Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::. آي مــووي ديال و شــوتـايـم با افتخار تقديم ميکنند .:: « WwW.iMovie-DL.Co » « WwW.Show-Time.iN »
تو حالت خوبه؟
بفرما اینم از این
بسیارخب، بهتر شد
توی این سمت راه برو
نه
من از این سمت راه میرم تا بتونم ازت محافظت کنم
تو قهرمان منی
مامان
میشه دستت رو بگیرم؟
!البته
!آره
:: ترجمه از: ميلاد طاهرخانی، فهيمه، هادی :: «M.i.l.a.d, F@hime, Hadi Es»
اون دختر چتر نداره؟
چترم رو بهش قرض میدم
!"ایچیگو"
هوا سرده
"ایچیگو"
مامان، من سردمـه
"ایچیگو"
..."ایچیگو"
"گودال اسرارآمیز"
"شهر كاراكورا"
!ای بی سروپا
مشکلت چیه؟
شما سهتا
اونجا رو نگاه کنید
"(ايچيگو كوروساكی)"
رنگ مو: نارنجی، رنگ چشم: قهوهای" "دانش آموز دبیرستانی
چیه؟
سؤال، تو چی میبینی؟
!جواب منو بده
گلهای بچهای که ماشین اونو زیرگرفت
!درسته
..."قدرت"
سؤال، کی اونا رو اونجوری له کرده؟
ما... با اسکیتبُردهامون
درسته
"!قدرت خاص"
شما یه عذرخواهی بهش بدهکارید
"اون میتونه اشباح رو ببینه"
به اون؟
کی؟
!فقط عذرخواهی کنید
!مارو ببخش
!از من نه، از اون
چی؟
!ما عذرخواهی میکنم
!ما واقعاً متأسفیم
خیلی خوب اون بازندههای لعنتی رو ترسوندم
ممنونم
این اطراف پرسه نزن، برو بهشت
باشه
!برو به جهنم
"چاد"
ایچیگو، بهتره مراقب خودت باشی
ممنون
من برگشتم خونه - سلام، ایچیگو -
دیر کردی
!بابا
"ايشين، بابای ایچیگو"
چرا اینقدر دیر کردی؟
!هنوز ساعت هفته
حاضرجوابی نکن
!ما مثل یه خانواده شام میخوریم، فراموش نکن
یه روح گم شده رو به سمت بهشت راهنمایی کردم
!من ازت نخواستم که همچین کاری کنی
نمیتونم چیزی که هستم رو تغییر بدم
شما دوتا، تمومش کنید
"کارین و یوزو، خواهرهای ایچیگو"
غذاتون رو بخورید قبل از اینکه سرد بشه
"فراموششون کن، "یوزو
!دیگه خسته شدم، شب بخیر
پس شام چی؟ - صبرکن -
من غذای تو رو نمیخورم
...بچهی پررو
"ایچیگو"
اون مضطرب شده این اواخر ارواح زیادی رو دیده
یعنی، اون این چیزا رو بهتون میگه؟
آره
اون راجب مشکلاتش بهم چیزی نمیگه
منم بودم نمیگفتم، بابا
صبرکن، یوزو
تو مثل یه پسر 14 ساله رفتار میکنی
منم بودم بهت اعتماد نمیکردم
بیخیال، کارین
کارین؟
بچهها اخیراً بی ادب شدن
ماساکی"، کجای کارم اشتباه بود؟"
اون نزدیکه
اون چیه؟
...تو
تو میتونی منو ببینی؟
تو توی کدوم قرن مُردی؟ فقط برو
نه، من نمیخوام که برم جهنم
نترس، تو به محفل ارواح میری
اونجا جای آرام و راحتیـه
این دیگه چه کوفتی بود؟
اون کجا رفت؟
"صیاد بزرگ"؟
نه، این "فیشبون"ـه
اون بزرگه
چی بزرگه؟
اینجا راحتی، مگه نه، شبح؟
!طلسمِ بستن
این دیگه چیه، شبح؟
من یه دروگر روحم، شبح نیستم
یه دروگر؟
!بابا
..."یوزو"
اون اینجاست - چی اینجاست؟ -
یه انسان... طلسم منو شکوند
"یوزو" - حالت خوبه؟ -
چرا جیغ کشیدی، یوزو؟
من یه صدای ترسناک شنیدم
چه صدایی؟
از کجا؟
...هی
اون دیگه چه کوفتی بود؟
اون یه هالو رو دید
این دیگه چیه؟
!یوزو، اونو ول کن
من روح تو رو میخوام
!تکون نخور
تو باید فشار روحی بالایی داشته باشی تا یه "هالو" رو ببینی
جان؟
هالو"ها روحهایی مثل روح تو رو میخورن"
این چیزیه که اون میخواد
من روح تو رو میخوام
روح منو؟
روحت رو بده من
اینجا چه خبره؟
اون چیه؟
یه هالو - و اون دقیقاً چیه؟ -
مراقب باش!
دیگه زیادی مداخله کردم
بهش دست نزن!
تو حالت خوبه؟
دستِ خوبم صدمه دیده
اما اگه مبارزه نکنم اون روح مون رو میخوره
راه دیگهای نیست؟
چرا، هست
و اون چیه؟
که تو یه دروگر بشی
ببخشید؟
فقط دروگرها میتونن "هالو"ها رو نابود کنن
پس تو باید یه دروگر بشی این تنها شانسمونه
چجوری؟
...من با شمشیر میزنم وسطِ قفسه سینهـت
و انرژیـم رو از طریق شمشیرم "زانپاکوتو" بهت منتقل میکنم
...اگه شکست بخوریم، ما
هردومون میمیریم
امکان نداره - باید ریسک کنیم -
اون "هالو" هر کاری میکنه تا تو رو بگیره
روحت رو بده من
...ایچیگو
من میترسم
"ایچیگو"
!تصمیمت رو بگیر
!انجامش بده
...فشار روحی قوی اون
!شمشیر رو بزرگتر میکنه
...تو واقعاً
فقط یه انسانی؟
چه چیز دیگهای میتونم باشم؟
من فقط یه انسانـم
ایچیگو کوروساکی، رنگ مو: نارنجی، رنگ چشم: قهوهای" "دانش آموز دبیرستانی و دروگر روح
همهاش خواب بود؟
بنظر خیلی واقعی بود
...این مربوط به
دیشبـه؟
کارِ یه کامیون بود
یه کامیون زد و فرار کرد، راننده کنترلش رو از دست داده بود
اینجا چه خبره؟
چی؟
چه اتفاقی افتاده؟
یوزو، تو حالت خوبه؟
هان؟
از دیشب چیزی یادت نمیاد؟
منظورت چیه؟
بابا، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
!بس کن دیگه
داری دوباره به "ایچیگو" فکر میکنی؟
!نه، نمیکنم
اون پسر چیش خوبه، "اوریهیمی"؟
اون بد خلقـه، مثل بچهها رفتار میکنه و موهاش نارنجیـه
اون بامزهست
جداً؟
"تو نمیفهمی، "تاتسوکی
...وقتی به صورتِ اخموش فکر میکنم
اون جذابـه
واقعاً نمیتونم بفهمم
دیشب یه کامیون زده به خونهی ایچیگو
یه کامیون؟
اون حالش خوبه؟
اون مُرده، درجا مُرد
من زندهام
!تو واقعاً زندهای
ایچیگو، تو حالت خوبه؟
معلومه که حالم خوبه
هیچی نمیتونه امثال اونو بکشه
تو چطور، "چاد"؟
خداروشکر - آروم باش -
چطوری یه کامیون زد به خونهتون؟
اون یه کامیون نبود - پس چی بود؟ -
جرثقیل بود؟
یه موجود با دستِ غولپیکرش دیوار رو خراب کرد
سرت به جایی خورده، ایچیگو؟
اینطور بنظر میاد
من خوبم - صبح بخیر -
روکیا کوچیکی"، همکلاسی جدیدمونه"
با "ایچیگو" آشنا شو
تو اونو میشناسی؟ - نه -
"ایچیگو"
بنظرت این کتاب درسی مناسبه؟
!اگه تابلو بازی دربیاری میمیری
تو نمیتونی برگردی؟
فقط دروگرها میتونن به محفل ارواح سفر کنن
من نمیتونم برگردم چون قدرتهای دروگریم رو ازدست دادم
قدرتهات کجا رفتن؟
من بیشتر از اون چیزی که میخواستم بهت دادم
این بخاطرِ فشار روحی بالای توئه
من یه دروگر نیستم، مگه نه؟
روحِ تو تبدیل به روح یه دروگر شده
پس الان که یه دروگر نیستی، مردم میتونن تورو ببینن؟
نه، من خودمو با یه بدن مصنوعی به شکل یه انسان درآوردم
دروگرها، روحها، هالوها، همه نامرئی هستن
به هرحال، من میخوام قدرتهامو پس بگیرم
!صبرکن
!هی، اون منم
اون منم! چه بلایی داره سرم میاد؟
با این شمشیر منو بزن و قدرتهامو بهم برگردون
صبرکن - با دوتا دستت بگیر -
آمادهای؟ - نه، لطفاً این کارو نکن -
چیه؟
کار نمیکه
هان؟
انرژیـت خیلی کمه
حالا باید چیکار کنیم؟
هی
میدونم
تو میتونی به عنوانِ دروگر جایگزین باهام کار کنی
کار کنم؟
اینو گوش کن
دو نوع روح وجود داره
،یکی از اونا ارواح کامل و دست نخوردهست که اونا طبیعی هستن
شبحهایی که تو میبینی از این نوع هستن
و بقیهشون هالوها هستن که ارواح رو میخورن
اونا ارواح کسانی هستن که با کینه مُردن
دروگرها دو وظیفه دارن
ما "کامل"ها رو با یه مراسم به سمتِ محفل ارواح هدایت میکنیم
بهش میگن تدفینِ روح
من همین کارو با مردی که توی اتاق خوابت بود کردم
وظیفهی دیگهمون اینه که "هالو"ها رو با شمشیر "زانپاکوتو" نابود کنیم
تو بهم کمک میکنی که وظیفهی دوم رو انجام بدم
نه، نمیکنم!
هالو"ها ممکنه به افراد بیگناه آسیب بزنن"
خب که چی؟ من دیشب فقط به این دلیل مبازره کردم تا از خانوادهام محافظت کنم
قدرتهات رو بهت پس میدم
انرژیـت خیلی کمه - !تو دیروز گفتی زیاد بود -
ممکنه جواب بده، اما این کار تورو میکشه
روح تو فشار بالایی داره اما بیتجربهست
جسم تو خیلی ضعیفه که بخواد از این جونِ سالم بدر ببره
من باید چیکار کنم؟
هالو"ها رو نابود کن" تا انرژیـت رو افزایش بدی
اما برای اینکه بتونی انرژیـش رو تحمل کنی، احتیاج به تمرین داری
تمرین؟
فقط سرنوشتت رو قبول کن
!فراموشش کن
!گور بابای سرنوشت
!فقط میخوام خودم باشم
من برگشتم خونه
سلام
لباس خواب منو ندیدی؟
چرا باید دیده باشم؟
نمیتونم پیداش کنم
!بدون اجازه وارد اتاقم نشو
اینجا اتاق منه
!"لباسخواب "یوزو
...من هیچ خونه و لباسی ندارم
و تو به کمک من احتیاج داری تا یه دروگر بشی
فراموشش کن
سرنوشتت رو قبول کن
!"ایچیگو"
کی اونجاست؟
بله؟
اینجا چه خبره؟ - هیچی -
!سلام
!سعی نکن یواشکی دخترها رو بیاری اینجا
من همچین کاری نمیکنم
هی، دروگر
"روکیا کوچیکی"
اسم من اینه
همین الان از جلوی چشمم دور شو
تو نمیتونی از سرنوشتت که دستیار یه دروگر بشی فرار کنی
با قوانین زندگی مشترک کنار بیا
...منظورت از زندگی مشترک چیه؟
!بابا
بزن بریم
جان؟
!مراقب باش
!هی
این دیگه چیه؟
تمرین دروگرها
!این که تمرین نیست
بس کن
!دیگه کافیه
هی
نرو
"ایچیگو"
سلام - تو داری با اون دختر جدیده قرار میذاری؟ -
!البته که نه
سریع عمل میکنی
تو هیچ وقتی رو تلف نمیکنی
اون فقط داره به این دختر جدیده اطراف رو نشون میده
چی بهش نشون دادی؟
!چقدر بیادبی تو
سلام
ما فقط همکلاسی هستیم
میشه باهات حرف بزنم؟ - بله، خانم "کوچیکی"؟ -
شکمت درد میکنه؟ بیا بریم پیش پرستار
اون زد تو شکمش
دیدی؟
!نه! آخ
!من کارای بهتری دارم که انجام بدم
من میرم
...چرا تو
...تو الان یه دروگر نیستی، پس
لعنتی
...تو هیچ دوستی نداری من میتونم دوستت بشم
یه دروگر و یه انسان نمیتونن دوست باشن
دارم شوخی میکنم
انقدر جدی نباش
من نیازی به دوست ندارم با قوانین دروگرا زندگی میکنم
قوانین دروگرا؟
سلام، ایچیگو
اوریهیمی
چه خبره؟
...خب ما
روکیا؟
درود بر تو، اوریهیم
!قدیمی گفتی
داخل کتابته - کامیک بوک من؟ -
ژاپنیه مدرنه - اینجوری نیست -
ببخشید حرفتونو قطع میکنم
میبینمت - ...اما -
کاملا رابطمون براش سوتفاهم شد
ادامه بده
تموم شد
دروگرا از فرماندههاشون اطاعت میکنن
از کی تا حالا درجهی من از تو پایینتر شده؟
برای برگشتن به کمکت نیاز دارم
تو این دنیا میتونی بدستش بیاری
میتونی مربی شمشیر بازی بشی
میبینمت
مغازهی آراهارا
بدن ساختگیت چطوره؟
به عنوان یه دختر دبیرستانی انسان خوب به نظر میرسی
مسخره نباش
چارهی دیگهای ندارم
یه باتری جدید برات دارم
بیا
نقشهای داری؟
دروگرهایی که قدرتشونو به انسانها میدن میتونن اعدام بشن
چارهای نداشتی ولی قوانین دروگرها رو نقض کردی
ممکنه متوجه بشن
نمیتونم فشار روحی اونو ردیابی کنم
روکیا مثل یه احمق از اون هالو"های بیارزش شکست نمیخوره"
...اون واقعاً
قدرتشو به یه انسان داده؟
پیداش کن
...اگه قدرتشو داده باشه
بازداشتش کن
دستور از بالاست
تو کی هستی؟
...خب
میتونی منو ببینی
چی میخوای؟
فشار روحی بالایی رو حس کردم و پیدات کردم
روکیا
میشناسیش؟
زن دروگری که ملاقاتش کردی
دروگر؟
!حتما منم دروگرم
!احمق بازی درنیار
دنبال یه "هالو" که به "صیاد بزرگ" معروفه بود
و به سمت قدرتت جذب شد؟
صیاد بزرگ؟
هی
روکیا کجاست؟
من هیچ دروگری نمیشناسم
به من دروغ نگو
...پیکان
...یعنی
کوئینسیـه
روکیا
بگو چرا اینجایی؟
منظورت چیه؟
میدونی، از اینکه آخرین نفری باشم که از قضایا باخبر میشه، متنفرم
مثل چی؟
داری دروغ میگی
مخفی کاری نکن
من هیچی رو مخفی نمیکنم
پس چرا دروگر مو قرمز میخواست منو بکشه؟
میدونستم
اعتراف کن
اونوقت منم بهت میگم
...تو بخاطر "هالو بزرگ" اومدی اینجا
حالا دروگر مو قرمز دنبالته
و منم تقریبا بخاطر مخفی کردن تو داشتم خودمو به کشتن میدادم
خفه شو و شروع کن به تمرین کردن
شوخی میکنی؟
!منو درگیر نکن
!باید آموزش ببینی
برای چی؟
!اگه اینجا گیر بیفتی برام مهم نیست
...کی گفته تو میتونی اینجا زندگی کنی
...اگه تمرین نکنی
میمیری
مطمئنی؟
وقتی "هالو" خودشو نشون بده روکیا توسط اون انسان نمایان میشه
فکر میکنی کجا زندگی میکنه؟
شاید با ایچیگو - واقعا؟ -
آروم باش، فقط شایعهست
!با خودت بجنگ
!خدای من
...تو یه
دروگری؟
درست فکر میکردم
احمقی؟
فشار روحیت خیلی بالاست
اما طی چند روز گذشته و از وقتی که دختر جدیده اومده بیشتر هم شده
...اون دختر
به نظر انسان میاد، پس بدن ساختگیشه
تو کی هستی؟
هیچ وقت به من توجه نکرده بودی، مگه نه؟
تو 1سال پیش اومدی اینجا ولی ما هیچوقت با هم حرف نزدیم
تو دیگه کدوم خری هستی؟
اسمم اوریو ایشیدا ست
از کجا میدونی فشار روحیم بالاست؟
من اهل قبیلهی "کوئینسی" هستم و دروگرها مردم منو کشتن
دیگه همه دیوونه شدن
اینو ببین
...پیکانهای دیروز
تو بودی؟
قانع شدی؟
من انسانم ولی میتونم "هالو" رو نابود کنم
فقط برای نابود کردن "هالو" و گرفتن انتقام قبیلهام زنده موندم
یک سال پیش قدرتت رو حس کردم بخاطر همین اومدم اینجا
!!صبر کن
به مبارزه میطلبمت
چی؟
ما دنیا رو با موجودات دیگهای شریکیم
انسانها
...یه عالمه روح
و روحهایی که به "هالو" و "دروگر"ها تبدیل شدن
به علاوه، اونایی که از دروگرها متنفرن
دنیای آشفتهای وجود داره که آدما نمیتونن ببینن
اگه تو یه دروگر باشی پس سرنوشت من اینه که تو رو شکست بدم
!!صبر کن !پیچیدهتر از این حرفاست
ثابت میکنم که قبیلهی "کویینسی" برتر از دروگراست
!هی، اینکارو نکن
از شمشیرت استفاده کن
!!نه
...خب پس
مجبورت میکنم که یه دروگر بشی
تـرجـمـه از فـهـیـمـه، مـیـلـاد طـاهـرخـانـی، هــادی
چیکار کردی؟
!!ایچیگو
!هالو"ها دارن میان"
!باید برگردی سرکارت
!!چی شد؟ یه لحظه صبر کن
چی شد؟ - هالو -
خب چی؟
اونا رو بکش و قدرتت رو افزایش بده اونوقت من میتونم برگردم
امکان نداره کی به هالو و دروگرا اهمیت میده؟
لطفا یکی کمکم کنه
...اون صدا
!!هی
!"این همه "هالو کسی داره بهشون طعمه میده؟
هر لحظه ممکنه به روحها و مردم حمله کنن
میترسم
هنوز نرفته بهشت
!!صبر کن
باید از همهی آدما و روحا محافظت کنی نه فقط اون
هان؟
دروگرا با روحها و آدما به طور برابر رفتار میکنن
اگه میخوای نجاتش بدی قسم بخور
!!گوربابای قسم دروگر
همین الان برو
من اونقدر شریف نیستم که جونمو واسه غریبهها به خطر بندازم
اونقدرم عوضی نیستم که دیگرانو تو دردسر بندازم
من اینجام
!مراقب باش
!!رنجی
خیلی کندی
با دروگرا درنیفت
آسون بود
اینکارو نکن رنجی
فک نکن جاخالی دادی
بهت آسون گرفتم
چرا اینجایی؟
خودت میدونی
تا تو رو برگردونم و انسانـه رو با قدرتای تو بکشم
چرا اینجوری نگاه میکنی؟
!توهین آمیزه که انقدر قیافت انسانی شده
هر دو در منطقهی "روکون" متولد شدیم و توسط قبیلهی شریف "کوچیکی" پذیرفته شدیم
برای اینکه دروگر روح بشی عضو خانواده شدی
نباید مثل یه انسان به نظر برسی
درسته، کاپیتان "کوچیکی"؟
برادر
چرا قوانین رو نقض کردی؟
من قدرتامو به اون دادم تا خورده نشم
قدرتمو سهواً بهش دادم
همش بهونه ست
کاری که کردی جنایته
اگه بخوای به محفل ارواح برگردی اعدام میشی
باید قدرتاتو از اون پس بگیری
اونوقت عفو میشی
اگه الان اینکارو بکنم میمیره فشارش خیلی پایینه
خب؟
بزار بمیره
من بودم که قدرتمو بهش دادم
تقصیر اون نبوده
کار دروگرا کشتن آدمای بیگناه نیست
چرا باهاش همدردی میکنی؟
نمیکنم
...قدرتت رو ازش پس بگیر و
بکشش
...وگرنه، روکیا
خودت میمیری
تا ماه کامل وقت داری
صبر کن
!!برادر
هالو"ها رو به سمت غرب بکشون، رنجی"
تـرجـمـه از: مـيلـاد طـاهـرخـانـی، فـهيـمـه، هـادی
قبل از اینکه به شخصیت انسانیت برگردی باید زخمات خوب بشن
وگرنه ممکنه بمیری، هم بدنت هم روحت
باید چیکار کنیم؟
روکیا
باشه، بهتر شد
بیا اینطرفم
نه
میخوام بیام اینطرف تا ازت محافظت کنم
قهرمان منی
اشکالی نداره دستاتو بگیرم؟
!!البته
!ایچیگو
مامان؟
...بابا
هی، بیدار شدی؟
حادثهای واست پیش اومده بود
همکلاسیت آوردت اینجا
بعضی وقتا بیارش خونه
خواب مامان رو دیدم
سالگرد مرگش نزدیکه
بعضی وقتا خوابش رو میبینم
منم همینطور، هر شب
نتونستم ازش محافظت کنم
...مامان
بخاطر من مرد
...انگار من
نمیتونم از هیچ کس مراقبت کنم
اشتباه میکنی پسرم
...عشق زندگی من
در حال محافظت از تو مرد
بخاطر این بهش افتخار میکنم
!!بچهها
ظاهرا، واسه ایچیگو یه حادثهای پیش اومده
حالش خوبه؟
مُرده، درجا مُرده
من زندم
خدای من!! هیچی گونهای اونو نمیکشه، درسته؟
!ایچیگو
...بانداژ
هیچی نیست
ایچیگو انگار خودش نیست
روکیا پیچوندتش؟
منظورت اینه که، با هم قرار میذاشتن؟
خودت میدونی
اوریهیمی شانس بهت رو کرده
ایچیگو کوروساکی
اون آماده نیست
...قدرتت رو ازش پس بگیر و
بکشش
...وگرنه، روکیا
خودت میمیری
تا ماه کامل وقت داری
!بپا
!ولش کن
!هی، روکیا
...اون شب
چرا منو نجات دادی؟
...من هیچی نبودم، ولی با وجود اینکه میدونستی
مجازاتت میکنن، قدرتت رو بهم دادی
...اون شب
ممکن بود هردومون بمیریم
...اما
تو منو نجات دادی
جونتو به خطر انداختی
روکیا؟
...صبر کن
...اون میدونه
!اونجاست
محفل ارواح کجاست؟
بیخبر اومدی
روکیا رفته، اون برگشته؟
من از کجا بدونم؟
!باید بهم بگی محفل ارواح کجاست
اونوقت چی؟ برش میگردونی؟
اگه برش گردوندم چی؟
جذابه
دروگری که بهت حمله کرد ...جنگجوی بزرگی به اسم
رنجی آبارایه
بهم بگو
نمیدونم چطوری باید بریم اونجا
نمیدونی؟
...اما
یکی که میدونه رو میشناسم
دروگری که از محفل ارواح تبعید شده و اینجا زندگی میکنه
چیکار میتونم بکنم؟
فکر نمیکنم روکیا به محفل ارواح برگشته باشه
اگه اینکارو کرده باشه اعدام میشه
اینجوری زندگیشو به خطر نمیندازه
فکر کنم داره سعی میکنه از تو محافظت کنه
چطوری؟
داره با درخواست بخشش تو از برادرش زندگیشو به خطر میندازه
تا از من محافظت کنه
اون انسان صیاد بزرگ رو به خودش جذب میکنه
...من اونو نابود میکنم و خودمو رها میکنم و
فرمانده رو خوشحال میکنم
پس بزارید زنده بمونه
روکیا
نقشهای داری؟
...اگه روکیا اینکارو بکنه
...ممکنه درجا توسط برادر بیرحمش
بیاکویا" کشته بشه"
میتونی از هرجایی وارد محفل ارواح بشی
دروازهی مورد علاقهی دروگرا نزدیکه اینجاست
میخوای خودتو بخاطر اون تو خطر بندازی؟
نه
برادر بزرگترت رو نادیده میگیری؟
میخوای اعتماد منو از دست بدی؟
...برای اینکه از اون محافظت کنی
داری منو به مبارزه میطلبی؟
جواب بده، روکیا
جواب بده
زود باش و اون انسان رو بکش روکیا
...در این صورت
عفو خواهی شد
!روکیا
چرا اونو نمیکشی؟
به هرحال صیاد بزرگ میخواد اونو بخوره
اون فقط يه طعمهست، يه تيکه آشغال اونو بکش
کافيه
فقط بشين و تماشا کن
اون هر چيز بزرگی که هست
من نابودش میکنم
زمان بندی خوبيه
من اونو بخاطر تو میکشم
رنجی
دست نگهدار
ادامه بده، امتحانش کن، انسان
ولی، فرمانده
صیاد بزرگ رو نابود کن
چشم
به يه شرط
اگه موفق شدم
روکيا رو باید آزاد کنی
روکيا
آموزش دروگرم رو تکميل کن
و منم صیاد بزرگ رو شکست ميدم
و قدرتهات سه برابر قبل پس میگیری
ما دروگرها 54 ساله که صیاد بزرگ رو تعقيب کرديم
اون قویتر و چالاکتر از هر هالويه که باهاش مواجه شديم
اون برای جذب
افرادی با فشار روحی بالا از طعمه استفاده میکنه
و روحشون رو شکار میکنه
همونطور که قدرتهات رو افزايش میدی
اون به سمت تو کشيده ميشه
نه؟
نگاه کن
چه خبره؟
ايچيگو نزديک رودخونه درحال تمرين کندو بود (اسم هنر شمشيرزنی ژاپنيـه)
واقعا؟
اون با روکيا تمرين میکنه
ايچيگو؟ چرا؟
تا لاغر بشه؟ - يا شايدم يه ستاره فیلمهای اکشن -
آره - جدی؟ -
يه ستاره فیلمهای اکشن خب، اون بدنش رو داره
آفرين
يه چيز درمورد جنگيری
تو هالو رو نمیکشی
تو از گناههانش رهاش میکنی
پيشونیش رو هدف بگير
حتی صياد بزرگ هم نمیتونه ضربه به اينجا رو تحمل کنه
اين صياد بزرگه؟
يه جورایی
من با اين مبارزه میکنم؟
مطمئنم اون بزرگتره
تو گفتی که اون منو تعقيب میکنه؟
درسته - از کی؟ -
احتمالا از زمانی که بچه بودی
فکر میکنی من ديدمش؟
فقط خودت اينو میدونی
صياد بزرگ به ندرت ديده ميشه
بعضيا ميگن اون يه جونور بزرگه
يه سری ديگه ميگن اون مثل يه گل شيطانيه
اون چی بوده؟
یعنی، دراصل چی بوده
چي؟ - قبل اينکه تبديل به هالو بشه -
اول، اون روح يه دختر بوده
يه دختر
چی شده؟
روح يه دختر
چیزی يادت اومده؟
آره
روکيا
به نظر ميرسه اين قضيه شخصيه
ايچيگو چندوقت پيش چندتا خلافکار رو کتک زد
اونا ممکنه سروکلهاشون پيدا بشه
به نظرت ايچيگو برای اون آماده شده؟
دوست شما با چیزی بزرگتر روبرو ميشه
شايد مسئوليت خیلی بزرگی برای اون باشه
اون ممکنه بميره ولی اون بايد اين چالش رو بپذيره
موفق شدم
هی
بيا
ايول
تو موفق شدی - جدی؟ -
اين چيه؟ - بهش ميگن بزن قدش -
همينه
من از اين خوشم مياد
مطمئنی، کاپيتان؟
اون به هرحال از پسش برنمياد
اون فقط يه طعمه برای صياد بزرگه
تو صياد بزرگ رو از بين میبری
و روکيا رو هم میکشی
روکيا نمیتونه اونو بکشه
روکيا به اون وابسته شده
اين يه بیماری مرگبار برای يه دروگره
اين دروگر رو ضعيف میکنه
و اگه جدی باشه، مرگباره
ما اينجاييم تا مراسم يادبود مامان رو برنامه ریزی کنيم
ايدهای دارين؟ دستتون رو بلند کنيد
من، من - من، من -
يوزو ترتيب ناهار رو ميده
کارين هم گلها، عود و هديهها رو میگیره
ما رو ناديده نگير
من دستم رو بالا بردم
منم ترتيب آبجو رو ميدم
اينم بخاطر خودته - امکان نداره -
اين بخاطر من و مامانتونه
چیزای ديگه هم بيار
دارين ميرين پيک نيک؟
پيک نيک
گمونم
ميريم سر قبر مامان
البته، بابا و خواهرم دوسش داشتن
همهشون دوسش داشتن
و من اونو ازشون گرفتم
روابط خانوادگی
خیلی ارزش داره؟
کسی رو تو خونه نداری؟
من پدر و مادر ندارم
میتونی توی دنیای ما بمونی
من دوستت خواهم بود
اين غيرممکنه
چرا؟
اين خلاف قوانينه
قوانين
دروگرها خیلی سختگيرانهست
به هرحال
ممنون
وقتی همچين چیزی میگی
احساس خوشحالي میکنم
ميريم بالا
هرسال بالا رفتن از اين تپه منو خیلی خسته میکنه
زودباشين
من اول ميرم
بابا، تو جرزنی
ايچيگو، ميشه لطفا بری پايين سراغ دستگاه فروش؟
من خیلی تشنهامه دارم میميرم
آب آناناس میخوام - چرا الان میخوايش؟ -
من الان تشنمه
باشه، شما ادامه بدين
زودباش
چیزی دیدی؟
هنوز نه
ماساکی کوروساکی
اينم برای تو، ماساکی
درمورد ايچيگو
نميشه بهش بگي
اين تقصير اون نيست؟
اون دختر اونجا چيکار ميکنه؟
نزديکه
چی شده؟
خوبی؟
چرا انقدر لفتش ميدن؟
صياد بزرگ
میدونستم که خودتی
روکيا
آماده
تو مامان رو کشتی
ايچيگو برو پشت سرش
ايچيگو
مامان
ايچيگو
خیلی دلم برات تنگ شده
اون يه توهمـه
چطور جرات میکنی مامانم رو توی مبارزهمون دخالت بدی
من منتظرت بودم
کجايين، يوزو؟ کارين؟
فعلا بخواب
شروع شد
اين چيه؟ - طوفانه -
فرار کنيد
طوفان
چی شده؟
طوفانه؟
اوه، خدای من
اون اينجاست
بچهها
ايچيگو
اونا نمیتونن منو ببينن
لعنتی
چاد
ازشون مراقبت کن
ايچيگو
تو هم اونو احساس کردی، چاد؟
چي؟ - ايچيگو بود؟ -
مطمئنم خودش بود
همگی، بريد بيرون
از اين طرف
عجله کنيد
ايچيگو
به هر قیمتی من بايد اين نبرد رو ببرم
نزديک بود
تو
يه کوئينسی
لعنت بهت
من هوای اينو دارم
میخوام زنده بمونی تا يه روز بتونم به چالش بکشمت
کارـتون تموم شد
ايچيگو
پيشونیش
تيرم خطا رفت؟
مامان، من ازت محافظت میکنم
ايچيگو
خوبی؟
ممنون
خودتو گول نزن
اين فرصت من بود
از دست تو و طرز فکرت
غافلگير شدم. تو صياد بزرگ رو نابود کردی
يه کوئينسی شمشيرم رو زنگ زده میکنه
حالا، میميری
نه، رنجی
روکيا
تظاهر به انسان بودن رو بس کن
چی شده، روکيا؟
دروگر درون تو کجا رفته؟
يه انسان و يه دروگر نبايد باهمديگه از لحاظ احساسی درگير بشن
پس اون مرد رو بکش
برای آخرين بار، دارم بهت دستور ميدم
روکيا
تو
نمیتونی درمان بشی
رنجی
هردوشون رو
بکش
سر حرفت بمون، عوضی
ايچيگو
من ازت محافظت میکنم
نه، فرار کن - نمیخوام -
خیلی کندی
دخلت اومده
همهش همين؟
اين تمام کاريه که از دستت برمياد؟
نوبت منه
تو 2000 سال جوونتر از اونی هستی که رقيبم باشی
غرش زابيمارو رو گوش کن
خداحافظ
انگار دوست پسرت رو کشتم
غمگين نباش، روکيا
يه چیزی بهم ميگه
که تو نمیتونی منو شکست بدی
اون شکست ناپذيره؟
رنجی... عقب وايسا
خودتو آماده کن
خیلی کندی
ايچيگو
يه لحظه صبر کن
اگه میتونی وايسی، فرار کن تو حريف اون نیستی
روکيا
وقتشه که بيدار بشی
من
ازش محافظت میکنم
هنوز کارم تموم نشده
ايچيگو
هنوز نه
اون تسليم نميشه
هنوز کارمون تموم نشده
چطور جرأت میکنی
ای انسان پست
چطور جرأت میکنی ردای برادرم رو بگیری؟
اگه نزديکتر بیای
از بين میبرمت
برادر
من واقعيت رو درک کردم
من، روکيا کوچيکی
التماس میکنم که از گناهم بگذر
منظورت اونه؟
بله
خيلي خوبه
ما برمیگرديم
چشم
قدرتهام رو بهم برگردون
اونوقت دوباره زندگي عادیای که میخواستی رو از سر میگیری
درنتيجه
همهچی رو فراموش میکنی
از جمله منو
همهچی رو
به اندازه کافی با انسانها بودم
مخصوصا با تو
تو خشن و بداخلاق
و وظيفه نشناسی
روکيا
به درود
ايچيگو
بازم
ازم محافظت شد
صبح بخير
خیلی خوابیدی
حالت خوبه؟
يه خواب ديدم
جزييات يادم نمياد
ولی طولانی بود
بيدار شدی، ايچيگو - آره -
خوب بخوريد و خوب زندگی کنيد
سن خوبيه تا زمانی که کچل بشين
و با لبخند بمير، پسر
به زندگيت ارج بده
:: ترجمه از: ميلاد طاهرخانی، فهيمه، هادی :: «M.i.l.a.d, F@hime, Hadi Es»
طوفان توی ايستگاه قطار ويران کننده بود
ايچيگو هم اونجا بود
اون خوبه؟
...اون - من زندهام -
خوبه، میدونستم که تو خوب میشی
ايچيگو
انگار يه جورایی فرق کردی
انگار... قد بلندتر شدی؟
امکان نداره
ايچيگو، ازت خیلی ممنون
هيچکس تاحالا زندگيش رو بخاطر من به خطر ننداخته بود
صبح بخير
صبر کن
ما تاحالا باهم صحبت کرديم؟
نه
از آشنايیتون خوشبختم
خیلیخب
من برگشتم به محفل ارواح تا گناهانم بخشيده بشه
ولی از کاری که کردم پشيمون نيستم
من با يه انسان دوست شدم
ولی
خاطرات همه از من
پاک شد
همينطور تو
تو هم منو به ياد نمياری
هيچوقت
اگه تابلو بازی دربیاری میميری
البته فکر کنم
« WwW.iMovie-DL.Co » « WwW.Show-Time.iN »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.