All language subtitles for Mussolini.Son.of.the.Century.S01E03.1080p.WEB-DL.DDP5.1.H264-NESTED222

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫تو این دوره صلحِ گندیده...

‫ما فاشی دی کومباتیمنتو رو پیدا کردیم.

‫ما کمیم، سازماندهی نداریم، منابع نداریم.

‫حس می‌کنیم یه سدی لازمه جلوی سیل سرخ،

‫یه سدی که فکر می‌کنیم ‫فقط می‌تونه سیاه باشه.

‫من از هیچ‌کس و هیچ‌چیزی نمی‌ترسم.

‫من همه‌ی خشونت‌ها رو، ‫از هرجا که بیاد، متوقف می‌کنم.

‫جولیتی یه روباه پیره، ‫برای ما تعادل اجتماعی،

‫نظم، سقوطمون رو رقم می‌زنه.

‫ما به آشوب نیاز داریم!

‫خشونتی که شما انجام می‌دید خجالت‌آوره.

‫به رئیس جمهور توضیح بدید ‫که اگه ما رو از پارلمان کنار بذارن،

‫یه نیرویی مثل ما، بدون یه راه قانونی، ‫هیچ راه دیگه‌ای نداره.

‫این یه تهدیده؟

‫کسایی که نمی‌تونن ‫تو پارلمان حرفشون رو برسونن،

‫مجبورن بیرون از اون حرفشون رو برسونن.

‫"مردم مضطربانه حرکت می‌کنن، ‫دنبال نهادها، ایده‌ها،

‫مردایی که تو زندگی نقش تکیه‌گاه رو دارن."

‫صاف وایستا، صاف.

‫کمرت رو صاف نگه دار، جناب.

‫"دنبال مردایی که پناهگاه امن هستن.

‫رژیم‌های چپ‌گرا، ‫که بر اساس حق رای عمومی هستن

‫و قوانین اجتماعی، تمام تلاششون رو کردن."

‫کمتر تند، جناب. بیشتر کنترل شده.

‫انگیزه همه‌چیز نیست.

‫دستتون رو بالا ببرید، حالا، ‫اونایی که می‌خوان دولت برکنار بشه.

‫خداحافظ، خداحافظ، جولیتی.

‫بهت گفتم که اون ما رو ‫جایی راه داد که نباید می‌رفتیم.

‫دولت رای اعتماد نمی‌گیره.

‫فرایند احیا تو جناح راست

‫از همین الان تو نمایش‌های عینی دیده می‌شه.

‫قرن دموکراسی تو سال ۱۹۱۹-۱۹۲۰ می‌میره.

‫هوس بی‌نظمی تموم شده،

‫شور و شوق برای افسانه‌های اجتماعی ‫و دموکراتیک به پایان رسیده.

‫زندگی به فرد برمی‌گرده.

‫دنیا به سمت راست می‌ره، ‫قرن دموکراسی تموم شده.

‫وقت مردای قویه.

‫ترجمه... بعد از جولیتی، ‫هر کی بیاد بعدش اونم می‌افته.

‫دقیقا.

‫همه‌ی جنازه‌هایی که این

‫دموکراسی در حال مرگ ‫سعی می‌کنه احیا کنه، می‌افتند.

‫شما همه‌شون رو می‌ندازید.

‫تا وقتی نوبت شما برسه، بنیتو.

‫و من آماده خواهم بود.

‫وقت سیاست مردای قوی رسیده، آره،

‫اما اونایی که از سرشون استفاده می‌کن

‫کمتر، کمتر دعوای خیابونی، ‫بیشتر استراتژی سیاسی.

‫وقت متفکرا رسیده، نه جنگجوها.

‫وقت اسب‌های اصیل، نه سگ‌های جنگ.

‫زنده باد شاه، زنده باد وطن ‫و زنده باد کارابینیری.

‫ما اینجاییم تا رفقای بی‌گناهمون ‫که بی‌دلیل دستگیر شدن رو پس بگیریم.

‫و اینجارو از شر اراذل و اوباش ‫بلشویک پاک کنیم.

‫- نه؟ ‫- نه.

‫میگه نه. همون بازی همیشگی نقش‌ها.

‫مثل همیشه کنار می‌کشند.

‫بهتون گفتم یا نه که یه هیولا بود!

‫یه هیولاست!

‫یه قهرمانه، حس کردم یه قهرمانه!

‫- بنیتو، بشین. ‫- بهم گفت شرط نبندم.

‫- ولی اون چی می‌دونه؟ ‫- بشین.

‫- بنیتو، بشین. ‫- چی؟

‫وحشی‌ها همون وحشی می‌مونن، ها.

‫- ولی من وحشیِ توام. ‫- تو خلوت.

‫هیجان لحظه بود.

‫جناب! جناب! جناب!

‫از رم دارن صدات می‌کنن، خیلی فوری.

‫بیا، برو. سریع.

‫داری همین الان می‌ری؟ ‫ گفته بودی یکم دیگه پیش ما می‌مونی.

‫راشل، سیاسته. هیچ‌وقت ‫نمی‌دونی کی صدات می‌کنه.

‫ولی حتی یه سیاستمدار...

‫چی، یه سیاستمدار؟ ‫تو چی از سیاست می‌دونی؟

‫- اوه، هیچی. ‫- خب؟

‫یه لباسم برای سفر.

‫چیه، این یکی خوب نیست؟

‫فکر می‌کنی می‌تونم با این لباس برم رم؟

‫اوه، نمی‌دونم. اگه برای ‫کنفرانسی که رفته بودی خوب بود...

‫راشل، تو چی از آداب معاشرت می‌دونی؟

‫هیچی. هیچی.

‫پس یه لباس معمولی.

‫اتفاق بدی افتاده، بنیتو؟

‫این روزا، روزای سختیه. خطرناک هم هست.

‫وضعیت پیچیده‌ست، خیلی پیچیده.

‫خیلی پیچیده.

‫دیوونه‌ای؟ دیوونه‌ای؟ تو دیوونه‌ای، تو.

‫تو دیوونه‌ای. نابودشون کن. ‫اگه پلیس دوباره برگرده چی؟

‫خودت گفتی این روزا خطرناکه.

‫از نظر سیاسی خطرناک، راشل. ‫از نظر سیاسی خطرناک.

‫نابودشون کن.

‫من یه استراتژیستم، نه یه سگ خونخوار.

‫من یه استراتژیستم، نه یه سگ خونخوار.

‫اون دیوونه شده.

‫ایناها، سگ‌های جنگ.

‫دینو گرندی، رهبر فاشیست‌های بولونیا.

‫اهل روستا، ولی تحصیل کرده. ‫یه دهاتی تحصیل کرده.

‫بدترین نژاد، هیچوقت نمیتونی گولشون بزنی.

‫روبرتو فاریناچی، ‫نمونه بارز یه فاشیست کتک زن.

‫خشن، وُلگار. بیشتر از سکس ‫از کتک زدن آدما لذت میبره.

‫چزاره فورنی، قهرمان جنگ، ‫9 تا مدال شجاعت داره.

‫همون کسی که به دستور من ‫به شهر میلان حمله کرد.

‫روح فاشیسم، خالص و سفت.

‫ستاره واقعی این گروه...

‫...ایتالو بالبو. یه نابغه.

‫یه نابغه دیوونه.

‫استفاده از پیراهن سیاه ‫به عنوان یونیفرم، ایده اون بود.

‫روغن کرچک برای خوروندن ‫به مخالفین، ایده اون بود.

‫روغن کرچک یه روغن خیلی با ارزشه،

‫که از دونه های گیاه کرچک به دست میاد.

‫اگه تو مقدار زیاد به کسی داده بشه، ‫تبدیل به یه ملین قوی میشه.

‫قیف رو میکنی تو حلق سوسیالیست،

‫و یه مقدار زیادی روغن کرچک میریزی توش.

‫مثلا یه لیتر.

‫بعد سوسیالیست رو به کاپوت ماشین میبندی

‫و دورش میچرخونی...

‫...تا جلوی همه، خودش رو خراب کنه!

‫وقتی دولت استفاده ‫از چوب و میله رو ممنوع کرد،

‫حتی عصا رو هم،

‫برای جلوگیری از اینکه مخالفینمون رو ‫سر جاشون بنشونیم، اون...

‫این یه ماهی کاد دریای شماله.

‫خشک شده اش رو "استوکافیسو" میگن، ‫و خیلی سفت میشه.

‫تو خونه امتحانش کنین. خیلی راحته.

‫اینا اعضای کمیته مرکزی

‫فاشی دی کامباتیمنتو هستن، که باید مغز متفکر

‫جنبش باشه، و از یه مشت سگ هار تشکیل شده.

‫تو مناطق خودشون رهبرن، ولی کله پوک و مستبد،

‫مثل راس های اتیوپی.

‫من سگ ها رو آزاد کردم،

‫و اگه به جایی که هستم رسیدم، ‫به اونا هم مدیونم.

‫ولی الان، باید توبیخ‌شون کنم.

‫مربی وارد صحنه میشه.

‫کمیته مرکزی فاشیسم رم، ۲۲ جولای ۱۹۲۱

‫قرن دموکراسی...

‫...تو سال‌های ۱۹۱۹-۱۹۲۰ می‌میره.

‫روند احیا تو جناح راست

‫از همین الان تو جلوه‌های ملموسش دیده می‌شه.

‫جشن و پایکوبی بی‌انضباطی تموم شده.

‫شور و شوق افسانه‌های اجتماعی ‫و دموکراتیک... تموم شد.

‫زندگی دوباره به فرد برمی‌گرده.

‫زندگی دوباره به فرد برمی‌گرده.

‫ببخشید بنیتو، ولی دقیقا، ‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

‫ما رو تا اینجا نکشوندی ‫که این چرت و پرتا رو بشنویم؟

‫که از روغن کرچک هم بدتره.

‫آقایون. آقایون. آقایون، لطفا، لطفا.

‫به حرف دل مردم گوش بدید. کشاورزا عصبانی‌ان.

‫کارگرا عصبانی‌ان. بقیه هم؟

‫صنعت‌گراها، زمین‌دارا، بورژواها، می‌ترسن.

‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که ‫به همه بگیم حق با اوناست.

‫- حق با اوناست. ‫- دقیقا.

‫سیستم رو فرسوده کنیم، ‫و بعد از اینکه خسته‌اش کردیم،

‫خودمون رو به عنوان تنها کسایی که قادر ‫به درست کردن اوضاع هستن، نشون بدیم.

‫موافقم، تصویبش کنیم و بریم ‫چند تا استخون خورد کنیم، ها؟

‫نه.

‫حتی یه فک هم نه؟

‫نه. نه!

‫نه، و نه! آقایون، به همین خاطره که ‫شما رو دور هم جمع کردم.

‫خشونت باید تموم بشه.

‫شوخی می‌کنی. شوخی می‌کنه!

‫لعنتی، بنیتو، قلبم وایساد.

‫به خاطر خدا، بنیتو. ‫اینا چه شوخی‌های مریضیه.

‫اصلا چطور میشه همچین فکری کرد؟

‫هیولاها، من هیولاها رو ساختم.

‫شوخی نمی‌کردم!

‫میدون‌های ایتالیا نباید تبدیل بشن به

‫کشتارگاه.

‫من خشونت رو دوست دارم، ‫می‌دونین، این بخشی از منه.

‫ولی الان ما تو پارلمانیم،

‫و از همونجاست که باید رژیم رو سرنگون کنیم.

‫ملت به ما رو آورد،

‫وقتی جنبش ما خودش رو

‫به عنوان پایان یه ظلم نشون داد.

‫اگه ما ظاهر یه ظلم جدید رو به خودمون بگیریم، ‫اونا ما رو پس می‌زنن.

‫زیاده‌روی‌های ما ممکنه دشمن رو متحد کنه.

‫کارابینیری، ارتش، که تا الان با ما بودن رو، ‫بر ضد ما قرار بده.

‫کشور صلح می‌خواد.

‫و ما، بعد از اینکه ترس‌ها ‫و خشم رو کم کردیم...

‫...بهشون تقدیمش می‌کنیم.

‫شوخی نمی‌کنه.

‫و من هنوز بمب اصلی رو منفجر نکردم.

‫و هنوز کارم تموم نشده.

‫یه پیمان صلح به سوسیالیست‌ها پیشنهاد می‌دم.

‫- نه! ‫- نه!

‫- نه، نه سوسیالیست‌ها! ‫- نه، سوسیالیست‌ها نه!

‫- ساکت! ‫- نه.

‫تا اونجایی که به من مربوطه، و فقط هم ‫از طرف خودم حرف نمی‌زنم،

‫جنگ بین فاشیسم و سوسیالیسم فقط می‌تونه

‫با نابودی یکی از این دو تا حل بشه.

‫اگه بخوایم حقیقت رو بگیم، ‫فاشیسم، از نوع واقعی و اصیلش،

‫با موسولینی به دنیا نیومد. ‫پدر واقعیش دانونزیاست.

‫اسم دانونزیا رو فقط واسه اینکه ‫منو حرص بدن میارن،

‫ولی خودشونم خوب می‌دونن ‫که اون یه پیرمرد خسته،

‫نیمه کور و از خود راضیه.

‫بچه‌ها به...

‫...پدر نیاز دارن، نه این مردا.

‫احساس سبکی می‌کنم، ‫از بار اون سگ‌های هار خلاص شدم.

‫اقدام سیاسی چابکی ‫و اقتدار بیشتری پیدا می‌کنه.

‫یه سورپرایز براتون دارم.

‫تصمیم گرفتم یه مجله جدید ‫برای تفکر سیاسی تاسیس کنم.

‫یه آزمایشگاه برای ایده‌های عصر جدید.

‫می‌خوام همه باهوش‌ترین ذهن‌های این قرن

‫براش بنویسن. ‫نوشته‌های شما هم نباید جا بمونه.

‫پس شوخی نمی‌کنی.

‫اگه سگ‌ها دنبالم بیان، خب. ‫اگه برن، که بهتر.

‫من تنها فاشیست معقول و محترم خواهم بود.

‫تنها کسی که قادر ‫به حکومت کردن این کشوریه که

‫ما کمک کردیم خسته بشه. - این یه انقلابه...

‫...از درون.

‫اول وزیر، بعد رئیس دولت.

‫چی شده، سزارینو؟

‫سوسیالیست‌ها قبول کردن ‫پیمان صلح رو امضا کنن.

‫پس یه چهره تاریخی.

‫وقتی سوسیالیست بودم، سر وقت می‌رسیدیم.

‫نمی‌تونم توضیحش بدم، قرار ساعت ۷ عصر بود.

‫هوم.

‫- اگه نیان، تو تاوانش رو می‌دی. ‫- من چه ربطی دارم؟

‫کی مذاکره کرد؟

‫ایناها، سوسیالیست‌ها اومدن.

‫ما رو ببخشید، جناب رئیس جمهور، ‫یه اعتصاب حمل و نقل بود.

‫کی می‌دونه کی راه انداخته، شاید مادربزرگم.

‫مهم اینه که الان همه‌مون اینجاییم.

‫و من با نهایت احساسات ‫از این پیمان حمایت می‌کنم

‫که به این فصل خونین، ‫برای سرزمینمون، پایان می‌ده.

‫کل ایتالیا بخاطر این ‫حرکت صلح‌جویانه از شما ممنونه.

‫کی می‌خواد نفر اول باشه؟

‫بفرمایید، حتی افتخار نفر اول بودن.

‫هنوزم منو دوست دارن.

‫صلح برقرار شد. حالا، یه دست دادن حسابی.

‫لطفا، عکاس‌ها.

‫بنیتو، حالا دیگه لازم نیست ‫اینقدر ناراحت باشی.

‫من ناراحت نیستم. بی‌ادبی آزارم می‌ده.

‫خب.

‫می‌دونم می‌خواستی با ‫رفقای قدیمی‌ات دست بدی.

‫من به دست دادن اهمیت نمی‌دم.

‫وقتی به قدرت برسیم، همه‌شون رو حذف می‌کنیم.

‫- چطوری انجام می‌شه؟ ‫- چطوری انجام می‌شه؟

‫- اینجوری. ‫- عالیه.

‫عالیه، ها؟ یادمون باشه. مثل رومی‌ها.

‫رومی‌ها اینجوری به هم سلام نمی‌کردن.

‫هوم، و ما به کسی نمی‌گیم.

‫بنیتو، اینو به خاطر خودت می‌گم.

‫چون باید بفهمی می‌خوای کی باشی.

‫بنیتو، با دقت به حرفام گوش کن.

‫اگه کسی می‌خواد یه دولتمرد باشه،

‫پس باید به نتیجه سیاسی راضی باشه، ‫تموم شد و رفت.

‫- همینه. ‫- آره.

‫اگه به جاش کسی می‌خواد یه نفری باشه ‫که همه دوستش داشته باشن،

‫و خب، رک بگم، خودتو مسخره کردی.

‫چیزی که مهمه واقعیت سیاسیه. ‫موفقیت غیرقابل انکاره. تموم شد و رفت.

‫کسی که یه بار خیانت کرده، ‫دوباره خیانت می‌کنه.

‫هر کی خیانت کرد، دوباره خیانت می‌کنه! ‫هر کی خیانت کرد، دوباره خیانت می‌کنه!

‫هر کی خیانت کرد، دوباره خیانت می‌کنه! ‫هر کی خیانت کرد، دوباره خیانت می‌کنه!

‫جناب، چرا به حرفم گوش نمی‌دین؟

‫شمشیربازی منتظر لحظه مناسبه.

‫دوباره شروع کنیم.

‫آماده.

‫- جناب... ‫- جناب، کشکم.

‫"فاشیسم به سنت احترام می‌ذاره،

‫ولی نمی‌تونه جلوی ‫سلسله مراتب رو به زوال رو بگیره،

‫که بعد از تموم کردن چرخه تاریخیشون،

‫الان دیگه قادر به انجام وظیفه ‫رهبریشون نیستن."

‫"سلسله مراتب رو به زوال ‫باید جای خودشون رو

‫به سلسله مراتب جدید و در حال صعود، ‫که از فاشیسم متولد شدن، بدن."

‫برای شماره اول.

‫باحال بود.

‫مشکلی هست؟

‫باید برم خونه.

‫امشب همینجا بمون. شوهرم بیرونه.

‫ازم نخواه که انتخاب کنم، مارگاریتا. ‫احتمالا اشتباه انتخاب می‌کنم.

‫هیچوقت ازت نخواستم.

‫می‌خواستم نماینده مجلس بشم،

‫ولی هر کاری می‌کردم

‫که به جای مجلس، رئیس پیراهن سیاه‌ها باشم.

‫و از قبل می‌دونستم ‫که اگه با پیراهن سیاه‌ها بودم،

‫ازشون خجالت می‌کشیدم ‫و دوست داشتم تو مجلس باشم.

‫من کی‌ام؟

‫تو جنگ و صلحی،

‫قدرت و هوشی، شر و درمان، زندگی و مرگی.

‫تو همه‌چی هستی... و برعکس همه‌چی.

‫اون تیکه شر، درمان، ‫زندگی و مرگ رو دوباره بگو.

‫کنگره فاشی دی کامباتیمنتو. ‫رم، ۸ نوامبر ۱۹۲۱

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

‫من تنها فاشیست معقول و محترم خواهم بود.

‫مسئله اینه که چی یه فاشیست رو،

‫یه فاشیست معقول و محترم می‌کنه؟

‫سعی می‌کنم توضیح بدم.

‫اینجا رو ببینید.

‫یه لانه شیر که آماده‌ان منو تیکه پاره کنن، ‫وسط خرابه‌های امپراتوری.

‫ولی الان، رام کننده وارد صحنه می‌شه.

‫بیایید خودمونو بشماریم، ‫و ببینیم فاشیست‌ها طرف کی‌ان، بنیتو.

‫معلومه، انگار نیازی هست.

‫بیایید منطقی باشیم، باشه؟

‫حالا می‌خوای منطقی باشی.

‫قبل از دست دادن با سوسیالیست‌ها، ‫باید منطقی می‌بودی.

‫چی می‌خوای؟

‫ساکت. بسه!

‫ساکت!

‫اجازه می‌دید یه حس رضایت داشته باشم

‫که جلوی این مجمع باشکوه صحبت می‌کنم.

‫من دارم... من دارم میوه ‫سال‌ها نبرد سخت رو درو می‌کنم.

‫باید اعتراف کنم که اشتباهاتی داشتم.

‫و که اخلاق تندی دارم!

‫ولی دو تا موسولینی تو وجود من می‌جنگن.

‫چه کوفتی داری می‌گی؟

‫اونا همیشه دارن می‌جنگن،

‫و بعضی وقتا حتی ممکنه همدیگه رو بکشن.

‫خب...

‫...من آماده‌ام یه قدم عقب بردارم.

‫باید ناپدید بشم، چون شما ‫باید از شر من شفا پیدا کنید

‫و خودتون راه برید!

‫می‌دونی شبیه کی شدی، بنیتو؟

‫چی؟

‫اونایی که یه دقیقه قبل از اینکه دوست دخترشون ‫ولشون کنه، ولش می‌کنن.

‫حتی نابغه‌ها هم می‌تونن عوضی باشن.

‫ترسو!

‫فروخته شده! فروخته شده!

‫ولی بهتون می‌گم، اگه اشتباهی کردم،

‫به خاطر عشق بود.

‫- ریاکاری! ‫- چون خیلی زیاد دوست داشتم!

‫بیشتر از هر چیزی، ‫این مخلوق خودم رو دوست داشتم،

‫که رهبریش رو امروز ترک می‌کنم.

‫دلقک! دلقک!

‫من تبدیل خواهم شد...

‫من تبدیل خواهم شد، ‫و امیدوارم بتونم همینطور بمونم،

‫یه فاشیست معمولی و پیرو.

‫مراقب باشید...

‫مراقب این مخلوق باشید.

‫کی؟ هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟

‫کی بعد از من میاد؟

‫ببینید، می‌دونم پیش ‫دانونزیا رفتین. می‌دونم.

‫چون شما هم می‌دونین ‫که به یه پدر نیاز دارین.

‫فرمانده، بهش فکر کردین؟

‫شب تاریکه.

‫دیانا ظاهر نشده.

‫آسمون ساکته.

‫"آسمون ساکته". هوم، چرند.

‫خب کی؟ تو؟

‫یا تو؟

‫یا فورنی؟ یا فاریناچی؟

‫شما همدیگه رو می‌کشین.

‫این تو بودی، بنیتو، که پیشنهاد صلح دادی.

‫پایان خشونت، تو می‌خواستی.

‫ما بدون خشونت چی هستیم؟

‫ما منطقی هستیم؟ یا نه؟

‫کار راحتی نیست!

‫و به عنوان یه پیرو ساده...

‫...تصمیم گیری در مورد چیزی که بینمون اختلاف ‫انداخته رو به این کنگره عالی واگذار می‌کنم.

‫دلقک!

‫پیمان صلح با سوسیالیست‌ها.

‫هیچوقت با سوسیالیست‌ها!

‫خب!

‫من...

‫من به سوسیالیست‌ها اهمیت نمی‌دم!

‫دلایل وجود فاشیسم فرق داره!

‫ما باید تبدیل بشیم به...

‫...یه حزب واقعی!

‫- من به حزب اهمیت نمی‌دم. ‫- ایتالو، بذارید توضیح بده.

‫بیا، بذارید بشنویم، بذارید بشنویم.

‫یه حزب...

‫یه حزب...

‫یه حزب که اونقدر محکم سازماندهی و منضبط شده

‫که می‌تونه خودشو به یه ارتش تبدیل کنه!

‫یه ارتش...

‫...که قادر به عمل تو زمینه‌ی خشونت باشه!

‫آره!

‫هیچکس به خشونت نه نمی‌گه.

‫- ولی تو گفتی. ‫- ما همدیگه رو نفهمیدیم.

‫ما همدیگه رو نفهمیدیم!

‫من به خشونت بی دلیل نه می‌گم.

‫ولی به خشونت حساب شده آره می‌گم.

‫یه حزب با یه ارتش.

‫یه ارتشی که به همه ‫بفهمونه که فاشیست‌ها جدی‌ان!

‫آره!

‫آره!

‫یه حزب با یه ارتش، ‫چیزی که تا حالا دیده نشده.

‫چون این ماییم: بی‌سابقه. تا حالا دیده نشده!

‫ما تاریخ می‌سازیم!

‫آره!

‫دوچه! دوچه! دوچه!

‫دوچه! دوچه! دوچه!

‫- هی! هی! ‫- آلالا!

‫- هی! هی! ‫- آلالا!

‫- هی! هی! ‫- آلالا!

‫- هی! هی! هی! ‫- آلالا!

‫هی! هی! هی! آلالا. هی! هی! هی! آلالا.

‫هی! هی! هی! آلالا.

‫ما منطقی بودیم.

‫من نظرم عوض نشده.

‫ایتالیا به صلح نیاز داره، حقشه.

‫و ما با جنگ بهش می‌دیم.

‫این چیزیه که یه فاشیست رو، ‫یه فاشیست معقول و محترم می‌کنه.

‫همکاران محترم، لطفا.

‫"برای اینکه تهدیدها، خشونت، ‫تلافی‌ها، مجازات‌ها،

‫انتقام‌ها، احساسات و خشونت شخصی از هر نوع،

‫باید فورا متوقف بشه."

‫- همکاران، لطفا! ‫- بذارید حرف بزنه.

‫این حرفای من نیست. این حرفای من نیست.

‫اینا حرفای جناب موسولینیه.

‫پیمان صلح.

‫پیمان صلح، وعده‌ها، وعده‌های دروغ.

‫خیلی کم دووم میاره، حرفش.

‫جاکومو ماتئوتی، سوسیالیست پوست خزدار. ‫خانواده خیلی پولدار.

‫پدرش زمین‌دار بود،

‫می‌گن به کشاورزاش ‫با سود بالا پول قرض می‌داد.

‫و اون چیکار می‌کنه؟

‫طرف کشاورزا رو می‌گیره، طرف آدمای فقیر رو.

‫برو زمین رو شخم بزن، ‫به جای اینکه اعصاب منو خورد کنی.

‫چون واقعیت‌ها، واقعیت‌ها خیلی فرق دارن.

‫واقعیت اینه که نصف شب،

‫وقتی آدمای خوب تو خونه‌هاشون خوابیدن،

‫وقتی آدمای خوب تو خونه‌هاشون خوابیدن،

‫کامیون‌های فاشیست می‌رسن...

‫...به روستاها، به حومه شهر،

‫به دهکده‌هایی که چند صد نفر ‫توش زندگی می‌کنن.

‫اونا ۲۰، ۳۰، بعضی وقتا حتی ۵۰ نفرن،

‫مسلح به تفنگ و تپانچه.

‫یه سوسیالیست، یه پدر،

‫مردی که به زور می‌تونه شکم بچه‌هاش رو ‫با کارش سیر کنه رو صدا می‌زنن.

‫بهش زنگ می‌زنن و بهش می‌گن بیاد پایین.

‫اگه از خونت بیرون نیای، ‫خونوادت و بچه‌هات رو آتیش می‌زنیم.

‫و مرغ‌ها رو هم!

‫و مرغ‌ها رو هم! بیا بیرون.

‫بیا اینجا، زنیکه کثیف، بیا اینجا!

‫مجبور می‌شه بیاد پایین.

‫و تو اون لحظه، تو اون لحظه،

‫فاشیست‌ها وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها رو

‫جلوی خونوادش بهش تحمیل می‌کنن!

‫جلوی خونوادش!

‫آتش!

‫نه!

‫نه، بابا، فرار کن!

‫نه!

‫راحتی، رفیق فلوریو؟

‫شرم!

‫شرم. شرم بر شما.

‫این دیگه مبارزه سیاسی نیست، این بربریته.

‫و به همون اندازه شرم‌آوره که بعد از انجام

‫جنایات وحشتناکشون، ‫دسته‌های فاشیست علنا مسئولیت

‫کشتارها رو تو بولتن‌های ‫جنگیشون به عهده می‌گیرن!

‫- براوو! ‫- ماتئوتی دلقک!

‫خانم‌ها و آقایون، لطفا، آروم باشید!

‫خانم‌ها و آقایون، بیدار شید.

‫تو ایتالیا، قدرت تو دست انجمن‌های تروریستی،

‫سازمان‌های جنایی، آدمکش‌های حرفه‌ایه!

‫جناب با گل سرخ خونی صحبت کرد.

‫آب و هوا عوض شده، ماتئوتی. ‫الان رهبر داره حرف می‌زنه!

‫بیا اینجا. چرا حرف می‌زنی؟

‫جناب نماینده!

‫- دستگیرش کنید! ‫- بهت سرب می‌کوبونم، این کارو می‌کنم!

‫ما خواهان دفاع هستیم، ما اینو می‌خوایم!

‫جناب رئیس، یه کاری کنید ‫تو مجلس نظم برقرار بشه.

‫درسته! درسته!

‫حالا شعبده‌باز وارد صحنه می‌شه.

‫جناب ماتئوتی درست می‌گه. ‫جناب ماتئوتی درست می‌گه!

‫حق با اونه.

‫باید نظم رو برقرار کنیم!

‫لطفا، بذارید حرف بزنه.

‫ولی ما توسط ناکارآمدها اداره می‌شیم!

‫درسته!

‫مسئولیت با این نخست وزیر ‫بی‌حال و شل و وله!

‫آیا این دولت قادر به متوقف کردن خشونت هست؟

‫آیا قادر به متوقف کردن خشونت هست؟

‫یه دولت که ارزش اسمشو ‫داشته باشه فقط یه کار باید بکنه.

‫همه‌شون رو دستگیر کنید! ‫همه شون رو دستگیر کنید!

‫استعفا بده!

‫استعفا بده!

‫استعفا بده! استعفا بده! استعفا بده!

‫استعفا بده! استعفا بده! استعفا بده!

‫وقت کاندید بعدی رسیده.

‫و کی بهتر از خودم؟

‫استعفا بده! استعفا بده! استعفا بده!

‫جناب اعلیحضرت.

‫- موسولینی، لحظه جدیه. ‫- موافقم.

‫ملت به یه دولت نیاز داره.

‫یه دولتی که دووم بیاره ‫و بتونه نظم رو برقرار کنه.

‫یه قدم با فروپاشی فاصله داریم.

‫سوسیالیست‌ها، جناب اعلیحضرت. ‫سوسیالیست‌ها بیشتر از این هیچی نمی‌خوان.

‫پایان دولت، پایان پادشاهی. ‫خودم شنیدم که فریاد می‌زدن:

‫"با روده آخرین پاپ، ‫آخرین پادشاه رو دار می‌زنیم".

‫بهم می‌گن که هیچکس به اندازه تو، ‫همین چند سال پیش، اینقدر بلند فریاد نمی‌زد.

‫مجبورم نکن نظرم رو عوض کنم.

‫خشم جوانی، جناب اعلیحضرت، این خشم جوونیه.

‫- امروز من تو شما می‌بینم... ‫- بذارید وقت تلف نکنیم.

‫دخترم امروز یه بلدرچین گرفت.

‫یه بلدرچین؟

‫البته کوچولو بود. ‫حالا باید یه بزرگترشو بگیرم.

‫حاضری تعهد بدی؟

‫اگه از من بپرسین، جناب اعلیحضرت...

‫خیلی خب.

‫پس قصد دارم وظیفه تشکیل دولت رو...

‫این یه افتخاره، جناب اعلیحضرت.

‫...به جناب لوئیجی فاکتا بسپارم.

‫منظورتون چیه، فاکتا؟

‫خب، اون تنها کسی بود که بهم جواب مثبت داد.

‫- جناب موسولینی. ‫- جناب فاکتا.

‫یه پادشاه که فکر می‌کنه می‌تونه ‫کشورشو با این مرد کوچولو نجات بده

‫واقعا لیاقت اینو داره که ‫با روده پاپ دار زده بشه.

‫می‌دونی که امسال سی‌امین سالگرد ‫حضورم تو مجلس رو جشن می‌گیرم؟

‫بهترین آرزه‌ها.

‫ممنون. من یه مهمونی می‌گیرم، ‫البته شما هم دعوتین.

‫هوم.

‫در مورد دولت، داشتم فکر می‌کردم

‫یه چند تا معاون وزیر به شما فاشیست‌ها بدم.

‫حالا خوبه؟

‫هوم. خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫"بزرگترین تحقیر زندگیم."

‫تاوانشو می‌دن.

‫ولی حالا وارد صحنه می‌شه...

‫...تغییر دهنده.

‫رفقا.

‫اوضاع خوبه. چرا می‌گم "خوب"؟ خیلی خوب.

‫شاه و فاکتا خودشونو به پام انداختن.

‫خیلی خوب می‌دونن که بدون ما...

‫...هیچ‌جا نمی‌تونن برن.

‫بازی الان شروع می‌شه.

‫تو یه مذاکره بی‌امون خسته‌شون می‌کنیم،

‫- تا زمانی که به چیزی که می‌خوایم برسیم. ‫- یعنی همه‌چی.

‫یعنی یه وزارتخونه برای من.

‫این هدفه. ولی قدم به قدم می‌ریم.

‫می‌گم، ما تو دولت می‌شینیم، و از اونجا،

‫کاری می‌کنیم باور کنن ‫که ما آدمای منطقی‌ایم...

‫...مثل یه سم...

‫ببخشید، بنیتو، ما هم می‌تونیم بدونیم؟

‫اونا...

‫بهت چی گفت؟

‫یکی از ما...

‫چی؟ ما یه چیز درست و حسابی نمی‌فهمیم.

‫یه سوسیالیست به رفیق ‫فلوریو شلیک کرد و کشتش.

‫- مرگ بر سوسیالیست‌ها! ‫- آروم باشید، آروم باشید.

‫ما بهش احترام می‌ذاریم، ‫ولی به سوسیالیست‌ها این هدیه رو نمی‌دیم

‫که ما طرف اشتباه رو بگیریم. ‫زیاده‌روی نکنید.

‫قرائت پیامی از بنیتو موسولینی:

‫"اسم‌هایی هستن که ارزش نمادین دارن،

‫اسم‌های نبرد و علامت‌های گردهمایی."

‫"اونا، که مرگ چنگ انداخته بهشون، ‫به جاودانگی می‌رسن."

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫اینجا!

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫اینجا!

‫اینجا!

‫اینجا!

‫اونا کامیون خواستن.

‫برای چی؟

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫اینجا!

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫حاضره!

‫رفیق فدریکو گوگلیلمو فلوریو کجاست؟

‫حاضره!

‫"خشم".

‫"وحشت".

‫"قوی‌ترین محکومیت".

‫"خشونت غیرقابل توجیه".

‫"وحشیگری بی‌سابقه".

‫"یه مشت اراذل، یه شهر کامل ‫تو چنگال دسته‌های آدمکش".

‫بسه.

‫همه‌شون دارن به ما شلیک می‌کنن. ‫سوسیالیست‌ها، لیبرال‌ها، اتحادیه‌ها.

‫- بسه، سزارینو! ‫- کجا می‌ری؟

‫خونه.

‫احتمالا همه‌مون رو دستگیر می‌کنن.

‫یه دولت بدون ما، بر ضد ما تشکیل می‌دن.

‫ما تونستیم معجزه متحد کردن ‫دعوایی‌ترین کشور دنیا رو انجام بدیم!

‫به خاطر این یادمون می‌مونه.

‫راکله.

‫- راکله، بیدار شو. ‫- ساعت چنده؟ - بهم گوش کن.

‫سلاح‌ها، بمب‌ها، ناپدیدشون کردی؟

‫آره، انداختمشون تو یه گودال دور.

‫خوبه. ستون من.

‫خسته‌ام، راکله.

‫و این؟

‫فقط یکی رو نگه داشتم.

‫هیچوقت نمی‌دونی.

‫.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @NestedSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.