All language subtitles for Park Chan-wook - Chinjeolhan Geumjassi. Lady Vengeance - Korean with German Subs (Colored Version)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه از میلاد جاوید

ميگن که اون يک فرشته روی زمینه

اونجا همه صداش ميکنن گئوم جاي مهربون

يک، دو، سه، چهار

گذرگاه من پوشيده است از

حصارهاي بلند و گودالهاي عميق

"سرود مسیحیت"

چه کسی در میان این موانع تاریک یاری رسان من خواهد بود؟

نفس خداوند

گرمای قلب من خواهد بود

در ورای این حصارها

لباسهایي که برای زمستون فرستادم چطور بودند؟

روزگار سختی رو گذروندی سيزده سال و نیم

من به تو افتخار میکنم

اون روز من و وون مو تيله بازي میکرديم من بازی رو باختم

وون مو تيله بزرگه رو برنده شد

بعد اون رفت به سمت خونه شون

ماموران تحقیق تائید کرده اند

مشخصات زنی که به قتل اعتراف کرده با مشخصات قاتل شباهت دارد

لي گئوم جا

اولین بار به عنوان جنایتکاری که رباینده و قاتل پسرکی به نام پارک وون مو بود

پا به رسانه ها گذاشت

او در آن زمان بیست سال داشت

کل دنیا از اینکه او در این سن و به آن شیوه بیرحمانه

مرتکب چنین جنایتی شده است در شگفت بودند

وهمچنین از ساده لوحی و عدم شرمساری‌اش

اینجا جاییه که متهم به جنایت پارک وون موی کوچولو رو حبس کرده بود

اون ادعا کرده که فقط ميخواسته صدای گريه پسرک رو با بالش ساکت کنه

اما آنچه که مارو بيشتر شگفت زده کرد زيبایي صورت او بود

برخی زیبایی او را با اولیویا هاسی مقایسه میکردند

یک کارگردان بی وجدان اعلام کرد که میخواد فیلمی با شرکت لی گئوم جا بسازد

که از سوي مطبوعات مورد واکنش شديد قرار گرفت

در اون سال مدل لباس لی پرفروش ترین طرح لباس دنیا اعلام شد

من تو تلويزيون ديدمت

پشت اون چهره خبیث و جادوگرانه تو

من وجود یک فرشته رو حس میکنم

يک فرشته؟

یعنی میتونه حقیقت داشته باشه؟

واقعا فکر ميکني که يک فرشته درون من زندگی میکنه؟

اگه اینطوریه

وقتي اون جنایت شيطاني رو مرتکب شدم فرشته کجا بود؟

من بعد از شنیدن این جمله از واعظ کلیسا

همیشه در شگفت بودم

وبعد از اون من فهمیدم

اون فرشته وقتيکه دست به دامانش میشم خودش رو نشون میده

کجايي؟ لطفا خودت رو نشون بده

من همينجام

اين همون درخواست از يک فرشته است

اين چيزيه که ما بهش ميگيم دعا

درحقيقت

زندان جای مناسبی برای یاد گرفتن دعاست

برای اینکه

گمشده: پارک وون مو شش ساله

میدونیم که همه‌گی

در این دنیا

گناهکاریم

ممنون

این یک رسمه که بعد از آزادي مقداری توفو بخوري

پس سفید مثل برف زندگي خواهی کرد و بار دیگر گناهی مرتکب نخواهی شد

برو کونت رو بده

لي گئوم جا زندانی از سال 1991 تا سال 2004

کيم يانگ هي زندانی از سال 1998 تا سال 2002

هم سلولی جدیدتون

کيم يانگ هي هستم پنج سال حبس گرفتم

بهم گفته بودند

زنی تو زندان زنان کیونگ جو هست

که صورتش میدرخشه

تو يه فاحشه بودي، مگه نه؟

شنيده بودم که اسم مستعارش جادوگره

بيا داخل

تو معمولا کراوات نمیزنی

اينجا اجباریه

مشتری‌های ما آدم‌های مهمی‌اند

لعنتی، اين خيلي تنگه يک کم شُلش کن

اون جاکش من بود

خیلی احساس خوبی داشتم

وقتي خفه‌اش ميکردم

به جای اون بايد خودم رو ميکُشتم

پس بمیر

و دوباره متولد شو

و دوباره و دوباره اگه نیاز داشتی

دعا شبيه يک حوله شستشوئه

که گناهات رو باهاش میشوئی

و پوستت دوباره مثل اولش تازه میشه

مثل پوست یک نوزاد

فهمیدی؟

گئوم جا به من ياد داد

که چطور از زندگی گذشته‌ام توبه کنم

چون زیر طبقات هستم یک کم پر سر و صداست

اما اينجا برام شانس آورده

ببین من رو

بعد از سه سال آرایشگری غیرقانونی برای همسایه‌ها

حالا یک سالن آرایشگری برای خودم دارم

باید هدفهای بزرگی انتخاب کرد

اینها قدیمی شدند ولی چیزی برای پوشیدن پیدا میشه

میخواستم چیزهای قشنگتری برات بخرم

یک چیزی رو هنوز میدونی یا نه؟

کفش پاشنه بلندتر نداری؟

تو هیچ وقت واقعا من رو دوست نداشتی، نه؟

فقط وانمود ميکردي

تو خیلی تغيير کردي

قبلا ها بانمک بودی و با محبت حرف میزدی

برنامه زندگیت رو شروع کردي؟

نه، برنامه زندگی من سیزده سال پيش شروع شده بود

این رو گئوم جا با خودش زمزمه ميکرد

بدرود

از ما چی میخواهی؟

لطفا من رو ببخشید خواهش میکنم

از والدین وون مو میخواست که ببخشندش

وگرنه تمام انگشتهاش رو قطع میکرد

ما یک انگشت بریده اینجا داریم

تمام پولي که گئوم جا از سیزده سال کار در زندان جمع کرده بود

هزینه کرد تا انگشتش رو عمل کنند

شش روز بعد شیرینی پزی نوراسائه

در حال حاضر نیازه که تا ظهر کار کني

چون فشار خونم پائینه صبحها نمیتونم خوب کار کنم

گئون شيک سلام کن

من درباره لي گئوم جا باهات صحبت کردم، درسته؟

سلام

بهت گفته بودم که اون خوشگله

ميتونم خواهر بزرگتر صداتون کنم؟

من رو فقط خانم گئوم جا صدا کن

لي گئوم جا

اوايل که اومده بود زندان، مدام گريه ميکرد مثل کودک تازه متولد شده

واقعا غم‌انگیز بود

هرزه لعنتي

نحسی میاره اینقدر گريه نکن

يک بار یک مرد بهش ياد داده بود

وقتی که روزگار براش سخت میشه

باید خم بشه و پنج بار نفس عميق بکشه

وو سو يونگ زندانی از سال 1990 تا سال 1996

به چي نگاه ميکنيد؟ هرزه‌های عوضي

بخوابيد روي زمين و دستهاتون رو بگيريد بالا

احساس میکردم دارم میمیرم

چونکه نتونسته بودم پیش عشقم باشم

من سکس میخواستم

من از درد مزمن کلیه رنج ميبردم

مثل این بود که هر لحظه میخواستم بمیرم

بعدش يکدفعه اين جنده گفت يکي از کليه‌هاش رو به من ميده

فکر نکنین کلیه دادن مثل کندن یک تیکه پارچه از جیب شلواره

که بتونین به این راحتیها درش بیارین

هرزه عوضی

نحسی میاره گريه نکن

عزیزم گئوم جا اينجاست

چقدر تغيير کردي؟

حرف زنم رو گوش کن بخواب رو زمين

اون موقع وقتي بود

که فهمیدم

با یک الهه ازدواج کرده‌ام

با اين مرد در کنارم

من هیچوقت نمیترسیدم

مگه نه، عزیزم؟

البته

ولی نتونستیم با هم باشیم

اونها باید زنداني برای زوجها داشته باشند

در اون صورت بهشت میشد، نه زندان

نميدونم چطور ازت تشکر کنم

عزیزم

گئوم جا

یک نقشه پیچیده داره

تو ميتوني کمکش کني، نه؟

کتاب بودا

این رو از کجا گير آوردي؟

خیلی قدیمیه

رفيق گئوم جا اين فايده نداره

برو خودت رو نجات بده

بعد از اینکه تمیزش کردم، میرم

جوجه رو بعدا تموم کن

مراقب باش نگذار سگها استخوان جوجه داشته باشن

اون کتاب زرده رو

بده من

کو سون سوک زندانی از سال 1967 تا سال 1991

کو سون کوک، جاسوس کره شمالي دچار بیماری فراموشی بود

و براي زندان یک دردسر بود

گئوم جا داوطلب شد تا از او مراقبت کنه

خيال رئيس زندان هم راحت شد

افراد اینجا

سعی میکنند از من دوری کنند

پچ پچ میکنند اون جاسوسه دیگه مُرده

اما غرور درونی من

در مقابل مرگ ایستادگی میکنه

تو گفته بودی زندگي یک مبازره است و یک مبارز هیچ وقت نمیمیره

اين گل رو به تو ميدم

برای اینکه

تو یک دشمن داری

خداي بزرگ تو نبايد تا دیروقت بيرون باشي

سراغت رو تو ناروسائه گرفتم

اوستا

با خودت چی فکر کردی؟

من نمیخوام هر ننه قمری جام رو بدونه

باشه فردا ميبينمت

چطور میتونی اينقدر تغيير کني؟

اين، شبیهت نيست

ميتونيم از اول شروع کنيم؟

بیا بریم کلیسا

لطفا

من بودایی شدم

شرط ميبندم زنا کاری

چطور فهميدي؟- از صورتت، جنده-

لطفا بيا نزدیک

لطفا درشون بيار

اوه سو هي زندانی از سال 1993 تا سال 1994

ميتوني خوب ببينيش؟

به همديگه سلام کنيد

سلام

سلام؟

اين جنده عوضی همون جادوگر ناشناخته است

اون شوهرش و معشوقه شوهرش رو کشت

بعد ازشون خورد

به این ترتیب

فکر میکنم بدشانس ترین نبودم

من پنج دقيقه براش ميخوردم تا اینکه آبش میومد

من از جنده هاي لاغر متنفرم

پس برو به گئوم جا بگو

بیشتر غذا بخوره

تیپت

عوض شده

اون سايه چشم قرمز خونی جریانش چیه؟

نمیخوام مهربون جلوه کنم

این طرح ها رو مردم سفارش ميدن عکس مردها رو هم بهم میدن

اونها خيلي معروفند

یکی هم برای تو درست کنم؟

ميتوني با نقره درستش کني؟

اون حرومزاده رو پيدا کردی؟

آره

کُشتیش؟

هنوز نه

چرا نه؟

سرم شلوغه

بهترین رو تا انتها نگهدار

اینطوریه؟

اين يکي

عالی انتخاب میکنید

درسته که صاحب اينجا شيريني پزی رو تو ژاپن ياد گرفته؟

خانمی که این رو درست کرده همتا نداره

خیلی تغيير کردي نمیشه راحت شناختت

اون کي بود؟- اون کي بود؟-

اون خوشگله

کارآگاهي که مسئول پرونده من بود

وقتي که همسن تو بودم

یعنی وقتی بیست سالم بود

تو هم شش سالت میشد

من

يک پسر بچه شش ساله رو دزديدم و کشتم

اوه، خداي من

نترس نخوردمش

من چطوری این رو بخورم؟ این با دستهای یک آدمکش درست شده

دارم بهتون ميگم من اون رو کشتم

چند دفعه است که اين رو بهتون ميگم؟

باشه

بهم بگو اون تیله چه شکلی بود

چي؟

بهم گفتی که اون تیله رو دیدی

ولی نگفتی که چه بلایی سرش اومد

وون مو اون تیله رو خیلی دوست داشت

اون چه رنگي بود؟

سبز روشن

چرا وقتی یکی به قتل اعتراف ميکنه دستگیرش نمیکنین؟

چرا حرفهای من رو باور نمیکنيد؟

چون من يه قاتلم؟

یا عیسی مسیح- یا عیسی مسیح-

بهشت از آن ماست

دور شو شيطان پلید

بعد از اون دوباره تو زندان آدم کشتم

در اون لحظه گئوم جا فکر کرد

نکنه گوئن شیک دیوونه بشه

متوجه منظورتون شدم

ولي دادن اینگونه اطلاعات به کسی خلاف مقرراته

ولی يک مرکز مشاوره وجود داره که ميتونم شما رو به اونجا معرفي کنم

ميتونيد حداقل بهم بگيد که به فرزندی پذیرفته شده يا نه؟

اطلاعیه به دست تون نرسيد؟

میدونید، من تو زندان بودم

مايلم بهتون لی گئوم جاي هجده ساله رو معرفی کنم

دختر خوشگلي که هر نگاهی رو دنبال خودش میکشید

و در عوض اصلا سختگیر نبود

یک روز این دختر بیچاره حالش خیلی بد بود

با این خیال که این اتفاق برای هر زنی ممکنه بیافته

خودش رو تسکین میداد

آقاي بائک، منم گئوم جا لی گئوم جا

اون موقع که شما معلم خصوصی یکی از دوستهام بودید

کفش تون رو برق انداخته بودم

من رو بخاطر آورديد؟

شما ميگفتيد

که من سکسی هستم یادتون اومد؟

آره، یادتون اومد درسته؟

چی؟ خب، چیز مهمی نبود

میدونید آقا من حامله‌ام

حامله

نه، حامله

آره هستم

ميتونم بيام با شما زندگي کنم؟

من نميتونم برم پيش مادرم

و پیش پدرم که قطعا نمیتونم

اونکه یک بچه گنده است براي پدر بودن مناسب نيست

ناراحت نباش بچه کوچولو

مامانت اینجاست

دختر بيچاره زیر لب به خودش امید داد

تايمينگ اسم داروئیه که جلوي خواب رو ميگيره

اولین باری که از توکيو برگشتم

مدیریت يک کارگاه شيريني سازي رو شروع کردم

وقتی که سرم خیلی شلوغ بود

برای اولین بار قرص تایمینگ انداختم

بقیه کارکنان بخاطر این کارم ازم بدشون میومد

بعد از مصرف قرص، موقع روندن دوچرخه باید بیشتر احتیاط بشه

چیزی خوردي؟

گئوم جا، چي شد که اين ساعت اومدي اينجا؟

من مساعده لازم دارم

مساعده نداريم

من به کيونگ جو رفتم جائيکه والدينم زندگي ميکردند

من داوطلب شده بودم تا به زنهاي زنداني اونجا آموزش بدم

چون والدین من از اينکه نميتونستم با دست و پاي چلاقم ازدواج کنم، ناراحت بودند

ولي در سومين سال خدمتم تو اونجا

بعد از مزه کردن یک کیک تمشک میخواستم بمیرم

کیکی که این بچه دزد پخته بود

تکه هایی که به زندانیها داده شده بود رقت انگیز بودند

ولي اون تکه ها رو

برای ساخت یک کیک برای پادشاه استفاده کرد

به اندازه سه ماه مساعده میخوام

ميدونستی که خیلی عوض شدي؟

در انتها وسایلم رو جمع کردم و اومدم سئول

چون انگیزه پیدا کرده بودم براي خودم شیرینی پزی باز کنم

چيکار ميکني؟

شماره حسابم رو مينويسم

من ميخوام

یک خانواده تشکیل بدم

و اميدوارم

بتونم به همسرم احترام بگذارم

خب، پس شما خطاکارید

و تاوانش رو پس دادید

قول بدید که هيچوقت تکرار نمیکنید

این درستش نیست، هان؟

زندگی باید با کارهای درست بگذره

تجربه های دیگه ای هم باید بدست آورد

درست نيست، خانم گئوم جا؟

دارم نقشه ميکِشم يک نفر دیگه رو هم بکُشم

چي؟

به نظرت من سکسی‌ام؟

آره نه

آره

اميدوار بودم بتونيم بيشتر باهم صحبت کنيم

شاید بعدا بتونیم

شما سعي ميکنيد من رو بترسونيد، درسته؟

شما سعی میکنید من علاقه‌ام رو نسبت بهتون از دست بدم

وقتي يک زن اينکار رو ميکنه علاقه‌ات بهش کم میشه؟

نه

لطفا ادامه بده

من خوشم اومد

تو چطور؟

خوشت اومد؟

البته بايد بگم که بدم نیومد

چاره اي نيست

آقاي بائک گفته بود

آدم‌ربایی خوب داریم و آدم‌ربایی بد

چي؟

گفته بود که آدم‌ربایی خوب اونه که بچه سالم برگردونده بشه

و اگه خانواده‌اش پولدار باشند

باج‌خواهی کوچیک چیزی رو عوض نمیکنه

اون چند روز نگرانی هم

باعث میشه خانواده بیشتر به هم احساس نزدیکی داشته باشند

اينها رو گفت ولی بعدش وون مو رو کُشت

بچه بینوا گريه ميکرد

آقاي بائک ترسوندتش که اگه تا پنج دقيقه گريه‌اش رو قطع نکنه، میکُشدش

اما اون رو کُشت

اگه پسرک زنده بود تقريبا هم سن و سال تو ميشد

اما اون مُرده

بعد پليس يک شاهد پيدا کرد

يکي که ديده بود من وون مو رو به یک حموم عمومی میبردم

یکروز وقتی که از سوپرمارکت برمیگشتم

دخترم رو دزدیده بودند

آقاي بائک باهام تماس گرفت

گفت اعتراف کنم و همه چیز رو به گردن بگيرم

وگرنه دخترم رو میکُشه

یعنی آدم‌ربایی بچه آدم‌ربای دیگه رو دزديده بود

مسخره نيست؟

به نظر من که هست

کليد در خونه اون وسطيه‌ست

مواظب باش اين شمع ها خاموش نشن

به چیزی دست بزنی خودم جمجمه‌ات رو سوراخ میکنم

کجا ميريد؟

تو مادر نداری

تو مادر داری

سلام

من لی گئوم جا هستم

از کره جنوبی

من سیزده سال پیش یک بچه داشتم

من فکر میکنم اون الان دختر شماست

من میخوام یکبار ببینمش و فقط همین

میخوام سیگار بکشم

دختر خوبیه

من که بهت خیلی حسودیم میشه

تو دختر خیلی خوشگلی داری

اون حالا محبوب ماست

این

نگاه کن

خیلی دوست داشتنیه

اون خیلی نگاه زیبایی داره

ما بدون جنی چیکار بکنیم؟

مامان به کُره‌ای چی میشه؟

مامان به کُره‌ای چی میشه؟

خانم گئوم جا

میتونی من رو به سئول ببری؟ خانم گئوم جا

نه

پدر و مادرت اجازه نمیدن

چرا نه؟ لطفا

خواهش میکنم چرا نه؟

نه- آره-

نه- آره-

سئول کره جنوبی

صداش مثل توپ ميمونه

کلی هم دود میده بیرون

طرحش خیلی قدیمیه

آخه چه استفاده‌ای میشه از این عتیقه کرد؟ بهتره یکی جدیدتر و قویترش رو داشته باشی

این باید قشنگ باشه هرچیزی زیبایی خودش رو داره

بُرد گلوله خيلي کمه

بنابراين بايد از نزديک شليک کني

اونموقع راحت میتونی صدای ضربان قلبش رو بشنوی

و حتی میتونی عرقی که از پیشونی‌اش درمیاد رو هم راحت ببینی

مثل بازي گلف ميمونه

وقتی خوب فیگور بگیری خوب شلیک میکنی

براي تمرين کردن جایی داری؟

چرا من رو فروختی؟

فردا

بریم گردش

چرا من رو فروختی؟

آره، گردش

میخوام بدونم چرا؟

میتونی انگلیسی صحبت کنی؟

ای بابا

براي مدتي طولاني

گئوم جا میخواست که وون مو رو ببینه

و ازش بخواد که اون رو ببخشه

اگه میفهمید به جای اینکه به خواب اون بیاد به خواب جنی میاد

خیلی غمگین میشد

تعطیلات آخر هفته با خانواده و سگت خوش میگذره؟

اوپا یعنی برادر

اوپا

آپا یعنی پدر

آپا

جني- احمق-

عزیزم عزیزم

امشب

با چندتا از دوستهام قرار گذاشتم

شامت رو

شامت رو قبل از اينکه برم آماده ميکنم

اجازه میدی؟

پول شام شون رو

تو حساب نکن

چَشم

پارک لي جئونگ زندانی از سال 1998 تا 1999

هي جنده خانوم

تو یک انگلی و از دادن به مردها زندگیت رو میگذرونی

من يک کار خوب براي جنده‌ای مثل تو دارم

ميدوني وقتی کف پات رو نیش میزنه چقدر زیاد میخاره؟

چي بهت گفته بودم؟

گوش نمیکردی؟

چي بهت گفته بودم؟

وقتی که میخارونی خوبه

وقتی که دست نمیزنی، میخاره

وقتی که دست نمیزنی، میخاره

وقتی که میخارونی خوبه

درسته، جنده جان؟

وقتی که میخارونی خوبه وقتی که دست نمیزنی، میخاره

وقتی که دست نمیزنی، میخاره

من قبلا ها معده قوی‌ای داشتم

نمیدونم الان چرا اینطوری میشه

شرمنده

بد بوئه، نه؟

ایرادی نداره دوست دارم بهت کمک کنم

ممنونم، گئوم جا

تو خیلی مهربونی

ميدوني که من فقط دخترهاي تپل رو

مي پسندم، نه؟

من هم يک کم بيشتر غذا ميخورم

و خودم رو

برای تو تپل میکنم

پس تو هم باید

غذای کافی

و داروهات رو بخوری

تا زودتر بميري

به اون وایتکس خورونده؟

چه مدت؟- سه ماه-

پس چه معده تميزي بايد بوده باشه

آه، گئوم جاي مهربون

دمت گرم

بعد از اون اتفاق به گئوم جا لقب جادوگر دادند

اما هنوز به گئوم جاي مهربون معروف بود

همه ميخواستند به گئوم جاي مهربون کمک کنند

و هیچکس نمیتونست لطفی رو از جادوگر دریغ کنه

امشب وقتشه

دیگه نمیتونم تحملش کنم حتی بخاطر تو

نو سو کيونگ سارقی که قبل از من آزاد شد

تونست محل کار بائک رو پیدا کنه

کیم سئونگ اون یک تحصیل کرده باهوش

بعد از آزادی تونست همونجا مشغول به کار بشه

سئونگ اون به من گفت که آقای بائک میخواد ماشین نو بخره

بعدش بائک با یک دلال ماشینهای لوکس به اسم پارک یی جئونگ قرار ملاقات گذاشت

این مبلغ به صورت منطقی در راه خداوند مصرف خواهد شد

بله؟

عزيزم

شامت رو خوردي؟

منتظر ميمونم تا با تو بخورم

ميتوني بدون من بخوري

من منتظرت ميمونم

پس عجله کن

الو اون هنوز شام نخورده

من میرم بهش شام رو بدم

همه چی حله نگران نباش

واقعا میخواد زنه رو بکُشه

چرا میخواد این کار رو بکنه؟- تو جای اون بودی، نمیکُشتیش؟-

گئوم جا نفسش رو حبس کرد

و تلاش کرد تا خودش رو آزاد کنه

حتي تو اين وضعیت درماندگی هم

یادش نرفته بود که از چه مسافتی باید شلیک کنه

ديکشنري انگليسي-کره‌اي کجاست؟

فکر نکن که من بخشيدمت

به نظر من مادرهایي که بچه هاشون رو ول میکنند

باید برن زندان

وقتي کوچکتر بودم هميشه به فکر انتقام از تو بودم

اما نميتونستم کشتنت رو تصور کنم

چونکه نميدونستم چه شکلی هستی

بهرحال از وقتیکه

تو شرایط خوب الان هستیم

حداقل دلیلش رو به من بگو

یکبار ببخشید گفتن کافي نيست

حداقل سه بار باید معذرت خواهی کنی

دختری که هنوز نبخشیدتت جنی

بپيچ به چپ

جنی، يادم مياد وقتي فهمیدم تو رو باردارم

زمانیکه درون من رشد ميکردي

مثل کیف پولی که داره پر میشه احساس شادمانی میکردم

ولي قبل از اينکه بتوني اولين تولدت رو جشن بگيري

مجبور شدم بیافتم زندان و تو رو از دست بدم

تو بچه بانمک من هستي باید بخندی چون خنده‌ات قشنگه

من فهميدم هرکسی تو رو داشته باشه خوشحال خواهد بود

و هر کسی تو رو ببینه دوستت خواهد داشت

بعد از اينکه کارم با اين مرد تموم شد

قصد دارم تو رو برگردونم به استراليا

گناهان من خیلی بزرگتر و عمیق تر از اینه

که بتونم از دختر معصومی مثل تو نگهداری کنم

تو بيگناهی ولي

من گذاشتم که تو بدون مادر بزرگ شی

بنابراين این

مجازات منه

خوب گوش کن

همه افراد اشتباه ميکنند

اگه مرتکب گناهي بشي بايد براي اون گناه مجازات بشي

مجازات ميدوني معنيش چيه؟

تنبيه

آره خودشه تنبیه

مجازات بزرگ براي گناهان بزرگ

مجازات کوچک براي گناهان کوچک

فهمیدی؟

میخوای با اون چیکار کنی؟

بکُشیش؟

چرا؟

چون از من یک گناهکار ساخته

چه کار بدی مگه انجام دادی؟

اين مرد يک پسر کوچولو رو کشته

و من بهش کمک کردم

میخوای من از مادر پسره معذرت خواهی کنم؟

تو با وجود من خوشحالی مگه نه؟

این شادی

برای گناهکاری مثل من یک کم زیاده

جني

معذرت میخوام

معذرت میخوام

معذرت میخوام

واقعا معذرت میخوام

بدرود

مربي

بیدار شو

وقتشه بری سر کار

مربی

بیدار شو

وقتشه بری سر کار

مربی

گئوم جا

اون چه سايه چشميه؟

ميدوني چرا اون بچه ها

آهای يکي ديگه اینجاست

بله؟

اگه ميتونستيد قاتل واقعي رو پيدا کنيد این بچه‌ها هیچوقت نمیمردند

درست نمیگم؟

شما ميدونيد چه حسی داره

چهارتا بچه دیگه

بهت گفتم که امروز نميتونم بيام سر کار

بخاطر این زنگ نزدم

چند نفر اينجا دنبال تو ميگردند- کي؟-

راستش، چيزه- نگفتند کي هستند؟-

نميفهمم چي ميگن

خب

ميتونيد به زبان ژاپني صحبت کنيد؟

مامان

لطفا بیا من رو ببر

مامان

مامان خواهش ميکنم زود بيا

مامان، من ميخوام برم خونه

خواهش میکنم مامان

مامان کجايي؟

مي دونم سخته

ولي خوب به اين مرد نگاه کنيد

بعدي سه هيون هست در سال 1995 به قتل رسيد

مامان

من نمیتونم

مامان

اين ائون جو هستش سال 1996

نميتونم نفس بکشم

من میترسم

لطفا من رو نکُش آقا

يک دقيقه صبر کن

اين يو جائه کيونگ هست سال 2000

اون معلم مدرسه انگليسي زبان تو بخش متمولهای شهر بود

اون قرباني رو خودش انتخاب ميکرد ميدزديد و ميکُشت

بعد به یک مدرسه دیگه میرفت

هیچوقت بچه‌ها رو از دانش آموزهای خودش انتخاب نميکرد

برای اینکه هیچوقت مظنون نباشه

بچه ها اذیتش میکردند

پس از اونها فیلم میگرفت و هرچه سریعتر میکُشتتشون

ناله‌هایی که از بچه‌ها پشت تلفن می‌شنیدید

و برای مذاکره ازشون استفاده میکرد

از توی ویدئو پخش میشد و بچه‌ها قبلش مُرده بودند

حالا شما دو تا انتخاب داريد

اگه مجازات قانوني ميخواهيد

من اون شخص رو اینجا به بازرس چوي تسلیم میکنم

ولي اگه ميخواهيد هر چه زودتر خودتون نابودش کنيد

ميتونيد همين حالا همینجا انجامش بدید

اون فرزندی هم داره؟

به نظر میرسید عقيم بوده باشه

پس اونهمه پول رو براي چي لازم داشت؟

پولها رو جمع میکرد

البته تمام پولها به صاحبشون پس داده میشه

اون که بچه نداشت چرا اون مقدار پول لازم داشت؟

اون تصمیم داشت

يک کشتي تفريحي بخره

قانون مجازاتهای سنگینی هم داره

ولي نميدونه چطور ازشون استفاده کنه

اگه اون رو به دست قانون بسپریم دچار دادگاه های طولانی مدت میشیم و هیچی

تازه روزنامه های مُفت خور هم هستند

چطوره بسپريمش به گئوم جا؟

از اونجایی که تو زندان بوده کار آسونتر انجام میشه

اين بزدلیه

اونها بچه‌های ما بودند

پس اجازه بدید هرکس خودش انتخاب کنه که وارد این انتقام بشه یا نشه

من موافق انتخاب اشخاص هستم

پس چرا اجازه نميديد خود قاتل انتخاب کنه؟

بمیره یا محاکمه بشه

اول میخواستی اون رو تحویل قانون بدی

بعدش هم خواستي بسپريدش به گئوم جا

حالا ميخواي کنار بکشی؟

خودت هم میدونی چی میخوای؟

در واقع خانواده وون مو هم ناچار بودند از جمع تبعیت کنند

خانم من قلبش ضعیفه

قلب من هم ضعيفه

پس پدر وون مو ميتونه نماينده خانومش باشه

يک نفر از هر خانواده کافيه

مشکلی نیست؟

اگه بعدا مادر وون مو همه مون رو متهم کرد، چی؟

اون نميتونه چون شوهرش همدسته

اگه از هم طلاق گرفتند، چی؟

میتونیم از خودمون مدرک بسازیم

میتونیم یک عکس دسته جمعی بگیریم؟

در این صورت اگه بعدا احساس گناه کرديم

گناه؟

گناه بخاطر کشتن اون حرامزاده؟

ما فقط وقتي احساس گناه ميکنيم که وقتی میتونیم اون حرومزاده رو نکُشيم

این گناهه

اجازه بديد من چیزی بگم

زمانیکه در زندان بودم مجبور شدم آدم بکُشم

من تنها کسي هستم که بعد از 13 سال برنامه‌ریزی بائک رو گیر انداختم

اگه هرکسي اينجا

بعدا به پلیس خبر بده

دیگه نميخوام چيزي بگم

خب حالا میخواهید يکي يکي بريم؟ يا همه باهم؟

چرا يکي يکي؟ بگذار یکمرتبه تمومش کنیم

احتياجي نيست که چنین موضوع شخصی‌ای رو با خانواده هاي ديگه تقسيم کنیم

درست نيست، پدر؟

تنهايي این کار رو کردن یک کم ترسناک نيست؟

و میتونه خطرناک هم باشه

فکر کن داري از توالت استفاده ميکني

در هرحال اين يک موضوع شخصيه

بگذارید هرکس کاری رو که میخواد بکنه مطرح کنه

مجبور نیستیم همه یکجور عمل کنیم

یک لیست تهیه میکنیم

ما از هم جدا شديم پس این تصمیم برای ما هم جداست

ما مجبور نیستیم با همديگه بريم تو

معذرت میخوام

به نظر من

برای همسرم راحتتره که همه با هم این کار رو انجام بدیم

من با خودم داروي مُسکن آوردم

تو

نميتونستي به انگشت گئوم جا دست بزنی یادت نمياد؟

خب پس

مادربزرگ ائون جو تنها میره داخل

پدر و خواهر سه هیون میرند داخل و والدین جائه کیونگ و دونگ هووا باهم میرن

اینطوری خوبه؟- بله-

شروع کنيم

صبرکنيد فقط يک دقيقه

باید تصميم بگیريم که به چه ترتيب ميخواهيد داخل شيد؟

اين میله براتون کافيه؟

میخواهید چاقوم رو بهتون بدم؟

باشه

فکر کنم الان بهتره

عزیزم

همه خوب توجه کنند

اگه چاقو رو اينطوري بزنید

نوکش سُر میخوره و عمیق وارد نمیشه

حتی

ممکنه اینطوری

دست خودتون رو ببُرید

بنابراین

لطفا

چاقو رو همیشه به این حالت نگه دارید

راه دیگه اینه که

چاقو رو

اینطوری وارد کنید

چرا اون کار رو کردي؟

تو شبيه آدمهاي معمولي هستی

چرا؟

برای چی آخه؟

خانم

چیزی به نام انسان کامل وجود نداره

اين کار پسرمون رو

بهمون برنميگردونه

درسته، آقا خوشگله؟

آماده اید؟

شما به نظرم ثروتمند هستید

مادر دونگ هووا رو نگاه کنین

اون چکمه‌هاش رو درآورده بخاطر اینکه چرمش خوني و خراب نشه

اين برای شما معنی نداره؟

مادرم مجبور بود

کف راهروهای هتل رو بسابه

تا برادرم رو بفرسته به اون مدرسه

ما مثل سگ دو دو زدیم تا تونستیم پول رو تهیه کنیم

حالا هم خونه‌مون رو از دست دادیم

و بستگان‌مون نمیخوان ما رو ببینن

عروس من هم خودش رو کُشت و پسرم از کشور رفت

ما هر کدوم یکجوری فروپاشیدیم

پدر

ما نفر آخر نيستيم، پدر

مادربزرگ ائون جو هنوز منتظر نوبتشه

پدر

بلند شو دستت رو بده به من

بلند شو آقا خودتون رو کنترل کنین

لطفا به خودتون مسلط باشيد

ائون جو

معذرت میخوام

ميتونيد يک لحظه بريد کنار؟

ممنون از همه‌گی

تولدت مبارک

تولدت مبارک

تولدت مبارک

عزیز دلم

از همه معذرت میخوام

ولی الان احساس میکنم دوباره متولد شدم

پس میتونیم به هم تبریک بگیم

تولدت مبارک

پول رو واريز میکني به حسابهامون؟

شماره حساب من

در فرانسه وقتیکه

در جمعی مثل این سکوتی بوجود میاد

ميگن يک فرشته طرد شده

داره برف مياد

شدید هم مياد

کِي اين همه برف جمع شد؟- ساعت مگه چنده؟-

وون مو جان

من

واقعا ميخواهيد جني رو برگردونيد؟

آره؟

لي گئوم جا

در دوران جوانی اشتباه بزرگی رو مرتکب شد

و از ديگران استفاده کرد

تا به هدف شخصي خودش برسه

ولي اون هنوز نميتونه راه رستگاري‌ای رو که

آرزوش رو داره پیدا کنه

علیرغم این موضوع

درواقع به همین خاطر

من گئوم جا رو دوست داشتم

بدرود

خانم گئوم جا

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.