Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
همیشه اونطوری زمزمه میکنی؟ یا مرضی-چیزی داری؟
،همهش ذاتیـه. مارکوس ردهبندی نور؟
آمادهاس. همونطور که خواستی نقشهکشی کردم. میبینی؟
،چه عالی. قبل اینکه برم سراغش اعداد رو دوباره برام چک کن
.هیچ خصومت شخصیای ندارم فقط اینجا روال اینطوریه
اوه، خدای من
- ببخشید، اِریک والاس؟ - خودمم
به والله قسم، این دفتر برای اینهمه کاغذ روزی یه جنگل به فنا میده
- ایگان هریسون، وزیر دفاع
آقای... وزیر
،ببخشید، ذهنم خیلی مشغوله میزم خیلی شلوغپلوغـه
،ایشون... مارکوسـه
- و ایشون... سینگهاس احوال شما؟ -
و پسرتون ساشا با همسرم توی سالوارهاس
امیدوارم همسرتون پسرم رو در افسار گرفته باشه نه برعکس
صحیح
چطوره من و شما بریم یه قدمی بزنیم؟ دلم میخواد پاهام رو یه کِش و قوسی بدم
آه... باشه
خب، اون بچههه... مارکوس؟ اون مغز پشت همهی این پازله؟
...آره، اون شکافهای تو پازل رو بهعنوان
.کدهای رنگی سفید تشخیص میده. میدونم خب اینو بهم توضیح بده
هدف اینه که یه مشت رنگ درخشانِ روشنِ بزرگ رو روی «آرتفکت» بتابونی؟
نه، نه، به این سادگیها نیست
مارکوس دقیقاً مشخص کرده کجای سازهی فوقانی «آرتفکت» نور بندازیم
خب اینکار رو میکنید که چی بشه؟
خب، میدونید، دقیقاً صد درصد مطمئن نیستم
ولی فکر میکنیم ممکنه، مثلاً، یه کلید از ،جنس نور باشه که توی قفلشون جا میافته
مثل یه جواب به سؤالشون
مثل پرسش و پاسخ سریع؟
.نه راستش مرحلهی بعد پازلشون
من میرم چندتا شبیهسازی دیگه اجرا کنم
وقتی میتونی روی واقعیـش کار کنی چرا خودت رو با شبیهسازی اذیت میکنی؟
نمایش نوری غروب شروع میشه
ها
و بعدش چی؟
آمادهای؟
آمادهترین وضعیتی که میتونیم باشیم
چراغهای کار رو خاموش کنید
خیلیخب، روشنکردن لامپهای یک و دو
یا پیغمبر، داره جواب میده
اینم دو لامپ بعدی
لامپ آخر
،صبر کنید، صبر کنید صبر کنید، صبر کنید
- والازکاز، سربازها رو در موقعیت بچین ...- صبر کنید. صبر کنید
- وایسید - تیم الف، محیط رو امن کنید
...- صبر کنید، صبر کنید - تیم ث، برگردید به نقطهی دو
صبر کنید
یا خدا
آمادهی حرفزدنـه
زیرنویسی از آقای سیَه چُرده ≡ r.reza83 ≡
یکی بهم میگه اون بیرون چه خبره؟
مسخرهاس
!بذارید بیام بیرون
فکر کردی کدوم خری هستی که
منو عین یه جور جانی اینجا حبس کردی؟
،نمیدونم تو توی کدوم آمریکا بهدنیا اومدی
ولی آزادی مطبوعات دوباره مُد شده
عمراً برگردیم به همون روشهای قدیمی
و همینطور ۲۵۰ میلیون پیروانـم هم برنمیگردن
بألاخره از آشناییت خوشوقتم، هارپر گلس
ژنرال دوبوا کجاست؟
ژنرال دوبوا منتقل شده. یه عالمه رخنههای امنیتی هست. بگیر بشین
پس به وکیلم زنگ میزنی یا خودم بزنم؟
شما طی جنگ بهعنوان یه روزنامهنگارِ جاسازیشده در استان جدید چین کارتون رو شروع کردید؟
- یه خبرنگار سال سومی بودم «- شما میگید: «خبرنگار»، من میگم «حقیقتیاب
،آره، خب همه باید از یه جایی شروع کنن
آره، خب، به هیچ جا نمیرسیدی که یه خبر راجع به کمپ پناهندهها کار کردی
یه گزارش خوب و محکم که یه روزنامهنگار دیگه داشت روش کار میکرد
چند روز قبل اینکه توی انفجار ذرهذره بشه
خبر خودم بود
هرچند، ادراک... آم... شکنندهاس، مگه نه؟
ادراک مردم؟ خیلی شکنندهاس
تاحالا پسرم ساشا رو دیدی؟
یکی-دو بار
باید سخت باشه که ندونی زندهاس یا نه
،ایدهی خودش بود که بره توی سالواره جونش رو پای کشورش بهخطر بندازه
- اینو خبر داشتی؟ - یه بچه پولدار بره تو فضا
یه قهرمان برگرده
- راه خوبی برای راه پیدا کردن تو کاخ سفیده - جاییکه بهش تعلق داره
ولی آدمهایی اون بیرون هستن که ...متقاعد شدن که
تمام توجهات به من جلبه درحالیکه در واقع داستان باید دربارهی اون باشه
آه
...فکر میکنی
...شهرتم رو به خطر میاندازم
تا اهداف سیاسیت رو بکنم فرو کنم توی کلهی فالوئرهام؟
مسئله دربارهی حقیقت اینه، هارپر
بهطرز آزاردهندهای میون مزخرفات گم میشه
دربارهاش فکر کن
اگه میتونستیم اقامتت رو راحتتر کنیم بهم خبر بده
خودت رو نگاه کن، با همهی اسباببازیهات بازی میکنی
.مونده بودم کِی پیدات میشه کجا قایم شده بودی؟
خب، دلت برام تنگ شده بود
خب، از هارپر گلس بعید بهنظر میرسه یه خبر رو توی کشور جا بندازه
آره، خب، گرفتارِ چندتا مشکل اداری شدم
اوه، پس با رئیس جدید آشنا شدی، هان؟
خب، دارید یه پهپاد میفرستید
- کمکم داره آماده میشه دیگه؟ - آره، فقط منتظر شما بودیم
خیلیخب
خیلیخب. سیستمهای نهایی چک
همگی درسته
چک
بزن بریم یه نگاه بندازیم
خیلیخب
خیلیخب
خیلیخب، بذار ببینیم چی رو داری قایم میکنی
- جریان چیه؟ - مانیتور رو دوباره روشن کن
- دارم سعیم رو میکنم. جواب نمیده - یه پهپاد دیگه بفرست
- فقط سیگنال نداریم - بچهها، سیگنال ویدیو رو دارم
- ببخشید، دوربین سوخته - نه. وایسید، اون چیه؟
بالا گوشهی دست راست؟
اوه، مهمون داریم
یا خدا
واقعاً خودشه؟
اون پسر منه؟
چه شانسی. تونستیم ببینیم سر یه سفینه چی اومد
قبل اینکه وارد بشیم چند روزی وقت داریم، نه؟
آره. چطور مگه؟
میتونم عیبگیری کنم و مقایسهی قبل و بعد انجام بدیم
- که چی رو کشف کنیم؟ - روحم هم خبر نداره
مادهی تاریک بهخاطر همین اینقدر هیجانانگیزه
یه چسب فرواتمی اسرارآمیزه که تمام کائناتمون رو باهم نگه داشته
چیه؟
روی دندونم چیزی هست؟
نه. فقط قشنگه
...اینکه هیجانزدهای و اشتیاق داری
- ویلیام گفت باهام کار داشتید - بله
فقط داشتیم مرور میکردیم ببینیم وقتی به کلب اکبر رسیدیم چی میشه
و میخواستم مطمئن بشم که با خدمهی جدیدمون آشنا بشی. بيچمپ، ساشا
.سیویک یه یار دقیقه نودی به گروهمون
،یه متخصص در مذاکرات پیماندار
که باعث میشه یه رابط دیپلماتیکِ ایدهآل برای فضاییها باشی
هوم
- آمادهبودن هیچ مشکلی نداره - نه، نداره
مثلاً آماده باشیم وقتی وارد اون میدانِ مادهی تاریک میشیم، چه اتفاقی میافته
چه اتفاقی میتونه بیفته؟
هیچی، نه؟ به معنای واقعی هیچی
من از چیزهایی که نمیتونم ببینیم خوشم نمیآد
.هیچی رو اونتو نمیتونیم ببینیم این فضاییها. راستی چی صداشون کنیم؟
کلبیها؟ اکبریها؟
...بههرحال، تا جاییکه میدونیم، این مادهی تاریک یه... پردهی دوده
استتاره
اگه تا خرخره پرِ تکنولوژی فضایی باشه، چی؟ اگه یه خط دفاعی باشه، چی؟
اگه با رد شدن ازش، وارد یه جنگ میانستارهای بشیم، چی؟
اونموقع چیکار کنیم؟ - به نکات خوبی داره اشاره میکنه، نیکو -
من اینجا فرض دارم که ما این... فضاییها رو میبینیم
...و روابط دیپلماتیک شکل میدیم، ولی
- اگه یه جنگ راه بندازیم، چی؟ - پرتکل شفافه
،اگه فکر کردیم فضاییها خشن یا تهدیدبرانگیز هستن دور میزنیم و برمیگردیم زمین
و اگه نتونیم عقبنشینی کنیم؟
،اگه مجبور شدیم از خودمون دفاع کنیم میتونیم از خودمون دفاع کنیم؟
همونطور که گفتم، روحمون هم خبر نداره ...داخل میدان مادهی تاریک چیه
ولی اگه چیزی باشه که لازم باشه ...باهاش سروکار داشته باشیم
چطوری... میتونیم؟
وضعیت تحت کنترل، ساشا
باشه
واو. چقدر چیزمیز داری
،آره، خب، هم وسایل خودم رو دارم و هم وسایل میشل رو
و هم وسایل ایان رو
خب، وسایل اونا یا باید توی انبار گذاشته بشه
یا بین بقیهی خدمه توزیع بشه
یا برای حفظ یاد و خاطرهشون داده بشه به دوستان و خانوادهشون روی زمین
.بیعاطفهبازی درمیآوردم ...فقط دارم میگم
چطوره کلاً چیزی نگی، تا وقتیکه ،بیشتر از چند روز
چهار روز، بیدار موندی؟
.بابت یرکسا متأسفم ...ما همیشه
،هیچوقت... چشمتوچشم نبودیم
...- ولی فقط دارم میگم، اگه دوستپسر من بود ...- دوستپسر تو زندهاس
- و روی زمین جاش امنه - راستش شوهرم
قبل از عازمشدن ازدواج کردم
...خب
تبریک میگم - ممنون -
یهکم کمک میخوای؟ - نهخیر -
- حالت چطوره؟ بهعلاوه سر زدن -
یا مداخله یا نگرانی کسی رو نمیخوام، نیکو
ببین، کَس، من فقط سعی دارم کمک کنم
،و قبل از اینکه بگی کمک نمیخوای ،کم مونده اون کیف رو بندازی
میشه حداقل با زین حرف بزنی؟
فکر میکنی میشل تنها کسیه که مرگش رو دیدم؟
،من مرگ والدینم رو دیدم برادرم رو، خواهرم رو
،و هیچوقت آسونتر نمیشه ...باشه؟ فقط
تمام حرفم اینه که، هر چهقدر ...میخوای زمان بذار، باشه؟ فقط
- باشه - کَس بگیر، لازمت میشه
- برنی خروپف میکنه - از پشت دیوار هم میشه صداش رو شنید
- یه تیم اونتو میفرستیم - بعدش چی؟ با تفنگ یورش ببرن؟
اگه اونا فقط یه چیز که فکر میکنن ما دلمون میخواد ببینیم رو نشون میدن چی؟
،میتونه یه هولوگرام از پسرتون باشه یه پرتوافکنی
،خیلیخب، اگه دارن بازی ذهنی میکنن ،لازمه که بدونیم
و اگه حتی ذرهای احتمال داشته باشه که ساشا اونتو باشه، باید رسیدگی کنیم
ولی... ولی ما با این ،فضاییها در جنگ نیستیم
و اگه اونتو سرباز بفرستید و تیراندازی کنن، جنگ راه میافته
پس... پیشنهادت چیه؟
،یکی رو از تیم من بفرستید یکی با یه آشنایی اولیه از روال اونا
یکی که حداقل سعی کنه به زبونشون حرف بزنه
باشه. کی رو میفرستیم؟
،ببین، میدونم گفتی میخواستی اینکار رو بکنی سینگه، ولی مطمئنی؟
.پنج دلار شرط میبندم الویس اونتوئه یه جورایی زیادهرویه، نه؟
خب، همه فقط میخوان فوق مطمئن باشن که جات کاملاً امنه
.این یه هدیهاس، اِریک. جدی میگم این یه تحقق رؤیاست
- و جدا از اون، تو جنا رو داری - میتونم دوباره از آموس بخوام ها
آموس ترسوئه
بگیر. این یه مسکن قویـه
اگه به مشکل خوردی، تنها کاری که باید بکنی اینه که بکوبیش زمین
با این فرض که فیزیولوژی فضاییها با فیزیولوژی انسانها یکیـه
درسته
بیا کلاه رو بذاریم
وایسا. وایسا
هومم
خیلیخب. اُ۲ روشنه. عادی نفس بکِش
نه
.نمیتونم نفس بکِشم. خیلی کوچیکه درش بیار! درش بیار. درش بیار
درش بیار. اوه. اوه
...دابلکلیک میکنیم - !بابایی -
بیا اینجا. یه بغل بده
هومم
میلا گفت اگه ناهار رو بخورم بهم آدامس میدید
واقعاً اینو گفت؟
- آره - چه معادلهی خوبی
میدونی اینجا جای عجیبیـه، نه؟
میدونم. میدونم. متأسفم
،ولی این خیلی مهمه پس میخواستم رو در رو باهات حرف بزنم
- میلا، اگه ممکنه...؟ - البته
،خب... دیشب آرتفکت درش باز شد
و ما هم یه پهپاد فرستادیم توش ،تا دور و برش رو نگاه کنه
و فکر کنیم یکی از دوستهای ،مامان رو توش دیدیم
یه نفر که توی سالواره کار میکنه
مامان هم اونتوئه؟
...من توش میرم تا بفهمم
و تو پیش میلا میمونی
،به مامانبزرگ بی هم زنگ زدم ...پس اون میدونه جریان چیه و تو کجایی
کِی برمیگردی؟ - به محض اینکه کارم تموم شد -
- ممکنه بمیری؟ - نه، نه، عزیزم، قرار نیست بمیرم
فقط دارم بهت خبر میدم - خب، نمیخوام بری توش -
...اگه راه دیگهای بود - نه، نمیری -
- جنا - بیا یه قدمی بزنیم
- خواهش میکنم مثل مامان نرو - جنا
چیزی نیست. بیا یه آبنبات برات بگیریم - بابا، خواهش میکنم -
خوشت میآد؟ چون من فکر میکنم با تو خوشم میآد
ببخشید. کارِ اشتباهی کردم؟
...میشه فقط
میشه فقط حرف بزنیم؟
چیه؟ بهخاطر دوستدخترته؟
خدایا، نه. من قطعاً به تو علاقهمندم
باشه. منم همینطور
خدایا، آگوست
...متوجه نمیشم
فکر کردم گفتی خوشت میآد
میدونم، میدونم، میدونم
- فقط... ببین - اُلیور؟
باید جز وحشت چیز ...دیگهای هم حس کنم
چون روی این سفینه تماماً وحشته
میخوام یه چیز خوب حس کنم... با تو
میدونم
- میدونم. میدونم - باید باهام حرف بزنی، باشه؟
،باید بهم بگی چی میخوای چون نمیدونم دارم چیکار میکنم
...تشخیص نمیدم عصبانیای یا
...- شهوتی نیستی یا جفتش - ببین، میخوامت
...- باشه؟ فقط این.. فقط این - چیه؟
اُلیور، هی
خیلیخب، اگه بهخاطر من نیست، و ،بهخاطر دوستدخترت توی خونه نیست
پس... بهخاطر چیه؟
...تاحالا هیچوقت
خب، نه حتی با ملیسا؟
...انجام دادیمش
توی واقعیت مجازی
اوه
آره
...بذار ببینیم. چهار کیلو عدس. آم
...دو کیلو برنج
...- و - بیستوپنج کیلو کوینولا
کوینولا. زیاد محبوب نیست
.مایهی شرمه کوینولا فوقالعاده مغذیـه
،جدی؟ کاشتن جوانههای طعمدار رو امتحان کن بعد با هم حرف میزنیم
چرا همیشه اینقدر بههمریختهاس؟
چرا قبل اینکه قبلی رو تموم کنن یه جعبهی جدید باز میکنن؟
.ببخشید. ایول. کرهی بادومزمینی ...هی، اشکال نداره یکی دیگه بردارم
آره، اشکال داره. بس کن
داریم جیرهبندی میکنیم، برنی
از کِی تاحالا؟ مگه انبار ماژولها پر غذا نیست؟
فقط داریم مطمئن میشیم بهقدر کافی غذا هست که ما رو به خونه برسونه
خب، میشه یه شکلات دیگه بردارم؟
خب، نه
. کیر توش از فضای کیری متنفرم
آره، خب، مطمئناً فضا هم از ما متنفره، مگه نه؟ اصلاً نمیدونیم چطوری تونستیم زنده بمونیم
خب، با زیردریایی کهکشانیمون توی خلأ پرت نشدیم، پس اینجائیم
اینجائیم. در شُرف وارد شدن به میدان مادهی تاریک
تو راهِ یه سیارهی پر از فضایی
کسی یهکم نگران نیست؟
مأموریت مأموریته
باشه... ولی نباید یه راه پیدا کنیم که از خودمون دفاع کنیم؟
منظورم اینه، من باورم نمیشه تنها استراتژیمون فراره
- هیچ نظری نداری، ویلیام؟ - این سؤال رو باید از نیکو بپرسی، نه من
- ولی اگه مشکلی پیش بیاد چی؟ - ساشا، خواهش میکنم
خیلی سخته همزمان هم بشمرم و هم به وحشتزدگی تو گوش کنم
اشتباه من بود. ببخشید
به کارتون برسید
هوی، دیوث
کاسه خودبهخود شسته نمیشه
واو، خیلیخب
ساشا. ساشا. هی، ببین
.میدونم مضطربی ...درک میکنم، ولی
یه چیزی دارم که میتونه کمکت کنه
...- این - آره، ریحان و پونه
واقعاً چیه؟
...خب
- چه وضعشه، برنی؟ - هیسس
اون لعنتیها نیکو و کَس رو بگا دادن - میشه صدات رو بیاری پایین؟
طوری نیست. خدایا، باشه؟
قبل اینکه گردهافشانی کنن پودشون رو کّندم
فقط از شیرهاش واسه سیگار استفاده کردم
قضاوتم نکن، مرد، باشه؟
.پام مثل سگ درد میکنه این لعنتی کمک میکنه
...- اگه نیکو خبردار بشه - اگه دهنت رو بسته نگه داری خبردار نمیشه
...پس
ویلیام، هان؟
- چهشه؟ ،- خیلی رو مخـه
همیشه تو چیزی که بهش ربطی نداره فضولی میکنه
««همهمون جیرهبندی هستیم
گور پدر خودش و جیرهبندیـش
آره، بعضی موقعها آرزو میکنم کاش دکمهش رو میزدم خاموش شه، میدونی؟
موفق باشی
تنها چیزی که میدونم اینه که نرمافزار ویلیام از یه بُعد دیگهاس
یا راست میگم یا حرفم ...بهخاطر تأثیرات مواده، پس
فکر میکنم اینکه جونمون دست اونه، ترسناکه
جدی میگم. ببین وقتی ویلیام شکست خورد چی شد. همهمون تقریباً مُردیم
میشل که واقعاً مُرد
باید یه دکمهی خاموشکردن داشته باشه که ازش خبر نداشته باشیم
اگه کسی بلد باشه چطور ویلیام رو خاموش کنیم، خاویره
،ممکنه بهش نخوره ولی یارو نابغهی نرمافزاره
،ولی جدی میگم بیشتر از من به این احتیاج داری
آمادهایم
.هی، آموس، من روبهراهم صدام رو داری؟
آموس؟
!سلام
ساشا
ساشا هریسون؟
روی حلکردن اون مسئله چند شب وقت گذاشتی؟
نه
چیه؟ باور نمیکنی منم؟ - نه، تو نیستی -
.امکان نداره این مال ۲۰ سال پیشه
دخترمون ۱۱ام مِی بهدنیا اومد
نه، این خیلی آسونه
...خیلیخب. آم
...تو این اتاق باهم آشنا شدیم
و موهات اون مدلی بود
...- افتضاح بود - گفتی خوشت میآد که
بهخاطر اینکه داشتم باهات لاس میزدم
که راستی، تو لاسزن افتضاحی بودی - نه، نبودم -
اوه، افتضاح بودی. ما سالها قبل اینکه حتی بدونم ازم خوشت میآد
- با هم دوست بودیم - فکر میکردم
تابلوترین چیز جهانه - نه، اصلاً تابلو نبود -
بیا بشین - باشه -
واو، دقیقاً عطر خودشه
از کجا میدونید اون چه عطری میزنه؟
،تقریباً بینقصه
بهجز اینکه پوست اون مثل پوست نیکو بو رو گرم نمیکنه
هومم
چطوری اینکار رو میکنید؟
نه، چرا دارید اینکار رو میکنید؟ چرا دارید زن من احضار میکنید؟
دست شماست؟
گروهش؟
تو و ساشا رو دیدم
بابت هیچی نباید نگران باشی - اون بیرون جاش امنه؟ -
امنترین صورتی که میتونه باشه
زندهاس؟
بله
باهام بیا
بیا. بیا. گاز نمیگیرم
باشه
مسئلهی وجود و شکاف جرم یانگ-میلز
هیچوقت نتونستی حلش کنی
هیچکس هیچوقت نتونست حلش کنه
هیچ انسانی، بههرحال
چی میخوای؟
که مطمئن بشم تو خوشحالی
- تو و جنا - از زنم نمیپرسم. از تو دارم میپرسم
تویی که همهی اینا رو برای صلاح من داری میسازی
تمام خواستهام اینه که باهات حرف بزنم تا درک کنم چی میخوای
تا کمک کنم
- تمام خواستهت اینه؟ - بله
تمام جوابهایی که نیاز داری دقیقاً جلوته
عاشق این میشی
منظورم اینه، غیرممکنه - هیچی غیرممکن نیست -
اوه
خدای من
...چطوری دارم اینکار رو میکنم چطوری داری اینکار رو میکنی؟
دارم انجامش میدم. دارم نظریهی پیمانهی کوانتمی رو
در فضا-زمان چهار بُعدی حل میکنم
- یا خدا - بابا؟
فقط یه دقیقه
- بابا - یه لحظه
عزیزم، یه ذره مونده
هی
هی
میخوای کمکم کنی؟ میتونی کمکم کنی
چونکه اون مغز بزرگت به کارم میآد
چطوره چندتا مسئلهی ریاضی اینجا برات بنویسم؟
واو
متوجه نمیشم
جنا
جنا، داری کجا میری؟ جنا؟
من روبهراهم. روبهراهم
...من
تا چند وقت قراره اینطوری باشه؟
...نیکو
...میدونم نگرانی
ولی نمیتونی اینو زور کنی
کَس خودش حلش میکنه
یا نمیکنه
ولی... غم باید مسیر خودش رو طی کنه
ممنون، زین
میشه چند کلومی حرف بزنیم؟
میخوام باهام صادق باشی
میخوام تمام اتفاقاتی که وقتی به کلب اکبر میرسیم، میافته رو بهم بگی
بهت گزارش داده شده
- همهچی... نیکو ...- تو اجازهی امنیتی نداری
چرنده
من چطوری باید برم تو اون سیاره و با اون فضاییها حرف بزنم؟
چطوری اینکار رو بکنم وقتی ندونم اگه شکست بخورم چی میشه؟
...فکر کردی
کدوم خری هستی؟
- ببخشید؟ - فکر کردی به ورم هست
اونتو چیکار میکنی؟
.من تو رو در این مأموریت نمیخواستم، ساشا تو سربار هستی
تنها دلیلی که اینجایی اینه که پدرت اینقدر پا رو دُم همه گذاشت
،که همگی گفتن باشه تا اون فقط خفهخون بگیره
تو گستاخ، پارتیدار و تنبل هستی
.و بذار یه چیزی بهت بگم، ساشا یه خدمهی خیلی بهتر اون روز مُرد
و اگه بتونم برگردم و اون رو با تو تاخت بزنم، قطعا اینکار رو میکنم
...ما جایگزینی برای تو نداریم
چونکه تو رو احتیاج نداریم
پات رو از گلیمت درازتر نکن
دیگه هیچوقت به خودت جرأت نده من رو سیمجیم کنی
مرخصی
کسی به جنا گفته من حالم خوبه؟
- تونستی ببینیش؟ - خواهش میکنم... دخترم باید بدونه
منتظرته. ساشا رو دیدی؟ - بله... و نه -
- نمیدونم چطوری اینکار رو کردن - چیکار کردن؟
انگار از حافظهام استفاده کردن تا باهام صحبت کنن
.سـ.... سؤال و جواب نبود خیلی چشمگیرتر از اون بود
منظورم اینه، اونا زیر و بم پیچیدگیِ احساسات انسانی رو میدونن
منظورم اینه، اونا خیلی ،بیشتر از ما پیشرفتهان
منظورم اینه، قبل از اینکه درک کنم دارم ...به چی فکر میکنم من رو درک کردن
- اِریک، پسرم رو دیدی؟ - بله. اون من رو داخل راه داد
ولی... ولی اونِ واقعی نبود
،ساشای... واقعی نبود و نیکوی واقعی نبود
مثل یه تجسم یا یه جور هولوگرام
که باعث میشه هوش مصنوعی ما توی سالواره در مقابل اون مثل یه چراغقوه باشه
ولی اونا خوبن. روبهراهـن. بهم گفتن همه توی سفینه زندهان
و حرفشون رو باور میکنی؟
منظورم اینه، بهم دلیلی ندادن که باور نکنم
این دلیل واسه شروع چطوره؟ یه تمدن پیشرفته الان مغزت رو بگا داد
- نه، نه. اینطوریها نیست - چرا
.فقط کنجکاون اونا هم مثل ما سؤال دارن
چه سؤالی؟ چی بهشون گفتی؟
انگار دارن هر چی که تا الان میخواستم بدونم رو بهم پیشنهاد میدن
هر سؤالی که تاحالا دربارهی فضا و فیزیک و... داشتم
چی؟
در عوض دخترم رو انتخاب کردم
آره
!- بابا - دروغ نمیگم
از وقتی خداحافظی کردیم دارم به این بغل فکر میکنم
- خیلی متأسفم عصبانی شدم - اشکال نداره
،اشکال نداره. میدونم منظوری نداشتی ،و میدونم فقط ترسیده بودی
ولی خبرهای خوبی دارم، باشه؟
- مامان رو دیدی؟ ...- نه
...ولی فضاییها بهم گفتن حالش خوبه
پس من و تو تا وقتی مامانی بگرده میچسبیم بههم، باشه؟
- باشه - باشه
داری میری داخل
خسته شدم از بس از لبهی زمین نگاه کردم
- رئیسجمهور خبر داره؟ - یه تصمیم اجرایی گرفتم
،با نیروی پشتیبانی میرم داخل و با جواب برمیگردم بیرون
همهی این آشفتهبازارِ لعنتی رو حل میکنیم
- صحیح. به منم لباس بده - تو نمیآی
اوه، میآم. این داستان منه
میتونم بهعنوان یه مرد ناچار به تصویرت بکِشمت
که نیاز داره به هر ...قیمتی شده موفق بشه
با بهعنوان یه پدر دلواپس که حاضره بهخاطرِ نجات پسرش جونش رو به خطر بندازه
انتخاب خودته
باشه
بهم لباس بدید
الان
بوپ
به محض اینکه دکتر برگههای ،مرخصشدن رو امضاء کنه
از اینجا میریم بیرون
- مشکلی نیست - اِریک؟
- هی - هریسون میخواد وارد آرتفکت بشه
- چی؟ - مسلحه؟
- فقط برای نمایش نیست - خدایا، نباید اینکار رو بکنه
عزیزم، بابایی باید بره با یکی حرف بزنه تا از یه کار واقعاً احمقانه منصرفش کنه، باشه؟
الان برمیگردم - میشه منم باهات بیام؟ -
نه. فقط با میلا بمون، باشه؟ وا... واقعاً متأسفم
استخراج گروه، صبر کنید
گیر کرد. نمیتونم تکون بخورم
میخوای من امتحان بکنم؟ بده
.فکر کنم باتریش تموم شد میرم یه پریز برق پیدا کنم
- گم شدی؟ - نه، فقط دنبال یه جام که خنک کنم
خنک کنی؟ اینجا مثل سوناست
...هی، تو نوجوونیهات چندبار بهخاطر
هککردن تأسیسات مختلفِ ...دولت و ارتش دستگیر شدی
قضاوت نمیکنم. روال کار داخلیِ سیستم سیاسی رو میشناسم
...- اوضاع باید - ببخشید، اصل حرفت چیه؟
اصل حرفم اینه... آدمها دارن یه چیزهایی رو از من قایم میکنن
از ما
نیکو داره قایم میکنه
مثل چی؟
مثلاً اگه این فضاییها بهمون حمله کنن و مجبور باشیم مقابله به مثل کنیم چی میشه؟
واقعاً میخوایم دور بزنیم و فرار کنیم؟ هیچ گزینهی دیگهای نیست؟
...قبل از اینکه از زمین بریم یهکم تحقیق کردم
خب؟
آره. یه چیز به نام ««عملیات گوگرد
فوق سری
چی هست؟
میدونی هر وقت سریعتر از سرعت نور پرواز میکردیم، دورِ سفینه یه حباب رو بیرون میدادیم؟
،خب، جلوش انرژی ساخته میشه خب؟ خیــلی انرژی
،هر وقت از سرعت فرانور خارج میشیم
باید اون انرژی رو دوباره توی فضا پراکنده کنیم، نه؟
حدس بزن چی. کاشف بهعمل اومد میتونیم اون انرژی به یه اشعه تبدیل کنیم
مثل یه جور لیزر؟
مثل یه لیزر گُنده که میتونه کل یه سیارهی لعنتی رو منفجر کنه
اگه معلوم شد فضاییها خشن یا چیزی هستن این آخرین مشگلگشاست
یه سیاره رو نابود کنیم؟ نسلکُشی؟ آخرین مشگلگشامون اینه؟
- این دستورِ خود رئیسجمهوره؟ ...- رئیسجمهور، آره
و راستش، پدر خودت
راهی هست بشه جلوش رو گرفت؟
،خب، سفینه سلاح ماست ،که یعنی مجبوری سالواره رو نابود کنی
که گفتنش راحتتر از انجامدادنشه
،ویلیام از ما در برابر همهچی محافظت میکنه ...مثل مشکلات مکانیکی، توفانهای خورشیدی
مگر اینکه تو خاموشش کنی
میتونی... خاموشش کنی؟
باید برگردم سر کارم
چه مرگته؟
.بگو چطوری خاموشش کنم بگو چطوری سفینه رو نابود کنم
نمیگی؟ باشه؟
ساشا؟
ساشا؟
!نه! کمکم کن
اریک؟
اریک؟
!نه - نه! آه -
!اریک - !جنا؟ جنا -
!جنا! اوه، خدای من! اریک
!اریک
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.