All language subtitles for Shogun.S01E01.WEB-DL.DSNP.FLUX

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

[در قرن ۱۶۰۰]

برای چند دهه، کاتولیک‌های پرتقالی] [از دادوستد در ژاپن سود زیادی می‌بردند

آن‌ها مکان خود را از دشمنان قسم‌خورده خود] [پروتستان‌های اروپایی، مخفی نگاه داشته بودند

در اوساکا، تایکوی پادشاه فوت شده و ولیعهدی به جای] گذاشته که برای حکمرانی جوان است. حالا پنج ارباب جنگجو [در یک کشمکش تلخ گیر افتاده‌اند

همه آن‌ها به دنبال مقامی هستند که] [...قدرت آن‌ها می‌رساند به

«شوگان»

مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com

«و آریـن درامـا NimaAM تـرجمـه از نیـما » @NimaSub / @ArianDrama

کاپیتان. نتونستم مسیریابی آسمانی کنم ...به خاطر

.ابرها

.بله، ابرها

اگرچه

.ماسه سفید پیدا کردم

.کنار نشون ده

.ده فاتوم. توی قلاب ماسه سفید هست [فاتوم = ۱.۸ متر]

.چیزی رو می‌بینی که مغزت می‌خواد

خب این راهنمای لعنتی اسپانیایی، درباره معبر ماژلان که درست گفته بود، مگه نه؟

بده من اینو. همین کتاب نفرین شده .باعث مرگ همه‌مون شده

دیگه وقتش رسیده که برای خودت .نقشه بریزی

.نه غذایی داری

.از امشب به بعد هم آب نداری

.بالاخره می‌رسیم به خشکی

.بالاخره می‌رسیم به خشکی

.این سُکان‌دارهای انگلیسی لعنتی .هیچوقت نمی‌فهمید کِی باید تسلیم شید

.بالاخره می‌رسیم به ژاپن

ژاپن. معلوم هست چی میگی؟ .داری هذیون میگی

ما اون سرزمین تاریک رو مال خودمون می‌کنیم .و بعد برمی‌گردیم به هلند

.ثروتمند و دور دنیا چرخیده

.نه

.نه، سکان‌دار

.من نیستم

.با پنج تا کشتی شروع کردیم

.بیشتر از پونصدتا خدمه داشتیم

.حالا روی هم یه قایق هم نمیشیم

وقتی به سن من می‌رسی .دیگه تحملت هم حدی پیدا می‌کنه

.این روش مرگ واسه بزدل‌هاست

اِراسموس هنوز ده نفر رو داره که ...امیدشون به توئه

امیدشون به من که چیکار کنم؟

.ما نمی‌تونیم ماموریت‌مون رو تکمیل کنیم .نمی‌بینی؟ هیچی اینجا نیست

.خیلی‌خب. پس بیا

.سکان‌دار

.سکان‌دار، ترسیدن یه رهایی آرام‌بخشه

.مثل خوردن یه نسیم آروم به صورتت

می‌تونی حسش کنی؟

.نفس پروردگار متعاله

.داره صدامون می‌کنه

.گوش کن

.داره به خونه صدامون می‌کنه

.از گرسنگیه

...اینا با خودشون چی

[فصل اول - آنجین]

.پدر

.حیوون باشکوهیه

.قطعا

.خودش رو جلوی نور خورشید پنهان می‌کنه

انرژی‌اش رو حفظ می‌کنه

.و منتظر لحظه مناسب میمونه

.حتی ممکنه نفهمی که اونجاست

.خب

می‌تونیم بریم؟

.به قلعه اوساکا خوش آمدید

ارباب ایشودو تقاضا دارن که

.در اقامتگاه‌تون بمونید

.از این که اومده تعجب می‌کنم

.یه مرد باهوش، می‌فهمه کِی وقتش تموم شده

خب؟

.از اوساکا متنفرم

...اینجا

.یه سگدونی تمام معنا شده

پس اگه اینجوریه

.بیا بریم کارمون رو تموم کنیم

.به اوساکا خوش آمدید

.شورای نمایندگان از آمدن شما سپاسگذاره

.این نوع جلسات بی‌سابقه بوده

فکر کردیم که با توجه به شرایط موجود

.اینجوری بهتره

ارباب توراناگا

در یک سالی که از مرگ تایکو می‌گذره

با نگرانی شاهد اتحاد قدرت

.توسط شما، برعلیه شورا بودیم

کاری که تایکوی فقید، با دلایلی منطقی .اون رو ممنوع کرده بود

من چه قدرتی متحد کردیم؟

.شما اجازه شش ازدواج رو دادید

.اندازه املاک‌تون هم دو برابر شده

اگر نایب‌السطنه‌های عزیز نگران هستند

بذارید بگم که من از ارباب کانتو بودن .راضی هستم

و هیچوقت اولین نفری نخواهم بود .که صلح رو برهم میزنه

.چقدر عجیب

چون صبح امروز

.مادر ولیعهد به قلعه شما در اِدو پناه برده

.نه هشداری دادید، نه اجازه گرفتید

.خواهر بانو اوچیبا، عروس من، حامله‌ست

نکنه بانو اوچیبا رو گروگان گرفتی

تا امنیت خودت در اینجا رو تضمین کنی؟

.ما در صلح هستیم، ارباب اوشیدو

نه بانو در قلعه من گروگان هستن

.و نه من در این قلعه

اگه تایکو الان پیش ما بود چی می‌گفت؟

فکر می‌کنم خوشحال میشد

اگه می‌فهمید که ما پنج نفر .هنوز توافق‌نظر نداریم

خواسته قبل از مرگش این بود که .تقسیم قدرت صلح‌جویانه باشه

بله، البته تا زمانی که ولیعهدشون .به سن قانونی برسه

.و من هم بسیار مشتاق اون روز هستم

.این جلسات خیلی خسته‌کننده هستند

.پس بذار یه جور دیگه بهت بگم

.شورا رای به تقاضای بازگشت بانو رو داده

.برای احضار به دادگاه

وقتش رسیده که دست اون خائنانی که

قصد غصب قدرت ولیعهد دارن رو .رو کنیم

.رعیت، اشراف‌زاده، حتی یه مینووارا مثل خودت

.چهار تا امضا رو می‌بینی

اربابان کیاما، سوگیاما، اونو

.و خودم

عذر می‌خوام

ولی مگه ارباب من همه کارها رو طبق قانون انجام نداده؟

بعد شما اون رو خائن خطاب می‌کنید ...و همچین اتهامات سخیفی می‌زنید

!تادایوشی، بشین

خیلی شرمنده‌ام

ولی نمی‌تونم تحمل کنم که شما .این اهانت‌ها رو بشنوید

اهانت؟

چطور جرات می‌کنی که بگی ارباب ایشودو به من اهانت کرده؟

ازتون درخواست می‌کنم که .اجازه سِپوکو رو بهم بدید [نوعی خودکشی سامورایی‌ها]

من نسل خونواده‌ام رو تمام کسانی که

.نام من روشونه رو به پایان می‌رسونم

.میزبان من، لطفا عذرخواهی من رو بپذیرید

.کاریه که شده

گرچه باید بگم که این طغیان‌های کودکانه در طایفه شما رایجه

.و توهینی به میراث پرافتخار تایکو محسوب میشه

هفت روز وقت داری که مادر ولیعهد رو .از ادو آزاد کنی

و بعد

.راجع به سرنوشت شما رای‌گیری خواهیم کرد

...اوسامی تادایوشی

با نوه تو ازدواج کرده، درسته؟

.بله. فوجی، بهترین نوه من

.ترتیبی میدم که نوه‌ات زنده بمونه

.پسره حماقت کرد

.فقط باید خودش رو سرزنش کنه

نه

.شجاع بود

.من این مرگ‌های بیجا رو قبول نمی‌کنم

پس چرا ما هنوز اینجاییم؟

تو این قلعه گیر کردیم .با درباری‌هایی که می‌خوان ما رو بکُشن

به محض این که مادر ولیعهد رو برگردونن

.رای به قتل ما میدن

متاسفم دوست من

اگه الان باهاشون بجنگیم .چهار ارتش در برابر یک ارتش، شکست می‌خورم

.من باید اینجا بمونم

.برای همین تو باید به جای من به آجیرو بری

تو اسیر دشمنانت هستی

با مرگ چند روز فاصله داری

اونوقت می‌خوای برم سراغ یه کشتی بربرها؟

.لطفا همین الان حرکت کن

داشتم فکر می‌کردم که تو اشتباه کردی .یا نه، هیروماتسو

این که به جای اون درباری‌ها که مرگ منو می‌خوان .طرف من رو گرفتی

.چیزیه که خودم هم بهش فکر می‌کنم

همه چی باید تو عرشه بمونه .تا عموم بررسی‌اش کنه

ارباب یابوشیگه؟

.من فورا براش نامه نوشتم

.می‌خواد شخصا این کشتی رو ببینه

!یان چجوری ببینه؟ برو اونور

می‌تونی ببینی دارن چیکار می‌کنن؟ .یالا

.فکر کنم دارن کشتی رو میارن تو ساحل

می‌تونی بفهمی چی ان؟ کاتولیک‌ان؟

!ساکت

.منم همین رو داشتم بهتون می‌گفتم .اونا ژاپنی‌ان

.همزمان از بخت بلندتون تشکر نکنید

ما بهش رسیدیم. امپراطوری مخفی پرتقال .در شرق

.غیر ممکنه

.دستورات هنوز سرجاشه - کدوم دستورات سرجاشه؟ -

تنها چیزی که می‌دونم، اینه که تو سانتا ماریا تو جنوب و شمال‌مون

.کشتی اسپانیایی بود

.و این سکان‌دار ما رو نجات داد

.ما هنوز هم می‌تونیم باهاشون مذاکره کنیم .کالاهای خوبی برای مبادله داریم

این رو هم بگم که من زبون پرتقالی رو .کامل بلدم

به محض این که پرتقالی‌ها بهشون بگن .ما کی هستیم، اعداممون می‌کنن

.اونا نمی‌دونن ما کی هستیم

.چون کتاب راهنما، هنوز تو اتاق کاپیتانه

و تا زمانی که همونجا بمونه .ما در امانیم

...ما فقط تاجریم

که تو دریا گم شدیم .و دنبال مسیر امن به خونه‌ایم

واقعا فکر می‌کنی که جواب میده؟

.شماها متوجه یه چیزی نیستید

ما تو اقیانوس بی‌باد گیر کردیم .مثل یه لکه تو سطحض آب

از طاعون جون سالم به‌در بردیم

از گرسنگی تا حد مرگ رفتیم .و چرم دور طناب‌ها رو هم خوردیم

.تا الان باید یه مشت جسد میشدیم

.ولی الان اینجاییم

دوازده تا اوباشِ

بوگندوی، پروتستان ولی توانا

که ماموریتی داره، در برابر گله وحشی‌ها

.و اون ناوگان لعنتیِ حرومزاده‌ی گوهخور پرتقالی

!درسته

.حالا من میگم شانس‌مون زیاد هم بد نیست

.اینجا محل مرگ ما نیست

...فوجی، خیلی دیگه معطل‌مون کردی

.برو عقب

.این دستور ارباب ماست !پسرمون رو بده به من

!نمیدم

.فوجی

تادایوشی ارباب‌مون رو جلوی ارباب ایشودو سرافکنده کرده

.و الان می‌خواد پسرمون رو بکُشه

.شنیدم. متاسفم

.ولی من باید به اجبار زنده بمونم

.این دستور از طرف ارباب ما اومده

...من شوهر تو هستم

و این هم نوه تودا هیروماتسوئه

.نامی که باید بهش احترام بذاری

خونواده اون به خاطر کاری که تو کردی .امروز نیست میشه

به چه جراتی سرش داد میزنی؟

.من متاسفم

.ولی حق با اونه

.می‌دونم دلت می‌خواد بمیری

.من هم این حس رو داشتم

با اینحال

.این مرحمتیه که باید ردش کنی

.من مثل تو قوی نیستم، ماریکو

.نمی‌تونم بدون هدف تو این دنیا بمونم

اگه بهت دستور داده که زنده بمونی

.پس همین هدف توئه

آخرین چیزی که به پسرش می‌خوره .باید دست‌های اون باشه

...خدایا

.من رو ببخش

عموی تو تا حالا پاش رو هم .توی این روستا نذاشته

.حتی وقتی پدرت مُرد هم نیومده

همه‌مون باید بیشترین استفاده رو .از این فرصت ببریم

فقط ارباب یابوشیگه می‌تونه زمینی که .حقته رو بهت بده

!زندانی‌ها بیاید بالا

...بزدل‌های بی‌ارزش

از طرف یابوشیگه، اردباب ایزو بهتون دستور میدم

.که بیاید بالا و خودتون رو تسلیم کنید

.سلام عرض شد تو فرمانده اینا هستی؟

اسم من جان بلَک‌تورنه

.و خیلی دوست دارم که باهات صحبت کنم

.همه‌تون بیاید بالا

.اگه قبول می‌کنی، تنها بیام بالا

!نمی‌فهمم چی میگی. بیاید بالا، همه‌تون

.اونا می‌کُشنت، سکان‌دار - .شمشیرهاشون رو ببین -

!بیاریدشون بالا

!مراقب باشید

.نه، نه، نه. باهاشون نجنگید

!برید بالا! مقاومت نکنید

!همه بیاید بالا

.نه، نه. درگیر نشید. زنده می‌خوایمش

!بیارش اینجا

!برگرد بالا

.وحشی‌های نجس

.وحشی‌های حرومی

حالا من تنها میام بالا .و از طرف افرادم، حرف میزنم

.این رو نگه دارید، واسه وقتی که برنگشتم

!سکان‌دار! سکان‌دار

!حرومزاده‌ها

.تسلیم میشم

.تسلیم میشم

.ما تاجریم

.تقاضا دارم که ما رو برگردونید به کشتی‌مون

.ما نمی‌خوایم بهتون صدمه بزنیم

.موراجی

.تو مسیحی هستی

پرتقالی بلدی؟

.خیلی کم

.بهش بگو آروم باشه

.«اومی-ساما میگه، «خوب باش

اینجا ژاپنه؟

.آره

چجوری به زبون شما بگم «می‌فهمم؟»

.می‌خوام افرادم آزاد بشن

.امکان نداره

.بهت التماس می‌کنم، به خاطر نجابتت

.خواهش می‌کنم، تو ژاپن باید خوب باشی

اگه با مهمان‌هاشون اینجوری رفتار می‌کنید

به این حرومزاده بی‌ارزش بگو .شاشیدم به کل کشورتون

.تو وحشی ابلهی هستی

«فهمیدی؟»

این مرد مسیحیه؟

...نمی‌دونیم

!لطفا! وایسا عقب

چرا اسیر شده؟

!بسه

!برید عقب

این مترجم کو؟

ارباب یابوشیگه، افتخارم که .شما اومدید روستا

کشیش از این بهتر پیدا نکردی؟

کشیش، حرف‌های من و این بربر رو .ترجمه کن

این کیه؟

و واسه چی اومده اینجا؟

بوشوی ما، ارباب ایزو کاشیگی یابوشیگه

می‌خواد بدونه که تو کی هستی .و چجوری به این سرزمین اومدی

تو کی هستی؟

.خادم خدا

خدای خودت. اول فرقشون رو مشخص کن .حرومی پاپ‌دوست

کشیش. چرا ازت عصبانیه؟

.شیطانه

.مرگ باید

.دزد دریایی

.اسم من جان بلک‌تورنه، انگلیسی‌ام

.سکان‌دار اراسموس

.یک کشتی تجاری هلندی .دو ماه پیش، مسیرمون منحرف شد

دروغ! اون یک کشتی جنگی هلندیه

و تو هم یه دزد دریایی‌ای که اومدی .تو یه توافق صلح پرتقالی جنگ راه بندازی

.کشیش! ترجمه کن

.مرد خیلی بد

.در ژاپن و پرتقال قتل راه میندازه

اونا ما رو نمی‌شناسن، مگه نه؟

.بهشون گفتی پرتقال تنها کشور اروپاست

و این یعنی من اولین ملوان انگلیسی هستم .که به گنج کاتولیک تو رسیده

و اصلا هم دلت نمی‌خواد حرفای من رو .ترجمه کنی

.من از پادشاهتون تقاضای مذاکره دارم

.تنها خواسته من، عبور امنه

.بهش بگو کشتی توقیف شده

یابوشیگه-ساما میگه، کشتی شیطانی شما .دیگه برای اونه

.به زودی هم تو و افرادت اعدام میشید

!من از اونا نیستم

و نمی‌خوام که کاتولیک‌ها به جای من .حرف بزنن

.نه تو اروپا، و نه تو این کشور شیطانی

.ببریدش تو یه خونه و بشوریدش

!ارباب! خطرناک

!دزد دریایی باید بمیره

تو مدرکی داره که بگه واقعا دزد دریاییه؟

!به صلیب اهانت کرد

.من واسه این خزعبلات مسیحی وقت ندارم

!دزد دریایی باید بمیره

.باشه. ولی به جای این یکی دیگه رو انتخاب کن

.به روش خاص خودم انجامش میدیم

.خب، متاسفم پدر .به زودی کل این قاره رو می‌گیریم

برگرد تو طویله‌ات .یه کیر هم بکن تو کونت

.بیشتر تلاش کن، عمو

!تو همیشه می‌بازی

.تا حالا این بازی رو نکرده بودم، سرورم

.برای یه پیرمرد زیادی پیچیده‌ست

وقتی کوچیک بودی، این بازی رو یاد نگرفتی؟

وقتی همسن تو بودم

.افتخار داشتم که یک گِرویی باشم

تا وقتی قدم انقدر شد

.بین دشمن‌ها ردوبدل میشدم

ارباب یائِچیو

همونطور که می‌دونید، کلاس مکاتبه‌تون

.داره دیر میشه

.سلام، دایویین

.می‌خوام به جاش تیراندازی تمرین کنم

.یک رهبر باید واضح و زیبا بنویسه

.باید تو همه چیز بهترین باشه

.مادرم هم همین رو میگه

به زودی از قلعه تو به خونه میاد؟

.بله، صد درصد

.برید سراغ تمرین مکاتبه

حتی فکرش رو هم نمی‌کنم

که ایشیدو چه قولی به نایب‌السلطنه‌ها داده .که باهاش موافقت کردن

.احتمالا املاک من رو

.بعدش اونا رو هم می‌کُشه

.و بعد هم بچه رو

.قرون تاریک دوباره داره شروع میشه

.من با جونم از ولیعهد محافظت می‌کنم

.البته اگه بتونی جلوش رو بگیری

چیزی که ازش می‌ترسن اسم تو «یوشی توراناگا» نیست

.بلکه اصالت مینووارایی توئه

.من به دنبال مقام اجدادم نیستم

.چون مرد خوبی هستی

ولی این روزها زمان خوبی برای .خوب بودن، نیست

.الان زمان شوگانه

...قبل هم بهت گفتم

.من به دنبال شوگان شدن نیستم

اون مقام یه میراثه وحشیانه‌ست

.از زمان‌هایی کهن

این درخت در ساعتی که یائچیو متولد شد .کاشته شده

.این تیر، از رشدش حمایت می‌کنه

.مثل تو و پسره

اگه تو نباشی، چه بلایی سرش میاد؟

!خواهش می‌کنم !ما فقط تاجریم

!خواهش می‌کنم

!ما فقط تاجریم! توروخدا

!التماس می‌کنم! نه

!نه

!توروخدا! نه

!توروخدا

!خواهش می‌کنم

!توروخدا

بابت رنجی که اربابم برای روستاتون آورده .متاسفم

.خیلی طول نمی‌کشه

ارباب من

.عاشق لحظه مرگه

وقتی آدم ناتوانه

...و مرگ اجتناب‌ناپذیر

این که چطور یک مرد با این لحظه .روبرو میشه

نمی‌تونه از این بیشتر

.نزدیکش بشه

انقدر منتظر موندم .ولی هیچی

.لحظه مرگش اومد و رفت

.مثل بقیه... مبهم

.ارباب. ایشون کیکو هستن

.بهترین فاحشه‌ی ایزو

باعث افتخارمه که بهتون خدمت کنم

.و وظیفه منه که خشنودتون کنم

با اون چشم‌های هرزه‌ات به چی نگاه می‌کنی؟

داری چیکار می‌کنی؟

می‌خواید دست نگه دارم؟

.ادامه بده

.لعنتی

.اوه

.صبح بخیر

چکمه‌هام کجان؟

.اون بربر چقدر طولش داد تا بمیره

.از بیشتر مسیحی‌ها قوی‌تر بود

.درباره‌اش یه شعر بهم بگو

...چشمانش

غایت جهنم بودند

تماما درد

.و گویا

.دیشب صدای فریادهای یه مرد رو شنیدم

.از صداش مشخص بود که درد شدیدی داره

.این خیلی تنگه

خب ببینید، اگر یکی از شما ...قبول کنه

من خیلی دوست دارم که دوباره .با رئیس‌تون حرف بزنم

اون شمشیرداره .همون مردی که شمشیر دایشت

.عالی شد

از وقتی که پدرت مُرده .خوب این روستا رو مدیریت کردی

چند وقت شده؟

.حدود یک سال

.املاکت به ۳ هزار کوکو رسیده

به محض این که رسیدم خونه .انجامش میدم

...عمو، می‌خواستم بگم

نمی‌خواید درباره کشتی بربرها به ارباب توراناگا چیزی بگید؟

.لرد توراناگای ما تو اوساکا زندانیه

بهش گفتم رفتن به اونجا دیوونگیه .ولی کار خودش رو کرد

چرا آدم آینده رو به یه مُرده بگه؟

...پس

.نقشه‌های دیگه‌ای دارید

خودت چی فکر می‌کنی؟

...تو این روزهای بی‌ثباتی فردا چی میشه؟

.بعد از مرگ ارباب توراناگا، قطعا یه جنگ شروع میشه

ارباب ایشودو قوی‌ترین نایب‌السلطنه میشه

ولی اول باید با ارباب‌های مسیحی .توافق کنه

.با سلاح‌های مسیحی‌شون

پس اربابی که یه کشتی پر از این سلاح‌ها رو داشته باشه

.متحد مهمی برای همه‌ست

برادرم درباره هوش پسرش .چیزی بهم نگفته بود

!ارباب

.یه کشتی به ساحل رسیده

.هیروماتسو

با آمدن به یکی از روستاهای من .بهم افتخار دادید

.یابوشیگه

ارباب توراناگا خواسته بود که .در اِدو منتظرش بمونی

ما یک کشتی خارجی با خدمه‌اش رو .توقیف کردیم

.حس کردم به نفع ماست که من اینجا باشم

توپ‌هاشون کجاست؟

بهم گفتن پونصدتا تفنگ، بیست تا توپ

.و چند جعبه طلا و نقره تو این کشتی بوده

.من همه چیز رو آوردم به خشکی

.خوبه

به عنوان رئیس روابط خارجه

ارباب توراناگا این کشتی و تمام محتویات اون رو .مصادره می‌کنه

.با کمال احترام

.ایزو جزو املاک منه

...خیلی متاسفم

من فکر می‌کردم که تو به ارباب‌مون .وفادار هستی

.البته که هستم

.معلومه که این کشتی برای ایشونه

.این یک هدیه‌ست، البته می‌خواستم سوپرایز باشه

.ایشون از سخاوت شما خشنود میشن

.همه چیز رو می‌دونست

.تو روستات یه جاسوس داری

دارید منو کجا می‌برید؟

.تو. نگام کن

بدون دادرسی اسیرات رو می‌کُشی؟ - .دهن این سکان‌دار رو ببند -

پس اینجا اینجوریه؟

این خودشه؟

.بهش بگو قراره ببریمش به اوساکا

.تو میری اوساکا

.تا وقتی افرادم رو نبینم، هیچ جا نمیام

!هی، هی. حرومزاده‌های شاش‌خور

!ممنوعه

سکان‌دار اینه؟

سکان‌دار؟

.ارباب هیروماتسو

.ارباب رودریگز ازش مراقبت می‌کنه

.اول مشروب میدم، بعد مغزشو می‌ترکونم

تعظیم کن. به این سامای حرومی تعظیم کن .تا زندهبمونی

.یارو اینجا مثل پادشاهه

.و بهش بگو گویوشائو

.عذر می‌خوام

به همه ساماهای گوه‌خور، نه؟ .بیا

تو سکان‌دار این هلندی هستی، آره؟ - تو کی هستی؟ -

عن جسوری هستی، آره؟ مختصات لیزارد چیه؟

۴۹ درجه و ۵۶ دقیقه به سمت شمال .بعد از صخره‌ها، جنوب، جنوب غربی

.وگرنه کونت پاره‌ست .پس واقعا سکان‌داری

.انگلیسی هم هستی .دهنت سرویس

.گوش کن، آقا. تو ژاپنی بلدی .من باید بدونم افرادم زنده‌ان یا نه

سامورایی. دوستان سکان‌داره کجان؟

.یکی‌شون اعدام شد

.بقیه‌شون زندانی ارباب یابوشیگه‌ان

.خبر خوب. فقط یکی از افرادت مُرده

و ژاپنیه گفت اگه آدم باشی .بقیه‌شون رو آزاد می‌کنن

کدوم یکی از افرادم مُرده؟

.ببین انگلیسی، افراد تو دیگه مال اونان

اگه برگردی، شاید ببینی‌شون .شاید هم نبینی، از دست تو کاری ساخته نیست

داریم کجا میریم؟ - .اوساکا. شهر بزرگ -

ارباب یوشی توراناگای بزرگ می‌خواد .تو رو ببینه

و از جون من چی می‌خواد؟

.شاید می‌خواد با تخم‌هات بازی کنه من از کجا بدونم آخه؟

ولی اون آدم قدرتمندیه .پس اگه من بودم، میذاشتم بازی کنه

از اونا قوی‌تره؟

ارباب کانتو؟

یه میلیون از این خرافه‌پرست‌ها حاضرن .با افتخار شستن کون اون بمیرن

.اسمت رو نفهمیدم، دوست من

رودریگز. من اسپانیایی هستم که برای پرتقالی‌ها .ملوانی می‌کنم. دوست تو نیستم

.احتمال داره که بتونم برم تو کشتی خودم، رودریگز

.آره. فقط باید یکم خایه‌هام رو بلیسی

.ببین انگلیسی، می‌خوام باهات صادق باشم

من به این ساماها گفتم که .مسئولیت تو با منه

پس یه لطفی به جفتمون بکن .و ببوسش و بذارش کنار

!بِکِش

!بکش

!بکش

.داریم میریم اوساکا که زندانی بشیم

به نظر اشتباه میاد، نه؟

.غروب طوفان میشه - .باید بریم شمال غربی -

.ولی اینا دوست دارن همیشه خشکی رو ببینن

با پرتقالی‌ها اومدی اینجا؟

.واسه گذران زندگی ملوانی می‌کنم

اصلا خودت چجوری اومدی اینجا؟

.از معبر ماژلان اومدم، ماموریت تجاری

کاپیتان زیادی ما رو تو شیلی نگه داشت .بهش هشدار دادم که باد می‌خوابه

.گوش نداد

.و حالا فرماندهی رسیده به تو

.عجب سرنوشتی. شوکومِی

این کلمه یعنی چی؟ - شوکومی؟ -

.اینجا یه جور مسلکه

.مثل کارما

.تقدیر

.سرنوشت تعیین شده

.همه چی با هم مرتبطه، بخشی از چیز کلی .زندگی، مرگ

.آدم فقط باید جایگاه خودش رو قبول کنه

.این آدما وحشی‌های بی‌خدا هستن

یا شاید به تخم‌شون هم نیست که تو چه فکری می‌کنی

.یه دزد دریایی جوون بی‌ارزش

چرا فکر می‌کنی من دزد دریایی‌ام؟

.توی اون کشتی بیست تا توپ داشتید

بیست تا توپ واسه دفاع از خودمون

در برابر ناوهای پرتقالی ناحق که سکان‌دارشون .سگ‌های اسپانیایی هستن

.تصادفی مسیرمون به اینجا رسید

ما فقط یه مشت تاجریم که امیدواریم .یه بار دیگه چشم‌مون بخوره به ساحل وطن‌مون

.ازت خوشم میاد، انگلیسی .جدی میگم

در واقع، حالا که شب درازی پیش رو داریم

فکر کنم باید افتخار گرفتن این شیفت رو .بهت بدم

.بیا

.چقدر هم بهم اعتماد داری - .چرا نداشته باشم -

تو یه سکان‌داری، نه یه وحشی بی‌خدا، درسته؟

فهمیدی؟

.آره

!مثل این که قرار نیست تو اوساکا بمیریم

!باید برگردیم به سمت موج

تخم‌هات کجان، ها؟

همونجایی که هستن و دلم می‌خواد .سرجاشون هم بمونن

.برو پایین، بگو پارو بزنن می‌تونی شنا کنی؟

تو نمی‌تونی؟

!هیچوقت یاد نگرفتم سریع غرق شدن بهتره، نیست؟

!لعنت بهت! برگرد سمت موج

چی؟ چرا هنوز این بالایی دزد دریایی کصخل؟

گور بابای اسپانیایی که به پرتقالی‌ها !خدمت می‌کنه

!گور بابای انگلیس

داره چیکار می‌کنه؟

!بکش

!سفت وایسید

!سفت وایسید! یه موج بزرگ داره میاد

!بکشید

!رودریگز - !دزد دریایی -

!رودریگز

!رودریگز

اگه شما حرومی‌ها می‌خواید زنده بمونید

!پارو بزنید

!بکش

!بکش

.کشتی آماده‌ست

!همگی، داریم میریم

داره چیکار می‌کنه؟

.رودریگو-ساما

.سکان‌دارتون یه جایی همین جاهاست

.ممکنه هنوز زنده باشه

برام مهم نیست چه جور حرومی وحشی بی‌شرفی هستی

ولی جایی که من ازش اومدم .کسی افرادش رو جا نمیذاره

.بد نمیگه که باید دنبال اسپانیاییه بگردیم

.اون سکان‌دار ماهری بود

.تو برو دنبالش. سریع باشید

!ارباب! پیداش کردم

!اونجاست

!رودریگز

!بیا سمت خشکی

.فقط می‌خوام یه نگاه بندازم

.نذار سکان‌داره خودش رو به خطر بندازه

.من میارمش بالا

.من

.آها، فهمیدم

نمی‌تونی جلوی افرادت، از یه چالش در بری، آره؟

.یالا، وحشی

.شاید قبل از غرق شدن، با افتادن بمیری

.بیا سریع انجامش بدیم

.ارباب، بذارید من به جاتون برم

نمی‌بینی داره چیکار می‌کنه؟

.این بربر می‌خواد من سرافکنده شم

.داره امتحانم می‌کنه

.خیلی احمقه، ولی خودش نمی‌دونه

!ارباب

.بابت ارباب گوه‌خورتون شرمنده

.از کشتی بازم طناب بیار

!داره نفس می‌کشه

.طناب داره میرسه

!ارباب

!لطفا یه چیزی رو بگیرید

!ارباب! کمک داره میرسه

داره چه غلطی می‌کنه؟

.عصر بخیر، ماریکو

عذر می‌خوام، سرورم. بهم گفتن که قراره .پدر شوهرم رو ببینم

.هیروماتسو رو پی یه کاری فرستادم

.من می‌خواستم ببینمت

چند وقته که با خونواده ژنرال من وصلت کردی؟

.شانزده سال

.با اینحال، خیلی کم با هم حرف زدیم

ممنونم که به بانو فوجی، کمک کردی .تا با غمش کنار بیاد

.کاش می‌تونستم کار بیشتری بکنم

.خیلی حیفه

از زمانیکه ارباب ایشیدو شورا رو علیه من شورونده

.هر جا رو نگاه می‌کنم، مرگ می‌بینم

اگر نایب‌السلطنه‌ها رای به اتهام شما بدن

.ما هم همراه‌تون به مرگ خوشامد میگیم

.بهم گفتن تو پرتقالی بلدی

.در حد یک دانش‌آموز

پدر شوهرت داره از آجیرو یک زندانی رو .به اینجا میاره

.یک بربر از یک کشتی خارجی

.ازت می‌خوام حرفامون رو ترجمه کنی

حتما پرتقالی‌ها می‌تونن سوجی رو .برای ترجمه بفرستن

از مرگ پدرت چهارده سال می‌گذره؟

چهارده سال

.و سه ماه

آکِچی جینسای مرد شجاع و باوقاری بود

.و من بهش احترام میذاشتم

.ولی می‌دونم که یه چیزی تو رو تسخیر کرده

.این که اجازه نداری با مرگ بهش ملحق بشی

.مثل فوجی

.از جنگ جا موندی و نذاشتن که به هدفت برسی

اگه بهت بگم

که به عنوان اربابت

می‌تونم به هدفت برسونمت، چی میگی؟

.اون بربر دشمن تقدیر ماست

وفاداری‌ات به خدا

با خدمتت به من، تضاد نداره؟

.اگه یه مسیحی ساده بودم، آره

ولی

.من بیشتر از یک قلب دارم

.فکر می‌کنم تقدیرمون ما رو بهم رسونده

تو، من

.و این بربری که می‌تونه اوضاع رو تغییر بده

پام داره آتیش می‌گیره

سرم داره منو می‌کشه .و شاش هم دارم

.پرستار تخمی‌ای هستی، انگلیسی

اون مرد داشت روی اون صخره .خودش رو می‌کشت

اون جونش رو به خطر انداخت .تا تو رو نجات بده

و با این که می‌دونست با اون موج‌ها کارش تمومه .بازم نجنگید

می‌تونست تلاشش رو بکنه .ولی راحت رفت سراغ شمشیرش

.اون مرگش رو انتخاب کرد آدم چه پایان بهتری می‌خواد دیگه؟

من اینجا می‌میرم؟

.احتمالا

خودت چطور می‌تونی ناتوان بودن در برابر این دیوونگی رو قبول کنی؟

.منظورت کل زندگیه

آدم نمی‌تونه در برابر مسیر ناشناخته طبیعت .مقاومت کنه

ولی تنها کاری که می‌تونیم بکنیم .اینه که نقش‌مون رو قبول کنیم

.چرند میگی

.من برای رسیدن اینجا، خیلی جنگیدم

.تسلیم این حماقت نمیشم .نمیشم. نمی‌تونم

چه جالب، آخه فکر کردم تصادفی مسیرت .به اینجا رسیده

ببین، سکان‌دار، فکر کنم باید باهات صادق باشم

.من این رو توی کشتی‌تون پیدا کردم

فکر کنم این راهنما، از یه ملوان اسپانیایی .دزدیده شده

حتما با همین مسیرت تو معبر ماژلان رو .پیدا کردی

.و این یعنی، این هم برای توئه

لیستی از همه پایگاه‌های کاتولیکیه

.که تو و اون مثلا تاجرات، به آتیش کشیدید

.که اگه از من بپرسی، واقعا کار کثیفیه

دستوراتت

همه قلمروهای اسپانیایی رو غارت کنید» به ژاپن برسید

«.و با دنیای جدید، تجارت رو شروع کنید

واسه همینه که بهت هشدار میدم

.به محض این که برسم، این میرسه دست پرتقالی‌ها

.کار من اینجا تموم نمیشه

.من تو این سرزمین نکبت نمی‌میرم

این سرزمین نکبت؟

بذار بهت بگم، انگلیسی .ما به زودی میرسیم به بندر

نظرت چیه یه سر بری بالا؟ .برو. بهم بگو چی می‌بینی

و بهم بگو که وقتی به اوساکا نگاه می‌کنی

باز هم فکر می‌کنی، دنیای ما نهایت تمدنه؟

.و بعد از خودت بپرس

توی همچین سرزمینی قدرت دست چجور مردیه؟

کسی که آشکارا نقشه می‌کشه؟

یا کسی که هیچوقت نمی‌بینی‌اش؟

اینجا یه مثل هست که میگه .همه انسان‌ها سه تا قلب دارن

.یکی تو دهنش تا دنیا بشناستش

.یکی تو سینه‌اش، فقط برای دوستانش

و یه قلب مخفی، که تو اعماق وجودشه .و کسی نمی‌تونه پیداش کنه

این همون قلبیه که اگه کسی می‌خواد زنده بمونه .باید مخفی نگهش داره

.به زودی درکش می‌کنی، انگلیسی

و کی می‌دونه؟

.شاید دلیل داره که تقدیر تو رو به اینجا کشونده

شاید انقدری زنده بمونی .که بفهمی این دلیل چی بوده

«و آریـن درامـا NimaAM تـرجمـه از نیـما » @NimaSub / @ArianDrama

‫آرین دراما در Telegram @ArianDrama Twitter(X) @ArianisDrama

مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com

برای اطلاع از آخرین آدرس سایت، مووی‌کاتیج را در تلگرام دنبال کنید @MovieCottage

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.