Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چیزی هست که باید بگم
این بخشـی از خلقت هست
این خیلی فراتر از من هست
اما بدون من، هیچکس چیزی در موردش نمیدونه
چون وجود نخواهد داشت
هیچکس نمیدونه که لایوش بالاتونی واقعاً کیه
،از کجا اومده، به کجا میره پدر یا پدربزرگش کی بودن
مهمـه، چون ما در اینجا شاهد پایان چیزی هستیم
،با این حال، اگه «پایان»ـی وجود داشته باشه آغاز» هم به همون اندازه مهمـه»
«تاکسیدِرمی» [تاکسیدِرمی یا آکَندهسازی: فن نگهداری درازمدت پیکر جانوران برای نمایش]
موروژگوانی - بله، ستوان -
امروز چه روزیه، موروژگوانی؟
شنبه، ستوان
شنبه دوم
حمام شنبه، ستوان
وظایف یه خدمه تو حمام شنبه چیه، موروژگوانی؟
،من با فروتنی گزارش میدم اون قول داده که تشتک رو درست کنه
یه وان حمام خوبه، تو آشپزخانه
واقعا گرم و آمادهست
در چهار... شش امتیاز
بعدش برای پر کردن با آبی که گرم شده بود
به دمای درست از بیرون ظرف
بر اساس نیاز و شخص
و چی باعث ميشه آب جوش بیاد، موروژگوانی؟
من میگم، آتیش میکنه و باید اون باشه
تو جنوب شرق تو آتش دان افتاده
مستقیم از طرف شرق
بعد؟
بعد از اینکه جنگلها به اندازه درست بریده شدن
اندازه درست؟
بیست، پنج، پنج
سانتیمتر
بعد؟
بعد از اینکه ستوان اعلام کرد
بعد...؟
بعد از اینکه چرخای دوچرخه باد شدن
بعد...؟ - بعد از اینکه توالت باز شده بود -
بعد...؟ - کود بیرون برده شده بود -
بعد...؟ - ...چیزها برده شد تو -
یه جور دیگه، موروژگوانی، یه جور دیگه
آره، یه جور دیگه
بعد...؟
دکمه های ستوان زده شده - بعد...؟ -
تمرین روزانه کامل شده
بعد...؟
بعد خوک غذا خورده
کاملا درسته
خب؟
چه جوری نظم هیچوقت تموم نميشه، موروژگوانی؟
من میگم، هیچ عواقبی نیست
چون اگه نگاه کنه؟
دهن گندهاش بسته میشه - لبش، موروژگوانی -
البته، ستوان
وایسا... وایسا
زیاده، زیاده، زیاده
وایسا! وایسا
فقط یکی دیگه
خوبه، خوبه، زیاده، زیاده
حالا، بیرون
هیچ کار بهتری نداری بکنی؟ بیرون
به چی داری میخندی؟
چیزی که درسته، درسته
شعر راست بود
برای چی، میپرسم کیر یه مرد راست میشه؟
کی میدونه؟
فکر نمیکنی، موروژگوانی؟ - بله، ستوان -
و من ازت میپرسم، موروژگوانی
چیزی بهتر از کُس یه زن وجود داره؟
چون میتونی هر چی دوست داری صداش کنی
کُس هنوزم خواهان داره
مگه نه؟
و اگه اینطوری نیست
به خاطر این نیست که اینطور نباشه
یا به دلیل اینکه زشت باشه
منظورم اینه که
حمام نکرده باشه
یا مثل یه خوک - بله، ستوان -
من کاملاً موافقم
که یه توصیف شعری از یه شراب عاشقانه
زیباتره
یا یه شبنم
...یا شاید یه کُس
شک ندارم
یا در کلمههای آهنگ چطور پیش میره؟
تو اگه یه غنچه رز بودی، یه غنچه رز من یه زنبور میشدم
من بهت میگم
اما اون جوری اونا میگن
وقتی که عشق بازی میکنی يا مهربونی
"چون همهشون واقعاً میگن "کُس
فهمیدی؟
کُس، آره
چون، گوش کن
من نظر خودم رو دارم
،زمین کُس رو نمیچرخونه"
"این کُس هست که زمین رو میچرخونه
ارنو، ناهار حاضره
چیکار میکنی؟ برو یه کاری برای کردن پیدا کن
لئونا! حالا! کافیه
الان نه
لئونا، یالا، بدو، لئونا
یالا، یالا، بندازش
دخترها
وقت خوابه
دخترها
تو تخت، یک، دو
خانوم
خوب بخوابی
نگران انگشتت نباش
فقط برای من خوب و چاق بزرگ شو
خواب خوب ببینی
یه دختر یتیم بیچاره هست
مادر و پدر نداره که دوستش داشته باشن
یه دوست داره، تنهاست
و تو رودخونه لباسها رو میشوره
صبح و شب
مادرخوندهش سرش داد میزنه و میزنتش
یتیم بیچاره، زندگیش بدبختانهست
دختر کوچولو یه لباس سفید تو رودخونه میشوره
«هانس کریستین اندرسون» «دخترک کبریت فروش»
از من نترس
اما داری میلرزی
ميشه برات ستارههای آسمون رو جادو کنم؟
آره
خوشت میاد؟ - آره -
واقعا میخوای؟
آره - میلیونها ستاره کوچیک -
اما باید به من کمک کنی
دستت رو بده من
آره، اونجا
دارم پرواز میکنم
بفرما، لئونا عزیزم
آقایون! آقایون
به سلامتی پیروزی نهایی
به سلامتی! به سلامتی
هی، کجایی؟
اینجایی، موروژگوانی شمع رو خاموش کن
موروژگوانی
اما سرما نمیخوری، خانم بیرون تخت اینجوری؟
اون فقط به تو بستگی داره، وندل
به اینکه چقدر ماهر هستی
من رو بخارون، موروژگوانی
من رو بخارون
همینجور بخارون
داری من رو لخت میکنی، پسر احمق؟
زمستونه
یه زن نمیتونه با وسایلش سرما بخوره
میدونی، موروژگوانی یه زن کلی گرما لازم داره، کلی
اوه، آره. تو
وایسا، من آماده بشم
میخوام بکنمت، ایرما
میتونم چیزهای مثل این رو بگم؟
البته که میتونم، لعنتی
کُسم رو بکن بکن توش
کُسم رو بکن بکن توش
خوک کوچولوی من
خوک کوچولوی من
خوک کوچولوم
خوک من
بهم بگو، فریکه، لئونا
ویلما بهم بگو، ایرموسکا، تو، تو، تو
بیا با هم داد بزنیم
...بیا بخندیم و
بیا خرخر کنیم چون زندگی خیلی کوتاهه
بکن توش
بکن توش
بکن توش
محکمتر
موروژگوانی
بله. ستوان
کالمن کوچولو پسر کوچولوم
و حالا، تو این لحظه
اگه بتونیم مقیاس رو باور کنیم و چرا نباید بکنیم؟
کالمن بالاتونی میره به جایگاه دوم
پشت هریستو مهمدوف
که تو موقعیت دوئه پس فقط با یه کسری عقبه
ایوان دوهرین قهرمان جهانی
بالا، یالا دوم شدی
بعدش بلا میسزلنی در جایگاه چهارم
مسابقه قهرمانی
بین دو مجار ادامه داره
هنوز غیرممکنه بگیم که نتیجه چی میشه
میدونیم، کی برنده ميشه اما یه تعقیب باورنکردنی هست
برای جای دوم، سوم، و چهارم
کلونل ایوان دوهریان الان در جایگاه اوله
که توسط کالمن بالاتونی تعقیب ميشه
یالا کالمن، یالا
بدنبالش بلا میسزلنی بعد اون
یالا مجار
یالا مجار
یالا بالاتونی
یالا میسزلنی
یالا مجار یالا مجار
بالاتونی میتونه جای دومش رو نگه داره؟
البته که نگه میداره 58ثانیه مونده
داره فوقالعاده تموم میکنه
و میسزلنی هم
میسزلنی سومه بالاتونی 0.2 پشت سر دوهرین
فقط 0.1! اون...؟ نه، نیست
ازش خوشت میاد، نه؟
تنهاش بذار
همینجور بهش نگاه میکنی من هميشه دومم
چون من هلت دادم
آها، دختره
این رقابت مهمتر از اونه
این زن همسرم ميشه
دیوونهای؟ حتی اون رو نمیشناسی
هميشه به چی داری نگاه میکنی؟
تو میدونی کجایی، دختر؟ نه؟
پس اون بیرون رو نگاه کن ببین کجا وایسادی
تو یه نقطه برگشت و هنوز خرابش میکنی؟
ارزش چیزی رو برات داره؟
دیوونهای؟ - من دوم هستم - اما چهجوری؟ -
با یه تهدید. دهنت رو ببند
فقط به ظرف نگاه کن و بخور دیگه سوپ نیست
تو یه چیز اشتباه میخوری و میچرخی یا یه چیزی و همینه
افتاد؟ - آره -
منم باید فکر کنم
حالا، چربی خشکه، خطرناکه
و پر از آشغال مثل گاز و پوشال
فقط یکم روغن، برای سه تا کافیه
افتاد؟
بلا
بلا، تو با کالمن باش و چشمت به روسی باشه
برای تو هم خوبه اولی روسی هست و ما دوم هستیم
برو، هانود. برو مجار
نمیدونم مشکلش چیه
گرامیر خورده؟ با سوپ؟
تو حتی متوجه نشدی، شدی؟
و چرا نه؟ چون راهنما هم داشت اون زنه رو نگاه میکرد
دارم بهت میگم، میتونی فقط سوم باشی
و فقط قهرمان میتونه قهرمان زن رو بگیره
خیلی خب. قهرمان قهرمان زن رو میگیره
به اسپارتیکیاد خوش آمدید خوشآمد میگیم
رفیق گیزلا اسزل که برای کارخانه کنسروسازی مسابقه میده [رفیق: اصطلاحی که کمونیستها برای خطاب به همدیگه استفاده میکنن]
و قهرمانی دنیا رو تو کوبا توی "سوسیس و حبوبات" برد
و یه قهرمانی جهانی دیگه تو ورزش خوردن
بت بولگانا از مغولستان
که تو "تخم مرغ پخته" طلا گرفت
سمت ظرفاتون
حاضر شین
حرکت
و مبارزه در مرحله دوم شروع شد
دو مجار درست پشت ستاره هستن
شرایط در راند دوم بسیار پیچیدهست
با سوسیس که بوسیله روسیه انتخاب شده؟
مجار برو
تمپو. تو اول، یالا. یالا
باورکردنی نیست
بالاتونی داره 23.5 نشون میده
نه 23.7 کمتر از دوهارین
آره، بالاتونی داره برنده میشه یه لحظه تاریخی
خوبه که کسکمت مجار باشی
یه مرحله بزرگ تو مسابقه خوردن مجار
یالا بالاتونی یالا میسزلنی
یالا بالاتونی
قاشق، قاشق
اونا خوردن رو ادامه میدن اما کالمن وایساد
مثل قفل میمونه بقیه فقط همینجور ادامه میدن
همونجور که ساعت به چند ثانیه مونده اما بالاتونی. کالمن
رفیق، چیکار میکنی؟ هنوز میتونی ببری، یالا
اوه، به نظر یه مشکلی اونجا هست قفل کرده، متاسفم
بذار بهت بگم کوبا یه جامعه بهشتیه
و همه جاش پرتقال پیدا میشه
مجبور نیستی تو نوبت وایسی اونا همینجور از درختا افتادن
سلام، سلام
چطوری، پسر، چطوری؟ داری رنگت رو پس میگیری
سلام، تو تقلب کردی
مورد علاقه تو
بلا میسزلنی - گیزلا اسزل. تبریک -
خیلی درباره شما شنیدم، رفیق اسزل
به نتایجتون احترام میذارم. اگه نتایج داری همه چیز داری
بلا دوم شد، بعد دوهرین
و این عواقب خودش رو داره
میشنوم، اون نروژه
نروژ. اونا من رو برای قهرمانی اروپا میذارن جلو
مهمترین چیز اینه که یه تیکهای
میتونم اینو بهت بگم از یه قهرمانی به دیگری
درست نیست، کالمن؟
یه کم موز آوردم خوب و نرمه
خوبه
یه کم میخوای، رفیق؟ - نه، ممنون -
نمیای، رفیق؟
ماشینم بیرونه اگه دوست داشته باشی میتونم برسونمت
یا میخوای حرف بزنی، کالمن؟
خیلی خب، پسرم حواست به خودت باشه
خب پس، خداحافظ، کالمن
زود خوب شو
عروس فروشی
سریعتر، آقایون، سریعتر
یالا، بد نباش
بخند، ماتی، یه عروسیه، نه خاکسپاری
عروس فروشی
سریعتر، ماتی، سریعتر
ريشه در آوردی یا چی
ممنون، جولیسکا
لیسی، رفیق قدیمی من، پول رو بذار اینجا
هی، نبرش بیرون، بذارش تو
عروس فروشی
بیا فرار کنیم
البته
عروس داره فرار میکنه
بلا؟ - بلا -
دروغگوی لعنتی
اون کجاست؟ نه خیلی سریع
باید برای پسرم خوب پیش بره
امتحان اول: آواز خوندن
نه
نروژ
با من بیا
میخوامت، گیزی
میخوام زندگیم رو با تو بگذرونم
دوست دارم، گیزی
نمیتونه زمان خداحافظی باشه
من فقط تو رو داشتم، نه کس دیگه
تو رویاهای منو گرفتی
هنوز صورتت رو میبینم
یه فکر دردناک منو اذیت میکنه
به من فکر میکنی وقتی که شب تموم میشه؟
همه رویاهای ما نابود شدن
میتونیم بریم نروژ، گیزی
گیزی! تو مال منی، گیزی
من تو رو بردم، گیزی
نروژ
و هیچوقت کسی رو مثل من دوست نداشتی
به من فکر میکنی وقتی که شب تموم ميشه
همه رویاهای ما رو نابود نکن
گذاشتنش هنوز درد داره هنوز درد داره
پیستا، جسی، تکون بخور
پالی، همینجور اونجا نشین برو تو ماشین
فقط چطور اون رو نگه میداری؟
ببخشید
عصر بخیر، رفیق سانکز گفت
ترتیبش داده شده
اونجا بشین
منو: دسر، پودینگ سمولیتا
پودر کاکائو روش دارین
بشین
قاشقا بیرون
تو هم
قاشقت؟
علامت، حاضر، برو
فراموش نکن رو آرنجت کار کنی
یالا، ده ثانیه مونده
تمام
اوه، باور نمیکنم باور نمیکنم
نمیتونم
این کاملا دنیای متفاوتیه
یه شخصیت متفاوت لازم داره
به این گوش کن، به اون گوش کن اینجوری بکن، اونجوری بکن
بعدش بلغاری و روسی همه چیزو میگیرن
و بلا میسزلنی - من به اون اهمیتی نمیدم -
اونا همه چیز بهش دادن
"آقای میسزلنی، خواهش میکنم"
انبساط گلو
ما با مقایسه با اونا کجاییم
دختره؟
یادت هست، دایی جنو؟
با بار شکلات اینوتا
تو استیج، دقیق باشم
نه خیال بود نه چیزی هنوز گرمه
من سال ششم بودم، فکر کنم
یارو تو کارخونه بهمون گفت که نمیتونیم اونقدر که میخواستیم بخوریم
و نمیتونیم تو جیب یا کیفمون بذاریم
یه دختر بود، آیبولیا
میخواستم اون رو تحت تاثیر بذارم
میخواستم بدونم که تو چیزی خوب بودم و
چیزهای دیگه به جز بالا رفتن از یه طناب يا خوندن هست
میتونین یه قاشق و سودا بهم بدین، پرسیدم
فقط برا خودم شمردم
حدود 2.2 کیلو بود تو دور اول
اون وقتی بود که اولین لرزه رو گرفتم
این لرزش هیجانی
که ظرفیتم بزرگتر از منه
احساسی که داره درونت بزرگتر و بزرگتر ميشه
و عمیقا باز میشه
فقط یه بچه لاغر، دایی جنو
و من هنوز احساس درست رو داشتم
خواستم 200 تا باهاش شرط ببندم
اونا کمیاب بودن، همه برای صدور رفتن
ما اونا رو نداشتیم حتی تو کریسمس هم نه
اما اون گفت که تموم بود و ما باید میرفتیم
تو یه دروغگویی بهش گفتم. اون جرات نکرد منو بزنه
من به نگهبان زنگ زدم
و چی گفتم؟
که باید اون بازنده ها رو تو جلسه کینیزسی داشتم
و اینه که برای خونه پول هست
و یه استک کوچیک بعد رقابت ساندویچ، آبمیوه
همونو الان میگم
و بدون مزخرف گفتن
تو باید مثل چی کار کنی همینجور تمرین کنی
وقتی که سرعت خوردن دوباره سر کیف میاد
هم آخرش تایید میکنه IOC و
بعدش ما به دنیا نشون میدیم
...که کالمن بالاتونی یه
پدیدهست
رفیق گیزلای عزیز، به بیمارستان ما خوش آمدی مدرنترین اتاق ما
به تام همسر مارتیر تیبور زاملی هست این بیماریهای زنانه
دکترهای ما صبور هستن و آزمایشات بدون درد
کارمندا همه عالی هستن - اون مهمه -
پس، رفیق گیزلا
ما شما رو به گیاهخواری منتقل میکنیم
شما باید بشاشین و ما یه کم خون میگیریم، باشه؟
تبریک
میدونی، دکتر، یه مشکل کوچیک هست
گیاهخواری
آره اما گیزی برای کارخانه کنسروسازی مسابقه میده
گیاهخواری
اونا طبقه دومن - بدون کالری -
.نمیشه. دستور داخلیه زنای حامله باید منتقل شن
کیست يا غده؟ - کیست - غده -
[اسامی انتخابی برای بچه]
رفیق اسزل
گیزیک
اونا گفتن که اینجا پیدات میکنم
رفیق سویکادورین دوست داره که دعوتتون کنه
خانم ورزشکار مشهورمون و همسرش که به ما ملحق بشن
و موقعیت اینه که
...خب... میدونی ...یه جورایی بد نیست که
...باید یه
نمایش کوچیک اجرا کنی
45کیلو خاویار قرمز
تو 20 دقیقه
به مناسبت سالگرد بیستم افتتاحمون
اولین دقیقه تمومه
پس 45 کیلو توی 20 دقیقه، میفهمین؟
نمیدونم، اما معدهم خیلی احساس عجیبی داره
بعد این همه بالا آوردن تعجبی نیست
اما من دارم مثل چی عرق میکنم
احمق نباش، اون کاملا فرق میکرد
جیگر غاز تو گلوش گیر کرد، بیچاره
نمیدونم، یه چیزی مطمئنا درست نیست
هی، داری گریه میکنی؟ تو؟ قهرمان کارخونه کنسروسازی؟
گوش کن
زمان فیدل کاسترو و سوپ چی؟ همم؟
اون مرد بزرگ خیلی بد سکته کرد
تزدیک بود از بالکن بیفته
خیلی خب، به دکتر میگم که همه چیز رو متوقف کنه
سلامتی مهمتره
اما ما سفر سوشی رو از دست میدیم
یالا، خودت رو جمع و جور کن وایسا، من درستش میکنم
رفیق عزیز
حالا، بیشتر از همیشه
ما برا تقویت کمک لازم داریم
ساختمان کمونیسم
حالا، وقتی که مشکلات مهمتر واقعا دوستانه هستن
و برادری روراست
برای این مراسم از شما تشکر میکنم
تو خوبی، ملوس من؟
از وقتی سال آخر بودم اتفاق نیفتاده
اون یکی، دست چپ، تو صف بالا
یه کم باحال نیست؟ - آره، اون خوشگله -
یه ذره خب - مهم نیست -
بچه فرق نداره
ما بزرگش میکنیم، ملوسم
«لایوش بالاتونی - تاکسیدرمیست» [به کسی که کار تاکسیدرمی انجام میدهد «تاکسیدرمیست» میگویند]
سی کیلو کره و 800 بار
و این آب نبات
امروز کِی مرخص میشی؟ - 38,526 -
فردا میای اینجا؟ - 10تا نون؟ -
تکون بخور. اینجا چیکار میکنی؟
اون 15 کیلوئه؟
هیچی رو رد نکن
کره استیک، چربی گیاهی
یالا، خوردن رو شروع کن
عجله کن، گرتا، چیه پس؟
سریعتر. مواظب قورت دادنشون باش
اونا باید بتونن بخورن
15کیلو تا حالا
این خوب ارزشش رو داشت
اون واقعا داره میاد
این همه کار سخت داره جواب میده
حداقل تو اونا که تلاش میکنن
اما تو، حتی نمیتونم نگاهت کنم
پس نگاه نکن - البته که نمیکنم -
این چیزهای کوچیک مردمک چشمهای من هستن
من هر چیزی میدم که اون خوشگلها رو لمس کنم
اوه، تو زیبایی
تو
یالا، بذار برم، فقط یه دقیقه
نمیشه
بعداً
بعداً باز میکنم، میبینی
اگه بشکنه
اگه متوجه شکستنش بشم
من خودم میشورم، تمیز میکنم
و در رو برای گیزیک باز میکنم
باید به اون برسی
میبینی
داری دوباره اون آشغال رو نگاه میکنی؟
بازندهها
اگه فقط اونجا بودم
میتونی باور کنی؟ - آره، احتمالا -
احمقها
بازندهها
شکموها
احمقها
تا الان یه ناشناس میشدم
میدونی
یه ستاره جهانی
اما تو از من یه احمق نمیسازی
کی؟
باید غذا رو گرم کنم؟ - لسآنجلس؟ -
من هیچوقت نمیام اونجا - و تو اونجور نیستی -
اما رومانیها همه مثل هم رفتن
فقط این رو نگاه کن
میتونم بهت کمک کنم؟ - عصر بخیر -
یه چیزی دارم به من گفتن که بیام پیش شما
وحشی يا رام؟
واقعا مطمئن نیستم
رام، فکر کنم
اسمت؟
رگوکزی
اندور رگوکزی
دکتر
این چقدره؟
برای فروش نیست
38,526
اگه فقط برنامه رو نگه داری
تا اون موقع غذایی نمیمونه
هر چیز به وقت خودش
پودینگ با چربی
یا چربی صنعتی
خب، اگه قبل اون لاجوسکا نخوری
خیلی با اون نیست
بچه گربه کوچیک من
خیلی خب
خوب بزرگ شو
تو احساس دنیای منی
حتی میتونی تو تلویزیون باشی
البته که میتونی
اگه یه نفر بود
کسی که درستش کرده. درسته؟
دختر باهوش، گیزی
من خودم چاقی رو شروع کردم
خیلی وقت پیش - و اونجوری باید باشه -
یالا، کیتی
بخورش
بهتره پوستش رو بکنی
اینو ببین
میتونی ببینی؟
و کاغذ نقرهای؟
همینجوری افتاد
میتونم هر ساعت 400 تا ظرف بار بخورم
اما 570 با کاغذ نقرهای
و میاد بیرون؟ - جذب ميشه -
هیچوقت هیچی نخورده بودم که جذب بشه
یه راهی تو بدن پیدا میکنه
حالا، گوش کن
ساعت رو چک کن
اه، من فقط دارم نفسم رو هدر میدم
چی گفتی؟
بابا؟ - نمیفهمی که من به خاطر تو خجالت میکشم؟ -
به خاطر من؟ باعث میشی بالا بیارم
هیچوقت هیچ کاری نکردم به جز... برای تو - چرا میای پس؟ -
تو مجبور نیستی به من لطفی بکنی
خیلی خب پس
کافیه من فقط موندم
چند وقته گرسنهای برا چند روز؟
تو از گرسنگی میمیری با اون مسابقه بو گندو
تو افتادی تو آشغال نمیتونی بری
تنهایی - میتونم ترتیب بدم. مجبور نیستی هیچ لطفی بهم بکنی -
چطوری؟ کنجکاوم بدونم. فقط خودت؟
گمشو
تو نمیفهمی که کسی نیست که دنبالش نکرده باشی
فقط من، من یه احمق داغونم مطمئنا دیگه نمیام
دیگه کی پول این غذا رو میده که تو و اینا میخورن؟
تو مادرجنده
مامان راست میگفت
وقتی که رفت راست میگفت
اون نمیخواست با توئه چاق بمونه
و با تو بپوسه چون همه چیز اینجا پوسیدهست
همه چیز. اما من نه
یادت باشه. بازنده میفهمی؟
من میزنم تو صورتت، آشغال فکر میکنی کی هستی؟
تو بازنده - خب که چی؟ میخوای منو بزنی؟ -
بیا منو بزن پس
هیچوقت خیلی دیر نیست
یه سیلی پدرانه
یه بار تو زندگیت، بیا پس
بهت اجازه میدم
تو حتی لیاقت یه سیلی رو نداری، عوضی
تو یه گونی آشغال بوگندویی
به یه ستاره جهانی مزخرف نگو
فقط برای مقایسه ایگور وستونگونو با 3:21
در 69 - هنوز دلیلی برای مزخرف گفتن به من نداری -
تو احمق بی اهمیت
تو نمیدونی من کیام من اندازه کافی کشیدم
سخت کار کردم برای موفقیت سخت کار کردم
کی رو داری دست میندازی، کوچولو؟
من یه تکنیک به نام خودم گذاشتم - بیفت بمیر -
ترسو
ما یه کابین مادون قرمز داریم
سونا و اتاق آفتاب تو زیرزمین
اتاق سرگرمی کنار اتاق مناسبتا
ما پیغام رو پس گرفتیم
سوئدی، تایلند هم به خوبی سفارش میشه
پس تو باید این نرمش رو بیست بار تکرار کنی
میتونی کمتر بکنی
یکم وایسا و استراحت کن اگه خسته شدی
سعی کن زیاد اولش سخت نگیری
اما رو ماهیچهها و تنفست تمرکز کن
تو، بیرون
خیلی خب، خیلی خوبه
خیلی سخت نکن
میتونی یه ذره آروم کنی
رو بدنت تمرکز کن ماهیچههات رو حس کن
این تمرین برای ماهیچههای صدریت خوبه و میتونه تاثیر خیلی خوبی داشته باشه
متوجه تفاوتش میشی
وقتی که باشگاه رو ترک کنی
پنج تا دیگه مونده، و بعدش تموم
خوبه، خیلی خوبه
آرومتر
سعی کن فاصله رو بین دستات نگه داری
خوبه
خوب بود، واسه امروز تموم شد
بس کن حالا
بسه
38,526
باقیمونده 1,474
بفرما
خداحافظ
بابا
منم
برگشتم
لعنت به تو، گالامب چیکار میکنی
خب، بابا واقعا خوب به نظر میای
ببخشید
آهای
ببخشید
وقتی که به سرداب رسیدم
مثل عنکبوت آهنی توسط انواع و اقسام بازوها (=اهرمها) احاطه شده بود
خودش رو تکهتکه کرده بود
فقط به واسطه دستگاه زنده بود و همین اون رو نابود کرده بود
بعد اون رو دوباره به زندگی برگردوند
دیدم که سازوکار سریعاً وارد عمل شد
بازویی که قلبش رو نگه داشته بود
زیر فشار وزن خودش چرخید
بعد به قفل ضامن رسید
و تیغه رو که تا اون لحظه نگه داشته بود، آزاد کرد
اون لحظه بود که سرش از بدنش جدا شد
و یک لحظه بعدش
بازوی راستش که هنوز کار میکرد
از شونهش افتاد
البته همیشه نقصهایی وجود داره
در اینجا میشه به دو مورد اشاره کرد:
سَر و بازوـش
اون یک «نیمتنه» (=پیکر) بود به مانند مجسمهای که معمولاً تا کمر ساخته میشود] [و ممکن است سر یا دست یا پا نداشته باشد
کهن و باستانی
اگه بشه اینطوری گفت هنوز یک خلاء وجود داره
چیزهایی هست که...
نمیشه [دوباره روی پیکر] سوارشون کرد [منظور نصب کردن یا پُر کردن اعضای بدن به روش تاکسیدرمی است]
میتونید [اعضای بدن] پدرتون رو [دوباره روی هم] سوار کنید
یا به طور نمادین کل خانوادهتون رو
اما به هر طریقی، احساسـی که وقتی تیغه به سر نزدیک میشه، دارید
اون لحظه چه احساسـی دارید
اون [احساس] رو نمیشه [روی پیکر] سوار کرد
این بخشی از داستان واقعی لایوش بالاتونی هست
به نظرم این اساسیترین مسئلهست
البته که اشخاص ممکنه در مورد اهمیتش اختلافنظر داشته باشن
برای بعضیها «فضا»ست
و برای بقیه، «زمان»
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.