All language subtitles for Fake Profile S02E02 (@Subtitle_Hemioort

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه از Hemioort

"برای ترجمه های بیشتر به چنل تلگرامی سر بزنید" @Subtitle_Hemioort

کامیلا، تو الان اینجا زندگی میکنی چون یه سال و نیم پیش

بهت یه کار پیشنهاد شد و اومدی کارتاخنا

تا ازدواج آنجلا فرر و میگل استوز رو بهم بزنی

تو با میگل آشنا شدی، عاشقش شدی ولی دیروز با یه نفر دیگه ازدواج کردی

و در این بین

یکی داره از اکانت تیندر تو استفاده میکنه تا با مردها ارتباط برقرار کنه

و اونا رو به یه روش خاص به قتل برسونه

خاص؟ منظورتون چیه کارآگاه؟

هر سه نفر در حین رابطه جنسی کشته شدن

هر سه نفر دچار حمله قلبی شدن

و به جز چند تا تفاوت جزئی، ما فکر میکنیم هر سه نفر

توسط یه نفر به قتل رسیدن

نه، بسه دیگه. به اندازه کافی شنیدم

یادت باشه از شهر خارج نشی

به زودی باهات تماس میگیریم، باشه؟

قطعاً چیزای بیشتری هست که داره پنهون میکنه

-قدم بعدی چیه؟ -بریم

پروفایل جعلی

به خاطر علامت‌هایی که روی دست و پاهاش بود

ماسک و وضعیتی که توش قرار داشت

ما فکر میکنیم بستن دست و پاش با رضایت خودش بوده

با رضایت خودش؟

بله

شما میدونید که برادرتون قبلاً تو باندیج

یا فعالیت‌های سادومازوخیستی شرکت کرده؟

نه، خدای من، نه

من هیچ اطلاعی ندارم

نمیتونم بهتون بگم چون کارآگاه، اینا مسائل خصوصی هستن

با اینکه من و آدریان...

به نوعی خیلی نزدیک بودیم...

نمیدونم که اون درگیر این چیزا بوده یا نه

فقط میدونم که خیلی احساس تنهایی میکرد

میدونم وقتی سه روز پیش باهاش حرف زدم

از اینکه من برمیگشتم خیلی خوشحال بود

پس مرتب همدیگه رو میدیدید؟

درسته

وقتی زندان بودی

طبق سوابق، تو ۱۸ ماه فقط سه بار به دیدنت اومد

درسته؟

پس فکر میکنی، یا میشه گفت

رابطه نزدیکی با برادرت داشتی؟

خیلی نزدیک

آدریان... خب، تنها برادر من بود

تنها برادرت؟ ولی تو گفتی کریستوبال...

من با آدریان بزرگ شدم، کارآگاه

هیچوقت فکر نمیکردم که اینجوری از هم جدا بشیم

آنجلا، اونا جنازه کریستوبال رو بردن

نگران من نباش، باشه؟ من بهش عادت دارم، مامان

تو تیک تاک میگن خانواده ما نفرین شده

ممنون که تو این شرایط سخت با من صحبت کردید

با اجازه

خداحافظ

این کارو نکن

همین الان گوش کن. دیگه هیچوقت این حرف یا چیزی شبیهش رو نزن

فهمیدی؟

مامان، اِوا راست میگه

اونا با پست کردن درباره زندگی ما میلیونر شدن

میدونی چیه؟ شما دوتا باید بفهمید

که خانواده ما هیچوقت نمیذاره کسی یا چیزی بینمون فاصله بندازه

چون از این به بعد فقط همدیگه رو داریم. فهمیدید؟

ماشین اومده. بهتره بریم

میخوام آروم باشی یه نفس عمیق بکش

چشمات رو ببند تا ذهنت خالی بمونه

نفس بکش

من میشمرم و تو هر چی میبینی رو بگو

سه

دو

یک

میترسم کنترلم رو از دست بدم

♪ سایه‌ها دنبالم میکنن... ♪

♪ خاطرات آزاردهنده... ♪

خطرناکه

♪ همه دردها رو پاک کن... ♪

چی خطرناکه؟

♪ همه چیز رو قطع کن... ♪

اینکه حس کنم هر لحظه ممکنه میگل رو ببینم

که نزدیکمه. بوش، صداش

برای همینه که همش سعی میکنم ازش دوری کنم

ولی اون دقیقاً میدونه چه حسی بهم دست میده

تو هم میدونی ولی نمیخوای ببینی

حالا جنازه‌ها پیدا میشن

و همه چیز داره از کنترل خارج میشه

♪ با شیاطینمون میرقصیم... ♪

هیچکس عروسی ما رو خراب نمیکنه عزیزم

سه

دو

یک

چشمات رو باز کن، کامیلا

برگرد

این ترسی که از دست دادن کنترل داری...

درباره دیوید هم همین حس رو داری؟

این یه سوال حرفه‌ای بود یا یه نظر شخصی؟

آنجلا

نه، دیوید...

خونه منه. آرامش منه، صلح منه

جایی که میتونم خوب باشم

و با میگل...

میگل...

اون شور و هیجانه. اون خواستنه

یه میل شدیده برای با هم بودن

ولی یه نفرت هم هست

و همین خشم دلیل همه چیزاییه که بعدش اتفاق میفته

آره، ما قبلاً درباره جاذبه جنسی بینتون صحبت کردیم

وقتی با همیم، انگار...

ما یه نفریم

یا انگار وقتی بدن‌هامون کنار همه دنیا دیگه وجود نداره

انگار که ما...

تاریخ و گذشته‌ای نداریم

♪ برای عشق... ♪

آخرین باری که با میگل

این غریزه جنسی و میل رو حس کردی کی بود؟

اون...

حدود یک سال و نیم پیش بود

تو یه خونه متروکه حومه کارتاخنا

♪ برای عشق... ♪

انگار هر دومون میدونستیم که اون شب یه خداحافظی هم هست

♪ برای عشق ♪

اینتی والدراما

یه لحظه صبر کن

باید باهات حرف بزنم

یا علاقه‌ای نداری که کمکمون کنی پرونده قتل معشوقه سابقت رو حل کنیم؟

علاقه‌ای ندارم

آنجلا؟

-لورا -هوم

ممنون که اومدی

میدونی که همیشه میتونی روم حساب کنی جدی میگم

عزیزم

متأسفم که اینجوری باید میدیدمت سانتیاگو دل ریو هستم

از آشناییت خوشوقتم خیلی دربارت شنیدم

فردا میام دفتر

لازم نیست نگران نباش آنجلا

هر چقدر زمان لازم داری بگیر

ونسا

ممنون که موقع پیدا کردنش اونجا بودی

واقعاً خیلی متأسفم

همه‌مون با آدریان خیلی صمیمی بودیم

چیزی نگفت یا اشاره‌ای نکرد؟

نمیدونم، چیز خاصی؟

با کسی قرار میذاشت؟

نه، نه، نه، مجرد بود در واقع نمیخواست تعهدی داشته باشه

-یه چیزی بهم گفت -چی؟

گفت تازه با یه نفر از دوست پسرای قبلیش بیرون رفته

کدوم دوست پسر؟ اسمش رو گفت؟

نه، اسمی نگفت، ولی...

گفت که به خاطرش خیلی زجر کشیده

هوم

اوه، با همسایه جدیدمون امانوئل آشنا نشدی

ببخشید

آنجلا، حالت چطوره؟

امانوئل برونا هستم. تو خونه L زندگی میکنم

با برادرت تو باشگاه آشنا شدم

پسر خیلی خوبی بود

-واقعاً متأسفم -ممنون

انگار همسایه‌های جدید زیادی داریم

و برادرم قبلاً با همه‌تون دوست شده بود

که البته تعجبی هم نداره

ممنون که اینجایید

نه. میدونی چی میشه؟

دور هم جمع میشیم تا درست و حسابی با هم آشنا شیم، باشه؟

و میتونی رو ما حساب کنی آنجلا

-ما اینجاییم تا کمکت کنیم از این شرایط بگذری -آره

-ممنون -آنجلا

-ممنون -عزیزم

اوه، ببخشید

-الو؟ -سلام آنجلا. اینتی‌ام. میتونیم همدیگه رو ببینیم؟

♪ افکار بیمارگونه ذهنم رو اشغال کردن ♪

♪ تو استخون‌هام ♪

♪ مردم فکر میکنن دارم امیدم رو از دست میدم ♪

♪ منم همینطور ♪

دیوید؟

دیوید!

دیوید؟

دیوید!

عزیزم؟

هیس! جیغ نزن

-چرا اینجایی؟ -ساکت باش

-به من دست نزن. به من دست نزن -ساکت باش

چی شده؟

-چرا اینجایی؟ تنهام بذار -باید دوباره میدیدمت عزیزم

-به من دست نزن! -چی شده؟

-چرا اینجوری میکنی؟ -برو بیرون

-برو وگرنه میندازمت بیرون! -چرا منو بیرون میکنی؟

کامیلا!

ممنون که اومدی

به خاطر تو نیومدم. به خاطر خودم اومدم

واقعاً نمیخوام این نفرت مسخره رو همینجوری نگه دارم

مخصوصاً بعد از مرگ برادرم

-فقط... میخواستم بغلت کنم -خب، خوشحالم که نکردی

نباید اینجا حرف بزنیم

میتونیم تو قایقم حرف بزنیم

معذرت میخوام عزیزم الان تو حموم بودم

دارم با قایق تندرو میرم دنبال قایق بادبانی اینتی بگردم

میخوام باهاش حرف بزنم ببینم از شبی که بهت مواد دادن چیزی یادش میاد

فقط سعی کن آروم باشی نگران نباش، زیاد طول نمیکشه

عزیزم، قول بده استراحت کنی، باشه؟

آره، قول میدم

دوستت دارم

نمیذارم کسی بهت آسیب بزنه، باشه؟

خیلی دوستت دارم

الان برمیگردم

بهش چی گفتی؟

که هر وقت تو رو میبینم کنترلم رو از دست میدم

کامیلا، حسی که به تو دارم یه هوس نیست. یه وسواس نیست

حسی که به تو دارم کاملاً واقعیه

-نه! نه! نه، نه، نه. ولم کن. همین الان! -حالت خوبه؟

-فقط از اینجا برو. لطفاً برو! -هی، چی شده؟

-فقط راحتم بذار. برو! -ولی چی--

-بگو چی شده-- -لطفاً برو! گمشو تنهام بذار!

-چی شده؟ -برو بیرون!

-چرا باید برم وقتی تو-- -تنهام بذار، لطفاً. باشه؟

باید اسکله‌ها رو چک کنیم. کاپیتان!

لعنتی

این یارو کدوم گوریه؟

تنها چیزی که میخوام اینه که باهام مهربون باشی

هوم؟

که مهربون باشم؟

این خیلی سخته. هوم

تو به خصوصی‌ترین،

شخصی‌ترین چیزهایی که تا حالا به کسی گفته بودم بی‌احترامی کردی

پس آره، یه کم ازت متنفرم اینتی

و تو کل زندگیم خیلی آسیب دیدم

ولی تو، بدون شک تو ذهنم، بدترین آسیب رو بهم زدی

هیچکس مثل تو بهم دروغ نگفته بود

و به همین خاطر اومدم

به همین خاطر الان با همیم

که بتونیم حرف بزنیم و گفتگو کنیم

که بهت بگم چه حسی دارم و بهت بگم متأسفم

این گفتگو رو به هم بدهکار بودیم

نه، نه، نه، نه، نه

من هیچی بهت بدهکار نیستم

هیچی به تو بدهکار نیست

و از قرار معلوم، به اندازه کافی از خانواده‌م گرفتی، نه؟

-و کاملاً درست میگی -هوم

و ای کاش اینطوری نبود

و میتونستی منو ببخشی

ولی نمیتونم انکار کنم که وسطش...

عاشقت شدم

-اوه -این واقعیه

درباره پول، بعداً میتونیم صحبت کنیم ولی من...

-من بهت احساس دارم آنجلا -واقعاً؟

خب، اینتی، فقط...

اگه واقعاً دوستم داری این یه چیز رو بهم بگو

بهم بگو درسته که قبل از اینکه آدریان کشته بشه

باهاش میخوابیدی

هوم؟

کی بهت گفت؟

بهم بگو

آره یا نه؟

با آدریان حرف میزدی؟

قبل از مرگش چیزی بهت گفت؟

خدای من

چی؟

تو-- تو آدریان رو کشتی

تو برادرم رو کشتی اینتی

و بعدش رفتی و...

و بعد از اون همین کار رو با کریستوبال کردی

چرا؟ چون همون حس رو به تو نداشت؟

به همین خاطر این کار رو کردی؟

خدای من

چطور انتظار داشتی جدی بگیردت؟

تو چیزی جز یه فاحشه پست نیستی اینتی، هان؟

چقدر میگیری، هان؟ بهم بگو

تو مشتری من نیستی آنجلا هیچوقت هم نمیشی

تو هیچی نمیدونی درباره--

تو فقط یه فاحشه نیستی یه دروغگو هم هستی

پشیمونم

تا ابد از اینکه باهات بودم پشیمون میمونم تا آخر عمرم

چرا قایم شدی؟

باید چند تا سؤال درباره کامیلا ازت بپرسم

چه بلایی سرش آوردی؟

نمیدونم درباره چی حرف میزنید بچه‌ها

اون شب پنج دقیقه کامیلا رو دیدم همین

پس چیزی نشنیدی یا ندیدی که اتفاق بیفته؟

مثل چی؟

هی، هی، هی، هی، هی، هی، هی، هی

برو بیرون. برو بیرون. بیرون

-ولم کن -زورو. زورو

نمیخوام دردسر درست کنم

-ما هم نمیخوایم مشکلی پیش بیاد -پس لطفاً از قایقم برید بیرون

فقط میخوام بدونم کی به زنم حمله کرده همین

نمیدونم کی به کامیلا حمله کرده هیچ نظری ندارم

من فقط تو قایقمم دارم استراحت میکنم و شامپاین میخورم

نمیدونم مدرکی داری که منو متهم کنی؟

نه، مدرکی ندارم

فقط میدونم همه مشکلاتمون از وقتی شروع شد که تو و این قایق پیداتون شد

باشه، این قایق بادبانی ملک شخصیه

و تا جایی که میدونم من دعوتتون نکردم اینجا

-پس بوس بوس، و لطفاً برید بیرون -بیا یه نگاهی بندازیم

-مشکلش چیه؟ -زورو

به یارو اعتماد میکنیم

بریم

حرومزاده‌های عوضی

دوست پسر سابقی که دوست پسر سابق نیست و نمیخواد با ما حرف بزنه

حالا میدم

حالا میدونیم چرا

چون اون موقع وارد ریویرا اسمرالدا شده

یکی اینجا منتظر شماست میگه پدر کریستوباله

-سلام، حالتون چطوره؟ -خوب

-شما چطورید؟ قرارتون رو کنسل کردید؟ -اوم، نه

میدونی چیه؟ داشتم فکر میکردم

شاید خوب باشه بریم بیرون و یه مدت به چیز دیگه‌ای فکر کنیم

آره، احتمالاً حق با توئه

منظورم اینه که آدریان بود که تشویقت کرد تیندر رو امتحان کنی

همش کار اون بود تو این مورد حق با توئه

خب، پس، موفق باشی و خوش بگذره امیدوارم خوب پیش بره

اوه، نمیدونم چی میشه ولی بذار ببینیم

اوم، باشه. ولی مراقب باش، باشه؟

اوه، لطفاً لوکیشنت رو برام بفرست و بهم بگو کی میرسه

-باشه، نگران نباش. بهت پیام میدم -باشه

-اگه بهم نیاز داشتی، تا دیروقت بیدارم -باشه. بوس

متئو: دارم ساعت‌ها رو میشمرم

متئو: امروز میبینمت، درسته؟

آه، چیه؟

و کجا داری میری؟

اوم، دارم میرم شام با بچه‌های دفتر

و چرا اینقدر برای اون آدما به خودت رسیدی؟

نه. این همینجوری دم دستم بود

خیلی وقته دارمش

باشه

خیلی خوشگل شدی. خوش بگذره

-خوشت میاد؟ -اوهوم

ممنون

قول میدم زیاد طول نکشه، باشه؟

-دیر نمیمونم بیرون -آره

فقط یه کم ولی خیلی دیر نه

-دوستت دارم -بای

کریستوبال حق داشت حقیقت رو بدونه

و چرا؟ بعد از این همه سال، هان؟ هوم؟

پسر من همجنسگرا نبود

تا وقتی اومد کارتاخنا و با برادرت آشنا شد

وقتی برگشت، داغون بود

تو کلیسا با تاتیانا آشنا شد

خیلی زود بعدش، ازش خواست زنش بشه

نمیخواست هیچ ربطی به این زندگی یا آدریان داشته باشه

خب، این زندگی که ازش حرف میزنی

ازدواجشون، میدونی

یه عشق فوق‌العاده بود

قرار بود سه هفته دیگه با تاتیانا ازدواج کنه. همه چی آماده بود

تا اینکه تصمیم گرفت اون تماس آدریان رو جواب بده

و ببین الان کجاییم

میخوایم همدیگه رو مقصر بدونیم؟

عالیه

اگه تو سی سال پیش خودت رو تو زندگی پدر و مادرم نمینداختی

الان اینجا نبودیم

اگه من مادرت رو حامله نمیکردم

یکی دیگه این کار رو میکرد

اون اینجوری بود

با همه میخوابید

متوجهی من هم یکی رو از دست دادم؟

بی‌احترامی به خانواده‌م رو تحمل نمیکنم

روشنه؟

کارولینا رفت چون عاشق پدرت نبود

با کریستوبال حامله شد تا از دستش فرار کنه

شش ماه بعد، از من خسته شد

برگشت پیش شما چون عذاب وجدان داشت

لطفاً برو

البته، با کمال میل

فقط میخوام جنازه پسرم رو ببرم مدلین دفن کنم

-صبح بخیر -صبح بخیر

اگه چیزی پیدا کردید، لطفاً بهم خبر بدید

شماره‌م رو دارید

خبری هست؟

-داریم روش کار میکنیم -بفرمایید داخل، لطفاً

اوم

میخواستیم بپرسیم این مرد رو میشناسید

اسمش اینتی والدراماست

آره، یه مدت تو میل پلاسرس کار میکرد

رستورانی که مال آدریان بود

چرا؟ تحت تحقیقه؟

سوابقی از ورودش به مجتمع هست

کمی قبل از قتل کریستوبال

دارید میگید به این اینتی مشکوکید؟

روز اول، همه مظنون هستن

پس واقعاً فکر میکنید اینتی والدراما برادرم رو کشته؟

اون رقاص مکزیکی چی؟ نمیخواید درباره‌ش تحقیق کنید؟

چون شما که میدونید پروفایل تیندری که مربوط به قربانیاست

مال اونه، درسته؟

متأسفانه برای نتیجه‌گیری هنوز خیلی زوده

بریم

خیلی ممنون، آنجلا

خب، عزیزم

خیلی دوست داشتم بیشتر بمونم عزیزم ولی میدونی که نمیتونم

اشکالی نداره مامان، واقعاً

میدونی که ممنونم که تونستی اینجا باشی

خیلی خوشحالم کردی. عالی بود

عزیزدلم

دیوید

لطفاً مراقب دختر کوچولوم باش، باشه؟ حواسم بهت هست

نگران نباشید. من مراقبشم

یادت باشه، اینجا خونه توئه هم هست هر وقت خواستی بیا

ممنون دیوید. خیلی مهربونی

ببخشید، میرم تو صف وایسم

اوهوم. ممنون

عزیزم، خوب مراقب دیوید باش

اون همه چی تمومه

تو رو میشناسه، بهت احترام میذاره ارزشت رو میدونه و دوستت داره

اوم

تا جایی که به وسوسه شیطان مربوطه

لطفاً مراقب باش

دقیقاً میدونی منظورم چیه، درسته؟

-آره -اوهوم

اوم

دوستت دارم. دوستت دارم عزیزم

منم همینطور، مامان

لورا: من اینجام

لورا

متئو، با دو تا ت

بالاخره

وای

بالاخره

هیچوقت فکر نمیکردم این روز رو ببینم

چرا نه؟ داشتی از من ناامید میشدی؟

نه، نه، نه، نه

البته که نه

در واقع، هر چی روزها میگذشت بیشتر میخواستم ببینمت

بفرمایید. یه میز منتظرمونه

-ممنون -از این طرف

-بفرمایید -ممنون

فقط باید یه چیز کوچیک بگم

خیلی خوشحالم

نمیدونی چند بار تصور کردم که ملاقاتت میکنم

ممنون

راستش رو بخوای...

آره، منم همینطور

-واقعاً؟ -آره

کامیلا رومان واقعی

دنبال کنید

تبریک!

آرزوی بهترین‌ها!

تو با یه هدف مشخص اومدی

که خانواده‌م رو نابود کنی

و بوم! بدون هیچ تلاشی موفق شدی

-آفرین! -تو هیچ ایده‌ای نداری چرا اینجام

خبر خوب اینه که میتونی بدون دروغ با شوهرم بخوابی

فقط لطفاً یه کاری برام بکن

باید یه چیزی رو بدونم بهم بگو بعدش چیه

باج‌گیری؟

پول میخوای؟

ما زنیم

قصد آسیب زدن بهت رو ندارم

جی‌اچ‌بی، کوکائین و اسکوپولامین

مطمئنی اسکوپولامینه؟

آره، آنالیز ویژه انجام دادن و شکی نیست

نتونستن تعیین کنن به چه ترتیبی

ولی کریستوبال قبل از مرگش مواد مصرف کرده

اسکوپولامین اون رو به حمله به کامیلا رومان مرتبط میکنه

اکسی‌کدون چی، مثل مورد آدریان؟

نه. نه در صحنه جرم پیدا شد نه تو خونش

DNA که گفتن آماده بررسیه چی شد؟

نمیدونم رئیس

ولی بنیتو گفت با هر سه جسد یکسان رفتار شده

هر سه تمیز شدن هر سه روی مچشون علامت دارن

سه نفر کشته شدن

و هر سه روی مچشون علامت دارن

ولی فقط آدریان ماسک داشت

به نظرت عجیب نیست؟

فکر نمیکنی این میتونه یه آیین باشه؟

اول جسد رو تمیز میکنن بعد میکشنشون

ممکنه

تو ۴۸ ساعت گذشته سه قتل اتفاق افتاده

هر سه مرد بودن

هر سه بعد از رابطه جنسی دچار حمله قلبی شدن

همه تو آب مردن

و تنها ارتباط تیندره

خب، زیر ناخن‌های کریستوبال آثار مواد آلی پیدا کردیم

با اثر انگشت‌های لبه استخر مطابقت داره

یعنی سعی کرده از خودش دفاع کنه

تونستید شناساییشون کنید؟

آره، و سابقه دارن

-سابقه چی؟ -قوادی

وای. باورم نمیشه

هوم

اوه آره

اوم!

و فکر کردم "اگه از من متنفر باشه چی؟"

"و اگه بخواد بره

چطور میتونم کاری کنم راحت‌تر باشه؟"

اوه، متئو! بس کن، این که اولین قرار کورت نیست، درسته؟

نه، من-- یعنی، حتی اگه اولی نباشه، این یکی...

این یکی خاصه

امروز باهات آشنا شدم

تازه باهات آشنا شدم

اوم

و حس میکنم انگار از همیشه میشناختمت

و فکر نمیکنی به این خاطره که هر روز با هم حرف زدیم

حداقل یک ساعت یا بیشتر تو سه ماه گذشته...

چهار ماه؟

ولی هنوز آخرین خبر زندگیم رو نمیدونی

چی شده؟

بالاخره فوق لیسانس معماری و پایداری رو گرفتم!

-عالی! -عالی!

به سلامتی!

میشه یه بطری دیگه بیارن؟

یه بطری شراب دیگه، لطفاً!

چه خبر، هورتنسیا؟

خانم اون طرف منتظر شماست

برو

فکر کنم باید به عروس تبریک بگم

آنجلا، برای آدریان و کریستوبال خیلی متأسفم

جدی میگم

اوه، واقعاً؟

چه جالب

زن به زن

تو چشمام نگاه کن و حقیقت رو بگو

کاری که کردی رو قبول کن

تو کشتیش، درسته؟

بهم بگو

این دفعه کی بهت پول داد که زندگیمون رو نابود کنی، هوم؟

هیچکس

من قبلاً بدهیم رو پرداخت کردم

واقعاً نمیخوام هیچی درباره تو یا میگل بدونم

پس بدهیت رو پرداخت کردی؟

البته

تو همه چیز رو داری

با شوهرم خوابیدی

خانواده‌م رو نابود کردی

و پول پدرم رو گرفتی

اونقدر زیاد که حتی تونستی یه کلوب بخری

ولی بذار یه چیزی بهت بگم

من بالاترین قیمت رو بین همه شما پرداخت کردم

میتونی حتی تصور کنی تو زندان حبس بودن چه حسی داره

دور از بچه‌هام؟

و یادته چرا اینطور شد؟

هیچکدوم اینا اتفاقی نبود

یا فراموش کردی؟

اگه واقعاً میخوای کسی که برادرت رو کشته پیدا کنی

بیا با هم پیداش کنیم

نمیفهمم چرا اصرار داری اینجا باشی

چرا نمیتونستی فقط ناپدید بشی؟

حداقل تا وقتی همه رسوایی رو فراموش کنن

واقعاً نمیتونستی این کار رو بکنی؟

چون برام مهم نیست مردم چی فکر میکنن

البته. کسی که هیچوقت آبرویی نداشته

براش مهم نیست از دستش بده

-هوم -ولی بذار یه چیزی بهت بگم، کامیلا

اگه این یکی دیگه از اون نقشه‌هاییه که امثال تو همیشه استفاده میکنن

تا از ما سوءاستفاده کنن--

امثال من چیه؟

ببین، آنجلا

میتونی با درامت بیای و همه اینا. میفهمم

ولی یه چیزی رو هیچوقت فراموش نمیکنم

که تو سعی کردی من رو بکشی

پس مراقب باش، ممکنه غافلگیرت کنم

همه چی خوبه عزیزم؟

چیزی لازم داری؟

همه چی خوبه عشقم. ممنون

خب، فکر کنم دیگه کاری اینجا ندارم

پس شب بخیر

میدونی، میتونستی فقط حقیقت رو بگی

ولی نتونستی این کار رو بکنی

من هیچوقت بهت دروغ نگفتم

هیچوقت نگفتی، درسته؟

چون با شوهرم خوابیدن...

دروغ گفتن نیست

میتونم اینجا پهلو بگیرم، یا باید بهت پول بدم؟

علاقه‌ای ندارم مجرم‌ها رو اسکله‌م باشن. برو بیرون

تو اومدی رو قایق من آره، بخند

-گزارشت رو میدم، عوضی -هر کاری میخوای بکن

بیا

-حالا چی میخوای؟ -عصر بخیر

ماه عسلمون رو خراب کردی حالا چی میخوای

هتلمون رو ببندی؟

ببین، متأسفم

میدونم ناراحتی چون نتونستی سفر کنی

ولی میدونی، الان نیاز داریم همکاری کنی

اینتی والدراما

میفهمم که از قانون میترسی

ولی ما حکم تفتیش داریم

-بله -باید قایق بادبانیت رو بررسی کنیم

بفرمایید

همه کشوها رو با دقت نگاه کنید

اینجا، این یکی

مامان، تویی؟

-بابا! -عزیزم! پرنسس من! دخترم رو ببین!

حالت چطوره عزیزم؟ اوم!

بابایی!

نگات کن، چقدر بزرگ شدی. خیلی وقته ندیدمت!

خیلی دلم برات تنگ شده بود باورم نمیشه

منم همینطور عزیزم منم دلم برات تنگ شده بود عشقم

چقدر زیبا شدی!

-اوه! -ولش کن!

لوکاس؟

بیا اینجا--

اینجا چیکار میکنی؟

لوکاس

چیه؟

اون پدرمونه

گرفتیمش

این مال توئه؟

چی؟

-اسکوپولامین یا بوروندانگا -نه، این مال من نیست

و مواد غیرقانونی دیگه‌ای که قایم کرده بودی

-نمیدونم اینا از کجا اومدن -هوم

آقای اینتی والدراما، شما دستگیر هستید

به جرم قتل آدریان فرر و کریستوبال بالبوآ

به جرم قتل آدریان فرر و کریستوبال بالبوآ

چی؟ من هیچکس رو نکشتم

ببریدش

کامیلا، تو میدونی این یه تله‌ست میدونی کی پشتشه

لطفاً با من بیا

پلیس ملی

ترجمه از Hemioort

"برای ترجمه های بیشتر به چنل تلگرامی سر بزنید" @Subtitle_Hemioort

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.