All language subtitles for The Degenerate-Drawing Jianghu S04E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم Dyrroth @KingDonghua کینگ دونگهوا با افتخار تقدیم میکند

مروری به گذشته مترجم Dyrroth @KingDonghua کینگ دونگهوا با افتخار تقدیم میکند

مروری به گذشته

یه روز افراد نامطلوب

تمام زندگیم شد

سال اول ژنگوان سلسله بزرگ تانگ

یوان تیانگانگ جنگجو، وارد پایتخت شد

و استاد ملی شناخته شد

برای تشکیل یک سازمان برای خانواده سلطنتی

یک سازمان مخفی

بنام افراد نامطلوب

سی سال پیش

نامطلوب ها بدون هیچ اثری ناپدید شدن

شورشیان به چانگان نفوذ کردن

بعدش ناگهانی جیانگوها ظاهر شدن

فرقه شوانمینگ بعدش ناگهانی جیانگوها ظاهر شدن

فرقه شوانمینگ

با اخباری از گنج به اصطلاح شمشیر بهار اژدها فرقه شوانمینگ

اتلیه صدای فانتوم با اخباری از گنج به اصطلاح شمشیر بهار اژدها

موزه ادبیات با اخباری از گنج به اصطلاح شمشیر بهار اژدها

موزه ادبیات

این شمشیر بهار اژدهاـست

با رازی که این شمشیر داره

خواهید توانست جهان رو آرام

و خانواده امپراتوری احیا کنید

من از امپریاتوری تانگ

و از نوادگان مستقیم لی شیمین

لی شینگیون هستم

لی شینگیون تو شهر لوژوـه

اعلامیه به کل شهر

هر کسی که جنایتکار کلیدی رو پناه داده

بدون عفو ​​کشته خواهد شد

نمیتونم تماشا کنم

که ارتش لیانگ مردم رو سلاخی کنه

و هیچ کاری نکنم

لی شینگیون

فکر نمیکردم جرات کرده بیایی

ژو یوؤن میخواد با ژو یوژن دست به دست هم دادن

تا گنج شمشیر بهار اژدها رو پیدا کنن

و جایی که لی شینگیون توش زندانیه

سیاهچالیه که اون موقع پادشاه ارواح

ژو یوؤن توش زندانی بود

چطور جرات کردین به شهر امپراتوری بیاید؟

و تلاش دارید تا لی شینگیون فراری بدید

واقعا فکر میکنی من اینجا کسی رو ندارم؟

این انتخاب منه

و پشیمان نیستم

گنج بهار اژدها

بالاخره ظهور کرد

اسم من چی منگ ـه

اسم تو چیه؟

از کجا شمشیر بهار اژدها رو میشناسی؟

اگه میخواهی اینکه هستی باشی

و تبدیل به کرم نکنمت

پس با من ازدواج کن

عقلت رو از دست دادی!؟

چون این خونه منه

و تو دو بار توی یه شب بهش تجاوز کردی

پس باید باهام ازدواج کنی

این قانون غار ده هزار سم ماـست

و همیشه هم همینطوری بوده

و قابل تغییرم نیست

جی روشو

اون اصلا مسموم نشده

بلکه اجبار شده

با هم گریه میکنیم تا به هم کمک کنیم

تو بهترینی

تو با من بیا تا اجبار رو هذف کنی

نگران نباش

مراقب خودت باش

چطوره یه ماه بعد

در دروازه ژوکه تو چانگان ملاقات کنیم

چطوره؟

اول اون شو

و بعدش ازش پیشی بگیری

اعلیحضرت

!نــــــــه

یوان تیانگانگ

میخوام جلوی من زانو بزنی

و اعتراف کنی که من پسر بهشت هستم

این جهان در آینده شکوفا خواهد شد یا افول

ببینم قوی هستی یا ضعیف

روی دست چپش

یک نقاشی

یه توتم بسیار قدیمی مال میائو هست

فقط یک مرد از دوازده غار

همچین نشانی داره

با اون چیکار کردی؟

میخواهی بدونی؟

بیا منو تو میائوژونگ پیدا کن

!دوازده غاز

ترسیم رودخانه و دریاچه

در جنوب ابرهای رنگارنگ، غار ده هزار سم وجود دارـه، چیگائو، پادشاه جادوگر، در کنترل حشرات و جانوران مهارت زیادی داره، چی لی، ارباب سم، دارای پنج نوع سم هست، تاریخ قدیمی افراد نامطلوب، سوابق متفرقه ــ ــ

همه میگن تو توی دنیایی آشفته به دنیا اومدی

نمیتونم جلویش رو بگیری

...اما من

من به یه چیز اعتقاد دارم

به اون نظم و انضباط میگن

...صلح

در تانگ بزرگ چندین دهه ـست که از بین رفته

فرمانده نامطلوب در آخر مرد

در زیر آرامش، امواج تاریک دوباره متورم شد

مانند لمس آنی

ما تو این شرایط هستیم

...این شرایط

مانند یه فرارـه

نقشه های سلطنتی سلطه گرانه

اوج گرفتن و پیشروی به دور دست

همش توهمه

قلمرو رائو

برای حفظ دل خود و دیگران قلمرو رائو

برای حفظ دل خود و دیگران

بهترین راه این موقع

اینه که هیچ کاری نکنی

اما برای گرفتن ابتکار عمل

باید جنگید

چرخه خورشید و ماه

چرخه ایست بارها و بارها تکرار میشه

قلب این دنیا

هرگز توسط جهان تغییر نخواهد کرد

های لیانگ هرگز توسط جهان تغییر نخواهد کرد

های لیانگ

این دنیا های لیانگ

های لیانگ

بخاطر مردم های لیانگ

بخاطر مردم

بخاطر خودمون

باید تغییر کنه

Ⅳ

رن لیانگ بو ترسیم رودخانه و دریاچه Ⅳ

لی سیئوان رن لیانگ بو ترسیم رودخانه و دریاچه Ⅳ

رن لیانگ بو ترسیم رودخانه و دریاچه Ⅳ

میدونم که اینجا هستی رن لیانگ بو ترسیم رودخانه و دریاچه Ⅳ

رن لیانگ بو ترسیم رودخانه و دریاچه Ⅳ

گذارش پادشاه چی

ده هزار آوراه وارد پادشاهی چی شده

به پادشاهی چی اومدن

یعنی اهل چی هستن

براشون جا فراهم کنید

اما الان جهان در صلحه

چرا این همه آواره وجود داره؟

صلح فقط ظاهر این دنیاست

...و باطن اش

مدتهاست که پوسیده شده

پادشاهان جاه طلب هستن، هیچ ابری از باران وجود ندارـه

خروج مردم تنها آغاز گلایه های اونهاست

حالا دیگه غل و زنجیر تو دل مردم نیست منظور از غل و زنجیر فرمانده نامطلوب یوان تیانگانگ بود که به دست لی شینگیون قبلا کشته شد

در آخر

فقط باد برگهای شکست خورده وجود داره

کوهی از خون و جنازه

از افراد نامطلوب خبری شده؟

هومنگ از معبد جایا مفقود گشته

تیان جی شینگ و تیان چائو شینگ هم مفقود شده

بقیه افراد نامطلوب

گویی هرگز وجود نداشتن

اینطوره؟

در مورد فرقه شوانمینگ چطور؟

طبق تحقیقات

از وقتیکه منگ پو ناپدید شده

فرقه شوانمینگ از هم پاشیده و الان تو یه آشفتگی پراکنده ـست

شاگردانش میسوزانن، میکشن و غارت میکنن

جز کار بد کاری ندارن

...اما سیاه و سفید ناپایدار

خبری ازشون نیست

دنیا داره میمیره

ناپایداری

به دنبال راهی برای زندگی هست

تمام شد

پادشاه چی

فاجعه بزرگی در راهـه

باید کاری کرد!؟

هرکی زنگ رو مینوازد باید اون رو هم نگهدارد

کاری که الان میتونیم انجام بدیم

نگه داشتن پادشاهی چی ـه

بذار طوفان بعدا بیاد

اما من معتقدم

کسی که میتونه تمام آسمان رو صاف کنه

در شرف ظهور هست

استاد عمارت آسمانی از کوه شوان وو رسیدن

!برگرد

روی افزایش قدرتت تاثیری گذاشته؟

اجبار کرم ابریشم طلایی

لایق اسمشه

خدا رو شکر

از لطف شما سپاسگزارم

امروز هردو عازم قلمرو رائو میشید؟

دقیقاً

لی سیئوان و غار ده هزار سم مخفیانه با هم ارتباط داشتن

و غار ده هزار سم تمام قلمرو رائو رو کنترل میکنه

اگه دلیلش رو نفهمیم

تغییرات بزرگی در این زمینه ایجاد خواهد شد

برادر لی در حال حاضر یک قدم جلوترـه

من از پادشاه چی میخوام که از پادشاهی جین مراقبت کنه

عموی پنجم هم برای کمک خواهد ماند

هوچینگ و هانبا شده کجا هستن؟

جد جسد هوچینگ همیشه غیرقابل پیش بینیه

و هانبا، به درخواست شاهزاده خانم شانگرائو

در پادشاهی وو مانده تا سربازان ارتش رو آموزش بده

من و شاهزاده خانم شانگرائو خیلی صمیمی هستیم

برادر و زیفان هم با چو و شو دوستی دارن

من معتقدم که اونها هرگز کار رو برای پادشاهی چی سخت نمیکنن

با این نشان میتونی از طرف ارتش چی رو بسیج کنه

پادشاه چی با این نشان میتونی از طرف ارتش چی رو بسیج کنه

پادشاه چی

غار ده هزار سم خطرناکه

پادشاهی چی کمکت میکنه

نمیشه

به تازگی تازه زخم هایت بهبود یافته

من هرگز جرات نمیکنم این مورد رو برای محافظت از خودم بپذیرم

...همچنین

در وضعیت فعلی

من هرگز سه پادشاهی شو، وو و چو تضمین نمیکنم

نه در مبارزه با پادشاهی چی

!زیفان

امور دنیاوی

همه برپایه ای مزایاش هست

ربطی به دوستی شخصی نداره

آقای ژانگ مردی دنیا دیده ای هست

اگه شخصی که در صدر سالنامه ها بود اینطوری بود

شاید دنیا جای دیگری میشد

از تعریف ملکه بسیار ممنونم

اما فکر میکنم برادر لی در ذهنش

حتما مفکوره های داره

الگو اش رو

باید بهتر از من بدونی

حال که چنینه

پس منم دیگه معطلتون نمیکنم

در سفر تون به رائوجیانگ

بهترين ها رو برايتون آرزو میکنم

موفق باشید

بالاخره اینجا رو پیدا کردیم

رائوژونگ

رائوژونگ

با اون چه کردی؟

میخواهی بدونی

بیا منو در رائوژونگ پیدا کن

نگران نباش

ما رسیدیم

چی منگ چیزش نمیشه

راه پیش رو ناشناخته ـست

مراقب باش

من اون سمتی میرم

به امید دیدار

شبیه پرورشگاه حشراته

بهشون محل نزار

مردم قلمرو میانه

نام خانوادگیت لیه؟

تو کی هستی؟

همینطور که اومدیم

پس در امنیت هستیم

بزار ببینیم چیکاری میتونن انجام بدن

آرنگ

ایا

دوباره همو دیدیم

ما اومدیم

چی منگ کجاست؟

بپوشیدش

رئیسم میخواد شما رو ببینه

...اون موقع

چیزی که میخواهی رو خواهید دونست

اگه الان لازم باشه بدونم چه؟

دوازده غار اهمیتی نمیده که دشمن شما باشه

اگه دست از پا خطا کنید

عواقبش دست خودتونه

باشه

ما باهات خواهیم اومد

آرنگ ایا

لطفا

لطفا

اشتباهـه، اشتباهـه، اشتباهـه

نمیتونی طبل رو درست بنوازی

نکنه سر تمرین چروت زدی

خانم چی منگ!؟

خواهر کوچک

اجبارت، از بین رفته

اینجا چه میکنی؟

اینجا چه میکنی؟ - ...هی میدونی من و شوئر -

چند روز تا اینجا رو پیدا کنیم؟

چند روز تا اینجا رو پیدا کنیم؟ - گناه خودته -

پیشتر از اینکه این مکان بی مزه رو پیدا کنی - مگه تمام مشکلات پادشاهی میانه را حل کردی؟ -

مگه تمام مشکلات پادشاهی میانه را حل کردی؟ - دختر کوچولو شیطان ، چیزی دیگه ای نداشتی که ما رو فریب بدهی تا به اینجا بیاییم؟ -

دختر کوچولو شیطان ، چیزی دیگه ای نداشتی که ما رو فریب بدهی تا به اینجا بیاییم؟ بیکار نیستم بگم بیایی اینجا -

بیکار نیستم بگم بیایی اینجا

وقتی کارم تمام برای بازی باهات به قلمرو میانه خواهم اومد - برگردی!؟ -

وقتی کارم تمام برای بازی باهات به قلمرو میانه خواهم اومد - باز به قلمرو میانه میایی تا از چند نوع اجبار دیگه استفاده کنی؟

من تازه به رائو ای تو اومدم و با حقه های کثیف میخواهی خوش آمد بگی؟ - میائو که جلوت رو نگرفته برو به امان خدا -

!!استاپ اول من میحرفم

چرا اینجا جمع شدین؟

میخوام بابام رو نجات بدم

اینها هم یارانم هستن

پس چرا نمیری نزد پادشاه اجبار

اینجا چه میکنی؟

برای مبارزه با پادشاه سمی (جادوگر)، نمیشه فقط نوع مبارزه با اجبار رو یاد داشت

البته که باید از سم هم سررشته داشت

این سه تا چی؟

چرا خالکوبی دوازده غار رو دارن؟

من دستش کردم

و برای نجاتش میخواهی تظاهر کنی دوازده غار هستی

اون با اونها؟

به هیچ وجه

مگه شماها فریب نخوردید؟

درسته

دوازده غار اهمیتی نمیده که دشمن شما باشه

اگه دست از پا خطا کنید

عواقبش دست خودتونه

!خفه مرگ

الان توبت منه

برای چه به اینجا اومدی؟

با موهای تو اومد پیشم

گفت نجاتت بدم

این ایده نیم وجبی و جی لو بود

بیشترش ایده نیم وجبی بود

چرا اونها رو به اینجا آوردی؟

من تو رائوژونگ راحت نیستم

من میخواستم به قلمرو میانه برگردم

اما تو منو از نیمه راه گردوندی

منم خوش قلبم

فکر کردم برای نجات بابات به نیروی انسانی بیشتر نیاز داری

...پس

تو فکر میکنی به این خاطر تو رو رها خواهم کرد

ابله

بنال

موهام رو کوتاه کردی؟

نه

این سعات تمیز کردن اتاقت هست

یک ماه طول کشید تا جمع بشه

فردا روز بزرگی برای رفتن به روستای جیو لیه، تا در مورد مسائل صحبت کنیم

چطور جرات کردین در چنین زمان حساسی منو به دردسر بیاندازید؟

...باور کنی یا نه من

غلط کردیم

دیگه طاقت اجبار رو نداریم

دیگه غلط بکنیم

فردا قطعا خوب عمل میکنیم

!از جلو چشام گم شید

معلوم شد که سوء تفاهم شده

خوشحالم که حالت خوبه

تقصیر منه که اونها رو درست نگاه نکردم

حالا فهمیدی که اشتباه کردی

فراموشش کن

حالا که اومدیم

یه دستی بهت میرسونیم

و به کجا میتونی دقیقاً دستی برسونی؟

من یک قدیسه ام

من کسیم که تو رائوژونگ از مقام بالا برخوردارم

فردا به روستای جیو لی میرم و تا کمک بگیرم

من مطمئنم که میتونم بابام رو نجات بدم

پس ما باید برمیگردیم

در بازه بفرما

باوشه

شوئر

بــریم

خواهر کوچک

من بدرقه ات میکنم

چی منگ

نیازی به بدرقه نیست

اینقدر برای رفتن عجله داری؟

الان کسی که گفت بریم

خودت بودی، درسته؟

چطوره

اول یه مسافرخانه پیدا کنیم

و فردا به روستای جیو لی بریم که چی منگ بهش اشاره کرد؟

همه نزدیک بمونید

فردا به قلعه جیو لی می رسیم

!عالیه

کاروان قلمرو میانه!؟

درست نیست

...اونها

افراد موزه ادبیات هستن

!قدیسه تشریف آوردن

ساعتی بعد !قدیسه تشریف آوردن

ساعتی بعد

!قدیسه

ارباب روستای جیو لی

به قدیسه درود میفرسته

چی؟

پادشاه اجبار در حصر خانگی قرار داره

جای تعجب نیست که غار ده هزار سم الان شما رو خائن میدونه

چئ لی (پادشاه جادوگر) چطور میتونه همچین کاری کنه؟

عمو

تو و بابام دوستان خوبی بودین

...امروز

اومدم تا ازت بخوام که برای نجاتش نیرو بفرستی

جراتش رو داری یا نه؟

البته که دارم

...ولی

روستای جیولی کوچک من چطور میتونه با غارهای ده هزار سم رقابت کنه؟

تاالان اسم دوازده غار رو شنیدی؟

مگه اون مکان افسانه نیست

...ممکنه که اونها

تو فقط نیروهات رو بفرست

بعد از اتمام کار

غار ده هزار سم، روستای جیولی رو برای نسل های آینده مورد عنایت قرار خواهد داد

از قدیسه خیلی متشکرم

پدرسالار

اونها رسیدن

قدیسه

...برخی امور توی روستا هست که

به کارت برس

امروز در روستای جیولی میمونم

تو مردانت رو جمع کن

فردا با من به غار ده هزار سم بیا

کالای غار ده هزار سم آماده ای تحویله

چرا پدرسالار توی پیداش نیست تا ازمون استقبال کنه؟

من راه درازی رو تا چنین مکان مزخرفی اومدم

فقط برای رسوندن یه دسته زباله مرده

چه بدشانسم

آدم فرستاده؟

هی شنیدی؟

لی سیئوان واقعا میخواد چیکار کنه؟

چرا هیچ حرکتی نمیکنن؟

چطور ممکنه؟

...این

...این

پدرسالار

بریم

مراقبشون باش

چشم

فقط اینکه مردم موزه ادبیات عصبانی نمیشن؟

هرچی نباشه اونها رو هم گرفت

پادشاه جین قبلا در موردش گفته

هرکی اومد اختیارش دست خودمه

هر چه زودتر اونها رو به غار ده هزار سم بفرستین

لرد سمی (جادوگر) اونها رو میخواد

و فوری هم هست

...پس قدیسه

دوازده غار صدها ساله که ظاهر نشده

اون چطور میتونه اونها رو داشته باشه

قبلاً به اونم رسیدگی کردم

...اون

نمیتونه فرار کنه

!خانم چی منگ

خائن

چطور جرات کردی به پدرم خیانت کنی؟

هنوزم فکر میکنی که قدیسه غار ده هزار سم هستی؟

صد هزار کوه تغییر کرده

...تو

هیچی نیستی

حمله

برادر کوچک

حالت خوبه؟

چرا دوباره برگشتید؟

اینجا خطرناکه

ما اومدیم

پس دیگه خطری نیست

...از این به بعد

اگر کسی دوباره به اون دست بزنه

قول میدم که کل روستا به خاک یکی کنم

شماها کی هستین؟

افرادی که نمیتونی با اونها سر و کله بزنی

باور نمیکنی

امتحان کن

میخوای بمیری

شوئر

دختر کوچولو شیطان رو بردار و برو

ازتون محافظت میکنم

اینجا واقعاً یه چیزی اشتباهـه

این تشکیل حشراته

جای تعجب نیست که هیچ حشره ای دست مردم اینجا نبود

معلوم شد حشرات اونها زیر زمینه

خیلی دیر متوجه شدی

اون پوزه اون مرد رو خاک مال کنید

که اینطور

حشرات شن و خاک رو کنترل میکنن تا جمع و پراکنده بشه

تا اونها بتونن زیر زمین پنهان شده کمین کنن

ایول به سبک مبارزه ات

برادر کوچک

دختر کوچولو شیطان

...در قلمرو رائو شما

این چه سطحی از جادوی حشراته؟

خیلی نادره

حداقل قادر به دفاع یک قلعه میباشه

واقعا؟

...پس سیستم امنیتی قلمرو رائو تون

واقعا نیاز به ارتقاع سطح داره

!پر رو

مراقب باش

فقط با این تشکیل شکسته از قلعه محافظت میکردی؟

یه تشکیل شکسته از شکسته هاش؟

متقاعد شدی؟

...تو

رستش رو بگو

این تشکیل حشرات ضعیف نبود

فقط حیف که شما استادان اجبار یا جادو در هنرهای رزمی خیلی عقب اید

بنال

چرا اون مردم از قلمرو میانه رو اسیر کردید؟

غار ده هزار سم رسوایی برگ افرا رو پاک خواهد کرد

رسوایی برگ افرا!؟

برگ افرا

غل و زنجیر چئ یو هست

افسانه ها میگه

اون زمان، قبیله چئ یو به امپراتور زرد شکست خوردن

و دستان خودی چئ یو با دست بند چوبی غل و زنجیر شد

و امر شد با این غل و زنجیر اون رو نزدیک به دو هزار مایل بکشن

دست و پایش با غل و زنجیر شکستن

بعد از کشته شدن چئ یو

در طول پروسه طولانی کشیدن

غل و زنجیر آغشته به خون اون باز شد و در کوه ها و کشتزارها ریشه دواند

مانند خون و آتش به جنگل افرا تبدیل شد

این یه تراژدیه

اوهوم درسته

صدها سال جنگ

مردم ازش رنج میکشیدن

قبیله چی یو هم از این قاعده مستثنی نبود

...سرانجام

سرانجام اجداد ما به این مکان فرار کردن

و اینجا قلمرو رائو شد

غار ده هزار سم و پدرم

ستون فقرات کل قلمرو رائو بودن

فقط اینکه پدرم الان گرفتار شده

وگرنه اینقدر جیغ و داد نمیکشید

توطئه لرد سمی

میترسم کوچیک نباشه

برو

بهترین غذایی رو که داری

همه رو بیار

چشم

...هی میـ

برنامه ای بعدیت چیه؟

لرد سمی بسیار جاه طلبه

و لی سیئوان حتی جاه طلب ترـه

اونها مخفیانه اینجا قاچاق انسان میکنن

باید توطئه ای پشتش باشه

تا نفهمیم پشتش چیه

انگار اول فقط میتونیم به دختر کوچولو شیطان کمک کنیم تا پادشاه اجبار رو نجات بده

وقتی زمانش برسه

دو حرامزاده پیر، لرد سمی و پادشاه جین

سرش رو میزدم یا سرخشون میکنم

بستگی به احساسم داره

منفجرشون کن، از تو بر میاد

چطور شد؟

همه افراد موزه ادبیات زندانی شدن

بقیه فقط مردم عادی بودم

گذاشتم برن

اگه تمام شده بنشین و بخور

تو منو نجات دادی

اینم سر خرگوش مال تو

خوردنت تمام شد

به قلمرو میانه برگرد

به نظر میرسه در رائوجیانگ روزها به سختی سپری میشه

این خیلی آسون نیست

هیچکی بهتون نگفته که بیایید اینجا

گفتم که برگردین

داشتم در مورد تو صحبت میکردم

حالم بد شد

شوخی میکنی

من قدیسه غار ده هزار سم هستم

غار ده هزار سم

الان تحت کنترل لرد سمیه

مگه نه؟

اون همچین توانایی نداره

بعد از اینکه از قلمرو میانه رفتی

حتما خیلی زجر کشیدی

الان تمام قلمرو رائو از اون میترسه

میترسم تو از سراسر قلمرو رائو رو به دنبال کمک گشته باشی

اما هیچ کس حاضر نبود بهت بع عنوان قدیسه کمک کنه

درسته؟

حدس میزنم این روستای جیولی

آخرین شانست بود

متاسفانه

حتی اون هم کنار لرد سمی بود

...اومدی اینجا

تا بهم بخندی؟

نه

اومدم

تا بهت بگم

در قلمرو رائو کسی نیست که بهت کمک کنه

اما تو قلمرو میانه هست

توی این روزها

برات سخت گذشته

نگران نباش

من اومدم

...کل این قلمرو رائو رو

برات پس خواهم گرفت

همه چیز خوبه

واقعا عالیه

قلمرو رائو قسمت اول

واقعا فکر کردم قلمرو رائو قسمت اول

قلمرو رائو قسمت اول

می توانم چشمانم را ببندم و حرفی نزنم قلمرو رائو قسمت اول

می توانم چشمانم را ببندم و حرفی نزنم

دور از دنیا

واقعا فکر کردم

می توانم چشمانم را ببندم و حرفی نزنم

دور از دنیا

من واقعا باور دارم

من فراتر از جهان هستم

من می توانم تمام مشکلاتم را به دود تبدیل کنم

مثل همیشه تنها

من با این همه دردسر کاری ندارم

آن لحظه

تو کنارم راه افتادی

هرگز نتوانستم افکاری را که در قلبم وجود داشت رها کنم

آن لحظه

لبخند شیرینت را دیدم

هرگز نمیتونستم لحظه ای را که با تو داشتم فراموش کنم

نمیتونستم لحظه ای را که تو رو داشتم فراموش کنم

من حاضرم تا آخر عمر با تو باشم

آن لحظه

به سمت پنجره ات رفتم

بی‌صدا پرده‌ی پوشیده‌ رو بالا زدی

آن لحظه

من از سخنان خدایان دست کشیدم

علیرغم همه چیز جلوی تو ایستادم

یک غم

یک شادی

یکی بیهوده

یک صورت قرمز

مترجم Dyrroth @abyssprince44 کانال ما @KingDonghua

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.