Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در آن زمان
ترجمه Digah تنظیم $h0£u9
"درود بر مريم"
از دهنم گه ميزنه بيرون
خب حرف نزن
اونوقت تو هم ديگه نميتوني بخوري
درآن زمان
سکوت درکنارتو غيرقابل تحمله
اگه دوست داشته باشي ميتونيم باهم ازدواج کنيم
من نميترسم
شايد اين بتونه کمکمون کنه
نميدونم
چي رو؟
همه زنها دنبال چيزاي خاص و منحصر بفردند
حاليت نيست بهت گوش نميدم؟
ميدوني
مردها فکر ميکنن وارد زنها ميشن
درآن زمان
اوضاع با مريم چطور پيش ميره؟
به خودم مربوطه
.... موقع ضدحمله ، خيلي سريع حرکت کن
ميخواستم بدونم اتفاقي تو زندگيم قراره بيفته يا نه
من فقط سايه اي از عشق تو زندگيم داشتم
درواقع سايه ي يک سايه
مثل انعکاس يه نيلوفر آبي توی يه تالاب
نه بي حرکت و آرام بلکه انعکاسي که بخاطر امواج آب دچار لرزش شده
طوري که اين انعکاس هم تغيير شکل داده هم ديگه مال تو نيست
با اين وجود
پس سرانجام وقتی که خورشيد نمايان شد
شروع به تابيدن بر روي اقيانوس های باستاني کرد
وبعد اينطورگفته ميشه که زندگي
بصورت کاملا تصادفي ، پديدار گرديد
در اونجا هيدروژن ، نيتروژن و ... وجود داشت
در همون زمان
اگه تصادفي نبوده باشه چي؟
در همون زمان
صدبرابر کل عالم هستي؟
اين يعني چي؟
يعني هرگز زماني وجود نداشته
تصادف و شانس هيچ زماني نداشته
تا وقتی که زندگي هم زماني براي ظهور
رو ي زمين نداشته!
بعد زمان از جاي ديگه اومد
از يه جايي تو فضا
ما واقعا مشتاقيم بدونيم يه موجود خارج از جو چه شکليه
برو جلو آينه و يه نگاهي به خودت بنداز
باشه
اين فقط يه فرضيه ست اما
اين شيب رو نگاه کنيد
فقط اينطور ميشه توضيحش داد که
از طريق برخورد چيزي داخل اين ابر با پرتو نوری
با طول موجی مشخص
يه نوع باکتري خيلي رايج
وجود داره که
که نور رو به ميزان 3/4ميکرون جذب ميکنه
اين نشونشه
هرموجودی، چه جاندار چه بي جان
علامت مخصوص به خودشو تو ميدان مغناطيسي بجا ميذاره
به عقيده من
اين موضوع ، اثبات کننده ی
اين فرضيه بسيار قويه که
زندگي در فضا وجود داره
منشاء ما از اونجاست
ما موجودات خارج از جويم
ما تو يه سوپ آمينو اسيدي بوجود نيومديم
اون هم ناگهاني ، و بر حسب تصادف
امکان نداره
اعداد و ارقام به ما ميگن : نه
اگه تصادفي نبوده باشه چي؟
دقيقا
واقعيت حيرت آور اينه که
زندگي از قبل
مقدر بوده
دلخواه ، مورد انتظار ، سازماندهي شده و توسط يه هوش خيلي مصمم برنامه ريزي شده بوده
ايو ، پشت پاسکال وايستا
اسمه من اواست
باشه ، پشت پاسکال وايستا و چشماشو بگير
دانشمندا ميگن 1/35تريليون سال طول ميکشه
اگه با چشم بسته بخوای مسئله رو حل کنی ، اما
اگه يه نفر کنار دستت باشه که بتونه ببينه
و بعد از هر حرکت غلط بگه اشتباهه
و پس از هر حرکت صحيح در حل مسئله بگه درسته
با فرض يک حرکت در هر ثانيه
چقدر زمان لازمه؟
دو دقيقه
از 1/35 تريليون سال به 2دقيقه
اين اتفاقيه که ميفته
حافظه!
بله
بله
بله
بله
نه
بله
بله
نه . نه
بله
بله
بله ، بله
بله ، بله ، نه
بخاطر همين نظريه ها تبعيد شديم؟
اين نظريه ... و نظريه هاي ديگه
دوشنبه ميبينمتون
آيا قانون سقوط اجسام (جاذبه) بخاطر اينه که زندگي از آسمون نازل شده؟
بله ، خداحافظ
خب!
مياد!
دوس داری يه شب باهم تو منزلم نوشيدني بخوريم؟
اين يه موضوع ديگست
کفشت ،کفشت!
سوال اينه که اگه از زمان پيدايش اين موجود ، بهش گفته ميشد آدم
انسان اونطوري که تو افسانه ها به نظر میرسه
چيزي بيش از يه توهم ساخته ی تصور عامه نيست
تا وقتی بوربون ها تو اسپانيا هستن هيچ صلح و آرامشی حاصل نميشه
اين به شما ربطي نداره ، عمو گابريل!
درسته!
- همينطور مستقيم! -اون کجاست؟
اين500دلاره
نه ، اونجا بسته س
اونجا چي؟
نه ، اين اطراف بايد يه خونه اي باشه
دنبال چي ميگردين؟
اينجا! اينجا!
توی همين ايستگاه وايسا
نه ، نه
بيا اين 500دلارو بگير ، محض رضای خدا
ما برميگرديم!
تو يه دخترداري ، مريم؟
- جريانش چيه؟ - ...مريم
اون اينجاست!
محض رضای خدا!
مريم ،کمک!
- مريم! - مريم!
واسه چي اومدي اينجا؟ قرارمون شنبه بود
نه نکن بابا ، اين ژوزفه
اونا منو آوردن اينجا
اين کلکات حالمو بهم ميزنه
فراموشش کن!
باشه ، جريان چيه؟
تويي مريم
تويي مريم
چي ميخواي؟
و شما چي؟
و تو؟
چي ميخواين؟
چي ميخواين؟
و شما ، خانومم؟
نامزدتونه؟
به تو چه ربطي داره؟
نميتونستيم بيش از اين بيخيال باشيم ولي شما قراره بچه دار بشيد
با چه کسي؟
- تو داري بچه دار ميشي - من با هيچکي نخوابيدم
مريم ، گندش بزنن
اين آدما کين؟
برو! همينطور مستقيم! اين500دلار رو بگير
با کي؟
اين مال اون نيست ، هرگز!
توسط چه کسی؟
نقش آدماي بيگناه رو بازي نکن!
با کي؟
مريم
مريم پاکدامن باش ، زمخت باش راه رو دنبال کن
راه من!
اما صدا يا کلام؟
احمق نشو!
ميدونم داري کجا ميري و بزودي خودتم ميفهمي
فراموش نکن!
فراموش نکن ، هر رفتی برگشتی داره
و هر برگشتی رفتی!
خسته ام ، ميشه وايسيم؟
هرکدام ازما به راهمان ادامه ميدهيم
و هريک ازما به آنچه که مستحقش است دست خواهد يافت
اين آخرين شعريه که هولدرلين سروده
آخرين شعر کره ي زمين
شعره دلپذيريه
اون مورچه ها جدا" موجودات نامرئي هستن
قسم ميخورم همينجا بودن!
هيچوقت نميشه کنار آب مورچه پيدا کرد
غلطه . بعضي مورچه ها به دنبال طلا هستن
من مجله آمريکاي علمي رو هم ميخونم
اين مورچه ها چي؟
اوليويه هرقت يه تپه مورچگان پيدا ميکرد
واسه اينکه مورچه ها رو توی زمستون گرم کنه اونجا رو سيم کشي ميکرد
ميخواست اونارو بيدار نگه داره
توی زمستون
و اميدوار بود بتونن از اين وقت آزادشون استفاده کنن
- که يه چيزايي اختراع کنن - مثلا" چي؟
شايد مثلا" موسيقي
راه فراري وجود نداره
اين چيه؟ معجزه وجود نداره
منو ببوس
اينا يعني چي؟ اينجا چه خبره؟
راه فراري وجود نداره
واسه ما
در همان زمان
خب داستانمونو ادامه بديم; در همان زمان
در همان زمان
تصورکن... در همان زمان
تصورکن...
اولاد ما طی 8 ميليون سال شده 100ميليون.
هوش و دانش اونا امروزه غيرقابل تصوره
اونا ناگهان متوجه ميشن
که توازن با ثبات تصور شده ی جهان ما
به شکلی ظريف و زيرپوستي درحال تغييره
آيا اولاد ما سعي نميکنن زندگي رو حفظ کنن؟
منو ببوس
ميبوسمت ، اينکارو ميکنم
- فقط يکبار مريم - بايد بهم اعتماد کني
يه روح پاک و هوشمند اوليه ، شروع زندگي رو برنامه ريزي کرده
بر اي بقا در دنياي بيرحم
مبارزه کرده زندگي رو حفظ کرده
در آن زمان
در آن زمان
نظرت درموردش چيه؟
بخاطر کامپيوترها
وقتي بهشون فکر ميکنم
اين هوش کامپيوتري منو شگفت زده ميکنه
اگه نسلها و نوادگان دور ما
تصميم بگيرن که زندگي رو
به زبون خودشون رمزگشايي کنن
بصورت پيامي از منيزيم
يا بور
يا خدا ميدونه که چه چيزديگه اي
آيا اونا تلاش نميکنن که رمز و راز خلقت رو
منتقل کنن؟
ممکنه پيام هميشه واضح بوده باشه
بله ، اگه به اون صدا که دراعماق وجودمونه گوش بديم
زمزمه ميکنه که:
شما از چيزي داخل جايي تو بهشت ، به دنيا اومديد
با کنکاش ، بيش از اونچه که روياشو ميبينيد
خواهيد يافت
اومدي پرنسس رو ببيني؟
ديگه از اين پست تر نميتوني باشي
کي از تو پرسيد؟
بهش بگم بياد؟
تنهام بذار
مريم!
چرا راستشو نميگي؟
دارم حقيقتو ميگم!
شايد کلمات اشتباهي بيرون ميان
يا به خاطر صدامه
اما عين حقيقته
اگه ميگفتي مرداي ديگه اي رو ديدي
باورش راحتتر بود
من باکسي نخوابيدم
پس بچه ازکجا پيداش شده؟
ازکجا اومده؟
جوابمو بده
به من نگاه کن!
دارم نگات ميکنم
بالاخره بچه بايد از يه جايي اومده باشه
الان دو ساله که نميذاري بهت دست بزنم ، چرا؟
- منو ببوس! - نميدونم ، ژوزف
به خاطر خدا! باور نکردنيه
زنگ بزن يا بيرون سالن منتظرش باش
- خواهش ميکنم بوسم کن - اونطوري که ميخاي نميبوسمت
بوسه ی من حقيقيه
بايد باکسي خوابيده باشي حقيقت همينه
مردايي با کيرهاي گنده!
همه چي بين ما تمومه ، مريم
خداحافظ
سلام ، تو هم اينجايي؟
همش خواب ميبينم نميتونم بخوابم . دارم هلاک ميشم
ديشب قبل از اينکه برم خونه
خواب ديدم که بايد کل ساختمونو رنگ کنم
فکرکردم اين کار وقت ميبره
اينکار کلی وقت ميبره . نتونستم بخوابم
بايد دليلي داشته باشه بايد يادداشتشون کني
آره ، اما نميتونم بنويسم ؛ عوضش نقاشي ميکشم
اگه يه تصوير باشه آدم يادش نميره
اگه قراره يادم بره ، بايد
عادت کنم که بنويسم
- همينه . حال بابات خوبه؟
بله ، ممنون
هنوز توی پمپ بنزين کار ميکنه؟
ميخاد بياد بيرون
به همين زودي ها ازدواج ميکني ، آره؟
با ژوزف بهم زدي؟
جدي بنظر ميرسيد
استر ، پرونده مادام ماليگنون
چي شده ، مريم؟
من درد دارم!
توی شکمم
يه نگاهي ميندازيم
فشار خونش رو بگير ، استر
برو اتاق بغلي و لباساتو در بيار من الان ميام
الو؟
نه
بله. نه ، نه و نه
اگه چاق بشي
حالت خوب ميشه
آيا روح ، جسم هم داره؟
منظورت چيه ، خانم جوان جسمه که روح داره
فکر ميکردم برعکسه
دکتر!
دکتر ، احتمالا" حامله شدم
آخرين پريودت کي بوده؟
شورتت رو دربيار و اونجا دراز بکش
بي فايدس
چي؟
نشنيدم چي گفتي
هميشه ميخواستم بدونم ما (دکترها) راجع يه زن چي ميدونيم
و بالاخره تنها چيزي که ميشه دونست رو فهميدم
همون چيزيه که مردها خودشون ميدونن
تنها يه موضوع ميمونه
اين بچه رو ميخواي؟
مال ژوزفه؟
اون مال هيچکس نيست
يه کم آهنگ و رقص! دراز بکش
هيچ آهنگ و رقصي درکار نيست . خوشحالم
حالا از پريودت برام بگو
بايد معاينت کنم اگه فکر ميکني لازمه
معمولي شروع شد ، خيلي شديد
- کي؟ - جمعه
پس اينقدر احمق نباش . چيزي نيست
خودت ببين! با کسی نخوابيدم
هيچکس رو لمس نکردم
هيچکي منو نمالونده
هنوز ميخام ببيني که حامله ام يا نه
داري يه چيزي رو ازم مخفي ميکني
دارم ميگم نه نميکنم
خودت ببين
دارم بچه دار ميشم بدون اينکه با هيچ مردي خوابيده باشم
ژوزف باورش نميشه
تو بهش بگو
بلند نشو!
درد داره؟
نگران نباش
من موقع تولدت حضور داشتم
باکره بودن بايد به معنيه
دردسترس بودن
يا مجاني بودن باشه
نه به معنيه آزار ديدن
خب ، حرفمو باور ميکني؟
حرفمو باور ميکني؟
واقعا حقيقت داره
به ژوزف بگو
استر!
ميشه لباسمو بپوشم؟
بايد مال من باشه
الان کجا بريم؟
جاده هرمانس ، ويلاي پارادايس
ساعت 5 بعدازظهر از سرکار برميگردم
باشه ، خوبه
توی فرانسه ست؟
خيلي نزديکه ، خودت ميبيني
به قشنگيه چکسلواکيه
هی؟
هی!
با اين همه از عرضه ی اندامم به چشمان او
که تا ابد سرورم شده ، لذت بردم
و به اين وجود فوق العاده
نگاهي انداختم
چرا که در حقيقت او آن هنگام و براي هميشه ، همان بود
نه به دليل نگاهايش و نه به واسطه ی اعمالی که انجام داده
بلکه بخاطر قدرت خاموشي که داشت
قدرتی به عظمت و وسعت کو ه های سر به فلک کشيده در او گرد آمد
همچون تندری که آسمان را درمي نوردد
و قادر به سنجش و توصيفش نيستی
بلکه تنها حسش ميکنی
امشب؟
نه ، امشب تمرين دارم
باشه ، ميرم بپرم تو درياچه!
اوه ، بپري تو درياچه؟
نقش اوفليا ، بهت نمياد (نامزد هملت در نمايشنامه شکسپير)
درمورد چي حرفي ميزني؟
"...بودن يا نبودن" نميدوني از چی حرف ميزنم؟
وقتي 12سالم بود ، مجبورشدم ترک تحصيل کنم
متاسفم
بايدبرم
باشه ، ميرم بپرم تو درياچه!
نه ، بس کن
بله؟
آندريا
تو سرت چي ميگذره؟
شب ، چهره و مفهوم خويش را تغيير مي دهد
هايدِگر "سه خطابه....
درآکادمي باواريا"
- زمستان سال پنجاه ونه - اره
ميدوني چرا ترورش نکردن؟
به محض اينکه بحث سياسي ميشه سروکله ات پيدا ميشه
خيلي خب ، آندريا ميتوني بري
اين قطعيه ، نه؟
فکر ميکنم امروزه سياست
بايد صداي وحشت باشه
صدا ، منظور از نظر سبک و سياق يا خود کلمه؟
صداي وحشت که نشه چيزي باهاش گفت
ميتونم اينو بپوشم؟
اون چيه؟
همچين چيزي رو نميتوني تو پراگ پيدا کني
تو خوبي؟
يه سيگار ، يه تکنوازي ساکسيفون اين تمام چيزيه که آدم ميخواد
هميشه ميخوام بدونم تو موسيقي
چي؟
از يه عبارت جديد حيرت زده ميشيم ، اما
وافعا ميتونست اونجا هيچي نباشه
الان وقتشه
و جاشه
بله؟
نه ، امشب نه
امشب نه
فکر ميکنم که روح بر روي جسم عمل ميکنه ازطريق اونه که نفس ميکشه
اونو توي حجاب قرار ميده تا بهتر و زيباتر ازچيزي که هست نشونش بده
واسه چيزی که به تنهايی
فقط گوشته؟
کار دارم . داره ديرم ميشه نکات اصلي رو يادداشت کن
باشه ، پدر
چيزي که به تنهايي
فقط گوشته؟
ممکنه ببينيش و فقط احساس تهوع کني
ممکنه اونو مست توي فاضلاب ببيني
يا مرده داخل يه تابوت
همونطور که اول زمستون توی يه بقالی پر از شمعه
دنيا هم پر از بدن های مادی مثل کنتورهای مواد غذاييه
اما تا وقتي يه شمع رو نياري خونه
و روشنش نکني
نميتونه برات راحتي و آسايش بياره
بسه ديگه
بدن منو دوست نداري؟
موضوع اين نيست
پس چيه؟
ژوزف!
به خاطر اونه
نميدونم
داره حالمو بهم ميزنه . نميدونم
ميدونم ، به خاطر اونه
هميشه همينه
مريم
منم يه زن واقعيم
درسته
دوست دارم بهت عشق بورزم اما نميدونم چطوري
بيا بريم خونه
بجنب
دارم ميام
داري همه چي رو پيچيده ميکني
خودت اينطور فکر نميکني؟
اگه خدا وجود داشته باشه ، هيچي مجاز نيست
- چطور؟ - اگه خدا وجود داشته باشه
هيچي مجازنيست
تو با اون ولگرد چيکار داري؟
نه ، عمو گابريل اينطوري نه!
وقتي اون دوروبرمه ، ديالوگم يادم ميره! وحشتناکه
اون واقعا هيچي نيست . ليست رو تهيه کردي؟
چه ليستي؟
اون ميخاد همه چي رو بدونه
مثل هر شخص ديگه اي
اون حتي نميدونه چطوري سگشو ببره پياده روي
مثل هرکسي
اون از چاله ميترسه
مثل هرکسي
اون علاقه اي به کراوات نداره
- بله ، صفر مساوی صفره - اون دچار بی اعتماده
عيبی نداره
مخرج مشترک بين صفر و مريم چيه؟
بدن مريم
- جواب بده کله پوک - نميدونم
اون آدم احمق عينک کورها رو به چشم ميزنه
سعي کن حرکتو دنبال کني
با دستات نه ، با چشمات
اون منو يه احمق فرض کرده!
تو چشام نگاه کن!
- اگه يه مرد اونو حامله کرده باشه - ما"يه مرد" نيستيم
نميفهمم
اعتماد داشته باش!
اعتماد!
هيچي باقي نذاشتم
و عشق ، اي آدم احمق!
عشق...
من دارم ميرم ، خداحافظ.
من اومدم
چي شده؟ بازم چشمات؟
- اين کتاب چيه؟ - واسه توئه
مردجوان بي باک به داخل هزارتوی زندگي ميرود
با بهترين اسب ، مرغوبترين زره و زيباترين لباس
براي اينکه يک شواليه شود ، يک پادشاه، ، يک شاهزاده بزرگ، او در پی همه ی اينهاست
اما شخصی نامرئی منتظر اوست بدون سلاح ، عنوان يا غرور : خدا!
خيلي ممنون
نميخوايش؟
نه مال خودمو ترجيح ميدم
ميتونه يه تغيير باشه
ردش ميکنم بره
اون مضحکه ، به بارون ميگه "خواهر باران"
و به آتيش ميگه "برادر آتيش"
به جسم چي ميگه؟
بدن چي؟
جسم...
جسم...
به جسم ميگه "برادرالاغ"
چرااز بدنم بدت مياد؟ اين چه حرفيه ! من که ميبوسمت
منم ميترسم
اينا اتفاقاتي نيستن که هر روز بيفتن
واسه همينم يه ذره ميترسم
هرکسي اگه يه جفت داشته باشه ، بهتره
چرا اعتقاد نداري که روح ، جسم رو تحت تاثير قرار ميده؟
من برعکسش رو معتقدم
اون منو ميترسونه
حداقل بگو عاشقم نيستي
نميتونم اين سکوت رو تحمل کنم
برادر سکوت
ميدونم عاشق مني اما بايد يه موضوع ديگه اي باشه
برات مهم نيست اگه ما همديگر رو ببينيم يا من مريض باشم يا اصلا مرده باشم
آيا من زنده ام؟
شايد فقط بتونم بهت صدمه بزنم
نميفهمم
اينو درک نميکنم
مريم
اينا رازهاي بزرگين
اين يه راز بزرگه
عشقم
ما نميدونيم اينو چطور بگيم
خيلی عظيم و بيکران
که همش مصرف شده
و تو ترکم ميکني
به هرحال بايد بدونم
چي رو بدوني؟
دست خدا رو سر منه و تو نميتوني دخالت کني
حالا که چي؟
بايد برم خونه
اومدنت خيلي بي معني بود
اين جسم نيست که دردسره بلکه نبود اعتمادته که ضعفه
چرا نميتونم بخام بچه مال من باشه؟
بهم بگو کي باهات اينکارو کرده
اگه باهام بمونی ديگه برام مهم نيست
اگه باهات بمونم ،باهات بخوابم باهات از خواب پاشم
پس ژوليت چي؟
عاشقش نيستم . من عاشق توام
خيلي خب
ببين
دستتو بده من
يالا ، به خاطر خدا
ايناهاش ، احساسش کن
ميبيني ، من با هيچکس نخوابيدم
ولي با اين حال دارم بچه دارميشم بايد حرفمو باورکني
من فقط سايه ات ميشم
سايه خدا... اون چيزي نيست که همه مردها هستن
واسه زني که عاشق مردشه
بذار روح تبديل به جسم بشه
اونوقت هيچکي نميتونه بگه جسم روحه از اونجايي که بايد روح جسم بشه
خواسته ی تو انجام خواهد شد
اره ، اون ازدواج کرده
پس منو ببخشيد . خداحافظ خانم
خانم
اين کيه؟ نامه تون بدستم رسيد
پس بسکتبال اينطوريه
خستگي ، کاميابی
خستگي
منظورت ازاينکه تو نامه نوشته بودي
"اين کافي نيست"چي بود؟
گفته بودي ميتونستي ببيني که من عاشقتم
اره
اينو ميبينم
اما گفتی که اين کافي نيست
يه چيزي پيدا ميکني
الان روزا چيکار ميکني؟
باهام حرف بزن
باورنکردنيه ، اون هرگز نمياد
من 4 روز منتظرش بودم
موتور رو تعميرکردم ، يه تلفن و ويديو گذاشتم اونجا
همش داره کار ميکنه
تلفن ميزنه که داره مياد ولي شب که ميشه پيداش نميشه
آدماي پولدار عجيب غريبن
در همان زمان
- کدوم يکيه؟ - اوني که سفيد و بزرگه
در همان زمان
- ميتونم برم ببينمش؟ - اره
ما داريم ازدواج ميکنيم ميشه لخت ببينمت؟
فقط يکبار
فقط نگات ميکنم
باشه
نگاه کن
از آخرين باري که يه مکالمه عادي
داشتم چند سال ميگذره
بااين وجود ، بازم طبيعت غلبه ميکنه
ميخام حرف بزنم ، مثل بقيه
چون منم درد و رنج دارم هرچند مثل بقيه پنهانش ميکنم
حتي يه ذره بيشتر
اونا چيزي که جرات دادنشو ندارم ازم مي قاپن
تو با حيا باهام رفتار ميکني
ازکسي که هيچوقت چيزي ازت نگرفته ، چيزي نگير
باحيايي دونستن همه احتمالاته
بدون سرگردون شدن
اين يه وظيفه غيرممکنه
براي ادای اين وظيفه ، بايد تاييد کرد
که ستاره هايي که تو شب ميبينيم
دنياهاي بيکرانی هستن که خيلی دور از دنياي ما واقع شدن
و هرکسي ميدونه
که ستاره ها فقط چراغايي هستن که ازآسمون آويزونن
البته خيلياشون به ما واقعا نزديکن
برای ما شايد بهترين توضيح درمورد
خاستگاهامون همين ايده ی يه دنياي ديگه باشه
که در اعماق فضا قرار گرفته
اون گفت اين فقط
يه دگرريختی افسانه اي از نظريه هورلا در مورد جهانه
که سگهاش هم از دوران باستان ازش خبر داشتن
برو آرتور
وقتشه
ميرم خانم رييس رو ببينم
فکرکنم اينبار ديگه برنده شيم
ديگه دوس ندارم بفهمم
که آيا موضوع اينه که من چي ام يا چي نيستم؟
نه ، ديگه نيست
نميتونيم از ديگري فرار کنيم بيش از اون حدی که
قادر به فرار از اونيم
مريم ، داري چيکار ميکني؟
مريم ، بس کن!
ژوزف!
ژوزف!
ژوزف!
بهم بگو عاشقمي
- عاشقتم! - نه!
من عاشق توام
نه
نه
- من عاشقتم - نه
اما مريم ، من عاشقتم
نه ، نه ، نه
اما واسه چی؟
چرا؟
چون!
چون اين قانونشه
- فهميدي؟ - آره
من خودمو قربونی ميکنم
احمق!
اول اينکه يه سوراخ يه چاه نيست
و دوم اينکه: شرع ، خودکشی رو حرام ميدونه
اما واسه چي؟
چون خودش قانونه!
ژوزف
من عاشقتم
مريم
نه
اره
اين يعني عاشقتم؟
اره
اين همينه؟
- اين؟ - اره
من عاشقتم
اره
ناگهان نوري درقلبم تابيدن گرفت
گرم وآرام همچون آتشی درخشان
چه چيزي روي زمين يا حتي در بهشت
بهتر از اينست که عاشق کسي باشي و کسي که سرور توست را خشنود نمايی
يادمه وقتي داشتيم سنجاقکها رو نگاه ميکرديم
درموردگناه چي گفت:
اگه درست بهش فکرميکردي الان اونجا نبود
مثل پوسته سنجاقکها ، وقتي که براي آزادي
تقلا ميکنن ، محو ميشد
ما داريم
حرفاي اونو ميزنيم
مريم
بجز اين که حرفاي اونو بزنيم
چطور ميتونيم به کلامش نزديک شيم؟
مريم
هان ، چيه؟
داريم صحبت ميکنيم
داريم از لغت حرف ميزنيم
چيزي که داريم ازش حرف ميزنيم ، يعني لغت هميشه از ما جلوتره
پس نميخاي ترکم کني؟
ميخام بمونم
ديگه بهت دست نميزنم
مي مونم
باور نکن که دلار سقوط ميکنه
باور نکن که تعطيلات خوش ميگذره
ميتوني باورکني که بارون رو به پايين سقوط ميکنه
اين قانون طبيعته
دنيا خيلي غم انگيزه
غم انگيز نيست ، بزرگه
بايد برم
رو برگشتنت حساب نکنم؟
زن و پسرم هم منتظر برگشتنم هستن
حالا که ويزا گرفتم بايد برم ببينم چه خبره، ، مگه نه؟
فهميدي؟
همسر و پسرت تا کي منتظرن؟
متوجه نميشم
حرومزاده!
متاسفم
مهم نيست
گفتي زنت تو زندانه و تو داری با من ميخابي
- ايو ، خواهش ميکنم - اوا
همه چي با ايو ديگه تمومه. برو تمومش کن ، اگه خواستت اينه
سي و دو هزار فرانکمو بهم پس بده
برات ميفرستمش
تو واقعا هيچي نيستي
درد چيزيه که روح رو ميسازه
اون اولين نفريه که دردي که به خاطرشون کشيدمو ميشنوه
و بهم گفت:
دختر ، دارم خفه ميشم که خفه شدنت رو ببينم
خدا يه رذله ، يه بزدل که نمي جنگه
روي يه کون تنها حساب ميکنه که در حکم يه قلب بی صدا براي اعلام موجوديته
يه اذن دخول اضافی
من خواستار هيچ لذت جنسي نيستم:
نميخام قلبم رو در يه حرکت فرسوده کنم
يا روحم رو در يه حرکت
حتي در يه حرکت ، درد هم منو در بر نمي گيره
و من هم در اون
محو نميشم
ولي اون باهام محو خواهد شد.
هميشه سرور بودن
برايم وحشتناک بوده
اما ديگه هيچ شهوتی در من وجود نخواهد داشت
من لبخند واقعي روح رو خواهم شناخت
نه از بيرون
بلکه از اعماق درون
مثل دردي که هميشه لايق تحمله
وضوع تجربه نيست بلکه حرف از انزجار تمام عياره ، يه نفرت تمام و کمال
و صحبت از اخلاقيات يا شايستگی نيست
لازمه که
در و مادر تا حدمرگ سر جسم من همديگرو بکنن
بعد شيطان ميميره،
و خواهيم ديدکه
چه کسی ازهمه کسل کننده تر و مزخرفتره
اون
يا من
اميال دنيوی (زمين) و روابط جنسي درون ما هستن
اون بيرون فقط ستاره هان
تمايل (هوس) ، توسعه ی زورکی نيست
بازگشت به خويشتنه
از سطحی
به سطح ديگه ، تا ابد
آدم يه سوراخ دهن واسه خوردن
و يه سوراخ کون واسه بلعيدن ابديت لازم نداره
کونت بايد بره تو سرت
پس بايد تا سطح کون بياي پايين
بعد بپيچی سمت چپ
يا سمت راست ، واسه اينکه بالاتر بيای
خدا يه خون آشامه که منو درون اون شکنجه داد
چون من عذاب کشيدم ولي اون نکشيد
و اون از درد و رنجم منفعت برد
مريم يه جسمه که از يه روح نازل شده
من يه روحم که توسط يه جسم زنداني شده
روحم باعث حس بدي تو قلبم ميشه و به خاطر کسمه که
من يه زنم
هرچند آدم خودمو ، بواسطه کسم بوجود نميارم
من خودم لذتم
من زني هستم که خودش لذته و ديگه نيازي به مبارزه
يا اغوا شدن نداره
بلکه بدنبال يک لذت مضاعفه
من استعفا ندادم
کناره گيري کردن غم انگيزه
چطور کسي ميتونه ازخواست خدا کناره بگيره؟
آيا ما از عشق کناره گيري کرديم؟
اين برايم خيلي واضح بود
خيلي روشن
در همان زمان
در همان زمان
اوه مريم ، ازچه جاده عجيبي
بايد ميومدم تا بهت برسم
حالا مشکل چيه؟
اونا اينجان!
حالا باورت ميشه؟
اون به ژوزف ميگه "بابا"؟
چيکار خواهی کرد؟
بعدا" بهش ميگی اون پدرش نيست؟
زندگي همينه
ژوزف
اومدم دور و بر ايستگاه
ما دربارش حرف زديم
حساب کردم ميتونم دوساله پسش بدم
حتما
- اره - نه
بابا ژوزف
خيلي ممنونم مريم
بابت چي؟
بخاطر همه زنها
قيافش چطوري بود؟ شبيه کي بود؟
در عشق ، هيچ شکلي وجودنداره
هيچ نماي بيروني اي وجود نداره
هيچ شباهتي نيست
نه ، فقط دلهامون توي نور ميلرزه
نميتونم اوني که اونجا ايستاده بود رو توصيفش کنم
اما ميتونم بهت بگم که از نگاه زنها ، چه شکليه
باهام بيا
باهام بيا
اسمت چيه؟
فابين
حالا اسمت پيتره و اسم تو چيه؟
فلورنت
از حالا اسمت جيمزه
اسم من چيه؟
قهوه ام کجاست؟ ديرکردم
قهوه ام کو؟ قهوه ام کجاست؟
پسرا بهتره امروز صبح بجه های خوبی باشين
وگرنه امشب از بازی وال خبری نيست
خواهش ميکنم ، مامان
اجازه بده وال بازي کنيم!
چي صداش ميکنين؟
جوجه تيغي ، يا چمن
به اون چی ميگين؟
زنگها
اونو چي صدا ميکنيد؟
قرص های نون ، نان
اون پيرتر از اونه که بخاد تو رو لخت ببينه
"Quia respexit" ژوزف
يه روزي ميفهمي
اوني که باباته ممکنه فراموشت کنه
اونوقت افسوس ميخوري که من دور و برت نيستم
نگام کن!
من اونيم که هست
مسخره بازي بسه! سوارشو!
نه!
من بايد مثل بابام عشق و حال کنم
خدايا ، بذار ببينم اين چي ميگه
نه ، وايسا
وايسا!
خودش برميگرده
کی؟
عيد پاک
يا يکشنبه ترينيتي (يکشنبه پس از پنطيکاست، که در آيين مسيحيت به عنوان جشنی به افتخار تثليث مقدس از آن ياد ميشه
خانم
سلام خانم!
چيه؟
هيچي ، زنده باد مريم
من باکره ام
و نميخام که اين باشم
من فقط مهر و نشانمو روي روحي که کمکم کرد ، به جا گذاشتم
همين
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.