Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
GeraSubtitle
اسم انگلیسی: پسران اسم دانمارکی: نگهبان
صبح بخیر، دیشب خوب خوابیدی مینیک؟
سلام ایوا. صبح بخیر فرانک
صبح بخیر جیمی. خوب خوابیدی؟- آره
صبح بخیر محمود. خوب خوابیدی؟
صبح بخیر آلن
دو پیمونه. من اینو هیچ وقت کامل پر نمیکنم
بعد باید بزاریش اینجا
کریستن به ایوا- تلاش کنی بزاریش این داخل
بعد کلید قرمز و فشار میدی- میشنوم
باز کن درو معتاد بی پدر
هی آروم باش
من یه ساعته بخاطر این تخمی اینجام. بیست نفر اینجا منتظره
لسه! بقیه هم میخوان دوش بگیرن- اون مرتیکه گی باید بیاد بیرون
آروم باش. لسه ما نمیتونیم هر روز بخاطر این دعوا کنیم
y نصف چهار برابر x
و ایکس مساوی با سه. پس چهار برابر ایکس چند میشه؟
سه چارتا؟
بلدیش- دوازده
درسته. بنویس
باشه. خودم مینویسم
اوکی
دوازده تقسیم بر دو؟
سلام اوا- سلام آرنه
با یه پوزیشن مناسب شروع می کنیم.
چشماتونو ببندید
آروم و عمیق نفس بکشید
با هر نفس ذهن خودتونو آروم کنید
همینطور بدنتون
و قلبتون
حالا به خودتون نگاه کنید
کینه هایی که در وجودتون هست رو پیدا کنید
سعی کنید با مهربانی و شفقت بهشون نگاه کنین
شما میتونید مهربانی رو جایگزین نفرت کنید
سلام- سلام
ایوا
ایوا من باید یه کاری رو انجام بدم.
یه لحظه صبر کن
یه لحظه وایسا
سامانه مشتریان دفتر مجازات های کیفری- انتقال زندانیان
حتما باید برم دستشویی؟-بله
یالا
سلام - سلام
چیکار داری میکنی؟
یه کم دیگه آماده ام
داشتم فکر میکردم که اگه مشکلی وجود داره...
چطور؟
یه کم غیبت داشتی
آره
اگه بخوای میتونم شیفتت و بندازم آخر هفته
نیازی نیست. مرسی
خب اگه مشکلی هست... -گفتم نیست، ممنون
حله.
نامه از طرف لنسی 5- ممنونم
اوکی. وایسا
بیا
بیا
وایسا
باید اینجا رو امضا کنی- راه بیفت
امضا می کنی؟- برو
وایسا
وایسا
راه بیفت
وایسا
حله. راه بیفت
برو
عمیق تر نفس بکشید
به آرومی نفستون رو خارج کنید.
در این اتاق چه کسی آرام تر و ساکت تر است؟
ساکت
یک لحظه نفس خودتون رو حبس کنید
و بعد رهاش کنید.
متاسفم
چه مشکلی پیش اومده؟
باید به مادرت زنگ بزنی
دوباره زنگ بزن.
من الان نمیتونم حرف بزنم. تو یه جلسه ام
خب
همین کارو کن. خوبه.
شرمنده. دختر کوچیکمه. اون
اون داره زمان سختی رو میگذرونه. میدونی
تو بچه داری؟ - نه
برا چی اومدی اینجا ایوا؟
خب. یه چیزی
یه چیزی هست که.... وقتی من شروع کردم به کار کردن تو این زندان
به شما نگفتم... چند نفر بودن که
یه چیزایی راجبشون کاملا شفاف نبوده
مربوط میشه به گذشته من
باید اونارو میگفتم ولی نگفتم.
و اونا باعث شده که این وضعیت پیش بیاد
وضعیت؟ - بله
کدوم وضعیت؟
میشه گفت...
من انگار یخ زده ام
مشکلی داری؟
بله
ما نمیتونیم اطلاعاتی به غیر از اطلاعات کیفری رو بررسی کنیم
و این خیلی واضحه. پس منظورت ازین حرفا چیه؟
راجب یه زندانیه؟
نه - پس راجب یه زندانی نیست؟
نه راجب یه همکاره تو بخش من
خب راجبش با رئیس بخش خودت صحبت کردی؟
نمیخوام اینکارو کنم
نمیخوام همه چی رو خراب تر ازین کنم
من درست متوجه نمیشم که چرا اومدی راجبش با من حرف بزنی
اگه یه مشکل شخصیه.... - من میخوام منتقل شم
منتقل شی؟ - بله
به یه بخش دیگه
همین؟ - بله
توی همه بخش ها جاهای خالی وجود داره پس...
من میخوام برم به بخش 0. - ببخشید؟
من میخوام از بخش مرکزی برم بخش صفر
مطمئنی؟ - بله
اوکی. بزار ببینم چی میشه
صبح بخیر
اوا
...هانسن. من باید شروع
اون میخواست بشاشه به سر تا پاش برا همین مجبور شدم بزنمش
صبح بخیر - صبح بخیر
کجا بودیم؟ آره. میخواست برینه رو صورتش
ما باید یه راه حل پیدا کنیم
ایوا - بله
من رامی ام. مدیر بخش- روز بخیر
خوش اومدی- ممنونم
تو از لانسی 5 اومدی؟ - آره
بخش زندونیای ضعیف!
من اونجوری صداشون نمیکنم
ولی خوبه که چیزای جدید و امتحان کنی
میتونی با برداشتن اونا شروع کنی
حله
و اینکه ما اینجا کراوات نمیزنیم
جلسه صبحگاهی. صدای موزیک و قطع کن
سیزده. غذا
صبح بخیر
پونزده. غذا
صبح بخیر
هفده. غذا
هفده. یالا
سریع
نوزده. غذا
آروم باش
برش گردونید. حالا
آروم باش. آروم باش
تف میکنه. اوا بالش رو بیار
سرشو بچرخون
آروم. عجله نکن
پنج دیقه تا اتمام هواخوری
چه غلطی داری میکنی؟
ها؟ چرا می خواستی بری تو سلول 17؟
خودت خوب میدونی که ما نمیتونیم تنها بریم سراغ یه زندانی
آره ولی... - ولی چی؟
چی؟
من یه صدایی از سلولش شنیدم
میخواستم مطمئن شم همه چی مرتبه
تا حالا این پرونده ها رو خوندی؟ ها؟
نه
واضحه
میکل جان ایورسن. 25 ساله
در حال گذراندن سال پنجم حبس شانزده ساله اش
پنج سال قبل ازینم تو زندان بوده
شیش ماه حبس رو تو هورسرود گذرونده
بخاطر دعوا با یه زندانی دیگه
نیازی نیست که بخونی- این یکی و میخونم
یه زندانیه دیگه هم سن خودش. سیمون هنسن. 19 ساله
با هم دعواشون میشه
وقتی دارم حرف میزنم منو نگاه کن
منو ببین
اونا با هم درگیر شدن
ولی چیزی که زندانی 17 رو از یه زندانی معمولی جدا میکنه
اینه که اون به چند تا مشت ساده راضی نشد
نه. رفت به آشپرخونه عمومی
و چاقو رو از کابلش باز کرد. کابل امنیتی
چاقو رو برداشت و رفت به سلول اون پسره
و پسرو با چاقو زد
بارها و بارها
تو قفسه سینش
تو صورتش
پایین گلوش
کشتش
اون مرد بخاطر قتل عمد به 16 سال حبس محکوم شد
اون خطرناکه
غیرقابل پیش بینیه
مث همه کسایی که اینجان
اونا برای توانبخشی مناسب نیستن. هیچکدومشون
و تو شاید برای اینجا مناسب نباشی
مناسبی؟
امیدوارم سفر خوبی به خونه داشته باشی
متاسفم
میکل عزیزم
تولدت مبارک. میبوسمت
بعدی
آروم- خفه شو
سه تا سیگار
بفرمایید
بعدی
پنج
پنج تا سیگار- حله
تو شماره هفدهی درسته؟ - آره
متاسفم
منظورت چیه؟
تو سیگاری نداری
دارم. شماره 17. یه کیف قرمزه. دوباره چک کن
چیزی اینجا نیست
بزار بیام تو - نمیتونم
مادرجنده اون سیگارارو بده به من
یالا. بده اون سیگارارو
یه کلمه دیگه حرف بزنی میری انفرادی
خفه شو مرتیکه کصکش
انفرادی میخوای نه؟ راه بیفت
آروم باش. آروم باش
خفه شو. برو تو
بعدی
سه تا- اوکی
بفرمایید
بله؟
شماره هفدهم. باید برم دستشویی
سلام
سلام
دوباره تو. لعنت بهت
شماره هفده. غذا
برو تو گوه. مادرجنده
روانی- بو بکش مادرجنده
داوس
بو بکش این گهو
لعنت بهت
ببرش تو. ببرش
دستبند
دستبند و بزن
ببرش بالا. - ولم کن
ولم کن
شروع کن. شروع کن
ایوا قهوه. - مرسی
من فهمیدم اندازه دو نفر غذا میخوری - اندازه دونفرم کار میکنم
قهوه ام داره تموم میشه
سلام جن - صبح بخیر
صبح بخیر
سرحالی؟ - نه
نگاهت سرحاله- مودت خوبه
چرا؟ - میتونم باهات کار کنم
لیست مهمان ها
رامی. رامی. چیه؟
جمعه برا شماره 17 مهمون میاد.
باشه
کی میاد؟
نمیدونم
مادرش احتمالا.
مادرش؟
آره. چرا میپرسی؟
اون اجازه نداره که مهمون براش بیاد
آره
چرا نداره؟ بخاطر اینکه یه سطل گه سمتت پرت کرده؟
اون بخاطر اینکارش یه هفته تو انفرادی بود
یه دوش درست حسابی هم گرفت. اگه من درست شنیده باشم
برای اینکه نتونه مهمون براش بیاد به کارای بیشتری نیازه. خودت میدونی
چیز دیگه ای نبود؟
نگهبان حیاط
چی شده؟
گزارش معامله
برید عقب. برید عقب
سریع. اینجارو ترک کنید
خفه شو. ازش فاصله بگیر
خفه شو
وایسا روبروی دیوار و تو هم دهنتو ببند
دستاتو ببر کنار. کامل
دستاتو بچرخون. دهن باز. زبون بیرون
مرسی. دستارو سر. بچرخ
بچرخ. یه پاتو ببر بالا
حالا اون یکی. مرسی
باسنت رو باز کن. بشین رو زانوهات
سرفه کن
خوبه . بلند شو
وایسا اینجا
چیزی پیدا کردی؟
نه. تو چی؟
هیچی
من دیدمش.
تو هیچی ندیدی
خفه شو وایسا سر جات
تو مرکز مشکل داریم. همه اینجا
لباس زیرتو بپوش
سریع- برو من حواسم بهش هست
اگه مشکلی پیش اومد بهم خبر بده.
همه به سمت حیاط
هی وایسا. من بهت گفتم میتونی بری؟
برگرد سرجات. برگرد سرجات
برگرد
دستا پشت گردن
دستا پشت گردن. دهن باز.
قورتش دادی؟
پرسیدم قورتش دادی؟
چیزی که تو حیاط گرفتی رو قورت دادی؟
نمیدونم راجب چی حرف میزنی - خب
هنوز وایسا
بیا
بگیرش. بگیرش
پرش کن
من یه مرد میخوام اینجا
انجامش بده. الو.. من یه نمونه ادرار می خوام
من هیچ کاری نکردم.
پس چرا تو زندانی؟
انجامش میدی وگرنه آژیر و میزنم
معنیش اینه که یه هفته دیگه تو انفرادی ای
و نمیتونی مادرتو ببینی
یرگرد سر جات
خیلی سادس. تا وقتی نشاشی ازینجا نمیری
الان یادم افتاد...
باغ و یادته؟
اگه چیزی میدونی به منم بگو
شرق 4. غرب 3
جنوب 4. مرکز 5
رئیس بخش خودمونو پیدا می کنیم و تو جناح شمالی موضع می گیریم
در آخر، مدیریت تصمیم گرفته
تعداد بازرسی ها افزایش پیدا کنه
فردا ساعت 15 داخل زندان رو بازرسی می کنیم
ما بطور ویژه دنبال اسلحه و مواد می گردیم
سگ مواد یاب هم داریم. بقیه اطلاعاتو رئیس واحدتون بهتون میده
کجا میری؟
انبار.
دستکش میخوام
عجله کن. گروه رسیده به حیاط.
حرومزاده نشونش بده وایسا سر جات
یالا حرومزاده خفه شو
مستقر شید. آماده باش
موتن، ایوا. 16 رفتم داخل
یالا- حله
آماده اس؟ - بله قربان
خوبه. سگ. سلول 17
مارک سلول 17. ممنون. آماده باش
شماره 17 بازرسی. درو باز کن
آماده اید؟ - آره باز کن
چاقو مال من نیست. مال من نیست
یکی اینو گذاشته اینجا
ما یه زندانی داریم که تو بیمارستان بستریه
بیهوشه. دماغ و جمجمه اش شکسته
دقیقا چه اتفاقی تو اون سلول افتاد؟
... من وارد سلول شدم
و اون کاری که باید میکرد رو انجام داد
یه زندانی مسلح، متجاوز و غیرقابل پیش بینی اون داخل بود
که محکوم به قتل عمده
تو یه دستش چاقو داشت
و تو دست دیگه اش مقدار زیادی آمفتامین
بنظر می رسید که مستم باشه
بخاطر همین اوا رفت داخل سلول. اون از خودش و همکاراش دفاع کرد
اون فقط کارشو انجام داد - کار؟
از کی تا حالا کار شما ضرب و شتم و بیهوش کردن زندانیاست؟
به اندازه کافی صحبت کردید
ما فقط به خاطر دستور بازرسی احمقانه شما الان اینجا نشستیم
آروم باش
این یه مسئله جدیه
درسته؟ - بله
ما مجبوریم که سوال بپرسیم- و ما هم مودبانه جواب دادیم
پس میشه فرض کرد که بررسی مشکل به پایان رسیده؟
آره، مگر اینکه
مگر اینکه زندانی تصمیم بگیره به پلیس گزارش بده
شما محکوم میشید به جرم استفاده غیرقانونی از زور و خشونت
و مجازاتش میتونه زندان باشه
زندان؟
بله
اون به پلیس اطلاع نمیده. مشکلی بوجود نمیاد
سلام
حالت چطوره؟
چی میخوای؟
... من فقط اومدم که بگم
من فقط اومدم که بگم یه کم هوای تازه نمیخوای؟
من میخوام بابت اتفاقی که تو بازرسی افتاد ازت عذرخواهی کنم
از کوره در رفتم
دارم برمیگردم به بخش قبلی خودم
مرکز 0 جای درستی برای من نیست
و دیگه امکانش نبود که ببینمت
اون وکیله اومد به ملاقاتم
فکر کنم باید بمونی
چی؟
میتونی هر روز بیای به انفرادی و منو بیاری اینجا؟
آره
من اسکجولد قرمز میکشم نه سیگار دیگه ای- اسکجولد قرمز
برات میارم
بیا
کجا بودی؟ - نامه میدادم
نیم ساعت؟ - بله
شماره 14 وقتی نبودی به یکی حمله کرد. بهش رسیدگی میکنی؟
آره حتما
چرا تو همیشه روشن میکنی؟ بزار سیگارمو خودم روشن کنم
تو میخوای؟ - نه مرسی
چرا؟
خوشم نمیاد
یه نخ بردار
بردار
میتونم فندک داشته باشم؟
فندک و بده به من
شماره 17 فندکو بده به من
میکل
اسم من میکله
اوکی میکل. فندکو بده به من میکل
اسمت چیه؟
من؟
اسمم ایواست
تو باشگاه یوگا میری
دوست دارم امتحانش کنم
من دیگه باشگاه نمیرم
من دوست دارم مدرسه زندان هم برم.
چی؟
میخوام برم مدرسه
میتونی بهم یه جا بدی؟
نمیدونم. خیلی سخته
یوسف شماره 13 تو مدرسهس
اون یه مجوز ویژه داره
به منم یکی بده
تو بخاطر داشتن مواد و سلاح به انفرادی محکوم شدی
و این تقصیر کیه؟
منظورت چیه؟
خودت چی فکر میکنی؟
یا بهم یه جا تو کارگاه میدی یا گزارشتو میدم.
فهمیدی؟
به دخمهات خوش اومدی
خب ما میدونیم که x نصف y
و y با 20 برابره. پس x چنده؟
مارکو - 10
میخوای نشونمون بدی چطوری؟
چشماتو ببند
به آرومی نفس عمیق بکش
اجازه بده نفس کشیدن ذهنتو آروم کنه
و بدنت رو
و قلبت رو
تو هم انجام بده- حالا نگاهت رو بچرخون
و ببین اگه کینه ای داری...- چشماتو ببند
ببندشون. - با مهربونی و شفقت امتحانش کن
چشماتو ببند
ببین آیا میتونی تشخیصش بدی؟
میتونه یه احساس باشه...
احساس
یا یه خاطره
لحظه ای روش مکث کن
و بزار بره
ایوا
فین- ببخشید
تو از لانسی 5 اومده بودی؟
چی؟
بخش قدیمی تو لنسی 5 ؟
تو لانسی 5 کد 13 داریم
خودکشی
صبح بخیر
با خودنت زندانی آوردی؟ - نه
فقط اومدم که... - شب خشن؟
آره
همین الان رسیدم
قهوه؟
چی؟ - قهوه میخوری؟
من اونجا نبودم
طبیعیه. ما نمیتونیم تو یه لحظه چند جا باشیم
آره، ولی من باید اونجا میبودم
من اونجا نبودم
من هیچوقت پیشش نبودم
اون منو نیاز داشت و من اونجا نبودم
انقدر به خودت سخت نگیر
ما بهترین خودمونو انجام میدیم
این جزوی از کار ماست
اینطور نیست؟
پسر من هم تو زندان بود
پسرت؟ - آره
سیمون
من نمیتونستم
از وقتی خیلی کوچیک بود من نمیتونستم پیشش باشم
نمیدونم...
چه کار اشتباهی انجام داد ولی...
اون هر روز عجیب و غریب تر می شد.
بزرگتر. قوی تر.
خب
و یه روز
دستگیرش کردن
بخاطر تعرض و حمله شدید به یه نفر
و محکوم شد
رفت رندان
و منم راحت شدم
من فقط راحت نشدم. خوشحال شدم
که از شرش خلاص شدم
دیگه نیازی نبود مواظبش باشم
تو زندان بود
و هیچ وقت نمیدیدمش
الان چی؟
الان چیکار میکنه؟
میبینیش؟
اون...
نمیدونم. ارتباطمونو از دست دادیم
بله؟
ایوا؟
سلام. ایوا اونجایی؟
اینجام. چی میخوای؟
من با این سرو صدا نمیتونم بخوابم میشنوی؟
نه
چه کاری از دستم برمیاد؟
حشیش
چی؟ - حشیش
برام بیار. میخوام بکشم
میکل
میکل؟ - چیه؟
همین الان تمومش میکنیم
من هنوز یه ساعت دیگه وقت دارم
نه، ما همین الان همه اینارو تموم میکنیم. تمومه
میخوام برگردم به بخش خودم
و همه اینا تموم میشه
حله
منم گزارشتو میدم
من میتونم ببرمت بیرون
چی؟
برای یه دیدار
ولی باید به توافق برسیم
بیرون اینجا؟
آره. فکر نمیکنی مادرت از دیدنت خوشحال میشه؟
درخواست بازدید شماره 9 رد میشه تا وقتی آزمایشش منفی شه
من در خواست 5 ، 11 و 20 رو ارسال میکنم
خوبه. ازشون محافظت میکنی
خب حالا میرسیم به مجوز های خروج - مجوز خروح؟
بله. طبق درخواست بخش 35 برای زندانی شماره 17. میکل ایورسن
تو در خواست دادی؟ - بله
این چیه؟
کنسلش کن.
چجوری ارزشیابیش کردی؟
طبق برآورد من اون رشد خیلی زیادی کرده
اون اصلا شبیه اولین باری که دیدمش نیست
اون داره تلاشم میکنه با کتاب خوندن پیشرفت کنه
با تمرکز بالایی درس میخونه، هیچ نشونه ای از خشونت تو رفتارش نیست
این دیوونگیه که اجازه بدیم یه مردی مثل اون بره بیرون توی جامعه
البته. ولی اینجا ما کسی رو رها نمیکنیم توی جامعه
اون فقط قراره یه ملاقات در حضور نگهبان ها با مادرش داشته باشه
و یه پیاده روی کوتاه توی جایی بغیر از زندان
بهر حال، این نیاز داره به اینکه...
این براش خیلی خوبه که بتونه بیرون زندان مادرشو ببینه
من درخواست رو ارسال میکنم. یه ملاقات شیش ساعته با حضور نگهبان ها
و 2 افسر پلیس
خوبه. بعدی. 14. درخواست سم زدایی
اون برای منه؟ - آره
مرسی عزیزم
خیلی زیباست
میخوای بشینی؟- کاناپه کجاست؟
کاناپه؟ - آره
خیلی وقت پیش انداختمش دور. پوسیده شده بود
برو بشین.
میتونم برم بالای راه پله؟ - آره حتما
مرسی
بیا تو
نه مرسی همینجا میمونم
بیا
مزاحم نمیشم
نیستی. من میخوام که
تو نزدیک تر باشی به ما
واقعا؟
ممنونم
چه گل زیبایی
همین چند دیقه پیش اینو گفتی
آره
من میرم مدرسه زندان
مدرسه؟ واقعا؟
آره
خیلی عالیه
چی میخونی؟
ریاضی و زبان مادری
خوبه
همینطور... اعداد رو یاد میگیرم
یوگا رو هم شروع کردم
یوگا؟
آره. مث یه...
مث تراپی میمونه
عالیه
تو واقعا داری تلاش میکنی
دوست داری بیشتر درس بخونی؟
ینی چی؟ - منظورم بعد از اونه
بعد از چی؟
بعد از...
وقتی از زندان آزاد شدی
شاید تا حالا راجبش فکر نکردی. اوکیه
هدف مگه همین نیست؟
ببخشید چی؟
مگه هدف ازینکارا این نیست که آموزش ببینن و زودتر به جامعه برگردن؟
قطعا همینه
این عالیه که شما این فرصت ها رو پیش پاش گذاشتین
بله
من بهت افتخار میکنم
ایوا کمکم کرد. درسته
چه دوستانه
مطمئن نیستم
معلومه که دوستانه بوده
اون منو کتکم زد
چی؟
اون منو کتک زد
افتادم بیمارستان
غیر اینه؟
چی؟
نه. این... ما مجبور شدیم.. اون...
چته؟
میکل چته؟
شوخی کردم
این شوخی نبود
معذرت میخوام ...
هیچی نگو
تمومش کن
ساکت!
اون الان سر کارشه
وظیفه اش این نیست که کیک بخوره یا حرف بزنه. وظیفش اینه که خفه شه
کجا میری؟
بالا
تو اینجایی که منو ببینی نه اتاقتو
بشین
همه چی اوکیه میکل
حالا یه تیکه از کیکی برات پختم و بخور
و مث یه آدم عادی رفتار کن
میتونی؟ میتونی؟
بسه . بسه
ساعت 3 شده
ساعت 3
میکل
باید بریم
امیدوارم دفعه بعدی بهتر باشه
منظورت چیه
دیدار بعدی. میخوام زمان بیشتری بیرون باشم
و آخر هفته هم باشه
باید براش التماس کنی
نه
تو باید التماس کنی
میکل، ما روی یه دیدار...
توافق کردیم
یه دیدار. حالا همه چی تمومه
من میخوام برگردم به بخش قبلیم. - منم باهات میام
تو منو با خودت میبری
بهم تو بخش قبلیت یه جا میدی
میفهمی؟
میشنوی دارم بهت چی میگم؟
میفهمی؟ تو انجامش میدی....
من مادر سیمونم
چی؟
من مادر سیمونم
بسه! بسه!
وایسا!
ایوا
ایوا . من دارم میشنوم
پیداش کردم
ما رسیدیم
حله
دارن میان
بیا اینجا تا دستبندتو باز کنم.
گور پدرت
اومدم اینجا که دستبندتو باز کنم.
گور پدرت
گمشو برو
بیا دستبندتو بده بازش کنم.
بیا سرشو بگیر. حرومزاده
کص ننه ات. کص ننه ات
اوکی بریم
بیا سرشو بگیر بیا
حالت خوبه؟
آره
مطمئنی؟
گفتن قراره برگردی به لانسی 5
همه رو نمیشه نجات داد
کاریش نمیشه کرد
مراقب خودت باش
GeraSubtitle
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.