All language subtitles for Fateh.2025.WEB.Hindi.H264.RBB[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم میکند www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

از بانک "سی‌بی‌اف‌سی" خدمت‌تون تماس می‌گیرم

‫با توجه به امتیاز اعتباری‌تون،

‫ما به شما یک وام شخصی تا سقف ‫1.5 میلیون روپیه پیشنهاد می‌دیم

همین الان یک لینک به موبایل‌تون ارسال کردیم

« فـاتـح »

فاتح

نمی‌تونی نادیده بگیریش

‫40 نفر مُردن...

‫50 نفر مُردن، نه 40 نفر

‫بعضی از جنازه‌ها هیچوقت پیدا نمی‌شن

نباید قبل از مأموریت به آژانس اطلاع می‌دادی؟

‫کدوم آژانس رو می‌فرمایید، قربان؟

‫همون آژانسی که نه اسم داره، نه آدرس،

‫نه کد شناسایی؟ ‫منظورتون همون آژانس هست، قربان؟

‫تو قبلاً جزئی از اون بودی، فاتح

بودم

‫همونطور که خودتون گفتین، قربان، ‫قبلاً بودم

تو هیچوقت از دستورات من پیروی نکردی

‫به هر حال...

رضا الان با 200 نفر منتظرته

موقعیتش رو برات می‌فرستم

به پشتیبانی کامل نیاز داری

خیلی خب، قربان

هر چی شما بگین

من ترتیب جنازه‌ها رو می‌دم

نیروی پشتیبانی بفرست تا اون‌جا رو پاکسازی کنه

بهش بگین این‌جا برای اون جایی نداریم

سلام، خوشتیپ

بیا رو پای من بشین

من برای خودم جا باز می‌کنم

اونا آماده بودن

شاید من اشتباه کردم

‫فاتح سینگ،

‫متولد "پنجاب"

‫اما کیلومترها دور از خونه، ‫برای زندگی‌ام می‌جنگیدم

شاید این پایان داستان من بود

‫ریشه‌های داستان من از "موگا" شروع شد،

‫روستایی که همه با هم مثل یک خونواده بودن

♪ نام حقیقی، خداوند متعال ♪

‫«1 ماه قبل، ‫موگا، پنجاب »

♪ نام حقیقی، خداوند متعال ♪

♪ خداوند متعال ♪

♪ روز با نام نانک آغاز می‌شود ♪

♪ در قلب همه، نانک جای دارد ♪

♪ ثروت و بدن ما همه از آن توست ♪

♪ هیچ‌چیز از آن من نیست ♪

♪ خداوند متعال ♪

♪ این چیزی است که قلبم زمزمه‌ می‌کند ♪

♪ خدمت به انسانیت، عبادت الهی است ♪

♪ هیچ دارمایی بالاتر از این وجود ندارد ♪

♪ زندگی‌ام را به تو تقدیم می‌کنم ♪

♪ خود را کاملاً به تو می‌سپارم ♪

♪ خداوند متعال ♪

داداش فاتح، چاییت رو بخور

نذار سرد بشه

خداحافظ، مامان

♪ قلبم می‌خواند... خداوند متعال ♪

♪ قلبم می‌خواند... خداوند متعال ♪

♪ ...نام حقیقی ♪

♪ پیروزی بر تو باد ♪

♪ پیروزی بر تو باد ♪

♪ پیروزی بر تو باد ♪

♪ پیروزی بر تو باد ♪

♪ خالصه و پیروزی از آن خداست ♪

برادر فاتح، تولید شیر 110 لیتر افزایش داشته

خوبه

‫امروز دوازدهم ماهه، ساندو

اینم دارو برای همسرت

همه چی ردیفه؟

‫و مطمئن شو که بچه‌های جدید به ‌درستی ‫ آموزش ببینن

باشه؟ - چشم -

‫تیتو، جالی، چرا شما دو نفر الان ‫ مدرسه نیستین؟

معلم ما رو راه نداد

گفت بدون پرداخت شهریه حق نداریم بریم داخل

بابا هم داره شهریه رو جور می‌کنه

تیتو، جالی، برین خونه

مدرسه برای شما دیگه تموم شد

خداحفظ

‫مهربونی تو حد و اندازه نداره، ‫سپاسگزارم

بعد از اون، فیش حقوقیش رو امضا کن - چشم، قربان -

فراموش نکنی - حواسم هست، قربان -

‫"در کم‌تر از 3 دقیقه تا 100 هزار روپیه ‫ وام بگیرید"

‫چرا...

چرا این رو ننداختی دور؟

بهت که گفتم دیگه نبینمش

نندازش دور

هپی صبح اومد و وام می‌خواست

...و ساندو هم دو بار زنگ زد - نیمرت -

تویی، داداش؟

‫چرا زنگ نزدی؟ ‫خودم شخصاً میومدم

چند روزه که بهت زنگ می‌زنم

چرا گوشیت رو جواب نمی‌دی؟

با شرکت تو "دهلی" تماس گرفتم

تا غروب یه راه حلی پیدا می‌کنن

به همین خیال باش

کارکنانش دیشب تو خونه‌ی من بودن

نیمرت، من برای درمان ساتوانت پول قرض گرفتم

آره - تا قرون آخرش رو هم پرداخت کردم -

‫ولی الان دارن ازم سود دوبرابر می‌گیرن

نیمرت، می‌خوام بدونم

‫خودم بمیرم کافیه یا ‫ کل خونواده‌م رو هم خلاص کنم؟

چی می‌گی، داداش؟

‫این چه حرفیه که می‌زنی؟ بیا ‫ بشین

‫گیل، برو یکم آب بیار، بدو. ‫پس چرا موندی؟

گوش کن، داداش

تو مرد خوبی هستی

و تا الان هیچ اتفاق بدی برای آدم‌های خوب نیفتاده

یادت باشه، نیمرت

امروز فقط منم

ولی فردا کل روستا در موردش حرف می‌زنن

داداش، به حرفم گوش بده

‫داداش...

تا کی می‌خوای نادیده بگیری؟

جیتا دیروز اومد خونه

و داشت شایعات زشتی در مورد شما پخش می‌کرد

می‌گفت که

شما دارین با وام‌هاتون سر ملت کلاه می‌ذارین

این کسب و کار شما با عقل من جور درنمیاد

باید فوراً تعطیلش کنین

‫تو یه ماه اخیر سه بار رفتم "دهلی"

دارم سعیم رو می‌کنم، دالی

نمی‌ذارم اهالی روستا هیچ ضرری ببینن

چرا با فاتح در موردش صحبت نمی‌کنی؟

بهش چی بگم؟

نمی‌دونم کار به کجا کشیده می‌شه

‫حس می‌کنم... یه اتفاق بد قراره بیفته،

یه اتفاق وحشتناک

‫باشد خداوند به همه قدرت و استقامت بده

موندم چرا مردم اینقدر مزاحم خدا می‌شن؟

قربان، ویرال شارما

‫تنها بازمانده از گروه هکرهای اخلاقی "کوشی"

آخری؟ مگه 5 نفر نبودن؟

سر سه نفر دیگه چه بلایی اومد؟

الان روح‌شون در آرامشه

قهوه‌ی تلخ و بیسکویت شکلاتی

چه ترکیب آرامش‌بخشی

بگو ببینم

‫تو 3 ماه اخیر،

‫ما سخت تلاش کردیم تا ‫ پرونده‌های محرمانه کشور رو هک کنیم

‫ولی کوشی شارما و تیم شما ‫ سیستم‌های ما رو هک کردن

با خراب کردن زحمات بقیه، چی نصیب‌تون می‌شه؟

‫اسم خودتون رو هم گذاشتین "هکرهای اخلاقی"

اخلاقی؟

این اخلاق شماست؟

تو زندگی یه موقع‌هایی می‌رسه که

باید انتخاب کنیم

‫یه فصل جدید رو شروع کنیم یا کتاب رو ببندیم

فکر کنم وقتشه این فصل رو ببندیم

‫با افزایش نگران‌کننده جرایم،

‫روش‌های ارتکاب آن‌ها نیز در حال تغییر است

ویدیوی یک قتل آنلاین، جهان را شوکه کرده است

‫در این ویدیو، فردی به نام ویرال ‫ در حال برق‌گرفتگی دیده می‌شود

چنین عمل بی‌رحمانه‌ای در کشور ما بی‌سابقه بوده

این یک هشدار واضح از سوی مجرمان سایبری

‫ به دشمنان و حتی هم‌پیمانان‌شان است

‫مقامات مسئول با جدیت در پی یافتن سرنخ هستند

‫نیمرت: انگار این قتل‌های آنلاین و برنامه‌های جعلی ‫ دریافت وام توسط یک باند واحد انجام می‌شن

هارت‌بیت: 100 درصد

هارت‌بیت: دوربین تو گردنبند جاسازی شده

‫هارت‌بیت: برای مقابله با این گروه، ‫ باید یه عملیات مخفی انجام بدیم

نیمرت: باشه... تو "دهلی" می‌بینمت

‫بگو ببینم...

برای فردا برنامه‌ای داری؟

برنامه‌م مثل امروزه

برای مغازه یه قفسه جدید باید بگیرم

اینقدر به مغازه فکر نکن

و بیشتر روی درست تمرکز کن

مدام تنهایی می‌ری "دهلی" و برمی‌گردی

خیلی نگرانت می‌شم

‫ولش کن، مامان. ‫شام چی داریم؟

‫برات سبزیجات برگ‌دار مورد علاقه‌ات رو ‫ با زیره تفت دادم

بفرما

سبزیجات برگ‌دا

فاتح سینگ عاشق سبزیجات برگ‌داره

خیلی خوشحال می‌شه

می‌دونم

بدون اون که لقمه از گلوت پایین نمی‌ره

یکم شکر زرد هم بردار

برداشتم، مامان. الان برمی‌گردم

داداش فاتح

‫مامانم این سبزیجات برگ‌دار رو ‫ برای تو فرستاد

خیلی گشنه‌م بود

‫​هیچ‌کس نمی‌تونه مثل مادرت ‫ سبزیجات برگ‌دار رو درست کنه

با زیره تفت داده شده

پیاز

و همچنین شکر زرد

می‌خوای برات پیاز رو قاچ کنم؟

همه چی رو به راهه؟

آره

می‌خوام یه سوالی ازت بپرسم

بیشتر می‌خوام نظرت رو بدونم

برای آدم‌های خوب هم اتفاقات بد میفته؟

نیمرت

الان میام، مامان

چه سوال احمقانه‌ای پرسیدم

زیاد جدی نگیر

فردا میام بشقاب رو ازت می‌گیرم، باشه؟

همه‌ش رو بخور

نیمرت

‫محض اطلاعت،

خداوند هرگز بندگانش رو تو سخت‌ترین لحظات تنها نمی‌ذاره

خداوند به بندگانش شجاعت می‌ده

و اگه لازم باشه، می‌دونی که روی کی حساب کنی

‫در پی ماجرای برنامه‌های جعلی دریافت وام، ‫مشکلات جدیدی به بار آمده است

‫مافیای سایبری با دستکاری ‫ عکس‌های خصوصی یک خانواده و انتشار آن‌ها،

‫موجب شد تا این خانواده برای فرار از بی‌آبرویی، ‫ دست به خودکشی بزنند

‫ پلیس در حال بررسی این برنامه‌های جعلی است

‫دولت از مردم خواسته است تا ‫ از انجام اقدامات افراطی خودداری کنند

بابا، وقتی بزرگ شدم، می‌برمت کارخونه

عزیزم، چایی می‌خوری؟

مرسی، الان حسش نیست

برادر، یه درخواستی دارم

می‌شه امروز زودتر برم خونه؟

‫خودم بمیرم کافیه یا ‫ کل خونواده‌م رو هم خلاص کنم؟

سلام

خانوم کوشی، نیمرت هستم

‫حاضرم هر کاری که نیازه انجام بدم،

می‌رم پیش چادا

به اهالی روستای من کمک می‌کنی؟

‫اون برای کار رفته "دهلی" ولی... ‫مشکل چیه؟

‫ساندو توی نامه خودکشی‌اش ‫ اسم دختر شما رو ذکر کرده

‫بخش 306 و 420 قانون مجازات کشور، ‫علاوه بر اون، اتهام اخاذی و باج‌گیری هم بهش وارد شده

اسم اون برنامه کلاهبرداری چی بود؟

‫"کیشت‌په"، قربان

دختر شما مدیر نمایندگی "کیشت‌په" بود

‫هر چه سریع‌تر ایشون رو به اداره پلیس بیارین

فاتح

اون چی گفت؟

فاتح، یه کاری بکن

چه بلایی سر نیمرت من اومده؟

اون کجاست؟

تمام مشکلات زمانی شروع شد که

نماینده شرکت "کیشت‌په" این‌جا پیداش شد

نیمرت از اون برنامه یه وام گرفت

و بعد خودش هم نماینده شرکت شد

مردم هم بعد رفتن دنبال این وام

جیتا، بنسی

‫تمام مشکلات بعد از اون ماجرا شروع شد...

خودش مدام می‌گفت همه چی رو درست می‌کنه

‫اینکه نمی‌ذاره از اهالی روستا ‫ کلاه‌برداری بشه

برادر فاتح، نیمرت رو برمی‌گردونی؟

مغازه‌‌ت همیشه باز می‌مونه

‫مرگ ساندو نشون داد که دنیای برنامه‌های دریافت وام ‫ چقدر می‌تونه خطرناک باشه

مافیای سایبری به محض دانلود برنامه‌هاشون به گوشی مردم دسترسی پیدا می‌کنه

‫عموماً خونواده‌های طبقه متوسط و ‫ افراد بی‌گناه رو هدف قرار می‌دن

‫ با یک کلیک، وام شخص تأیید می‌شه

‫ولی بعداً اونا یک گزارش جعلی ‫ از عدم پرداخت یا جریمه ثبت می‌کنند

‫ هیچ راه فراری از این تله شیادی ‫ وجود نداره

کاملاً واضحه که

‫این یه توطئه بزرگ برای کلاهبرداری از مردم ‫ تحت پوشش برنامه‌های جعلی دریافت وامه

‫وقتش رسیده بود که برای نجات کشور، ‫ روستا رو ترک کنم

‫« دهلی نو »

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ هیچ‌کس جرأت نمی‌کنه از خط قرمزهای تو ♪ ♪ عبور کنه ♪

♪ تو هر دعایی اسمت ذکر می‌شه ♪

♪ ‫میلیون‌ها نفر برای دفاع از شرافتت به صف می‌شن ♪

♪ ‫برای کشوری که در سینه‌ات می‌تپه، برای تمام آرزوهای قلبت ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

فاتح، خبری از نیمرت نشده؟

‫همه چی درست می‌شه، ‫ایمان داشته باش

‫ایمان دارم ولی صبر و شجاعتم داره ‫ متزلزل می‌شه

‫سلام، نیا هستم از "لاتری مگا"، قربان ‫شما برنده‌ی...

سلام

‫اگه در مورد نیمرت اطلاعات می‌خوای، ‫بیا به دیدن من

مختصات رو برات فرستادم

‫قبل از ترک "پنجاب"،

تو آخرین فردی بودی که نیمرت باهاش صحب کرد

من داشتم به نیمرت کمک می‌کردم

ما می‌خواستیم چادا رو رسوا کنیم

‫برنامه‌های جعلی دریافت وام مثل "کیشت‌په"، ‫ قاچاق انسان، اخاذی

‫و سایر کسب‌وکارهای غیرقانونی ‫ توسط چادا اداره می‌شن

و مقامات هم با اون همدست هستن

باید یه چیزی نشونت بدم

من به مردمم قول دادم که همه چی رو درست کنم

کسی ازت نخواسته که برگردی

می‌تونی همین‌جا بمونی تا آب از آسیاب بیفته

راه و چاه کار رو یاد بگیر

اوه، عجب

چه گردنبند قشنگی

اصله؟

‫ببخشید که نتونستم اقساط وام رو ‫پرداخت کنم

ببین

‫واقعاً خبر ندارم که چادا الان نیمرت رو ‫ کجا نگه می‌داره

ولی می‌دونم جاش امن نیست

این یارو... چادا رو کجا میشه پیدا کرد؟

‫"دهلی قدیم"

‫یه سینمایی اون‌جاست که تعطیل شده،

‫"سانگام تاکیز"

تو این دوره زمونه دفترچه همراه خودت داری؟

حداقل این هک نمی‌شه

کجا می‌ری؟

می‌رم فیلم نگاه کنم

‫اگه تا 7 روز دیگه پرداخت نکنی،

‫عکس‌هات رو در تمام گروه‌های واتساپ ‫ پخش می‌کنیم

‫بله، خانوم، شرکت ما اخیراً طرح جدیدی ‫ در نظر گرفته

شما به کلاهبرداری از شرکت متهم شدین

تا الان یه اخطاریه دریافت کردین و به‌زودی ‫ پلیس درب منزل شما میاد

صبح بخیر، رئیس

یه نوشیدنی برام درست کن

‫ روشنش کن

هی... تو کی هستی؟

چی می‌خوای؟ - بذار بیاد -

بذار بیاد

تو کی هستی؟ چی می‌خوای؟

اومدم دنبال نیمرت

اون دختر اهل روستای منه

و چند روزیه که گمشده

این‌جا رو با پیشخوان اطلاعات اشتباه گرفتی

اون بامزه‌ست

دوست دخترته؟

این یارو اومده دنبالش. کسی ندیدتش؟

دختره مثل یه بمب ساعتیه، رئیس

براتون پیداش کنیم؟

ولش کن

بفرما

متوجهم که آدمای زیادی برات کار می‌کنن

و سخته که چهره همه رو به خاطر بسپاری

ولی نیمرت برای تو کار می‌کرد

‫و...

‫من قول می‌دم که...

‫اون...

هیچ حرفی علیه‌ت نزنه

دخترهای زیادی برای من کار می‌کنن

ولی هیچکدوم‌شون به دردِ من نمی‌خورن

حالا برو رد کارت

نیمرت تک فرزنده

و مادرش عاجزانه منتظرشه

باشه

پیداش می‌کنیم، اگه اصرار داری

ولی چند روز پیش خودمون نگه‌ش می‌داریم

اینطوری منصفانه‌ست

‫بعد سالم و سلامت می‌فرستیمش خونه،

چون حرف از مادرش زدی

باشه؟

قبوله؟

حالا برو. سرم از صبح درد می‌کنه

تو هم بیشتر رو مخم راه نرو، یالا

‫اوه...

این برای سردرد خوبه

دو تا قرص با آب بخور و خوبت می‌کنه

می‌دونی داری با کی حرف می‌زنی؟

با من شوخی می‌کنی؟

‫حرومی...

برش دار، بذارش تو جیب خودت و برو بیرون

‫به چی زل زدی؟ ‫گمشو دیگه، این رو پرت کنین بیرون

بیا بریم، رفیق، یالا

یالا، راه خروج رو نشونش بده

هر مردی با قد 1.83 که "آمیتاب باچان" نمی‌شه

اسمش... نیمرت‌ـه

یه فرصت بهت دادم

سرخرگ کاروتیدت سوراخ شده

تا 20 ثانیه دیگه به مغزت خون نمی‌رسه

‫نیمرت برمی‌گرده خونه پیش مادرش و...

تو هم کف این‌جا میفتی می‌میری

باید قرص‌ها رو می‌خوردی

سلام، قربان

پراگاتی، عکس‌ها

انگار کار باند "بانتی"ـه، قربان

خیلی داره جسارت پیدا می‌کنه

دستگیرش کنیم؟

این کار یه باند نیست، راتی

فرق داره

فیلم دوربین مداربسته؟ - در دسترس نیست، قربان -

به گمونم اثر انگشتی هم نیست - درسته -

گزارش کالبد شکافی فردا ساعت 3 می‌رسه؟

‫فیلم دوربین مداربسته تمام ‫ ساختمون‌های مجاور رو بررسی کنین

جگتاپ پیگیرشه، قربان

تبلت‌تون، قربان

یه نوشابه برام بیار - بله، قربان -

این قضیه اونطور که به نظر می‌رسه نیست

‫در مرکز شهر،

‫نُه نفر به‌طرز وحشیانه‌ای ‫ در یک سالن سینمای تعطیل‌شده به قتل رسیدند

‫گزارش‌ها حاکی از آن است که ‫ یک مرکز تماس غیرقانونی

در این سالن سینما فعالیت می‌کرده است

مگه مرکز تماس قانونی هم داریم؟

چادا آدم خوب و سخت کوشی بود

مردم تو این دنیا اجازه نمی‌دن پول حلال دربیاری

لی

‫برو پیش ساتیا پراکاش و سر دربیار ‫کی پشت مرگ چادا هست

چشم، قربان

و اینقدر چاپ استیک دستت نگیر

برای خودت می‌گم

چشم

قربان، خبر خوبی به دست‌مون رسیده

من با دستیار کمیسر پلیس، بیسواس، صحبت کردم

قراره فیلم دوربین مداربسته "سانگام تاکیز" رو در اختیارمون بذاره

خوبه

‫فیلم دوربین مداربسته "سانگام تاکیز" رو ‫گیر آوردیم، قربان

نگاه کنین

‫این مرد 4 ساعت تو این دکه چای‌فروشی ‫ نشسته بود

‫اینکه اشکالی نداره، راتی. ‫شاید طرف چایی دوست داره

بریم یه چایی بزنیم

‫قربان، این یه لیست از صاحبان حساب ‫ بانک "بی‌اس‌آی‌"‌ـه که

داریم روش کار می‌کنیم

سلام، آقای لی

بهش زنگ زدی؟

غذا چطوره؟

رئیس خیلی از دستت عصبانیه

اصلاً دل خوشی نداره

باید مرگ چادا رو جدی‌تر پیگیری می‌کردی

ما جواب می‌خوایم

چه دقیق زدی

چه مدته تخته بازی می‌کنی؟

سنت رفته بالا و بی‌عرضه شدی

خوب می‌دونی همه چیزهایی که داری از کجا بهت رسیده

‫ما بهت دادیم!

حتماً غذا خوردن با اون ماس ماسک سخته

‫یه بار امتحان کردم، ‫چوبش تو گلوم گیر کرد

فلزیه؟

‫وسیله به درد بخوریه،

البته اگه درست ازش استفاده بشه

حالا استفاده مفیدی ازش شد

‫هدف خیلی من بزرگ‌تره،

از درک رئیس شما خارجه

خب، چی شد؟

گفتی از کی بازی می‌کنی؟

از بچگیم

ملکه کجاست؟

بیا شرط ببندیم

اگه بتونی مهره ملکه رو پاکت کنی، می‌تونی بری

اگه نتونی، من می‌رم

قبوله؟

موفق باشی

یالا

‫باختی...

از اون زاویه عکس خوب نمیفته

راحت باش، بیا از جلو عکس بگیر

بدش به من

‫اگه طرف مشکلی نداره، ‫پس بذار واضح عکس بگیریم

این عالی شد

و همچنین این یکی

حتماً غافلگیر شدی که پیدات کردیم

ساده‌ست، قربان

‫تو شهر "دهلی" به طور متوسط 1846 دوربین، ‫تو هر 2.5 کیلومتر مربع نصب شده

‫و هر فرد حداقل 200 بار ‫ از جلوی این دوربین‌ها رد می‌شه

‫سینمای "سانگام تاکیز" 12 دوربین در شمال و ‫3 تا هم تو بخش جنوبی داره

فیلمی که دست شماست متعلق به دکه اجی‌ـه

از ساعت 12:56 تا 3:46 اون‌جا بودم

‫با استفاده از برنامه تشخیص چهره، ‫شماره شناسایی منو پیدا کردین

‫شماره‌م رو گیر آوردی و با ردیابیش ‫ اومدی این‌جا

چایی این‌جا عالیه، قربان

باید امتحان کنی

واقعاً خوبه

فیلم چطور بود؟

فیلم سینمای "سانگام تاکیز" رو دوست داشتی؟

اینم از فیلمش

‫یه قهرمان ظاهر شد،

‫آدم شرور و 8 نفر رو کشت و ‫گذاشت و رفت

و هیچ مدرکی هم از خودش به‌جا نذاشت

انگار فیلم خوبیه، قربان

‫یه آدم قبل از صحبت کردن باید ‫ جایگاهش رو بدونه

این رو یه جایی خونده بودم، قربان

‫"جایگاه و اعتبارت رو مثل آسمان وسیع کن،

‫چون زمین هر چقدر هم که ارزشمند باشه، ‫ بالاخره یه نفر می‌خره"

اون خیلی هیجانیه

مثل یه قهرمان؟

داری چیکار می‌کنی؟

همه می‌خوان همین رو بدونن

یکی از دخترهای روستای من، نیمرت

گمشده

اومدم دنبالش بگردم

پیداش کردی؟

پیداش می‌کنم

نمی‌تونی

‫"دهلی" شهر بزرگیه

‫تقریباً غیر ممکنه کسی که گمشده رو ‫ پیدا کنی، مگه نه؟

‫کم پیش میاد پیدا شن، ‫همه این رو می‌دونن

‫عده کمی به گستردگی نادانی خودشون ‫ پی می‌برن

‫و من به اداره پلیس "دهلی" ‫ اعتماد دارم، قربان

با وجود تو خیالم راحته

اجازه هست؟

‫پسر...

نباید غذاهای سرخ شده بخوری، قربان

برای بیمارهای قلبی خوب نیست

موموی بخارپز شده داریم؟

‫خوشمزه‌ست!

برای مومو نمی‌تونم جلوی شکمم رو بگیرم

قربان، ساتیا پراکاش

‫آره...

گوش بده

لی رو فرستادم پیش تو ولی هنوز برنگشته

‫"دهلی" شهر بزرگیه

احتمالاً گم شده

ولی پیداش می‌شه

برام مهم نیست که پیداش می‌شه یا نه

ولی پیدا کردن کوشی شارما ضروریه

‫اون تمام پرونده‌های محرمانه وزارت دفاع که ‫ ما جمع‌آوری کرده بودیم رو هک کرد

‫شنیدیم همون مردی که باهاش ‫ ارتباط برقرار کرد،

مسئول مرگ چاداست

سر دربیار اون کیه و اهل کجاست

‫فاتح سینگ، اهل "موگا"‌ـست

اون سرپرست یه کارخونه تولید شیره

‫تنها زندگی می‌کنه، ‫ هیچ خونواده و دوستی نداره

تو روستای خودش اعتبار بالایی داره

‫قربان، این فیلم مداربسته از تاریخ 12اُمه ‫ در مرکز تجاری "نهرو"

‫و اینم فیلم دوربین مداربسته سینمایِ "سانگام" ‫ در تاریخ 13اُم

‫قربان، ما شماره حساب دائمی، حساب بانکی، ‫ شماره شناسایی، همه رو بررسی کردیم

عادیه و مشکلی نداره

سابقه‌ش خیلی پاکه

فکر نمی‌کنم نقشی تو قتل چادا داشته باشه

‫این کار یه مرد عادی نیست،

توسط یه حرفه‌ای با مهارت بالا انجام شده

دو نفر رو بفرست نگهبانی بدن

چطور فهمید؟

دیگه معروف شدی

انتظار داشته باش طرفدارهات دنبالت کنن

مرسی که به موقع زنگ زدی

لاته با کلی یخ و وانیل

‫بدون شکر اضافه شده، با شیر سویا و ‫پس‌آب کره

امتحان کن

‫مردی که تو یه کارخونه تولید شیر ‫ تو "پنجاب" کار می‌کنه، میاد "دهلی"

‫در مورد چادا اطلاعات کسب می‌کنه،

‫بعداً جنازه همون شخص به همراه افرادش ‫ پیدا می‌شه

اتفاقی نیست؟

چطور می‌خوای توضیح بدی؟

چه نیازی به توضیح هست؟

مرگ قابل اجتناب نیست

قانون طبیعته

تو داری چیکار می‌کنی، فاتح؟

همه همین رو می‌خوان بدونن

‫« چند سال قبل، سان فرانسیسکو »

تو آژانسی کار می‌کردم که در اون دستورات رسمی ‫ به‌صورت غیررسمی صادر می‌شد

‫وظیفه داشت نهادها و افرادی که در خاک کشورهای خارجی ‫ بر علیه کشور فعالیت می‌کردن رو از بین ببره

اگه گیر میفتادی، مسئولیتی در قبالت نداشتن

‫اگه از مأموریت سالم برمی‌گشتی، ‫هیچ مدالی در انتظارت نبود

‫من مأموریت داشتم پرونده‌های محرمانه کشورمون رو ‫ در خفا از "آمریکا" برگردونم

‫ولی کیفی که همراهم بود قرار نبود ‫در خفا کار رو پیش ببره

اونا منتظر من بودن

و منم براشون آماده بودم

فقط ‫4 دقیقه

‫30 کیلو مواد منفجره تو اون کیف هست

‫که با سرعت انفجاری 7500 متر بر ثانیه ‫ فشرده شده

‫اگه بخوام ساده‌تر توضیح بدم،

‫300 متر از این منطقه تا 4 دقیقه دیگه ‫ با خاک یکسان می‌شه

پس شما فقط 4 دقیقه وقت دارین که

پرونده‌های محرمانه کشور ما رو رد کنین بیاد

می‌خوای ما رو بترسونی؟

نه، فقط خواستم توضیح داده باشم

‫ولی مردم زمان می‌بره تا بفهمن، ‫چون درک‌شون محدوده

یوسف

این یارو داره بلوف می‌زنه

به‌زودی می‌فهمیم

یا بالای زمین خواهیم ایستاد یا همگی می‌ریم زیر خاک

‫شما من رو یاد داستانی از ‫یه قورباغه و عقرب میندازین

‫روزی روزگاری یه قورباغه و عقرب ‫ لب رودخونه‌ای نشسته بودن

عقرب باید از رودخونه عبور می‌کرد

عقرب به قورباغه گفت من میام پشتت

تا با هم از رودخونه عبور کنیم

خلاصه رفت پشت قورباغه

و با هم به آب زدن

‫هنوز نصف مسیر رو نرفته بودن که عقرب، ‫قورباغه رو نیش زد

‫قورباغه در حال غرق شدن پرسید:

چرا من رو نیش زدی؟

اونم جواب داد: این ذات منه

‫درسی که از این داستان می‌گیریم،

اینه که کسی نمی‌تونه ذاتش رو تغییر بده

مثل شماها

اوه، پس تحویل دادین، مرسی

حالا کم‌تر از 1 دقیقه مونده

‫ما داستان رو شنیدیم و ‫ مفهومش رو هم گرفتیم

حالا این رو بردار و برو

با آرزوی بهترین ها

دیدین، الکی بود

بهتون که گفتم الکیه

‫وای نه!

فکر می‌کردم اون آخرین مأموریت منه

ولی گویا اشتباه می‌کردم

عالی بود

بیا

ببخشید، می‌دونم خونه به هم ریخته‌ست

ولی امنه

چیزی می‌خوای؟

نه

آب میوه؟ - نه -

خرما؟ - نه -

نوشابه؟ - نه -

به همه چی می‌گی نه؟

نه

رضا و ساتیا پراکاش کیا هستن؟

‫مافیای سایبری "چین"

‫برنامه‌های جعلی دریافت وام مثل "کیشت‌په" ‫ اولین بار توسط این گروه ساخته شد

‫و با استخدام افرادی مثل چادا، ‫یه شبکه رو مدیریت می‌کنن

از جون نیمرت چی می‌خوان؟

می‌خوان از طریق نیمرت به من برسن

بیا، بذار یه چیزی نشونت بدم

‫ما یه گروه از قربانیان سایبری ‫ تو دارک وب داریم که،

دارن علیه این سامانه آشوب‌زا می‌جنگن

‫همینکه این عکس‌ها رو آپلود کنم،

‫اونا از طریق نرم‌افزار تشخیص چهره، ‫این آدما رو پیدا می‌کنن

سلام، پراچی

‫ایشون پراچی‌ـه از ایالت "آسام"

‫پراچی برنامه‌های شرط‌بندی غیرقانونیِ ‫ این سامانه آشوب‌زا رو افشا کرد

راستی، ایشون فاتح‌ـه

سلام، فاتح

سلام

یه سری عکس برات فرستادم، اطلاعات می‌خوام

دریافت شد

خیلی جذابه

خفه شو

‫ واقعاً جذابه؟

‫انگار از هر خونواده یه نفر مثل نیمرت ‫ قربانی این جرایم سایبریه

آره

ولی همه مثل نیمرت یکی مثل فاتح پشت‌شون نیست

قهوه میل داری؟

چایی

هی، دیر وقته

ببخشید، می‌دونم این‌جا کوچیکه ولی راحت باش

هدف من پیدا کردن نیمرت بود

‫ولی متوجه شدم که جرایم سایبری ‫ ریشه‌های عمیقی داره

‫وقتی به سراغ یه مجرم سایبری می‌ری،

با تمام رابط‌های اون فرد مواجه می‌شی

حالا چه پسر عمویی باشه که دکتره

و تمام شماره‌هایی که دکتر با اونا در تماسه

‫یعنی هیچ ارتباطی با دنیای ‫ جرایم سایبری ندارن؟

بعد با لیست مخاطبین راننده دکتر طرفی

‫که ممکنه یکی از دوستانش ‫ یه کشاورز باشه یا یه مرد عادی

یا یه دختری که تو روستا موبایل فروشی داره

و کل روستا تو لیست مخاطبین‌اش هستن

همه به هم متصلن

‫اگه لیست مخاطبین 40 نفر رو پیگیری کنی،

‫هر لیست مخاطب هم حداقل 50 نفر دیگه رو داره،

اینطوری به 50 میلیون آدم متفاوت می‌رسی

‫هر کی هم که باشی،

‫سازمان‌های اطلاعات و افرادی ‫ مثل ساتیا پراکاش

تو رو از هر جای دنیا دنبال می‌کنن

‫ غذا سفارش بدی، تو مرکز خرید ‫ خرید کنی، قبض برقت رو پرداخت کنی،

‫یا حتی با کسی حرف بزنی، ‫ردت رو می‌گیرن

‫ هر روز از داده‌های اونا استفاده می‌کنی

‫و اونا هم از اطلاعاتت ‫ علیه خودت استفاده می‌کنن

‫وقتی به موبایلت نگاه می‌کنی،

یکی هم داره تو رو نگاه می‌کنه

‫فقط بحث تروریست‌ها و مجرم‌ها و ‫ شرکت‌ها نیست،

بلکه رد همه گرفته می‌شه

‫برنامه جعلی دریافت وام، ‫ کارت پرواز، کیوآر کد

هر انسانی از یه طریقی متصله

‫و برای حل این معما، ‫« امارات متحده عربی، دبی »

‫مجبور شدم به دنیای برگردم که ‫ ازش فاصله گرفته بودم

قربان، فاتح اومده

امیدوارم سفر خوبی رو پشت سر گذاشته باشی

برام راحت‌تر بود تو سازمان ببینمت

‫بعد از اون انفجار حین مأموریت ‫ "دروازه‌ی طلایی" در "آمریکا"

همه خیال کردیم تو مُردی

ولی از دیدنت غافلگیر نشدم

بلکه آسوده خاطر شدم

ببین، فاتح

من دیگه تو سازمان هیچ نفوذی ندارم

پس کمک زیادی ازم ساخته نیست

فقط اومدم دور هم یه چایی بخوریم

می‌خوام بدونم این مرد کیه؟

چه ارتباطی باهاش داری؟

استانلی و لی

‫آخرین بار برای جلسه‌ای با ساتیا پراکاش ‫ تو "هند" دیده شدن

از اون موقع تا الان اثری ازشون نیست

ساتیا پراکاش

بیزنس‌من یقه ‌سفید

‫بر اساس اطلاعات‌مون،

اون با مافیای سایبری "چین" در ارتباطه

و اون هم رضاست

اون پشت تمام جرایم سایبری این کشوره

رضا عضو آژانس ما بود

ولی حالا تهدیدی برای کشورمون حساب می‌شه

و طبق منابع من، اون دنبالته

و تا وقتی که تو رو نکشه، بیخیال نمی‌شه

‫این دختر...

نیمرت

چرا اینقدر دنبالشی؟

مطمئن نیستم، قربان

‫ما اغلب کاری رو انجام می‌دیم که ‫ برامون مهمه

و همچنین چون می‌تونیم مشکلات رو حل کنیم

می‌خوای چیکار کنی؟

‫یه موقع‌هایی آدم باید با روش‌های اشتباه ‫ به اهداف درست برسه، قربان

چطور می‌خوای انجامش بدی، فاتح؟

دو تا گزینه جلو روی من هست

‫یک،

‫می‌تونم برم محل اقامت ساتیا پراکاش دور هم یه لیوان چایی بخوریم

‫دو...

‫خب، گزینه دو هم اساساً فرقی نداره، ‫باز باید برم پیشش

زمانش رسیده که فاتح بره فتح کنه

قبل از رفتنت بیا پیشم

قربان، می‌تونین به فاتح کمک کنین؟

نیومده ازم کمک بخواد

فقط ازم اجازه خواست

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

‫یعنی نمی‌تونی یه مرد ‫ به بلندی 1.83 رو پیدا کنی؟

به‌زودی خبرهای خوبی بهتون می‌دم، قربان

اینم از خبر خوبت

کار درستی کردی

اون هیچوقت حرف گوش نمی‌داد

حالا تو خوب گوش بده چی‌ می‌گم

از شانس بدت

نیمرت یه جورایی بهت ارتباط پیدا می‌کنه

نمی‌دونم توی گمشدنش چه نقشی داری

‫ولی اگه بفهمم تو زندونیش کردی،

خودت رو مُرده فرض کن

خودت، افرادت، تیم سایبری‌ات

همه

من رو تهدید می‌کنی؟

‫اشتباه نکن. من امروز اومدم ‫ یه داستانی رو برات تعریف کنم

‫در مورد یه پسر بچه 12 ساله‌ست از "قاضی‌پور"، ‫دانش‌آموز ممتازی هم بود

اهداف والایی داشت

اهالی روستا بهش افتخار می‌کردن

‫فکر می‌کردن این بچه یه روزی ‫باعث به شهرت رسیدن خودش و روستاش می‌شه

ولی پدر آزارگری داشت

یه روز پدرش به علت برق‌گرفتگی مُرد

کل روستا ناراحت و

‫نگران آینده‌ی بچه بودن

ولی اون بچه دیگه دیده نشد

‫فکر می‌کنم...

پدرش تو یه حادثه جونش رو از دست نداد

کار خود پسرش بود

نظر تو چیه؟

مگه تو هم اهل "قاضی‌‌پور" نیستی؟

داستانش آشناست

کارت چیه؟

‫من کاری که می‌کردم رو ‫خیلی وقت پیش گذاشتم کنار

ولی به خاطر تو، یه بار دیگه انجامش می‌دم

خیال می‌کنی این‌جا در امانی

زهی خیال باطل

دنبال کسی بودی که چادا و افرادش رو کشت

کار من بود

یه فرصت بهش دادم

و الان به تو هم یه فرصت می‌دم

‫این تشکیلاتت برای ارتکاب جرایم سایبری رو طی یک روز آینده تعطیل کن

‫وگرنه...

یک روز کم نیست؟

لیاقتت همینقدره

آب‌دوغ

تو یه دختر روستایی ساده هستی

ولی اون سر تو خیلی خون ریخته

‫شاید شما دو تا یه طور ارتباط احساسی ‫ با هم دارین

احساسات واقعاً آزاردهنده‌ان

باعث می‌شن آدم حد و حدود خودش رو بسنجه

احساسات برای مردی مثل تو نیست

‫اگه نظر من رو بخوای،

باید ازش عذر خواهی کنی

اون خیلی خوش قلبه

تو رو می‌بخشه

ماشین رو بیار، بریم ازش عذر خواهی کنیم

همه چی ردیفه؟

کی چایی می‌خواد؟

با شکر یا ساده؟

باید چایی رو قبول می‌کردن

هدف محقق شد، قربان

بدافزار روی سرورها پیاده شد

مهمه که آدم تو زندگیش هدف داشته باشه

‫68 هزار روستا

‫820 میلیون حساب و فقط یک کاربر

‫ حساب‌ها یه پیام متنی کپی شده ‫دریافت می‌کنن

و تمام اون 820 میلیون حساب مال ما می‌شه

ما آماده‌ایم، قربان

تکنولوژی

واقعاً شگفت‌انگیزه

‫یکی به دست میاره،

دیگری از دست می‌ده

‫پس از ناپدید شدن میلیون‌ها روپیه ‫ از هزاران حساب در سراسر کشور

‫کشور در حال حاضر تحت تاثیر ترس و عصبانیت ‫ قرار گرفته است

‫مجرمان سایبری به طور بی‌پروا ‫ در حال کلاه‌برداری از "هند" و دیگر کشورها هستند

‫و هیچ راه حلی برای فرار از این بحران ‫ به نظر وجود ندارد

‫ مردم در صف‌های طولانی در مقابل بانک‌ها ‫دیده می‌شوند

‫هم ثروتمندان و هم فقرا دچار این معضل شده اند

‫این موضوع سوال بزرگی را در مورد امنیت ‫ پول‌های نگهداری شده در بانک‌ها مطرح می‌کند

خیلی غم‌انگیزه

‫کارگری که روزی 200 روپیه درمیاره، ‫2000 روپیه ازش دزدی شده

‫بحث فقط پولش نیست،

بلکه آینده و تحصیل بچه‌ش هم به باد می‌ره

ولی این آدم‌ها انگار براشون مهم نیست

‫مطمئنم همینطوره...

‫هکرها اول روی سرور بانک‌ها ‫ بدافزار پیاده کردن

‫و بعد با یه پیام کپی شده ‫ از میلیون‌ها حساب پول انتقال دادن

حالا تو قدم بعدی، بقیه بانک‌ها رو هدف قرار می‌دن

باید جلوشون رو بگیریم

برای... از پا درآوردن کسی

اول باید اون رو معروفش کنی

این مرد سخت کار کرده

لیاقت معروف شدن رو داره

بذار نمایش رو شروع کنیم

آماده‌ای؟

بله، قربان

‫68 هزار روستا

‫820 میلیون حساب بانکی

‫و فقط با یک هدف،

فلج کردن اقتصاد این کشور

اگه می‌تونی، جلوم رو بگیری

‫ویدیوی تازه‌ای که اخیراً منتشر شده، ‫ در کشور سروصدای زیادی به پا کرده است

‫ فردی به نام فاتح سینگ مسئولیت هک بانک‌ها

‫در سراسر کشور را بر عهده گرفته

‫و همچنین به چالش کشیده است که ‫ اقتصاد کشور را به زانو درآورد

اگه می‌تونین، جلوم رو بگیرین

‫این چهره پشت پول‌های انتقال داده شده ‫ از حساب‌های بانکی می‌باشد

‫دو تا عکس برات فرستادم. ‫ترتیب‌شون رو بده

‫ گفته می‌شود که او و کوشی شارما با هم

‫ این کلاهبرداری بانکی را انجام داده‌ اند

پلیس در حال جست‌وجو برای آن‌ها است

‫گزارش‌ها حاکی از آن است که ‫ فاتح سینگ و کوشی شارما در حال فرار هستند

و پلیس در "دهلی قدیم" به دنبال آن‌ها می‌باشد

وایسا، وایسا، برو عقب

دستگیرشون کنین

سلام، قربان

اثری از فاتح و کوشی نیست؟

‫پیداشون کردیم، ‫تو بازار "چاندی"

راتی، تا غروب تمام اطلاعات‌شون رو می‌خوام

‫بر اساس گزارش پلیس، ‫آن‌ها در بازار "چاندی" رؤیت شده اند

سر جات بمون

تو کی هستی؟ این‌جا چیکار می‌کنی؟

به دوست‌های هکرم زنگ زدم

در تلاشن جلوی انتقال پول رو بگیرن

‫قبل از اینکه پول‌ها به حساب‌های خارجی ‫ انتقال پیدا کنه،

باید جلوش رو بگیریم

اون‌جا

اوضاع چطوره؟ می‌تونین جلوش رو بگیرین؟

فکر کنم از پسش بربیام

فهمیدین پول داره به کجا انتقال داده می‌شه؟

هی، بچه‌ها، خبری شد؟

در تلاشیم موقعیتش رو پیدا کنیم

بازش کن، بازش کن

فاتح، این ویدیو از تو با دیپ فیک ساخته شده

ویدیوت همه جا پخش شده

‫68 هزار روستا، 820 میلیون حساب بانکی

‫و فقط با یک هدف،

فلج کردن اقتصاد این کشور

مشخصه که چهره‌ش رو عوض کردن

خیلی خوب درش آوردن

اون‌جا رو نگاه کنین، سایه رو نگاه کنین

‫فاتح سینگ، حالا بعد از دزدی از بانک ‫ پا به فرار گذاشتی

دختری که دنبالش بودی رو فراموش کردی؟

‫تمام اقدامات رو انجام دادیم تا ‫ اون رو هم معروف کنیم

کشت و کشتار آنلاین رو یادته؟

حالا نوبت اونه

صحبت کن

‫تو یه داستان برام تعریف کردی،

حالا منم امروز برات یه نمایش دارم

خلاص

‫یه لینک برات فرستادم، ‫نظرت رو بگو

لینک رو باز کن

اقداماتم چطوره؟

‫دو میلیون بازدید نیازه تا این نمایش به موفقیت بزرگ برسه

‫وقتی به دو میلیون بازدید برسیم، ‫ولتاژ برق متصل به صندلی بالا می‌ره

‫وقتی ولتاژ بالا بره،

برق تو بدن نیمرت جریان پیدا می‌کنه

‫حالا همه چی به مردم بستگی داره. ‫با آرزوی بهترین ها

موقعیتش رو ردیابی کنین

چند دقیقه بهم وقت بده

دنبال آدرس آی پی بگردین

موقعیت رد یابی شد، تو "اسرائیل"‌ـه

‫"پرو"

نه، نه، "سوریه"‌ـست

‫"کامبوج"

می‌تونین پیداش کنین؟

این سایت پخش آنلاین خیلی پیچیده‌ست

هر فریم از این پخش زنده رمزنگاری شده

اون شبکه شبکه نظیر به نظیر خودش رو ساخته

شانسی داریم؟

نمی‌دونم چطور این کار رو کرده

یه مورد قتل آنلاین دیگه قراره انجام بشه

‫دختری به نام نیمرت که پلیس به دنبالش بوده،

مجبور شده روی صندلی برقی بشینه

عجله کنین

به 700 هزار بازدید رسیده

آدرس آی پی رو پیدا کنین

‫ از مردم درخواست داریم که نه این پخش زنده را تماشا کنند ‫ و نه آن را به اشتراک بگذارند

‫در غیر این صورت، شما نیز ‫در این قتل دست خواهید داشت

اونوقت برای همین آدم‌ها جنگیدی

‫داداش فاتح، چاییت تا سرد نشده، بخور

‫یادت باشه، من نیمرت ام

♪ عزیزم، رویای چشمانم پر کشید ♪

♪ عزیزم، به کدوم راه رفتی؟ ♪

♪ نفهمیدم تو کدوم راه گم شدی ♪

♪ ریشه‌هات رو رها کردی و غریبه شدی ♪

♪ این تقدیر بود که اتفاق افتاد ♪

♪ خدا مقدر کرده که برای بخت خودم گریه کنم ♪

♪ خدا مقدر کرده که برای بخت خودم گریه کنم ♪

♪ که برای بخت خودم گریه کنم ♪

♪ که برای بخت خودم گریه کنم ♪

♪ خدا مقدر کرده که برای بخت خودم گریه کنم ♪

هیچوقت برای آدم‌های خوب اتفاقات بد نمیفته

♪ اگه از مرگت خبر داشتم ♪

♪ جای تو می‌مردم ♪

اطلاعات ویشواس رو پیدا کردیم

♪ خوابِ آرام از راه می‌رسه ♪

♪ خوابِ آرام از راه می‌رسه ♪

♪ نگرانی‌ها از دل می‌رن ♪

♪ نگرانی‌ها از دل می‌رن ♪

♪ شیرین و آرام، مثل اسباب‌بازی‌هایی که دلم می‌خواد ♪

♪ شیرین و آرام، مثل آرامشی که روحم دنبالشه ♪

♪ حالا استراحت کن ♪

♪ خوابِ آرام از راه می‌رسه ♪

♪ نگرانی‌ها از دل می‌رن ♪

♪ آفتاب خسته شده، داره غروب می‌کنه ♪

♪ آفتاب خسته شده، داره غروب می‌کنه ♪

♪ توی تاریکی، ماه می‌درخشه، شب رو مال خودش کرده ♪

♪ راه‌های زندگی ساده‌ان، بی‌دغدغه و سبک ♪

می‌خوای یه پلیس رو بکشی؟

یه پلیس فاسد

ساتیا پراکاش؟

لپ‌تاپ رو باز کن

رمز عبور؟

‫"ساتیامِو جایاته"

درست گفت

‫ساتیا پراکاش تمام داده‌هاش رو ‫ تو یه فضای ابری خصوصی نگه می‌داره

ولی می‌تونم هکش کنم

از کشتن من چی نصیبت میشه؟

آرامش

روحم جلا پیدا می‌کنه

‫بدن انسان فانیه، ‫ولی روح نمی‌تونه بمیره

تو آتش نمی‌سوزه و تو آب غرق نمی‌شه

در برابر تمام سلاح‌ها هم ایمنه

روح نمی‌میره

ولی روح تو قراره بمیره

‫خداوند می‌فرماید که بخشش ‫ از همه چیز بالاتر است

متوجهم

این یه مسئله‌ایه بین خودت و خدا

وظیفه من اینه که تو رو به خالقت برسونم

پیداش کردم

‫شهرک صنعتی "اوکلا"، فاز 2 "بی 201"

عالیه

سخت نیست

‫نفس عمیق بکش، از داخل دوربین نگاه کن و ‫ تیر بزن

چرا داری به من توضیح میدی؟

‫من می‌رم داخل و تو هم ‫ من رو پوشش می‌دی، باشه؟

فاتح، نه، من نمی‌تونم

من از اسلحه و خشونت خوشم نمیاد، نه

مدال المپیک که نمی‌خوای بگیری

فقط تیر بزن

فاتح، لطفاً

انجامش بده

چقدر دیگه مونده؟ - قربان، حد اکثر 15 دقیقه -

عجله کنین

می‌دونستم میاد

صبر کن

ایول

کمک نمی‌خوای؟

قربان، یه مشکلی داریم

هک شدی

قربان، فضاهای ابری ما از کار افتادن

‫پول بلوکه شده و...

در حال حاضر به هیچ‌چیز دسترسی نداریم

قربان، حالا چیکار کنیم؟

داستانی که تعریف کردی رو

به خاطر داری؟

حدست درست بود

همون پسر، پدرش رو کشت

‫چون...

خوبی؟

اون میاد سراغم

‫« 2 روز بعد »

فاتح

رضا می‌دونه که داری به موقعیتش نزدیک می‌شی

فقط مراقب باش

موفق باشی

مرسی، قربان

‫چند نفر این‌جان؟

تقریباً 100 نفر

حالا شد 98 نفر

این یارو کدوم خریه؟

‫اگه بدونی کیه،

باید خودت رو مُرده فرض کنی

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

‫همونطور که می‌گن، بعضی از داستان‌ها ‫ تا به نتیجه نرسن تموم نمی‌شن

این داستان هم هنوز به نتیجه نرسیده

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

♪ مسیر پیروزی رو در پیش بگیر، فاتح ♪

این در ضد گلوله نیست، احمق

تو قبل از من می‌میری

می‌دونستم پیدات می‌شه

پس می‌دونی

الان قراره چی بشه

دلم براش تنگ می‌شه

من و تو

جفت‌مون عضو یه آژانس بودیم

که اول یه عکس می‌فرستاد

و بعد یه تماس می‌گرفت

ما هیچوقت نمی‌پرسیدیم

هدف کیه و علتش چیه؟

چه درست چه غلط، هدف کشته می‌شد

بعد یک‌دفعه با ما تماس گرفتن و

اعلام کردن که آژانس تعطیل شده

‫بدون هیچ‌گونه ارتباط یا آگاهی قبلی،

فعالیت رو متوقف کردن

‫اول مهره ارزشمندشون بودیم و ‫ بعد شدیم وبال گردن

‫ولی...

من همچنان دارم کار رو ادامه می‌دم

فقط اینکه الان از خودم دستور می‌گیرم

این من و تو رو متمایز کرده

یه چیز دیگه هم هست

‫تو علیه کشور جنگ راه انداختی،

من تمام کارهام برای خدمت به کشور بود

‫تا حالا شده فکر کنی چند تا خونواده فقیر ‫ به خاطر جرایم سایبری تو مُردن؟

من بهشون تکنولوژی دادم

طمع خودشون اونا رو روونه مرگ کرد

خوب و بدی وجود نداره

اون آدم‌ها فقط بداقبال بودن

‫ما باید تو این دنیا ‫ تاوان گناهان‌مون رو بدیم

اینکه دلیل کارهات چی بوده و یا برای کی بوده

برام مهم نیست

‫خیلی‌ها مرتکب جرم می‌شن و از مجازات قسر در می‌رن

ولی در مورد تو

خودم می‌کشمت

‫متأسفانه...

فقط یه بار می‌تونم بکشمت

‫تو زندگی بعدی،

انسان درستی باش

مراسم خاک‌سپاری باشکوهی برات برگزار می‌شه

چه اهمیتی داره؟

‫راستش...

اهمیت نداره

‫در هر "رامایانا"ـیی، (حماسه باستانی هندوستان)

‫"راوانا" باید بمیره ‫(در اسطوره‌های هندی، یک دیو است)

« چند روز بعد »

‫فاتح، من برمی‌گردم "لندن"

امیدوارم اون‌جا زندگی بهتری داشته باشم

دلم برای "هند" تنگ می‌شه

همه توی "هند" دل‌شون برات تنگ می‌شه

تو چی؟

‫من... کارخونه تولید شیر خودم رو ‫ توی "پنجاب" راه اندازی می‌کنم

‫عجب...

عالیه - آره -

بهم زنگ بزن

حتماً

کوشی، به این نتیجه رسیدم که

‫آپلود کردن رویاهات راحته،

‫ ولی دانلود کردن‌شون یک عمر زمان می‌بره

‫من برای کارخونه‌م تو "پنجاب" ‫ یه شریک می‌خوام

‫که به کامپیوتر مسلط باشه...

جدی؟ به کامپیوتر مسلط باشه؟ - ...داشتم فکر می‌کردم -

عالیه. چند درصد شریک می‌شی؟

صد در صد

حالا خوبه؟

آره، حالا همه چی باب میله

سی‌نما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com

: مترجم « SubMatrix »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.