Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
www.TinyMoviez.co
«هايدي، دختري از کوه آلپ» «برگرفته از رُمانِ جوانا اسپري»
♪چرا من دارم صداي سوت زدن رو ♪
♪از دور دورا ميشنوم؟ ♪
♪ واسه چي اون اَبر ♪
♪منتظره منه؟ ♪
♪پدر بزرگ به من بگو ♪
♪پدر بزرگ به من بگو ♪
♪اوه به من درباره درختاي افراي کوهستان بگو ♪
برفراز کوهستان براي ملاقات پيرمرد
سلام هايدي. صبح به اين زودي اينجا چيکار ميکني؟
منتظر عمه ام هستم
عمه ات "دِتـا"؟
صبح بخير آقاي توماس
سلام صبح به اين زودي کجا ميخواين برين؟
"به "دورفلي شما چي؟
"منم دارم ميرم "ميانفلد
شما ميتونين ما رو برسونين؟
بله , البته
هايدي" اينو بپوش"
بيا
!هوا گرمه
ميدونم اما اينطوري ديگه گمش نميکني؟ مگه نه؟
بيا
فهميدم
پس شما ميخواين به کوهستان آلپ برين تا هايدي رو به دست پدربزرگش بسپارين؟
دلم نميخواد اما چاره ديگه اي ندارم
من يه کار خوب گير آوردم , اما نميتونم بچه ي به اين کوچيکي رو اونجا ببرم. درک ميکني، مگه نه؟
هايدي الان 5 سالشه ...اون فقط يک سالش بود که
پدر و مادرش از دنيا رفتن
از اون روز تا حالا عمه "دِتـا" هايدي از اون مراقبت ميکرد
اگر چه اون بيشتر عمرش رو صرف مراقبت از غريبه ها کرده بود
!هايدي
هايدي، داري چيکار ميکني؟
ميخواي جا بموني؟
خب ، رسيديم
خيلي ممنون
هايدي زود باش بريم
خداحافظ آقاي توماس
مراقب خودت باش هايدي
دختر بيچاره. اون هميشه بايد از يه جا به يه جاي ديگه بره
زودباش سريع تر راه بيا
هايدي، بايد عجله کني
هايدي؛ عجله کن
هايدي , خسته شدي؟
گرممه
ديگه تقريبا رسيديم
ببين اونجا "دورفلي" ـه روستايي که توش بدنيا اومدي
روستايي که من توش بدنيا اومدم؟
گوش کن صداي ناقوس کليسا ست
خب بيا بريم
خانم"دِتـا" حالتون چطوره؟
صبح بخير
يه دقيقه صبر کن
نميتونم عجله دارم
اوه "دِتـا" خودتي؟
حالتون چطوره؟
شنيده بودم که توي حمام هاي "بد راگاز" کار ميکني؟ حالت خوبه؟
بله خوبم
هي, هي اون دختره کيه؟ بچه خودته؟
معلومه که نه اين هايدي ـه
هايدي؟
اون دختر خواهرم "آدلايد"ـه
اوه دِتـا
اون کيه؟
سلام
اون هايدي ـه دختر آدلايد
واقعا؟ چقدر نازه
خب کجا ميرين؟
ميرم اونو به دست پيرمرد بسپارم
!پيرمرد
چرا ميخواي بسپاريش دست پيرمرد؟
يه کار خوب توي "فرانکفورت" پيدا کردم و نميتونم اونو با خودم ببرم
...يه لحظه وايسا ببينم
!منو اينطور نترسون
دِتـا، داري راست ميگي؟
بله
گوش کن تو حتما داري شوخي ميکني
تو نميتوني اونو به دست پيرمرد بسپاري فکرشو کردي؟
درسته
قيافه ي اون پير مرد خيلي ترسناکه
موافقم
دِتـا
من عجله دارم ديگه نميتونم وقت بيشتري رو از دست بدم
دختره ي بيچاره
دِتـا نميدونه داره چيکار ميکنه
اين کار ديوونگيه
چرا؟ پيرمرد پدربزرگ اونه
اما اون عين ماها نيست بهش فکر کردي؟
اون اصلا کليسا نمياد و توي زمستون هم کوهستان رو ترک نميکنه
اون يه آدم وحشتناکه
ميترسم تنها برم پيش اون هميشه ازش فرار ميکنم
!خداي من اون ديگه کي بود
اوه صورتت رو نگاه کن
بيا ، بذار تميزت کنم
!دِتـا
دِتـا "خودتي؟"
دختر بيچاره حتما ترسيده
به هر حال ، اون پير مرد دوباره اين دختر رو برميگردونه خونه
ببخشيد انداختمت توي آب
!برفـي
!برفـي
اسم اون برفـي ـه؟
ماله توئه؟
نه مال من نيست
من خوبم
وايسا
همه اين بزها مال توئن؟
نه نيستن
اما "دِتـا " تو خودت ميدوني اون پيرمرد تو گذشته چجور آدمي بوده
گذشته ها گذشته ديگه
هايدي کجاست؟
ببين اونجاست
پيتر" مراقبش هست" پس نميخواد نگران باشي
هايدي اونقدر بزرگ شده که بتونه از خودش مراقبت کنه
همه چيز بين اون و پيرمرد خوب پيش خواهد رفت
اما تو بايد درباره گذشته اون يه چيزيي شنيده باشي
توي روستا همه ميکن که اون وقتي جوان بوده يه نفرو کشته
من هايدي ام
اسم من هايدي ـه
هايدي
اسم تو چيه؟
من...من "پيتر" ام
من قراره اينجا توي کوهستان زندگي کنم
توي کوهستان؟
با پدربزرگم
با پيرمرد؟
پيرمرد؟
همه اينجا اونو به اين اسم صدا ميزنن
مسخره است
داري ميخندي؟ نمي ترسي؟
واسه چي؟
....چرا ؟ واسه اينکه
خيلي خب
اين بُز ها رو کجا داري ميبري؟
به بالاي کوهستان
براي چي؟
که علف تازه بخورن
ببين، او بزِ منه
پس خونه شما اونجاست؟
آره
دير شده
پيرمرد الان عصباني ميشه
من بايد برم
!صبرکن
!صبرکن
پيتر" 11 سالش بود"
پدر "پيتر" چندين سال پيش از دنيا رفته بود که اون هم چوپان بود
هر تابستون اون همه بز ها رو از توي روستا جمع ميکرد تا بيارتشون به کوهستان تا بچرن
خب من ديگه رسيدم
با همسر چوپان يه حرفايي واسه گفتن دارم
!موفق باشي
!عمه
هايدي، لباس هات کجان؟
چرا لباس هاتو در آوردي؟ خجالت نميکشي؟
من هيچ لباسي نميخوام هوا خيلي گرمه
چي داري ميگي؟
!اوه فهميدم
پيتر ميتوني بري جمع شون کني؟
همينجوريش ديرم شده
اما ببين، بجاش يه چيز خوب گيرت مياد
براي خودم؟
آره درسته اگه بري برام جمع شون کني
الان ميرم
منم ميرم
تو همينجا وايسا
!بفرماييد
واي چه سريع
اينجا خونه ي پدر بزرگه؟
عصر بخير پدر بزرگ
عصر بخير پدر بزرگ
منظورتون از اين کارا چيه؟
روزتون بخير عمو
اين دختر نوه تون هايدي ـه
شما به سختي اونو ميشناين چون از وقتي يک سالش بوده، ديگه نديدينش
!پـيتر
بز هاتو بردا و از اينجا برو ، مگه نميبيني چقدر زوده بز هاي منم با خودت ببر
...منم باهاش ميـ
هايدي، تو نميتوني بري
و اين بچه ميخواد اين بالا با من چيکار کنه؟
اين بچه اينجاست تا با شما زندگي کنه
عمو ، من 4 ساله که وظيفه ام رو انجام دادم
و حالا هم نوبت شماست که وظيفه تونو انجام بدين
ميدونم، اما اگه بعد از اينکه تو از اينجا رفتي
اون شروع کرد به اخم و گريه و ناله اونوقت من چيکار کنم؟
اون خيلي کوچيکه
اين مشکل شماست
گفتنش براي تو آسونه
آسون، چي دارين ميگين؟
من کسي بودم که بايد بدون شکايت از اون مراقبت ميکردم وقتي بي کس و کار توي دستهام رها شده بود
بعنوان يه نوزاد من و مادرم تمام کار هايي که لازم بود رو براي اون انجام ميداديم
حالا هم من بايد برم و به فکر درآمدم باشم
و شما پدربزرگ اون هستين، مگه نه؟
اگه نميتونين از هايدي مراقبت کنين هر کاري که دوست داريد باهاش بکنيد
اما اگه اتفاق بدي براي اون افتاد اين شمايين که بايد پاسخگو باشين
...هر چند ميدونم که اصلا دلت نميخواد که
به عذاب وجداني که الان داري يکي ديگه هم اضافه بشه
!برو پي کارت
به اندازه کافي حرفاتو شنيدم
ميري و ديگه هم اينورا پيدات نشه ميشنوي چي ميگم؟
و ديگه هم دلم نميخواد اون قيافه ي هول زده تو ببينم
بيا اينجا هايدي
فهميدي چيا بهت گفتم؟ از امروز ، اينجا خونه ي توئه
مراقب خودت باش
خداحافظ عمه
از جون من چي ميخواي؟
پيرمرد روي نيمکتش نشست
و بدون اينکه حتي يه کلمه حرف بزنه همون جا موند
اما در عين حال، هايدي داشت از محيط زيباي دور و برش لذت ميبرد
..... آنچه در قسمت بعد خواهید دید
www.TinyMoviez.co
♪
♪
♪
♪دارن بپر بپر میکنن ♪
♪
♪اگه تو صداي اون پاهای کوچولو رو ميشنوي ♪
♪
♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.