All language subtitles for Apocalypse-The Second World War. episode 03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پس از اینکه آلمانی‌ها فرانسه را شکست دادند

سربازان‌شان را برای مرخصی به پاریس فرستادند

یکی از سربازانِ در حال مرخصی ستوان آگوست فون کاگنکِ 19 ساله است

یگانِ او در جنگ فرانسه شرکت نکرد

اولین بار است که شهر (پاریس) را می‌بیند

:می‌نویسد

دستوراتِ بسیار سفت‌وسختی به ما داده‌اند"

پوشش‌مان نباید هیچ نقصی داشته باشد و از هرگونه ارتباط با مردم هم باید خودداری کنیم

"ما توریسمِ دسته‌جمعی را اختراع کرده‌ایم

فرانسوی‌ها به آنها نگاه نمی‌کنند

بعضی‌ها دوباره دست به مبارزه زده‌اند

این دو نفر که در خطوط تلفن خرابکاری کرده‌اند

اولین کسانی هستند که آلمانی‌ها اعدام‌شان می‌کنند

دولت جدید فرانسه با قوانین استبدادی مارشال پتن

تصمیم گرفته با آلمان همکاری کند

پتن چند قانونِ ضد یهود تصویب می‌کند

که یهودیان را از زندگی اجتماعی محروم می‌کند

او و هیتلر با هم دست می‌دهند

سربازان ورماخت هر روز رژه می‌روند

آلمانی‌ها پایتخت‌های اروپایی را اشغال کرده‌اند پس از پراگ و ورشو

بروکسل، لوگزامبورگ، هیگ، کوپنهاگ و اُسلو

!اما لندن را نه

فوریۀ 1941 در اطراف لندن

رُز،که فقط سه سال دارد، دو سال از جنگ را پشت سر گذاشته است

قیامت جنگ جهانی دوم

رُز شجاع است

و شجاعت چیزی ست که بریتانیا بدان نیاز دارد

شوک

زیرنویس: فرهاد سرشین Farhad.Sarshin@yahoo.com ویرایش: kamalpersis@gmail.com بمب‌های آلمان شهرهای بریتانیای کبیر را با خاک یکسان کرده‌اند

اما کشور، همچنان مصمم، در کنار چرچیل است

و کمک‌های انسان‌دوستانۀ روزولت

روزولت برای سومین بار به مقام ریاست‌جمهوری ایالات متحده انتخاب شده است

اگرچه عقیدۀ آمریکایی‌ها همچنان بر مخالفت با جنگ استوار است :او می‌گوید

ما باید زرادخانۀ بزرگ دموکراسی باشیم

تنها بخشی از تجهیزاتی که به بریتانیای کبیر می‌فرستد به مقصد می‌رسند

هر کشتیِ بریتانیایی در دریا با خطر بزرگی روبروست

اقیانوس اطلس پُر از زیردریایی‌های آلمانی ست

که با پریسکوپ‌های‌شان به دنبال کشتی‌های بریتانیایی می‌گردند

چرچیل نگران می‌شود

چیزی نخواهد گذشت که هیچ باری به مقصد نخواهد رسید

و سرانجامِ جنگ نامشخص به نظر می‌رسد

بریتانیای کبیر یک جزیره است این یک مزیت است و همچنین یک عیب

اما تنها امیدِ باقی‌مانده برای کشورهای تحت اشغال است

U-boat زیردریایی‌های آلمان مشهور به اکنون بندرهای فرانسوی را در اختیار دارند

این "گرگ‌های اقیانوس اطلس" در گروه‌های دسته جمعی و با استفاده از اژدرها و توپ‌ها

موفق به غرق کردنِ 4 میلیون تن محمولۀ کشتی‌های بریتانیا می‌شوند

تنها در سال 1941

اینجا، زیردریایی‌های آلمانی چند قرص نان برای خدمۀ زندۀ یک کشتی پرت می‌کنند

که تقریباً هیچ بختی برای زنده ماندن ندارند

آنها از تشنگی و گرسنگی و سرما خواهند مُرد

یا نفت خفه‌شان خواهد کرد

هیتلر از موفقیت زیردریایی‌هایش خوشحال است

اما برنامۀ تجهیز قوای گسترده‌ای که آمریکا در پیش گرفته نگرانش می‌کند

:او به مشاورش بورمان می‌گوید

در عرض یک سال ایالات متحده آمادۀ جنگ خواهد شد"

اگر بخواهیم با آنها روبرو شویم، به مواد خام بیشتری نیاز داریم

این مواد در شرق موجود است

ما باید این "فضای حیات" را فتح کنیم

سپس بریتانیا تمام امیدش را از دست می‌دهد و می‌آید پای میز صلح

و آن وقت برای آمریکایی‌ها بسیار دیر شده است

" !بهتر است هرچه سریعتر به روسیه حمله کنیم

هیتلر اسم رمزِ نقشۀ حمله را "عملیات بارباروسا" می‌نامد

به یاد امپراتور قرون وسطا: فردریک بارباروسا

ورماخت شروع به جمع آوری نیروهایش در شرق می‌کند

ستوان فون کاگنک به لهستان می‌رود

زندانی‌های لهستانی و یهودیان به کار در پروژه‌های سنگینِ ساخت و ساز گمارده می‌شوند

هیتلر می‌خواهد بزرگراهی در عرض لهستان بکشد

برای اینکه ارتش را به مرز جدیدش با روسیه برساند

اینجا همان جایی ست که همراه با یگانِ فون کاگنک

لشکر نُهم پانزر مستقر است

:او می‌نویسد

است SS در همسایگیِ ما یگانی از

:فرمانده‌شان از ما می‌پرسد می‌خواهید یک یهودی را ببینید؟

به یکی از سربازانش دستور می‌دهد مرد نحیفی را بیاورد

امروز از چند نفر دزدی کرده‌ای؟

مرد جواب نمی‌دهد

!ده تا چوب بهش بزن

ما جا خوردیم یعنی برای این لهستان را اشغال کردیم؟

شنیده بودیم که با بی‌رحمی ‌با آنها رفتار می‌شود

.اما غیرممکن بود که بشود فهمید واقعاً چه اتفاقاتی داشت روی می‌داد

این کشور به "کشور سکوت" تبدیل شده بود

ما نمی‌دانستیم که این آغاز نسل‌کُشی‌ای‌ست

که در آن از دستان و شهامت ما کمک گرفته شده است

هیتلر نقشۀ حمله به شرق را به تعویق می‌اندازد

او باید به متحدش موسولینی کمک کند

که می‌خواهد جنگ جداگانۀ خودش را به پیش ببرد

را بریتانیایی‌ها در آفریقا تار و مار کرده‌اند "IL Duce"

ارتش ایتالیا در بیابان در مخمصه افتاده است

برای نجات موسولینی از فاجعه

هیتلر یکی از بهترین ژنرال‌هایش را به لیبی می‌فرستد

"ژنرال رومل همراه با نیروهای مسلحش مشهور به "سپاهِ آفریقا

در آلمان، رومل قهرمان بزرگی ست

او مردی ست که کامبرای، آراس، روآن و شربورگ را در مه ‌و ژوئن 1940 تسخیر کرد

و او یک نازیِ واقعی هم هست

مردی سرسپرده که از همان ابتدا با شور و کارایی بسیار به هیتلر خدمت کرده است

رومل به تانک‌ها و جنگ صاعقه‌ای شدیداً معتقد است

او بلافاصله به سپاه آفریقا دستور می‌دهد که به مواضع بریتانیایی‌ها حمله کنند

رومل اکنون دیگر آوازه‌ای برای خود به هم زده

:بریتانیایی‌ها دور عکسش خط می‌کشند و می‌نویسند "!این مرد خطرناک است"

هیتلر به یونان حمله می‌کند کشوری که موسولینی سعی دارد آن را تصرف کند

پس از بلیتس‌کریگ در کشورهای حوزۀ بالکان و اشغال یوگوسلاوی

چتربازهایش را روی کِرِت (جزیره ای یونانی در دریای مدیترانه) می‌اندازد

هیتلر جناح شرقی را برای حمله به روسیه در دست گرفته است

اما وقتِ گران‌بها را از دست داده

عملیات بارباروسا هفته‌هاست که به تأخیر افتاده است

به مناسبت روز جهانی کارگر

مثل همیشه، یک مانورِ بزرگ نظامی‌در میدان سرخ مسکو برگزار می‌شود

تدارکات ویژه‌ای برای این مانور صورت گرفته است

استالین می‌خواهد آلمانی‌ها را تحت تأثیر قرار دهد

او از جاسوسانش اطلاعاتی مبنی بر خطر احتمالی حمله دریافت کرده است

اما برای او باورش سخت است که

هیتلر به این زودی قرارداد صلح آلمان-شوروی را زیر پا بگذارد

آلمانی‌ها در مانور شرکت دارند

و مارشال تیموشنکو، کمیسر خلق و وزیر دفاع استالین

با احترام بسیار به آنها خیر مقدم می‌گوید

هیتلر آمادۀ حمله است

اما می‌خواهد از جنگ در دو جبهه بپرهیزد

ابتدا می‌خواهد با بریتانیای کبیر صلح کند

در حوالی لندن در خانه ای که از بمب‌های آلمانی در امان مانده

رُز به والدینش که دارند به رادیو گوش می‌دهند کمک می‌کند

پخش می‌شود BBC ناگهان خبر عجیبی از

در اسکاتلند نزدیک گلاسکو، بقایای یک هواپیمای آلمانی

کشف شده است Messerschmitt 110

خلبانش به کمک چتر نجات جان به در برده است

معلوم می‌شود که خلبان از نازی‌های بلندپایه است

معاونِ هیتلر: رودولف هس

:او می‌گوید

من برای یک مأموریتِ صلح آمده‌ام

هس یکی از اولین هواداران هیتلر بود

و یکی از متعصب‌ترین‌ها

حزب یعنی هیتلر

!هیتلر یعنی آلمان !آلمان یعنی هیتلر

هس احساس می‌کند نقشی که او بازی کرده به اندازۀ دیگر سران نازی افتخار آمیز نیست

وی می‌خواهد به پیشوایش ثابت کند که او، رودولف هس، تنها کسی ست که

قادر به یافتن راه نجاتی برای خلاصیِ آلمان از درگیری با بریتانیای کبیر است

اما بلافاصله بازداشت می‌شود

چرچیل ملاقات با او را رد می‌کند و هیتلر هم طردش می‌کند

هس بقیۀ عمرش را در زندان سپری خواهد کرد

در این هنگام، گزارش‌های اطلاعاتی بر حملۀ هیتلر به شوروی دلالت دارند

اما استالین گزارش‌ها را نادیده می‌گیرد

برای مثال آخرین گزارشِ نادیده گرفته شده که توسط ریچارد سورگ، از جاسوسان شوروری در توکیو، ارسال شده

تاریخِ سند 30اُم مه‌1941 است که در مورد حملۀ آلمان هشدار می‌دهد

در واقع استالین به ارسال مواد خام به امپراتوریِ رایش ادامه می‌دهد

از زمان امضای قرارداد صلح آلمان-شوروی

هزاران قطار نفت، کروم و نیکل به آلمان صادر کرده است

همان‌هایی که به هیتلر کمک کرد فرانسه را تصرف کند

آخرین قطارِ باری، شبِ 21اُم ژوئن 1941 فرستاده می‌شود

این قطار، که حاوی چندین تُن گندم است، نصفِ شب از مرز می‌گذرد

و 22اُم ژوئن، ساعت 3 نیمه شب بدون اعلان رسمی‌جنگ

اولین تخریب‌چی‌های ورماخت مخفیانه وارد خاکِ روسیه می‌شوند

به دنبال آنها، 153 لشکر آلمانی

فنلاندی، رومانی، اسلواکی و مجارستانی می‌آیند

حتی لشکری از فاشیست‌های اسپانیا نیز همراه آنهاست

3میلیون نفر همراه با 600 هزار کامیون

که بیشترشان ساختِ کارخانه‌های فرانسوی نظیر برلیه و رنو هستند

بیش از 3000 تانک، 7000 توپ

3000هواپیما

در عرض 24 ساعت

1500هواپیمای شوروی روی زمین نابود می‌شوند

300هواپیمای روسیِ دیگر را آلمانی‌ها ساقط می‌کنند

نیروی هوایی شوروی که غافلگیر شده و با نیروی برتری مواجه گشته

ضربۀ مهلکی می‌خورد

حملۀ آلمانی‌ها در مقیاسی به اندازۀ 3000 کیلومتر و در سه جهتِ متفاوت

صورت می‌گیرد

از شمال برای هدف ایدئولوژیک، لنین‌گراد

شهر لنین، گهوارۀ انقلاب روسیه سن پترزبورگِ امروزی

از وسط برای هدف سیاسی، مسکو پایتختِ استالین

از جنوب برای هدف اقتصادی، کیِف و اوکراین

ارتش ما به شرق می‌تازد

به خاک روسیه

!رفقا، تفنگ برگیرید

پیروزی از آنِ ماست

از فنلاند تا دریای سیاه

!به پیش، به پیش

!پیش به سوی شرق، ای ارتشِ توفنده

آزادی هدف ماست

پیروزی پرچم ماست

!پیشوا رهبر ماست

!ما پشتیبان‌تان هستیم

در کشورهای شمال بالتیک گه‌گاه به آلمانی‌ها همچون منجی خوشامد گفته می‌شود

پس از حکومت وحشتِ استالین بهتر است NKVDهر چیزی که سر کار بیاید از

پلیس مخفیِ بی رحمِ شوروی و مسئول سرکوب‌های سیاسی

نیروهای ان‌کِی‌وی‌دی، از آنجا که مجبور به عقب نشینی می‌شوند، تمامِ نیروهای ضدکمونیست اهل بالتیک را اعدام می‌کنند

ضد یهودیانِ محلی هم یهودیان را به هم دستی با کمونیست‌ها متهم کردند

آنها یهودیان را مجبور به حمل جنازه‌ها می‌کنند

در ایالت‌های بالتیک، مردم دست به قتل عامِ یهودیان می‌زنند

: آلمانی‌ها هم تشویق‌شان می‌کنند و نکاتی را هم یادشان می‌دهند، مثلاً

" !هیچ اثری بر جای نگذارید"

سوزاندن اجساد یکی از راه‌های پاک سازیِ آنهاست

در جبهۀ وسط، ژنرال گودِرین

استراتژیستِ جنگ با تانک و طرفدار بلیتس‌کریگ

توسط "خط استالین" متوقف شده است

مجموعه ای از استحکامات که نارنجک اندازهای پانزر به هر نحوی که شده باید از پسِ آنها بربیایند

گودِرین به پیشروی ادامه می‌دهد

اما چیزی نمی‌گذرد که یک معضل پیش‌بینی نشده از سرعتِ واحدهای زرهیِ سریعش می‌کاهد

:آن طور که فون کاگنک توضیح می‌دهد

ما با خودروهای زرهی‌مان در گرد و خاک پیشروی می‌کنیم

ما در روسیه هستیم جایی که جاده و آسفالت وجود ندارد

افتضاحه، گرد و خاک زرد یا قرمزِ چسبناک وارد همه چیز می‌شود

وارد چشم‌ و دماغ و دهان

تحت چنین شرایطی، این افراد روزانه 50 کیلومتر پیشروی می‌کنند

آنها تمام راه را تا ورشو، اُسلو و بایون پیموده‌اند

و تازه دارند می‌فهمند که روسیه چقدر پهناور است

صدها و صدها کیلومتر حرکت می‌کنند بدون دیدن حتی یک روستا در این میان

به تدریج ادامۀ راه برای کامیون‌های خدمات، سوخت و مهمات سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود

اما معضل دیگری نیز وجود دارد که سربازان آلمانی باید با آن دست و پنجه نرم کنند

روس‌ها دارند خوب دفاع می‌کنند

نوعی تانک جدید روسی وارد صحنه می‌شود

و این غافلگیریِ بزرگی ست

T-34 یک هیولای 30 تنی

مجهز به توپِ سنگین و زنجیرهای پهنی که با آنها می‌تواند به هر جا برود

از نظر قدرت آتش و استحکام زرهی، از تانک‌های آلمان برتر است

اما تجهیزات رادیویی‌اش ابتدایی و جعبه‌دنده‌اش هم بدقلق است

تنها سلاحی که می‌تواند این هیولا را متوقف کند توپ 88 م‌م آلمانی‌ها ست

آلمانی‌ها هنوز هم مجهزترند و هم ارتش شان قوی‌تر است

اما این "ایوان‌ها"، نامی‌که آلمانی‌ها بر روس‌ها گذاشته اند تا آخرین نفس با چنگ و دندان می‌جنگند

روس‌ها تا اینجا تلفات سنگینی داده‌اند

اما تلفات آلمان‌ هم افزایش یافته است

آلمانی‌ها به پیشروی به سوی سه هدف‌شان ادامه می‌دهند

لنین‌گراد، مسکو و کیف با اسیر کردنِ لشکرهای کامل

هیتلر دستور داده که بلافاصله تمامِ کمیسرهای سیاسی را اعدام کنند

اعضای حزب کمونیست که وظیفه‌شان نظارت بر کار افسران

و سربازانِ هر یگان نظامی‌ست

گودِرین مخالف این دستور جنایتکارانه است

با وجود این، به نظر فرماندۀ لشکر چهارم نیروهای پانزر، ژنرال هوپنر

این جنگ باید با خشونتی بی‌سابقه به پیش برده شود.

حتی یک ذره هم نباید به بُلشویک‌ها رحم کرد

بُلشویک‌ها، یعنی روس‌ها، با از جان گذشتگی می‌جنگند

با سلاح‌های بسیار کمتر غالباً یک تفنگ برای چهار نفر

آنها مجبورند در همۀ جبهه‌ها عقب نشینی کنند

برای استالین اوضاع بسیار بد به نظر می‌رسد

با لهجۀ گرجستانیِ غلیظش

کلماتی را به کار می‌برد که قبلاً هرگز بر زبان نرانده است

او روس‌ها را "برادران من" و "خواهران من" صدا می‌زند :و حقیقت را به آنها می‌گوید

ما از جانب آلمان هیتلری مورد حمله واقع شده‌ایم دشمن بی رحم و کینه‌توز است

خطر بزرگی در کمینِ کشور ماست

در آخر، هم وطنانش را با این سؤال خطاب قرار می‌دهد

آیا حقیقت دارد که فاشیست‌های آلمانی شکست‌ناپذیرند؟

ارتش ناپلئون هم شکست ناپذیر به نظر می‌رسید، اما شکست خورد

او به کارخانه‌ها دستور می‌دهد همراه با دستگاه‌ها و کارگران‌شان

به شرق نقل مکان کنند، به سمتِ کوه‌های اورال

: به کشاورزان و دامپروران دستوری اکید می‌دهد

بروید، خانه‌هایتان را ترک کنید، همه چیز را نابود کنید

هیچ چیزی را به جا نگذارید که حتی یک ذره به کارِ تجاوزگرانِ فاشیست و هیتلری و دست‌راستی بیاید

این سیاستِ "زمینِ سوخته" ی استالین است

افسرهای آلمانی ناپلئون را فراموش نکرده‌اند

در سال 1812، روس‌ها ارتش بزرگ ناپلئون را شکست دادند

با سوزاندن شهرها و مزارع‌شان

و سپس فرانسوی‌ها را در "جنگ برزینا" قتل‌عام کردند

اوایل ژوییۀ 1941، آلمانی‌ها به رودخانۀ برزینا، در جبهۀ میانی، می‌رسند

و به پیشروی ادامه می‌دهند

مقاومتِ شوروی رفته رفته بیشتر می‌شود

در آن سوی رودخانه، غافلگیریِ ناخوشایندی در انتظار آلمانی‌هاست

روس‌ها نوعی توپخانۀ جدید اختراع کرده‌اند

"یک شلیک کنندۀ راکت به نام "ارگِ استالین" یا "کاتیوشا

که صدایش شبیه آشوبی از لوله‌های ارگ است

یک سلاح وحشتناک

اما هیچ چیزی نمی‌تواند مانع از پیشروی آلمانی‌ها شود

اواسط ژوییه آنها به اسمولنسک می‌رسند

آخرین شهر بزرگ قبل از به مسکو

نبردِ اسمولنسک سه هفته طول می‌کشد

روس‌ها تا آخرین نفس می‌جنگند

:با وجود دعوت به تسلیم که از بلندگوهای آلمانی پخش می‌شود

!تسلیم شوید

!با شما به خوبی رفتار می‌شود

تعداد بسیار کمی ‌اسیر می‌شوند

برخی از بازماندگان در اعماق جنگل پنهان می‌شوند و دست به مبارزۀ چریکی می‌زنند

تعداد زیادی دامپرور و کشاورز به آنها ملحق می‌شوند که آموزش نظامی ‌می‌بینند

آنها خائنین را تیرباران و خطوط ارتباطیِ دشمن را قطع می‌کنند

خاکستری‌پوش‌ها بی‌رحم هستند :پیشوا دستور می‌دهد

بلافاصله تمام کسانی را که کوچک‌ترین ظن دشمنی در آن‌ها می‌رود از میان بردارید

هیتلر با فرماندۀ کل ورماخت، مارشال کایتل، مشورت می‌کند

عملیات بارباروسا دارد کند پیش می‌رود

برخی از ژنرال‌ها معتقدند که استراتژیِ "حمله از سه جهتِ" هیتلر اشتباه است

در عوض مارشال فون بوک، فرماندۀ نیروهای مستقر در جبهۀ میانی

می‌خواهد تمام نیروهایش را روی مسکو متمرکز کند

هیتلر، ژنرال‌هایی را که با او مخالفت کنند دوست ندارد

ژنرال گودِرین هم آنجاست :او اصرار دارد که

ما الآن تنها 350 کیلومتر با مسکو فاصله داریم

:پیشوا می‌گوید شماها چیزی نمی‌دانید

چیزی از اقتصادِ جنگی حالی‌تان نیست

اول به گندمِ اوکراین نیاز داریم

آنوقت نمی‌توانند ما را از گرسنگی بُکشند، همان‌طور که در جنگِ قبلی کردند

مسکو چیزی به غیر از یک نماد نیست بعداً خدمت آن هم می‌رسیم

او به گودِرین دستور می‌دهد به جنوب لشکرکشی کند، به طرف کیف

برای تنگ کردن حلقۀ محاصره به دور ارتش روسیه که هنوز

پشت سرِ ورماخت عملیات نظامی ‌انجام می‌دهد

این بزرگ‌ترین محاصرۀ تاریخ بشر است

آلمانی‌ها 600 هزار سرباز روس را در یک نوبت اسیر می‌کنند

هیملر برای بازرسی می‌آید

هیچ غذایی برای زندانیان در کار نیست

با بی‌اعتناییِ بسیار

هیملر آمده است کسانی را ببیند که می‌نامد "Untermensch" آنها را

"یعنی "کمتر از انسان

او با بی رحمی ‌آنها را از گرسنگی می‌کشد

:ستوان فون کاگنک می‌نویسد

ما در اوکراین به خوبی زندگی می‌کنیم"

هر چه که لازم داشته باشیم اینجا هست تخم مرغ، کره، میوه، شیر و شراب

"یک شراب قرمز محشر از مناطق اطراف دریای سیاه

:در ادامه می‌نویسد

اوکراینی‌ها با خوشحالی و لبخند به طرف ما می‌آیند"

زن‌ها برایمان نان و عسل می‌آورند

"آنها ما را به چشم منجی می‌نگرند

اوکراینی‌ها دلایل زیادی برای نفرت داشتن از روس‌ها و به ویژه از استالین دارند

که، در اوایل دهۀ 30، سیاستِ گرسنگیِ دسته جمعی را بر آنان تحمیل کرد

و منجر به کشتنِ تقریباً 7 میلیون نفر شد

بسیاری از اوکراینی‌ها که بعضی نیز ضد یهود هستند یهودیان را مقصر می‌دانند و شروع به قتل عام آنها می‌کنند

مثل اینجا، زولوچیف در حالی که آلمانی‌ها تماشا می‌کنند

در واقع بسیاری از اوکراینی‌ها به نازی‌ها ملحق می‌شوند

اما آلمان این فرصت را برای به دست آوردنِ متحد از دست می‌دهد

مارشال گورینگ، دومین مقام عالی در رایش، به اوکراین می‌آید

:او می‌گوید

!نانخور بدردنخور نمی‌خواهیم"

آنهایی که می‌توانند کار کنند برای رایش کار می‌کنند بقیه می‌میرند

آنهایی که کار می‌کنند، هر چه که دارند به ما می‌دهند "تا زمانی که خودشان بمیرند

گورینگ برای به اجرا در آوردن سیاستِ به بردگی کشاندنِ اوکراین اینجاست

و برای نسل کُشیِ سازمان یافتۀ یهودیان

،آلفرد روزنبرگ، از نظریه‌پردازان اصلیِ سیاست نژادپرستانۀ نازی‌ها گورینگ را همراهی می‌کند

"Einsatz Grupen" هیملر و‌هایدریش، جوخه‌های اعدام مشهور به را راه اندازی می‌کنند

افراد پلیس و سربازان ورماخت ،SS متشکل از اعضای

که وظیفه‌شان یافتن یهودیان است

آنها را به جنگل می‌برد و یک بیل به آنها می‌دهد SS

تا گور خودشان را بکنند

اما آنها فکر می‌کنند که این روند خیلی کُند است

بنابراین دستور می‌دهند که گورهای دسته‌جمعی حفر کنند

و قربانیان را مجبور می‌کنند که روی آخرین گروه اجساد بایستند

اما حتی این رویه هم خیلی به طول می‌انجامد

دره‌ای مشهور به "بابی یار" نزدیکِ کیف حفر می‌کند SS

در عرض دو روز، 33,771 یهودی تیرباران می‌شوند

مرد، زن و بچه

در این جهنمِ روی زمین که صدها بار دیگر هم تکرار می‌شود

جوخۀ اعدام از قربانیانش عکس می‌گیرد

این کشتار عامدانه و سنگدلانۀ میلیون‌ها یهودی

با نامِ "هولوکاست با گلوله" مشهور شده است

اما هیملر راضی نیست

"Actions" او با بازدید از یکی از جوخه‌های اعدام مشهور به

متوجه آثار روانی مخرب این کشتارهای دسته‌جمعی بر روی سربازانش شده است

او به جستجو برای یافتن راه‌های دیگر می‌پردازد

که نتیجه‌اش هم می‌شود: استفاده از خودروهای گازی که لوله‌های گاز از واگن پشتی به آن‌ها وصل شده بود

و بعدها شکل پیشرفتۀ آن "اتاق‌های گاز"

در شمال، محاصرۀ طولانیِ لنین‌گراد آغاز می‌شود

آلمانی‌ها نقشه دارند:

به جای جنگیدن در خیابان‌ها

بگذاریم توپخانه و گرسنگی کار را تمام کنند

ساختمان‌های شهر ویران می‌شوند

یک فیل باغ وحش قربانیِ حمله هوایی شده است

ذخایر غذا به زودی به حداقل ممکن می‌رسد

اما با فرا رسیدن زمستان، فاجعه شروع می‌شود

در جنوب، گودِرین سرانجام از هیتلر دستور می‌گیرد

که به دیگر نیروها در شمال ملحق شود و به سمتِ مسکو حرکت کند

در این جبهۀ پهناور، از لنین‌گراد تا اودسا

به نظر می‌رسد که نمی‌توان جلوی پیشروی به طرف مسکو را گرفت

آلمانی‌ها 700 هزار نفر دیگر را اسیر می‌کنند

:ژنرال یودل، فرماندۀ ستادِ ورماخت، می‌گوید

!مادر جنگ پیروز شدیم

:فون کاگنک می‌نویسد

ناگهان با وحشتناک ترین دشمنِ ممکن رودررو شدیم

می‌نامند "Rasputiza" بارانِ سیل آسا و گل و لای که روس‌ها آن را

گل و لای بی‌انتهایی که آنقدر چسبناک است که همه چیز را به داخل خود می‌کشد و از حرکت می‌اندازد

هیچ چیز نمی‌تواند در آن حرکت کند

چه تانک، چه کامیون، چه اسب و چه انسان

هر گونه حرکتی را ناممکن می‌کند

به جای 30 کیلومتر، روزانه 5 تا 8 کیلومتر حرکت می‌کنیم

برداشتنِ یک قدم دیگر، تواناییِ مافوق انسانی می‌خواهد

پانزرها، افتخار لشکر ورماخت، زمینگیر می‌شوند

:هیتلر به نیروهایش می‌نویسد

سربازانِ جبهۀ شرقی

رفقا، امروز آخرین نبردِ بزرگِ تعیین‌کننده شروع می‌شود

و به یک باره، ارتش آلمان حرکت به سمتِ مسکو را از سر می‌گیرد

زیرا سرما از راه رسیده و زمین را سفت کرده است

نفس در سینۀ دنیا حبس شده آیا هیتلر، استالین را شکست می‌دهد؟

این زمانی‌‌ست که افراطیون دست‌راستی در کشورهای اشغالی

برای خدمت در ارتش آلمان ثبت نام می‌کنند

بلژیکی‌ها، دانمارکی‌ها، هلندی‌ها

LVF و جوانانِ داوطلبانِ فرانسویِ لژیونر

تصمیم می‌گیرند یونیفورم آلمانی بپوشند و در جبهۀ شرقی بجنگند

آنها رنج خواهند کشید

یک تودۀ هوای سرد زودرس در نوامبر 1941 از راه می‌رسد

دما به حدود منفیِ 40 درجۀ سانتی‌گراد کاهش پیدا می‌کند

یا جنگ صاعقه‌ای آموزش دیده اند Blitzkrieg ورماخت برای

تصور می‌شد که روسیه را در عرض چهار ماه به زانو در آورند

آنها برای زمستان تجهیز نشده‌اند

:گودِرین در خاطراتش می‌نویسد

زجرآور است دیدنِ این افراد نیمه گرسنه و بدون لباس گرم

که سر پناهگاهی محقر با هم زد و خورد می‌کنند

آنها برای تصرف کوچکترین روستاها نیز می‌جنگند

از دست دادن روستا، از دست دادن حتی یک کلبه یعنی مرگ

افراد از سرما یا اسهال خونی می‌میرند

اسهال باعث می‌شود روزانه 30 بار به توالت بروند

:دکتر ‌هاپ، پزشک ورماخت، به آنها هشدار می‌دهد

:باید انتخاب کنید اگر شلوارتان را پایین بکشید از سرما یخ می‌زنید

یا اینکه فاق شلوارتان را شکاف دهید تا مجبور نباشید آن را پایین بکشید

درست برعکس، افراد حاضر در سپاه آفریقا در بیابان

می‌توانند روی بدنۀ تانک، تخم مرغ نیمرو کنند

در حالی که به آهنگِ جنگ "لیلی مارلن" گوش می‌دهند

جنگ در بیابان نیز دارد به طول می‌انجامد به خاطرِ شن

بنزین و ذخایر سوخت رو به اتمام است

رومل مجبور می‌شود دستور توقف عملیات را بدهد

علیرغم این، او نقشۀ حمله‌ای جدید

و تلفات جدید نیروهایش در سپاه آفریقا را در سر دارد

در همین هنگام، در راهِ مسکو

آلمانی‌ها دیگر قادر به شستن یا تعویض لباس نیستند

مثل دشمنان‌شان، از دستِ شپش و انگل‌هایی که

موجب گال و تیفوس می‌شوند به ستوه آمده‌اند

تیفوس بود که جانِ 100 هزار نفر از سربازان ارتش بزرگ ناپلئون را گرفت

با این همه، ورماخت ادامه می‌دهد

طلایه‌داران لشکر آلمان به حوالی مسکو می‌رسند

و حتی به آخر خط واحدی که اتوبوسش مستقیماً به "میدان سرخ" می‌رود

در حالی که ارتش شوروی در مقابل نیروهای مهاجم آلمانی مقاومت می‌کند

استالین دستور می‌دهد مثل همیشه برای سالگرد انقلاب مراسم رژه برگزار شود

او برای تهییج نیروهایش سخنرانی ای می‌کند که

خاطرات ممنوع گذشته را به تصویر می‌کشد سربازان بزرگِ دورانِ تزارها

مثل اجداد پُر افتخارتان شجاع باشید"

الکساندر نفسکی، دیمیتری پوژارسکی، الکساندر سووروف و میخائیل کوتوزوف

استالین دفاع از مسکو را به عهدۀ یکی از بزرگ‌ترین ژنرال‌هایش گذاشته است

یک متخصص رزم با تانک که می‌توان او را همتای روسیِ گودِرین فرض کرد

ژنرال ژوکوفِ 45 ساله

شانس با ژوکوف یار است

،سورگ، جاسوس شوروی، متوجه شده است ژاپن، که متحد هیتلر است

تصمیم گرفته به روسیه حمله نکند زیرا دشمن اول آن ایالات متحده است

این قضیه به ژوکوف اختیار می‌دهد که از تعداد نیروهای مستقر در خاورِ دور بکاهد

او بسیاری از نیروهای سیبری را فرا می‌خواند که به خوبی تجهیز شده‌اند

اهالیِ سیبری باکی از سرما ندارند

مردانی آهنین و بیابانی هستند که به استفاده از تازیانۀ خود خو گرفته‌اند

آنها چوب‌های اسکی و سورتمه‌های‌شان را با خود آورده‌اند

و اکنون به شکارِ آلمانی‌ها می‌روند

ژوکوف می‌خواهد ورماخت را با یک حرکت گازانبری به دام بیاندازد

حدود 30 هزار آلمانی کشته و یا مفقودالاثر می‌شوند

هزاران آلمانی به سیبری فرستاده می‌شوند

هنوز خیلی مانده که نبردشان با سرما به پایان برسد

تقریباً 15 سال بعد کمتر از یک سومِ آنها به خانه برمی‌گردند

آگوست فون کاگنک به شدت زخمی ‌شده و به آلمان بازگردانده است

:او می‌نویسد

ایمان از دست می‌رود" شک تو را تسخیر می‌کند

مرگ بهترین دوستت خواهد شد تنها یاور انسان

"زیرا از زجر کشیدن رهایت می‌کند

درد روس‌ها هم تمام نشده است

کشورشان ویران شده است

مسکو نجات پیدا کرده اما میلیون‌ها نفر کشته و یا اسیر شده‌اند

و خطر هنوز به قوّت خود باقی است

ورماخت 200 کیلومتر عقب نشینی کرده است

هیتلر به ارتش‌اش دستور می‌دهد به هر قیمتی که شده از موقعیت‌شان دفاع کنند

او 35 ژنرال را اخراج می‌کند از جمله گودِرین

و شخصاً فرماندهیِ ورماخت را بر عهده می‌گیرد

هیتلر موفق می‌شود موقعیت ارتش خود را تثبیت کند

و نیروهایش را دوباره تجهیز نماید و طرح انتقام بریزد.

ورماخت خیلی مستحکم در روسیه مستقر می‌شود

هیتلر به ویلای خود در باواریا پیش سگ‌هایش بازمی‌گردد

به نظر او شکست در تصرف مسکو

تقصیر ژنرال‌ها و دیپلمات‌هایش بود

آنها بودند که می‌گفتند فرانسه و بریتانیا برای دفاع از لهستان نخواهند جنگید

سازمان جاسوسیِ آلمان ،"Abwehr" و تقصیرِ

که در مورد ارتش روسیه به او اطلاعات گمراه‌کننده داده بود

:هیتلر می‌افزاید

ارتشِ بُلشویک تشکیل شده از دهاتی‌هایی که با وحشی‌گریِ غریزی می‌جنگند

و کارگرانی که تربیت‌یافتۀ مکتب رازآلود و تعصب‌آمیز کمونیسم هستند

:اما هیتلر به ستارۀ اقبال خود همچنان باور دارد

او پیروز خواهد شد

هیتلر همچنان می‌تواند از بودن در معیتِ مجیزگویانش لذت ببرد

اینجا، معشوقۀ بورمان هنرپیشه‌ای آلمانی را به هیتلر معرفی می‌کند

بازیگری به نام مگدا اشنایدر

نه چندان دورتر، دخترش، رومی‌اشنایدر، با بچه‌های بورمان بازی می‌کند

زندگی در آلمان با خیالِ راحت می‌گذرد

بمباران‌های سنگین هنوز شروع نشده‌ است

و آنان که جان‌شان را در مسکو فدا کردند

در دوردست‌ها و در اعماق برف‌ها مدفون شده‌اند

دو روز پس از اولین شکستِ بزرگِ هیتلر

متحدش، ژاپن، به بزرگ‌ترین پایگاه دریایی ایالات متحده در اقیانوس آرام

حملۀ غافلگیرکننده‌ای می‌کند به "پرل هاربر"

و با این موجِ هواپیماهای ژاپنی

این جنگ به جنگی جهانی تبدیل می‌شود

در لندن، رُز می‌رقصد او به فکرِ کریسمس است

:او می‌شنود که والدینش می‌گویند

اکنون آمریکا طرفِ ما می‌جنگد

روس‌ها هم که طرف ما هستند

ما بریتانیایی‌ها دیگر در این جنگ تنها نیستیم

زیرنویس: فرهاد سرشین Farhad.Sarshin@yahoo.com ویرایش: kamalpersis@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.