت خانواده‌اش در فرانسه، تغییر داده است

پس از اینکه از طرف دوگل به درجۀ ژنرالی ترفیع یافت کلاهش را به این شکل در آورد

با دو ستاره که از یک ایتالیایی گرفت پس از پیروزی در نبرد کوفرا در لیبی

:آن روز لکلر به افرادش گفت

قسم بخورید که تفنگ‌تان را زمین نمی‌گذارید" تا زمانی که پرچم مان دوباره برافراشته شود

"بر فراز کلیسای استراسبورگ

در "بیر حکیم" در صحرای لیبی، 15 روز است که

دیگر نیروهای آزادِ فرانسه، در مقابل حملۀ آلمانی‌ها مقاومت می‌کنند

حمله‌ای به فرماندهیِ رومل، "روباه صحرا" و سپاهِ آفریقا

در این منازعۀ جهانی، آنهایی که "متحدین" نامیده می‌شوند

شامل آلمان، ایتالیا و ژاپن، در تمام جبهه‌ها در حال درگیری است

سپاه آفریقا به پشت مرزهای مصر رسیده

ورماخت یک سومِ خاک روسیه را اشغال کرده است

نیروی دریاییِ امپراتوری ژاپن، کنترل اقیانوس آرام را در دست دارد

و زیردریایی‌های آلمان در اقیانوس اطلس غوغا می‌کنند

خطرناک ترین سلاح آلمان است U-boat به جرأت می‌توان گفت که

در اولین ماه‌های 1942

زیردریایی‌ها، 4 میلیون تن محمولۀ کشتی‌های متفقین را غرق کردند

نفت کش‌ها و کشتی‌های باربری با تسلیحات و هواپیماها

با کالاهای تازه به مقصد بریتانیای کبیر که در حال خفه شدن است

با وجود اینکه‌ایالات متحده وارد قائله شده است جنگ برای متفقین از دست رفته به نظر می‌رسد

جهان در آستانۀ ویرانی قرار گرفته است

زیردریایی‌های آلمان به آمریکای شمالی می‌رسند

از درون پریسکوپ‌هایشان چراغ‌های نورانیِ نیویورک را فیلم برداری می‌کنند

روزنامه‌ها و رادیوهای آمریکایی

در مورد حملۀ هوایی احتمالیِ آلمان به مردم هشدار می‌دهند

در واقع

هواپیماها هنوز چنین بُردِ عملیاتی ندارند که از اروپا به اینجا برسند

ولی با این وجود، به مردم گفته بودند نور چراغ‌هایشان را بپوشانند

در واقع در ساحل غربی، حملۀ ژاپنی‌ها محتمل تر به نظر می‌رسید

همه عصبی شده‌اند

به ناگاه، 120 هزار آمریکاییِ ژاپنی تبار مورد ظن واقع شدند

اول رادیوهای‌شان مصادره شد

سپس اثر انگشتشان را ثبت کردند

دولت فرمان‌هایی صادر می‌کند که حاوی اقدامات اضطراری هستند

:روزولت می‌گوید

"این یک ضرورت نظامی‌ست"

این آمریکایی‌های ژاپنی تبار نسل‌هاست که در کالیفرنیا زندگی کرده‌اند

در حالی که کشاورزی و اقتصاد ایالت را ارتقا بخشیده‌اند

اکثر آنها شهروندان آمریکا هستند

به آنها 48 ساعت وقت داده می‌شود که مغازه‌ها و خانه‌هایشان را تخلیه کنند

آنها به صورت دسته جمعی به مراکز جابجایی در بیابانِ دور افتادۀ یوتا منتقل می‌شوند

یا به مناطق برفیِ کلرادو این مراکز با حسن تعبیر «اردوگاه‌های تدفین» نامیده می‌شوند

لکۀ ننگی بر تاریخ ایالات متحده

:در نوشته‌های رمان نویسِ آمریکایی، جولی اوتسوکا می‌خوانیم

خانوادۀ من بسیار آمریکایی بودند

ما هرگز در خانه ژاپنی صحبت نمی‌کردیم حتی غذای ژاپنی هم نمی‌خوردیم

با این حال اف‌بی‌آی پدربزرگم را به ظن جاسوسی برای ژاپن دستگیر کرد

همچنین مادربزرگ، عمو و مادرم را

خانوادۀ من همیشه دربارۀ اتفاقاتی که افتاد بسیار با سعۀ صدر رفتار کرده

اما هیچ چیز از وفاداریِ آنها به آمریکا نمی‌کاهد

6000نفر از آنها به عنوان مترجم در اقیانوس آرام خدمت می‌کنند

حدود 20 هزار نفر برای جنگ با آلمانی‌ها در اروپا داوطلب می‌شوند

بقیه در پایان جنگ آزاد می‌شوند

در سال 1942، آمریکا به دور پرچمش جمع می‌شود

میلیون‌ها مرد داوطلب می‌شوند

حدود 6 میلیون زن جایگزین مردان در کارخانه‌های اسلحه سازی می‌شوند

روزولت میزان تولیدات را تعیین می‌کند 125هزار هواپیما

75هزار تانک 10میلیون تُن کشتی

این "برنامۀ پیروزی" ست

اما پیروزی خیلی نامحتمل و دور از دسترس است

روحیۀ آمریکا در هم شکسته است و شاهکاری لازم است تا دوباره جان بگیرد

طرح جسورانه‌ای ریخته می‌شود

ناو هواپیمابر یواس‌اس هورنِت تا حد ممکن به ژاپن نزدیک می‌شود

B-25 با 16 بمب افکنِ

این اولین بار است که چنین هواپیماهای بزرگی می‌خواهند از روی عرشۀ کوچک یک کشتی بلند شوند، آن هم در جنگ

خلبان‌ها توسط سرهنگِ نیروی هوایی، جیمی‌دولیتل که زمانی یکی از مشهورترین خلبان‌های مسابقۀ سرعت بود آموزش دیده اند

او حمله را فرماندهی می‌کند

مأموریتی ناممکن به نظر می‌رسد

برای چنین پروازِ طولانی تا ژاپن، این هواپیماها با بمب‌ها و سوخت‌شان

بیش از حد سنگین هستند

اما با موفقیت بلند می‌شوند

مأموریت آنها در فیلمِ محبوبی به نام

"سی ثانیه بر فرازِ توکیو" جشن گرفته شد

آنها 16 تُن بمب می‌ریزند که تنها موجب اندکی تخریب می‌شود

اما سیلی محکمی‌ست به صورتِ امپراتوریِ خورشید تابان

هشت تن از خلبانان در خاکِ ژاپن سقوط می‌کنند انتقامی سخت در انتظارشان است

سه تن از آنها به جُرم جنایات جنگی محکوم به مرگ می‌شوند

و پنج تنِ دیگر به حبس ابد محکوم می‌شوند

به نظرِ نخست وزیر ژنرال توجو و دریاسالار یاماموتو

حملۀ آمریکایی‌ها ثابت می‌کند که آنها باید خطوط دفاعی‌شان را به طرف شرق گسترش دهند

نقشۀ آنها تسخیرِ "میدوِی" است یک پایگاه نظامی‌آمریکا در وسط اقیانوس آرام

و سپس گرفتنِ پرل‌هاربر، کاری که شش ماه قبل باید انجام می‌گرفت

آنچه که ژاپنی‌ها از آن بی خبرند این است که آمریکایی‌ها رمزهای نظامی ‌آنها را با موفقیت شکسته‌اند

و بنابراین از نقشه آگاه هستند

به همین دلیل فرماندۀ کل، دریاسالار چستر نیمیتز

آمادۀ دفاع از میدوی می‌شود

او ناوهای هواپیمابرِ کمتری از یاماموتو دارد

ولی همۀ آنها را می‌آورد تا کمین بزند

دریاسالار یاماموتو در راه است فرماندۀ بزرگ‌ترین قشون دریایی که تا به حال تشکیل شده است

با 200 کشتیِ جنگی و فراتر از این‌ها، ناوگانی فوق العاده از 8 ناوِ هواپیمابر

که حدود 600 هواپیما را حمل می‌کنند

روی عرشه، 5000 ملوان ژاپنی حضور دارند

و یک نقاش، فوجیتا، که آمده تا نبرد را جاودانه کند

سوگوهارو فوجیتا در پاریس او یکی از هنرمندانِ مشهور "مونت پارناس" بود

وی برای انجام وظیفه به ژاپن برگشته است

برای آمریکایی‌ها کارگردان مشهور جان فورد دفاع از میدوی را فیلم برداری می‌کند

شبِ قبل از نبرد، او فضای فیلم‌های وسترن‌اش را پیش از فیلمبرداری آخر بازسازی می‌کند

ملوان‌ها می‌دانند که روزِ بعد حمله شروع می‌شود

صبحِ آن روز، فورد اولین حملۀ ژاپنی‌ها را فیلم برداری می‌کند که پایگاه آمریکایی را ویران می‌کند

یکی از بمب‌های ژاپنی خیلی نزدیک به فیلم برداران منفجر می‌شود فورد به شدت زخمی‌ می‌شود

:فورد بعدها به یاد می‌آورد یکی از ملوان‌ها فریاد زد

"!خدای من، این یکی خیلی نزدیک بود"

:همچنین به یاد می‌آورد

ملوانانی که با من بودند بچه‌های 18 تا 22 ساله بودند

و آنها خونسردترین آدمهایی بودند که در تمام عمرم دیده بودم

" !با خودم گفتم: خوب، این جنگ را دیگر عملاً پیروز شده‌ایم"

خلبان‌های روی عرشۀ ناوهای هواپیمابرِ آمریکا، چندان مسن‌تر نیستند

آنها تازه از کالج بیرون آمده اند

آنها برای فیلم بردارِ جان فورد ژست می‌گیرند و سپس برای حمله به ناوگانِ ژاپن پرواز می‌کنند

اسکادرانِ اژدر-8 اولین گروهی ست که حمله می‌کند

یکی از خلبان‌های آن ستوان جورج گِی که 25 سال دارد

با سر به سمتِ ناوگانِ ژاپنی شیرجه می‌رود

پدافندهای ضد هوایی که روی ناوهای هواپیمابرِ ژاپنی هستند

هواپیماهای آمریکایی را یکی پس از دیگری سرنگون می‌کنند

جورج گِی با ارتفاعی کم از امواج پرواز می‌کند و سقوط می‌کند

او به طرز معجزه آسایی صحیح و سالم روی آب شناور می‌شود

چند صد یارد دورتر، می‌تواند جنب و جوش ژاپنی‌ها را روی عرشۀ ناوهای هواپیمابر ببیند

هواپیماها سوخت گیری می‌کنند و بمب‌ها را برای موج دوم حمله سوار می‌کنند

در همین لحظه اسکادرانِ دیگری از بمب افکن‌های آمریکایی

بر فراز کشتی‌های ژاپنی پرواز می‌کنند

و این از آن خوش‌اقبالی‌ها بود که باورش سخت است 4 ناو هواپیمابرِ ژاپنی را غرق می‌کنند

جورج گِی که هنوز در آب شناور است :به یاد می‌آورد

خودم را وسطِ تکه‌پاره‌های کشتی‌های ژاپنی‌ و کوسه‌ها پیدا کردم"

دیدم که هواپیماهای ژاپنی از اولین حمله شان به میدوی باز می‌گشتند

آنها به دنبال ناوهای هواپیمابرشان می‌گشتند همان‌هایی که ما غرق کرده بودیم

سپس دیدم که هواپیماهای ژاپنی سوخت شان تمام شد "و روی آب فرود آمدند

جورج گِی توسط یک هواپیمای دریاییِ آمریکا نجات پیدا می‌کند

او خلبانِ نیروی هوایی می‌شود

ناوِ هواپیمابرِ آمریکا به نام "یورک تاون" با حملۀ ژاپنی‌ها آسیب دیده است

به جراحات خود رسیدگی می‌کند

تعداد تلفات را حساب می‌کند و آمادۀ بازگشت به پایگاه خود می‌شود

ولی روز بعد یک زیردریایی آی-168 ژاپنی آن را با اژدر هدف قرار می‌دهد

آمریکایی‌ها یک ناوِ هواپیمابر را از دست داده‌اند

اما ژاپنی‌ها چهار تا

این اولین شکست ژاپنی‌هاست و این واقعه به متفقین روحیه می‌دهد

و اعتماد به نفس‌شان را برمی‌گرداند

اما به نظر نمی‌رسد ژاپن را تضعیف کرده باشد

ژاپن که در میدوی، وسطِ اقیانوس آرام، شکست خورده

به پیشروی به سمتِ جنوب ادامه می‌دهد به سوی استرالیا

داروین، شمالی‌ترین شهرِ استرالیا، که پیشتر توسط ژاپنی‌ها بمباران شده است

اکنون آمادۀ مقاومت در برابرِ حمله می‌شود

اولین جنگِ استرالیا

استرالیایی‌ها می‌کوشند جلوی ژاپنی‌ها را بگیرند

که با حمله به گینۀ نو، به پیشروی‌شان ادامه می‌دهند

گینۀ نو جزیره‌ای است بزرگ و در عمل نفوذ ناپذیر

که تا آن زمان فقط کاوش‌گران را به خود جذب کرده بود

بومی‌ها داوطلبانه به کمک استرالیایی‌ها می‌شتابند

که نبرد سختی در گینه نو در پیش دارند

علیه پشه‌ها

مورچه‌های قرمز

زالوها

مارها

و حملاتِ ژاپنی‌ها

اما اکنون جزیرۀ «گوآدال‌کانال» است که آمریکایی‌ها را نگران می‌کند

یکی از هواپیماهای جاسوسیِ آمریکا

نشان داده که ژاپنی‌ها دارند یک پایگاه هوایی در این جزیره احداث می‌کنند

تهدید دیگری برای استرالیا

آمریکایی‌ها آماده می‌شوند که برای نخستین بار بزرگترین عملیات پیاده‌سازی نیروهای‌شان را به اجرا در آورند

ابتدا در ساحل، تفنگداران دریایی با هیچ گونه مقاومتی رودررو نمی‌شوند

و وارد جنگل می‌شوند

:یکی از آنها به نام ادوین مورگان تعریف می‌کند

تازه داشتیم جنگل را می‌شناختیم"

پُر از صداهای مشکوک بود که ترسناک بودند

من ترسیده بودم :اما با خودمان گفتیم

دلیلی وجود ندارد که ژاپنی‌ها بهتر از ما باشند

همۀ آنها در شهرها زندگی می‌کنند "جنگلی در ژاپن وجود ندارد

تفنگداران دریایی حرفه‌ای اند و ژاپنی‌ها جان سخت

ژاپنی‌ها از برتری‌شان مطمئن اند زیرا به سرنیزه مجهزاند

"درست مثل جنگ جهانیِ اول در "وردان علیهِ آتش مسلسل

:با همان نتیجۀ وردان حمام خون

سربازان ژاپنی در نبردِ "رودخانۀ تِنارو" کشته شدند

پس از این، تفنگداران دریایی قادرند پایگاه هوایی را بگیرند

امنیت جزیره را افزایش می‌دهند و فرودگاه را برای اولین هواپیماهای هوابرد نیروی دریایی توسعه می‌دهند

"هواپیماهایی مشهور به "اسکادرانِ گوسفندهای سیاه

این پایگاه هوایی، هدف توپ باران مداومِ ژاپنی‌ها می‌شود

هر شب، رزم ناوهای ژاپنی از راه می‌رسند و از بالا و پایینِ ساحل با چنان مداومتی پایگاه‌ها را بمباران می‌کنند که

تفنگداران دریایی آن را " قطار سریع السیر توکیو" می‌نامند

نبردی دریایی در می‌گیرد تا از پیاده کردنِ نیروهای تازه جلوگیری کند

هنگی از نیروهای زبدۀ ژاپنی موفق می‌شود راه خود را باز کند

این تفنگدارانِ ژاپنی جنگجویانی ترسناک‌اند

اما بدون هیچ دفاعی در مقابلِ بیماری‌های استوایی به جنگ آمده اند

مالاریا بسیاری از آنها را می‌کشد

بقیه برای حفظِ سنتِ "بوشیدو" خود را قربانی می‌کنند (بوشیدو: آداب اخلاقی ژاپن در دوران شوگان‌ها که حفظ شرافت را بر حفظ جان ارجح می‌داند)

فرماندۀشان سرهنگ ایچیکی، شعار سامورایی‌ها را به یادشان می‌آورد

وظیفه همچون کوه سنگین است"

"اما مرگِ یک سرباز همچون پر سبک است

نبرد گوآداکانال تازه آغاز راه است

نبرد شش ماه به طول می‌انجامد یک جنگِ فرسایشی

تفنگداران دریاییِ آمریکا حس می‌کنند در تله‌ای افتاده اند که خودشان آن را "جهنم سبز" می‌نامند

آنها هم بیمارند زخم‌هایشان عفونت کرده است

اما این تازه آغازِ مصیبت شان است

روستوف در همین هنگام ارتشِ سرخ هم با مصیبت‌های خاص خود دست و گریبان است

روس‌ها آن را "تابستان سیاهِ 1942" می‌نامند

آلمانی‌ها پیشروی به طرفِ شرق را از سر گرفته اند و دوباره اسیر می‌گیرند

به هرحال کمتر از سالِ قبل زیرا روس‌ها اغلب آنجا را ترک کرده اند

و چیزی جز زمینِ سوخته، برجای نگذاشته اند

هیتلر فکر می‌کند آنها فرار می‌کنند اما در واقع این دستورِ استالین است

با این حال برای لندسرها یعنی سربازانِ ورماخت

برای تصرفِ هر شهر، نبردی سخت باید انجام داد

:سرگرد هاک از لشکر هیجدهم پیاده نظام می‌نویسد

نیروهای تازه وارد برای چنین جنگی آموزش ندیده‌اند

آنها خیلی زود افسرده و دیوانه می‌شوند و هدف قرار می‌گیرند

هشتم آگوست، 35 سربازِ جوان را اینگونه از دست دادیم

به غیر از 50 نفر از هنگ ششم که کشته شدند

هیتلر هرچه را که دارد به‌این باتلاق می‌فرستد

چیزی حدود 10 میلیون نفر

او تخمین می‌زند که برای این جنگِ تعیین‌کننده حدود 800 هزار نفرِ دیگر نیز نیرو لازم دارد

متحدینِ رومانیایی، مجارستانی و ایتالیاییِ او این افراد را در اختیارش می‌گذارند

که اکثرشان را مجبور کرده اند برای او بجنگند

از میانِ ایتالیایی‌هایی که جنونِ موسولینی آنها را وارد جنگ کرده است

300 هزار نفر کشته می‌شوند

هدفِ هیتلر دیگر مسکو نیست بلکه جنوبِ روسیه است

او برای یک حملۀ گاز انبری عظیم نقشه کشیده است

که دو بازوی آن، در اطرافِ ذخایر نفت قفقاز به هم می‌رسند

و بازویِ دیگرش رومل است که در مصر پیشروی کرده و از خاورمیانه نفوذ می‌کند

هدف دیگرش استالین‌گراد است شهرِ استالین و کارخانه‌هایش

هیتلر هر دو حمله را همزمان شروع می‌کند

که‌این مسئله فرماندهان نظامی‌اش را نگران می‌سازد

همان طور که سالِ قبل برای مسکو این کار را کرد هیتلر نیروهایش را به دو دسته تقسیم می‌کند

دسته‌ای از نیروهای ورماخت به عمق استپ‌ها نفوذ می‌کنند

:ژنرال فون کلایست می‌گوید

در جلوی من هیچ دشمنی وجود ندارد"

"و پشت سرم هم از تدارکات خبری نیست

آنها به کوه‌های قفقاز می‌رسند و به سوی مرزهای ایران حرکت می‌کنند

که اخیراً مسیر عبور کمک‌های آمریکا به اتحاد جماهیر شوروی شده است

آنها هرگز به آنجا نخواهند رسید

در همین هنگام، بقیۀ نیروهای آلمانی یعنی ارتش ششم به فرماندهیِ ژنرال پائولوس

به سوی استالین گراد راه افتاده اند

برای جلوگیری از پیشرویِ بی‌وقفۀ تانک‌های آلمانی

روس‌ها از ابزارهای انتحاری استفاده می‌کنند

سگ‌ها

تا به الآن، پوست این سگ‌ها برای ساختن پوتین استفاده می‌شد

روس‌ها با عجله روشی بر اساس کارهای دانشمند مشهور، پائولوف، و نظریۀ واکنش‌های مشروطِ او

ابداع می‌کنند

سگ‌ها را گرسنه نگه داشته اند و آنها را تعلیم داده اند که زیرِ وسایل نقلیه به دنبال غذایشان بگردند

به آنها مواد منفجرۀ کنترل از راه دور بسته اند

و در آخرین دقیقه که تانکی آلمانی دیده می‌شود، آن را رها می‌کنند

در اوت 1942، چرچیل و هریمن نمایندۀ روزولت

برای ملاقات با استالین به سوی مسکو پرواز می‌کنند که تقاضا کرده است جبهۀ دومی ‌در غرب ایجاد شود

چرچیل نشان معروف «وی» یعنی پیروزی را نشان می‌دهد

اما او چاره‌ای جز قبول این حرف استالین ندارد که متفقین نمی‌توانند به او در برابر آلمانی‌ها در جبهۀ شرقی کمک کنند

هریمن قولِ کمک‌ها و تسلیحات را به او می‌دهد اما استالین خشمگین است

او می‌داند که به تنهایی باید با هیتلر بجنگد

او دفاع از استالین گراد را به یکی از بی رحم ترین پیروانش می‌سپارد

نیکیتا خروشچفِ اوکراینی

کسی که مسئول بسیاری از کشتارهای استالین قبل از جنگ بود

خروشچف دستور استالین را اعلام می‌کند "!عقب نشینی نکنید"

اما او قادر به متوقف کردنِ پیشروی آلمانی‌ها که تا حوالیِ استالین گراد پیش آمده اند نیست

سپتامبر 1942، پائولوس به خطوط راه آهنی می‌رسد که به مسکو می‌رود

او موفق می‌شود خطوط را تا استالین گراد دنبال و ایستگاه مرکزی قطار را تسخیر می‌کند

بمب افکن‌های اشتوکا آمادۀ ویران کردنِ شهری می‌شوند که افتخارِ اتحاد جماهیر شوروی است

بزرگ ترین شهرِ صنعتی در دنیای کمونیست

که با عمارت‌های باغدارش و اکتبرِ سرخ و کارخانه‌های سنگربندی شده اش

برای پذیرایی از کارگران ساخته شده بود

بمب‌های آلمانی هزاران شهروند را می‌کشند

کارخانۀ عظیم تراکتورسازی، جایی که تانک‌های تی-34 تولید می‌شد

به تلی از آوار تبدیل می‌شود

اما این خرابه‌ها تبدیل به سنگرها و استحکاماتی می‌شوند

که آلمانی‌ها مجبور می‌شوند با نبردِ تن به تن، آنها را تسخیر کنند

آنها متحمل تلفات سنگینی می‌شوند با این حال این تلفات نسبت به تلفات روس‌ها هیچ است

پس از چهار هفته نبردِ سرسختانه

آلمانی‌ها سرانجام به بالای تنها نقطۀ بلندِ شهر می‌رسند

تپۀ مامایف

از آنجا می‌توانند تمامِ استالین‌گراد را کنترل کنند

15اُم اکتبر 1942، آلمانی‌ها به هدف شان می‌رسند

رودخانۀ بزرگ روسیه: ولگا

تنها قسمت‌های کوچکی از شهر هنوز هم با تعداد اندکی جنگجوی روسی مقاومت می‌کنند

ژنرال پائولوس می‌تواند به هیتلر خبر دهد که سواستیکا بر فراز شهر به اهتزاز در آمده است

شهری که اکنون به اشغالِ ارتش ششم در آمده است

هیتلر خوشحال است او همۀ اطرافیانش را دور هم جمع می‌کند

گورینگ، گوبلز، هیملر و بقیۀ سرسپردگان را :و به آنها می‌گوید

من می‌خواستم این شهر را بگیرم" !شهرِ استالین

!سرانجام مالِ ماست

قایق‌ها دیگر نمی‌توانند روی ولگا رفت و آمد کنند این مهم ترین مسئله است

زیرنویس: فرهاد سرشین Farhad.Sarshin@yahoo.com

:ویرایش kamalpersis@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.