All language subtitles for Kingdom.of.the.Plane.480p.BluRay.Pahe.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

به مدت چند هزار سال، انسان‌ها بر سیاره حکمرانی کردند

تکبر آنان منجر به نابودی‌شان شد

یک ویروس انسان‌ساز، گونه‌ای از میمون‌های هوشمند را به‌وجود آورد

درحالی که تاثیر معکوسی بر انسان‌ها داشت و هوش و قدرت تکلم‌شان را از آنان سلب کرد

مادامی که میمون‌ها و انسان‌ها قادر به هم‌زیستی نبودند

یک میمون تمام زندگی‌اش را فدای گونه خود کرد

او «سزار» نام داشت

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

«پادشاهی سیاره میمون‌ها»

[ چندین نسل بعد ]

«مترجمان: علیرضا نورزاده و حسین رضایی» ::. MrLightborn11 & HosseinTL .::

بیاید

این‌قدر خودنمایی نکن

"به قولِ "لونای گیس‌سفید قلبت رو آروم کن»

«تا تخمِ مناسب، برات آواز بخونه

لونای گیس‌سفید، یه پیر خرفته

سه‌تا

کلا سه‌تاست

همه‌ش رو می‌بریم

نه، اصلاً

باید همیشه یه دونه رو باقی بذاری

قانون‌مون همینه

فردا روز انسه

شما برشون دارید

شماها بزرگ‌ترید

در حد یک غروب - در هرصورت بزرگ‌ترید -

سونا

کدوم‌شون برات آواز می‌خونه؟

این یکی

ابریشم

باهمدیگه بزرگ‌شون می‌کنیم

همون‌طور که خودمون بزرگ شدیم

فرقی نخواهد داشت

آره؟

بدو، بدو

نوآ - نوآ، وایسا -

اوه

خیلی مرتفعه

باید یه راه دیگه پیدا کنیم

نوآ؟

نه

ایول

نوآ

آنایا! سونا

نوآ

نوآ - نه -

کنجکاو نیستی بدونی که پرنده‌ت چه شکلی می‌شه؟

همین که شکلِ تو نشه کافیه، آنایا

ترسیده

پتوش گم شده

چی شده، نوآ؟

یه چیزی لای درخت‌هاست

داره دور می‌شه

بیگانگان

نوآ ترسیده

آنایا نترسیده

با یه میمون سروکار نداریم

...شاید

یه اکو بوده

اکوها از دره نمیان

اوه

ترسیده بودی؟

نه به اندازه آنایا

برگشتن، برگشتن

سونا

تخم‌هات رو برداشتی؟

تا چه ارتفاعی بالا رفتین؟ - خطرناک بود؟ -

خیلی خطرناک بود

آنایا مثل یه نوزاد جیغ می‌زد

چندتا تخم رو شرف‌یاب کردید؟

تخم‌ها رو نشون‌مون بده - خوب بالا رفتید؟ -

تخم‌ها رو نشون بده - تخم‌ها رو نشون بده -

تخم‌ها، تخم‌ها

آنایا، لطفا نشون‌مون بده

کی می‌خواد؟ - من، من، من -

یالا، بدش من

پسرم

نشونم بده

همه باید منتظر روز انس بمونن

حتی استاد محترم

ناسلامتی من مادرتم

می‌دونستم خوب بالا می‌ری

منتظره

شکسته؟

بذارش واسه بعد

الان پدرت منتظرته

بهت افتخار می‌کنه

نوآ - نوآ -

نوآ، فکر نمی‌کردم برگردی

زیادی سفتش کردی

بله، کورو

پدر. ارباب پرندگان

نوآ

پسرم

عقاب خورشید، خوشش نمیاد که برای مراسم فردا کار کنه

خوب بالا رفتی؟

از لانه بالایی هم بالاتر رفتم

همه‌تون؟

نه

فقط من

بوی چیه؟

به «دره ماورا» که نرفتین؟

عمراً

رفتن به اونجا ممنوعه

با این‌حال خونِ یک اکو روی پتوته

نرفتیم دره ماورا

حرفت رو باور می‌کنم

خلوص نیت داری، نوآ

خیلی چیزها هست که باید یاد بگیری

خیلی چیزها هست که باید یادت بدم

بعد از انس‌گیریِ فردا شروع می‌کنیم

بزرگان باید بدونن

اکوها فقط دردسر سازن

اودا اون آفت‌ها رو دور می‌کنه

می‌شه یه مشورتی بکنیم؟

خونِ یک «اکو» روی این پتوئه

اکو

بابتش هم عذر می‌خوام

این اتفاق و این بو برای همه‌مون

نشانه بدیه

...و پیشنهاد می‌کنم

از لانه بالایی، بالا رفتی؟

کار خیلی سختیه

آه، آره

ممکنه خطرناک باشه

خطر

آنایا

رفتی پیش پدرت؟

عقاب خورشید رو درک نمی کنم

.من می‌کنم از نوآ متنفره

نوآ

پتوت کجاست؟

پیش بزرگانه

اودا رو فرستادن تا اکوها رو بترسونه و فراری بده

به روی چشم

...وقتی مادر کوچیک بود

فصل خشک، باعث کوچیک‌تر شدنِ نهر شد

جایی که غذای انسان‌ها ازش تامین می‌شد

یه دونه کوچیک و بزرگ دید

به اندازه کافی بارون می‌باره که

چیزیه خودش که تعریف کرده

مواظب خودت باش، اودا

نه

انس‌گیری، صبح علی‌الطلوعه

ارباب پرندگان، استثناء قائل می‌شه

تا فصل بعدی، معطلش نمی‌کنن

چرا، می‌کنه

اون پدرته

من هم پسرشم

پس من هم به‌پات منتظر می‌مونم

آنایا هم صبر می‌کنه

نمی‌خواد

باید یکی دیگه پیدا کنم

نوآ

اودا

...تعدادشون

خیلی بیش‌تره

اینجا چه اتفاقی افتاده؟

...دیده‌بانان‌مون رو

این کشته

بوی انسان می‌ده

کارِ ماده‌ـه‌ست

آذرخش، برگرد روی اسبت

پخش شید

قبیله‌ش رو پیدا کنید

همه‌جا رو بگردید

اسبِ میمونه‌ست

آذرخش، بیا

خیلی دور نشدن

دنبال اسبه برید و قبیله‌ش رو پیدا کنید

انسان رو پیدا کنید

بریم

برید، برید

جمع‌شون کنید

نه، لطفا

هی تو، زندانی

آتیشش بزنید

سونا! آنایا

نوآ، کمک

نوآ

نوآ

نوآ

نوآ

نوآ

آنایا! مادر

سونا کجاست؟

بردنش

تخمم رو شکوندن

مادر

برو کمک پدرت

نه، نه

نوآ

نه

.فرار کن، نوآ فرار کن

برو کمکِ پدرت

!برو، نوآ فرار کن

نه

بزرگ‌شونه

نه

برای سزار

برای سزار

ببریدشون واسه پراکسیموس

انسانه رو پیدا کنید

سزار، سزار

سزار، سزار

پدر - پسرم -

ببخشید. تقصیر من بود

نوآ، همه پرنده‌ها رو آزاد کن

برو

سر خم کن

نوآ

برای سزار

...پدر

پیداشون می‌کنم

میارم‌شون خونه

مادر

خورشید

بیا خورشید

...بدون نقابت

چقدر جوونی؟

بدون این

حرف بزن

حرف بزن

مال من نیست

من نقابی ندارم

...من از اونا

نیستم

توضیح بده

پدرم رو کشتن

به دهکده‌م دستبرد زدن

داشتم ردشون رو می‌زدم

هوم

اون اهلِ دهکده‌م بود

...نقابداران

کشتنش...

من راکا هستم

من هم نوآم

.جدیداً میمون‌ها از آسمون می‌افتن به حق چیزهای ندیده

وقتی رسیدن، بیرون بود

قبیله‌م رو ندیدی؟

نه

قایم شدم

زنده موندم

از زحمات‌مون محافظت کردم

این راهی باستانی برای ثبت ایده‌هاست

نمادهاش، معنا دارن

...میمون‌ها، زمان سزار

معناش رو می‌فهمیدن

...نقابدارها توی دهکده‌م

این اسم رو به نام آوردن؛

«سزار»

شرم‌آوره

نقابدارها اسمش رو دزدیدن

سخنانش رو تحریف کردن

کی هست حالا؟

هست» نه»

«بود»

قبیله‌ت، سزار حقیقی رو نمی‌شناسه

خیلی‌ها فراموشش کردن

من بزرگانِ قبیله‌م رو می‌شناسم

قوانین رو وضع کردن

کل ماجرا همینه

کل ماجرا همین نیست

...نسل‌ها پیش از به‌دنیا اومدنِ بزرگان‌تون

سزار بود که بهمون یاد داد میمون بودن به چه معناست

رهبر و قانون‌گذارمون، اون بود

می‌گفت میمون‌ها باهم قوی‌ترن

میمون، نباید هم‌نوعش رو بکشه

...ما، فرقه سزار

تا به امروز

...پیروی سخنان و راهش هستیم

یعنی هستم...

...من، آخرین

عضو باقی‌مانده فرقه‌م

کارمون ادامه داره

اینجا چه‌جور جاییه؟

...به عقیده ما، میمون‌ها

اینجا رو به عنوان پناهگاهی برای انسان‌ها ساخته بودن

حالا یه دونه هم پیدا نمی‌شه

ولی توی دوران سزار خیلی زیاد بودن

باورت می‌شه؟

احتمالا اینجا از انسان‌ها نگهداری می‌کردن ...بهشون غذا می‌دادن و شاید حتی

بهشون آموزش هم می‌دادن

چی شده؟

اکو

انسان

انسان دیدی؟

یه دونه دیدم

همه‌چیز خوارن

مثل گرازها

تازه مادون گرازن

...انسان‌ها کند ذهنن، ولی

...یه زمانی

انسان‌ها و میمون‌ها هم‌زیستی می‌کردن

.آره، تعجب‌آوره ...می‌دونم، ولی

برای سزار مهم بودن

پس برای من هم مهمن

باید اسبم رو پیدا کنم

البته

دنبالم بیا

...نه سزار رو می‌شناسی

نه می‌دونی کتاب چیه

بهتره اینجا بمونی

می‌تونم خیلی چیزها یادت بدم

گم شو

نه، برگرد - کیشته -

وایسا، برگرد

خطری تهدیدت نمی‌کنه

خودشه

همونه که از دهکده‌م دزدی کرد

از دهکده‌ت دنبالت کرده؟

شاید سزار می‌خواد سفر کنم

.همین‌جا منتظر باش کار ادامه پیدا می‌کنه

...من وقت ندارم که

.سرعتت رو کم نمی‌کنم من هم یه اسب دارم

می‌شه سرعت‌مون رو کم نکنیم؟

نه

مطمئنم دنبالم می‌کنه

نمی‌دونم چرا

چه پرنده قشنگی

عقاب خورشیده

پرنده پدرم بود

دنبالم میاد تا اذیتم کنه

این پرنده هم دنبالت می‌کنه؟

قبیله‌م، عقاب پرورش می‌داد

...براشون آواز می‌خونیم

تا بشناسن‌مون

و باهامون انس بگیرن

آوازه رو بخون

لطفا

نه

پدرم ارباب پرندگان بود

برای عقاب‌ها آواز می‌خوند

ولی من مثلِ پدرم نیستم

حیف شد

می‌خواستم از آواز لذت ببرم

سلاح‌های عجیبی‌ان

شکستن

راکا

نوآ

چون گرسنه‌ست، دنبالت میاد

نه، نه، نه

...این

مهمه...

سردشون می‌شه

رحم داشته باش

از اکثرشون باهوش‌تره

اسمش رو می‌ذاریم نووا

همه‌شون رو نووا صدا می‌کنیم

.نمی‌دونم چرا از زمان سزار همین‌جور بوده

چرا سزار واسه اکوها این‌قدر اهمیت قائل بود؟

طبق افسانه‌ها، سزار رو ...انسان‌ها بزرگ کرده بودن

هرچند که امر غیرممکنی به‌نظر می‌رسه

افسانه سزار مهمه

اون اولین کسی بود که لقبِ "بزرگ" رو گرفت

...رهبری راست‌کردار

...اخلاق‌مدار...

...قوی...

و راحم بود...

سزار هیچ‌وقت مجبور نبوده ...که با این نووای بوگندو

کمپ کنه

بدجوری بو می‌ده

تونلی که نور می‌خوره؟

اون هم دیدش

گرفتش جلوی چشمش

...بهش

واکنش نشون داد

چطور؟

مثل یک میمون

اگه قراره اکو بیاد باید اسب‌سواری کنه

همراه جوانم به دوستِ هم‌سفرمون رحم می‌کنه؟

کنده

اسب

میمون درازدست هم داریم

دست‌هاشون خیلی‌خیلی درازن

خیلی حیف شد که انسان فقط با پاهاش می‌تونه راه بره

فکر کن فقط بتونی از دوتا از اندام‌هات استفاده کنی

و از درخت بیفتی پایین

ولی اگه بتونی هم از دست‌هات

...هم از پاهات استفاده کنی

چهاربرابر امنیت جانی داری

...و به‌گمونم اگر یک موقع با یه

این دیگه چیه؟

اسب‌های راه‌راه

خیلی جالبن

نگران بودیم که نکنه نسل‌شون منقرض شده باشه

خداحافظی نمی‌کنی؟

باید قبیله‌م رو پیدا کنم

نووا پیش هم‌نوعانش می‌مونه

پرورش‌شون بده

پیروی راه سزار باش

...این رو بهت می‌دم تا یادت بمونه

که کی بود

مهمه

اینا مثل توئن

دوست داری پیش‌شون باشی؟

اون باید راه خودش رو بره

ما هم راه خودمون

بیا

نووا

نووا

بگیریدشون

بگیریدشون

اون یکی رو بگیرید

این رو می‌گفتی؟

اوناهاش

پخش شید

آذرخش

این‌طرف

پیداش کنید

می‌دونم همین‌جاست

راکا

نووا

بیا بیرون

بوت به مشامم می‌رسه

راکا

نوآ

هوشه

نوآ

راکا

سزار می‌بخشه

ادامه بدیم؟

با این کار یه‌کم وقت می‌خریم

چی رو از دست دادم؟

حرف زدنش رو

اسمم رو آورد

اشتباه شنیدی

خودت گفتی که این نووا از اکثر انسان‌ها باهوش‌تره

هوشش یه محدودیتی داره

درسته، تا حدودی باهوشه ...ولی

من خودم اسم دارم؛

می» هستم»

می‌دونم دارن قبیله‌ت رو کجا می‌برن

زیستگاه انسان‌هاست

مقصد خودم هم همون‌جاست

دنبال کسایی هستم که مثل خودمن

...مگه مثلِ تو

باز هم هست؟

قبلا بیش‌تر بودن

حقیقت رو پنهون کردی؟

...مادرم بهم یاد داده بود که برای حفظ امنیتم

سکوت کنم

پیش ما در امان بودی

با این‌حال صادق نبودی

مادرت الان کجاست؟

من تنهام

هان

مثل همه‌مون

...ولی حالا

همدیگه رو داریم

آه

بیاید آتیش درست کنیم

خیلی حرف‌ها واسه گفتن داریم

برگردید

برگردید

نوآ

می

می

نه

می

طاقت بیار

می

نه! راکا

راکا

...باهمدیگه

قوی هستیم

جلو نیا! انسان

نه، نه، نه

به خونه خوش اومدی، فنچول

برو

نوآ؟

نوآ

.دلم برات تنگ شده بود سونا، سونا

نه

تو که مُردی

افتادنت رو دیدم

آسیب ندیدی؟

نه

نه

مادر؟

آنایا؟

کتاب «وانه‌گت» ئه

‫کتاب خوبیه

‫کتاب‌های داستانیش زیاد نیستن

‫بیشتر به تاریخ علاقه داره

‫به ویژه تاریخ روم

‫من ترواتان هستم

‫تو...

‫تو اهل کجایی؟

‫اول تو بگو

‫خب، آنچنان اهمیتی هم نداره، مگه نه؟

‫اونجا رو ترک کردم

‫مثل تو

‫نزدیک بود به ساحل برسم

‫بعد افتادم و مچ پاهام شکست

‫پراکسیموس اونجا پیدام کرد

‫حالا هم براش تاریخ روم رو می‌خونی

‫خب، کی هستی؟

‫اون انسانی که به میمون‌ها کمک نمی‌کنه

‫نوآ

‫تقسیم کنید. باید تقسیم کنید

‫خوبه

‫نوآ؟

‫- نوآ! ‫- زنده‌ای!

‫پدر...

‫دیگه...

‫می‌دونم

‫باید بریم

‫بیا

‫سزار!

‫سزار! سزار! سزار!

‫عجب روز شگفت‌انگیزی!

‫عجب روز شگفت‌انگیزی!

‫آیا بابت سخن سزار سپاسگزار هستیم؟

‫سپاسگزاریم

‫آیا سر خم می‌کنیم؟

‫سر خم می‌کنیم!

‫سخنش رو بگید!

‫میمون‌ها با هم قوی‌ترن!

‫سخنش رو بگید!

‫میمون‌ها با هم قوی‌ترن!

‫عجب روز شگفت‌انگیزی!

‫چه کیفی داد

‫وقتی به این جمله فکر می‌کنم...

‫حس خوبی پیدا می‌کنم

‫سزار اولین بزرگ بود

‫حالا من سزار هستم

‫اون سزار نیست

‫مراقب باش پسرم. ما دیگه مال اونیم

‫وقتی به گنجینه‌هایی اون داخل ‫برامون هست فکر می‌کنم...

‫اوه...

‫حس خیلی خوبی پیدا می‌کنم

‫باز کردنش شاید دشوار باشه

‫اما غیرممکن نیست

‫چون ما با همدیگه تلاش می‌کنیم

‫همه با هم

‫همونطور که سزار می‌خواست

‫همونطور که سزار طلب کرده بود

‫میمون‌ها با هم قوی‌ترن!

‫بکشید!

‫بکشید!

‫بکشید! بیشتر!

‫اینجا رو ببین

‫- بکشید! ‫- بکشید!

‫بکشید!

‫آره!

‫آره!

‫بیشتر!

‫کافیه!

‫شاید فردا قوی‌تر باشیم

‫نگران نباش

‫هر کی اونجاست یا مرده یا رفته

‫ماه‌هاست داریم اون در رو می‌کوبیم

‫نمی‌دونی الان کجاییم؟

‫وقتی اوضاع بی‌ریخت شد، ‫و دولت به زیر زمین منتقل شد

‫نصفش به اینجا منتقل شد

‫با تمام فناوری و سلاح‌هاشون...

‫متوجه نیستی؟

‫اون میمون نباید دستش برسه ‫به چیزی که توی اون...

‫به نفعته انقدر به شرایط گذشته فکر نکنی

‫و کم کم به شرایط حال حاضر فکر کنی

‫این زندگی خوبیه

‫فرصتش رو داری که بخشی ازش باشی

‫برای میمون‌ها دنیاشون رو بسازم؟

‫همین الانم دنیای اوناست

‫تو اون اتاق آب گرم و لباس نو هست

‫خودت رو تر و تمیز کنی ‫حالت بهتر میشه

‫به نفعته یه جوری اینجا به درد بخوری

‫بزرگ محترم...

‫مجبور بود سر خم کنه

‫ما چاره‌ای نداشتیم

‫باید قبول کنی

‫قانونه

‫بزرگان همه‌چیز رو درباره این دنیا...

‫بهمون نگفتن

‫نگفتن چون خودشون هم نمی‌دونستن

‫دلشون نمی‌خواست بدونن

‫فرق کردی

‫بیا

‫برای همین بهش میگن «توگا پارتی» ‫(نوعی مهمانی با تم رومی)

‫آدم بامزه‌ای هستی ترواتان

‫هی، بیا

‫بیا، بشین

‫لطفا

‫برو

‫برو

‫روز شگفت‌انگیزیه، نه؟

‫شما دوتا راه درازی رو اومدید

‫یه میمون و یه انسان

‫با همدیگه سفر کردن...

‫ماجراجویی جالبیه

‫تو نوآ هستی، درسته؟

‫خوش اومدی نوآ

‫برو

‫مِی...

‫آشنایی داری با مفهومِ...

‫فرگشت؟

‫اسمی که انسان‌ها بهش دادن اینه، نه؟

‫پیشرفتی که من در سر دارم ‫نیازمند زمانه

‫زمان بسیار زیاد که من ندارم

‫متأسفانه، من فقط یک میمون فانی هستم

‫برای همین باید به دانشِ داخل ‫اون خزانه دست پیدا کنم

‫بنظرم منجر میشه به...

‫فرگشت آنی

‫هوم. نوآ

‫تو نمی‌دونی

‫انسان‌ها در عصر خودشون

‫کارهای بزرگ بسیاری ‫ازشون برمیومده، درسته؟

‫می‌تونستن کوه‌ها رو صاف کنن

‫می‌تونستن با اون سر اقیانوس صحبت کنن

‫می‌تونستن پرواز کنن نوآ

‫مثل عقاب‌ها

‫اما حالا ما یاد می‌گیریم

‫میمون‌ها یاد خواهند گرفت. ‫من یاد خواهم گرفت، آره

‫به واسطه چیزی که داخل اون خزانه‌ست

‫غیرممکنه

‫کسی نمی‌تونه واردش بشه

‫می، می، می، می

‫میمون‌های من با همراهانت برخورد کردن

‫فکر می‌کنم این نقشه مال تو بوده

‫می‌دونی نوآ

‫قبل از اینکه با تو

‫و اون اورانگوتان هم‌سفر بشه

‫می با انسان‌های دیگه بوده

‫اما متأسفانه

‫میمون‌های من از ارزش اونها ‫اطلاع نداشتن

‫برای همین فقط جسدشون رو برام آوردن

‫نمی‌تونستم به این شکل ‫با اونها صحبت کنم

‫می‌دونم...

‫که اومدی اینجا که به داخل ‫خزانه دسترسی پیدا کنی

‫مال تو نیست!

‫اوه

‫الان هست، مگه نه؟

‫و به داخلش راه پیدا می‌کنم

‫به قیمت هر چند تا میمون هم که بشه

‫نوآ

‫من...

‫شنیدم که تو میمون خیلی باهوشی هستی، آره؟

‫خیلی باهوش

‫یکی از عصاهای شکسته‌ت رو تعمیر کرده ترواتان

‫میمون‌های باهوش خیلی به دردم می‌خورن

‫حالا بگو ببینم...

‫مِی بهت گفت که چجوری ‫وارد خزانه بشی؟

‫هیچی بهم نگفته

‫هیچی بهت نگفته!

‫هیچی

‫هیچی بهت نگفته

‫نوآ

‫بیا. با من بیا

‫بیا، بیا

‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

‫بیا. بیا

‫بیا نوآ

‫بگو ببینم، چی می‌بینی؟

‫قبیله‌های دزدیده شده

‫قبیله نه

‫یه پادشاهی

‫نوآ، یه پادشاهی برای میمون‌ها

‫انسان‌ها هرگز قابل اعتماد نیستن

‫وقتی دو تاشون اینجا هستن ‫که می‌تونن حرف بزنن

‫حتما بیشتر هم هستن

‫مِی اومده ابزارهای داخل خزانه‌ی من ‫رو مال خودش کنه

‫ابزارهایی که انسان‌ها رو قوی می‌کنن

‫و خطرناک

‫برای همین باید من به دستشون بیارم

‫خب؟

‫اونا درک نمی‌کنن که این عصر ماست

‫این پادشاهی منه

‫باید گونه‌شون رو نابود کنم

‫مگه اینکه بخوایم دوباره ‫قفس‌نشین بشیم

‫بیا

‫بیا نوآ

‫بیا غذا بخوریم

‫تراواتان!

‫یه قصه برامون بگو

‫خنده‌دار هم باشه

‫اونا نمیان

‫چرا؟

‫چون قبیله عقاب...

‫از بین رفته

‫قبیله عقاب اینجاست

‫ما اینجا هستیم

‫تو سرزمین پراکسیموس

‫و پراکسیموس هیچ نیازی به عقاب‌ها نداره

‫اومدی من رو قضاوت کنی؟

‫خودم خودم رو قضاوت می‌کنم

‫به پدرمون قول دادم

‫که به خونه برشون گردونم

‫نتونستم

‫قبیله عقاب الان مالِ...

‫پراکسیموس سزاره

‫قانون اینه

‫اما قانون اشتباهه

‫وقت کلاس شبونه‌ست

‫اگه اونجا باشی خیلی برات خوب میشه

‫تو دنبال اکوها نیومدی

‫و تنها هم نبودی

‫متأسفم

‫میمون‌های پراکسیموس ‫اردوگاهمون رو پیدا کردن

‫همه رو کشتن

‫من به زور فرار کردم

‫به کمکت نیاز داشتم

‫- و ترسیده بودم ‫- هر چی بیشتر حرف می‌زنی

‫کمتر باورم میشه

‫اشتباه کردم که بهت اعتماد نکردم

‫الان اینو می‌دونم

‫فقط اینو می‌دونم ‫که فقط به فکر خودتی

‫اما الان همین می‌تونه به منم کمک کنه

‫سوالاتی دارم

‫راست بگو

‫شاید کمک کنم

‫از داخل خزانه چی می‌خوای؟

‫یه...

‫یه کتابه

‫- یه کتاب خاص ‫- چطور؟

‫خاص؟

‫انسان‌ها قابلیت صحبت کردن ‫رو از دست دادن

‫و این کتاب ممکنه این قابلیت رو برگردونه

‫یه کتاب می‌تونه این کارو بکنه؟

‫این یکی می‌تونه

‫راکا گفت میمون‌ها و انسان‌ها

‫کنار همدیگه زندگی می‌کردن

‫راسته یا دروغ؟

‫میمون‌ها بی‌صدا بودن

‫مثل اکوها

‫انسان‌ها بهشون سلطه داشتن

‫اون ویروس پخش شد

‫ویروسی که خودمون درست کردیم

‫باعث شد میمون‌ها باهوش‌تر بشن

‫و تقریبا همه‌ی ما رو کشت

‫راه ورود رو بلدی، درسته؟

‫بله

‫سوال آخر

‫آب چیزی که داخلشه رو نابود می‌کنه؟

‫نوآ

‫به کمکتون نیاز دارم

‫چه کمکی؟

‫دارم میرم صعود

‫صعودی که تنهایی از پسش برنمیام

‫چرا؟

‫برای آزاد کردن قبیله‌مون

‫آنایا می‌ترسه

‫سونا، این می‌ـه

‫سلام سونا

‫چیکار کنیم؟

‫همه اینا لازممون میشه

‫دنبالم بیاین

‫مراقب باش

‫برق از داخلش رد میشه، نه؟

‫آره

‫نمی‌تونین یه صعود سخت رو انجام بدین...

‫بدون آنایا

‫سلام اکو

‫این خیلی گرما آزاد می‌کنه

‫اما تحت فشار...

‫منفجر میشه

‫از کجا می‌دونی؟

‫گوه توش

‫«گوه توش»؟

‫- اینو ببر اون طرف ‫- خیلی‌خب

‫من با آنایا میرم

‫اینجوری کم‌خطرتره

‫آنایا! آنایا! وایسا

‫- داری اشتباه می‌زنی ‫- باشه

‫ازش خوشت میاد

‫سونا رو میگم

‫جفتمون تو یه غروب بدنیا اومدیم

‫نه. آنایا...

‫خب بعدش دوباره می‌سازدش

‫تو...

‫تو یه فرصت داشتی

‫یه فرصت بهت دادم

‫اما داری خیال‌بافیِ گذشته‌ای رو می‌کنی ‫که هیچوقت برنمی‌گرده

‫گوش کن بهم

‫تراواتان، تو جات اینجا نیست

‫فکر می‌کنی همه‌چی تموم شده

‫اما نشده

‫کسی بابت اتفاقی که اینجا افتاده ‫تو رو مقصر نمی‌دونه

‫با ما بیا

‫لطفا؟

‫پوست میمونت رو زنده زنده می‌کَنه

‫و تو...

‫خب...

‫خودت می‌فهمی

‫نه!

‫خواهش می‌کنم!

‫باید بریم

‫به زودی هوا روشن میشه

‫گفتی قراره بریم بالا!

‫مِی، وایسا!

‫می!

‫اوناهاش!

‫باید بریم اون بالا

‫حالا میریم بالا؟

‫از لانه بالایی راحت‌تره

‫ادامه بده

‫نوآ!

‫گوه توش؟

‫اوهوم

‫وایسین. مراقب باشین

‫اوپس

‫آنایا!

‫نوآ، اینجا کجاست؟

‫بو میده

‫اون چیه؟ نوآ!

‫نوآ! چه خبره؟

‫اکوها اینا رو ساختن؟

‫اینجا وایسین

‫مامان!

‫نمادها معنی دارن

‫وقت رفتنه

‫وای. اینا چی‌ان؟

‫بیاین!

‫باید سریع حرکت کنیم

‫برو پیش قبیله‌ت

‫من ترتیب انفجار رو میدم

‫نوآ، تو میمون خیلی به‌دردبخوری هستی

‫خیلی چیزها می‌فهمی

‫با این حال حواست به یکی از

‫مهم‌ترین چیزها نیست

‫اینکه نمی‌تونی به یه انسان اعتماد کنی

‫قبیله‌ت اومده که شاهد باشه

‫تو شاید اونقدر احمق باشی

‫که به همچین موجود دغلکاری اعتماد کنی

‫اما من نیستم

‫بگو ببینم نوآ

‫مثل دو تا میمون

‫مِی داخل خزانه‌ی خودم ‫چه نقشه‌ای برام داشته؟

‫خیلی‌خب

‫انتخابت چیه؟

‫یه انسان رو به یه میمون ترجیح میدی؟

‫سونای عزیزت...

‫یا اون انسان بوگندو؟

‫بهم بگو نقشه‌ت چیه!

‫نه!

‫که اینطور

‫می‌تونی بری مِی

‫می‌تونی بری

‫آزادی. فقط بگو بهم...

‫از اینا بازم اونجا هست؟

‫می؟

‫می

‫نه

‫نمی‌تونیم

‫نباید دستش بهش برسه

‫می

‫- متأسفم ‫- می!

‫نه!

‫می، نه!

‫می!

‫چیکار کردی؟

‫برید بالا

‫برید بالا!

‫- بالا! ‫- نه

‫نه!

‫نوآ! نوآ!

‫- سونا! ‫- پشت سرت!

‫برید بالا!

‫پسرم! پسرم!

‫- مادر! ‫- پسرم!

‫مادر! مادر!

‫مادر!

‫دار!

‫بگیرش!

‫دار! دستم رو بگیر!

‫- مادر! ‫- دار!

‫دار!

‫دار، گرفتمت

‫نوآ، چیکار کنیم؟

‫این طرف! برید!

‫قبیله عقاب! برید بالا!

‫دنبال سونا برید! ‫دنبال آنایا برید!

‫- این طرف! برید بالا! ‫- برو. برو

‫برو بالا!

‫از این طرف!

‫زودباشین!

‫سونا رو دنبال کنید!

‫- زودباشین! ‫- برو!

‫- بیا ‫- برید!

‫برو بالا سونا!

‫این راه خروجه!

‫زودباش!

‫- برید بالا! ‫- نوآ!

‫مادر، برو!

‫- نوآ! ‫- برو بالا آنایا!

‫- سونا، برو! ‫- هدایتشون کن!

‫برید! برید بالا!

‫برید! زودباشید!

‫فکر کردی می‌تونی پادشاهی من رو نابود کنی؟

‫فکر کردی می‌تونی ذات من رو نابود کنی؟

‫- نوآ! ‫- ولش کن

‫نوآ

‫خیلی امیدوارکننده نشون دادی

‫الان باید بایستی

‫تا قبل از مرگت جلوی پادشاهت...

‫تعظیم کنی

‫و همه‌تون شاهد خواهید بود

‫که نوآ در برابر پادشاهش تعظیم می‌کنه

‫حالا بایست

‫زود بایست!

‫آفرین

‫میمون باهوش

‫این چیه؟

‫تراواتان اگه بود خوشش میومد

‫کافیه!

‫کافیه!

‫بریم خونه

‫داره میاد!

‫نرمه؟

‫زیادی سفته

‫زیادی سفته

‫- ابریشم ‫- خوبه

‫نوآ

‫اومدم خداحافظی کنم

‫پراکسیموس راست می‌گفت

‫انسان‌ها هرگز تسلیم نمیشن

‫تا زمانی که همه‌چیز رو مال...

‫خودتون کنید

‫مال خودمون بوده

‫اون سیلو جای انسان‌ها بوده

‫با وسایل انسانی ‫و ایده‌های انسانی

‫برای میمون‌ها نبوده

‫چی برای میمون‌هاست؟

‫می‌خوای دوباره بی‌صدا باشیم؟

‫ما خونه‌مون رو بازسازی می‌کنیم

‫بهتر

‫قوی‌تر

‫با چیزهایی که یاد گرفتیم

‫اگه راکا اینجا بود

‫می‌گفت که سزارش...

‫کلی حرف درباره این موضوع داشته

‫درست می‌گفت؟

‫میمون‌ها و انسان‌ها می‌تونن با همدیگه زندگی کنن؟

‫نمی‌دونم

‫مهمه

‫بیا

‫تغییر مقیاس به 20

‫عرض جغرافیایی جدید، 2.722

‫دریافت شد. در حال افزایش سرعت چرخش

‫بگو ببینم توزیع در چه حالیه

‫بریم اینجا

‫داده‌ها تأیید شدند

‫لینک حاضره!

‫الو؟

‫کسی اونجا هست؟

‫یالا

‫صدام رو می‌شنوین؟

‫بله، الو؟

‫اینجا فورت وینِ ایندیاناست. ‫صدات رو داریم!

‫خوشحالم که یه صدای دیگه هم می‌شنوم

‫بگید کجایید. ‫موقعیت مکانی‌تون چیه؟

‫« مترجمان: علیرضا نورزاده و حسین رضایی » ‫::. MrLightborn11 & HosseinTL .::

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.