All language subtitles for The.Brutalist.2024.720p.1080p.WEBRip.x264.AAC-[YTS.MX]-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]

>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی

«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus

[پیش‌درآمد]

آروم باش، همراهت همین بیرونه" "بشین

"بشین. گفتم بشین دیگه"

همراهت حرفشِ بهمونِ که تو" "خواهرزاده‌شی

"درسته؟ خواهرزاده‌شی تو؟"

"مادرت کجاست؟"

"می‌دونی کجاست؟"

منو ببین" "حرفای منو حالیت میشه؟

،اگه اهل بوداپستی" نام و شماره خیابونه

محل سکونت قبلیت رو "صریح و رسمی بنویس

"قلم و کاغذ هستش"

،اگه ترجیح میدی باهامون حرف نزنی" ،اونا رو با ضمیمه اسم خونواده‌ت بنویس

"و ما هم سر تصدیق‌شون بررسی‌شون می‌کنیم

نکنه اون زنی که بیرونه" ،قوم و خویشت نیست

بلکه صرفا یه دوستِ متحدیه که تو طول مسیر پیدا کردی "که سعیشه کمکت کنه؟

"نهایتش یه ته چهره‌ای به هم دارین"

ما بخاطر اینکه سعی داره" "به یه زن جوون بی‌گناه کمک کنه، مجازاتش نمی‌کنیم

"ما می‌خوایم کمکت کنیم بری خونه‌ت"

"خونه‌ی واقعیت"

"لازلو، من زنده‌م"

"یالا! مدارک رو بده"

آتیلا بهم گفته تو هم زنده‌ای" "و از بِرِمِرهافن داری میری پیشش

"دلم شاد شد"

ازت که خبر شنیدم" "جوری سرمست و از خود بیخود شدم که فریاد سر دادم

"بار و بندیل من کو؟"

چی؟ -" "ای گور بابات بشه -

"من که خنده‌م نمیاد با این کارت"

"بس کن بابا! اونجوری هم نگام نکن، پیری"

صاف پشت سرته بابا -" "این چمدون من کو؟ -

"اونجا چپونده شده زیر تشک"

"بجنب"

تند باش لازلو" "وگرنه میشیم آخرین نفرای تو صف‌ـها

ژوفیا با منه، هر چند بُنیه‌ای نداره، عجیب‌بازی درمیاره" "و شدیدا هم مریضه

"دل تو دلمون نیست که برگردیم به وطنمون"

ولی تازگیا، اون خودش نیست"

،که همینم به تبع "بیخود شک مقامات محلی رو جنبونده

از بخت خوب، دلِ چند تا پسر شوروی" "برامون رفته

علی‌الخصوص هم دلشون برای" ،خواهرزاده طفلکت به رحم اومده

که از آخرین باری که چشمت به جمالش افتاده "رسیده‌تر و قشنگ‌تر هم شده

اینجور که معلومه این نظامی‌های جوون" مجذوب و مدهوشِ

روزه سکوت محضِ "همچین آفریده پرجلایی شدن

معذرت می‌خوام، ببخشید

شوروی‌ها کمکمون کردن به یه پناهگاه مجاور"

که برای افراد پناهنده و آواره تو "واش" هست "جابجا بشیم

دارن بهمون دلگرمی میدن که" ،"از آزادی‌مون لذت ببریم"

ولی من که با این حرفا "یاد اون شاعر آلمانی، گوته میفتم

که میگه: "هیچ‌کس به اندازه آن‌هایی که

به دروغ خود را آزاد می‌دانند "بَس در بند اسیری و بردگی نیستن

،منم برداشت غلط نمی‌کنم" "ما هم هنوز آزاد نیستیم

"دِ بجنب دیگه بابا"

تو هم مثل من، حتما چیزهای بغایتِ وحشتناکِ وحشتناک رو" ،تو سرت می‌پرورونی

ولی بهتر اینه که "افکارت از پا نندازت

اوضاع نه بهتر و نه بدتر از چیزیه که" "ممکنه به ذهنت بیاد

"من بیشتر یه کنجی برای خودم تو عزلتم"

،از همه چی مهم‌تر هم"

"جلوی دست‌درازی‌ها برای ژوفیا وایسادم

"پایین‌تر، آدرسیه که برای پستِ واش بهم گفتن"

لطفا به مجردی که این نامه که به دستت رسید" "برام بنویس

دیگه برام امر مسلم‌ـه که"

"اینجا هیچی برامون نمونده

"اینجا رو باش"

نگفتم بهت؟" - "آره -

"به آمریکا برو و منم دنبالت میام"

"ارادتمندت، ارژیبت"

برای اون دسته از شما که

،انگلیسی بلد نیستین

لطفا با بنده یا هر یک از همکارام

که در پشت هستن صحبت کنین تا بتونیم شما رو مِن‌بابِ

برنامه‌های زبان و آشناسازی‌مون ،اطلاع‌رسانی کنیم

،که در خودِ همین اتاق

با آدرس 425 لافایِت برگزار میشه

این آدرس رو بخاطر بسپارین

مزین بر این‌ها، کلاس‌ها و جلسات روزانه

در جایی که بسیاری از شما ،امشب رو در اون می‌خوابین

،یعنی هتل مارسی

واقع در در خیابان 103 و برادوی برگزار خواهند شد

برای کسانی از شما که

هیچ‌کدوم از شرحیات ذکرشده ،برایشون صدق نمیکنه

و اینکه بلافاصله صبح

،رهسپار مقصدی دیگر میشن

لطفا در بابِ کمک هزینه 25 دلاری سفرتون به دیدن من بیاین

این کوپن‌ها در قطارها

،و سرویس‌های اتوبوسرانی نقش داشته قابل بازخرید هستن

من آلبرت بی چندلر ام

و در این لحظه، می‌خوام پسری رو به معارفه برسونم که

،تحت رهبری بِیب روت خواهد بود

اون هم وقتی که بِیب، مسئولیت جدیدش رو به عنوان سرپرست بیسبال برای

[اتاق‌ها]

قشون آمریکایی"، در دست بگیره"

،به نمایندگی از پسران قشون آمریکایی

،سحنگوی همه‌ی پسران آمریکایی

...خانم‌ها و آقایان، این شما و این لری

یه مدتی ازش می‌گذره، ببخشید

چی شده؟

به نظرت من قشنگ نیستم؟

به... به نظرم هستی

کدوم قسمتای منو قشنگ‌تر می‌دونی؟

همه قسمتاتو - بس کن بابا -

من که همه‌ی قسمتای تو رو قشنگ نمی‌دونم

"بابا بزن بکنش دیگه"

"خفه"

بگاش

میشه به دوستت بگی ادب داشته باشه؟

"اون گاله‌ت رو ببند"

پاهام چیه؟ زیادی نی‌قلیونن؟

نه تو که خوش‌قواره‌ای

این فضای بالای ابروهاته که

واسم داستان شده

چی گفتی؟

اینش رو خوشم نمیاد

ریخت نکره‌ای داری

می‌دونمم دارم

ما پسر هم داریم، اگه میلت اینه

نه، ممنون

برادرایی تیره‌پوست ولی خوش بر و رو

نه، نه. با روحیاتم جور نیست

وایسا - وایسا -

وایسا! وایسا

هی - هی -

هی! هی! هی

هی، ممنون. ممنون - تشکر -

حرف نداشت. حرف نداشت

"می‌بینمت"

"می‌بینمت"

می‌بینمت

می‌بینمت - می‌بینمت -

می‌بینمت - عالیه. وایسا، وایسا -

واسه خوش‌شانسی. واسه خوش‌شانسی - ممنون -

خدافظ دوست من - خدافظ دوست من -

به امید دیدار

خدافظ

"مراقب خودت باش"

به امید دیدار

|| معمار زِبره‌کار ||

بخش 1] معمای ورود [از سال 1947 تا 1952

شاید هیچ ایالت یا جامعه‌ای

در تمام طول تاریخ بشریت

همچو ایالت پنسیلوانیا، بستر سرنوشت‌سازِ

بسیاری از دغدغه‌های انسانی نبوده است

تصمیماتی که پایه‌گذار و تضمین‌کننده‌ی بقای

،جامعه‌ای بزرگ شد

که جنبش‌های مهاجرتی‌ـه

،حائز اهمیتی را حادث شد

،که آزادی مذهب در آمریکا را نهادینه کرد

،که شالوده‌ی ادیان بزرگی را ریخت

که نظام آموزشی آمریکا را ،به بار آورد

که امپراتوری‌های صنعتی عظیمی را ،راه اندازی کرد

که تار و پودهای فولادی را چکش‌کاری کرد و ساخت و چرخ‌های محرکِ

تمدن بزرگ امروزی را به حرکت درآورد

،اینجا جاییست که اتفاقات رقم می‌خورند ،جاییست که تصمیمات گرفته می‌شوند

جاییست که صنعت در حال برداشتن بزرگ‌ترین گام‌ها

در بین هر ایالت یا جامعه‌ای در جهان است

پنسیلوانیا

،سرزمین تصمیم‌گیری برای آمریکا ،برای صنعت آمریکا

و برای خانواده‌های آمریکایی

آتیلا

پسر عمو

پسر عمو

اِرژیبت زنده‌ست

چی؟ چی؟

"چی گفتی؟"

"چی گفتی؟"

"یه نامه ازش بهم رسیده"

ارژیبتت زنده‌ست" "و پبش ژوفیا کوچولوئه

"آره؟"

"آره؟"

آره؟

آره؟

ممنونم. ممنون

[لوازم خانگی میلر و پسران]

،یه مجموعه‌ای از اسبابُ وسایلِ

ولی خدمتت عارض شم که

برای کابینت‌ها ،بیشترین سر و دست رو می‌شکونن

که کارشم اونم سفارشی‌‌سازی شده طبق سفارش با خودمونه

لامپ‌ها هم همینطور

و ایناها

کار چیدمان و عیان‌سازی با آدری بوده

دیگه مثل یه آمریکاییِ تو تلویزیون حرف میزنه

،آره، خب، ما که تلویزیون نداریم

،ولی اون از قبل بدنیا اومدن منم اینجا بوده

و هنوزم که هنوزه به هیچ آمریکایی‌ای که به عمرم دیدم، نمی‌خوره

،هشت سال پیش

خواستیم یه چی تو همین مایه‌ها رو تو منهتن باز کنیم

دو ماه سرپا بودیم

نتونستیم با بِرَندهای بنام رقابت کنیم

نو عروس و دومادها، با یه مجله‌ی

،خانه‌ها و باغ‌های بهتر"، پا می‌ذاشتن تو" یه مجله آمریکاییه که به مسائل مربوط به خونه) (باغبونی، دکوراسیون داخلی، آشپزی، و سبک زندگی می‌پردازه

...و میگفتن

ما از... ما از این میزه که" "کنار این تبلیغ عطر تو مجله‌ست خوشمون اومده

و ما هم می‌گفتیم: "خب، می‌تونیمم براتون "یه همچین چیزی درست کنیم

"بعد اونا میگفتن: "نه آقا، ما خود همینو می‌خوایم

آره. کاشف به عمل اومد که ما هیچ از نیویورک خوشمون نمیومد

دریغ از یه جذبه و دل‌ربودن، درسته آدری؟

به طول هر بچه‌ی کَلُ کثیفِ خیابونی که می‌خوری بگیر تا

،بخر، بفروش و پیک موتوری

یه بساط دوشیدنی رو راه انداختن

من خودم بچه‌ی کُنِتیکِت‌ـم اونجا رو بلدی؟

معلومه که بلد نیست، آدری پا قدم اومدنش هنوز خشکم نشده

بدش من

...خب

برات یه جا تو پشت خالی کردیم

آدری برات یه تخت جمع و جور کرده

درست اونجاست

یه تخت تاشو و یه لامپ فعلا نیست، ولی

راحت باشُ هر چی می‌خوای از نمایشگاه بردار

همینا برام کافیه

،و برای دستشویی کارکنا هم ،از در جلویی میری بیرون

سمت پشت ،اونجا که ماشینو پارک کردم

یادته؟

یه راه‌پله‌ای هم اونجائه که می‌برتت بالا تک آپارتمانمون

،اگه چیزی احتیاجت بود کافیه در بزنی

تو و خانمت زحمت رو از حد هم گذروندین

می‌دونی، ما یه آشنا داریم که

می‌تونه دماغت رو یه نگاهی بندازه

فکر می‌کردم احتمالا کسی به چشمش نمیاد

چی شده؟

اگه ناراحت نمیشی بپرسم

از روی یه قطار مسافربری پریدم

،یه چند لحظه بعد یه صدای شترق بلند شنیدم و

،خیال کردم یکی به سرم شلیک کرده

ولی فقط خورده بودم به یه شاخه درخت

هیچ‌کی بهم شلیک نمی‌کرد

ولی یه چیزی برای دردش خوردم

دوست دارم بدم یه نگاهی بشه. ممنون

به کِنِت زنگ می‌زنیم

بیا. بشین کنار میز من

میرم چند تا حوله بیارم

از اونی که انتظار داشتی، کوچیکتره؟

چی؟

مغازه

نه

نه، من هیچ سطح انتظاری نداشتم

میلر و پسران] [لوازم خانگی نمایشگاه کالا

میلر کیه؟

من میلرم

نه، تو که مولناری

دیگه نه

نه میلری هست، نه پسرانی - آره -

،جماعت اینجا اونا از کسب و کار خونوادگی خوششون میاد

خب نظرت چیه؟

سرِ چی؟ این لوازم خونگی؟

نه، خب، یعنی، همه چی تا اینجای کار

فیلادلفیا

.ولی درسته، با این تیر و تخته‌هایی که کف زمینشم ریخته

خیلی قشنگی ندارن

خب، تو هم از همین رو اینجایی

ای استاد

ماهِ دیگه، استخدام و حقوق‌بگیرت می‌کنم

،اگه بخوای

می‌تونی یکشنبه‌ها پیشمون بالا غذا بخوری

شما دیگه خیلی تو زحمت افتادین

حرفشم نزنا - حرفشم میزنم -

حرفشم میزنم

"ممنونم"

"دینش یهودی نیست؟"

کاتولیکه

ما کاتولیکیم

"لازلو، من زنده‌م"

آتیلا بهم گفته تو هم زنده‌ای" "و از بِرِمِرهافن داری میری پیشش

"دلم شاد شد"

ازت که خبر شنیدم" "...جوری سرمست و از خود بیخود شدم که فریاد سر دادم

[عیسی منجیست]

ما اهدای غذا و پوشاک رو روی چشم می‌ذاریم

لطفا به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین لطفا به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

اهدایی‌های شما ...کمک به تامینِ سرپناه، غذا، پوشاک

لطفا به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

حالا نوبت توئه، ویلیام

لطفا به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

با چشمام یه چیز آبی‌ای رو دید میزنم

به بی‌خانمان‌ها کمک برسونین

کُتِ این آقای محترمه؟

بچه زبر و زرنگ‌ـیه

راست میگی. یه کمی رنگ آبی روشه

گوش کنین

آشپزخونه بسته شده دیگه، جماعت فردا صبح زود برگردین

وایسین! کجا بابا. من اینجا بچه دارما

ببخشید، غذامون تموم شده

صبح بیا سراغم

یادم نمیره که یه بشقاب غذا بهش برسه

یه تیکه نون که دیگه باید داشته باشین

اون فقط یه پسرکوچولوئه اینجا بچه هم هست

بابا شما مردم چندبار می‌خواین بهتون بگم آخه؟

هیچی دیگه اینجا نمونده

ممنونم جناب

مشکلی براش پیش نمیاد؟

یه جای دیگه هم هست که می‌تونیم امشب یه سری بهش بزنیم

پس، فردا رو بذار بخوابه

من صبح‌علی‌الطلوع میام اینجا

بیا اینجا سراغم. براتون جا نگه می‌دارم

شب‌بخیر

هیچ‌کی حقش نیست که توی خیابونامون باشه

من حقم نیست که دوباره توی خیابونامون باشم

هر چی از دلتون برمیاد، دریغ نکنین و ببخشین

ممنون از گوش دادنتون

خدا همگی‌تون رو خیر بده آخر هفته خوش و خرمی داشته باشین

ببخشین

عذر می‌خوام

خاخام" زونز؟" - بله - (در دین یهودی حکم مُلا رو داره)

صبحتون بخیر" - "صبحتون بخیر -

بنده فهمیدم که خواهرزاده و همسرم

هر دوشون در مرز اتریش

بلاتکلیف موندن

مدتی نه زیاد منتظر بمونین و می‌تونیم بعد صحبت کنیم

،مایکوه اسرائیل" می‌تونه تلاشش رو در کمک کردن کنه" یه سازمان آموزشی و مذهبی در فیلادلفیا) (با محراب کلیسا و دعاخونه

اما از اینجا، همونطور که مستحضرین کار بسیار دشواریه

منتظرتون می‌مونم. مچکرم

خیلی ازتون مچکرم - منتظر بمونین. منتظر بمونین -

ارژیبت

[ارژیبت]

،در 29 نوامبر 1947"

مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را به تصویب رساند که

خواستار ایجاد یک دولت یهودی در "سرزمین اسرائیل شد

،مجمع عمومی" از ساکنان سرزمین اسرائیل خواستار شده تا

اقدامات لازمه را از سوی خود

"برای اجرای این قطعنامه انجام دهند

این به رسمیت شناختن از سوی سازمان ملل متحد

در مورد حق قوم یهود برای تأسیس دولت خود "غیرقابل برگشت است

این حق، حق طبیعی قوم یهود است که"

به مانند همه ملت‌های دیگر در دولت مستقل خودشان

"زمام سرنوشتش در دست خودش باشد

،بر این اساس" ،ما اعضای مجلس خلق

نمایندگان جامعه یهود ،در سرزمین اسرائیل

،و جنبش صهیونیست

امروز در روز پایان قیمومیت بریتانیا

بر سرزمین اسرائیل "اینجا گرد هم آمده‌ایم

،و به موجب حق طبیعی و تاریخی ما"

،و بر اساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد

بدین وسیله تأسیس یک دولت یهود در سرزمین اسرائیل را اعلام می‌داریم که

"به نام دولت اسرائیل شناخته شود

،مطمئن نیستم چیکارشون کنم آخه .حرفم همینه همش

به نظر خودت چی رو باید باهاش سِت کنم؟

بذار بمونه

چجوری؟

همینجور بذار بمونه

شبیه سه‌چرخه میاد

چی هست؟

دوچرخه‌ی... بچه‌هاست

سه دزد رفتن به بز دزدیُ یه دزد یه بز دزدیدُ یه دزد دو بز دزدید

آیا سه دزد رفتن به بز دزدیُ یه دزد یه بز دزدیدُ یه دزد دو بز دزدید؟

اگه سه دزد رفتن به بز دزدیُ یه دزد یه بز دزدیدُ یه دزد دو بز دزدید

چطور یه دزد یه بز دزدیدُ یه دزد دو بز دزدیدُ سه دزد رفتن به بز دزدی؟

هی. بیا بریم

داخل یه مشتری مهم داریم

پارسال یه فضای اداریِ دوطبقه رو تو مرکز شهر

براش با قیمت مفت اسباب اثاث چیدم

نظرش رو مائه که یه سری کار داخلی رو

تو یه منزلی انجام بدیم

میشه یه لبخند کوچولو تحویلش بدی؟ ها؟ بزنی به دلش؟

حکم شده دم به دقیقه اینقدر کاسب‌کارش باشی؟

شده کارت فروشُ، همش فروش و فروش

آقای ون بورِن

اجازه بدین به پسر عموم لازلو، معرفی‌تون کنم

استدعا دارم. این اسمیه که مردم پدرم رو خطاب میدن

به من بگین هری

خب، هری می‌خواد تو ملک خونوادگی‌شون

در دویلزتاون چند واحد قفسه نصب بشه

ببخشید که مزاحم‌تون هم شدم

امیدوار بودم کسی اونجا دنبالم بیاد تا

نگاهی به اتاق مطالعه پدرم بندازه

من و خواهرم ،دوست داریم غافلگیرش کنیم، متوجه‌این

اونم با درآوردن یه کتابخونه درخور از اونجا

منظورتون چیه؟

خب، بی سر و سامونی اونجا بیداد میکنه

شیر تو شیریِ تموم و کمالی از کتاب‌ها و اسناد رسمی‌ـه

سر همینم گمونم کلا بخوایم چندتایی قفسه بلند

و قفسه دردار نصب بشه

شاید بشه یه نردبون هم با چرخای کوچیک زیرش براش ساخته بشه

می‌دونین؟ مثل اونایی که تو یه کتابخونه واقعی میشه دید

اون از اون کتاب‌خونای سیری‌نگیره

آره، می‌تونیم یه همچین چیزی بسازیم

اجازه بدین بگم آدری بیاد پایین ،و حواسش به اینجا باشه

بعد میرم ماشین رو هم بیرون بیارم

خیلی خیلی عالی - دو دقیقه‌ای برگشتم -

پول خوبی دستت می‌ذارن؟

سرِ کار قبلی پیششون

پول بدی ندادن

ولی یه خروار کار افتاد رو دوشمون

دم به دم میاوردن رو سفارش‌ها

حتی یه تخفیفی هم با پولِ جمع بسته شد

آقاجونش تو طول جنگ

تکنیک‌های تولید رو

واسه تسریع ساخت کشتی‌های باری تغییر داد و به نون و نوایی رسید

یا عیسی جان، این بابا می‌خواد دکمون کنه؟

نکنه فکر کرده از این مسابقات شتابِ دو تا ماشین با همه؟

هی، کوتاه بیا بابا

تا بزرگ‌ترین خونه رو ندیدین تو دست راست بمونین

هر جا میلتون‌ـه می‌تونین پارک کنین

ممنونم که اومدین اینجا

اونم خبرنکرده و عجله‌ای، آقایون

آخه پدر فقط تا جمعه آینده حضور نداره

منم تصمیم داشتم تکلیف این قضیه رو قطعی مشخص کنم

هیچ اسباب زحمت و ناراحتی برامون نشده، رئیس

،امروز شانس در خونه‌تونم زده

چون پسرعموی من که اینجا حی و حاضره یه معمارِ پروانه‌دار و

یه متخصصِ بازسازی و نوسازی هم هست

حتی سابقا یه کتابخونه رو تو دیارش طراحی کرده

درسته؟ یه کتابخونه تموم و کمال برای شهر

کدوم شهر؟

بوداپست - صحیح. هیچ‌وقت اونجا نرفتم -

به این شلختگی اهمیتی ندین

می‌دونم. وحشتناک قدیمی و دِمُده‌ست، مگه نه؟

،تو فکر قفسه‌هایی تا سقف بالا رفته

و چندتایی چراغ مطالعه‌ی خوبم

با شاید چندتا چراغ دیواری هم که کِش‌سانی‌ان

پدر همیشه پرده‌ها رو کشیده می‌ذاره

برای محافظت از کتاب‌ها جلو نور خورشیده

اینجا ما رو به جنوبیم

البته

چقدر می‌خواین هزینه کنین؟ - چقدر برآورد شمائه؟ -

بستگی به مواد و مصالح کار داره

...خب با کیفیتی که بصرفه بسازینش

چه بسا یه جای قشنگ هم براش که بشینه و بخونه؟

یه صندلی یا یه نیمکت راحت واسش .جلو پنجره

می‌خواین اونو عوض کنیم؟

اگه وقت میشه که، چرا که نه

تابستون قبل موقع یه طوفان بد و خطرناک یه شاخه روش افتاد

گمونم اسم این طوفان رو چرخند حاره‌ای میگن

زیر هزار دلار نگهش دارین، امکانش هست؟

من و خواهرم هزینه رو نصف نصف میدیم

هیچ هزینه اضافه حساب نشده‌ای نمی‌خوام

نگران نباشین طبق هزینه کار کلنگش رو می‌زنیم

می‌خواین همه این کارها تا جمعه دیگه تموم بشه دیگه، درسته؟

ترجیحاً که پنج‌شنبه شب

،من تو طول هفته نمی‌تونم اینجا باشم

ولی کارکنا راهتون میدن تو

،اگه چیزی پیش اومد

بهشون بگین به دفترم زنگ بزنن

،اگه پنج‌شنبه بخواد تموم بشه که باید دست بیشتری بهمون رسونده بشه

وسایل و مصالح و شیشه رو هم که ،حساب بیاریم

دو هزار دلار درمیاد

اونورش رو بذار

خیلی‌خب

باید می‌بودیُ این تو رو زدنش

سر قیمت رو می‌دیدی

من که آماده بودم به 450 دلار قناعت کنم

من کجا قصدم اینی که میگی بود - بود -

نبود من داشتم بهش می‌گفتم چقدر خرج برمی‌داره

نه، با... با خودم گفتم قراره کار رو واسمون بریزتش پایین

ولی تو از موضعت پایین نیومدی

و همینم قشنگ کارآزموده‌ت میکنه

امیدوارم فقط همین کاره نباشه

زنه ماه‌ـی می‌مونه

،نگاش کن. اون لباس قرمز تنشه

...و با رنگِ لباش یکیه

باهاش برقص

باهاش برقص

نمی‌خوام برقصم - دِ برو وسط -

...نمیـ... نمیـ - یالا -

نمی‌خوام. نه، مچکر

دلش نمی‌خواد

...علافش علافش نذار

باهاش برقص

این آهنگی‌ـه که دوست داره، مرد حسابی آهنگی‌ـه که دوست داره

،با هم میریمش فوت و فنش و گام‌زنی‌ها رو یادت میدم

باهاش برقص

باهاش برقص، باهاش برقص

می‌خواد برقصی

این آهنگی‌ـه که دوست داره - آتیلا -

آهنگی‌ـه که دوست داره

دِ برو دیگه. باهاش برقص

...نمیـ

چشم انتظارته بابا

چشم انتظارته - خیلی‌خب، باشه -

باشه، باشه دیگه

نکن - آره -

نفهمی هستیا - برو وسط -

گمشو بینم

یه استخوون و یه ملاقه گوشتیا، مگه نه؟

می‌بینی؟

مثل دوچرخه‌سواری می‌مونه

سه‌چرخه

خونواده

دوچرخه‌ی بچه‌هاست

بچه‌ها

تو توالت نریختی

چی؟

بِه از رو فرش ریختنه، به گمونم

کِی انتظار دارین احتمالا همسرتون بیاد پیشتون، آقای تات؟

تو اون انباری هم که جا برا هردوتون نیست

کاش می‌دونستم، آدری

دستت درد نکنه بابت شام

آتیلا عکسای مجله رو نشونم داد

پروژه‌هایی که تو شرکتت انجام داده بودی

با چیزایی که ازت خوندم اون چی که انتظار داشتم، نیستی

من اون چی که خودمم انتظار داشتم نیستم

،می‌دونی شک ندارم می‌تونی یه کار دست و پا کنی

یه کار بهتر

تو یه شرکتی همینجا

...اونوقت من

باید برای یه فلان کسی کار کنم

بهتر از خوابیدن تو کمد انباریه

دنبال یه جا دیگه برای موندن می‌گردم

...بازم دستت درد نکنه بابت شام

جعبه‌ها رو بیارین نندازینشون

اینجا، اینجا، اینجا

،این بابا پولداره بازم کتاب می‌خره خب

احترام به کتابا سرت بشه

این بابا اهل خوندنه

می‌تونه یه قصه‌ی قبل خواب واسمون تعریف کنه

خیلی‌خب آروم آروم، آروم، آروم

آروم آروم

کف رو خش نندازین

.بله، تخته‌های بلند

قفسه‌ها باید از حیث ارتفاع ،متفاوت باشن

تا کتاب‌های بزرگ‌تر و حجیم‌تری که

مشتری ما روی زمین چیده بود رو توی خودشون جا بدن

پس شد، زاویه 45 درجه

سه، دو، یک

معرکه‌ست. خیلی قشنگ درمیاد

همینه خوبه، خوبه

بره چپ گوردون، چپ. و ثابت و پیوسته

مراقب باشین خب، بره چپ

با یه حرکت ثابت و پیوسته

زودباشین، با یه حرکت ثابت و پیوسته

آروم آروم

آروم، آروم، آروم

خیلی نزدیکه سقفه

هی، هی، هی، هی

نه

گفتم بِکِش بابا - من کاری که ازم برمیومد رو کردم -

الان یه ناودون آشغال هم واسه عوض کردن افتاده رو دستمون

یک، دو، سه

آره

خیلی‌خب

...بذارش... دستتو ببر

خوب شده. خوب شده. خوب شده

باهام برقص بازم باهام برقص

آتیلا

"بیا. بیا"

این کتابِ چاپ اوله

همه‌شون چاپ اولن

بیشعوری هستیا

بس کن. بیشعور

این دیگه چه وضعشه؟

اینا دیگه چی ان؟

کی گذاشته بیاید خونه من

و همه چی رو منفجر کنین؟

ببخشید، ببخشید جناب - تو دیگه کدوم جاکشی هستی؟ -

همه اینا بنا بود یه غافلگیری باشه

پسرتون هری بهمون گفت که ...انتظار ندارن شما تا

اینم یه غافلگیری لعنتی‌ـه

،مادرم، اونم یه زن ناخوش احوال

بیرون تو ورودی‌روی خونه نشسته

و اونقدر وحشت کرده که پاش به تو نمیاد

ببخشین وحشت‌زده‌شون کردیم

ما اونو برای آرامش و استراحت ،آوردیم اینجا

غافل از اینکه یه مردک برزنگیِ عجیب

تو ملک ما واسه خودش می‌چره

،پسرتون... ازمون خواستن بیایم اینجا

تا اتاق مطالعه رو به کتابخونه تغییر بدیم

کتابخونه؟

این اتاق

کن‌فیکون شده

خب، ما هم الان داشتیم همه چیزو می‌ذاشتیم سر جاش

زدین همه چی رو پشت و رو کردین

مگه سر جای درستشون علم غیب دارین؟

ما مثل تخم چشمامون

مراقب وسایلتون بودیم، جناب ون بورِن

نمی... نمی‌دونم چی بهتون بگم

تو کی‌ای دیگه؟

لازلو تات

لاز... لازلو یه معمار پروانه‌دارـه

،سرپرست بازسازی بود

و من قبلا هم با پسرتون کار کردم

یه مغازه لوازم خونگی جنوبِ کِنزینگتون دارم

به اسم میلر و پسران

جناب ون بورِن، اجازه هست دور و بر اینجا رو نشونتون بدم؟

این... این چراغ‌های کار حق مطلب کارمون رو هیچ ادا نمی‌کنن

اون مردک برزنگی بیرون دروازه منتظرتونه

توصیه می‌کنم بار و بندیلتون رو جمع کنین و برین

جناب ون بورِن

ما دیگه کارمون اینجا تموم شده

هیچ مشکلی هم نیست دیگه. بیا

صبح، صحه بودن این قضیه رو از پسرم می‌گیرم

مادر من مریضه

باید بیاد داخل تا بتونه بخوابه

هیچ مشکلی هم نیست دیگه؟

،این کجاش مشکلی نیست اینجا خونه منه

خدا لعنتتون کنه

بیدارشو

آخرته هر چی راه برای به پیشواز روز رفتنه اینجوری بیدار شدن

"چی شده؟"

هری لی زنگ زد

میگه پولی نمیده

واسه... واسه لوازم و مصالح؟

،میگه به اموالش خسارت زدیم

و کلامو بندازم هوا اگه نیاد بکشونتم دادگاه

حرفی واسه گفتن نداری؟

می‌خوای سرش چیکار کنی؟

...لازلو

،من تو رو تو خونه‌م راه دادم"

،تو محل کسب و کارم "بعد اینجوری می‌ذاری تو کاسه‌م؟

مشتریام رو فراری میدی

با همسرم نخ‌بازی راه می‌ندازی

.بهم گفت. می‌خوای هم نگه

.می‌خوای هم نگه چه توقعی داشتی آخه؟

خب، چه توقعی خودم داشتم آخه؟

حتی تو بچگیامونم

مگه می‌تونستی دستاتو نجنبونی

گوش کن

این دفعه رو به ارژی نمیگم

می‌دونم خیلی چیزا کشیدی و گذروندی

...همینم به به آدری گفتم

کاریت نمی‌کنم

ولی دیگه نمی‌تونم کمکت کنم

حالیت شد؟

،ارژیبت"

"...می‌تونی به آدرس جدیدم برام نامه برسونی"

"منتظرت می‌مونم. منتظر می‌مونم و منتظر می‌مونم"

پول احتیاج داری؟" "چی احتیاجته؟

"فدایت، لازلو"

صبح بخیر، فیلادلفیا

امروز سه‌شنبه، هفتم نوامبرِ 1950ست

این می‌تونه اولین‌بار از سال 1930 باشه که

حزب جمهوری‌خواه ...شاید در دست بگیرد زمام امور

گوردون

گوردون

نیروهای آمریکا و سازمان ملل

پیشرفت‌های چشمگیری در

...شبه‌جزیره کُره

بیدارشو. گوردون

زودباش

بیدارشو

باید بریم

گذاشتم بیشتر بخوابی دیگه دیگه وقتشه پاشی

گوردون

آقای لازلو رفتن؟ باید باهاشون حرف بزنم

صبر کنین

سلام علیک

لازلو؟

این واسه دردمه

خواهر الیزابت سراغت رو میگیره

جلدی میام اونجا

یه آقایی در حقم کن و تا کارتِ کارمون رو نزدیم، سر این دندون رو جیگر بذار

سر چی می‌خواست باهات حرف بزنه؟

مشارکت‌مو می‌خواست

مثلا چی؟ می‌خوان کمک کنی؟

من قبلا کمکم رو کردم

می‌خواد یکشنبه‌ها تو مراسم عبادت ،حضور پیدا کنم

و اهدایی‌ها رو جمع کنم

بعد تو بهش چی گفتی؟

گفتم حالا بهش فکر می‌کنم

کار زیبا و دلپسندی میاد، نه؟

من که میرم یه جای دیگه

،چرا سراغ یه جایی واسه موندن

این هر جایی که داری میری، نمی‌گیری؟

من زیر این بار نمیرم که مردم دیارم منو به چشم یه بی‌خانمانِ گدا ببینن

محاله

♪ یه گل رز باید که ♪

♪ زیر خورشید و بارون بمونه ♪

♪ وگرنه وعده قشنگ و خواستنیش رنگ واقعیت نمی‌گیره ♪

♪ هر کس نظر خودشو داره ♪

♪ هر کس نظر خودشو داره ♪

♪ و نظر من تویی ♪

یه ولدزنایی اومده ببینتت

لازلو تات، تویی؟

دنبالت می‌گشتم

،بگو چرا پیدات نمی‌کردم ریش گذاشتی

چه کاری ازم ساخته‌ست، جناب؟

می‌خوام ناهار رو مهمون من باشی

تا دو ساعت دیگه وقت استراحتمون نیست

کارفرمات رو نشونم بده بذار من شیرفهمش کنم

این رو دیدی؟

خیالت قرص که عالم و آدم دیدنش

برو صفحه 66

چه رشته‌ای خوندی؟

سبک معماری باوهاوس تو شهر دسائو

باوهاوس؟ چقدر اعجاب‌انگیز‌

عنوان و توضیحاتِ زیر عکس رو بخون

[یک میلیونر در میان معاصرین خود]

برای میلیونر دویلزتاون، هریسون لی ون] [...بحث کاری در خارج از حیطه کار یک سرگرمی موردعلاقه است

خب نظرت چیه؟

در اینجا آقای ون بورِن در کتابخانه‌ی نوین و خیره‌کننده خود به تصویر درآمده است؛ که از هر حیث [برازنده‌ی این مرد نوگرا می‌باشد

خوب میاد

به این تن قسم که میاد

چرا وقتی عین اجل معلق

سرتون آوار شدم، از خودت دفاع نکردی؟

...زنگ زدم به اون پسرعموی آمریکاییت

آتیلا - بله. آره، درسته -

،ابتدا، معذرت‌خواهی کردم بعد با تعریف و تحسین، ارج گذاشتمش

،با این حال، اون با کمال سربلندی منو به تو ارجاع داد

و از اون موقع مشقا و تکالیفم رو خوب نوشتم

اینا کارای توئه، درسته؟

بله

همه‌شون؟

بله

ببخشید ناراحت... ناراحتت کردم؟

نه

اصلا

خبر نداشتم این عکس‌ها هنوز موجودن

چه برسه اهمیتی هم داشته باشن

میشه نگهشون دارم؟

بله که میشه

هنر از سر و روشون می‌باره

از نزدیک بهتر هم هستن

می‌تونستی یکم بیشتر

پیشینه‌ت رو گشوده کنی

...هیچ

هیچ لطفی در حق خودت اونجا نرسوندی

پیش کشیدنش وسط اون همه داد و فریاد کار دشواری بود

آره

آره، سرم... سرمم پایینه

،واقعا پایینه، من

احمق‌بازی درآوردم

...ما

مادرم دم مرگ بود

عذری حساب نیست، ولی اون

اون، آخر همون هفته تو اون خونه فوت کرد

باب خبر مادرتون از ته دل تسلیت میگم

بگو ببینم، چرا یه معمارِ

خارجی چیره دست

اینجا تو فیلادلفیا ذغال سنگ بیل میزنه؟

خب، من سر یه ساخت و ساز

برای یه سالن بولینگ هم هستم

...ولی

دولت رایش، من و هم‌قطاری‌هام رو

بخاطر سبک و سیاق کارمون، روند

از بابت اینکه خصلتاً آلمانی تلقی نشدن

،نمی‌خوام آدم گستاخی باشم

ولی فقط واسه قهوه خوردن وقت دارم

شما آمادگیِ چیزی که دیدین رو نداشتین

قابل درک هم هست

خوشحالم به قدرش پی بردین

من فقط قدرش رو نمی‌دونم، آقای تات

رو سرم می‌ذارمش

من از غافلگیری بدم میاد

پسر سبک مغز من باید عاقل‌تر از اینا می‌بود

ولی گوش کن، من واسه فخر فروختن یا عزام رو پیشت آوردن اینجا نیستم

اومدم تا مبلغی که بهت بدهکار هستم رو صاف کنم

،نمی‌دونم گفتنش دردی رو دوا میکنه یا نه من توصیه نکردم که

دستمزد تو و همکارت نباید پرداخت بشه

آب که دیگه از سر گذشته بود ازش باخبر شدم

ما یکم به ناودونی که ،قصد هم داشتیم تعویض کنیم، خسارت زده بودیم

ولی یه سوء برداشت بود

ولش کن. پول رو بگیر

ممنونم

من جات بودم تو زیرجامه‌م ،جاسازش می‌کردم

یا تو کفش

دوست دارم بیای و اونجا رو تو روز روشن ببینی

قبلا دیدمش

بیشتر دوست دارم بیای و لذت اونجا رو ببری

باشه - بسیار عالی -

می‌تونم بدم یه ماشین بیاد ،و صبحِ یکشنبه سوارت کنه

اگه سرت... اگه سرت چندان شلوغ نیست

نه

بیا. آدرست رو برام بنویس

این گفتمانمون رو گیرا

و محرک ذهنی برداشت کردم

خدافظ

سعادتی بود

هی، هی، زیاد تکون نخور

یه چند دقیقه‌ای درگیرم

یه لحظه وایسا. اینو نگردار

چرا، داخل‌ـه اون

همه رفتن دیگه وقتشه بری. دیگه بستیم

هل نده! می‌دونم اون توئه

کسی این تو نیست

دوستم بدون من نمیره! خواهش می‌کنم

کسی این تو نیست بابا وقتشه بری دیگه

نه! نه - دیگه بستیم -

برو خونه‌ت دیگه

گوش کن، دوست من اون توئه، خواهش می‌کنم

دماغم - گفتم برو خونه‌ت -

،هی جناب تموم شد فیلم

[پایان]

نمی‌تونین اینجا بخوابین

تقاضا برای این

،مشتقات تریاک ...این داروهای مخدر، از سر و کول بالا میرود

که در پزشکی

برای تسکین درد و برانگیختگی خواب مفید می‌باشند

،آن‌ها با مصرف بدون نظارت

می‌توانن به داروهای خطرناک و اعتیادآور بدل گردن

...وقتی که این اعتیادآوری بیاید، معتاد

"چیه؟ چیه؟"

می‌بایست به هر قیمتی پی در پی بهش مواد برسد

داروهای وارداتی قانونی برایش در دسترس نیست

و باید که به منبع غیرقانونی روی بیاورد

بیا

بیا باهام

ای پیشی خوب. باهام بیا

بیا فقط - ببخشین آقای تات -

خانواده ون بورِن منو فرستادن دنبال شما

،روی صندلی بغلتون

یه کت و شلوار رسمی اتو خورده‌ست

اومدی

مرد سر زبان‌ها

چی سر خودت آوردی؟

...یه تیرآهن افتاد و

همه دارن تلف میشن از گرسنگی

هری، همدیگه رو که یادتونه

بله، یادمه. بعد از ظهرتون بخیر

بابا، از آشپزخونه می‌خوان که

اگه میشه لطفا بریم رو صندلی‌هامون بشینیم

و اینم خواهر دوقلوی هری، مَگی‌ـه

سلام آقای تات. عاشق این کتابخونه شدیم

لطف دارین

خیلی‌خب، بریم بشینیم

اون دستاورداشو تو بوق و کرنا نمیکنه، ولی

آثار آقای تات

در بخش گسترده‌ای از اروپای غربی و مرکزی ستوده میشن

مقالات بسیاری در مجلات معماری ،ازش وجود داره

اونم اگه اهل دنبال کردنِ این قبیل چیزا باشین

اولویت کاریتون در چه‌ها بود؟

تئاترها، "کَنیسه"‌ها، مرمت بناهای تاریخی (همون حکم مسجد یهودیا رو داره)

پروژه‌های زیادی انجام دادم ولی بعضیاشون به معنا که غیرمرسوم بودن

شما ازدواج کردین، آقای تات؟

بله

خانمم هنوز تو اروپاست

از چه علت؟

بین‌مون جدایی افتاد

بالاجبار

،شما اهل کجایین اگه که جسارتی نیست؟

نمیـ... نمی‌تونم لهجه‌تون رو تشخیص بدم

اهل شهر بوداپستم

بس کن

تو طول جنگ هم که، به ویرونی کشیده شد در یه کلام وحشتناک بود

چطور بود، این جنگ؟

ما اینجا داستانایی ازش می‌شنویم که چهارستون بدن آدم رو می‌لرزونه

نمی‌دونم از

کجا شروع کنم، خانم هافمَن

قصد دارین برگردین اروپا، آقای تات؟

،ولی همسرم، اونم الان تلاششه که بیاد اینجا تا پیشم باشه

ولی خب شرایط بد و بغرنجه

،خب، حالا که دیگه روزولت رفته

همینم باید سر سازگارتری به اوضاع بده

اون رفته، ولی

همه هنوزم وحشت اینو دارن که

آدمایی مثل من

تهدیدی برای دفاع ملی‌شون حسابن

،"اینکه میگین: "آدمایی منظورتون یهودی‌هان؟

ما هم یهودی‌ایم

میشل، تغییر دین داده

حکایت ارژیبتِ منم هست

حجم عظیمی از تعهد ،و مطالعه رو می‌طلبه

،ولی

عده‌ای تو وطن‌مون سرش به رسمیت نشناختنش

مایه تاسفه که "جامعه‌گراهای ملی" نتونستن این رو از زاویه خودشون ببینن (اصطلاحیه که به حزب نازی آلمان اشاره داره)

ولی نه، فقط یهودی‌ها رو نمیگم

بلکه آدمای خارجی

دنیا دوستم داشت که تونستم از برمرهافن، موقع دست به عمل شدنم، خارج بشم

فرمان "ترومن"، انتقال گروهم رو گره‌گشایی داد (رئیس جمهور وقتِ آمریکا)

بقیه که اونقدرا بخت باهاشون نبود

خیلی دردناک میاد، لازلو

دلمون شدیدا برات می‌سوزه

،مایکل دوست من و وکیل منه

اونم به ترتیب اولویتی که گفتمشون

مایکل، این قضیه جز پروسه‌ای هست که

شرکتت بتونه رو شتاب دادن بهش کمک ببخشه؟

متاسفانه، قضیه به این سادگیا نیست

همسرم نمی‌تونه خواهرزاده‌م رو ،اونجا رها کنه و بره، چون خواهرزاده‌م

کم سن و ساله، مادر نداره و خیلی هم مریضه

فقط خودشون دوتان؟

خوشحال میشم به نمایندگی از شما قضیه رو پِی‌جویی کنم

می‌دونین چیزی به اسمِ

قانون افراد آواره و پناهنده در کاره که

اخیرا هم منصوب شده

این قانون می‌ذاره که کم و بیش دو هزار نفر اروپایی

برای اقامت دائم پذیرش بشن

الان دیگه می‌تونی تو روزنامه‌ها هم خبرش رو بخونی

شرکت مایکل

نماینده دفتر معاون رئیس جمهوره

رئیس جمهور؟

رئیس جمهور ایالات متحده

مبارکتون باشه

دوشنبه بیا تو دفترمون در فیلادلفیا، ببینم

،به این خط زنگ بزن و منشیم می‌تونه کارها رو تدارک ببینه

بهت هم میگه از جفتتون چیا لازم داریم که فراهم کنید

ممنونم

"ناقابله"

به نظرم تو اتاق مطالعه قهوه رو صرف کنیم، نه؟

ممنونم

من یه بار ازدواج کردم

زنم دو فرزند زیبا بهم داد

،با این وجود، مارگارت و دوقلوها

دقیقه به دقیقه از

وقت شخصی کمیاب من رو طلب می‌کردن

اوضاع بین من

همسر سابقم و مارگارت سر ناسازگاری گرفت

از همین رو هم جدا شدیم

توافقی

،مارگارت منو تو رچِستر خودش دست تنها بزرگ کرد

فقط خودمون بودیم و خودمون

پدر و مادرش بخاطر بچه‌ای بدون ازدواج اومده عاقش کرده بودن

،اون تنها خونواده‌ی واقعی من بود

البته، غیر از دوقلوها که در ادامه زندگی اضافه شدن

بهت بگم که

،مدت کوتاهی قبل مرگشون

،والدین مادرم

که شک دارم بخوام اونا رو ،پدربزرگ و مادربزرگم بخونم

بعد خوندن یه مقاله

مِن‌بابِ گزارش موفقیت اولین شرکتم

پیش من و مارگارت اومدن

در واقع که

،ما اون موقع اوضاعمون بر وفق نبود

و بزودی هم ،کِرکِره شرکت رو پایین می‌کشیدیم

ولی این قضیه هنوز عُمومیت نگرفته بود

استنباطمه که بر مبنای فعل و انفعالات قبلی‌مون ،نتیجه‌گیری کردی که من آدم تو رو زنی‌ام

نه پرلاف و گزاف و علی‌الخصوص احساساتی

،اما مادرم که

مقابل گرم‌گیری‌هاشون .بی‌دفاع و ضعیف بود

اون برام استدلال آورد که ممکنه اونا بسیار ناخوش

،یا دم مرگ باشن

و بس محتملا محتاج پولن

دوست نداشتم ببینم مارگارت ،اونم یه زن معمولا واقع‌گرا

به چنین فرضیات مهمل و پیش‌پاافتاده‌ای تن بده

با این حال، موافقت کردم که ،رو در رو دیدارشون کنیم

،که یه بخشیش برای دلشاد کردن مادرم بود

ولی همچنین برای ارضای کنجکاوی این دودمانم

می‌دونی، واقعا کار خیلی هوشمندانه‌ای‌ـه

اینکه فضا چطور آدم رو

"با تکنیک عکاسی "فورس پرسپکتیو در بر می‌گیره

بله، فکر می‌کنم همینطور باشه

من رو یاد داستان کوتاهی می‌ندازه که یه زمانی خوندم

داستانش در مورد یه کتابخونه بیکرانه

در حال حاضر، مشغول کار روی پروژه‌ای هستین، آقای تات؟

یه سالن بولینگ

،ببخشید من وسط تعریف داستانی

برای دوستمون بودم

خیلی عذر میخوام. ابداً مشکلی نیست لطفا بنده رو ببخشید

خودت قبول کردی که اون‌ها رو ببینی

یه سلام و احوالپرسی‌ای

پشت تلفن داشتیم و من پیشنهاد دادم که

تو آپارتمان جمع و جور‌شون تو شهر بغلی

همدیگه رو ببینیم

خنده‌م گرفت وقتی فهمیدم که

تو این همه سال همین دور و بر خودمون بودن

،تو مسیر که می‌رفتم

مجالی داشتم فکر کنم

و دست آخر به مبلغی رسیدم که

می‌تونم با وجدان راحتی ،بهشون پیشنهاد بدم

،چون به هر حال ،چه دلم می‌خواست چه نه

اونا تنها بستگان در قید حیاتمون بودن

،با روی باز ازم استقبال کردن

پس سریع رفتم سر حرف آخر و گفتم که

یه چک 25هزاری دلاری براشون نوشته‌م

،وقتی چک رو دادم دستشون ،انگار یه نفس راحتی کشیدن

ولی شاید یه کم هم مبلغش تو ذوقشون خورده بود

با این حال، رفتارشون مؤدبانه بود و ازم تشکر کردن

منم خیلی معذب بودم

،قبل از اینکه سریع جمع کنم برم :ازشون پرسیدم

"با این همه پول قراره چی کار کنین؟"

شروع کردن به آسمون ریسمون بافتن درباره‌ی معجزات ،و از این جور چیزا

یه لحظه انگار همه‌ی چیزای

پیرامونِ دیدشون، حل‌شدنی و رسیدنی به نظر می‌رسید

بعد عمری قرار بود اوضاعشون ،روبه‌راه بشه

و من هم عجب نوه‌ی به فکری بودم

،موقع رفتنم

قبل از اینکه حتی به ،لبه چمن جلوی خونشون برسم

:دویدن دنبالم و دادزنان که

"هریسون، یادت رفت امضا کنی"

یه کم جرأت به خرج دادم که ،رک و راست باشم

که مثل آدم بزرگ‌ها باهاشون صحبت کنم

،گفتم: "یادم نرفته

ولی راستش عکس‌العمل شما

".انگیزه‌م رو برای امضا کور کرد

چنان جا خوردن که

یه لحظه فکر کردم

همون‌جا تو حیاطشون سکته رو زدن

،ولی نه، فقط زدن زیر گریه، انگار از هم پاشیدن مثل آدمای بیچاره‌ای که دیگه هیچ امیدی ندارن

سربسر این ماجرا خیلی بدتر از اون چیزی بود که

فکرش رو می‌کردم

دست آخر، به شرط اینکه

،دیگه کاری به مارگارت نداشته باشن

،یه چک دیگه براشون نوشتم

این بار فقط 500 دلار، و امضا کردم

من اینقدر مادرم رو دوست داشتم، آقای تات

ما برای همدیگه از هیچ کاری دریغ نمی‌کردیم

بعد از اون رفتاری که

با شما دوتا داشتن دیگه چی انتظار داشتن؟

،بله، بله منم دقیقا از همین منظر می‌بینمش

:یه چیزی رو بگو بهم

چرا معماری؟

یه آزمونه؟

نه، آزمون نیست

هیچ چیزی توضیح خودش رو نداره

آیا توصیف بهتری برای یک مکعب

در قیاس با ساختارش وجود داره؟

دوران جنگ بود

،با اینحال

،طبق اطلاعاتی که دارم

خیلی از مکان پروژه‌هام سرجاشون موندن

هنوز اونجا توی شهر باقی‌ان

وقتی که خاطرات تلخ اون چیزهایی که

توی اروپا اتفاق افتاد ...دیگه سرمون رو پایین نبره

انتظار دارم که این بناها

در عوض، به یه محرک سیاسی تبدیل بشن

و جرقه به پاخواستگی‌هایی رو بزنن که تو چرخه‌های مختلف مردم عام

بارها بارها پیش میاد

پیش‌بینی می‌کنم که

یه زبان مشترک از خشم و ترس شکل بگیره

یه رودخونه کامل از نظیرِ هرزه‌درایی‌ها ممکنه بدون هیچ مانعی پیش بره

ولی سازه‌هایی که من طراحی کردم طوری ساخته شدن که بتونن نظیرِ فرسایشِ

سواحل دانوب رو هم تاب بیارن

چه پاسخ زیبا و ظریفی

حتماً استاد محبوبی بودی

،قبلا هم عرض کردم

ولی به نظرم گفت‌وگوهای ما

از نظر فکری برام جذاب و تحریک‌کننده‌ست

باهات موافقم

همگی، لطفاً

مشروب براندی‌هاتون رو بردارین و بیاین بیرون پیش من

یه غافلگیریِ فوق‌العاده دارم

کدوم مزاری داری می‌بریمون، هریسون؟

اینجا آدم یخ میزنه

فقط سعی کن کفش پاشنه بلند پات کنی اینجا، مایکل

فقط یکم جلوتره. بیاین

یکم دندون رو جیگر بذارین، همه

،بی‌قراری نکنین دیگه داریم می‌رسیم

خیلی‌خب

،همونطور که خیلی‌هاتون می‌دونین

این... سال گذشته برای من، هری و مگی

تا حدی سخت بود

بابا، این بیرون خیلی سرده

میشه برگردیم تو؟

مگی، خواهش میکنم. ساکت باش

امشب شما رو اینجا تو سرما ،آوردم بیرون

نه که بخوایم ،گذشته رو نیم نگاهی کنیم

بلکه می‌خوام همراه من به آینده نگاه کنیم

،همونطور که مستحضرین بالای این تپه، دوئیلستاون هست

،پس ما قصد داریم

تو این زمین یک مرکز ،برای اهالی بنا کنیم

اونم به نام مارگارت لی ون بورن

هریسون، چه کار دوست‌داشتنی

این مکان باید به قدری فضای مقدسی باشه که

شاید روح مارگارت بتونه درش ساکن بشه

،جایی برای جمع شدن تأمل و یادگیری

،و آقای تات

می‌خوام شما این رو براش بسازین

،یه چیز بی حد و حصر یه چیز نو

می‌بینم که یکه خوردی خوشحالم

آخه فکر می‌کردم شاید انتظارش رو می‌کشیدی

نه. نه

گوش کن

تصادفی نیست که دست تقدیر ما رو

در آستانه مرگ مادرم کنار هم آورد

من در درک نشونه‌ها واردم

قربان، من نمی‌دونم این گمارده شدن سر کار چی‌ها رو شامل میشه

در مورد جزئیات ،در خونه صحبت می‌کنیم

ولی خوب از خجالتت درمیام

،و در کنارش

یه جای زندگی و کار هم اینجا تو ملک

بهت داده میشه

فکر می‌کنم زندگی کردنت اینجا

بهت وقت و فضایی می‌ده که بتونی اونطور که باید و شاید

این ساختن رو در ذهنت بپرورونی

،و خونواده‌ت هم اگه بیان

قدم اون‌ها هم اینجا رو چشمه

نظرت چیه؟

...خب، من... من

دوست دارم چیزی رسم کنم و بعد تقدیمتون کنم

خودتم که دوست داری این گمارده شدن رو برای خودت کنی

مشکلی نیست، میتونی همین کار رو کنی

هوا سرده، بهتره برگردیم داخل

بیاین

عذر میخوام

ببخشید، ببخشید

،یه راننده من رو اینجا آورد اسمش رو یادم نمیاد

شرمنده‌م - ...نه، من باید برگردم. من -

امکانش هست کسی بتونه با مردی که

امروز بعدازظهر من رو اینجا پیاده کرد تماس بگیره؟

یه لحظه لطفا

آقای تات. عذر میخوام که منتظرتون گذاشتم

هریسون رفت خوابید شب خوشی رو براتون آرزو کرد

میشه کمکم کنین تا راننده‌م رو پیدا کنم؟

،گوش کنین

در مورد کارهای نمایشی پدرم شدیدا متاسفم

حتما جا خوردین

هیچ اشکالی نداره

اون معمولاً این تصمیم‌ها رو

بدون مشورت با بقیه‌مون می‌گیره

هیچ‌کدومش رو جدی نگرفتم

باید بگیرین

باید بگیرین، متوجه می‌شین

پدرم می‌خوان ما شما رو استخدام کنیم

ولی من اینجا هیچ زیرساختی ندارم

واسه همین هم از من خواسته که

بر کارتون نظارت و تو این کار پرزحمت یاری‌ـتون کنم

من هیچ ایده‌ای در موردِ چهارچوب‌ها و شرایط کار ندارم

همین که خود منم

جوهرهٔ برون‌ریزی هیجانی پدرم رو ،درک کردم

سعی می‌کنم ازش یه بار اقتصادی دربیارم

امشب خونه‌مون ،جا سوزن انداختن نداره

پس خودم تصمیم گرفتم که یه جا برای شما

توی مهمون‌خونه دست و پا کنم

می‌تونیم وسایلتون رو صبح براتون بفرستیم بیاد

آقای تات؟

آقای تات؟

یه لحظه

آقا؟

من رو صدا کردین، قربان؟

.بله، لازلو، بیا تو یه رویا دیدم

چندتایی طرح اولیه دارم

در... در کنارش داشتم رو یه چیزی ،کار می‌کردم

،که احتمالا میتونه تو این مورد به کار بیاد اگه که دوست دارین نگاهی بندازین

،یه لحظه وایسا چشمام سیاهی میره. بشین

،سر و ظاهرم رو ببخش توی پیشونیم

انگار دارن نجاری می‌کنن

که زنگ وحشتناکی رو تو گوشام به پا کرده

باید باهام سر کنی

میتونم بعداً برگردم

.هیس! قبل اینکه از دستم بره .رویاها، از ذهن پریدنی‌ان

آره، میدونم

،دویلزتاون ،جای زیبایی‌ـه

ولی یه مکان فرهنگی نیست، عارضی؟

بی شک - ولی میتونه باشه -

،اگه سالن اجتماعاتی در کار بود

...می‌تونست میزبان یه جشنواره سینمایی باشه

مسلماً

،و البته توی فصل کم‌رونقی

دانش‌آموزهای محلی هم می‌تونن ازش استفاده کنن

درسته

و نظرت راجع به یه سالن ورزشی چیه؟

من تو نوجوونی کُشتی می‌گرفتم

خاطرات شیرینی هم از مادرم

که من رو برای مسابقات توی شهرهای اطراف همراهی می‌کرد، دارم

شاید یه استخر شنا؟

من شنا بلد نیستم

و شاید خیلی هم خرج برداره؟

پول که چرک کف دسته

پنسیلوانیا بیشتر از هر ایالت دیگری

خانه‌های مالک‌نشین دارد

شهرستان‌های کوچک ،و شهرهای کوچک بیشتری دارد

و همچنین نسبت به هر ایالت دیگری افراد بیشتری

،در شهرستان‌های کوچک زندگی می‌کنن

افزون بر این، برخی از بزرگ‌ترین شهرهای

جهان را نیز داراست

تمامی این‌ها دلایلیست که پنسیلوانیا به راستی یک سرزمین مناسب

برای خانواده‌هایی‌ست که می‌خواهند جایی عالی

برای زندگی و کار ،داشته باشند

و از پرمایگی اوقات فراغت

در کنار شغل‌های امن و نزدیک بهره‌مند شوند

پول برای اون چرک کف دسته

من با دوستانمون تو

دفتر شهرداری شهرستان باکس صحبت کردم که

علاقه‌مند به استفاده از

فرصت‌های تأمین مالی محلی

،و ایالتی برای پروژه ما هستن

به شرطی که ما حاضر باشیم یه بخش بخصوص

و معناداری از مرکز رو

به تجمع مسیحی‌ها اختصاص بدیم

ولی این یه مرکز اجتماعی برای عموم مردمه

،اونا چی می‌خوان عبادت‌کده؟

بنا به تصورم اونا انتظار دارن چیزی بخصوص‌تر و

معنادارتر از این برای تخصیص بودجه‌شون داشته باشیم

این هم بستگی به

تأیید کلی پیشنهاد از طرف اونا داره، البته

،ببخشید. یه سالن اجتماعات یه سالن ورزشی، یه کتابخونه

پدر اون رو بیشتر

به عنوان یه اتاق مطالعه عمومی توصیف کردن

یه کتابخونه و یه کلیسای کوچیک؟

این چهار تا ساخت و سازه، هری

چهارتا، نه یکی

خیلی بلندپروازیه

و فکر می‌کردم دوستش داشته باشی

من یه تماس با ،پیمانکار دائمی‌ـمون

لزلی وودرو گرفتم

با لزلی بار اول به عنوان یکی از

افسرهای مهندسی کشتی‌ـمون ،همکاری کردیم

ولی از اون زمان پروژه‌های ساختمانی مهم زیادی رو

،برای ما نظارت کرده

مِن جمله این دفاتر

پدرم 850 هزار دلار ،به این پروژه اختصاص داده

که، به نظر من ،خیلی قیمت معقولی میاد

اگه نگیم که هنگفته

اگه لزلی قبول کنه که ،روی کار بیاد

پس می‌گم فی‌الفور شروع کنه بودجه رو برامون آماده کنه

حالا این تخصیص 850 هزار دلاری

هزینه‌های برای خودت و لزلی رو هم دربرمی‌گیره

همچنین ما پیش‌دستی کردیم و ترتیبی دادیم تا بتونیم

برات یه پروانه کار

اینجا تو پنسیلوانیا بگیریم

خب، هری، بیا کلنگ رو بزنیم

ارژیبت، من با یه وکیل بانفوذ آمریکایی" آشنا شدم که

گفته می‌تونه به تو و ژوفیا "بابت وضعتون کمک کنه

جایی عکسی از تو و ژوفیا پیدا می‌شه که"

"در کنار هم باشین؟

هرچیزی که بتونه اون رو" "به تو ارتباط بده؟

من با چندتایی از همکارهایی که هرازگاهی"

در مهمونی‌های خونگی حضور داشتن "برای کمک تماس گرفتم

"و منتظر جوابشون هستم"

برای هرکسی که به ذهنت می‌رسه، نامه بنویس" "و توضیح بده که این موضوع چقدر ضروریه

هرچیزی که ژوفیا رو به تو" ،و تو رو به من مرتبط کنه

می‌تونه دست آقای هافمن رو "خیلی باز بذاره

504, 505, 506,

507, 508.

یه فهرست از مدارک و اطلاعاتی که" "دفتر اون خواسته رو برات ضمیمه کردم

لطفاً هرچی رو که" ،از این اسناد می‌تونی پر کن

و اصل این مدارک رو "هرچه سریع‌تر برام بفرست

"بگم هم که: ممکنه بخت در خونه‌م رو زده باشه"

،در یه چرخش غیرمنتظره روزگار"

یه فرصت وسوسه‌کننده" "برام پیش اومده، یه شانس دوباره

،سه، چهار...

پنج، شش، هفت

"حس می‌کنم حالا، از همیشه به تو نزدیک‌تر هستم"

"با عشق، لازلو"

،صاف بگیرین، صاف بگیرین صاف بگیرین. بالاتر، بالاتر

یکم بالاتر. خوبه خوبه، خوبه، خوبه

مساحت کل 2,684 متر مربعه که

شامل یه سیستم قابل ملاحظه‌ی جمع‌آوری میعانات

برای برداشت آب باران زیر سطح زمین هم می‌شه

این شکاف‌های باریکی که ،اینجا و اینجا می‌بینین

پنجره‌های سقفی هستن که می‌تونن

به عنوان مرزهای واحدهای فضایی

از هر دو طرف راهروی ورودی هم در نظر گرفته بشن

این واحدها قابل تغییر و چندمنظوره‌ان

اونا سرجمع ظرفیت 500 نفر رو از هر طرف دارن

و سیستم‌های سفارشی برای نشستن و ذخیره‌سازی هم

این امکان رو می‌دن که از فضا برای کنفرانس، باشگاه یا سالن نمایش استفاده بشه

این اتاق‌ها که اندازه استانداردتری دارن از بُتُن پیش‌ساخته ساخته شدن

عبادتگاه در مرکز ساختمون قرار داره که

با یه تابلوی سنگ مرمر

از کوه‌های کارارا متضاد شده

نمی‌بینم

عبادتگاه به عنوان بخش اصلی و قلب موسسه عمل خواهد کرد

هری، تو نظرت چیه که سالن ورزشی

اینطور جدا و کنار قرار می‌گیره؟

مطمئن نیستم

به نظرم شبیه پادگان به نظر میاد

خب، شاید به این خاطره که تو هیچ‌وقت خدمت نکردی، هری

به نظر من که همه اینا یه غافلگیریِ فوق‌العاده‌ست. ادامه بده

اجازه بدین نشون بدم

وقتی خورشید از شرق به ،غرب حرکت میکنه

تیرهای چوبی که در پایه برج‌ها قرار دارن

با هم یکی میشن تا نماد یه صلیب

،روی تابلوی مرمر محراب رو

وقتی که نور می‌خورن، تشکیل بدن

خارق‌العاده‌ست

چقدر جای شگفتا داره

،مگی میری خبر بدی قهوه بیارن؟

به نظر من که زیباست، آقای تات

ممنونم

خب، ارتفاع اون چیزها چقدره؟

شش یا هفت متر هم هست؟

،و درست متوجه شدمتون

بالای 800 هزار فوت مربع مساحت سطح؟

خب، اگه که اصلا بتونیم توان مالیِ ،این مصالح رو داشته باشیم

آقای ون بورن

سنگ مرمر سیلاکاگا که ،از شهرستان تالادیگا فرستاده میشه

،و این ممکنه بشه اگه بتونم

چند تا لطف از این طرف و اون طرف جور کنم

،با کمال احترام توان مالی مصالح؟

جناب، بتن که هم محکمه و هم ارزونه

بتن؟ اونقدرا گیرایی و کشش نداره

شاید بتونیم توی هزینه مصالح به نه سیخی بسوزه نه کبابی برسیم

خب، خوشبختانه، زیبایی‌شناسی ساختمان

کار شما نیست، آقای وودرو

،و مرمر سیلاکاگا سفیده .مثل یک ورق کاغذ

چیزی که من اینجا دارم مرمر آبی و خاکستری

.با رگه‌های ملایم‌تره

من مرمر ایتالیایی رو ترجیح میدم مناسب‌تره

...خب، باید یکم تحقیق کنم، ولی

من یه بااستعدادش رو می‌شناسم

یه بناء ایتالیایی که قبلاً ازش کار خواسته بودم

.یه نکته ریز دیگه تا یادم نرفته. اسم موسسه

می‌خوام خاطرم جمع بشه که تو چشم باشه، آره

آقا، این واقعاً همونیه که تصور می‌کردین؟

از چیزی جا موندم؟

،وقتی هری بهم زنگ زد

این رو بهم به اسم یه پروژه شخصی توضیح داد

اگه در چیزی با این مقیاس این همونیه که

،دست آخر سرش یه کلام می‌شیم

زمانبندی باید به طور قابل توجهی سامان‌دهی بشه

من ترجیح می‌دم که با سود 18 درصد زنده باشم

تا اینکه با نرخ بهره‌ی حداقل بمیرم، لزلی

ما از تخصیص‌مون پا رو فراتر نمی‌ذاریم

مادربزرگت عاشق سنگ مرمر بود

خیالت تخت

هری، وضعیت مذاکرات‌مون با دفتر شهردار

چطور پیش میره؟

منتظرمونن - خوبه -

بزنشون به جاده

خوبه - مچکرم -

گندش بزنم

صبح بخیر، لزلی

نگو همین الان از خواب پا شدی

دو دقیقه‌ای آماده‌م

میکنمش سه دقیقه به شرطی که خودت رو یه آبکشی‌ای کنی

سه دقیقه

بیرون منتظرم

روز بزرگ اومده

روز بزرگ. بیدارشو

شهردار کل روز رو که وقت ندارن، لزلی

همه چی مرتبه، هری

پدرت هم بهمون ملحق میشه؟

نه، متاسفانه برای کار رفته اونور آب

سلام رسوند

این پروژه‌ایه که خیلی ذوق و شوقش رو داره

این پروژه برامون در اولویته

پرسید میتونه فردا بهتون زنگ بزنه تا

درباره صفر تا صد جزئیات کار صحبت کنین

البته، هر وقت آمادگیش رو داشتین

خب، حتما

سیلویا تو دفترم

می‌تونه برای هر ساعتی از بعدازظهر فردا وقت بذاره

عذر میخوام

خب، این پروژه‌ی... متفاوتیه

خیلی امروزی‌ـه

بله - خیلی‌خب -

ما رو با چیزایی که تو ذهنت داری راه بنداز

،فقط تو مرحله ساخت

بیشتر از 80 شغل محلی دست و پا میشه

،نجارها، نقاش‌ها ،و به محض تکمیل کار

بیشتر از 150 نفر از اون لحظه به بعد در این تسهیلات باید

کارکنان دائمی بشن

کی می‌خوای به سوالات توی جعبه جواب بدی؟

درسته

درسته

همچنین می‌خواستم به برخی از

نگرانی‌ها و نظرات مکتوبی که

به‌طور ناشناس پیش از بحث امشب برامون ارسال شده اشاره داشته باشم

سوالاتی که به ،پیشینه شخصیِ من

،میراث و گرایش‌های عقیدتی من رو موشکافی می‌کنن اگه مایل باشین

به‌عنوان فردی خارجی

،و تازه‌وارد به دویلزتاون

من جامعه‌ای رو می‌بینم که نیازمند کمک هست

و این تنها انگیزه‌ایه که برای من اهمیت داره

،آقای ون بورن

یک حامی سخاوتمند ،و یک "پروتستان" معتقدن (یه شاخه‌ای از مسیحیت مثل شیعه و سنی)

و من مکانی‌ بنا می‌کنم که

شما برای دور هم جمع شدن

و الهام‌بخشی برای عبادت به سمتش کشیده بشین

می‌تونین آسوده‌خاطر باشین که

ما سنت‌های دویلزتاون رو محترم خواهیم شمرد

،"مرکز "مارگارت لی ون بورن

،برای آفرینش و فعالیت تجلی این هدف خواهد بود

یک بنای شاخص که نه تنها "،می‌گه: " من جدید هستم

بلکه: "من بخشی از "یک کلیت جدید نیز هستم

...لطفا اون چی رو بده اسمش چی بود؟

نه، چراغ قوه

درسته

اینجا نمای داخلی کلیسا رو داریم

این فضا برای 119 نفر مناسبه

در سپیده‌دم

در غروب

در ظهر - هوشمندانه‌ست -

یکی از اساسی‌ترین

،کالاهای دنیای امروز

که شروع از صفری داشت ،در یک شهر کوچک

میان تپه‌های سبزِ

.پنسیلوانیا

،لازلو"

از بعدِ رسیدن نامه‌ت چند ماه طول کشید تا مواردی که

آقای هافمن درخواست کرده بودن رو "به دست بیارم

فولاد

،اولش سردرگم بودم"

ولی یکهو به فکرم اومد که با همسایه‌ طبقه بالامون "تو بوداپست، خانوم هوروات، تماس بگیرم

شاید هیچ عامل دیگری

به اندازه فولاد پنسیلوانیا در پیشرفت مداوم آمریکا

نقش بسزایی نداشته است

اون تونست چندتا عکس خونوادگی"

که قشنگ عکس خودم، تو و ژوفیا

در کنار مادرش، تو روز عروسی‌مون هست رو "در اختیارم بذاره

فولاد

بیچاره فکر می‌کرد ما" ،تو همه این سال‌ها مُردیم

برای همین این عکس‌ها رو روی طاقچه‌ش "به یاد ما نگه داشته بود

فولاد برای ساختمان‌های بزرگ

فولاد برای پل‌ها فولاد برای خودروها

،ژوفیا اون زمان احتمالا نه ساله‌ش بوده"

ولی تو صورت و حالت چهره‌ش "چرایی نمیشه آورد

فولاد برای قطارها و ریل‌ها

همه عکس‌ها رو برات فرستادم، به جز یکی"

فولاد برای هواپیماها

اونم محض اینکه "این نامه دستت نرسید

،اون رو نزدیک سینه‌م نگه می‌دارم"

"شجره‌نامه‌ای از خانواده‌مون که روی قلب منه

فولاد برای سلاح‌های جنگی

و ماشین‌آلات در هدف صلح

،لازلو"

یعنی میشه به زودی "دوباره همدیگه رو ببینیم؟

فولاد

[میان پرده]

"با عشق، ارژیبت"

بخش 2] هسته مرکزی زیبایی [از سال 1953 تا 1960

راست یا چپ؟ - سمت چپ -

نکنه از پیشمون رد شدن؟

همکارم تو نیویورک اطمینان داد که سوار شدن

همونان که اونجان؟

نه، اونا نیستن

ژوفیا؟

ژوفیا. خودشـ... خودشه

ژوفیا

ژوفیا

"چی شده؟"

"ببخشید که بهت نگفتم"

"چی شده؟"

"ممکنه دائمی نباشه"

"چی شده؟ کسی بهت آسیب زده؟"

"بخاطر پوکی استخوون از سر قحطیه"

"موهام رو رنگ می‌کنم. می‌دونم زشت شده"

"آتیلا کجاست؟"

نمی‌خواستم اگه به هر دلیلی تاخیر داشتین

تو ذوقش بخوره

"ژوفیا، عزیزم"

زوفیا

به آمریکا خوش اومدین

چقدر عالیه که

بالاخره چشمم به دیدارتون روشن شد

یه مدتی بود که فکر می‌کردیم

شما زاییده تخیلش هستین

حیرت‌برانگیز هم نیست که با شریک عاطفی‌ـه

هنرمندان و متفکران بزرگ آشنا بشی؟

ممنونم که از لازلوی من مراقبت می‌کنین

به‌عنوان فردی با ،نظرکردگی خاص

همیشه فکر کردم که وظیفه‌مون اینه که

استعدادهای برجسته دوران خودمون رو شکوفا کنیم

،البته من خودم که از هرگونه استعدادی عاری‌ام

...صادقانه بگم، من

من بغایت به افرادی مثل اون رشک می‌برم

این حرفتون حتما راست نیست، آقای ون بورن

مثل اینکه شما هم برای خودتون حسابی سری تو سرها دارین

پدر سر و دست میشکنه برای تعریف و تمجید

لوسش نکنین

ملک زیبایی‌ـه - درسته؟ -

...اِژرِبِت

ببخشید، دارم درست تلفظش میکنم؟

بله، کاملا درسته

،میتونین منو الیزابت صدا کنین اگه راحت‌تر هستین

و زبان انگلیسی‌ـتون جای تحسین داره

لطف دارین. من تو دانشگاه انگلستان تحصیل کردم

کدوم دانشگاه؟

آکسفورد. برای یادگیری زبان انگلیسی

و بعد برای تحصیل رشته علوم ارتباطات به وطنم برگشتم

و کاری مرتبط با رشته‌تون کردین؟

بله. برای یه روزنامه ملی محبوب تو کشورم

به اسم "مَیار نِمزِت" می‌نوشتم

یه روزنامه‌نگار

فرهنگی‌ـه؟ - امور خارجیه -

خب، شاید شما بتونین به همسرتون کمک کنین که

،کمتر به کسایی بخوره که برای یه لقمه بخورنمیر کفشا رو واکس می‌زنن

از من چیزی بهشون نگفتی؟

لازلو، الان چندوقته اینجا هستی؟ چهار، پنج سال؟

دیگه جای هیچ عذر و بهونه‌ای نداری

ببخشید. یکم از خود بیخود شدم

بی‌زحمت اون رو پس میدی؟

یه پنی هم یه پنی‌ـه

سوفیا، درسته؟

ژوفیا

ژوفیا

ژوفیا

انگلیسی متوجه میشه؟

بله - بله -

بله. خیلی هم رسا متوجه میشه

پشت هر مرد موفقی یه زن ایستاده

لازلو؟ میتونم چند کلام باهات حرف بزنم؟

بله آقا؟

،به پیشنهاد لزلی

ما طرح‌هات رو به یه معمار دیگه هم نشون دادیم

چی؟ به کی؟

فقط یه نفر که باهاش سر یه فروشگاه بزرگ

تو مرکز شهر کار کردیم

اینا خُرده تغییران

سر جاهایی که فکر کردن شاید بتونیم یه پنی پس‌انداز کنیم

لازلو؟

لزلی حرومزاده‌ای بیش نیست - آره، درسته -

سر همین هم بهش دستمزد میدیم

خانوم‌ها، خوشحالیم که درجوار ما هستین

"بابت عروسک‌ها شرمنده‌م"

"آخه تو رو یه دختر کوچولو یاد می‌آوردم"

"مادرت رو ببین"

"خواهرم خیلی زیبا بود، نه؟"

،حتی وقتی مریض بود

باز هم خیلی زیبا بود

"از دستم عصبانی‌ای؟"

،از اینکه درباره‌ی وضعیتم بهت نگفتم" "دلخور شدی؟

اگه می‌خوای ،دعوا مرافعه باهام راه بندازی

چاره‌ای ندارم جز اینکه رو انگلیسیم کار کنم

بس کن. انگلیسی‌ت خیلی هم روونه

شوخی بی‌خودی

در مورد واکس زدنت کرد

فردا، می‌برمت یکی رو ببینی

یه متخصص رو

از دستم عصبانی نباش

دیگه نمیخوای باهام رابطه داشته باشی؟

بس کن این مزخرفات رو

به نظرت شکسته میام؟

شکسته شدیم

نمی‌تونی یه چیز دلنشین بهم بگی؟

خیلی دوستت دارم، گاوچرون

"می‌تونی بهم دست بزنی"

...نمی‌خوام

نمی‌خوام بهت آسیب بزنم، از نظر جسمی

نمی‌زنی هم

یه رویاهایی می‌دیدم

هر شب، رویا می‌دیدم که باهات رابطه دارم

من میدونم چکار کردی، لازلو

و عیبی نداره

از چی حرف میزنی؟

می‌دونم

می‌دونم

نمی‌تونم این کارو کنم - من همه چی رو میدونم -

الان نمی‌خوام این کار رو کنم

...می‌دونی

من مریض شدم

بدجور مریض شدم

به زور نفسم بالا میومد

پرپر می‌زدم پیشت باشم و همین مریضم کرد

تا دم مرگ رفتم

،بین زندگی و مرگ

افتادم به خیالبافی درباره‌ت

ولی فهمیدم که

،اونا اصلا خیالبافی نبودن بلکه حقیقتی در خیال بودن

من پیشت بودم

...هر دقیقه پیشت بودم...

لازلوی من، من میدونم چیکار کردی

،حسادت نمیکنم

چون هر دقیقه پیشت بودم

من از همه چیزهایی که برات پیش اومده خبر دارم

،و الان اینجام

و هیچوقت ترکت نمیکنم

"خدایا"

...عشقم

عشقم، دیگه تحملم نمیکشه

تحملم نمیکشه - میکشه -

میکشه

تو یه زندگی تازه داری

یه زبون تازه

می‌تونیم از نو شروع کنیم

[ساخت و تولیدی ون بورِن]

عه وا

عذر میخوام. عذر میخوام

مگی لی بهم رنگ مو قرض داده

بسیار عالیه عزیزم

،لازلو اونجایی؟

آره، عزیزم

اون مدلِ قشنگه، عزیزم

خیلی قشنگه

ممنونم

امروز بعدازظهر میریم شهر

که آتیلا رو ببینیم

تو هم دوست داری بیای؟

من بعدازظهر یه کاری دارم

نمیتونم

دلم براش تنگ شده

اصلا وقتی صدای قدم زدنش رو ...از اونیکی اتاق می‌شنوم

دلم هوری میشه

شاید بهتره

امروز بعدازظهر بگردیم دنبال چند تا کلاس زبان

میتونی خودت تنهایی با اتوبوس بری

مطمئنم اونجا آخرین جاییه که ،دوست داری بری

،ولی به صلاحته

و می‌تونم مدرسِ یا هر کسی که هست رو

در جریان وضعیتت هم بذارم

پای وراجی‌های من نشستن فقط تا یه جایی می‌برتت

کجا به سلامتی خانوم‌ها؟

داریم میریم تو شهر

کدوم شهر؟ ما چندتا شهر همجوار داریم

فیلادلفیا. که به خونواده‌مون سر بزنیم

البته، همون پسرعموی آمریکایی

پس به شهر میرین؟ - بله، بله، شهر -

.همچنین ما خب، همونجور اونجا واینسین

اجازه بده خودت و خاله‌ت رو برسونیم

ممنونم

،من یه دوستی تو نیویورک دارم یه روزنامه‌نگاره

همیشه دنبال استعدادهای نوشکفته‌ست

به نظرتون اسمی از شما پیشش نبرم؟

خیلی لطف دارین، آقای ون بورن

این یعنی که باید تو نیویورک کار کنم؟

،خب، احیانا .اولش آره

،ولی هنوز که شغلَ رو ندارین

پس بهتره به آب نرسیده کفش‌ها رو درنیاریم

البته که نه

قصد گستاخی نداشتم

نه، نه

،در هر حال

بهتره که تو ابتدای کار با من به اونجا رفت و آمد کنین

من از دوشنبه تا جمعه اونجام

بله، خوب هم هست

البته، باید با لازلو صحبت کنم

،خاطرتون قرص که ،اولین کلنگ پی‌کنی که زده بشه

وقت سر خاروندنم براش نمی‌مونه

،و وانگهی، من

از نشون دادن منهتنِ نیویورک به دوستانم لذت می‌برم

نشده که زیاد ازش رو تو مسیرتون دیده باشین

ترمینال پِن استیشن" خیلی قشنگ بود"

خیلی قشنگ

افسوس که این روزها گوش تا گوش از ولگردهایِ آس و پاسیِ که

با دست‌درازی پیش زن و بچه‌ها عاصیشون می‌کنن

صف می‌بندن ،و از دیوارها بیرون می‌زنن

طوری که انگار جزئی از خود سازه هستن

.مثل یه نقاشی دیواری جن زده

شاید واسه همینه که اینجا اینقدر حس خونه بهم میده

من خودمم قبلاً ،یه زن بی‌خانمان بودم

که از کارهای استادان هلندی هم لذت می‌برم

لذت‌های دنیوی

حرفام رو دقیقاً همونطور که قصدش رو کرده بودم شنیدین

خیلی باهوشین

"...ولی اون "جزئی از خود سازه هستن

یه نقاشی دیواری تزئینیه

هیچ ربطی به اون سازه نداره

خوب پروندین

از کجا به معماری اشتیاق پیدا کردین؟

،ما قبلاً هم، ساختمون ساختیم

ولی با هزار ارفاق میشه بهشون آثار هنری بگم

نمی‌دونم. شاید چون زیرزمینم پر شده بود

ببخشید؟

،من کتاب ،پروانه و از این قبیل جمع می‌کنم

،ولی بیشتر از هر چیز دیگه‌ای .شراب مادیرای پرتغالی

هر شب بعد از شام می‌نوشم

حساب و کتاب کردم، اگه بخوام هر روز یه بطری باز کنم

هفت روز هفته ،برای 30 سال پیش رو

،یعنی حداکثر امید به زندگیم

جمعاً، بیشتر از 10 هزار بطری نیاز نداشتم

،پس وقتی زیرزمینم پر شد

وقتش بود یه مسیر جدید رو پِی بگیرم

بیرون از زیرزمین به سمت آسمون

اگه هر روز ،یه بطری مادِیرا بنوشین

بعید میدونم 30 سال دووم بیارین

همیشه هم‌نشین‌های خوش‌مشربی دارم

یاری هم می‌کنه

می‌خوام صادق باشم ،و می‌خوام تو هم صادق باشی

...بعد وقتی ازدواج کردیم

تو لب تر کن خیلی هم ممنونتم

باشه، ممنون. باشه

بعداً بهت زنگ میزنم

چطور جرات میکنی؟

چطور جرات میکنم چی؟

از پشت برام سوسه میری

میری یه جلسه با یه طراح لعنتی دیگه می‌ذاری

این جیمز تی سیمپسون کدوم بی‌پدریه؟ کیه این؟

می‌خوای اخراجم کنی

من بهش نگفتم با کسی قرار بذاره. معلومه که نگفتم

فکر می‌کنی من دوست دارم با تو کار کنم وقتی که

دو سال لعنتی بعدی چشم دیدنم رو نداشته باشی؟

ببین، جیم سیمپسون آدم باهوشیه

اصلاً قصد دخالت نداره

من این تغییرات رو تأیید نمی‌کنم

خب، متأسفانه تصمیمش با تو نیست

قالب‌ها از قبل آماده شدن

بیشتر از یه ماه پیش این سفارش رو دادیم

چی؟

مگه اولین باریه که داری این رو می‌شنوی؟

"گاییدمش"

اینجا هیچ‌کس قد ارزن هم چیزی به من نمیگه

هریسون گفت باهات تو این مورد صحبت می‌کنه

،معذرت میخوام که این‌طوری فهمیدی واقعاً معذرت میخوام

بفرما. حالا بازم مال من شد

،اون سه متر از بالا کم می‌کنه

منم به پایین اضافه می‌کنم

خدمتت

وسعمون به این همه نمی‌رسه

همین حالا پا رو از بودجه این سه ماه بیشتر بردم

هر چیزی که لازم داری از دستمزد من بردار، لزلی

کوتاه بیا، حالا بین 40 و 50 فوت

مگه فرقی میکنه؟

سقف‌ها هم هنوز خیلی بلندن

تاییدش رو جور کن

،خب، هفته‌ی دیگه یه بازدید مو به موطور داریم

و جیم هم قراره بیاد

فقط حرفاش رو گوش بده

می‌تونی دلیل و برهان خودت رو هم به هریسون و هری لی بگی

من لام تا کام چیزی نمیگم، قسم می‌خورم

اینقدر حرف نزن و تاییدش رو جور کن، لزلی

،برای طبقاتی که یه سرش معلق‌ـه

برنامه ریختیم از تیرهای تی‌شکل معکوس که

توی دال‌های بتنیِ اینجا یکپارچه شده استفاده کنیم

این کار، هم به عنوان سقف فضای بالایی ،عمل می‌کنه

و هم مقاومت در برابر فشرده‌سازی رو فراهم می‌کنه

خب، الان ما توی کدوم راهرو هستیم؟

ما اینجا زیرِ زمینیم

اینجا یه جور راهرو بین واحد اصلی

و سه واحدِ پیش ساخته متوسط

به سمت جنوب و جنوب‌شرقه

،ببخشید، ولی نمی‌فهمم چطور این توضیحات کاهش‌های پیشنهادی من رو لحاظ میاره

،من ده فوت از ارتفاع این چیزهای لعتی کم کردم

بعد الان که 30 فوت زیرِ زمینیم

تو برداشتی دور و برِ یه ربع مایل تونل اضافه کردی

ما تموم قطر سیستم تونل رو با استفاده از

ماشین حفاری تمام مقطع، حفر می‌کنیم - یه چی؟ -

برای اینکه چیزایی داخلش باشه که

مردم بتونن کشفشون کنن

و برای اینکه یه ساختمون هم باشه، نه چهار تا

.برای تناسب داشتنش هم

،خودتون گفتین ،آقای ون بورن

که انتظار داشتین این یه ساختمون بشه

خب، حالا هم یه ساختمون‌‌ـه

،ببخشید، ولی ما دیگه پا رو این تو نمی‌ذاریم

،تا وقتی که مستقیم تو چشمامون نگاه کنی

و بگی کجاها حاضر به سازش هستی

جیم، لطفاً دوباره بهمون بگو که

تو چیا ساختی؟

بگو بهمون

بهت می‌گم چی ساختم

من یه مرکز خرید تو ،نیو هوپ" ساختم"

...یه هتل در استمفوردِ کنتیکت

خب حالا، جیم، بذار به همه یادآوری کنم که

لازلو پیشنهاد داده خودش شخصاً مابه‌التفاوت این هزینه‌ها رو جبران کنه

نه، ببخشید، ولی شما از من خواستین که بیام اینجا و

بهتون بگم چی رو نیاز نداریم

،رک و پوست‌کنده

تنها چیزی که ما نیاز نداریم، همین آقائه

جیم

ببخشید، ولی کل این ماجرا وضعیه اصلا

...همتون باید متوجه باشین - خب حالا، گوش کن -

جدا فکر میکنم شما دو نفر اگه کمی وقت بذارین

،و همدیگه رو بهتر بشناسین

به تفاهم برسین

جیم! بیا پا حرفام

بیا. بیا پا حرفام

بیا. بیا اینجا

پا حرفاتم

هرچیزی که

بد شمایل

بی‌رحم

،احمقانه

،ولی از همه مهم‌تر، بدشمایله

همه‌ش... پای توئه

جیم! جیم! بسه دیگه - میخوای من رو هل بدی؟ -

فکر کنم دیگه وقتشه بری خونه

ممنون بابت دیدگاهت

عذر میخوام

اون من رو زد

بهت اعتماد دارم

بهت اعتماد دارم، باشه؟

،فکر کنم همه‌چیز به جز اون بخش بر وفق پیش رفت

خیلی بر وفق - متأسفم -

واقعاً بر وفق بود - ...ببخشید، من -

هرچند اون یه ابلهه - بیا -

میرم خونه - باشه -

هریسون، از بابت این یارو مطمئنی دیگه؟

،ببین، می‌دونم جیم از کوره در رفت

ولی چند نکته‌ی درست هم گفت، نه؟

دفتر من هر روز شکایت‌هایی

در مورد برنامه‌های این مکان بهش

کم و بیش میرسه

.جیم یه پروتستانه به مردم آسودگی خاطر میده

مردم نگرانن که این پروژه دامنه تپه رو ویران کنه

یه کاری میکنیم. یه مراسم کوچیک برای اهالی می‌گیریم

تا دلشون رو به دست بیاریم

،و نگران نباش جیم می‌مونه

آره، جیم هم می‌دونه؟ گمونم خودش که فکر می‌کنه اخراج شده

به لزلی می‌گم فردا بهش تلفن کنه

و می‌تونه دورادور مشاوره بده

این‌جوری برای روحیه تیم بهتره

شهردار کینی

ممنونم از همه، بابت تشریف‌فرمایی امروزتون

.دخترها، بیاین اینجا عکس بگیریم. بیا

بهت افتخار می‌کنم" "امشب باهام عشق‌بازی کن

بسیارخب

بسیار خوب. همه آماده‌این؟

بله. حس می‌کنم بخت یارمه

تا سه می‌شمریم

سه، دو، یک

اون یه هموارساز موتوریه قدیما با اسب این کار رو انجام می‌دادیم

سطح رو صاف می‌کنه تا بتن‌ریزی کنیم

خیلی اسب می‌طلبه تا

کار اون دستگاه رو انجام بدن، ویلیام

اگه دلت خواست، صبح می‌تونیم

ببریمت پایین اگه کنجکاوی گرفتت

نظرت چیه یه سری به یکی از اون ماشین‌ها بزنی؟

حتما

روز بزرگیه، آقای تات

بله. بله، همینطوره

ببخشید، آقایون

لزلی تو جلسه‌ی هفته‌ی پیشمون با جیم حرفش رو زد که

تو قصد داری دستمزدت رو

بریزی تو پروژه

چنین کاری توی شرایط فعلی‌ت یه‌کم

سهل‌انگاری نیست؟

اصلاً دستمزدت تا آخر تعهدت برات میکشه؟

یه چاره‌ای می‌جویم

با زنت مشورت کردی؟

اون پشتم رو می‌گیره

.صلاح کار خویش خسروان دانند من که بودم این کار رو نمی‌کردم

می‌دونم لزلی هم مطمئناً این کار رو نمی‌کرد

نمی‌خواستم خیال برت‌داره که

یه جور رسمی برای بقیه داری راه می‌ندازی

من از هیچ‌کدومتون انتظار خاصی ندارم

داستانش چجوری هستش؟

این که شرکت به خودش برای تأمین مالی حق‌الزحمه میده؟

فکر نمی‌کنی من برای وقت

،و انرژی که پا پروژه گذاشتم باید دستمزد بگیرم؟

می‌تونم یه توصیه‌ای کنم؟

بگو

خواهرزاده‌ت چند نفر از مهمونامون رو

خیلی ناراحت کرده

شاید بهتره باهاش صحبت کنی

درباره چی؟

سوءتفاهم نشه، اون

دختر خیلی جذابیه

،ولی این که مثل یه پرنده کوچیک

،آرومه و حرف نمی‌زنه

به نظر مردم رفتار بی‌ادبانه‌ای میاد

سعی کردم باهاش ارتباط بگیرم ،و حرف بزنم

ولی راه به جایی نبرد

این توی خانواده‌تون ارثیه؟

دوست دارم با هم دوست باشیم

عالیه

این رفتار که دوستانه نیست، هری

.من که نگفتم می‌خوام سیخم رو سر بدم توش که

ولش کن

زیادی مشروب دادم بالا

باید یه چرتی بزنم

لازلو؟

ما داریم تحملت می‌کنیما

♪ دا دارا دا دان، سه تا دوشیزه تو یه وان ♪

♪ فکر می‌کنی کی‌ها اونجا بودن؟ ♪

♪ قصاب، نونوا، و شمع‌ساز ♪

هوا جون به آدم میده، موافقی؟

نه، نه

دوست داری قدم بزنیم؟

قسم می‌خورم

دقیقاً مثل اون نقاشی معروف به نظر میومدن

همونی که می‌شناسین

بس کن

بابام هی معذرت‌خواهی می‌کرد از میزبانامون

،برای روشن... برای روشن شدن، شوهرش

یکی از مهم‌ترین مشتری‌های خصوصی

شرکت تولیدکننده ون‌بورن بود

بابا سعی داشت همه چیزهایی رو که

باعث شده بود اون شب دیر کنیم رو ،توضیح بده

تو حین اینکه خانوم میزبان

چیزی که یه دسر سه لایه به ظاهر خوشمزه بود رو داشت آماده می‌کرد

مزه‌ش افتضاح بود؟ - آره -

،باور کنی یا نه ترکیب پیه گاو و پای میوه بود

نه

و بابام هم که شیرینی‌دوستیه که نگو

نمی‌دونستم چطور جلوی همه بهش هشدار بدم

گرسنه‌م بود خب - یه گاز بزرگ به دسر زد -

خیلی گرسنه بودم

،عین گربه خونگی که می‌خواد چیزی بالا بیاره افتاد به عق زدن

...و تنها چیزی که تونست بگه این بود

"عزیزم، من حساسیت دارم"

"حساسیت دارم"

که به آن این حرف هم :میزبان نگرانمون پرسید

"یا ارحم‌الراحمین، به چی حساسیت دارین؟"

"بابام هم گفت: "به این

"به هرچیزی که اینه حساسیت دارم"

بابا جونم

بزن بریم

ویلچر رو بیارین لطفا

ژوفیا

حالت خوبه؟

روز دوست‌داشتنی بود

قطعاً روز دوست‌داشتنی بود

حیف یکم باد بلند شد

ارژی. وقتشه که بریم

نمیاین خونه با ما شام بخورین؟

فردا صبح زود کار رو شروع می‌کنیم

ممنون بابت مراسم

هیچ استراحت میکنه؟ - اصلا -

خداحافظ، آقای ون‌بورن

خیلی‌خب، گرم بمون

مگه انداختن دنبالت؟

تو خونه صحبت می‌کنیم

لازلو، میشه آروم‌تر بری؟

میشه آروم‌تر بری؟

دارم از باقی‌مونده دستمزدم به خاطر هزینه‌های

پیش‌بینی‌نشده محروم میشم

آهان، حالا فهمیدم پس پسرش همش سربسته چی می‌گفت

آره. اون یه ماره

"دم‌پرش نباش، ژوفیا"

،خیلی‌خب حالا این تکلیفش برامون چیه؟

خودم یه چاره‌ای می‌جویم - ما یه چاره‌ای می‌جوییم -

فکر کنم بتونیم با حقوق من بگذرونیم

حقوق تو؟

آقای ون بورن سر یه مصاحبه شغلی تو نیویورک

کمکم کرد

،شک ندارم همین که من رو ببینن

دست و پاشون برام شل میشه

ممنون بابت شام، خانوم تات

گفتم شاید بد نباشه یه مهمونی کوچیک بگیریم تا

سخت‌کوشی‌هاتون رو جشن بگیریم

،خیلی پیشرفت کردین هر دوتون

از آن من که نیست، وجدانی

لازلو که این‌طور به من نمی‌گه

می‌گه بدون تو از پس این کار برنمیومد

میگم گوردون، همسری داری؟

اوگاستا سال 1943 فوت کرد

مریض شد ،و از یه عفونت دندون لعنتی

این وسط مُرد

از شنیدنش خیلی متأسفم

از صمیم قلبم بابت از دست‌رفته‌ت متأسفم

پسرم که مشکلی نداره

اون موقع خیلی کوچیک بود که چیز چندانی یادش باشه

منم دو سال توی آریزونا بودم

قبل از اینکه هممون رو روونه ناپلِ ایتالیا کنن

تو لشکر 92 پیاده‌نظام

این همه مدت نذاشتن حتی یه بار برگردم خونه

خواهر اوگاستا تا برگشتن من ازش مراقبت می‌کرد

،فکر کردن به اینکه پسرم منتظرمه زنده نگهم می‌داشت

زنده و سرپا هم نگهم داشت، شکر خدا

مادر ژوفیا هم فوت کرده

،از دست دادن مادر ضایعه غیرقابل وصفیه

از دست دادن مادر آدم

از دست دادن خود پایه‌های وجودی که روش ایستادیم هم هست

ذهن ممکنه متوجه نشه ولی... ولی قلب کاملاً می‌فهمه

مامانم رو یادمه

چون من خیلی درباره‌ش باهات حرف زدم

اون موقع خیلی بچه بودی

نه، من اوگاستا رو یادمه

فقط می‌خواستم وضع رو برات راحت‌تر کنم

چیکار می‌کنی؟

فقط دارم به کارت نگاه می‌کنم

خب، نظرت چیه؟

یه کم عجیبه، حتی برای تو

جدی می‌گی؟

،آره، خیلی از اتاق‌ها کوچیکن

ولی سقف‌ها خیلی بلندن

آره

توی خونه، باید نگاهت به بالا باشه

خب حالا کدوم قسمتش رو داریم غرامت می‌دیم؟

ارتفاع سقف‌ها

و شیشه‌های بالایی

من که خوشم اومد

خوشحالم که تأیید کردی

مراسم اینجاست؟

از بابتِ وفوره

به‌خاطر تعطیلات؟

به‌خاطر اینکه جمعیتمون داره زیاد میشه

چی شده؟

چیزی نیست. چیزی نیست چی شده؟

خیلی زیاده

چی خیلی زیاده؟ - دردم. خیلی زیاده -

ژوفیا رو می‌خوام داروهام پیش اونه

ژوفیا

ژوفیا

ژوفیا

"خدایا"

برو پیشش بده بهش. بده بهش

قرص رو بده بهش

بگیر، بخور

الان همه اینجا پیش من هستن، بله

متوجهم. خب، اگه کاری از دست ما برمیاد، بگین

عمیقا از شنیدن این خبر متأسفیم

،ما اینور تو دلمون آشوبه

،پس خبر که داشتی بهم همینجا زنگ بزن

یه قسمت بزرگی از جا در رفته

دقیقاً نمی‌دونست کدوم قسمت بود

و هفت تا واگن رو هم با خودش برده

خدا لعنتش کنه، لزلی

این آدما رو از کدوم مزاری پیدا می‌کنی؟

شرکت حمل‌ونقل مال خودمونه، بابا

چی؟

ما نفرات خودمون رو فرستادیم به چارلستون

واگن‌های قطار هم مال خودمون بودن

،ارزون‌تر بود اونم با توجه به این همه اومد و رفت

بیش‌تر از صدتا محموله بوده، هریسون

،دیگه کلامی به شرکت راه‌آهن نگو

تا مایکل راهنمایی کنه

امیدوارم بزودی به جواب‌هایی براتون برسیم، قربان

می‌تونیم ببینیم چیا رو میشه نجات داد؟ چقدر راهه؟

این حادثه دو تا ترمزچی رو انداخته تخت بیمارستان

آشفته بازاری شده واقعا

برای خانواده‌هاشون

،گل بفرستین به خاطر خدا هم که شده

صبر کنین! نه اینطوری گناهکار جلوه می‌کنیم

به مایکل زنگ میزنم

تو این گیرودار می‌خواین چی کار کنم؟

با چی؟ - خب، با تیممون -

بذار برن

...نمی‌تونین، آقا! نمی‌تونین - چرا، می‌تونم -

آره. آره، می‌تونم

مردم قراره راجع به این بنویسن

از رو لوله تفنگ

به دو سال لعنتی بعدی زندگیم خیره شدم

اگه یکی‌شون بمیره چی؟ اگه هردوشون بمیرن چی؟

کی تقاصش رو میده؟ تو می‌خوای تقاصش رو بدی؟

تو می‌خوای تقاصش رو بدی؟

،لازلو

،برای شفاف‌سازی

،قبل از اینکه بیام دنبالت

قبلش به آقای ون بورِن توصیه کرده بودم که

...از زیان‌هاش کسر بذاره - دهنتو ببند، لزلی -

آقا. آقا، خواهش میکنم

خواهش نکن! دور از شأن توئه

تا موقعی که یه سقف دیگه

برای خودت یه جا دیگه پیدا کنی اینجا قدمت رو چشمه

من یه گندکاری برای آب و جارو زدن دارم

متأسفم، گوردون

از من عذرخواهی نکن

تا وقتی دنبال کار می‌گردی بهت یه مقدار پول میدم

من می‌گذرونم

تو بچه داری

بهت که چیزی میدم تو هم می‌گیریش

...گوش کن

،تو دست و بالت هیچ

هیچ تریاک مریاکی داری؟

اصلاً. نه. ترک کردم

خوبه

...خوبه. شنیدن

شنیدنش مایه خوشحالیه

"گاییدمش"

"لعنتی"

"همه چی بره به قعر جهنم"

بس کن

بس کن! رفتارت شده عین بچه‌ها

تموم شد

مجبورم میکنی گندی که می‌زنی رو جمع کنم

تموم شد

باید همین حالا تاخت‌کنان بری اونجا و

دوباره به وجدش بیاری

کاری کن درگیر بمونه

.این آدم پولدارها رو می‌شناسی که

برای اون، این مثلِ

مثل بازسازیِ آشپزخونه‌ می‌مونه

دو نفر تو تخت بیمارستانن

دیگه نمی‌خواد ادامه بده

مگه تو مقصری

تموم شد

تموم

تموم

ختم گرفت

"گاییدمش"

،عصر بخیر، نیویورک

و تعطیلات به کام باشه از شبکه خبری اِی‌بی‌سی

،بیست و سوم نوامبر 1958 یک نقطه عطف مهم را

در مبارزه علیه شرق نشان می‌دهد

امروز صبح، اولین پرتاب کاملِ

،یک موشک بالستیک قاره‌پیما ،یا آی‌سی‌بی‌اِم

توسط ایالات متحده انجام شد

این موشک مدل اِی‌جی‌اِم-65 ماوریک بود

بسیار خوب بله، یادداشتش می‌کنم

صبح بخیر

من دنبال شرکت "رودولف هِی‌وود و همکاران" هستم

ببخشید آقا، ولی دنبال کی می‌گردین؟

لازلو تات. اینجا طراحی میکنه

می‌تونم ازتون خواهش کنم که اسمش رو هجی کنین؟

...بله، لام-الف-ز-لام-واو - بله، پیداش کردم -

نقشه‌کش‌ها طبقه بالائن

خیلی لطف کردین، خانوم

رژه روز شکرگزاری مِیسیز

،درست همین دم دمائه

و انتظار برای این نمایش سالانه در حال افزایش می‌باشه

...در جبهه سیاسی، نیویورک

لازلو؟

لازلو؟

مایکل

یه خبر داریم

من هم همینطور

چه هیجان‌انگیز چی شده، لازلو؟

لطفاً، ژوفیا، تو بگو

ما داریم به اسرائیل مهاجرت می‌کنیم

چی؟ - داریم میریم اورشلیم -

شنیدم چی گفتی

بنیامین اونجا خانواده داره

برادرهای بزرگ‌ترم با زن و بچه‌شون سال 1950 رفتن

شهروند شدن

زندگی اونجا دنگ و فنگ داره

خوب فکراتون رو کردین؟

این وظیفه ماست

در قبال کی؟

بازگشت ما آزادی ماست

...دست بردار

کجا می‌خواین زندگی کنین؟

کجا می‌خواین کار کنین؟

می‌تونیم اول پیش خانواده برادرم بمونیم

من برنامه داشتم که تو نگهداری از بچه کمک کنم

زن داداشم هم می‌تونه کمک کنه

می‌دونم

من یهودی‌ام. بچه‌م هم یهودیه

باید دیگه بریم وطنمون

اینکه اینجا هستیم به نحوی از یهودی بودنمون کم میکنه؟

مگه ما یهودی نیستیم؟

می‌فهمم

شاید بنیامین از همون اول من رو یهودی اصل ندونسته

می‌دونه

متاسفم

نه، من متاسفم

متاسفم

خبر فوق‌العاده‌ایه

از سر خودخواهی واکنش بدی ازمون سر زد

خلاصه اینکه

دلمون براتون تنگ میشه

خب، دوست داریم شما هم باهامون بیاین

عزیزم، ما اینجا کار داریم

می‌تونین تو اسرائیل کار بهتری داشته باشین

من کارم رو دوست دارم

یه ستون زنونه‌ست تو حدت بالاتر از ایناست

من برای یه روزنامه می‌نویسم و بابتش حقوق می‌گیرم

چندتا زن هم‌سن من می‌تونن چنین ادعایی کنن؟

خب، خبر تو چیه، لازلو؟

هریسون دوباره خواسته برگردم

مایکل امروز اومد دفتر

پول بیمه‌ها هم پرداخت شده

،قصد دارن ساخت کتابخونه رو لغو کنن

تا عوض هزینه‌های قانونی بشه، ولی

می‌خوان پروژه رو کامل کنن

من از اون مرد خوشم نمیاد

تو که به زور می‌شناسیش

به همون سرعتی که قبولت کرد انداختت رفت

برای کار رفته رم

،می‌خواد منم برم پیشش

تا سنگ مرمر محراب رو تو کارارا انتخاب کنیم

،نگفتم بهت، برای اون این مثل بازسازی آشپزخونه‌ست

عزیزم؟

همه دارن ترکم می‌کنن

نه، این درست نیست - نیست؟ -

نه - نه، واقعاً نیست -

دایی لازلو فقط برای یه مدت کوتاهی از پیشت میره

فقط چند روز

.و منم میام دیدنت و تو هم میای .یه راهی پیدا می‌کنیم

می‌تونم ترتیباتی بدم که

تو رو به دفتر روزنامه برسونن و برگردونن

نه، موضوع فقط این سفر نیست

الان دوباره قراره به دویلزتاون بری

خودم تنهایی هیچیم نمیشه

ترتیباتش رو میدم

قول بده نذاری این کار جون به لبت کنه

قول میدم

دیگه باید بری دیرت میشه

.باشه،‌ باشه باشه، یه دقیقه

باید بگم، آقای تات، سر و وضعت داغونه

توقع داشتم الیزابتت

بهتر از اینا تر و خشکت کنه

سال‌های سختی برای هممون بود

برای هممون

برای هممون

کدوم گوریه؟

...مطمئنم هر آن دیگه می‌رسه

تو کوهستان زندگی میکنه

اومدنش یکم زمان می‌بره

واسه همینه که من هیچ‌وقت با ایتالیاییِ جماعت معامله‌م نمیشه

اونا جاسوس‌های اروپائن

"سلام، لازلو، دوست من"

دیگه اومدِ اومدش

"سلام، اورازیو"

چه عجب، عزیزم

سلام خوشگله

آقای ون بورن - اورازیو -

"یه قهوه می‌خورم و بعد می‌ریم"

...هی

دستش چی شده؟

کارش خطرناکه

"تو آدم پوست کلفتی هستی، آقای لازلو، می‌دونی؟"

کفش اشتباهی برای این پیاده‌روی کوچیک پا کردم

اشکالی نداره دستت رو بگیرم؟

،همون‌جایی قدم بذار که من می‌ذارم مشکلی هم برات پیش نمیاد

دیگه خیلی از آدم‌هایی که" "قبل از جنگ می‌شناختم رو نمی‌بینم

"هرچند از دیدن تو جا نخوردم"

،بعضی آدما رو" "کلا یه جورایی به دلته که بادمجون بم‌ـن

"چون تو کله‌شقی"

"و حکایت منم هست"

"من هیچ‌وقت اینجا رو ترک نمی‌کنم"

"چون تو کله‌شقی"

"و حکایت منم هست"

"من هیچ‌وقت اینجا رو ترک نمی‌کنم"

فقط یه بار تو 20 سال گذشته از اینجا رفتم" ،اونم برای رفتن به جولینو، تو آزانو

تا با دستای خودم نعش موسولینی رو "به زدن بگیرم

،ماهایی که اینجاییم، هم‌قطاری‌هام" "ماها اقتدارگریزیم

"ما بخشی از جنبش مقاومت بودیم"

"هیچ‌کس مثل ما معدن‌ها رو نمی‌شناسه"

ما با فوجی از"

اعضای ارتش جمهوری‌خواه ملی جنگیدیم "و اسیرشون کردیم

"توی این غارها گیرشون انداختیم"

بعد همین سنگ‌ها رو "رو سرشون ریختیم

زیباست، نه؟

زیباست

دقیقا همون‌طور که توصیفش کرده بودی، لازلو

خارق‌العاده‌ست

"تونل‌کشی اینجا تا یه ماه دیگه تموم می‌شه"

اگه خوشتون اومده، می‌تونیم بدیم اینا رو" "راست و ریست کنن و تو آوریل براتون آماده‌ش کنیم

خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت

من هم خوشحالم که دوباره می‌بینمت، دوست قدیمی

چه زندگی تو این سال‌ها داشتیم

و بازم اینجاییم

"خوشمون اومده"

"خوشمون اومده"

اینجا عین جادوئه. ممنونم

،لازلو، لازلو

امشب بساط یه مهمونی بزرگی رو داریم

یادمه تو هم چقدر مهمون‌باز بودی

آره

♪ تو سرنوشت منی ♪

♪ تو خیلی بهم سخت میگیری ♪

♪ ...تو شادی منی ♪

یادمم هست

"هی! بیا، بیا"

"این دوست قدیمی و عزیز منه"

"شب بخیر"

♪ ...تو همدم تنهاییم هستی ♪

♪ تو از جونم هم برام عزیزتری ♪

♪ تو این هستی ♪

♪ بهشت ♪

♪ فقط بهشت میتونه ♪

♪ عشقت رو از من بگیره ♪

♪ احمق نیستم اگه روزی رهات کنم، عزیزم؟ ♪

♪ و تا همیشه هم احمق می‌مونم ♪

♪ ...تو سرنوشت منی ♪

♪ تو خواب و خیال منی ♪

♪ تو از جونم هم برام عزیزتری ♪

♪ تو این هستی ♪

♪ بهشت ♪

♪ فقط بهشت میتونه ♪

♪ عشقت رو از من بگیره ♪

♪ ولی احمقم اگه روزی رهات کنم، عزیزم ♪

♪ و احمقی که هیچ‌وقت هم نمیشم ♪

آقای تات؟

وقتشه برگردیم به چاردیواری‌مون

اُرازیو خیلی مردونگی کردهُ بهمون یه جا

برای خوابیدن امشب تقدیم کرده

آقای تات؟

چیکار کردی با خودت؟

آدم دلش می‌سوزه ببینه که

مردمِ تو با خودشون چه رفتاری دارن

،اگه از ظلمی که بهت شده به تنگ اومدی

پس چرا خودتو این‌قدر

هدف چرب و نرمی می‌کنی؟

اگه یه آدم عاطل و باطل بیای که

،آویزونه صدقه و اعانه بقیه‌ست

،یه انگل اجتماع

،چطوری آخه

چطوری آخه الحق انتظار داری که نتیجه‌ش چیزی غیر از این باشه؟

تو... همینجور استعدادِ که داری

ولی داری حیف و میلش می‌کنی

گریه کن، خالی کن خودتو

خالی کن خودتو. اشکالی نداره

اشکالی نداره

تو خیال کردی کی هستی؟

خیال کردی کی هستی؟

خیال کردی تحفه‌ای هستی؟

...خیال کردی

همینجور هر کی که به طولش می‌خوری رو ،صاف از بالا ببینی

چون قشنگی، ها؟

چون تحصیل‌کرده‌ای؟

تو فقط یه فاحشه ولگردی

یه زن خیابونی‌ای

فقط یه زن خیابونی‌ای

♪ تو این هستی ♪

دیشب تو وضع و حال خیلی ناجوری بودی

اُرازیو برد خوابوندت

تا فرودگاه فیومچینو چهار ساعت با قطار راهه

پس می‌تونی یه کم استراحت کنی

امیدوارم معده‌ت توی پرواز اذیت نشه

"ژوفیای عزیزم! قدم نو رسیده مبارک"

.خیلی زیبائه" "با خودت مو نمی‌زنه

،عصبانی نشی" ولی دایی لازلوت اصرار کرد که

"یه مقدار پول هم برای تو و بنیامین بفرستم

،امیدواریم شوهرت بهش برنخوره"

و اینکه تبدیل اینا به

"پول رایج داخلی براتون سخت نباشه

"اینجا، من خیلی تنهام"

"شاید از هر زمان دیگه‌ای تو زندگیم تنهاترم"

"دایی لازلوت، در رو به روم بسته"

،مردی که باهاش ازدواج کردم پشت دره"

ولی از رمز این قفل "...نمی‌تونم سر دربیارم

"دایی‌ت دیگه به «کنیسه» نمی‌ره" (همون مسجد یهودی‌ها و کلیمی‌ها)

ترجیحشه با وسواس"

در راهروهای پروژه‌ی ساختمونی‌ش "توی دویلزتاون پرسه بزنه

،اونجا، باز حداقل، کارها رو غلتک افتاده"

ولی به نظر نمی‌رسه راضی‌تر از

روزی که "اولین کلنگ پی‌کنی موسسه زده شد، باشه

،فکر می‌کنم پشت اون در"

فقط خودش رو "گذاشته رو سرش و خودش

"من رو از حالت بی‌خبر نذار"

"از حال واقعیت"

تمام عشق و آغوش گرم‌مون رو" "نثار شما سه نفر می‌کنیم

"ارژیبت"

اینا رو می‌بینی بالای سرمون؟

اون فاصله یکسان سه یا

یا شایدم چهار اینچی‌ـه بین سطوح صاف رو ،به حساب بیار

و بعد هر بخشِ از پیش ساخته رو با همین فاصله از هم جدا بذار

بعد با شکاف‌هایی که پیش میاد چی کار کنیم؟

،یه لایه‌ی ضخیم شیشه بین پنل‌ها می‌ذاریم

تا نور از بالا بیاد تو

بذار یه کم فکر کنم

بعد بهت می‌گم

بیست و دو

بیست و سه - اینجا چه خبره؟ -

بیست و چهار

بیست و پنج

بیست و شش

بیست و هفت

بیست و هشت

بیست و نه

سی

سی و یک - همین حالا تمومش کنین -

سی و سه - تمومش کنین! همین حالا تمومش کنین -

تو، اسمت چیه، ها؟

نفهمی؟ می‌خوای کل این چیزرو آوار کنی؟

می‌خوای همه رو به کشتن بدی؟

این خودنماییِ بچگونه‌ت جون همه رو به خطر می‌ندازه

می‌فهمی چی می‌گم؟

کُند ذهنی؟ مغزت نمیکشه؟

گوردون، می‌شه راضیش کنی اینقدر سر بقیه داد نزنه؟

باشه

برو پیش پیمانکار

بهش میگی که اخراج شدی

برو گمشو از اینجا - هی -

چته لازلو؟

به اون پسر لگد زدی

گوردون، دخالت نکن

چرا این‌جوری شدی؟ - دخالت نکن دیگه -

دخالت نکن، وگرنه تو هم باهاش میری

یه بار دیگه سرم داد بزنی، به غلط کردن می‌ندازمت

تو هم برو! برو

برو! بزن به چاک از اینجا

بزن به چاک

فکر می‌کنی دارم باهاتون بازی می‌کنم؟

بریم. بریم

من که تازه رسیدم

آقای تات - خدایا -

آقای تات، باید راجع به

این گزارش هزینه‌های ماه مِی و ژوئن صحبت کنیم

امروز نه، جیمی، امروز نه

نمی‌تونی هر بار که پا می‌ذارم تو یه فلان اتاقی

هی راتو ازم بکشی بری

اینجا اتاق نیست، جیم

عزیزم، با جیم سیمپسون آشنات کردم؟

جیم سگ‌دست‌آموز رئیسه

و مشاور فوق‌العاده معماری

جیم یه هتل تو استمفورد طراحی کرده

،لازلو بسه دیگه

،یالا جیمی، باید یه "پارکومتر"ـی که پولش رو صاف نکردن (دستگاه اندازه‌گیری هزینه پارک خودرو)

یه جایی همینجا باشه، نه؟

چشاتو تیز کن

حواستو شیش دنگ بذار روش

چی شده، ها؟

رفتارت با اون پسره نابجا بود، فقط همین

امنیت اون‌ها اولویت منه

،مسئله چیزی که به اون جوونک گفتی نیست نحوه‌ی گفتنش بود

گوردون؟ نذار اصلا دهنم باز بشه

نکنه می‌خوای چند سال دیگه علاف وایسیم تا

یه پرونده‌ی قضایی دیگه خودش حل‌وفصل بشه؟

ها؟ دیگه دارم بالا میارم ازش

بالا! می‌فهمی؟

یا اینو تموم می‌کنم یا ما تموم می‌شیم

زبون خودت باش من تموم نشدم

مگه میشه با تو زندگی کرد دیگه

درست جلوی چشم‌هام

شدی یه پیرمرد خودخواهه حرومزاده

چیزی نگو که صبحی پشیمون بشی

می‌خوای به کشتنمون بدی؟

اگه دستم بود از ماشین پیاده می‌شدم و

،تموم راه تا منهتن رو پیاده می‌رفتم مردک بی‌شرفِ خودپسند

هیچ دلیلی برای اینجا بودنم وجود نداره

فقط به خاطر تو اینجام. می‌تونم کار مسخره‌ام رو هر جایی انجام بدم

فکر می‌کنی رفتم دانشگاه که

درباره‌ی رژلب‌ها بنویسم؟

تف به روت بیاد

ما اومدیم اینجا چون گزینه دیگه‌ای نبود

...آتیلا اینجا بود - کسی که از دیدنش فرار می‌کنی -

ازش بپرس! ازش بپرس

بهت گفت که منو مثل یه سگ پرت کرد توی خیابون؟

گفت؟

زن جنده‌ش، زن جنده‌ش بهم اینو بست که

باهاش نخ‌بازی راه انداختم

تو محاله همچین کاری نمی‌کنی - همچین کاری هم نکردم -

پس چرا همچین چیزی گفت؟

چون نمی‌خوان ما اینجا باشیم

آتیلا که حتماً می‌خواد ما اینجا باشیم

نه آتیلا - پس منظورت کیه؟-

.این مردم اینجا اونا نمی‌خوان ما اینجا باشیم

،آدری، زن کاتولیک آتیلا

اون نمی‌خواد ما اینجا باشیم

نمی‌خواد ما اینجا باشیم

ما هیچی نیستیم

کارمون از هیچی هم گذشته

تو یه مرد بیچاره‌ای

شوهر بیچاره من

...چی

چی ازت دزدیده شده؟

ژوفیا

ژوفیا - اون اینجا نیست، عزیزم -

اون اینجا نیست

...ژو - معذرت می‌خوام که ناراحتت کردم. ببخش -

قرصام رو بیار

خیلی درد میکنه

درد دارم! دارم می‌میرم

عزیزم؟

فقط یه قرص نصف شده‌ست

بیشتر تو کیفت نداری؟

نمی‌تونم

عزیزم

اینو بگیر، خواهشا

بیشتر تو کیفت نداری؟

نه؟

خیلی زیاده

چی کار کنم؟

دردم. خیلی درد میکنه لازلو

،عزیزم یه چیزی پیدا می‌کنم

عزیزم، بیا

این چیزیه که تو کِشتی برای صورت شکسته‌م

بهم دادن

کمک می‌کنه بهتر بشی

فقط به صدای من گوش کن، عزیزم

خودشه. فقط به صدای من گوش کن

به صدای من گوش کن

همینه

به صدای من گوش کن

همینه

به صدای من گوش کن

خوبه، عزیزم

همینه

همینه

خوبه

به صدای من گوش کن، عزیزم

بازم... بازم داری؟

"دوستت دارم"

"دوستت دارم"

واینسا

"آره"

"دوستت دارم"

محکم‌تر

"بیشتر"

"بیشتر"

دستشویی

دستشویی

باشه، عزیزم

باشه

بیا عزیزم

باشه

بیا

...بیا

خوب شد؟

من بیرون وایمیستم

باشه؟ احتیاجم داشتی، صدام کن

عزیزم؟

کارت تموم شد؟

عزیزم، می‌تونم بیام تو؟

عزیزم؟ ارژیبت؟

کمک. کمکم کنین. کمک

یه برانکارد، یه تخت روون می‌خوام

هرچی! هرچی

.کمکم کنین کمک کنین، زنم داره می‌میره

حالش خوب می‌شه باشه، چیزی نیست

زنم داره می‌میره - حالش خوب می‌شه -

زود باشین، زود باشین، زود باشین

،من زنم رو می‌شناسم داره می‌میره

دیشب، خدا رو دیدار کردم

بهم اجازه داد با اسم خودش صداش کنم

این اولین باری نیست که همدیگه رو دیدار می‌کنیم

با من چیکار کردی، لازلوی من؟

یه اتفاق بود

یادت هست همه چیزهایی که توی خونه، توی تختمون

بهم اعتراف کردی رو؟

عزیزم، لازم نیست سرت پایین باشه، عزیزم

آسیبی که به ما وارد شده

فقط به بدن‌های فیزیکی‌مون وارد شده

حق با تو بود

اینجا رو گند زده

،مناظر، غذایی که می‌خوریم

از اول تا آخر این کشور رو گند زده

خیال دارم به اسرائیل برم تا

پیش ژوفیا و بچه‌ش باشم

می‌خواهم برای بچه‌ش مادربزرگی باشم که

جور دیگه‌ای هیچ‌وقت نمی‌بینش

با من بیا خونه

با من بیا خونه

دنبالت میام

دنبالت میام تا موقعی که بمیرم

خانوم تات

.سرپایین از دیدنتون خیلی خوشحالم

کمکی نیاز ندارین؟ - نه خوبم، ممنون -

آقای تات هم اینجائن؟

فقط منم، متاسفانه

این افتخار رو مدیون چی هستیم؟

پدرت خونه‌ست؟

بله، داشتیم شام می‌خوردیم

،اصلا مشکلی نیست خوشحال می‌شم صبر کنم تا

غذاتون تموم بشه

این حرفا چیه

میگم آشپزخونه یه بشقاب براتون آماده کنه

خیلی لطف داری مگی. ممنونم

بیاین دنبالم

بالاخره می‌تونین نامزدم رو هم ببینین

مطمئنین کمکی نمی‌خواین؟

من خوبم

خانوم تات

سرپا وایستادین

لطفا بشینین

لازلو کجاست؟

آنفولانزا گرفته

توی خونه استراحت می‌کنه

خب، پس قضیه این بوده

جیم سیمپسون گفت که از جمعه قبلِ که

سر کار نیومده

حیف شد - بله -

واقعاً حیف شد

داره زیاد پخش میشه

لطفاً بشین

سرپا راحت‌ترم

سرپا راحت‌ترین؟

مشکلی پیش اومده، خانوم تات؟

.بله یه مشکلی هست

من امشب اومدم تا چیزی رو بگم که

شنیدنش خیلی سخته

برای شماها هم همینطور

،من شما رو نمی‌شناسم ولی برای شما هم سخته

،اگه این یه موضوع کاریه

شاید بهتر باشه که من و شما توی یه اتاق دیگه صحبت کنیم

پدرتون یه متجاوزه

ببخشید؟

،این هرچی که قراره باشه

من خوشم نمیاد

به شوهرت زنگ می‌زنم که بیاد دنبالت

پدرتون یه متجاوز رذل و نامرده

،بابا اون داره چی می‌گه؟

نگاش کنین

زبونش بند اومده

بین تو و خانوم تات چیزی شده؟

من نبودم - بسه دیگه -

،پا شدی اومدی اینجا و تهمت‌های سربسته و مضحک می‌زنی

می‌خوام همین الان از خونمون بری بیرون

بهشون بگو که با شوهر من چی کار کردی

بگو چی کار کردی

شوهرت مریضه

الکلیه. معتاده

نمی‌دونم چرا می‌خواد من رو اذیت و تحقیر کنه

من همیشه بهش فقط مهربونی کردم

اون یه سگ مریضِ پیرِ خرفته و

،وقتی سگ‌ها مریض می‌شن

غالباً دست کسی که بهشون ،غذا داده رو گاز می‌گیرن

تا اینکه یکی از روی ترحم بکشدشون

حالا اگه اجازه بدین

فکر کنم برای یه شب به حد کافی توهین شنیدم و دم نزدم

می‌تونی به شوهرت بگی که

دیگه از فهرست حقوق بگیرا خط خورده و در کنارش برای همیشه

من حلالت نمی‌کنم

برو بیرون - نه -

هری هری، ولش کن

تو حلال نمیشی، هریسون ون بورِن

شرم بهتون بیاد - برو بیرون -

شرم بهتون بیاد

خانم تات، ببخشید خانوم تات

بیاین

من خوبم - ببخشید. واقعاً متأسفم -

می‌تونی کمکم کنی برسم به ماشینم؟

بله. حتما

یه تاکسی دم در منتظرمه

خیلی شرمنده‌م بابتِ

این مزاحمت عجیب، آقایون

هری، هری، ما داریم می‌ریم

نه! نه، نرین! خواهش می‌کنم

هری، بابات هم که به هر حال رفته بخوابه دیگه

این چه کاری بود کردی؟

پدر؟

پدر؟

دیگه تموم شد

پدر! رفتش

بابا؟

بابا؟

کدوم گوری غیبش زد؟ برو بیرون صداش بزن

بابا؟

بابا؟

هریسون؟

هریسون؟

،حتماً از خونه زده بیرون هر جا گشتم پیداش نکردم

بابا؟

هریسون؟

آقای ون بورِن؟

هریسون؟

آقای ون بورِن؟

پدر؟

بابا؟

بابا؟

یه کم بیشتر نور بنداز این طرف

هریسون؟

ون بورِن؟

چیزی می‌بینی؟

اونجا یه دره

.قفله نمی‌تونم بازش کنم

یه شماره تلفن برای

برای نگهبان، جلوی ورودی در کاره

بیا بریم

اینجا دیگه چه جاییه؟

اینجا سیستم برگشتِ میعانات‌ـه

پمپ‌های تخلیه‌ن

هریسون؟

فکر کنم یه چیزی اینجا پیدا کردیم، ستوان

فرجام] اولین نمایشگاه دوسالانه‌ی معماری [سال 1980

لازلو تات] اثری گیرا از گذشته کلیسای اسقفی [گرین‌ویچ، ایالت کنتیکت، سال 1973

تو این شکلی قشنگ به نظر میان، مگه نه؟

لازلو تات] اثری گیرا از گذشته مرکز اجتماعی [دویلزتاون، ایالت پنسیلوانیا، سال 1955 - 1973

ببخشید، آقا

کنیسه جنبش اصلاح‌گرا] [ویلتون، ایالت کُنِتیکِت، سال 1976

لازلو تات] [اثری گیرا از گذشته

لازلو تات] اثری گیرا از گذشته واحد مسکونی [بوداپست، مجارستان، سال 1937

شب بخیر

،دایی من، قبل از هر چیزی یه هنرمند اصولگرائه

بلندپروازی یه عمر اون این بود که نه فقط ،تعریف‌گر یه دوره باشه

بلکه از مرز همه زمان‌ها هم عبور کنه

توی خاطراتش، می‌گفت طراحی‌هاش مثل ماشین‌هایی‌ان که

هیچ قطعه اضافی ندارن

،اینکه در اوجشون، در اوج خودش

،یه هسته تزلزل‌ناپذیر

یه هسته محکم از زیبایی رو بهره‌مندن

راهی‌ان برای هدایتِ ادراک ساکنان

به سمت دنیا آنگونه که واقعا هست

قوانین فطری‌شان از چیزهای ملموس

،همانند کوه و صخره تعریف‌کننده آن‌هاست

دلالت بر هیچ چیز ندارن

هیچ داستانی رو روایت نمی‌کنن

فقط هستن

،سال 1911 به دنیا اومد

در یه دهکده کوچیک ماهیگیری ،در اتریش-مجارستان

لازلو تات به دریای آدریاتیک نگاه می‌کرد

اون پسربچه‌ای بود با چشمانی بازِ باز، پر از .شوق و کنجکاوی

مرزهای جدید در نهایت

این پهنه دریا رو ،از او جدا ساخت

ولی اون هیچ‌وقت دست از پر کردن جای خالیش نکشید

چهل سال بعد، اون در ،اردوگاه بوخن‌والد زنده موند

،همسرش هم همین‌طور و خود من در داخائو

،اولین شاهکار آمریکاییش

،یعنی مؤسسه ون بورن خارج از فیلادلفیا

تا سال 1973 تکمیل نشد

اون ساختمون، هم تداعی‌گر خاطراتش ،از بوخن‌والد بود

،هم فقدان حس سنگین زنش

.زن دایی من، ارژیبت

،برای این پروژه

سلول‌های داخلی تنگ و خفقان‌آور اردوگاه رو ،بازآفرینی کرد

عیناً با همون ابعادِ

،محل زندانی بودن خودش

به جز یک استثنای شوک‌آور و هیجان‌وار

وقتی بازدیدکننده‌ها 20 متر بالا رو ،نگاه می‌کردن

ارتفاع چشمگیر سقف شیشه‌ای بالای سرشون

اون‌ها رو به رهایی فکری و آزادی هویت دعوت می‌کرد

،مزین بر این، اون بوخن‌والد و

جایی که زنش، ارژیبت، زندانی بود، داخائو رو

،در مکانی واحد، بازآفرینی کرد

با متصل ساختنشون ،توسط راهروهای مخفی بی‌شمار

،گذشته‌شون رو بازنویسی کرد ،از مکان و زمان پا رو فراتر گذاشت

تا که اون و ارژیبت دیگه هیچ‌وقت از هم جدا نشن

،دایی

تو و زن ‌دایی ارژیبت یه روزی زبان من شدین

،الان نوبت منه که زمان شما بشم و باعث افتخارمه

"نذار کسی گولت بزنه، ژوفیا" ،اون این حرف رو بهم گفت

وقتی به عنوان یه مادر جوونی که با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کرد، داشتم دخترم رو

در اون سالای اولی که تو اورشلیم بودیم، بزرگ می‌کردم

هر چی هم که حالا بقیه سعی کنن" ،بهت بقبولونن

"مقصد مهمه، نه مسیر

مچکرم

[به یاد اسکات واکر]|| معمار زِبره‌کار || موسیقی‌دان مَرد آمریکایی که در سال 2019) (در سن 76 سالگی درگذشت

«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا» [ wWw.F2M.Top ]

>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی

«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ خواهش می‌کنم نرو ♪

♪ من آماده‌ام، حاضرم ♪

♪ خواهش می‌کنم نرو ♪ - ♪ نرو ♪ -

♪ تا وقتی صبح برسه ♪

♪ خواهش می‌کنم نرو ♪ ♪ وقتی هنوز شراب روی میزه ♪

♪ خواهش می‌کنم نرو ♪ - ♪ نرو ♪ -

♪ فقط آروم دراز بکش ♪

♪ نمی‌دونم چیکار کنم ♪ ♪ اگه تو بخوای بری ♪

♪ اگه تو بخوای بری ♪

♪ قلب حسودم در اعماق وجودمه که میتپه ♪

♪ و برون‌ریزی نداره ♪

♪ چون می‌تونم به دختری مثل تو ♪

♪ کلی عشق و محبت بدم ♪

♪ نمی‌خوام سخنرانی کنم ♪

♪ اینجا صحنه انتخابات نیست ♪

♪ خواهش می‌کنم نرو ♪

♪ عزیزم، نظرتو عوض کن و بمون ♪

♪ عشق پرشور تو راهه ♪

♪ ...عزیزم، بزار بشنوم که میگی ♪

♪ آره، آره، آره ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

♪ یکی برای تو، یکی برای من ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.