All language subtitles for The.Fix.S01E04.720p.HDTV.2CH.x265.HEVC.SP

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هشت سال پیش من دادستان بودم

روی محاکمه قتلی که کشور رو بهم ریخته بود

هنگامی که هیات‌منصفه ستاره فیلم "سووی جانسون" رو

به جرم قتل دو نفر بی گناه تشخیص داد

من داغون بودم

"تو هرکاری میتونستی کردی ، "مایا

زندگی و همه کسانی که اونجا بودن رو ترک کردم

اما بعدش اتفاق غیرقابل‌تصوری افتاد

اون دوباره مرتکب قتل شد

"باید برگردی ، "مایا

این بار باید گیرش بندازیم

یه کارآگاه اومد خونه من

اونا میخوان از دوست سابق حرف بزنن

میدونم قبلا مامان رو کتک میزدی

داشتم ازت محافظت میکردم

داشتم تلاش میکردم بهت نشون بدم که یه پسر خوب بودم

مهم نیست که در مورد من چی میگن

من اونو نکشتم

ببین ، میدونم که قضیه تو و "مایا" پیچیده شده

این مال خیلی وقت پیشه

تو باید بهم اعتماد کنی

متوجه نبودم که چطور قراره اینقدر سخت باشه

هواداری از تو

زنگ که میزنم ، باید بپری

مایا" منو از بیرون رفتن منع کرده"

هیچکی نبوده که با دروغ گفتن به من بتونه فرار کنه

سووی" برای قتل پایین کشیده میشه" و تو هم بدنبالش میری

چه کسی به هیچوجه توقف نمیکنه تا تو در زندان بپوسی؟

مایا تراویس

میخوام نابودش کنم

صبح شما بخیر

دادستان "مایا تراویس" تنها برای مدت کوتاهی

روی پرونده قتل "جسیکا مایر" بوده‌

اما شایعاتی در مورد یه امری شگفت آور داره میگرده

که وعده داده شده که روی شهرت خانم "تراویس" اثر بذاره

و احتمالا کل دفتر دادستانی رو

زیر سوال میبره

حالا، همونطور که از هشت سال پیش بیاد داریم

مناقشه برای خانم "تراویس" چیز غریبی نیست

و این آخرین تحقیقات ثابت میکنه که هیچ تفاوتی وجود نداره

ببخشید

هی هی ، اونجایی

یه لحظه وقت داری؟ یه کم سریع ، آقای "چپمن" اومده که

یه نگاهی به چند تا اسب دیگه بندازه

خوبی؟ آره ،خوبم

همه چیز داره یکم بهم میریزه

میخوای بیام اونجا؟

نه، نه، حالم خوبه

پابلو" میتونه بدون من ترتیب کارها رو بده"

تو خیلی مهم تری

باشه ، میرم این کنار حرفتو بگو

خیلی خب اونجا بمون، باشه؟

خیلی خب ، خداحافظ

بابت این متاسفم

دوست دخترم اه

خودشه؟

میدونی ، بنظر آشنا میاد

میخوای بریم بیرون نژاد اصیل رو ببینی؟

خب ، حتما بریم

خیلی دلم واسه ات تنگ شده

خیلی متاسفم ، عزیزم

چیزی رو که میخواستم گیر آوردی؟

این عکس‌ها توی خونه رویایی من ارزش پایینی داره

نوبت منه

ردیاب هنری ایالتی

که سیا ازش برای یافتن تروریستها استفاده میکنه

ما ازش برای ادامه کار با کارداشیان ها استفاده میکنیم

اونو به یه ماشین بچسبونی یا توی یه کیسه بندازیش

بوم ، هیچ جایی نمیتونه بره که تو نتونی پیداشون کنی

"برا عکس ممنون ، "سووی

هی ، "سی جی" ، چی پیدا کردی؟

ما همه راههایی که یه روز "قبل از کشته شدن "جسیکا

به اینجا ختم میشده رو ردیابی کردیم

اما فکر کنم فقط بخشی ازش رو پر کردیم

شب قبل از قتل

جسیکا 35 دلار در "خانه شیرینی " خرج کرده

همه رو از این بدست آوردی؟

شلوار جین پوشیده بوده که ما در جست و جو چیزی گیرمون نیومد

یه مدتی طول کشید تا بخش فنی بتونه بیرون رو واضح ببینه

35دلار برای یه نفر توی "خانه شیرینی " پول زیادیه

فکرمیکنم "جسیکا" با یه نفر بوده

کسی که میتونه شهادت بده " که حالت روحی "جسیکا

شب قبل از کشته شدنش چطور بوده

مایا

دارم درخواستهایی برای گذاشتن کامنت روی افشاگری ها دریافت میکنم

میدونی در مورد چیه؟

وولف" داره تلافی میکنه" چون بهونه جعلیش رو ازبین بردم

بهم اعتماد کن ، هیچی نیست

توی اخبار واقعی

"سی جی" فهمیده که "جسیکا" شب قبل از کشته شدنش

با یه کسی شام خورده

ممکنه درمورد تهدید کردن جانسن" چیزی بهش گفته"

یا میخواسته بره پیش پلیس

این آخرین مدرکی ـه که نیاز داریم "جانسن" رو

پشت میله‌های زندان بفرستیم

منو در جریان بذار، اوه گزارش پزشکی قانونی

خونه "سووی" برگشته؟

کار "لانی" ـه ، کدوم گوریه؟

"هی ، "مایا

آره. آه، گزارش‌ها داره میرسه

اه، اما آزمایشگاه داره عقب‌ میشینه

واسه همین تصمیم گرفتم مستقیم برم سراغ منبع

من الان اینجام

اونا تازه باز کردن باید برم

هی

اون آدمی ـه که توی "مازراتی" بود

چطور میاد اینجا؟

نمیدونم

الان چی ، نظری نداری؟

لیست حقوق

ایول

ایرز" منتظر شماست"

عالیه

ایرز" ، مرد من"

نمایش ام چطور پیش میره؟

شاید مجبور باشیم عوضش کنیم

نه

نباید هیچ چرخشی باشه

من دارم یه تله درست می‌کنم

برای بازی طولانی من ضروریه

هیچ دامی در کار نیست

اگه نتونم اون فیلم رو از "مایا تراویس" بگیرم

نمیتونم

اون هیچ ردپایی از رسانه‌های اجتماعی نداره

اون حتی روی فیسبوک هم نیست

درباره چی حرف میزنی؟

اونجا باید هزاران فیلم از

آخرین محاکمه باشه

و اگه من ازش استفاده کن کاملا واضحه

و بنظر میرسه قرار گذاشته شده

من هر کاری از دستم برمیاد انجام دادم

آدم شما باید یه چیزی بهم بده که روش کار کنم

هی ، من اینجام با هزاران زحمت و گرفتاری

هنوز فیلم رو نگرفتی؟

دارم روش کار میکنم

سریعتر کار کن

من با مدیر "خانه شیرینی " صحبت کردم

معلوم شد که فیلم امنیتی شون تیره شده

و همه چی به سه ماه پیش برمیگرده

به نظر میرسه که واقعا روی یه چرخ قرار داریم

امم مایا "، یه لحظه

اوه نه

صبر میکنم

اگه در مورد افشاگری باشه چیزی برای افشا کردن وجود نداره

نگران نیستم آره، واسه همین بهت کمک کردم

تو "کن ساندرز"، مشاور روابط‌عمومی رو یادته

متاسفانه ، یادمه

بذار حدس بزنم ، شهردار تو رو فرستاده

این ایده من بود

من اجازه ندادم هشت سال پیش منو به عروسک تبدیل کنی

و من اجازه نمیدم الان این کار رو بکنی

من رسانه های اجتماعی تو رو ردیابی کردم

و بنظر خیلی پاک بنظر میرسه

ما وسط یه مبارزه آلوده قرار داریم

کار"ازرا وولف" ـه

این یه حرکت دفاعی کلاسیک ـه

اگه تو حقایق رو نداری قانون مورد بحث قرار میده

اگه تو قانون نداری حقایق مورد بحث قرار میگیره

اگه تو هیچکدوم رو نداری به دادستانی ضربه میزنه

ضربه ها دارن فرود میان

من یه گروه رو متمرکز کردم

و کلماتی که بطور عادی به تو مربوط میشه

سرد ، گوش خراش ، ناخوشایند و ...هستن

سه روز پیش من "هشتگ مایا.فایا" بودم

مردم دمدمی و بی‌ثبات هستن

اونا برمیگردن شاید اینطور باشه

اما در این مدت

آسیب پایدار میتونه انجام شده باشه

من بخشی از مدرک دستگیری سووی جانسن" هستم"

اگه میخوای یه گروه متمرکز روی این قضیه بذاری

خودتو زمین میزنی

هی

اینجا چکار می‌کنی؟

شنیدم که وارد یه دعوا شدی

فقط می‌خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

خب ، منو دیدی ، حالم خوبه

پس فکر میکنم باید بری

میدونم عصبانی هستی

اما هنوز یه خونواده ایم

فقط ‌خواستم بهت بگم که وقتی آماده برگشتن به خونه شدی

ما الان تو خونه شهری هستیم

تعداد زیادی هلی کوپتر تو "مالیبو" هستن

من هیچوقت نمیام خونه

"هی ، "گیب

کجا داری میری؟ هرجا که تو نباشی

"الان نه ، "جولیان

باید بهش فرصت بدی

واقعا؟ فکر کردم قراره ازش مراقبت کنی

هستم

آره، به نظر میاد

واقعا چه خبره؟

هیچی

فقط اینکه اون پسر با من حرف نمیزنه

تقصیر من نیست

"تو همیشه میخوای همه رو کنترل کنی ، "سووی

ولی مردم دوست ندارن کنترل بشن

در نهایت، اونا مقاومت میکنن

و تو محکمتر در اختیارشون میگیری

اینقدر سخت تا خرد بشن

همه در مورد این پرونده میدونن

اگه کسی با "جسیکا" ملاقات داشته

باید تا الان میومدن جلو

مگه اینکه چیزی برای مخفی کردن داشتن

فیلمی که خواسته بودی رو کشیدم بیرون

وایسا، همونجا وایسا ،خودشه

اون "جسیکا"ست

آره ، اون منتظر یه کسیه

اینم از این

تو کی هستی؟

اوه ، خدای من ، این "جولیان" ـه

خب، چه تصمیم گرفتی؟

خب ، فکرکنم نژاد اصیل بگیرم

خب ، عربی ظاهر بهتری داره

خب، برای حرکت زیبا با اسب

ولی فکر کنم دخترم بخواد یه پرش کوچولو انجام بده

خب من افرادی دارم که تا صبح پول رو بهت میرسونن

نباید بهش نه بگی

متشکرم ، آقا

خودم میبرمش بیرون

عالیه

کیفت رو درست بذار اینجا

بذار ببینم واقعا کی هستی

"باک نیل"

من … من دارم سعی می‌کنم زندگی کنم

همین الان اون دختره کلی ارزش داره

گورت رو گم کن

جولیان" به کارآگاه "نورث" گفته"

تو این چند ماه با "جسیکا" صحبت نکرده

خب ، حالا ، مدارکی داریم که جولیان" داره به پلیس دروغ میگه"

اوه ، خدای من

یه عکاس تو مزرعه من پیداش شده

"اون آدمِ "وولف" ـه ، "باک نیل

این چه ربطی به "وولف" داره؟

"نمیتونم باور کنم که "وولف ریو" رو وارد این قضیه کرده"

خب، بهتره خودت رو آماده کنی

کی میدونه بعدی کیه

احتمالا "جولیان" آخرین کسی بوده

که "جسیکا" باهاش حرف زده

حرف که می‌زنی

گروه متمرکز میگه دوست‌داشتنی نیستی

"سلام ، خانم "جانسن

من "سی جی امرسون" هستم

معلومه که نه

فکر می‌کنم تو هم دوست‌داشتنی نیستی

نقشه دوم؟

بیا تلاش کنیم چند اهرم فشار پیداکنیم

چیزی که آدم تو فرستاده طلاست

فیلمهای حرکت اسبهای طلایی چطورن؟

از قوه تخیل استفاده کن

بعدش دوباره ، میگی نکن

این چیزیه که تو بابتش بهم پول میدی

اون باید توی مزرعه میموند

نقشه دوم؟

نه

ادامه بده

آره

چرا "مایا تراویس" در خونه منو زده؟

من از کجا بدونم؟

من قبلا دو بار به کارآگاه‌ها گزارش دادم

من هرچیزی رو که قراره بگم گفتم

"ببین ، نمیدونم ، "جولز می‌فهمم، درسته؟

ببین ، باید برم

به "استار" زنگ بزن

"خب ، "جولیان جانسن

اون هر یکشنبه میره کلیسا

به موقع قبض هاش رو پرداخت میکنه

هیچ حرکت خشونت بار نداره

بدون برگ جریمه

اون یه شهروند نمونه است

کی متعهد شده از "سووی جانسن" محافظت کنه

خوب ، اون پدر بچه هاش ـه

فکر کنم ، از دختره داره محافظت میکنه

و یه پولی هم هر ماه بهش میده

خب، چجوری مجبورش کنیم با ما حرف بزنه؟

همه نقطه ضعفش رو دارن

ما فقط دنبال "جولیان" می‌گردیم

...باید بپرسم

شما دو تا عاشق همین؟

ببخشید؟

این از کجا میاد؟

"پیمان عاشقان کینه توز"

این شما دو تا هستین که اونا در موردش حرف میزنن

مامورین دادستانی قاتل رو در "سووی جانسن" ترسیم کردن

همچنین میگه که شما دوتا درتماس بودین

و در تموم این سالها رابطه داشتین

خوب ، این احمقانه است

مشخصاً فکرنمیکنم شما کسی رو هم تیپ "سووی جانسن" تو مزرعه

استخدام کرده باشین که "جسیکا" رو بکشه

اما ، باید بدونم که آیا در اینجا یا هرجایی

این حقیقت وجود داره یا نه

حقیقت صفر هم وجود نداره هیچی

اوم، اینجا یه ارتباطی با داستان وجود داره

اوه ، خدای من

هی ریو" ، اه ، خدا رو شکر که جواب دادی"

...میخواستم باهات حرف بزنم قبل از اینکه

ویدئو رو دیدم؟

میتونم توضیح بدم

مجبور نیستی

من نگاش نکردم

نمیتونستم

هرکاری که کردی تو گذشته بوده

این به خودت مربوطه ، عزیزم

نه، نه، نه، نه، نه. این واقعی نیست

این جعلی ـه ، کار "ازرا وولف" ـه

اون هر کاری برای بی‌اعتبار کردن من انجام میده

خب ، این آدم به یه اردنگی خوب احتیاج داره

متاسفم که باید با این چیزا سر و کار پیدا کنی

این آخرین چیزیه که می‌خواستم

ببین ، من مطمئنم که یکی شاهانه

بزودی صاحب یه بچه میشه

و مردم میوفتن دنبالش

دوست دارم ، "مایا" و هواتو دارم

درسته، مهم نیست چی بشه

تو اصلا نمیدونی این چقدر معنا داره

منم ، خیلی دوست دارم

بزودی با هم حرف میزنیم

ریو" بود ؟"

اون خوبه ، "ایفی" چی؟

اونم خوبه

بهرحال ، تعدادی عکس و بریده های کتاب مادرم رو

به اتاق چسبونده

باید اعتراف کنم … برای یه لحظه اونجا

فکر می‌کردم ، واقعا ماییم

آره ، منم همینطور

بهرحال تیم فنی ما میگه این چیزی ـه

که بهش میگن یه جعل عمیق

احتمالا تکنولوژی جدیده

که با سه عامل منبع مختلف ایجاد شده

اونها میگن این نوع از جعل داره بیشتر و بیشتر میشه

خوب ، امیدوارم که بیشتر از این باهام بازی نکنن

دیگه لزومی نداره که وجدانم از هرتهمتی که زده میشه

ناراحت باشه

...بهرحال ، من ، اه

بهتره که برم یه بیانیه آماده کنم

باشه

دارم از دستت میدم هی ، بی خیال

نوشیدن با احساس رو تموم کن و با من حرف بزن

آخرین باری که دیدمت

تو گفتی که بابا به اون بزرگی که فکر کردی نبوده

من فقط تو یه حالتی بودم

استار" ، باید بهم بگی"

اون قبلا مامانم رو کتک میزد

گیب" ، اون هیچوقت مامانت رو کتک زده؟"

نمیدونم

من جوون و بی‌توجه بودم

من بهونه ای مثل "جسیکا" ندارم

منم مثل اون تو یه چنین خونه ای زندگی میکردم

نمیدونستم چه خبر بود

من کسی بودم که در اولین محل پدرم رو به "جسیکا" معرفی کردم

...و حالا اون مرده ، خب

سعی کن باهاش زندگی کنی

این تقصیر تو نیست

تو نمیتونستی خبر داشته باشی

...اما من

بهش کمک کردم

چی؟

گیب" ، منظورت چیه که بهش کمک کردی؟"

گیب

"شهردار "روسو انتظار شما رو نداشتم

باید حرف بزنیم

"درمورد "مایا تراویس

این یه داستان احمقانه است

هرچند که خوندم پرنس زنده اس

و داره یه کالسکه رو تو استادیوم "داجر" می چرخونه ، خب

امم ، ترسیدیم نتونی با جادو "از این یکی خلاص بشی ، "آلن

اون نوار ... هرجا که هست

ازرا وولف" باعث شده که" مایا از نمایشش برگرده

این یه استراتژی خیلی مؤثره

تو نمیتونی اینو نادیده بگیری

و این تنها چیزیه که هیات‌منصفه میبینه که تو این دادگاه محاکمه میشه یا نه

اعتبارش ضربه خورده

باید بزاری اون بره

میخوای اخراجش کنم؟ بله

میدونم که اونو بخاطر از دست دادن پرونده "جانسن" مقصر میدونی

فکر میکردم تا الان تو کاخ حکومتی باشم

درعوض ، مجبور شدم از سوراخی که اون برام گذاشت برم بیرون

و اون الان داره باعث میشه دید بدی داشته باشم

نمیتونم اخراجش کنم

اگه اینکارو بکنم دارم در اولین دور پرتش میکنم پایین

الان یه لحظه عذاب بکشه بهتر از

شش ماه کامل تو دادگاهه

بهم اعتماد کن اون هیچ کار اشتباهی نکرده

بدون شک دلیلی وجود نداره

یکی رو پیدا کن

تو میدونی که چه تعداد از دفتر قضایی در تاریخ لس آنجلس

بدون حمایت شهردار در یک انتخابات برنده شدن؟

صفر

شنیدم که "متیو کالیر" داره به این فکر میکنه

که در انتخابات دادستانی شرکت کنه

اون خیلی خوش عکس ـه

یه پوزخندی تو صورتت داری

اون واقعا یه پوزخند نیست. این یه لبخنده

خب، ما چیزی برای لبخند زدن نداریم

مایا تراویس" تو خونه "جولیان "پیداش شده"

حالا ، چرا باید همچین کاری بکنه؟

نمیدونم

جولیان" چیزی بهش گفته؟"

ابداً ، در رو محکم تو صورتش کوبیده

یه پاسخ مناسب

نگران نباش

مایا" دیگه یه تهدید طولانی نیست

اوه ، آره؟ یه چیز بامزه

ازت خواستم که با هم یه چیز باحال ببینیم

بیا ، پاپ کورن بخور

تازه است

معمولا دوست ندارم رو خبرهای ساختگی تمرکزکنم

ولی در این مورد احساس میکنم مجبور شدم که به

قسمت مضحکی از تهدید اشاره کنم

که با قصد بی اعتبار کردن

دفتر دادستانی بخش ایجاد شده

قول میدم ، تو بدنبال درمانی

با زیرکی گفته شده من و "مایا تراویس" ابداع کردیم

"که همسانی "سووی جانسن

یه توطئه ای مجرمانه است

که آشکارا نامعقول ـه

امم

اون ویدئو یه جعل عمیق دیجیتالی ـه

یه قرار که مربوط به یک سال پیش ـه

خانم "تراویس" و من از آخرین باری که هشت سال

پیش باهم کار کردیم همدیگه رو ندیدیم

پس چطور این رو توضیح میدی معاون رئیس؟

"یه تماشاگر میگه که تو و خانم "تراویس

" پارسال توی یه هتل در"سیاتل" قرار عاشقانه داشتین

تله

این یه واقعیت جایگزین بی‌اساس دیگه است

که از دفتر وکالت دفاعی بشدت

ناامیدانه بیرون میاد

هرگز چنین اتفاقی نیفتاده

حالا؟ حالا

عکس‌ها زمانی ـه رو " نشون میده که شما و خانم "تراویس

در همون روز ورود به هتل رو ثبت کردین

یه تله بد

...اه

من پای هرچی که گفتم وایسادم

من و خانم "تراویس" اون روز رو با هم ملاقات نکردیم

این دفتر به تمرکزش ادامه میده

یه دقیقه صبر کن ، من گیج شدم

...چی حقیقت چی هست و چی نیست

خوب ، نوار سکس ...یه ساختگی کامل ـه

اما عکس‌ها، اونا واقعی هستن

ایرز" ، اون رو از هشتگ بزرگ" در آسمون پایین کشید

خدا رو شکر که این تصاویر رو پست میکنن

از هر فرد نیمه مشهوری که در دنیای وحشی بسر میبره

می‌بینی ، اگر به پیام‌رسان اعتماد نکنن

به پیام اعتماد نمیکنن

بدون اعتماد یعنی شک منطقی

...و شک منطقی معناش اینه که

ما میبَریم

ما میبَریم

من اون روز در "سیاتل" بودم

برای کنفرانس مربیان اسب

و "متیو"؟

نمیدونم

اگه اونجا بوده ، من ندیدمش

...مایا

نه

من 100 درصد با برگشتن تو موافق بودم

تو بهترین دادستانی هستی که تا به حال دیدم

ولی شاید یه کم ساده‌لوح بودم

فکر کردم ، هشت سال خیلی وقت پیشه

شاید مردم این شانس رو داشتن که فراموش کنن

اما اونا نمیتونن

تا این لحظه ، تو باری بیشتر از اندازه و نه دقیق برداشتی

و چشم انداز این بار چیزیه که

این اداره نمیتونه ازعهده اش بربیاد

برام پاپوش درست کردن

چیزی رو که میخواد بهش نده

نمیتونه اینکارو بکنه

"تنهامون بذار ، "کالیر

مایا تراویس" تنها کسیه که "

میتونه "سووی جانسن "رو بکشه پایین

و اینو میدونی

اینو چه کسی به تو رسونده؟

تصمیم گرفته‌شده

احساس آزادی میکنم که از این همکاری خارج میشه

همینطور فکر میکنم

ویست" نمیتونه اینکارو بکنه" نمیتونه تو رو اخراج کنه

اون میتونه ، اون این کارو کرده

باهاش مبارزه می‌کنیم چطور؟

...به شهردار زنگ میزنم

شهرداری که منو بخاطر ضربه سیاسی که بعد از آخرین دادگاه

خورده و منو مقصر میدونه؟

این نظر اون بوده

تو واقعا در سیاتل بودی؟

مردم بدون اطلاع از همه چی تو این مدت به راه خودشون میرن

ما فقط بدترین راه ممکن رو میریم

میدونی، خنده داره فکر کردم تو رو اونجا دیدم

که از آسانسور خارج میشی

واقعا؟

ولی بعدش ، اه

همیشه فکر میکنم تو رو می‌بینم

وقتی رفتی چیزهای زیادی ناگفته مونده بودن

باید باهاش خداحافظی می‌کردم

تو الان اینجایی

این چیزیه که مهمه

من بهت احتیاج دارم و "جسیکا مایر" هم بهت احتیاج داره

فکر کنم بتونم کمکت کنم بمونی اگه بهم اجازه بدی

تو منزجر کننده‌ای

من مصمم هستم

اما فرضا که صحبت کنیم

چرا وکیل نباید از هر چیزی که در اختیار داره استفاده کنه؟

حالا که حرفش شد

چرا "مایا" اینقدر مشتاق حرف زدن با "جولیان" ـه؟

اون دوست سابقش ـه ، این یه عادی ـه

جولیان" قبلا یک گزارش عادی"

به پلیس داده

چی داره؟

نمیدونم

عصر بخیر

"دفتر دادستانی منطقه "آلن ویست

"این "ازرا وولف" ـه داره زنگ میزنه برای "آلن

لطفا نگه دارین

آهنگ باحالیه

"یه لحظه صبر کنین ،دادستان "ویست

ما فیلم دوربین‌های امنیتی داریم

"ازملاقات "جسیکا و جولیان" در "خانه شیرینی

"شب قبل از به قتل رسیدن "جسیکا

ملاقات در مورد چی؟

نمیدونیم

جولیان" هیچ جوابی نداده"

واقعا

راضی شدی؟

سرمست

دیشب در مورد کمک به بابا منظورت چی بود؟

هیچی ، مست بودم

گیب" ، بهم بگو"

لطفا ، فراموشش کن

میدونی که نمیتونم

روز حکم بازرسی خونه

بابا که فهمید پلیس ها اومدن

بهم یه کیف داد و بهم گفت که از شرش خلاص بشم

خوب منم خاکش کردم

چی توش بود؟

نگاه نکردم

باید بفهمیم

برای اعتراف به هر چیزی

باید یه قلبی پشیمون داشته باشی

توئی و گناهت

فقط کاری رو کردم که باید برای زنده موندمون میکردم

چطور این یه گناهه؟

شاید فراتر از اون

ولی به این معنا نیست که نشنیدم تو کی هستی

و چیکار کردی

تو فراموش کردی که

این صلیب رو چطوری بدست آوردی؟

این کاری بود که اون روز مرتکب گناه شدم؟

مورد یخشش قرار میگیره چون این توئی که نجات پیدا کردی

مطمئنا مدام اشک میریختی

امم

اگه من "مایا تراویس" بودم

یه جایزه برای سرت میذاشتم

خب ، صحبت از دادستان نترس شد

شنیدم اومده در زده

"من باهاش حرف نزدم ، "ازرا

و نمیدونم برا چی اینجا بود

خب، تو باید سرنخی داشته باشی که چی میخواد

منظورم اینه که، یه اشاره ای

یه زمزمه ای ، کنایه ای

نه

میدونی، من چهار بار ازدواج کردم

فکر می‌کنی نمیدونم کی دروغ گفتم؟

حدس می‌زنم دوستای سابقت چیکار میکردن

من تو مود کیک لیمویی هستم

شنیدم اونا یه عالیش رو تو

خانه شیرینی" دارن" خودشه

مایا تراویس" نوار تو و "جسیکا" رو داره"

شب قبل از اینکه به قتل برسه

و چرا الان دارم دربارش می‌شنوم؟

چون ملاقات ما بی ربط بود

و نمیخوام تو این تحقیقات کشیده بشم

چرا همدیگه رو ملاقات کردین؟

ما هر چند وقت یک‌بار با هم بودیم

که در مورد اینکه چطور با بچه‌ها همکاری کنیم صحبت میکردیم

منظورت بچه‌هایی هستن که تو 20 سالگی شون هستن؟

"و "سانی

او مال من نیست ولی من ازش خیلی مراقبت می‌کنم

جولیان

چیزی هست که بخوای بهم بگی

...چیزی که باید بدونم

من چیزی رو پنهان نمی‌کنم

تو یکی از آخرین کسانی بودی که "جسیکا" رو زنده دیده

پلیس‌ها دارن به دلیل تو نگاه میکنن

بهتره مطمئن شی که یکی داشته باشی

"ممنون که اومدی،" ازرا

لذت بردم

این رنگ صورتی زیباست بهت میاد

ها؟

بفرما

نگهش دار ممنون

هوم

این "ریو" ـه ، پیام بذارین

هی، عزیزم، منم

ببین، میدونم که بد بنظر میاد

اما من "متیو" رو تو "سیاتل" ندیدم

باید بهم زنگ بزنی، خواهش می‌کنم

خیلی خب، من همه چی رو آماده کردم

حالا فقط باید اونا رو ببَری

تو خوب میشی

تو از اینا داشتی

خیلی خوشگل شدی

ممنون

اجرا

زنده از استودیوی پایین شهر

"در سورت لند" نمایش صبح بیشتر دیده شده

مهمون امروز ما ، دادستان لس آنجلس

مایا تراویس" ـه" ...و ما زنده اجرا میکنیم

...چهار ، سه

درود ، من "ایفی کالیر" هستم

مدتی ـه که تو این صندلی نشستم

ولی متشکرم ازاینکه فرصتی بهم داده شد

تا برگردم و این مصاحبه رو بموقع اجرا کنم

"مهمون امروز ما ، دادستان "مایا تراویس

خب ، مایا ، این هشت سال آخر خیلی سرت شلوغ بوده

تو نه تنها یه قتل رو ترسیم کردی

اما ظاهرا تو با شوهر من خوابیدی

واقعا ممنونم که این فرصت رو بهم دادین

تا موارد رو صریح شرح بدم

البته

رسانه‌ها واقعا در چند روز اخیر

به شما ضربه زدن

منظورم ، پیمان عاشقان و ترسیم قتل خشونت آمیزه؟

فکر میکنم اینو در فیلم "طول عمر" دیدم

میدونم "ازرا وولف" اینکارو کرده

اما در مورد عکس‌های هتل سیاتل چی؟

اینها خیلی واقعی بنظر میرسن

اینها واقعی هستن

من برای کنفرانس مربیان اسب اونجا بودم

و ظاهرا کسی عکس منو گرفته

و تو اینترنت پست کرده

متیو" برای جلسه کانون وکلا در آنجا حضور داشته"

و جالب اینجاست که هرگز همدیگه رو ندیدیم

این شرم آوره

چون باید خیلی عجیب بوده باشه که بهم برخورده باشیم

شما دوتا با همدیگه رفتین اونجا

ما کارکردیم ، با هم همسنگر بودیم

ولی این تنها چیزیه که بین ما بوده

اونجا شایعه شده

هر وقت که یه مرد و یه زن با هم‌ کار می‌کنن

مردم میگن حتما درگیر یه رابطه عاشقانه شدن

شما یه مدت طولانی دادستانی رو رها کرده بودین

چه حسی داره که برگشتین؟

همیشه دوست داشتم که یه دادستان باشم

هر دفعه که تو رو می‌بینیم تو خیلی جدی هستی

من با یه تحقیقات جنایی سر و کار دارم

نه دوش دادن یه بچه

ولی حق باشماست

حتی دوست پسرم هم میگه

میتونم بعضی وقتا خیلی کار کنم

مایا"، تو باید بیشتر لبخند بزنی"

خیلی خوشحالم که مردم بالاخره دارن واقعیت شما رو میبینن

ولی مشکل اینه که این "من واقعی" نیستم

من واقعی شگفت زده میشه که چی شده که اینجام با یه

لباس شبیه آبنبات مارش مالو

من واقعی" تعجب میکنه که" چرا من اینجا تنها نشستم

...تو چی

متیو" هم مثل من داره از یه"

بهمن رسانه ای خودش رو میکشه بالا

اما اون برای شنیدن اینا از خانم کانجنیا لیتی" اینجا حضور نداره"

اون مجبور نیست خودش رو تحقیر کنه

تا بتونه کارشو انجام بده

اما خانمها، ما باید خوب باشیم

باید دوست‌داشتنی باشیم

والا بعنوان هرزه از همه چی محروم میشیم

این دلیل این شایعات ـه

کل هفته رو چرخ زده که

خیلی برای من سخت تر بوده

تا شوهر تو

اگه بخوام قاتل رو کنار بذارم

نمیتونم خوب بازی کنم

بهم لبخند میزنه که نباید اینکارو بکنم

یه محاکمه، یه نبرد ـه

اگه از اینجا سرزنده برم بیرون

قول میدم ، بخندم

زمانی که قاتل "جسیکا" پشت میله هاست

و این "من واقعی" خواهد بود

و من منتظرم که هر کدوم از اینا رو ببینم

لعنت بهش

هشتگ مایا فایا" برگشته"

تو اخراجی

چارلی" ، افراد رو جمع کن"

میخوام در مورد حرکت بعدی صحبت کنم

اینجا رو نگاه کن

...خوب ، شاید گاوچرون نباشه

راجع به چی بود؟

انتظار این یکی رو داشتی

آره

"هی ، "ایفی

خیلی متشکرم ، تو عالی بودی

من این کارو برای تو نکردم

میدونم که تو و "متیو" در طول محاکمه

شب‌رو با هم بودین

دیگه این اتفاق نخواهد افتاد

باهام حرف بزن

شهردار رو روی خط دارم

بهش بگو نیستم

اون گفت که اینو میگی

خانم شهردار

مصاحبه رو دیدی

فکر می‌کردم رنگ صورتی جواب بده

"مشاور من میگه باید رو اخراج "مایا

دست نگهداریم

بهم بگو که ماشه رو نکشیدی

دیگه چیزی نگو خوبه

خداحافظ

با "مایا" تماس بگیر

تو اینجا خاکش کردی؟

جایی که ما عادت داشتیم چادر بزنیم؟

بابا کیف رو بهم داد. شک داشتم

این جا یهویی به ذهنم اومد

زود باش

این ماسه است

جسیکا" هم کنار ساحل کشته شده بود"

مدام به خودم میگفتم که نمیتونه حقیقت داشته باشه

منم نمی‌خواستم باور کنم

اما حالا باید اینو به پلیس بدیم

اینکارو نکن

اینکارو نکن

بابا

اینجا چکار میکنی؟

ببین ، میدونم بنظر بد میرسه

اما اینجوری نیست که شما فکر میکنین

پس چجوریه؟

دروغ درکار نباشه

این خونواده یه دروغ نیست ، پسر

عشق مشترک بین همدیگه دروغ نیست

فکر می‌کنی چرا این کیسه رو آوردی اینجا؟

اولین باری که رفتم اردو

درست اینجا بود با شما بچه‌ها

ستاره فیلم‌های بزرگ نمیتونست چادری رو برپا کنه

اینجا خاطرات خوش داره

و این خاطرات دروغ نیستن ، پسر

حرف نزن

من به تو بیشتر از خاطراتم اعتماد ندارم

گیب" ، به من گوش کن"

اگه تو با این کیف پیش پلیس بری

تو به من صدمه می‌زنی

تو این خونواده رو داغون میکنی

خونواده ات

و پسر ، تو واسه بقیه عمر پشیمون میشی

خواهش میکنم

لطفا کیف رو بده من

خواهش میکنم

بس کن

...فقط

گیب

استار" ، تو چیکار کردی؟"

...اوه ، نه

نه

متاسفم ، نمیتونم

اون بابامه

ندیدی صورتش سرخ شده بود

خفه شو

با "جولیان" چطور پیش میره؟

خب، من یه شاهد دیگه پیدا کردم و تو عاشق این میشی

اون و "جسیکا" یه دعوای بزرگ داشتن

شب قبل از قتل

واقعا؟ در مورد چی؟

خب، این چیزیه که باید بفهمیم

بعدا بهت زنگ می‌زنم

مطمئنم لیاقتش رو داشتی

هوم

من عاشق اینم که تو مایل ها بیشتر راه رفتی تا منو پیدا کنی

تو باید یه چیز واقعا آبدار داشته باشی

بعنوان یه حقیقت انجامش میدم

حداقل خرید تو این جا 100،000 دلاره

تو با اونا زیاد پوکر بازی میکنی

...اما زیاد برنده نمیشی

شاید واسه همینه که رفیقم توی اداره مالیات

میگه که قانون تو در مرز ورشکستگی ـه

اگه این عمومی بشه

میتونی آینده "سووی" رو ببوسی و خداحافظ

و تصورش رو بکن که "سووی" چکار میکنه

وقتی بفهمه که این پرونده تنها چیزیه که

درها رو به روش باز میکنه

حقیقت اینه که ، تو بهش احتیاج داری

بیشتر از اینکه اون بهت نیاز داره

خب، تو چی میدونی؟

دختر کوچولوی من بزرگ شده

به قدر کافی بزرگ شده‌ که بدونه این قضیه تموم ‌شده

دیگه نیستم

میخوام یه چیزی رو روشن کنم

هرکلمه ای که میگم

اگه به کسی بگی

اگه سعی کنی منو تو جایگاه شهود قرار بدی

انکار میکنم که باهات حرف زدم

بهم بگو چرا اینجایی

من و جسیکا چند ماه بود که همدیگه رو ملاقات میکردیم

وقتی "جسیکا" اومد پیشم ازم مشورت خواست

چون "سووی" داشت کتکش می‌زد

اون تو رو هم میزد، نه؟

بهش گفتم که هیچوقت تغییر نمیکنه

نیاز داشت که اونو بپذیرم و ترکش کنه

چه واکنشی نشون داد؟

اولش براش سخت بود

اما سرانجام فهمید که من حق داشتم

همه چی برای رفتن آماده بود ...و اون شب

شب قبل از اینکه به قتل برسه

گفت که میخواد بمونه

چی باعث شد که تغییر عقیده بده؟

اون گفت این دفعه اوضاع فرق کرده

اون واقعا تغییر کرده بود

فکر می‌کنی این حقیقت داشته؟

قطعا

ولی میدونستم که نباید آخریش باشه

اینو بهش گفتی؟

...سعی کردم

اما اون منو متهم به حسادت کرد

که تلاش میکنم از شرش خلاص بشم

من "جسیکا" رو دوست داشتم

می‌خواستم زندگی خوبی داشته باشه

میدونستم که اوضاع واسه اش خوب نمیشه

ولی نمیگم که "سووی" اونو کشته

و هرگز نخواهم گفت

پس چرا همه اینا رو به من میگی؟

من مصاحبه تو رو دیدم

مثل نواختن یه ساز بود

من از جنبش تقویت زنان ممنونم

اما دلیل واقعی چیه؟

ازرا" امروز صبح اومد منو ببینه"

که درمورد آخرین شام من با "جسیکا "بپرسه

میدونم چطور عمل میکنه

اون دنبال آدم زمین خورده بعدی میگرده

و من قصد ندارم اجازه بدم که من باشم

ممنون

برا چی؟

من که اینجا نبودم

هی زنگ زدم زنگ زدم

توی هواپیما بودم

خیلی نگران بودم

بهت گفتم

لازم نیست توضیح بدی

اه چی شده؟

من، امم … کنار دفتر "ازرا وولف" وایسادم

شاید یکم زیاده‌روی کرده باشم

شوخی می‌کنی نه

ببینم ، چقدر آرومتر میخواد بره؟

اوه ، خدای من

صبر کن ببینم

جولیان

"شام تو با "جسیکا

از کجا میدونستی که در این مورد میدونم؟

ازرا" بهم گفت که تو فیلم رو داشتی"

چه خبره؟ کار "ازرا وولف" ـه

یه خبرچین توی این دفتر داره

هیچ‌کس از اینجا نمیره تا بفهمیم اون کیه

از الان به بعد ، ما تو اتاق امن هستیم

Saeed.Pardis زیرنویس: توسط saeed.bahremand.ss@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.