Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co
"واراناسی" "11 سال پیش" Bollywood1.co
تجربه ی شیرین سینمای هند در وبسایت بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
چی شده جناب عابد؟
پسرت رو که وارد اینکار کردی فال منم ببین شاید به درد اینکار بخورم
شغل آبا و اجدادیه!
این نکنه کی بکنه؟
مراسم ازدواج هم برگزار میکنی؟
مراسم ترحیمم انجام میدم
آب بده!
چرا زل زدی به من؟
-جناب عابد افتاد تو آب -زود بیاریدش بیرون!
بیاریدش بیرون!
*اهریمن* قسمت اول فصل یک
"زمان حال"
بین مرگ و جسد تفاوت هست!
مرگ میتونه حرف بزنه...
میدونم دارید به چی فکر میکنید...
اما این بازی با کلمات نیست
مرگ مجموعه ای از داستانهاست که منتظره کسی اونو بشنوه...
هرچی بیشتر گوش بدید....
بیشتر هم صحبت میکنن!
و خیلی زود بهتون میگن...
که چطوری مرگ اتفاق افتاده!
-ببخشید پروفسور نایر! -بله؟
شما قبلا برای پزشکی قانونی کار میکردید...
چرا ترکش کردید و شروع به تدریس کردید؟
مهم نیست
الان بحث زندگی من نیست!
تمام چیزی که دارم میگم اینه که مرگ حرف میزنه...
و این زبان چیزیه که بهش میگیم علم پزشکی قانونی!
بهش میگن علم اما...
این یه تعادل بین علم و وجدانه
تعادلی که لازمه پیدا بشه!
مترجم : سپیده ویرایش نهایی : یاسین
نه
بجنب رفیق
مسئله کار دوستته خیلی فشار رومه
با این سن و سال یه عالمه جنازه دیدم دیگه بسمه
واقعا؟
پس الان توی کلاس داشتی آلبوم خانوادگیت رو نشون میدادی؟
-همین کارو فقط بلدم، چیکار کنم؟ -باشه
نظرت راجع به یه بطری نوشیدنی چیه؟
الان باید گول بخورم؟
اگر یه هندی به یه هندی کمک نکنه کی کمکش میکنه؟
یه آمریکایی اونا هم همینقدر حقوق میگیرن
دکتر ناتالی کارش خیلی خوبه
خب کارش دقیقا توی چی خیلی خوبه؟
تا حالا دوبار طلاق گرفتی... مراقب باش
ویلیام ائر پنجاه و چهار ساله
متاهل یعنی بوده
-این آخرین باره، باشه؟ -باشه
وقتی زنش میاد توی اتاق همینطوری پیداش میکنه
-سندرم افت فشار خون -آره
کلسترولش هم یه مقدار بالاست
ما مظنون به حمله قلبی بودیم اما زنش قبول نمیکنه
خب پس حداقل میشه گفت زنش اونو نکشه
ببین توی یه حمله قلبی طبیعی...
قلب با سیرکوله کردن خون شروع به مقابله میکنه...
به بافت این قسمت نگاه کن خون کمی توی این قسمت دیده میشه
هوم یعنی چی؟
یعنی قلبش ناگهانی متوقف شده
عجیبه چون توی کالبدشکافیش گاز کربن دی اکسید وجود داره
-رژیم غذاییش چطور بوده؟ -گیاهخوار بوده
-گزارش سمیت چطور؟ -در حال انجامه ولی...
انگار اثری از سم وجود نداره
قتله
خب اما.. چطوری؟
سابقه غذایی رو چک کنید شرط میبندم که یه ربطی داره
این یه سم غذایی مربوط آمریکای جنوبیه
غذایی که شبیه سیب زمینی شیرینه
ببین کی به آشپزخونش دسترسی داشته آشپز، پیک غذا، هرکی
اگر کسی اهل آمریکای لاتین باشه همونیه که دنبالشید
-آمریکای لاتین؟ -همون آمریکای جنوبی
-تو نابغه ای -یه چیز دیگه...
من یه نوشیدن ساده نمیخوام
یه همبرگر هم کنارش میخوام
واست میگیرم رفیق ممنون
"دهلی نو"
سلام
امشب دیر اومدی
آجن اومده بود کمک میخواست
امیدوارم راجع به مسائل عشق و زندگی نبوده باشه...
-چون تو واقعا توی این مورد افتضاحی -واقعا؟
غذا تو آشپزخونست
گرسنه نیستم
باشه
بیا
حالا بگو روزت چطور بود؟
خوب بود
مال تو چی؟ ریا خوابیده؟
آره ریا خوابیده منم روز خوبی داشتم
تکالیف ریا رو انجام دادیم...
کیفش رو مرتب کردم...
ظرفا رو شستم لباسا رو هم شستم...
حالا میشه یه ذره حرفای عاشقانه بزنیم؟
عاشقتم
منم عاشقتم
خب امروز چیکارا کردی؟
من چیکار میکنم؟
همون تدریس همیشگی همون سوالای احمقانه همیشگی
همون زندگی کسل کننده هر روزه
نیکل...
چرا همیشه انقدر راجع به کارت غر میزنی؟
این انتخاب خودت بوده
خودت انتخابش کردی ازش لذت ببر
کسی مجبورم نکرد؟
فراموشش کن
از بحث کردن راجع به این موضوع خسته شدم
میدونی چیه؟ منم خسته شدم
هنوزم منو مقصر میدونی؟
ننا حقیقت اینه که...
من این زندگی رو به خاطر خودم انتخاب نکردم
تدریس راجع به مسائل تکراری انتخاب من نبوده
من هر روز زندگیم رو دارم به خاطر یه نفر دیگه زندگی میکنم
-تو میدونی که انتخاب من... -اجساده
این چیزی که دلت براش تنگ شده
مگه نه؟
تو دوست داری که دور و اطراف جنازه ها باشی
اول سی بی آی، بعد اف بی آی کاری رو که دوست داری انجام بده
حتی اگر باید با خانوادت بهاش رو بدی
این خیلی پیچیدست تو متوجه نمیشی
میدونی نیکل زمانی پیچیده بود که ریا فقط 6 ماهش بود...
و تو ده روز تمام خونه نبودی
و من تنها هم از ریا مراقبت میکردم هم به کارم میرسیدم
آره برای همین بیخیال همه چیز شدم
نیکل تو فقط جسمت اینجاست
فقط حضور فیزیکی داره
-زیادی واکنش نشون میدی -روحت اصلا اینجا نیست
-زیادی داری واکنش نشون میدی ننا -حداقل دارم واکنش نشون میدم
تو چی؟
به خودت نگاه کن...
من خوشحالم که مثل تو خشک و بی روح زندگی نمیکنم
من نمیتونم درس یه چیز دیگه رو بخونم و یه کار دیگه بکنم، دارم دیوونه میشم
نیکل... مشکلت چیه؟
ریا تو اون یکی اتاق خوابیده
حداقل...
عزیزم...
هنوز نخوابیدی؟ چی شده؟
گوگو خوابش نمیبره
اوووه گوگو خوابش نمیبره؟
اشکال نداره مامان و بابا...
بریم
مامان تو و گوگو رو میخوابونه
اشکال نداره...
جفتتون زود خوابتون میبره
اما امروز گوگو چرا اینطوری رفتار میکنه؟
چون عزیزم...
چون عزیزم وقتی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن...
و انتظارات زیادی از هم دارن...
بعضی وقتا بینشون دعوا میشه
اما مامان گوگو چرا مثل آدمای بد رفتار میکنه؟
ریا چون...
آدم خوب و بد وجود نداره...
فقط روزای خوب و بد وجود داره
و وقتی دو نفر همدیگه رو خیلی دوست دارن...
باید به هم دیگه بگن...
که امروز روز بدی داشتن
خب پس شاید گوگو هم روز خیلی بدی داشته...
اما اون بهت گفته بود
این یعنی گوگو خیلی دوستت داره
خیلی خیلی زیاد
مختصات منطقه رو بفرست
تیم پزشکی قانونی رو خبر کن
قضیه این ماسک چیه؟
تیم پزشکی قانونی رو بفرستید مختصات رو براتون میفرستم
ریا
چیزی نیست چیزی نیست ریا
درست بیارش پایین نباید آسیب ببینه
مراقب باشید
آروم...آروم با احتیاط
خدایا
توی این سالی که دارم کار میکنم...
دیدن همین یکی مونده بود
منم تا حالا همچین چیزی ندیدم
هنوز بچه ای
خیلی چیزا قراره ببینی
برو سر کارت
لعنتی
نظرت چیه؟ چند سالشه؟
جناب
این منطقه تحت حفاظت به پلیس دهلیه
پرونده هم مالی پلیس دهلیه
و من...
نماینده پلیس دهلی ام که جلوی شما وایستادم
پلیس دهلی انقدر حرص نخور
-معنی منطقه حفاظتی رو میفهمی؟ -آره
اون آقایی که اونجا وایستاده...
کت و شلوار پوشیده اون معنی منطقه حفاظتی رو برات میگه
-اون رئیسه؟ -اره همه کسایی که کت وشلوار میپوشن رئیسن
الان میرم باهاش حرف میزنم
باشه
-بعدا باهات راجع بهش حرف میزنم -ببخشید
بعدا بهت زنگ میزنم
بله؟
تمام این منطقه جزو مناطق تحت نظر پلیس دهلیه
و تیم شما داره توی تحقیقات ما دخالت میکنه
دخالت نمیکنن
دارن پرونده رو ازتون میگیرن
اما اینکار اشتباهه
قانون تعیین محدوده عملیات946 بخش 3
در اطراف اراضی دولتی... یعنی جایی که ما هستیم...
هر جرمی که اتفاق بیوفته...
سی بی آی میتونه مستقیما وارد عمل بشه
وزارت خونه برگه هاش رو براتون میفرسته
باشه شما تحقیقات رو انجام بده
حالا که انقدر راه اومدی...
ترتیب چایی رو بده
پروژه جبر و اختیار قسمت 21
فساد مذهبی
در قرن 15 یک فیلسوف بر خلاف مذهب صحبت کرد...
که منجر به مرگش شد
من خدا هستم
منصور حلاج با گفتن این جمله سرش رو از دست داد
و بعد از جدا شدن سرش خونیکه از بدنش جاری شده بود...
اسم خدایی که وجود خارجی نداشت رو رو زمین حک کرد
افراد زیادی به اسم دین و مذهب...
سرهای مردم رو از تنشون جدا کردن
صدای مردم رو در گلوشون خفه کردن و به زور به اونها حکومت کردن
در 2 هزار سال گذشته همین اتفاق افتاده و امروزه هم همین اتفاق در حال وقوعه
دین که باید در جامعه آرامش و سکون رو به ارمغان بیاره...
به جز خشم و خشونت و مرگ چیز دیگه ای به همراه نداشته
سلام نصرت
قربان عصر به خیر
الان عصر نیست و هیچ چیز خیری راجع بهش وجود نداره
جسد شناسایی شده؟
-زمان میبره قربان -چقدر؟
گفتنش سخته
-کَمّی؟ - گفتنش خیلی سخته، صورت کاملا از بین رفته
-در واقع چیزی ازش نمونده -یه عدد به من بده
حداقل 48 ساعت
خیلی زیاده از تمام ظرفیت استفاده کن
-قبلا اینکارو کردم -راجع به خوابت دارم میگم
سی و شش ساعت ولی خیلی سخته
-کالبد شکافی رو کی انجام داده؟ -سگا
خنده دار نیست
داریم راجع به یه انسان حرف میزنیم
یه بی گناه که مرده
متاسفم قربان اما حقیقت داره
سگا جسد رو کاملا از بین بردن
در واقع آقای شاشانک هم میخوان که شما این کالبد شکافی رو نظارت کنید
ده دقیقه بهم وقت بده
-ننا -حتی سعی ام نکن نیکل
باید حرف بزنیم
باشه
بیا حرف بزنیم
عکسی که با دیدنش من تمام شب نتونستم بخوابم...
بچه من چرا باید بهش نگاه کنه؟
بذار توضیح بدم
چند روزه که به گوشی من مختصات مختلف میاد
مکان های مختلف توی هند
و اونا توی هر مکانی یه جنازه پیدا میکنن
-چی؟ -آره
کسی نمیدونه که اینا کار کیه دیشب برای سومین بار این اتفاق افتاد
سومین بار نیکل؟
همچین مختصاتی برای سومین بار برات اومده و تازه داری به من میگی
آره داشتم سعی میکردم نادیدش بگیرم تا تاثیری روی ما نذاره
اما مردم اونجا دارن میمیرن
من نمیفهمم که تو چرا درگیر این ماجرا شدی؟
این کار سی بی آی ئه بذار اونا انجامش بدن
منم دقیقا دارم همین کار رو میکنم
همه اطلاعات رو میفرستم برای سی بی آی
واسه کی توی سی بی آی میفرستی؟
نصرت سعید؟
نه ننا
لولارک دوبی
من هیچ رابطه ای با نصرت ندارم
میدونم...
متاسفم
ننا دوست ندارم مدام باهات جر و بحث کنم
سی بی آی به من پیشنهاد یه کار داده
-یه مقام با رتبه بالا -قرار نیست قبول کنی، درسته؟
ننا من نقشه این چیزا رو نکشیدم همه این اتفاقا داره برای من پیش میاد
توی هند داره قتل انجام میشه و مختصاتش فقط برای من میاد، فقط من
من.. من فقط...
من نمیخوام
نیکل
تو از سی بی آی فرار کردی و اومدی اینجا
اگر دوباره برگردی اونجا باید با اون دانانجای راجپوت سر و کله بزنی، درسته؟
-میدونم -خودت گفتی که این مثل...
افتادن توی یه گودال تاریکه
و میخوای که دوباره پا توی اون گودال تاریک بذاری؟
اصلا متوجه نیستی که این مثل خودکشی میمونه؟
هوم؟
مامانت چطوره؟
خوبه
این روزا یه ذره گیره
میخواد ازدواج منو راه بندازه
خب ازدواج کن
-باید یه پسری پیدا بشه قربان -آره
هرچند چیز زیادی رو از دست نمیدی
اینو کسی میگه که تاحالا دو بار ازدواج کرده
اوه
در قسمت روشن حدود 8000 تا تار مو
اوکی
سوم مارچ 2018
با توجه به اخذ مجوز ویژه از واحد تحقیقات کالبدشکافی در شب در حال انجامه
در طی روند کالبد شکافی هشت هزار تار مو تخمین زده شد
کالبد شکافی توسط دکتر دانانجای راجپوت انجام میشه
در حضور مسئول علمی ارشد نصرت سعید
و عکاس کالبد شکافی ساندیو سینگ
قربانی خانم...
محدوده سنی بین 30 تا 40 سال
شکستگی جمجمه
علت مرگ... میتونه صدمه به سر باشه
در پای چپ یکی از انگشتا آسیب دیده
در دست چپ دو انگشت آسیب دیده...
و در دست راست انگشت اشاره وجود نداره
هی اشعه ایکس رو بیار
به این نگاه کن
زائده ها و ترک های دست چپ کاملا مشخصه
-اینا عادیه -آره
-سگا این کارو کردن -درسته
اما انگشت اشاره دست راست...
انگار با یه شیء تیز بریده شده
خیلی تمیزه
انگشت اشاره... شیء تیز
من الان... شما ادامه بدید
همتون باید اینو ببینید
به انگشت اشاره دقت کنید
با یک شی تیز قطع شده
و این تصویر اشعه ایکس جنازه ایه که هفت ماه پیش پیدا کردیم
خلبان کشته شده
این نقاشه
مجددا انگشت اشاره با یک شی تیز بریده شده
و این جنازه ایه که امروز پیدا کردیم
همون شرایط انگشت اشاره
الگو رو میبینید؟
قربان به نظر میاد این پرونده یه قاتل سریالیه
همشون کار یه نفره
-آره اما این فرق میکنه -درسته قربان این مورد متفاوته
این تنها پرونده ایه که صورت و بدن از بین رفته
و این ماسک قبلا کنار هیچ جنازه ای دیده نشده
به نظر میاد داره بازیش رو تغییر میده
میخواد یه چیزی بهمون بگه
قربان
گزارش آنالیز شیمیایی رنگ و بررسی نوع ماشین اومده
و؟
ماشین مدل هوندا از مدل مارون
اما قربان هزاران ماشین مدل هندا مارون وجود داره
اما اونایی که چراغ جلوشون شکسته زیاد نیستن
باشه قربان
نصرت...
-بازسازی چهره تموم شد؟ -الان بررسی میکنم قربان
جرم بی نقص
ما همیشه بعد از وقوع جرم به محل جرم میرسیم...
که دلایلش مشخصه
بعضی از مجرما شلخته ان
به خاطر همین کار ما راحت میشه
خوبه
بعدش...
هر از چند گاهی...
یه پرونده ای پیش میاد که ما رو گیج و گمراه میکنه
هیچ مدرکی نیست هیچ شاهدی نیست
به این میگن جرم بی نقص
همیشه این پرونده ها...
-بله؟ -ببخشید وسط حرفتون استاد...
اما من فکر نمیکنم که چیزی به اسم جرم بی نقص وجود داشته باشه
-این چرته -تو فکر میکنی که...
جرم بی نقصه چرته؟
بله استاد
من یه سناریو برات میچینم...
مقتول پتاسیم لیپید تزریق کرده...
مشخصه که بعدش حمله قلبی رخ میده
بعد از مرگ...
سطح پتاسیم و سدیم برابر میشه
که یعنی...
هیچ ردی باقی نمیمونه به عبارت دیگه...
یه جرم بی نقص یه آدم بر اثر حمله قلبی مرده
چطوری حلش میکنی؟
استاد من به شرایط محل جرم معتقدم
هر تماس کوچیکی هم میتونه ردی به جا بذاره
پس اگر یه مجرم در صحنه جرم بوده یا چیزی اونجا گذاشته یا چیزی کم شده
منظورم اینه که برای جواب سوال شما باید بگم آسیب به بافت
آسیبی که پتاسیم لیپید به بافت میزنه حمله قلبی اون آسیب رو نمیرسونه
این جرم بی نقص نیست
اسمت چیه؟
-نیکل نایر آقا -نیکل نایر
از دیدنت خوشحالم نیکل نایر
قربان این برای شما اومده قربان
عصر بخیر دکتر دانانجای راجپوت
حتی اگر یه چیز خیر توی عصر وجود داشته باشه
اشکال نداره که من انقدر راجع بهت اطلاعات دارم
اما تو هیچ چیز راجع به من نمیدونی
هفت ماهه که دنبال منی اما به چی رسیدی؟
هیچی هیچی
فقط بدیهیات نه هیچ چیز دیگه ای
جستجو هدفی که از انجام کار داشتم، دلیل انتخابم، مشخصاتم و باقی چیزا...
حماقته
زندگی...
فانیه...
دلبستگی به دنیای فانی یه حماقته
و این زندگی برای اهلش مثل یه بازیه...
و مثل حال تو... احمقانست
بی روحه...
ظالم
این عوضی...
فلسفه پیچیده ای داره و خودش این فلسفه رو باور داره
اون تحصیل کرده ام هست
به زبان هندی اصیل صحبت میکنه...
اما لهجش مال اودتار پرداشه
اینو ببر آزمایشگاه یه کپیش رو هم به من بده
چشم قربان
چیزی راجع به هویت قربانی پیدا کردی؟
نصف داده های پایگاه اطلاعاتی بررسی شده، یکم دیگه زمان میبره
قربان با موندن شما اینجا هیچ چیزی تغییر نمیکنه
من اینجام، به محض اینکه چیزی پیدا کردم بهتون خبر میدم
شب بخیر قربان
چه چیز خیری راجع به شب وجود داره؟
ننا میدونم احساس میکنی که تمام این اتفاقاتی که برات افتاده انصاف نیست
شاید حق با تو باشه اینا ناعادلانست
منم نمیدونم این چیزا انصاف هست یا نه...
اما حقیقت اینه که یه قاتل عوضی وجود داره...
که آدمای بیگناه رو میکشه...
و چه جوری من به این قضیه ربط دارم
من شبا خوابم نمیبره ننا
این اتفاق داره برای من میوفته
این داره برای ما اتفاق میوفته
هر اتفاقی که برای تو میوفته نیکل...
روی من و ریا هم به یه اندازه تاثیر میذاره
تو همیشه خودت رو از ما جدا میکنی...
انگار فراموش کردی که ما خانوادتیم
نه ننا
محض رضای خدا گوش کن
ننا من عاشقتم باشه؟
لطفا با من بیا
منم عاشقتم...
واقعا هستم
اما من با کلی زحمت زندگیم رو اینجا ساختم
و حاضر نیستم انقدر راحت ازش بگذرم
تو میخوای بری...
پس برو
هر روز به ریا زنگ بزن
قربان توی بزرگراه پاترل یه هندای قرمز پیدا شده...
همونجایی که جسد رو پیدا کردیم...
-بیست کیلومتر جلوتر -خوبه، دارم میام اونجا
لازم نیست قربان بچه ها رسیدگی میکنن
لولارک دارم میام
و تا زمانی که من نرسیدم اونجا کسی به چیزی دست نزنه
قربان
قربان چیزی نیست
قربان درش قفله
از کجا میدونی؟
بهت گفته بودم که به ماشین دست نزنید
متاسفم قربان
-قفلش رو باز کن -بازش کن
قربان مدلش قدیمیه
باز کردن این ماشین...
هوی
خودم بازش میکنم بیا عقب
بی فایدست
حتی اگر مدرکی هم باشه...
اینطوری از بین رفته
شما که سیگار رو ترک کرده بودین
فقط در مواقع خاص
ماده شیمیایی خود به خود مشتعل شونده
هوشمندانست
حروم زاده داره با ما بازی میکنه
لولارک این بازی سر دراز داره
خیلی دراز
تجربه ی سینمای هند در بالیوود وان Bollywood1.Co
بالیوود وان Bollywood1.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.