Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با داغونترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت تماشا کن SandsMovie.Ir
مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
ببخشید
ببخشید
!ببخشید
ببخشید، من... میخواستم یه سوال کوچیک ازتون بپرسم
...آقا، فقط میخواستم بپرسم
پروفایل جعلی
نگو که تو پشت همه این قضایایی
مجبور بودم از کارتاخنا بیارمت بیرون کامیلا
نه! حالم از دیدنت به هم میخوره
!تو هم حسابی منو عصبانی میکنی لعنتی
!هی- نمیفهمی؟-
کامیلا، یه لحظه صبر کن. همه چی درسته همه اینا واقعیه
از جمله معاملهات با جرمان ریورا
خیلی دستکاری میکنی
چی میخوای؟ میخوای به خاطرش بری زندان؟
چون میتونم این کارو بکنم- نه نه نه، کامیلا-
چیکار کنم که از زندگیم بری بیرون؟
اینکه دوباره عاشقم بشی کامیلا، مثل من که عاشقتم
!بسه دیگه
!گمشو از زندگیم بیرون، عوضی
کامیلا
!کامیلا، نمیخوام بدون تو باشم
جسد ایگناسیو سانتوس تو ساحل نزدیک پیدا شد
به همین خاطر داریم فعالیتهاش رو تو آخر هفته قبل از رزرو چک میکنیم
هی رئیس- چه وحشتناک-
بفرما
نه، این نمیتونه تصادفی باشه
وای خدا
میشناسیش؟
فکر کنم
آره، معلومه
یادمه پسر خیلی خوب و خوشتیپی بود
هوم
فرانکو
اگه اشتباه نکنم اسمش فرانکو بود
واقعاً فکر کردی میتونی در بری، هان؟
هی، نگران نباش. آروم باش داداش
آروم باش. بریم سلول من، باشه؟
نه، اینجا بهتره- بریم اونجا-
همونجا نگهش دار
همینجوری نگهش دار
!هی
!یواش. یواش- چیه؟-
خوشت میاد؟- آره، آره-
آه، اینجوری بیشتر خوشت میاد
تکون نخور پرنسس
!هی، تو، همونجا وایسا !دست بهش نزن
!پاشو
!با ما میای. راه بیفت
کامیلا، عزیزم- چیه؟-
کجا بودی؟
ببخشید- جرمان منتظرمونه-
آره. آره، میدونم
خوبی؟ مشکلی پیش اومده؟- نه، واقعاً خوبم-
باشه
چه بوی خوبی میدی. بیا اینجا اون مکزیکیه میتونه صبر کنه
مهمونی میتونه یه دقیقه صبر کنه- دیوید، صبر کن-
باید برم آماده شم
پنج دقیقه. زیاد طول نمیکشه
باشه
دیگه چی؟
مریض ساعت چهارتون باید برسه
عالیه- ...زوج فردا-
اِم، دانا پنج دقیقه بهم وقت بده، لطفاً
هیچ تماس یا مریضی رو وصل نکن، باشه؟
باشه
برمیگردم
کامیلا، چه سورپرایزی
خواکین، ببخشید. میدونم سرت شلوغه ولی... واقعاً باید باهات حرف بزنم
میگل اینجاست
میشنوی؟ میگل اینجاست
اون... اون پشت کار با جرمان ریوراست
باشه. بگو چی شده
نمیتونم جلوی خودمو پیشش بگیرم و میترسم به دیوید صدمه بزنم
...اِم، اشکالی نداره- !کامیلا-
بعداً بهت زنگ بزنم توضیح بدم؟...
البته. هر وقت آماده بودی- ممنون-
پروازهای مکزیکوسیتی
♪ آه مامان، مامان، مامان، گریه نکن ♪
کامیلا رومان. خوشحالم که اینجایی
از آشناییتون خوشبختم- منم همینطور-
اولگا، دستیار اجرایی جرمان ریورا
اولگا، بالاخره همدیگه رو دیدیم- درسته-
بذار دیوید رو معرفی کنم شوهرم. تازه ازدواج کردیم
از آشناییتون خوشبختم. من دیویدم- تبریک میگم-
این سیلوینا، شریک باشگاهه- چطوری؟-
سیلوینا
و این اریکا، رقصنده ستارهمونه
خوش اومدی، اریکا
بفرمایید، از این طرف خیلی خوشحالیم که اینجایید
مسکال؟- اوه آره-
آره، ممنون
منم میخورم- حتماً-
بفرمایید- مرسی-
خیلی ممنون
بفرمایید داخل جرمان منتظرتونه
!واو
♪ انگار به خاطر رنگ پوستمون ♪
♪ از هم جدا شدیم ♪
هوم
هی، بعداً حرف میزنیم
!کامیلا رومان- اوه، ببخشید-
!بالاخره- چطوری؟-
حالت چطوره؟- باعث افتخاره، جرمان-
باید راستشو بگم
اون کامپیوتر من حق چشمات رو ادا نمیکنه
خیلی ممنون- عالیه. عالیه-
هی، من طرفدار پر و پا قرصتم
من نفر اولم
خیلی تو لاس وگاس دیدمت
خیلی دوست دارم، اگه فرصتش پیش بیاد
از این مهمونی استفاده کنیم درباره کار حرف بزنیم اگه مشکلی نداری
ولی میتونیم بعداً هم حرف بزنیم
...هوم
کار و بیزینس خوبه
بیاید یه نوش کنیم- آره-
بذار یکی بگیرم و بهتون ملحق شم
خب، مطمئنم واسه همین اینجام، درسته؟ واسه کار؟
بفرمایید- عاشقشم-
این یکی؟- ...بذار ببینم. هوم-
به سلامتی- به سلامتی-
!و به امید خیلی بیشتر
واو
سلام- !هوم-
جرمان، اریکا و سیلوینا- خوش اومدید-
...سیلوی
سیلوینا سارلی
چه افتخاری- همچنین-
و چه سورپرایزی
چطوری، ریورا؟
واو، چه خوبه که زمان روت تاثیر نذاشته
دقیقاً شبیه وقتی هستی که همو دیدیم
بس کن دیگه
میخوام همتون احساس راحتی کنید
ممنونم. مرسی
شما مهمونای من اینجایید
باید به چندتا کار برسم، ولی خوش بگذرونید
جرمان، مرسی
بعداً میبینمت
واو، حسابی سر و صدا راه انداختی اینجا، هان؟
آره، به نظر آدم خوبیه. بامزهست- مطمئنم همینطوره-
آروم باش. یکم آروم بگیر، لطفاً
♪ فقط یه کم عشق به قلبت ♪
میدونستید که شوهرتون با مردا رابطه جنسی داشته؟
نه
نه، اون هیچوقت همچین تمایلاتی نداشت
یا شاید فقط هیچوقت بهتون نگفته
،مطمئنید از چیزی که میگید یا فقط شک دارید؟
ایگناسیو سانتوس تو همون هتل اتاق رزرو کرده
هوم، شیش بار تو چهار سال گذشته
،برای دو روز رزرو میکرد هر بار با یه مرد متفاوت
مردای جوون، بالای ۱۸ سال
،هنوز شناساییشون نکردیم ولی فیلمهای ویدیویی به عنوان مدرک داریم
حتماً وقتی بوده که برای کار میرفت بوگوتا
...همیشه دو شب میموند و
کسی رو میشناسید؟
،نمیشناسمش ولی چند باری دیدمش
اسمش فرانکوئه
کجا با فرانکو آشنا شدید؟
وقتی تو ریویرا اسمرالدا زندگی میکرد
به چندتا از خانمهای مجتمع کمک میکرد
کمک؟ چجوری کمک میکرد به این خانمها؟
باهاشون میخوابید. اسکورت بود
شما هیچوقت برای خدماتش استخدامش نکردید؟
به نظرتون من شبیه زنهایی هستم که برای سکس پول میدن؟
عذر میخوام
،متاسفم، زیمنا که باید اینا رو از من میشنیدید
اگه به چیز دیگهای نیاز داشتیم، زنگ میزنیم
با اجازه
ببخشید میتونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟
همه چی مرتبه؟
کامیلا رومان از شهر رفته
امروز صبح با تیم کاریش رسیده مکزیکوسیتی
کامیلا
ایندیرا، الان نمیتونم حرف بزنم، باشه؟ وسط یه جلسه کاریام
ببین، این شوخی نیست، باشه؟ این یه تحقیقه
اینو خیلی خوب میدونم مراقب خودم هستم، نگران نباش
بعداً حرف میزنیم
خوبی؟
میگل رو تو هتل دیدم
گوش کن
تو خواهر منی
دوستت دارم، کامیلا
ولی نمیفهمم چرا داری با دیوید اینکارو میکنی
...گوش کن- هیچکس مجبورت نکرد باهاش ازدواج کنی-
من کاری نمیکنم
هیچی بین ما نیست، اریکا
میگله که همش دنبال منه
نه، اینکارو نکن
دنبالته چون بهش امیدواری میدی
اوه، من میدم؟- !آره-
و چجوری اینکارو میکنم اریکا؟ بگو- !اون میدونه-
اون مرد همش دنبال منه
ول نمیکنه من اصلاً به کسی امیدواری نمیدم
تنهام نمیذاره
دنبالته و میدونه چجوری وسوسهات کنه و بهت نزدیک شه
بس کن اریکا، باشه؟- فقط دارم میگم-
آنجلا
ونسا، سلام
سلام- اِم، حالت خوبه؟ چی شده؟-
میخوای بیای تو؟- نه نه، عجله دارم-
فقط اومدم چون یه کم نگرانم
خبر مرگ ایگناسیو رو دیدی؟
نمیخوام اونو ببینم
الان فقط باید شجاعتمونو جمع کنیم
و شاید سیستم امنیتی که داریم رو تقویت کنیم
نگران اون نباش، واقعا یادت باشه، همیشه اولویت بابام بود
میتونم تصور کنم- ...خب-
خیلی دلت برای پدرت تنگ شده؟
برای همینه که نباید تنها باشی
میخواستم درباره شام امشب مطمئن شم
امشب هنوز اوکیه؟
این که قبلا حل شده بود، نه؟
هیچوقت فرصت چشیدن یکی از دستپختهات رو از دست نمیدم
شنیدم تو آشپزی حرف نداری
اونقدرام خوب نیستم، واقعا
میتونستی اینو تو واتساپ تایید کنی، نه؟
...آره، ولی فقط یه بهونه میخواستم که بیام اینجا چون
نه، اگه میخوای منو ببینی نیازی به بهونه نیست
...فقط اینکه- هوم؟-
اون شب تو رو با امانوئل تو آشپزخونه دیدم
جاسوسی نمیکردم
رفته بودم آب بخورم، اونجا دیدمتون
♪ چشمام به پشت سرم چرخید ♪
♪ ...همه اینا رو میگیرم ♪
متوجه شدم
خب، قصد نداشتم بهت بگم ولی... ولی اشکالی نداره
ببین، اگه چیزی هست که زندان وقتی اونجا بودم بهم یاد داد
اینه که ناچاراً یاد میگیری قدر چیزا رو بدونی
و نگران قوانین مسخره اجتماعی که واقعاً اهمیتی ندارن نباشی
هوم
خب، پس باشه- تو مهربونی-
اوه
آه
گرفتمت- شام عالی میشه، آره-
نمیتونم برای امشب صبر کنم- آره آره، شب میبینمت-
یه مدت خوابت برد
باورم نمیشه، میدونی
یه چرت واقعی زدم تو یه پنجشنبه بعد از ظهر
چه خوابی دیدی؟- نمیدونم-
یادم نمیاد
چرا؟
چون به نظر میومد داری خیلی خوش میگذرونی
!دروغگو
خیلی دروغگویی، باورم نمیشه- واقعاً همینطور بود-
میدونم داری سر به سرم میذاری
جدی میگم
ولی، اوم، نظرت چیه؟
تو مصرف آب صرفهجویی کنیم ...با هم دوش بگیریم
و بریم یه شام خوب بخوریم...
مگه کار نداری؟
نه، امروز نه
تو استودیو خودم زمانمو مدیریت میکنم پس مشکلی نیست
آهان
حالا فهمیدم چرا اینقدر آزادی
برای من آزادی خیلی مهمه
ولی میتونم اونو با هر چیز یا هر کسی بسته به اینکه کی باشه معامله کنم
!اون گوشی منه! گوشی منه
!اوه
الو؟
سلام مامان
آه، سلام عزیزم
کجایی؟ هنوز مدرسهای؟
آره، تقریباً تموم شده. تو چی؟
راستش الان تو یه جلسه بودم
اوم، ولی دارم میرم دفتر. چطور مگه؟
نه، هیچی
فقط میخواستم ببینم اگه نزدیکی میتونم باهات برم خونه
اوه
اوم، نه عزیزم فکر کنم این جلسه طول بکشه
باشه
خب، پس خونه میبینمت
دوستت دارم
من بیشتر دوستت دارم
اوه، تبی بود، پسرم
مرسی. امروز بعد از ظهر فوقالعاده بود
اوم
و ممنون برای کتابم
با این غافلگیرم کردی
نمیدونی چقدر دنبال "نور دشوار" میگشتم
خوشحالم که خوشت اومد
همه جا تموم شده غافلگیرم کردی
خوشحالم- ممنون-
خب، خیلی گشنمه
قبل از اینکه بری غذا بخوریم؟
خیلی دوست دارم، ولی فقط وظایف مادرانه دارم که باید برم انجام بدم
پس چطوره یه آبجو بزنیم؟
فقط یه آبجو، بعدش میری
بقیه روز از دستم راحت میشی
یکی- یکی-
و اینم میز شما خانم
خیلی ممنون- منتظرتون بودیم-
بذارید کیفتون رو بگیرم. بفرمایید- ممنون-
هی، ببخشید آقا
میشه دو تا آبجو بیارید لطفاً؟ ممنون
میشلادا یا ساده؟- ساده-
بله، همین الان
مرسی- ممنون-
خب، بیا یه چیزی رو شانسی انتخاب کنیم
!هی، عوضی
!اه! برگرد، حرومزاده- !ماتئو، صبر کن! وایسا، وایسا، وایسا-
!لعنتی- ...میدونم، ولی-
حس خیلی بدی دارم- آه! اشکال نداره، اشکال نداره-
ایگناسیو مرده؟- اونم همینطور-
اینو ببین
اینم مدرکی که لازم داری
یعنی من بیگناهم
اگه این مرد وقتی من اینجام کشته میشه
!معلومه که آدم اشتباهی رو گرفتین لعنتیها
...نمیخوام کار شما رو انجام بدم، ولی
جنازه ایگناسیو سانتوس تقریباً سه هفته پیش پیدا شد
برام مهم نیست مرده یا زندهست یا مادربزرگش مرده
من هیچ ربطی به قتلش ندارم
میدونستی زن داشت، خانواده داشت؟
این چه سوال مسخرهایه؟
سوالهایی که جوابشون برام مهم نیست نمیپرسم
فکر کنم داشت
کی رسیدی کارتاخنا؟
یه مدت پیش. چطور؟
"یه مدت پیش"
چون از دروغهای مزخرفت خسته شدم
نمیدونم چیکار کنم که باورم کنی
همه چیز رو بهت گفتم
میخوای باورت کنم؟
پس لیست رو بده
همه کسایی که به عنوان اسکورت استخدامت کردن
من لیستی ندارم اینجوری کار نمیکنه
باید قبل از پرسیدن سوالای احمقانه یه کم تحقیق کنی
و این مرد
دو ماه قبلش بهم زنگ زد
دیگه به عنوان اسکورت کار نمیکردم فکر کردم میتونیم حرف بزنیم
همدیگه رو دیدیم و تموم شد رفت
این به این معنی نیست که هنوز اسکورتم روشنه؟
اسم همه مردا و زنایی که تو ریویرا اسمرالدا استخدامت کردن
فرانکو
گلوریا، آنجلا تو دفترشه؟
بله، اینجاست آقا ولی با پلیس جلسه داره
میتونم کمکتون کنم؟
نه نه نه، مهم نیست. ممنون
کارآگاه، باور کنید
هیچکس بیشتر از من علاقهمند نیست که این پرونده یه بار برای همیشه حل بشه
تا وقتی قاتل آدریان تقاص کارش رو پس نده آروم نمیگیرم
ولی راستش، صادقانه بگم دیگه اطلاعات بیشتری درباره این شخص ندارم
پس چیز دیگهای برای گفتن ندارم
اینتی والدراما مستقیماً با سه تا از چهار قربانی در ارتباطه
از جمله برادر شما
باور کنید نمیخوام اذیتتون کنم آنجلا
ولی واقعاً به اطلاعات نیاز دارم
البته
میدونم شما یکی از مشتریهاش بودید
...پس
شاید بهتر باشه از اول شروع کنیم
بگید، اولین بار کجا دیدینش؟
!براوو- !هورا-
!براوو
چی شده؟
چرا پکری؟- هیچی-
چی شده؟
نه، هیچی
منم همینو میخواستم بپرسم
نه، فقط امیدوار بودم بتونیم درباره گلدن لیپس تو مکزیک حرف بزنیم
چون مگه برای همین نیومدیم اینجا؟
هی، گوش کن کامیلا رومان، نگران نباش، باشه؟
رویات به حقیقت میپیونده
ایده فوقالعادهایه
و خیلی مشتاقم که با هم کار کنیم
!عالیه، آره
به سلامتی- حقته-
بزن بریم- به سلامتی-
آروم باش. سعی کن خوش بگذرونی
خوشم اومد
با آب، محض احتیاط
اومدی گند بزنی
چی میگی؟- !گمشو بیرون-
چرا از اینکه میخوام پنج دقیقه با کامیلا حرف بزنم عصبانی میشی؟
نمیخوای حرف بزنی
فقط سکس میخوای، نه؟
گول نمیخورم، میگل
فکر میکنی نمیدونم قصد واقعیت چیه، یا چی؟
هر چی من با کامیلا میخوام !به خودم مربوطه، پس تنهام بذار
!نه، تنهات نمیذارم لعنتی
به من مربوطه چون کامیلا بهترین دوستمه
!و تو داری زندگی مشترکشو خراب میکنی
!بسه. تمومش کن- میدونی بدترش چیه؟-
!این عشق نیست. غرورته- !بسه-
بالاخره! میتونم باهات حرف بزنم؟- اینجا چیکار میکنی؟-
!برو بیرون
برو بیرون! دیگه هیچوقت اینجوری با اریکا حرف نزن، فهمیدی؟
اومدم چون میخوام باهات حرف بزنم- برو! گمشو بیرون-
به نگهبانی زنگ بزن
!نگهبان! کمک! داره بهم دست میزنه
نگهبانی- !من کاری نمیکنم-
این عوضی داره بهم دست میزنه
متاسفم، ولی باید برید بیرون- !من کاری نمیکنم! به من دست نزن-
آقا، برید بیرون- من اصلاً کاری نکردم-
میخوام همین الان بری عقب و دستتو از روم برداری، عوضی
این چیه؟ جدی میگی؟- !برو بیرون-
!ببرینش بیرون- میشه پنج دقیقه حرف بزنیم؟-
!ولم کن
باورم نمیشه بازم باید تنهایی غذا بخورم
آخی عزیزم، خیلی ببخشید
من شام خونه دل ریوس ها دعوتم
میای با ما؟ - نه نه نه نه نه -
ممنون، حدود ۴۰۰ صفحه زیست شناسی دارم که باید بخونم
اوه چقدر درس، طفلکی تو
روزت چطور بود؟ طولانی بود؟ خیلی کار کردی؟
آره، میدونی که، مثل همیشه
راستی اسم اون پسره چی بود... همونی که تو تیندر بود؟
چرا میخوای بدونی؟
میدونی که میتونی هر چیزی رو بهم بگی
استبان، میدونم
باور کن اگه چیز مهمی بود
بهت میگفتم
میدونم مامان، داری خیلی تلاش میکنی که زندگیت رو از نو بسازی
ولی من فقط میخوام ازت محافظت کنم
دوستت دارم - منم دوستت دارم -
و برای شام، اوم، از شنون بپرس
گاستالدی ورا، متئو لوچیو
جمهوری کلمبیا کارت شناسایی
تاریخ تولد
اوه - بفرمایید -
مواظب باش هنوز داغه - به نظر خوشمزه میاد -
باورنکردنیه، نمیدونستم حرفهای هستی
خواهش میکنم، بفرمایید. راحت باشید
امشب قراره حسابی خوش بگذره
بابا بچهها، من فقط یه پائیا درست کردم. اصلاً پیچیده نیست
بفرما
خب، شاید برای تو که آشپزی چیز مهمی نباشه چون سرآشپزی
ولی برای منی که حتی بلد نیستم نیمرو درست کنم
این یه اثر هنریه، میدونی
ممنون - خیلی خوشمزهست ونسا -
معیارها رو برای دفعه بعد خیلی بالا بردی
دقیقاً
جدی میگم
!اوم، اوم
یکم خشک نیست؟
چی داری میگی؟
خیلی خوشمزهست
این همون پائیاییه که همیشه درست میکنم. واقعاً خوشت نیومد؟
یه پائیای خوب اینجوری نیست. ببخشید
مطمئنم وقتی همسر زیبای من داشت درستش میکرد
فکرش جای دیگهای بود
متأسفم
عزیزم، موقع پختن مزهش نکردی؟
ونسا، به حرف این احمق گوش نده
معلومه که تو اصلاً ذائقه نداری
این فوقالعادهست
در واقع اگه نمیخوای، چه بهتر. من میخورم
آره منم همینطور، میبرم خونه
سانتیاگو نمیفهمه چی میگه
نه، اون میدونه چی میگه
چون کل عمرش پائیا خورده
مادربزرگم دستور پختش رو به مادرم یاد داد
و اونم به ونسا یاد داد
تو چی؟
آشپزی بلدی؟
میتونم یاد بگیرم
پس بهتره ساکت باشی، نه؟
بهتره دهنت رو ببندی چون نمیفهمی چی میگی
آخ
و با توجه به این بیادبی، وقتشه که برای ونسا غذا بکشیم
خودم میتونم - چقدر بیادب بودیم -
ممنون - بذار کمک کنم -
یه کم از همه چی، نگاه کن
اینم چند تا صدف - فکر کنم یکم بیشتر میخوام -
خیلی صدف دوست دارم، مرسی
ونسا، جدی میگم، ممنون
این شام فوقالعادهست
واقعاً - خیلی خوشمزهست -
به سلامتی سرآشپز
به سلامتی - به سلامتی سرآشپز -
به سلامتی - به سلامتی -
زندان کارتاخنا
اینتی والدراما، بریم
کجا داریم میریم؟
هان؟
با توام
فکر میکردم تو زندان مرده باشی. زنده شدی
آزاد شدم
درست مثل تو و آنجلا
آره
فرقش اینه که من کاری نکرده بودم
گناهکار یا بیگناه
قاضی و وکیلها برای آزاد کردنت از اینجا همون پول رو میگیرن
...میدونم که تو گذشته
اختلافاتی داشتیم
ولی همه چیز رو میشه با حرف زدن حل کرد - حرف زدن؟ -
این چه وضعیه؟
کجا داری منو میبری؟ کلیسا؟
باید دعا کنیم؟ - نه -
شاید یه کار برات داشته باشم
سوار شو
حتی برات لباس هم آوردم
خداحافظ - کمک میخوای؟ -
آره لطفاً
چی شده؟
امروز وقت نکردی غذا درست کنی؟
...نه سانتیاگو، هیچی نشده. بهت گفتم که
این همون پائیاییه که همیشه درست میکنم. واقعاً
شرط میبندم تمام روز رو تو اسپا لم دادی
وقت تلف کردن، مثل همیشه
و میدونم که کاملاً خبر داشتی امشب مهمون داریم
چقدر رقتانگیز بود
هیچکس اینطور فکر نمیکنه سانتیاگو، هیچکس
اگه خوشت نیومد میتونستی... هیچی نگی
همین
کسی چیزی نگفت چون مؤدب بودن
همین بود
چون این آشغال واقعاً غیرقابل خوردن بود
تنها مسئولیت تو
اینه که حواست باشه
به هر جزئیات کوچیکی تو این خونه
...و صادقانه، این اواخر
حتی همینم نمیتونی درست انجام بدی
چت شده؟
هیچی
هیچی
ببخشید که اصرار میکنم ولی سانتیاگو یه عوضیه
فقط پول براش مهمه
موافقم باهات
طفلک ونسا، معلومه که تو این موقعیتها معذبه
به هر حال، پائیا خیلی خوشمزه بود
وای خیلی خوب بود - آشپزیش حرف نداره -
خیلی خوب بود - آره -
نمیفهمم چرا زنها گاهی اینقدر به خاطر عشق زجر میکشن
نه، در واقع ما مردها هم به خاطر عشق زجر میکشیم
آره حتماً
"اوه "ما مردها هم به خاطر عشق زجر میکشیم
اینو کسی میگه که مجرده و آمادهی رابطهست
تو تنهایی چون خودت میخوای
خب من دیگه میرم
ممنون - میبینمت -
به زودی میبینمت - خداحافظ عزیزم -
برسونش خونهش، مواظبش باش - حتماً -
خداحافظ
خب، منو میرسونی خونهم؟ - هوم؟ -
یا ماشین گلفت شارژش تموم میشه؟
نه
میرسونمت خونهت ولی به یه شرط
که اول یه سر بریم خونهی من یه نوشیدنی آخر شب بخوریم
باشه؟
بزن بریم
دوباره بیرون دیدیش؟ - نه -
نه؟ - نه، همش نگاه کردم ولی نه -
بهتره دور و بر نیاد
فکر کنم باید باهات بیام
نه نه نه نه نه، همینجا بمون
از شبت لذت ببر، تو و دیوید
خوش بگذرونید
چی شده؟
به کسی نمیگم
باشه - فردا میبینمت -
رسیدی زنگ بزن؟ - آره حتماً -
دوستت دارم
منم دوستت دارم - خوش بگذره، دوستت دارم -
پس رفتی مهمونی و منو دعوت نکردی
خب متئو، فقط یه شام خونهی همسایهها بود
مهمونی نبود
شوخی کردم
ولی شاید اگه همه چیز همینطور که داره پیش میره ادامه پیدا کنه
نمیدونم، شاید یه روز به زودی
بتونم با همسایهها و دوستات آشنا بشم
...و اگه بخوای
با استبان هم
فکر نمیکنی یکم زوده؟
نه حق با توئه
...ببخشید، من
گاهی اینجوریم
...عجول، یا وقتی از چیزی خوشم میاد
...نمیدونم، حس میکنم
کنترلمو از دست میدم
چه خطرناک - خیلی خطرناک -
راستش شخصیت اعتیادآوری دارم
میدونی؟
همه جور اعتیادی، واقعاً
مثل کافئین یا عشق، مثلاً
...خب
خوش اومدی
آره ممنون
ببینم
زندگی قهرمان
ورزشکاران نخبه
واو
ستارهی ورزشی
هنوز بازی میکنی؟
الان نه
منتظر یه پیشنهاد هستم که... اوم، جالب باشه
ولی عجلهای ندارم
واقعاً دلت برای رقابت تنگ نمیشه؟
صادقانه؟
نه
من عاشق ورزشم آنجلا
حرکت دادن بدنم، رسیدن به اهداف
همین
و صادقانه، کل این داستان فوتبال
...پول، قدرت
خستهم میکنه
آره
ولی باید دلت براش تنگ شده باشه
چون تا جایی که من میدونم فوتبالیستها معمولاً تحریک میشن
وقتی برنده میشن و تیم حریف رو شکست میدن
شاید
میدونی، به نوعی
...اون، اوم
...هیجانی که تجربه میکنی
...چیزیه که میتونی
بیرون از زمین فوتبال هم بدستش بیاری
با یه کم
قدرت
باشه
باشه، باشه، اوم
ولی همه چیز قدرت نیست همسایهی عزیز
نیست؟ - نه -
داری فراموش میکنی که به مهارت هم نیاز داری
و دقت خیلی زیاد
کامیلا؟
کامیلا؟
کسی اونجاست؟
!صبر کن، نه
!کمکم کنید
!یکی کمک کنه
!حرومزاده عوضی
!گمشو
!پس قاتل عوضی تویی
ممنون داداش
!اریکا! اریکا
!کامیلا، صبر کن - !ولم کن! ولم کن -
!اریکا - عزیزم خواهش میکنم -
!اریکا! ولم کن - خواهش میکنم، نه -
!همین الان ولم کن لعنتی
!ولم کن! اریکا، خواهش میکنم - !کامیلا، خواهش میکنم -
!اریکا! اریکا - کامیلا -
!زنگ بزن آمبولانس، لعنتی
!خواهش میکنم، اریکا
!اریکا
با ما همراه باشین Telegram @sands_movie
مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.