Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[ پیش درآمد ]
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
.آروم باش، همراهت همین بیرونه بشین
بشین. گفتم بشین
بهمون گفته خواهرزادهاشی
راست میگه؟ خواهرزادهاشی؟
مادرت کجاست؟
خبر داری؟
به من نگاه کن. میفهمی چی میگم؟
اگه اون زن راست میگه و واقعا اهل بوداپستی اسم خودت و شماره خیابون محل زندگی سابقت رو
بهمون بگو
قلم و کاغذ هست
،اگه ترجیح میدی با ما صحبت نکنی با نام خانوادگیت بنویسش
امکانش هست اون زنی که بیرونه باهات نسبتی نداشته باشه
امکان داره یکی باشه که باهاش دوست شدی و داره سعی میکنه کمکت کنه
هیچ شباهتی به همدیگه ندارید
به خاطر اینکه خواسته به یه دختر بیگناه کمک کنه، مجازاتش نمیکنیم
میخوایم کمکت کنیم بری خونه
خونهی واقعیت
لاسلو، من زندهم
یالا! مدارک
آتیلا بهم گفته که تو هم زندهای و داری از برمرهافن میری پیشش
خوشحال باش
وقتی ازت خبردار شدم از شدت شوق جیغ زدم
وسایلم کجان؟
چی؟ - کون لقت -
اصلا واسه من سرگرمکننده نیست
بسه! اینجوری نگاهم نکن، پیرمرد
درست پشت سرته - چمدون من کجاست؟ -
زیر تشکه
بیخیال
.عجله کن، لاسلو وگرنه میافتیم ته صف
ژوفیا با منه، ولی خیلی ضعیف و مریضه و عجیب رفتار میکنه
خیلی مشتاق اینیم که برگردیم کشورمون
ولی این اواخر، مثل همیشهش نبوده
و همین باعث شده که مقامات محلی بیدلیل مشکوک بشن
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
خوشبختانه چندتا پسر اهل شوروی ازمون خوششون اومده
دلشون به حال خواهرزادهی بیچارهت میسوزه
که از آخرین باری که دیدیش بزرگتر و قشنگتر شده
گویا این ارتشیهای تنها بهشدت مجذوب
تعهد چنین شخص پرطراوتی به سکوت شدن
عذر میخوام، ببخشید
نیروهای شوروی کمکمون کردن
به پناهگاه آوارگان در همون نزدیکیها در واس، نقل مکان کنیم
بهمون میگن که از آزادیهامون لذت ببریم
ولی یاد گوته افتادم
هیچکس بیشتر از کسانی که به اشتباه
خود را آزاد میپندارند، در بند نیستند
.من این اشتباه رو نمیکنم ما هنوز آزاد نیستیم
یالا دیگه
لابد تو هم مثل من چیزهای وحشتناکی رو متصور میشی
ولی بهتره که افکارت بهت غلبه نکنن
بهتر یا بدتر از اون چیزی که ممکنه تصور کنی نیست
بیشتر با خودم وقت گذروندم
از همه مهمتر
از ژوفیا در برابر تعرض و اقدامات ناخواسته دفاع کردم
،آدرسی که پایین نوشتم آدرسیه که برای نامههای واس اعلام کردن
لطفا وقتی این نامه رو دریافت کردی فورا برام نامه بفرست
الان دیگه مطمئن شدم
که اینجا هیچی برامون باقی نمونده
اینجا رو باش
بهت چی گفته بودم؟ - آره -
برو آمریکا و منم دنبالت میام
با تعهد کامل، از طرف ارژبت
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
خطاب به اون دسته
از افرادی که انگلیسی بلد نیستن
لطفا به من یا یکی از همکارانم
که اون پشتن مراجعه کنید
تا درباره طرح زبان و آشناییمون که توی همین اتاق
لافایت 425 برگزار میشن
بهتون اطلاعات بدیم
این آدرس رو یادتون باشه
علاوه بر این، کلاسها و جلسات روزانه در هتل مارسی
که بسیاری از شما شب رو اونجا خواهید موند
برگزار میشه
که در در تقاطع خیابان 103 و برادوی قرار داره
اگر هیچکدوم از
جزئیات گفتهشده شامل حال شما نمیشه
یا صبح فردا به مقصد دیگهای میرید
لطفا جهت دریافت 25 دلار کمکهزینه سفر
به خودم مراجعه کنید
این کوپنها در قطارها
و اتوبوسهای شرکتهای دخیل قابل استفادهن
بنده آلبرت بی چندلر هستم
و این دفعه میخوام پسری رو معرفی کنم
که وقتی بیب روث، سمت
مدیر لیگ بیسبال لژیون آمریکایی رو به عهده بگیره
تحت رهبریش خواهد بود
نماینده پسران لژیون آمریکایی
کسی که قراره به نیابت از تمام پسران آمریکایی صحبت کنه
،خانمها و آقایون ...لری
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
مدت قابل توجهی گذشته، شرمنده
چی شده؟
از نظرت من خوشگل نیستم؟
چرا
کجام خوشگلتره؟
همهجات - بس کن -
بقیه جاهات برای من خوشگل نیستن
بکنش بره دیگه
خفه شو
بکنش
میشه به دوستت بگی مودب باشه؟
خفه خون بگیر
پاهام خیلی لاغرن؟
نه، بدنت متعادل و خوش فرمه
فضای بالای پیشونیته
که برام زنندهست
چی گفتی؟
از این یه مورد خوشم نمیاد
قیافهت زشته
خودم میدونم
اگه گرایشت فرق داره، پسر هم داریم
نه، ممنون
مردانی تیرهپوست ولی جذاب داریم
نه، به درد من نمیخوره
وایسا - وایسا -
وایسا! وایسا
هی - هی -
هی، هی
هی، ممنون - ممنون -
عالی بود. عالی بود - میبینمت -
میبینمت
میبینمت - من میبینمت -
میبینمت - عالیه. وایسا -
واسه خوششانسی - ممنون -
خدانگهدار، رفیق - خدانگهدار، رفیق -
میبینمت
خدانگهدار
مواظبت کن
میبینمت
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«بروتالیست»
[ بخش اول - معمای ورود ] [ 1947- 1952 ]
شاید هیچ ایالت یا کشوری
در تاریخ بشر
،به اندازه ایالت پنسیلوانیا قطب تصمیمگیری
برای مسائل انسانی نبوده باشه
تصمیماتی که نقشی اساسی
در تثبیت تشکیل و بقای این کشور بزرگ داشت
از حرکتهای کلیدی
در زمینه استعمار
برقراری آزادی مذهبی
بنیانگذاری ادیان بزرگ
ایجاد سیستم آموزشی آمریکا
راهاندازی امپراتوریهای صنعتی
تا ساخت زیرساختهایی که نیروی محرکه تمدن امروز رو
به وجود آورده
،اینجا جاییه که اتفاقات میافتن جایی که تصمیمات گرفته میشن
جایی که درش صنعت، سریعتر از هر ایالت
یا کشور دیگهای در جهان، پیشرفت میکنه
پنسیلوانیا
سرزمین تصمیمگیری برای آمریکا، صنعت آمریکا
و خانوادههای آمریکایی
آتیلا
پسر عمو
پسر عمو
ارژبت زندهست
چی؟ چی؟
یه نامه ازش به دستم رسیده
ارژبت زندهست و پیش ژوفیاست
جدی؟
جدی؟
جدی؟
جدی؟
ممنون. ممنون
ترکیبی از یه سری چیزهاست
ولی بهنظرم
محبوبترینش کابینتسازیه
که خودمون سفارشی انجامش میدیم
همینطور چراغها
و ایناهاش
آدری دکور رو چیده
مثلا آمریکاییهای توی تلویزیون صحبت میکنه
آره، خب تلویزیون نداریم
ولی قبل از اینکه بهدنیا بیام اینجا بوده
و همچنان شبیه هیچکدوم از آمریکاییهایی که دیدم نیست
هشت سال پیش
سعی کردیم یه همچین چیزی رو توی منهتن باز کنیم
دو ماه بیشتر دوام نیاوردیم
نتونستیم با برندهای معروف رقابت کنیم
تازه عروس و دومادها
یه نسخه از «خانهها و باغهای بهتر» میارن
...و میگن
«ما میزی که کنار تبلیغ عطره رو میخوایم»
ما هم میگیم «خب، ما هم میتونیم «یه همچین چیزی بسازیم
اونا هم میگن «نه، قربان، دقیقا «همین رو میخوایم
آره، کاشف به عمل اومد که اصلا با نیویورک حال نمیکنیم
.هیچ جذابیتی نداره درست نمیگم، آدری؟
هر تخم جنی رو که میبینی
فروشنده، خریدار، پیکچی
همه دارن کلاهبرداری میکنن
.من خودم اهل کنتیکتم بلدیش؟
.معلومه که بلد نیست، آدری تازه اومده اینجا
بدش من
...خب
اون پشت برات جا خالی کردم
آدری تختت رو آماده کرده
اونجاست
...فعلا فقط یه تخت و چراغ هست، ولی
هرچی خواستی از نمایشگاه بردار
همین کافیه
،برای دستشویی کارکنان باید از در جلو بری
،دور بزنی و بری پشت ساختمون جایی که ماشین رو پارک کردم
یادت مونده کجاست؟
اونجا یه راهپله هست که باهاش میتونی بری به آپارتمانت
اگه چیزی لازم داشتی، فقط در بزن
تو و زنت خیلی زحمت کشیدین
میدونی، یکی رو میشناسیم
که میتونه بینیت رو معاینه کنه
فکر میکردم کسی متوجهش نمیشه
چه اتفاقی افتاد؟
فضولی نباشه
از قطار پریدم بیرون
چند لحظه بعدش صدای شکستن اومد
و فکر میکردم یکی با تیر زده توی سرم
ولی صرفا خورده بودم به چندتا درخت
کسی بهم شلیک نمیکرد
واسه دردش یه چیزی مصرف میکنم
.ولی خوشحال میشم بدم معاینهش کنن ممنون
با کنت تماس میگیریم
بیا. بشین پای میزم
میرم حوله بیارم
کوچیکتر از اون چیزیه که انتظار داشتی؟
چی؟
اوه، مغازه
نه
نه، انتظار خاصی نداشتم
میلر کیه؟
میلر منم
نه، تو مولناری
دیگه نیستم
نه میلر، نه پسران - آره -
مردم اینجا کسب و کارهای خانوادگی رو دوست دارن
خب، نظرت چیه؟
نسبت به چی؟ اسباب اثاثیه؟
نه، منظورم همهچیزه
فیلادلفیا
ولی آره، اثاثیه هم همینطور
خیلی خوشگل نیستن
خب، واسه همین اینجایی دیگه
استاد
از ماه بعد میتونم بهت حقوق بدم
اگه بخوای
میتونی یکشنبهها بالا پیش خودمون غذا بخوری
خیلی زحمت کشیدی
حرفش هم نزن - حرفش هم میزنم -
حرفش هم میزنم
ممنون
جنتیله؟ [ غیر یهودی ]
کاتولیکه
ما کاتولیکیم
لاسلو، من زندهم
آتیلا بهم گفته که تو هم زندهای و داری از برمرهافن میری پیشش
خوشحال باش
وقتی ازت خبردار شدم از شدت شوق جیغ زدم
ما پذیرای اهدای غذا و لباس هستیم
لطفا به بیخانمانها کمک کنید
.به بیخانمانها کمک کنید به بیخانمانها کمک کنید
با کمک شما، سرپناه، غذا ...و لباس تامین میکنیم
لطفا به بیخانمانها کمک کنید
به بیخانمانها کمک کنید
الان نوبت توئه، ویلیام
لطفا به بیخانمانها کمک کنید
یه چیز آبی میبینم
به بیخانمانها کمک کنید
کت این آقاست؟
باهوشه؟
راست میگی. یه خرده آبی هم توش هست
گوش کنید
.آشپزخانه بستهست، دوستان فردا صبح برگردید
اوه، اوه
.وایسید، صبر کنید من با بچهم اومدم
شرمنده، هیچی نداریم
صبح بیا سراغم
یه بشقاب بهش میدم
بایستی یه تیکه نون داشته باشین
.صرفا یه پسر بچهست اینجا بچه هست
چند بار باید بگم؟
هیچی نمونده
ممنون، قربان
طوریش نمیشه دیگه؟
یه جای دیگه هست که میتونیم امشب بهش سر بزنیم
پس بذار فردا بخوابه
من صبح زود میام
.بیا اینجا پیشم جا میگیرم
شب بهخیر
هیچکس لایق این نیست که گوشهی خیابونهامون باشه
من دیگه لایق این نیستم که گوشهی خیابونهامون باشم
هرچیزی که در توانتون هست ببخشید
ممنون که گوش دادید
.خدا خیرتون بده آخرهفتهی خوبی داشته باشید
ببخشید
عذر میخوام
خاخام زونز؟ - بله -
صبح بهخیر - صبح بهخیر -
...خواهرزادهم و همسرم
باخبر شدم که لب مرز اتریش
گیر کردن
یهکم منتظرم بمون تا بعداً صحبت کنیم
میکوه اسرائیل میتونه سعی کنه بهت کمک کنه
،ولی همونطور که میدونی از اینجا خیلی سخته
.منتظرت میمونم ممنون
خیلی ممنون - منتظر باش -
در 29 نوامبر 1947 میلادی
مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهای تصویب کرد
و خواستار تأسیس یک دولت یهودی در سرزمین اسرائیل شد
مجمع عمومی از ساکنان سرزمین اسرائیل خواست
تا اقدامات لازم را برای اجرای
این قطعنامه انجام دهند
این به رسمیت شناختن حق مردم یهود
برای تأسیس دولتشان توسط سازمان ملل غیرقابل برگشت است
این حق، حق طبیعی مردم یهود است
که مانند تمام ملتهای دیگر در کشور مستقل خود
سرنوشتشان را تعیین کنند
بنابراین، ما اعضای شورای ملی مردم
نمایندگان جامعه یهودی سرزمین اسرائیل
و جنبش صهیونیستی
در روز پایان قیمومیت بریتانیا بر سرزمین اسرائیل
جمع شدهایم
و به موجب حق طبیعی و تاریخی خود
و بر اساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل
بدین وسیله تأسیس دولت یهودی در سرزمین اسرائیل را اعلام میکنیم
که با نام کشور اسرائیل شناخته خواهد شد
صرفا نمیدونم باهاشون چی کار کنم
بهنظرت باید چی بهش اضافه کنم؟
دستش نزن
چطور؟
بذار همینجور بمونه
شبیه سهچرخه شده
چی هست؟
یه دوچرخهست واسه بچهها
[ اثاثیهی میلر و پسران ]
کشتم شپش شپش کش شش پا را
واقعا کشتم شپش شپش کش شش پا را؟
اگه کشتم شپش شپش کش شش پا را
پس کی کشت شپش شپش کش شش پا را
هی، همراهم بیا
یه مشتری خیلی مهم داخله
پارسال، دفتر دو طبقهش رو توی مرکز شهر با هزینه کم
مبله کردم
واسه خونهش، یه سری سفارشات
میخواد بده
میتونی جلوش لبخند بزنی؟ معامله رو جوش بده
چرا همیشه تاجربازی درمیاری؟
همیشه داری معامله جوش میدی
آقای ون بورن
بذار با پسرعموم لاسلو آشنات کنم
بیخیال. آقای ون بورن بابامه
هری صدام کنید
هری میخواد چندتا قفسه
توی خونهی خانوادگیش توی دویلزتاون نصب کنیم
ببخشید مزاحم کارت شدم
امیدوار بودم یکی باهام بیاد
و یه نگاهی به اتاق مطالعه پدرم بندازه
من و خواهرم میخوایم با تبدیل کردنش به یه کتابخونه درست حسابی
غافلگیرش کنیم
منظورت چطور چیزیه؟
خب، اونجا کاملا بههم ریختهست
پر از کتاب و کاغذهای مختلفه
پس بهگمونم صرفا باید چندتا قفسه
و کمد بلند براش نصب کنیم
و یه نردهبون با چرخهای کوچیک هم براش بسازیم
میدونین؟ از همونها که توی کتابخونههای واقعی هست
تشنهی مطالعهست
آره، میتونیم یه همچین چیزی برات بسازیم
بذار به آدری بگم که بیاد حواسش به مغازه باشه
خودم هم ون رو میارم
عالیه - الان برمیگردم -
پول خوبی بهت میدن؟
...سرِ کار آخر
خوب پول دادن
ولی حجم کاری هم زیاد بود
مدام به سفارش اضافه میکردن
حتی با تخفیف هم هزینهها زیاد میشه
...پدرش از طریق
...بهکارگیری تکنیکهای تولید جدید برای تسریع
ساخت کشتیهای باری توی جنگ پول خوبی به دست آورد
خدایا، میخواد سکتهمون بده؟
فکر کرده پیست مسابقهست؟
هی، آروم برو
بپیچ راست تا به خونه اصلی برسی
هرجا دوست داشتی پارک کن
آقایون، ممنون که توی مدت کوتاه
خودتون رو رسوندین
پدر فقط تا جمعه هفته بعد خونه نیست
خیلی مشتاق بودم که تکلیف این قضیه رو روشن کنم
برامون زحمتی نداره، رفیق
روز شانست هم هست
چون پسر عموم پروانه معماری داره
و متخصص نوسازیه
حتی قبلا هم توی زادگاهمون یه کتابخونه طراحی کرده بود
درست نمیگم؟ کتابخونهی شهر
کدوم شهر؟
بوداپست - که اینطور. تاحالا نرفتم -
بابت شلوغکاری عذر میخوام
میدونم. مال عهد تیر و کمونه
دوست دارم قفسهها تا سقف برسن
و چندتا چراغ مطالعهی خوب هم بذاریم
شاید خوب باشه که یهسری لوازم دیواری قابل تنظیم هم نصب کنیم
پدر همیشه پردهها رو میکشه
واسه اینکه از کتابها در برابر نور خورشید محافظت کنه
پنجره به سمت جنوبه
حتما
چقدر میخوای هزینه کنی؟ - تخمینتون چقدره؟ -
بستگی به متریالمون داره
خب، کیفیتش بالا باشه
شاید خوب بشه یه جایگاه خوب براش بسازیم که بشینه و کتاب بخونه
یه صندلی و میز خوب که جلوی پنجره باشه
میخوای این رو جایگزین کنیم؟
اگه وقت بشه، چرا که نه؟
توی طوفان شدید تابستون پارسال یه شاخه افتاد روش
فکر کنم اسمش رو گذاشتن وافشار حارّهای
میتونید کاری کنید زیر 1000 دلار دربیاد؟
من و خواهرم شریکی پرداخت میکنیم
هیچ افزونهی غیرمنتظرهای نمیخوام
نگران نباش. طبق بودجه پیش میریم
میخوای تا جمعه بعدی انجام بشه دیگه؟
ترجیحاً تا پنجشنبه شب
من نمیتونم توی روزهای هفته اینجا باشم
ولی کارکنانمون راهتون میدن
اگه موردی پیش اومد
بگید با دفترم تماس بگیرن
،اگه قرار باشه تا پنجشنبه تموم بشه باید نیروی کمکی بیاریم
همینطور متریال، شیشه
میشه 2 هزار دلار
برش گردون اونور
آه، خیلیخب
باید میدیدیش
که چطور چونه میزد
من میخواستم به 450 دلار قناعت کنم
چونه نزدم - زدی -
چونه نزدم. صرفا داشتم میگفتم که چقدر خرج برمیداره
نه، راستش فکر کردم که این فرصت رو خراب میکنه
ولی پای حرفت موندی
و همین ازت یه حرفهای میسازه
امیدوارم صرفا همین نباشه
خیلی خوشگله
نگاهش کن. لباس قرمزهش رو پوشیده
و همرنگِ لبهاشه
باهاش برقص
باهاش برقص
نمیخوام برقصم - یالا -
نمیخوام - یالا -
نمیخوام. نه، ممنون
نمیخواد خب
...معطـ معطلش نکن
باهاش برقص
.آهنگ مورد علاقهاشه، پسر آهنگ مورد علاقهاشه
،باهم میرقصیم گامها رو یادت میدم
باهاش برقص
باهاش برقص، باهاش برقص
میخواد باهاش برقصی
آهنگ مورد علاقهاشه - آتیلا -
آهنگ مورد علاقهشه
یالا، باهاش برقص
...بس کن
منتظرته
منتظرته - خیلیخب -
خیلیخب، خیلیخب
نکن - آره -
خیلی احمقی - یالا -
ولم کن
خیلی لاغری، نه؟
میبینی؟
مثل دوچرخهسواری میمونه
سهچرخه
خانواده
دوچرخهی بچههاست
بچهها
ریختیش اینور و اونور
چی؟
بهگمونم از ریختنش روی فرش بهتره
کِی زنت بهت ملحق میشه، آقای توت؟
توی انباری جاتون نمیشه
ایکاش میدونستم، آدری
بابت شام ممنون
آتیلا عکسهای مجله رو نشونم داد
پروژههایی که توی شرکتت داشتی
،طبق اون چیزی که ازت خوندم اونی نیستی که فکر میکردم
من اونی که خودمم فکر میکنم نیستم
میدونی، مطمئنم میتونی کار پیدا کنی
یه کار بهتر
توی یکی از شرکتهای اینجا
...اونجوری
برای یکی کار میکنم
از خوابیدن توی انباری که بهتره
دنبال یه جای دیگه برای خوابیدن میگردم
بازم بابت شام ممنون
،جعبهها رو بیارید نندازیدشون
اینجا، اینجا
این یارو پولداره، کتابهای بیشتری میخره
احترامشون رو نگه دار
مشخصه اهل مطالعهست
میتونه برامون قصه شب بخونه
خیلیخب، آروم، آروم
آروم
روی کف خش نندازید
آره، پنلهای بلند
قفسهها میتونن ارتفاعات مختلفی داشته باشن
تا بتونن حجم بیشتر کتابهایی
که مشتری روی زمین چیده بود روشون جا بشن
پس، 45 درجه
سه، دو، یک
عالیه. خوشگل میشه
همینه. خوبه
چپ، گوردون، چپ و با دقت
مواظب باش، چپ
حرکت آهسته و با دقت
یالا، یه حرکت آهسته و با دقت میخواد
آهسته
آهسته، آهسته
خیلی به سقف نزدیکه
هی، هی، هی
اوه، نه
گفتم بکشش - هرکاری تونستم کردم -
حالا باید یه ناودون هم جایگزین کنیم
یک، دو، سه
آره
خیلیخب
بذارش... بیارش جلو
خوبه، خوبه، خوبه
.باهام برقص باز باهام برقص
آتیلا
بیا، بیا
چاپ اوله
همهشون چاپ اولن
خیلی احمقی
بس کن، احمق
این چه وضعشه؟
این چه وضعشه؟
کی بهتون اجازه داده که بیاید توی خونهم
و همهچیز رو نابود کنید؟
ببخشید، قربان - تو کدوم خری هستی؟ -
قرار بود سورپرایز باشه
پسرتون هری بهمون گفت ...که قرار نیست تا
واقعا که سورپرایز شدم
مادر مریض من
دم در نشسته
و میترسه بیاد داخل
عذر میخوام که ترسوندیمش
آوردیمش اینجا که در آرامش استراحت کنه
ولی دیدیم که یه کاکاسیاه غریبه
توی ملکمون داره پرسه میزنه
پسرتون ازمون خواستن بیایم اینجا
تا اتاق مطالعهتون رو تبدیل به کتابخونه کنیم
کتابخونه؟
...اتاقم
تخریب شده
خب، داشتیم همهچیز رو میذاشتیم سر جاش
همهچیز رو ریختین بههم
از کجا میدونی چی جاش کجاست؟
با احتیاط کامل
،از وسایلتون مراقبت کردیم آقای ون بورن
نمیدونم چی بگم
تو کی هستی؟
لاسلو توت
لاسلو، پروانه معماری داره
ناظر نوسازی بود
و منم قبلا با پسرتون کار کردم
توی کنزینگتون، مغازه اثاثیه دارم
میلر و پسران
آقای ون بورن، اجازه میدید که فضا رو نشونتون بدم؟
این چراغهای کاری اصلا حق مطلب رو ادا نمیکنن
کاکاسیاهتون دم در منتظرتونه
پیشنهاد میکنم وسایلتون رو جمع کنید و برید
آقای ون بورن
کارمون اینجا تمومه
ایرادی نداره. بیا
فردا صبح درباره این مسئله با پسرم صحبت میکنم
مادر من مریضه
باید داخل بخوابه
ایرادی نداره؟
،معلومه که ایراد داره اینجا خونهی منه
خدا لعنتتون کنه
بیدار شو
عجب صبح بهخیری
چی شده؟
هری لی زنگ زد
میگه پولی نمیده
واسه متریال کار؟
میگه به ملک، آسیب زدیم
و برم دعا کنم که ازم شکایت نکنه
جوابی نداری؟
میخوای چی کارش کنی؟
...لاسلو
من آوردمت توی خونهم
،آوردمت توی محل کسبم بعد اینجوری ازم تشکر میکنی؟
مشتریهام رو فراری میدی
با زنم لاس میزنی
بهم گفت. معلومه که بهم میگه
.معلومه که بهم میگه چه انتظاری داشتی؟
درواقع من چه انتظاری داشتم؟
حتی توی همون بچگی هم
آدم دست درازی بودی
گوش کن
این دفعه رو به ارژی چیزی نمیگم
میدونم سختیِ زیادی کشیدی
این حرف رو به آدری هم زدم
بهت آسیبی نمیزنم
ولی دیگه نمیتونم بهت کمک کنم
فهمیدی؟
ارژبت
میتونی به یه آدرس جدید ...برام نامه بفرستی
.منتظرت میمونم منتظرت میمونم و میمونم
پول لازم داری؟ چی لازم داری؟
با احترام از طرف لاسلو
صبح بهخیر، فیلادلفیا
،پنجشنبهی این هفته هفت نوامبر 1950 میلادی
ممکنه از سال 1930 به بعد
اولین باری باشه که حزب جمهوریخواه ...کنترل رو به دست
گوردون
گوردون
نیروهای ایالات متحده و سازمان ملل
پیشرویهای قابل توجهی
...در شبهجزیره کره داشتهاند
بیدار شو، گوردون
یالا
بیدار شو
باید بریم
،گذاشتم بیشتر بخوابی ولی دیگه وقت رفتنه
اوه، گوردون
آقای لاسلو رفته؟ باید باهاش صحبت کنم
صبر کن
سلام
لاسلو؟
واسه آسیبیه که دیدم
خواهر الیزابت دنبالته
الان میام
یه لطفی بکن و تا موقع ثبت ساعت ورود بندازش عقب
چی کارت داشت؟
خواستار مشارکتم بود
مثلا چی؟ میخواد کمک کنی؟
همین الانش هم کمک میکنم
میخواد یکشنبهها توی مراسمها حضور پیدا کنم
و کمک مالی جمع کنم
تو چی بهش گفتی؟
گفتم بهش فکر میکنم
بهنظر منصفانه میاد، نه؟
میرم یه جای دیگه
هرجایی که میری
چرا درخواست نمیدی بهت جای خواب بدن؟
نمیذارم مردم زادگاهم به چشم گدا بهم نگاه کنن
هیچوقت نمیذارم
♪ یک رز ♪
♪ باید با آفتاب و باران بماند ♪
♪ وگرنه وعده زیبای آن به حقیقت نمیپیوندد ♪
♪ هر کسی برای خودش چیزی دارد ♪
♪ هر کسی برای خودش چیزی دارد ♪
♪ و من تو را دارم ♪
♪ یک آواز به چه درد میخورد ♪
♪ اگر کلماتش تعلق نداشته باشند ♪
♪ و یک رویا باید برای دو نفر باشد ♪
♪ تنهایی فایدهای ندارد ♪
♪ هر کسی برای خودش چیزی دارد ♪
♪ و من تو را دارم ♪
♪ اگر شعلهای بخواهد گسترش پیدا کند ♪
♪ باید درخششی صورت بگیرد ♪
♪ برای باز کردن هر در، کلیدی هست ♪
یه حرومزادهای اومده و کارت داره
هان
لاسلو توت خودتی؟
دنبالت میگشتم
،تعجبی نداره که نمیتونستم پیدات کنم ریش گذاشتی
چه کمکی ازم برمیاد، جناب؟
میخوام ناهار مهمونت کنم
تا دو ساعت دیگه استراحت نمیکنیم
مدیرت رو نشونم بده تا تفهیمش کنم
این رو دیدی؟
بهت اطمینان میدم کس دیگهای ندیده
برو صفحه شصت و شیش
کجا درس خوندی؟
توی دانشگاه باهاسوس در دسائو
باهاسوس؟ چه عالی
متن زیر عکس رو بخون
خب، نظرت چیه؟
بهنظر خوب میاد
معلومه که بهنظر خوب میاد
چرا وقتی مثل دیوونهها
بهت حمله کردم، از خودت دفاع نکردی؟
...به اون پسرعموی آمریکاییت زنگ زدم
آتیلا - آره، درسته -
اول عذرخواهی کردم، بعد تحسینش کردم
هرچند با کمال احترام من رو فرستاد سراغت
و منم بعدش تحقیقاتم رو انجام دادم
اینا کار توئن، درسته؟
آره
همهشون؟
آره
ببخشید، ناراحتت کردم؟
نه
اصلا
نمیدونستم این عکسها همچنان در دسترسن
یا اینکه اهمیتی دارن
میشه نگهشون دارم؟
معلومه که میشه
خیلی هنریان
از نزدیک بهترن
میتونستی یه خرده درباره پیشینهت
توضیح بدی
...کمکی
به خودت نکردی
صحبت کردن با وجود اون همه داد و قال سخت بود
آره
آره، شرمسارم
واقعا شرمسارم
مثل احمقها رفتار کردم
...ماد
مادرم داشت میمرد
...بهانه موجهی نیست، ولی
آخر همون هفته توی خونه مُرد
واقعا متاسفم که این رو میشنوم
بگو که چرا یه معمار خارجی موفق
مثل تو
باید اینجا توی فیلادلفیا زغالسنگ بیل بزنه؟
خب، ساخت و ساز یه سالن بولینگ رو هم
به عهده دارم
...ولی، آم
رایش، من و همکارانم رو بهخاطر سبک کاریمون
رد کرد
چون از نظر اونا به سبک آلمانی نمیخورد
قصد گستاخی ندارم
ولی فقط واسه قهوه وقت دارم
آمادگی دیدن چیزی که دیدی رو نداشتی
این قابل درکه
خوشحالم که درکش کردی
صرفا درکش نمیکنم، آقای توت
برام ارزشمنده
من از غافلگیری بدم میاد
پسر کلهشقم باید این رو میدونست
ولی گوش کن، من واسه سوگواری یا فخرفروشی نیومدم اینجا
اومدم پولی که طلب داری رو بهت بدم
،شاید گفتنش بیتاثیر باشه ولی اینکه پول تو و همکارت
پرداخت نشه، ایدهی من نبود
من بعدش متوجه این قضیه شدم
به یه ناودون آسیب زدیم که قصد داشتیم درستش کنیم
ولی سوء تفاهم بود
فراموشش کن. پول رو بگیر
ممنون
اگه جای تو بودم، توی لباس زیرم یا توی کفش
قایمش میکردم
دوست دارم بیای و توی روشنی روز یه نگاه بهش بندازی
قبلا دیدمش
دوست دارم ازش لذت ببری
خیلیخب - عالیه -
،اگر سرت شلوغ نباشه یکشنبه صبح
یه ماشین میفرستم دنبالت
نه
بیا. آدرست رو برام بنویس
مکالمهمون برای من قانعکننده
و از نظر فکری تحریککننده بود
خدانگهدار
لذت بردم
هی، خیلی وول نخور
چند دقیقه طول میکشه
یه لحظه. این رو بگیر
آره، داخله
.همه رفتن. وقت رفتنه تعطیلیم
هل نده! میدونم اونجاست
هیچکس اونجا نیست
!دوستم تنهام نمیذاره لطفا
!هیچکس اونجا نیست وقتشه بری
نه، نه - تعطیل کردیم -
برو خونهتون دیگه
.گوش کن، رفیقم داخله لطفا
اوه! بینیم - گفتم برو خونه -
هی آقا، فیلم تموم شده
نمیتونی اینجا بخوابی
تقاضای زیادی
برای این مشتقات اپیوم وجود داره
...مواد مخدر
که در داروسازی
برای تسکین درد و القای خواب مفیده
استفاده بدون نظارت
میتونه خطرناک و اعتیادآور باشه
...وقتی اعتیاد شکل بگیره، فرد معتاد
چیه؟ چیه؟
باید همیشه تحت هر شرایطی مواد رو به دست بیاره
هوم؟
موادی که قانوناً وارد شده باشه در دسترسش نیست
پس باید به منبع غیرقانونیش رو بیاره
بیا
باهام بیا
.آفرین گربهی خوب باهام بیا
فقط بیا - ببخشید، آقای توت -
خانواده ون بورن، من رو فرستادن دنبالتون
روی صندلی کناریتون
یه کت مجلسی اتوکشیده هست
آه، اومدی
مرد لحظهها
با خودت چی کار کردی؟
...از روی تیرچه افتادم و
همه گرسنهن
هری، همدیگه رو به یاد دارید
بله. عصر بهخیر
بابا، مسئولین آشپزخونه
ازمون خواستن بشینیم سر جاهامون
و اینم مگیه، خواهر دوقلوی هری
.سلام، آقای توت کتابخونه رو خیلی دوست داریم
ممنون
خیلیخب، بیاید غذامون رو بخوریم
آقای توت، دستآوردهاش رو تبلیغ نمیکنه
ولی آثارش در اکثر مناطقِ
اروپای غربی و مرکزی مورد تحسین خاص و عامه
مطالب زیادی در مجلات معماری دربارهش نوشته شده
اگه اهل این چیزها باشید
تمرکزت روی چیها بود؟
،سالنهای نمایش، کنیسهها نوسازی
روی پروژههای زیادی کار کردم ولی بعضیهاشون خیلی غیرعادی بودن
متاهلی، آقای توت؟
بله
همسرم هنوز توی اروپاست
چرا؟
جدامون کردن
به زور
فضولی نباشه، ولی اهل کجایی؟
تشخیص لهجهت برام سخته
شهر بوداپست
بس کن
.در طول جنگ ویرون شد فاجعهست
جنگ چطوری بود؟
اینجا داستانهایی دربارهش میشنویم که واقعا مشمئزکنندهن
نمیدونم از کجا
شروع کنم، خانم هافمن
قصد دارین برگردین اروپا، آقای توت؟
اما زنم داره سعی میکنه بیاد اینجا پیشم
ولی شرایط سخته
خب، با مُردن روزولت
بایستی راحتتر بشه
...مُرده، ولی
همه هنوز میترسن
که امثال من
تهدیدی برای امنیت ملی باشن
منظورت از امثال خودت، یهودیهاست؟
ما یهودیایم
میشل تغییر دین داد
هوم
مثل ارژبتِ من
لازمهش تعهد و مطالعه زیادی بود
...ولی
افراد کمی، یهودی شدنش رو به رسمیت شناختن
حیف شد که نازیها باهاشون همنظر نبودن
ولی نه، فقط منظورم یهودیها نیستن
کلا خارجیها رو میگم
من شانس آوردم که اون موقع از برمرهافن خارج شدم
دستور ترومن، منجر به تسهیل انتقال گروهِ من شد
بقیه اینقدر خوششانس نبودن
بهنظر خیلی دردناک میاد، لاسلو
بهشدت متاسفیم
مایکل، دوست و وکیلمه
اول دوستمه
مایکل، شرکتت میتونه
به تسریع این فرآیند کمک کنه؟
متاسفانه امر سادهای نیست
،زنم نمیتونه خواهرزادهم رو تنها بذاره ...چون کم سن و سال
یتیم و خیلی مریضه
فقط خودشون دوتان؟
خوشحال میشم به نیابت ازت تحقیقاتی انجام بدم
میدونی، یه چیزی هست
به اسم لایحهی آوارگان
که اخیرا اجرایی شده
به 200 هزار اروپایی، اجازهی
اقامت دائم میده
میتونی توی روزنامه دربارهش اطلاعات کسب کنی
شرکت مایکل، وکالتِ
دفتر معاون رئیسجمهور رو به عهده داره
رئیسجمهور؟
رئیسجمهور آمریکا
تبریک میگم
روز دوشنبه بیا دفترمون توی فیلادلفیا پیشم
با این شماره تماس بگیر تا دستیارم کارهای لازم رو بکنه
بهت میگه که باید جفتتون چه چیزهایی ارائه کنید
ممنون
خواهش میکنم
بهنظرم بهتره توی اتاق مطالعه یه فنجون قهوه بخوریم، هان؟
ممنون
یه زمانی متاهل بودم
بهم دوتا بچهی خوشگل داد
هرچند، مادرم مارگارت و دوقلوها
نیازمند توجه
و دقیقه به دقیقهی زمان شخصیِ محدودم بودن
اوضاع بین زن سابقم
و مارگارت بیریخت شد
واسه همین جدا شدیم
بهطور توافقی و مسالمتآمیز
مارگارت تنهایی توی روچستر بزرگم کرد
فقط خودمون دوتا بودیم
والدینش بهخاطر داشتن فرزند نامشروع طردش کردن
تنها خانوادهای بود که داشتم
البته به جز اون دوقلوهایی که بعداً گیرم اومد
...جالبیش اینجاست
یهکم قبل از مرگشون
والدین مادرم
رغبتی ندارم که پدر و مادربزرگ خطابشون کنم
بعد از خوندن یک مقاله
درباره موفقیت شرکت اولم
با من و مارگارت ارتباط گرفتن
در واقع
ما اون موقع، اوضاع خوبی نداشتیم
و میخواستیم به زودی درش رو تخته کنیم
ولی مردم خبر نداشتن
گمون میکنم از تعاملات قبلیمون فهمیده باشی که من آدم رکیام
و اهل مبالغه و احساساتی نیستم
...ولی مادرم
در برابر رفتار صمیمانهشون سریع وا میداد
میگفت امکانش هست که مریض
یا در شرف مرگ باشن
و احتمالا پول لازم دارن
از اینکه میدیدم زنی مثل مارگارت که معمولاً عملگراست
چنین فرضیات سطحی و کلیشهای به ذهنش میرسه، خوشم نمیاومد
با اینحال قبول کردم که ببینمشون
هم واسه آروم کردن مادرم
هم واسه برطرف کردن کنجکاویم نسبت به اصل و نسبم
میدونی، واقعا هوشمندانهست
جوری که فضا، آدم رو احاطه میکنه
و فورس پرسپکتیوش
بهنظرم همینطوره
من رو یادِ داستان کوتاهی که یه زمانی خوندم میندازه
درباره یه کتابخونهی بیپایانه
درحال حاضر روی پروژهی خاصی کار میکنی، آقای توت؟
روی یه سالن بولینگ
ببخشید، داشتم برای دوستم
یه داستان تعریف میکردم
.شرمنده، عذر خواهی میکنم لطفا من رو ببخشید
قبول کردی که ببینیشون
پشت تلفن، گرم گرفتیم
و بهشون پیشنهاد دیدار
در آپارتمان سادهشون که در شهر
همجوارمون بود رو دادم
وقتی فهمیدم این همه مدت
اینقدر نزدیک بودن، خندهم گرفت
توی راه خونهشون
با خودم فکر کردم
و بالاخره رقمی به ذهنم رسید
که از نظرم پیشنهادش بهشون راحت بود
چون برخلاف احساسی که من داشتم
تنها بستگان زندهمون بودن
در کمال میهماننوازی، ازم استقبال کردن
منم خیلی سریع براشون توضیح دادم که براشون
یه چک 25 هزار دلاری کشیدم
،وقتی چک رو بهشون دادم انگار آسودهخاطر شدن
ولی فکر کنم یهکم از رقمش نا امید شده بودن
مودبانه ازم تشکر کردن
خیلی معذب بودم
،ولی قبل از اینکه با عجله برم ازشون یه سوالی پرسیدم
«با این همه پول چی کار میکنید؟»
شروع به یاوهسرایی درباره معجزات و اینجور چیزها کردن
واسه یه لحظه، همهچیز توی محدوده دید کوچیکشون
قابل حل و دستیافتنی بهنظر میاومد
...بالاخره مشکلاتشون حل میشد
و عجب نوهی باملاحظهای بودم من
موقع رفتن
قبل از اینکه به چمن دم خونهشون برسم
دوتاشون دویدن سمتم و داد میزدن
«یادت رفت امضا کنی، هریسون»
شجاعت به خرج دادم و خیلی رک
و به عنوان دوتا آدم بالغ جوابشون رو دادم
گفتم فراموش نکردم
ولی بهخاطر سوتیای که توی جوابشون بود
خودم رو مجاب به امضا نمیدونستم
خیلی شوکه شدن
یه لحظه فکر کردم همونجا روی چمن ورودیشون
دق میکنن
ولی مثل دوتا گدا، درهم شکستن و زدن زیر گریه
خیلی آزاردهندهتر از چیزی بود که
فکرش رو میکردم
...و با این شرط
...که دست از سر مارگارت بردارن
یه چک دیگه به ارزش 500 دلار
براشون نوشتم و امضا کردم
مادرم رو اینقدر دوست داشتم، آقای توت
کارهای زیادی برای هم کردیم
با وجود رفتاری که
باهاتون کردن، چه انتظاری داشتن؟
آره، آره، دقیقا منم همین دیدگاه رو دارم
یه سوال ازت دارم
چرا معماری؟
داری محکم میزنی؟
نه
هیچی به تنهایی قابل توضیح نیست
مگه یک مکعب رو میشه بهتر از
توضیح ساختارش، توصیف کرد؟
جنگ شده بود
...و با اینحال
...متوجه شدم که
محل بسیاری از پروژههام سالم موندن
هنوز توی شهر پابرجان
وقتی خاطرات دردناک
اتفاقاتی که در اروپا افتاد دیگه تحقیر آمیز نباشه
...انتظار دارم که به عنوانِ
یک محرک سیاسی عمل کنن
و شورشهایی رو که معمولاً بهطور مکرر
در تاریخ بشر اتفاق میافته به راه بندازن
من از همین الان
گفتاری عمومی که سرشار از خشم و ترس باشه رو پیشبینی میکنم
ممکنه یک رودخانه سرشار از این پوچیها بدون هیچ مانعی جریان پیدا کنه
اما ساختمانهای من طوری طراحی شدن که بتونن در برابر چنین فرسایشی مقاومت کنن
مثل خط ساحلی دانوب
عجب جواب شاعرانهای
بایستی استاد محبوبی بوده باشی
قبلا هم گفتم
ولی مکالمههامون
بهلحاظ فکری تحریککنندهست
باهات موافقم
عزیزان، لطفا گوش کنید
براندیت رو بردار و بیا بیرون
یه سورپرایز قشنگ دارم
داری کجا میبریمون، هریسون؟
خیلی سرده
خوبه کفش پاشنه بلند پات نیست، مایکل
فقط یهکم دیگه مونده. یالا
تحمل کنید، عزیزان
،صبر داشته باشید چیزی نمونده
خیلیخب
همونطور که خیلیهاتون میدونید
این یک سال گذشته
برای من و هری و مگی سخت بوده
بابا، خیلی سرده
میشه برگردیم داخل؟
مگی، لطفا ساکت باش
امروز عصر آوردمتون تو این سرما
نه برای اینکه به گذشته نگاه کنیم
بلکه تا باهمدیگه به آینده نگاه کنیم
همونطور که میدونید اونور تپه، دویلزتاونه
و قصد داریم توی این مکان
مرکزی برای اجتماع به نامِ
مارگارت لی ون بورن بسازیم
هریسون، این خیلی قشنگه
این مکان به قدری مقدس خواهد بود
که شاید روحش توش ساکن بشه
مکانی برای گردهمایی، تامل و یادگیری
و آقای توت
میخوام براش بسازیش
یه چیز نوین و بیمرز
،میبینم که شوکه شدی مایهی خرسندیمه
گفتم شاید پیشبینیش رو کردی
نه، نه
گوش کن
اینکه سرنوشت، ما رو عصرِ روز مرگ مادرم
بههم رسوند، اتفاقی نیست
من خوب بلدم نشانهها رو درک کنم
قربان، نمیدونم که پروژه چه چیزهایی رو شامل میشه
توی خونه، درباره جزئیاتش صحبت میکنیم
اما دستمزد خوبی بهت میدم
و اینکه
در همین ملک، بهت مکانی میدم تا توش زندگی
و کار کنی
بهنظرم اقامت در اینجا
بهت این زمان و فضای لازم رو میده
که درست حسابی بهش فکر کنی
...و درصورت اومدن خانوادهت به آمریکا
اونا میتونن اینجا بمونن
نظرت چیه؟
...خب، من
میخوام یه چیزی رو طراحی کنم و بهت بدمش
میخوای پروژه رو روی هوا بزنی
خیلیخب، شدنیه
سرده، بیاید برگردیم داخل
یالا
ببخشید
شرمنده، شرمنده
،یه راننده من رو آورد اینجا اسمش رو بلد نیستم
شرمنده - ...نه، باید برگردم. من -
میشه یکی با اون شخص که امروز عصر
من رو رسوند، تماس بگیره؟
یه دقیقه صبر کنید لطفا
آقای توت، ببخشید که معطل شدین
هریسون خوابیده و براتون شب خوبی رو آرزو کرد
میشه کمکم کنی که رانندهـه رو پیدا کنم؟
گوش کن
واقعا بابت رفتارهای دراماتیک پدرم عذر میخوام
لابد غافلگیر شدی
طوری نیست
اغلب این تصمیمات رو
بدون مشورت با بقیهمون میگیره
چیزی رو جدی نگرفتم
اوه، باید بگیری
میدونی، باید جدی بگیری
پدرم میخواد استخدامت کنیم
اوه
آه
اینجا زیرساختهای لازم رو ندارم
واسه همین ازم خواسته
ناظر این فرآیند باشم و بهت کمک کنم
نمیدونم چه پارامترهایی وجود داره
وقتی هیجان پدرم
فروکش کنه، سعی میکنم
از منظر اقتصادی، ازش سر دربیارم
امشب خونهمون خیلی پُره
واسه همین توی خونهی مهمونها
برات جا انداختم
میتونیم فردا صبح وسایلت رو برات بفرستیم
آقای توت؟
آقای توت؟
یه لحظه
جناب؟
کارم داشتین، قربان؟
.اوه، آره، لاسلو. بیا تو به رویایی دیدم
یه سری طراحیها دارم
روی یه چیزی هم کار میکردم که
،شاید بشه به پروژه اینجا تعمیمش داد اگه میشه یه نگاه بندازید
.یهکم صبر کن. دیدم تاره بشین
بابت ظاهرم عذر میخوام
سر درد بدی دارم
و باعث شده گوشهام سوت بکشن
باید همینجوری تحملم کنی
میتونم بعداً برگردم
.هیس! باید تا یادم نرفته بگم رویاها سریع فراموش میشن
آره، میدونم
دویلزتاون قشنگه
ولی یک مکان فرهنگی نیست، میدونی؟
درسته - ولی میتونه باشه -
اگه یه تالار نمایش بود
که میشد توش جشنواره تئاتر برگزار کرد خوب میشد
درسته
و البته توی فصل تعطیلی
دانشآموزهای محلی میتونن ازش استفاده کنن
بله
نظرت درباره یه سالن ورزشی چیه؟
نوجوون که بودم کشتی میگرفتم
خاطرات قشنگی از مادرم دارم که در مسابقاتم
در شهرهای مجاور، همراهیم میکرد
استخر چطوره؟
شنا بلد نیستم
شاید هم خیلی گرون باشه
با من از پول حرف نزن
پنسیلوانیا بیشتر از هر ایالت دیگهای
خانههای مالکنشین داره
نسبت به هر ایالت دیگهای
شهر کوچیک و شهرکهای بیشتری داره
و افراد بیشتری توی این شهرکها زندگی میکنن
همینطور چندتا از بزرگترین
شهرهای جهان رو داره
به همین خاطر پنسیلوانیا واقعا مهد تصمیمگیری
برای خانوادههاییه که میخوان جایی عالی
برای کار و زندگی داشته باشن
و از تفریحات متنوع در کنارِ
مشاغل ثابت و نزدیک لذت ببرن
باهاش از پول حرف نزن
من با دوستانمون
در شهرداری شهرستان باکس صحبت کردم
و مشکلی با بهرهبرداری از
فرصتهای دریافت حمایت مالی محلی و دولتی
برای پروژهمون ندارن
البته به شرطی که حاضر باشیم بخش خاص
و مهمی از مرکز رو
به «جماعت مسیحی» اختصاص بدیم
ولی این مرکز اجتماعی برای همهست
چی میخوان؟ اتاق عبادت؟
گمون میکنم برای بودجهای که دارن اختصاص میدن
دنبال یه چیز بهخصوصتر و مهمتر هستن
این البته به تایید نهایی پیشنهاد
بستگی داره
،ببخشید. تالار نمایش، سالن ورزشی کتابخونه
...پدر بیشتر تحت عنوان اتاق مطالعه عمومی
توصیفش کرد
یه کتابخونه و کلیسا؟
این میشه چهارتا ساختمون، هری
چهارتا، نه یکی
جاهطلبانهست
و فکر میکردم از این خوشت بیاد
با پیمانکار همیشگیمون تماس گرفتم
لزلی وودرو
اولین باری که با لزلی کار کردیم
یکی از افسران مهندسی کشتیمون بود
اما از اون موقع به بعد
ناظر چند پروژه ساخت و ساز برامون بوده
که این دفاتر هم شاملش میشن
پدرم 850 هزار دلار برای پروژه درنظر گرفته
که از نظر من اگر گزاف نباشه
خیلی معقوله
اگه لزلی پیشنهادمون رو قبول کنه
بعدش میگم هزینه کار رو مشخص کنه
این 850 هزار دلار
شامل حقوق تو و لزلی هم میشه
همچنین یه سری اقدامات
برای اخذ پروانهت در همین پنسیلوانیا
انجام دادیم
خب، هری، بیا کَندن رو شروع کنیم
ارژبت، من با یک وکیل بانفوذِ آمریکایی آشنا شدم
که میگه میتونه به تو و ژوفیا کمک کنه
جایی عکسی از تو و ژوفیا
باهمدیگه هست؟
چیزی که پیوندش بهت رو مشخص کنه
من با همکارانم که بعضی وقتها
در مهمونیهای خونه حضور داشتن هم تماس گرفتم
و منتظر جوابشونم
برای هرکسی که به ذهنت میرسه نامه بفرست و براشون توضیح بده که قضیه ضروریه
هرچیزی که پیوندش به تو و پیوند تو به من رو ثابت کنه
میتونه خیلی به آقای هافمن کمک کنه
504, 505, 506,
507, 508
فهرستی از اقلام و اطلاعاتی که دفترش درخواست کرده بود رو ضمیمه کردم
لطفا هرچی که از این مدارک میتونی رو پر کن
و اصلشون رو فوراً بهم برگردون
ممکنه خوششانسی بهم رو کرده باشه
در تحولی غیرمنتظره
.یک فرصت جذاب بهم پیشنهاد شده یه شانس دوباره
سه، چهار...
پنج، شیش، هفت
میتونم حس کنم که بیش از همیشه بهم نزدیکتر شدی
با عشق، از طرف لاسلو
.صاف، صاف بالاتر، بالاتر
یه خرده بالاتر. خوبه، خوبه
مساحت کل 2685 مترمربعه
که شامل یک سیستم چگالنده بزرگ
برای جمعآوری آب بارون، زیر سطح زمین میشه
این درزهایی باریکی که اینجا و اینجا میبینید
نورگیر هستن و همچنین به عنوان مرز
برای تقسیم فضا
در هرطرف راهروی ورودی عمل میکنن
این واحدها قابل تبدیل و چندمنظوره هستند
هر طرف ظرفیت پذیرش 500 نفر رو دارند
سیستمهای سفارشی برای نشیمن و ذخیرهسازی
این امکان رو فراهم میکنه که ازشون به عنوان اتاق کنفرانس، سالن ورزشی یا تالار نمایش استفاده بشه
اتاقهای استانداردتر از بتن پیشساخته ساخته شدن
کلیسایی که در مرکز ساختمونه
محرابش با مرمر کارارا
تزئین شده
نمیبینم
محور اصلی این مرکز خواهد بود
هری، نظرت درباره اینکه سالن ورزشی
در کنارهها ساخته میشه چیه؟
نمیدونم
بهنظرم شبیه پادگان شده
شاید بهخاطر اینه که هیچوقت برای سربازی نامنویسی نکردی، هری
.بهنظرم سورپرایز قشنگیه ادامه بده
بذارید نشون بدم
وقتی خورشید از شرق به غرب میره
تیرچههای چوبی که در پایه برجها بههم وصل میشن
وقتی نور بهشون بتابه
بر روی قطعه محراب
یک صلیب رو به نمایش میذارن
خارق العادهست
چه قشنگ
مگی، میشه بگی قهوه بیارن؟
بهنظرم قشنگه، آقای توت
ممنون
خب، ارتفاع اونا چقدره؟
شیش یا هفت متر؟
درست متوجه شدم؟
بیش از 74 هزار متر مساحت جانبی؟
خب، اگه بتونیم این متریال رو تهیه کنیم
آقای ون بورن
مرمر سیلاکاگا از شهرستان تلدیگا فرستاده میشه
و ارسالش ممکنه امکانپذیر باشه
اگر به چند نفر رو بندازم
توهین نباشه، ولی اگر بتونید متریالش رو تهیه کنید؟
جناب، بتن هم مقاومه و هم ارزون
بتن؟ خیلی جذاب نیستها
شاید بتونیم سر متریال سازش کنیم
خوشبختانه تصمیمگیری درمورد ظاهر ساختمون
با شما نیست، آقای وودرو
و مرمر سیلاکاگا مثل کاغذ سفیده
چیزی که من اینجا دارم، آبی و خاکستری
با رگههای ملایمتره
.من ایتالیاییه رو ترجیح میدم مناسبتره
...خب، باید یه سری تحقیقات بکنم، ولی
یه فرد با استعداد رو میشناسم
یه بنای ایتالیایی که قبلا باهاش کار کردم
اوه، تا یادم نرفته یه مسئله جزئی دیگه؛ اسم
میخوام حتما قابل مشاهده باشه
قربان، واقعا همچین چیزی رو تصور کرده بودین؟
چیزی رو از قلم انداختم؟
وقتی هری تماس گرفت
گفت این یه پروژه شخصیه
اگر نهایتاً انتخاب ما این باشه
در این مقیاس
زمانبندی رو باید خیلی تغییر بدیم
ترجیح میدم با 18 درصد زنده باشم
تا اینکه با نرخ بهرهی اصلی بمیرم، لزلی
بیشتر از بودجهی انتخابی خرج رو دستتون نمیذاریم
مادربزرگتون عاشق مرمر بود
تضمین میدم
هری، مذاکراتمون با دفتر شهرداری
چطور پیش رفت؟
منتظرمونن - خوبه -
پیگیرشون باش
خوبه - ممنون -
لعنتی
صبح بهخیر، لزلی
نگو تازه بیدار شدی
دو دقیقه دیگه حاضرم
،بهت سه دقیقه وقت میدم به شرطی که صورتت رو بشوری
سه دقیقه
بیرون منتظرم
روز مهمیه
روز مهمیه. بیدار شو
شهردار کل روز رو وقت نداره، لزلی
طوریمون نیست، هری
پدرت هم بهمون ملحق میشه؟
نه، متاسفانه واسه امور کاری رفته خارج از شهر
سلام رسوند
خیلی به این پروژه علاقه داره
برامون اولویت داره
خواست بدونه میتونه فردا تماس بگیره
تا دربارهش باهاتون صحبت کنه
البته هروقت راحت باشید
خب، حتما
سیلویا توی دفترمه
میتونه واسه فردا عصر توی هر ساعتی، وقتش رو تنظیم کنه
عذرخواهی میکنم
خب، این چیز متفاوتیه
خیلی مدرنه
بله - خیلیخب -
چیزی که توی ذهنته رو بهمون بگو
فاز ساخت و ساز به تنهایی
برای محلیها، بیش از هشتاد موقعیت شغلی ایجاد میکنه
نجاری، نقاشی، و وقتی ساخت و ساز تکمیل بشه بیش از 150 نفر استخدام میشن
چرا که در اونصورت باید برای مرکز
نیروی دائمی به کار گرفته بشه
کی قراره به سوالات مطرح شده جواب بدی؟
صحیح
صحیح
میخوام به برخی از
سوالات و نگرانیهای مکتوبی
که پیش از جلسه امشب برامون ارسال شده، جواب بدم
سوالاتی مربوط به پیشینه شخصیم
اصل و نسب و ایدئولوژیم
به عنوان یک فرد خارجی
و شخصی که تازه به دویلزتاون اومده
نیازمندیِ جامعه رو میبینم
و این تنها انگیزهی مهم منه
من و آقای ون بورن
یک حامی سخاوتمند و یک پروتستان معتقد
مکانی رو میسازیم
که برای جمع شدن توش جهت عبادت
براتون جذاب و ترغیبکننده باشه
خیالتون راحت باشه
که به سنتهای دویلزتاون احترام میذاریم
مرکز اجتماعیِ مارگارت لی ون بورن
،برای آفرینش و فعالیت تجلیش خواهد بود
بنایی که نهتنها میگه «من نو هستم»
بلکه میگه «من جزئی از یک کل نو» هستم
...لطفا چیزه رو بهم بده اسمش چیه؟
نه، چراغ قوه
صحیح
فــیــلــ ـــمـ.ـکــیــو رو تو گوگل سرچ کن
اینجا فضای داخلی کلیسا رو میبینید
ظرفیتش 119 نفره
زمان طلوع
غروب
و هنگام ظهر - خیلی هوشمندانهست -
یکی از اساسیترین
کالاهای جهان امروز
که سرگذشتش از شهری کوچک
در دل تپههای سرسبز پنسیلوانیا
شروع شد
لاسلو
،بعد از دریافت نامهت چند ماه طول کشید تا چیزهایی
که آقای هافمن خواسته بود رو تهیه کنم
فولاد
اولش نمیدونستم باید چی کار کنم
ولی یه دفعه یاد همسایهی بالاییمون تو بودا یعنی خانم هوروَت افتادم
شاید هیچ چیز
به اندازهی فولاد پنسیلوانیا
در پیشرفت آمریکا نقش نداشته
چندتا عکس خانوادگی در اختیارم گذاشت
توی عکسها من و تو و ژوفیا
و مادرش در روز عروسیمون خیلی واضح افتادیم
فولاد
بیچاره، تو تمام این سالها فکر میکرد ما مُردیم
برای همین عکسها رو به حالت یادبود روی طاقچه نگه داشته بود
فولاد برای آسمانخراشها
فولاد برای پلها، ماشینها
اون موقع ژوفیا فقط نه سالش بود
ولی چهرهش و حالت هاش کاملاً قابل تشخیصه
قطارها و ریلها
همه عکسها رو به جز یکیشون برات فرستادم
فولاد برای هواپیماها
و اگر این نامه به دستت نرسید
اون رو بر روی سینهم نگه میدارم
درخت خانوادگیمون، کنار قلبم
فولاد برای سلاحهای جنگی
و ابزارهای صلح
لاسلو
یعنی ممکنه به زودی دوباره هم رو ببینیم؟
فولاد
با عشق، ارژبت
[ میانپرده ]
[ بخش دوم: جوهرهی سرسخت زیبایی ] [ 1953 - 1960 ]
چپ یا راست؟ - چپ -
ممکنه رد شده باشن و ندیده باشیمشون؟
همکارم توی نیویوک تایید کرد که سوارش شدن
اونان که اونجان؟
نه، اونا نیستن
ژوفیا؟
ژوفیا. اون... خودشه
ژوفیا
ژوفیا
چطور شده؟
ببخشید که بهت نگفتم
چه اتفاقی برات افتاده؟
احتمال داره موقتی باشه
چطور شد؟ کسی بهت صدمه زد؟
پوکی استخوان ناشی از قحطی و گرسنگیه
.موهام رو رنگ میکنم خودم میدونم زشت شدن
آتیلا کجاست؟
نمیخواستم اگه یه وقت تاخیر داشتین
ناراحت بشه
ژوفیا، عزیزم
ژوفیا
به آمریکا خوش اومدی
خیلی خوشحالم
که بالاخره باهاتون آشنا شدم
راستش یه مدت فکر میکردیم
شما ساختهی خیال لاسلواید
دیدار با شریک زندگی هنرمندان و متفکران بزرگ
بسیار حیرت برانگیزه
ممنونم که از لاسلو مراقبت کردید
به عنوان افرادی با امتیازات خاص
همیشه فکر میکردم وظیفهی ماست
که به شکوفایی استعدادهای تأثیرگذار زمانهمون کمک کنیم
البته بنده کاملاً از چنین استعدادی بیبهرهام
...راستش رو بخواید، من
عمیقا به افرادی مثل ایشون غبطه میخورم
فکر نمیکنم حقیقت داشته باشه آقای ون بورن
به نظر میرسه که شما هم به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کردین
پدر به دنبال تعریف و تمجیده
بهش میدون ندین
ملک بسیار زیبایی دارید - واقعا همینطوره، نه؟ -
...ارژبت
عذر میخوام، درست تلفظ کردم؟
بله، مشکلی نداره
اگر براتون راحتتره میتونید الیزابت صدام کنید
انگلیسیتون بسیار خوب و روانه
نظر لطفتونه. در انگلیس تحصیل کردم
اوه. کجا؟
آکسفورد. در رشتهی ادبیات انگلیسی
و بعد برای ادامهی تحصیلات در رشتهی ارتباطات به وطنم برگشتم
فعالیتی هم در این حوزه داشتید؟
بله. برای یکی از روزنامههای پرطرفدار ملی
به نام «ماجیار نِمزِت» مینوشتم
عجب. پس روزنامهنگار بودید
بخش فرهنگی؟ - امور خارجه -
خب، شاید بتونید به همسرتون یاد بدین
که کمتر شبیه یه واکسزن حرف بزنه
هیچی درباره من براشون تعریف نکردی؟
لاسلو، چند وقته اینجایی؟ چهار، پنج سال؟
دیگه هیچ عذری پذیرفته نیست
ببخشید، یهکم زیادهروی کردم
میشه لطفا پسش بدی؟
یه پنی هم یه پنیه
سوفیا بودین، درسته؟
ژوفیا
ژوفیا
ژوفیا
انگلیسی متوجه میشه؟
بله - بله -
بله. کاملا متوجه میشه
زنی که پشت موفقیتهای این مرد بود
لاسلو، میتونم باهات صحبت کنم؟
بله آقا؟
به توصیهی لزلی
نقشههات رو به یه معمار دیگه نشون دادیم
چی؟ کی؟
یکی که قبلا سر یه فروشگاه بزرگ
در مرکز شهر باهاش همکاری داشتیم
اینها یه سری تغییرات کوچیکن
بخشهایی که بهنظرشون میرسید میتونیم هزینههامون رو کاهش بدیم
لاسلو؟
لزلی یه حرومزادهی بیشرفه - همینطوره -
برای همین بهش حقوق میدیم
خانمها، از حضورتون بسیار خرسندیم
بابت اسباببازیها عذر میخوام
تو خاطرم هنوز یه دختربچه بودی
مادرت رو ببین
خواهرم خیلی زیبا بود، مگه نه؟
حتی وقتی بیمار بود هم
خیلی زیبا بود
عصبانیای؟
بابت اینکه راجع به وضعیتم چیزی بهت نگفتم از دستم دلخوری؟
اگه میخوای باهام دعوا راه بندازی
حداقل رو انگلیسیم کار کنم
دست بردار. انگلیسیت هیچ مشکلی نداره
صرفا یه شوخی بیمزه کرد
و گفت که شبیه کسایی هستی که کفش واکس میزنن
فردا میبرمت پیش یه نفر
یه متخصص
از دستم عصبانی نباش
دیگه دوست نداری باهام باشی؟
حرفهای الکی نزن
بهنظرت پیرتر از قبل شدم؟
جفتمون پیر شدیم
حرف قشنگی نداری که بهم بزنی؟
دوستت دارم گاوم
میتونی بهم دست بزنی
...نمیخوام که
از نظر فیزیکی بهت آسیب بزنم
نمیزنی
خوابهایی میدیدم
هر شب خواب میدیدم که با توئم
میدونم چه کار کردی لاسلو
و اشکالی نداره
منظورت چیه؟
میدونم
میدونم
نمیتونم انجامش بدم - همه چی رو میدونم -
الان نمیخوام
...میدونی
بیمار شدم
شدیدا
نفسم به زور بالا میاومد
اونقدری دلم میخواست باهات باشم که مریض شدم
تا دم مرگ رفتم
بین مرگ و زندگی
شروع کردم به خیالپردازی دربارهی تو
ولی فهمیدم
که خیال نبودن، بلکه بینش بودن
پیشت بودم
تمام مدت... کنارت بودم
لاسلو عزیزم، میدونم چی کار کردی
حسادت نمیکنم
چون تمام مدت باهات بودم
به تمام اتفاقاتی که به سرت اومده، آگاهم
و حالا اینجام
و دیگه هرگز ترکت نمیکنم
خدای من
...عزیزم
عزیزم، دیگه تحمل ندارم
نمیتونم - چرا میتونی -
میتونی
حالا یه زندگی جدید داریم
یه زبان جدید
و میتونیم از نو شروع کنیم
ببخشید. ببخشید
مگی لی بهم رنگ مو قرض داد
چه عالی عزیزم
اونجایی لاسلو؟
بله عزیزم؟
ماکتت زیباست عزیزم
خیلی زیباست
ممنونم
بعد از ظهر میریم شهر
دیدن آتیلا
دوست داری همراهمون بیای؟
بعد از ظهر یه کاری دارم
نمیتونم
دلم براش تنگ شده بود
همین که صدای قدم زدنش رو ...توی اتاق بغلی میشنوم
فوقالعادهست
شاید امروز بعدازظهر
یه کلاس زبان پیدا کنیم
میتونی خودت تنهایی با اتوبوس بری
میدونم این آخرین جاییه که دلت میخواد بری
ولی برات خوبه
میتونم شرایطت رو به مربی یا مسئولشون
توضیح بدم
گوش دادن به دری وریهای من تا یه جایی جواب میده
کجا میرین خانمها؟
میریم شهر
کدوم یکیش؟ چندتایی این اطراف هستن
فیلادلفیا. برای دیدن خانوادهمون
اوه، پسرعموی آمریکاییتون، درسته
پس میخواین برین شهر؟ - بله، میریم شهر -
.ما هم داریم میریم همون سمت چرا ایستادی؟
بیا تا خودت و زنداییت رو برسونیم
ممنون
دوستی توی نیویورک دارم که تو کار روزنامهست
همیشه دنبال استعدادهای جدیده
شما رو بهشون معرفی کنم؟
خیلی لطف دارید آقای ون بورن
به این معنیه که باید توی نیویورک کار کنم؟
خب احتمالا اوایلش آره
ولی هنوز استخدام نشدید
پس بهتره جلو جلو برنامه نچینیم
البته
قصد جسارت نداشتم
نه، نه
در هر حال
اوایل کار میتونین با من برید و بیاید
دوشنبهها تا جمعهها اونجام
بله، خوب میشه
ولی باید با لاسلو صحبت کنم
بهتون قول میدم وقتی پروژه کلید بخوره
دیگه وقت سر خاروندن نداره
علاوه بر اون
خوشحال میشم منهتن رو به دوستانم نشون بدم
بعید میدونم سر راهتون تونسته باشید درست و حسابی ازش دیدن کنید
ایستگاه پنسیلوانیا بسیار زیبا بود
همینطوره
حیف که این روزها پر از ولگردهایی شده
که دنبال زن و بچه مردم راه میفتن و کاسه گدایی جلوشون دراز میکنن
جوری به صف میشن و از دل دیوارها بیرون میان
انگار جز جداییناپذیری از بنیان ساختمونن
مثل یه دیوارنمای تسخیرشده
شاید به همین علته که بهم حس خونه رو القا کرد
من هم زمانی کارتنخواب بودم
کارتن خوابی که در عین حال از آثار استادهای هلندی هم خوشش میاد
لذتهای دنیوی [ باغ لذتهای دنیوی، اثر هیرونیموس بوش ]
درست همونطوری برداشت کردی که تو ذهنم بود
بسیار زیرکانه بود
...ولی جز جداییناپذیری از بنیان ساختمون
دیوارنماها صرفا جنبهی تزئینی دارن
ارتباطی با بنیان ساختمون ندارن
حق با شماست
چی شد که به معماری علاقهمند شدین؟
قبلا هم ساختمونسازی میکردیم
ولی نمیشد گفت هنری بودن
نمیدونم. شاید چون انبار شرابم پر بود
ببخشید؟
من کتاب، پروانه و همچین چیزهایی جمع میکنم
،اما از همه اونها مهمتر شراب مادیرای پرتغالی
هر شب بعد از شام مینوشم
حساب کردم که اگه هفتهای هفت روز
در 30 سال آینده که حداکثر طول عمرمه
شبی یه بطری باز کنم
در مجموع ده هزار بطری احتیاجم میشه
پس وقتی انبارم پر شد
وقتش بود که یه مسیر جدید پیدا کنم
خارج از زیرزمین و به سوی آسمون
اگه شبی یه بطری شراب مادیرا بخورین
فکر نکنم 30 سال دیگه عمر کنید
همیشه همراهان خوبی دارم
خب این میتونه کمککننده باشه
میخوام صادق باشم و میخوام تو هم باهام صادق باشی
...و وقتی ازدواج کردیم
.هرچی که بخوای خیلی ممنونم
آره، مرسی. آره
بعد دوباره باهات تماس میگیرم
چطور جرات کردی؟
که چی کار کنم؟
بهم نارو بزنی
با یه طراح دیگه جلسه گذاشتی
جیمز ت. سیمپسون کدوم خریه؟ هان؟
میخوای کاری کنی اخراجم کنن
.من بهش نگفتم با کسی ملاقات کنه معلومه که نمیام همچین چیزی بگم
فکر میکنی دوست دارم دو سال آینده رو
با کسی کار کنم که ازم متنفره؟
ببین، جیم سیمپسون آدم باهوشیه
اصلا قصد دخالت نداره
من این تغییرات رو تایید نمیکنم
متاسفانه تصمیمش با تو نیست
قالبها از قبل ساخته شدن
سفارشش رو بیش از یه ماه پیش ثبت کردیم
چی؟
تازه بهت گفتن؟
کیر توش
هیچکی هیچی به من نمیگه بابا
هریسون گفت بهت اطلاع میده
متاسفم که اینطوری خبردار شدی
بفرما. حالا دوباره طراحی خودم شد
سه متر از بالاش میبره؟
باشه، منم به زیر اضافهش میکنم
خدمتت
از پس هزینه اینها برنمیایم
همین الانش هم بودجهی این ماه رو رد کردم
هر چقدر لازمه از حقالزحمهم بردار، لزلی
حالا 12 متر با 15 متر
چقدر فرقشه خدایی؟
سقفها همینطوریش هم بلندن
تاییدیهش رو بگیر
هفتهی دیگه بازدید میدانی داریم
و جیم هم قراره باشه
حالا ببین چی میگه
میتونی نظرت رو به هریسون و هری لی بگی
قول میدم یه کلام هم حرف نزنم
دهنت رو ببند و تاییدیهش رو بگیر
برای طبقات معلق
قصد داریم از تیرهای تیشکل وارونه
،که در داخل دالهای بتنی کار گذاشته شدن استفاده کنیم
بدین صورت هم به عنوان سقف فضای بالایی استفاده میشه
و هم مقاومت لازم در برابر فشار رو تأمین میکنه
الان توی کدوم راهرو هستیم؟
اینجا زیرزمینه
یه گذرگاهه که واحد اصلی رو
به سه واحد ماژولار متوسط در جنوب
و جنوب شرقی، متصل میکنه
ببخشید، ولی متوجه نمیشم این تغییرات چطور
اصلاحاتی که پیشنهاد دادم رو لحاظ کرده
من سه متر از ارتفاع اینا کم کردم
عوضش الان 9 متر رفتیم زیر زمین
یه تونل 600 و خردهای متری هم که بهش اضافه کردی
با روش حفاری تمام مقطع کل قطر سیستم تونل رو
یهجا حفاری میکنیم - چی چی؟ -
تا چیزی درونش باشه
که مردم بخوان کشفش کنن
که یه ساختمون باشه، نه چهارتا
برای هماهنگی و توازنش
آقای ون بورن خودت گفتی
که انتظار داشتی یه ساختمون واحد باشه
خب، حالا دیگه هست
متاسفم ولی تا وقتی تو چشمهامون
نگاه نکنی و نگی حاضری سر چه مواردی کوتاه بیای
برنمیگردیم تو
جیم، لطفا دوباره توضیح بده
که چی ساختی
بگو
بهت میگم
یه مرکز خرید توی نیو هوپ ساختم
یه هتل توی استمفورد، کنتیکت
جیم، بذار یادآوری کنم
که لاسلو خودش قبول کرده هزینهها رو جبران کنه
عذر میخوام، ولی از من خواستین بیام تا بهتون بگم
چیها رو لازم نداریم
خیلی واضح و سادهست
چیزی که بهش نیاز نداریم، این آقاست
تو هم همینطور
جیم
ببخشید، ولی کلش عجیب و غریبه
...همهتون باید متوجه باشید - ببین -
فکر میکنم اگه شما دوتا یه کم بیشتر
همدیگه رو بشناسین
شاید بتونین با هم کنار بیاین
جیم! گوش کن
بیا. گوش بگیر
بیا. بیا اینجا
گوشم باهاته
تمام چیزهایی که
زشت
بیرحمانه
احمقانه
ولی مهمتر از همه چیز، زشتن
تمامش... تقصیر توئه
جیم! کافیه - میخوای هلم بدی؟ -
فکر میکنم وقتش باشه که بری خونه
بابت راهنماییهات ممنون
متاسفم
من رو زد
من بهت اعتماد دارم
دارم، خب؟
سوای اون عالی پیش رفت
عالی - شرمنده -
خیلی خوب - ...ببخشید -
ولی خیلی خره - بیا -
برمیگردم خونه - باشه -
هریسون، درباره این یارو مطمئنی؟
میدونم جیم کنترلش رو از دست داد
ولی بیراه هم نمیگفت، نه؟
دفتر من تقریباً هر روز داره
دربارهی این پروژه
شکایت دریافت میکنه
جیم پروتستانه، همین باعث میشه مردم حس بهتری داشته باشن
مردم نگرانن که این پروژه، تپه رو خراب کنه
،یه کاری میکنیم مثلا برگزاری یه رویداد کوچیک برای جامعه
نظرشون رو جلب میکنیم
نگران نباش، جیم هم به کارش ادامه میده
جدی؟ خودش هم در جریانه؟ چون بهنظرم خیال میکنه اخراج شده
به لزلی میگم فردا بهش زنگ بزنه
میتونه از راه دور مشاوره بده
اینطوری روحیهی تیم هم بهتر حفظ میشه
شهردار کینی
از همگی بابت تشریففرماییشون کمال تشکر رو دارم
.دخترها بیاین که شما هم تو عکس باشین بگیر
بهت افتخار میکنم. امشب باهام عشقبازی کن
خیلیخب
خب. همه آمادهن؟
آره. حس خوبی دارم
با شماره سه
سه، دو، یک
.اون یه گریدره قبلا این کار رو با اسب انجام میدادیم
سطح رو برای ریختن مصالح صاف میکنه
کلی اسب لازمه
که بتونن کار این ماشین رو انجام بدن، ویلیام
اگه بخوای میتونیم صبح
،ببریمت اونجا یعنی اگه کنجکاوی
نظرت چیه سوار یکی از این دستگاهها بشی؟
خوبه
روز مهمی در پیشه آقای توت
آره. همینطوره
عذر میخوام آقایون
لزلی توی جلسهی هفتهی پیشمون با جیم گفت
که قصد داری دستمزدت رو
دوباره توی پروژه سرمایهگذاری کنی
با توجه به شرایطت
یه خرده غیرمسئولانه نیست؟
اصلاً تا آخر قراردادت کفاف میده؟
یه کاریش میکنم
با زنت دربارهش صحبت کردین؟
حمایتم میکنه
هرجور میلته. من بودم نمیکردم
مطمئنم لزلی اصلا حاضر نیست چنین کاری بکنه
نمیخواستم خیال کنی
داری یه رسم جدید ایجاد میکنی
هیچ انتظاری از شما دوتا ندارم
چه جوری کار میکنه؟
یعنی شرکت به خودش برای تأمین مالی پول میده؟
فکر نمیکنی حق دارم
برای وقت و انرژیای که صرف این پروژه میکنم دستمزد بگیرم؟
میتونم یه پیشنهادی بکنم؟
البته
خواهرزادهت چندتا از مهمونهامون رو
معذب کرده
شاید بهتر باشه باهاش صحبت کنی
در چه مورد؟
...سوءتفاهم نشه ها، اون
چهرهی خیلی زیبایی داره
هرچقدر که همهمون دلمون میخواد
یه پرندهی کوچولو کمحرف داشته باشیم
ولی بیشتر حالت بیاحترامی داره
،سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم گپ بزنم
ولی راه به جایی نمیبره
ارثیه
دلم میخواد با هم دوست باشیم
عالی شد
این اصلا دوستانه نیست هری
نگفتم که میخوام آلتم رو بهش فرو کنم که
بیخیالش
زیادی خوردم
باید برم یه چرتی بزنم
لاسلو؟
ما تحملت میکنیم
رابا-داب-داب، سه دوشیزه تو یه وان
حدس بزن کیا اونجا بودن؟
قصاب، نونوا، شمعساز
آدم رو سرحال میاره، مگه نه؟
نه، نه
دوست داری قدم بزنیم؟
به خدا قسم
دقیقاً مثل اون نقاشی معروف بودن
میدونی که کدوم رو میگم
بس کن
بابا مدام از میزبانمون عذرخواهی میکرد
،بذارید یه پیشزمینهای بهتون بدم شوهرش
یکی از مهمترین مشتریهای خصوصیِ
شرکت ون بورن بود
بابا داشت سعی میکرد توضیح بده
چرا اون شب دیر رسیدیم
و در همون حین اون خانم
داشت یه ترایفل به ظاهر خیلی خوشمزه رو حاضر میکرد
افتضاح بود؟ - آره -
،شوخی نمیکنم ها پای دمبه گاو و میوه
وای نه
بابا هم که عاشق شیرینیه
نمیدونستم جلوی بقیه چطور بهش هشدار بدم
داشتم از گرسنگی میمردم - یه گاز به این بزرگی بهش زد -
داشتم از گشنگی میمردم
عین گربهای که داره گلولهی مویی بالا میاره شروع کرد اوغ زدن
...تنها چیزی که برای توجیهش تونست بگه این بود
عزیزم، من حساسیت دارم
حساسیت دارم
میزبان نگرانمون هم پرسید
وای خدا! به چی؟
بابا هم برگشت گفت، به اون
حالا هر چی که هست
وای بابا
بریم
صندلی رو بیار لطفا
ژوفیا
خوبی؟
روز زیبایی بود
همینطوره
حیف که باد یهمقدار شدید شده
ارژی. وقتشه که بریم
برای شام بهمون ملحق نمیشین؟
فردا صبح زود شروع به کار میکنیم
بابت مراسم ازتون ممنونم
اصلا استراحت هم میکنه؟ - هیچوقت -
خدانگهدار آقای ون بورن
باشه، خودتون رو گرم نگه دارین
عجلهت چیه؟
رفتیم خونه صحبت میکنیم
لاسلو، میشه آرومتر؟
آرومتر
دارم به خاطر یه سری هزینههای غیرمنتظره
از باقی دستمزدم چشمپوشی میکنم
پس پسرش به همین اشاره میکرد
آره. خیلی موذماره
اصلا دم پرش نشو ژوفیا
خیلیخب، حالا این برای ما چه معنیای داره؟
یه کاریش میکنم - یه کاریش میکنیم -
فکر کنم بتونیم با حقوق من سر کنیم
حقوق تو؟
آقای ون بورن کمکم کرد یه مصاحبه شغلی
توی نیویورک بگیرم
مطمئنم وقتی ببیننم
شیفتهم میشن
بابت شام ممنونم خانم توت
گفتم برای قدردانی از زحماتتون
ما هم جشن کوچیکی برگزار کنیم
مسیر طولانیای رو طی کردید
خب این موفقیت، به من ارتباطی نداره واقعا
لاسلو که اینطور نمیگه
میگه بدون شما از پسش برنمیاومده
خب گوردون، همسری تو خونه داری که چشم انتظارت باشه؟
آگوستا سال 43 فوت کرد
مریض شد و بین این همه اتفاق و بلا
از عفونت دندون مُرد
واقعا متاسفم
تسلیت میگم
مشکلی نداره
خیلی بچه بود و چیزی یادش نیست
دو سال رفتم آریزونا
بعد همهمون رو اعزام کردن به ناپل ایتالیا
لشکر 92 پیادهنظام
تو اون مدت یه بار هم نذاشتن برگردم خونه
خواهر آگوستا ازش مراقبت کرد تا برگردم
،همینکه میدونستم بچهم منتظرمه زنده نگهم داشت
زنده و سرپا نگهم داشت خدا رو شکر
مادر ژوفیا هم فوت کرده
،از دست دادن مادر غم غیرقابل درکیه
وقتی آدم مادرش رو از دست میده
انگار پایه و اساس زندگیش فرو میریزه
شاید ذهنش فقدانش رو خیلی درک نکنه ولی قلبش با این غم آشناست
مادرم رو یادمه
بهخاطر داستانهاییه که ازش برات گفتم
خیلی کوچیک بودی
نه، آگوستا رو یادم میاد
صرفا میخواستم تو رو ناراحت نکنم
چی کار میکنی؟
به تو نگاه میکنم
نظرت چیه؟
،عجیب و غیرمعموله حتی برای تو
اینطور فکر میکنی؟
تعداد زیادی از اتاقها کوچیکن
با اینحال سقفهای بلندی داره
آره
داخل که رفتی، باید به بالا نگاه کنی
حالا پول کدوم قسمتش رو داریم از جیب میدیم؟
ارتفاع سقف
شیشهی بالا
دوستش دارم
خوشحالم که تاییدش میکنی
مراسم اینجا برگزار میشه؟
برای کسایی که جا نشدن
بهخاطر تعطیلاته؟
جامعه داره بزرگتر میشه
چی؟
طوری نیست. چه اتفاقی داره میفته؟
خیلی زیاده
چی؟ - دردش. خیلی زیاده -
ژوفیا رو لازم دارم. داروهام دست اونه
ژوفیا
ژوفیا
ژوفیا
خدای من
برو بیارش. برو پیشش
بهش بده
بخور
بله، همه اینجا پیش منن
که اینطور. خب، اگه کاری از دستمون برمیاد حتما بگید
واقعا بابتش متاسفیم
اینجا همه منتظر و نگرانن
خبری شد حتما بهم زنگ بزن
یه بخش بزرگ فروریخته
دقیقا نمیدونست کدوم قسمت
هفت واگن باری هم باهاش نابود شده
خدا لعنتت کنه لزلی
این تحفهها رو از کجا گیر میاری؟
شرکت حملونقل مال خودمونه، بابا
چی؟
بچههای خودمون رو فرستادیم چارلستون
واگنهای قطار هم مال خودمون بودن
بهخاطر رفتوبرگشت زیاد، ارزونتر درمیاومد
هریسون، پای بیش از صدتا محموله وسطه
تا وقتی مایکل نگفته چی بگی
با شرکت راهآهن صحبت نمیکنی
امیدوارم زودتر بتونم براتون راهحلی پیدا کنم قربان
چیزیش قابل بازیابیه؟ چقدر تا محلش راهه؟
حادثهـه دوتا اپراتور ترمز قطار رو روونهی بیمارستان کرده
اوضاع خیلی آشفتهست
برای خانوادههاشون
گل بفرست
!وایسا، نه نفرست اینطوری مقصر جلوه میکنیم
زنگ میزنم مایکل
من تا اون موقع چی کار کنم؟
چی رو چی کار کنی؟ - کارکنانمون -
مرخصشون کن برن
...نمیتونید این کار رو بکنید آقا، نمی - چرا، خوب هم میتونم -
چرا. میتونم
مردم قطعاً دربارهی این اتفاق مینویسن
دو سال سیاه آیندهم رو پیش روم میبینم
یه فاجعهی اجتنابناپذیره
اگه یکیشون بمیره چی؟ اگه هردوشون بمیرن چی؟
کی پولش رو میده؟ تو میدی؟
تو میدی؟
لاسلو
محض شفافسازی
قبل از اینکه بیام دنبالت
به آقای ون بورن توصیه کرده بودم
...که برای جلوگیری از خسارات بیشتر - خفهخون بگیر لزلی -
قربان، خواهش میکنم
التماس نکن! در شأنت نیست
تا یه جای دیگه برای خودت پیدا کنی
میتونی اینجا بمونی
باید برم گندکاریم رو جمع و جور کنم
متاسفم گوردون
از من عذرخواهی نکن
یه مقدار بهت پول میدم که تا وقتی کار دیگهای گیر میاری بتونی سر کنی
طوریم نمیشه
بچه داری
بهت پول میدم و تو هم میپذیریش
ببین
...میگم چیزه
جنس همراهت نیست؟
نه هیچی. گذاشتم کنار
خوبه
...خوبه. این
خوشحالم این رو میشنوم
سگ توش
گه توش
لعنتی
بس کن
بس کن! داری بچهبازی درمیاری
تموم شد
گه میزنی به خونه که بیام پشت سرت تمیز کنم؟
تموم شد
باید همین الان بری اونجا
و دوباره به وجدش بیاری
باید سرگرم نگهش داری
میدونی که این مایهدارها چه جورین
واسه یکی مثل اون
حکم بازسازی آشپزخونه رو داره
دوتا آدم افتادن گوشه بیمارستان
نمیخواد ادامه بده
اینکه تقصیر تو نیست
تموم شد
تمام
تمام
تموم
کیر توش
شب خوش، نیویورک
و از طرف اخبار ایبیسی تعطیلات خوشی رو برای شما آرزومندیم
23اُم نوامبر 1958 نقطهی عطفی مهم
در نبرد علیه شرق رقم خورد
امروز صبح، ایالات متحده اولین آزمایش پرتاب در حداکثر برد عملیاتی
یک موشک بالستیک قارهپیما یا آیسیبیام رو
انجام داد
این موشک، راکت ایجیام 65 ماوریک بود
.خیلیخب. بله یادداشت میکنم
صبح بخیر
دنبال شرکت رودولف هیوود و شرکا میگردم
عذر میخوام آقا، ولی دنبال کی میگردین؟
لاسلو توت. اونجا طراحی میکنه
لطف کنید میکنید هجیش کنین؟
بله، ل، ا، س، ل، و - اوه بله. پیداشون کردم -
طراحها همین طبقهی بالا هستن
بسیار خب. متشکرم خانم
رژهی روز شکرگزاری میسی
بهزودی برگزار میشه
و هیجان برای این نمایش سالانه در حال افزایشه
...در عرصهی سیاست، نیویورک
لاسلو؟
لاسلو؟
مایکل
خبرهایی داریم
من هم
چه هیجانانگیز. چی شده لاسلو؟
اول تو بگو، ژوفیا
تصمیم گرفتیم علیا کنیم
چی؟ - داریم به اورشلیم میریم -
شنیدم چی گفتی
بنیامین اونجا خانواده داره
برادرهای بزرگترم سال 1950 با خانوادههاشون رفتن
شهروند اونجا شدن
زندگی اونجا خیلی سخته
تمام جوانبش رو سنجیدین؟
وظیفه داریم
در برابر کی؟
بازگشت به وطن، آزادیمون رو رقم میزنه
دست بردار
کجا میخواین زندگی کنین؟
هوم؟
کجا کار کنین؟
اولش میتونیم مدتی پیش برادرم بمونیم
قصد داشتم تو نگهداری بچه کمکتون کنم
همسر برادرم هم میتونه کمک کنه
میدونم
من یهودیم. بچهم هم همینطور
باید به خونه برگردیم
،یعنی چون اینجا زندگی میکنیم یهودی بودنمون زیر سؤال میره؟
یهودی محسوب نمیشیم؟
که اینطور
شاید بنیامین اصلاً از اول من رو قبول نداشته
چرا، داره
متاسفم
نه، من عذر میخوام
من عذر میخوام
این خبر فوقالعادهایه
اوهوم
از سر خودخواهی و بهخاطر منافع شخصی بد برخورد کردیم
صرفا به اینخاطره
که دلمون برات تنگ میشه
خوشحال میشیم شما هم بیاین
عزیز دلم، ما اینجا مشغول به کاریم
میتونین تو اسرائیل بهترش رو پیدا کنین
من کارم رو دوست دارم
ستون زنان آخه؟ در شأنت نیست
برای یه روزنامه مطلب مینویسم و بابتش پول میگیرم
چند تا زن همسن من میتونن همچین ادعایی کنن؟
تو چه خبری میخواستی بهمون بدی لاسلو؟
هریسون ازم خواسته برگردم
مایکل امروز اومد دم دفتر
بیمه پول رو داده
قصد دارن قید ساخت کتابخونه رو بزنن
تا جبران هزینههای حقوقی بشه
اما همچنان میخوان پروژه رو تکمیل کنن
از اون مرد خوشم نمیاد
تو که درست نمیشناختیش
به همون سرعتی که آوردت سر کار به همون سرعتم گذاشتت کنار
برای کاری رفته رُم
میخواد منم برم پیشش
تا با هم سنگ مرمر محراب رو توی کارارا انتخاب کنیم
بهت که گفتم واسه اون عملا حکم ساخت یه آشپزخونه رو داره
عزیزم؟
همه دارن ترکم میکنن
این حقیقت نداره - مطمئنی؟ -
نه - نه، اینطور نیست -
دایی لاسلو فقط برای مدت کوتاهی پیشت نیست
در حد چند روز
،من هم مدام میام بهت سر میزنم تو هم همینطور. یه راهی براش پیدا میکنیم
میتونم هماهنگ کنم
که برای رفت و آمدت به دفتر روزنامه، بیان دنبالت
نه. موضوع فقط این سفر نیست
با قبول کردنش دوباره برمیگردی به دویلزتاون
تنهایی از پس خودم برمیام
ترتیبش رو میدم
قول بده نذاری دیوونهت کنه
قول میدم
وقت رفتنه. دیرت میشه ها
باشه. باشه. الان میام
آقای توت، باید بگم که بسیار آشفته بهنظر میای
انتظار داشتم الیزابت
بیشتر مراقبت باشه
این سالها سخت گذشته
به همهمون
به همهمون
کدوم گوریه؟
مطمئنم که به زودی سروکلهش پیدا میشه
تو کوهستان زندگی میکنه
کمی زمان میبره
برای همینه که هیچوقت با ایتالیاییها معامله نمیکنم
ایتالیاییها حکم همون لاتینهای گداگشنهی اروپا رو دارن
سلام لاسلو جون، دوست عزیزم
اومدش
سلام اوراتسیو
چه عجب
چه زیبا
آقای ون بورن - اوراتسیو هستم -
یه قهوه سفارش میدم بعد میتونیم بریم
سلام
دستش چی شده؟
عواقب کار خطرناکه
شما آدم قوی و سرسختی هستی آقای لاسلو، میدونی؟
کفشهای اشتباهی رو برای این مسیر پوشیدم
اشکال نداره بهت تکیه کنم؟
جا پای من بذار، مشکلی پیش نمیاد
کمتر کسی از دوران قبل از جنگ مونده که ببینمش
اما از دیدن تو تعجب نکردم
بعضیها رو از همون اول انگار میدونستی که زنده میمونن
چون تو کلهشقی
من هم همینطور
هیچوقت از اینجا نمیرم
چون کلهشقی
من هم همینطور
هیچوقت از اینجا نمیرم
توی این 20 سال، فقط یه بار اینجا رو ترک کردم اون هم برای رفتن به جیولینو، آزانو بود
تا با دستهای خودم جنازهی موسولینی رو بزنم
ما که اینجاییم، من و همکارهام، آنارشیستیم
بخشی از مقاومتیم
هیچکس معدنها رو به خوبی ما نمیشناسه
ما با تعداد زیادی از اعضای
ارتش جمهوریخواه ملی جنگیدیم و گرفتیمشون
تو همین غارها گیرشون انداختیم
و همین سنگها رو روی سرشون ریختیم
زیباست، مگه نه؟
واقعا زیباست
دقیقا همونطوریه که توصیف کرده بودی لاسلو
خارقالعادهست
بریدن و جداسازیش یک ماه طول میکشه
،اگه ازش خوشت اومده میتونیم تا آوریل آمادهش کنیم و تحویلت بدیم
خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت
من هم همینطور رفیق قدیمی
چه زندگیای طی این سالها داشتیم
و همچنان سرپاییم
پسندیدیمش
اینجا واقعا جادوییه. ممنون
لاسلو، لاسلو
امشب یه مهمونی بزرگ داریم
و یادمه چقدر عاشق مهمونی بودی
آره
این رو یادمه
هی، بیا، بیا
ایشون از دوستان خوب قدیمم هستن
شبتون بخیر
آقای توت؟
وقتشه که به محل اقامتمون برگردیم
اوراتسیو لطف کرده و برای امشب
جایی رو دراختیارمون گذاشته
آقای توت؟
با خودت چه کردی؟
واقعا مایهی شرمساریه
که مردمت همچین رفتاری باهم دارن
اگه از ظلمی که بهت روا میشه ناراحتی
پس چرا خودت رو راحت
در معرضش قرار میدی؟
هوم؟
اگه یه علاف بیمصرف باشی
که با گدایی و خیرات بقیه روزگار میگذرونه
یه انگل وابسته به جامعه
...پس چطور انتظار داری
چطور انتظار نتیجهای جز این رو داری؟
تو... استعداد فراوانی داری
ولی داری هدرش میدی
بریزش بیرون. خودت رو خالی کن
خودت رو خالی کن. طوری نیست
طوری نیست
فکر کردی کی هستی؟
فکر کردی کی هستی؟
به خیالت آدم خاصی هستی؟
...فکر کردی
صرفا چون خوشگلی
از بقیه یه سر و گردن بالاتری؟
چون تحصیل کردهای؟
صرفا یه ولگردی
یه آوارهی تنفروش بیارزش
یه آوارهی تنفروش بیارزش
دیشب حالت افتضاح بود
اوراتسیو گذاشتت تو تخت
قطار تا فرودگاه فیومیچینو چهار ساعت راهه
پس وقت داری یه کم استراحت کنی
امیدوارم توی هواپیما حالت بد نشه
ژوفیای عزیزم، تبریک میگم
،دخترت فوقالعاده زیباست، عین خودته مثل سیبی که از وسط نصفش کرده باشن
ناراحت نشو، ولی لاسلو اصرار کرد
چندتا اسکناس برای تو و بنیامین فرستادم
امیدوارم بهش برنخوره
تبدیلشون به ارز محلی هم
خیلی سخت نیست
اینجا خیلی تنهام
شاید بیشتر از هر زمانی تو زندگیم
داییت در رو روم بسته
مردی که باهاش ازدواج کردم پشت اون دره
اما انگار کلید رسیدن بهش رو گم کردم
داییت دیگه به کنیسه نمیره
ترجیح میده وسواسگونه
توی راهروهای ساختمونش توی دویلزتاون پرسه بزنه
کار بالاخره کلی پیشرفت کرده
ولی انگار به اندازهی روز اول
شروع پروژه، ناراضیه
حس میکنم ته دلش
فقط خودش رو میپرسته
برام از حال و روزت بگو
میخوام بدونم واقعا حالت چطوره
با عشق و مهر بیپایان برای هر سهتون
ارژبت
اینی که بالای سرمونه رو میبینی؟
بین سطوح صاف سقف
یه فاصلهی 7 تا 10 سانتی در نظر بگیر
بخشهای ماژولار رو هم با همین فاصله نصب کن
فضاهای خالیش رو چه کنیم؟
یه شیشهی ضخیم بین پنلها میذاریم
تا نور از بالا بیاد تو
بذار یه کم درموردش فکر کنم
بعد بهت میگم
بیست و دو
بیست و سه - چه خبره؟ -
بیست و چهار
بیست و پنج
بیست و شیش
بیست و هفت
بیست و هشت
بیست و نه
سی
سی و یک - همین الان تمومش کنین -
سی و دو - تمومش کنید. همین حالا -
اسمت چیه، هان؟
کسخلی؟ میخوای کل این رو بکشی پایین؟
میخوای همهشون رو بکشی؟
این نمایش بچگانهت جون همه رو به خطر میندازه
شنفتی؟
مخت معیوبه؟ بیعرضهای؟
میشه جلوش رو بگیری اینقدر سر همه داد و فریاد نکنه؟
باشه
برو خودت رو به پیمونکار معرفی کن
بگو اخراج شدی
گم شو بیرون - هی -
چت شده لاسلو؟
پسره رو لگد زدی
دخالت نگن گوردون
چه مرگت شده؟ - گفتم دخالت نکن -
دخالت نکن وگرنه تو رو هم میفرستم رد کارت
یه بار دیگه سرم داد کشیدی نکشیدی ها
تو هم برو! یالا
هرّی! گم شو
گورت رو گم کن
خیال کردن باهاشون شوخی دارم
بریم. یالا
من همین الان اومدم
آقای توت - خدایا -
باید راجع به گزاراشات هزینههای مه و ژوئن صحبت کنیم آقای توت
امروز نمیشه جیمی
نمیشه که هر بار پام رو گذاشتم تو یه اتاقی
در بری که
اینجا که اتاق نیست جیم
عزیزم جیم سیمپسون رو بهت معرفی کرده بودم؟
جیم، سگ دستآموز رئیس
و مشاور معماریه که از همه سرتره
یه هتل توی استمفورد طراحی کرده
لاسلو، کافیه
یالا جیمی، بگردی حتماً یه پارکومتر پرداختنشدهای
چیزی پیدا میکنی، خب؟
هوشیار باش
مثل عقاب حواست به همهچی باشه
چی شده؟
نیازی نبود با اون پسره اونطوری برخورد کنی
ایمنی برای من حرف اول رو میزنه
مشکل موضوعی که مطرح کردی نبود بلکه نحوهی بیانت بود
راجع به گوردون که دیگه بهتره هیچی نگم
میخوای باز چند سال
معطل یه پروندهی حقوقی دیگه بشیم؟
هوم؟ خسته شدم
خسته! میفهمی؟
یا این رو تموم میکنم یا همهچی تمومه
از جانب خودت حرف بزن برای من هنوز تموم نشده
زندگی کردن باهات غیرممکن شده
جلوی چشم خودم تبدیل شدی
به یه پیرمرد حرومزادهی خودخواه
چیزی نگو که فردا از گفتنش پشیمون بشی
میخوای به کشتنمون بدی؟
اگه میتونستم، از ماشین میزدم بیرون
و تا خود منهتن پیاده میرفتم خودبین خودشیفتهی عوضی
اصلا دلیلی نداره من اینجا بمونم
بهخاطر توئه که اینجام. وگرنه کار مسخرهم رو هرجایی میتونم انجام بدم
خیال میکنی این همه سال درس خوندم
که بشینم راجع به سرخاب ماتیک مطلب بنویسم؟
خجالت بکش
اومدیم اینجا، چون تنها گزینهمون بود
...آتیلا اینجا بود - که حاضر نیستی بری دیدنش -
دلیلش رو بپرس. از خودش بپرس
بهت گفت عین سگ پرتم کرد تو خیابون؟
گفت؟
زن جندهش بهم تهمت زد و گفت بهش نخ دادم
تو هرگز چنین کاری نمیکنی - نکردم -
پس چرا باید همچین چیزی بگه؟
چون نمیخوان اینجا باشیم
معلومه که آتیلا میخواد اینجا بمونیم
آتیلا رو نمیگم - پس منظورت کیه؟ -
.آدمهای اینجا نمیخوان اینجا باشیم
آدری، اون زن کاتولیک آتیلا نمیخواد اینجا باشیم
نمیخواد اینجا بمونیم
ما هیچی نیستیم. هیچکی نیستیم
از هیچی هم کمتریم
طفلکی
شوهر بیچارهم
عزیزم
چی رو ازت گرفتن؟
ژوفیا - هیس -
ژوفیا - اینجا نیست عزیزم -
ژوفیا اینجا نیست
...ژو - ببخشید که ناراحتت کردم -
قرصهام رو بیار
دردم خیلی زیاده
.دارم زجر میکشم دارم جون میدم
عزیزم؟
فقط یه نصفه قرص مونده
تو کیفت نداری؟
نمیتونم
عزیزم
.این رو بخور تو کیفت باز هم داری؟
نه؟
خیلی زیاده
چی کار کنم؟
درد دارم. خیلی درد دارم لاسلو
هیس
عزیزم، یه چیزی پیدا کردم
آروم باش عزیزم. هیس
تو کشتی که بودم این رو واسه درد بینی شکستهم دادن
کمک میکنه بهتر شی
فقط به صدام گوش کن عزیزم
آفرین. کافیه به صدام گوش بدی
به صدام گوش کن
آفرین
به صدام گوش کن
آفرین، هیس
صدام رو گوش کن
خوبه، عزیزم
آفرین
آفرین
خوبه
به صدام گوش بده عزیزم
باز... بازم داری؟
دوستت دارم
دوستت دارم
ادامه بده
آره
دوستت دارم
شدیدتر
بیشتر
بیشتر
دستشویی
دستشویی
باشه عزیزم
باشه
بیا عزیزم
آره
بیا
بیا
جات خوبه؟
بیرون منتظر میمونم
باشه؟ کاری داشتی صدام بزن
عزیزم؟
کارت تموم شد؟
میتونم بیام تو؟
عزیزم؟ ارژبت؟
کمک. کمک کنید. کمک
یه برانکارد بیارید، تخت روان، هرچی
کمکم کنید! زنم داره میمیره
حالش خوب میشه. خیلیخب
زنم داره میمیره - حالش خوب میشه -
دست بجنبونید
زنم داره میمیره
دیشب خدا رو دیدم
اجازه داد که به اسم صداش کنم
اولین باری نبود که باهاش ملاقات کردم
چه بلایی سرم آوردی لاسلو؟
یه اتفاق بود
چیزهایی که توی خونه و تختمون
پیشم اعتراف کردی رو یادته؟
نمیخواد خجالت بکشی عزیزم
آسیبهایی که متحمل شدیم
فقط جسممون رو از بین برد
حق با تو بود
اینجا بوی تعفن میده
زمینش، غذاهایی که میخوریم
کل کشور فاسده
میرم اسرائیل پیش ژوفیا و بچهش باشم
میخوام جای مادربزرگی رو براش پر کنم
که هرگز نمیشناخت
باهام بیا
به خونه برگرد
دنبالت میام
تا آخرین نفس دنبالت میکنم
خانم توت
روی پاتون ایستادین. چه عالی
کمک لازم ندارین؟ - نه ممنون -
آقای توت هم همراهتونن؟
متاسفانه خیر، فقط خودمم
چی شد که منت سرمون گذاشتین؟
پدرتون هستن؟
بله. تازه میخواستیم شام بخوریم
مشکلی نیست. منتظر میمونم تا تموم بشه
این حرفها چیه! میگم براتون یه بشقاب بیارن
خیلی مهربونی مگی. ممنونم
دنبالم بیاین
بالاخره میتونین نامزدم رو ببینین
مطمئنین کمک نمیخواین؟
خوبم
خانم توت
خوشحالم میبینم سرپاشدین
خواهش میکنم، بشینید
لاسلو کجاست؟
سرماخورده
مونده خونه استراحت کنه
خب، پس حالا فهمیدم جریان چیه
جیم میگفت از جمعه سر کار نیومده
حیف شد - آره -
آره واقعا همینطوره
همه دارن میگیرن
لطفا بفرمایید بشینید
همینطوری ایستاده خوبه
ایستاده؟
چیزی شده خانم توت؟
بله. مشکلی پیش اومده
امشب اومدم یه چیزی بگم
چیزی که شنیدنش خیلی سخته
برای شماها هم همینطور
نمیشناسمتون اما میدونم که شنیدنش سخت خواهد بود
اگه موضوع کاریه
شاید بهتر باشه تو یه اتاق دیگه صحبت کنیم
پدرت یه متجاوزه
ببخشید؟
نمیدونم هدفت چیه ولی اصلا خوشم نیومد
زنگ میزنم شوهرت بیاد دنبالت
پدرت یه متجاوز پستفطرته
منظورش چیه بابا؟
نگاهش کن
هیچ حرفی برای گفتن نداره
اتفاقی بین شما و خانم توت افتاده؟
برای من نه - کافیه -
اومدی اینجا و یه مشت اتهامهای مسخره و بیسروته تحویلمون میدی
میخوام فورا از این خونه بری
بهشون بگو با شوهرم چه کار کردی
بگو
شوهرتون بیماره
الکلی و معتاد به مواده
نمیدونم چرا قصد داره بهم آسیب بزنه و تحقیرم کنه
در صورتی که من همیشه باهاش با مهربونی تا کردم
یه سگ فرتوت بیماره
...و وقتی یه سگ پیر و مریض بشه
دست کسی که بهش غذا داده رو گاز میگیره
تا اینکه یکی دلش به رحم بیاد و خلاصش کنه
حالا اگه اجازه بدین
فکر میکنم امشب به اندازه کافی توهین شنیدم
به شوهرت بگو
از این لحظه به بعد دیگه یه قرون هم بهش نمیدیم
نمیذارم همینطوری قسر در بری
گم شو بیرون - نه -
هری! ولش کن
نمیذارم در بری هریسون ون بورن
شرم بر تو - بیرون -
شرم بر تو
خانم توت، متاسفم
دستم رو بگیرید
حالم خوبه - ببخشید. واقعا شرمندهم -
میتونی تا دم ماشین همراهیم کنی؟
آره. البته
تاکسی دم در منتظرمه
ببخشید که این وقفه غیرمنتظرهی عجیب پیش اومد، آقایون
هری، ما داریم میریم
نه، نرید. لطفا
پدرت که به هر حال رفته خوابیده هری
چی کار کردی؟
پدر؟
پدر؟
دیگه تموم شد
پدر! رفتش
بابا؟
بابا؟
کجا رفت؟ بیرون دنبالش بگردید
بابا؟
بابا
هریسون
هریسون
.حتما خونه رو ترک کرده پیداش نمیکنم
بابا
هریسون
آقای ون بورن
هریسون
آقای ون بورن
پدر
بابا
بابا
یهکم نور بنداز این طرف
هریسون
ون بورن
چیزی میبینید؟
اینجا یه در هست
قفله! نمیتونم برم تو
شماره نگهبانش رو بدین
اینجا دیگه کجاست؟
سیستم چگالنده
و پمپهای تخلیهست
هریسون
فکر کنم اینجا یه چیزی پیدا کردیم، ستوان
[ بخش آخر: اولین دوسالانه معماری - 1980 ]
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
صدای موسیقی رو کم کن
[ لاسلو توت - رد پای گذشته ] [ کلیسای اسقفی - گرینویچ، کنتیکت 1973 ]
خیلی قشنگ شدن، مگه نه؟
[ مرکز اجتماعی - دویلزتاون، پنسیلوانیا ]
[ یادبود هولوکاست ] [ وایمار، جمهوری دموکراتیک آلمان ]
ببخشید آقا
[ کنیسهی نوگرای یهودیان ] [ ویلتون، کنتیکت - 1976 ]
شبتون بخیر
دایی من، پیش از هر چیز هنرمندی پایبند به اصوله
آرزو داشت نه فقط یک دوران رو تعریف کنه
بلکه از زمان فراتر بره
در خاطراتش، طراحیهاش رو به ماشینهایی تشبیه کرده
که هیچ جزء زائدی ندارن
در بهترین حالت، و در اوج هنرش
جوهرهای سرسخت
و تغییرناپذیر از زیبایی هستن
راهی برای جهتدهی به درک ساکنانشون
از دنیای اطرافشون به همون شکلی که هست
قوانین ذاتی و طبیعی اشیاء ملموس
مثل کوهها و سنگها ماهیتشون رو تعیین میکنه
چیزی رو نشون نمیدن
و یا روایت نمیکنن
صرفا وجود دارن
لاسلو توت در سال 1911 در یک روستای کوچک ساحلی در اتریش-مجارستان چشم به جهان گشود
جایی که به دریای آدریاتیک مینگریست
پسری بود با چشمانی گشاده و مشتاق و سرشار از آرزو
مرزهای جدید در نهایت
این دریای وسیع رو ازش جدا کردن
اما هیچگاه برای پر کردن خلأ اون دست از تلاش برنداشت
چهل سال بعد از اردوگاه بوخنوالد جان سالم به در برد
همچنین همسر مرحومش و بنده از اردوگاه داخائو
اولین شاهکار آمریکایی او
موسسه ون بورن در نزدیکی فیلادلفیا
تا سال 1973 ناتمام موند
این ساختمان به دورانی که در بوخنوالد سپری کرد
و حس فقدان عمیق همسرش
زنداییم، ارژبت، اشاره داشت
برای این پروژه
ایشون سلولهای تنگ اردوگاه رو
با ابعاد دقیق محل زندانی شدن خودش
دوباره متصور شد
به جز یک استثنای شوکه کننده
،وقتی بازدیدکنندگان به بالا نگاه میکردن بیست متر بالاتر
ارتفاعات چشمگیر سقف شیشهای بالای سرشون
اونها رو به تفکر آزاد و آزادی هویت دعوت میکرد
او همچنین بوخنوالد
و محل زندانی شدن همسرش، داخائو رو
در همون زمینها، بازآفرینی کرد
که با هزاران راهروی مخفی به همدیگه وصل میشدن
بدین صورت تاریخشون رو از نو نوشت و فضا و زمان رو پشت سر گذاشت
به گونهای که او و ارژبت هرگز از هم جدا نشن
...دایی
شما و زندایی ارژبت زمانی به نمایندگی از من صحبت میکردین
و حالا باعث افتخارمه که من از جانب شما صحبت کنم
«ژوفیا، هرگز اجازه نده کسی گولت بزنه» این حرف رو زمانی بهم زد
که مادری جوان بودم و در سالهای اولیهی زندگیمون در اورشلیم
برای بزرگ کردن دخترم، با چالشهای زیادی دست و پنجه نرم میکردم
مهم نیست بقیه سعی میکنن چی بهت بقبولونن
مهم مقصده، نه مسیر
متشکرم
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.