All language subtitles for Saint-Pierre.S01E08.With.a.Little.Help.From.My.Friends.1080p.CBC.WEB-DL.DD.5.1.H.264-NESTED

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آره، خب، هممون می‌دونیم گالاگر یه دزده،

‫ولی چرا اینقدر ازش ‫عقده داری؟

‫واقعا می‌خوای بدونی؟

‫همه چیو بهم بگو و از اولش شروع کن.

‫اینا چیه؟

‫سوابق مالی شخصیه.

‫اگه یه راه حل جادویی برای ‫زمین زدن شان گالاگر باشه،

‫همین توشه.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫با داغون‌ترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت ببین SandsMovie.Ir

‫با ما همراه باشین Telegram @sands_movie

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫کجا می‌ری؟

‫فیتز!

‫بیا اینو ببین!

‫آخرین بار کِی خوابیدی؟

‫یه سری از اطلاعات گالاگر ‫حتی قبل از اومدنت

‫به سن-پیر بوده.

‫هی.

‫وقتی تو پاریس بودی هم داشتی

‫گالاگر رو بررسی می‌کردی. چرا؟

‫این فاکتورهایی که ودا پیدا کرده، گالاگر رو

‫به یه شرکت پوششی، ‫ملموث هولدینگز، وصل می‌کنه.

‫مگه همون شرکتی نیست که داشت سعی می‌کرد ‫زمین باتلاقی کامی پروین رو بخره؟

‫ملموث با قانون مشکل داشته.

‫تو اروپا و جاهای دیگه.

‫و اینو ببین.

‫این رسید وثیقه برای اتهام حمل سلاح علیه

‫ملموث هولدینگزه.

‫ببین حواله‌های پول از کجا اومده.

‫سن-پیر.

‫گالاگر حسابی با قاچاقچی‌های اسلحه درگیر بوده.

‫گرفتمش، فیتز.

‫اوه، باید بریم سر کار.

‫باید اینو ببینی.

‫اینجا.

‫سلام، آقا.

‫اوم، بچه‌ها داشتن صیدشون رو تمیز می‌کردن،

‫و اینو پیدا کردن.

‫این یه انگشته؟

‫متاسفانه آره.

‫فرانسوا، دوست قدیمیمه، ‫همین الان بهم زنگ زد.

‫خب، کدومتون چاقو از دستش در رفت؟

‫کسی یه انگشت گم کرده ؟

‫اوم، می‌بینی، مال اونا نیست.

‫خیلی حال بهم زنه.

‫مثل یه ماجرای سیندرلای دیوونه‌ست.

‫انگشت، همون کفش شیشه‌ایه.

‫فقط امیدواریم که سیندرلا هنوز زنده باشه.

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫سن پیر ‫قسمت هشتم

‫انگشت گم شده.

‫خب، این واقعا پایان خوشی داره.

‫چی می‌تونه به سادگی یه، مثلا، ‫حادثه قایق‌سواری باشه

‫یا یه اتفاق ناگوار ماهیگیری تو دریا؟

‫لزوما به این معنی نیست ‫که یه جسد ته اقیانوس باشه.

‫- ها؟ ‫- هوم.

‫به تجربه من، وقتی ‫یه همچین چیزی اتفاق می‌افته،

‫همیشه بیشتر از چیزی که به نظر میاد، ‫یه چیزایی پشت پرده‌ست.

‫من پرونده‌هایی رو دیدم که انگشتای ‫قربانی‌های قتل رو بریده بودن

‫تا پنهان کردن جسد سخت‌تر بشه.

‫- یا غیرممکن. ‫- خیلی سیاهه.

‫ناتاشا، نظرت در مورد این کوچولو چیه؟

‫خب، نسبتا تازه‌ست،

‫البته، تو شکم یه ماهی تو اقیانوس اطلس بوده.

‫سرد بودن می‌تونه یه قسمت از بدن رو ‫تا ده روز سالم نگه داره.

‫من می‌گم، هوم، شاید یه هفته.

‫قبل یا بعد از مرگ بریده شده؟

‫خب، هنوز اینو نمی‌دونم، آرچ.

‫خب، با توجه به زبری پوست، موهاش،

‫احتمالا یه مرده.

‫شاید بتونی یه اثر انگشت ازش بگیری.

‫چیزی هست که کمکمون کنه ‫صاحبشو شناسایی کنیم؟

‫آره، من همه این کارا رو می‌کنم، باشه؟

‫می‌دونی، ما همین الانم بیمارستانیم، پس...

‫پس، می‌خوای بری بالا رو چک کنی

‫و ببینی کسی اومده که دستش زخم شده باشه؟

‫آره. برو بالا.

‫هرچی سریع‌تر بری بالا، ‫سریع‌تر جوابتو می‌گیرم.

‫باشه.

‫ببخشید، سلام

‫- خانم کوهن، درسته ؟ ‫- بله

‫انگلیسی صحبت میکنین ؟

‫آه، بله، البته. هارپر، لطفا.

‫ما برای یه پرونده به کمک نیاز داریم.

‫یه کم دلخراشه.

‫اوه، باور کن، من همه‌چیو دیدم.

‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

‫احتمالا یه مرده.

‫کسی تو یه هفته گذشته بستری شده باشه

‫که انگشتش گم شده باشه؟

‫من چیزی نشنیدم، ‫ولی براتون یه نگاهی می‌ندازم.

‫دقیقا به چی فکر می‌کنی؟

‫نمی‌خوام مثل تو باشم،

‫ولی آره، یه حسی دارم که یه چیز

‫خیلی بزرگتر داره اتفاق می‌افته.

‫خب، بذار حدس بزنم.

‫پرونده‌های مربوط به انگشتای ‫گم شده برای شناسایی،

‫فکر می‌کنی گالاگر توش دست داشته؟

‫ببخشید که منتظر موندید.

‫ساعت ورود و خروجتون خیلی قدیمیه.

‫همه چی اینجا هنوز آنالوگه؟

‫آره.

‫اون موقع تو فرانسه، ‫ما یه جوری می‌تونستیم

‫اطلاعات ۶۸ میلیون نفر رو ‫به صورت متمرکز ثبت کنیم،

‫ولی اینجا تو سن-پیر اوضاع یه کم فرق می‌کنه.

‫قهوه زیاد خوردم.

‫اوه، باور کن، من درک می‌کنم.

‫واو.

‫شما کِی وقت می‌کنید؟

‫واحد پرستاری سیار، درسته؟

‫باید خیلی سرتون شلوغ باشه.

‫پرستار کافی نیست، وقت کافی نیست.

‫ولی همه‌مون سهم خودمونو انجام می‌دیم.

‫هیچی در مورد مریضایی که ‫یه عضوی از بدنشون کم باشه،

‫از هیچ نوعی، متاسفانه، نیست.

‫ممنون از وقتتون.

‫اگه کسی پیدا شد، بهمون خبر بدید.

‫شان گالاگر تو مجازات کردن ‫آدمایی که باهاش درمیفتن،

‫خیلی خسیس نیست.

‫یه انگشت گمشده لزوما به این معنی نیست

‫که همون چیزیه که فکر می‌کنی.

‫مگه وقتی که واقعا همون باشه.

‫وقتی حرکات اخیرشو ‫بررسی کنیم، بیشتر می‌دونیم.

‫اطراف اسکله رو چک کردم،

‫هیچ گزارشی از کسی که ‫انگشتش گمشده باشه، نیست.

‫حداقل تو یه ماه گذشته.

‫تقریبا یه اثر انگشت پیدا کردیم.

‫یه سری از خطوطش خراب شده،

‫ولی الگوش هنوز کاملا مشخصه.

‫هر لحظه ممکنه یه چیزی پیدا شه.

‫ایوان نیلز.

‫فکر کنم این اسمو می‌شناسم.

‫ایوان دو سال پیش به جرم ‫مست رانندگی دستگیر شده بود.

‫اعتراف کرد. از اون موقع دیگه خبری ازش نبود.

‫آه، فکر کردم.

‫ما تو یه لیگ جای آلای بودیم.

‫ایوان بهترین بازیکن، اوم، ‫تو زمین پشتی بود.

‫ارتباطمون قطع شد، ولی ‫اون یه مرد همه‌کاره‌ست.

‫اینجا کارای خرده‌ریز انجام می‌ده.

‫کارش عالیه.

‫می‌دونی، قیمت مناسب.

‫خیلی خوب سنباده می‌زنه، می‌دونی؟ اون...

‫برو ببین این یارو انگشتش گمشده هست

‫یا مدرکی هست که نشون بده

‫رفته شنا با ماهیا.

‫می‌خوام ۱۰۰٪ مطمئن باشم ‫که با چی طرفیم

‫قبل از اینکه از گارد ساحلی بخوایم ‫شروع به گشتن آب‌ها کنن.

‫تقریبا یه هفته‌ست که اینجا نامه داریم.

‫همه‌شون به اسم ‫ایوان نیلز هست.

‫قبض برق. چیزای بانکی.

‫اوه، اینو ببین.

‫این یه سری وسیله گرون‌قیمت به نظر میاد

‫که همین‌جوری دم در گذاشتن.

‫اون در پشتیه؟

‫خب، برو دیگه.

‫باید دنبالش بری.

‫چی؟ دیدی چقدر تند می‌دوید؟

‫هر کی بود، خیلی عجله داشت.

‫چی می‌شه اگه ایوان هنوز تو باشه؟

‫پایین چیزی نیست. اون اینجا نیست.

‫در صورتی که...

‫منظورت اینه که اگه ‫اینجا واقعا صحنه جرم باشه؟

‫خیلی حس و حال خونه مجردی می‌ده.

‫حس می‌کنم ایوان تنها زندگی می‌کنه.

‫هوم، هیچ عکسی از دوست یا خانواده نمی‌بینم.

‫دیدی چقدر طبقه پایین تمیزه

‫- در مقایسه با... ‫- آره.

‫بقیه جاها خیلی کثیفه.

‫شارژر لپ‌تاپ تو پریزه، ولی لپ‌تاپ نیست.

‫اثری از کیف پول یا گوشی موبایل نیست.

‫اینا عینک مطالعه نیستن.

‫ببین، چقدر قوی هستن.

‫حدس می‌زنم یارو بدون اینا ‫هیچی نمی‌تونه ببینه.

‫خب، نظرت چیه؟

‫فکر می‌کنم حق با توئه.

‫یه اتفاق بد برای ایوان افتاده.

‫یه نفر اتاق نشیمن رو تمیز کرده،

‫ولی عینکا رو زیر مبل ندیده.

‫که بهمون نشون می‌ده...

‫اگه ایوان به قتل رسیده، یه نفر ‫خیلی عجله‌ای تمیز کرده.

‫اگه شانس بیاریم، یه سری اثر انگشت، دی‌ان‌ای ‫جا گذاشتن.

‫اوه، ببین.

‫این جعبه‌های مشروب قدیمی.

‫اون قدیما، قاچاقچی‌های مشروب ‫اینا رو جا می‌ذاشتن

‫و مردم ازشون برای عایق کردن ‫دیواراشون استفاده می‌کردن.

‫آها، درسته.

‫تور ممنوعیت مشروب خوریت.

‫خوره؟

‫اتفاقا، دخترم بهم می‌گه که ‫خوره الان باکلاسه.

‫پس، من قبول می‌کنم.

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫فیتز، این یه سوتین شیردهیه.

‫اوه، من خبر دارم.

‫من سهم خودمو دیدم. من یه پدرم.

‫آره، ولی ایوان نیست.

‫باید با همسایه‌ها صحبت کنیم،

‫ببینیم چیزی شنیدن یا دیدن.

‫از اونجا شروع کنیم.

‫اوم، چی...

‫هر چی می‌خوای بفروشی، من می‌خرم.

‫ما پلیسیم، شما کی هستید؟

‫اوم، ترنس. لوزانو.

‫ببخشید، ما، اوم، داریم به دخترمون ‫خوابیدن رو یاد می‌دیم.

‫این، اوم، ایده کریستینا، زنم بود.

‫هوم.

‫منم این شرایطو داشتم، اتفاقا، دو بار.

‫همسایتون، ایوان رو می‌شناسید؟

‫آره، معلومه.

‫آره، اون... یه کم تنده، ولی، اوم،

‫باید بگم که من واقعا از نحوه

‫کمک کردنش تو کارای خونه ممنونم.

‫من تو یه سکوی نفتی offshore کار می‌کنم، ‫برای همین واقعا برای زنم سخته،

‫مخصوصا با بچه.

‫ایوان رو تو هفت روز گذشته دیدید؟

‫نه، ولی من... تازه چند روز پیش

‫به شهر برگشتم.

‫اوم، چرا؟

‫کسی اونو ندیده یا ازش خبری نشنیده،

‫برای همین داریم از همسایه‌ها می‌پرسیم.

‫باید با زنتون، کریستینا، صحبت کنیم،

‫یه چند تا سوال ازش بپرسیم.

‫آره، اون کلاس یوگای ذن رفته.

‫از اون کلاس "خواهرها خودشون ‫کاراشونو انجام می‌دن" ها.

‫باید برم بالا.

‫دنبالش نرو.

‫آره.

‫کسی در مورد اون پسره که دیدیم ‫از خونه ایوان فرار می‌کرد،

‫- چیزی پیدا کرده؟ ‫- هنوز نه.

‫ولی فکر می‌کنی ایوان، ‫اون مرد همه‌کاره‌مون،

‫با زن ترنس رابطه داشته؟

‫اونا تازه بچه دار شدن.

‫و اون سوتین شیردهی تو اتاق ایوان...

‫فکر می‌کنی ترنس می‌دونه؟

‫اون موقعی که اسم ایوان رو آوردیم، ‫اصلا تکون نخورد،

‫پس اگه یه رابطه‌ای بوده، منظورم اگه،

‫فکر می‌کنم ترنس بی‌خبر بوده.

‫ناتاشا، صدات روی بلندگو هست.

‫کالبدشکافی انگشت رو تموم کردم.

‫اون... وایسا، به این می‌گن کالبدشکافی

‫وقتی فقط یه انگشته؟

‫به هر حال، اوم، رگ‌های خونی منقبض ‫نشون می‌ده که بعد از مرگ

‫- کنده شده و خورده شده. ‫- بعد از مرگ.

‫با این اطلاعات، به علاوه هر چیزی که

‫تو خونه مقتول پیدا کردیم،

‫فکر می‌کنم می‌شه به این یه قتل گفت.

‫خیلی خب، ممنون، ناتاشا.

‫باشه.

‫آیا ترنس بهمون دروغ می‌گفت یا واقعا

‫وسط اقیانوس اطلس

‫روی یه سکوی نفتی بود؟

‫باید برای غیبتش مدرک بیاریم.

‫ولی می‌دونی کی روی سکوی نفتی نبود؟

‫زنش، کریستینا لوزانو.

‫این خیلی ذن به نظر میاد؟

‫اوه، تلفن.

‫اگه مادرت زنگ زده، ‫فکر می‌کنم باید جواب بدی.

‫احتمالا می‌خواد در مورد

‫پیغامی که دیروز براش گذاشتم، حرف بزنه.

‫ولی این یه مکالمه نیست ‫که الان بتونم تمومش کنم، پس...

‫فیتز، اینجا چه خبره؟

‫نمی‌دونم.

‫ها؟

‫چه خبره...

‫همه، عقب وایستید!

‫ببخشید، بچه‌ها.

‫چه خبره، سیمون؟

‫من یه کلاس دفاع شخصی دارم.

‫با تمام حواس، که زنا مثل ‫زندگی واقعی غافلگیر بشن.

‫مثل تو زندگی واقعی.

‫و اونا به ما حمله کردن چون...

‫ما آدمای بد استخدام کرده بودیم ‫که یواشکی بیان تو.

‫ببخشید، ما ندیدیم شمایید.

‫هی، اینا پلیسای آموزش دیده‌ان.

‫زحمتتون نتیجه داد.

‫آفرین، کریستینا و رنه.

‫کریستینا لوزانو؟

‫بله؟

‫یه لحظه باهاتون حرف داریم.

‫رابطه‌تون با ایوان نیلز چی بود؟

‫همسایه‌مه.

‫چرا می‌پرسید؟

‫چیزی گم کردید؟

‫اوم، اوم...

‫این... اینو از کجا آوردید؟

‫اوه، ما اینو تو اتاق خواب ایوان پیدا کردیم.

‫اه.

‫حتما وقتی داشت خشک‌کن ‫منو درست می‌کرد، ورداشته.

‫چه عوضی‌ای.

‫دیگه عمرا استخدامش کنم.

‫شما ۱۰۰٪ درست می‌گید.

‫ایوان مرده.

‫قبلا با شوهرتون صحبت کردیم.

‫ترنس؟

‫در مورد سوتین چیزی نگفت.

‫اون همچنین به ما گفت ‫که شما کلاس یوگا بودید.

‫اوه، من... نمی‌خواستم بهش بگم ‫که کلاس دفاع شخصی می‌رفتم.

‫نگرانش کنم.

‫شما در خطر هستید؟

‫من؟

‫اوه، نه، نه، نه.

‫اصلا.

‫من، اوم، تمام روز رو خونه ‫با دخترمون هستم.

‫فقط... حس خوبیه که دوباره ‫خودم باشم.

‫و دوستای خیلی خوبی اینجا پیدا کردم.

‫هر چی در مورد ایوان می‌دونید بهمون بگید.

‫هر جزئیاتی از زندگیش.

‫اوم، اون یه سری کارا برامون انجام داد.

‫ولی من چیز زیادی د ‫ر موردش نمی‌دونستم، واقعا.

‫اوه، یه... یه نفری بود

‫که در خونشو می‌کوبید و داد ‫و فریاد می‌کرد و فحش می‌داد.

‫من و بچه رو بیدار کرد.

‫ایوان روز بعدش معذرت‌خواهی کرد.

‫می‌دونید کی بود؟

‫توضیح داد که اون کسی بود که ازش شکایت کرده.

‫اوم، ری... پاتل، فکر کنم.

‫ایوان خیلی ترسیده به نظر می‌رسید.

‫ما معتقدیم که ایوان نیلز تو خونش کشته شده.

‫زمان تقریبی مرگ، سه‌شنبه گذشته‌ست.

‫تیم پزشکی قانونی داره صحنه رو بررسی می‌کنه.

‫لومینول یه لکه خون کوچیک رو

‫روی زمین اتاق نشیمن نشون می‌ده.

‫عکس‌های اولیه رو فرستادن.

‫ردپای هیدروژن پراکسید و ‫اسید پراکسی استیک

‫روی سطوح تو اتاق نشیمن پیدا شده.

‫قاتل حسابی دنبال تمیز کردن بوده.

‫پس، شما می‌گید ما جسد نداریم،

‫فقط یه انگشت تو ‫یه اتاق نشیمن تقریبا تمیز؟

‫پزشک قانونی معتقده که ‫جسد ایوان تو اقیانوس انداخته شده.

‫هیچ مظنونی داریم؟

‫داریم می‌گردیم ببینیم ‫کسی با ایوان مشکلی داشته

‫یا می‌تونیم اونو وصل کنیم به...

‫رنوف، خبری از محل گالاگر هست؟

‫اون تو دوبلین بود.

‫از کجا می‌دونی؟

‫من از کنترل ترافیک هوایی و گمرک پرسیدم،

‫و اون تو اون بازه زمانی که ‫احتمال قتل هست، اونجا نبود.

‫یه سرنخ از همسایه ایوان گرفتیم...

‫کریستینا لوزانو.

‫ری پاتل و ایوان مشکل داشتن.

‫من با یه دستیار حقوقی

‫از دادگاه منطقه‌ای صحبت کردم.

‫ایوان نیلز و ری پاتل

‫وسط یه دعوای حقوقی بودن.

‫و خسارتش خیلی زیاد بود، بالای ۲۰۰ هزار تا.

‫و طبق گفته کریستینا لوزانو،

‫ری پاتل ایوان رو تهدید کرده بود.

‫شاید ری برگشته باشه.

‫ایوان راهش داده، اوضاع خراب شده.

‫اون تمیز می‌کنه، جسد رو می‌ندازه دور.

‫پرونده‌های قتلی که جسد ندارن، ‫مثل یه طعمه‌ست برای وکیل‌های مدافع.

‫باید جسد ایوان رو پیدا کنیم.

‫دوباره دوربین‌های ‫تو خیابون ایوان رو چک کنید،

‫و هر دوربین مداربسته‌ای.

‫باید یه نفر به اون خونه رفت و آمد داشته باشه.

‫فیتز، من و تو میریم سراغ ری پاتل.

‫پتی، لطفا، می‌تونی ‫تایید کنی که ترنس لوزانو

‫در زمان تقریبی مرگ تو اون سکوی نفتی بوده؟

‫یه مظنون دیگه؟

‫خب، فکر می‌کنیم که زن ترنس، کریستینا،

‫با مقتول رابطه داشته.

‫پس، ترنس می‌تونسته ‫بره اونجا و با ایوان درگیر شه؟

‫خیلی خب، بریم.

‫حتی فکر فرار دوباره هم نکن.

‫جای قشنگیه.

‫خب، اون مرد همه‌کاره ‫سقفمو خراب کرد،

‫مجبور شدم بیام اینجا.

‫ایوان نیلز؟

‫شما رو تو ملکش دیدیم.

‫چرا فرار کردید، اوم، مرد آهنی؟

‫من دارم ازش شکایت می‌کنم برای غرامت.

‫و اون تو جلسه دادگاه نیومد.

‫پس، شما باهاش درگیر شدید؟

‫اون بهم بدهکاره.

‫ایوان نیلز رو شما کشتید؟

‫اون مرده؟

‫ببین، ایوان یه عوضی بود، ‫ولی من کسی رو نکشتم.

‫و این چطور پولمو بهم برمی‌گردونه؟

‫هوم.

‫ما به مدرک شما برای سه‌شنبه نیاز داریم.

‫ببین، من همه‌چیو ثبت می‌کنم.

‫با گروه دویدنم می‌دویدم، غذا آماده می‌کردم، ‫ساعت ۹:۰۰ شب تو رختخواب بودم،

‫تنها.

‫به این می‌گن یه مدرک ضعیف، ری.

‫همینی که هست.

‫من دارم تمرین می‌کنم، ‫یه برنامه سفت و سخت دارم.

‫این کیف ورزشیته؟

‫خون روشه.

‫چی؟

‫اوه، جای عجیبیه برای نگهداری یه چکش.

‫این اصلا مال من نیست.

‫اصلا نمی‌دونم چطور اومد اون تو!

‫ری پاتل، باید با ما بیای.

‫تا وکیلم نیاد، هیچی نمی‌گم.

‫و برای ثبت، من حتی یه چکش هم ندارم.

‫به خاطر همین یه مرد همه‌کاره استخدام کردم.

‫دنی جی، وکیل آقای پاتل.

‫کسی هست بخواد ‫بهم توضیح بده اینجا چه خبره؟

‫ری یه وسیله احتمالی قتل دستش بود.

‫احتمالی.

‫کلمه کلیدی تو این جمله.

‫شماها حکم تفتیش دارید؟

‫نه، وقتی یه وسیله تو دید باشه، ‫نیازی به حکم نداریم.

‫و دی‌ان‌ای خیلی زود ‫بهمون نشون می‌ده که آیا واقعا

‫وسیله قتله یا نه.

‫مطمئنی نمی‌خوای چیزی بهمون بگی، ری؟

‫آقای پاتل با حسن نیت ‫شما رو به خونش راه داد.

‫این اصلا خوب نیست، بچه‌ها.

‫مقتول کیه؟

‫ایوان نیلز.

‫ما همین الان تو دادگاه باهاش بودیم.

‫آره، پس شما علاقه ما ‫به موکلتون رو درک می‌کنید.

‫به علاوه، ری اعتراف کرده ‫که امروز صبح از صحنه فرار کرده.

‫اوم...

‫زمان تقریبی مرگ چقدره؟

‫هفته پیش، یه جایی بین سه‌شنبه

‫و چهارشنبه.

‫پس، یه هفته بعد از یه قتل فرضی،

‫شما یه ورزشکار سه‌گانه ‫معروف رو تو حالت تمرین

‫درحال دویدن تو محله دیدید.

‫همینه که دارم می‌شنوم.

‫خیلی خوبه.

‫ری انگیزه، وسیله و فرصت

‫برای انجام این قتل رو داشته.

‫به علاوه، مدرک شما هم ‫که اصلا وجود نداره، رفیق.

‫شواهد در بهترین حالت، ‫غیرمستقیم هستن.

‫هر کسی می‌تونسته اون چکش رو بذاره اونجا.

‫گاراژش قفل نداشته.

‫و بذارید ازتون بپرسم، اصلا جسدی هست؟

‫در مورد انگیزه، بذارید واضح بگم.

‫من داشتم پرونده رو علیه آقای نیلز می‌بستم.

‫پس، چرا موکل من باید ریسک از دست دادن ‫این پول بادآورده رو بکنه؟

‫همکارامون دارن تو محله پرس و جو می‌کنن.

‫اگه حتی یه فریم از دوربین مداربسته باشه

‫که آقای پاتل رو سه‌شنبه پیش ‫خونه ایوان نشون بده...

‫اون یه صحبتیه که ما

‫وقتی فرضی نباشه، خواهیم داشت.

‫الان می‌ریم.

‫پاشو.

‫دنی جی یه وکیل مدافع خیلی قَدره.

‫چرا اون یه پرونده حقوقی ‫"تعمیرات خرابکاری کرده" رو قبول کرده؟

‫هیچ فیلم یا شاهدی نبود که کسی رو

‫در حال ورود به خونه ایوان تو ‫هیچ زمانی از سه‌شنبه گذشته نشون بده.

‫و خود مقتول ساعت ۱۸:۲۲ به خونه رسیده.

‫و گارد ساحلی هم هر چقدر می‌تونست گشت.

‫جسدی نیست.

‫اگه جسد درست وزن شده باشه،

‫ممکنه ته اقیانوس باشه.

‫اگه اینطور نباشه، ‫یه هفته تو دریا با این جریان؟

‫الان ممکنه پرو باشه.

‫مدرک ترنس لوزانو چی؟

‫سرپرستش تو محل کار تایید کرده که

‫تو چند ماه گذشته تو دریا بوده.

‫نمی‌تونه اون باشه.

‫به چی فکر می‌کنی؟

‫ری پاتل.

‫فرض کن چکش رو برداشته.

‫سر ایوان نیلز رو باهاش شکسته.

‫اونقدر احمق هست که یه وسیله قتل خونی رو

‫تو کیف ورزشی خودش بذاره؟

‫شاید.

‫تجربه من نشون می‌ده، ‫وقتی یه مظنون اینقدر داغ میاد تو...

‫حس یه پاپوش رو می‌ده؟

‫پس، تیغ اوکام می‌گه

‫که ساده‌ترینِ دو تا نظریه رقیب، معمولا

‫درسته.

‫ولی اگه تیغ اوکام... من نمی‌دونم...

‫اصلا نمی‌دونم چیه.

‫همه‌چی رو ساده نگه دار.

‫پرونده ری خیلی ساده‌ست.

‫وضعیت مالی ایوان.

‫بدهی خونه‌اش عقب افتاده بود.

‫خونه‌اش داشت می‌رفت تو رهن؟

‫تا چند ماه پیش که یه دفعه شروع کرد

‫به واریز نقدی به حسابش

‫و پرداخت‌های رهن خونش دوباره شروع شد.

‫مردای همه‌کاره، اونا... نقدی پول می‌گیرن.

‫خب، این چیز رایجیه، نه؟

‫درسته.

‫ولی من با مدیر بانکیش صحبت کردم.

‫ایوان پرسید که آیا اونا ‫ارزیابی هم انجام می‌دن یا نه.

‫و یه سری وسیله با ارزش داشت ‫که می‌خواست جابجا کنه.

‫چه جور وسایلی؟

‫مدیر گفت که دیگه برنگشته.

‫پس، احتمالا هنوز خونه‌اشه.

‫آرچ.

‫آرچ، جعبه‌های مشروب...

‫می‌دونم، می‌دونم.

‫فقط بذارید حرفمو بزنم.

‫قدیما، آدما توشون جاهایی ‫برای دسترسی می‌ذاشتن.

‫که بتونن توشون، اوم، کاغذ، عایق،

‫یه همچین چیزایی تو زمستون بذارن.

‫جای خیلی خوبیه برای قایم کردن یه چیزی.

‫ها؟

‫خب، بالاخره یه چیزی از ‫وسواس مشروب‌خوریت دراومد.

‫آها.

‫اینا رو چیکار می‌کنه؟

‫ارثیه؟

‫بعضیاشون نو به نظر میان.

‫خب، پس دزدی.

‫داشته از مشتری‌هاش می‌دزدیده.

‫اگه چیز اشتباهی رو از ‫آدم اشتباهی دزدیده باشه...

‫به این انگشتر نگاه کن.

‫یه دونه مثلشو دیدم.

‫می‌دونی کجا؟

‫کجا بود؟

‫خونه ایوان.

‫یه دزدی دیگه از شما؟

‫سوتینم و حلقه ازدواجم.

‫این یارو یه مشکل جدی داره.

‫هوم.

‫عزیزم، دستمال مرطوب تموم شده؟

‫بالای کمد لباس.

‫هیچکدوم از اینا رو می‌شناسی؟

‫اوم...

‫نه.

‫نه، فکر نکنم.

‫اگه بهت بگیم که...

‫خب، ما به دوربین ‫در خونه ایوان دسترسی داشتیم.

‫واکنشت چی خواهد بود؟

‫آیا بازدیدهای آخر شب شما رو ‫وقتی شوهرتون خونه نبود، می‌بینیم؟

‫لطفا، صداتون رو پایین بیارید.

‫یه بار اتفاق افتاد. باشه؟

‫یه کم با هم لاس زده بودیم

‫و من یه شب که دخترم خواب بود، ‫یواشکی رفتم اونجا.

‫مانیتورش رو با خودم بردم.

‫و به محض اینکه بیدار شد،

‫من... لباسم رو پوشیدم و برگشتم خونه.

‫حتما اون موقع سوتینم رو جا گذاشتم.

‫اگه شواهد نشون بده که شما

‫تو قتل ایوان دست داشتید...

‫ترنس می‌فهمه.

‫یه اشتباه احمقانه بود.

‫لطفا.

‫دوربین در خونه ایوان رو داریم؟

‫اوه، من... من... ‫حتی فکر نمی‌کنم داشته باشه.

‫هوم. خیلی مرموز.

‫من یه مدت طولانی مخفی کار بودم.

‫می‌دونم کِی باید بلوف بزنم.

‫هر روز بیشتر در موردت یاد می‌گیرم.

‫سنت آگاتا.

‫قدیس حامی...

‫پرستارها.

‫حکاکی روش یه حرف K داره.

‫فکر می‌کنی مال پرستار کوهانه؟

‫چند تا پرستار K تو سن پیر می‌تونه باشه؟

‫اگه مال اون باشه، ‫یعنی ایوان از هارپر هم می‌دزدیده.

‫گزارش پزشکی قانونی بهمون می‌گه ‫که ماده تمیزکننده‌ای

‫که تو خونه ایوان استفاده شده، ‫خیلی جنس اعلایی بوده.

‫درجه بیمارستان.

‫یه چیز دیگه که باید ‫با پرستار کوهان در میون بذاریم.

‫شما چطور...

‫ایوان نیلز اینو داشت.

‫به همراه یه سری یادگاری دیگه ‫که ظاهرا دزدیده بود.

‫اینجا رو نگاه کن.

‫ببین چیز دیگه ای هست که ممکنه بشناسی.

‫نه.

‫هیچکدوم از اینا مال من نیست.

‫فقط سنت آگاتام.

‫ممنون که پیداش کردید.

‫فکر می‌کردم دیگه هیچوقت نمی‌بینمش.

‫مال مادربزرگم بود.

‫اونم پرستار بود.

‫ایوان حتما وقتی داشت ‫طاقچه‌هامو نصب می‌کرد، دزدیدتش.

‫خب، پس دستگیرش کردید؟

‫اون انگشتی که قبلا پیدا کردیم رو یادتونه؟

‫مال ایوان بود؟

‫به قتل رسیده.

‫و قاتل از یه تمیز کننده صنعتی بیمارستانی

‫برای پاک کردن صحنه استفاده کرده.

‫پس، فکر می‌کنید من کشتمش؟

‫چون گردنبندمو دزدید؟

‫خب، نه هر گردنبندی، البته.

‫شما گفتید که نشون دهنده میراث خانوادگیتونه.

‫آره، ولی من بخاطرش کسی رو نمی‌کشم.

‫به علاوه، من سه‌شنبه پیش سر کار بودم.

‫عالیه.

‫و من مطمئنم که ‫کارت ساعتتون اینو نشون می‌ده.

‫روز خوبی داشته باشید.

‫این چی بود؟ من سوالای بیشتری داشتم.

‫ما در مورد روزی که ‫ ایوان گم شد، چیزی نگفتیم.

‫ولی هارپر گفت "سه‌شنبه".

‫چه نکته خوبی رو گرفتی.

‫اوم، تو به اندازه من خوب نیستی.

‫آره، حق با توئه.

‫معمولا بهترم.

‫بریم مدرکشو چک کنیم.

‫مارگوریت؟

‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

‫ما نمی‌تونیم هیچ اطلاعاتی رو ‫در مورد یه تحقیق در حال انجام فاش کنیم.

‫اون وسایلش رو توی متل جا گذاشت.

‫ایوان؟

‫اون برای من کارهای خرده ریز انجام می‌داد.

‫شایعات رو شنیدم.

‫ایوان دزد نبود.

‫اوم، اینا برای نصب ‫وسایل الکترونیکی استفاده می‌شن،

‫مثل دوربین‌های امنیتی.

‫اوه، من می‌تونم از این استفاده کنم.

‫نه. بذارش سر جاش.

‫ایوان تو متل دوربین نصب کرده بود؟

‫متل ما دقیقا خیلی پیشرفته نیست.

‫یه جعبه تجهیزات نظارتی ‫دم در خونه ایوان بود.

‫ایوان آخرین بار کجا کار می‌کرد؟

‫تعمیرات جزئی تو اتاق ۲۰۹.

‫بفرمایید.

‫همه‌چی درست به نظر میاد.

‫خیلی خب، بذار یه چیز دیگه رو امتحان کنیم.

‫فیتز، نگاه کن.

‫اون تو این اتاق متل دوربین داشت؟

‫آه، ایوان.

‫داشتی چیکار می‌کردی؟

‫و آیا همین باعث مرگت شد؟

‫پس، ایوان هم دزد بود هم یه آشغال؟

‫قطعا یه آشغال بود.

‫یه اشتراک بزرگ ذخیره ویدیویی ابری داشت،

‫که من بهش دسترسی پیدا کردم.

‫نگاه کن.

‫اینا همه‌شون از فیدهای ویدیویی جداگانه‌ان.

‫به نظر میاد ایوان تو خونه ‫مشتری‌هاش دوربین نصب کرده.

‫خب، فکر می‌کنی یه نفرو می‌شناسی...

‫ایوان داشت جاسوسی آدما رو می‌کرد.

‫خودشو به گردن درد زده بود.

‫مشروب رو رقیق می‌کرد.

‫آرچ، فقط به تاریخ این واریزها در مقایسه

‫با تاریخ این ویدیوها نگاه کن.

‫همه‌شون تو چند روز همدیگه‌ان.

‫ایوان داشت جاسوسی و اخاذی می‌کرد.

‫ویدیوها کمی بعد از اینکه ایوان خبردار شد

‫که بانک می‌خواد خونشو توقیف کنه، شروع شدن.

‫اشیای قیمتی که پیدا کردیم، دزدی نبودن.

‫اونا پول‌هایی بودن که به ایوان دادن ‫تا ویدیوها رو منتشر نکنه.

‫این یه انگیزه خوب برای قتله.

‫خیلی خب، پس چطور ‫مظنونینمون رو محدود کنیم؟

‫پتی، می‌تونی چک کنی ببینی فایلی اونجا

‫برای هارپر کوهان هست یا نه؟

‫اون اتفاقی روزی که ایوان

‫ احتمالا به قتل رسیده رو می‌دونست .

‫فایل‌ها اسم ندارن.

‫اوم، من هنوز خیلی مونده که ‫همه‌شونو بررسی کنم،

‫ولی بذار ببینم.

‫وایستا، وایستا، وایستا.

‫این ریه.

‫سوال.

‫آیا استروئید تو سن پیر قانونیه؟

‫اصلا.

‫مخصوصا تو ورزش‌های رقابتی.

‫پس به نظر میاد آقای مرد آهنی ‫بالاخره یه انگیزه‌ای داره.

‫ایوان حسابی سعی کرد از من اخاذی کنه،

‫ولی من بلوفش رو خوندم، ورق رو برگردوندم.

‫چطور؟

‫بهش گفتم که به پلیس گزارش می‌دم

‫که مخفیانه از من فیلم گرفته که دارم ‫هورمون رشد استفاده می‌کنم.

‫که یه ماده ممنوعه است.

‫ببین، اگه به دست مقامات برسه، ‫ممکنه یه توبیخ کوچیک بشم،

‫اونم در بدترین حالت.

‫بدترین حالت.

‫به خاطر همین تو خونه ایوان بودی.

‫داشتی سعی می‌کردی نوار رو پیدا کنی.

‫دقیقا به خاطر همین.

‫شاید.

‫ولی، همونطور که وکیلم گفته، ‫شما هیچ مدرکی علیه من ندارید.

‫و این ارزش کشتن رو نداره.

‫الان، لازمه بهش زنگ بزنم بیاد اینجا؟

‫همونطور که شما می‌گید، حسش نیست.

‫آره، ری تو افزایش عملکردش گناهکاره،

‫ولی فکر نمی‌کنم تو قتل گناهکار باشه.

‫پس، راز کی رو ایوان کشف کرد

‫که ارزش کشتن رو داشت؟

‫یه چیزی هست که می‌خوام ‫در مورد مادرت ازت بپرسم...

‫خیلی خب، بچه‌ها.

‫من همه‌ی نوارها رو دیدم.

‫و کارهایی که آدما ‫پشت درهای بسته انجام می‌دن

‫خیلی وحشتناکه.

‫لطفا بهم بگو ایوان فیلم یه شب ‫قرارشون رو ضبط نکرده باشه.

‫یه شب؟ بعید می‌دونم.

‫منظورم اینه که اون یارو ‫فیلم‌هایی از خودش و کریستینا داره

‫- که برمی‌گرده به چند ماه پیش. ‫- حال بهم‌زنه.

‫مدرک کریستینا همیشه برام ضعیف بود.

‫به من اعتماد کن، ‫کارای زیادی هست که می‌شه انجام داد

‫- وقتی یه نوزاد خوابه. ‫- هوم.

‫و اگه واقعا با هم بودن،

‫اون می‌تونسته مدام ‫به خونه ایوان رفت و آمد داشته باشه

‫بدون اینکه کسی متوجه بشه.

‫ولی آیا اونقدر قوی هست ‫که یه جسد رو جابجا کنه؟

‫خب، به اندازه کافی راحت بود که تو رو بندازه.

‫- ها، ها، ها. ‫- ولی حق با توئه.

‫فکر نمی‌کنم بتونه یه جسم مرده رو جابجا کنه.

‫مگه اینکه...

‫با یه نفر دیگه کار می‌کرده.

‫پتی، ویدیوهای بیشتری رو بهمون نشون بده.

‫نه، اون ردیف رو بزن.

‫وایستا.

‫این هارپر کوهانه.

‫زوم کن و پخشش کن.

‫و اینا داروهای بدون نسخه نیستن.

‫هارپر داشت از بیمارستان دارو می‌دزدید.

‫این دو نفر از اولش داشتن ‫بهمون دروغ می‌گفتن.

‫وقتشه این زنا رو بیاریم.

‫سال‌ها کار مخفی.

‫بیشتر با معتادا کار می‌کردم.

‫وقتی یه معتاد رو می‌بینم، می‌شناسمش.

‫هیچ دارویی می‌بینی؟

‫نه.

‫داری وول می‌خوری.

‫وضعیت کلی اضطرابت.

‫یه چیزی می‌خوای.

‫می‌دونیم که از بیمارستان دارو می‌دزدیدی.

‫تو ویدیوهای ایوان دیدیم.

‫و گردنبند سنت آگاتات.

‫خیلی بیشتر از چیزی که ‫نشون می‌دادی، ارزش داشت.

‫ازش برای پرداخت به ایوان استفاده کردی؟

‫حدس می‌زنم کارت با واحد سیار پزشکی،

‫حتما همینطوری قرص‌هاتو گیر می‌آوردی.

‫چون نمی‌تونستی نسخه بگیری،

‫این تو محل کارت تابلو می‌شد.

‫هیچی نمی‌گم.

‫می‌دونستی ایوان داره ‫دیدارهاتون رو ضبط می‌کنه؟

‫تا خیلی بعدش نه.

‫باید خیلی سخت بوده باشه.

‫معلومه.

‫ببین، اولش ما فقط یه رابطه ‫بی‌قید و شرط داشتیم.

‫ولی بعدش بزرگتر شد، می‌فهمی؟ من...

‫تنها بودم.

‫و ایوان مهربون بود.

‫تا وقتی که دیگه انقدر مهربون نبود.

‫شما یه مدرک برای شب قتل ایوان ارائه دادید،

‫بدون اینکه کسی ازتون خواسته باشه.

‫از کجا می‌دونستید سه‌شنبه بوده؟

‫حدس زدم.

‫کارت ساعتتون نشون می‌ده ‫که اون شب ساعت زدید،

‫ولی هیچکس شما رو تو شیفتتون ندید.

‫چرا دارم اینو می‌بینم؟

‫کریستینا لوزانو، هر دوتون،

‫از اولش با ما خیلی مبهم بودید.

‫هر دوتون توسط ایوان مورد اخاذی قرار گرفتید.

‫اون ویدیو داشت، ‫می‌تونست زندگی‌هاتون رو نابود کنه.

‫وقتی تمومش کردم، قبول نکرد.

‫ولی من...

‫من شوهرم رو دوست دارم.

‫دارم.

‫خب، اخاذی شروع شد.

‫ایوان می‌خواست ‫ویدیوها رو برای ترنس بفرسته.

‫خب، چی؟ شما...

‫سعی کردید بهش پول بدید؟

‫اول، حلقه‌ام.

‫ولی اون برای ایوان کافی نبود.

‫بعد، پول. من...

‫نمی‌دونستم چیکار کنم. باشه؟

‫حس می‌کردم دارم شوهرم رو از دست می‌دم.

‫خانواده‌ام. من...

‫زندگیم.

‫با وجود اینکه کاری که ایوان کرد ‫خیلی حال بهم‌زن بود...

‫چیزی که شما دارید توصیف می‌کنید، کریستینا،

‫یه انگیزه واضحه.

‫اون الان تو اتاق کناری با همکارمه.

‫داره داستان خودشو می‌گه.

‫اگه شما دو نفر کشتیدش...

‫الان فرصت دارید که داستان خودتون رو بگید.

‫ما همدیگه رو به سختی می‌شناسیم.

‫دیگه چیزی نمی‌گم.

‫اگه هیچکدومشون حرف نمی‌زنن،

‫ما فقط می‌تونیم چند ساعت نگهشون داریم.

‫به مدرک محکم نیاز داریم.

‫ولی بقیه چی؟

‫خیلی قربانی‌های دیگه هستن که ممکنه ‫می‌خواستن ایوان مرده باشه.

‫نه.

‫یه چیزی بین هارپر و کریستینا هست.

‫هوم.

‫و فکر می‌کنیم یه نظریه داریم ‫که چطور جسد رو جابجا کردن.

‫هارپر با واحد پرستارهای سیار کار می‌کنه.

‫خودروهاشون به ویلچر مجهزن.

‫باور کنید یا نه،

‫هر دوتاشون چهارشنبه پیش ‫صفحات اجتماعیشون رو غیرفعال کردن.

‫اصلا مشکوک نیست.

‫خب، اونا خیلی نزدیک به هم زندگی می‌کنن.

‫فروشگاه‌ها، هر دوربین مداربسته‌ای،

‫و هر جای دیگه‌ای که ممکنه ‫همدیگه رو دیده باشن رو چک کن.

‫وقتی همین الان با هارپر بودم،

‫روی بازوش کبودی‌هایی داشت.

‫خیلی شبیه اینا بودن.

‫می‌دونم اینا رو از کجا آوردی.

‫این زن رو می‌شناسی؟

‫تو کلاس شما شرکت می‌کنه؟

‫آره. هارپره.

‫آیا اون وقت زیادی رو ‫با کریستینا لوزانو می‌گذرونه؟

‫اوه، آره. دو تا از سه تا دوست.

‫صبر کن. چی؟ سه تا؟

‫دو نفر از دبیرستان دوست بودن.

‫یه جورایی کریستینا رو ‫زیر پر و بال خودشون گرفتن

‫وقتی بعد از بچه دار شدن ‫شروع به اومدن اینجا کرد.

‫کریستینا، هارپر.

‫دنی جی.

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫موکل شما دیگه مظنون نیست.

‫ممنون.

‫دیگه از این چیزا خسته شده.

‫این یه تخلفه

‫که یه وکیل با یه مشتری بخوابه.

‫شما اینقدر گنده، معروف، ‫وکیل مدافع موفق هستید.

‫ما فکر می‌کردیم...

‫اگه شما تو یه قتل دست داشتید،

‫یه متخصص می‌شدید ‫تو اینکه چطور ازش خلاص بشید.

‫همه‌ش همین بود؟

‫یه ضبط غیرقانونی ‫که تو دادگاه قابل قبول نیست.

‫و یه حدس که من توش خوب می‌بودم؟

‫می‌دونیم چقدر به هم نزدیکید.

‫و چی رو ممکنه از دست بدید ‫اگه ویدیوهای اخاذی ایوان

‫بیرون بیاد.

‫مربی دفاع شخصی‌تون بهمون گفت که چقدر...

‫چقدر به کریستینا کمک می‌کردید.

‫شما و هارپر اونو تو یه دوره سخت ‫پس از زایمان کمک می‌کردید.

‫سوابق بانکیتون نشون می‌ده ‫که شما برای دو دوره

‫تو یه کلینیک ترک اعتیاد پول دادید.

‫ولی شما هیچوقت بیمار نبودید.

‫هارپر کوهان بود.

‫خب، ما دوستیم.

‫این جرم نیست.

‫سوابق تلفن‌هاتون.

‫یه نگاهی بندازید.

‫صدها تماس. صدها تا.

‫بین شما، هارپر، و کریستینا تو هفته‌های

‫منتهی به قتل ایوان.

‫بعد هیچ تماسی تو شب مرگش.

‫چون شما با هم بودید.

‫شواهد غیرمستقیم برای نسبت دادن ‫یه قتلی که نمی‌تونید حل کنید

‫به سه زن بی‌گناه.

‫خیلی باکلاسه.

‫در مورد وسیله نقلیه پزشکی سیار هارپر چی؟

‫داره بررسی می‌شه.

‫شما باید یه کم دیگه صبر کنید.

‫منتظر نتایج باشید.

‫دی‌ان‌ای ایوان تو ‫وسیله نقلیه پزشکی هارپر پیدا شد.

‫موهاش. رگه‌های خون.

‫اونا هنوز همه‌شون با هم تو این کار بودن.

‫می‌دونم.

‫من بودم.

‫من تنها عمل کردم.

‫من آماده اعترافم.

‫داری چیکار می‌کنی، هارپر؟

‫دنی، وایستا.

‫من دارم اعتراف می‌کنم، ‫ولی تو... باید ازش بخوای که بره.

‫- هارپر... ‫- الان. لطفا.

‫خانم جی رو تا اطلاع ثانوی در بازداشت نگه دار.

‫آره. باشه. باشه.

‫چرا یه کم با هم گپ نزنیم؟

‫من بودم. من تنها عمل کردم.

‫من از وکیل گرفتن امتناع می‌کنم.

‫ایوان نوارهایی از من داشت ‫که داشتم مواد می‌دزدیدم.

‫اون داشت از من و دوستام اخاذی می‌کرد.

‫و باید متوقف می‌شد.

‫رفتم خونش. سعی کردم باهاش منطقی صحبت کنم.

‫بهش پیشنهاد دسترسی ‫به داروخانه بیمارستان رو دادم.

‫اون علاقه‌مند بود، منو دعوت کرد داخل.

‫بعد یه ترتیب دیگه رو پیشنهاد داد.

‫اون پشتشو کرد به من ‫و من نوشیدنی‌شو مسموم کردم.

‫فکر کردم همه‌ی مدارکی ‫که از ما داره رو بردارم.

‫من ذخیره‌سازی ابری‌شو در نظر نگرفته بودم.

‫فکر می‌کنم دوز... دوز درست رو بهش ندادم

‫چون بیدار شد.

‫دنبالم اومد.

‫خیلی زشت و ترسناک بود.

‫من... من نزدیک‌ترین چیزی ‫که دم دستم بود رو برداشتم.

‫و سرشو شکوندم.

‫همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

‫خیلی برنامه‌ریزی نشده بود.

‫و بعد مجبور شدم سریع کار کنم.

‫من... اونو تو ماشینم گذاشتم.

‫و وسایل تمیز کننده رو برداشتم،

‫و همه‌ی خون‌ها رو تمیز کردم.

‫و بعد جسدشو تو اقیانوس انداختم،

‫لپ‌تاپ، هارد درایو هم همینطور.

‫همین بود.

‫چرا سلاح قتل رو نگه داشتی؟

‫نقشه دوم من، به گردن ری پاتل انداختن بود.

‫وقتی اومدید و از من سوال پرسیدید،

‫ترسیدم.

‫و برای همین... ‫چکش رو تو گاراژ ری قایم کردم.

‫همه می‌دونستن ری و ایوان از هم متنفر بودن.

‫داستان عالیه، هارپر.

‫ولی ما باور نمی‌کنیم که ‫این کار رو تنها انجام داده باشی.

‫شما می‌تونید هر چی می‌خواید باور کنید.

‫شما واقعا حاضرید جونتون رو

‫برای این زنا بدین؟

‫داره ازشون محافظت می‌کنه.

‫کریستینا خانوادشو حفظ می‌کنه.

‫دنی، شغلشو.

‫هارپر یه شانسی داره که تو ‫زندون پاک بشه، شاید.

‫عیبی نداره.

‫یه آشغال یه ابدیت رو ته اقیانوس می‌گذرونه.

‫شاید یه جور عدالته.

‫بعضی وقتا این بردها سخته.

‫ولی به لطف راهنمایی‌های هارپر،

‫الان می‌دونیم کجا ‫باید دنبال جسد ایوان بگردیم.

‫اگرچه ترجیح می‌دم ‫تو قبر آبیش رهاش کنم.

‫هوم.

‫با این حال اون زنا. و پیوندشون.

‫آیا تو به یه دوست کمک می‌کردی ‫یه جسد رو دفن کنه؟

‫پتی، می‌خوای چی بهمون بگی؟

‫- من... ‫- نه من.

‫نه، من...

‫هیچکدوم از دوستام ارزش آزادی منو ندارن.

‫این رو یادت باشه.

‫آره، آره، حتما به دوستاتون می‌گیم.

‫فیتز؟

‫نمی‌دونم.

‫بستگی به دوستش داره.

‫هوم.

‫تو، اوه...

‫تو پیامک‌های زیادی داری.

‫آره.

‫مامانت باید خیلی بخواد ‫باهات صحبت کنه.

‫ممنون.

‫یه عکسی از مادرتون دیدم...

‫تو فایل‌های گالاگرتون.

‫درسته.

‫اونم دست داشت؟

‫باشه.

‫گالاگر دلیلی بود

‫که مادرم بخاطرش زندان رفت.

‫اون بهش پول قرض داده بود برای کارش

‫و معلوم شد که کثیفه.

‫اون خیلی ترسیده بود که لو بده.

‫اوه.

‫پس، گندکاری‌های جنایی گالاگر باعث شد ‫که مادرت هم کارشو از دست بده

‫هم آزادیشو.

‫آره.

‫به خاطر همینه که می‌خوام نابودش کنم.

‫بهش گفتم که اون عدالتی ‫که لیاقتشو داره رو براش می‌گیرم.

‫بیا اون حرومزاده رو گیر بندازیم.

‫مامان؟

‫اوه عزیزم...

‫... چیکار کردی ؟

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫با ما همراه باشین Telegram @sands_movie

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.