All language subtitles for Fangs of fortune.ep3

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Rosemary ترجمه از

[نیش های سرنوشت]

[قسمت سوم]

[فرمان نظامی]

یه شیطان توی جهنم

به اسم منگ جی وجود داره

که شبیه یه ببر سفیده

و روی سرش یسری طرح وجود داره

قدرت اون نامرئی شدنه

و فقط وقتی پدیدار میشه

که بمیره

انگارکه مرده

بعد از اینکه بمیره

[فرمان نظامی]

[اگر این پرونده تا پنج روز دیگر حل نشود،تخطی از قانون صورت گرفته و افرادی که امضا کرده اند به نشانه تاسف باید جان خود را بگیرند]

[دیوان شکار شیاطین تعهد میدهد که این پرونده را تا پنج روز دیگر حل کند]

خونش پدیدار شده

بدین وسیله،دیوان شکار شیاطین تعهد می دهد که

این پرونده را تا پنج روز دیگر حل کند

و اگر نتوانستند

به دلیل تخطی از قانون،مجرم شناخته میشوند

و کسانی که امضا کرده اند

باید به نشانه تاسف جان خود را بگیرند

اگه نتونیم تا پنج روز دیگه این پرونده رو حل کنیم

...ما

میمیری

تو امضاش نکردی

بخاطر همینه که اینقدر نیشدار حرف میزنی

کی گفته امضاش نکردم؟

منم امضا کردم

ولی چیز دیگه ای رو

خیلی وقته بهم زل زدی

استرس داری.مگه نه؟

واقعا؟

استرس ندارم

چرت نگو

پس اینو امضا کن

با خون شیطان مهر میزنی

پس اگه بزنی زیرش

روحت متلاشی میشه

اول

ژائو یوان ژو

نباید از نشان بای ژه برای کارهای شیطانی استفاده کنه

نباید اهداف مخفیانه ای داشته باشه

یا مقاصد شیطانی توی سرش باشه

برای مردم مصیبت بار بیاره

یا بهشون آسیبی بزنه

هرچیز خفت آوری که به ذهنت رسیده رو نوشتی؟

بله

چیه؟

نمیتونی انجامش بدی؟

دوم

ژائو یوان ژو باید به ون شیائو درباره شیاطین آموزش بده

و ازش محافظت کنه

و باید که

با رضایت کامل باهاش کار کنه

مثل دوتا همکار

یادت باشه که

این مهمترین بخش عهدنامه ست

کدوم یکیش؟

اینکه کارای بد نکنم؟

یا اینکه باهات مثل یه همکار رفتار کنم؟

وایسا

من دارم تورو تهدید میکنم

اونوقت تو برام عهد نامه نوشتی؟

میتونی امضاش نکنی

پس بیا وقتمون رو الکی هدر بدیم

بیا

ژائو یوان ژو

نه

برای محکم کاری

با اسم ژو یان هم امضاش کن

خیلی سختگیری

[ژائو یوان ژو] [ژو یان]

منم امضا کردم

یچیز دیگه رو البته

اگه اون بمیره

منم باید بمیرم

کیه؟

[اولین روز پس از امضا کردن فرمان نظامی]

این چه بوییه؟

اولین جایی که روح آب عروس دزدیده

اینجاست

دختر یکی از تاجرهای مشهور شهر تیاندو

که با یه نفر از یه شهر دیگه ازدواج کرده

بوی سار ماهی میده

نه

اشتها ندارم

بوش کن

حالت تهوعت کمتر میشه

[یک ماه پیش]

[پیوندتان مبارک]

چه خبر شده؟

چرا وایسادیم؟

[پیوندتان مبارک]

انگار یه دیو آبه

دیو های آب انواع مختلفی دارن

اژدها

ماهی

لاکپشت سیاه

پری دریایی

میشه یکم واضح تر بگی؟

خیلی بی ریخته

مرسی واقعا مفید بود

با همچین سرنخی

میتونم همین الان پرونده رو ببندیم

شیاطین زشت یا خوشگل ندارن

یا قوی ان یا ضعیف

همشون

زشتن

چرت نگو

شیاطین بزرگ خیلی قدرتمندن

میتونن به هزاران حالت در بیان

اما معیار های زیبایی مون با شما فرق داره

مثلا از نظر تو یه فرد پیر

با موهای خاکستری

خوشگل نیست

اما به چشم شیاطین

موی سفید بلند

نشانه ی قدرت زیاده

به شدت زیباست

ادامه بده

تموم شد دیگه

آقای ژو

خوبم

جسد عروس کجا پیدا شده؟

طبق اطلاعات پرونده

توی یه دریاچه ی پر از نی که همین نزدیکیه پیدا شده

بریم ببینیم

ارباب

وویان چند نفر رو فرستاد که

ترتیب جنازه های

پرونده روح آب رو بدن

احمق

هیچ سرنخی برای دیوان شکار شیاطین باقی نمونده

تا پنج روز دیگه

مطمئنا دست خالی بر میگردن

و بعد گردنشون زده میشه

اون نباید

اینکار رو میکرد؟

سر بقیه شون برام مهم نیست

من فقط سر ژو یوان ژو رو میخوام

تا الان

قاتل هفت نفر رو کشته

جسد هر هفت تا عروس

توی این دریاچه پیدا شده

تعدادشون زیاد بوده

حتما باید انرژی منفیش زیاد باشه

اما انرژی منفی اینجا

خیلی کمه

حتی به سختی میشه حسش کرد

حتما قاتل انرژی منفی رو جذب خودش کرد

پس هدف قاتل اینه که

مردم رو بکشه و

انرژی منفی اونارو جذب کنه

تا نیروی شیطانیش بیشتر بشه؟

اگه فقط میخواست از مرده ها انرژی جذب کنه

چرا باید جسد همه ی عروس ها رو

میاورد اینجا؟

عجیب نیست؟

هست

فقط جسد عروس ها اینجا بوده

کسایی که همراهشون بودن

همون لحظه از صحنه جرم حذف شدن

پس به نظرم

چیزی که اون میخواد،عروسه

اون فقط میخواد که

عروس هارو بکشه

خیلی باهوشی

خب این چه نوع شیطانیه؟

نمیدونم

به عنوان یه شیطان بزرگ

فقط قوی بنظر میای

نه چیزی میدونی

نه میتونی کاری کنی

خب،خب،خب

اینطوریه؟

هزار نوع شیطان توی جهنمه

چرا باید از بینشون

همچین شیطان بی نام و نشونی رو یادم باشه؟

برای اینکه بفهمیم از چه نوعیه

فقط کافیه اجساد توی مرده شور خونه رو چک کنیم

اونوقت میفهمم

بریم

بیا دیگه

اینجا یه مشکل دیگه ای هست

که باید حلش کنم

آقای ژو

توی مرده شور خونه منتظرم باش

نگران نباش

دیوونه ای؟

عصبانیه

[مرده شور خانه]

بارون گرفت

برفه

من یه دکترم

نه یه پزشک قانونی

نمیتونم

کالبد شکافی کنم

هر دوتاشون یه چیزن

چی؟

اصلا هم اینطور نیست؟

تو توی تیراندازی ماهری

پس یعنی تیراندازی شبیه

پنبه زدنه؟

معلومه که نه

پزشکی و پزشکی قانونی دوتا کار کاملا متفاوتن

فرسخ ها باهم تفاوت دارن

موفق باشین

من که رفتم

[مرده شورخانه]

میرم پیش آقای ژو که استعفا بدم

باشه،برو

ولی پنج روز دیگه سرت از گردنت جدا میشه

پنج روز دیگه

میرم پیش آقای ژو که استعفا بدم

چرا اینجا هیچ جنازه ای نیست؟

...اردوگاه چونگ وو

اونا این کارو کردن

جسدهارو از بین بردن

که مدرکی باقی نمونه

و ما نتونیم پرونده رو حل کنیم

واقعا مردم خوبی ان

هیچ کسی از اردوگاه چونگ وو خوب نیست

برادر ژو کجاست؟

رفت که مراقب

قربانی بعدی باشه

منظورت دختر خانواده ی چی ئه که قراره چند وقت دیگه ازدواج کنه؟

بله

ارباب واقعا ظالمه

واقعا

بعد از اون همه اتفاق

بازم اصرار داره که بانوی جوان

پنج روز دیگه طبق برنامه عروسی کنه

آره

وسایلو ببرید داخل

دوباره چرت و پرت نگین ها

نمیخواین که مثل دانیان و بقیه بشین؟

ناظر فنگ

بنظرت باید

براشون برگه عود بسوزونیم

که روحشون

در آرامش باشه؟

من نمی خوام تسخیر بشم

بهت که گفتم فقط خواب دیدی

...اما واقعا دیدم

دیگه حرفشو پیش نیار

چشم

ببرش تو

این بو

بریم

چرا داری به من نگاه میکنی؟

الان هدفت چیه؟

بذارین بهتون بگم

من دارم میرم

عصر بخیر

خوبی؟

خوبم

ولی،اون حالش خوبه؟

چرا یه زخم دیگه داری؟

مگه نباید خودش درمان بشه؟

این تیر شیطان کش اردوگاه چونگ ووئه

به یه سم مخصوص آغشته شده که روی شیاطین استفاده میشه

جلوی درمان زخم رو میگیره

و بدترش میکنه

درمانی نداره

من میتونم درمانش کنم

[مرده شورخانه]

اردوگاه چونگ وو همه ی جنازه هارو از بین برده

خوشبختانه حواسم به این قضیه بود و

یه جنازه ی باارزش رو ازشون گرفتم

ارباب

دسته پیشتاز دیوان شکار شیاطین

به صحنه ی جرم و مرده شور خونه رفتن

یکی از جسدهارو هم

از اردوگاه چونگ وو دزدیدن

احمقای بی مصرف

گمشو

اطاعت

شنیدم که

از یک ماه پیش

کلی خرج کردی که یه شکارچی شیطان از اردوگاه چونگ وو کرایه کنی

درسته؟

نمیتونم چیزی پیدا کنم

از روی قیافه ی عروس میشه فهمید که

درحد مرگ ترسیده بوده

اون شیطان تاحد مرگ ترسوندتش؟

پس باید خیلی ترسناک باشه

این چیه؟

قربانی اینو توی دستش نگه داشته بود

انگار که

پولک یه دیوه

پس اون احمق زده به سرش

پرونده حل شد دیگه

من یکم گرسنم

بیاین موقع خوردن حرف بزنیم

اینم از سوپتون

دیگه خیلی زیاده روی کردین

از من،پزشک مشهور شهر تیاندو خواستین که

یه جنازه رو کالبد شکافی کنم

جنازه خیلی حال بهم زن بود

بعد دیدنش فکر نکنم بتونم تا سه روز چیزی بخورم

آقا

یه کاسه سوپ بره دیگه

شیش تا پنکیک

یه کاسه گوشت

و

یکم فلفل و سرکه برای من بسته بندی کن

فلفل زیاد ها

باشه

بیا جیو

ممنون

وایسا

خواهر پی

خیلی باهام خوب شدی

نکنه دوباره ازم میخوای

کارای ترسناک بکنم؟

خب

مثل اینکه بالاخره خرگوش کوچولو عاقل شده

تو که بهرحال نمیخوری

بهم درمورد اون دیو بگو

قربانی هیچ زخمی روی بدنش نداره

ولی خیلی ترسیده بنظر میرسه

از شدت ترس مرده

توی جهنم

کلی شیطان هستن

که مردمو درحد مرگ میترسونن

یچیزی بگو که ما نمیدونیم

اسمش ران یی ئه

توقع نداشتی اینقدر سریع برم سر اصل مطلب؟

ران یی؟

همون شیطانی که گوشتش

باعث راحت خواب رفتن میشه؟

قدرتش کنترل رویاست

میتونه مردمو سریع بخوابونه

میتونه رویا رو کنترل کنه؟

میتونه کاری کنه که هر روز خواب

بهترین دکتر شهر بودن رو ببینم و

هیچوقت ازش بیدار نشم؟

رویای خوب،یه انعکاس از آرزوهای ما هستن

اونا خوبن

اما مثل انعکاس ماه توی آبن

وقتی بخوای بهش دست بزنی،ناپدید میشه

پس خیلی بهشون وابسته نشو

باشه

اما خیلی از

مردم دنیا

نمی تونن به اون ماه دست بزنن (به آرزوشون برسن)

برای اونا

با اینکه انعکاس ماه توی آب

فقط یه توهمه

ولی تجربه کردنش حتی برای یه لحظه

میتونه اونا رو راضی کنه

با اینحال

بعضی از مردم

هیچوقت رویاهاشون رو باور ندارن

اونا واقع بین

و سخت تلاش میکنن

...مثل

آقای ژو

هیچوقت حرف الکی نمیزنه و

همیشه روی حرفش میمونه

نمیتونی واقعا کسی رو

بغیر از بت خودت ببینی؟

اما این درسته که آقای ژو

هیچوقت خواب نمیبینه

واقعا؟

عجیبه

تاحالا نشنیده بودم کسی خواب نبینه

هر کسی از چیزی فراریه

ولی شبها

توی رویاشون قایم میشن

تا یه نفسی تازه کنن

این طبیعت آدمیزاده

من میترسم بخوابم

یا اینکه رویا ببینم

هر وقت که خوابم میبره

خواب میبینم که

تبدیل به یه شیطان شدم

پس ران یی میتونه

مردم رو توی رویاشون گیر بندازه

و اونا رو تا حد مرگ بترسونه

پس ران یی

بجای خواب خوب

بهشون کابوس میده؟

دوباره گزارش اشتباه نوشته شده

پس چطوری میتونیم شکستش بدیم؟

یا باید چشم حقیقت داشته باشی

یا اینکه

یه تیکه گوشتش رو ببری و بخوری

بهتره وقتی زندست اینکارو بکنی

اونجوری تاثیرش بیشتره

ژائو یوان ژو،خیلی بدی

به هرحال

منظورت از چشم حقیقت چیه؟

چرا تاحالا جایی درموردش نخوندم؟

این چیزیه

که فقط بزرگترین شیاطین دارن

ولش کن

بیا روی پرونده تمرکز کنیم

ارباب

لباس عروس و جهیزیه ی بانوی جوان آمادست

پس زودباشین تمومش کنین

این روز مبارک رو از دست ندین

اما ارباب

اگه روح آب بانو رو ببره چی؟

کلی پول برای بزرگ کردنش خرج کردم

اون باید قدردان باشه

اگر قرار باشه بمیره

باید توی راه عروسیش بمیره

وقتی افراد دوک

از اینجا ببرنش

دیگه به ما مربوط نیست

من فقط هدیه های نامزدی رو میخوام

اونوقت پسرم میتونه

به خوبی با دختر نماینده ازدواج کنه

اما ارباب

...بانوی جوان به هرحال

بسه

حلا که میدونیم ران یی قاتله

بریم بگیریمش

ما فرمان نظامی رو امضا کردیم

سرمون هنوز به یه مو بنده

من نمیدونم کجاست

چطور میتونیم گیرش بندازیم؟

با ذهنمون؟

شما دوتا شیطانین

نمیتونی بوش رو دنبال کنی؟

این کار سگهاست

...حتی یه سگم

از تو مفید تره

گفتی بهم کمک میکنی برادرم رو پیدا کنم

نکنه اینم چاخان بود؟

آقای ژو؟

میدونم چطور ران یی رو پیدا کنیم

اونی که از یه سگ بهتره ایشونه

دوشیزه چی پنج روز دیگه ازدواج میکنه

تاریخ عروسیش عقب نیفتاده

اگه مراقبش باشیم

میتونیم ران یی رو پیدا کنیم

ارباب چه مرگشه؟

اگه الان دخترش عروسی کنه

مثل اینه که با دست خودت بفرستیش تو دهن روح آب

آقای ژو

یچیز دیگه هم فهمیدی. مگه نه؟

عمارت چی

بوی عجیبی میده

بوی عجیب؟

توی حیاط

انرژی طلسم شیطان کش جریان داره

هشت سال شده

ژائو یوان ژو

هنوزم دوست قدیمیت رو یادته؟

کلی دوست پیدا کردی

کدومو باید اول بکشم؟

طبق معمول

با خدای بای ژه شروع میکنم

نشون بده

بیا بیرون

مرموز بازی بسه

همین الان بیا اینجا

آب دریاچه رو میجوشونم و

باهات سوپ ماهی درست میکنم

زانو بزن

دیگه از حقه های مسخرت روی من استفاده نکن

توهماتی که میسازی

فقط آدمارو گول میزنه

میدونم چشم حقیقت داری

معلومه که نمیتونم گولت بزنم

اما برای بقیه ی شیاطین

تشخیص توهم کار ساده ای نیست

حتی اگه یه ماهی باشی

بازم باید زخمتو درمان کنی

برای گرفتن این دارو

مجبور شدم تظاهر کنم با تیر شیطان کش زخمی شدم

چرا یه زخم دیگه داری؟

خیلی آبرو ریزی بود

کی میخوای

قولت رو عملی کنی؟

نگران نباش

به زودی

ارباب

چندتا افسر از دیوان شکار شیاطین به دیدنتون اومدن

سریعن

میدونی که باید چیکار کنی.مگه نه؟

بله

میرم به دیدنشون

ژنرال رو از در پشتی

بفرست بیرون

راهو نشون بده

از این طرف لطفا

از اینطرف لطفا

راهو نشون بده

اومدم

[کارت عروسی]

افسر

این کارت عروسی روح آبه

چک کنین ببینین

چیز خاصی توش پیدا می کنین

کارت عروسی؟

دوشیزه چی کجاست؟

...اون

دخترم

خیلی ترسیده بود

سرما خورده

چند روزیه که توی تختشه

و نمیتونه کسی رو ملاقات کنه

اینجا انرژی شیطانی جریان داره

چندتا شیطان دارن این اطراف می پلکن

کارت عروسی

انرژی شیطانی زیادی روشه

آقای چی

شما توی عمارتتون

سازه شیطان کشی نصب کردین؟

راستش افسر

کل عمارت دارن از ترس میمیرن

بخاطر همین

از یه نفر خواستم این سازه رو درست کنه

که اونا رو آروم کنه

قبل از پرونده ی روح آب

چیز غیرمعمول دیگه ای دیده بودین؟

ما زندگی آرومی داشتیم

چیز غیرمعمولی ندیدیم

آقای چی

اگه واقعا میخوای دخترت نجات پیدا کنه

باید با ما روراست باشی

و چیزی رو مخفی نکنی

البته

لطفا

دخترمو نجات بدین

[خدای شادی]

ارباب چی مشکوک میزنه

توی اطلاعات پرونده

چیزی درمورد کارت عروسی ننوشته بود

نه

فقط دوشیزه چی گرفتش

بنظر میاد دوشیزه چی

کلید حل این پروندست

اما نمیتونیم ببینیمش

هی

خانواده ی چی خیلی بدشانسن

قرار بود عروسی دوشیزه چی اتفاق مبارکی باشه

اما اینطور بدبخت شده

واقعا

از یه ماه پیش

کلی اتفاق توی عمارت افتاده

که کسی دلیلش رو نمیدونه

از یه ماه پیش؟

قبلا چه اتفاقی افتاده بوده؟

هیچی

هیچی نمیدونم

من_من واقعا نمیدونم

اون خیلی بداخلاقه

نمیشه راحت باهاش صحبت کرد

من_من واقعا نمیدونم

بگو

فقط میدونم

یه ماه پیش،ارباب مخفیانه

یه شکارچی شیطان از اردوگاه چونگ وو کرایه کرد

و گفت نباید به کسی چیزی بگیم

اینکه دلیلش

چی بود رو

من_من نمیدونم

چیز دیگه ای هم هست؟

نه

فقط همینارو میدونستم

ارباب چی از یه ماه پیش

شکارچی رو کرایه کرده

ولی کارت عروسی ران یی

تازه فرستاده شده

میدونی اون شکارچی

الان کجاست؟

میدونم

ارباب

همونطور که دستور دادین

بهشون گفتم که

شما یه ماه پیش یه شکارچی کرایه کردین

جای شکارچی رو

بهشون گفتی؟

گفتم

اگه اتفاقی نیفتاده باشه

تا الان حرکت کردن

هی

شیطان بزرگ

چرا من هیچ وظیفه ای ندارم؟

معلومه که داری

وظیفه ی تو اینه که به میدون جنگ نزدیک نشی

برامون مشکل نتراش

چرا نمیری اون شیطان رو بگیری؟

میذاری فقط برادر ژو و خواهر ون همه ی کار هارو انجام بدن

اونوقت خودت فقط ول میچرخی

چرا ون شائو رو سرزنش میکنی؟

...من

ون

اون میخواد بینمون فاصله بندازه

باور نکنی ها

ما منتظریم

ول نمی گردیم

اگه اون شیطان بخواد فرار کنه

تنها راهش از اینجاست

فقط باید منتظر بمونیم که خودشو نشون بده

باشه

شیاطین جهنم

فقط آب میخورن؟

غذا نمیخورن؟

لازم نیست آب بخوریم

چه حیوون خونگی کم خرجی

میخوای یکی داشته باشی؟

از بچگیم

هر حیوونی که داشتم،زود میمرده

چه وسوسه کننده

اگه آب نمیخوای

چرا بطری رو همراهت میاری؟

نیت خاصی پشتشه؟

ژائو یوان ژو

همیشه شک داشتم

چیزی که تو بطریته،شرابه

فکر نمیکردم

واقعا آبه

من فقط خوردن آب رو دوست دارم

مثل بعضی از شیاطین درخت

که آفتاب گرفتن رو دوست دارن

این چه آبیه؟

میخوای زیر زبونمو بکشی؟

به عنوان یه همکار

فقط میخوام بیشتر درموردت بدونم

پیشنهاد میکنم اینکارو نکنی

چرا؟

چون هرچی بیشتر درموردم بدونی

...بیشتر

خطرناکه

فرار کنین

اگه میخوای بفهمی

باهام بیا

ون شیائو

قایم شو

تو اینجا چیکار میکنی؟

اگه نیومده بودم تا الان فرار کرده بود

فکر کردی میذاشتم فرار کنه؟

چشماتو باز کن

نکشش

لی لون

دوباره اون بازی مسخره رو راه انداختی؟

انگار به نداشتن چشم حقیقت ات

عادت نکردی. مگه نه؟

لی لون؟

لی لون،همونی که استادم رو کشت؟

لی لون

جرمتو قبول داری؟

ژائو وان ار

تو فقط یه انسانی

چرا تو کار جهنمیا دخالت میکنی؟

من از نسل بای ژه ام

پس این وظیفه منه که از جهنم محافظت کنم

معلومه که باید دخالت کنم

پس منم میکشمت

ببینیم اون موقع چطور میتونی دخالت کنی

استاد

استاد

استاد

استاد

انگار کم کم داره یادش میاد

چطوره

کمکش کنم؟

ون شیائو

حالا چی؟

چیزی یادت اومد؟

Rosemary ترجمه از

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.