All language subtitles for Fake Profile S02E09 (Subtitle_Hemioort)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

با داغون‌ترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت تماشا کن SandsMovie.Ir

مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort

اوه

ونسا داره زنگ میزنه

سلام ونسا

چی شده؟ - خیلی افتضاحه -

سانتیاگو تو این مجتمع یه معشوقه داره

مطمئنی از چیزی که داری میگی؟

الان با یکی تو خونه بی هست

میدونی کی اونجا رو اجاره کرده؟

نه نمیدونم

ولی میفهمم

پروفایل جعلی

مدرکی داری که آنجلا و ونسا...؟

نچ

ولی با یه انگیزه خوب، مدرکشو واست جور میکنم، مشکلی نیست

از کجا میدونی اتفاق افتاده؟

چون یه جفت چشم دارم، دیدمشون، و آنجلا رو میشناسم

چی دیدی؟

!کجا؟ بگو ببینم

دیدی همو بکنن؟ - !سانتیاگو -

هی هی هی، آروم باش، باشه؟ دست زدن قیمتو میبره بالا

منم بازم

...نمیخواستم مزاحم بشم، ولی

حتی یادم نمیاد واسه چی زنگ زدم. فقط خیلی عاشقتم

بدجنس نباش. وقتی این پیامو گرفتی بهم زنگ بزن

به خدا نمیتونم به تو و این قضیه فکر نکنم

کاش میشد زمانو نگه دارم، آنجلا

باید زندگیمو متوقف کنم

میخوام این توقف تا ابد طول بکشه

تو گوشیم چیز جالبی پیدا کردی؟

یه لحظه یادم رفت همه اینا چقدر خوب بود

یادت نرفته بود چه حسی داشت

فقط یادت رفته بود بهم اعتماد کنی

مجبور شدم از دست یه قاتل نجاتت بدم تا باورم کنی

و دوباره بهم اعتماد کنی؟ بیخیال کامیلا

میشه درباره‌ش شوخی نکنی؟ هنوز از همه چی میترسم

ولی نباید بترسی

من پیشتم

آره، ولی... تا وقتی اون عوضی مریضو پیدا نکنم آروم نمیگیرم

خونه نیست؟ مگه قرار نبود استراحت کنه؟

وقت دکتر داشت

فکر میکردم منتظر من میمونه. میخواستم باهاش برم

نگران نباش، تنها نرفت - نرفت؟ -

نه، نه

میتونم اینجا منتظرش بمونم؟

مطمئنم مشکلی نداره. راحت باش

قهوه میخوای؟ - قهوه تلخ لطفاً -

آماده‌ست

خواکین؟ - مراقب روانپزشکه باش -

چرا؟

چون شیفته کامیلا شده

دیروز مجبور شدم از خونه‌ش بندازمش بیرون

جدی؟ یه مرد وسواسی دیگه؟

خواکین؟

اینو واسه امنیت کامیلا بهت میگم، کارآگاه

یادت نره یکی سعی کرد بکشتش

ممنون که این اطلاعاتو بهم دادی

روز خوش

پتی، هر چی میتونی درباره دکتر خواکین دووال در بیار

باشه

دکتر؟

چیزی لازم دارین؟ - نه، نه -

ببخشید مزاحم شدم

با اتفاقایی که افتاده، خیلی نگران کامیلام

فکر کردم بوی الکل حس کردم

ولی همه چی خوبه. مشکلی نیست

بریم تو تراس منتظرش بمونیم؟ - آره حتماً. اونجا بهتره -

نمیدونم کی تو خونه بی هست، ولی فقط یه راه هست که بفهمیم

میخوای چیکار کنی؟

میخوای بدونی شوهرت با کی بهت خیانت میکنه؟

آره، آره، ولی این غیرقانونیه

یعنی نمیتونی بری تو - آره. نفس عمیق بکش -

صاحب این همه ساختمون بودن باید یه مزایایی داشته باشه

هی، ونسا

نگران نباش

چرا نمیری خونه، من بهت زنگ میزنم، هوم؟

خوشت اومد؟

این چیه؟

اگه همه چی درست پیش بره، شرکت خودمو راه میندازم

خیلی خوشحالم

بذار کمکت کنم

...هوم

بابا؟ - جانم عزیزم؟ -

میتونم یه چیزی بهت بگم؟

البته عزیزم. چی شده؟

همه چی خوبه؟ - ...اوم -

میشه بیام پیش تو زندگی کنم؟

معلومه که میشه عزیزم. هر وقت بخوای میتونی بیای پیشم

اتفاق بدی افتاده؟

آخه مامان یه جوری شده

از وقتی از زندان اومده بیرون

بعضی وقتا با خوشحالی بیدار میشه، و با هم میخندیم

مثل قبلا میشه

...ولی بعضی وقتا، اون

بعضی وقتا چی میشه؟

بعضی وقتا حس میکنم مامان ازم متنفره، میدونی؟

انگار نمیخواد با من باشه

همین الان بگو چرا تو این خراب شده زندگی میکنی

این خونه دوست داشتنی و ساده رو اجاره کردم

که بتونم نزدیک تو باشم

میدونی، همین الان دیدم داشتی با معشوقه‌ت تو استخر میپریدی

اون معشوقه من نیست

واقعاً مشکلی با دوجنسگرا بودنت ندارم

همه‌جنسگرا

اینجوری دوستت داشتم. قضاوتت نمیکنم

ولی نمیخوام نزدیکم باشی، باشه؟

میشه توضیح بدی چرا؟

چون تو خطرناکی، اینتی

و چون، به یه دلیلی، یه جوری، باعث میشی کنترلمو از دست بدم

و میدونی، الان نمیتونم این اتفاق بیفته

ولی انگار میتونی بری

با بقیه همسایه‌ها بپری، نه؟

آه، با اون صورت قشنگت اینجوری نگام نکن

...ببین، من بهت میگم

که دوستت دارم

هوم - دارم قلبمو برات باز میکنم -

چون میخوام برگردیم به جایی که قبلاً بودیم

یه همه‌جنسگرای تن‌فروش و بهترین مشتریش

چه عالی - مثلاً. یا معشوقه‌ها -

میخوام هر چه زودتر از این خونه بری

و وقتی رفتی، با هر کی که استخدامت کرده حرف میزنم

و ازشون میخوام پولتو پس بدن

ولی برو بیرون

ولی چرا؟ چرا این کارو با من میکنی؟

چون

تو واقعاً اینجا جات نیست، اینتی

چون جات اینجا نیست

چون تو در اصل دشمن این خانواده‌ای

از ریویرا اسمرالدا اخراجی، و حتماً باید بری

کامیلا هم اخراجه؟

چون فکر کنم اونم دشمنته

اون پشت سر هم با شوهرت میخوابید

و هنوزم با همن

ولی همین الان اومده خونه بغلی

اوه، اینتی

آنجلا

خیلی وقته، هوم؟

خیلی خوشحالم

دعوتمون کردن تو نمایشگاه شرکت کنیم

پس میرم میامی

اوه، متئو، تبریک میگم

خیلی برات خوشحالم. کی میری؟

فردا

البته فقط سه روزه

ولی خیلی یهوییه، نه؟

وقت نمیکنم ازت خداحافظی کنم

آه، آره

یعنی اینقدر سریع بود که نتونستم کاری کنم

خب، نگران نباش. میفهمم

ولی فردا وقت داری یه صبحونه کوچولو بخوریم؟

خداحافظی خوبی میشه قبل رفتنت

حتماً میتونم

همیشه، عزیزم. همیشه برات وقت دارم

فقط بگو کی

پس کی منتظرت باشم؟

خانم کوچولو، امروز دیگه بسه گوشی

نمیخوام برم بخوابم

خب، من دارم میرم. بای مامان

کجا میری؟

قبلاً بهت گفتم. میرم خونه استبان میمونم

هوم

نمیدونستم با پسر لورا دوستی

نیستیم، مامان. تو ریاضی کمکم میکنه

همین - اوه، ریاضی. حتماً -

و با دوستای دانشگاهیش آشنات میکنه

!اِوا، خفه شو

اشکالی نداره، تا وقتی با اون دوست دخترا مراقب باشی

دوست دختری در کار نیست، باشه؟

بای

همش داره چرت و پرت میگه

بای

چرا باید اینقدر زود برم بخوابم؟

چون مامانت میگه

وقتشه - نمیخوام برم بخوابم -

باشه، نگام کن

یادت نره دوستت دارم، باشه؟

منم دوستت دارم

تینا، خوش اومدی

دارم آشپزی میکنم، پس اگه اشکالی نداره بیا آشپزخونه

ممنون

یکم شراب؟

ممنون

بازم اینجاییم. تعجب کردم

...فکر میکردم، اوم

با فحش و ناسزا روبرو میشم

یا حداقل، مثل همیشه

سعی میکردی عصبانیم کنی

هر وقت میتونستی اینکارو میکردی

هنوزم میتونم اینکارو بکنم

ولی خوش شانسیم که من دیگه اون آدم سابق نیستم

هوم

پس چرا دعوتم کردی؟ که عذرخواهی کنی؟

نه. بیا زیاده روی نکنیم

دعوتت کردم اینجا که لابستر معروفمو

که ساعت‌ها روش وقت گذاشتم امتحان کنی

به هر حال، تو سال‌ها دستیار پدرم بودی تینا

تا اینکه گذاشت برم زندان و هیچ کاری نکرد که آزاد شم

اینطوری نبود

پدرم خیلی قدرتو میدونست تینا

قدردانی کمترین چیزیه که میتونست حس کنه بعد همه کارایی که مجبورم کرد انجام بدم

...پس

میدونی من وقتی با بابات آشنا شدم که مامانم منشی جدیدش بود

هوم

پدرو خیلی تاثیرگذار بود

و باهوش هوم

همیشه مهربون و با کلاس بود

یه مرد کامل. همه عاشقش بودن

به سلامتیش

تا اینکه من ۱۲ سالم شد

بعدش از خوابیدن تو تخت مامانم خسته شد

پس اومد تو تخت من که بهم تجاوز کنه

با تک تک سلول‌های بدنم از بابات متنفر بودم

تا اینکه اون نفرت تبدیل به ترس شد

و بعد اون ترس تبدیل به عشق شد

بگو ببینم، چرا داری همچین دروغایی سر هم می‌کنی تینا؟

امیدوارم پدرو فرر تو جهنم داره تو آتیش می‌سوزه

و تو هم به زودی میری پیشش

مدرکی ندارم، ولی مطمئنم

همه قتل‌های اخیر این اطراف

نشون از امضای مرگبار خانواده فرر داره

خون کل خانوادتون نفرین شدست

متاسفم که اینجوری فکر می‌کنی

از ته قلبم میگم، واقعاً تینا

چون من فقط دعوتت کردم امشب یه شام خوب با هم بخوریم

من تو رو مثل کف دستم می‌شناسم آنجلا

نه، تو هیچی نمی‌دونی

!مامان؟ کمک، مامان

!مامان

مامان! چی شده؟

!عوضی

!بابای من یه قهرمان بود

!لطفاً باز کن

!مامان، لطفاً درو باز کن

چی شده؟

چرا جیغ می‌زنی؟ چه مرگته؟

در قفل بود. نمی‌تونستم... خیلی ترسیدم

پس چرا قفلش کردی؟

از پایین صدای جیغ شنیدم. به خدا من قفلش نکردم

فقط دستم سوخت، ولی خوبم. مشکلی نیست

همه چی خوبه. من خوبم

بیا بریم بخوابیم یکم استراحت کنیم، باشه؟

یادت باشه، دیر وقته

!گفتم دیگه با گوشی کار نکن

اشکال نداره. تو خوبی

مامان

چرا رو پات خون هست؟

موقع آشپزی دستم برید

ولی جدی میگم، خوبم

تینا تماس می‌گیرد

سلام

کمکم کن

...آنجلا... آنجلا

...سع... سعی کرد

...س

ممنون که اینقدر سریع اومدی

از کوره در رفتم

یه لحظه، ذهنم دیگه مقاومت نکرد

و فقط کنترلمو از دست دادم

سعی می‌کنی خودتو کنترل کنی

و به بقیه احترام بذاری

و با ذهن باز فکر کنی

و درک کنی که همه مثل هم فکر نمی‌کنن

ولی بعضیا دیوونن

و همینطور خیلی خیلی ناسپاسن

باید می‌شنیدی چه... چه دروغایی درباره بابام از دهنش در میومد

می‌خوام قبل از طلوع آفتاب جنازشو از مجتمع ببری بیرون

تا من دوربینای امنیتی رو درست کنم

هر جا می‌تونی بندازش

بدون تو چیکار می‌کردم؟

آره خواکین بعداً می‌بینمت، باشه؟

یه لحظه فکر کردم داری ازم فرار می‌کنی

نه، نه، من ازت فرار نمی‌کردم

فقط یکم سرم شلوغ بود، می‌دونی؟ همین

باشه، یکم دیگه می‌بینمت

خداحافظ

ببخشید

سیلوینا

ممنون خواهش می‌کنم

خوبه که هر دوتون اینجایین می‌خوام یه جایی دعوتتون کنم

فقط یه تفریح کوچیک برای شما

امروز واقعاً افتخار می‌کنم که همتون رو اینجا

تو این روز عالی گلف

برای مسابقه فرر باراگان خوشامد میگم

که سنتیه که در طول این سال‌ها ادامه دادیم

با حمایت شرکتمون و تمام خانواده‌مون

و از هر نظر مهمه

که تعهدمون به ورزش رو تشویق و پرورش بدیم

پس، امروز اینجا مدیرعامل جدیدمون همراه ماست

که مستقیم از اسپانیا وارد شده تا امروز به ما ملحق بشه

که حالا ضربه افتتاحیه رو می‌زنه تا مسابقه گلف ۲۰۲۴ ما رو شروع کنه

مطمئن نیستم اومدن به اینجا ایده خوبی بود یا بد

اگه می‌خوایم بفهمیم کی اریکا رو کشته باید همین‌جا دنبالش بگردیم

لطفاً بیاین این طرف اگه نمی‌خواین جونتون به خطر بیفته

حالت چطوره؟

سلام

سلام همگی، سلام

سلام سلام

چیزی رو از دست دادم؟ نه

آه چه خوب

بچه‌هام، اوا، لوکاس سلام

اوم، میگل، پدرشون

سلام

حالت چطوره؟

اولین باره که شرکتمون تو این نمایشگاه شرکت می‌کنه

پس خیلی مهمه که اونجا باشیم

هوم

پروازت چه ساعتیه؟

هوم

...یادم نمیاد، ولی

ولی هنوز یکم وقت داریم

فقط ببین پروازت کی میره من می‌رسونمت

چرا اینقدر خوبی تو، هان؟

جدی میگم، واقعاً نیازی نیست

قول میدم

ولی چرا پول تاکسی بدی وقتی من می‌تونم برسونمت؟

من قرار نیست پول تاکسی بدم

استودیو همه هزینه‌ها رو میده

پس حله لازم نیست نگرانش باشی، باشه؟

دلم برات تنگ میشه

منم خیلی دلم برات تنگ میشه

ولی قول میدم وقتی برگردم یه لحظه هم از پیشت تکون نمی‌خورم

قول میدی؟

قول انگشت کوچیک

قول انگشت کوچیک

بنیتو، مطمئن شو همه چیز رو تو کل این منطقه جمع کنی

رئیس

بله قربان. تو ریویرا اسمرالدا

یه جنازه دیگه

زن

تیناست

این زن رو می‌شناختی؟ وای خدای من

آره دستیار پدر آنجلا بود

متاسفم، ولی همتون باید با من بیاین

باید از همه بازجویی کنیم

زن بیچاره

ولی من تا حالا ندیده بودمش چی می‌تونم بگم؟

مطمئنی؟

یعنی هیچوقت اینجا تو باشگاه ندیدیش؟

تینا رومرو کسیه که منو تو لاس وگاس استخدام کرد که بیام اینجا کارتاخنا

نمی‌دونم تو این مجتمع چه خبره ولی همه چی از کنترل خارج شده

چون همون قاتل این کارو کرده، درسته؟

داریم روش کار می‌کنیم

تینا چه ساعتی از خونت رفت؟

شاید ۱۰:۳۰. نمی‌دونم

یا ۱۰:۴۵

...اون

تو شهر قرار داشت

با یه مردی که می‌گفت تو یه اپ دوست‌یابی پیداش کرده

با هم رابطه داشتن؟

صد در صد

عاشق هم بودن؟

فکر نکنم

پدرو عاشق هیچکس نبود

حتی بچه‌هاش؟

بچه‌هاشو دوست داشت

برای همین زود شام خوردیم

دعوتش کردم مسابقه گفت میاد پیشمون

کارآگاه، یه قاتل داره آدمای نزدیک منو هدف می‌گیره

نمی‌تونم فکر نکنم که این شخصیه

نگران امنیت خودم و بچه‌هامم و شما میگی هیچی ندارین

فکر می‌کنی این همون قاتلیه که برادرمو کشت، هوم؟

نمی‌دونم ولی منطقی به نظر میاد

یه نفر اون بیرون داره آدمای ریویرا اسمرالدا رو می‌کشه

و هر کدوم از ما می‌تونیم قربانی بعدی باشیم

یا مجرم

می‌تونی بگی اینجا دشمنی داری؟

نمی‌دونم

فکر نکنم. چطور؟

چون خیلی غیرعادیه که بعد از آتیش‌سوزی مدرکی پیدا بشه

نظریه من اینه که قاتل می‌خواد تو رو مقصر جلوه بده

درسته. چرا اینطور فکر می‌کنی؟

چون قاتل اسکوپولامین و آثار منی تو رو روی ماناکوآ کار گذاشته بود

چیز دیگه‌ای هم گفت؟

ممنون

باشه

ببخشید آه آره، حتماً

یه آئودی مشکی یه ساعت تمام جلوی در باشگاه پارک بود

تونستین صاحبشو شناسایی کنین؟

نه، هنوز نه

میای خونه من، آنجلا؟ هوم؟

بچه‌ها الان اردوان و سانتیاگو هم تا دیروقت نمیاد

میای؟

حتماً

باشه بریم خونه

آره، باشه

دیگه ازم نخواه بهت اعتماد کنم

!فقط یه کار داشتی، فقط یه کار

نه، نمی‌خوام نمی‌خوام به حرفات گوش کنم

خیلی ساده بود

باید جنازه رو می‌بردی یه جای دور

پس چطور گذاشتیش تو یه دریاچه نزدیک جایی که مردم گلف بازی می‌کنن؟

خسته شدم

از این تصادف‌هات خسته شدم

به خاطر یکی دیگه از تصادف‌هات برادرم رفت، می‌فهمی؟

آنجلا، مشکلی پیش اومده؟ نه، فقط این عکسو دیدم

چیزی نیست

چرا نادیدم می‌گیری؟ چیکار کردم؟ من نادیدت نمی‌گیرم ونسا

ولی می‌گیری. شب و روز بهت پیام دادم احساس حماقت می‌کنم

نمی‌دونم چجوری توجهتو جلب کنم عزیزم، فقط خیلی درگیرم

چیز دیگه‌ای نیست همش به تو فکر می‌کنم

واقعاً. قول میدم. هوم؟

یه سری تحقیق کردم ولی هیچ مدرکی پیدا نکردم

که شوهرت بهت خیانت کرده باشه

خونه بی اصلا شبیه این نیست که کسی توش زندگی کنه

تونستی باهاش حرف بزنی؟

خب، دیشب داشت گوشیمو چک میکرد

چیزی دید؟

نمیدونم، ولی برام مهم نیست

میخوام بدونم چرا انقدر ازم دوری میکنی فقط همین برام مهمه، واقعا

متاسفم

میدونم اذیتت کردم ولی باور کن نمیخواستم

میخوام بهم اعتماد کنی

باورم کن

وای چقدر خوشگلی

خیلی بهت فکر میکنم- جدی؟-

منم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که همش بهت فکر نکنم

واقعا؟- آره-

میتونم ببوسمت؟

آره

♪ واقعیت ♪

♪ فرار به دیوونگی تنها چیزیه که منو سالم نگه میداره ♪

♪ میخوام قلبت رو مثل یه ضربان ساز به تپش بندازم ♪

♪ من یه ببرم و خط‌هامو به دست آوردم ♪

♪ زیاد نزدیک نشو وگرنه گازت میگیرم ♪

♪ شاید بدم، شاید خوبم ♪

♪ شاید همش تو خونمه ♪

دوستت دارم

♪ بیا ببینیم کی برنده میشه ♪

♪ من آخرین زنی خواهم بود که سرپا میمونه ♪

اون بر اثر غرق شدگی مرده

ولی نمیتونم تایید کنم که کار همون قاتله

این پنجمین قربانیه که تو آب پیدا شده

هوم

...آره، ولی

مورد این یکی فرق داره

روی صورت و بقیه بدنش سوختگی داره

با روغن بوده؟

...امم- یه ماده خورنده؟-

احتمالا آب جوش

و انگار این کافی نبوده

قاتل چندتا بریدگی عمیق هم روی بدنش ایجاد کرده

تجاوزی در کار بوده؟

نه تجاوزی در کار بوده نه مواد مخدر

فقط کلر از همونایی که تو استخر استفاده میکنن

کل بدنش پر از کلر بوده

شاید تو استخر غرقش کردن

یا شاید سعی کردن تو استخر تمیزش کنن

خب، اگه کار همون قاتل باشه این جسد حتما ما رو به سمتش میبره

از کجا انقدر مطمئنی؟

چون میشناسمشون

میدونم وقتی یه قاتل زنجیره‌ای

دیگه به قوانینی که برای خودش گذاشته احترام نمیذاره

فقط یه معنی میتونه داشته باشه

باید کشتن رو متوقف کنه

داره عذاب میکشه

چیزی که قبلا به قاتل لذت میداد

حالا داره عذابش میده

تینا سالازار از زندان آزاد شد و شروع کرد به رفت و آمد به خونه بی

اون خونه متعلق به گروه فرر باراگانه

و اجاره‌ش به نام کنستانزا مونتیله

یکی از نام‌های مستعار قربانی

لازم نیست بیشتر بگی

از اسپا خبری شد؟- عصر بخیر-

نگران نباش، باشه؟- آره، حتما-

خونسرد میمونم

ولی هیچوقت قیافه‌شو وقتی ما رو تو استخر دید یادم نمیره

عصر بخیر

الان میام

آره. ببخشید

اینتی والدراما، حالت چطوره؟

خوبم. خوبم، آره

باید عجله کنم کلاسم یه دقیقه دیگه شروع میشه

میدونم داری تو خونه بی اینجا تو ریویرا اسمرالدا زندگی میکنی

درسته. فعلا، آره

هوم

خب، انگار عاشق دردسر درست کردنی، نه؟

من میرم

میدونستی

تو آخرین نفری بودی که تینا سالازار قبل مرگش باهاش تماس گرفت؟

واقعا فکر کردی دارم ازت دوری میکنم؟

...خب

نمیدونم میخواستی چی فکر کنم ولی بعد اون اتفاق نگران شدم

هوم

چون همش فکر میکنم شاید واقعا نمیدونی

با اون روانی چقدر تو خطری

ممنون که نگرانمی، واقعا ولی من خوبم

خوبم

و وقتی بفهمم کی بهترین دوستمو کشته حالم بهترم میشه

هوم

درباره جسدی که امروز پیدا شد شنیدی؟

آره. آره، شنیدم

تراژدی وحشتناکی بود

هوم

تو مسابقه چیکار میکردی؟

کامیلا، این سوالو میپرسم که شاید متوجه بشی

داری مدام خودتو تو خطر میندازی

با میگل رفتم

هوم

فکر میکنم قاتل صد در صد یکی از ساکنین مجتمعه

هوم

متوجه شدم این یکی از ویژگی‌های بارز توئه

و واقعا دوست دارم تو این جلسه عمیق‌تر بهش بپردازیم

چه ویژگی‌ای؟

جنبه مازوخیستی تو، کامیلا

میدونی، ناخودآگاه همیشه دنبال درد میگردی

چون باعث میشه از لذت بهره ببری

و میگل، تو این مورد فقط محرکیه برای شهوتی که حس میکنی

بعد از اینکه یه دوره رنج رو پشت سر گذاشتی

باهاش خوابیدم

میدونی، بعد این همه مدت بعد همه کارایی که کردیم

آخرش رفتم باهاش خوابیدم

ولی خواکین باهات روراست باشم

واقعا پشیمون نیستم و لذت بردم

و چرا این کارو کردی؟

دلم خواست

دلت خواست؟

فکر میکنی این جواب یه آدم بالغه، کامیلا؟

هجده ماه

هجده ماه گذشته رو صرف این کردیم که منشا ترومات رو پیدا کنیم

با همکاری هم تو هر گوشه وجودت

کار کردیم تا همه ترس‌هات رو از بین ببریم

و بعد تصمیم میگیری کاری رو انجام بدی "فقط چون "دلت خواست

و برمیگردیم عقب

نه. برای من فقط سکس بود

برای تو فقط سکس بود؟

"فقط سکس بود"

چیه، نمیتونی درباره چیز دیگه‌ای حرف بزنی؟

این تنها چیزیه که میتونی ارائه بدی، کامیلا؟

همش درباره سکسه؟ فقط همین؟

فقط سکس. سکس

یا مسیح، کامیلا، به خودت نگاه کن

داری با زندگیت چیکار میکنی؟

...میخوای به زندگی ادامه بدی مثل یه

زن درمونده؟

تو روانپزشک منی

انقدر اذیتت میکنه که با میگل خوابیدم؟

نه، اصلا برام مهم نیست

صادقانه، برات متاسفم

عالیه

پس فکر کنم اونی که الان به درمان نیاز داره تویی

هوم

کدوم گوری داری میری؟

جلسه هنوز تموم نشده

مسدود شده

الان داری چه غلطی میکنی؟

درو باز کن

این کارو نمیکنم

تا وقتی نذاری توضیح بدم این چه وضعیه، نه

مشکلت چیه، حرومزاده؟

اینتی، وقتی رسیدی خونه بهم خبر بده باید حرف بزنیم

آنجلا، مادرید میخواد فردا ساعت ۱۲ جلسه بذاره

بگو اگه میتونی. خداحافظ

♪ با شیاطینمون میرقصیم ♪

!ونسا

داری چه غلطی میکنی؟

اوه نه، سانتیاگو ...اونجوری که به نظر میاد نیست. واقعا، من

...تو

!جنده عوضی- میخوای چیکار کنی؟-

!ببین، میتونی با هرکی میخوای بخوابی !هرکی که میخوای

!ولی نه با زن من

با ما همراه باشین Telegram @sands_movie

مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.