Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
=اسیر عشق=
=قسمت هفدهم=
ارباب جوان
ارباب جوان شمایین
خیلی وقته دنبالت تونیم
هیش
بدش به یون ار
باشه
برگشتی- خوراکی-
چی شده؟
...من- بیاین نگاه کنین-
بانو
شکمم کمی درد میکنه
بهتره اول برگردیم
چیز بدی خوردی؟
بعد سریع برگردیم- نگاه کنین-
بریم- زیبا نویسی-
نقاشی
ساعت 9 توی عمارت وولی بیرون شهر میبینمت
واقعا برداره
شیو شیو
این نامه برادرمه
واقعا اونه
درسته بانو
ولی نمیدونم چرا
لباسا گداها رو پوشیده
خیلی درمونده شده
اصرار کرد نامه رو بهتون بدم
باشه امشب میرم دیدنش
اگه یین جی امروز اومد
یه بهونه بیارید سرگرمش کن
باشه بانو
(ساعت 9 توی عمارت وولی بیرون شهر میبینمت)
بده من
برو
ارباب وقت استراحته
شیه یون چکار میکنه؟
بانو شیه بعدازظهر رفتن خرید
بعد از جمع کردن وسایل برگشتن اتاق شون
احتمالا الان خوابن
ارباب
به بانو شیه خبر بدم؟
نمیخواد
میرم دیدنش
چکار کنم؟
عرض ادب ارباب
شیه یون کجاست؟
ارباب
بانو دارن حموم میکنن
پس منتظر میمونم
...خب
دروز باورم اومد و دیوار چکه کرد
چوب ها خیس شدن
میترسم منقل خوب گرم نکنه
داخل سرده
اگه منتظر بمونین
ممکنه سرما بخورین
چطوره به بانو بگم
بعد از حموم بیاد عمارت چیان یوان؟
چرا زودتر نگفتی؟
سای تیان شی
بله
بگو منقل بیارن
چشم
چرا هنوز نیومده؟
چون بانو شیه حافظه شون از دست دادن
عادت های قدیمش شون برگشتن
طبیعیه طول بکشه
ارباب، جناب چی اومدن
و در عمارت چیان یوان منتظرن
بگو صبر کنه
جناب چی گفتن
موضوع مهمیه
فهمیدم
ارباب شما سرتون شلوغه
به بانو شیه میگم
به عمارت چیان یوان بیاد
باش
به سلامت
بگو زودتر بیاد
چشم
...خب
هجده زیبارو اعزام شدن
بازم سرنخی از شیه هان نیست
کمتر از پنج روز مونده تا مراسم
...فکر کن چطور به بانو شیه توضیح بدی
پس مخفیش میکنم
تا کی پنهون کاری؟
دروغ اخرش برملا میشه
هرچی بیشتر طول بکشه، دردسر بزرگتری میشه
بعد از عروسی
همه چیزو به یون ار میگم
الان فقط میخوام
با خوشحالی باهام ازدواج کنه
یین جی
خیلی خودخواهی
پس برم بگم
خاندان شیه خائنن
پدرش مرده
مادر و برادرش گم شدن
یا میخوای بگم
بخاطر یین چی بهم خیانت کرد؟
اره
میتونی منو بخاطر خودخواهی
سرزنش کنی
ولی اگه همه چیزو بفهمه
میتون عواقبشو تحمل کنی؟
اگه مجبورش نمیکردی از صخره بپره
حافظه شو از دست میداد؟
یین جی
خیلی بهش مدیونی
یون ار
برادر
برادر
برادر
برادر
یون ار
ببخشید
یون از گریه نکن
مگه حالم خوب نیست؟
ما خوش اقبالیم
بالاخره تونستم ببینمت
یون ار
یه سوال دارم
میخوای با یین جی ازدواج میکنی؟
اون ریشه مشکلات خانوادمونه
دقیقا چی شده؟
اون موقعه
با هم تبعید شدیم
ولی وقت نکردم بهت بگم
پدر تو زندان بهم گفت
به دستور ارباب سابق
عمدا به یین چی نزدیک شدیم
که مدرک از شورش اون بدست بیاریم
ولی بعد
یدفعه خبر فوت ارباب سابق اومد
(چهار سال پیش) میخوام شیائو لینگ فنگ ببینم
...جناب
ولی شیائو لینگ فنگ- ...جناب-
کمک نکرد
پدر با خونش نامه نوشت- ...جناب شیائو-
این نامه رو با خونم نوشتم
شیائو لینگ فنگ میتونه بیگناهی منو ثابت کنه
(برای شیه چنگ یون)
پدر خودکشی نکرد
اون خودکشی نکرد
کار کی بود؟
اگه شیائو لینگ فنگ نباشه
پس حتما یین جی ئه
خانواده ما وفادار و صالحن
ما به اون بچه کمک کردیم
تا ارباب شهر بشه
ولی محبت با ناسپاسی جواب داد
یین جی عقل درست نداره
چون خانواده مون اصلیه، محتاط بود
پس از شورش یین چی استفاده کرد
با تبانی با خاندان شیائو ما رو نابود کرد
مادر
مادر- مادر-
مادر
خوبی؟
یون ار- برادر مواظب باش-
زود برین
مراقب خودت و مادر باش
مادر و برادرم کجان؟
تونستم از قاتلا فرار کنم
وقتی برگشتم پیدات کنم
همه مرده بودن
یین جی تو رو به عمارت برده بود
مگه همه اینا
برنامه یین جی نبود؟
...اون
چرا اینکارو کنه؟
پدر تو و یین چی به ازدواج دراورد
همیشه کینه توز بوده
این سه سال
جاسوس هاش همه جا دنبالم بودن
خواست همون رو نابود کنه
یادگار پدر و مادر توی حیاط خونه دفن کردم
نمیدونم چقدر دیگه زندم
پس برای خودمم سنگ قبر درست کردم
یون ار
توی عمارت خدمتکارت کرد
ولی با شیائو بائوبائو ازدواج کرد
هنوز نفهمیدی؟
یون ار
چرا با یین جی ازدواج میکنی؟
چیزیه که نمیتونی بگی؟
حرفی بگو
میتونم کمکت کنم
پدر و مادر نباید بیهوده بمیرن
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
♪باد شمالی سالهاست سرده♪
♪سرنوشت فراتر از علیت درهم تنیده شده♪
♪به تماشای مه و ابرها نشستم♪
♪ماه آسمون روشن میمونه♪
♪در هر زندگی، عشق شکوفا میشه♪
♪حتی اگه زمان و مکان بهم بخورن و متوقف شن♪
♪هرگز تا آخر دنیا پشیمان نشو♪
♪دستشو بگیر و یادت بمونه♪
♪یا موفق میشین یا شکست میخورین♪
♪بذار عشق درست و غلط نابود کنه♪
♪عشقم فقط برای تو وجود داره♪
♪با تو دور دنیا رو میگردم♪
♪با قدرتم صلح برپا میکنم♪
♪یک آرزوی چندین ساله عشق مون هرگز محو نمیشه♪
♪یک نگاه سرنوشت رو تغییر داد♪
♪همه چیز برای عشق به دنیا اومده♪
♪نمیترسم که جمعیت رو برات بشکنم♪
♪قبل غروب ماه صبر کن تا گل ها شکوفا بشن♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.